میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 126
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2417
:: بازدید ماه : 8171
:: بازدید سال : 14366
:: بازدید کلی : 14366
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 19 تیر 1391

برای شهادت حاج احمد متوسلیان کسی سندی رو نکرده است/ احمد! اگر تو بودی فتنه 88 قطعاً 8 ماه طول نمی‌کشیدما در برابر به کار بردن این لفظ که شهید شد و تمام شد و پرونده را جمع کنید، می‌ایستیم و موضع می‌گیریم. باید آن ‌قدر غیرت و شرف داشته باشید که حداقل از اسرائیلی‌ها یاد بگیرید که یک خلبان پیزوری متجاوز به اسم رون آراد را که به لبنان تجاوز کرده، حزب‌الله زده طیاره‌اش را انداخته و خلبانش سقوط کرده، هنوز که هنوز است اسرائیلی‌ها می‌گویند دست شما ایرانی‌هاست، باید جواب بدهید! هر اسرائیلی موظف است شمع روشن کند که امروز فارغ‌التحصیل شد، امروز مصاحبه کرد، امروز... یک جریان متجاوز و بیخود را زنده نگه می‌دارند، بعد خاک بر سر ما کنند. خاتمی! هاشمی! توی این مملکت سه دهه است که این قضیه پیش آمده. حداقل با پرونده به این خوبی بازی سیاسی کن، مطالبه داشته باش. مطالبه نداشتند. زمان احمدی‌نژاد در چهار سال اول که موتور پرانرژیش کار می‌کرد، مطالباتی مطرح شد و دیدید که لبنانی‌ها 4 صبح، بچه به بغل در شارع المزار به خاطر شماها کف خیابان بودند.

 

برگشتیم، اما برنگشتیم. بچه‌هایش یک اردوگاه زدند و شیربچه‌هایی که به دست چمران و امام موسی صدر پرورش پیدا کرده بودند، آمدند پیش بچه‌های احمد، یکی‌شان شد سیدعباس موسوی! یکی‌شان شد حاج رضوان معروف به عماد مغنیه که خواب اسرائیل را از چشمش ربود. وقتی ترورش کردند، اسرائیلی‌ها گفتند امشب راحت خوابیدیم. یک شیربچه دیگرش سیدحسن نصرالله «حفظه‌الله‌تعالی‌علیه». دشمنانتان برایتان اینها را نوشته‌اند. پرونده شما مفتوح است. یکی از چیزهایی که می‌گویند تروریست‌پرور هستید، مال این است که احمد و بروبچه‌هایش اینها را پرورش دادند که در جنگ 33 روزه در لبنان و 22 روزه در غزه، دنیا را به هم ریختند. پس باید افتخار کنیم که این احمد ماست و این آثار و تبعات اوست.
 
 
 
اما احمدجان! یار من! «یوسف! نیا! اینجا کسی یعقوب نیست/ لحظه‌ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست/ ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز؟ نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست».
احمدجان! از من می‌پرسی خودم به شخصه دعا می‌کنم اگر در زندان هستی، نیائی. پس برای چه مراسم گرفته‌اید؟ شما او را نمی‌شناسید، ولی من یک برهه زمانی کوچکی با او زندگی کرده‌ام. حاج منصور با او زندگی کرده و اخلاقش را و دیوانه‌بازی‌هایش را می‌داند. اگر بیاید، اتفاقی را که در فرودگاه می‌افتد برایتان می‌گویم. در عملیات بیت‌المقدس که مجروح شد، یک عصا دستش بود.
احتمالاً آن عصا هنوز دستش هست. سن چقدر؟ هفتاد و خرده‌ای. چشمش درست نمی‌بیند. او را توی فرودگاه آورده‌اند، من و منصور رفته‌ایم و زیر یک خم او را گرفته‌ایم. چشمش یک‌خرده‌ای می‌بیند. اولین سئوالی که می‌کند می‌پرسد: آقامنصور! کی مرا به فرودگاه جمهوری اسلامی می‌برید؟ می‌گویم: احمدجان! این فرودگاه جمهوری اسلامی است دیگر! می‌گوید شوخی نکن. چه‌جوری فرودگاه جمهوری اسلامی است؟ پس اینها کی هستند؟ این قد و قواره‌ها چی هستند؟ این تابلوها چی هستند؟ نگاه که می‌کنی می‌بینی همه خارجکی است! خودروی chairman گذاشته‌اند وسط فرودگاه و همه دارند به عنوان الگو و اسوهدورش طواف می‌کنند!
توی فرودگاه شهر خودش و زادگاه خودش ای دریغ از یک عکس یا یک تمثال از او.بنرهای شصتاد متری هست که نوشته فقط شلنگ ما را بخرید. شلنگ ما پاره نمی‌شود. کاسه توالت چینی یزد! اینها ارزش هستند. یزد سالار داشته از دست داده، طوری نیست. در ورودی شهر یزد به عنوان شهر سنتی و سوپر حزب‌اللهی این چیزها مهم نیست، کاسه توالت چینی مهم است.
احمدجان! اینجا خودش است. اگر احمد بتواند یکی از آن چک‌های آبدارِ محض رضای خدایش را می‌زند توی گوشم یا عصایش را بلند می‌کند و می‌زند توی فرق سرم. اگر عصایش چینی باشد دو تکه می‌شود، اما اگر اصل باشد، قطعاً فرق سر من دو تکه می‌شود!
از فردایی هم که توی این مملکت بیاید، هر روز یک جا دعوا راه می‌اندازد. امروز باید برود دانشگاه آزاد و بگوید: تو این بر و بچه‌ها را پرورش دادی که این ریختی کف خیابان‌ها هستند و دعوا! پس فردا جلوی در سیستم قضائی! آقا بس است، جمع کن این بساط ک.گ، د.م، ﻫ.ر. ح.خ را. پس کی می‌خواهی چهار تایشان را بگذاری سینه دیوار؟ نمی‌توانی، خودمان حکم را اجرا ‌کنیم و باز دعوا! پس فردا جلوی در خود سپاه! پس این بچه‌‌های مرا کی آموزش می‌دهید؟ به من کی نیرو می‌دهید توی بحرین بجنگم؟ پس چرا مسامحه می‌کنید؟ خلاصه هر روز دعواست. نیروهای آموزش‌دیده من کجا هستند؟ بچه‌های من کجا هستند؟ چرا آموزششان نمی‌دهید؟ چرا فشنگ نمی‌دهید؟ هر روز دعوا! صدا و سیما که دیگر هیچ! صدا و سیمایی که صبح جمعه‌اش در هفته گذشته سه تصنیف فواحش را عیناً بدون واوی کم و زیاد خواند، من دیوانه گوش می‌دهم و می‌گویم خاک بر سرم! چقدر خوب شد پسرم هایده را در آن مقطع درک نکرد! ولی این دارد خود تصنیفش را می‌خواند.
اگر من مسامحه‌گر هستم، احمد اگر بود کافه را به هم نمی‌ریخت؟ بیاید به هم نمی‌ریزد؟ سه سال پیش پدرش حاج غلامحسین از دنیا رفت. جنازه داشت می‌رفت، محمود احمدی‌نژاد هم پشت سرش. گفتم: «جنازه را بگذارید زمین» و رفتم بالای چهارپایه، گفتم: «دستتان درد نکند، انرژی هسته‌ای درست کردید. خدا پدرتان را بیامرزد. تیم قبلی داشتند همه چیز را می‌فروختند، شما آمدی احیا کردی. ماحصلش شد این اقتدار. انجمن رویان زدی، یک قطره می‌ریزی، ده هزار تا گوسفند یک اندازه پشمالوی سه کله بیرون می‌آید. تولید مثل انواع و اقسام حشرات و خزنده‌ها و جانورها. حاج‌غلامحسین! من همیشه خجالت می‌کشیدم از تو این سئوال را بپرسم، اما الان جلوی آقای رئیس‌جمهور و جلوی این جماعت می‌پرسم، چون توی دلم مانده. ای کاش می‌شد از تو پرسید که حاج‌غلامحسین! فرمول تولید بچه شیر چیست؟»
ولی مگر نظام دیوانه است بخواهد لنگه احمد تولید کند؟ امثال او تولید بشوند، هر روز در مملکت دعواست، همه جا دعواست، توی صف تاکسی، توی اتوبوس و... مگر آنها مثل من مسامحه می‌کنند و می‌گویند دست نگه دار، این‌ که نمی‌شود هر روز دعوا کنیم؟ خسته شدیم بابا! ولش کن! آخرش هم خدای نکرده خسته بشویم و بگوییم همه‌اش مال شما. خاک بر سرمان اگر این کار را بکنیم که شماها نکردید. توی 9 دی هم نکردید. باریکلا به همه شماها! آمدید بیرون و کف خیابان‌ مطالباتتان را داد زدید و اسفالتشان کردید، اما کار تمام نشد.
احمد! اگر تو بودی فتنه 88 قطعاً 8 ماه طول نمی‌کشید. بریزند توی خیابان و آبرو و ناموس امام و نظام و همه را ببرند؟ تو بودی با بر و بچه‌هایت همه‌شان را می‌کشیدی زیر و بر اساس مدل عملیات‌هایت به عقبه‌شان می‌زدی و رأس فتنه‌گرها را جمع می‌کردی. چیزی که اتفاق نیفتاد. دومرتبه جان گرفته‌اند و کُری می‌خوانند و دارند هارت و پورت می‌کنند. ما می‌آییم! باشد تا بیایید! می‌گذاریم دومرتبه بیایید!
به دلیل این‌ که احمد نبود، نتوانستیم عقبه را ببندیم و بعد دومرتبه مارمولک‌ها و جرثومه‌های فساد در مراکز اقتصادی، در مراکز سیاسی، در مراکز نظامی دارند وول می‌خورند و زِرت و پِرت می‌کنند.
احمد! «این قوم جهاد کرده آخر، سر باخت/ سر باخت ولی پی زر و زیور باخت» احمد! «این دور، دور بی‌تمکینی است/ در اصغر نباخت در اکبر باخت» اما احمدجان! سه دهه گذشت. این جماعت همه جا توی تبریز و یزد برایت مراسم گرفتند. کسی باور نمی‌کرد. حاج بخشی‌ها در مقطعی برایت نعره ‌زدند و با همه سختی‌ها خط را تا اینجا نگه داشتند.
خدا کند که نیایی، خدا کند که نیایی
«ای دل بشارت می‌دهم خوش روزگاری می‌رسد/ یا درد و غم طی می‌شود یا شهریاری می‌رسد/ ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر»
اسرائیلی‌ها تحمل دارند. سه دهه که هیچ، شصت دهه نگهش می‌دارند تا سرِ وقتش معامله کنند. صبر آنها زیاد است. برنامه‌ریزی می‌کنند.
 

:: بازدید از این مطلب : 2755
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 19 تیر 1391
نقش انجمن دانشگاه تهران، تاج زاده و فائزه هاشمي در آشوبهای ۱۸ تیر/ وقتي وزارت كشور خاتمي به بسيج مجوز راهپيمايي نداد

 

امير حسين ثابتی: 13 سال پس از كودتاي نافرجام 18 تير، همچنان بسياري از ابعاد اين حادثه تلخ در هاله اي از ابهام به سر مي برد و این در حالیست که بسیاری معتقدند ریشه حوادث 88 به راحتی در ماجرای سال 78 قابل جستجو و پیگیری است. در اين ميان جريان ضد انقلاب با انواع پروپاگانداي تبليغاتي سعي در فرار به جلو و بهره برداري از اين اتفاق عليه جمهوري اسلامي را دارد.

در اين زمينه، به سراغ سيد نظام الدين موسوي از دانشجويان انقلابي و فعال دهه 70 رفتيم تا روايت وي از زمينه هاي شكل گيري 18 تير و حوادث بعد از آن را بشنويم.

وي در اين برهه مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران بوده و اكنون نیز مدیر عامل خبرگزاری فارس است و به‌واسطه حضور در بسیاری از وقایع حساس و مهم آن سال‌ها، خاطرات جذاب و ناگفته‌ای از دوران دانشجویی‌اش دارد.

گفتني است متن حاضر برگرفته از گفتگوي تفصيلي رجانيوز با موسوي در آذرماه سال 90 است كه در سالروز اين واقعه، رجانيوز بخشهايي از آن را منتشر مي سازد:

بعد از دوم خرداد فضای دانشگاه تهران چگونه بود؟

خيلي فضاي فعاليت براي دانشجويان انقلابي مهيا نبود، يعني جريان انقلابي در دانشگاه عملاً سركوب شده بودند. در این برهه من نیز بيشتر وقت خودم را در بسيج دانشگاه گذاشتم كه تازه شكل گرفته بود و به عنوان مسئول سياسي بسيج دانشگاه تهران فعال بودم.

سال 77 اصلاح طلبان حملاتي را به برخي نهادهاي نظام از جمله سپاه و بسيج را شروع كردند. اولين تجمعي كه بسيج داشت تحت عنوان "دفاع از امنيت ملي" شكل گرفت كه جلوي مسجد دانشگاه بود. از آن به بعد، تجمعات بسیج دانشجویی اصلی ترین وزنه نیروهای انقلابی برای فعالیت ها و تجمعات دفتر تحکیم وحدت شد که سال به سال از آرمان ها بیشتر فاصله می گرفت و تبدیل به اپوزیسیون می شد. حسن اين كار اين بود كه جماعتي از خود دانشجوها در برابر جريان انحرافي دفتر تحکیم ايستادند.

در تمام دانشكده‌ها، بسيج دانشجویی فعال شد چون تا قبل از آن بسيجي‌ها را به عنوان افراد منفعل مي‌شناختند ولي بعد ديدند كه نه، بسيجي‌ها اهل گفت‌وگو و مناظره هستند. يعني يك انرژي جدید آزاد شده بود. و جالب بود که در سال‌هايي مثل 78-77 تجمعات ما با آنها برابري مي‌كرد.

اما در بدنه اساتيد اين جنب و جوش نبود و يك سكوتي مشاهده مي‌شد كه شايد به دليل محافظه‌كاري و يا فشار دانشگاه بود. چون ما جوان‌ها در برابر فشارها مقاومت مي‌كرديم ولي اساتيد اين گونه نبودند. ما آن زمان تحت فشار بوديم. مثلاً در دانشكده، اساتيد نمره كم مي‌كردند يا نمي‌دادند و امثال اين. اما در كلاس‌ها فشار رواني عليه ما زياد بود، يعني مدام كنايه و تعريض بود كه اينها انصار حزب‌الله هستند و دانشجو نيستند، خشونت طلب هستند، حتي يادم هست در كتابخانه كوي عليه من شعار نوشته بودند كه فلانی خشونت طلب است! چنين فضايي بود اما بچه‌ها محكم در صحنه بودند و هر چه فضاي ضدارزشي و مخالفت با نظام توسط جريان مقابل پررنگ‌تر مي‌شد بچه‌هاي بيشتر به حقانيت خود پي مي‌بردند.

از مقطع 18 تیر و وقایع آن برهه هم بگویید.

ابتداي سال 78 طرح اصلاح قانون مطبوعات پيش آمد و روزنامه سلام مطرح كرد كه اين طرح پيشنهاد سعيد امامي بوده است. با شكايت وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی روزنامه سلام تعطيل شد. بعد از تعطيلي سلام، فضاسازی ها علیه این اقدام شروع شد. مثلاً یکی از روزنامه های‌شان صريحاً نوشت كه روزنامه سلام قلعه فتح نشدني جناح چپ بود كه با تعطيلي آن بدنه اجتماعي جريان چپ و اتحاديه دانشجويان دفتر تحكيم وحدت وارد صحنه خواهد شد.

کدام روزنامه؟

توس یا جامعه. يا مثلا روزنامه صبح امروز نوشت با اين اتفاقي كه به وقوع پيوست (تعطيلي سلام) سياست‌ورزي به پايان رسيده است. در همین فضا پنجشنبه شب، 17 تير در كوي دانشگاه تجمع برگزار شد. و قبل آن نیز يك تراكتي در كوي پخش شده بود مبني بر اينكه ما در اعتراض به تعطيلي روزنامه سلام تجمع مي‌كنيم. شخصي هم كه اين برگه‌ها را پخش كرد، آقای شفيعي نام داشت كه آن زمان اصلاً دانشجو نبود، بلكه كارمند جهاد كوي دانشگاه بود و جالب است همين فرد بعداً شد دبير كميسيون ماده 10 احزاب در وزارت كشور آقای خاتمی! يعني آقاي تاج‌زاده به او مسئوليت داد و هيچ برخوردي هم با او نشد.

تجمع از جلوي ساختمان 22 شروع شد. از طرفی چون ايام امتحانات بود، خيلي اقبالي به اينها نشد. يادم هست آن‌قدر از كم بودن جمعيت عصباني شدند كه شروع كردند به شعار دانشجوي بي‌غيرت، حمايت حمايت. نهايتاً حدود 150 نفر كه شدند و ديدند در كوي نمي‌توانند كاري كنند، بيرون رفتند. ما هم رفتيم ببينيم چه خبر است. اسم تجمع به نام انجمن نبود ولي فعالين آن، عناصر انجمن تهران و دفتر تحكيم بودند.

در خیابان نیز تا خيابان كارگر و سر چهار راه جلال رفته و دوباره برگشتند. نيروي انتظامي آمد و آنها را به سمت كوي هدايت كردند. روال هم هميشه همين بود كه وقتي تجمعي مي‌شد، مسئولين كوي با كلانتري محل تماس مي‌گرفتند. حدود ساعت 11:30، 12 شب بود. نيروي انتظامي تقاضا كرد برويد داخل كه عده‌اي رفتند و عده‌اي حدود 30-20 نفر بيرون ايستاده بودند و خيابان را بسته بودند كه عناصر انجمن اسلامي هم در بين اينها بودند.

اصرارهاي نيروي انتظامي نتيجه نداد تا اينكه چند سرباز نيروي انتظامي آمدند و خواستند به زور اين افراد را به داخل كوي هدايت كنند، چون خيابان را بسته بودند و يك حالت غيرعادي پيش آمده بود. و از همین جا بود كه فضا متشنج شد چون يكي از سربازها را گرفتند، كتك زدند كه ما و يك‎سري از بچه‌ها او را از دست آنها رها كرديم ولي كلاهش را ندادند و با حالت تمسخر به هوا پرت مي‌كردند. بعد از آن هم شروع كردند به سنگ پرت كردن به سوی نیروی انتظامی. اولين شيشه‌اي هم كه شكسته شد، ساعت بزرگ و شيشه‌اي سر در كوي بود. آن زمان آقاي كوهي مسئول كوي دانشگاه بود كه رفت با نيروي انتظامي صحبت كرد و دعوايي بين اينها اتفاق افتاد. این‎طوری فضا باز هم متشنج‌تر شد. البته من معتقدم كه آنجا نيروي انتظامي مي‌توانست مدبرانه‌تر عمل كند يعني اگر آن زمان نيروي انتظامي مي‌رفت، شايد آن اتفاقات نمي‌افتاد اما بالاخره آنها مقصر اصلی بودند که به نیروی انتظامی حمله کردند. در آن شرایط ما حتي با يك‎سري از بچه‌ها رفتيم پيش فرمانده آنها و گفتيم كه اگر شما برويد اينها هم مي‌روند که به ما گفت نه و برخورد بدي هم با ما كرد. ما گفتيم بچه‌هاي بسيج هستيم ولی او با لحن تندی گفت اگر اصرار کنید، بازداشت می شوید!

لذا تنش ها هم ادامه یافت و بعد هم آقاي داود سليماني عضو حزب مشارکت كه معاون دانشجويي آن زمان دانشگاه بود، آمد و متاسفانه حضورش هم بيشتر تحريك‌كننده بود، چون مثلا به جای اینکه فضا را آرام کند، خطاب به دانشجویان می گفت اينها ما را كه نشسته‌ايم كتك مي‌زنند، واي به حال شما كه ايستاده‌ايد!

يعني ظاهر قصه اين بود كه مي‌خواهند قضيه را جمع كنند ولي باطن آن تحريك‌كننده بود. یا مثلاً يادم هست كه گفتند تجمع تمام است و برویم ولي‌ یکی از اعضای انجمن ساعت يك، يك و نيم نصف شب بلندگو آورد و قطعنامه‌اي را تحت عنوان قطعنامه پاياني تجمع خواند. بعدها ما مي‌گفتيم شما (انجمني‌ها) كه مي‌گوييد تجمع مال ما نيست پس چرا قطعنامه پاياني خوانديد؟ چون قطعنامه را باني تجمع مي‌خواند اما پاسخی نداشتند که بیان کنند چون رسما تجمع به نام آنها نبود، اما در عمل خودشان سازماندهی می کردند.

 

یا مثلا يكي از حرف‌هايي كه آن شب به دروغ مطرح شد این بود که انصار حزب‌الله آمده است، در حالي كه واقعاً آن موقع شب انصار حزب‌الله در كار نبود بلکه نیروهای اطلاعات نيروي انتظامي و... آمده بودند. هر چه زمان می گذشت سنگ‌پراني‌ها بيشتر شد و بعد يك عده آمدند وسط خيابان آتش روشن كردند. اين ديگر طبيعي نبود و بتدريج افرادي مي‌آمدند كه احساس مي‌شد حضورشان با هماهنگي و برنامه است. چون ما قبلاً هم تجريه تجمعات صنفي و سياسي را داشتيم و حتي در تجمعات سياسي دوم خردادي‌ها تا آن زمان نه شعار تند مي‌دادند و نه آتش روشن مي‌كردند. اما در اين تجمع احساس مي‌كرديم كه دارد از حالت عادي خارج مي‌شود و مي‌ديديم كه افرادي مي‌روند چوب و جعبه مي‌آوردند و آتش روشن مي‌كنند.

شعارها تندتر شد و جمعيت هم به حدود 400-300 نفر رسيد و به تذكرات نيروي انتظامي كه با بلندگو بيان مي‌شد، توجهي نمي‌شد. اين درگيري و كش و قوس‌ها تا سحر ادامه پيدا كرد و عده‌اي از مردم هم بيرون آمده بودند که ببینند چه خبر است. نزدیک سحر دیگر فضا بحراني و جنگي شده بود. اينجا بود كه نيروي انتظامي اعلام كرد اگر داخل كوي نرويد، ما با شما برخورد مي‌كنيم كه آمدند و برخورد كردند. تعدادي از دانشجویان و حتی افراد غیر دانشجو هم كه فرار كردند، داخل خوابگاه‌ها رفتند. مثلاً عده‌اي به خوابگاه‌ 15 و 14 رفتند و نیروی انتظامی هم پشت سرشان رفت به داخل خوابگاه. اين وسط اتفاقي كه افتاد و خوب نبود اين بود كه بي‌گناه و با گناه كتك خوردند و چه بسا آنهايي كه بي‌گناه بودند، بيشتر كتك خوردند. چون آنهايي كه در تجمع بودند و نقش اصلی آشوب ها را برعهده داشتند فرار كرده بودند ولي آنهايي كه مانده بودند تماشا مي‌كردند فكر چنين برخوردي را نمي‌كردند.

حتی جالب اينجا بود، خيلي از كساني كه آن شب كتك خوردند، بچه بسيجي‌ها و رزمنده‌ها بودند، چون ساختمان 15 و 14 عموماً بچه‌هاي ايثارگر بودند. آنهایی هم که چه مقصر و چه غیر مقصر از دست نیروی انتظامی فرار می کردند هم مي‌رفتند داخل اتاق اينها كه بعداً ما اينها را تحت عنوان "آسيب‌ديدگان اصلي كوي دانشگاه" به مراجعه قانونی مختلف معرفی کردیم تا حق تضییع شده شان را اعاده کنند.

با توجه به روایات نقل شده، گویا چند نفر از سربازان نیروی انتظامی توسط اوباش در کوی به گروگان گرفته می شوند. این صحت دارد؟

بله، سه نفر از سربازهاي آنها داخل ماندند و عده‌اي اينها را گرفته بودند و بار دوم براي پيدا كردن اينها، نيروي انتظامي به داخل کوی آمد و چون احساس كردند سه نفر گروگان دست داخل دارند اعمال‌شان تندتر شد. حالا شما اين را هم تصور کنید که عده ای از همان فرصت طلبان در داخل محوطه کوی، ميزها و يخچال‌ها و وسايل را آورده بودند و آتش مي‌زدند. افرادي كه اصلاً خیلی‌های‌شان دانشجو نبودند. مثلاً يك نفر از افرادي را كه در مسائل كوي از محورهاي اصلي خشونت‌ها و آتش‌زدن‌ها بود، مي‌شناسم كه دانشجوي اخراجي دانشكده علوم قضايي بود.

شما در نظر بگيريد كوي جايي است كه هميشه 10% الی 20% ساكنانش مهمان و غير دانشجو هستند اما جالب اينجاست دفتر مهمانان كه اسامي هر شب در آن ثبت مي‌شد، آن شب گم شده بود! یا مثلاً آقاي عزت ابراهيم‌نژاد كه به عنوان تنها كشته كوي از او ياد مي‌شود اصلاً در 18 تير كشته نشد، بلكه شب بعد از آن يعني 19 تير كشته مي‌شود. آن هم با سلاح كمري و در جريان درگيري‌ها و تازه ايشان اصلاً دانشجو نبوده، سرباز بوده كه بعضي مواقع مي‌آمده كوي پيش دوستانش و جالب است روز شنبه كه روزنامه همشهري عكس آشوب‌ها را منتشر مي‌كند، عكس ايشان جزو كساني است كه دارد سنگ پرت مي‌كند! و این عکس هنوز هم در آرشیو روزنامه همشهری موجود است. یا مثلاً احمد باطبي که عکس او همان موقع با یک پیراهن خونی به طور گسترده منتشر شد و الان هم مثلا به عنوان نماد کودتای 18 محسوب می شود، اصلاً دانشجوي دانشگاه تهران نبوده است و یا منوچهر محمدي كه اسمش مطرح شد، دانشجوي اخراجي رشته اقتصاد بود كه به دليل مشروط شدن اخراج شده بود.

در عوض خیلی از کسانی که نيروي انتظامي كه دفعه دوم داخل كوي آنها را بدون دلیل بازداشت كرد، بچه بسيجي‌ها بودند. مثلاً قائم مقام بسيج دانشكده تربيت بدني جزو كتك خورده‌ها بود كه می گفت از زير ميز، مرا بيرون كشيدند و با اينكه گفتم بسيجي هستم، كتكم زدند و يا مسئول بسيج دانشكده الهيات جزو بازداشتي‌ها بود.

روز 18 تیر چه اتفاقی افتاد؟

در صبح روز جمعه 18 تير، دوباره عده‌اي شروع به جمع شدن كردند. يك عده ساكنين كوي بودند كه آمدند جلوي مسجد تجمع كردند، در مقابل هم يك دسته از جريان‌هاي دفتر تحكيم و عناصر ضدانقلاب به تدريج شروع به تجمع كردند. جالب آنکه خیلی‌های‌شان اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبودند. به تدریج که شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب مثل عبدالله نوري، اكبر گنجي، مصطفی معين، سيدهادي خامنه‌اي، مصطفی تاج‌زاده، فائزه هاشمي و... آمدند، فضا ملتهب‌تر مي‌شد چرا که در اين فاصله، جريان‎هاي ضدانقلاب هم آمدند و احساس كردند مي‌توانند از فضا سوءاستفاده كنند.

تاج‌زاده هم در آن چند روز به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور دائما سوار ترك موتور بين وزارت كشور و كوي در حال رفت و آمد بود. واقعا يكي از سخت‌ترين روزهاي زندگی من همان صبح 18 تير بود. فضا ملتهب بود و بايد بچه‌ها را توجيه مي‌كرديم. يادم هست بچه‌ها مي‌گفتند سيد چرا؟ و دائما از من می خواستند تا علل همه وقایع را برای‌شان توضیح دهم. ما يك ستادي با دیگر بچه های بسیج تشكيل داديم تا حداقل بچه‌هاي خودمان را توجيه کنیم و واقعا هم کار سختی بود، چون هم باید فضا و مسئله را تبيين می کردیم و هم اينكه منصفانه قضاوت كرده باشیم. بعد از جلسه، اولين اقدام‌مان اين بود كه به بچه‌ها گفتيم شما كوي دانشگاه و مسجد كوي و حضور بين دانشجويان را رها نكنيد، ولو به قيمت اينكه كتك بخوريد. دوم اينكه ما باید مطالبه‌گر باشيم نه آنها.

از بعد از ظهر آن روز بود که تحكيمی ها مي‌خواستند سوار موج شوند. يكي از ايرادهاي جدي كه به اينها وارد بود، اين بود كه به دروغ اسامي كشته‌شدگان را منتشر كردند. اينها قرار بود شنبه جلوي سردر دانشگاه تجمعي داشته باشند و تراكتي كه پخش كردند عنوانش بود: «بِأيّ ذَنبٍ قُتِلَت؟» در حالي كه آن موقع كسي كشته نشده بود. شوراي صنفي دانشكده حقوق و علوم سیاسی نیز 13 نفر را به عنوان كشته شده های کوی دانشگاه مطرح كرد كه همان شب راديو اسرائيل اين خبر را بازتاب داد. از قضاي روزگار برخي از اين اسامي كه به عنوان كشته‌شدگان مطرح شده بودند، بچه‌هاي بسيج دانشجویی بودند. بعد ما زنگ زديم و پيگيري كرديم ديديم كه اصلاً ايشان تهران نيستند. همه آن 13 نفر را پيگيري كرديم و ديديم همه‌اش دروغ است و سریع هم صدا و سیما را در جریان گذاشتیم و صدا و سیما هم اعلام کرد كه اسامی 13 کشته حادثه کوی دانشگاه دروغ است.

به هر حال، از بعد از ظهر 18 تير، جريان‌هاي ضدانقلاب آمدند و تيپ‌هاي عجيب و غريبي مثل پيرمردهاي كراواتي را مي‌ديدي كه مشخص بود، دانشجو نيستند. اتفاق جالب اين بود كه آقاي موسوي لاري وزير كشور آمد و تلويزيون هم نشان داد كه شيشه ماشينش را شكستند و عمامه را هم از سرش برداشتند. اين نشان مي‌داد اين جرياني كه وارد ماجرا شده، جرياني است كه ديگر چپ و راست نمي‌شناسد.

روز یکشنبه 20 تیرماه بود که انجمن اسلامي دانشگاه اعلام كرده بود كه ما جلوي سر در دانشگاه تجمع داريم. تجمع شروع شد و جمعيت حدود سه هزار نفر دانشجو و غير دانشجو جلوي سر در دانشگاه و خيابان جلوي آن آمده بودند. آنجا اولين شعاري كه بچه‌هاي تحكيم شروع كردند اين بود كه "فرمانده كل قوا، پاسخگو پاسخگو". ببينيد خط را به كجا ‌بردند؟ یادم هست این شعار را برای اولین بار یکی از اعضای شورای مرکزی آن زمان تحکیم شروع کرد. ما رفتيم و با برخي‌شان صحبت كرديم كه اين قضيه چه ربطي به فرمانده كل قوا دارد؟ نيروي انتظامي زير نظر وزارت كشور است. با اين شعار، زمينه را براي ساختارشكني فراهم كردند و همان‎جا هم بيانيه دادند و چند شرط تعيين كردند كه اولا اجساد کشته شدگان کوی دانشگاه تحويل داده شود تا ما تشييع کنیم و فرمانده نيروي انتظامي وقت، آقاي لطفيان عزل شود و نهایتا هم نیروی انتظامی باید رسما عذرخواهی کند.


:: بازدید از این مطلب : 2396
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 19 تیر 1391

 

آيت‌الله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد به‌تازگي در ديدار با يكي از شخصيت‌هاي نزديك به مجمع روحانيون مبارز بر حمايت از رهبر معظم انقلاب و پرهيز از تفرقه و حركت بر خلاف جهت‌گيري انقلاب و نظام تصريح كرده‌اند.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله صافي در اين ديدار با تأكيد بر ضرورت حمايت از منويات رهبري خاطر نشان كرده‌اند كه "...شما با تمام وجود از منويات آيت‌الله خامنه‌اي حمايت و پشتيباني كنيد، چرا كه پشتيباني شما مؤثر و تقويت رهبري است. مبادا خداي ناكرده افرادي شما را گول بزنند، چرا كه مردم با تمام وجود از نظام و راه مرحوم امام و خون شهدا پاسداري مي‌كنند و كسي نبايد بر خلاف جهت نظام و انقلاب حركت كند كه شكست مي‌خورد."

اين مرجع تقليد در بخش ديگري از سخنان خود يادآوري كرده است كه "دشمن از تفرقه ما خوشحال مي‌شود و جشن مي‌گيرد و منتظر چنين روزي است."

ايشان افزوده‌اند: "امروز پرچم نظام و قدرت نظام در برابر چشم دنيا و همه دشمنان اسلام به‌دست آيت‌الله خامنه‌اي است و تقويت ايشان، تقويت همه مسلمانان است."

آيت‌الله صافي همچنين تصريح كردند كه "امروز دنيا چشم به قدرت و صلابت رهبري ايران دوخته، بنابراين ما بايد اين صلابت را قدر بدانيم و كمك كنيم."

نكته قابل توجه اينكه، فرد ديدار كننده با آيت‌الله صافي گلپايگاني و مجمع روحانيون مبارز، توصيه‌هاي معنادار اين مرجع تقليد را كه خطاب به طيف سياسي اين افراد بوده است، تا كنون منتشر نكرده‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 2339
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 19 تیر 1391

رسانه‌های ماخیلی‏خوب توانستند انتخابات۱۳۸۸ایران را زیرسوال ببرند

 

«انتخابات در ایران دزدیده شده است» این جمله شاه کلید رسانه‌های غربی به ویژه آمریکا برای توصیف انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود و مانور تبلیغاتی شدیدی بر روی آن صورت گرفت تا ضمن توجیه آشوب‌های بعد از اعلام نتایج، بتوانند ایران را کشوری غیردموکراتیک و دیکتاتوری معرفی کنند.

بر مبنای همین استراتژی، تمرکز رسانه‌ای شدیدی روی ایران صورت گرفت؛ تا جایی که گفته شد فیلم کشته شدن مشکوک ندا آقاسلطان در یکی از کوچه‌های تهران به یکی از پربازدید‌ترین فیلم ها در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است؛ موضوعی که بر تشکیک بیشتر بر این مساله و نحوه قتل وی می‌افزاید.

اما نقش تکنولوژی‌های رسانه‌های جدید را نباید در حوادث پیش و پس از انتخابات نادیده گرفت. شبکه‌های اجتماعی مانند توئیتر، فیس بوک و وبلاگ‌ها راهی ارتباطی را عوض کرد. از تصاویر برداشته شده توسط موبایل که بقیه رسانه‌ها نمی‌توانستند پوشش دهند تا فید‌های توئی‌تر برای سازماندهی آشوبگری و اغتشاشات گروهی، همه و همه خوارکی مناسب برای تبلیغات علیه انتخابات سال ۸۸ و وقایع پس از آن بود.

اما این تنها یک فرضیه از سوی نگارنده این مطلب نیست؛ بلکه در روزهای اخیر یکی از بزرگ‌ترین فعالان رسانه‌ای آمریکا هم تایید کرده که رسانه‌های غربی در ماجرای انتخابات سال ۸۸ ایران «عالی» کار کردند و توانستند یک انتخابات سالم با نتایج شفاف را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند.

آقای «ادوارد هرمان» نام شناخته‌ شده‌ای در عرصه «تحلیل رسانه» است و به نوشته وبلاگ بامدادی، تالیفات متعددی دارد که شاید شناخته‌شده‌ترین آن‌ها تالیف مشترکی باشد که با آقای نوآم چامسکی انجام داده است به نام «تولید رضایت» (Manufacturing Consent). او اخیرا در مصاحبه با یک شبکه خبری، درباره تحقیقات خود در این زمینه صحبت کرده و به صراحت اعلام کرده که رسانه‌های غربی، واقعیت موجود در ایران را به نفع خود تحریف کردند.

او در بخشی از این مصاحبه کوتاه گفته است: «در واقع من فکر می‌کنم که ما خیلی خیلی خوب نشان دادیم که انتخابات (۱۳۸۸) ایران اگر چه خیلی ایراد‌ها داشت، اما یک انتخابات دزدیده شده نبود. و من فکر می‌کنم دلایل خیلی قابل قبولی وجود داشت که [آقای] احمدی‌نژاد واقعا در انتخابات پیروز شد و در هر حالتی برنده می‌شد. و بعد کاری که ما کردیم این بود که نشان دادیم که چطور لیبرال‌ها و چپ در آمریکا سوار قطار (نوعی پروپاگاندا) شدند درست مانند دولت‌های آمریکا و اسرائیل که در تلاش برای تغییر رژیم در ایران بودند و می‌خواستند از ایران هیولا بسازند در همه سطوح.»


:: بازدید از این مطلب : 2126
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 19 تیر 1391
خبرگزاري دانشجو نوشت: فعاليت برخي گروه هاي اعتقادي خاص در سطح كلانشهرها در روزهاي اخير به شكل قابل ملاحظه اي تشديد شده است.
 
اين گروه ها سعي مي كنند با حضور در اماكن تفريحي اقدام به جذب جوانان و دختران دانشجو كرده و با اجراي برنامه هاي تفريحي خاص! آنها را به سمت خود بكشانند.
 
بنا بر اين گزارش، در اين ميان فعاليت گروه هاي ديني - ملي پررنگ تر به نظر مي رسد؛ اين گروه ها با استفاده از جاذبه هاي كاذب ايرانيگري براي اديان خود جوانان را جذب مي كنند.
 
در تازه ترين اقدام اين گروه ها مشاهده شده است كه افرادي به عنوان برگزاري «جشن تيرگان» در تفرجگاه هاي شمال تهران، اقدام به پخش برگه هايي با موضوع «جشن تيرگان» در ميان جوانان كرده و آنها را به اجراي اين مراسم دعوت مي كنند.
 
نكته ديگر اينكه اين جشن از اعياد جدي آيين زرتشت محسوب مي شود؛ داخل برگه پخش شده در ميان افراد نيز نشان هايي از علائم و اعتقادات دين زرتشت وجود دارد.
 
همچنين افرادي كه اقدام به توزيع اين برگه ها مي كنند، در حركتي خرافي از آنان مي خواهند كه يك بند رنگي (كه آن هم از سوي اين گروه ها توزيع مي شود) را به مچ دست خود ببندند و در روزي خاص بالاي يك كوه بلند قرار دهند تا حاجاتشان! برآورده شود.
 
بنا بر اين گزارش، يكي از آداب نام برده شده در اين برگه اجراي مراسم آب بازي! است؛ اين در حالي است كه چندي پيش اجراي اين مراسم در يكي از پارك هاي تهران و چند پارك در سطح كشور، هنجارشكني هاي بسياري را به وجود آورد.

:: بازدید از این مطلب : 2352
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 18 تیر 1391

 به نقل از مهر، از آنجا که در مورد حادثه 18 تیر از همه تریبونها و بخشها اعلام نظر شده و کمتر به سخنان سردار نظری توجه شده ، برای احیای حق ایشان مصاحبه را منتشر می کند.

سردار فرهاد نظری که این روزها برای پیگیری پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی به خانه ملت مراجعه می کند، در راهروی مجلس درباره شکایت از سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و نتیجه آن، متذکر شد که هنوز پیگیر این پرونده است، گرچه تاکنون به نتیجه مطلوبی نرسیده است.

وی در تشریح جزئیات پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس هفتم اظهار داشت: رئیس کمیسیون اصل نود در نامه ای به رئیس جمهور سابق اعلام کرد این کمیسیون شکایت بنده را کاملا وارد دانسته و آقای خاتمی باید در این زمینه پاسخگو باشد و خسارات مادی و معنوی وارده به اینجانب، جبران و به نحو متقضی از اینجانب اعاده حیثیت شود.

فرمانده انتظامی اسبق تهران افزود: هنوز مسئوولان سیاسی و اجرایی دولت گذشته اقدام عملی در جهت تحقق خواسته کمیسیون اصل نود انجام نداده اند و این پرونده در کمیسیون مذکور در دوره های ششم و هفتم مجلس بر حقانیت بنده تاکید کرده و مکاتبات جهت قرائت گزارش کمیسیون در خصوص حادثه 18 تیر و شکایت بنده از آقای خاتمی در صحن علنی به نتیجه نرسیده است.

"بنده درخواست ارجاع پرونده شکایت خود از رئیس جمهور سابق به دستگاه قضایی را طرح کرده ام تا این مساله در دادگاه صالحه برابر با قانون خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد و از رئیس قوه قضاییه نیز می خواهم زمینه محاکمه مسوولان مربوطه در دولت سابق را جهت روشن شدن همه ابعاد حوادث کوی دانشگاه فراهم کند تا با صدور حکم عادلانه، عدالت عینی تحقق یابد".

از سردار نظری در خصوص علت به نتیجه نرسیدن شکایت او از رئیس جمهور سابق سئوال شد که او در پاسخ اظهار داشت: این نکته قابل تامل است که برخی مسئولان در گذشته بنده را در حوادث کوی دانشگاه قربانی این قضایا کردند . به اعتراف صریح خود آنها باید توجه کرد به خصوص نامه 9/11/80 سید محمد علی ابطحی معاون وقت حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور که خطاب به آقای خاتمی نوشته است "سردار فرهاد نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان متهم اول مطرح شد و ... در نتیجه به دستور جنابعالی توبیخ و عزل گردید" و در سپس سطر دیگر نامه ادامه داده است "... در جریان کوی دانشگاه 5 نفر افسر ارشد دیگر از نیروی انتظامی در محل حاضر بودند که به دلایلی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی وارد آن حوزه نشدند؛ لذا در حق وی (فرهاد نظری) ظلم شده است".

وی افزود: در این مسائل کسی قربانی می شود که دارای پشتوانه سیاسی و وابستگی به حزب یا جریان خاصی نباشد و یا شاید بتوان گفت که علت اینکه پیگیری های اینجانب به نتیجه نمی رسد تنها بودن بنده در این قضایا و عدم حمایت جریان خاصی سیاسی می باشد.

به اعتقاد فرمانده انتظامی اسبق تهران، اصل موضوع کوی دانشگاه ناشی از جنگ قدرت بین دولتمردان و برخی جریانات سیاسی وقت بوده و آنها در یک معامله پشت پرده " سربازی که سال ها به عشق خدمت به مردم کشورش سرب های داغ را با جان خود سرد کرده تا خدشه ای به امنیت مردم وارد نشود و ثمره آن 7 بار مجروحیت، 16 مرتبه عمل جراحی سنگین و 70 درصد جانبازی مادام العمر بوده را قربانی کردند."

سردار نظری ادامه داد: آنها محاکمه ای صورت دادند که حتی اتهامی که متوجه ما به عنوان نیروهای پلیس کشور شد، بر اساس قانون گذشته و حال جرم محسوب نمی شود و بعد از سال 78 نیز در ادوار مختلف با شیوه های قوی تر وارد این عرصه شدند و از سوی دیگر در سیاستی دوگانه دولت مردان سابق و مسئولان وقت دبیر خانه شورایعالی امنیت ملی نه تنها فرماندهان ناجا را مورد مواخذه قرار ندادند، بلکه برای آنها تشویقاتی در نظر گرفتند اما هنوز حقایق به مردم گفته نشده و تصور می کنند مردم ایران آگاه نیستند.

از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره اعتراف ابطحی به بی گناهی او و نظر سید محمد خاتمی در این زمینه سئوال شد که وی پاسخ داد: اسناد و مدارک و مکاتبات زیادی نزد بنده وجود دارد که آقایان به بی گناهی من اعتراف کرده اند؛ آقای خاتمی در تاریخ 27/11/80 طی نامه ای تاکید کرد "سابقه سردار نظری روشن و درخشان است و هیچ مسئله ای نباید باعث خدشه دار شدن آن سابقه شود" و ادامه می دهد "من هم معتقدم آنطور که باید و شاید ادای حق نشد، اما این به هیچ وجه به معنای تقصیر و گناه سردار نظری نیست و ما باید رای دادگاه در مورد ایشان مورد احترام قرار بدهیم."

سردار نظری در عین حال بر این نکته تاکید کرد آنچه که در سطور فوق گفته شده، صرفا در حد مکاتبات داخلی و آن هم به خاطر مکاتبات و پیگیری های او بوده و هیچگاه مسئولان دولت سابق حاضر به بیان این حقایق و واقعیت ها به صورت علنی نشده اند.

وی همچنین از اینکه رئیس جمهور سابق به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی که مسئولیت بخش های فرهنگی و دانشگاهی در تمام ابعاد را بر عهده داشت و در برابر مردم برای دفاع از ارزش های این مرز و بوم سوگند خوره بود اما در خصوص حوادث کوی دانشگاه از حقایق دفاع نکرد، به شدت انتقاد کرد.

"با کمال تاسف آقای خاتمی نه تنها در برابر قانون پاسخگوی عملکرد خود نبود، بلکه حتی برای تحقق بخشیدن به شعار گفتگوی تمدن ها و پایبندی به گفتمانی که خود مطرح کرده بود قدمی پیش نگذاشت و اکنون نیز از حضور در کمیسیون اصل نود مجلس یا مجامع عمومی برای مناظره در جهت تنویر افکار عمومی خودداری می کند".

این فرمانده اسبق ناجا تاکید کرد: امروز دست محبت به سوی آقای خاتمی دراز می کنم و از او می خواهم بر اساس پیمانی که با مردم بسته بود، یک بار برای همیشه به شعار خود برای گفتگو جامه عمل بپوشاند و به جای آنکه دوستان او مستقیم و غیر مستقیم با استفاده از تریبون های مختلف خادمین ملت را نزد مردم به عنوان مجرم معرفی کنند، حقایق را برای مردم روشن کنند.

وی افزود: مسئولان دولت گذشته از طرفی دانشجو و دانشگاه را ابزار سیاسی کرده و سکوی پرتابی جهت سهم خواهی بیشتر از قدرت قرار دادند اما رئیس جمهور سابق و سید بزرگواری که آن زمان سکاندار اصلاحات بود، بداند که به هرحال باید پاسخگوی وجدان خود و مردم باشد و فردا نیز در قیامت به عنوان تضییع کننده حق الناس پاسخگوی این جانب خواهد بود.

سردار نظری در بخش دیگری از این گفتگوی تفصیلی در واکنش به برخی مطالب که در روزهای اخیر به بهانه کالبد شکافی وقایع کوی دانشگاه در برخی رسانه ها مطرح شد، اظهار داشت: اولین سئوالی که در این زمینه مطرح می شود، این است که چرا کسانی که مدعی بازخوانی حوادث کوی دانشگاه هستند، بر 18 تیر تاکید دارند و از 17 تیر 78 هیچ سخنی نمی گویند؟
 

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2287
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 18 تیر 1391

 به نقل از خبرگزاری دانشجو ، آیت الله مصباح در دیدار دانشجویان دانشگاه چمران اهواز با اشاره به اینکه برکاتی که از ناحیه امام عصر (عج) عاید مردم می شود دارای طیف های مختلفی است، گفت: فهم این مسئله بازگشت می کند به معرفت به مقامات اهل بیت(ع) و امام عصر(عج) آنچه همه ما از وجود امام می شناسیم این است که روزی متولد شده است و روزی هم از دنیا خواهد رفت، حال با عمری کوتاه یا بلند که البته در مورد امام زمان (عج)عمر طولانی صادق است.

وي افزود: امام عصر با کسانی مواجه می شود مثل همه آدمها و از عوامل طبیعی مثل همه انسان ها متاثر می شود؛ رابطه اش با مردم و کسانی که با او مواجه هستند و سایر مردمی که غایب هستند و حضور ندارند پیام هایی است که به آنها می رساند حال اینکه پیام خاص است و یا از طریق نایب است.

آیت الله مصباح یزدی عنوان کرد: غیبت صغری به این معناست که هنوز رابطه اساسی با آن حضرت فی الجمله ممکن است ولو به وسیله یک نفر؛ این گونه از برکات امام عاید مردم می شود که در سایه ائمه وجود داشته و در مورد امام زمان نیز بوده و هست.

این استاد حوزه با بیان اینکه یک نوع دیگر از برکات وجود مقدس ولی عصر که عاید مردم می شود در اثر توسلشان و تضرعاتی که می کنند است، تاکید کرد: مردم در پیشگاه الهی ایشان را واسطه قرار می دهند و به برکت ایده های ایشان و توجه ایشان مشکلات توسل کننده گان حل می شود، البته این توسلات ممکن است به خود پیامبر و ائمه اطهار که از دنیا رفته اند نيز انجام گیرد، اما ارتباط با وجود مقدس ولی عصر به خدا نزدیک تر است.

وی تصریح کرد: طبق بعضی از روایات وقتی به پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) متوسل می شویم، آنها هم حواله به امام حی می کنند، نهایتا قضای حوائج و رفع مشکلات به دست آقا صورت می گیرد ولو توسل به سیدالشهدا و موسی بن جعفر باشد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه از بسیاری از روایات برمی آید که غیر از این وجود جسمانی که ما برای پیامبر و اهل بیت(ع) معتقد هستیم یک نوع مرتبه ای وجودی دیگر دارد که فوق عوامل طبیعی و جسمانی است که از آن به مقام نورانیت تعبیر شده، عنوان کرد: برکاتی که نصیب مخلوقات می شود یک شعاعی از این نور است که تصور آن هم برای ما مشکل است، اما همه مسلمانان، بویژه شیعیان اعتقاد دارند که توسل به آنها موجب برآورد شدن حاجات می شود.

مدیر موسسه آموزشی پِژوهشی امام خمینی (ره) تاکید کرد: آنقدر روایات از شیعه و سنی در مورد این مطلب وجود دارد که اگر احصا شود فوق حد تواتر است که خدای متعال نور اهل بیت(ع) را در مرتبه مقدمه بر همه عوامل آفرید و همه برکات و فیوضات که در عالم نصیب موجودات می شود یک شعاعی از آن نور مقدس است.

وي با تاکید بر اینکه تصور این امر قدری برای ما مشکل است چه رسد به اینکه حقیقتش را دریابیم و کاملا تصدیق آگاهانه و عمیق داشته باشیم، گفت: ما حسب تقلید به کلمات اهل بیت(ع) می گوییم این واقعیت وجود دارد و در زیارت جامعه کبیره از امام هادی نیز نقل شده و یکی از گنج های معارف اهل بیت است.

آیت الله مصباح یزدي ادامه داد: در آیه ای می خوانیم که خداوند خطاب به اهل بیت(ع) که اطراف عرش الهی حلقه زده اند، سخن می گوید در حالی که ما نه عرش خدا را می دانیم؛ یعنی چی و نه نورآنها را و نه اینکه چگونه به دور نور اطراف عرش خدا حلقه زدند یعنی چه! ما حتی روح خودمان را هم درست نمی دانیم که چیست.

این استاد حوزه تصریح کرد: روحی که با ما حرف می زند و با ما ارتباط برقرار می کند و اینگونه درک کردن ها مخصوص روح است و متعلق به بدن نیست، اما خود ما نمی دانیم که این «ما» چیست، در حالی که کسانی از سر جهل و غرور می گویند این روح همان دستگاه مغز و اعصاب است و چیز دیگری نیست در حالی که آنها که در بحث های عقلی دقت دارند، اثبات می کنند که محال است آنچه را که من اراده می کنم یا به صفاتی که به خودم نست می دهم متعلق به این اعصاب یا سلول های مغز باشد.

وي با تصریح بر اینکه روح بدن را به حرکت در می آورد و آن را اداره می کند، خاطرنشان کرد: روح حرکات مغز را کنترل می کند و می تواند بر فعالیت های بدن تسلط پیدا کند، حتی نه بر بدن خود بلکه بر بدن دیگران هم تسلط دارد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه وقتی ما روح مان را که عین خودمان است و همه آثار ماست می بینیم به همان مقدار باید متواضع باشیم، تصریح کرد: باید اعتراف کرد که چیزهای هست که ما نمی فهمیم، اما می دانیم که هست؛ موجودات مادی که می شناسیم و کم و بیش در بین آنها تصرف می کنیم و از آنها استفاده می کنیم، اما نمی دانیم چه هستند....
 

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2684
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 18 تیر 1391

حسن قشقاوی، معاون امور کنسولگری وزارت امورخارجه در گفت و گو با خبرگزاری دانشجو به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون مسائل مختلف از جمله اعدام 18 زندانی ایرانی در عربستان و وضعیت دیگر زندانیان ایرانی در کشورهای دیگر پرداخت كه در ادامه مشروح اين گفت و گو را مي خوانيد.


**مسئله‌اي كه افكار عمومي و رسانه و قشر دانشجو را درگير خود كرده بحث اعدام ايرانيان در عربستان است. از زمان شروع اين ماجرا تاييد و تكذبيه‌هاي رسمي وزارت امور خارجه و معاون امور ايرانيان خارج از كشور را شاهد بوديم؛ مطالبي كه حقيقتاً تكذيب شد و مشخص شد اين اتفاق رخ نداده است. حال سوالي كه به عنوان مطالبه‌ مردمي و دانشجويي داريم این است كه وزارت امور خارجه با توجه به دروغ پردازي وزير امور خارجه سعودي و باور كردن اين دروغ از سوي ايران، دستگاه ديپلماسي چه جوابي براي اين مسئله دارد؟


قشقاوي: ابتدا بايد مواد خام اطلاعات اين پديده و واقعه را بگوييم. موضوع به شش سال قبل بر مي‌گردد كه اعلام مي‌شود لنج حامل مواد مخدر توسط پليس عربستان كه داراي سرنشينان ايراني بوده با بيش از دو تن مواد مخدر در حدود 2000 بسته بازداشت می شود.


از همان موقع پيگيري‌هایي انجام شد و يادداشتی رسمي كه معمول وزارت امور خارجه هاست و براساس كنوانسيون 1963 به محض دستگيري اتباع خارجي يادداشت‌ ارائه می شود، در خصوص این موضوع از سوی وزارت خارجه عربستان به دست ما نرسيد، اما در ملاقات ضمني بين سفير وقت ما در عربستان آقاي حسيني و مقامات سعودي اين موضوع خبر داده شد.


گرچه براساس كنوانسيون 1963 روند کنسولی قضيه در همان 6 سال قبل طي نشد، اما در عين حال سفارت تلاش كرد وكيل ويژه‌اي را در مرحله دادگاه تجديد نظر اخذ كند و این وکیل دفاعيه‌اي از هموطنان تنظيم و ارائه داد.


تلاشی نيز سفارت ما در ملاقات با نايف، وزير فقيد كشور عربستان و آقاي متكي با سعود الفيصل داشتند تا بلكه حكم اعدام صادر شده اجرا نشود.

بر اين اساس هموطنان ما طي اين 6 سال در حال انتظار اجراي حكم اعدام بودند، نه پروسه‌ دادرسي.

بايد به اين مسئله دقيقاً توجه كرد كه بنابر ملاحظات روابط دو جانبه يا سياسي حكم اجرا نشده بود و اينها در حال انتظار اجراي حكم در اين شش سال بوده‌اند تا مي‌رسيم به 26 فروردين ماه امسال که به يكباره از طرف يكي از افراد بازمانده يا خانواده‌ زندانيان كه البته بنده اصل و منشاء خبر را نمي‌دانم، خبري به سفارت ما داده شد كه اين زندانيان را از زندان دمام براي اجراي حكم اعدام انتقال داده اند.


خوشبختانه در آن موقع آقاي صالحي داخل کشور تشريف داشتند و به فاصله‌اي چهار يا پنج ساعت كه خبر رسيد با آقاي سعود الفيصل تماس گرفتند و ايشان هم در جواب گفتند اجازه دهيد بررسي كنيم و شما اين خبر را به من داده‌ايد و من به شما پاسخ مي‌دهم كه بعد از 24 ساعت سعود الفيصل با آقاي صالحي تماس گرفت و اعلام كرد ما روند اجراي حكم را متوقف كرديم.


در زمان مکالمه سعود الفیصل و صالحی ایرانیان اعدام شده بودند


حال اينجا يك نظري مي‌توان داد كه در حين تماس سعود الفيصل حكم اجرا شده كه در اين بين تحليل‌هاي مختلفي مي‌توان داشت؛ اينكه در زمان تماس واقعاً وي اطلاع نداشت و يا هماهنگي بين وزارت خارجه و وزارت كشور سعودي نبود و يا هر دليلي كه هر كس مي‌تواند بهر شكل تحلیل كند، اما آنچه كه مهم است اين بود كه ايرانيان اعدام شده بودند.

ضمن اينكه در طول اين 24 ساعت سفارت ما در عربستان فعال شد و با مقامات وزارت امور خارجه تماس گرفت و بنده هم سفیر عربستان را دو بار در طي قطعي شدن شايعه به يك خبر واقعي، احضار كردم حتي ادامه پیگیری کارها در روز پنجشنبه سبب شد كه سفير عربستان بگوید چطور يك روز تعطيل را انتخاب كرديد كه من گفتم به دليل اهميتی که قضيه براي ما دارد.

در احضار اوليه بنده يادداشتي اعتراضي به وي ارائه دادم و سفارت را در اين زمينه نيز فعال كرديم. دو اشكالي كه وارد هم نيست در خصوص موضع گيري من مي‌گيرند که بايد بگویم موضع‌گيري بنده كاملاً روشن است و بنده دقيقا گفته‌ام كه «چنين شايعه‌اي مطرح است و ما هنوز از صحت يا عدم صحت آن اطلاع نداريم.»


چرا سفیر عربستان را به خبرگزاری احضار نکردید؟

 

بقیه در ادامه مطلب


:: بازدید از این مطلب : 2211
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 18 تیر 1391

آن چه خواهید خواند ، خاطره ای است از برخوردی میان یکی از امرای ارتش با شهید حاج محمدابراهیم همت:

یک روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید، امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت: «حاجی ! یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم.»
حاج همت گفت: «خیر باشد! بفرمائید! چه دلخوری؟»
امیر عقیلی گفت: «حاجی ! شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی. اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده می شوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی. رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی به خدا ما هم دل داریم.»
حاج همت این ها را که از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: «برادر من!اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبان های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آرو آروم دست تکان میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیر هوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی این بسیجی هایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم، هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوار می شوم و باز آرام از کنارشان رد می شوم. آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند.اول رگبار می بندند. بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند.
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند و آخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.»
این را که حاجی گفت، قرارگاه از خنده منفجر شد.




:: بازدید از این مطلب : 2237
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 18 تیر 1391

به نقل از مهر، سردار سرلشکر سید حسن فیروزآبادی شب گذشته در حاشیه همایش بین المللی دکترین مهدویت در مرکز همایشهای صدا و سیما در پاسخ به سوال خبرنگار مهرمبنی بر اینکه طرح بیش از صد نفر از نمایندگان مجلس برای بستن تنگه هرمز را قابل تحقق می دانید، گفت: نمایندگان محترم نمایندگان ملت ایران هستند. هر نوع سخن و نامه نمایندگان و رای شان نشان دهنده پیام و رای ملت ایران است.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تصریح کرد: بنده به عنوان یک فرمانده ارشد نظامی جمهوری اسلامی ایران می گویم ما طرح بستن تنگه هرمز را داریم چرا که یک نظامی باید برای همه امور طرح داشته باشد و تنگه هرمز یکی از چهار یا پنج تنگه استراتزیک جهان است که در همه چیز جهان تعیین کننده است.

سرلشکر فیروزآبادی تاکید کرد: ملت شیعه به دلیل اینکه با عقلانیت عمل می کند راضی نمی شود که مجرای عبورانرژی چهل درصد جهان را دچار اختلال کند مگر اینکه منافع ما دچار اشکال جدی شود.

وی ادامه داد: کنترل ما بر تنگه هرمز کنترل هوشمند و عاقلانه است.

فیروز آبادی همچنین به تحولات سوریه اشاره کرد و گفت: آینده تحولات سوریه را بسیار خوب می بینم و ملت سوریه موفق خواهد شد.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به اینکه حاکمیت ملی در سوریه باقی می ماند ولی تحولات دموکراتیک و اسلامی در سوریه توسعه پیدا می کند، گفت: سوریه همچنان به عنوان خط مقدم مبارزه در مقابل اسرائیل و اشغالگران قدس خواهد ماند و ملت سوریه، مجلس جدید این کشور و آقای بشار اسد هم این موضوع را به خوبی درک می کنند.

وی به رزمایش موشکی اخیر سپاه اشاره کرد و گفت: ایران هیچگاه کشوری را تهدید نکرده است جز کسانی که قصد تهدید ما را داشته باشند و یا تهدید ما را به زبان بیاورند. رزمایش ما همانطور که از اسمش معلوم است رزم آزمایشی است. آزمایش تجهیزات و آزمایش مهندسی علم، آزمایش رزمندگان و آزمایش دقت سلاح ها و البته ما هیچ رزمایشی را بدون طراحی عملیات انجام نمی دهیم و تلاش می کنیم که رزمایش ها مطابق با عملیات واقعی باشد.
 


:: بازدید از این مطلب : 3015
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران