میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 122
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2413
:: بازدید ماه : 8167
:: بازدید سال : 14362
:: بازدید کلی : 14362
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 14 تیر 1391

 

 

ای مخزن سر کردگار ادرکنی

ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی

بگزیده برای خویش هرکس یاری

ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی . . .

میلاد امام زمان بر شما مبارک

 

برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید

 

صبحی دگر می آید ای شب زنده داران

از قله های پر غبار روزگاران

از بیکران سبز اقیانوس غیبت

می آید او تا ساحل چشم انتظاران

آید به گوش از آسمان اینست مهدی

خیزد خروش از تشنگان اینست باران

 

نیمه ی شعبان گل نرگس شکفت / چلچله از شادمانی شب نخفت

آبشار یک لحظه آرام شد ، نریخت / تا که رازش با گل نرگس بگفت

سرو حیران شد از آن فر و جلال / ماه فرو مانده در آن حسن جمال

 

بگو با خستگان ، صبح سعادت سر زد از خاور

مشام جان معطر می شود ار نکهت دلبر

سحر بشگفت در دامان نرجس نوگل زهرا

تبسم می کند منجی عالم بر رخ مادر

خدایا عیدی ما را ظهور او عنایت کن

که ما را جز ظهور او نباشد حاجتی دیگر

 

بر منتظران این خبر خوش برسانید / کامشب شب قدر است همه قدر بدانید

با نور نوشتند به پیشانی خورشید / ماهی که جهان منتظـرش بود درخشید

 

سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلى زیبا / گلى کز بوى دلجویش، جهان پیر شد برنا

به صبح نیمه شعبان تجلّى کرد خورشیدى / که از نور جبینش شد، منوّر دیده زهرا

 

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید

 

خداوندا رسان از ما سلامش / به گوش ما رسان یارب کلامش

بسوز سینه ى مجروح زهرا / نما تعجیل در امر قیامش

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2524
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391
در یکی از تشرفات، امام زمان(عج) از میرزا عبدالکریم پینه‌دوز، وصله‌کردن نعلین خود را تقاضا می‌کند. او پس از اطاعت به حضرت عرض می‌کند باید تعمیر نعلین ایشان را بعد از تعمیر کفش کسی انجام دهد که زودتر مراجعه کرده است.
خبرگزاری فارس: حکایت پینه‌دوزی که امام زمان(عج) را دید اما نعلین حضرت را وصله نکرد

 

 مهدی توکلی کارشناس علوم دینی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله به تشریح شاخصه‌های جامعه مهدوی پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

 

*از انتظار تا ادعا

در نزدیکی ایام ولادت با سعادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار داریم و بر این اساس در این جلسه به بررسی شاخصه‌های یک جامعه مهدوی می‌پردازیم و به این سوال پاسخ می‌دهیم که یک فرد و یا جامعه منتظر ظهور باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند؟

یافتن پاسخ سوال فوق در حالی اهمیت می‌یابد که می‌دانیم به موازات عده‌ای که واقعاً منتظر ظهور هستند، عده دیگری وجود دارند که فقط ادعای انتظار را با خود یدک می‌کشند.

*عدم اطاعت؛ برملا کننده ادعای کذب

این مسئله مثل ایمان به خداوند است که برخی صرفاً ادعای ایمان دارند و برخی دیگر به واقع مؤمن هستند؛ چنانکه خداوند در اولین آیه سوره انفال می‌فرماید: «أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛ «اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید»، بنابراین خداوند معیار سنجش ایمان را اطاعت از خود و رسولش قرار داده است و در آیه 86 سوره هود می‌فرماید: «بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیکُمْ بِحَفیظٍ»؛ «اگر مؤمن باشید، باقیمانده [حلال‏] خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم»، مصداق عینی این آیه در دوران کنونی از دو طیف مدعیان ایمان و مومنین واقعی پناه برندگان به آمریکا و توکل کنندگان به خدا هستند.

*انتظارفرج و ثواب‌های عجیب

انتظار فرج نیز از همین قاعده پیروی می‌کند و شخص منتظر باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد، احادیثی از «سفینة البحار» شیخ عباس قمی قابل ذکر است که در خلال آن ثواب‌های عجیبی برای منتظران فرج ذکر شده است، از جمله این حدیث مشهور از رسول گرامی اسلام که فرمودند: «أفضَلُ أعمالِ اُمَّتی انتِظارُ الفَرَجِ»؛ «بالاترین اعمال امت من انتظار فرج است».

*انتظار واقعی؛ سخت‌ترین عمل

حال برخی با دستاویز قرار دادن این حدیث تفسیری از آن ارائه می‌دهند که براساس آن باید دست روی دست گذاشت و برای اصلاح امور دست به‌ کاری نزد؛ چرا که باید تحقق این امر را به دوران ظهور موکول کرد و به شخص بقیة الله سپرد، در حالی که بر اساس حدیث نبوی همواره این قاعده ثابت حکم فرما بوده است که عمل سخت‌تر، ثواب بیشتری دارد، این قاعده برای عقل نیز قابل قبول است و انطباق آن با تفسیر فوق الذکر نفی‌ کننده آن و نشانگر این است که انتظار فرج برای این مستوجب ثواب‌های عجیبی است که کار بسیار دشواری محسوب می‌شود.

در حدیث دیگری از رسول اکرم(ص) می‌شنویم: «افضَلُ الْعِبادَةِ إِنْتِظارُ الْفَرَجِ»؛ «بالاترین عبادت، انتظار فرج است»؛ یعنی عملی است که از روزه تابستان و نمازشب زمستان ثواب بیشتری دارد.

امام باقر(ع) در این رابطه می‌فرمایند: «وَاعْلَمُوا اَنَّ المُنتَظِرَ لِهذا الاَمْرِ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ الصَّائِمِ القائِمِ»؛ «بدانید همانا کسی که در انتظار فرج باشد، گویی که همه عمرش را روزه‌دار بوده است».

*احادیثی که دستاویز منحرفان شد

عدم انطباق این سبک از انتظار با احادیث و عقل در حالی به طور قطع به رد این شیوه از انتظار می‌انجامد که عده دیگری معتقدند، در دوران انتظار برای نزدیک شدن فرج باید به ظهور مفاسد کمک کرد و بر این اساس برای نزدیک شدن ظهور باید به همدستی با شیطان پرداخت! در حالی که امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «اِنْتَظِروُا الْفَرَج وَ لَاتیأسُوا مِنْ روح الله»؛ «منتظر فرج باشید و از رحمت پروردگار مأیوس نشوید»، «لاَ ییأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ»؛ «تنها کافران از رحمت خدا ناامید می‌شوند»، براین اساس هیچ کس نباید از دیدن حضرت حجت در دوران حیات خود مأیوس باشد.

*منتظر؛ غلتیده به خون خود در راه خداست

در حدیث دیگری می‌شنویم: «فانّ احبَّ الاعمال الی الله عزّوجلّ انتظار الفرج»، «محبوب‌ترین اعمال در نزد پروردگار انتظار فرج است»، «الْآخِذُ بِأَمْرِنَا مَعَنَا غَداً فِی حَظِیرَةِ الْقُدْسِ»، «هر کس این امر را از ما اخذ کند، او روز قیامت در بهشت با ما محشور می‌شود»، «المُنتَظِرُ لأِمرِنا کَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللَّهِ»، «کسی که منتظر به امر ما باشد، گویی که به خون خود در راه خدا آغشته شده است».

*ایمان به وجود امام غایب؛ اولین شرط انتظار

اما با ذکر این احادیث باید به سؤال اصلی و پاسخ آن باز گردیم که انسان و جامعه منتظر باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند؟ اولین نشانه یک منتظر واقعی ایمان به حضرت مهدی است که هم‌خوانی با آیات دوم و سوم سوره بقره دارد که می‌فرماید: «ذلِکَ الْکِتابُ لارَیبَ فیهِ هُدی لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَ یقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ»، «این کتابی است که در [حقانیت‏] آن هیچ تردیدی نیست؛ [و] مایه هدایت تقواپیشگان است، آنان که به غیب ایمان می‏آورند و نماز را بر پا می‏دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‏ایم، انفاق می‏کنند».

در ذیل این آیه امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «الْمُتَّقُونَ شِیعَةُ عَلِی»؛ یعنی منظور از متقین در این آیه شیعیان امیرالمومنین(ع) هستند و در ادامه می‌فرماید: «وَ أَمَّا الْغَیبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ» یعنی ایمان به غیب به مفهوم ایمان به امام زمان است، چرا که او از مصادیق غیب است، بنابراین جامعه مهدوی باید ایمان خود را به امام زمان(عج) حفظ کند، چنانچه در حدیث هست که تعداد کثیری از شیعیان به دلیل طولانی شدن غیبت ایمان خود به وجود امام زمان را از دست می‌دهند و می‌گویند اگر بود تا کنون ظهور یافته بود، این درحالی است که حفظ ایمان در دوران غیبت به منزله نگهداری یک بوته خار یا یک گلوله آتش است، بنابراین حفظ ایمان در دوره غیبت کاری دشوار و البته پرفضیلت است.

*برای امان از فریبکاران، امام‌شناس باشیم

اما شاخصه دوم برای شخص و جامعه منتظر، امام‌شناسی است، امام صادق(ع) فرمودند: «اعْرِفْ إِمَامَکَ»، «امام خود را بشناس»، «فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ یضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»؛ یعنی کسی که امام خود را بشناسد، چه فرقی می‌کند که امام زمان زود یا دیر بیاید؟ دین او محفوظ خواهد ماند، این در حالی است که باید به ضعف مهدی‌شناسی در جامعه امروز اذعان کرد.

در مستندی دیدم شخصی از کرمانشاه بود که ادعای امام زمانی کرده بود و طرفداران زیادی را نیز به دور خود جمع کرده بود که حکایت از امام ناشناسی آن طرفداران داشت که حتی به این مسئله جاهلند که امام زمان(عج) از مکه خروج خواهند کرد و نه از کرمانشاه و یا این قدر نمی‌دانند که امام زمان فرزند امام حسن عسکری است و نه یک بقال در کرمانشاه! این مسئله آن‌قدر مهم است که حدیثی درباره آن می‌فرماید: «کسی که امام زمان خود را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است».


:: بازدید از این مطلب : 2629
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391

به نقل از مهر، شعر این مرجع تقلید که در قالب "مسمط " سروده شده، بدین شرح است:

شُکر فراوان که از عنایت یزدان
بار دگر شد پدید نیمه‌شعبان
فخر زمین می‌کند به روضه‌ی رضوان
از قدم پیشوای عالم امکان
حضرت صاحب زمان ولیّ جهان‌بان

حجتِ بِن عسکری امام معظم
آن که نظام جهان به اوست منظم
پیشرو و پیشوای اکبر و اعظم
علّتِ غایی ز خلق عالم و آدم
سایه‌ی حق عین‌حق خلیفه‌ی یزدان

شمس ولایت بود به نور فِشانی
در طرب و شوق و ذوق عالی و دانی
ریزد از بهر طبع دُرّ معانی
از پی مدح خدایگانِ جهانی
حضرت مهدی امین قادر سبحان

حامی مستضعفان خلاصه‌ی ایجاد
آن‌که جهان را ز عدل می‌کند آباد
و آن که کَنَد ریشه‌ی جهالت و بیداد
محو نماید رسوم باطل و الحاد
قدرت حق نور حق یگانه‌ی دوران

مولد سلطان دین امام مبین است
مبدأ عصر جدید و دور نوین است
خرّم و بَهّاج آسمان و زمین است
محفل جشن وِلا بهشت برین است
عید سعید است و خلق خرّم و شادان

روز ظهورش بزرگ روز خدایی است
روز کمال عقول و جهل‌زدایی است
روز عدالت مآب و عدل نهایی است
روز فلاح و نجات و روز رهایی است
روز امان است و روز عزّت انسان
 


:: بازدید از این مطلب : 2429
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391
به گزارش فارس، عناصر اصلی یک فرقه انحرافی به نام «ساهاجا یوگا» به صورت همزمان در 11 استان کشور شناسایی و دستگیر شدند.
 
این فرقه در دهه 80 میلادی توسط زنی به نام «جی شری ماتاجی» مشهور به «نیرمالا» پایه‌گذاری شد، وی در شهر چینه‌وارای هند در خانواده‌ای مسیحی به دنیا آمد و با فردی دیپلمات ازدواج کرد. آنها زمانی که در انگلستان حضور داشتند، همسر او به سبب خدماتش به استعمار پیر، نشان خوش‌خدمتی را از ملکه دریافت کرد.
 
هسته اولیه «ساهاجا یوگا» در منزل شری ماتاجی با ادعاهای واهی او مبنی بر مادر الهی زمین بودن و خداوند بودن با عنوان «آدی‌شاکتی» و القای آموزه‌های انحرافی خود در بین مریدان شکل گرفت.
 
شری ماتاجی با توهم خدای بزرگ و روح‌القدسی مدعی است طی 12 هزار سال گذشته در بیش از 1000 جسم برای نجات بشریت (فرزندانش) متجلی شده و همچنین همه انبیا را فرزندان خود و تولد یافته از خود می‌پندارد!
 
از دیگر مبانی اعتقادی و اقدامات این فرقه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 
-پذیرفتن قطب فرقه به عنوان خداوندی که خالق همه چیز است
 
-سجده بر قطب فرقه پس از گذراندن مراحلی خاص
 
-نوشیدن آبی که به وسیله آن پاهای مادر را شستشو داده‌اند، به منظور تبرک جستن و پاک‌سازی!
 
-توسل جستن به عکس مادر برای شفا و دریافت ارتعاشات مثبت
 
-حذف تمامی عبادات و شعائر مذهبی گذشته مثل نماز و ... پس از پذیرفتن فرقه
 
-اعتقاد به اینکه قطب فرقه، مادر تمام بشریت است و تمام جهان را او خلق کرده ‌است
 
-در جهان، الهه‌ها و خدایان دیگری برای حفاظت از افراد وجود دارند، اما همگی در درون مادر (قطب فرقه) و در اختیار وی هستند
 
-افراد حق ندارند برای خودشان همسر برگزینند، بلکه می‌بایست قطب فرقه توسط کمیته ازدواج مستقر در هند برای آنها همسر انتخاب کند ( ازدواج تشکیلاتی)
 
-ازدواج خواهران و برادران اشکالی ندارد!

:: بازدید از این مطلب : 2255
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391

 احمدرضا رادان روز گذشته طی سخنانی در همایش «جوانان و فرهنگ عفاف و حجاب در عصر انتظار» که در قم برگزار شد، تصریح کرد: چند سال پیش در پرواز مشهد اتفاقی فهمیدیم که آیت الله بهجت نیز همسفر ماست، خوشبختانه این توفیق حاصل شد که ما در صندلی پشتی ایشان قرار گرفتیم.

 
من همان جا فرصت را مغتنم شمردم و خصلت اصفهانی ام نیز گل کرد و به مرحوم آیت الله بهجت گفتم شما یک چیزی به ما یاد بدهید که در عین اینکه کم باشد، اما زیاد به درد ما بخورد و منفعت فراوانی داشته باشد و وی بر روی تکه کاغذی چیزی نوشته و آن را به آقازاده خویش دادند تا به ما بدهند، من هنوز هم آن کاغذ را با خود دارم؛ ایشان نوشته بودند که «در هر حال زیاد صلوات بفرستید».

:: بازدید از این مطلب : 1988
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391


متن کامل استفتاء و پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به شرح زیر است:
باسمه تعالی
محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته
با سلام، تحیّت و آرزوی طول عمر و سلامتی
احتراماً معروض می‏ دارد یکی از سنت‏ های حسنه‏ ای که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در کشور ایجاد شد، تعطیلی مسابقات مهم فوتبال در ماه مبارک رمضان بود. این امر موجب می‏ گردید که توجه جوانان در این ماه، به عبادات و مراسم مذهبی بیشتر جلب شده و نیز از برخی مظاهر زشت روزه‏ خواری جلوگیری شود.
اما متأسفانه از چند سال پیش، با این توجیهات که مسابقات ما باید با تقویم‏ های بین‏ المللی و برنامه‏ های کنفدراسیون فوتبال آسیا هماهنگ باشد، لیگ برتر فوتبال در ماه مبارک رمضان انجام می‏ شود. این کار نه تنها موجب شده است که بازیکنان مسلمانان، برای حفظ آمادگی بدنی مجبور به روزه‏ خواری در تمرینات شوند؛ بلکه عده زیادی از جوانان را پس از افطار، به جای مساجد و جلسات قرآن، به ورزشگاه‏ ها می‏ کشاند.
این در حالی است که در همین کشور همسایه ـ ترکیه ـ که دارای نظام لائیک نیز هست و فوتبال بین‏ المللی ‏تری از ما دارد، مسابقات فوتبال به احترام ماه مبارک رمضان تعطیل می‏ شود.
با کمال تأسف، این روزها هم که یکی از مدیران متدین فوتبال کشور درخواست کرده است که مسابقات لیگ جدید بعد از ماه مبارک آغاز شود، این پیشنهاد با مقاومت مسؤولان فدراسیون روبرو شده است و در نظر دارند همزمان با طلوع ماه قرآن، مسابقات را نیز آغاز کنند!
لذا خواهشمند است نظر مبارک خود را درباره دو سؤال زیر اعلام فرمایید:
1. نظر حضرتعالی درباره به تعویق افتادن مسابقات فوتبال لیگ برتر به بعد از ماه مبارک رمضان چیست؟
2. آیا لزوم هماهنگی با برنامه‏ های کنفدراسیون آسیا، توجیهی برای عدم احترام به شعائر مذهبی می‏گردد؟


پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
باسمه تعالی
لازم است مسلمانان فرهنگ اسلامی خودشان را رعایت کنند و به مراکز جهانی نیز بگویند که فرهنگ ما به ما اجازه این کار را نمی دهد و جای تعجب است کشوری مثل ترکیه رعایت ماه مبارک رمضان را بکند و کشوری مثل جمهوری اسلامی که حکومتش اسلامی است مراعات نکند.
همیشه موفق باشید. 12 تیر 1391


:: بازدید از این مطلب : 2671
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391

 در خلوت و جلوت برای ظهور دعا کنید

بسم الله الرحمن الرحيم

قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏/غافر، آيه60

اللّهم صلّ على محمد و آل محمد و لاسيّما على وليّك المحيي سنّتك القائم بأمرك الداعي إليك الدّليل عليك اللّهم عجّل فرجه و سهل مخرجه و ارزقنا لقائه و اجعلنا من أنصاره وأعوانه

السلام عليكم و رحمة ‌الله و بركاته

با عرض تبريك و تهنيت، حلول ماه مبارك شعبان، ماه نزول بركات، ماه اعياد شريفه، ماه تجلّي انوار الهيّه را گرامي مي‌داريم.

اين ماه شريف، فرصتي بسيار مناسب و عزيز و شكوه‌مند براي دعاء و طلب فرج آل محمد صلوات الله عليهم و درخواست تعجيل در ظهور و تحقّق وعده الهي به انبياء عظام و همه ملل و امم، مخصوصاً مستضعفان و مشتاقان روزگار آن عدل جهاني و حكومت توحيدي اسلامي و تعظيم شعائر و احياء امر اهل بيت عليهم السلام و اعلام حيات ولايي و برنامه‌هاي وسيع دعائي است.

سزاوار است در سراسر اين ماه، ياد و ذكر فضايل اهل بيت عليهم السلام،و معالي مقامات و درجات عاليات ايشان از زبان‌ها نيفتد، و مجالس و محافل و سخنراني‌ها همه را به سوي عوالم قرب و كمال معنوي سوق دهند. مخصوصاً در دعا براي تعجيل فرج حضرت بقية الله مولانا المهدي عليه السلام در تمام اين ماه، همگان؛ به طور فردي و همگاني، در خلوت و جلوت، اصرار و اهتمام ويژه داشته باشند.

دعاء براي آن حضرت و براي تعجيل در ظهور، دعا براي همه بشريت، براي همه طوائف و قبايل و اقوياء و ضعفاء، عالم و جاهل، و فقير و غني است. ظهور آن حضرت و تعجيل در امر فرج آن يگانه خليفه الهي و خلف يكتاي همه انبياء مرسلين و ائمه طاهرين، نجات همگان از جهالت و ضلالت و گمراهي از ظلم و جور است.

بخش مهمّي از تعليمات اسلام و هدايت‌هاي اولياء دين، توصيه به دعا و نيايش و خواندن خدا و مناجات با خداست تا آنجا كه فرمودند: «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ؛ مغز عبادت و پرستش، دعا است.»

آيات قرآن و احاديث و روايات همه با تأكيدات مؤكد توصيه به دعا و خواندن خدا به اسماء الحسني نموده‌اند: «وَ للّهِ الأسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» دعا به هر كدام از اسماء الحسني آثار خاص و پيام‌هاي بزرگ معرفت‌بخشي دارد. دعا، قلب را روشن و نوراني مي‌نمايد، ظلمت‌ها را از بين مي‌برد، بنده را بالا مي‌برد، و سبب عروج او مي‌شود. اين دعا اگر براي حوائج عامه و خير و سعادت همگان باشد، اجرش بيشتر، و فضيلتش زيادتر است، و اگر براي وليّ امر و حجّت خدا دعا شود، درك اجر و فضلش براي ما قابل تصوّر نيست. دعا براي آن حضرت، دعا براي هر موجودي از جنّ و انس و ملائكه است. فرج آن حضرت، فرج همه انبياء و اولياء و شيفتگان عدالت، علم، آگاهي، بيداري، امنيّت و آسايش است.

در اين فرصت، فوائد بزرگ و آثار عظيمه‌ي آن به شمار در نمي‌آيد، و نمي‌توان از معاني و مطالب و هدايت‌هايي كه بعض ادعيه مرويّه براي آن حضرت مشتمل بر آن است سخن گفت. دعا مكتب است، دعا درس و دانشگاه الهي و همگاني است، درس شناخت خدا و پيغمبر و امام است.

سزاوار است برنامه‌هاي دعا براي حضرت صاحب الأمر عليه السلام گسترده و فراگير و همگاني مخصوصاً در اين ماه شريف برگزار شود، و همه از بركات ماه شعبان و عيد نيمه شعبان مستفيض گردند، به ويژه در شب ماه مبارك نيمه، شب با عظمت و پر خير و بركت ميلاد آن يگانه موعود انبياء و اولياء كه از شب‌هاي بسيار با فضيلت و هم‌طراز با شب‌هاي قدر بلكه يكي از ليالي قدر است. اميد است در اثر دعاهاي مؤمنين و اصرار آنها بر دعا براي تعجيل فرج، اسباب فرج آن حضرت فراهم گردد.

اللّهم عجّل فرج وليّك و حجّتك، و صلّ عليه و على آبائه الطاهرين، و اجعلنا من انصاره و اعوانه، و السلام عليكم و رحمة ‌اللّه وبركاته.

خجسته بر همگان ماه فرّخ شعبان

لطف الله صافي

شعبان المعظم 1433


:: بازدید از این مطلب : 2120
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391

شب نیمه شعبان، شب بسیار مبارکى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است که از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و کَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و کوشش کنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، که آن شبى است که خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود که سائلى را از درگاه خود تا زمانی که مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است که قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن که قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس کوشش کنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله برکات این شب مبارک آن است که ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارک شده است .

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:

۱- غسل، که باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

۲- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است که هر کس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى که دل‌ها بمیرند.

۳- زیارت امام حسین علیه السلام است که افضل اعمال این شب

و باعث آمرزش گناهان است و هر کس بخواهد با او مصافحه کند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت کند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است که به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان بلند کند و زیارت کند آن حضرت را به این کلمات: “اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.” و هر کس در هر کجا باشد در هر وقت که آن حضرت را به این کیفیت زیارت کند امید است که ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .

دعا و نیایش

۴- خواندن دعایی که شیخ و سیّد نقل کرده‌اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است

 

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2415
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391
آیت‌الله بهاءالدینی فرمود: کسی که ما به او دلخوش هستیم آسید علی‌آقاست/ آیت‎الله بهجت گفتند: شما بهتر از ایشان سراغ دارید!؟ من‌که ندارم!
 

 

فرارسیدن پانزدهمین سالگرد رحلت عارف پارسا، حضرت آیت الله سیدرضا بهاءالدینی، بهانه‌ای شد تا حجت الاسلام والمسلمین صدیقی، خطیب محبوب جمع‌های مذهبی و امام جمعه موقت تهران که توفیق درک شاگردی این بزرگوار را داشته است، در گفتگویی خواندنی، صحبتهایی شنیدنی و نکاتی جالب درخصوص ایشان، آیت الله بهجت، امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب مطرح کرده و دریچه‌های جدیدی را در شناخت این بزرگواران به روی مخاطب بگشاید.

در ادامه این مصاحبه خواندنی را که «پاسدار اسلام» آنرا منتشر کرده است می‌خوانید:

سؤال اولمان این است که از چه زمانی با آیت الله بهاءالدینی آشنا شدید؟

خیلی دقیق یادم نیست. من بچه طلبه بودم در یک مجلسی که ایشان بودند، روضه خواندم و آقای بهاءالدینی خیلی مرا تحویل گرفت. این حرف‌هايي که الان به برکت امام و انقلاب مطرح است، آن موقع اصلاً کسی در این وادي‌ها نبود، ولی خب امثال آنها را دوست داشتم. اینها هم ما را دوست مي‌داشتند و خیلی عادی تفقد و نوازش مي‌كردند، ولی رفت و آمد اصلی ما با مرحوم آيت‌الله بهاءالدینی از اواخر دوره حضرت امام بود که رسماً گاهی به منزلشان مي‌رفتيم. ایشان هم سراغ ما را مي‌گرفت. قهراً هم آدم یک احساس خاص و جدیدی پیدا مي‌کند. كرامت‌هاي ایشان را مي‌شنيديم و دیگر با این دید به ایشان نگاه مي‌كرديم. آن وقت‌ها این جوری نبود. نماز آقای بهجت مي‌رفتيم، روضه آقای بهجت مي‌رفتيم و حالیمان نبود که آقای بهجت از اولیاءالله است، اشرافی دارد، چشم بازی دارد. اینها حالیمان نبود، ولی دوست داشتیم. آقای بهاءالدینی هم همین‌ جور بود. بعد از انقلاب، امام افق را عوض کرد و خیلی از ناگفتني‌ها را دریافتیم و فهمیدیم که اینجاها هم خبرهایی هست.

ما معمولاً خدمت آيت‌الله بهاءالدینی می‌رفتیم و معمولاً هم ایشان نوازش خاصی داشت و گاهی ما را برای ناهار نگه مي‌داشت. صبح که مي‌رفتيم، می‌پرسید صبحانه خوردی یا نه و به ما صبحانه می‌داد. یک بار تهران آمدند، منزل ما و شب ماندند. تنها شبی که خدمت ایشان بودم، همان شبی بود که ایشان تهران بود. دلم مي‌خواست بدانم شب را ایشان چگونه می‌گذراند؟ و آن شب را نخوابیدم. ایشان بعد از نیمه شب بلند شد. مي‌دانستيم که چای باید کنارشان باشد، چایشان آماده بود. قبل از وضو، بلند شدند، نشستند مدتی در عالم خودشان بودند و داشتند نگاه مي‌كردند، بعد رفتند وضو گرفتند و آمدند و نماز شب مختصری خواندند. شاید نماز شب آقا یک ربع بیشتر طول نکشید. بعد از نماز شب همين‌طور ساعتها در عالم خودشان بودند.

با آیت الله بهجت از چه زمانی آشنا شدید؟

دقیقا یادم نمي‌آيد ولی از همان دورانی که بچه طلبه بودم خدمت آيت‌الله بهجت، علاقه داشتم. همان ایام یک بار که رفته بودم مشهد، برای آقا یک پوستين‌ خریدم. وقتی برگشتم رفتم درِ خانه آقای بهجت. در زدم، آمد دم در، گفتم: «آقا! من این را برای شما آورده‌ام».

فرمودند: «اگر روز قیامت، مرا دیدی که وضع بدی دارم، پشیمان نمي‌شوي که این را آوردی؟ اگر به عنوان یک آدم خوب آوردی، به من نده». از همان ‌جا خلاصه حجت را رساند که اینکه دیگران فکر کنند آدم خوبی هستی فایده ندارد...

ما که افق آنها را نداشتیم، فقط ظواهرشان را مي‌دیدیم. آقای بهجت کلاس دیگری بود، آقای بهاءالدینی مسیر خاص خودش را داشت و در نوع خودش بي‌نظير بود.

آقای بهجت استاد داشته، استادش آقای قاضی بوده و کار کرده، رفقایشان امثال آقای علامه طباطبایی و دیگران بودند و اهل دستورات و نسخه‌ها و سیر و سلوک بوده است. اما آقای بهاءالدینی تا آخر عمر اصلاً در این وادي‌ها نه رفت و نه کسی را تشویق کرد که فلان ذکر را بگویند، فلان کار را بکنند. مجالسش خیلی عُرفی و عادی و نشست و برخاستش خیلی مردمی بود. با همه بود و با هيچ‌كس نبود. آقای بهجت امساک داشت در اینکه همه را بپذیرد یا وقتش را به همه کسی بدهد و علی‌الدوام مشغول کارهای خاص خودش بود، ولی آقای بهاءالدینی خیلی دست‌باز بود در اينكه همه را بپذیرد و رفت و آمد کند. هیچ تکلفی، هیچ نوع تقیدی جز قید شرعی در وجود آقای بهاءالدینی مطلقاً نبود.

وقتی ایشان آمد منزل ما، خب به اعتبار ایشان عده دیگری هم آمده بودند. عیال ما هم با یک شوقی، آستین بالا زده بود و غذاهای خوبی درست کرد. برای آقا سوپ به همراه آن غذاها درست کرده بود. اما ایشان هیچ دست به غذاها نبرد، ولی سوپ را خورد. آب هویج آوردیم، آب هویج را هم خورد، ولی نه گله کرد که چرا این‌ جور غذايی را درست کردید، نه خودش این ‌جور بود که حالا که اینها زحمت كشيده‌اند باید بخوریم. هیچ! هیچ! راحتِ راحت! انگار مثلاً خانه خودش است و هیچ تکلفی نداشت. بعد هم صبح که شد، گفت: «من مي‌خواهم بروم کنار باغچه بنشینم». فرش انداختیم و آنجا نشست. حالا اینکه مهمان است و چیز خاصی باشد، اصلاً مطرح نبود.

محضرشان هم که مي‌رفتيم، اين جور نبود که حالا کسی آمده و چیز جدیدی باید باشد. همان حالات عادی خودشان را داشت. بي‌تكلفي آقای بهاءالدینی بارز بود و علاوه بر آن، از بازی و بازیگر خیلی بدش مي‌آمد.

فردی از ایشان درخواست کرده بود که بروند منزلش و شاید مقدماتی را هم فراهم کرده بود. آن بنده خدا كاره‌اي هم بود، وقتی آمد، آقا یک حالتی نشان دادند که خیلی برای ما عجیب بود و نرفتند. هم نرفتند و هم نشان دادند که خوششان نمي‌آيد. اما اشخاصی بودند که در آن رده‌ها نبودند، ولی آقا به قدري راحت برخورد مي‌كرد که طرف احساس مي‌كرد آقا خیلی دوستش دارد. معمولاً این شیوه ایشان، شیوه حضرت رسول‌«ص» بود.

خود من هم فکر مي‌كردم، آقا هیچ‌كس را بیشتر از من دوست نمي‌دارد! آخرین دیداری که با ایشان داشتم، حالشان خوب نبود، سكته‌شان شدید بود. مي‌خواستند بلند شوند نمي‌توانستند، من رفتم کمک کنم. حاج‌آقا عبدالله آمد، ایشان گفت: «بعضي‌ها از فرزند به آدم نزديك‌ترند، بگذار کمک کند»، ولی احساسم این است که با خيلي‌ها اين جور بودند. وقتی عنایتشان شامل بود، هر کسی که مي‌رفت فکر مي‌كرد که آقا خیلی به ایشان لطف دارند.....


:: بازدید از این مطلب : 2666
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 13 تیر 1391

کافه سینما- دیدن “شور شیرین” را یک جورهایی بر خودم واجب می دانستم! دیروز به همراه یکی از دوستان موفق به تماشایش شدم و از این بابت خوشحالم. راضی هستم چنان که موقع خروج از سالن سینما نیز به آن دوست بزرگوار گفتم با رضایت دارم سالن را ترک می کنم. امتیاز خوبی برای یک فیلم است اگر حس و حال تماشاچی موقع ترک سالن سینما خوب باشد. این نه به آن معناست که فیلم لزوما شاهکار بوده. نه… اما داشتن رضایت نسبی تماشاچی نشان می دهد که فیلم دست کم نمره قبولی را گرفته…

 
 
اصلا یک سری فیلم ها دیدنشان واجب است انگار! فیلم هایی که حس میشود پشتش نیت بوده و دل بوده و اعتقاد. این نیت و اعتقاد به هر حال خودش را یک جوری نشان می دهد و فیلم موفق خواهد شد تمایزش را با یک اثر سفارشی به دردنخور نشان دهد. آنجاست که تو می فهمی به حکم دل باید بروی و این فیلم را ببینی. این نوع نگاه شاید به ظاهر تنزل دهنده سلیقه باشد. آیا هر فیلمی که با نیت خوب ساخته شده باشد لزوما فیلم خوبی است و باید آن را دید؟ عرض می کنم… فوتبال را در نظر بگیرید. بازی بازیکن A که مستعد است ولی انگیزه های لازمه را ندارد محدود خواهد شد به چند دریبل دیدنی و چند مانور زیبا اما بازیکن B که او هم با استعداد است اما سطح استعدادش نسبت به A پایین تر است با اضافه کردن فاکتور انگیزه ، بازی قابل قبولی را ارائه خواهد داد و حتی بعید نیست داشتن انگیزه مضاعف کار دست این بازیکن داده و پایش را به گلزنی باز کند! فیلمسازان را هم میتوان به نوعی شبیه بازیکنان فوتبال دانست. فاکتور انگیزه همان چیزی است که میتواند ابوالقاسم طالبی را موفق به ساخت اثری در قد و قامت قلاده های طلا کند و جواد اردکانی را موفق به ساخت شور شیرین. بوده اند و هستند کسانی که میتوانند حول همین موضوعات بودجه بیت المال را آتش بزنند و فیلم هایی بسازند برای ندیدن. اما بوده اند و هستند فیلمسازانی مثل طالبی و اردکانی و دیگرانی که سفارش از دلشان می گیرند. بی شک مستعدتر از آنها را میتوان در این سینما یافت اما وقتی به هر دلیلی که فعلا مورد بحثمان نیست شاهد ساخت آثار خوبی از این مستعدترها نیستیم آیا باید بقیه ای که به سهم خودشان تلاش می کنند و فیلم های خوبی هم می سازند را کوبید؟! آیا باید یقه اردکانی را گرفت که چرا هنگامی که کاک خسرو سر سرباز ارتشی را می برد ، آدرنالین ترشح شده در خون مخاطب از بینی اش بیرون نمیزند؟! از جواد اردکانی گمانم فقط یک سریال دیده بودم. فیلم به کبودی یاس را البته هنوز موفق به دیدنش نشدم اما ندیده حس می کنم فیلم غریبانه ای باشد. خوشم آمد از اردکانی آنجا که رهبر فرزانه انقلاب سال ۸۵ در جمع سینماگران از خاک های نرم کوشک گفت و از پرداختن به زندگی شهید برونسی؛ اردکانی پیش رفت و بر مبنای زندگی این شهید بزرگوار فیلم به کبودی یاس را ساخت…
 
 
و اما شور شیرین… روایت بخشی از زندگی شهید محمود کاوه است. شیرمردی که خدا میداند اگر امریکا یک دانه اش را که نه ، حتی یک کپی کمرنگش را هم داشت آنوقت چه مایه ای می گذاشت برایش هالیوود. شیرمردی که به حساب و کتاب آن روزها ، ضد انقلاب برای سرش دو میلیون تومان جایزه گذاشته بود. روزهایی که چه سهل شده بود سر بریدن…
 
 
شور شیرین فیلمی است در حال و هوای نا امنی های کردستان در اوایل جنگ و دوران نخست وزیری بنی صدر. داستان از آنجا شروع می شود که خانواده ای برای شرکت در مراسم عروسی پسرشان عازم یکی از شهرهای کردستان هستند اما میخورند به کمین ضد انقلاب و اسیر می شوند. در ادامه شاهد تلاش شهید کاوه به همراه یارانش برای بازپس گیری این اسرا و تلاش برای کوتاه کردن دست ضد انقلاب از شهرهای کردستان هستیم. جالب اینجاست که کاوه در پایان فیلم ، شهید نمی شود. تصویرسازی خوبی که از رزمنده های ارتشی در کنار بسیجی ها و سپاهی های فیلم شده بود نیز از نکات ارزنده شور شیرین است. شمایلی که اردکانی در این فیلم از شهید کاوه به نمایش گذاشته ، خوب و دوست داشتنی است. امیدوار بودم که این بازآفرینی مورد قبول خانواده این شهید بزرگوار واقع شده باشد که شکر خدا فهمیدم همینطور بوده. فیلم ضرباهنگ خوبی دارد؛ نه آنچنان که میخ صندلی شوی و نه آنچنان که هوس کنی برای خریدن تنقلات سالن سینما را ترک کنی؛ به گونه ای که در صندلی ات راحت بنشینی و یک فیلم روان را تماشا کنی. شور شیرین فیلمی است که میتوانی با خانواده ات تماشایش کنی و خیالت راحت باشد که به جاده خاکی بی اخلاقی نمی زند تا در تاریکی سینما از شرم سرخ و سفید شوی. البته مثل همه فیلم ها قطعا ضعف هم دارد که نه اینجانب منتقد حرفه ای سینما هستم و نه اصلا در مورد این فیلم انگیزه نقد اصولی و درست و درمان را دارم. نیمه خالی لیوان این فیلم را بگذار استاد فراستی در هفت بنمایاند نه من! البته ممکن است این تصور پیش بیاید که لابد فیلم ضعیفی است و داری به آن حال می دهی که خبری از نقاط ضعفش نیست! از قضا دارم به این فیلم حال می دهم نه به این معنا که فیلم ضعیفی است. نه… بل بابت اینکه با فیلم حال کرده ام و دوست دارم بقیه ای هم که اهل حال هستند بروند و این فیلم را ببینند و با آن حال کنند. بگذار برخی افتخار ندهند پول ته جیبشان را خرج شور شیرین کنند. من و رفیقم هادی اما ایده آلمان این است که شب جمعه ای سینما شکوفه پر شود از بچه های میدان شهدا و میدان خراسان و اتابک و کیانشهر و بروبچه های پایین؛ فیلم را ببینیم؛ وقتی کاوه و یارانش حال ضد انقلاب را می گیرند سر ذوق بیاییم و وقتی رویگری با قناصه دشمن را می زند برایش کف بزنیم. القصه… اگر هنگام ورق زدن آلبوم جنگ با دیدن جذبه های مردانه مردان مرد ، با دیدن لباس های خاکی بسیجی ها و سبز سپاهی ها و پلنگی ارتشی ها ، با دیدن چهره های مصمم و خندانشان بی اختیار حالی به حالی می شوید ، شما را فارغ از هیاهوی این روزهای سینما دعوت به تماشای این فیلم می کنم…
 
 
در آخر باید گفت که تقدیر از شور شیرین را نباید به حساب رضایتمندی از حال و روز فعلی سینمای انقلاب گذاشت. واقعیت این است که دره ای عمیق بین سینمای فعلی و سینمای مطلوب انقلاب اسلامی فاصله انداخته و این قبیل فیلم ها فقط در صورتی می توانند این فاصله را پر کنند که ساخت و تولیدشان یک رویه باشد نه اتفاق؛ که از نظر محتوایی و فنی و ساختاری روز به روز رشد کنند.

:: بازدید از این مطلب : 2205
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران