میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 162
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2453
:: بازدید ماه : 8207
:: بازدید سال : 14402
:: بازدید کلی : 14402
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 09 مرداد 1391
شکوفایی اقتصاد کشور با ثروت آفرینی از طریق علم/شركتهای دانش بنیان یكی از بهترین مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی است

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز (یكشنبه) در دیدار جمعی از محققان، پژوهشگران، متخصصان و نوآوران در عرصه علم و فناوری، و مسئولان شركت‌های دانش بنیان و پارك‌های علم و فناوری، علم را سرمایه‌ای جوشان و تمام نشدنی برای كشور دانستند و با اشاره به نقش اقتصادِ مبتنی بر دانش و علم در ارتقای هویت ملی، قدرت سیاسی و استقلال كشور تأكید كردند: ایران، امروز در یك مقطع ماندگار تاریخی و حساس قرار دارد كه شناخت صحیح مسئولیت‌ها و ایفای آن‌ها، قطعاً ملت ایران را به افق‌های نوید بخش و آرمان‌های مورد نظر خواهد رساند.

 دانلود صوت

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: كشور در حال پیشرفت است و هیچ بن بست و مشكل برطرف نشدنی در حركت رو به جلو ملت ایران وجود ندارد.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به برخی فشارهای سیاسی، ‌اقتصادی و تبلیغاتی در مسیر حركت كشور به سمت آرمان‌ها و اهداف والا خاطرنشان، كردند: ملت ایران مصمم است كه با همت و اراده، خود را به نقطه مورد نظر برساند.
 
ایشان تأكید كردند: ملت ایران در وسط میدان است و مشكلات و فشار‌ها، كوچك‌تر از تصمیم، اراده و آرمانهای این ملت است.
 
رهبر انقلاب اسلامی عرصه كنونی را میدانی شوق آفرین و در عین حال همراه با زحمت دانستند و افزودند: عرصه امروز ایران اسلامی همچون میدان مسابقات ورزشی است كه با وجود خستگی و دلهره اما حضور در آن میدان شوق آفرین است و ورزشكاران با انگیزه و شوق فراوان پا به عرصه آن می‌گذارند.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای یكی از راههای عبور از مقطع حساس و سرنوشت ساز كنونی را، جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی خواندند و تأكید كردند: اقتصاد مقاومتی یك شعار نیست بلكه یك واقعیتی است كه می‌بایست محقق شود.
 
ایشان افزودند: یكی از بهترین مظاهر و مؤثر‌ترین مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی، شركتهای دانش بنیان است كه می‌توانند اقتصاد مقاومتی را پایدار‌تر كنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی رشد اقتصادی حقیقی را در گرو تولید ثروت از طریق دانش و علم دانستند و خاطرنشان كردند: اگر شركتهای دانش بنیان جدی گرفته شوند و از توسعه كمی و كیفی آن‌ها حمایت شود، بواسطه ثروت آفرینی از طریق علم، اقتصاد كشور به شكوفایی حقیقی خواهد رسید.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای تولید ثروت از طریق منابع تمام شدنی همچون نفت را خود فریبی خواندند و افزودند: خام فروشی دامی است كه میراث سال‌های متمادی قبل از انقلاب است و متأسفانه كشور گرفتار آن شده است و باید تلاش شود كه ملت ایران از این تله نجات پیدا كند.
 
ایشان رسیدن به باور و موقعیت بستن اختیاری درِ چاههای نفت و توقف خام فروشی مواد خام و معدنی را بسیار مهم ارزیابی و تأكید كردند: رسیدن به این شرایط، با تكیه بر علم و از طریق شركتهای دانش بنیان امكان پذیر است.
 
رهبر انقلاب اسلامی اقدامات انجام گرفته در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری برای حمایت از شركتهای دانش بنیان را دلگرم كننده خواندند و افزودند: برخی نقاط ضعف و مشكلات نیز وجود دارد كه باید شناسایی و سریعاً برطرف شوند.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به مطالب ارائه شده از جانب محققان و نوآوران، سیستم‌های سنتی و قدیمی اعتبار سنجی از طرف بانك‌ها و مؤسسات پولی، و نبود بیمه‌های خاص بمنظور حمایت از خطر پذیری شركت‌های دانش بنیان را از جمله ضعف‌ها برشمردند و خاطرنشان كردند: دستگاههای دولتی باید با رصد اختراعات و شناسایی نخبگان فكری و حمایت از آن‌ها، زمینه ایجاد شركتهای دانش بنیان جدید را بوجود آورند.
 
ایشان با اشاره به سرمایه گذاری برخی كشورهای خارجی برای شناسایی و جذب استعدادهای داخلی، لزوم جلوگیری از این پدیده را از طریق منطقی و ایجاد مشوق‌ها و حمایت‌های لازم خاطرنشان كردند و افزودند: یكی از مسائلی كه در زمینه شركتهای دانش بنیان وجود دارد، اجرایی نشدن قانون حمایت از این شركت‌ها است كه آیین نامه اجرایی آن باید هرچه زود‌تر ابلاغ شود.......
 
بقیه در ادامه مطلب....

:: بازدید از این مطلب : 2457
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391
آقای مشکینی (رحمه‌الله علیه) در زمان حیات‌شان من این اعتقاد را داشتم، الان هم بر همان اعتقاد هستم- یک آدم بی‌بدیل بود؛ یعنی ما حقاً [و] انصافاً، هیچ‌کس دیگر را با این جامعیت در خصوصیات مختلف، در بین بزرگان روحانی‌مان نداریم. انصافاً یک مرد بی‌بدیل و بی‌نظیری بود...
 
 سه ماه پس از رحلت آیت‌الله مشکینی، جمعی از اعضای خانواده وی در تاریخ 7 آبان سال 86 به دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفتند و رهبر معظم انقلاب نیز در این دیدار، تعابیر مهمی در مورد آیت‌الله مشکینی مطرح کردند که بخش‌هایی از متن این بیانات منتشر نشده، برای نخستین بار در ویژه‌نامه روزنامه جوان که امروز به‌مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت آن فقیه مجاهد منتشر شد، آمده است.

متن این بیانات را در ادامه می‌خوانید. همچنین پس از این بیانات، پیام تسلیت رهبر انقلاب به‌مناسبت درگذشت آیت‌الله مشکینی، بخش‌هایی از سخنان ایشان در جمع اعضای مجلس خبرگان و سپس بخشی از بیانات ایشان در دیدار اعضای برگزار کننده همایش آیت‌الله مشکینی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ان شاءالله درجات مرحوم آقای مشکینی (رضوان الله علیه) را متعالی کند. وجود ایشان واقعاً برای کشور و ملت ما غنیمتی بزرگ و از دست دادن ایشان برای ما خیلی مایه غصه و احساس خسارت بوده است. ولی ایشان (عاش سعیداً و مات سعیداً) زندگی پاکیزه و خوبی را گذراندند و الحمدلله در طهارت، صفا، معنویت و روحانیت هم به لقاء الله پیوستند.
 
مرحوم آقای مشکینی مصداق کامل این حدیث بودند که؛ اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسد ها شیء. واقعاً یکی از آن مصادیق کامل این روایت، ایشان بودند. بزرگانی هستند که می روند و جای‌شان خالی می ماند و انسان متأسف می شود. لکن ایشان فقیه جامع الاطرافی بود که همه جهات در او جمع و با تمام وجود، مغز، جسم، زبان ، قلم، زندگی و رفتارش در خدمت اسلام بود.
 

ما کمتر شبیه ایشان را با این هیأت، وضعیت و جامعیت دیده ایم. آقای مشکینی این‌جوری بود. اوایلی که بنده به قم آمده بودم، می شنیدم که ایشان جزء فضلای حوزه بودند و تدریس سطوح می کردند. اسم ایشان از همان سال‌های تقریباً سی و هفت بود. بعد هم که مبارزات شروع شد، بعضی ها بودند که انسان بر حسب طبیعت و هیأت شخصیت‌شان خیلی حدس نمی زد به اینکه اینها بیایند و به مبارزه بپیوندند. آقای مشکینی از این قبیل بود که برخلاف این تصور، به میدان مبارزه آمدند و از همان اول بودند. من از سال چهل و دو یادم هست، بعد از آن که امام را زندانی کردند، قم از وجود امام خالی بود و واقعاً انسان احساس غربت می کرد. تلاش‌های زیادی انجام می گرفت.
 
یکی از آن تلاشها این بود که عده ای از فضلای برجسته قم را جمع کنیم، و بخشی از کارهایی را که ممکن باشد حوزه انجام بدهد، انجام بدهند. پایه جامعه مدرسین هم آنجا گذاشته شد. بنده، اخوی و آقای هاشمی در این قضیه فعال بودیم. از جمله کسانی که بهترین، بیشترین و اولین اجابت را کردند، آقای مشکینی بودند. ایشان پیش همه محترم بودند. من یادم هست، آن زمان، همان سال چهل و دو که امام رضوان الله علیه در قم نبودند و در زندان بودند دوره ی محنتی بود و برای قم، طلبه ها و حوزه خیلی سخت بود. خیلی تلاش می شد. آقایان می رفتند. دوستان ما با آقایان تماس می گرفتند. همین جماعتی که عرض کردیم تقسیم شدند و قرار شد هر کدام بروند با یک نفر از آقایان مراجع صحبت کنند و از آنها مطالبه کنند و بخواهند بیشتر وارد میدان بشوند.
 
 
 
 
اعلامیه بدهند یا اقدام بکنند... حقاً و انصافاً از ایشان هیچ انحرافی از خط و صراط مستقیم در مسئله ای دیده نشد و ایشان در مسائل مربوط به حوزه، گروه ها، اصل جمهوری اسلامی، امام، در همه مراحل گوناگون و در امتحانات سخت که در طول این بیست و چندسال پیش آمد در صراط مستقیم و در وسط جاده بودند و راه را خوب طی کردند. امتیازاتی هم ایشان داشتند که در خیلی ها دیده نمی شد و آن اینکه با بیان سلیس مثل آب روان حرف می زد. وقتی ایشان صحبت می کردند من واقعاً لذت می بردم. در بیاناتشان به آیات و روایات اتکا می کردند.
 
ایشان احادیث زیادی حفظ بودند و در خاطر داشتند و به هر مناسبتی در مجامع عمومی یا خاص و در خبرگان با تناسب زمان، نصایح ایشان به روایات و به کلمات ائمه علیهم السلام متکی بود. ایشان خوش ذوق بودند. نامه نگاری هایی که می کردند و یاداشتهایی که می نوشتند، با تعبیرات لطیفی همراه بود. اتفاقاً قبل از وفات‌شان نامه ای برای بنده فرستاده بودند. در ذیل نامه جامعه مدرسین حاشیه زدند. مطلب خیلی لطیفی با خط قشنگ نوشته بودند. خیلی آدم جامعی بود. بعد هم بی اعتنایی ایشان به دنیا...........
 
بقیه در ادامه مطلب.....

:: بازدید از این مطلب : 2427
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391

 

وي‍ژه نامه روزنامه جوان- توفيق تغسيل آيت‌الله مشكيني در حسينيه فاطميون تهران را حاج منصور ارضي مداح با اخلاص اهل‌بيت (ع) داشته و خاطره‌ وي از حالت جسد آن فقيه مجاهد نيز خواندني و جزو ناگفته‌هاست. حاج منصور كه خود از مداحان پرسوز و گداز و در عين حال صريح است، هم در باب حالات اخلاقي و بكاء آيت‌الله مشكيني گفتني‌هايي دارد و هم در مورد صراحت و شجاعت ايشان.

آيت‌الله مشكيني يك فقيه جامع‌الاطراف بود، اين‌گونه افراد در ميان علما نيز قليل هستند، قبول داريد؟
يك مسيري كه بناست‌ طي شود براي رسيدن به مقصد، راه‌هاي مختلفي وجود دارد. در ميان علما نيز گاهي مثلاً يك عالمي اخلاق علمي دارد، فاضل كامل هم هست، شهرت هم دارد، مريد هم زياد دارد كه البته اين، اراده خداست، البته كار به جايي مي‌رسد كه اراده عارف و عالم و زاهد و سالك الي‌الله آن قدر زيبا مي‌شود كه مي‌شود اراده ‌الله و از خدا مي‌خواهد كه اصلاً مشهور نشود. آيت‌الله بهجت تا وقتي از دنيا نرفته بود، يك عده كمي نسبت به ايشان شناخت داشتند، البته يك عده‌‌اي هم شاگرد ايشان بودند، ولي يك مسير به‌خصوصي مال خودش بود و با خودش هم آن را برد، اما وجودش براي انقلاب، براي جامعه، براي شهر قم خيلي مؤثر بود. هر كدام از علماي بزرگ ما سير و سلوكي دارند. اگر آدم بخواهد اينها را بگويد، كتاب‌ها مي‌شود و ما هم كه خودمان جاهليم، جاهل به مسئله، نه جاهل به اين وجودهاي نازنين. شما نگاه كنيد كساني كه من ديده‌ام استاد من هم بوده‌اند و از دنيا رفته‌اند، درس اخلاق كه مي‌دادند، شاگردان و مريدان زيادي داشتند ولي يكسري را هم ما ديديم كه با اينكه درس اخلاق داشتند، موقع جان دادن‌شان، در خلوت از دنيا رفتند. نمي‌شود گفت غربت، بلكه خلوت. يكي از اين بزرگواران آيت‌الله مشكيني ‌(رحمه‌الله عليه)‌ بود. البته توفيق بود كه از دفتر مقام معظم رهبري آقاي محمدي‌گلپايگاني توسط واسطه‌اي به من گفت بدن ايشان را تغسيل دهيد.
 
پس علت اينكه شما بدن آيت‌الله مشكيني را غسل داديد، همين توصيه بود؟
بله، بدن ايشان را به حسينيه فاطميون در خيابان مجاهدين آوردند. ايشان در اثر مريضي نحيف شده بودند. شاگردي هم داشتند كه اسمش يادم رفته و بسيار مقيد بود كه همه كارها درست انجام و همه مسائل كاملاً رعايت شوند. بدن نازنين، مثل بلور و شيشه بود. آرام هم بدن را شستيم و غسل كرديم. عجيب بود، دست ايشان را كه براي شست‌وشو بالا مي‌آورديم و كنار بدن قرار مي‌داديم، دست آرام آرام دوباره روي سينه برمي‌گشت. ما علم كمي داريم، اما ديگران كه علمي بالاتر از ما دارند، مي‌گويند بدن كه خشك مي‌شود، به همان حالت مي‌ماند ولي اين بدن نرم بود. بعضي از بدن‌ها را كه مي‌شوييم، سنگين هستند، اما ايشان كانه با ما همراهي مي‌كرد. عده زيادي هم آنجا نبودند. چند نفر از فاميل‌ها بودند. خيلي غريبانه. يادم هست مرحوم استاد خودم، مرحوم آشيخ محمود نجفي را كه مي‌شستيم، بالاي سرش قيامتي بود و خيلي گريه‌كن داشت. در ميان ائمه هم همين‌طور است، مثلاً امام حسن (ع) زياد گريه‌كن ندارد، ولي امام حسين (ع) و امام موسي‌بن جعفر (ع)، زياد گريه‌كن دارند. انگار يك راه و يك رسم است. يك كسي هميشه بايد غريب باشد.
 
آيت‌الله مشكيني يك معلم اخلاق بود. الان كه تلويزيون يا راديو معارف درس‌هاي ايشان را پخش مي‌كند و انسان گوش مي‌كند، متوجه مي‌شود كه چه شخصيت ارزشمندي دارد.
 
با اينكه علمش را داشت و قريب‌المرجع بود، نه قريب الاجتهاد، بلكه در حد مرجعيت بود اما عجيب متواضعانه نسبت به امام و مقام معظم رهبري برخورد مي‌كرد، در هر سمتي هم كه بود متواضعانه و خاشعانه رفتار مي‌كرد. اين صفت اولياي خداست كه اصلاً خودبيني ندارند. نسبت به همه تواضع مي‌كرد. از نظر علمي هم كه بايد از علما بپرسيد كه اين مرد چقدر توانا بود.
 
چرا اين مراتب علمي و اخلاقي آيت‌الله مشكيني آن‌طور كه بايد و شايد براي جامعه شناخته شده نيست؟
 
عرض كردم، اين غربت را برخي خودشان انتخاب مي‌كنند. شايد هم مثل بعضي از علما باشد كه ۱۰۰ سال، ۲۰۰ سال ۵۰۰ سال پيش از دنيا رفته‌اند و اكنون از آنها تحليل مي‌شود، يعني بايد زمان بگذرد تا اين گنجينه‌ها شناخته شوند.
 
آيت‌الله مشكيني در جبهه‌هاي دفاع مقدس نيز حضور فعالي براي روحيه دادن به رزمندگان داشته‌اند.
ايشان خيلي وقت‌ها در اتاق جنگ بود و دعا مي‌كرد. ما هر موقع برخورد مي‌كرديم، هم حال مناجات داشت، هم حال امام زماني. عجيب با امام زمان (عج) رفيق بود. خيلي از آقايان اين توجه را ندارند، شايد هم ابراز نمي‌كنند، اما ايشان هم توجه داشت و هم ابراز و اعلام مي‌كرد و هم خودش واقعاً مخلص بود. در جبهه هم همين‌طور بود. چند تا از روحانيون بودند كه هميشه در جبهه‌ها بودند و دعا مي‌كردند.
 
‌ حال بكاء خوبي هم داشتند.
 
بله، برخي افراد غرق در بكاء هستند، اما ايشان خود بكاء شده بود، ولي به هر حال، اين رسم نيست كه شاگرداني كه از ايشان استفاده كرده‌اند، جداگانه نيايند و تجليلي از ايشان بكنند. اين همه در حوزه مجله و نشريه داريم، چرا بايد ايشان اين‌قدر غريب بماند؟
 
‌نكته مهم اين است كه در عين زهد و تقوا صراحت ايشان هم خيلي عجيب بوده. مثلاً قبل از انقلاب جزو كساني بود كه پيگير اعلاميه مرجعيت امام بود و در آن قضيه پيش‌قدم مي‌شود يا در قضيه شهيد جاويد بالاخره نظرشان را اعلام مي‌كنند، درحالي كه خيلي‌ها اعلام نمي‌كردند. بعد از انقلاب بالاخره چون از قبل از انقلاب با آقاي منتظري هم رده و همه جا با هم بودند، اما سر قضيه عزل از قائم مقامي صريح نظرشان را مي‌گويند يا در قضيه آغاجري اعلاميه جامعه مدرسين عليه سازمان مجاهدين را امضا و منتشر كردند. برخي معتقدند كساني كه در اين سطح و جايگاه هستند، بايد گوشه حجره بنشينند و از آبروي‌شان هزينه نكنند، درحالي كه همان‌طور كه شما هم اشاره كرديد، در حد مرجعيت بود.
 
يكي از نكات جا افتاده و غلط اين است كه كساني كه سير اخلاقي دارند، يك مقداري گوشه‌نشين هستند. ايشان معلم اخلاق بود، داراي ولايت بود و همه چيز داشت، اما مي‌جنگيد و از آبروي خودش خرج اسلام مي‌كرد و برايش هم مهم نبود كه چه خواهد شد. مبارزي كه معلم اخلاق باشد، مگر چند تا داريم؟ ‌مثل شهيد دستغيب «رحمه‌الله عليه»، شهيد مدني، اسم نمي‌برم نه اينكه نبوده و الان هم نيست، ولي آدمي را مي‌شناسم كه از نظر فكري و اخلاقي خيلي بالاست ولي اصلاً راه نمي‌دهد و گره مردم به وسيله او باز نمي‌شود. اما آيت‌الله مشكيني چه قبل و چه بعد از انقلاب روحيه مبارزه داشت، ‌مثلاً بايد با بي‌حجابي بجنگد، نمي‌جنگيد يا اگر مسئولي در مملكت ناجور بود، مي‌رفت در نماز جمعه مي‌گفت. الان بعضي‌ها نمي‌گويند، چه در قم باشند، چه در جاهاي ديگر، ولي واقعاً نمي‌گويند، مي‌ترسند. مصلحت‌انديشي مي‌كنند. ايشان حرفي را كه بايد مي‌زد، مي‌زد. خيلي صريح و شجاع و در عين حال غريب بود.....
 
بقیه در ادامه مطلب....

:: بازدید از این مطلب : 2374
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391
درجات رفاقت/ دعایی که انسان را از زیر آوار زلزله نجات می‌دهد

مرحوم آیت‌الله مجتهدی در شرح دعای روز نهم ماه رمضان با بیان اینکه دوستی دارای 100 درجه است،‌ شرط استجابت دعا را کمک به زیردستان می‌داند، چرا که در این حالت رحمت خدا شامل حال انسان می‌شود....

*دعای روز نهم ماه مبارک رمضان

«اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ نَصیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ وَاهْدِنی فیهِ لِبَراهینِکَ السّاطِعَةِ وَخُذْ بِناصِیتی اِلی مَرْضاتِکَ الْجامِعَةِ بِمَحَبَّتِکَ یا اَمَلَ الْمُشْتاقینَ»

خدایا قرار ده برایم در این روز بهره‌ای از رحمت وسیعت و راهنمایی‌ام کن در این ماه به‌سوی دلیل‌های درخشانت و مرا به‌سوی موجبات خوشنودی همه جانبه‌ات سوق ده به حق محبتت ‌ای آرزوی مشتاقان.

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ نَصیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ» می‌گوید: خدایا، من را از رحمت واسعه خودت نصیب گردان. برای استجابت این دعا باید چه کنیم؟ باید به زیردستمان کمک کنیم. اگر وضع مالی کسی خوب است، برای دختران دم‌بخت مستمند جهاز تهیه کند. در این صورت دعا درباره او مستجاب می‌شود و اگر زلزله شود، زیر آوار نمی‌‌ماند؛ چون رحمت خدا شامل حال او شده است.

این استاد برجسته اخلاق در ادامه در شرح «وَاهْدِنی فیهِ لِبَراهینِکَ السّاطِعَةِ» می‌گوید: خدایا من را هدایت کن به ادله روشن خودت. خدا دلیل‌های روشنی دارد که ما را به آن ادله روشن، هدایت می‌کند. هر ظالمی که به جزای اعمالش می‌رسد، عبرتی برای ما است، آدم با دیدن این عبرت‌ها می‌تواند خداشناس شود.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ادامه در شرح «وَخُذْ بِناصِیتی اِلی مَرْضاتِکَ الْجامِعَةِ» می‌گوید: من را به سمت موجبات خوشنودی و رضایت خودت ببر. از من راضی باش، هر چند که بد کردم و عمرم را به بطالت مصرف کردم. حالا آمده‌ام و من را به سمت رضایت خودت ببر. از من خشنود شو و رضایت جامع داشته باش.

وی تأکید می‌کند: باید تمام عیب‌ها را از خود دور کنم، و با غیبت نکردن، حلال کردن مال و... این دعا درباره‌ام مستجاب شود. تا مردم از ما راضی نشوند، خدا از ما راضی نمی‌شود.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی باره «بِمَحَبَّتِکَ یا اَمَلَ الْمُشْتاقینَ» در دعای روز نهم ماه مبارک رمضان می‌گوید: این دعاها را درباره من مستجاب کن، به حق دوستی خودت ای آروزی مشتاقان. این‌طور می‌گوییم چون خدا نسبت به ما دوستی دارد و خدا صد برابر محبت والدین به اولاد، ما را دوست دارد. روایت است که دوستی صد درجه دارد که 99 بخش آن مخصوص خدا است و یک درجه آن بین مخلوقات تقسیم شده و خدا در همان یک بخش نیز، سهم دارد. خدایا این دعاها را به محبت خودت درباره ما مستجاب کن.


:: بازدید از این مطلب : 2533
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391

 حجت‌الاسلام جاودان از علمای اخلاق تهران ضمن ارائه تعریفی از «انسان کامل» و راه رسیدن به این مهم، ماجرای عمل بدون بی‌هوشی چشم علامه طباطبایی(ره) در لندن را بیان کرد...

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی جاودان در ادامه مباحث اخلاقی خود در ماه مبارک رمضان، رابطه میان شخصیت آدمی و میزان همت و اراده او را بیان کرد که متن آن در پی می‌آید....

 

 

قرآن می فرماید: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ» اگر کسی گناه می کند، گناه برایش پیش می‌آید. آن کسی که گناه نمی‌کند کیست؟ می‌توانیم کسی که گناه نمی‌کند هم داشته باشیم.

در این شهرمان هم هستند کسانی که گناه نمی‌کنند. بودند، هستند کسانی که گناه نمی‌کنند. می‌شود، گناه نکرد شدنی است. حالا اگر کسی برایش گناه آمد زود توبه کند. اگر زود توبه کند بخشیده می‌شود، در نامه عمل ثبت نمی‌شود. اگر ثبت شد یک کمی جبران کردنش سخت می‌شود.

خودتان مکرر امتحان کردید. در یک صفحه سفید می‌نویسید بعد پاکش می‌کنید. هر مقدار هم که پاک‌کن شما خوب باشد مستحکم هم بکشید، یک جایی می‌ماند. اما اگر آدم زود توبه کند، دیگر جایش نمی‌ماند. اگر جایش بماند بعد ممکن است یک کمی روی هم، روی هم جمع بشود مشکل بشود. اگر زود آدم توبه کند؛ آن وقت فرموده‌اند این توبه‌اش قبول است. زود هم قبول می‌شود.

بعد فرمودند اگر کسی تا دم مرگ گناه کرد، این فرد دیگر توبه ندارد. تا آخرین لحظه عمرش داشته گناه می کرده؛ درحالی که داشته گناه می کرده از دنیا رفته است. این توبه ندارد.

خوب بین این دو تا حالت چطور؟ وعده بخشش دادند. قرآن دارد: «یَغفِر الذنوبَ جَمیعا» خدا همه گناهانمان، همه را می‌بخشد. فقط یک همت می‌خواهد که آدم برگردد. شخصیت آدم به همتش است. به قدرت عزم و اراده‌اش هست. همه شخصیت آدم، شخصیت انسانی، به همتش هست.

ببینید هیچ وقت گرگ نمی‌تواند تصمیم بگیرد که گوسفندی را ندرد. اصلا چنین قدرت تصمیمی ندارد. انسان قدرت تصمیم دارد و انسانیت به آن قدرت تصمیمش است. هر چقدر قدرت تصمیم بیشتری دارد انسانیت بیشتری دارد.

بعضی از بزرگان گفتند: قدرت اراده آدم فارق بین انسان و حیوان است. آنچه که بین انسان و حیوان فرق می‌گذارد قدرت تصمیمش است. انسان می‌تواند تصمیم بگیرد. هیچ موجود دیگری نمی‌تواند تصمیم بگیرد. انسان تصمیم می‌گیرد علیه خودش، علیه هواها و هوس‌های خودش. این قدرت فقط خاص انسان است. این بزرگترین جنگ ممکن است که برای انسان پیش بیاید.

اگر انسان بتواند علیه خودش قیام کند و خودش را فتح کند یعنی اختیارش دست خودش بیاید می‌شود انسان کامل. آدمی که اختیارش دست خودش است می شود انسان کامل. اگر کسی اختیارش دست خودش باشد اختیار عالم هم به دستش می‌دهند. می‌تواند از درب‌های بسته و قفل شده هم عبور کند.

* ماجرای عمل بدون بی‌هوشی علامه طباطبایی

مرحوم آقای طباطبایی رفته بودند لندن برای معالجه قلب؛ درون چشمانشان رگه‌های خونی بود. آن آقایان گفتند آقا اگر اجازه بدید این رگه‌های خونی را می توانیم از چشم شما در بیاوریم. فرمودند عیب نداره. گفتند مثلا فردا صبح تشریف بیارید بیمارستان فلان. دوستانشان اطرافشان بودند. ایشان رفتند بیمارستان. صبح آمدند. خب آقا اجازه بدید همین الان ما شما را بی‌هوش می‌کنیم، یک بی‌هوشی نیم ساعتی و شما را عمل می کنیم. ایشان فرمودند احتیاجی نیست من را بی‌هوش کنید. خب نمی‌شه آقا! چاقوی جراحی می خواهد در چشم شما عمل کند. چشم اجازه نمی دهد. فرمودند نه لازم نیست. آقا چطور می‌شود لازم نیست؟ فرمودند چشم من دست خودم است، پلک من دست خودم است. اختیار پلکم دست خودم است. عمل کردند دیدند بله ایشان می‌توانند نیم ساعت، سه ربع پلکشان را باز نگه دارند!

داستان البته خیلی است. نمی‌خواهم بیشتر عرض کنم. عالم در دستش میاید. نه فقط گوشش. اگر کسی هوا و هوسش دست خودش آمد گوشش، چشمش، عالم در مشتش می‌شود.

یک ذره همت کنیم، این سفره برای همه پهن است. این سفره، سفره اختیارداری است، شما هم می‌توانید اختیاردار بشوید؛ می‌توانی اختیاردار بر جهان بشوی!


:: بازدید از این مطلب : 2402
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391
 

آیت‌الله تهرانی با بیان اینکه کیفیت دعا برای مستضعف و معاند متفاوت است، گفت: مستضعفان افرادی هستند که حق را می‌شناسند اما به بیراهه رفته‌اند، مثل «حر بن ریاحی» که در نهایت منش امام حسین(ع) او را نجات داد.

بقیه در ادامه مطلب.....

 

 

أعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ؛ بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیمِ؛

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآن و بازگو کردن کلام خدای متعال است که از مصدر وحی نازل شده. ماه، ماه دعا و ماهی است که عبد از ربّش هر آنچه را که می‌خواهد، می‌تواند درخواست کند. این ماه، ماه راز و نیاز است. بعضی از اهل معرفت می‌گویند: ماه ناز هم هست.

بحث ما در باب دعا به اینجا رسید که انسان از خدا چه برای خود و چه برای دیگران طلب خیر کند. امّا گفتیم که نسبت به مشرکین و کفّار دعا و طلب خیر نکنید! این در معارف ما هم وجود دارد. در جلسه گذشته از یک طرف این بحث را مطرح کردم و به آیات مربوط به آن هم اشاره کردم. از طرف دیگر عکس این را هم مطرح کردم و گفنم: مجاز هستید که آن‌ها را نفرین کنید. در جلسه گذشته گفتم که این بحث را فهرست‌وار خواهم‌گفت.

طرح اشکال: چرا برای همه دعا نکنیم؟

امّا در این جلسه مطلبی را به صورت پرسش مطرح می‏کنم. برخی اشکال می‌کنند که اگر دعا، طلب خیر کردن از خداوند است که در آن هم شبهه‏ای وجود ندارد، پس چه مانعی دارد که انسان برای انسان دیگر، ولو اینکه با او هم‌عقیده نیست، طلب خیر کند؟ این مگر چه اشکالی دارد؟ به ‌خصوص اینکه در بُعد عقیدتی باشد؛ اصلاً از خدا بخواهد که او را هدایت کند. آیا این بد است؟

تبیین اشکال

اشکال را طوری مطرح کردم که تقریباً همه فهم باشد. چه مانعی دارد که انسان برای انسانی دیگر، که با او هم عقیده نیست طلب خیر کند، به خصوص راجع به بُعد عقیدتی‌، که از خدا بخواهد آن شخص را هدایت کند تا کجروی‌اش درست شود. این چه اشکالی دارد؟ این نسبت به بخش اوّل مطلبِ جلسه گذشته و دو آیه‏ای که راجع به مشرکین و کفّار بیان شد. در آنجا خطاب به پیغمبر می فرماید که نه خودت و نه آن‌ها که ایمان آورده‌اند، برای آن‌ها دعا نکنید! آیه شریفه این بود: «ما کانَ لِلنَّبِیِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبى»، اگر چه آنها از خویشاوندانش هم باشند.

یا در دین با تو برادرند، یا در انسانیّت با تو برابر

در آثار اسلامی ما مؤیّد این مطلب وجود دارد. به عهدنامه علی(علیه‌السّلام) به مالک‌اشتر مراجعه کنید: «الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ»، خطاب به مالک‌اشتر می‌نویسد: از نظر درونی یعنی قلبی، «أَشْعِرْ قَلْبَکَ»، دل خویش را جایگاه رحمت و مهر و لطف برای مردم قرار بده و هم‌چون جانوری درّنده بر ایشان مباش، که خوردنشان را غنیمت بشماری؛ زیرا آنان دو دسته‌اند یا در دینِ تو، با تو برادرند و یا در آفرینش، با تو برابر.

با دیگران این‌طور باش

به تعبیر ما یکی از مصادیق بارز رحمت، محبّت و لطف عبارت از این است که برای شخصی خیرخواهی کنی، تا به راه راست هدایت شود و از راه نادرستی که انتخاب کرده دست بردارد؛ این را می‌گوییم راه هدایت و سعادت. بهترین رحمت و‌ بهترین محبّت، لطف به او است. می‌گوید: رفتار تو با دیگران این‌طور باشد ولو اینکه از نظر اسلامی با او برادر نیستی. دیدید که علی(علیه‌السّلام) می‌گوید: رفتار تو با آن کسی هم که برادر دینی تو نیست باید این‌طور باشد. به او هم باید محبّت داشته باشی!

رحمت فراگیر خداوند

به تعبیری اگر مقداری گسترده‌تر، به خصوص نسبت به اولیای خدا وارد شویم می‌بینیم که آن‌ها، همه مظهر صفات الهیّه هستند و یکی از بارزترین و فراگیرترین صفات الهی، رحمت خدا است، یعنی همان مهربانی و لطفی که فراگیر است، شمولیت داشته و استثنا هم ندارد. در آیات می‌خوانیم: «رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً»، «فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ»، پروردگار تو، دارای رحمتِ فراگیر است. کنار نگذاشته است. «رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ»، خدا صریحاً می‌گوید: رحمت من فراگیر است و متوجّه همه می‌شود. حتّی این را در باب صفات جمال و جلال داریم که رحمت از صفات جمال است. آنجا داریم که، اصلاً رحمت حق و خداوند بر غضبش سبقت گرفته است.

رحمت خدا بر غضبش برتری دارد

امام‌ موسی‌کاظم(علیه‌السّلام) در روایتی فرمود: «وَ عَلِمُوا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالى الْحَلِیمَ الْعَلِیمَ»، تا به اینجا می‌رسد که: «وَ کَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ»، بر خودش نوشته که باید نسبت به محاسبه‌های خودش رحمت داشته باشد، «فَسَبَقَتْ قَبْلَ الْغَضَبِ». در ادعیه هم داریم: «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه»، به تعبیر من وقتی خدا این گونه است شما چه می‌گویید که برای مشرک و کافر طلب خیر نکنید؟ بهتر از این نمی‌توانستم اشکال را مطرح کنم.....


:: بازدید از این مطلب : 2518
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 مرداد 1391
مدّعیانِ دروغینِ «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»

خبرگزاری فارس: مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) آن‌هایی که در دعا می‌گویند: خدا! ما می‌خواهیم امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) را یاری کنیم، خدا! ما می‌خواهیم سرباز آقا جانمان، امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) باشیم، باید به فعل هم نشان بدهند. اگر به فعل نشان ندهند، بی‌فایده است.

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی»

دعا؛ رقم زدن اختیاری مقدّرات

ذوالجلال و الاکرام در باب نیاز بشر، یکی از امور را به عنوان اختیار برای او قرار داد. گرچه خود خلقت و امورش پیچیده شده در بحث جبر و اختیار است و محفوف بالجبر و الاختیار است امّا یکی از آنچه که برای مقدّرات تبیین نموده است، اختیار بشری است. این اختیار را ذوالجلال و الاکرام در خواستن خود انسان‌ها در باب دعا تبیین کرده است که دعا به معنای خواستن هست.

در دعا دو مرحله وجود دارد: یک مرحله، مرحله لسانی است که انسان با حال تضرّع از ذوالجلال والاکرام با لسان خودش امورش را درخواست کند و دنیای حسنه و آخرت حسنه را درخواست کند. آیات الهی‌ای که به عنوان دعاهای قرآنی مشهور است، همین را برای ما تبیین می‌فرماید، از جمله همین آیه شریفه که به صورت دعا و به خصوص در نمازها در قنوت عرضه می‌داریم: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخره حسنة و قنا عذاب النار» پروردگار ما! مرحمت کن و لطف کن و آنچه که در دنیا از حسنات و نیکی‌های توست برای ما مقدّر بدار و آنچه در آخرت از نیکی‌ها است، آن‌ها را هم برای ما مقدّر بدار.

پروردگار عالم بالجد می‌خواهد که انسان‌ها خودشان مقدّرات خود را در مقام اختیار - به این تعابیری که می‌گویم دقیق شوید، این فرمایشات اولیاء و شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز (روحی له الفدا و سلام الله علیه) است - رقم زنند و دعا یعنی همین، یعنی خودش، مقدّرات خودش را بخواهد.

لذا خواستن از ناحیه تو و برآورده شدن این خواسته‌ها از ناحیه اوست. آن که مقدّرات را رقم می‌زند، در اختیار خود بشر قرار داد که چگونه بخواهد، «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخره حسنة و قنا عذاب النار».

دعای لسانی و فعلی

یکی از مطالب در مقام اختیار، خواستن لسانی است امّا یکی از مطالب دیگر در دعا، فعل انسانی است. پس یک، خواستن لسانی و دو، فعل انسانی است. یعنی کسی که به حقیقت دعا می‌کند، به فعل و عمل خودش هم بیان می‌کند که درخواست من چیست. لذا تقاضای درخواست از ذوالجلال و الاکرام به دو سبک است: یک سبکش لسانی است و سبک دوم فعلی است.

مثلش، مثل ذکر است که ذکر هم دو نوع است: یک ذکر، ذکر لسانی است و یک ذکر، ذکر قلبی است. بارها عرض کردیم اولیاء خدا، خصّیصین حضرت حق، عرفای عظیم‌الشّأن بیان می‌فرمایند: آن ذکر لسانی‌ای ذکر است که از قلب نشأت بگیرد و تراوش قلبی باشد که بر لسان جاری شود.

چون آن ذکری که فقط زبانی باشد امّا درون قلب، فکر و یادش کس دیگر باشد، فقط لقلقه زبان است و اصلاً اثر نمی‌گذارد امّا آن ذکری اثرگذار است که از قلب برون آید و بر لسان جاری شود.

امّا اگر کسی قلبش چیز دیگر و لسانش چیز دیگری گفت، نه تنها اثرگذار نیست، بلکه چون - به این تعبیر خوب دقّت بفرمایید - نفاق است، گاهی اثر معکوس می‌گذارد. پس این نوع ذکر گفتن که انسان در قلب انسان چیز دیگری بخواهد و به لسان چیز دیگری بگوید، شمّه‌ای از نفاق است. مگر نه این که نفاق یعنی دورویی؟! این هم دورویی است که در قلب چیزی بطلبد امّا به لسان چیز دیگری بگوید.

عزیزم! در باب دعا هم همین است؛ آن دعایی، دعا است که پروردگار عالم بداند فعل آن انسان هم، آنچه را که می‌خواهد طلب می‌کند. مثلاً اگر می‌گوید: خدا! من از گناه بدم می‌آید، بببیند که رفتار او هم همین را می‌طلبد؛ یعنی دعای فعلی و دعای لسانی‌اش یکی است. وقتی می‌گوید از گناه متنفّرم و اعلام می‌کند: خدا! من را از گناهان نجات بده، می‌بیند حدّاقل او خودش یک قدم برای رفتن به سمت خوبی‌ها و بیرون رفتن از زشتی‌ها و پلشتی‌ها، برمی‌دارد، آن‌جاست که پروردگار عالم هم او یاری می‌دهد، به او عنایت می‌کند و دعایش را مستجاب می‌کند.

این هم که بیان شد: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم‏»، اجابت توأم با دعاست، به همین معناست. یعنی اگر جدّی از گناه خسته شد و از گناه بیرون رفت، پروردگار عالم می‌فرماید: خود این اجابت، دعای توست و من هم بیشتر تو را یاری می‌کنم و دستت را می‌گیرم. اگر به فرض گفت: خدا! رزق من کم است و به دعا رجوع کرد امّا به فعلش هم دنبال کار بود، ذوالجلال و الاکرام هم او را یاری می‌کند.....

بقیه در ادامه مطلب......


:: بازدید از این مطلب : 2484
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 مرداد 1391

مرحوم آیت‌الله مجتهدی در شرح دعای روز هشتم ماه رمضان ضمن بیان آداب سلام کردن، رمز موفقیت خویش در زندگی را اختیار کردن رفیق خوب دانست.

 

 

 

«اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَةَ الاْیتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَةَ الْکِرامِ بِطَوْلِکَ یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ» خدایا روزیم گردان در این ماه مهرورزی نسبت به یتیمان و خوراندن طعام و به آشکار کردن سلام و هم‌نشینی با کریمان به فضل و کرمت ای پناه آرزومندان.

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَةَ الاْیتامِ» می‌گوید: خدایا در ماه رمضان مهرورزی نسبت به یتیمان را روزی‌ام گردان. اگر قلب ما زنگ بزند، از چه دوایی می‌توان برای رفع آن استفاده کرد. برای اینکار باید سحرها قرآن بخوانید تا قلبتان را جلا بدهید. همچنین جان انسان را استغفار سحر جلا می‌دهد و می‌توان با یتیم‌نوازی قلب را جلا داد.

وی تأکید می‌کند: شخص ثروتمند تنها با دست کشیدن بر سر یتیم قلبش جلا پیدا نمی‌کند و باید یتیمان را از نظر مادی تأمین کند و مشکلات مالی آنها را برطرف کند. پس یادتان باشد که رحم کردن به یتیم با خلوص نیت قلب را جلا می‌دهد.

این استاد برجسته اخلاق در شرح فراز «وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ» می‌گوید: خدایا روزی کن که من اطعام طعام کنم و افطاری دهم. اطعام طعام مخصوصاً به فقرا و مستحقان از کارهای بسیار نیکو است.

وی ادامه در شرح «وَاِفْشآءَ السَّلامِ» اظهار می‌کند: خدایا روزی کن با صدای بلند سلام کنم. برخی عارشان می‌شود که اول سلام کنند؛ اما هستند برخی که در سلام کردن با صدای بلند پیش‌دستی می‌کند. همچنین باید سلام را به درستی یعنی «سلامٌ علیکم» جواب داد و از بیان عبارت‌های دیگر مثل «سلام از ماست» جلوگیری کنیم. همچنین سلام کردن مستحب و جواب سلام دادن واجب است.

آیت‌الله مجتهدی در شرح فراز «وَصُحْبَةَ الْکِرامِ» تصریح می‌کند: خدایا توفیق بده در ماه رمضان با افراد کریم و عالم و دانا و متدین همنشین شوم. خدایا توفیق بده که با نیکان رفیق شوم. کاری کنید که رفیقتان یک درجه از شما جلوتر باشد. یکی از رموز موفقیت من در زندگی اختیار کردن رفیق خوب بوده است.

این استاد بزرگ اخلاق در پایان در شرح فراز پایانی دعای روز هشتم می‌گوید: «بِطَوْلِکَ» یعنی به حق انعامت. چه قدر تو به ما نعمت دادی. به حق نعمت‌هایی که به ما دادی این دعاها را درباره ما مستجاب کن، «یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ» ای کسی که پناه آرومندانی.

 


:: بازدید از این مطلب : 2864
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 مرداد 1391

 

 

 هفته‌نامه شما متن تلخیص شده یکی از سخنرانی‌های مرحوم قدیریان که در سال 89 در جمع مسئولان روابط عمومی یکی از نهادها بیان شده است را به مناسبت چهلمین روز درگذشت آن مرحوم منتشر کرده که وی در این سخنرانی ضمن بیان بخش هایی از مسائل مربوط به پرونده 8 شهریور، به بررسی زوایایی از فتنه 88 پرداخته است.

متن این سخنرانی منتشر نشده به شرح زیر است:

قیامت هفتاد نام دارد، یکی از نام‌های روز قیامت یوم تباد است. روزی که همه از هم می‌پرسند. الان هم مشابهش هست. بعضی‌ها به بعضی‌ها می‌گویند فلان کار را نکن، ولی می‌کند. بعد به او می‌گویید دیدی گفتم نکن! موقعی که جهنمی‌ها دارند از جلوی بهشتی‌ها رد می‌شوند یا بهشتی‌ها را می‌بینند، می‌گویند: «آیا امکان دارد یک مقدار از آن آب خنک به ما بدهید؟» «أَنْ أَفِیضُواْ عَلَیْنَا مِنَ الْمَاء» روحیه مؤمنین و متدینین این‌جوری است، یعنی مهربان‌اند. نگاه می‌کنند؛ دلشان می‌خواهد کمک کنند، ولی پیام می‌آید که: «إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْکَافِرِینَ»(2) خدا برای کافران حرام کرده است.

ائمه چه کشیدند و امروز به دست ما رسیده است و تلاش و خون جگری که امام عزیزمان خورد و رفت. امام ناشناخته رفت امروز هم آقا ناشناخته است. در حسینیه وقتی جوان‌ها و دانشگاهی‌ها دیدار آقا می‌آیند، آدم می‌بیند از زیر عینک گلوله‌گلوله اشک پایین می‌آید. این اشک چیست؟ این اشک ارتباط ولایتی است؟ نه! نه! همه می‌خواهند بگویند آقا تو خیلی مظلومی.

*سخنان مقام معظم رهبری به موسوی‌اردبیلی

آقای موسوی اردبیلی یک روز جمعه‌ای(در جریان فتنه 88) آمد کنار آقا، صبحانه‌ای خورد و شروع کرد مطالبی را گفتن. بعد آقا فرمودند: «اجازه می‌دهید برای شما توضیح بدهم؟» آقا شروع کردند جریان فتنه را از ابتدا توضیح دادن. ایشان گفتند: «خدا می‌داند من نمی‌دانستم. من خبر نداشتم. اینها با من صحبت کردند که من بیایم با شما صحبت کنم و آشتی‌کنانی انجام شود». گفتند: «نمی‌دانستم، من به آنها گفتم مشابه آقا برای رهبری نیست. نمره ایشان 20 است. ما 18 نداریم، 16 نداریم، آمد پایین. تا 2 هم نداریم» و بعد منقلب شد.

آقای موسوی اردبیلی خیلی زحمت کشید. الان کنار کشیده است. منقلب شد، گفت: «آقا! کار شما خیلی سخت است. همه اینهایی که با امام بودند، امروز با توجه به منافعشان و رابطه‌های گوناگون همه در مقابل شما ایستادند». آقا فرمودند: «بله، این‌جوری است، ولی ما تکلیف داریم».

من چند موردی را نوشتم که عرض می‌کنم. پرونده 8 شهریور خیلی مهم است. خدا رحمت کند آقای لاجوردی را؛ یک روز هم به ایشان عرض کردم: «اگر ما زنده باشیم بهزاد [نبوی] را می‌گیریم و می‌آوریم». الان شما ملاحظه می‌کنید؟ در طول این مدت نفس نمی‌کشد، حرف نمی‌زند. یادم می‌آید که آقای بادامچیان به او گیر داده بود و دائم آقای هاشمی به بهزاد می‌گفت: «آقای نبوی! حرفت رو بزن». او هم می‌گفت: «آقای بادامچیان نمی‌گذارد من حرفم را بزنم». آقای بادامچیان در مجلس دوم چی می‌گفت؟ چند سال می‌شود؟ ببینید اینها مراقب‌اند. اصلاً پرونده 8 شهریور دست ما بود، 14 نفرشان در اختیار ما بودند و دستگیر شده بودند. توطئه کردند.

این توطئه، شب توسط آقای بهزاد نبوی، در خانه آقای خوئینی‌ها بسته شد. آن موقع آقای خوئینی‌ها دادستان بود. بروید حکمش را ببینید که امام(ره) چه حکمی به او داد. فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم ولی بعضی از کسانی که مورد اعتماد من هستند، توصیه کرده‌اند و ایشان را انتخاب می‌کنم». اینها با هدف جلو آمدند.

پرونده 8 شهریور خیلی مهم است. ما اگر ریگی را روی آسمان گرفتیم و آوردیم اینجا، اگر بتوانیم چند نفر از اینها را بیاوریم ـ‌که دنبالش هستیم‌ـ پرونده 8 شهریور باز خواهد شد و آن وقت معلوم می‌شود چه کسانی هستند. همین آقای عطریانفری که دستش را توی دادگاه بالا و پایین می‌برد خواهر و بستگانش در پادگان اشرف هستند، همگی توبه‌هایشان تاکتیکی بود.

*تمام متهمان جنبش سبز در 18 تیر حضور داشتند

بروم در بحث فتنه؛ اینها از سال 1375 برنامه‌ریزی کردند، خیلی محرمانه و مخفیانه. بحران خیابانی که انجام شده بود، آماده بود که کار تمام شود، عین 18 تیر. سندش را بخوانید. تمام اینهایی که امروز متهم جنبش سبز هستند، همه در 18 تیر بودند. اینها را بخوانیم و برای بچه‌هایمان توضیح بدهیم. مراقب باشیم و به بچه‌هایمان بگوییم بخوانند. مراقب باشند.

بچه‌هایمان را بیدار و هوشیار کنیم. جنبش سبز دارد کار می‌کند. آقا فرمودند آتش فتنه فروکش کرده، ولی هنوز هست. اینها 5 نفرند. این‌که می‌گویند با هم اختلاف دارند، همه‌اش بیخود است. پشت پرده با هم هستند. در جریان براندازی دقیقاً دارند جزو‌ه‌هایی را تهیه می‌کنند.

می‌دانم الان در ذهنتان این سئوال مطرح هست که چرا این 5 نفر را نمی‌گیرند؟ چرا کروبی، موسوی، خاتمی، خوئینی‌ها و بهزاد نبوی را نمی‌گیرند. آقا فرمودند: «نیازی نیست بگیرید». امام(ره) هم در جریان نهضت آزادی و جبهه ملی فرمودند: «اینها را نگیرید. مردم با آنها برخورد می‌کنند، خودشان می‌میرند». همه‌شان مردند.

نکته‌ای را بگویم. آقا فرمودند یک روزی پشت سر امام(ره) راه می‌رفتم، امام فرمودند: «آقای خامنه‌ای! من یک دستی را پشت این انقلاب می‌بینم. شما هم می‌بینید؟» آقا فرمودند: «من سکوت کردم». زمان ریاست جمهوری ایشان بود. فرمودند: «من چیزی را متوجه نمی‌شدم». چندی پیش که جلسه خصوصی داشتیم، آقا فرمودند: «من آن دست را پشت این انقلاب می‌بینم». دستی پشت انقلاب دارد کار می‌کند. البته به شما بگویم: باید اسبابش را فراهم کنیم، والا می‌آیند می‌گیرند. دشمن، دشمنی می‌کند.

* گرایش جدایی دین از سیاست میرحسین موسوی و همسرش

آقای میرحسین موسوی و خانمش چند سالی قبل از انقلاب در امریکا بودند، آنجا زندگی می‌کردند. شما می‌دانید کسانی که ریشه درستی ندارند و با هماهنگی‌ای که با آقایانی مثل پیمان و دیگران دارند، طبیعی است که اکثرشان گرایش جدایی دین از سیاست و سکولاریسم دارند.

* هشدار خویینی‌ها به موسوی درباره عکس‌هایش با ریش تراشیده

خصوصیت روحی میرحسین را هم می‌گویم. خوئینی‌ها می‌گوید اگر او بعدها در مقابل ما ایستاد، عکس‌هایی که ما از او داریم با آن ریش تراشیده و سیستم کمونیستی و خانمش آن شکلی، ما آن عکس‌ها را در اجتماع پخش می‌کنیم، یعنی اینها برای بعد برنامه‌ریزی دارند که اگر میرحسین موسوی آمد و این کار را کرد، آن وقت اینها آن عکس‌ها را پخش می‌کنند.

*موسوی با شهید بهشتی در حزب جمهوری رابطه خوبی نداشت

اینها با همفکرانشان، پیمان و دیگران، عجیب همبستگی دارند. اینها در حزب جمهوری، همیشه خودشان را یک سر و گردن از بقیه بالاتر می‌دانستند. اینها با آقای بهشتی درگیر بودند و آقای بهشتی در آن زمان اینها را اداره می‌کرد. اینها با افراد متدین مثل حاج‌آقا عسگراولادی میانه‌ای نداشتند. مگر میرحسین گذاشت ایشان در دولت بماند؟ یا مثلاً آقای پرورش، آقای نبوی، آقای توکلی و... همه‌شان را با زمینه‌سازی از دولت کنار گذاشت.

* میرحسین موسوی، لجباز، خودمحور و خودخواه است

آقای موسوی آدم لجباز، خودمحور و خودخواهی است. اینها اگر این حرف‌ها را پشت سرش می‌زنند، به خاطر این روحیاتش است. از سال 1375 یعنی 14 سال در برنامه‌های محرمانه‌‌ای که دارند، کار می‌کردند. این‌جوری است؛ دشمن، مخصوصاً انگلیس که ببینید چه توطئه‌هایی می‌کند و چه رابطه‌هایی را می‌خواهد برقرار کند که خوشبختانه انجام نشده، خسته نمی‌شود، چون سیستم دارد. اینها مشغول توطئه هستند.

*تردد موسوی‌خویینی‌ها در ترکیه/بهزاد نبوی، خوئینی‌ها، کروبی، میرحسین و خاتمی سران فتنه هستند

همراهان اینها در انگلستان در اتاق فکر هستند، در تمام کشورهای اروپایی جلسه دارند و ارتباطشان در ترکیه است. ما می‌دانیم در ترکیه چه خبر است آقای خوئینی‌ها مرتباً تردد می‌کند. با دوستانش در آنجا ارتباط دارد، پول‌ها به داخل کشور می‌آید. سران اینها 5 نفرند. بهزاد نبوی، خوئینی‌ها، کروبی، میرحسین، خاتمی. خیلی تلاش می‌کنند که با آقا دیدار کنند.

یک اتفاقی که اخیرا از تلاش‌های اینها افتاد را بگویم؛ به من زنگ زدند که آقای خاتمی و بعضی از این آقایان می‌خواهند به منزل آقای گیلانی بروند، چون عقدکنان نوه آقای گیلانی است. دیدیم اینها می‌خواهند بروند و برای آقای گیلانی برنامه‌ای را درست کنند. آقای گیلانی! مرد انقلاب، زحمتکش، تلاشگر. زنگ زدم به آقای گیلانی خیلی به من علاقه دارد. زمانی با آقای لاجوردی در کنارش بودیم. خلاصه برنامه‌شان را خنثی کردیم.

*تلاش برای جذب هاشمی و سیدحسن آقا

باید هوشیار باشیم. اینها دنبال اهداف خودشان هستند و می‌خواهند توسط شخصیت‌های مختلف آبرو کسب کنند. بی‌آبرو هستند هر کدامشان در جامعه بیایند، مردم سنگسارشان می‌کنند.

اینها تصمیم دارند که آقای هاشمی را جذب کنند خیلی تلاش می‌کنند. انواع و اقسام زمینه‌سازی‌ها را می‌کنند برای این‌که آقای هاشمی را جذب کنند. آسیدحسن‌آقا را می‌خواهند جذب کنند. حتماً خواندید که آسیدحسن‌آقا برایشان پیغام داد که نمی‌توانم با شما همراهی کنم. شما معتقد به جمهوری اسلامی و ولی‌فقیه نیستید، من به ولی‌فقیه و جمهوری اسلامی اعتقاد دارم.....

 

بقیه در ادامه مطلب.....


:: بازدید از این مطلب : 1887
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 مرداد 1391

به نقل از تریبون مستضعفین ، «النصیحه لائمة المسلمین» که در متون روایی ما به صورت مکرر تکرار شده به معنای خیرخواهی برای رهبری جامعه‌ی اسلامی و قراردادن ظرفیت‌ها در اختیار اوست.
 

ذهنیت‌های اشتباه از رابطه‌ی رهبری با مردم و یک‌طرفه دیدن آن از طرف عده‌ای که رهبری را نه راهنمای عمل در جمهوری اسلامی و تنظیم‌کننده‌ی سیاست‌های کلان کشور و امام جامعه‌ی اسلامی که قلمبه‌ی نوری در گوشه‌ای -مثل قرآن‌های لب طاقچه – می‌خواهند به این منجر می‌شود که ولی فقیه صرفاً به صورت ظاهری تکریم شود، عکس او بلند شود و برایش جشن تولد گرفته شود اما عکس فرامین او عمل شود. در حقیقت عملکرد این گروه روی دیگر سکه و مؤید عملکرد تجدیدنظرطلبانی است که به دنبال تنزیل ولی فقیه از جایگاه رهبر دینی به ملکه‌ی انگلیس بوده اند. این گروه، تبعیت‌کنندگان رهبری را از انسان‌های مختار فعال در جامعه‌ی دینی به ربات منتظر دستور تنزل داده اند و تلاش کرده اند که با طرح کدهای مختلف، ضعف اراده‌ی فعال را حل کنند که پیشتر در کدهای پشت پرده و بی توجهی به ضرورت حفظ جایگاه رهبری جامعه ی دینی از آن سخن گفته شد.

اما رویکرد رهبری چیز دیگری است. ایشان صریحاً به امکان نقد نهادهای مختلف حکومتی و عدم خروج آن‌ها از شمول نقد به واسطه‌ی انتساب به رهبری سخن گفته اند: (البته انتقاد و مشورت نیز شرایطی دارد که باید به طور کامل رعایت شود)

«هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد.»
(فرمان هشت ماده‌‌اى به سران قوا درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی)
 

ایشان هم‌چنین از امکان نقد همه‌ی مسئولین حتی رهبری نیز سخن گفته اند:

«مطالبه کردن با دشمنى کردن فرق دارد. اینکه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان کشور نشود – که الان هم همین را تأکید می‌کنیم؛ معارضه نباید بشود – این به معناى انتقاد نکردن نیست؛ به معناى مطالبه نکردن نیست؛ درباره رهبرى هم همینجور است. این برادر عزیزمان میگوید «ضد ولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم؛ ممکن است کسى معتقد به کسى نیست. البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست، آیه‌ى مُنزل از آسمان نیست که بگوئیم باید حدود این کلمه را درست معین کرد؛ به هر حال یک عرفى است. اعتراض به سیاستهاى اصل ۴۴، ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد. دو نفر طلبه کنار همدیگر مى‌نشینند؛ خیلى هم با هم رفیقند، خیلى هم با هم باصفایند، همدرس هستند، مباحثه می‌کنند، حرف همدیگر را رد می‌کنند؛ این حرف او را رد می‌کند، آن حرف این را رد می‌کند. ردکردن حرف، به معناى مخالفت کردن، به معناى ضدیت کردن نیست؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد. بنده از دولت‌ها حمایت کرده‌ام، از این دولت هم حمایت می‌کنم؛ این به معناى این نیست که همه‌ى جزئیات کارهائى که انجام می‌گیرد، مورد تأیید من است، یا حتّى من از همه‌اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نیست. اطلاع رهبرى از آن مجموعه‌ى حوادث و رویدادهائى لازم است که به تصمیم‌گیری‌هاى او، به جهت‌گیری‌هاى او و به انجام تکالیف و وظائف او ارتباط پیدا می‌کند، نه این‌که حالا از همه‌ى چیزهائى که در محیط دولت و محیط کار وزارتخانه‌ها اتفاق مى‌افتد، باید حتماً رهبرى مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممکن است؛ موافقت با آنها هم لازم نیست. بعضى از اشخاص و بعضى از کارها ممکن است در مجموعه‌ى دولتى وجود داشته باشد که صددرصد مورد اعتماد و مورد تأیید ماست، اما آن کار را ما تأیید نکنیم؛ چون دلیل ندارد که رهبرى وارد محیط اجرائى شود؛ به دلیل اینکه مسئولیت‌ها مشخص است و باید مسئول، وزیر، رئیس فلان مرکز یا بنگاه فرهنگى یا اقتصادى، وظائف خودش را انجام بدهد. بنابراین ما به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمی‌دانیم. بعضى تصور می‌کنند که ما چون از مسئولان کشور، از دولت محترم – که واقعاً دولت خدمت‌گزار و باارزشى است؛ حقاً و انصافاً. کارهائى هم که دارد انجام می‌گیرد، مى‌بینید؛ کارها جلو چشم است. باید انسان بى‌انصاف باشد که اهمیت این کارها را انکار کند – حمایت می‌کنیم، این حمایت و این طرفدارى، به معناى این است که انتقاد نباید کرد، یا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممکن است مواردى هم انتقاد داشته باشم.»
(بیانات در دیدار دانشجویان نخبه و نفرات برتران کنکور و فعالان تشکل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاه‌ها‌۱۳۸۶/۰۷/۱۷)
 

ایشان از این فراتر رفته و از استفاده‌ی رهبری حتی از تحقیقات مخالف نظر خویش سخن گفته اند:

«این سؤال که ما چه بکنیم یا این سؤال که اگر نتیجه‌ى تحقیقات ما با نظر رهبرى مخالف درآمد، چه کار کنیم؟ اینها به نظر من سؤالات خیلى اصولى و منطقى نیست. شما مأمور به پژوهشید، شما مأمورید به این‌که فکر و کار کنید، نتیجه به دست آورید و آن نتیجه‌ى شما را رهبرى و غیررهبرى به عنوان دستاوردهاى علمى بگیرند و براساس آن، براى کشور برنامه‌ریزى کنند. تحقیق علمى، شأن و خصوصیتش، آزادى است؛ منتها عقلایى؛ بى‌انضباط نباشد.»
(بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق (علیه‌السّلام) ۱۳۸۴/۱۰/۲۹)
 

زمانی ذیل جلسات نخستینی که بعدها منتج به شکل گیری قرارگاه عمار شد به یکی از نمایندگان مجلس گفتم چرا در مواردی مثل دانشجوی پولی، مسائل معیشتی مردم، مذاکره با آمریکا یا… ورود نمی‌کنید و ایشان پاسخ داد که ما هر جا بفهمیم نظر رهبری موافق یا مخالف موردی است رویش می‌ایستیم! یعنی این نگاه موجب می‌شود که یک نماینده حتی در جایگاه نمایندگی به جای پیش‌قراولی و دیده‌بانی و کمک به رهبر جامعه‌ی دینی منتظر اظهار نظر ایشان شود و بارها نیز دیده ایم که مسئولین کشور تلاش می‌کنند تا با استناد به انتظار برای اظهار نظر رهبری یا انتساب نهادشان به رهبر یا تصمیم «مقامات عالی نظام» از انجام وظایف خود سرباز می‌زنند! مانند سربازی که در میدان جنگ به جای فدا کردن جان خود و جلو رفتن برای ماندن فرماندهی، بگوید اول فرمانده‌ی ما جلو برود بعد ما پشت سر او می‌آییم.

داستان تشکر رهبری از یک نقد دانشجویی

سال گذشته واقعه‌ی جالبی در همین زمینه رخ داد که فراتر از گفتار، نشان‌دهنده‌ی سیره‌ی عملی رهبری انقلاب در همین زمینه بود. ماجرا از این قرار بود که شورای علمی بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌های کشور طی نامه‌ای به مقام معظم رهبری نسبت به تحقیق ارائه شده به ایشان که مورد اشاره‌ی مقام معظم رهبری در بیاناتشان قرار گرفته بود انتقاداتی را مطرح کردند. بخش هایی از این نامه چنین بود:

خدمت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (مد ظله العالی)
ضمن عرض سلام و آرزوی قبولی عبادات و زحمات

[...] موضوعی فکرمان را مشغول کرد و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که وظیفه داریم آن را با شما در میان بگذاریم [...] از آن‌جا که رصد وضعیت [...] کشور را وظیفه‌ی خود می‌دانیم، با بررسی منابع مورد اشاره‌ی شما، به این نتیجه رسیدیم که در پژوهش ارائه شده سوءتفاهمی صورت گرفته و لازم می‌دانیم این مسئله را به اطلاع حضرت‌عالی برسانیم.

التماس دعا
شورای علمی بسیج دانشجویی [...]

مدتی بعد یکی از معاونین دفتر امام خامنه‌ای طی نامه‌ای خطاب به شورای مذکور چنین پاسخ گفتند:


 

این رویکرد به این معناست که بدنه‌ی امت نیز باید در کنار امام جامعه‌ی اسلامی بایستند و رابطه‌ی ولایت نه یک رابطه ی یک طرفه‌ی انفعالیِ تبعیت که کمک رساندن به تصمیمات رهبری می‌باشد و نخبگان وظیفه دارند ظرفیت‌های خود را در اختیار رهبری بگذارند و در چارچوب آموزه‌های مشخص شده به وسیله‌ی رهبری به ایجاد ظرفیت‌های جدید برای نظام اسلامی همت گماشته و هر جا که اشکالی می بینند نیز در چارچوب حفظ مصلحت نظام (به مثابه ی اوجب واحبات) و عدم سوء استفاده ی دشمن از کانال‌های تعبیه شده اقدام بنمایند و رهبر معظم انقلاب نیز نشان داده اند که از حرکت‌های اصلاحی این‌چنین در قول و عمل حمایت می‌کنند. البته باید خط و مرز را با عده‌ای که مصلحت نظام و اقدامات دشمن و پازل او را نمی‌بینند و بدون توجه به رسانه‌های بیگانه صرفاً از عناوینی مبهم و کلی در باب نقد رهبری، در عمل بدون اضافه کردن ظرفیتی برای حکومت دینی تنها خوراک رسانه‌های بیگانه را فراهم می‌کنند، جدا کرد.
 


:: بازدید از این مطلب : 2127
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران