میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 174
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2465
:: بازدید ماه : 8219
:: بازدید سال : 14414
:: بازدید کلی : 14414
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

حجت‌الاسلام والمسلمین جاودان گفت: شاید صد بار این حرف را از حاج آقای حق‌شناس شنیده بودیم که از محبوب‌ترین بندگان خدا کسی است که خدا او را در جنگ با خودش کمک می‌کند. 99 درصد ما متاسفانه اصلا با خودمان جنگی نداریم!

 

خودخوری برای پرهیز از شهوات

شاید صد بار این حرف را از حاج آقای حق‌شناس شنیده بودیم. فرمودند که از محبوب‌ترین بندگان خدا آن بنده‌ای است که خدای متعال او را در جنگی که علیه خودش دارد، کمک می‌کند. 99 درصد ما متاسفانه اصلا با خودمان جنگی نداریم! بعد فرمودند: «خَلعَ سرابیلَ الشَّهَوات» لباس شهوت را از تن به در آورده است.

حرف بسیار بزرگی است. مگر با یک روز شدنی است؟! مگر اصلا اگر خدا کمک نکند می شود؟ ما به شهوات عمل می‌کنیم و هیچ مشکلی هم نداریم و راحتیم، هرچه میلمان است و دوست داریم می‌خوریم و می‌گوییم و نگاه می‌کنیم. مشکلی هم برایمان پیش نمی آید.

کم‌خوری شهید مطهری

مشکلات جمع می‌شود و یک مرتبه می‌آید و انسان را خفه می‌کند. شهوات را یکی یکی باید کنار گذاشت. شاید افراد بسیار بزرگ بتوانند یکجا همه شهوات را کنار بگذارند. اما برای افراد معمولی باید کم کم شروع کرد. اول از کجا باید شروع کرد؟ از شکم.

بچه‌های مرحوم آقای مطهری می‌گفتند ایشان سر سفره که می آمد یک تکه نان جدا می کرد و همان را می‌خورد و دیگر کم و زیادش نمی‌کرد. اگر باز هم میل داشت، دیگر نمی‌خورد. از همین جا می‌توان شروع کرد. بیست سال است که ما داریم همین کار را می‌کنیم و مدام شکست می‌خوریم.

وای از آن وقتی است که انسان هیچ به فکر خودش نیست. این یک ذره کنترل میل و غذا در مقابل هزار هزار هوا و هوسی که من دارم هیچ چیز نیست. «خَلعَ سرابیلَ الشَّهَوات» اینجا می‌گوید تمام شهوات را از تنش در می آورد. آیا غذا نمی‌خورد؟! خیر غذا می‌خورد اما چون لباس شهوت را از تنش درآورده بهترین غذای عالم را هم که برایش بیاورند دیگر برایش هیچ خطری ندارد.

محبت درجه دو!

«وَ تخَلـّی مِنَ الهُموم إلا هَمّاً واحِداً» فقط یک غصه دارد. آن چیست؟ در آیه 165 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «وَالـّذینَ آمَنوا أشَدّ حُبّا للهِ» کسانی که به خدا ایمان دارند (یعنی ایمانشان قبول است و کارشناسان عالم آخرت امضا می کنند که ایمان دارند) آن کسی است که خدا را از همه چیز دیگر بیشتر دوست دارد. پس تنها این آدم می‌تواند فقط یک غصه داشته باشد. فقط این آدم. زیرا یک محبت درجه اول دارد پس یک غصه درجه اول دارد. غصه‌های دیگرش غصه‌های درجه دوم محسوب می‌شوند.

انسان غصه درجه دوم را فدای غصه درجه اول می‌کند. شما می‌بینی گرسنه‌ای و غذا هم نداری. می‌روی دنبال غذا یا نماز؟ غصه غذا را فدا می‌کنی و دنبال نماز می‌روی. بفرمایید محبت درجه دوم را برای محبت درجه اول فدا می‌کند.

داستان امام حسین علیه السلام را می‌دانید دیگر. زمانی که حضرت علی اکبر آمد و اجازه خواست ایشان بلافاصله اجازه داد. آیا ایشان به پسرشان محبت نداشتند؟ چرا محبت داشتند. اما آن را فدا می‌کنند و این محبت درجه دوم است.

بفرمایید که محبت فرعی است. یک محبت اصلی دارد و یک محبت فرعی. اگر محبت فرعی را نداشته باشد که انسان نیست. اگر بچه اش را دوست نداشته باشد که انسان نیست، اگر اینطور است، چنین آدمی می‌تواند به همّ واحد برسد. اگر شما چهل سال غصه یک چیز را خوردید، آیا می‌شود خدای متعال غصه‌ات را برطرف نکند؟! می گوید دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.

غصه بزرگ پدر ابوذر

داستان ابوذر را برایتان عرض کرده‌ام. بر سر قبر پسرش گفت پسرم یک غصه‌ای برایت دارم که آن غصه آنقدر بزرگ است اصلا نمی‌گذارد غصه مرگت را بخورم. آن غصه بزرگ آن است که نمی‌دانم خدا می‌خواهد با تو چه کند. تو را می‌بخشد یا می خواهد سخت‌گیری کند. آخر یک دقیقه سخت‌گیری‌اش را هم نمی توانیم تحمل کنیم. فقط آن لحظه‌ای که می‌خواهند جان را بگیرند سخت نیست. بقیه‌اش هم سخت است. گفت من آنقدر آن غصه تو را دارم که غصه مرگت را یادم رفته. ببینید غصه اولش، غصه آخرتش بود.


:: بازدید از این مطلب : 2346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

رسول خدا (ص) فرمود: برترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن به یتیمی نیکی می‌شود و بدترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن بر یتیم بدی می‌شود.

یکی از دیگر سنت‌های پسندیده در ماه مبارک رمضان، اکرام و تکفل یتیمان است که در آیات و روایات اسلامی، رهنمودهای فراوانی درباره آنها ذکر شده است که ما گزیده‌ای از آن را از کتاب شریف «مفاتیح‌الحیات» آیت‌الله جوادی آملی برای شما می‌آوریم.

 

 

یتیم‌نوازی

رسول خدا (ص) فرمود: خدا بر نیکی به یتیمان به سبب جدایی آنان از پدرانشان ترغیب فرمود، پس هر کس از آنان حفاظت کند خدا از وی حفاظت می‌کند. امیر مومنان (ع) هم فرمود: خدا را، خدا را درباره یتیمان در نظر داشته باشید تا مبادا دهانشان از غذایتان محروم شود و در حضور شما تباه شوند.

رسول خدا (ص) فرمود: برترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن به یتیمی نیکی می‌شود و بدترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن بر یتیم بدی می‌شود.

یتیم‌نوازی پیامبر (ص)

عبدالله بن جعفر می‌گوید: به یاد دارم هنگامی که رسول خدا (ص) بر مادرم وارد شد تا خبر شهادت پدرم را به وی بدهد در حالی که به او می‌نگریستم او بر سر من و برادرم دست می‌کشید و اشک‌ها به گونه‌ای از چشمانش جاری بود که ازمحاسنش می‌چکید. سپس گفت: خدایا! جعفر به پاداشی نیکو رسیده است. تو در میان فرزندانش جانشین او باش؛ نیکوتر از جانشینی تو در میان فرزندان هر یک از بندگانت. سپس فرمود: ای اسماء! آیا به تو بشارت ندهم؟ گفت: آری، پدر و مادرم فدایت. فرمود: خدای عزیز برای جعفر دو بال قرار داد تا با آن‌ها، در بهشت پرواز کند.

یتیم‌نوازی علی (ع)

امیرالمومنین (ع) شبی از کنار خانه زن تهیدستی گذشت که فرزندانی خردسال داشت و آنان از گرسنگی می‌گریستند و مادرشان آنان را سرگرم می‌کرد تا بخوابند. آن زن دیگی بر اجاق نهاده بود که در آن جز آب چیزی نبود، تا آن‌ها بپندارند که در دیگ غذایی در حال پختن است.

علی (ع) از حال آن زن باخبر شد و با قنبر به سوی خانه خود رفت و ظرف کوچکی خرما و کیسه‌‌ای آرد و کمی روغن و برنج و نان برداشت و بر دوش کشید. قنبر از حضرت خواست تا وی آن را بر دوش گیرد. امام (ع) نپذیرفت. با رسیدن به خانه آن زن از او اجازه خواست و وارد شد، پس مقداری برنج و روغن در دیگ ریخت و پس از پختن آن، برای کودکان در ظرف غذا ریخت و به آنان فرمود: بخورید.

پس از سیر شدن آنان، امام (ع) بر دست و پای خود گرد اتاق می‌گشت و بع‌بع (تقلید صدای حیوان) می‌کرد. کودکان با مشاهده این حالت، خندیدند. پس از خروج از خانه، قنبر پرسید: سرورم! امشب رفتاری شگفت‌آور از تو دیدم و راز برخی از آن را دانستم؛ ولی سبب گردش تو در خانه بر روی دست و پا و تقلید صدای بع‌بع حیوان را نفهمیدم! امام (ع) فرمود: ای قنبر! چون وارد خانه شدم، کودکان از شدت گرسنگی می‌گریستند. دوست می‌داشتم وقتی از نزد آنان خارج می‌شوم، آن‌ها در حال سیری بخندند و دلیل دیگری نداشت.

تربیت یتیم

امام علی (ع) فرمود: یتیم را همانند کودک خود به ادب وادار.

سرپناه برای یتیم

از امام باقر (ع) روایت شده است که می‌فرمود: چهار چیز در هر کس باشد خداوند متعال برای او خانه‌ای در بهشت بنا می‌کند: کسی که به یتیمی پناه دهد، به ضعیفی رحم کند، با پدر و مادرش مهربان باشد و با برده و زیردست خود مدارا کند.


:: بازدید از این مطلب : 2209
|
امتیاز مطلب : 88
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

 روزی امیر‌المومنین (ع) بر جمعی وارد شدند، از آنها سؤال فرمود: آیا می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟ هر کس به فراخور حال خویش آیه‌ای را عنوان کرد، در نهایت امام به نقل حدیثی از پیغمبر(ص) در این باره پرداخت....

چه نیکوست در ماه مهمانی خدا، هر روز دقایقی را با قرآن و تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از آن سپری کنیم...

* امیدبخش‌ترین آیه

«وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ»

و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبی‌ها، بدی‌ها را از میان مى‏برد، این براى پند گیرندگان پندى است. ( هود، 114)

-حضرت علی(ع) بر جمعی وارد شده و از آنها سؤال فرمود: آیا می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟ هر کس به فراخور حال خویش آیه‌ای را عنوان کرد:

بعضی گفتند: آیه «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ»؛ یعنی خداوند جز شرک گناهان دیگر را می‌بخشد.

بعضی دیگر بر آن بودند که این آیه است: «وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا» یعنی هر کس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفارکند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

عده‌ای اظهار داشتند آیه «یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا»؛ یعنی ای بندگان من که در حق خود اسراف کرده‌اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می بخشد.

تعدادی هم نظر به این آیه داشتند «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ» کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خدا می کنند و برای گناهان خویش استغفار می‌کنند و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد، بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمودند: از حبیبم رسول خدا شنیدم که امید بخش‌ترین آیه در قرآن این آیه است: «َأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ»، سپس پیامبر ادامه داد: یا علی سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر مردم مبعوث کرد، وقتی که انسان برای نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته می‌شود و زمانی که رو به قبله کند، پاک می‌شود، یا علی مثال اقامه کننده نمازهای روزانه مثل کسی است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبی که جلوی منزل اوست خود را شستشو دهد.


:: بازدید از این مطلب : 2298
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391
توصیه‌های حضرت عیسی(ع) برای انتخاب دوست/ پیش کدام عالم دینی برویم

 مرحوم آیت‌الله مجتهدی بیان داشت: حدیث داریم که پیش هر عالمی ننشینید مگر اینکه شما را از چند چیز به چند چیز دعوت کند: از شک به یقین، از ریاکاری به اخلاص و از رغبت به دنیا به زهد در دنیا!

خبرگزاری فارس: توصیه‌های حضرت عیسی(ع) برای انتخاب دوست/ پیش کدام عالم دینی برویم 

*دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

«اَللّهُمَّ وَفِّقْنى فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ وَجَنِّبْنى فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ وَآوِنى فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلى دارِ الْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ»

خدایا موفقم دار در این ماه به همراهى کردن با نیکان و دورم دار در آن از رفاقت با اشرار و جایم ده در آن به وسیله رحمت خود به خانه قرار و آرامش به معبودیت خود ای معبود جهانیان!

 

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اَللّهُمَّ وَفِّقْنى فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ» می‌گوید: خدایا کاری کن که من با افراد خوب موافقت کنم. مثلاً اگر در جایی رأی‌گیری است. اگر شخصی خوب است با او موافقت کنم و اگر بد است، به او رأی ندهم و در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس به افراد خوب رأی بدهم. در رأی‌گیری نگاه کنیم ببینیم چه کسی آدم خوبی است و خدمت خدا می‌کند به او رأی دهم، نه به آنهایی که به ما قول پست و مقام داده‌اند.

وی در ادامه به فراز بعدی دعا اشاره می‌کند و می‌گوید: «وَجَنِّبْنى فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ» خدایا کاری کن من با بدها رفیق نشوم. جوان‌ با الوات ـ حتی اگر پسر عمویش باشد ـ رفاقت نکند. حال چون «رحم» ‌است، سلام و احوالپرسی کند؛ اما رفاقت نکند. نمی‌شود قطع «رحم» کرد اما از متدینین رفیق انتخاب کنید.

این عالم ربانی در ادامه با اشاره به یک حدیث اظهار می‌کند: حواریون به حضرت مسیح (ع) گفتند که ما به چه کسانی رفاقت کنیم و حضرت مسیح فرمود: با 3 نفر، اول کسی که نگاه به او تو را به یاد خدا بیندازد. دوم کسی که حرف می‌زند علم شما را زیاد می‌کند. سوم کسی که با عملش رغبت شما به آخرت را زیاد کنید.

وی ادامه داد: هر کسی انسان را یاد خدا نمی‌اندازد و حتی هر عالمی هم یاد خدا را زنده نمی‌کند. از امام صادق (ع) سؤال کردند که آیا اینکه نگاه کردن به عالم عبادت است، صحت دارد؟ و امام در پاسخ فرمودند که کلیت ندارد. نگاه کردن به صورت عالمی عبادت است که تو را به یاد خدا بیندازد.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی تصریح می‌کند: حدیث داریم که پیش هر عالمی ننشینید مگر اینکه شما را از چند چیز به چند چیز دعوت کند؛ از شک به یقین، از ریاکاری به اخلاص، از رغبت به دنیا به زهد در دنیا.

وی تأکید می‌کند: با کسی نشست و برخاست کنید که دارای علم باشد و در مباحثه‌ها چیزی به شما بیاموزد و با کسی مجالست و مباحثت کنید که دارای علم باشد و در مباحثه‌ها چیزی به شما بیاموزد و مجالست و مباحثت با کسی که سواد ندارد بی‌فایده است. با کسی که علم می‌داند ولو اگر عمامه ندارد گفت‌وگو و رفاقت کنید.

این استاد بزرگ اخلاق ادامه می‌دهد: رفاقت با کسی که اهل عبادت و مستجاب است را سفارش می‌کنم. کسی که اهل نماز شب، زیارت، دعا و انجام مستحبات است.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ادامه در شرح «وَآوِنى فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلى دارِ الْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ» بیان می‌کند: خدایا به رحمت خودت من را در بهشت جای بده. به خدایی خودت. از خدا می‌خواهیم که به حق خدایی خودش، ما را در بهشت جای بده.

 


:: بازدید از این مطلب : 2400
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

 

می‌دانیم دوران امامت تقریبا 250 سال است. این دوران دورانی برای حفظ و گسترش دین است. خداوند اوصیای پیامبر و ائمه علیهم السلام را برای حفظ دین قرار داده است.

هرکدام از ائمه به نوعی این وظیفه را عمل کرده‌اند. یک بخش اساسی از حفظ دین در دوران حضرت مجتبی علیه السلام صورت گرفته است. شاید معاویه خطرناک‌ترین عنصری بود که ائمه با آن روبه‌رو شده‌اند. نقشه و طرحش نابودی اصل دین بود. به دوستش «مغیرة بن شعبه» گفت به خدا قسم من می‌خواهم این نام مبارکی که پنج بار در مأذنه‌ها برده می‌شود را دفن کنم! او هرکاری که برای رسیدن به این مقصود لازم می‌دانست، عمل کرد.

پس چرا امروز دین موجود است و سالم و صحیح در دست ماست؟

ببینید این مطلب بسیار مهمی است. این نمازی که شما می‌خوانید، این روزه‌ای که می‌گیرید، این اعتقاداتی که دارید همان است که پیغمبر صلی الله علیه و آله آورده و تعلیم فرموده است. همه همان است که ایشان فرموده است. این مطلب بسیار بزرگی است.

در عالم یک کتاب آسمانی دیگر که درست و سالم و دست نخورده باشد، وجود ندارد. یک دین سالم و درست و دست نخورده دیگر نداریم. فقط همین یکی است. به برکت چه؟ بخشی از آن به برکت آن 10 سال است که حضرت مجتبی (علیه السلام) در دوره معاویه صبر کرده است. دوستانش می‌آمدند و می‌گفتند: «یا مُسَخِّنَ وُجوهِ المُومِنین تو»؛ آبروی مومنین را بردی! این 10 سال صبر یکی از دلایلی است که امروز دین سالم در دست ما است. اگر امیرالمومنین (علیه السلام) نبود، اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، اگر امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نبودند، اگر هر کدام از این ائمه (علیهم السلام) را برداریم دین به دست ما نمی‌رسید. ائمه ما مأمور حفظ دین هستند. دقت کنید مأمور حفظ دین، هرکدام برای حفظ یک حلقه از حلقات مأموریت هستند.

صبر حضرت مجتبی (علیه السلام) برای حفظ دین به اندازه شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) لازم بود.

در دوران معاویه 10 سال حضرت مجتبی (علیه السلام) امامت داشتند. امام حسین (علیه السلام) هم 10 سال تمام در عصر معاویه امامت کردند. ایشان هم در این دوران یک قدم و یک حرکت نکردند. همانطور که حضرت مجتبی (علیه السلام) صبر و تحمل کردند، امام حسین (علیه السلام) نیز صبر و تحمل کردند. ببینید امام حسین (علیه السلام) ابتدای حکومت یزید قیام کردند. معاویه مرده بود که قیام کردند.

در زمان معاویه حرکت ممکن نبود و مصلحت دین نبود و باید صبر می کردند. آن صبر دین را سالم به دست ما رسانده است. عرض کردم صبر و تحمل ایشان به همان اندازه قیام حضرت حسین (علیه السلام) ارزش دارد.

کار ائمه (علیهم السلام) همین است. وظیفه دارند بکوشند دین سالم به دست ما برسد. این به این معنی است که دین در جامعه اسلامی به طور صحیح قابل دسترسی باشد و البته اگر مردم کمک کنند به مرحله اجرا هم خواهد رسید آنچه وظیفه امام است این است که دین را در دسترس نگاه دارد، عمل و اجرا آن منوط به حضور مردم است.

یک روزی این دین کاملا اجرا می‌شود. آن عصر حضرت ولی عصر (علیه السلام) است. امیدوارم همه شما حتی پیرمردها آن روز را ببینند. اگر خدا مرحمت کند، می‌شود.


:: بازدید از این مطلب : 2178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد مروجی طبسی، نویسنده کتاب «سبط اکبر» در گفت‌وگو با خبرنگار آئین و اندیشه فارس در خصوص فرا رسیدن میلاد با سعادت امام مجتبی (ع) گفت: امام حسن مجتبی (ع) یکی از چهره‌های بسیار بزرگی است که در عالم اسلام، جلوه به خصوصی دارد و دلیل اینکه اولین فرزند خاندان نبوت و امامت بود جایگاه بسیار خوبی را نزد رسول‌الله(ص) داشت.

وی اظهار داشت: حضرت رسول(ص) همواره در مجامع و مسجد، از حضرت مجتبی(ع) تجلیل کرده و ایشان را تعظیم می‌کرد، پیامبر(ص) امام حسن مجتبی را دوست داشت و مردم را به دوستی با آن حضرت نیز تشویق می‌کردند.

این محقق و پژوهشگر حوزه علمیه قم تصریح کرد: امام حسن مجتبی(ع) به دلیل اینکه شخصیت بزرگواری بود، قرآن را به طور مستقیم از شخص پیامبر(ص) دریافت می‌کرد و این مسئله‌ای بسیار عجیب در زندگی حضرت مجتبی(ع) به شمار می‌رفت لذا گاهی اوقات وقتی امیرمؤمنان شاهد قرائت آیات نازل شده بر حضرت رسول(ص) توسط حضرت زهرا(س) بود،‌ تعجب کرده و می‌فرمودند: فاطمه جان این آیات همین الان بر پیامبر (ص) نازل شد از کجا و به وسیله چه کسی این آیات به شما رسیده است؟ حضرت زهرا (س) می‌فرمود: از فرزندت امام حسن مجتبی (ع)!

وی ادامه داد: معلوم می‌شود امام حسن مجتبی (ع) مرتبا در مسجد حاضر می‌شد و آیات نازل بر پیامبر(ص) را پس از قرائت ایشان در سن 5 سالگی حفظ می‌کرد.

* ماجرای مسلمان شدن مرد عرب

مروجی طبسی به بیان خاطره‌ای از دوران حضور امام مجتبی (ع) در زمان حیات رسول‌الله پرداخت و گفت: عجیب این است که در دوران پیامبر (ص) عده‌ای در بیرون مدینه، جمع شده بودند که حضرت رسول (ص) را به قتل برسانند و یک نفر هم مامور شد به سمت مدینه حرکت کند. در آن زمان رسول خدا (ص) و عده‌ای از یاران ایشان در دامنه کوه احد نشسته بودند که دیدند امام حسن مجتبی (ع) آرام آرام به کنار پیامبر (ص) آمد و حضرت رسول (ص) به استقبال از ایشان امام حسن (ع) را در آغوش گرفت و فرمود: الان یک نفر بر تو وارد می‌شود که بسیار تند و خشن است کاری با آن نداشته باش و بگذار حرف‌هایش را بزند.

وی عنوان کرد: در حالی که رسول خدا (ص) نشسته بود آن مرد خشن وارد شد و رو به جمع کرد و گفت:‌ کدامیک از شما محمد هستید؟ وقتی فهمید پیامبر (ص) در میان آنها نشسته است گفت من تو را ندیده بودم و کینه تو در دل من بود و حال که تو را دیدم کینه‌ام نسبت به تو زیاد شد چه دلیلی برای نبوتت داری؟ حضرت فرمودند اگر عضوی از من بر نبوت من شهادت بدهد می‌پذیری، حضرت رو به امام مجتبی (ع) کرد و گفت پاسخ این مرد را بده، لذا امام حسن (ع) خطاب به آن مرد عرب فرمود: دیشب فلان جا و با فلان شخص بودی، در راه مشکلی برای تو پیش آمد و جریان را برای او تعریف کرد. آن مرد به امام گفت: طوری با من سخن می‌گویی که گویی دیشب با من بوده‌ای! و امام مجتبی آنقدر آن مرد را با مسائل مختلف آشنا کرد که مرد عرب آرام آرام به پیامبر (ص) ایمان آورد و در اثر فرمایش‌های امام مجتبی(ع) عده ای از خانواده آن مرد عرب نیز مسلمان شدند.

* پیامبر(ص) علم و هیبتش را به امام حسن(ع) داد

نویسنده کتاب «سبط اکبر» در خصوص ویژگی‌های امام مجتبی (ع) تصریح کرد: روزی حضرت زهرا (س) امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام را نزد حضرت رسول (ص) ‌برد و او از حضرت درخواست کرد که چیزی از علم و هیبت، جلال و جبروت خود به این دو فرزندش بیاموزد که رسول خدا (ص) فرمود: علم و هیبت خودم را به حسن دادم.

وی با اشاره به هیبت امام حسن مجتبی (ع) گفت: در روایات داریم که امام حسین (ع) با آن عظمت، با وجود امام حسن (ع) یک کلمه صحبت نمی‌کرد و وجود برادرش چنان ایشان را گرفته بود که هیچ‌گاه در حضور برادرش یک کلمه هم سخن نمی‌گفت لذا این موضوع می‌رساند که امام مجتبی (ع) انسان بسیار با عظمتی بوده است که تاریخ در حق ایشان بسیار ظلم کرده است.


:: بازدید از این مطلب : 2388
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

به نقل از جلسات درسهایی از قرآن حجت الاسلام قرائتی

* گواهان دادگاه قیامت

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أُوْلَئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»

و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى‏شوند و گواهان خواهند گفت اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنت‏خدا بر ستمگران باد. (هود،18)

دادگاه قیامت گواهان بسیار دارد:

الف) خداوند که شاهد بر همه اعمل ماست. «وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ»

ب) پیامبر اکرم، «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّة بِشَهِید وَجِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً»، چگونه است حال آنها در آن روز که برای هر امتی گواهی بیاوریم و تو را گواه بر آنها قرار دهیم.

ج) امامان معصوم، «کَذَلِکَ جَعَلْنَـاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ» ما شما را امت میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید، طبق روایات مراد از امت امامان معصومند، زیرا سایر افراد امت، از علم و عصمت لازم برای گواهی در آن روز برخوردار نیستند.

د) فرشتگان‌، «وَ جَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ»، در قیامت همراه هر انسانی دو فرشته می‌آید، یکی او را سوق می‌دهد و یکی شاهد بر اوست.

ه) زمین، «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا»، در قیامت زمین اخبار خود را بازگو می‌کند

و) وجدان، «اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا»، نامه عملت را بخوان و خود قضاوت کن که با تو چه برخورد شود.

ز) اعضای بدن، «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ»، روز قیامت زبان و دست و پا به سخن آمده و علیه انسان گواهی می‌دهند.

ح) زمان، امام سجاد در دعای ششم صحیفه سجادیه می‌فرماید: «هَذَا یَوْمٌ حَادِثٌ جَدِیدٌ، وَ هُوَ عَلَیْنَا شَاهِدٌ عَتِیدٌ»، امروز روز جدیدی است که در قیامت گواه اعمالی است که در آن انجام می‌دهیم.

ط) عمل، «وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا» در قیامت اعمال انسان تجسم یافته و در برابر او نمودار می‌شوند.

 

*اهل بیت، کشتی نجات

«وَقَالَ ارْکَبُواْ فِیهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ»

و [نوح] گفت در آن سوار شوید به نام خداست روان‏شدنش و لنگرانداختنش بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است

ابوذر، صحابی بزرگ رسول خدا در حالی که حلقه در کعبه را گرفته بود، با صدای بلند می‌گفت: ای مردم! با دو گوش خود شنیدم که پیامبر می‌فرمود: «مَثَلُ أهلِ بَیتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نوحٍ مَن رَکِبَها نَجی وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها هَلَکَ»، اهل بیت من همچون کشتی نوح اند که هر کس بر آن سوار شد، نجات یافت و هر که از آن دوری گزید هلاک شد.

البته این حدیث پیامبر را دیگر بزرگان صدر اسلام همچون ابوسعید خدری، ابن عباس، عبدالله بن زبیر و انس بن مالک نیز نقل کردند و در کتب معروف اهل سنت آمده است. اگر این حدیث متواتر را در کنار حدیث متواتر دیگری بگذاریم که پیامبر فرمود: مسلمانان 73 فرقه می‌شوند و تنها یک فرقه از آنها اهل نجات هستند، «فرقه ناجیه» روشن می‌شود که خود پیامبر مصداق فرقه ناجیه را اهل بیت خود معرفی کرده و فرموده است: «مَن رَکِبَها نَجی» که کلمه «نجی» مفسر همان کلمه «ناجیه» است.


:: بازدید از این مطلب : 2821
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

در دعای روز پانزدهم ماه رمضان می‌خوانیم:

'اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِكَ یا أمانَ الخائِفین.'

'خدایا روزي كن مرا در آن فرمانبرداري فروتنان و بگشا سینه‌ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت ای امان ترسناكان.'

در دعای روز پانزدهم از خدا می‌خواهیم تا جزو مخبتین باشیم. مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی كه فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است.


شرح فراز اول:

در فراز ابتدایی این دعا 'اللهم ارزقنی فیه طاعه الخاشعین' یعنی 'خدایا در این روز اطاعت بندگان خاشع وخاضع خود را نصیب من گردان' آمده است.

برای آنكه بدانیم خاشعین چه كسانی هستند، بهتر است اول در مورد متكبرین صحبت به میان آوریم؛ چرا كه خضوع و خشوع به طور كامل با تكبر و غرور تضاد دارد، به طوری كه هر آنچه كه در صفات متكبرین وجود دارد، ضد آن در خاشعین موجود است.

برای روشن شدن این موضوع اشاره می‌كنیم به قسمتی از سخنان گهربار حضرت علی (ع) كه در مورد متكبران اینگونه فرمودند:
'آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان كه به اصل و حسب خود می نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند می پندارند و كارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند و نعمت‌های گسترده خدا را انكار می كنند، تا با خواسته های پروردگار مبارزه كنند و نعمت‌های او را نادیده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلی و ستون‌های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.'

امام علی (ع) همچنین در قسمتی دیگر نیز فرمودند: 'كبر و خودپسندی چیزی است كه قلب‌های متكبران را همانند كرده، تا قرن‌ها به تضاد و خونریزی گذراندند و سینه‌ها از كینه‌ها تنگی گرفت.' كه با توجه به این تذكرات مقدس از زبان امیر مومنان، درمی‌یابیم كه خضوع و خشوع همانند ظرفی است كه انسان به وسیله آن به جمع‌آوری رضا و خشنودی خداوند می‌پردازد و تكبر چون ظرفی است تو خالی كه هیچ چیزی در آن جز غرور و تكبر جای نمی‌گیرد و این خضوع و خشوع است كه انسان را به خدای خویش نزدیك می‌سازد؛ زیرا كه هرچه انسان نزد پروردگار عالمیان، خود را ذلیل و خوار نشان دهد، ارزشش در پیشگاه او بیشتر می‌شود.

چنانچه حضرت علی (ع) فرمودند: 'تاج تواضع و فروتنی را بر سر نهید و تكبر و خودپسندی را زیرپا بگذارید ... و تواضع و فروتنی را سنگر میان خود و شیطان و لشكریانش قرار دهید، زیرا شیطان از هر گروهی لشكریان و یارانی سواره و پیاده دارد.' پس خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالمیان همان طاعت و بندگی خالصانه در مقابل ذات اقدس اوست كه ما نیز در این روز از خداوند می خواهیم به ما عبادت و اطاعتش را همراه با خضوع و خشوع نصیب كند.


شرح فراز دوم

در بخش دیگر این دعا می خوانیم: 'و اشرح فیه صدری بانابه المخبتین بامانك یا امان الخائفین' یعنی 'و شرح صدر مردان فروتن و خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشی خود ای ایمنی دل‌های ترسان.'

حال مخبتین چه كسانی هستند؟ در دعای این روز نكته اساسی كه به آن تاكید شده است، خضوع و خشوع و فروتنی در مقابل ذات اقدس پروردگار است به طوری كه در این روز از خداوند درخواست می‌كنیم آنچه را كه در صفات و اعمال خالصان و خاشعان و فروتنان وجود دارد، نصیب ما كند، اما در اینجا می‌خواهیم بدانیم مخبتین به چه معناست؟

مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی كه فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است، حال شاید سوال كرد كه فروتنان چه كسانی هستند؟ كه در جواب باید بگوییم فروتنی یكی از صفات بارز مومنان تقواپیشه است كه شب و روز خود را به تقوا و پرهیزكاری می‌گذرانند. چنانچه حضرت علی (ع) در مورد صفت و نشانه یك پرهیزكار فرمودند: 'در دینداری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در كسب و دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهیدستی آراسته، در سختی ها بردبار، در جستجوی كسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز كننده از طمع ورزی، است.'

با توجه به فرموده آن بزرگوار در می‌یابیم كه مخبتین همان پرهیزكاران هستند كه شب و روز خود را به ذكر و یاد خداوند به پایان می‌برند كه ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم شرح صدری را كه مردان پرهیزكار و فروتن دارند، به ما نیز عطا كند.


:: بازدید از این مطلب : 2041
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 17 مرداد 1391

 

صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت

آسمان تیره شد از بس که دل ماه گرفت

 

بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت

یک نفس گفت ؛ ولی آینه را آه گرفت

 

راه افتاد میسحا که نفس تازه کند

زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت

 

خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد

اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت

 

سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد

و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت

 

درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت

روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت

 

باز هم روضه دیوار و در و یک مادر...

باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه " گرفت

 

لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد

"اشکِ بر فاطمه" را توشه این راه گرفت

 

وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود

پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت

 

رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش

رفت و وقتی که تنش حالت دلخواه گرفت

 

بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد

آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت

 

مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد

آنچنان که دل محراب و دل ماه گرفت

 

آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت

خم شد و دست به پهلوش به ناگاه گرفت

 

پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت

عاقبت حاجت خود را اسدالله گرفت

جهت مشاهده و ذخیره تصویر حاج رحمان نوازنی بر روی عکس فوق کلیک نمایید

 


:: بازدید از این مطلب : 2774
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 14 مرداد 1391

برای مشاهده در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

 


:: بازدید از این مطلب : 1837
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران