میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 187
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2490
:: بازدید ماه : 8404
:: بازدید سال : 14606
:: بازدید کلی : 14606
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

حوزه - شـمـار شـاگـردان و تربيت يافتگان امام جواد(ع ) در منابع رجالى و تاريخى مختلف ذكر شده است . دانشمند گرانقدر، شيخ طوسى نام 113 نفر از اصحاب و راويان آن حضرت را ذكر كرده اسـت. 

برخی از تربیت یافته‌گان مکتب امام جواد (ع) را به مناسبت سالروز شهادت آن امام همان تقدیم می‌کند.
 
زمـامـداران مـعـاصـر ائمـه عـليهم السلام هر چند اجازه نمى دادند كه آن بزرگواران به سبك مؤ سـسـات و سـازمـانـهـاى آمـوزشـى مـتـداول ايـن زمـان ، تـشـكـيـلات مـنـسـجـم و مـنـظـّمـى بـراى مـسـائل آمـوزشـى و تـعـليـم و تربيت افراد ايجاد كنند؛ زيرا در اين صورت با گرايش و جذب مـردم بـه سـوى ايـن مـشـعـلهـاى هـدايـت و آگـاهـى آنـان از اعمال و كارهاى ضدّ اسلامى زمامداران ، حكومت آن غاصبان در معرض خطر جدى قرار مى گرفت ؛ امـّا گـفـتـار، رفـتـار و معاشرتهاى معمولى آنان با مردم و پاسخگويى به پرسشهاى آنان در زمينه هاى گوناگون ، براى كسانى كه با آنان ارتباط داشتند آموزنده ترين كلاس درس بود.
 
دَرِ خـانـه آنـان در هـر وقـت بـر روى دانـش پـژوهـان و كـمـال جـويـان بـازو مـحـضـرشـان سـرشـار از فيض و بركت بود. هر كس هر سؤ الى داشت مى توانست مطرح كند و پاسخ قانع كننده آن را بشنود و حتّى با آنان به بحث و مناظره بپردازد.
 
بـراى امـام جواد عليه السلام از سوى دستگاه خلافت شرايطى فراهم شده بود كه امكان تماس زيـاد مـردم بـا آن حـضـرت و بـهـره گـيـرى از مـحـضـر پـرفـيـضـش مشكل بود. با اين حال گروه زيادى از شيفتگان مكتب ولايت ، توفيق درك محضر آن گرامى را پيدا كرده و از خرمن دانشش خوشه ها چيدند. و بسيارى از اين تربيت يافتگان با مكتوب كردن علومى كه از امام جواد(ع ) آموخته بودند خدمت شايانى به جامعه شيعى كردند.
 
شـمـار شـاگـردان و تربيت يافتگان امام جواد(ع ) در منابع رجالى و تاريخى مختلف ذكر شده است . دانشمند گرانقدر، شيخ طوسى نام 113 نفر از اصحاب و راويان آن حضرت را ذكر كرده اسـت كـه در بـيـن آنـان افـراد زبـده و سـرشـنـاسـى بـه چـشـم مـى خـورد،.(1) از قبيل :
 
احـمد بن محمد بن ابى نَصْر بَزَنطى ) كه از اصحاب اجماع .(2) است و همگان به فقاهت او اعتراف كرده و مرسلاتش(3) را پذيرفته اند، (احمد بن اسحاق اشعرى ) كـه شـيـخ و سـرور قـمـّيـيـن بـود. (زكـريـّا بـن آدم قمى ) كه نزد حضرت رضا و حضرت جواد عليهماالسلام از ارج و مقام والايى برخوردار بود.
 
(عـطـاردى ) تـعـداد راويـان حـضرت را 121 نفر ذكر كرده است .(4) ولى سيد محمد كـاظـم قـزويـنـى اسـامـى 276 نـفـر از شـاگردان و راويان آن حضرت را با شرح مختصرى از زندگى هر يك آورده است ..(5)
 
ايـنـك بـه مـعـرفـى و شـرح حـال بـرخـى از پـرورش يـافـتگان مكتب امام جواد عليه السلام مى پردازيم ..(6)
 
ابراهيم بن محمد هَمْدانى
 
(ابـراهـيـم بـن مـحـمـد هـمـدانـى ).(7) از چـهـره هـاى بـرجـسـتـه و از اصـحـاب جـليل القدر و مورد اعتماد امام رضا، امام جواد و امام هادى عليهم السلام بود. وى در عبادت خداوند بسيار كوشا بود و چهل بار حج به جا آورد..(8)
 
ابـراهـيـم از جـانـب امـام جـواد(ع ) وكـالت داشـت و حـضـرت بـراى او احـتـرام خـاصـى قـايـل بـود و از ديـگـر وكـلا و دوسـتـان خـود در آن مـنطقه خواسته بود با او مخالفتى نداشته باشند و از او اطاعت كنند.
 
امـام جـواد(ع ) در نـامـه اى بـه او نـوشـت : (پـولى كـه فـرسـتـاده بـودى رسيد، خداوند از تو قبول كند و از آنان (كه پول دادند) راضى باشد و آنها را در دنيا و آخرت با ما قرار دهد. فلان مـقـدار ديـنـار و مـقـدارى پوشاك براى تو فرستادم . خداوند در آنها و در همه نعمتهايش بر تو بركت دهد.
 
بـه (نَضْر)نوشتم و به او امر كردم كه از مخالفت با تو دست بكشد و جايگاه تو نزد خودمان را بـه وى يـادآور شـدم و به (ايوب ) نيز مشابه آن را نوشتم . همچنين به دوستان هَمْدانى خود نـيز نوشتم و از آنان خواستم از تو اطاعت كنند و بدانند كه راه همان است كه تو به آنان نشان مى دهى و جز تو كسى از جانب من (در آن منطقه ) وكالت ندارد..(9)
 
ابـراهـيم مى گويد: در نامه اى به حضرت جواد(ع ) رفتار بدى را كه «سميع »با من داشت متذكر شـدم . آن حضرت در پاسخ نوشت : (خداوند در يارى تو نسبت به كسى كه به تو ظلم مى كند تـعـجـيـل فـرمايد. و از شر او تو را كفايت كند و بشارت باد بر تو به يارى خداوند در آينده نزديك  اِن شاءاللّه و به اجر و پاداش در آخرت . (تو را سفارش مى كنم كه )بسيار حمد خدا به جا آوردى ..(10)
 
زكريا بن آدم
 
(زكـريـا بـن آدم بن عبداللّه بن سعد اشعرى قمى ) از اصحاب بزرگ و والا مقام امام رضا(ع ) و امام جواد(ع ) بود. وى فردى ثقه و وجيه بود.(11) و آن دو امام همام نسبت به او عنايت خاصى داشتند.
 
(عـبـداللّه بـن صـلت قـمـى ) مى گويد: در اواخر عمر امام جواد(ع ) خدمت ايشان رسيدم آن حضرت فرمود:
 
(خداوند صفوان بن يحيى ، محمد بن سنان ، زكريا بن آدم و سعد بن سعد را از جانب من جزاى خير دهد چه اين كه نسبت به من وفادار بودند..(12)
 
وى شـخـصـى مـورد اعتماد بود و امام هشتم يكى از اصحاب خود را براى فراگيرى معارف دينى نـزد او فرستاد. على بن مسيب مى گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم چون راه من دور است و نمى توانم هر زمان كه خواستم خدمت شما برسم ، بفرماييد كه آگاهيهاى لازم دينم را از چه كسى فرا گيرم ؟
 
امام (ع ) فرمود: از زكريا بن آدم قمى كه او بر دين و دنيا امين است .
 
عـلى بـن مـسـيـب گـويـد: وقـتـى بـازگـشـتـم خـدمت زكريا رسيدم و آنچه احتياج داشتم ، پرسيدم ..(13)
 
(زكـريـا بـن آدم ) در شـهر قم وفات يافت و در نزديكى حرم مطهر دفن شد و مزارش زيارتگاه خاص و عام است . امام جواد عليه السلام پس از وفات زكريا به بعضى از اصحابش نوشت :
 
به ياد آوردم آنچه از قضاى الهى بر زكريا جارى شد، رحمت خدا بر او باد روز ولادتش و روز وفـاتش و روزى كه زنده و مبعوث مى گردد. در حالى كه عارف به حق بود عمرش را گذرانيد و بـه حـق اقـرار داشـت ، در راه حـق مـشـكـلات را بـرا ى خـدا تـحـمل كرد و به انجام وظيفه و آنچه خدا و رسولش مى خواستند قيام نمود. رحمت خدا بر او باد كـه از دنـيـا رفـت در حـالى كـه نـه پـيـمـان شـكـسـت و نـه آن را تبديل نمود. خدا او را مطابق نيتش جزا دهد و بهترين آرزويش را به وى عطا كند..(14)
 
*عبد العظيم حسنى
 
او ابـوالقـاسـم عبد العظيم بن عبداللّه بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب (ع ) است . شرح حال مختصر او را (صاحب بن عباد) در جواب شخصى كه از حسب و نسب و اعتقادات حضرت عبدالعظيم سؤ ال كرده بود چنين نوشته است :
 
او فـردى بـا تـقـوى ، پـرهـيـزكـار و داراى ديـن صـحـيـح و عـبـادتـى كامل بود و در امانتدارى ، صداقت و درستكارى شهرت داشت .
 
حـضـرت عـبـدالعـظـيـم ، بـه مسائل دين آگاه بود و حقايق اسلام را به خوبى درك مى كرد، به توحيد و عدل پروردگار ـ كه از شرايط اعتقادى هر مسلمانى است ـ اعتقاد راسخى داشت .
 
وى احـاديـث بـسـيـارى از امـام جـواد و امـام هـادى عـليـهـمـا السـلام نـقـل كـرده و آن دو امـام بـزرگـوار نـامـه هـا و پـيـامـهـائى بـه او ارسـال داشـتـه انـد. او از بـرخـى از اصـحـاب مـوسـى بـن جـعـفـر و امـام رضـا(ع ) نيز احاديثى نقل كرده است .
 
حضرت عبدالعظيم (ع ) داراى كتابها و تاءليفاتى نيز بوده كه يكى از آنها كتاب (روز و شب ) اسـت . و افـراد بزرگ و دانشمندى مانند: احمد بن ابى عبداللّه برقى ، احمد بن محمد بن خالد و ابوتراب رويانى ، از او حديث نقل مى كرده اند.
 
او از حـكـومـت زمان خود وحشت داشت و مورد تهديد بود؛ از اين رو وطن خود را ترك كرد و به طور ناشناس از اين شهر به آن شهر مى رفت تا آن كه وارد (شهر رى ) شد و در محله (ساربانان ) در خـانـه يـكـى از شـيـعـيـان در (كـوى بـردگـان ) سـاكـن گـرديـد و بـه عـبـادت پـروردگـار مشغول شد.
 
وى ، روزها را در (سردابِ) خانه به سر مى برد و روزه مى گرفت و شبها رابه نماز و مناجات مـى گـذرانـد. گـاهـى بـه صـورت نـاشـنـاس از خـانـه بـيـرون مـى آمـد و قـبـرى را كـه اكنون مـقـابـل قبراوست زيارت مى كرد، عبدالعظيم مى گفت : اين قبر يكى از فرزندان موسى بن جعفر (ع ) است .
 
طـولى نـكـشـيـد كـه شـيـعـيـان و دوسـتـداران اهـل بـيـت بـا او بـه عـنـوان عـالم بـه احـاديـث اهـل بـيـت آشـنـا شـدنـد و ارتـبـاط بـرقرار كردند و از علم و دانش او بهره مى گرفتند. يكى از شيعيان رسول خدا(ص ) را در خواب ديد. آن حضرت به او فرمود: به زودى مردى از خاندان من ، در (محله ساربانان ) از دنيا خواهد رفت و در باغ (عبد الجبّار) نزديك درخت سيبى به خاك سپرده خواهد شد!
 
آن مـرد بـراى خـريـد بـاغ نـزد صـاحـب آن رفـت و جـريـان خـواب خـود را نقل كرد. او گفت من هم چنين خوابى ديده ام و تصميم دارم باغ را وقف كنم تا شيعيان اموات خود را در آن دفن كنند. سرانجام حضرت عبدالعظيم از دنيا رفت و در آن باغ كه اكنون بقعه و بارگاه وى قـرار دارد، بـه خـاك سـپـرده شـد..(15) شـيـعيان زمانى كه حضرت عبدالعظيم را بـراى غـسـل آماده مـى كردند، در جيب او ورقه اى را ديدند كه در آن نسب خود را معرفى كرده بود..(16)
 
يـكـى از مـراحـل حساس و درخشان زندگى حضرت عبدالعظيم (ع )، عرضه كردن عقايد دينى خود بـه مـحـضـر امـام هـادى (ع ) اسـت . كه از يك طرف صفا و صداقت او را ابراز مى دارد و از طرف ديـگـر نـشـانـه ديندارى واقعى و احساس مسؤ وليتى است كه وى در پرتو علم و دانش خود، به اهميت آن پى برده است و مى تواند به عنوان يك درس آموزنده و سرمشق سازنده اى مورد متابعت و پيروى قرار گيرد.
 
حـضرت عبدالعظيم مى گويد: خدمت مولايم امام هادى (ع ) رسيدم . آن حضرت فرمود: مرحبا، خوش آمـدى تو از دوستان واقعى ما هستى ، عرض كردم اى فرزند پيامبر، دوست دارم عقايد دينى خودم را خدمت شما بيان كنم ، تا چنانچه مورد قبول شما باشد، بر آن استوار بمانم و بتوانم بدين وسيله به ملاقات پروردگارم برسم .
 
امام هادى (ع ) فرمود: بيان كن .
 
وى عـقـايد خود را درباره خدا، پيامبر، امامت ، معراج و قبر و قيامت بيان داشت و گفت : پس از عقيده بـه ولايـت و امـامـت ، احـكـام واجب الهى ، نماز، زكات ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر است .
 
امام هادى (ع ) فرمود:
 
(اى ابـوالقـاسـم ، بـه خدا سوگند، اعتقاداتى كه عرضه داشتى ، مبانى واقعى دين الهى است كـه خـداونـد بـراى بـنـدگان خود برگزيده و از آن خشنود مى شود. بنابراين ، بر اين عقايد استوار و ثابت قدم باش ، زيرا خداوند در اين راه تو را در دنيا و آخرت ، پايدار و جاويدان مى گرداند..(17)
 
از ايـن رو امـام هـادى (ع ) آگـاهى دينى او را مورد تاءييد قرار مى داد و اصحاب را در ناحيه رى براى آموختن مسائل دينى به او ارجاع مى داد. (ابوتراب رويانى ) مى گويد: اباحماد رازى مى گـفـت : در سـامـراء خـدمـت امـام هـادى (ع ) رسـيـدم و مـسـائلى از حلال و حرام را پرسيدم ، آن حضرت نيز پاسخ گفت ؛ هنگام خداحافظى فرمود:
 
يـا حـَمـّاد اِذا اَشـْكـَلَ عـَلَيـْكَ شـَىْءٌ مـِنْ اُمـُورِ ديـنِكَ بِناحِيَتِكَ، فَسَلْ عَنْ عَبْدُ الْعَظيمِ الْحَسَنى ).(18)
 
هرگاه در مسائل دينى خود در آن ناحيه به مشكلى برخورد كردى ، حكم آن را از عبدالعظيم حسنى سؤ ال كن .
 
دربـاره فـضـيـلت زيـارت قـبـر او نـيـز امـام هـادى (ع ) بـه يـكـى از شـيـعـيـان اهل رى فرمود:
 
اگر قبر عبدالعظيم را كه نزد شماست زيارت كنى مانند آن است كه قبر امام حسين (ع ) را زيارت كرده اى ..(19)
 
على بن مهزيار
 
(عـلى بـن مـهـزيـار اهـوازى ) از اصـحـاب امـام رضـا، امـام جـواد و امـام هـادى عـليـهـم السـلام بـود..(20) وى از شـيـعـيـان بلند مرتبه ، مورد اعتماد و از فقهاى اصحاب است . علىّ نـزد امـام جـواد عليه السلام مقام و منزلت والايى داشت ، از وكلا و ياران خاص آن حضرت بود و در مـكـتب تربيتى اش به حدّى از رشد و كمال رسيد كه در نامه امام جواد عليه السلام به (علىّ بن مهزيار) آمده است :
 
اى على ! خداوند به تو پاداشى نيكو عطا فرمايد و تو را در بهشت خويش جاى دهد ... من تو را در خـير خواهى و اطاعت و خدمت و احترام و آنچه كه بر تو واجب است آزمودم . اگر بگويم هيچ كس را چون تو نيافتم ، اميد آن دارم كه در اين ادّعا راستگو باشم ...
 
مـقـام و مـنـزلت و خـدمـات تـو در گـرمـا و سـرمـا و در طـول شـب و روز بـر مـن پـوشيده نيست . از خدا مى خواهم هنگامى كه همه مردم را در قيامت جمع مى كـنـد، تو را به رحمت ويژه خود اختصاص دهد؛ چندان كه مورد غبطه و حسرت ديگران واقع شوى )..(21)
 
امام جواد عليه السلام در نامه ديگرى به او مى نويسد:
 
(نـمـى دانـى كـه خداوند چگونه تو را نزد من عزيز كرده است ، چه بسيار كه تو را به اسم و نسب دعا مى كنم و به تو بسيار عنايت و محبت دارم و مى دانم تو در چه پايه اى از ايمان هستى . خداوند برتر از آنچه هستى براى تو مستدام گرداند و به جهت رضايت من از تو راضى گردد و تـو را بـه آرزويـت بـرسـانـد و بـه رحـمتش ، فردوس اعلى را براى تو برگزيند. خداوند شنونده دعاست ، (از او مى خواهم ) تو را سرپرستى و حفاظت فرمايد و به رحمتش هر بدى را از تو دور گرداند..(22)
 
عـلى بـن مـهـزيـار روايـات بـسـيـارى را از سـه امـام بـزرگـوار نـقـل كرده و سى و سه جلد كتاب در موضوعات مختلف تاءليف كرده است ..(23) او در مـبـاحـثـات و مـنـاظرات علمى با مخالفان نيز شركت مى كرد. نجاشى مى نويسد: او با (على بن اسـبـاط) كـه فـطـحـى مذهب بود، رسايلى رد و بدل كرده و آن دو در اين باره به امام جواد عليه السلام رجوع كردند و (على بن اسباط) از عقيده نادرست خود دست برداشت ..(24)
 
(عـلى بـن مـهزيار) بسيار عبادت مى كرد و سجده هاى طولانى داشت . يوسف بن سخت بصرى مى گويد:
 
(او زمـانـى كـه خـورشـيـد طـلوع مـى كـرد سـر بر سجده مى گذاشت و تا وقتى كه هزار نفر از برادران ايمانى را دعا نمى كرد و آنچه براى خود خواسته بود براى آنان نمى خواست سر از سجده برنمى داشت . از اين رو پيشانى اش از بسيارى سجده پينه بسته بود..(25)...........
 
 
بقیه در ادامه مطلب.....

:: بازدید از این مطلب : 2633
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391
 

 

خلیفه سوم در سال‌های میانی دوران خلافت خود، نسبت به چگونگی وضوی پیامبر(ص) گرفتار تردید شد؛ سپس او وضوی حضرت رسول(ص) را به شکلی که اکنون میان اهل سنت مرسوم است، اعلام کرد.

 همزمان با آغاز ایام حج بیت‌الله الحرام و حضور عاشقانه و عارفانه حاجیان در سرزمین وحی، خوب است نگاهی دوباره به سنت حضرت رسول صلی الله علیه و آله در خصوص مسئله اذان، وضو و نماز داشته باشیم.
 
این نوشتار به مسئله کیفیت وضوی پیامبر(ص) و بدعتی که متأسفانه پس از رحلت ایشان به و جود آمد اشاره دارد.
 
برداشت اول/ سنت
 
یکی از اصحاب پیامبر (ص)، آبی خواست و وضو گرفت؛ پس گفت: «رسول خدا (ص) را دیدم که وضو گرفت؛ آن چنان که من وضو گرفتم. سپس او مضمضه کرد و استنشاق نمود و صورت و دست‌ها را شست و بر سر و پشت‌پا، مسح کشید».
 
مسلمانان، وضوی پیامبر (ص) را مبین این آیه وضو می‌دانند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَینِ؛ ای مومنان! هرگاه قصد نماز کردید، صورت‌هایتان و نیز دست‌ها را تا آرنج بشویید و سرها و پایتان را تا برآمدگی آن دو، مسح کنید».
 
این آیه‌شامل «شستن» صورت و دو دست و همچنین «مسح» سر و دو پا است.
 
برداشت دوم/ بدعت
 
وضوی همه مسلمانان، تا خلافت عثمان، صورت واحدی داشته، مانند وضوی کنونی شیعی بوده است. این مسئله، با آیه وضو نیز هم‌خوانی دارد. علت تغییر وضو، این بود که خلیفه سوم در سال‌های میانی دوران خلافت خود، نسبت به چگونگی وضوی پیامبر (ص)، گرفتار تردید شد؛ سپس او وضوی پیامبر (ص) را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است، اعلام کرد؛
 
«شستن دست‌ها از سر انگشتان تا آرنج» و اصرار بر «شستن پا و نه مسح آن». این بدعت، مخالفت بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) را دنبال داشت؛ اما حکومت اموی، بنا بر اغراض سیاسی، در نقاط مختلف اسلامی، شیوه وی را تبلیغ کرد و فضایی به وجود آورد که برخی از اصحاب، جرئت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشتند و در نتیجه، این گونه وضو گرفتن، رواج یافت.
 
برداشت سوم/ درنگ
 
درباره چگونگی تفسیر آیه وضو و نوع وضوی پیامبر (ص) در «شستن دست‌ها» و «مسح سر و دو پا» چند نکته زیر تقدیم می‌شود:
 
1. درباره «شستن دست‌ها از آرنج» چند نکته قابل ذکر است:
 
الف) برخی مفسران قرآن، واژه «الی: به» در آیه وضو را به «مع: با» تفسیر کرده‌اند.
 
«وهبة الزحبلی» دانشمند و فقیه سنی‌مذهب می‌گوید: «نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت - داخل کردن دو آرنج در شستن، واجب است؛ زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایب است، در این جا به معنای «مع» است؛ مانند دو آیه شریفه «وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ؛ نیرویی بر نیروی شما بیفزاید» و «وَلاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ؛ ‌اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید» که در این دو نیز «الی» به معنای «مع: با» است.
 
ب) در نگاه قرآن، حد دست که باید در وضو شسته شود «مرفق» یعنی آرنج است و کلمه «الی» در آیه فوق، تنها برای بیان حد شستن است و نه کیفیت شستن که بعضی توهم کرده، چنین پنداشته‌اند که آیه می‌گوید: باید دست‌ها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشویید. این درست به آن می‌ماند که انسان، به کارگری سفارش کند که دیوار اتاق را از کف تا یک متر، رنگ کند. بدیهی است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود؛ ‌بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود؛ نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین، در آیه، فقط مقداری از دست که باید شسته شود، ذکر شده، اما کیفیت آن، در سنت پیامبر (ص) که به وسیله اهل بیت (ع) به ما رسیده، آمده است و آن، شستن از آرنج به طرف سر انگشتان است.
 
ج) وقتی زراره از کیفیت وضوی پیامبر(ص) از امام باقر (ع) پرسید، حضرت تشت آبی درخواست کرد و پس از شستن صورت، مشتی آب از آن بر دست راست خود ریخت و آن را از آرنج تا سر انگشتان شست و هیچگاه آب را به طرف آرنج برنگرداند.
 
د) دارقطنی، یکی از دانشمندان حدیث اهل سنت، از جابر نقل کرده که وقتی پیامبر (ص) وضو می‌گرفت، آب را بر دو آرنج می‌ریخت.
 
2. در آیه وضو، خداوند، امر به مسح سر و پاها کرده است؛ در حالی که اهل تسنن، پاها را می‌شویند؛
 
در این باره به نکات زیر اشاره می‌شود:
 
الف) ابن عباس می‌گوید: «قرآن درباره پاها، به مسح کردن دستور داده است؛ ‌ولی مردم جز شستن، به چیزی تن ندادند».
 
همچنین می‌گفت: وضو عبارت است از دو شستن و دو مسح کردن یا «دو شسته شده و دو مسح شده».
 
ب) ابن حزم، دانشمند نامی سنی مذهب، چنین نقل می‌کند: جمع زیادی از اصحاب و تابعین، در وضو، پا را مسح می‌کردند؛ شخصیت‌هایی مانند علی‌بن‌ ابی‌طالب (ع)، ابن عباس حسن بصری، انس‌بن مالک، عکرمة، شعبی و ... .
 
د) زمانی که به انس‌بن مالک که مدتی خادم رسول خدا (ص) بود خبر دادند که حجاج به شستن پا توصیه می‌کند، واکنش نشان داد و ضمن اشاره به واجب بودن مسح پا، این سخن را بر زبان جاری ساخت: «صدق‌الله و کذب الحجاج».
 
منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 3217
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391
 

 

 شاگرد پروفسور حسابی بر اساس علم فیزیک، علت اینکه جهت انجام طواف دور خانه خدا خلاف جهت عقربه های ساعت است را تشریح کرد.
 
حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.
 
وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد 5 نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.
 
این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.
 
 
اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.
 
وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.
 
این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.

:: بازدید از این مطلب : 3036
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

 

مسئولان در آستانه انتخابات فضای کشور را جنجالی نکنند/دشمنان در مقابله با اقتصاد ایران هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند

رهبر معظم انقلاب با اشاره به برگزاری انتخابات پیش رو با بیان اینکه گاهی یک حرف یک عمل نسنجیده و عمل نابجا موجب تلاطم در محیط سیاسی می شود، تاکید کردند: همه مسئولین باید آرامش سیاسی کشور را حفظ کنند تا فضای سیاسی کشور جنجالی نشود.

حضرت آیت الله خامنه ای امروز دوشنبه در جمع مردم شیروان با تاکید بر اینکه مردم این دیار در انتخابات دشوار و بزرگ سربلند بیرون آمده اند، اظهار داشتند: مردم این خطه باید به خود ببالند و خود را برای موفقیت ها در کارهای بزرگ در آینده آماده کنند.
 
ایشان افزودند: یکی از برجستگی های این شهر و استان همزیستی افراد مختلف با یکدیگر است که همه این اقوام در کنار هم برادرانه و مسلمانانه زندگی می کنند و امیدوارم جوان های شما در آینده کشور عزیزشان چهره های درخشان دیگری تحویل جامعه بدهند و این امیدی است که دور از دسترس نیست.
 
مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه هوشمندی آگاهی و بصیرت مردم عزیز ما در این استان و در سراسر کشور موجب شده است که کشور ما از یک ثبات سیاسی مستمری برخوردار باشند بیان داشتند کشورهای قدرتمند، زورگو و تجاوزگر یکی از سلاح هایشان این است که در کشورهایی که طمع ورزیده اند و می خواهند سلطه خود را مستمر کنند بی ثباتی ایجاد کنند و بین مردم آن کشور و همچنین با همسایگانشان اختلاف بیندازند تا بی ثباتی به وجود آید .
 
رهبر معظم انقلاب با تاکید بر اینکه دشمنان قصد دارند ثبات و امنیت سیاسی کشور را برهم بزنند اظهار داشتند: یک ملت اگر ثبات سیاسی داشته و از آرامش برخوردار باشد ملت فرصت می کند در میدان های گوناگون به مسابقه های بزرگ بشری وارد شود و پیشتاز باشد و اگر کشوری در سایه امنیت نباشد در علم، صنعت و عزت ملی نمی تواند خودش را به جلو بکشد.
 
ایشان افزودند: این انقلاب به برکت بصیرت مردم توانسته است به کوری چشم دشمنان یک کشور باثبات به وجود بیاورد .
 
حضرت آیت الله خامنه ای ایجاد بی ثباتی را یکی از سیاست های دستگاه استکبار دانستند و تصریح کردند: دشمنان در اوایل انقلاب با ایجاد اختلاف های قومیتی می خواستند بی ثباتی ایجاد کنند اما موفق نشدند و بعد از آن نیز با تهاجم یک همسایه دیوانه و افسارگسیخته سعی داشتند امنیت کشور را به هم بریزند و از داخل نیز گروهک هایی به آنان کمک کردند اما آنچه که می خواستند 180 درجه برخلاف میلشان تمام شد و نه تنها جنگ تحمیلی ثبات را بر هم نزد بلکه اتحاد کشور را بیشتر کرد.
 
مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه ملت و مسئولین باید قدر این ثبات و امنیت سیاسی کشور را بدانند، فرمودند: البته ملت قدر این آرامش را می دانند اما صحبت من با کسانی است که می خواهند قدرنشناسی کنند و با اعمال نادرست و کج تازی های خود سعی می کنند این ثبات را در کشور به هم بزنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: وظیفه قوه مجریه، مقننه و قضائیه این است که مراقب باشند بدخواهان نتوانند آرامش و ثبات کشور را برهم بزنند.
 
رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از بیانات خود خاطرنشان ساختند: ما در چند ماه بعد مساله انتخابات را داریم باید همت مسئولان این باشد که آرامش سیاسی را حفظ کنند و نگذارند فضای سیاسی متشنج و ناآرام شود.
 
ایشان تصریح کردند: عامه مردم به مصالح کشور با نگاه درستی می نگرند، در طول این سه دهه هر جا مسئولیت متوجه مردم بود به بهترین وجه انجام دادند، دشمنان می خواستند مردم را دچار اختلاف و تشتت آراء کنند تا از مصالح کشور و پیشرفت غافل شوند، اما مردم از خود بصیرت نشان دادند و همه امور از لطف خداوند سرچشمه می‌گیرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: مردم مومن و متوجه به حقایق هستند، سفارش ما به مسئولان این است که مراقب باشند دشمن نتواند این آرامش و استقرار که در کشور وجود دارد بر هم بزنند. مسئولان این استقرار و آرامش را حفظ کنند و نگذارند تلاطم بوجود آید گاهی یک حرف و اقدام نابجا موجب تلاطم در محیط سیاسی می شود.
 
ایشان ادامه دادند: مردم استحقاق دارند که مسئولان این همه وقت خود را صرف حل مشکلات آنها کنند.
 
رهبر معظم انقلاب در خصوص مشکلات استان خراسان شمالی اظهار داشتند: در شهرستان های خراسان شمالی کارهای زیادی وجود دارد که نمایندگان و قوه مجریه موظفند در راستای حل مشکلات مردم کار کنند.
 
ایشان ادامه دادند: مردم به مسئولان اطمینان داشته باشند، زیرا نیت آنها خوب است و قصد خدمت به مردم وجود دارد، اما گاهی سلیقه ها درست نیست و گاهی امکانات فراهم نیست، باید دست به دست هم دهیم تا مشکلات برطرف شود.
 
مقام معظم رهبری مهمترین مشکل شهرستان شیروان را بیکاری خواندند و افزودند: مسئله اعتیاد در این استان و این بخش وجود دارد. من به جوانان هشدار دادم و از آنها خواستم جوانان عزیز را پرشور و بامقاومت می بینم. جوانان این استان از نظر فرهنگی جزو پیشروان هستند، این جوانان باید در مقابل و مبارزه با خطر مهلک اعتیاد پیشرو باشند.
 
ایشان با تاکید بر اینکه مردم در همه جای کشور سرحال و بانشاط هستند، اظهار داشتند: دشمنان و آنهایی که می خواستند با تحریم مردم را خسته و افسرده کنند، این اجتماعات عظیم مردم را ببینند که مردم چقدر در صحنه حضور دارند و اراده آنها در دفاع از نظام مستحکم است.
 
مقام معظم رهبری افزودند: دشمنان سعی می کنند در خبرگزاری هایشان خبرها را کمرنگ کنند و حضور مردم را کمرنگ نشان دهند اما واقعیات را خودشان می بینند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان در خصوص راهکارهای حل مشکلات اقتصادی ادامه دادند: در زمینه مسائل اقتصادی که دشمنان بر آن متمرکز شدند برای پیشرفت اقتصادی سه عنصر "نگاه علمی"، "برنامه ریزی مدبرانه به دور از کندی، تنبلی، شتابزدگی، کوتاهی" و "ثبات و استمرار سیاست ها" را مورد توجه داشته باشید.
 
ایشان تاکید کردند: دشمنان همچنان که در بخش های دیگر نتوانستند کاری کنند، در مقابله با اقتصاد ایران هم هیچ غلطی نمی توانند بکنند.
 
رهبر معظم انقلاب تصریح کردند: حضور مردم با بصیرت و توأم با عزم و اراده است، مردم با حرکات خود نشان می دهند که دشمنان دروغ می گویند و مغرضانه قضاوت می‌کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: برخی از رویدادهای داخلی هم نه عمدا بلکه غفلتا مطابق میل دشمنان می گویند مردم خسته شدند در حالیکه خودشان خسته اند، مردم هرجا که احساس کنند وظیفه ای وجود دارد با اهتمام و عزم راسخ وارد می شوند.

 


:: بازدید از این مطلب : 3121
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

مرحوم علامه حسینی طهرانی می‌گفت: من نمی‌دانم این لفظ «اعتماد به نفس» از کجا آمده است. چرا اعتماد انسان به نفس باشد؟ اعتماد به نفس، در مقابل اعتماد به خدا، اعتماد به بت است!

 مرحوم علامه آیت‌الله سید محمدحسین حسینی طهرانی (1305 تهران ـ 1374 مشهد) از جمله نوادر اولیای الهی و عباد صالحین است که مطالب متعالی مکتب عرفان را در قالب وعظ و کتابت را در قالب دو کتاب به نام‌های «رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم» و «رساله لب‌اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب» در اختیار مشتاقان راه خدا قرار داده است.
این استاد فرزانه پس از طی مراتب سلوک در خدمت استاد اعظم و عارف واصل علامه طباطبایی و سپس مرحوم عارف بالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی، در آخر رحل اقامت و اعتکاف را در عتبه ملکوتیه انسان العین و عین‌الانسان حضرت حاج سید هاشم حداد افکند و به سر منزل مقصود رسید و در حریم معبود وفود کرد.
 
 
نماز خواندن آیت‌الله بهجت بر پیکر علامه طهرانی در مشهد مقدس
 
 
 
مرحوم آیت‌الله سید محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب «آیین و رستگاری» در ادامه مبحث منظور و مقصود پروردگار از خلقت انسان می‌فرماید: 
 
بهشتی‌ها به جهنمی‌ها می‌گویند: «قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا؛ ما آنچه را که خدا به ما وعده داد از بهشت و رضوان و فضاهای واسعه، همه را حق و استوار یافتیم! آیا آنچه را هم که پروردگار شما به شما بیم داده بود و بر حذر داشته بود حق و استوار یافتید؟!
 
چنانچه می‌فرماید: «وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِینَ»
 
غل همین کثافات را می‌گویند، مثلا شکر را که می‌خواهند آب کرده و شیرینی درست کنند، روی آن اول یک کثافاتی می‌گیرد، و بعد باید ماده‌ای به آن بزنند، مثل آن ماده‌ای که می‌زنند و تمام کثافات را می‌گیرد، پاک و صاف و طیب و طاهر می‌کنند. خدا قلوب مؤمنین را این طور از هر غل و تاریکی و کدورت بیرون می‌آورد.
 
بعد کم کم به جایی می‌رسد که انسان به همه اهل عالم حتی به کفار و اشقیا به نظر محبت و عطوفت نگاه کرده و برای آنها دلسوزی می‌کند، برای کافرها دلسوزی می‌کند، و می‌گوید: ای خدا بیا این فرد را هدایت کن! کافر است اما هدایتش کن.
 
زحمت می‌کشد آنها را هدایت کند، رحمت می‌کشد آنها را مسلمان کند. پیغمبر صلی‌الله علیه و آله و سلم جنگ می‌کردند، کشته می‌شدند کشته می‌دادند، برای اینکه آنها مسلمان شده، راه خودشان را پیدا کنند و بروند. انسان یک نظر رحمت واسعه‌ای به همه خلق پیدا می‌کند و برای همه خلق، خیر‌خواه است و هر کدام را به حسب درجه و مرتبه خود، خواهان است، دوست دارد که همه راه مستقیم و صراط انسانیت و اسلام را طی کنند و به خدا برسند و به سوی مقصد و ممشای صحیح قدم بردارند. دیگر هیچ غلی، حسدی، کبری، دغدغه‌ای، غشی، نگرانی‌ای در آن نفس نیست.
 
ما که در بیمارستان خوابیده بودیم، بعضی روزها برای ما ناهار می‌آوردند و از این دستمال کاغذی‌ها هم آنجا بود. خب! ما مقداری از یک دستمال را پاره می‌کردیم و جلوی خودمان می‌انداختیم. این سفره‌مان بود، بنده‌زاده هم آنجا بودند و غذاها را می‌گذاشتیم و یک لقمه می‌خوردیم. تا موقع غذا می‌شد من می‌گفتم: آسید‌محسن، این سفره را بیاور! این سفره را، به جان شما رئیس‌جمهور آمریکا هم ندارد. این سفره‌ای که ما اینجا می‌اندازیم و شما با کمال صفا و وفا و خوشی و با این دلشادی و بی‌غم و غصگی این جا نشسته‌اید، قسم به خدا رئیس‌جمهوری‌های دنیا ندارند! یعنی آنها نمی‌توانند یک سفره بیاندازند و بی‌فکر باشند.
 
پس اگر انسان عاقل است و می‌خواهد دنیا هم داشته باشد عیبی ندارد، انسان هر راهی می‌خواهد طی کند برای آسایش خیال است. وقتی می‌بیند آن راه خیالش را به هم می‌زند، شب با ناراحتی می‌خوابد، صبح با ناراحتی بلند می‌شود، هزار تا نقشه تزویرانه می‌کشد برای اینکه طرف را بکوبد؛ این چه زندگی است؟! این چه دنیایی است؟! حالا بفرمایید قصری هم از طلا به آسمان بردند! اگر انسان یک کاسه چوبین داشته باشد که در آن آب سرد گوارا بخورد بهتر است یا یک کاسه زرین داشته باشد و در آن خون قی کند؟ مگر این رئیس‌جمهور‌ها، این سلاطینی که خون قی می‌کنند و می‌میرند، در کاسه زرین خون قی نمی‌کنند؟! حالا آن بیچاره بدبختی که در روستا زندگی می‌کند و مؤمن و مسلمان است و یک کاسه چوبین دارد و با زن و بچه‌اش آب سرد گوارا می‌خورد و می‌گوید الحمد‌الله، این بهتر است یا آن؟ پس به خدا قسمت این دنیا‌پرست‌ها همه اشتباه کرده‌اند! همه!
 
اهل دنیا از کهین و از مهین/ لعنة الله علیهم اجمعین
 
این قید ـ اهل دنیا ـ در مقابل حیات اولیا، یعنی غیر اهل الله از کهین و از مهین؛ لعنة الله، یعنی دور باش. دورباش خدا بر اینها زده شده و اینها در این حیات دنیا گرفتارند، آن لعنت که برداشته بشود اینها باید به واسطه مجاهده، حجاب و پرده را از نفس خودشان بردارند، و با توفیقات پروردگار همه حرکت کنند و به این راه آیند و بگویند: «وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ* الَّذِی أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ» حمد اختصاص به آن خدایی دارد که ما را در این دار مقامه، در این جای درنگ، در این مقام مکین و مقام امین از فضل خودش آورد و در اینجا جا داد، اینجا کجاست؟ نه گرفتاریست، نه زحمت است، نه دغدغه است، نه ناراحتی فکر است؛ اینجا عالم امن است، اینجا عالم امان است، اینجا عالم سلام است. در اینجا از اسماء حسنای پروردگار، اسم سلام واقع است، السلام است «لَا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ» اینجا هیچ یک از آن گرفتاری‌ها نیست و این مقام انسان است که برود و آن مقام را درک کند و این مال آن کسانی است که در دنیا این راه را طی کنند.
 
اگر انسان در دنیا بخوابد و بگوید من در آخرت به مقامات می‌رسم، اشتباه است. دنیا عالم کار است، مثلا فرض کنید محصل که دانشکده پزشکی می‌رود، آنجا باید کار کند. اگر بگوید من دیپلمم را می‌گیرم آن وقت کار می‌کنم، این غلط است، اینجا باید کار کند. اگر کار کرد، دیپلم هم به او ندهند، او دارای علم و سرمایه است، هر کجای دنیا که برورد دارای سرمایه علمی هست. ولی اگر کار نکرد هزار تا دیپلم هم کاغذپاره است، باید برورد در دکان پایش بستنی بزند و بفروشد! به درد نمی‌خورد.
 
دنیا محل عمل است، خدا ما را آورده برای اینکه بیدار باشیم، بینا باشیم، به سوی پروردگار خوب حرکت کنیم. تمام آن مقاماتی که در قرآن مجید دستور داده، عنایت شده و بیان شده، از آن کسانی است که در دنیا کار کنند. «الیوم عمل و لاحساب و غدا حساب و لاعمل»‌ امروز، روز عمل است، حسابی نیست؛ فردا روز امتحان و حساب است و عملی نیست.»
 
هر عملی که ما انجام بدهیم، بهره و نتیجه‌اش داخل در خود عمل است؛ هر الله که از روی اخلاص بگوییم، لبیک پروردگار درون، این الله ماست؛ هر قدمی که به سوی پروردگار برداریم، آن نتیجه در خود نفس همین عمل منطوی و نهفته است.
 
خب! حالا می‌خواهیم به سوی خدا حرکت کنیم، بعد از اینکه خدا به ما تنبه داد، فکر داد، چشمانمان را باز کردیم، دیدیم ای عجیب! خورشید طلوع کرده و قافله همه رفته و ما مانده‌ایم؛ همه شب را تا صبح خوابیده‌ایم وای! قافله با ما بود! رفتند، و شاید هم الان رسیده باشند؛ چرا خورشید طلوع کرده؟! حالا به خدا می‌گوید: خدایا! من اینجا چه کنم؟ خورشید طلوع کرده! در این بیابان من هم غریب و تک و تنها هستم، جایی را نمی‌شناسم، خدایا! برس به درد من! خدایا! من به تو توکل کردم، بارم را به سمت تو انداختم، تفویض به سوی تو کردم، من عقب مانده‌ام، دست من را بگیر! این عالم یقظه و تنبه است.
 
خداوند به او مدد می‌کند، می‌گوید: حالا که چشمت بیدار شد و دیده از خواب برداشتی و متنبه شدی، ببین چقدر عقب ماندی! شب تا صبح خوابیدی، این را باید تدارک کنی! دیگر نباید بگیری بخوابی! اینجا بیابان است، آفت است، شیر است، پلنگ است، دزد است، باید حرکت کنی! به مدد الهی حرکت می‌کند و گریه می‌کند، انابه می‌کند و از آن مقداری که خوابیده، رجوع می‌کند به سوی پروردگار -توبه یعنی رجوع- و بازگشت می‌‌کند.
 
آن سیئاتی را که در نظر گرفته روی آنها مطالعه‌ای می‌کند و بر می‌گردد و می‌گوید: خدایا! من الان به اشتباه خودم اعتراف کردم و تو خدای منی، تو رب منی، تو مولای منی، تو آقای منی، تو سید‌ منی؛ من دیگر غلط می‌کنم بگویم اعتماد به نفس خود دارم، بلکه من اعتماد به تو دارم، اعتماد به خدا. در هیچ جای از قرآن اعتماد به نفس نیست.
 
* اعتماد به خدا باید جایگزین اعتماد به نفس شود
 
من نمی‌دانم این لفظ اعتماد به نفس از کجا آمده؟! چرا اعتماد انسان به نفس باشد؟ قرآن می‌گوید: اعتماد به خدا بکن! نفس را زیر پابگذار! این نفس را فدای پروردگار بکن! اعتماد به نفس در مقابل اعتماد به خدا، این اعتماد به بت است در مقابل حقیقت؛ آن نفسی که نورانی و آیت خدا باشد اگر به او اعتماد کند اعتماد به خداست؛ آن نفسی که هنوز از مراحل اخلاص نگذشته، در پشت هزار تا سنگر محجوب است اگر به این نفس، اعتماد کند به هزار تا جهنم اعتماد کرده! و این اعتماد چه فایده‌ای برای او دارد؟!
 
لذا در قرآن مجید اصلا اعتماد به نفس نداریم بلکه اعتماد به خداست:
 
«وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ»، «وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ»، «وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُن لَّهُ وَلِیٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرًا»، «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ».
 
ترجمه همه این آیات این است: ای پیغمبر! قلبت را به خدا بده، «وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا» از همه عالم ببُر و خودت را متصل به خدا کن و به سوی خدا منقطع شو و کارت را با خدا یکسره کن! این حرکت می‌دهد.


:: بازدید از این مطلب : 2583
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

 

بر گردن اقتصاد کشور کروات غربی زده‏ اند/ به آقای بهمنی گفتم یک عمر از غیر خدا ترسیدی بیا یک شب از خدا بترس!

 عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما چرا کراوات پول اعتباری را گردن اقتصاد کشور اسلامی‌مان بيندازیم که آمریکا 30 سال بتواند اقتصاد ما را دچار خفگی کند.

آیت الله حائری شیرازی در گفت‌وگو با رجانيوز تصريح كرد: امروزه وضعيت دنیا به گونه‌‌اي شده تا دشمن تلاش‌های بسیاری برای ایجاد مشکلات اقتصادی در کشور ما انجام دهد و حالا می خواهند نتیجه بگیرند.

وي با بيان اينكه مشكل 30 ساله ما اين است كه می‎خواهند پول ما را در مقابل دلار ضعیف کنند، افزود: علمای تشیع بارها گفته‌اند که بیايید پول را اسلامی کنید و سکه را پشتوانه اسکناس قرار دهید و از حالت اعتباری خارج کنید، پشتوانه این پول اگر دلار باشد، مثل این است که گردن اقتصادمان کراوات بگذاریم.

اين استاد حوزه علمیه قم در ادامه توضيح داد: کراوات دو سر دارد، یک سر آن این لوزی است که برای قشنگی جلو می‌اندازند و سر دیگر جایی است که آن را محکم می کنند؛ ما چرا کراوات پول اعتباری را گردن اقتصادمان کشور اسلامی بيندازیم که بند زیری آن را آمریکا بکشد و بعد اقتصاد ما دچار خفگی شود.

استاد اخلاق هیئت دولت با يادآوري گفت‌وگوي خود با رييس كل بانك مركزي اظهار داشت: به آقای بهمنی گفتیم كه بابا یک عمر از غیر خدا ترسیدی بیا یک شب از خدا بترس و این کراوات را از سر اقتصاد بردار و نظام برگردد و پول کالایی درست کنیم.

وي در ادامه ابراز اميدواري كرد كه تلاطم اقتصادی که در بازار ارز شکل گرفته فروكش كرده و کراواتی که 30 سال بر سر اقتصاد ایران زده شده است، برداشته شود و بعد سکه پشتوانه اسکانس شود و مردم 10 سال هم که بگذرد بتوانند وام بی بهره به یکدیگر بدهند.

عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه اگر بهره از بازار کنار رود پول تنزل پیدا نمی‌کند، خاطر نشان كرد: وقتی دولت بهره نداد دیگر بهره نمی‌خواهد بگیرد و در نتیجه قرض الحسنه با بهره صفر به مردم داده می‌شود و مردم این درصدهای بسیاری که بانک‌ها می‌دهند دیگر نمی‌پردازند و مولد احیا می‌شوند و ما می توانیم با تولیدات دیگران رقابت کنیم و گشایش بزرگی برای ما حاصل شود. 

عشق به رهبری و ولایت جاذبه‌ای نظیر جاذبه کره زمین دارد

وي با بيان اينكه برخی به اين فکرند که در برابر مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات چه کاری انجام دهند که به مردم صدمه نزند، افزود: آنها خیال می‌کنند که مردم ظرف‌های آبی هستند که اگر تند راه رفتند این آب‌ها تکان می‌خورند و می‌ریزند، در حالی که این افراد اشتباه می‌کنند، زیرا ظرف‌هاي وجودی مردم دارای مایع مغناطیسی و آهنی است و ظرفی که در آن قرار دارند، آهن ربا است و اگر تکان بخورند ذره‌ای از  مایع وجودی آن‌ها کاسته نمی شود، زیرا ارتباط آن ها با یکدیگر مغناطیسی است.

اين استاد حوزه علميه قم اظهار داشت: برخی به جهت این که نمی‎دانند که فرصت آهن‌ربایی ولایت به چه معنا است، می‌گویند در مسائل کشور تند حرکت نکنید، این عشق به رهبری و ولایت جاذبه‌ای نظیر جاذبه کره زمین دارد که به واسطه آن آب اقیانوس‌ها هرگز نمی‌ریزید.

آهن‌ربای ولایت‌پذیری مردم، هتاکان نظام را جذب نمی‌کند

آيت الله حائري شيرازي با بيان اينكه اگر آهنی را به آهن ربا بزنیم و بعد آن را بر روی براده‎ها و خرده‎های آهن قرار دهیم، همه این براده‎ها به بالا کشیده می‎شود، تصريح كرد: به عنوان مثال هنگامی که رهبری شهر مشهد وارد می‌شوند، اتفاقی نظیر همان آهنی که به آهن‌ربا متصل است، می‎افتد که داخل پاره‌های آهن قرار می‌گیرد و یک دفعه همه به سمت آن کشیده می‌شوند.

وي ادامه داد: تأثیر ولایت‌پذیری این است، آهنی که به آهن ربا وصل است اگر به براده‌ها نزدیک شود، همه این‌ها همراهش بلند می‌شوند و همه حالت آهن‌ربایی پیدا می‌کنند و آنهایی که بی‌شکل بودند هم  طیف پیدا کرده، متشکل شده و شاکله پیدا می‌کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: به عنوان مثال آقای موسوی در انتخابات 88، 13 میلیون رأی آورد و بعد در فراخوان‌های بعدی که داشت هیچ‌کس برای حمایت از او نیامد؛ آن آمدن چطور شد و این نیامدن چطور؟ آن آمدن به خاطر این بود که می‌گفتند این آهن ـ موسوی ـ به آهن‌ربا  ـ رهبری ـ وصل است و مردم براساس این 13 میلیون و خرده‌ای رأی دادند و گفتند که موسوی پنج سال نخست وزیر امام بوده و الآن هم که رهبری هستند، قوم خویش و هم محلی ایشان است و سید است و به این دلیل رأی دادند، یعنی خاصیت آهن ربایی، بعد که رهبری فرمودند انتخابات ابطال نشود و موسوی می‎گفت ابطال شود او از رهبری جدا شد و مردم دیدند که این آهن دیگر به آهن‌ربا وصل نیست؛ وقتی آهن را از آهن‎ربا جدا کنیم تمام این براده‌ها که به او وصل بود جدا می‌شود.

مسؤولانی که از تخریب وجاهت‌شان ناراحت بودند

 

آيت الله حائري در پايان به بيان خاطره‌اي پرداخت و تصريح كرد: روزی یکی از مسؤولان دولتی نزد من آمد و اطلاعیه‌ای را به من داد که نماینده‌های اصلاحاتی‌ها علیه او و احمدی‌نژاد بد نوشته‌اند و آبروی او را برده بودند و او خیلی ناراحت بود، به او گفتم "اگر دشمن تو بچه‌ی کوچکی داشته باشد تا برای ضربه زدن به تو آن را زیر پایش قرار دهد، آیا تو فکر مشتی هستی که به تو برخورد می‌کند، یا فکر آن بچه‌ای که در حال خفه شدن است؟" گفت "به فکر بچه هستم"؛ گفتم "بچه شش ماهه انسان مهم‎تر است یا دین انسان؟"گفت "دینش" گفتم "تو باید فکر دینش باشی که بچه‌اش را گذاشته زیرپایش تا به تو ضربه بزند یا فکر خودت که آبرویت در دنیا برود؟".


:: بازدید از این مطلب : 3005
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

علامت‌سوال‎های مهم رهبرانقلاب درمقابل«سبک‎زندگی» کنونی/ برای دستیابی به پیشرفت باید «سبک زندگی‎مان» را تغییر دهیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در جمع پرشور هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و دیگر جوانان خراسان شمالی، «سبک زندگی» را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه برای «پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود سبک زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه» تأکید کردند: پیشرفت در علم و صنعت و اقتصاد و سیاست که بُعد ابزاری تمدن اسلامی را شکل می دهد وسیله ای است برای دستیابی به سبک و فرهنگ صحیح زندگی و رسیدن به آرامش، امنیت، تعالی و پیشرفت حقیقی.

به گزارش رجانیوز، ایشان، مفهوم پیشرفت را تداعی کننده حرکت، راه و صیرورت دانستند و افزودند: در هر برداشتی (چه مادی و چه معنوی) از مفهوم توقف ناپذیر پیشرفت، سبک زندگی، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن اهمیت فراوانی دارد.
 
رهبر انقلاب برای تبیین بیشتر اهمیت سبک زندگی به تشریح جایگاه آن در تمدن نوین اسلامی پرداختند و افزودند: اگر پیشرفت همه جانبه را به معنای تمدن سازی نوین اسلامی بگیریم این تمدن دارای دو بخش ابزاری - و «حقیقی و اساسی» خواهد بود که سبک زندگی بخش حقیقی آن را تشکیل می دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، تحقق هر دو بخش تمدن نوین اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: بخش ابزاری، یا سخت افزاری این تمدن، موضوعاتی است که در فضای امروز، به عنوان نمودهای پیشرفت مطرح می شود از قبیل علم، اختراع، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین المللی و نظائر آن.
 
ایشان، خاطرنشان کردند: در این زمینه البته پیشرفتهای خوبی داشته ایم اما باید توجه کرد که این پیشرفتها، وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم افزاری تمدن اسلامی یعنی سبک و شیوه زندگی.
 
رهبر انقلاب اسلامی، در تشریح مفهوم سبک و فرهنگ زندگی، به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف، اشاره کردند و افزودند: در واقع سبک زندگی به همه مسائلی بر می گردد که متن زندگی انسان را شکل می دهند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به توجه عمیق اسلام به مفهوم سبک و فرهنگ زندگی افزودند: در معارف اسلامی، اصطلاح عقل معاش در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبک و فرهنگ زندگی است و در قرآن کریم نیز آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد.
ایشان با تأکید بر اینکه بدون پیشرفت در بخش حقیقی تمدن سازی نوین اسلامی یعنی «سبک و فرهنگ زندگی»، اهداف این تمدن بزرگ محقق نخواهد شد افزودند: متأسفانه ما در این بخش، پیشرفت چشمگیری نداشته و مثل بخش اول یعنی علم و صنعت و نظائر آن پیشرفت نکرده ایم.
 
رهبر انقلاب اسلامی، آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبک و فرهنگ زندگی را ضروری خواندند و با دعوت از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، نخبگان سیاسی و فکری، دستگاههای مرتبط با فرهنگ و تعلیم و نیز جوانان خاطرنشان کردند: در این زمینه باید همه به خود نهیب بزنیم و ضمن تلاش جدی برای آسیب شناسی، به چاره جویی و جستجوی راههای علاج بپردازیم.
 
ایشان ابراز اطمینان کردند: اگر گفتمانی در زمینه آسیب شناسی و چاره جویی مشکلات موجود در سبک و فرهنگ زندگی بوجود آید، با توجه به نشاط و استعداد جوانان، حتماً درخشندگی ملت ایران در این زمینه نیز، چشم جهانیان را متوجه خود خواهد کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با توجه به نو بودن بحث "سبک زندگی" در ادبیات و فضای گفتمانی کشور، سخنان خود را با نوعی آسیب شناسی عینی ادامه دادند و به طرح سؤالات متعدد پرداختند.
 
چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟ چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟ چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟ چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟ الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟ الگوی تفریح سالم کدام است؟ آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟ دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟ علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟ طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟ آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟ علت بروز بیماری خطرناک قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟ چقدر وجدان کاری و انضباط اجتماعی داریم؟ توجه به کیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟ چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟ ساعات کار مفید در دستگاهها چرا  کم است؟ چه کنیم ریشه ربا قطع شود؟ آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور کامل رعایت می شود؟ چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟ و چه کنیم تا زن هم کرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟
 
رهبر انقلاب اسلامی پس از طرح فهرست وار این سؤالات افزودند: دهها سؤال و مسئله اساسی دیگر نیز وجود دارد که همه آنها با سبک و فرهنگ زندگی مرتبطند و به علت اهمیت این مسائل در زندگی انسان است که قضاوت در مورد یک تمدن با توجه به پیشرفت آن در بخش سبک و فرهنگ زندگی صورت می پذیرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، پس از تبیین اهمیت عینی «سبک و فرهنگ زندگی»، به مبانی کارگشای این مبحث از منظر اسلام پرداختند و تأکید کردند: اسلام، «خردورزی، اخلاق و حقوق» را مایه های اصلی فرهنگ صحیح می داند و ما نیز باید بطور جدی به این مقولات بپردازیم وگرنه پیشرفت اسلامی و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.
 
ایشان در ترسیم چگونگی شکل گیری سبک و شیوه زندگی افزودند: فرهنگ زندگی، متأثر از تفسیر ما از زندگی است و هر هدفی را برای زندگی تعیین کنیم، سبک خاصی را به همراه می آورد.
 
ایشان، تحقق هدف اصلی تعیین شده در هر «مکتب و نظریه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی» را نیازمند اعتقاد و ایمان به آن هدف دانستند و افزودند: بدون اعتقاد جدی و تلاش هیچ هدفی محقق نمی شود.
 
رهبر انقلاب در همین زمینه به مغالطه ای اشاره کردند که برخی فیلسوف نماهای غربی و مقلدان داخلی آنها مطرح می کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این افراد می گویند جامعه را با ایدئولوژی و مکتب نمی شود اداره کرد اما تمام تجربیات تمدن ساز، نشان می دهد که مکتب، هدایت کننده و اداره کننده حرکات عظیم اجتماعی است و بدون داشتن مکتب و ایدئولوژی، و بدون «ایمان و تلاش و پرداخت هزینه های لازم»، هیچ تمدنی امکان تحقق نمی یابد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته برخی کشورها، مقلد تمدن غربند. این ها ممکن است به پیشرفتهای صوری نیز برسند اما زیانهای بی انتهای ذلت تقلید، آنها را دچار آسیبهای جدی می کند و ریشه آنها را از بین می برد بنابراین اگر طوفانی بپا شود توانایی استقامت ندارند.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: برخلاف این کشورهای مقلد، ملتهایی که در مقابل تمدن غرب، مکتب توحید را انتخاب می کنند هم به پیشرفت حقیقی و همه جانبه دست می یابند و هم تمدنی عمیق و ریشه دار می سازند که فکر و فرهنگ آنها را در جهان گسترش می دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از کسانی که در محیطهای شبه روشنفکری، ملت ایران را از شعارهای مکتبی می ترسانند، افزودند: آنها می خواهند ترس و واهمه خود را به مردم منتقل کنند به همین علت مدام می گویند شعارهای مکتبی، دردسر و تحریم و تهدید می آورد.
 
ایشان افزودند: اگر خوشبینانه به این گفته ها نگاه کنیم باید بگوییم این افراد از تاریخ بی خبرند.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در بحث سبک و فرهنگ زندگی، اسلام عزیز همه نیازهای انسان را برآورده می سازد و دانشوران حوزه و دانشگاه باید علاوه بر تلاش در فقه و حقوق، در بحث اخلاق اسلامی و عقل و سلوک عملی اسلام نیز کارهای متراکم و با کیفیت انجام دهند تا نتایج این تلاشها مبنای برنامه ریزی و تعالیم نسلها قرار گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای بحث مهم امروز را با تأکید بر یک نکته اساسی دیگر ادامه دادند: پرهیز کامل از تقلید از سبک و سلوک زندگی در تمدن غربی.
 
ایشان خاطرنشان کردند: ما البته بنای بر غرب ستیزی نداریم اما براساس بررسی و تحقیق تأکید می کنیم که تقلید از غرب، هیچ ملتی را به جایی نمی رساند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با استناد به تجربیات مکرر چند قرن اخیر خاطرنشان کردند:  فرهنگ غرب، اصولاً فرهنگی مهاجم است و به هر دلیلی در هر کشوری رواج یابد بتدریج فرهنگ و هویت آن ملت را نابود می کند.
 
ایشان، با اشاره به عادی شدن گناه بزرگ هم جنس بازی در غرب، فروپاشی خانواده ها و بحرانها و مشکلات عمیق دیگر در کشورهای غربی و کشورهای مقلد فرهنگ غرب افزودند: پوسته فرهنگ غربی پیشرفت ظاهری است اما، باطن آن «سبک زندگیِ مادیِ شهوت آلودِ گناه آفرین هویت زدایِ ضد معنویت» است.
 
ایشان، با اشاره به تقلید از فرهنگ غربی در برخی مظاهر زندگی در کشور افزودند: باید با فرهنگ سازی لازم، یک حرکت تدریجی در زمینه اصلاح این مسئله ایجاد شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، سوء استفاده گسترده غرب از ابزار هنر بویژه هنرهای نمایشی و سینما را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: سیاستمداران  غربی با استفاده از این روش، بدنبال سلیقه سازی و ترویج سبک زندگی غربی در جوامع دیگر هستند.
 
رهبر انقلاب به استناد تحقیقات به عمل آمده افزودند: آنها در پروژه هایی تعریف شده، و با استفاده از جامعه شناسان، روانشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها بویژه ملتهای اسلامی را بررسی می کنند و با شناخت راههای تسلط بر آنها، ساخت فیلمهای خاصی را به فیلم سازان سفارش می دهند که در این زمینه همه مسئولان و مردم باید از فرهنگ اصیل خود و کشور، مراقبت کنند.
 
رهبر انقلاب با اشاره به نکته ای دیگر، پرهیز همزمان از «سطحی گرایی و تحجر» و نیز سکولاریزم را ضروری دانستند و افزودند: برخی حرفها و تبلیغات ظاهر دینی دارد اما در باطنش جدایی دین از زندگی را دنبال می کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی تأکید کردند: انقلاب اسلامی دارای توانایی، ظرفیت و انرژی متراکمی است که می تواند همه موانع را از سر راه بردارد و تمدن «ممتاز، متعالی، برجسته و باشکوه» اسلامی را در مقابل چشم همه جهانیان برپا سازد.....
 
بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 3007
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

به نقل از دانشجو، حجت الاسلام علیرضا پناهیان شب گذشته در مدرسه معصومیه قم بین طلاب و فضلای این مدرسه، با اشاره به اهمیت و نقشی که هیئات مذهبی در زندگی مردم دارند، تصريح كرد: امام حسین(ع) انسان را از فراز موانع عبور می دهد و نباید پشت موانع خود ساخته توقف کرد؛ چرا که با وجود حضرت اباعبدالله(ع) انسان حتی نیازی به از بین بردن موانع نخواهد داشت.

 
امام حسین(ع) دل ها را تسخیر می کند
 
وي با بیان اینکه امام حسین (ع) دل ها را تسخیر می کند، تاکید کرد: اگر امروز ما برای امام حسین(ع) کار نکنیم به طور قطع ایشان می توانند در جای دیگری مریدهایی بهتر از ما تربیت کنند و هیچ نیازی به ما ندارند.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اثری که روضه ها بر روح و جان مردم دارد، بیان کرد: طلاب باید پیش از اینکه به عنوان عالم شناخته شوند به عنوان روضه خوان اهل بیت(ع) در جهان مطرح شود و امام(ره) نیز معتقد بودند که علما به دنبال علم رفتند تا روضه بخوانند.
 
تبلیغ مکتب امام حسین (ع) در جامعه کافی نیست
 
پناهيان با انتقاد از وضعیتی که امروز برای تبلیغ مکتب امام حسین(ع) وجود دارد، تصریح کرد: هیئات و دسته جات ما به قدر کافی بزرگ نیستند و مسئولان باید در این زمینه تلاش های مضاعف کنند.
 
وي با اینکه امروز وظیفه یک شیعه ابراز محبت نیست، بلکه ابراز مودت است، گفت: رونق دسته های عزاداری در روز عاشورا که اصل روضه اباعبدالله(ع) می باشد، کافی نیست و این امر به دلیل غفلت عاشقان و دوستان امام حسین(ع) است.
 
هیئات هفتگی به تبعیت از حضرت زهرا(س) برگزار می شود
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه در طول تاریخ اهل بیت(ع) خدمات زیادی به ما کردند، اظهار داشت: هیئات هفتگی که به تبعیت از عزاداری هفتگی حضرت زهرا(س) برای حمزه سید الشهدا برگزار می شود، یکی از خدمات امام حسین(ع) به ما می باشد.
 
پناهیان با برشمردن برانگیختگی اندیشه و احساس به عنوان دو اتفاق مبارک که در روضه به وقوع می پیوندد، تاکید کرد: هیئت خوب هیئتی است که باعث تغییر و تعمیق انسان شود و با استفاده از هنر و زیبا نشان دادن ولایت و ایمان باید در برانگیختن احساس و اندیشه تلاش کند.
 
برای هیئتی بودن نیازی به معرفت نیست
 
وی با بیان اینکه برای هیئتی بودن نیازی به داشتن معرفت نیست و وجود فطرت پاک برای وصل شدن به این مکتب کافی است، بيان داشت: باید هر هفته به این مجالس وارد شد و این استمرار مهمتر از هر عامل دیگری در تربیت انسان می تواند نقش بازی کند.

 


:: بازدید از این مطلب : 2045
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 24 مهر 1391

به نقل از فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در نطق پیش از دستور خود به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در مورد کنترل جمعیت اشاره کرد و اظهار داشت: این فرمایشات جدای از القای این معنا که در این بحث باید دولت و مجلس توجه جدی کنند یک درس اخلاقی در مدرسه سیاسی کشور بود که با قبول اشتباهات، عذر خود را به درگاه پروردگار و مردم عرضه داشتند.

وی با بیان اینکه اهمیت آموزش این روش سیاسی در بین مسئولان کشور کمتر از خود موضوع کنترل جمعیت نیست، گفت: اگر همه قوای سه‌گانه و مسئولان این گونه محاسبه اعمال خویش را در محضر مردم داشته باشند هم مردم حمایت بیشتر می‌کنند و هم راه‌های بهتر برای اداره کشور کشف می‌شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: ما نمایندگان مجلس باید بپذیریم در نظارت بر اجرای قوانین و جلوگیری از تخلفات نقص داشته‌ایم. گرچه مستمرا برخی از موارد تذکر داده شده اما در این زمینه باید نظارت‌ها باید به نحوی انجام می‌گرفت که به این وضعیت اقتصادی دچار نمی‌شدیم.

لاریجانی با تاکید بر اینکه با صرف اعلام نظر مسئولیت انجام نمی‌پذیرد، تصریح کرد: برای جبران برخی کم کاری‌های باید گزارش کمیسیون‌ها در این شرایط حساس به خصوص در شرایط اقتصادی همه مسئولان را به پاسخگویی واداشت و ارزیابی کار آنان را در مجلس مد نظر قرار داد تا توجه کارگزاران کشور بیشتر و دقیق‌تر و با متخلفان نیز از طریق ابزارهای قانونی برخورد شود.

 


:: بازدید از این مطلب : 2127
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 23 مهر 1391

به نقل از رجا ، رهبر معظم انقلاب در جریان سفر خود به استان خراسان شمالی درباره حجاب برخی استقبال کنندگان اظهارنظر کردند.

 رهبر معظم انقلاب خطاب به مسئولان فرمودند:  «خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهاى فرهنگى - هنرى بروید و پذیراى جوانها باشید.

با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى داشته باشد؛ داشته باشد.

بعضى از همین هائى که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقیه‌ى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم هائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست.

 او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.»


:: بازدید از این مطلب : 2818
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران