میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 113
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2404
:: بازدید ماه : 8158
:: بازدید سال : 14353
:: بازدید کلی : 14353
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

فرزند آیت‌الله سید هاشم علامه مهری نقل می‌کند: ما مدت‌ها زیرانداز نداشتیم، ناچار روی کارتن می‌خوابیدیم، مادرم به پدرم می‌گفت: آقای علامه! خدا خوشش نمی‌آید، شما روی پول خوابیده‌اید، ولی بچه‌ها غذا ندارند بخورند!

به گزارش فارس، عالم وارسته آیت‌الله سید هاشم علامه مهری از علمای بزرگ مهر و خرمشهر، از نوادگان علامه بزرگوار بحرانی صاحب «تفسیر برهان»، «غایة المرام» و ده‌ها اثر ارزشمند دیگر، در روز نهم خرداد سال 1294 شمسی در شهر مهر دیده به جهان گشود.
 
وی مقدمات علوم را در زادگاهش شروع کرد و در همانجا به لباس مقدس روحانیت مزین شد، سپس برای کسب معارف عالی علمی راهی نجف اشرف شد و در آن دیار مقدس از محضر مراجع گرانسنگ جهان تشیع همچون آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی، امام خمینی، خوئی، شاهرودی کسب فیض کرد.
 
پس از مهاجرت از عراق و دعوت مردم و علما خرمشهر در این شهر ساکن شد و به چهره محبوب این شهر تبدیل شد، در جریان جنگ تحمیلی و وضعیت اسفناک شهر خرمشهر به شهر مقدس قم مهاجرت کرد که در سال 1379 هجری شمسی برای همیشه چشم از جهان فرو بست و در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه(س) آرام گرفت.
 
علامه مهری از موقعیت علمی و اجتماعی و نفوذ زیادی در میان مردم خرمشهر برخوردار بود، دارای زندگی بسیار ساده و بی‌آلایش بود و در صرف وجوهات شرعیه، کمال احتیاط را رعایت می‌کرد.
 
فرزندان وی می‌گفتند: «ما مدت‌ها زیرانداز نداشتیم، ناچار روی کارتن می‌خوابیدیم، گاه مدت طولانی می‌گذشت و ما غذای درستی نداشتیم، مادرم به پدرم می‌گفت: آقای علامه! خدا خوشش نمی‌آید، شما روی پول خوابیده‌اید، ولی بچه‌ها غذا ندارند که بخورند! ما معنی این حرف را نمی‌دانستیم، بعدها متوجه شدیم که زیرفرشی که پدرمان بر روی آن می‌خوابید، پول زیادی از وجوهات شرعیه و بیت‌المال بود، ولی به جهت احتیاط صرف نمی‌کرد تا اینکه پس از چند هفته یکی از بستگان مقداری پول آورد و ما با آن قدری گوشت تهیه کردیم.
 
زندگی ما بسیار سخت می‌گذشت و بارها می‌شد، پدر برای تهیه مایحتاج روزانه‌مان پول قرض می‌گرفت ولی از وجوهات استفاده نمی‌کرد، در هوای گرم و طاقت‌فرسای خوزستان نه تنها کولری نداشتیم، بلکه پنکه‌ای هم در خانه وجود نداشت، ولی پدر هرگز عزت نفس خویش را از دست نداد، با اینکه دوستان متمول داشت، در مصرف بیت‌المال با نهایت احتیاط عمل می‌کرد.»

:: بازدید از این مطلب : 2918
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391
 

به بهشتی اعتراض کرد که هر شب می‌گفتی، حالا امشب چرا؟ گفت: «اگه امشب می‌گفتم به خاطر اون آقا بود. ولی من که همه وجودم محبت علی(ع) است، چرا باید برای یک نفر بگویم.

 

بازیش توی والیبال حرف نداشت. به سه زبان عربی، انگلیسی و آلمانی حرف می‌زد و به طلاب، انگلیسی درس می داد. روحانی‌ای که نعلین نمی‌پوشید و به قول خودش با به ظاهر غیرمذهبی‌ها هم سر و کار داشت. حاضر نبود کسی حتی پشت سر دشمنانش هم بد بگوید. او در خیلی از ویژگی‌ها از جمله انتقادپذیری و صبر و تحمل مخالف در بین یاران انقلاب کم نظیر بود. کتاب «صد دقیقه تا بهشت» اثر مجید تولایی صد خاطره از بهشتی بزرگ است که عکس‌های کمتر دیده شده‌ای هم از او دارد. کتاب را بنیاد آثار دکتر بهشتی چاپ نموده است.
 
***
 
با بی ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: «حق نداری راجع به یک مسلمان این طوری حرف بزنی.» هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: «شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.» (ص 91)
 
*
 
با غرور گفتند که باید مناظره کنیم. حتما هم بهشتی باید طرف مناظره ما باشد. هشت نفری نشسته بودند روبروی بهشتی برای مناظره. آخر جلسه آمده بودند برای خواهش: «خواهش می کنیم پخش نشود، آبرویمان می‌رود.» بهشتی سفارش کرده بود پخش نشود. هیچ وقت هم به رویشان نیاورد. انگار جلسه‌ای نبوده. (ص 79)
 
*
 
به جمع رو کرد و گفت: ‌«قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره. اگر نداشت مناسب بود.» تو بدترین حالت هم انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت. (ص 33)
 
*
 
با جدیت می‌گفت: «بهشتی سنیه! "اشهد ان علیا ولی الله" رو نمی‌گه.» گفته بود شب بیا پشت سرش نماز بخون تا بفهمی اشتباه می‌کنی. به بهشتی هم سپرده بود که فلانی میاد این جمله رو بلند بگو. اذان و اقامه رو گفت، ولی خبری از این جمله نشد. به بهشتی اعتراض کرد که هر شب می‌گفتی، حالا امشب چرا؟ گفت: «اگه امشب می‌گفتم به خاطر اون آقا بود. ولی من که همه وجودم محبت علی(ع) است، چرا باید برای یک نفر بگویم.» (ص 44)
 
*
 
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به ماموریت می‌روی، ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.» قاضی را توبیخ کرده بود حساس بود؛ مخصوصا به رفتار قضات ... (ص 64)
 
*
 
از دیدار امام برمی گشت. رفته بود توی فکر. امام خواب دیده بود عباش سوخته؛ به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید. می گفت از امام پرسیدم چرا؟ جواب داده بود: «آقای بهشتی! شما عبای من هستید.» (ص 9)

:: بازدید از این مطلب : 2208
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

نسبت به بچه ها دلسوز و مهربان است و شیطنت های کودکانه شان او را آشفته نمی کند و حتی اگر مادر عصبانی می شود که چرا بچه ها پابرهنه در کوچه بازی می کنند و با پای کثیف به خانه می آیند، باز هم می گوید: « بگذار بچه ها بروند بازیشان را بکنند. »

علامه حسن زاده (حفظه الله ) از آیت اله محمدتقی آملی(ره) پرسیدند :
این « انسان کامل » کدام بزرگوار بوده است که سرکار عالی در محضرش زانو زده اید و تسلیم او شدید و آن همه او را به عظمت یاد می فرمائید؟ فرمودند: جناب حاج سید علی آقای قاضی طباطبائی تبریزی ـ قدس سره ـ »

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif آیت الله کاشانی نقل کردند:زمانی که عده ای از ایران خدمتشان می رسند و می گویند که ما از شما مطالبی شنیدیم و تقلید می کنیم، گریه می کنند، دستشان را بالا می برند و می فرمایند: « خدایا تو می دانی که من آن نیستم که این ها می گویند و بعد می فرمایند که شما بروید از آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی تقلید کنید. »
و این همان اوصافی است که امیرالمؤمنین علیه السلام در وصف عارفان مکتبش می فرماید: لا یرضون من اعمالهم القلیل و لا یستکثرون الکثیر فهم لا نفسهم متهمون و من أعمالهم مشفقون إذا زکی احدهم خاف مما یقال له فیقول: أنا أعلم بنفسی من غیری، و ربی اعلم بی من نفسی، اللهم لا تؤاخذنی بما یقولون، واجعلنی أفضل مما یظنون، واغفرلی مما لا یعلمون.
از کردار اندک خود خرسندی ندارند، و طاعت های فراوان را بسیار نشمارند، پس آنان خود را متهم شمارند و از کرده های خویش بیم دارند. و اگر یکی از ایشان را بستایید، از آن چه ـ درباره او ـ گویند بترسد، و گوید: من خود را بهتر از دیگران می شناسم و خدای من مرا از خودم بهتر می شناسد، بار خدایا! مرا مگیر بدان چه بر زبان می آورند، و بهتر از آنم کن که می پندارند و بر من ببخشای آن را که نمی دانند. »

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif آیت الله سید عباس کاشانی می فرماید: من آن موقع سن کمی داشتم، ولی آیت اله سید علی قاضی (ره) اهل این حرف ها نبود. بچه های کم سن و سال هم که به مجلسشان می آمدند بلند می شدند و هر چه به ایشان می گفتند اینها بچه هستند، می فرمودند: « خوب است بگذارید این ها هم یاد بگیرند. »

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif آقا سید هاشم حداد می فرماید : حضرت آقا (آقا سید علی قاضی) خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و به طور کلی در مواقع تغییر از حالی به حالتی دیگر , خصوص کلمه (یا صاحب الزمان) را بر زبان جاری می کردند. یک روز یک نفر از ایشان پرسیدند : آیا شما خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء مشرف شده اید ؟!! فرمودند: کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمانش نیفتد...

 


:: بازدید از این مطلب : 2318
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

محمودرضا ساعتیان فرزند محمّدحسین و معروف به «الهی» 23 دي 1340 در یزد بدنيا آمد. پس از گذراندن دوره تحصيلي ابتدایی در دبستان «صدّیق»، در مدرسه راهنمایی «معراج» به تحصیل پرداخت. سپس به تهران رفت و در 1359دیپلم ریاضی و فیزیک را از دبیرستان موسوی گرفت. او پس از فراگیری مقدمات علوم دینی، سطح متوسط را به پایان رساند و مدرک معادل کاردانی را از «مدرسه شهیدین» حوزه علميه قم دریافت كرد.


ساعتیان را «الهی» لقب داده بودند؛ چون معنویت و روحانیت فوق‌العاده‌ای داشت.

محمودرضا در سال 1364 ازدواج كرد و دو فرزند به نام‌های سلمان و ابوذر از خود به یادگار گذاشت.

وي نامه‌هایی برای فرزندانش از سنین 7 تا 17 سالگی نوشته و در آنجا با فرزندانش به گفت‌وگو نشسته است

 

.......هر قطره خونی که از بدن شهیدی به زمین می‌ریزد، مسئوليت ما را سنگین‌تر می‌کند. فردای قیامت همه ما مسئولیم. این شهیدان جلوی تک تک ما را می‌گیرند و سؤال می‌کنند: ما برای انقلاب و اسلام خون دادیم، شما چه کردید؟ چه جوابی داریم به آنها بدهیم؟ الآن وقت غفلت نیست، میدان عمل و کار آماده است. باید از این خواب غفلت بیدار شد.

اگر کسی مرد عمل باشد هم می تواند با جان خود و هم با مال خود امتحان خوبی بدهد و به راستی که خدا بندگانش را امتحان می‌کند. شخصی را به مالش امتحان می‌کند ببیند این شخص چقدر می‌تواند از مالش در راه خدا بگذرد و گاهی هم کسی را امتحان می‌کند که ببیند او تا چه اندازه حاضر است از جانش در راه خدا بگذرد.»

وی سرانجام در روز ششم خرداد 1367 در تک نفوذی عراق در منطقه شلمچه، در حالی‌که فرماندهی گردان امام علی (ع) را به عهده داشت، بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسيد.

گزیده‌ای از وصيتنامه شهيد:

... شما را وصيت می‌کنم که از غافلان نباشید که روزی برسد که حسرت بخورید که عمر برباد رفت و پایم لب گور رسید، ولی آمادگی ندارم و بهترین توشه برای این سفر بزرگ که منزل گاه‌ها و عقبه‌های هولناک دارد، تقوا و عمل صالح است...


:: بازدید از این مطلب : 2182
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391


 علی هاشمی به سال 1340 در اهواز دیده به جهان گشود .
علی دوران کودکی اش را در کوچه پس کوچه های منطقه «عامری» سپری کرد و در نوجوانی خانواده اش به منطقه «حصیرآباد» اهواز نقل مکان نمودند. 17 ساله بود که آتش انقلاب به دامان رژیم پهلوی افتاد و علی نیز یکی از جرقه های برخاسته از این لهیبِ طاغوت برانداز بود.
پس از پیروزی نهضت روح الله بر طاغوت داخلی ، علی هاشمی جوانان انقلابی حمیدیه را به یاری جوانان انقلابی «حصیر آباد» و «آخر آسفالت» اهواز سامان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ در برقراری امنیت و مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات نقش موثری ایفا نماید. با شهادت «نظر آقایی»فرمانده ی سپاه حمیدیه ، علی که در آن زمان مسئولیت تبلیغات را بر عهده داشت ، به فرماندهی منصوب شد. همزمان با تلاش در معرکه ی پاسداری از انقلاب اسلامی ، علی در رشته ی پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شد اما با حمله ی سراسری ارتش بعث به خاک ایران ، ترجیح داد دانشگاه جنگ را برگزیند.
با شروع جنگ تحمیلی علی هاشمی در محور «کرخه کور» و «طراح» به مقابله با پیشروی سپاه دشمن پرداخت.
با شکل گیری یگان های رزم سپاه او مامور تشکیل تیپ 37 نور شد و با این یگان ، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر سهیم گردید. درآستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور منحل شده و علی هاشمی فرمانده سپاه سوسنگرد رسید و بعدها، از دل همین سپاه منطقه ای بود که ، «قرارگاه نصرت» پدید آمد.
و در سومین سال جنگ ، محسن رضایی علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سری نصرت» انتخاب کرد.
«عملیات خیبر» ثمره ی یک سال تلاش شبانه روزی نیروهای قرارگاه نصرت ، تحت فرماندهی علی هاشمی بود. اولین عملیات آبی- خاکی جنگ و اولین عملیاتی که ده ها یگان رزمی سپاه ، در سطحی بسیار وسیع توانستند باتلاق ها و نیزارهای منطقه ی هور را پشت سر بگذارند که این در نوع خود حرکتی بی نظیر و تاریخی بود. یک سال بعد را نیز ، قرارگاه نصرت در تدارک «عملیات بدر» بود . عملیاتی که بسیاری از ستارگان این قرارگاه را به حجله ی شهادت فرستاد.
حاج علی هاشمی به سال 1363 تاهل اختیار نمود که حاصل آن یک دختر و یک پسر بود .
علی هاشمی در تیر ماه سال 66 به فرماندهی «سپاه ششم امام صادق » منصوب شد که چند تیپ و لشکر، بسیج و سپاه خوزستان، لرستان و پدافند منطقه هور از «کوشک» تا «چزابه» را در اختیار داشت.
روز چهارم تیر ماه سال 1367 ، متجاوزان بعثی ، حمله ای گسترده و همه جانبه را برای بازپس گیری منطقه هور آغاز کردند. حاج علی در آن زمان ، در قرارگاه خاتم4 ، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هیچ کس به درستی نمی داند که در این روز دردناک ، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان می گفتند که هلی کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم4 به زمین نشسته اند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند و دیگر هیچ.
پس از آن ، جستجوی دامنه داری برای یافتن حاج علی هاشمی آغاز شد اما به نتیجه ای نرسید. از طرف دیگر ، بیم آن می رفت که افشای ناپدید شدن یک سردار عالی رتبه ی سپاه ، جان او را که احتمالا به اسارت درآمده بود به خطر بیاندازد ، به همین سبب تا سال ها پس از پایان جنگ ، نام حاج علی هاشمی کمتر برده می شد و از سرنوشت احتمالی او با حزم و احتیاط فراوانی سخن به میان می آمد. نه مراسمی برایش گرفته شد ، نه یادواره ای برایش برگزار شد و نه یادمانی به نامش برپا گردید. اما پس از سقوط صدام هم خبری از سرنوشت فرمانده ی سپاه ششم به دست نیامد.
سرانجام در روز 19/2/89 ، اخبار سراسری سیما خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی را اعلام کرد و مادر صبور او پس از 22 سال انتظار، بقایای پیکر فرزند خود را در آغوش کشید.
گروه جهاد و مقاومت مشرق مفتخر است که در سالگشت شهادت حاج علی هاشمی ، تصاویری از این «علمدارِ هور» را به علاقمندان سیره شهیدانِ جاویدانِ اسلامِ نابِ محمدی تقدیم نماید. شفاعتش در روز حشر نصیبمان باد
 

روحمان با یادش شاد
 

علی هاشمی ، فرمانده قرارگاه نصرت

سرداران شهید علی هاشمی ، حسن درویش ، حسین خرازی ، ابراهیم همت ، حسن طهرانی مقدم و احمد کاظمی در کنار آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت

:: بازدید از این مطلب : 2142
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

اكثر سامانه‌هايي كه پيش از انقلاب در اختيار ایران قرار گرفته بود سامانه‌هاي لامپي بودند که اشعه بالایی را نیز در فضای اطراف خود منتشر می کردند و یکی از بخش های رادارها که بیشتر دفعات بروز ایراد را داشت همین لامپ ها بودند. با توجه به پیشرفت فناوری در دنیا، استفاده از این لامپ ها در سامانه ها منسوخ شده و به جای آن از فناوری ترانزیستور، مدارهای مجتمع و فناوری های حالت جامد استفاده می شود که هم اکنون اکثر سامانه های داخلی از فناوری لامپی تهی و به جای آنها از فناوری های جدیدتر گفته شده استفاده شده است. در آینده نزدیک نیز تمامی سامانه های داخلی با زیربخش های ساخته شده از فناوری های نوین جایگزین می شوند.

نتيجه تحقيقات کارکنان مجرب رادار پیرامون فناوری هاي روز دنيا باعث شد تا رادار ملي با شرايط برد بسيار بالا و تفکيک‌پذيري فاصله‌اي و زاويه‌اي بسيار خوب و از همه مهم‌تر براي قطع وابستگي از دنيا ساخته شود. در واقع با توجه به ساخت داخل بودن این رادار برد بلند امکان پوشش سطح گسترده ای از کشور که قبلاً مقدور نبود با ساخت تعداد کافی از آن ممکن شد.

رادار ملی
 


مهم‌ترين مزيت رادار ملي، راحتی کار برای تيم فني و فرآیند تعمیراتی است زیرا اين رادار به دلیل استفاده از فناوری های نوین به سرعت عيب‌يابي و رفع عيب مي‌شود. مزيت ديگر آن آسايش تيم عملياتي است زیرا اين رادار علائم(اسکوپ‌) بسيار روشن و واضحي دارد و کاربر آن، اهداف مورد نظر را از بين اهداف ثابت به راحتي پيدا مي‌کند. مزيت ديگر رادار ملی خودکار شدن بسیاری از عملکردهای آن است بطوريکه به راحتي به شبکه مکانيزه و يکپارچه پدافند‌ هوايي کشور متصل مي‌شود........


:: بازدید از این مطلب : 2397
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

بخش اول...

در سال 1350 بعد از ورود اين رادارهاي آمريکايي و انگليسي به ايران، تيپ 70 مستقل دفاع هوايي جاي خود را به فرماندهي پدافند هوايي داد. در سال های بعد تا وقوع انقلاب اسلامی و حتی در دوره جنگ تحمیلی 8 ساله عراق علیه کشورمان خرید رادار جدید صورت نگرفت که همین امر مقدمات تلاش برای ساخت رادار در داخل کشور را رقم زد.

بدین ترتیب تا سال 1373 که رادار چيني JY-14 که ديجيتالي بود و براي تکميل فرماندهي و کنترل نوين با درايت شهيد ستاري وارد کشور شد از همان سامانه های راداری قدیمی استفاده می شد. این رادار که آنتنی با انتشارات جانبی کم دارد در باند 1.5 تا 2.1 گیگاهرتز کار می کند و برای جستجو و هدفیابی کاربرد دارد. برد آن در حدود 320 کیلومتر و بیشینه ارتفاع قابل پوشش آن 23هزار تا 25 هزار متر است و می توند تا 100 هدف را تشخیص دهد.

خطای این رادار در تشخیص ارتفاع هدف 400 متر در برد 200 کیلومتری و خطای آن در تشخیص فاصله هدف 90 متر است. متوسط زمان بین دو خرابی(MTTB) این رادار بیش از 4150 ساعت(بیش از 170 روز) و متوسط زمان برای تعمیر(MTTR) ایراد بروز یافته در یک بخش کمتر از 30 دقیقه است که قابلیت اطمینان بالایی محسوب می شود. توانایی های JY-14 در حذف کلاتر ناشی از عوارض زمینی و کارکرد در محیط آلوده به جنگ الکترونیک نیز در حد بالایی است.

رادار چینی جِی-وای-14
 
ورود این رادار و تفاوت های عملکردی آن با نمونه های موجود متخصصان کشور را به اين تصمیم رساند که بايد حتماً راداري ديجيتالي و ساخت داخل فراهم شود. این امر در نهایت به ساخت رادار ملی با برد 450 کیلومتر در سال 1377 منجر شد که مراحل طراحی و ساخت آن تماماً توسط نیروهای داخلی به انجام رسید. پیش از این کار بزرگ، فرستنده ها، گیرنده ها و برخی از اجزای سامانه های راداری موجود توسط متخصصان تعمیر و در صورت عدم وجود قطعات لازم در اثر تحریم ها، با طراحی آن بخش به صورت بومی، قطعه یا بخش(ماژول) ساخت ایران روی سامانه موجود نصب می شد.


رادار ملی
 

 
در واقع هر چند كه در دهه 50 انواع رادارهاي انگليسي و آمرکایی، توپ‌هاي روسي و سامانه‌هاي هوايي انگليسي، آمریکایی و سوئيسي و بعد از جنگ نيز سامانه‌هاي روسي و چيني وارد كشور شد اما تنها راه به كارگيري اين سامانه‌ها نگهداري و تعمير آنها با توانمندی های بومی بود. این اقدامات بود که توانایی ساخت یک رادار کامل را نشان می داد که در عمل با ساخت رادار ملی اثبات شد....


:: بازدید از این مطلب : 2917
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 08 تیر 1391

 

روایت‎خواهر ازمبارزات اعتقادی شهیددیالمه بامنافقین، بنی‌صدر، سروش و موسوی/ تحلیل‎هایش آنقدر دقیق بود که برخی می‌گفتند غیب‌گویی می‌کنی!
 

سید عبدالحمید دیالمه، از شهدای جوان و موثر حزب جمهوری اسلامی در روز هفتم تیر است. دیالمه را فعالان انقلابی روزهای سخت مبارزه و شکل گیری جمهوری اسلامی، به مخالفت‌های صریح و آتشین با منافقین، بنی‌صدر، عبدالکریم سروش و میرحسین موسوی، آنهم پیش از عیان شدن انحرافات جدی آن‌ها می‌شناسند. اما شاید مبنای همه این روشن‌بینی‌ و بصیرت خاص و مثال زدنی شهید دیالمه بوده است را باید مبانی صحیح و قوی اعتقادی و دینی عبدالحمید دیالمه دانست. آنجا که کلاس‌ها عقیدتی وی در دوران جوانی و در اوج هجوم تفکرات غربی و شرقی، محل امنی برای جوانان مشهدی و بعد از آن تهرانی بوده است.

دیالمه را باید یکی از بزرگترین نمادهای بصریت انقلابی دانست. وی که به نمایندگی از مردم مشهد در اولین مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کرده بود، با وجود جوانی توانست یکی از موثرترین نمایندگان مجلس اول و یکی از اصلی‌ترین پرچمداران عزل بنی‌صدر در مجلس باشد.
به مناسبت فرا رسیدن هفتم تیر سالروز انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش از جمله شهید دیالمه، رجانیوز مصاحبه‌ای خواندنی با خواهر شهید دیالمه را منتشر می‌کند. خانم دیالمه با تسلط خوبی که به مسائل سیاسی زمان حیات برادر داشت، به صورت مفصلی به بیان رویکردها، دیدگاه‌ها، فعالیت‌ها و خاطرات آن شهید بزرگوار پرداخته است.
از آنجا که اولین عامل مؤثر در شکل گیری شخصیت هر فردی، پدر، مادر و فضای خانوادگی اوست، لطفاً در ابتدا بخشی از فضای تربیتی شهید دیالمه را برای ما ترسیم بفرمایید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم. شهید دیالمه در اردیبهشت ماه سال 1333 و در یک خانواده مذهبی متولد شدند. تقریبا همه کسانی که پدر من را می شناختند، چه از خویشاوندان و چه از غیر خویشاوندان، پدر را به عنوان یک فرد متدین می شناختند. این موضوع تا حدی مشهود بود که برخی از خویشاوندانی که حتی به برخی از مسایل شرعی پایبند نبودند، به جهت علاقه و احترامی که برای پدر قایل بودند و بدون اینکه کسی از آن ها خواسته باشد، هنگام ورود به خانه ما شئونات دینی را رعایت می کردند، به گونه ای که حتی بعد از فوت پدر ما آثار این احترام را می بینیم. ما سه فرزند این خانواده بودیم و البته شهید دیالمه اولین و تنها پسر خانواده.
هر روز با صدای اذان و صدای تلاوت قرآن پدر از خواب بیدار می شدیم. به یاد ندارم که ایشان بدون وضو از خانه خارج شده باشند، و حتی مواردی پیش می آمد که عجله داشتیم و دیر شده بود و باید ساعت مشخصی در جایی می بودیم، ولی ایشان اصرار داشتند که حتماً وضو بگیرند و مقیّد بودند که نمازشان را اول وقت بخوانند. ایشان دندانپزشک بودند و لیسانس مدیریت بیمارستان ها را هم از دانشگاه تهران داشتند. به دلیل همین حیطه ی علمی و کاری اغلب در جایگاه ریاست برخی از بیمارستان ها بودند و یا به عنوان بازرس بیمارستانها. با اینکه معمولا ایشان مسئولیتی را بر عهده داشتند، ولی هیچ وقت این مسئولیت باعث نمی شد که بین ایشان و خانواده با طبقات محروم جامعه فاصله ایجاد شود و این نکته مشهودی بود که بسیاری ایشان را به این ویژگی می شناختند.
مسئله رسیدگی به نیازمندان و طبقات محروم جامعه یکی از مسایل اساسی بود که پدرم خیلی باآن درگیر بودند. از طرف دیگر مادر هم اهتمام خاصی به دستگیری از مردم و حل مشکلات آنان داشتند و برای همه خویشاوندان و تمام کسانی که خانواده ما را می شناختند، نقش یک تکیه گاه را ایفا می کردند. کم نبودند افرادی که به دلیل مشکلاتی که داشتند از طبقات محروم جامعه به مادر مراجعه می کردند و یا به علت بیماری که داشتند و پدر می توانستند کاری برای ایشان انجام دهند، به پزشکان متعهد معرفی می شدند و حتی بعضی از این ها در منزل ما می ماندند تا زمانیکه مشکلاتشان حل شود.
من این ها را از این باب می گویم که روشن بشود که بسیاری از ویژگی هایی که بعدها در شهید دیالمه بروز کرده است، ناشی از همین فضایی است که از کودکی در آن رشد نموده است. اصولا خانه ما جزء خانه هایی بود که همه به راحتی در آن رفت و آمد می کردند و آن را خانه خودشان می دانستند و محلی برای رفع مشکلاتشان. همین مسئله باعث شده بود که ما فرزندان و به خصوص شهید دیالمه که اولین فرزند خانواده بود، از همان ابتدا با مشکلات جامعه آشنا شویم. از طرف دیگر نیز روح معنوی که در شخص خود پدر حاکم بود و التزامی که به تقیّدات دینی داشتند، باعث شکل گیری نقش غالب فضای خانه ما شده بود.

:: بازدید از این مطلب : 2924
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 08 تیر 1391

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار رئیس، مسئولان عالی و قضات قوه قضاییه، ارتقاء دستگاه قضایی بمنظور تحقق عدالت قضایی در جامعه را مهمترین هدف برشمردند و ضمن تبیین برخی نكات مهم برای رسیدن به این هدف، همكاری همه دستگاهها بویژه قوای سه گانه را در شرایط كنونی فریضه و لازم دانستند و تأكید كردند: دولت، مجلس و قوه قضاییه، همه در جبهه واحد دفاع از اسلام، ملت ایران و استقلال و هویت كشور در مقابل تلاش همه جانبه قدرتهای استكباری، قرار دارند و باید با پرهیز از مسائل حاشیه ای و اختلافی، به یكدیگر كمك كنند.

در این دیدار كه در تالار اماكن متبركه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس و در سالروز شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب اسلامی در هفتم تیر سال 1360، برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی ضمن تجلیل از شهید بهشتی و شهدای هفتم تیر، ارتقای قوه قضاییه و تحقق عدالت قضایی مورد نظر نظام اسلامی را زمینه ساز حل شدن بسیاری از مشكلات و برچیده شدن مفاسد دانستند و افزودند: با توجه به ظرفیت های موجود در كشور، قطعاً می توان با تلاش و ابتكار و بكارگیری ظرفیت ها، به هدف بزرگ ارتقای دستگاه قضایی رسید.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، در تشریح زیر ساخت های مورد نیاز برای ارتقای قوه قضاییه، خاطرنشان كردند: تدوین برنامه ای جامع، كامل، دقیق و همه جانبه، یكی از اساسی ترین كارها برای ارتقای این قوه است.
 
ایشان تأكید كردند: تدوین برنامه جامع، كار بسیار مهمی است اما مهمتر از آن، اجرایی و عملیاتی شدن این برنامه جامع و حركت شتابنده برای اجرا آن است.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: منظور از حركت شتابنده، شتاب زدگی در حركت نیست، بنابراین باید با حوصله و دقت اما بدون تأخیر، این كار انجام شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، اتقان احكام قضایی را یكی دیگر از پیش نیازهای ارتقای قوه قضاییه برشمردند و خاطرنشان كردند: احكام قضایی باید از آنچنان استحكام محتوایی برخوردار باشند كه اگر در معرض نظر متخصصان امور فقهی و حقوقی قرار گیرند، قاضی صادر كننده آن، هیچ دغدغه ای نداشته باشد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: تصمیم برای اتقان احكام دادگاهها باید در قوه قضاییه فراگیر شود زیرا نقض مكرر احكام دادگاههای بدوی نشان دهنده نقض محتوایی و شكلی احكام است.
 
ایشان همچنین با تأكید بر لزوم كاهش توسل به زندان در مجازاتها، به عنوان یك سیاست جاری در قوه قضاییه، خاطرنشان كردند: باید تا آنجا كه ممكن است، مجازات زندان به حداقل برسد زیرا زندان یك پدیده نامطلوب است و تبعات گسترده ای برای زندانیان، خانواده های آنان و حتی محیط كار افراد دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی حفظ آبروی افراد را یكی از مسائل بسیار حساس و مهم برشمردند و خاطرنشان كردند: بخش قابل توجهی از این موضوع، متأسفانه به فضاسازی ها و شایعه سازیهای برخی مطبوعات و پایگاههای رایانه ای مربوط می شود اما قوه قضاییه نباید به هیچ وجه تحت تأثیر این جوسازیها قرار گیرد.
 
ایشان كادرسازی برای مناصب مدیریتی و مسئولیتهای ارشد قوه قضاییه را از دیگر لوازم ارتقای دستگاه قضایی برشمردند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود همكاری قوای سه گانه را یكی از نیازهای كنونی كشور دانستند و افزودند: امروز قدرتهای زورگوی دنیا، تمام توان خود را متمركز كرده اند تا شاید بتوانند به نظام جمهوری اسلامی و حركت عظیم آن كه الهام بخش دنیای اسلام است، خدشه ای وارد كنند.
 

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2482
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 08 تیر 1391

 

مسئله حجاب، یک مسئله ذوابعاد در زوایای روح و جانِ انسان و جامعه، دین و حکومت است. ساده نگری و تقلیل بحث در اجباری بودن یا اختیاری بودن و در نهایت مذمت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در ایفای نقش و کارویژه‌اش نوعی فرار از تأمل و توجه کافی به این حوزه ارزشمند و متعالی است.
سال هاست، طرح بحث حجاب از سوي متفكران ديني بر عبارت مشهور استاد شهيد مرتضي مطهري مبني بر «حجاب محدوديت نيست، مصونيت است» استوار شده است. اين ديدگاه بر ويژگي هاي روان شناختي انسان تكيه دارد و وجود حائل ميان «آتش ذاتي تنوع طلبانه نوع مردان» و «حرير و ديباي آسيب پذير لطافت زنانه» را امري عقلي و طبيعي مي داند.
گفتمان مصونیت محور معتقد است، حجاب مانع و محافظی در برابر هوس مردمان است. این گفتمان تهدید محور بیش از آن که بر رشد و تعالی فرد تکیه داشته باشد می خواهد، از داشته ها محافظت کند. لذا برای روح بلند آدمی و برخی کنجکاوی هاي كودكانه زنانه و هیجان هاي غيرقابل انكار عصر جديد از تأثيرگزاري كمتري برخوردار است. این نگاه به دنبال تمرکز بر غیرت مردانه و استفاده از حیای زنانه است. دشمن نيز با علم به اين ويژگي هاي ذاتي خداوندي، غیرت زدایی از مردان و حیازدایی از زنان را در برنامه خود قرار داده و بعضاً موفقيت هاي خوبي را در پوشاندن اين شاخصه هاي فطري انسان بدست آورده است.
اما يكي از اساتيد فنِ تبليغ و تبيينِ مفاهيم اسلامي از زاويه جديدي به مسئله حجاب پرداخته اند. ايشان در سخنراني هاي متعددي فرموده باشند كه بنده هيچ گاه براي لزوم و اهميت حجاب سخنراني نخواهم كرد، و در عمل هم به اين رويه خود پايبند بوده اند. چرا كه معتقدند بايد الگوي حركتي زن را در ابعادي چون حضرت زينب كبري در اسارت با آن وضع نگفتني نشان داد، تا مقدمات اولي خود به خود و به صورت پيش فرض حل شود و از محل بحث خارج باشد. در اين روش تبلیغ به معنای رساندن و ابلاغ كردن اهميت دارد نه آن كه فرد با بمباران تهديدات محتمل آينده به سر كردن چادر و پوشاندن سر و وضع خود مجاب كرد.
بلكه استاد پناهيان تلاش مي كند اسطوره متعالي انساني حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را در هيبت يك زن انقلابي تمام عيار ولي يكه و تنها، بر مخاطب معلوم كند. نويسنده مي توان در ادامه بانويي استاد دانشگاه، را بازنمايي كند كه در برابر مقام معظم رهبري پاي خود را دراز كرده است. چرا كه او همسر شهيد شهرياري، كسي است كه در راه نجات همسر جانباز شده است و اين نائب امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است كه به نيابت به عيادت و تسلّي اين خانم و بچه هايش آمده است.
از سوي ديگر اين نگاه در ذات خود یک نگاه مصونیت‌زای بسیار قوی‌تر نيز دارد. حجاب باعث مي شود، مبرزّات زنانه پوشانده شود و زن در اجتماع فارغ از زنانگي اش ديده شود. فرصت انسانیت، فرصت زن بودن فارغ از جنسیت. این نگاه به صورت ضمني به مخاطب نشان خواهد داد كه وقتي بر زنانگي هاي خود تكيه كند، نباید منتظر احترام و تکریم و تعامل فرای جنسیت خود را داشته باشد. حتی از دید هم‌جنسان به عنوان يك نمونه ديگر از تناسب اندام، رنگ بندي اعضای صورت و سليقه مندي در انتخاب لباس ديده مي شود.
«حجاب مايه‌ى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبليغات ابلهانه و ظاهربينانه‌ى ماديگرايان، مايه‌ى اسارت زن نيست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عريان كردن آن چيزى كه خداى متعال و طبيعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك ميكند، خودش را سبك ميكند، خودش را كم‌ارزش ميكند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگين شدن كفه‌ى آبرو و احترام اوست؛ اين را بايد خيلى قدر دانست و از اسلام بايد به خاطر مسئله‌ى حجاب تشكر كرد؛ اين جزو نعمتهاى الهى است.» حضرت آيت الله خامنه اي حفظه الله در ديدار با جمعى از مداحان سراسر كشور ۱۳۹۱/۰۲/۲۳

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 1778
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران