میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 22
:: باردید دیروز : 589
:: بازدید هفته : 2233
:: بازدید ماه : 7871
:: بازدید سال : 14009
:: بازدید کلی : 14009
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394

مصیبت حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از رحلت پدر
 

نوشته اند:«ما زالت بعد ابیها معصبة الراس،ناحلة الجسم،باکیة العین،منهدة الرکن ».زهرا را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابه ای را که به سر بسته بود از سر باز کند.روز به روز زهرا لاغرتر و ناتوانتر می شد.بعد از پدر همیشه زهرا را با چشمی گریان دیدند.«منهدة الرکن »این جمله معنی عجیبی دارد.«رکن »یعنی پایه،مثل یک ساختمان که پایه هایی دارد و روی آن پایه ها ایستاده است.از نظر جسمانی،پا و ستون فقرات رکن انسان است،یعنی انسان که می ایستد روی این بنای استخوانی می ایستد.گاهی از نظر جسمی،این رکن خراب می شود،مثل کسی که فرض کنید پاهایش را بریده باشند یا ستون فقراتش درهم شکسته باشد.ولی گاهی انسان از نظر روحی آنچنان درهم کوبیده می شود که گویی آن پایه های روحی که روی آن ایستاده است خراب شده است.زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کرده اند.زهرا و پیغمبر عاشقانه یکدیگر را دوست می دارند.به فرزندانش امام حسن و امام حسین که نگاه می کند،بی اختیار می گرید،می گوید:فرزندان من!کجا رفت آن پدر مهربان شما که شما را به دوش می گرفت،شما را به دامن می گذاشت و دست نوازش به سر شما می کشید؟

منبع: مجموعه آثار جلد 16
شهیدمطهری
 
 

حال حضرت زهرا(س) بعد از وفات پیامبر(ص) و وصیت های حضرت:

روایت شده كه حضرت زهرا(س) بعد از فوت پدر بزرگوارش دائماً سر خود را مى‏بست، جسمش ناتوان بود، قوّت خود را از دست داده بود، چشمانش گریان و قلبى سوخته داشت، ساعت به ساعت غش مى‏كرد و به حسنین علیهما السّلام مى‏فرمود:

پدر (یعنى جدّ) شما كه شما را گرامى مى‏داشت و مرتّب شما را در آغوش مى‏گرفت كجاست؟ كجاست آن جدّ شما كه از همه مردم بیشتر به شما مهربان بود، نمى‏گذاشت كه روى زمین راه بروید، افسوس كه هرگز نخواهم دید جدّ شما در خانه مرا باز نماید و شما را به دوش خود بگیرد، در صورتى كه دائما این عمل را انجام مى‏داد.

سپس حضرت زهرا(س) مریض شد و مدت چهل شب بیمارى او ادامه پیدا كرد.

آنگاه امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و على علیه السّلام را خواست و به على(ع) سه وصیّت كرد:

1- با امامه دختر خواهرش ازدواج نماید، زیرا كه او فرزندان حضرت زهرا را دوست مى‏داشت.

2- از براى حضرت فاطمه تابوت بسازد، زیرا ملائكه صورت تابوت را به او نشان داده بودند و آن بانو اوصاف آن را براى حضرت امیر شرح داد.

3- احدى از آن افرادى كه در حقّ آن بانو ظلم كرده بودند در تشیع جنازه‏اش حاضر نشوند و بر جنازه‏اش نماز نخوانند.

 

متن عربی:

وَ رُوِیَ أَنَّهَا مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ نَاحِلَةَ الْجِسْمِ مُنَهَّدَةَ الرُّكنِ بَاكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْبِ یُغْشَى عَلَیْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ وَ تَقُولُ لِوَلَدَیْهَا أَیْنَ أَبُوكُمَا الَّذِی كَانَ یُكْرِمُكُمَا وَ یَحْمِلُكُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَیْنَ أَبُوكُمَا الَّذِی كَانَ أَشَدَّ النَّاسِ شَفَقَةً عَلَیْكُمَا فَلَا یَدَعُكُمَا تَمْشِیَانِ عَلَى الْأَرْضِ وَ لَا أَرَاهُ یَفْتَحُ هَذَا الْبَابَ أَبَداً وَ لَا یَحْمِلُكُمَا عَلَى عَاتِقِهِ كَمَا لَمْ یَزَلْ یَفْعَلُ بِكُمَا ثُمَّ مَرِضَتْ وَ مَكَثَتْ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ دَعَتْ أُمَّ أَیْمَنَ وَ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَیْسٍ وَ عَلِیّاً (ع) وَ أَوْصَتْ إِلَى عَلِیٍّ بِثَلَاثٍ

  1. 1.     أَنْ یَتَزَوَّجَ بِابْنَةِ أُخْتِهَا أُمَامَةَ لِحُبِّهَا أَوْلَادَهَا
  2. 2.     وَ أَنْ یَتَّخِذَ نَعْشاً لِأَنَّهَا كَانَتْ رَأَتِ الْمَلَائِكَةَ تَصَوَّرُوا صُورَتَهُ وَ وَصَفَتْهُ لَهُ
  3. 3.     وَ أَنْ لَا یَشْهَدَ أَحَدٌ جَنَازَتَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ أَنْ لَا یَتْرُكَ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیْهَا أَحَدٌ مِنْهُم‏.

مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 132 به بعد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1766
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394

یکی از سوالات مطرح درخصوص معاد اینکه عالم برزخ چگونه عالمي است‌؟
"و من وراَّئهم برزخ إلي‌َ يوم يبعثون‌; (مؤمنون‌، 100) و پشت سر آنان برزخي است تا روزي كه برانگيخته شوند." آيات و روايات بطور روشن دلالت دارد كه بعد از زندگي دنيا و قبل از قيامت عالمي وجود دارد بنام "عالم برزخ‌" كه روح انسان بعد از مرگ تا برپائي قيامت در آن‌جا زندگي مي‌ كند.
روح انسان بعد از جداشدن از اين جسد خاكي در جسم‌هاي لطيفي قرار مي‌گيرد كه بسياري از عوارض ماده را ندارد; و چون از هر نظر شبيه اين جسم است به آن "قالب مثالي‌" و يا "بدن مثالي‌" مي‌گويند; يعني بدني شبيه همين بدن اما نه به كلي مجرد است و نه مادي محض‌.(اقتباس از تفسير نمونه‌، آية‌الله مكارم شيرازي‌، ج 14، ص 322، دارالكتب الاسلامية‌.) از نگاه قرآن و روايات همة انسان‌ها حيات برزخي دارند.
از روايات استفاده مي‌شود كه انسانها در برزخ به پنج گروه قابل تقسيم می شوند:
الف‌: افرادي كه در درجه اعلاي از ايمان و كمال هستند اين افراد پس از مرگ و پاسخ به سئوالات نكير و منكر روح آنها در قالب مثالي قرار مي‌گيرد و به بهشت برزخي وارد مي‌شوند و در آن‌جا در محضر اميرالمؤمنين‌7 و در بهشت برزخي به انواع نعمتهاي الهي متنعم مي‌شوند; تا برپا شدن قيامت‌.
ب‌: افرادي كه مؤمن هستند ولي نه در درجه و كمال گروه قبلي‌، اين افراد پس از سئوال و پاسخ در قبر، دري از بهشت (برزخي‌) به سوي قبر آنان باز مي‌شود و قبر به مقدار چشم‌انداز، وسيع شده و باغي از باغهاي بهشت مي‌شود. اين گروه در قبرشان متنعم به نعمتهاي پروردگارند و هميشه دعايشان اين است كه خدايا قيامت را برپا نما و نعمتهاي بهشتي را كه به ما وعده داده‌اي عطا فرما.
ج‌: مؤمنين معصيت‌كار كه مستحق عذابند، آنها پس از ورود به قبر و سؤال نكير و منكر و عدم توانايي آنها براي پاسخ دادن‌، فرشتگان با عمودي كه در دست دارند بر فرق آنها مي‌كوبند و قبرشان پر از آتش مي‌شود. و دري از جهنم (برزخي‌) به‌سوي قبر آنان باز مي‌شود و قبرشان تبديل به چاهي از چاههاي جهنم مي‌گردد و اين گروه در قبر معذبند تا وقتي كه گناهانشان بخشوده شود.
د: كساني‌كه كافر محض هستند، اينها هم همانند مؤمنين معصيت كار در جهنم برزخي معذبند تا برپا شدن قيامت‌; با اين تفاوت كه عذاب كافر، عذاب عقيده و عمل است و كاهش دهنده عذاب قيامتش نيست‌; ولي عذاب مؤمن گناهكار، عذاب عمل است و باعث پاك شدن او مي‌شود و جنبه اصلاحگرانه و رهايشگرانه دارد.(سيري در جهان پس از مرگ‌، حبيب‌الله طاهري‌، ص 328 ـ 330، دفتر انتشارات اسلامي‌، با اندكي اضافات‌.)
گروهي كه نه اهل ثوابند كه مستحق نعمت باشند و نه اهل گناه تا مستحق عذاب گردند اين گروه روحشان (در قالب مثالي‌) بصورت بي‌هوش و يله و رها باقي مي‌ماند تا برپا شدن قيامت‌.
(فروع كافي‌، ج 3، ص 238، باب المسألة في القبر و من يسأل و من لايسأل‌، نشر دارالاصول / جهت آگاهي بيشتر درباره عالم برزخ ر.ك‌: پيام قرآن‌، آية‌الله مكارم شيرازي‌، ج 5، ص 443 ـ 478، نشر مدرسه اميرالمؤمنين‌7 / عالم برزخ در چند قدمي ما، محمدي اشتهاردي و...)
هنگام مرگ روح انسان از بدن به طور كامل جدا مي‌شود و به هنگام رستاخيز، خداوند متعال بار ديگر بدن و استخوان‌هاي پوسيده و خاك شده را حيات مجدد مي‌دهد و روح‌، دوباره به آن بر مي‌گردد.(ر.ك‌: پيام قرآن‌، آية‌الله مكارم شيرازي‌، ج 5، ص 308 ـ 334، مدرسة‌الامام اميرالمؤمنين / تفسير نمونه‌، آية‌الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 2، ص 307، دارالكتب الاسلامية‌)
كسي هم كه خودكشي مي‌كند، زمان مرگش همان موقع است و با بقية افراد تفاوتي نخواهد كرد، البته خودكشي از گناهان بزرگ است و عذاب سختي را در پي دارد. قرآن كريم مي‌فرمايد:
"قُل‌ْ يَتَوَفَّـَكُم مَّلَكُ الْمَوْت‌ِ الَّذِي وُكِّل‌َ بِكُم‌ْ ثُم‌َّ إِلَي‌َ رَبِّكُم‌ْ تُرْجَعُون‌َ;(سجده‌،11) بگو، فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده‌، قبض روح شما مي‌كند، سپس به سوي پروردگارتان بازمي‌گرديد".
از اين آيه و آيات ديگر در روايات فهميده مي‌شود كه ستاندن روح انسان‌ها به دست ملايكه است حال اين ستاندن در هر كسي در يك حالتي است‌; برخي در حال تصادف‌، برخي سكته و برخي در حالت خودكشي و... . در اين حالات جسم مادي از كار مي‌افتد; ولي روح از بين نمي‌رود; بلكه آن را ملايكه در همين هنگام از بدن جدا مي‌نمايند و باقي خواهد ماند.


منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1924
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394
عقیق ـ حمید محمدی محمدی: استاد ذاکران، پیشکسوت شعر آیینی، پیرغلام اهل بیت (ع)، دست‌پرورده مراجع عظام، آخرین شاگرد آقاشیخ جواد خراسانی و ... ده‌ها عنوان و صفت دیگر می‌شود برای مردی انتخاب کرد که شامگاه دیروز، پس از حدود 87 سال عمر با برکت، ترک دنیا کرد و به ارباب بی‌کفنش پیوست. هرچند حاج علی آهی، تمام عمر، ترک دنیا کرده بود و با آن زندگی ساده و زیست معمولی‌اش، فقط به هدایت و حمایت مداحان و شاعران فکر می‌کرد.
 

حدود 30 سال‌ پیش از طریق پدرم، مرحوم حاج حسین محمدی، مداح روشندل اهل بیت (ع) با او در جلسات جامعه مداح تهران آشنا شدم. آن زمان، او در نیروی انتظامی مشغول خدمت بود؛ خدمتی که از پیروزی انقلاب اسلامی، به شکلی تقریباً افتخاری آغاز شده بود. آهی در آن زمان، فرمانده انتظامی حساس‌ترین نقطه کشور در مرزهای شرقی جمهوری اسلامی، یعنی سیستان و بلوچستان بود، اما نه در میان قبایل بلوچ و نه در محل کار خود، هیچ گاه با لباس نظامی حاضر نمی‌شد. لباس او، پالتوی بلند طوسی رنگ مداحی‌اش بود که با آن، صدها عکس دارد.

آهی، بعد از پذیرش مسئولیت‌های دیگر در نیروی انتظامی و مدیریت امور ایثارگران این نیرو، در اواخر دهه 60 از این مسئولیت‌ها کناره گرفت و باز هم به جمع مداحان بازگشت. شاگردان او بی‌صبرانه این موضوع را دنبال می‌کردند و پس از حدود 13 سال از پیروزی انقلاب و انفصال او از فضای تربیت مداحان، تشنه آموختن از او بودند.

 

آهی، این تقاضا را به خوبی درک کرد و به صحنه تعلیم بازگشت. دوباره همان شور و اشتیاق به جلسات جامعه مداحان تهران برگشت و شب‌های ماه مبارک رمضان در زمستان سال 1369 محافل گرم و پرشوری از این جلسات را رقم زد. یک بار دیگر او توانسته بود ذاکران و مداحان سنتی را از تفرق و پراکندگی نجات دهد و همه را زیر یک خیمه جمع کند.

از ابتدای دهه 70 فعالیت‌های آن مرد بزرگ، دیگر رنگ و بوی دیگری گرفت و از مجلس‌داری و هیئت‌گردانی فراتر رفت. او می‌دانست که تمام توان، ذوق، اندوخته علمی و کاریزمای اجتماعی را برای گرد هم آوردن مداحان به کار گرفته و اکنون، وقت کارهای بزرگ‌تر است.  از اینجا بود که تلاش او در مسیر خدمات‌رسانی صنفی به ذاکران، به ویژه سالخوردگان و مداحان خانه‌نشین قرار گرفت. چه اینکه او، قبل‌تر هم به صورت کاملاً شخصی و غیرسازمانی، سرکشی از پیشکسوتان و پیرغلامان بیمار را مثل یک وظیفه انسانی خود دنبال می‌کرد و همیشه فهرستی از آنان را برای مراجعه منظم در جیب همان پالتوی بلند طوسی می‌گذاشت.

من این افتخار را داشتم که مدت‌ها مقالات و جزوه‌های آموزشی حاج علی آهی را مدون و تکثیر کنم و در اختیار همکاران پدرم در جامعه مداحان تهران قرار دهم. این کار، سال‌ها از سوی او پیگیری می‌شد. آماده‌سازی این جزوات، کم‌کم به سمت تایپی شدن پیش می‌رفت که آهی، سودای همیشگی خود ـ یعنی ملی کردن خدمت به مداحان و ستایشگران ـ را پی گرفت و سراغ کارهای بزرگ‌تر رفت.

 

او، برای پیگیری بیمه مداحان و تأسیس بنیاد دعبل خزاعی، نامه‌های متعددی به رهبر معظم انقلاب نوشت و رایزنی‌های فراوانی با رؤسای سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای دیگر کرد. البته سال‌های طول کشید تا تلاش‌های او برای راه‌اندازی این موسسه حمایتی به ثمر بنشیند، اما سرانجام، بنیاد دعبل خزاعی در سال 84 پا گرفت؛ در حالی که آهی، فقط عضوی از اعضای هیئت مدیره آن بود و طمعی برای گرفتن مسئولیت اصلی در آن نداشت. در واقع، او برای گستراندن خدمت به مداحان در سراسر ایران تلاش کرده بود و حالا که چنین جایی راه افتاده بود، دیگر چه فرقی می‌کرد که مسئولش چه کسی باشد. نکته جالب این که یکی از مدیران عامل آن مجموعه در مصاحبه‌ای با حقیر، به ثمردهی تلاش‌های آهی برای تأسیس دعبل اعتراض داشت و او را یکی از فعالان این امر و دارای سهمی مساوی با دیگران قلمداد می‌کرد. با این حال، آهی هیچ وقت به چنین موضوعاتی اعتنا نداشت و با سن و سال بالا، هر روز صبح به بنیاد دعبل می‌رفت و هنگامی که خانه مداحان اهل بیت (ع) هم با پیگیری‌ها و نامه‌نگاری‌هایش با محمدباقر قالیباف، شهردار تهران نتیجه داد، عصرها در این خانه، پذیرای خیل همکارانش بود.

همه این‌ها برای محور و رهبر یک جمع و صنف بودن، کافی است، اما به اعتقاد من، آنچه آهی را به عنوان یک انسان کاریزماتیک، محبوب و قابل احترام می‌کرد، استقامت در رأی، صدق گفتار و دلسوزی عملی است. به خاطر ندارم هیچ گاه او برای خوشامد کسی، سخنی بر لب آورده باشد یا از اغراق دیگران نسبت به خودش، خوشحال شده باشد. اگر کسی او را فخرالمادحین خطاب می‌کرد یا چنان بالایش می‌برد که شایسته آن نبود، اخم‌هایش بیش از آن که طبیعی باشد، در هم می‌رفت و حتی گاهی به آن ستایش‌های بی‌مورد خرده می‌گرفت.


:: بازدید از این مطلب : 1843
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394

می گفتیم و می خندیدیم و قرارشد هرکس از آرزوهایش را بگوید.
همسنگرهایم ۱۷_۱۸ _۱۹ساله بودند از آنها خواستم آرزوهایشان را بگویند:من که به دنیا وصل بودم آرزویم خانه و ماشین بوداما در بین آن سه بسیجی:

اولی گفت: «من آرزو دارم شهید شوم»که یکباره حال مجلس عوض شد.
دومی گفت: «آرزو دارم شهید شوم وجسدی از من باقی نماند تا کسی در تشییع جنازه ام  به زحمت نیفتد»
وسومی گفت: «آرزو دارم که هیچ آرزویی نداشته باشم»


این ماجرا گذشت در عملیات بعدی اولی شهید شد به قدری زیبا شهید شد که می خواست بگوید شهید شدن یعنی چه؟
نفر دوم بگونه ای شهید شد که هیچ اثری از او باقی نماند
واز نفر سوم هیچ خبری نشد که برایش چه اتفاقی افتادمعلوم نیست شهید شد ه یا جانباز یا.....؟

یکی از دوستان ماجرا را برای حضرت آیت الله بهاء الدینی تعریف کرد ایشان چنان گریستند که قطرات اشک از محاسنش می چکید، می گفت:

آرزوهای این سه رزمنده خواسته هایی بوده که طلبه ها و علماء باید سالها در کلاس معرفت  و عرفان حاضر شوند تا به این آرزوها برسند...

 

منبع:روضه


:: بازدید از این مطلب : 1741
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394

حاج علی آهی از پیرغلامان اهل بیت که شامگاه دیروز (یکشنبه 16 فروردین ماه) پس از اذان مغرب جان به جان آفرین تسلیم کرد، در کتاب «انوار معرفت» درباره طریقش در راه سیر سلوک اینچنین سروده است:

 

 

دل به تنگ آمد مرا، هم‏صحبتی پیدا نکردم
خواستم خلوت گزینم، خلوتی پیدا نکردم


خواستم تا عزّت نفسی به دست آرم دریغا
چون اسیر نفس بودم، عزّتی پیدا نکردم


خواستم پرسم ز یاران، علّت رنجیدگی‏‌‏ها
موشکافی هر چه کردم، علّتی پیدا نکردم


خواستم از تجربت‏‌ها عبرتی گیرم به گیتی
ای عجب از تجربت‏‌ها عبرتی پیدا نکردم!


خواستم در زندگی، هم‏صحبتی یابم ز مردم
چون به کارآمد محک، هم‏صحبتی پیدا نکردم


خواستم سبقت بگیرم در مدار علم و تقوا
نفس شد بر عقل غالب، سبقتی پیدا نکردم


خواستم روی نیاز خود نَهم بر درگه حق
تیره‌بختی بین که آخِر همّتی پیدا نکردم


خواستم، «آهی» بپویم راه مردان خدا را
از جفای نفس سرکش، فرصتی پیدا نکردم

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1939
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 17 فروردین 1394

به گزارش خبرنگار عقیق به نقل از حاج حسن آهی فرزند ایشان، حاج علی آهی، پرچمدار ستایشگری غروب دیروز(یکشنبه) و پس از اذان مغرب درگذشت.

بنا به گفته حاج حسن آهی مراسم تشییع روز سه شنبه و احتمالا از مقابل مسجد امیرالمومنین(مسجد آهی) واقع در تقاطع اتوبان امام علی(ع) و کرمان غربی برگزار خواهد شد.

حاج علی آهی که از چند روز قبل به دلیل عفونت خونی در بیمارستان شهید هاشمی نژاد بستری بود و در حالت کما قرار داشت به سرای باقی شتافت.

حاج محسن طاهری مدیر عامل خانه مداحان نیز به خبرنگار عقیق گفت که بنا بر وصیت خود حاج علی آهی مراسم تشییع از مسجد امیرالمومنین به سمت بهشت زهرا(س) برگزار می شود و آن مرحوم در قطعه «روضه الحسین» که ویژه ذاکران اهل بیت است دفن خواهد شد. زمان و مکان دقیق تشییع به زودی اعلام می شود.


:: بازدید از این مطلب : 2082
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

مردی نزد امام صادق (ع) آمد و همین آیه را مطرح نمود و گفت: من خدا را می‌خوانم ولی دعایم به اجابت نمی‌رسد. دلیل آن چیست؟
 امام صادق (ع) فرمودند: زیرا شما به عهد و پیمان خدا وفا دار نیستید، خداوند می‌فرماید: به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم.
 آنگاه چنین ادامه دادند: به ‌خدا سوگند اگر شما به پیمان هایتان با خدا وفا دار باشید (و فرامین او را اطاعت و نواهی او را ترک گویید) خدا به پیمان ‌خود با شما وفا می‌کند (و دعاهایتان را مستجاب و بهشت را نصیبتان می‌گرداند.)

پی نوشت ها:
1-سوره بقره، آیه 40، ‌186..
2-تفسیر قمی، ج 1: ‌46..
*جعفری، با امام صادق (ع) در سایه قرآن: 10-11.


:: بازدید از این مطلب : 1929
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

 اشاره: زمانی که خبر مجروحیت سه تن از بچه‌های محل (منطقه نارمک) را دادند بزرگان محل به ملاقاتشان رفتند. یکی از آنان مهرداد قلی نیای نوایی بود که با اصابت ترکش به پشت دنده‌ها و وارد شدن به قلبش شرایط مناسبی نداشت و پزشکان احتمال شهادت یا فلج شدن را می‌دادند.

ماجرای آزار رساندن منافقین به پاسداران

آن زمان همه دست به دعا برداشته و برای سلامتیش دعا می‌کردند. به لطف خدا سلامتیش را دوباره به دست آورد اما سرنوشت زندگی او شهادت بود.

حاصل گفت‌وگو با خانم سرداری همسر شهید مهرداد قلی نیای نوایی را در ادامه می‌خوانید.

مهرداد سال 1358 به عضویت سپاه درآمد و جزو اولین نفراتی بود که به جبهه اعزام شد او همچنین مسئول بسیج محل نیز بود. در خرداد 1360 مجروحیت سختی داشت و دستگاه گوارشش مشکل پیدا کرده بود و احتمال شهادتش را پزشکان داده بودند.

با لطف خداوند عمل موفقیت آمیز داشت و با برداشتن دو دنده، ترکش را خارج کردند ولی آثار عمل و مجروحیت تا زمان شهادت همراه او بود. پس از گذراندن دوران نقاهت با جمعی از همسایگان به عیادت وی رفتیم.

 

ما هم محل بودیم و نخستین بار او را در بیمارستان مصطفی خمینی دیدم که در حیاط بیمارستان نشسته و برای دوستان و بیماران از جبهه و مجروحیتش می‌گفت.

در آذر ماه 1360 بود که توسط یکی از همسایگان به مادر شهید معرفی شدم. در مراسم خواستگاری برای نخستین بار با هم روبرو شدیم و چند دقیقه‌ای با هم صحبت کردیم. به دلیل پاسدار، مذهبی و خوش نام بودن ایشان خیلی زود در خانواده‌ی ما پذیرفته شد. در مبعث حضرت رسول، 23 دی ماه 1360 ازدواج کردیم و منزلی در همان محل اجاره کرده و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.

از کودکی تا قبل از انقلاب

مهرداد فرزند سوم خانواده قلی نیای نوایی است که در خرداد سال 1340 در اطراف سرچشمه به دنیا و در دامن مادری پاک دامن بزرگ شد. طبق تعاریف اطرافیان، او جوانی پرجنب‌و جوش، خوش رو، با ایمان و دارای تعصبات خاص بر روی حجاب بود.

مادر شهید برایم تعریف کرده بود که مهرداد بر روی حجاب تعصب داشت و قبل از انقلاب خانم‌ها توجهی بر روی حجاب نداشتند. آن زمان او 18 ساله بود ولی زمانی که به مجلسی وارد می‌شد، خانم‌ها حجابشان را رعایت می‌کردند.

 

اعزام به جبهه پس از ازدواج

پس از محرمیت مرا صدا کردند و گفتند که من اهل جبهه هستم و امکان شهادتم هست، آن لحظه احساس کردم که ایشان را از دست خواهم داد و شهید می‌شوند. با وجود علاقه زیادی که به همسرم داشتم ولی هرگز مانع رسیدن به هدفش نشدم. وصیت‌نامه خود را بر روی قرآن گذاشته و عازم منطقه بازی دراز شد و سرانجام پس از 5 سال زندگی مشترک خبر شهادت ایشان را آوردند.

در جست و جوی شهادت

من کارمند دادستانی بودم، منافقین منزل ما را شناسایی کرده و ما را تهدید می‌کردند و این مصادف با زمانی بود که پاسدارها را از منزل ربوده و آزار و اذیت می‌کردند. به همین خاطر بیشتر اوقات به منزل مادرشوهرم می‌رفتم. تصمیم گرفتیم که به جنوب مهاجرت کنیم ولی مهرداد زمانی که عملیات بود به جبهه می‌رفت و در زمان‌های دیگر پشت جبهه فعالیت داشت به همین دلیل شرایطش پیش نیامد که به جنوب برویم.

وقتی در تهران بود موذب بود و دوست داشت زودتر به خط مقدم برگردد و می‌توانم بگویم که مهرداد در جست‌وجوی شهادت بود و در اکثر عملیات‌ها شرکت داشت.

در شهریور 1362 اولین فرزندمان به دنیا آمد و نام او را زهرا گذاشتیم. ده روز بعد در حال آماده شدن برای اعزام به جبهه بود که عکسی از زهرا به او دادم که همراه خود داشته باشد. قبول نکرد و گفت: «عکس زهرا عاملی می‌شود که من به تهران برگردم و من راضی نیستم.»

زمان شهادت همسرم ما دو فرزند به نام‌های زهرا و محمدمهدی داشتیم.

 

مجروحیت به روایت دفتر خاطرات شهید

در تاریخ 1اسفند 64 صبح ساعت 3/5 به انتهای جزیره آبادان که روبروی فاو می‌باشد رسیدیم و پیاده شدیم و حدود 200 الی 300 متر پیاده حرکت کردیم و محلی ایستادیم و منتظر حرکت هستیم حدود ساعت 6/5 صبح است، قرار شد با قایق به آن طرف آب یعنی فاو برویم. وارد فاو شدیم نماز را سریع خواندیم و به داخل فاو رفتیم و از اسکله تا خاکریز عقب حدود یک ربع راه بود به آنجا رسیدیم و سنگری انتخاب کردیم و در همین حول و حوش بودیم که چند فروند هواپیمای عراقی جهت بمب باران بالای سر ما ظاهر شدند و شروع به بمب باران کردند که بحمدالله یکی از این هواپیماها توسط رزمندگان اسلام سرنگون شد و خلبان آن اسیر شد. تا نزدیکی خط استراحت کردیم، نهار خوردیم و نماز را خواندیم.

حدود ساعت 5 بعد از ظهر دوباره برای چندمین بار هواپیماهای عراقی ظاهر شدند و بعد از دو نوبت بصورت پله ای بار سوم بمب‌های خود را در نزدیکی سنگرهای برادران ریختند که باعث شهید شدن دو تن از رزمندگان اسلام و زخمی شدن دو تن دیگر شد. یکی از زخمی‌ها خود من بودم که از ناحیه بازوی راست توسط ترکش زخمی شدم که الحمدالله خطر رفع شد و به استخوان نخورد و از داخل دست نیز خارج شده بود. مرا به اورژانس لب اسکله بردند، در بین راه یکی دیگر از زخمی‌ها مصیبتی از حضرت زهرا می‌خواند و ما گریه می‌کردیم. بعد از پانسمان به آن طرف آب یعنی خاک میهن اسلامی خودمان آوردند و به اورژانس لشکر حضرت محمد رسول الله بردند بعد از آنجا توسط آمبولانس به بیمارستان الزهراء (س) که حدود 25 کیلومتر از خط عقب‌تر بود بردند و از آنجا توسط اتوبوس به عقب بازگشتیم. شب حدود ساعت 10/5 به بیمارستان سینا اهواز رسیدیم و در آنجا پانسمان دستم را عوض کردند و دکتر دستور عکس گرفتن را دادند و من شب را در بیمارستان به سر بردم.

عکس العمل شهید از ارائه خدمات دولتی

قرار بود از محل کارش از طرف سپاه به نیروها، زمینی بدهند که خانه‌ای بسازند. شدیدا با این کار مخالف بود و معتقد بود که با این کار می‌خواهند بچه‌ها را مادی کنند. روزی به منزل آمد و خیلی ناراحت بود وقتی دلیلش را جویا شدم گفت: «دفترچه بیمه داده‌اند. به اتاق فرماندهی رفتم و گفتم با این کار شما رزمندگان را به زمین وصل می‌کنید.» با هر آنچه که باعث وابستگی انسان به دنیا و مادیات می‌شد مخالف بود.

 

نحوه شهادت

روز قبل از عملیات بخاطر عوارض مجروحیتش در سال 60، به پشت جبهه اعزام می‌شود ولی طاقت جا ماندن از عملیات را نمی‌آورد و خود را برای شروع عملیات به خط می‌رساند. قبل از شروع عملیات از دیگر رزمندگان می‌خواهد که اگر شهید شدم هیچ کس خود را برای به عقب کشیدن پیکرم خود را به خطر نیاندازد و چند عکس یادگاری هم با دوستانش می‌اندازد.

یکی از دوستان مهرداد به نام علی زندی نحوه شهادتش را برایم تعریف کرد. وی گفت: مهرداد آن شب نور بالا می‌زد و انگار خودش متوجه شده بود که می‌خواهد به آرزویش برسد و برای رسیدن به آن لحظه، لحظه شماری می‌کرد. مرا صدا کرد و توصیه کرد که کارهای نیمه تمام را تمام کن و جای وصیت نامه‌اش را به من گفت.

وی ادامه داد: در عملیات کربلای 5 شهید جزمانی فرمانده گردان مقداد و شهید حاج امینی جانشین فرماندهی لشکر 27 محمدر سول الله (ص) بود. شهید جزمانی از ناحیه سر مجروح می‌شود، حاج امینی و مهرداد به دنبال پناهگاه برای فرمانده خود بودند که در گودانی پناه می‌گیرند و سرانجام خمپاره‌ای سه یار دیرینه را به وصال حق رساند.

پس از آرام شدن منطقه برای به عقب کشیدن پیکر شهدا می‌روند و شهید نوایی را در حال سجده و غرق در خون می‌یابند. شهادت شهید مهرداد قلی نیای نوایی مصادف با شهادت امام باقر(ع) بود.

 
منبع: دفاع پرس

:: بازدید از این مطلب : 2111
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394

به گزارش مشرق، علی طیب نیا در نخستین دیدار آغاز سال با مدیران عامل شبکه بانکی ضمن ابراز خرسندی از اینکه در سال گذشته روند رو به رشدی را در عرصه اقتصاد پیش رو داشتیم، عنوان کرد: خوشبختانه با کمک و مساعدت  مجموعه دستگاه‌های مرتبط، روند مطلوبی را طی کردیم و از شرایط رکود تورمی دشوار ابتدای سال 92 به وضعیتی حرکت کردیم که پشتوانه بسیار خوبی برای همکاران ما در تیم مذاکره کننده هسته‌ای بود تا بتوانند از حقوق حقه ملت ایران به نحو شایسته ای دفاع و حمایت کنند.

طیب نیا توفیقات به دست آمده در مقابله با تورم و بهبود محیط کسب و کار را بهترین سرمایه تیم مذاکره کننده هسته‌ای دانست و بیان داشت: وقتی که دشمنان این مملکت فهمیدند از طریق تحریم نمی‌توانند خواسته‌هایشان را بر ما تحمیل کنند و شما رزمندگان عرصه اقتصادی کشور توانستید با این مشکلات به نحو مناسب مقابله کنید، زمینه برای پذیرش حقوق حقه ملت در بهره برداری از انرژی هسته‌ای فراهم آمد و بیانیه صادر شده، شرایط بسیار مناسبی را فراهم آورده است.

 

وی تاکید کرد: این قدم، قدم بزرگی بود و امیدواریم در ماه‌های آینده توافق نهایی به منظور حذف کامل تحریم‌ها حاصل شود و موجبات رونق و رشد اقتصادی بیشتر کشور را فراهم سازد.


با حذف تحریم، همه مشکلات حل نمی‌شود

وی با ساده انگارانه خواندن این دیدگاه که شرایط اقتصادی امروز، به کل زاییده تحریم است، گفت: اگرچه شرایط اخیر کشور ارتباط نزدیکی با موضوع تحریم‌ها داشت، اما ساده انگارانه است فکر کنیم که با حذف تحریم ها، همه مشکلات ما حل می‌شود. مشکلاتی که طی چند سال اخیر به شدت با آن دست به گریبانیم  و در گذشته هم کم و بیش با آن مواجه بودیم، سه دلیل عمده دارد: ساختار اقتصادی نامتعادلی که از سال‌های قبل از انقلاب به ارث رسیده؛ تداوم وابستگی اقتصاد به نفت  در سال‌های پس از انقلاب و سیاست‌های اقتصادی نادرستی که طی سال‌های گذشته اعمال شد، شرایط را وخیم تر کرد .

طیب نیا افزود: تحریم‌ها در شرایطی اعمال شد که دولت در اوج وابستگی به نفت قرار داشت. بنابراین اگرچه با حذف تحریم ها شرایط مناسب تری برای اقتصاد ما فراهم می شود، اما این به آن معنا نیست که ما از وضعیت رکودی و تورمی که سال‌های طولانی و به صورت مزمن با ما همراه بوده است،  رهایی پیدا خواهیم کرد.

وزیر اقتصاد با اشاره به تجربه آموزی از رخدادهای سال‌های گذشته اظهار داشت: بایستی با تجربه آموزی از اتفاقاتی که طی 40 سال گذشته در اقتصاد ما اتفاق افتاد ،زمینه را برای یک برنامه ریزی منسجم در جهت اصلاح ساختارهای اقتصادی و پایه ریزی تولید ملی مبتنی بر ارتقای بهره وری، ظرفیت‌ها و توانایی‌های داخلی کشور فراهم کنیم. مسلما در چنین برنامه ریزی که مورد توجه تیم اقتصادی دولت بوده و خواهد بود، نظام بانکی کشور نقش بی همتایی را ایفا می کند.


:: بازدید از این مطلب : 1676
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 فروردین 1394
سرمایه گذاری بر تولید داخلی همان هدفی است که حضرت آیت الله خامنه ای در سخنرانی آغازین سال ۹۴ در حرم رضوی تعیین کردند؛ ایشان البته ضمن این هدفگذاری به بیان ۱۰ راهکار پرداختند.
10 راهکار رهبر انقلاب برای برون‌رفت از مشکلات اقتصادیبهار 94 نیز مانند سال‌های قبل با سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی آغاز شد؛ در این سخنرانی رهبرانقلاب علاوه بر اشاره به چرایی نام گذاری سال به ایراد بیاناتی درباره اقتصاد کشور و راهکارهایی برای پیشرفت اقتصاد بویژه تولید داخلی نیز پرداختند.

طبق آنچه در ادامه می خوانید مقام معظم رهبری اقتصاد کشور را در عرصه کنونی به یک کارزار تشبیه و تأکید کردند که هر کسی در این کارزار به نفع کشور تلاش کند جهاد کرده است.

رهبرمعظم انقلاب همچنین در حرم رضوی فرمودند: "امروز عرصه‌ی اقتصاد، به‌خاطر سیاست‌های خصمانه‌ی آمریکا، یک عرصه‌ی کارزار است، یک عرصه‌ی جنگ است، جنگی از نوع خاص. در این عرصه‌ی کارزار، هر کسی بتواند به نفع کشور تلاش کند، جهاد کرده است. امروز هر کسی بتواند به اقتصاد کشور کمک بکند، یک حرکت جهادی انجام داده است. این جهاد است؛ البتّه جهادی است که ابزار خودش را دارد، شیوه‌های مخصوص خود را دارد، باید این جهاد را همه با تدبیر مخصوص خود و سلاح مخصوص خود انجام بدهند."

در ادامه فرمایشات مقام معظم رهبری همچنین اشاره شد که برای پیشرفت اقتصاد کشور دو دیدگاه وجود دارد که دیدگاه نخست مربوط به درون کشور و دیدگاه دوم مربوط به مسائل خارجی است.

ایشان فرمودند: "ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیّتهای درون کشور و درون مردم تأمین بکنیم؛ ظرفیّتهای بسیار زیادی در کشور وجود دارد که از این ظرفیّتها یا استفاده نشده است یا درست استفاده نشده است؛ از این ظرفیّتها استفاده کنیم؛ [یعنی] اقتصاد درون‌زا؛ اقتصادی که مایه‌ی خود و مادّه‌ی خود را از درون کشور و از امکانات کشور و از توانایی‌های مردم خودمان به دست می‌آورد".

مقام معظم رهبری همچنین تأکید کردند: "نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ میگوید سیاست خارجی‌مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرتهای مستکبر را در بخشهای گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند؛ این هم نگاه دوّم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوّم یک نگاه کاملاً غلط و عقیم و بی‌فایده است".

 طبق بندی که در بالا آمد و با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب دیدگاه دوم مورد تایید نیست و برای پیشرفت اقتصاد کشور باید از ظرفیت‌های درون کشور و درون مردم استفاده کرد.

رهبر انقلاب البته این را هم مورد تأکید قرار دادند که راهکار اجرای دیدگاه مذکور اقتصاد مقامومتی است؛ ایشان تأکید کرده اند: "‌باید نگاه کنیم به درون کشور، ظرفیّتهای درونی بسیار است. این اقتصاد مقاومتی‌ای که ما عنوان کردیم و مطرح کردیم و خوشبختانه مورد قبول و استقبال همه‌ی صاحب‌نظران قرار گرفت – یعنی من حتّی یک نفر از صاحب‌نظران اقتصادی و اجتماعی را ندیدم که آنچه را به‌عنوان سیاست اقتصاد مقاومتی مطرح شده، او رد کند – ناظر به همین است؛ یعنی ناظر به امکانات درونی کشور. وقتی که اجازه نمیدهند که شما برای زمین خودت از بیرون آب بیاوری، باید چاه حفر کنی و از درون زمین خودت آب بیرون بیاوری تا محتاج ‌آب آن همسایه‌ی بخیل نباشی؛ باید از درون خود استمداد کنیم و بتوانیم کارها را پیش ببریم."

از دیگر نکاتی که مقام معظم رهبری در سخنان ابتدایی سال 94 مورد اشاره قرار داده بودند این است که برای پیشرفت کشور باید "هدف‌گذاری مشخص و ثابت و حرکت به سمت آن هدف" اولویت باشد. که البته در این هدفگذاری برای پیشرفت اقتصاد "سرمایه گذاری بر روی تولید داخلی" ملاک قرار گرفته است.

ایشان تأکید کرده اند که " هدف‌گذاریِ مشخّص و ثابتی باید وجود داشته باشد که به‌سمت آن هدف، همه‌ی دستگاه‌ها را و همه‌ی امکانات را بسیج کنند. به نظر بنده آن چیزی که امسال و سالهای بعد از این باید به‌عنوان هدف اقتصاد مورد توجّه باشد، عبارت است از سرمایه‌گذاری بر روی تولید داخلی. همه‌ی تلاشها از سوی همه باید برای تقویت تولید داخلی بسیج ‌بشود. از همه‌ی مسئولانی که در زمینه‌های اقتصادی فعّالیّت دارند و از همه‌ی آحاد مردم باید مطالبه بشود که به مسئله‌ی تقویت تولید داخلی کمک کنند".

البته مقام معظم رهبری در همان سخنان به بیان راهکارهایی در تحقق اهداف تعیین شده پرداخته اند که در ادامه این گزارش به آنها اشاره خواهد شد؛

* "حمایت از بنگاه های تولیدی متوسط و کوچک"؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای: یکی از لازم‌ترین کارها این است که از بنگاه‌های تولیدی متوسّط و کوچک حمایت بشود.

* " تقویت فعالیت‌های بنگاه‌های دانش بنیان"؛رهبر انقلاب: یکی از کارها این است که فعّالیّت‌های بنگاه‌های دانش‌بنیان تقویت بشود. اینکه ما روی علم و فنّاوری تکیه میکنیم، فقط به خاطر این نیست که میخواهیم نِصاب علمی خودمان را بالا ببریم؛ پیشرفت علم و فنّاوری به پیشرفت اقتصاد کمک میکند؛ بنگاه‌هایی که دانش‌بنیان هستند میتوانند به اقتصاد ملّی کمک کنند.

* "نهضت کاهش خام فروشی"؛ مقام معظم رهبری: یکی از کارهای لازم، نهضت کاهش خام‌فروشی است. اینکه من چندی پیش راجع به وابسته بودن اقتصادمان به نفت اعتراض کردم و در سخنرانی گفتم، ناظر به این است. ما باید کاری کنیم که خام‌فروشی بتدریج کاهش پیدا کند، تا اینکه بکلّی از بین برود؛ باید ارزش افزوده ایجاد کرد.

* "تسهیل سرمایه‌گذاری"؛ رهبری انقلاب: یکی از کارهای اساسی، تسهیل سرمایه‌گذاری است.

* "کاهش واردات کالاهای مصرفی"؛ حضرت آیت الله خامنه ای: یکی از کارهای اساسی ‌کاهش واردات کالاهای مصرفی است.

* "مبارزه با قاچاق"؛ رهبر معظم انقلاب: یکی از کارهای اساسی مبارزه‌ی با قاچاق است.

* "حمایت از کارگر ایرانی"و " مصرف کالای داخلی"؛ رهبر انقلاب: کارگر ایرانی را حمایت بکنند، کارگاه تولیدی داخلی را با مصرف کردن [محصول] آن رونق بدهندکسانی که مصرف‌کننده هستند – که همه‌ی ملّت ما در واقع مصرف‌کننده‌اند – محصولات داخلی را مصرف کنند که من روی این بارها و بارها تکیه کردم و امروز هم عرض میکنم و تکیه میکنم. ‌همه سعی بکنند محصولات داخلی را مصرف بکنند.

* "پرهیز از اسراف"؛ رهبرمعظم انقلاب: پرهیز از اسراف؛ کسانی که اهل اسرافند بدانند، این اسراف و زیاده‌روی و ریخت‌و‌پاش که در اسلام این‌همه مذّمت شده است، سرنوشت اقتصاد ملّی را تعیین میکند؛ اگرچنانچه از اسراف و زیاده‌روی و ریخت‌وپاش اموال شخصی، چه آب، چه نان، وسایل تشریفاتی زیادی در مهمانی‌ها، در عقدها، در عروسی‌ها، در بقیّه‌ی ‌مراسم و چه بقیّه‌ی چیزهای دیگر پرهیز بشود، به اقتصاد ملّی کمک میکند.

* "صحت عمل در تجارت خارجی برای حفظ آبروی ملت ایران"؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای: آن کسانی که در کارهای تجارت خارجی و دادوستد خارجی هستند، میتوانند نقش ایفا کنند؛ نقش آنها هم عبارت است از صحّت عمل، تا بتوانند آبروی ملّت ایران را [حفظ کنند].

 
 
منبع: تسنیم

:: بازدید از این مطلب : 2884
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران