میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 191
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2623
:: بازدید ماه : 8754
:: بازدید سال : 14970
:: بازدید کلی : 14970
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

براي كساني كه خود را "شيعه" حضرت امام علي (ع) مي‌دانند، ‌كسب شناخت و معرفت نسبت به شخصيت آن امام معصوم (ع) يك فريضه است و نبايد در انجام آن غفلت روا دارند، كه هر نوع قصور و مسامحه در اين امر، ‌زيان‌هايي چون از دست دادن فيض شناخت و آگاهي نسبت به كسي را به همراه دارد كه حتي بيگانگان در مقام والاي او به شگفتي افتادند و سر به خضوع فرود آوردند. 

مگر نه اين است كه "شيعه" يعني تابع و پيرو؟ و آيا جز اين است كه تبعيت و پيروي از حضرت مولي الموحدين (ع) در گرو معرفت نسبت به شخصيت اوست و تا اين شناخت و بينش به دست نيايد، "پيروي" تحقق عيني نمي‌يابد؟ بنابراين شخصيت شناسي اميرمومنان (ع) براي هر مدعي پيروي از آن پيشواي الهي، ضروري و حياتي مي‌باشد. 

راستي چگونه مي‌توان در برگرفتن جرعه‌هايي از اقيانوس بي‌كران شخصيت كسي كه جامع صفات متضاد و خصال گوناگون است، تسامح ورزيد و در عين حال نامش را بر زبان جاري كرد و خود را محب او ناميد؟ براي انجام وظيفه امام شناسي، مستحكمترين و راهبردي‌ترين شيوه، گوش جان سپردن به معارف و رهنمودهايي است كه آن پيشواي بزرگ درباره خود بر زبان جاري ساخته است،‌ اگر چه معتقديم آنچه حضرت علي (ع) درباره خود فرموده، بسيار اندك است. 
 
بديهي است عالمان و انديشمندان اسلامي كه خود در مكتب حضرت امام علي (ع) سال هاي مديد درس و حكمت آموخته‌اند،‌ در تبيين سخنان آن امام معصوم، داراي احاطه و نگرش‌هاي ژرف و همه جانبه مي‌باشند،‌ و فقيه و انديشمند معاصر حضرت آيت الله جوادي آملي از كساني است كه كه داراي اين مهارت خاص مي‌باشد و ما را در اين امر بينش و آگاهي مي‌دهد. 
شناخت مقام والاي حضرت علي (ع) و شناساندن آن، جز براي امامان معصوم مقدور نيست. از اين رو مناسب است براي شناخت آن حضرت به برخي از سخنان خود ايشان تمسك كنيم كه نشان دهنده اعتلاي مقام حكيمانه وي است. 

1. در خطبه 192 از نهج‌البلاغه هنگامي كه ظهور اسلام را تشريح مي‌كند و رسول اكرم (ص) را مي ستايد، مي‌فرمايد:  رسول اكرم (ص) مرا در همان اوايل زندگي در دامن خويش مي‌پروراند و هر روز بابي از علم و اخلاق به روي من مي‌گشود و مرا به اقتداي آن فرا مي‌خواند، "يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما و يامرني بالاقتداء به"،‌ و هر سال كه مجاور كوه حرا مي‌شد و در جوار آن به عبادات مي‌پرداخت، من او را مي‌ديدم و جز من كسي وي را نمي‌ديد، "و لقد كان يجاور في كل سنه بحراء ‌فاراه و لايراه غيري". 
 
در خانه‌اي كه اسلام در آن ظهور كرده بود غير از رسول اكرم (ص) و خديجه (ع) كسي نبود و من سومين نفر آن دو بودم. نور وحي و رسالت را مي‌ديدم و نسيم نبوت را استشمام مي‌كردم، "ولم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله (ص) و خديجه و انا ثالثهما. اري نور الوحي و الرساله و اشم ريح النبوه". 

آن شامه غيبي كه نسيم غيبي را استشمام مي‌كند و در انبيا (ع) وجود داشت، در علي (ع) ‌نيز بود. وقتي برادران يوسف از مصر حركت كردند و پيراهن وي را به همراه خود آوردند،‌ حضرت يعقوب در فاصله چندين فرسنگي (ع) با قاطعيت و تاكيد فرمود: من نسيم و بوي يوسف را استشمام مي‌كنم،‌ "اني لاجد ريح يوسف لولا ان تفندون" (1) 

شامه‌اي كه از غيب مي‌بويد، شامه‌اي ملكي و مادي نيست،‌ چنان كه نبوت نيز مربوط به عالم طبيعت و ملك نيست و تنها با حس بويايي ملكوتي مي‌توان نبوت را كه امري غيبي است، تشخيص داد. 

علي (ع) نيز مي فرمايد: من هنگام نزول وحي بر پيامبر، صداي ناله شيطان را مي‌شنيدم. به رسول اكرم (ص) عرض كردم: اين ناله و فرياد چيست؟ فرمود: اين افسوس شيطان است كه فهميد ديگر پرستش نمي‌شود، چون جايي كه وحدت و نبوت و رسالت حكومت كند، آنجا شيطان عبادت نمي‌شود، "ولقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحي عليه (ص) فقلت: يا رسول‌الله ما هذه الرنه؟ فقال: هذا الشيطان قد ايس من عبادته". آنگاه فرمود: اي علي هر چه را من مي‌بينم تو نيز مي‌بيني و هر چه را من مي‌شنوم، تو نيز مي‌شنوي، جز آن كه تو پيامبر نيستي،‌ ليكن وزير من هستي و تو بر پايه خير استواري: "انك تسمع ما اسمع و تري ما اري الا انك لست بنبي و لكنك لوزير و انك علي خير" (2) 

2. حضرت علي (ع) در خطبه سوم كه به خطبه "شقشقيه" معروف است، مي‌فرمايد: "ينحدر عني السيل ولايرقي الي الطير"، من آن كوه بلندم كه سيل علوم از من سرازير مي‌گردد! چون هر كوهي سيل‌خيز نيست و سيل فقط از كوه بلند و مرتفع برمي‌خيزد و هيچ پروازكننده‌اي به مقام اوج گرفته من پر نمي‌كشد. 
فكر انديشمند عادي به مقام والاي علي بن ابي‌طالب راه نمي‌يابد و تحمل هضم و فراگيري علوم سيل گونه اين حكيم الهي مقدور افراد عادي نيست، زيرا در برابر سيل نمي‌توان ايستاد، بلكه بايد از كناره‌هاي آن به قدر توان بهره برد. 
3. آن حضرت در خطبه 189 در بيان مقام علمي خود مي‌فرمايد: "ايهاالناس! سلوني قبل ان تفقدوني فلانا بطرف السماء اعلم مني بطرق الارض". 

در اين كلام آن حضرت براي خود دو نشئه قايل است،‌ چنان كه جهان نيز دو نشئه دارد، عالم ظاهر و عالم باطن، عالم غيب و عالم شهادت. ايشان مي‌فرمايد: جنبه غيبي من قوي‌تر از جنبه شهادت من است! آگاهي من به علوم آسماني بيش از آگاهي من به علوم زميني است! زيرا غيب قوي‌تر از شهادت است و با خبران از غيب عالم قوي‌تر از مرتبطان به عالم شهادت هستند. 

4. در خطبه 175 مي‌فرمايد: والله لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شانه لفعلت!‌ و لكن اخاف ان تكفروا في برسول الله (ص) الا و اني مفضيه الي الخاصه ممن يومن ذلك منه. 
سوگند به خدا، اگر بخواهم جريان زندگي شما، آغاز و انجام آن، و ورود و خروج شما را در كارها تشريح كنم، مي‌توانم،‌ چون از گذشته و آينده شما - به اذن خدا - آگاهم،‌ ولي خوف دارم كه تاب نياوريد و بگوييد: چگونه رسول خدا چنين نفرمود و علي (ع) مي‌گويد،‌ پس علي (ع) از رسول خدا (ص) بالاتر است و اين مساله زمينه انحراف فكري شما را فراهم سازد. آگاه باشيد كه با مواليان مورد اطمينان بعضي از اسرار عالم را در ميان مي‌گذارم. اين نمونه‌اي از احاطه علمي علي (ع) به جهان غيب است و جهان غيب بر جهان شهادت احاطه دارد. 

5. در خطبه 158 خود را سخنگوي وحي معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اخبركم عنه الا ان فيه علم ما ياتي و الحديث عن الماضي و دواء دائكم و نظم ما بينكم. 
 
قرآن سخن مي‌گويد،‌ شما از قرآن بپرسيد،‌ ولي هرگز حرف نمي‌زند، ليكن من سخنگوي قرآنم و شما را از محتواي آن آگاه مي‌سازم. آگاه باشيد كه علم آينده، سخن از گذشته، داروي دردها و نظم امور زندگي شما در قرآن است. 

6. در خطبه 109 مي‌فرمايد: ما درخت نبوتيم،‌ درخت نبوت در خاندان ما ريشه دارد و فيض رسالت در اين خانواده فرود مي‌آيد و فرشته‌هاي خداي متعال با خاندان ما رفت و آمد دارند و قرارگاه علم ما هستيم و چشمه‌سار حكمت‌ها ماييم، "نحن شجره النبوه و محط الرساله و مختلف الملائكه و معادن العلم و ينابيع الحكم". 

كانون و كان علم و حكمت علي و اولاد علي (ع) هستند و همان‌گونه كه قرآن كريم در تشريح حكمت گويا و رسا است، اميرمومنان (ع) نيز كه شاگرد بارز اين كتاب و قرآن ناطق است، بهترين بيانگر حكمت خواهد بود. 

وصفي كه خدا براي قرآن بيان فرمود، علي (ع) نمونه آن صفت را براي خود تشريح مي‌كند، خدا در عظمت قرآن مي‌فرمايد: "لو انزلنا هذا القران علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشية الله"، آن قدر اين قرآن وزين است كه اگر آن را بر كوه نازل كنيم، كوه متلاشي مي‌شود. 

همان گونه كه هضم مسايل سنگين براي همه ميسر نيست و بسا افرادي را به صداع و سردرد مبتلا مي‌كند،‌ معارف بلند قرآن كوه را به صداع،‌ تفرق و تلاشي مبتلا مي‌كند، و اين مثلي است كه ممثل را روشن مي‌سازد: "و تلك الامثال نضربها للناس" (3) 

امرمومنان (ع) نيز پس از درگذشت سهل بن حنيف انصاري كه از اصحاب ديرينه و شاگردان مكتب مولي‌الموحدين بود، فرمود: اگر كوه بخواهد محبتم را هضم كند، متلاشي مي‌شود: "لو احبني جبل لتهافت" (4) يعني تحمل محبت، هضم ولايت و معرفت علي (ع) مقدور كوه نيست، همان گونه كه هضم معاني بلند قرآن مقدورش نيست. 
7. در كلمه قصار 184 مي‌فرمايد: "ما شككت في الحق مذ اريته"، از آن لحظه‌اي كه حق را به من نماياندند و حق مشهود من شد، در آن شك نكردم. 

آري! علي (ع) كه بر فطرت توحيد زاده شده است، "فاني ولدت علي الفطره" از لحظه‌اي كه حق را به آن حضرت نشان دادند، در آن شك نكرد و تا آخر نيز بر آن استوار ماند. 
8. اميرمومنان حضرت علي (ع) در يكي از نامه‌هايي كه براي معاويه مرقوم فرمودند، مقداري از فضايل اهل بيت را تشريح كرده، مي‌فرمايد: اگر خداوند در قرآن از خودستايي و بر شمردن فضايل خود نهي نفرموده بود، (فلا تزكوا انفسكم) (6) من گوشه‌اي از فضايل خانوادگي خود را برمي‌شمردم، "و لولا مانهي الله عنه من تزكية المرء نفسه، لذكر ذاكر فضائل جمه". اين كار شمارش نعمت‌هاي خدا در كمال خضوع و بندگي است. سپس مي‌فرمايد: "فانا صنائع ربنا ولناس بعد صنائع لنا" (7) ما ساخته شده و دست پرورده خداي خويش هستيم، ما ساخته ربوبيت حقيم و ديگران دست پرورده ما هستند. ما علوم الهي را از مكتب "الله" آموختيم و ديگران از ما فرا گرفتند. ما در كنار سفره وحي نشسته‌ايم و سايرين در كنار سفره ارشاد ما. ما در آموختن علوم و معارف نيازي به غير خدا نداريم، ولي ديگران نيازمند ما هستند كه مجراي فيض خداونديم. 
اين جمله بلند در يكي از توقيعات حضرت بقية الله (ارواحنا فداه) نيز آمده است: "نحن صنائع ربنا و الناس بعد صنائعنا". (8) 

شاگرد مستقيم خداي عزيز حكيم خود نيز حكيم است. رسول اكرم (ع) كه قرآن حكيم را از نزد خداي حكيم آموخت، حكيم است و علي ابن ابي طالب (ع) نيز كه طبق آيه مباهله (آل عمران، 61) به منزله جان رسول اكرم (ص) و مانند نفس مطهر او محسوب شده، از همين مكتب و علم لدني برخوردار است، و چشمه‌هاي حكمت از جان او مي‌جوشد. 
 
اگر كسي چهل روز "خالصا لوجه الله" زندگي كند و تمام برنامه چهل روزش براي رضاي خدا باشد. مضمون (قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين" (9) در جانش تجلي كند، چشمه‌هاي حكمت از جانش مي‌جوشد و بر زبانش جاري مي‌شود، قال رسول الله (ص): "من اخلص لله اربعين يوما فجر ‌الله ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه" (10) 
علي (ع) كه تمام عمر را "خالصا لوجه الله" زندگي كرد، در حكمت نظري به جايي رسيد كه فرمود: آن چه از هم اكنون تا قيامت رخ مي‌دهد، از من نمي‌پرسيد، جز آن كه شما را آگاه مي‌كنم، "لتسألونني عن شيء فيما بينكم و بين الساعه... الا انباتكم". (11) 
اين تحدي غير از جمله‌اي است كه فرمود: "ايها الناس سلوني قبل ان تفقدوني فلانا بطرق السماء اعلم مني بطرق الارض" (12) پيش از آن كه مرا در بين خود نيابيد، آن چه مي‌خواهيد بپرسيد كه من به راه‌هاي آسمان از راه‌هاي زمين آشنا‌ترم. 
چنين انساني كه بر بام طبيعت مشرف است و به جهاني راه يافته كه بر طبيعت مسلط است، در حكمت نظري و عملي حكيمي كامل، نامور و متاله خواهد بود. 

9. در خطبه 192 نهج البلاغه مي‌فرمايد: من جزو گروهي هستم كه در راه خدا از سرزنش ملامت كنندگان باز نمي‌ايستند، سيماي آنان سيماي صديقان است، يعني كساني كه هم در مقام اعتقاد صادقند و هم در مقام اخلاق و عمل. صدق در اين سه قسم برايشان ملكه و راسخ شده است، "و اني لمن قوم لا تأخذهم في الله لومه لائم سيما هم سيما الصديقين"، و گفتارشان گفتار افراد نيك است، "و كلامهم كلام الابرار". شب را زنده و آباد نگه مي‌دارند، "عمار الليل". شب آنان معمور است، نه باير و مخروب، شب را به خواب نمي‌گذرانند تا مخروب و ويران باشد، آن كس كه در خواب است، شب زنده و آباد ندارد: 

گريه شام و سحر شكر كه ضايع نگشت           قطره باران ما گوهر يكدانه شد 
زنده بودن شب و آباد كردن آن موجب روشن شدن روز و آبادي آن مي‌شود، "و منار النهار". 
روشني روز از قبال افراد روشن ضمير است، طبيعت را آفتاب روشن مي‌نمايد، ولي جامعه بشري را اولياي الهي روشن مي‌كنند، آنان روز را نور مي‌دهند و شب را آباد و زنده مي‌گردانند و زمان را فروغ مي‌بخشند و زمين را بركت مي‌دهند. 

به ريسمان قرآن چنگ مي‌زنند، "متمسكون بحبل القرآن"، سنت‌هاي خداوند و رسول را احيا مي‌كنند و مقررات الهي را زنده نگه مي‌دارند، "يحيون سنن الله و سنن رسوله"، اهل تكبر و برتري طلبي و تجاوزگري و فساد نيستند، "لا يستكبرون و لا يعلون و لا يفسدون". 

آنگاه در پايان خطبه مي‌فرمايد: دل‌هاي آنان در بهشت است و بدن‌هايشان در كار و كوشش، "قلوبهم في الجنان و اجساد هم في العمل" (13) جانشان در آن عالم است و جسمشان در اين عالم، يعني هم زمان با اين كه جسم آنها مشغول عمل است، جان آنان در بهشت متنعم است. 
10. در خطبه 197 درباره اين كه پيرو راستين وحي بود و لحظه‌اي از مسير وحي فاصله نگرفت، مي‌فرمايد: "اني لم ارد علي الله ولا علي رسوله ساعه قط"، من لحظه‌اي در برابر فرمان خداوند و رهبري‌هاي رسول اكرم (ص) نايستاده و آن را رد نكردم، بلكه مطيع محض بودم. 

در پايان همين خطبه مي‌فرمايد: "فوالذي لا اله الا هو اني لعلي جاده الحق و انهم لعلي مزله الباطل"، سوگند به خدا من در مسير حق و در جاده حقيقت هستم و آنها كه مخالفند در لغزشگاه باطل قرار دارند. 

آن چه گذشت، نمونه‌هايي كوتاه از معرفي حضرت علي بن ابي طالب (ع) از زبان خود آن حضرت (ع) بود، "آفتاب آمد دليل آفتاب"، چون شخصيتي مانند ايشان را بايد رسول اكرم (ص) و يا خود او معرفي كند، چنان كه رسول اكرم (ص) خطاب به اميرمومنان (ع) مي‌فرمايند: غير از خدا و من، كسي تو را آن گونه كه شايسته‌ است، نشناخت، "ما عرفك حق معرفتك غير‌ الله و غيري" (14) 
 
پاورقي 
1. سوره يوسف، آيه 94 
2. نهج البلاغه، خطبه 192 
3. سوره حشر، آيه 11 
4. نهج البلاغه، حكمت 111 
5. همان مدرك، خطبه 57 
6. سوره نجم، آيه 32، خودتان را پاك نشماريد. 
7. نهج‌البلاغه، نامه 28 
8. بحارالانوار، ج 53، ص 178 
9. سوره انعام، آيه 162 
10. بحارالانوار، ج 67، ص 249 
11. نهج البلاغه، خطبه 93 
12. همان، خطبه 189 
13. نهج البلاغه، خطبه 192 
14. بحارالانوار، ج 39، ص 84 


:: بازدید از این مطلب : 3236
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

 مراسم  احیای شب بیست و یکم ماه رمضان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) با سخنرانی آیت الله احدی و مناجات خوانی حاج سعید حدادیان برگزار شد.
 
نکاتی از سخنان آیت الله احدی را بخوانید؛

*مرحوم سید اصفهانی در کتاب مکیال المکارم خود می نویسد، هرکس سه بار بگویید بابی انت و امی یا اباصالح المهدی، زهرای مرضیه(س) در برزخ برایش دعا می کند.

*نماد ولایت امیرالمومنین به حدی بالاست که عقل ها را متحیر می کند، به طوری که مستشرق فرانسوی در کتاب خود می گوید: من در یکی از شب های احیا در تهران بودم. تا قبل احیا زن و مرد رنگ های مختلفی داشتند به محض اینکه غروب شد، شب نوزدهم همگی یک رنگ شدند و مفاتیح بدست به مراه یک زیر انداز با هیجان به سمت مساجد می رفتند، می گوید به یکی از این مجالس رفتم دیدم از استاد دانشگاه و دانشجو تا کارگر و ...همگی فزت و رب الکعبه می گویند.

**در اصول کافی اینچنین آمده است که: شخصی به حضرت امام صادق(ع) فرمود ما تا زمانی که پیش شما هستیم به یاد خدا هستیم ولی زمانی که از شما جدا می شویم اینطور نیست، امام فرمود: اگر همین طور که در نزد من هستی یاد خدا باشی و وقتی بیرون می روی هم همین طور باشی با فرشتگان مصافحه خواهی کرد.

*کسی فکر نکند امشب به زحمت افتاده است، همه امشب به این فکر کنند که میخواهیم رنگ دنیا را یاعلی کنیم، صدای زنگ درب بهشت یاعلی است.

*اولین کاری که باید امشب انجام دهیم استماله قلب است، یعنی کاری کنید که دل امیرالمومنین به شما میل کند، اگر امشب دل امیرالمومنین به شما میل کرد یقینا دل امام عصر به شما میل می کند، شرط آن این است که موعظه های امیرالمومنین در دل شما بنشیند.

* آخرین حرف امیرالمومین چه بود؟ کسی میداند؟ نمی دانم چرا این سخنان را بر در و دیوار ها نمی نویسند تا همه بدانند؟ ایشان فرمود: من می روم و از شما فرزندان و شیعیان خداحافظی می کنم اما در برزخ منتظرتان می مانم، حضرت آیت الله بهجت در توضیح فرمودند: یعنی من بهشت نمی روم مگر اینکه دانه دانه جوانان و شیعیان خودم را با خود می برم، یعنی اگر کسی گناهی کرده است مطمئن باشد امشب علی(ع) دستش را می گیرد.

*شیخ جعفر شوشتری فرمودند: ما با کارهای زشتمان نمی توانیم به فوز ملاقات علی(ع) برسیم مگر اینکه این شبها به خود علی(ع) توسل کنیم و منظور امام علی این است که سه شب برای شما گذاتشته ام تا بتوانید در این سه شب به فوز دیدار در قیامت برسید.


:: بازدید از این مطلب : 2076
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

مراسم عزاداری و احیای شب بیست و یکم ماه رمضان در هیئت رایه العباس برگزار شد.

در این مراسم همچون شبهای قبل حجت الاسلام والمسلمین عبدالحمید شهاب سخنرانی کرد و حاج محمود کریمی به مناجات خوانی و مداحی پرداخت.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام شهاب را بخوانید؛

_ به نظر می رسد اگر قرار باشد شیعیان قلب مقدس امام عصر(عج) را به عنوان صاحب عزای امشب و فردا را آرام کنند رهگذری باشد از دعا برای سلامتی حضرتش. تلاش عبد صالح ایجاد یک عمل مطلوب و مورد پسند خالقش است، تا در نهایت به واسطه صدور این عمل از طرف عبد ،معبود به دید رحمت نگاه کند و این عبد به مقام مرحوم بودن و مشمول رحمت خاص خدا شدن قرار بگیرد.

_ بین فلاح و فوز فرق معنایی می باشد. فلاح رستگاری اعتقادی انسان را می گویند ولی فوز رستگاری عملیاتی بنده است. خدا می خواهد جلوه این رستگاری را در اعمال من و شما ببیند. خداوند می فرماید آخرین نقطه فلاح دست شیعیان علی بن ابیطالب است که سند آن سوره مؤمنان است که به نام شیعیان زده شده است. فلاح در گرو ایمان اعتقادی است که نقطه کمالش ایمان به ولایت امیرالمؤمنین و یازده نور پاک از آن صلب شامخ است.

_ مرحله فوز یا رستگاری عملی یک مرحله بالا است. اگر کسی فائز شد درست در کنار ائمه قرارش می دهند. اگر به مقام فوز رسید جایگاهش همنشینی و انس حقیقی با حضرت محمد(ص) در بالاترین رتبه بهشت قرار می گیرد. در میان روایات بالغ بر 25 مورد برای فائز شدن وجود دارد اما سه چهار تای آن کلیدی است. برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید کوتاه ترین راه ، کم خطر ترین راه و راهی که راه اتصال باشد را بپیماید.

_ اولین عامل برای فائز شدن همین کلام نورانی قرآن اطاعت است. مقدمه اطاعت هیچ وقت برای انسانی که ادعای مطیع بودن می کند،حاصل نمی شود مگر آن که معرفت به مطاع داشته باشد. تمام حکما فرمودند مطیع زمانی به مطاع خودش سلمنا بگوید و مطاع با دید رحمت و توجه و مغفرت به آن نگاه کند که این دو مقدمه را داشته باشد. یک مطاع خود را بشناسد و دو دوستش داشته باشد و به آن محبت داشته باشد.

_ خالق در مسیر اطاعت دنبال یک چشم گفتن است و اگر در اوج خطا هم باشیم به سرعت جواب انسان را می دهد. خدا بهانه جو است. بهانه را یک طوری دستش بدهید ورق را برمی گرداند. در روایتی از وجود نازنین حضرت محمد داریم که خدا هر روز این طوری ندا می دهد که من صاحب قدرت هستم و اگر می خواهید در دو دنیا عاقبت به خیر شوید اطاعت کنید من را که آن هم با انجام واجب و ترک محرم است.

_ دومین عامل تقوا می باشد. دهانه نفس را بکشید. امیرالمؤمنین فرمودند که حرام عمومیت دارد. امام رضا(ع) می فرماید که گناهان کوچک راه را باز می کند و مستقیم تو را در گناه کبیره می اندازد و راه جلوگیری آن تقوا است.

_ سومین عامل انقطاع است که باید از این مردم برید. البته با خلق باشید ولی برای خالق. وقتی از مردم بریدیم به سفر معنوی می رسیم.

_ چهارمین عامل که کوتاه ترین راه است و به هر چه می خواهید می رسید و آن این است که محبت امام حسین در دل انسان بتابد. از کانال سیدالشهدا تقوا برای انسان می آید. با اشک بر سیدالشهدا به هر چه می خواهید می رسید.  اگر در سینه محبت امام حسین نباشد معطل هستید. خدا یک شب قدر دارد و آن هم زهرا است. حب حسین دنیا را زیر و رو می کند.


:: بازدید از این مطلب : 1892
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393
مراسم مناجات و قرآن به سر گرفتن دومین شب قدر ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان و مناجات حاج منصور ارضی با حضور پرشور مردم مومن و شب زنده دار در مسجد ارک تهران برگزار گردید.

نکاتی از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛

شب لیله القدر است الان چقدر از بنده های خدا در خانه ات آمده اند بازهم می‌گویم امشب من را هم همراه آنها قبول کن " مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى " ( دعای مشترک ماه رجب و شعبان ) هر کس از تو نخواسته و تو را نمی‌شناسد باز هم از رحمت خود به او عطا کن.

نکاتی در باب دعای جوشن کبیر

من نکته‌های در مورد دعای جوشن کبیر بگویم ، من از خواندن شما گریه میکردم با خواندن دعای جوشن کبیر، اول امراض جسمی و دنیایی پاک می‌شود بعد امراض اخروی از بین میرود چرا که زرهی است متناسب بندگان خدا شما هر وقت توانستید ابتدای دعا را در مفاتیح مطالعه کنید نکته بعد می‌توانید قضای آن را به جا آورید چون همه گفتند روز قدر مثل شب قدر است.

عهدی برای بندگی خدا

 اگر بشود مثل قراری که با دوستان برای زیارت عاشورا گذاشتیم که هر هفته یک جز قرآن بخوانند ، یک عهد دلی اینجا ببندیم که هر روز ده فراز از دعای جوشن کبیر را بخوانیم برای امراض مان موثر است ان شاء الله بخل و کینه و لذت از گناه بردن از ذائقه ما برداشته می‌شود بیاییم تمرینی کنیم ، امتحانی دو ماه که هر ماه سه دوره می‌شود بیایم امتحان کنیم یک بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم هر قفلی باز می‌شود ، خلاصه  اگر این آمادگی‌ها را پیدا نکنیم کاری نمی‌توانیم انجام دهیم اگر این ده شب از کف ما برود دیگر باز گشتی در کار نیست ، معادل آنچه در ماه رمضان می‌توانیم به دست آوریم در عرفات است که آنجا هم بدون اذن نمی‌توانیم برویم. اذن حج را هم باید در همین ماه رمضان بگیریم ! " اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَام " ( اعمال ماه مبارک رمضان ) مرد می‌خواهد اگر امسال بروی می‌شود جبران ماه رمضان را به شرط توفیق و اذن داشته باشی ولی می‌دانی همه اینهایی که عرض کردم در صورتی است که این شبهای باقی مانده را دریابی و قبل از آن خود را دریابی که بتوانی بگویی " اَللّهُمَّ اَدِّ عَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ، وَ اغْفِرْلَنا تَقْصیرَنا فیهِ " ( اعمال دهه آخر ماه مبارک رمضان ) خدایا من باختم بیست روز ماه رمضان را ، تو ادا کن حق آنچه از ماه رمضان باقی مانده و از من درگذر .

منزلت امیرالمومنین(ع) یاوری رسول خداست

" السَّلامُ عَلَى یَعْسُوبِ الْإِیمَانِ وَ مِیزَانِ الْأَعْمَالِ وَ سَیْفِ ذِی الْجَلالِ " برویم به خدمت امیرالمومنین علیه السلام علی جان تو شمشیر خداوند ذی الجلال هستی کسی با تو در بیفتد نابود است " السَّلامُ عَلَى صَالِحِ الْمُؤْمِنِینَ " سلام بر تو ای صالح مومنین " فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ " ( تحریم 4 ) " (بدانید که) مسلّما خداوند خود و جبرئیل و مرد شایسته مؤمنان، یاور او هستند ( رسول الله )، و فرشتگان نیز پس از آنها پشتیبانند " وقتی می‌بینیم شاءن نزول آیه و مصداق صالح مومنین در قرآن برای ما آشکار می‌شود بیشتر به حقوق امیرالمومنین(ع) توجه می‌کنیم " وَارِثِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ الْحَاکِمِ فِی یَوْمِ الدِّینِ " همانطور که دیروز اشاره داشتم مالک یوم الدین معیین میکند حکم روز قیامت و حاکم روز قیامت را { یعنی به حکم خدا و رسول خدا صل الله و علیه و آله }  امیرالمومنین علیه السلام بر بالای منبر می‌فرماید چه کسی برود در حوض کوثر و چه کسی نباید برود آن وقت است که ذره ای عذر تراشی و عذر خواهی معنی ندارد چون هرچه هست باید در این شبها بخواهی ان شاء الله عمر طولانی در طاعت خدا داشته باشید و اجل شما در راه خدا باشد ولی معلوم نیست چه کسی در این جمع بماند و چه کسی نماند.

وقتی تهمت باب می‌شود امیرالمومنین علیه السلام در شهر خود هم تنها می‌شود

" السَّلامُ عَلَى شَجَرَةِ التَّقْوَى " تا به حال این گونه امیرالمومنین(ع)را صدا کردی اینجاست که دل سوزی برای ایتام و فقیران معنی می‌یابد، ای درخت تقوا به تو تهمت زدند در همان شهر کوفه نه بیرون از کوفه در داخل شهر کوفه طوری سمپاشی کرده بودند وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام به گوش همه مردم رسید می‌پرسیدند مگر علی(ع) نماز می‌خواند، با شهادت در محراب جواب همه بدخواهان را هم دادند ، ای کاش الان در صحن حرم امیرالمومنین(ع) نشسته بودیم، امروز و دیروز من این آرزو را کردم چرا که این ماه ، ماه آرزو کردن برای رفتن به زیارت حرم امیرالمومنین علیه السلام است.

گوشه ای از شجره تقوا انقلاب اسلامی ایران است

شب بیست و یک ماه رمضان است اینجا هم خیلی شلوغ است ولی من زمانی را یاد دارم برای مناجات بیشتر از دو نفر نبودیم ،مناجات خوانی داشتیم من یادم است همراه عموی خود راه می‌افتادیم می‌رفتین دربند به امامزاده قاسم در بین راه فقط فساد می‌دیدیم زیر پای ما مثل برگریزان خزان شیشه‌های خردشده صدا میداد و آدم‌ها برای هر کاری آمده بودند و مشغول کارهای خودشان ولی ما دو ، سه نفر همراه نهایتاً بیست نفر از میدان تجریش به طرف دربند پیاده می‌رفتیم زمانی مناجات این چنین وضعیتی داشت حالا مناجات الحمدلله چه وضعیتی دارد ما را امیرالمومنین و امام زمان علیهم السلام دوستدارند ولی نگرانند از این در که رفتیم بیرون ،آلوده شویم و از این شجره جدا شویم " السَّلامُ عَلَى شَجَرَةِ التَّقْوَى " آنها که شجره تقوا هستند چی به ما میدهند ما گدا و سائل هستیم از این شجره و ثمراتش ما چه حاصلی بدست می‌آوریم ثمره کوچکی از این شجره تقوا به بار نشستن انقلاب ما بود حالا وقت آن است که ما هم حب خود را نشان دهیم و برای این مردم عراق و سوریه کاری کنیم غیرتی نشان دهیم و کار این صهیونیسم را تمام کنیم .


:: بازدید از این مطلب : 1952
|
امتیاز مطلب : 51
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393
 
: این مراسم با قرائت دعای جوشن کبیر توسط حاج سیداصغر افشاری و قرائت قرآن و سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان آغاز گردید، پس از ذکر چهارده صلوات، حاج منصور ارضی به بیان سخنانی در شرح دعای جوشن کبیر پرداخت و در ادامه به مناجات با خدا و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و قرآن به سر گرفتن و روضه خوانی پرداخت و در آخر نیز این مجلس با نوحه خوانی توسط حاج ابوالفضل بختیاری پایان رسید.

نکاتی از سخنان حاج منصور ارضی؛

زمانی که خداوند اراده می‌کند آدمهای گنهکار هم به سمت او می‌آیند،منتهی این کار شرط دارد و این شرط را باید بعد از رسیدن اجرا کرد نه قبل از رسیدن ،قبل از رسیدن که ما را آوردند. بعد از رسیدنش مهم است که ما هم مغرور نشویم و دیگر اینکه دوباره به گناه آلوده نشویم ، یعنی مصداق آیۀ قرآن قرارنگیریم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللّه‏ُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلاً«

محققاً کسانى که ایمان آوردند سپس کافر شدند بعد رجوع به ایمان کردند پس نیز کافر شدند و در کفر زیاده روى کردند، خداوند آن‏ها را نخواهد آمرزید و آن‏ها را به راه راست هدایت نخواهد فرمود.(سوره نساءآیه137)

یعنی ما کارهایی انجام دهیم به این حساب که خداوند ما را می بخشد . مصداق این کار درکلیسا صورت می‌گیردکه پول می‌دهند به کشیش  تاخداوند گناهانشان را ببخشد! . این کار را می‌کنند امّا بعد دوباره می‌روند دنبال کارهای بدی که قبلاً انجام می‌دادند. یعنی بااین کارمانندظرف آبکشی عمل می‌شود،تازمانی که درآب قرارداردپُراست اما به محض آنکه ازآب  بیرون بیاوری دیگرآبی درآن وجود ندارد.هرکس یک شبه آمده دیگرنمی خواهدتوبه کند وبیایددرخانه خدا وعوض شودکارچندانی نکرده است.کاردنیا تمامی ندارد عمرمان تمامی دارد.

جوشن کبیر یک لباس دفاعی است

در بحث دعای جوشن کبیر که خود بعنوان زره و لباس رزم برای پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است.روایت دارد؛ در یکى از جنگ ها،رسولخدا صلى الله علیه وآله زره و جوشن سنگینى بر تن داشت که سبب آزار آن حضرت مى شد،پیامبر صلى الله علیه وآله به درگاه خدا دعا کرد تا آنکه جبرئیل نازل شد وگفت: خداوند به تو سلام می‌رساندومى فرماید: این زره سنگین راازتن خارج ساز و درعوض،این دعا را بخوان که براى تو و امّت تو، امان و حرزى خواهد بود.بدین ترتیب می‌توان دریافت جوشن کبیر یک لباس دفاعی است. امام حسین علیه السلام فرمود: پدرم مرا به حفظ و بزرگداشت این دعا سفارش کرد و به من فرمود: این دعا را بر کفنش بنویسم و آن را به خانواده ام تعلیم دهم وآنانرا نسبت به خواندن این دعا ترغیب نمایم.

یک بحثی که  بامداحان داشتیم این بودکه؛ یکسری کتابهای تاریخ و مقتل هست که الان به صورت کاملتر چاپ شده امّا یک سری مقاتل ما داریم که اینها در درون دعاهاست .

ما می‌گوییم ارباب بی کفن ولی لباس تقوا تنمان نمی‌کنیم، این مطلب قابل توجّه همۀ سینه زنها است.بعضی‌ها سینه زن حرفه ای هستندمثل برخی ورزشکاران، ما باید لباس تقوا تنمان کنیم . آقا امام حسین علیه السلام بی کفن بودن امّا " اعلام التقی " بوده است .

فرق ما با بعضی دیگر افراد این است که ما می‌خواهیم تقوا داشته باشیم ، امّاآنها نمی‌خواهند تقوا داشته باشند .

بزرگان ما به تک تک بندهای دعاجوشن کبیر توجّه داشتند و برای هر بند از دعا گریه می‌کردند

این دعا یک باطنی دارد که باعث میشه ملائکه ای که در قبر از ما سؤال می‌کنند دهانشان بسته شود. وقتی ابتدای این دعا بسم الله الرحمن الرحیم می‌گوییم ، واقعاً با این صفت عالی و اسم اعظم خداوند وارد دعای جوشن کبیر می‌شویم و هر بند هم به اتمام می‌رسد می‌گوییم : سبحانک یا لا اله الا انت یعنی تو منزهی . در این دعا ما به جایی می‌رسیم که می‌گوییم : الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب  . نمی‌گویی : نجات از ناروآتش. یعنی ما زندانی هستیم که می‌گوییم : یک ذّره از این آتیش هم سمت ما نیاید . موسی بن جعفر (علیه السلام) می‌فرماید : خلصنا من سجن هارون  . در آیه ای از سورۀ تکاثر آمده : لترون الجحیم ، البته بعد از مرگ دوزخ را مشاهده خواهیم کرد . چطور یک عده ای طبق این آیات جهنم را می‌بینند. شما در اوج خلوص می‌گویید : من دارم می‌بینم ، نجاتم بده . ما باید به این نکته توجّه داشته باشیم . لذا بزرگان ما به تک تک بندهای دعا توجّه داشتند و برای هر بند از دعا گریه می‌کردند .درهنگام خواندن این دعا بایدتوجه داشته باشیم.این خلصنامن الناربرای قیامت است دراین دنیا ما "نار"نداریم این طرف گرفتاری داریم

بعضی‌ها می‌خواهندیک دعا و ذکری خوانده باشند گره شان بازشود.

بعضی‌ها هنوز حجاب وپوشش برایشان مهم نیست،پوشش فقط برای زنان نیست.به هردومی گویند"غضواابصارکم"،مقام معظم رهبری درباره فرهنگ هم به مسئولین دینی و هم فرهنگی تذکردادند چه می‌خواهد سازمان تبلیغات واوقاف باشد یا وزارت ارشاد،فرقی نمی‌کند. 

فضیلت زیارت امیرالمومنین علیه السلام وخواسته شب قدر

حضرت صادق علیه السلام درزیارت امیرالمومنین(ع)می‌فرماید:هرشب هفتادهزارازقبایل ملائکه حضرت رازیارت می‌کنند وهرقبیله صدهزارنفرند پس اززیارت این ملائکه به پشت بیرون می‌آیندمی گویند: "یاجدایاسیدا...این زیارت را برای آخرین باربرایمان قرارنده ودوباره روزیمان کن ."درادامه می‌گویند:یا امیرالمومنین(ع)می‌خواهیم باتووبا نیکان ازاولادت باشیم.بعددربالاسرحضرت، زیارت امام حسین(ع) خوانده می‌شود.

                                                                                                                                   

بعداززیارت ائمه دردعای عالیه المضمین می‌فرماید:" اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی عَقْلا کَامِلا وَ لُبّا رَاجِحا و..."امشب بگو به امیرالمومنین(ع)می‌خواهم عقلم کامل شود وقلبم تطهیرشود.

 


:: بازدید از این مطلب : 2094
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

مراسم سخنرانی و مناجات خوانی در حسینیه قنات آباد برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین محمود ریاضت سخنرانی کرد و مداحان اهل بیت به مرثیه خوانی پرداختند.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ریاضت را بخوانید؛

_ راه این که به بهترین خلق خدا که امام زمان(عج) بپیوندیم و در زمره بهترین ها قرار بگیریم چیست؟ امام باقر(ع) فرمودند که اگر کسی می خواهد در زمره یاران فرزندم مهدی فاطمه واقع شود لازمه آن این است که چند ویژگی را در خود ایجاد کند. اولین ویژگی ورع است و دومین ویژگی متصف شدن به محاسن و مکارم اخلاقی است. از امام صادق(ع) سؤال شد که این محاسن و مکارم اخلاق چیست که در زمره یاران حضرت مهدی قرار بگیریم؟ فرمودند مکارم اخلاق چند چیز است. اولین آن معرفت است، دومین علم است، سومین حلم است. چهارمین آن صداقت است. کسی که می خواهد از یاران امام زمان باشد زبانش باز نمی شود مگر این که راست بگوید. پنجمین این که انسان در همه زوایای زندگی دنبال حلال باشد. یعنی مواظب لقمه بودن است. پیامبر فرمودند نخورید مگر لقمه حلال.

_ پیامبر اکرم شب معراج از خدا سؤال کرد که یا رب عبادت چیست؟ خداوند تبارک و تعالی فرمودند پیامبر عبادت ده جزء دارد که نه دهم عبادت کسب حلال است. یک دهم عبادت حج، خمس، نماز ، روزه و کارهای خیر است.حبیب لقب امام حسین است.حبیب خدا امام حسین و امیرالمؤمنین است. حبیب یعنی معشوق و کسی که حبیب الله است یعنی خدا عاشق اوست و او هم عاشق خداست. کاسبی که در زمره یاران حضرت مهدی است حبیب الله است.

_ پیامبر فرمودند در آخر الزمان دنبال سه چیز صد در صد نگرد که نمی توانی پیدا کنی و بدون آنها هم نمی توانی زندگی کنی.دنبال لقمه صد در صد حلال نگرد که از گرسنگی می میری. حرام های مسلم ربا، مال صغیر، مال یتیم، غش در معامله،کلاهبرداری می باشند. پس مواظب باشید که در آخرالزمان لقمه صددرصد حرام نخورید.اولین گناهی که مورد لعن خدا می باشد دروغ است. بعد از دروغ تنها گناهی که اعلان جنگ با خداست ربا می باشد.

_ آیا کاری کردیم که بتوانیم که امام زمان را ببینیم. امام صادق(ع) فرمودند که اولین چیزی که در شب قدر از خدا بخواهید ظرفیت و قابلیت است. طلب حلال فقط لقمه نیست.رعایت حجاب هم لقمه حلال است. بدها این است که در زمان غیبت کبری اتفاق هایی می افتد که امام زمان ظهورش به تأخیر می افتد. یکی از بدها پیرایش در دین است. متأسفانه امروزه تفکر امیرالمؤمنین را سر بریدند ولی برای شهادت ایشان گریه می کنیم. این طلب حلال نیست. از علائم ظهور این است که حلال جای حرام می نشیند. باید حلال و حرام را خوب بشناسیم و حلال را انجام دهیم و حرام را انجام ندهیم. باید معرفت حلال داشته باشیم. ما باید دین را بشناسیم. باید خیلی مراقب حلال و حرام بود.

 


:: بازدید از این مطلب : 1928
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

مراسم عزاداری حضرت علی (ع) در شب بیستم ماه رمضان در هیئت الرضا برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام صمدی سخنرانی کرد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام صمدی را بخوانید؛

_ از توصیه هایی که حضرت علی به امام حسن دارند این است که قلب خود را با ذکر و یاد خدا زنده نگه دار. برنامه ذکر برای خودمان تعریف کنیم. اولیاء خدا دائم الذکر بودند و اگر به جایی رسیدند به این دلیل است. گاهی ذکر فقط زبانی است که این هم خوب است ولی ذکرش باید محتوا داشته باشد و اثرش را ببیند. ذکر باید با توجه و نشاط باشد. که با گفتن این نوع ذکر به مراتب بالا می رسیم.

_ در تعبیری معصوم دارند که سه کار سخت ترین کارها است یکی دوام ذکر الله است که انسان دائماً ذکر و یاد خدا در وجودش داشته باشد. مخصوصاً ذکر عملی که جایی که انسان با گناه برخورد کرد انسان بتواند خودش را کنترل کند و یاد خدا باشد. که بین انسان و معصیت حائلی ایجاد شود. که این اصل ذکر الله است. حضرت فرمودند به قرآن توجه کنید. که اگر تو این حب اللهی را اخذ کنی و این ریسمان الهی قطعاً احتیاج به قرآن دارد به شرطی که آن را بخوانید و به آن عمل  کنید.

_ یکی دیگر از موارد حیات قلب موعظه است. نفس انسان فراموشکار است. انسان به خودش باید موعظه و تذکر دهد تا نهیب بخوریم و بیدار شویم. ما نیاز به موعظه داریم. این نفس خیلی چموش است. می خواهد بخورد و کاری به صاحبش ندارد. این نفس را اگر بخواهیم رام کنیم نیاز به موعظه دارد. کسی که بگوید خوب، خوب است و بد هم بد است. هیچ چیزی اثر گوش کردن موعظه را ندارد. امیرالمؤمنین به امام حسن می فرماید که نفس خود را بکش با زهد که زهد همان دلبستگی به دنیا است. زهد این نیست که ما افراط کنیم. از خدا بخواهید که به اندازه کفاف و عفاف به شما بدهد. خیر رسان دیگران باشید. شیطان استاد قاطی کردن مسائل است.

_ گاهی برای انحراف یک نفر به اندازه دو قبیله پرجمعیت ابلیس شیطان استخدام می کند. خوشا به حال کسانی که حال عبادت را بعد از ماه مبارک رمضان حفظ می کنند. از این مسافرت معنوی ماه رمضان تقوا برای کل سال سوغات ببرید. نفس روی گرسنگی خیلی حساس است و اگر به آن گرسنگی بدهید دست از سرما برمی دارد. عبادتی که خدا خیلی دوست دارد روزه است. که خداوند می فرماید من خودم پاداش روزه را می دهم. چون در ماه رمضان نه گفتن را تمرین می کنیم. اگر بتوانیم این نه گفتن را جلوی شیطان و هوای نفس هم داشته باشیم خیلی خوب است.

_ دادن ها و ندادن ها خدا همه امتحان الهی است.ولی ما باید اطمینان به معلم داشته باشیم. چون معلم خیر انسان را می خواهد. معلم ما خدا و اهل بیت است. به آنچه از دستت رفت غصه نخور و به آنچه به دستت رسید خیلی شاد نشوید. شاکر نعمت های خدا باشید. دنیا را همیشه یک دستی بگیرید. همیشه یک پای خود را از دنیا جمع کنید. دنیا را بزرگ نکنید. خوب است که برای انسانیت هم کار کرد. از شب برای بندگی خدا استفاده کنیم. قرار عشاق عالم نماز اول وقت است.

_ دلهایتان را با یقین تقویت کنید که یقین هم با تقوا حاصل می شود. دین مانند نردبان است و باید دانه دانه به پله بالا برویم. دل و نفس را خاک نشین کنید و ذلیل کنید با یاد مرگ. وقتی به خدا و معنویات و آخرت داشته باشیم خدا به عمر برکت می دهد. از نفس خود همیشه اقرار بگیرد که مسافرید و رفتی هستید و ماندنی نیستید. چشم دل را باز کنید و ببینید که چه مصیبت هایی نصیب انسان می شود. پیش پیش برای حیات و زندگی اخروی اندوخته ای بفرستید. به منزل نهایی نزدیک و نزدیک تر می شویم.


:: بازدید از این مطلب : 2149
|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 28 تیر 1393

مراسم عزاداری ایام شهادت حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و شب بیستم مناجات شب های ماه رمضان با حضور جمع زیادی از مردم شب زنده دار در مسجد ارک برگزار شد.

در این مراسم که حجت الاسلام غلامرضا قاسمیان به سخنرانی پرداخت، حاج منصور ارضی مناجات خوانی کرد و مداحی حاج محمود کریمی و حاج حسین سازور پایان بخش این مراسم پر شور بود.

در ادامه گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان را بخوانید:

* در حال استفاده از آیات سوره مبارکه مائده بودیم که بعد از توضیح جریان ولایت در این سوره، یک عده ای را معرفی می کند و می گوید که اگر دین را اقامه بکنند، که اقامه دین با تورات و انجیل و قرآن است، که اگر این کتب را اقامه بکنند، که اقامه اش به همان بحث ولایت است، اگر بخواهد دین اقامه بشود و بایستد در مقابل دشمنان، باید این عنصرش بالا بشود تا بقیه اش به صورت یک خیمه ای بنشیند.

* معنای قرآنی اعتدال یعنی نزدیک به محور و نزدیک به امر ولی. هر چقدر نزدیک تر باشد معتدل تر هست. معتدل تر یعنی وسط تر، وسط تر چرا؟ چون که ولی در وسط قرار گرفته است. در محور حرکت قرار گرفته است.

* اگر بخواهد دین اقامه بشود، باید امر ولایت اقامه بشود، به این اعتدال می گویند. بعد از آن در فضایی که جامعه اعتدالی می شود، یعنی جامعه ولائی می شود، ولایت مدار می شود.


:: بازدید از این مطلب : 1946
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 27 تیر 1393

حديث:

فی الکافی، عن مِسعدة بن صدقة قال: و قال ابوعبدالله (علیه السلام): إنَّ خیرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لأبنائهم الأدب لا المال، قال مسعدة: یعنی بالأدب، العلم.[1]

شرح:

دنبالۀ روایتِ مسعدة بن صدقه است، حضرت می فرماید: بهترین ارثی که پدران برای فرزندان می گذارند، ادب است نه ملک، خانه، زمین و سایر مملوکات. مسعدة بن صدقه در ذیل روایت، می گوید: مراد حضرت از ادب، علم است. شاید مقصود، همین انتقال فرهنگ است که در عرفِ ادبیاتِ امروز، می گوییم انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر. 

فرض بفرمایید پدری صدق را به فرزندش تعلیم می دهد ،شجاعت را، همّتِ را، کارکردن را، شرف را، اینها ادب است. تعبیر علم بر اینها تعبیر مجازی نیست، ِتعبیر حقیقی است. اینها علم است، علم فقط نوشتن فرمول ریاضی و فیزیک و غیره نیست، علم حقیقی همین ارزش‌هاست که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. بنابراین، مراد از ادب، یک چنین چیزی خواهد بود. 

تربیت فرزندان در خانواده چگونه شکل می‌گیرد؟نکتۀ اساسی در این روایت این است که فرهنگ پذیری انسان در درجۀ اوّل از ناحیۀ خانواده است که اشباع می‌شود، حضرت واقعیتی را بیان می کنند که بدانیم هر حرکت و هر رفتار و مشی ما با فرزندانمان در شخصیت و شکل دهیِ ذهنیتِ آنها تأثیر می‌گذارد؛ در واقع، نظام ارزشیِ اسلام را، اهمیت این تعلیم و آموزش را، این انتقال فرهنگ صحیح را به فرزندان نشان می دهد که این، وظیفۀ پدران است. البته به فرزندان هم این نکته را می گوید که: بدانید! آنچه از این ناحیه گیرتان می آید، قیمتی تر است از مال و مَنال دنیوی که از پدران بدست می آورید. تقوا را، پرهیزگاری را، دوری از گناه را، انس با خدا را، انس با قرآن را، تسلیم در مقابل اوامر الهی را، توجّه دادن به معنویت را، اینها را ما باید به بچه هایمان یاد بدهیم. 

اولین جایی که فرزند این چیزها را می چشد، داخل خانواده است، اینها را بایست به بچه ها یاد داد؛ جلوی بچه ها قرآن بخوانید! جلوی بچه‌ها دعا بخوانید! در مقابل چشم بچه ها از خدای متعال بخواهید! دعا کردن و حرف زدنِ با خدا را عملاً یاد بدهید! جلوی بچه ها دروغ نگویید! غیبت نکنید! اظهار ذلتّ در پیش غیر خدا نکنید! طمع به مال را نشان ندهید! اگر اینطور شد ،فرزند ما هم اینطوری بار می آید. چنانچه ما غیبت کنیم، بداخلاقی کنیم ،اهانت به این و آن کنیم، جلوی بچه هایمان خودمان را در مقابل مقامات دنیوی کوچک کنیم، با خدای متعال اصلاً انسی پیدا نکنیم، این بچه هم در این محیط پرِورش پیدا می کند، از این حقائقی که باید فرابگیرد غافل می ماند و ذهن او و روح او با همین کارهایی که ما می کنیم آشنا می‌شود. سپس می‌فرمایند. فإنّ المالَ یذَهب و الأدبَ یبَقی، مال از بین می رود، اماّ این ادبی که به این بچه یاد دادید، تا آخر عمر با او هست، چون شخصیتِ او را شکل می‌دهد، به این بایستی اهمیت داد.[2]



[1] - الشافی، 851

[2] - 6/3/1392

 


:: بازدید از این مطلب : 1956
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 27 تیر 1393

حجت‌الاسلام میری می‌گوید: ایشان بیشتر استعدادها را از طریق ارتباط عاطفی جذب می‌کرد و برای تحکیم ارتباط حاضر بود از وقت خود سرمایه‌گذاری نماید؛ چیزی که کمتر علما بدان توجه دارند و اوقاتشان را بیشتر به مطالعه می‌گذرانند تا ارتباط با شاگرد.

مشرق---  بدون تردید، فقاهت همواره با تحول و نوآوری همراه و عجین بوده است. دامن‌گستری فقه و خروج از دایره محدودی که برخی برای آن ترسیم کرده بودند، به عرصه و ساحتی وسیع و با چشم‌اندازی گسترده که در کتاب‌هایی همچون جواهر و مکاسب و غیره بروز و ظهور یافت، گواه این امر است. در هر مقطع و زمانی که فقیهی همه‌سونگر و زمان‌شناس و ژرف‌اندیش دست به ابتکار و نوآوری در شیوه استنباط زده، به ژرفا افزوده و به میزان قابل توجهی در ساحت فقه، بالندگی و پویندگی خلق کرده و چه بسا که تلاش‌های او در ساحت فقاهت، نقطه آغازی شده برای تحولی مهم در سیر تکاملی فقه. در این میان، مقام معظم رهبری نیز که از پیش از انقلاب شکوهمند اسلامی، تدریس دروس حوزوی را آغاز کرده بودند، به تحول و تکامل فقاهت و روش استنباط، توجه خاصی داشته؛ به گونه‌ای که در بیانات ایشان قابل پیگیری است؛ چنان‌که در یکی از سخنرانی‌های خود با بیان اینکه فقاهت، یعنی شیوه استنباط که خود این هم به پیشرفت احتیاج دارند، فرمودند: فقاهت در دوره‌های متعدد تکامل پیدا کرده است.

با این اشاره، به سراغ مکتب علمی- فقهی مقام معظم رهبری می‌رویم که ریشه در پیش از انقلاب و درس‌های مکاسب، اصول و تفسیر ایشان دارد؛ آن هم در قالب گفت‌وگوهایی با شاگردان قدیم و جدید. شاگردانی که امروز هر کدام در مراکز علمی و اجرایی مشغول به فعالیت‌اند. با تشکر از همه عزیزانی که از آن‌ها در این نوشتار بهره گرفتیم؛ به خصوص حجج اسلام آقایان میری خضری، نجفی راد، پویا، هاشمی،‌ سید علی اشکوری، عجم و تقوی، توجه شما را به این گزارش خواندنی و جذاب که حاکی از جلوه‌های عمیق مکتب علمی- فقهی مقام معظم رهبری است، جلب می‌کنیم.

در تدریس از مثال بهره می‌گرفتند
حجت‌الاسلام پویا یکی از شاگردان قدیمی مقام معظم رهبری درباره نحوه تدریس ایشان می‌گوید: در تدریس مکاسب، خیلی حوصله به خرج می‌دادند. درس روز قبل را هر روز پیش از شروع به درس می‌پرسیدند. بسیار ملموس بحث می‌کردند. موضوعات و موارد را تطبیق می‌دادند، خیلی دقیق بودند. از اشیایی که دور و بر بود و محسوس بود، برای توضیح درس استفاده می‌کردند. مسائل را به شکل بسیار سهل و آسان برای طلاب بیان می‌کردند. تا جایی که ممکن بود از مثال‌های واقعی به جای مثال‌های خیالی و ذهنی محض استفاده می‌کردند. درس هم که تمام می‌شد، می‌نشستند تا اگر کسی اشکال یا سؤالی دارد مطرح کند. البته برخی از شاگردان حضرت آقا مثل آقای فرزانه و هاشمی گنابادی، با آقا می‌نشستند و بحث می‌کردند و به اصطلاح این‌ها به ثمر رسیده بودند. آقا این‌ها را منبر می‌فرستادند و خودشان در این مجالس و محافل می‌نشستند و به عنوان یک مستمع گوش می‌دادند. برای اینکه هم نظم مطالب و روش ورود و خروجشان در مباحث را ببینند و بعد هم پیدا بود که به آن‌ها که منبر می‌رفتند تذکرات لازم را می‌دادند.

طلبه‌ها را در تدریس به نقد فرامی‌خواندند
حجت‌الاسلام تقوی از دیگر شاگردان قدیمی مقام معظم رهبری درباره نحوه درس معظم له می‌گوید: از توصیه‌های سازنده‌ای که از مقام معظم رهبری به خاطر دارم این است که سفارش می‌کردند هیچ‌گاه خسته نشوید از اینکه نفرات کمتری در درس حضور پیدا کردند. می‌فرمودند دلسرد نشوید.

وی درباره ویژگی‌های درس اصول مقام معظم رهبری می‌گوید: همت ایشان بر این بود که طلبه را متفکر خردورز بار آورند. همواره طلبه‌ها را تحریص می‌کردند که در اندیشه‌های شیخ فکر کنید و نترسید از اینکه شیخ اعظم است. انتقاد کنید، نظرتان را ابراز کنید؛ شاید نظر شما درست باشد. در درس مکاسب هم همین‌گونه طلاب و شاگردانشان را ترغیب به اظهار نظر می‌کردند. درس‌های حوزه ایشان گاهی در اتاق شاگردانشان، گاهی در مسجد مدرسه میرزا جعفر و در مسجدالرضا روبه‌روی مدرسه سلمانیه برگزار می‌شد. درس مکاسبشان تقریباً به طور مستمر در مسجدالرضا برگزار می‌گردید و آن درس از برجستگی‌هایی برخوردار بود و از نوع درس خارجی که من بعداً رفتم خیلی دامنه بحث درس ایشان وسیع‌تر بود. اشکال‌هایی که شیخ انصاری در مکاسب در نوع مباحث و مسائل داشت را توسعه می‌دادند. ایشان بسیار متواضعانه با شاگردانشان برخورد می‌کردند، خود را در مقام و موقعیت برتر و ممتاز از دیگران برای خودشان قائل نبودند.

گشودن آفاق و گستره‌های جدید در امر فقاهت لازم است
حجت‌الاسلام نجفی هم می‌گوید: تحول و تکامل فقاهت و روش استنباط، همواره جایگاهی مهم در مطالبات رهبر فرزانه انقلاب از حوزه داشته است و ایشان کراراً بر ضرورت توجه به آن و تأثیری که می‌تواند داشته باشد، تأکید فرموده‌اند. چنانکه ایشان در سال ۷۴ فرمودند: فقاهت، یعنی شیوه استنباط، خود این هم به پیشرفت احتیاج دارد. اینکه چیز کاملی نیست، بلکه متکامل است. نمی‌شود ادعا کرد که ما امروز دیگر به اوج قله فقاهت رسیده‌ایم و این شیوه، دیگر بهتر از این نخواهد شد. نه، از کجا معلوم است؟ شیخ طوسی ملای با آن عظمت، فقاهت داشت. فتاوای ایشان را در یک مسئله فقهی ببینید. امروز کدام مجتهد حاضر است آن‌گونه بحث کند؟ آن فتاوا ساده و سطحی است. مجتهد امروز، هرگز راضی نمی‌شود که آن‌طور کار کند و استنباط نماید. فقاهت در دوره‌های متعدد تکامل پیدا کرده است.

نجفی درباره اینکه چرا مقام معظم رهبری بر تحول در روش اجتهاد تأکید دارند می‌گوید: نیازهای روزافزون و عرضه شدن آن‌ها به فقه، مسائل نوپیدا و بروز و ظهور آن‌ها در گردونه زندگی، نظام شکل‌گرفته بر رأس هرم احکام و ارزش‌های اسلامی، بایستگی دگرگونی در ساحت فقاهت را بیش از هر زمانی، در کانون توجه‌ها و نگاه‌ها و در درجه نخست اهمیت قرار داده است و همین نکته است که مقام معظم رهبری در سال ۷۴ درباره آن می‌فرمایند: امروز خیلی از مسائل وجود دارد که فقه باید تکلیف این‌ها را معلوم کند، ولی معلوم نکرده است. به باور ایشان، رشد و بالندگی فقه و توانمندی آن در پاسخ‌گویی به نیازهای حکومتی و اجتماعی، بسته به پدید آوردن دگرگونی ژرف و همه‌سویه در فقاهت است؛ چنانکه می‌فرمایند: چه دلیلی دارد که فضلا و بزرگان و محققان ما نتوانند بر این شیوه بیفزایند و آن را کامل کنند. ای بسا خیلی از مسائل، مسائل دیگری را در بر بگیرد و خیلی از نتایج عوض گردد و خیلی از روش‌ها دگرگون شود. روش‌ها که عوض شد جواب‌های مسائل نیز عوض خواهد شد و فقه طور دیگری می‌شود. این از جمله کارهایی است که باید بشود.

به باور وی مقام معظم رهبری نه‌تنها ضرورت کار را گوشزد می‌کند که وقوع آن را نیز امکان‌پذیر می‌داند و انجام آن را دور از دسترس حوزه نمی‌داند. تنها شجاعت علمی می‌خواهد و فضای تحمل‌پذیری از حرف نو: گشودن آفاق و گستره‌های جدید در امر فقاهت لازم است. چه دلیلی دارد که بزرگان و فقها و محققان ما نتوانند این کار را بکنند؟ حقیقتاً بعضی از بزرگان این زمان و نزدیک به این زمان ما از لحاظ قوت و دقت نظر، از آن اسلاف کمتر نیستند. منتها باید این راه در حوزه به حرکت در اید. باید این گستاخی و شجاعت پیدا شود و حوزه، آن را بپذیرد.

ارکان استنباط احکام شرع و اجتهاد در نظر مقام معظم رهبری
حجت‌الاسلام اشکوری که خود اکنون در سطوح عالی حوزه علمیه مشغول به تدریس است، درباره حضور خود در درس خارج فقه مقام معظم رهبری می‌گوید: بحث ایشان از حیث محتوا بسیار متقن و از نظر کیفیت ورود و خروج و بیان، مرتب و منظم و واضح و شیوا بود. آنچه باعث تعجب بنده شده بود، نهایت اتقان بحث و التفات معظم له به دقایق و ظرایف و دقت در اصول و فروع و مسائل مطروحه که خود به مطالعه فراوان نیاز دارد، در کنار سنگینی بار مسئولیت رهبری و اشتغالات و انشغالات داخلی و خارجی است و این توانمندی ایشان گویای استعدادی فوق‌العاده همراه با تسدید الهی و دستگیری حضرت باری‌تعالی است؛ وگرنه جمع میان این امور به آسانی امکان‌پذیر نیست و از توان هر مدعی بر نمی‌آید. ایشان علاوه بر تدریس آن مباحث استوار و شیوا، تمامی آن را به زبان تازی و با قلمی روان و بیانی رسا به رشته تحریر در آوردند. 

اشکوری ادامه می‌دهد: نحوه بحث ایشان این‌گونه بود که پس از تنقیح موضوع و بیان دقیق محل بحث، به نقل اقوال در مسئله می‌پرداختند و استدلال هر قول را جداگانه بیان می‌کردند و متعرض مناقشات آن می‌شدند. سپس نظر خود را بیان می‌کردند و ادله آن را از کتاب و سنت و عقل، با تمام آنچه استدلال به آن‌ها نیازمند به آن است، از دقت در معنای لغوی و استظهار و نگاه تاریخی و مباحث رجالی و رعایت قواعد اصولی در کیفیت جمع میان ادله متعارضه و بیان مقتضای اصل و رعایت نکات عرفی و عقلایی، استخراج و با اتقان تمام به استدلال می‌پرداختند.

وی ادامه می‌دهد: به طور کلی استنباط احکام شرع و اجتهاد در نظر مقام معظم رهبری، از سه رکن اساسی پایبندی، قانونمندی و پویایی برخوردار است؛ پایبندی استنباط به منابع قطعی و عدم تجاوز از چارچوب آن، و قانونمندی که در قالب قواعد اصولی و قواعد فقهی که به استنباط نظم و نسق می‌بخشد و پویایی که از جمود و عقب‌افتادگی فقه از جامعه و نیازهای روز پیشگیری می‌نماید. این سه رکن، ضامن استنباط صحیح احکام است و موجب مصونیت بخشیدن هر چه بیشتر و دوری از خطای در استنباط و استنباط خطایی خواهد بود.

برخورد اخلاقی مقام معظم رهبری با شاگردان باعث جذب همه به سوی ایشان شده بود
حجت‌الاسلام عجم از دیگر شاگردان قدیمی مقام معظم رهبری در خصوص تدریس ایشان با اشاره به دروس عقاید و تفسیر مقام معظم رهبری که بعدها از سوی ساواک تعطیل شد، به ویژگی‌های ایشان در تدریس اشاره کرده که جالب توجه است. وی می‌گوید: مهم‌ترین چیزی که باعث جذب افراد به سوی ایشان (مقام معظم رهبری) می‌شد، جاذبه‌های فکری اندیشه توأم با برخورد اخلاقی، مواجهه با چهره معنوی و بسیار دلسوزانه و هدایتگرانه ایشان بود. وی ادامه می‌دهد: تأثیر ایشان بر حوزه، دانشگاه و در سطوح مختلف اقشار مردم بسیار گسترده و مؤثر بود و نه‌تنها در مشهد مقدس بلکه در کل استان خراسان بزرگ و بعد هم در تهران و کل کشور، هدایت جریان انقلاب را داخل و خارج بعد از یک هفته همین‌طور قوی ایجاد شده بود. وی می‌افزاید:

منزل ایشان به روی همه باز بود. در آن زمان هر کسی مطلبی داشت، سؤالی در هر زمینه‌ای داشت به ایشان مراجعه می‌کرد. رعایت حال و احترام افراد به خصوص طلاب جوان و دانشجویان جزو عادات و ملکات ایشان بود. در واقع، یکی از ابزار پیشرفت کار و برنامه‌های ایشان برخورد محبت‌آمیز ایشان با همه مراجعه‌کنندگان بود. ایشان به امر تبلیغ اهتمام می‌ورزیدند. از میان طلاب خوش‌فکر و انقلابی، اعزام تبلیغی به مناطق دور و نزدیک داشت. و حتی دامنه تبلیغی یاران ایشان از خراسان فراتر رفته تا تهران، کرمان، رفسنجان و غیره را فراگرفته بود. مقام معظم رهبری روی امر تبلیغ بسیار سرمایه‌گذاری می‌کردند و از قبل، مطالب مورد نیاز را با تحلیل نو و انقلابی به شاگردانشان منتقل می‌کردند.

مقام معظم رهبری با شاگردانش رابطه عاطفی و متواضعانه داشت
حجت‌الاسلام میری نیز که جزو شاگردان مقام معظم رهبری در درس مکاسب بوده، با اشاره به نوآوری‌های فقهی ایشان در درس فقه خود می‌گوید: ایشان بیشتر استعدادها را از طریق ارتباط عاطفی جذب می‌کرد و برای تحکیم ارتباط حاضر بود از وقت خود سرمایه‌گذاری نماید؛ چیزی که کمتر علما بدان توجه دارند و اوقاتشان را بیشتر به مطالعه می‌گذرانند تا ارتباط با شاگرد. اما ایشان ارتباط بسیار سازنده و مستحکمی با شاگردانش داشت؛ به گونه‌ای که حتی اگر شاگردان ایشان، وی را به روستاهای دور دعوت می‌کردند، شخصاً اجابت می‌نمودند.

باید فقه جوابگوی مسائل مستحدثه خواند
حجت‌الاسلام هاشمی از دیگر شاگردان ایشان با بیان اینکه هر چند خود، در آغاز شروع درس تفسیر ایشان توفیق حضور و استفاده از محضر ایشان در درس تفسیر قران را نداشتم می‌گوید: آنچه از درس تفسیر ایشان به یاد دارم این است که ایشان در مسجدی که ابوی‌شان آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای نماز می‌خواندند درس تفسیر گذاشته بودند. چون آن وقت‌ها شرایط این جور نبود که هر جا می‌خواهند، درس بگذارند. درس تفسیر هم در حوزه جایگاه نداشت و کسی برای تدریس آن وقت نمی‌گذاشت، اما ایشان در آن شرایط درس تفسیر را شروع کردند. 

نکته بعدی اینکه ایشان در امر نیروپروری و کادرسازی جدیت داشتند. وی ادامه می‌دهد: برداشت شخصی من این است که ایشان یک ویژگی‌هایی دارند که منحصربه‌فرد است. ایشان به لحاظ علمی هیچ کسر و کمبودی نداشتند و در شاگردان خود بسیار تأثیرگذار بودند. مقام معظم رهبری از همان آغاز از یک جامعیت کم‌نظیر برخوردار بود. همان ابتدای آشنایی با ایشان مطلع شدم که مطالعات گسترده‌ای در رابطه با زندگی ائمه اطهار علیهم‌السلام دارند و فیش‌های زیادی برداشته‌اند؛ مثلاً حدود پانصد فیش درباره امام سجاد داشتند. ایشان تقریباً همه منابع مربوط به زندگی ائمه را مطالعه کرده بودند.

ایشان در دروس حوزوی بسیار بر متن و محتوا مسلط بودند به گونه‌ای که رسائل را به آسانی و روانی و سادگی می‌توانست در اختیار دانشجوی مبتدی قرار دهد. ایشان در دروس مکاسب و رسائل خود علاوه بر تسلط بسیار، شاگردپروری هم داشتند که این در نوع خود قابل توجه است. سفارش مقام معظم رهبری این بود که باید فقه جوابگوی مسائل مستحدثه خواند؛ فقهی که موضوعات، مسائل و حتی تمرین‌های آن مربوط به امروز باشد و به اصطلاح فقه پویا باشد که مشکل زمان را طرح و حل کند و عالم زمان‌شناس تربیت نماید.

*مباحثات


:: بازدید از این مطلب : 1903
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران