میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 168
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2459
:: بازدید ماه : 8213
:: بازدید سال : 14408
:: بازدید کلی : 14408
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

رزق کریمانه خداوند شامل چه کسانی می‌شود?

مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه گفت: پروردگار عالم در دعا با بندگانی که بفهمند همه چیز به دست پروردگار عالم است کریمانه برخورد می‌کند لذا اگر کسی فقط برای خدا کار کند رزق کریم الهی به او خواهد رسید.

 

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ»

 

کرم خدا و توفیق دعا

عنایات پروردگار عالم به بندگانش این است که براساس لطف و کرمش آن‌ها را به دعا کردن، موفّق می‌دارد. لذا انسان هم باید بداند اگر توفیق دعا به او مرحمت شد، به واسطه کرم پروردگار عالم است و جز لطف و کرم پروردگار عالم، چیز دیگری نیست.

برای همین است اولیاء خدا، خصّیصین و عرفای عظیم‌الشّأن در هنگام دعا همیشه به این مطلب اذعان دارند که خدایا من استحقاق این دعایی را که دارم انجام می‌دهم، ندارم «وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی».

اوّل این‌گونه است که من به واسطه این دعا توسّل جستم، در حالی که استحقاق ندارم که تو صدای من را بشنوی و مستوجب عفو تو نیستم که از من بگذری «وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی»، منتها مهم این‌جاست که می‌دانم همه این‌ها از کرم توست «بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ».

این حال همیشگی اولیاء خداست، یعنی همیشه می‌دانند اگر موفّق به دعا شدند، حتّی اگر به فرض عوام‌النّاسی اجابت ظاهری هم در دعا نباشد، باز کرم خدا بوده است.

.....

قول کریمانه با پدر و مادر

عرض کردیم یکی دیگر از مواردی که انسان کرامت پروردگار عالم را در همه عبادات و به خصوص دعا - که به قول اولیاء الهی دعا، قرآن صاعد است - بفهمد، زمانی است که به پدر و مادر احترام بگذارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» جز پروردگارعالم را عبادت نکنید، فقط خداپرست باشید و نفس امّاره و شیطان جنّ و انس را عبادت نکنید، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما» و بعد هم به پدر و مادر خود نیکی کنید. بالاخره آن‌ها پیرمرد و پیرزن می‌شوند و حوصله‌شان کم می‌شود. امکان دارد به تعبیر من و تو یک نِق و غری هم بزنند امّا نکند بگویی: اَه! خسته شدم. «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» مسئله دیگر این است که نه تنها باید با آن‌ها اُف هم نگویی، بلکه باید با قول کریم حرف بزنی. قول کریم چیست؟

مگر بنده لئیم نیست امّا پروردگار عالم با او کریمانه رفتار می‌کند، نمی‌گوید باشد، برو، من گذشتم بلکه کریمانه رفتار می‌کند. طوری می‌شود که «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ». پروردگارعالم جبّار است و گذشته‌های ما را به نحو احسن جبران می‌کند و به خوبی تبدیل می‌کند.

حالا پروردگارعالم می‌فرماید: شاید به تعبیر شما غر زدن‌های پدر و مادر سبب شود که حوصله شما سر برود و امکان دارد چیزی به تو بگویند امّا تو نه تنها نباید یک به اصطلاح اُف و اَه بگویی، یا بگویی ای بابا ...، بلکه حتّی نباید عادی صحبت کنی و بگویی: باشد، چشم، پس چگونه باید رفتار کنی؟ «قَوْلاً کَریماً». باید بگویی: بله، جانم، هرچه شما بفرمایید، امر، امر حضرتعالی است. یعنی یک قول کریمانه با آن‌ها باشد تا انسان این مقام کریمی را درک کند و این نکته بسیار مهمّی است.

....

رزق کریمانه

بعد پروردگار عالم چه کار می‌کند؟ «وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریماً» خدا رزق کریمانه می‌دهد. رزق کریمانه چیست؟

یک موقع یک چیزهایی به انسان مرحمت می‌کند، انسان اصلاً در عمرش به قوه مخیّله‌اش هم نمی‌رسد.

عرض کردیم این که شما می‌گویید: «اللّهم ارزقنی حج بیتک الحرام» و یا چند روز پیش در دعای روز هشتم گفتید: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ» خدایا! تو رزقم کن که من برای ایتام رحمت داشته باشم و بتوانم اطعام طعام داشته باشم؛ نشان می‌دهد رزق فقط مادّی نیست، رزق معنوی هم هست.

خدا به شما رزق مادی و معنوی می‌دهد، آن هم رزق کریمانه؛ یعنی اصلاً پروردگار عالم طوری مرحمت می‌کند که به هیچ کس این‌طوری نداده است.

وقتی انسان مطیع خدا باشد، می‌گوید: خدا گفته ظلم نکنید. ما آن آیه شریفه را خواندیم که پروردگار عالم بیان می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً» امّا اگر کسی این ظلم و دشمنی را نکرد، خدا به او عنایت می‌کند، «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً».

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که آقای قرائتی - خداوند حفظشان کند - گفته بودند: یک کسی در کاشان ما حافظ کل قرآن شده بود، من می‌دانستم این اهل این نیست که بخواهد قرآن را حفظ کند. تعجّب کردم چطور شده این حافظ قرآن شده! یک مرتبه تنهایی او را پیدا کردم و از او پرسیدم چطور شد حافظ قرآن شدی؟ گفت: هیچی. آن‌قدر اصرار کردم که در آخر گفت: می‌گویم ولی به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی.

گفته بود: ما یک شب در خانه یکی از بستگان مهمان بودیم، کرسی گذاشته بودند، همه زیر کرسی خوابیده بودیم. صاحب خانه رفت آب بیاورد، من دل درد داشتم و روده‌هایم خراب بود - عذرخواهی می‌کنم - یک بادی از من بیرون آمد و زیر کرسی بو گرفت. وقتی صاحبخانه آمد، لحاف را که برداشت، متوجّه بوی بد شد. یک بچه کوچک داشت، فکر کرد او این کار را کرده است، تا آمد یک سیلی محکم به این بچه بزند که مثلاً جلوی مهمان آبروریزی کردی؛ گفتم: نزن، من بودم، من وضع روده‌هایم خراب است.

یعنی یک لحظه معامله کرد! از آبرویش گذشت، یک لحظه آبروی خودش را به ظاهر ریخت امّا اجازه نداد ظلم شود و نگذاشت بچّه بی‌جهت سیلی بخورد، خدا هم این‌طور به او لطف کرد و او حافظ قرآن شد.

رزق کریم همین است، اگر ظلم نشود و عدوان و دشمنی نباشد، این‌طور مورد عنایت واقع می‌شود......

بقیه در ادامه مطلب......


:: بازدید از این مطلب : 2764
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

 

 

حجت‌الاسلام رسول رضوی، نویسنده کتاب «امام مهدی» و مدرس مؤسسه کلام امام صادق(ع) و استاد دانشکده علوم حدیث است. وی مدیریت گروه ادیان و مذاهب مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه و مدیریت گروه تاریخ در موسسه آینده روشن را در کارنامه علمی خود دارد.

حجت‌الاسلام رضوی به دو پرسش خبرنگار فارس پاسخ می‌گوید.

 

 

* قطعاً شنیده‌اید که عده‌ای از اهالی آذربایجان و از مقلدان میرزا صادق مجتهد تبریزی پس از تبعید ایشان به قم توسط رضاخان و رحلت این عالم دینی، تاب ماندن نداشتند و به طالقان در نزدیکی قزوین هجرت کردند، چرا که معتقدند بسیاری از یاران امام زمان(عج) اهل طالقان هستند. آیا این طالقان با همان منطقه‌ای که در احادیث به عنوان طالقان ذکر شده، یکسان است؟

ـ برای تفسیر کردن احادیث آخرالزمانی باید کلمات را با توجه به قراین و با مراجعه به کتاب‌های مسالک و ممالک معنا کرد. علمای اسلام در تمدن اسلامی علمی داشته‌اند به نام «مسالک و ممالک» که معادل آن امروزه همان جغرافیاست. کتاب‌های زیادی هم در این زمینه نوشته شده که از جمله آن‌ها می‌توان به «مسالک و ممالک استخری»، «مسالک و ممالک ابن خردادبه»، «صورة الارض ابن حوقل» و «احسن التقاسیم مجلسی» اشاره کرد. «معجم البلدان» یکی دیگر از مشهورترین این کتاب‌هاست و با مراجعه به آن در می‌یابیم در مورد طالقان اختلاف وجود دارد؛ یک طالقان در ایران است و یک طالقان دیگر در افغانستان وجود دارد. اتفاقا به نظر می‌رسد روایاتی که در این زمینه وجود دارد بیشتر ناظر به طالقان افغانستان است. در حدیثی از امام صادق(ع) خطاب به ابوبصیر نام یاران امام زمان(عج) و تفکیک جغرافیایی هر منطقه ذکر شده است. در کتاب «دلائل الامامة» محمد بن جریر طبری (از علمای قرن پنجم هجری) آمده است که 24 تن از 313 یار ویژه امام زمان(عج) اهل طالقان هستند.

 

* یکی از سؤالات و کنجکاوی‌هایی که همواره درباره وجود مبارک امام زمان(عج) وجود دارد این است که زندگی آن امام چگونه به پایان می‌رسد.

ـ طبیعتا از نظر عقلی این موضوع از دو حالت خارج نیست:

اول؛ حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رحلت‌ می‌کنند. برای این موضوع روایت‌هایی نیز وجود دارد که یکی از مشهورترین آن‌ها در جلد دوم تفسیر عیاشی و همچنین جلد پنجاه و دوم بحارالانوار آمده است.

در این روایت، امام صادق(ع) در تفسیر آیه ششم سوره اسراء (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ؛ سپس شما را بر آنها چیره می‏کنیم) مى‌فرماید: «مقصود، زنده شدن دوباره امام حسین(ع) و 72 نفر از اصحابش در عصر امام عصر(عج) است، در حالى که کلاهخود طلایى بر سر دارند و رجعت امام حسین(ع) را به مردم اطلاع مى‌دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند و این در حالى است که حضرت مهدى(ع) در میان مردم است. هنگامى که همه مؤمنان امام حسین(ع) را شناختند و تأکید کردند که او حسین(ع) است، مرگ حضرت مهدى(ع) فرا خواهد رسید و دیده از جهان فرو خواهد بست. آنگاه امام حسین(ع) او را غسل و کفن و حنوط مى‌کند و به خاک مى‌سپارد.».

دوم؛ حضرت مهدی به شهادت می‌رسند. در این باره آمده است وقتی 70 سال از حکومت حضرت گذشت، زنى به نام سعیده از طایفه بنى‌تمیم که صورتش مانند مردها محاسن دارد، ایشان را به وسیله پرتاب سنگ شهادت مى‌رساند.


:: بازدید از این مطلب : 2097
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

استاد مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی، یکی از گرفتاری‌های روزگار کنونی را فاصله‌گرفتن از سیره نورانی ائمه اطهار(ع) دانست و گفت: امروز هنگامی که در کوچه و خیابان قدم می‌زنیم سبک زندگی دینی کم‌تر دیده می‌شود، گویی مردم مسخ شده‌اند!

آیت‌الله رضا رضوانی‌زاده امام جماعت مسجد سید ولی بازار تهران و از اساتید مدرسه مرحوم آیت‌الله مجتهدی است.

وی ابتدای دوران طلبگی‌اش را در مدرسه آیت‌الله مجتهدی گذراند و در سال 1350 برای شرکت در درس مراجع تقلید به شهر مقدس قم عزیمت کرد.

این تحصیلکرده حوزه علمیه قم در سال 1371 بنا بر درخواست استادش آیت‌الله مجتهدی تهرانی مبنی بر کمک در اداره امور مدرسه‌، به تهران بازگشت. وی از همان سال‌ها به مسجد امامزاده سیدولی بازار تهران رفت و امامت نماز جماعت آن را برعهده گرفت.

آیت‌الله رضوانی‌زاده، دو روز از روزهای عادی سال را بعد نماز جماعت منبر می‌رود و مسائل اخلاقی را برای مردم عنوان می‌کند اما در ایام ماه مبارک رمضان بیشتر ترجیح می‌دهد تا از منبر دیگر وعاظ بهره ببرد و تنها دهه سوم ماه مبارک رمضان را به بیان مسائل اخلاقی و احکام می‌پردازد.

آیت‌الله رضا رضوانی‌زاده امام جماعت مسجد سید ولی بازار تهران و از اساتید مدرسه مرحوم آیت‌الله مجتهدی است.

وی ابتدای دوران طلبگی‌اش را در مدرسه آیت‌الله مجتهدی گذراند و در سال 1350 برای شرکت در درس مراجع تقلید به شهر مقدس قم عزیمت کرد.

این تحصیلکرده حوزه علمیه قم در سال 1371 بنا بر درخواست استادش آیت‌الله مجتهدی تهرانی مبنی بر کمک در اداره امور مدرسه‌، به تهران بازگشت. وی از همان سال‌ها به مسجد امامزاده سیدولی بازار تهران رفت و امامت نماز جماعت آن را برعهده گرفت.

آیت‌الله رضوانی‌زاده، دو روز از روزهای عادی سال را بعد نماز جماعت منبر می‌رود و مسائل اخلاقی را برای مردم عنوان می‌کند اما در ایام ماه مبارک رمضان بیشتر ترجیح می‌دهد تا از منبر دیگر وعاظ بهره ببرد و تنها دهه سوم ماه مبارک رمضان را به بیان مسائل اخلاقی و احکام می‌پردازد.

 اگر اسلام روزه را بر ما واجب نمی‌کرد و فقط می‌فرمود به فقرا کمک کنید چه بسا ما به فقرا کمک می‌کردیم اما عملا طعم گرسنگی را لمس نمی‌کردیم و خداوند با وجوب روزه می‌خواهد ما بفهمیم که گرسنگی و تشنگی یعنی چه؟ و در واقع ما اینگونه بیشتر به یاد فقرا خواهیم بود.

بُعد بهداشتی روزه نیز در این نکته است که تمام اطبا در سراسر جهان معتقدند یکی از بهترین طرق درمان بیماری‌ها امساک است که امروزه واژه «پرهیز» درباره آن به کار می‌رود لذا دارو آنقدر مهم نیست که پرهیز کردن مهم است و روزه یعنی پرهیز از خوردن‌های اضافی که منجر به تصفیه شدن درون انسان شده و بدن او را متعادل می‌کند و از این رو بنده معتقدم که در پایان ماه مبارک رمضان بدن انسان از هر لحاظ متعادل است.

یکی از راه‌های درمان بیماری‌های اخلاقی، مطالعه کردن در مضرات آن بیماری است و نیازی نیست که ما به یک جوان بگوییم دروغ نگو! بلکه خوب است که ما جوان را به سوی آگاهی از مضرات دروغ هدایت کنیم؛

 بینش ما نسبت به گناه باید بینش سمّی باشد و زمانی که این رویکرد و این نوع نگاه در انسان ایجاد شد خلأهای وجودی انسان پر خواهد شد چرا که فرد می‌داند نه تنها دیگر نباید به دنبال سم برود بلکه باید به دنبال شفا نیز باشد و شفا در صدق، دوری از غیبت و مال حرام است و انسان به راحتی می‌تواند خود را اصلاح کند

وجود مقدس امیرالمومنین(ع) در نهج‌البلاغه فرموده‌اند: معروف، زمانی معروف است که من بدانم این معروف است لذا ابتدا باید درک درستی از معروف و منکر داشته و مصادیق آنها را نیز بشناسم چون تا وقتی که انسان این امور را نشناسد به جای امر به معروف، امر به منکر می‌کند و در اثر عدم شناخت به جای نهی از منکر، نهی از معروف می‌کند لذا گام اول شناخت معروف و شناخت منکر است.

توصیه‌ام به تمام افراد متدیّن و با ایمان آن است که در مراحل امر به معروف و نهی از منکر ابتدا شناخت خوبی داشته، خود به آن عمل کرده و سپس در مقابل بیماری به دیگری امر به معروف و نهی از منکر کنند آن هم با آن زبان زیبایی که اثربخش باشد.

- من از این موضوع به «بلا» تعبیر می‌کنم. یکی از بلا‌هایی که ما به آن گرفتار شده‌ایم این است که سیره نورانی ائمه اطهار علیهم‌السلام در حال فراموشی است و به جای اینکه الگوی ما امامان معصوم باشند در مسئله پوشش لباس، رنگ موی سر و تجملات الگوهای غربی در جامعه نمود پیدا کرده است و این جای بسی تأسف دارد

 در کشورهای غیر مسلمان، عملا دزدی کمتر است ولی در کشورهای اسلامی در مأذنه‌ها «اشهد أن محمدا رسول‌الله» گفته می‌شود اما هنگامی که در بازار قدم می‌زنیم آثاری از «اشهد ان محمدا رسول‌الله» دیده نمی‌شود و زندگی‌ها غربی شده است گویی مردم مسخ شده‌اند و کمتر می‌توان نور ایمان را در چهره آنها مشاهده کرد

متاسفانه ما به لحاظ اخلاقی، ورشکسته‌ایم! باید آموزه‌های دینی را با قالبی زیبا بیان کرده، عبارات قدیمی را رها و با زبان روز با نسل جوان صحبت کرد. وظیفه مبلغان دینی است که امروزه بیشتر احساس خطر کنند لذا نه تنها باید آغوش خود را به روی جوانان باز کنند بلکه باید با تمام وجود به استقبال آنها بروند و اگر اینگونه نباشد دشمنان آنها را صید خواهند کرد.

 

 آیت‌الله مجتهدی، تقریبا اولین روحانی‌ایی بود که تجار قوی بازار میلیون‌ها تومان پول برایش می‌فرستادند و هیچ روحانی نبود که اینقدر پول به دستش برسد نکته‌ای که در زندگی ایشان وجود داشت این بود که آیت‌الله مجتهدی با وسعت مالی که داشت می‌توانست در بهترین خانه زندگی کرده و از امکانات رفاهی نیز برخوردار باشد اما در اواخر عمر ایشان که موفق شدیم ماشینی را برای نقل و انتقال اساتید خریداری کنیم آیت‌الله مجتهدی نیز با همان ماشین رفت و آمد می‌کرد.

بنابراین یک روحانی که در دریایی از پول قرار داشت اما خانه محقر و کوچک خود را با شرط بیع خریداری کرد و به فروشنده گفت: اگر تا آخر سال توانستم پول خانه را بپردازم خانه مال من می‌شود!

همچنین آیت‌الله مجتهدی معتقد بود تا زمانی که طلبه‌ها عبای خوب نداشته باشند من هیچ وقت عبای گران قیمت بر دوشم نخواهم انداخت......

 

متن کامل این مصاحبه در ادامه مطلب......


:: بازدید از این مطلب : 2254
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

 حجت‌الاسلام والمسلمین جاودان از علمای اخلاق تهران ضمن برشمردن شروط قبولی نماز گفت: چشم اولین عامل به هم ریختگی حضور قلب است؛ چشمی که هر چیزی را می‌بیند و هر منظره، عکس و فیلمی را نگاه می‌کند، نمی‌تواند نماز خوبی بخواند!

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی جاودان در ادامه مباحث اخلاقی خود در ماه مبارک رمضان درباره حضور قلب در نماز نکاتی را بیان کرد که در پی می‌آید.

 

نماز آن مقدار قبول است که حضور قلب داشته باشد و حداقل حضور قلب این است که شما بدانید چه می‌کنید و چه می‌گویید. اگر در تمام نماز چنین حضوری وجود داشته باشد و آدم از نماز بیرون نرود نماز او قبول است و اگر حضور بیشتر از این باشد درجه قبولی بالا می‌رود.

بدانید آدم هر مقدار نمازش را درست بخواند نشانه این است که زندگی و امور روزمره او طبق ضوابط انجام شده است و هر مقدار زندگی و امور روزمره او درست باشد باعث خواهد شد که نمازش درست باشد.

حضور قلب در نماز این است که هر کار که می‌کند توجه داشته باشد که چه می کند. وقت رکوع توجه دارد که می‌خواهد رکوع کند. وقت ذکر می داند که می‌خواهد ذکر بگوید و چه ذکری بگوید. این حداقل حضور قلب است و حضور قلب کامل آن است که در تمام مدت نماز چیزی دنیایی به ذهن او خطور نکرده باشد، و وقتی دنیا خطور نکرد، پس آن چیزی که در خیال و خاطر آمد آن درجات نماز کامل این شخص را مشخص می کند. نمازی مورد رضایت خدای متعال است که حضور قلب در آن کامل باشد.

اولین عامل به هم ریختگی حضور قلب چشم ماست. چشمی که همه چیز را می‌بیند. هر شخص زن و مرد، هر منظره، هر عکس و هر فیلمی را نگاه می‌کند، نمی‌تواند نماز خوبی بخواند. اگر بتوانید چشم خودتان را کنترل کنید ان‌شاءالله نمازتان بهتر می شود.

اگر بتوانید چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید، به طور جدی می توانید نماز بهتری داشته باشید. نماز عصاره و خلاصه شده رفتار و اعمال روز ماست. اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد نماز او درست خواهد شد.

راه اساسی و قطعی بدست آوردن حضور قلب در نماز و مراقبت جدی از رفتار و اعمال و افکار است و این راه به نتیجه می‌رسد.


:: بازدید از این مطلب : 2205
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

آیت‌الله مجتبی تهرانی در تازه‌ترین درس اخلاق خود، به ماجرای آب‌ندادن «عبدالله‎بن حصین ازدی» از اشقیای دشت کربلا به کاروان حسینی و نفرین او توسط سیدالشهدا(ع) اشاره کرد...

نفرین رسول‎خدا بر کسری

«أَنَّ النَّبِیَّ(صلّی‎الله‎علیه‎وآله‎و‎سلّم) کَتَبَ إِلَى کِسْرَى»؛ رسول‎خدا به کسری نوشت، «مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى کِسْرَى بْنِ هُرْمُزَ أَمَّا بَعْدُ فَأَسْلِمْ‏ تَسْلَمْ‏ وَ إِلَّا فَأْذَنْ‏ بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏ وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏»؛ نامه از محمد رسول‎خدا به کسری پادشاه ایران؛ اسلام بیاور تا سلامت بمانی و الّا با خدا و رسولش اعلام جنگ ده، «وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى». همه در تاریخ نوشتند: «فَلَمَّا وَصَلَ إِلَیْهِ الْکِتَابُ مَزَّقَهُ»؛ وقتی که نامه پیغمبر به دست کسری رسید پاره‎پاره‎اش کرد، «وَ اسْتَخَفَّ بِهِ»؛ توهین و بی‎احترامی کرد؛ «وَ قَالَ مَنْ هَذَا الَّذِی یَدْعُونِی إِلَى دِینِهِ»؛ کسری گفت: این چه کسی است که مرا دعوت به دینش می‎کند؟ «وَ یَبْدَأُ بِاسْمِهِ قَبْلَ اسْمِی»؛ و اول اسم خودش را می‎آورد و بعد اسم من را، «وَ بَعَثَ إِلَیْهِ بِتُرَابٍ»؛ مشتی خاک برداشت، درون چیزی ریخت و برای پیغمبر فرستاد. وقتی خاک را آوردند و گفتند که او این کار را کرد؛ حضرت نفرینش کرد. این نفرینی که کرد معجزه بود. امّا اعجازش ابدالدّهری بود، یعنی بعد از کسری را هم فرمودند: «فَقَالَ(صلّی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلّم) مَزَّقَ اللَّهُ مُلْکَهُ کَمَا مَزَّقَ کِتَابِی»؛ خدا حکومتش را پاره پاره کند همان‎طور که نامه مرا پاره کرد، «أَمَا إِنَّهُ سَتُمَزِّقُونَ مُلْکَهُ»؛ به یارانش رو کرد فرمود: شما بدانید که به‎زودی حکومتِ همین کسری را پاره‎پاره می‎کنید، «وَ بَعَثَ إِلَیَّ بِتُرَابٍ»؛ برای من مشتی خاک می‎فرستد؟! امّا بدانید، «أَمَا إِنَّکُمْ سَتَمْلِکُونَ أَرْضَهُ»؛ به زودی شما مالکِ ملک و زمین او می‎شوید.

معجزه نفرین پیامبر

توجه کنید! جریان چه بود؟ او را در آینده نفرین کرد و فرمود به دست شما تحقق پیدا می‎کند و درست بعد از وفات پیغمبر اتّفاق افتاد. امّا این چه بود؟ این از معجزات پیغمبر است و در ردیف آن‎هایی قرار می‎گیرد که پیغمبر نفرین کرده است. در ارتباط با آن‎ها است و از معجزات است. ما نسبت به ائمه(علیهم‎السّلام) هم داریم. به مناسبتی که می‎خواهم وارد توسّل شوم، جملاتی از حسین(علیه‎السّلام) که کسی را در روز عاشورا نفرین کرده می‎گویم.

تیرِ نفرین حسین(ع) به جان دشمنِ خدا

شخصی به نام عبدالله‎بن‎حصین ازدی، به امام‎حسین رو کرد و گفت: «یَا حُسَیْنُ أَ لَا تَنْظُرُ إِلَى الْمَاءِ کَأَنَّهُ کَبِدُ السَّمَاءِ»؛ می‎بینی که این آب مثل آسمان می‎درخشد؟ «وَ اللَّهِ لَا تَذُوقُونَ مِنْهُ قَطْرَةً وَاحِدَةً حَتَّى تَمُوتُوا عَطَشاً»؛ به‏خدا قسم شما از این آب حتّی یک قطره هم نمی‎چشید مگر اینکه همه‎تان از تشنگی می‎میرید، «فَقَالَ الْحُسَیْنُ (علیه‎السّلام): اللَّهُمَّ اقْتُلْهُ عَطَشاً وَ لَا تَغْفِرْ لَهُ‏ أَبَداً»؛ نفرینش کرد؛ گفت: خدایا او را با تشنگی بکش و هیچ‏گاه نبخش!

اثر نفرین

می‎دانید که حمید‎بن‎مسلم واقعه‎نگار کربلا است و غالباً هم از او نقل می‎کنند. می‎گوید: به‏خدا قسم او مریض شد و به عیادتش رفتم. استسقاء گرفته بود. می‎دانید استسقاء یعنی چه؟ یعنی عطش. تا گلویش آب می‎خورد، امّا بالا می‎آورد و می‎گفت: واعطشا! و باز می‎خورد. می‎گوید: آن‎قدر خورد تا مرد. نفرین امام‎حسین(علیه‎السّلام) و اولیاء خدا این‎طور است.....

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2422
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

 امام صادق (ع) فرمود: هر گاه برادرت بر تو وارد شد نگو آیا امروز چیزی خورده‌ای؟ بلکه از آنچه در خانه داری برایش بیاور، چون بخشنده به تمام معنا کسی است که آنچه نزدش باشد ببخشد.

مهمان در فرهنگ اسلامی کرامتی ویژه دارد آیت‌الله جوادی آملی در کتاب نفیس «مفاتیح‌الحیات» در باب «میهمان» آورده است که خداوند متعال در قرآن کریم از گرامی داشتن مهمان در سیره ابراهیم خلیل چنین خبر می‌دهد: آیا داستان مهمانان ابراهیم، آن فرشتگان ارجمند، به تو رسیده است؟ آن گاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند. ابراهیم نیز به آنان سلام داد و پیش خود گفت: اینان مردمی ناآشنا و بیگانه‌اند. پس بی‌درنگ و پنهانی نزد خانواده‌اش رفت و طولی نکشید که گوساله‌ای فربه و بریان شده آورد و آن را نزدیکشان برد و گفت: چرا نمی‌خورید؟

در آیه‌ای دیگر انصار را که در فقر و تنگدستی مهاجران را به مهمانی پذیرفته بودند چنین می‌ستاید: «... آنان مهاجران را که به سوی آن‌ها آمدند دوست می‌دارند و در دل خودشان هیچ نیازی به آنچه به فقرا داده شده، احساس نمی‌کند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خود در آن چیز مقدم می‌دارند و هر کس از خوی بخل و حرص نگاه داشته شود، پس آنان رستگاران‌اند».

لزوم اکرام مهمان

امام صادق (ع) فرمود: فاطمه (س) نزد پیامبر از برخی از امور خودش به پدرش شکایت آورد. رسول خدا (ص) نوشته‌ای به وی عطا کرد و فرمود: آنچه در این است بیاموز. در آن نوشته بود: ... هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد مهمانش را گرامی بدارد.

امیر مؤمنان (ع) فرمود: مهمانت را گرامی بدار اگر چه حقیر باشد.

مهمانی بر پیامبر (ص) وارد شد چیزی نزد خانواده‌اش برای پذیرایی نبود. مردی از انصار آمد و آن مهمان را به خانه خود برد و غذای پیش روی او نهاد و دستور داد همسرش چراغ را خاموش کند. او نیز دستش را به سوی غذا دراز می‌کرد تا وانمود کند که غذا می‌خورد تا مهمان غذایش را بخورد.

صبح هنگام رسول خدا (ص) به او فرمود: خدا از رفتارت با مهمان به شگفت آمد و آیه ایثار نازل شد: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ؛ و بر خودشان مقدم می‌دارند اگر چه سخت به آن نیازمند باشند».

امام صادق (ع) فرمود: دست دو گروه از دزدان قطع نمی‌شود: کارگر و مهمان، زیرا آن دو امین صاحبخانه بوده‌اند.

رسول خدا (ص) به امیرمومنان فرمود: ای علی! مهمان را گرامی بدار اگر چه کافر باشد.

حضرت رسول (ص) فرمود: هر گاه مردی به شهری وارد شد او مهمان همکیشان خود از اهالی آن شهر است تا از آنجا کوچ کند.

 

ادب مهمان‌نوازی

استقبال و بدرقه: امام باقر (ع) فرمود: به کارگیری مهمان جفاست، هر گاه مهمان بر شما وارد شد او را یاری کنید (تا ره توشعه خود را جابه‌جا کند) و هر گاه کوچ می‌کند وی را یاری نکنید، زیرا از فرومایگی (چون نشان نشاط شما از رفتن اوست) و او را از راه توشه بهره‌مند سازید و ره توشه‌اش را نیکو کنید، زیرا از بخشندگی است.

رسول خدا (ص) فرمود: از جمله حقوق مهمان این است که وی را موقع خارج شدن از حریم و اندرونی خانه همراهی کنی.

پرهیز از روزه: رسول خدا (ص) فرمود: ... سزوار نیست میزبانان روزه بگیرند، مگر با اجازه مهمانشان، مبادا مهمان شرم کند و با آنکه به غذا میل دارد برای رعایت ایشان آن را ترک کند.

اطعام مهمان سرزده و دعوت شده: امام صادق (ع) فرمود: هرگاه برادرت نزد تو آمد آنچه در خانه‌داری برایش بیاور و هر گاه وی را دعوت کردی برای پذیرایی از او بکوش.

امام صادق (ع) فرمود: هر گاه برادرت بر تو وارد شد نگو آیا امروز چیزی خورده‌ای؟ بلکه از آنچه در خانه داری برایش بیاور، چون بخشنده به تمام معنا کسی است که آنچه نزدش باشد ببخشد.

هم غذا شدن با مهمان: امام کاظم (ع) فرمود: هر گاه برای رسول خدا (ص) مهمانی می‌آمد با وی غذا می‌خورد و از غذا دست نمی‌کشید تا اینکه مهمان دست بکشد.

آداب سفره مهمانی:

فضل بن یونس گوید: روزی در خانه‌ام بودم. خادم وارد شد و گفت: مردی که کنیه‌اش ابوالحسن و نامش موسی بن جعفر است کنار در خانه است گفتم ای خادم اگر همان کسی است که می‌پندارم، تو در راه خدا آزادی. شتابان از خانه بیرون رفتم و دیدم هموست.

گفتم: آقای من! فرود آی، پس فرود آمد و به مجلس در آمد. رفم که او را در صدر مجلس بنشانم. فرمود: ای فضل! صاحب‌خانه از دیگران به صدر مجلس سزوارتر است، مگر اینکه مردی از بنی هاشم (سادات) باشد. گفم: شما که چنین هستی فدایتان شوم. سپس گفتم: خدا مرا فدایت کند، غذا برای اهل مجلس آماده است، اگر اجازه می‌فرمایی حاضر کنم. فرمود: ای فضل! مردم می‌گویند: این، پذیرایی مهمان ناخوانده است و آنان این گونه پذیرایی را خوش ندارند؛ ولی من کراهتی نمی‌بینم.

دستور دادم خادم تشت (برای شست و شوی دست) آورد و امام (ع) نزدیک آن شد و فرمود: ستایش خدای را که برای هر چیزی حدی قرار داده است. گفتم: فدایت شوم، حد این (ظرف) چیست؟ فرمود: اینکه صاحبخانه پیش از دیگران آغاز کند تا مهمانان نشاط یابند. سپس سفره انداخته شد. پرسیدم: حد این چیست؟ فرمود: در ابتدای آن بسم‌الله گفته شود و هر گاه برچیده شد، حمد خدا به جا آورده شود.

سپس خلال دندان آورده شد. پرسیدم حد این چیست؟ فرمود: اینکه نوک آن را بشکنی تا لثه را زخمی نکند. سپس آب آورده شد. پرسیدم حد این چیست؟ فرمود: از قسمت دسته لیوان و از قسمت شکسته آن اگر شکسته باشد ننوشی، چون نشستگاه شیطان است. هر گاه آب می‌نوشی بسم‌الله بگو و در پایان حمد خدا به جای آور. ای فضل! صاحبخانه، آخرین نفری باشد که پس از غذا دستش را می‌شوید.


:: بازدید از این مطلب : 1948
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

نبی مکرم اسلام فرمودند: کسى که دلش مى‏خواهد عمرش طولانى شود و روزى‏اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیکى کند، چون رسیدگى به آنان، طاعت حق محسوب مى‏گردد.

خبرگزاری فارس: «نیکی به پدر و مادر» وسعت روزی و طول عمر به همراه دارد
 
 

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی جاودان در ادامه مباحث اخلاقی خود در ماه مبارک رمضان درباره «صله رحم» نکاتی را بیان کردند که در پی می‌آید...

 

رحم کسی است که با انسان پیوند خونی دارد، مثل پدر و مادر و برادر و خواهر و عمو و عمه و فرزندان آن ها، صله با رحم به معنای پیوند با کسانی است که با انسان خویشاوندی نسَبی دارند، نه خویشاوندی سببی، و صله در برابر قطع است که قرآن از آن سخن گفته است: «یَقطعونَ ما أمرَ اللهُ بهِ أن یوصَل »(بقرة: 27) آنها پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع می کنند.

گرچه بسیاری از مفسران این آیه را ناظر به خصوص قطع رحم و بریدن رابطه خویشاوندی دانسته‌اند، ولی دقت در مفهوم آیه نشان می‌دهد که معنی وسیع‌تر و عمومی‌تری دارد که مسئله قطع رحم یکی از مصداق‌های آن است.

در آیات دیگری از قطع رحم به طور صریح سخن گفته شده است: «فهَل عَسَیتم أن توَلیتم ان تفسِدوا فی الأرض و تقطعوا أرحامَکم»(محمد: 22) پس اگر [از خدا و پیامبر] روی‌گردان شوید آیا از شما جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ به دلیل این آیات و روایات فراوانی که در این باب وجود دارد علما و فقها صله رحم را واجب و قطع رحم را گناه کبیره می‌دانند. در رأس صله رحم، صله با پدر و مادر است که از همه نزدیکترند.

البته صله به معنای تنها به دیدن رفتن نیست. بلکه همه انواع خدمت و احترام و تواضع نیز نسبت به پدر و مادر و خویشان می‌باشد. قال النّبىّ صلى الله علیه و آله: «من سرّه أن یمدّ له فى عمره ویبسط فى رزقه‏ فلیصل أبویه فإنّ صلتهما طاعة اللَّه». نبی مکرم اسلام فرمودند: کسى که دلش مى‏خواهد عمرش طولانى شود و روزى‏اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیکى کند، چون رسیدگى به آنان، طاعت حق محسوب مى‏گردد.

در پاره ای از روایات اشاره ای به انواعی از صله رحم وجود دارد. از جمله: از امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که فرمود: «صِل رَحِمَک و لو بشَربَةٍ مِن ماء و أفضلَ ما یوصَلُ به الرّحِم کفّ الأذی عنها»؛ با خویشاوندان خویش، حتی با جرعه‌ای از آب پیوند بر قرار کن و البته بهترین نوع صله رحم اینست که آزاری را از ایشان دور کنی.

یا از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کنند که فرمود: «صِلوا أرحامَکم و لو بالسّلام »با ارحامتان پیوند برقرار کنید هرچند با یک سلام کردن باشد. این جرعه آب یا سلام نمونه‌هایی از پیوند و صله با خویشاوندان است.

دعا برای خویشاوندان، زیارت به نیابت آنها، صدقه دادن برای سلامتیشان و کمک مالی و جانی و زبانی در گرفتاری‌های آنها، دیدار گاه و بیگاه، دیداری که برای آنها زحمت و آزار به بار نیاورد بلکه خوشحالشان کند، موارد دیگری از صله است.


:: بازدید از این مطلب : 2021
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391
هنگامی که نماز اول وقت نفرین می‌کند!
 مرحوم آیت‌الله مجتهدی، بلای خداوند را نتیجه گناهان انسان دانست و با ذکر یک نمونه گفت: کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند و اتومبیل خود را در جاده می‌راند، مورد نفرین نماز قرار می‌گیرد.
 
خبرگزاری فارس: هنگامی که نماز اول وقت نفرین می‌کند

 

*دعای روز چهاردم ماه مبارک رمضان

«اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین»

خدایا مؤاخذه نکن مرا در این روز به لغزش‌ها و درگذر از من در آن از خطاها و بیهودگی‌ها و قرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها و آفات، ای عزت دهنده مسلمانان.

* شرح فرازهای دعا

آیت الله مجتهدی در شرح فراز «اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ » می‌گوید: خدایا من را به لغزش‌ها مؤاخذه نکن. گاهی آدم می‌لغزد و ایمانش ضعیف می‌شود و تقوایش از بین می‌رود. گناهان آدمی همان لغزش است و باید از خدا بخواهد که مؤاخذه نشود.

وی می‌افزاید: خدا در اثر گناه به غضب می‌آید و سیل و زلزله و بلایای طبیعی همه آثار گناه است. مردم را توجه نمی‌دهند که غالب این اتفاقات و تصادفات به علت انجام گناه است.

این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند و اتومبیل خود را در جاده می‌راند، مورد نفرین نماز قرار می‌گیرد و تصادف می‌کند. نماز اول وقت انسان را نفرین می‌کند و می‌گوید «خدایا ضایع کند تو را که من را ضایع کردی»

وی ادامه می‌دهد: اگر مسلمانی اول وقت نماز بخواند، نماز او را دعا می‌کند و می‌گوید: «خدا حفظ کند تو را که من را حفظ کردی» و زندگی رو به روال می‌افتد.

آیت‌الله مجتهدی در ادامه اظهار می‌کند: اگر کسی با خدا باشد، هیچ کس نمی‌تواند علیه او توطئه کند، چون او خدا را دارد.

منظور از «اقاله» چیست

این استاد اخلاق در شرح فراز «واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ» می‌گوید: خدایا «اقاله» کن و گناهان ما را بیامرز. در دعای کمیل هم این لفظ است که خدایا لغزش‌های ما را اقاله کن؛ یعنی ما را بدون هزینه ببخش. در مورد معامله نیز چنین لفظی در فقه وجود دارد. یعنی فروشنده و خریدار حق فسخ معامله را تا زمانی که با یکدیگر هستند، دارند. اما بعد از جدایی و بدون دلیل نیز اگر مشتری جنس را پس آورد، کاسب مستحب است آن را قبول کند. مثلاً شخصی یک ظرف ماست می‌‌خرد و به منزل می‌برد و متوجه می‌شود که پیش از وی ظرف ماست دیگری نیز خریداری شده است. در این حالت اگر ظرف ماست را به فروشنده باز گرداند، مستحب است وی آن را بپذیرد و پول آن را عیناً پس دهد.

تیر بلای خداوند حاصل گناهان انسان است

وی در تشریح عبارت «ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ» اظهار می‌کند: خدایا من را تیر بلا قرار مده. سیل و رانش زمین یعنی همان تیر! هواپیما در آسمان پرواز می‌کند و ناگاه روی ساختمانی فرود می‌آید و همه ساکنان آن از بین می‌روند. این غرض و تیر بلاست که حاصل گناه و خطاهای ماست.

این استاد حوزه علمیه می‌گوید: تمام پیش‌آمدهایی که می‌شود همه نتیجه گناهان ماست برای این گفته من مدرک وجود دارد و هم در قرآن آیه دارد و هم در این باره روایت و حدیث داریم.

وی با اشاره به آیه قرآن می‌گوید: «هر گرفتاری برای شما پیش می‌آید، دسترنج خودتان است.» هر چه بکاری همان را درو می‌کنی. از گندم، گندم و از جو، جو می‌روید.

وی ادامه می‌دهد: قرآن می‌فرماید: «خدا برنامه‌های مردم را عوض نمی‌کند، آنها را گرفتار بلا نمی‌کند مگر اینکه خودشان را تغییر دهند»، مثل ماشین که انحراف به چپ پیدا کند، تصادف می‌کند، ما هم اگر انحراف به چپ داشته باشیم تصادف عذاب خدا می کنیم.

* عزتی که خدا برای مسلمین به ارمغان آورده است

این مجتهد فقید در شرح فراز پایانی دعای روز چهاردهم بیان می‌کند: در پایان دعا می‌گویم «بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین» به عزت خودت، این دعاها را درباره ما مستجاب کن! ای کسی که عزت مسلمین با توست. ببینید الآن مسلمین چه عزتی دارند! آمریکا غر می‌زند، مسلمانان مقابلش ایستاده‌اند و تمام دنیا بر علیه آن هستند.


:: بازدید از این مطلب : 2773
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

مرحوم آیت‌الله مجتهدی با توصیه خواندن «دعای مُجیر» در روزهای 13، 14 و 15 ماه رمضان،به نقل از استاد خویش گفت: در این دنیا هر شخصی به میزان خود دارای غم است. اگر یک روز گفتی که من غصه‌ای ندارم، بدان که اجلت نزدیک است!

*دعای روز دوازدهم ماه رمضان

«اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَى کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَى وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ بِعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین»

اى خدا در این روز مرا از پلیدى و کثافات پاک ساز و بر حوادث خیر و شر قضا و قدرت صبر و تحمل عطا کن و بر تقوى و پرهیزکارى و مصاحبت نیکوکاران موفق دار به یارى خود اى مایه شادى و اطمینان خاطر مسکینان.

 

* شرح فرازهای دعا

مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی در ابتدای شرح دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان، ضمن توصیه به خواند دعای «مجیر» در روزهای 13، 14 و 15 ماه مبارک، در خصوص مضامین بلند عرفانی و آمیزه‌‌های عمیق ادعیه اسلامی می‌گوید: دعا تنها برای دستیابی به ثواب نیست، بلکه اصل دعا خواندن برای رسیدن به کمال است.

تناول غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است

این مجتهد فقید در شرح «اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ» می‌گوید: در این دعا از خدا می‌خواهیم ما را از کثافات پاک کند. منظور از «کثافات»، چرک گناه و معصیت است. انسان اگر اهل معصیت باشد، بوی بدی به خود می‌گیرد و اگر مؤمن باشد، خوش‌بو خواهد بود. «اویس قرن» هنگامی که به ملاقات پیامبر ‌(ص) آمده بود، فضای خانه رسول‌الله ‌(ص) را معطر کرده بود و فردای آن روز که پیامبر (ص) به خانه خویش باز گشت، فرمود: «إِنِّی لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْیمَن»، یعنی پیامبر (ص) رایحه خوش اویس را استشمام کرده بود.

وی در ادامه با تأکید بر برطرف کردن بوی تعفن روح می‌افزاید: در حال حاضر زمانه به گونه‌ای است که طهارت واقعی نداریم و همه چیز شبهه‌ناک است. در طول سال انواع غذاهای حرام و شبهه‌ناک را خورده‌ایم و «ماه رمضان» فرصتی برای شست‌وشوی باطنی است. تناول غذاهای حلال در استجابت دعا تأثیرگذار است.

راه‌های از بین بردن زنگار قلب

این عارف برجسته با اشاره به عبارت «الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ» که «کثافات و پلیدی گناه» است، ادامه می‌دهد: گناه آدمی را کثیف می‌کند و دل را زنگار می‌گیرد. برای اینکه زنگار قلب را از بین ببریم باید سحرها قرآن بخوانیم. در روایت آمده است که قلب انسان زنگ می‌زند، همان‌طوری که آهن زنگ می‌زند، پس قلبتان را با استغفار و قرائت قرآن جلا بدهید. همچنین کمک کردن و دستگیری از یتیمان هم زنگار دل را از بین می‌برد.

رابطه رسیدن اجل با غم و اندوه

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح عبارت «وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَى کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ» می‌گوید: در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را در برابر قضا و قدر خویش راضی کند. بنابراین از خدا درخواست می‌کنیم که خدایا مرا بر تقدیر خودت صابر قرار بده! مراد از «کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»، قضا و قدر حتمی الهی است. هر کس در لوح محفوظ قضا و قدری دارد که نمی‌داند صلاح او در آن امر است. این استاد اخلاق ضمن اشاره به بیتی با مضمون «دل بی‌غم در این عالم نباشد / اگر باشد بنی‌آدم نباشد» گفت: در این دنیا هر شخصی به میزان خود دارای غم و مشکل است. استادم (مرحوم شیخ علی‌اکبر برهان) می‌گفت: اگر یک روز گفتی که من غصه‌ای ندارم، بدان که اجلت نزدیک است! سید بن طاوس به فرزندش می‌گوید: پسرم خانه که می‌سازی، بگذار گوشه‌ای از آن خرابه باشد تا بدون غصه و دغدغه نمانی.

خواندن نمازشب، ملاک دوستی/ ماهی برای تمرین تقوا

این مجتهد فقید در شرح «وَوَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَى» می‌گوید: در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را موفق به تقوی کند. تقوا به معنی این هست که اگر کسی از اعمال ما با خبر شود، طوری زندگی کرده باشیم که ناراحت نشویم. ماه مبارک رمضان فرصتی برای تمرین تقوا است.

این مجتهد فقید در شرح عبارت «وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ» گفت: در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که خدایا ما را با خوبان و ابرار همنشین کند. باید به این نکته توجه داشت که با چه کسی همنشین می‌شویم چانچه در شعری داریم: «با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی تو را پلید کند». حتی طلاب در زمان قدیم توجه می‌کردند با طلبه‌ای که اهل نماز شب نیست، هم‌حجره نشوند.

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی به فراز پایانی دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان یعنی «بعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین‏» اشاره می‌کند و می‌گوید: خدایا به کمک و یاری خودت این چهار دعای من را مستجاب کن، ای کسی که روشنی چشم فقرا هستی.


:: بازدید از این مطلب : 2583
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 مرداد 1391

بهترین زینت از منظر آیت‌الله مجتهدی/ «عفت نفس» چیست?

 مرحوم آیت‌الله مجتهدی می‌گوید: «عفت نفس» گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در روز دوازدهم ماه رمضان از خدا می‌خواهیم.

خبرگزاری فارس: بهترین زینت از منظر آیت‌الله مجتهدی/ «عفت نفس» چیست

 

*دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان

«اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین»

«خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش و پاکدامنى و بپوشانم در آن جامه قناعت و خوددارى و وادارم نما در آن بر عدل و انصاف و آسوده‌ام دار در آن از هر چیز که می‌ترسم به نگاهدارى خودت اى نگه‌دار ترسناکان.»

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ» می‌گوید: خدایا روزی کن من را در ماه رمضان و به دو چیز زینت بده، ستر و عفاف، ستر یعنی اینکه گناهان مردم را مخفی کنم. به ما چه ارتباطی دارد که فلانی عیب دارد؟ خوش به حال بنده‌ای که به عیب خودش می‌پردازد و به عیب دیگران کاری ندارد. اگر رفیقت هم عیب دارد به کسی نگو. غیبت حرام است و عمل چهل روز را از بین می‌برد و اعمال خوب غیبت کننده را در نامه اعمال شخص غیبت شونده می‌نویسند.

وی می‌افزاید: خوبی‌های مردم را بیان کنید. مثلاً درباره انقلاب، خوبی‌های آن را بیان کنید. مراجع تضعیف انقلاب را جایز نمی‌دانند. اگر کسی پشت انقلاب حرف بزند و انقلاب را تضعیف کند و آمریکا بیاید، وضع ما بد می‌شود، باز اگر خدای ناکرده انقلاب بد باشد آنها از بد، بدترند.

این استاد اخلاق ادامه داد: آن‌ها که به عیب دیگران کاری ندارد، بهترین زینت را دارند. حدیث داریم خوش به حال کسی که به عیب خود پرداخته به عیب دیگران کاری ندارد.

وی در ادامه اظهار می‌کند: در ادامه دعا، «عفاف» آمده است. عفاف یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم.

این استاد بزرگ حوزه علمیه در ادامه در شرح فراز «واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ» می‌گوید: خدایا من را به دو چیز مستور کن؛ یکی لباس قناعت و دیگری کفاف، کفاف یعنی اینکه زندگی را بگذرانیم. اگر مال و ثروت زیاد داشته باشیم، گرفتار می‌شویم و اگر دستمان پیش کسی دراز باشد ذلیل می‌شویم، پس از خدا بخواهیم که به اندازه کفاف زندگی به ما بدهد. قناعت هم به انسان عزت می‌دهد و کسی که قناعت دارد خدا او را عزیز می‌کند.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ادامه در تشریح «واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ» می‌گوید: خدایا من را عادل کن و کاری کن انصاف داشته باشم و خدایا از هرچه که من از آن می‌ترسم من را امان ده. اگر کسی ما را تهدید می‌کند به ما ایمنی بده که کسی نتواند به ما تعرض کند.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در پایان سخنان خود می‌گوید: در پایان دعا می‌گویم «بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین» یعنی به عصمت و حفظ و نگهبانی خودت ای کسی که خائفین و ترسناکان را نگهداری می‌کنی. ای کسی که هر که به تو متوسل می‌شود، از او نگهداری می‌کنی. خدایا درباره ما این دعاها را مستجاب بفرما.


:: بازدید از این مطلب : 2597
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران