میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 48
:: باردید دیروز : 589
:: بازدید هفته : 2259
:: بازدید ماه : 7897
:: بازدید سال : 14035
:: بازدید کلی : 14035
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

ضرغام صادقی عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی پیش از پایان نشست علنی صبح امروز (یکشنبه) پارلمان اعلام کرد 205 نفر از نمایندگان مجلس طی بیانیه‌ای از اقدامات محمدباقر قالیباف شهردار تهران برای بازگرداندن 1500 هکتار از اراضی ملی و تبدیل به فضای سبز برای استفاده عموم مردم بلافاصله بعد از بیانات رهبر معظم انقلاب تشکر و قدردانی کردند.

 

 

منبع: فارس

 


:: بازدید از این مطلب : 1313
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

مرد باشیم یا زن، کوچک با بزرگ؛ فرقی نمی‌کند؛ به محض اینکه به مشکلی گرفتار شویم و حس کنیم دستمان به جایی بند تیست، به دنبال چیزی یا کسی می‌گردیم برای رهایی.
از جمله دستاویز نجات شیعیان و بلکه مهم‌ترین و محوری‌ترین کلید گشایش کار و نجات از گرفتاری‌ها توسل و قرائت حدیث شریف کساء می‌باشد.
بسیاری از علما و بزرگان دین نیز برای گرفتاری‌های دنیا و آخرت خود به این حدیث شریف متوسل می‌شدند. روایتی که بیان کننده فضیلت پنج تن آل عبا با محوریت وجود نازنین حضرت زهرا(س) است.
نقل است «آیت الله گلپایگانی» وقتی به مشکلی بر می‌خوردند، به حدیث کساء متوسل می‌شدند و در مواقعی که کسی نزد ایشان می‌آمد و مشکلی داشت، ایشان یک جزوه حدیث کساء به او می‌دادند و می‌فرمودند: «از طریق توسل به حدیث کساء، مشکل  خود را برطرف کنید».


:: بازدید از این مطلب : 1528
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

مهمان در فرهنگ اسلامی کرامتی ویژه دارد و روایات نیز بر این مسئله تصریح و تاکید دارند.
پیامبر اکرم (ص) به امیرمومنان علی (ع) فرمودند: «ای علی! مهمان را گرامی بدار اگرچه کافر باشد.»
همان حضرت (ص) می فرمایند: «هر خانه ‏ای که مهمان در آن وارد نمی ‏شود، ملائکه نیز داخل آن نمی ‏شوند.»
امام باقر (ع) می فرمایند: «به کارگیری مهمان جفا است، هر گاه مهمان بر شما وارد شد او را یاری کنید (تا ره توشه خود را جابه جا کند) و هر گاه کوچ می کند وی را یاری نکنید، زیار از فرومایگی است (چون نشان نشاط شما از رفتن او است) و او را از ره توشه بهره مند سازید و ره توشه اش را نیکو کنید، زیرا از بخشندگی است.»
رسول گرامی اسلام (ص) نیز با اشاره به حقوق مهمان بر میزبان می فرمایند: «از جمله حقوق مهمان این است که وی را موقع خارج شدن از حریم و اندرونی خانه همراهی کنی.»
امام صادق (ع) فرموده اند: «هر گاه برادرت بر تو وارد شد نگو آیا امروز چیزی خورده ای؟ بلکه آنچه در خانه داری برایش بیاور، چون بخشنده به تمام معنا کسی است که آنچه نزدش باشد، ببخشد.»
همان حضرت (ع) می فرمایند: «از جمله چیزهایی که رسول ‏خدا(ص) به ‏فاطمه زهرا(س)، تعلیم داد، این بود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمانش را اکرام کند.»
اکرام و گرامیداشت مهمان نیز از توصیه های موکد در آموزه های روایی ما است که برای آن برکات بسیار شمرده شده است.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «همانا مهمان با آمدنش روزی خود را از آسمان برای میزبان به همراه می آورد و هر گاه غذا خورد خدا به برکت آمدنش نزد آنها، آنان را می بخشد.»
ایشان همچنین، می فرمایند: «امت من مادامی که به همدیگر مهر می ورزند و مهمان را تکریم می کنند، پیوسته در خیر (نیکی) اند.»
علاوه بر این، رسول خدا (ص) مي‌فرمايند: «مهمان راهنماي بهشت است.» و نيز فرمودند: «مؤمني مهما‌ندوست نباشد جز آنكه از قبرش برخيزد و رويش چون ماه شب چهارده باشد و اهل محشر به او نگرند و گويند او جز پيغمبر مرسل نيست و فرشته‌اي گويد، اين مؤمن، مهماندوست است و راهي ندارد جز كه به بهشت رود.»

پی نوشت ها:
اصول کافی
بحارالانوار
مفاتیح الحیات
جامع الاخبار


:: بازدید از این مطلب : 1430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

اگرچه همنشینی و دوستی با دیگر انسان ها برکات و آثار خاصی دارد اما هستند همنشینی هایی که نه تنها خیری ندارند بلکه آثار سوئی را نیز به دنبال دارند.
بنابر آموزه های اسلام دوست جایگاهی رفیع در زندگی انسان دارد از این رو درباره انتخاب آن و تداوم رابطه دوستی توصیه های فراوانی در این دین وجود دارد.
امام صادق (ع) می فرمایند: «منزلت دوست چندان والاست که حتی دوزخیان نیز پیش از خویشاوند، از او کمک می طلبند و او را صدا می زنند. خداوند از زبان دوزخیان می گوید: «ما را شفیعانی نیست و نه دوستی مهربان».
امیرمومنان علی (ع) فرموده اند: «دوست بهترین خویشاوندان و بهترین اندوخته ها است.»
همان حضرت (ع) می فرمایند: «هر که تو را به سرای جاویدان فرا خواند و در راه کار کردن برای رسیدن به آن سرا یاریت رساند ، همو دوستی دلسوز است.»
و نیز فرموده اند: «همنشینی با بدان، بدی می آورد، همچون باد که هر گاه بر بوی بد بگذرد، بوی بد با خود می آورد.»
پیامبر اکرم (ص) در توصیه به انتخاب همنشین و دوست می فرمایند: «در همنشینی آن کس که از دین و دنیای او بهره ای نبری، خیری برای تو نیست و هر که برای تو حقی قائل نبود، تو نیز برایش حقی قائل نباش که این ارزش شمرده نمی شود.»
امیرمومنان علی (ع) فرموده اند: «از مصاحبت با اهل گناهان بپرهیز؛ زیرا کسی که از کردار گروهی راضی باشد، همانند کسی است که در جمع آنها باشد.»
امام صادق (ع) می فرمایند: «زنهار از مصاحبت با احمق؛ زیرا هر چه به او نزدیکتر باشی، گزندش به تو نزدیکتر است.»
همچنین، امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «با احمق مصاحبت مکن؛ زیرا او کردار خود را در نظر تو می آراید و دوست دارد که تو نیز همانند او باشی.»

پی نوشت ها:
غررالحکم
بحارالانوار
میزان الحکمه


:: بازدید از این مطلب : 1358
|
امتیاز مطلب : 92
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

ماهنامه عقیدتی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی «پاسدار اسلام» ویژه فروردین ماه 94 در شماره 397 و 398 خود به موضوعاتی از جمله مراحل سلوک اخلاقی از نگاه حکمت متعالیه، نقطه آغاز مهار نفس،‌ انسان در جست‌وجوی معنا، مهمترین تحولات منطقه در سال 93، سبک زندگی اسلامی –ایرانی، روش تربیتی در اسلام، ضرورت استقلال اقتصادی براساس آموزه‌های دینی، مثلث مقاوم سازی اقتصاد است.
در این شماره اسامی نام آشنایی همچون آیات عظام جوادی آملی، آقا مجتبی تهرانی، حسن‌زاده آملی، حجت‌الاسلام جواد محدثی، سعدالله زارعی، محمدصادق کوشکی، حجت‌الاسلام محمد تقدیری و ... به چشم می‌خورد.
ماهنامه پاسدار اسلام به صاحب امتیازی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و به مدیرمسئولی حجت‌الاسلام محمدحسن رحیمیان در 78 صفحه و با قیمت سه هزار تومان منتشر می‌شود.
حجت‌الاسلام جواد محدثی در این شماره «پاسدار اسلام» برای «تحکیم رابطه» بین خود و همنوعانمان، کلیدها و راهکارهایی را ارائه داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

1. خوش‌بینی و حسن ظنّ
پرهیز از بدگمانی نسبت به دیگران و داشتن «حسن ظنّ» عامل استواری رابطه‌هاست. بدگمانی سبب تهمت، غیبت، دروغ و بدخواهی می‌شود و ایمان را نابود می‌کند و انسان را به موضع عداوت می‌کشاند.
حسن ظنّ پادزهر این سموم خطرناک در رفتار و پندار است، حتی در مواردی هم که حرف‌ها و حرکات دیگری ممکن است موجب بدگمانی ما نسبت به او شود وظیفه داریم تا حرف و عمل او را «حمل به صحت» و محملی برای آن تصور کنیم تا به بدگمانی دچار نشویم، این حالت، جوی از اعتماد و صفای قلب را در میان افراد پدید می‌آورد و زندگی‌ها را هم شیرین‌تر می‌سازد.

2. گفتار نیک
سخنی که از زبان بر می‌آید، می‌تواند «دوست آفرین» باشد یا «دشمن آفرین»؛ محبوبیت‌آور یا نفرت آور؛ موجب تفرقه یا وحدت؛ مؤمنی را شاد کند یا دلی را بشکند و بیازارد. کجاست هنر حسن قول؟
آنچه در روایات،‌به عنوان «طیب الکلام» آمده است، جنبه مثبت و سازنده گفتار است و پرهیز از هر نوع بدگویی، تندی، مردم آزاری و دل شکستن.
در سخنی از امام صادق(ع)، گفتار نیک یکی از حدود و مرزهای «حسن خلق» به شمار آمده است، در حدیثی یکی از سی حقی که مؤمن بر مؤمن دارد این است که کلامش را با او نیکو قرار دهد و پسندیده حرف بزند، چه بسا دل‌هایی که در پی حرف‌های زشت و نسنجیده شکسته‌اند و چه بسا دل‌هایی که با کلام پسندیده و خوش، با هم اُلفت یافته‌اند.
«گفتار نیکو»‌ کلید رابطه و داوم دوستی است.

3. عیادت و تفقّد
احوال‌پرسی از دیگران به خصوص به صورت عیادت از بیماران،‌ از رموز مهم ایجاد الفت قلبی و تقویت رابطه‌ها و از مهم‌ترین حقوق اجتماعی مسلمانان در برابر یکدیگر است، البته آداب عیادت مریض بسیار است، از جمله: کم نشستن، حرف‌های امیدوار کننده به او گفتن،‌ دلداری دادن،‌ مژده تندرستی و شفا و عافیت به وی دادن، برای او دعا کردن،‌ از او التماس دعا کردند.
از امام صادق(ع) روایت است که از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان آن است که به او سلام بدهد و هرگاه مریض شد به عیادتش برود. به گفته روایات،‌ هرکه به دیدار مؤمنی برود، گویا خدا را دیدار کرده و پاداش آن بر خداست و از حقوق مؤمنان است که در حال بودن، به دیدارشان بروی و چون از دنیا رفت زیارت قبرشان بروی.

4.عفو و گذشت
آنی که آتش شعله‌ور غضب و کینه و انتقام‌جویی را فرو می‌نشاند «گذشت» است، «عفو» به انسان آرامش روحی و لذّت برده از زندگی می‌بخشد، «در عفو، لذّتی است که در انتقام نیست» اگر درباره شما جفا و بدی و قدرناشناسی و حتی اهانت و بدزبانی شد، چون عفو از بزرگان است شما بزرگی کنید و بگذرید و مقابله به مثل نکنید تا کرامت و بزرگی خویش را ثابت کنید و از پاداش الهی برخوردار شوید، قرآن کریم می‌گوید: «عَفَا و اصلَحَ فأجره علی الله» هر کسی در گذرد و اصلاح کند (و آشتی دهد) پاداش او بر خداست. صد البته که عفو، از کسی پسند و زیباتر است که قدرت انتقام داشته باشد و از موضع قدرت عفو کند تا کرامت خویش را نشان دهد.

5.غم‌زدایی و مشکل‌گشایی
یاد کردن از نعمت غفلت زداست. دیدن گرفتاری گرفتاران، انسان را به یاد نعمتی می‌اندازد که از آن برخوردار است. یعنی «سلامتی و عافیت به شکرانه برخوداری از مواهب الهی شایسته است که هر کسی در حد توان به گشودن گره از مشکلات دیگران بپردازد.
بخشی از «احسان» هم غم‌زدایی است، زدودن غبار غم از چهره‌ها از محبوب‌ترین کارها نزد خداست، آنچه به خصوص بر آن تأکید شده، رفع نیاز دیگران پیش از درخواست و عرض حاجت است، همت داشتن برای رفع مشکلاتی که دیگران در معیشت و گذران زندگی دارند، نوعی ضامن اجتماعی و همکاری و نوعی دوستی و از مهم‌ترین عوامل تحکیم روابط انسان‌هاست.

6.پوزش‌پذیری
یکی از مکارم برجسته اخلاقی، عذرخواهی و عذرپذیری است، اگر لغزشی و جفایی از ما سر زد، متواضعانه معذرت‌خواهی کنیم و اگر کسی نزد ما عذر آورد، حتی اگر بدانیم عذری که طرف آورده غیر واقعی است، بزرگوارانه عذرپذیر باشیم این رفتار حرمت‌ها را حفظ می‌کند، مانع از پرده‌دری‌ها و وقاحت‌های بیشتر می‌شود دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.
امام کاظم(ع) روزی در جمع فرزندانش چنین توصیه فرمود: اگر کسی آمد و در گوش راست شما حرف‌های ناخوشایندی زد، سپس آن طرف شما رفت و در گوش چپ شما از آن حرف‌ها عذرخواهی کرد و گفت «من چیزی نگفته‌ام» عذرش را بپذیرید!

7.طمع نداشتن
کسی که چشمش به داشته‌های دیگران است و پیوسته آزمندی و حرص و طمع، او را به افزون‌خواهی و درخواست وا می‌دارد، از چشم‌ها می‌افتد و مردم به تدریج از او فاصله می‌گیرند، همچنان که حرص و طمع، ذلت‌آور است، رهایی از آن و طمع،‌ عزت‌بخش و محبوبیت‌آور است. صائب تبریزی می‌گوید:
دست طمع چو پیش کسان می‌کنی دراز/ پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش
استغنای روح، علوّ همت، روحیه قناعت و پارسایی، انسان را از برده طمع گشتن مصون می‌دارد. کسی که برده آز است حقیر است. چشم داشتن به دارایی دیگران، هم خفت‌آور است و هم مایه عذاب روح و وجدان.

8. بی‌آزاری
سعدی می‌گوید:
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
گاهی در ستایش خوبی کسی می‌گویند، آزارش به موری هم نرسیده است. از آن سو، هزاران لعنت و نفرین و نفرت نثار کسی می‌شود که «مردم‌آزار» است، در این میان، چه کلیدی به دست می‌آید؟ پرهیز از آزار دیگران، چه آزار زبانی و رفتاری، چه زیان رسانی مالی و معیشتی،‌ چه ضررهای آبرویی و اجتماعی،‌ چه سلب آرامش و آسایش از دیگران. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: کسی که دست از آزار مردم بردارد، یک دست از آزار آنان برداشته، اما آنان دست‌های بسیاری را از آزار او بر می‌دارند. این یعنی بازتاب اجتماعی این سلوک پسندیده و اگر آزارتان به کسی نمی‌رسد، خدا را شکر کنید بر این نعمت. این نکته ظریف نیز از سعدی است که:
کجا خود شکر این نعمت گذارم/ که زور مردم آزاری ندارم

9. رازداری
گاهی راز با حیات انسان پیوند می‌خورد و گاهی وجهه و آبرو و اعتبار کسی با افشای یک راز بر باد می‌رود، گاهی هم کشف اسرار، خیانت به فرد و جامعه تلقی می‌شود. پس باید زبان‌ها و دهان‌ها را به «رازداری» عادت داد و از این رهگذر، حافظ حقوق و حیثیت دیگران و وحدت اجتماعی و وفاق ملی بود. به فرموده امام علی(ع) در مورد وظیفه ما در قبال برادران دینی: «راز و عیب او را بپوشان و نیکی او را آشکار ساز».
برخی متأسفانه برعکس عمل می‌کنند. هرگز زبانشان به طرح خوبی‌های دیگران نمی‌چرخد، اما به راحتی عیوب آنان را فاش می‌کنند و‌ آبرویشان را بر باد می‌دهند. نتیجه؟ عداوت و کدورت و جدایی!

10.آئینه بودن
یکی از مشهورترین روایات، این کلام امام علی(ع) است که «المؤمن مرآت المؤمن»؛ یعنی مؤمن برای برادر مؤمنش مثل آئینه است، آئینه با کسی غرض ندارد و صادقانه عیوب را به خود کسی که به آن می‌نگرد نشان می‌دهد، ما هم از آئینه ممنونیم که زشتی‌ها و عیوب ما را نشان می‌دهد. تا آن را برطرف کنیم. برخورد صادقانه با دیگران، انتقاد از سر دلسوزی و رأفت و ارشاد و خیرخواهی، مصادیقی از «آیینه بودن» نسبت به برادر مؤمن هستند. به قول نظامی گنجوی:
آئینه چون روی تو بنمود راست/خودشکن، آئینه شکستن خطاست
آنچه گفته آمد «ده کلید» بود، این کلیدها، قفل کدورت‌ها و دشمنی‌ها و جدایی‌ها را می‌گشایند و رابطه و صمیمت می‌آفرینند. نیاز ما به «تحکیم رابطه‌ها» جدی و اساسی است. چه خیری از جدایی و چالش و خصومت به ما رسیده است؟
تا می‌توانیم «واو عاطفه» باشیم، چرا «خط فاصله» باشیم؟


:: بازدید از این مطلب : 1763
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394
 
در بخشی از وصیتنامه شهید ذوالفقاری آمده است: در این جهاد شرکت کنید چون دیدم که مدافع هست لکن کم است باید زیاد شود و مطمئنم که ظالمین کم هستند و فقط با یک هجوم با اسم حضرت زهرا(س) می‌شود کار این مفسدها را تمام کرد.
عقیق:همه آنهایی که سن و سالشان به روزهای داغ مرداد سال 67 می‌رسد، حسرت و اندوه هزاران ایرانی از جا‌ ماندن از کاروان بزرگ شهادت  را خاطرشان هست. حالا سال‌ها از آن روزها می‌گذرد، امینت مرزهای ایران به مدد بخش بزرگی از همان حسرت‌خوردگان روز به روز مستحکم‌تر از قبل تامین شده است، در میانه سرزمین پر از خون خاورمیانه، سرزمین ایران استوار ایستاده است، اما در کیلومترها آن سوتر، در دو سرزمین منبع قلب‌های شیعیان، راه دیگری باز شده است.

آن حسرت‌خوردگان، حالا پیر شده‌اند، خیلی‌هایشان از دنیا رفته‌اند و به یاران شهیدشان پیوسته‌اند، اما نسل جدیدی از جوانان ایران به میدان آمده‌اند که یادگار روزهای خوش دهه آرمانگرایی در ایران هستند. آرمان‌گرایانی که همچون پیر و مولایشان برای آرمانشان مرزی قائل نیستند، شنیده‌اند که سرزمین قبور مطهر امامان و بزرگانشان تهدید شده‌اند، رنج سفر و دوری به تن خریده‌اند، بار غربت به دوش کشیده‌اند و در سرزمین و دیار دیگری که نام «ایران» ندارد، اما آرمان بزرگ عدالت‌طلبی و حق‌طلبی در آن دنبال می‌شود به نبرد با شر روزگار ما پرداخته‌اند.

چندی پیش خبر شهادت یک بسیجی ایرانی در رسانه‌ها پیچید. شهید هادی ذوالفقاری به همراه 20 عراقی دیگر در یک عملیات انتحاری که توسط نیروهای داعش انجام شد؛ به شهادت رسید. همانطور که عکس‌های او نشان می‌دهد، سن و سال زیادی هم نداشته است، متولد سال 67 بود. قیافه و سر و وضعش به شدت معمولی است، مثل هزاران جوان دیگری که در پایگاه‌های بسیج، هیئات‌های مذهبی، مساجد و... می‌آیند و می‌روند. مثل همه ایرانی‌ها.

خانواده‌اش می‌گویند هادی از اول یک جور دیگری بود. حال و هوا و خواسته‌هایش مثل جوانان هم‌سن و سالش نبود. دغدغه‌مندتر و جهادی‌تر از جوانان دیگر بود. انرژی‌اش را وقف بسیج و کار فرهنگی و هیئت کرده بود. در آخر راهی جز طلبگی در نجف پاسخگوی غوغای درونش نشد و شهادت او را برگزید. شهید ذوالفقاری وصیت‌نامه‌اش را چندین روز پیش از شهادتش نوشته است، متن کامل وصیت‌نامه این طلبه شهید مدافع حرم در ادامه می‌آید:

اینجانب محمدهادی ذوالفقاری وصیت می‌کنم که من را در ایران دفن نکنند و اگر شد ببرند امام رضا علیه السلام طواف بدهند و برگردانند و همینطور که در نجف و سامرا و کربلا و کاظمین طواف بدهند و در وادی‌السلام دفن کنند و دوست دارم نزدیک امام باشد و تمام مستحبات انجام شود و در داخل دور قبر من سیاهی بزنند و دستمال گریه مشکی و غیره مثل تربت بگذارند داخل قبر من مثل حسینیه شود و اگر شد جایی که سرم می‌خورد به سنگ لحد یک اسم حضرت زهرا(س) بگذارند که اگر سرم خورد به آن سنگ آخ نگویم و بگویم یا زهرا(س).

بالای سر من روضه و سینه‌زنی بگیرند و موقع دفن من پرچم بالای قبرم قرار بگیرد و در زیر پرچم من را دفن کنید و زیاد یاحسین(ع) بگویید و برای من مجلس عزا نگیرید چون من به چیزی که می‌خواستم رسیدم و برای امام حسین و حضرت زهرا مجلس بگیرید و گریه کنید و رو به قبله صحیح دفن کنید چون قبله در نجف اختلاف دارد و روی سنگ قبرم اسم من را نزنید و بنویسید که اینجا قبر یک آدم گناه کار است یعنی العبد الحقیر و المذنب و یا مثل این؛ پیراهن مشکی هم بگذارید داخل قبر.

پشت سر ولایت فقیه باشید/حجاب‌ها بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد؛ آن را زهرایی کنید

وصیتم به مردم ایران و در بعضی از قسمت‌ها برای مردم عراق این است که من الان حدود سه سال است که خارج از کشور زندگی‌ می‌کنم مشکلات خارج کشور بیشتر از داخل کشور است قدر کشورمان را بدانند و پست سر ولی فقیه باشند و با بصیرت باشند چون همین ولی فقیه است که باعث شده ایران از مشکلات بیرون بیاید و از خواهران می‌خواهم که حجابشان را مثل حجاب حضرت زهرا رعایت بکنند نه مثل حجاب‌های روز چون این حجاب‌ها بوی حضرت زهرا(س) را نمی‌دهد.

امام زمان را تنها نگذارید

از برادرانم می‌خواهم که غیر حرف آقا حرف کس دیگری را گوش ندهند جهان در حال تحول است دنیا دیگر طبیعی نیست الان دو جهاد در پیش داریم اول جهاد نفس که واجب‌تر است زیرا همه چیز لحظه آخر معلوم می‌شود که اهل جهنم هستیم یا بهشت، حتی در جهاد با دشمن‌ها احتمال می‌رود که طرف کشته شود ولی شهید به حساب نیاید چون برای هوا نفس رفته جبهه و اگر برای هوای نفس رفته باشید یعنی برای شیطان رفتید و در این حال چه فرقی است بین ما و دشمن؟ امام زمان را تنها نگذارید.

آن‌ها اهل شیطان هستند و ما هم شیطانی. دین خودتان را حفظ کنید چون اگر امام زمان بیاید احتمال دارد روبه‌روی امام باشیم و با امام مخالفت کنیم. امام زمان را تنها نگذارید من که عمرم رفت و وقت از دست دادم تا به خودم آمدم دیدم که خیلی گناه کردم و پل‌های پشت سرم را شکانده‌ام و راه برگشت ندارم. بچه‌های ایران و عراق من دیر فهمیدم و خیلی گناه و کارهای بیهوده انجام داده‌ام و یکی از دلایلی که آمدم نجف به خاطر همین بود که پیشرفت کنم نجف شهری است که مثل تصفیه‌کُن است که گناه‌ها را به سرعت از آدم می‌گیرد و جای گناهان ثواب می‌دهد این مولای ما خیلی مهربان است.

در جهاد مدافعان حرم شرکت کنید/مدافعان حرم با اسم حضرت زهرا کار تکفیری‌ها را تمام کنند

همچنین می‌خواهم که مردم عراق از ناموس و وطن خودشان و مخصوصا حرم‌ها دفاع کنند و اجازه به این ظالمان ندهند و مردم عراق مخصوصا طلاب نجف در این جهاد شرکت کنند چون دیدم که مدافع هست لکن کم است باید زیاد شود و مطمئنم که این‌ها(ظالمین) کم هستند و فقط با یک هجوم (جهاد) با اسم حضرت زهرا(س) می‌شود کار این مفسدها را تمام کرد و منتظر ظهور شویم و بهتر است که دست به دست همدیگر دهید و این غده سرطانی را از بین ببرید. برای من خیلی دعا کنید چون خیلی گناه کارم و از همه حلالیت بگیرید.

دنیا رنگ گناه دارد؛ دیگر نمی‌توانم زنده بمانم

وصیت من به طلاب این است که اگر برای رضای خدا درس می‌خوانند و هدف دارند بخوانند و اگر اینطور نیست نخوانند. چون می‌شود کار شیطانی و شهریه امام را هم می‌گیرند؛ دیگر حرام درحرام می‌شود و مسئولیت دارد اگر می‌توانند درس بخوانند البته همه‌اش درس نیست، عبودیت هم هست باید مقداری از وقت خود را صرف عبادت کنند چون طلبه‌ای باتقوا کم داریم اول تزکیه نفس بعد درس ای داد از علم شیطانی. دنیا رنگ گناه دارد دیگر نمی‌توانم زنده بمانم. انشاءالله امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع) در قبر می‌آیند.

19 بهمن ماه سال 1393
العبد الحقیر و المذنب الضعیف محمدهادی ذوالفقاری/

 

منبع:تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 1966
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»

منبع:روضه


:: بازدید از این مطلب : 1676
|
امتیاز مطلب : 87
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

نکاتی از سخنان حجت الاسلام سعیدیان را بخوانید؛

_ عینیت نسبت به ولایت باید باشد. این که من به امامت و ولایت معرفت داشته باشم. فقط شیعه حرفی نباشم. امام صادق می فرماید که دین بعضی از شما دین عاریه ای است اینان کسانی هستند که صبح ممکن است مؤمن باشند ولی بعدازظهر کافر باشند و شاید هم صبح کافر باشند و بعدازظهر مؤمن باشند. این ها نسبت به امامت و ولایت حقیقت معرفت ندارند .

_ بیاناتی حضرت ابوالفضل عباس دارند که سراسر معرفت است . زمانی که حسین بن علی فکر می کردند که یاری ندارند حضرت عباس روی کعبه ایستاد و جملاتی عجیب گفت. شروع کلمات با اولین و مهمترین عقاید شیعه بود. ابوالفضل جانش را برای ولایت می دهد ولی قبلش دفاع می کند.

_ حضرت عباس فرمود که شما کاری کردید که حسین در کعبه آرامش ندارد. اگر حکمت خدا نبود هر آینه ای قبل از این که حسین حجر را لمس کند حجر باید دست حسین را می بوسید.این یعنی گیر نکردن در ظواهر عبادت و این معرفت است.

_ عبادت را انجام می دهی که به عبودیت خدا برسی. عبادت را انجام می دهی که به اطاعت ولی خدا برسی. اگر عبادت را انجام بدهی و اطاعت ولی خدا در زندگی نباشد و حرف امام معصوم را نشناسی و تبعیت نکنی، قصه ات مانند شیطان می شود ولو شش هزار سال هم نماز خوانده باشی.چون به نور پنج تن آل عبا که در صلب آدم است سجده نمی کنی و تبعیت نمی کنی، رانده و رجیم می شوی و بیرونت می کنند.نماز و روزه هم داری ولی چون سر تسلیم به این خانواده نداری فایده ای ندارد.

_ نسبت به ولایت یک مقدار همه عقب هستیم. ما در زیارت عاشورا سه صفت می خوانیم که باید معرفت داشته باشم و شما را بشناسم و بزرگان دین را بشناسم در ضمن برائت از دشمن هم داشته باشم چون فهمیده ام که مسیر من از راه اهل بیت می باشد. ولی فقط زیارت عاشورا را می خوانیم.

_ شیعه بی معرفت به درد اهل بیت و فرزندشان امام زمان نمی خورد. خیلی کسانی که پشت اهل بیت را خالی می کردند نماز می خواندند و روزه می گرفتند ولی معرفت نداشتند.راه شناخت این که چقدر قرب الی الله داریم این است که ببینیم که چقدر معرفت به اهل بیت داریم.

_ امام زمان به معرفت من نیاز دارد. امام زمان برای ترویج به علم من و شما نیاز دارد. معماهای ولایت به شما مقام می دهد. امام جواد فرمود که اگر می خواهید به ما نزدیک شوید این است که در آخر الزمان و زمان ما کسی که ولایت ما اهل بیت را می شناسد فضیلتش نسبت به عابد مانند ستارگان در کورسو می باشد.


:: بازدید از این مطلب : 1694
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

عالم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند، چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد، همچنین حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: «اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ هرگاه بهار را دیدید، بسیار یاد قیامت کنید.

آنچه در ادامه می‌‌آید سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و برگرفته از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» اثر حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم است:

چرا دو فرشته کافر را «ناکر و نکیر» و فرشته مؤمن را «مبشر و بشیر» می‌نامند؟

شیخ مفید(ره) می‌گوید: دو فرشته الهی به نام ناکر و نکیر از جانب خداوند بر میت نازل می‌شوند و از پروردگار و پیامبر و امام و دین سؤال می‌کنند اگر به حق جواب داد، فرشتگان بازرسی میت را به فرشتگان نعمت تحویل می‌دهند و اگر از جواب دادن عاجز بود، او را به فرشتگان عذاب می‌سپارند.

در بعضی اخبار آمده است: اسم دو فرشته‌ای که برای سؤال در قبر بر مؤمن وارد می‌شوند مُبشر و بشیر، اسم دو فرشته‌ای که برای بازجویی کافر می‌آیند ناکر و نکیر است.

علت اینکه آن دو فرشته را ناکر و نکیر می‌نامند به این دلیل است که کافر منکر حق؛ خدا، روز قیامت و پیامبران بود، همچنین کافر هرچه آن دو فرشته از جانب خدا می‌آوردند را منکر می‌شد و خوشش نمی‌آمد. دو فرشته مؤمن را به این دلیل مُبشر و بشیر می‌گویند که این دو از جانب خداوند بشارت به رضایت خداوند از بنده‌اش و ثواب دائم می‌دهند.

این نامگذاری فرشته کافر و مؤمن به خاطر کارهای انسان‌های کافر و مؤمن بوده است.

* کسانی که در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند

پرسش در قبر معمولاً برای این است که شخص قصوری داشته یا به تکلیف خود عمل نکرده است از این رو او را در قبر مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دهند تا با دلیل و استدلال او را محاکمه کنند اما افرادی که قصوری نداشته‌اند یا به سن تکلیف نرسیده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و آنها چند گروه‌اند:

- پیامبران و ائمه اطهار علیهم‌السلام

علامه مجلسی در جلد ششم بحارالانوار آورده است: پیامبران و ائمه اطهار(ع) چون معصوم بودند و تکالیف و وظایفشان را به بهترین صورت انجام داده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و شأن آنها بالاتر از این است که مورد سؤال قرار گیرند.

شاید در اینجا این سؤال مطرح شود اگر پیامبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرد پس چرا قرآن کریم در آیه ششم سوره مبارکه «اعراف» می‌فرماید: «فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ»؛ البته ما از اعمال همه امت‌ها و از پیامبران الهی سؤال خواهیم کرد.

با توجه به عصمت پیامبران و عدم کوتاهی در انجام وظیفه، سؤال از آنها سؤال تقریری(اقرار کردن) یا توبیخی نیست بلکه پرسش جنبه استشهادی دارد یعنی پرسش به عنوان شاهد قرار دادن آنها است. خداوند متعال به شهادت احدی نیاز ندارد اما چون خداوند، پیامبران را گواهان و شاهدان روز حساب معرفی کرده است، انبیا را به عنوان شاهد می‌آورد.

- شهدا

شهید کسی است که برای دفاع از دین حاضر شد جان و آبرویش را بدهد و چنین کسی در عمل ثابت کرد که وابسته به چیزی جز خداوند نیست. وقتی وابسته به جز خداوند نبود، ظلم و تعدی هم ننموده که در قبر مورد سؤال قرار گیرد و اگر قصوری قبل از شهادت داشته آن را خداوند با فضل و رحمتش برخورد می‌کند مگر اینکه بدهی و حق‌الناس باشد.

حضرت رسول(ص) می‌فرماید: «لم یُفتن فی قبره»؛ شهید در قبرش مورد سؤال قرار نمی‌گیرد.

سؤال شد: چرا همه افراد در قبر مورد امتحان و سؤال قرار می‌گیرند جز شهید؟

حضرت فرمودند: شهید از زیر برق شمشیری که بالای سرش بود امتحانش را خوب داد و دیگر در عالم برزخ نیازی به پرسش ندارد.

-بچه‌ها، دیوانه‌ها و مستضعف فکری

این افراد هم در قبر مورد بازجویی قرار نمی‌گیرند چون حجت و دلیل بر آنها تمام نشده، بچه‌ها به حد بلوغ و تکلیف نرسیده‌اند، دیوانه‌ها هم که از عقل بهره نداشتند، کسانی که از جهت فکری ضعیف بودند هم همان حالت را دارند.

علامه مجلسی می‌گوید: بدان که مقتضای قواعد امامیه و شیعه و ظواهر روایاتی که گذشت و احادیثی که می‌آید سؤال در قبر در مورد کسانی است که به سن تکلیف نرسیده‌اند و از نظر عقل و ... کامل‌اند اما اطفال، دیوانه‌ها و مستضعفان فکری در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند.

نکته مهم:

این گروه نه سؤال قبر دارند و نه عذاب قبر و در مقابل هم چون عمل صالح و خوبی را هم انجام نداده‌اند از خداوند هم طلبی ندارند و مستحق بهشت هم نیستند.

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1853
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394
فرزند و نوه های مقام معظم رهبری همچون آحاد مردم در راهپیمایی میلیونی 22 بهمن حضور پیدا کردند.


:: بازدید از این مطلب : 1507
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران