میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 301
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2604
:: بازدید ماه : 8518
:: بازدید سال : 14720
:: بازدید کلی : 14720
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 23 دی 1391

 

دبیر شورای نگهبان در نمازجمعه تهران:
واجدین شرایط امکان ندارد رد شوند؛ غیر واجدین هم امکان ندارد تایید شوند/ لفظ «انتخابات آزاد» کلیدواژه آشوب برخی گردن‎کلفت‎های شسکت خورده شده است
 

 

امام جمعه موقت تهران با اشاره به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت:‌ واجدین شرایط امکان ندارد رد صلاحیت شوند و غیر واجدین هم امکان ندارد تایید شوند و چنین انتظاری نداشته باشند.

آیت‌الله احمد جنتی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه تهران با اشاره به این‌که «در ایران هر ساله انتخابات داشته‌ایم که همیشه سالم برگزار شده است» گفت: شاهد این امر تمام ملت است و چه کسی می‌گوید که انتخابات در ایران آزاد نبوده آیا کسی را به زور به پای صندوق آورده‌اند و یا کسی به زور ثبت نام کرده و یا این‌که گفته شده به چه کسی رای بدهید نا ندهید؟

آیت الله جنتی با بیان این‌که «انتخابات آزاد کلیدواژه و رمز شورش شده است همان طور که در گذشته تقلب رمز شورش شد» گفت: کله گنده‌ها و شکست‌خورده‌های سیاسی امروز از انتخابات آزاد صحبت می‌کنند و یکی از آن‌ها که گردن کلفت‌تر از همه است از مدت‌ها قبل این موضوع را مطرح کرد و بقیه هم به دنبال آن این بحث را مطرح می‌کنند و در خارج هم منافقان، سلطنت‌طلب‌ها، آمریکا و اسرائیل همان را می‌گویند.

به گزارش ایسنا، خطیب نماز جمعه این هفته تهران با بیان این‌که «گفته شده راه براندازی انقلاب و حکومت اسلامی در ایران،‌ انتخابات آزاد است» تصریح کرد: می‌گویند اگر انتخابات آزاد باشد حکومت را ساقط می‌کنیم و چطور مدعیان سیاست که در دوره‌هایی کار دستشان بود حرف‌های آن‌ها را می‌زنند آیا خجالت نمی‌کشند حرفی که آن‌ها می‌زنند این‌ها هم تکرار می‌کنند.

امام جمعه موقت تهران با بیان این‌که «به شکر خدا مردم ما بصیر و با تجربه هستند» گفت: دیگر این حرف‌ها را نزنید و از مردم خجالت بکشید چون مردم شما را در جریان اتفاقات رخ داده شناخته‌اند، هم روسای فتنه و هم ساکتین را شناخته‌اند که در چه خطی حرکت می‌کنند.

آیت الله جنتی با اشاره به این‌که «عده‌ای از کسانی که فتنه را به پا کرده‌اند امروز طلبکار شده‌اند» گفت: همان مقامی که به عدالت آن اعتقاد دارید می‌گفت اگر در آن زمان قاضی در دادگاه بودم و فلان کس را به دادگاه می‌آوردند حکم اعدامش را می‌دادم و الان طلبکار شده‌اند که باید انتخابات آزاد باشد تا ما هم بیاییم. حتما فکر می‌کنند که کرسی ریاست جمهوری منتظرشان هست و ما همه به آن‌ها رای خواهیم داد؟

آیت الله جنتی با تبریک آزادی 48 زائر ایرانی که برای مدت پنج ماه در سوریه اسیر بودند، همچنین تسلیت رحلت معلم اخلاق آیت‌الله مجتبی تهرانی به سالروز قیام 19 دی ماه اشاره کرد و گفت: مقام معظم رهبری در بیانات اخیر خود حق مطلب نوزدهم دی ماه را بیان کردند.

خطیب نماز جمعه این هفته تهران با اشاره به این‌که «قم شهری با بیش از هزار سال قدمت است که همیشه خانه اهل بیت بوده و شیعیان در آن آزادانه زندگی کرده‌اند» تصریح کرد: فقه شیعیان مدیون علمای قم است و مسئله انقلاب هم از قم شروع شد که به بیان رهبری قم، مطلع قصید و بلند نهضت اسلامی در آغاز بود و متمم آن مسئله نوزدهم دی بود.

آیت الله جنتی با اشاره به اتفاقات نوزدهم دی ماه در سال 56 ،‌ گفت: در آن زمان رژیم باور کرده بود قدرتی نمی‌تواند مقابلش مقاومت کند و باور نمی‌کرد فتنه‌ای روشن شود، بنابراین مسئله بی حجابی را مطرح کرد و ضروریات اسلام را انکار کرد و همچنین رهبری را هتک حرمت کرد که موجب به جوش آمدن مردم شد و حرکت از قم شروع شد و انقلاب زنده شد که این موضوع برای جوانان، امت اسلامی بحرین،‌ عراق و عربستان درس است.

وی با بیان این‌که «دشمنان بدانند که رو به سقوط هستند» اظهار کرد: رژیم ایران که در گذشته مورد حمایت قدرت‌های منطقه و فرامنطقه‌ای بود به دست مردم سقوط کرد مردمی که نه تروریسم و نه مسلح بودند.

امام جمعه موقت تهران با بیان این‌که «تاریخ قدرت‌های سرمایه داری و ضد دین تمام شده است» خاطرنشان کرد: شاهدیم برژینسکی دو سال گذشته اعتراف کرد جهان در نقطه عطف تاریخی قرار دارد و با چالش‌هایی روبرو است که ایران در آن نقش‌آفرین است. همچنین نتانیاهو فرد پلید اسرائیلی نیز اعتراف کرده است که باید قبول کنیم نیروی قدرتمندی مخالف ما وجود دارد که پرچمدار آن ایران و آیت‌الله خامنه‌ای است.

آیت الله جنتی اضافه کرد: دشمنانی که هیچ وقت حاضر نبودند نام ایران را ببرند و نقشی برای ایران در تاریخ قائل شوند امروز به اعتراف افتاده‌اند، بنابراین باور کنیم که مسیر تاریخ در حال تغییر است.

آیت الله جنتی با اشاره به این‌که «مردم ایران قدرت سنگینی را شکست دادند و برای سی و چند سال علیرغم همه توطئه‌ها سرپا مانده‌اند» گفت:‌ آینده را مردم می‌سازند و اگر جوانان پر خروش و مخلص ما مواضع خود را ادامه دهند و بایستند زمینه حضور حضرت ولی عصر (عج) فراهم خواهد شد.

وی همچنین به مسئله عراق و بحرین اشاره کرد و گفت: مردم بحرین مظلومند و تابلوی هیهات منا الذله را از خود دور نکنند و بدانید که آینده از شماست.

وی با اشاره به این‌که «آمریکا و اسرائیل در عر‌اق هم نقشه دارند و فتنه می‌کنند» تصریح کرد: می‌خواهند در عراق هم مثل سوریه جنگ و بلوا ایجاد کنند و پس ما باید تا آنجایی که می‌توانیم از مردم عراق حمایت کنیم. اما مردم عراق هم باید هوشیار باشند و بدانند که دشمن از شیعه و سنی حرف می‌زنند تا تفرقه ایجاد کنند در حالی که همه مسلمان هستیم.


:: بازدید از این مطلب : 2744
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 22 دی 1391

 

دوره های زندگی امام حسن علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب علیه السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان علیه السلام به مدت ده سال عهده دار مقام امامت بودند و در 28 صفر سال پنجاه هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید.

 

چگونگی شهادت امام حسن علیه السلام

حکومت اموی پس از تحمیل صلح بر امام حسن علیه السلام گرچه به بسیاری از اهداف خود رسیده بود، ولی هم چنان وجود امام حسن علیه السلام مانع از به اجرا درآوردن برخی از نیّات پلید آنان بود. از جمله اهدافی که معاویه دنبال می کرد تعیین جانشین برای خود بود. وی از اجرای این تصمیم که برخلاف مفاد صلح نامه او با امام حسن علیه السلام بود وحشت داشت و می دانست که اگر در زمان حیات آن حضرت به چنین کاری دست بزند، بدون شک با مخالفت شدید حسن بن علی علیه السلام روبه رو خواهد شد. بر این اساس تصمیم گرفت از هر راه ممکن امام علیه السلام را به شهادت برساند. پس از بررسی های زیاد جعده همسر امام حسن علیه السلام را مناسب ترین فرد برای تحقق بخشیدن به این هدف پلید دید. آن گاه به صورت محرمانه و با ارسال صدهزار درهم به جعده، به او قول داد که اگر امام حسن علیه السلام را به شهادت برساند او را به همسری یزید درخواهد آورد. بدین وسیله جعده آن حضرت را با ریختن زهر در آب آشامیدنی مسموم کرد و طولی نکشید بر اثر آن، امام حسن علیه السلام به شهادت رسید.

 

وصیت امام حسن علیه السلام

چون امام حسن علیه السلام را مسموم کردند و حال او دگرگون شد برادرشان امام حسین علیه السلام به بالین آن حضرت حاضر شدند. وقتی جویای احوال او گشتند امام حسن علیه السلام فرمودند: «خود را در اوّلین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیا می بینم». در ادامه، این گونه وصیت فرمودند: «گواهی می دهم به وحدانیت خدا و این که برای او شریکی نیست و تنها او سزاوار پرستش است. هرکه اطاعت او را در پیش گیرد رستگار می شود و هرکه نافرمانی اش کند گم راه می گردد و کسی که از گناهان و تقصیراتش به نزد او توبه کند هدایت می شود. ای حسین،جنازه مرا در کنار جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دفن کن به شرط آن که کسی مانع این کار نباشد. اگر تو را از این کار باز داشتند مبادا بر آن پافشاری کنی؛ چون راضی نیستم به خاطر این کار قطره ای خون به زمین ریخته شود».

 

اشعار امام حسین علیه السلام در سوگ برادر

وقتی از دفن جنازه امام حسن علیه السلام در کنار مرقد جد بزرگوارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم جلوگیری کردند، امام حسین علیه السلام دستور دادند جنازه را به بقیع منتقل کردند و آن را در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد در خاک نهادند. طبق روایت ابن شهر آشوب وقتی امام حسین علیه السلام از دفن جنازه برادر فارغ شد اشعاری به این مضمون در سوگ برادر بر زبان جاری فرمودند: «حالا که بدن مطهّر تو را با دست خود کفن کرده، در قبر گذاشتم از این بعد چگونه می توانم شاد باشم و خود را آراسته سازم یا از زینت ها و امکانات دنیا بهره گیرم؟ من از این به بعد همواره در سوگ تو اشک خواهم ریخت و اندوهم در فراق تو طولانی خواهد شد. غارت زده کسی نیست که مالش را به غارتت برده اند؛ بلکه غارت زده کسی است که مصیبت مرگ برادر را دیده باشد».

 

فضیلت و آثار گریه بر مصیبت امام حسن علیه السلام

ابن عباس روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «آن گاه که فرزندم حسن مجتبی را با زهر شهید کنند تمام ساکنان آسمان وزمین بر او سوگوار می شوند. بدانید سوگواری و گریه بر مصیبت های فرزندم حسن بسیار فضیلت دارد. هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزی که همه دیده ها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل ها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم های او در پل صراط، در روزی که قدم ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند».

 

وصایای آموزنده امام حسن علیه السلام به جُناده

جُنادَةِ بن اَبی اُمَیه پس از مسموم شدن امام حسن علیه السلام به حضور آن حضرت رسید. پس از احوال پرسی، به امام علیه السلام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مرا موعظه کن. امام حسن مجتبی علیه السلام مطالب بسیار مهمّی بیان کردند و از جمله فرمودند: «ای جُناده خود را برای سفری که در پیش داری پیش از فرا رسیدن اجل مهیا کن. بدان تو همواره دنیا را طلب می کنی و مرگ هم تو را طلب می کند. اندوه روزی را که هنوز نرسیده است بر روزی که در آن هستی بار مکن... بدان در مال حلال دنیا حساب و در حرام آن کیفر و عقاب و در اموال شبهه ناک عتاب هست... برای دنیای خود به گونه ای تلاش کن که گویی همیشه در آن باقی خواهی ماند و برای آخرت به گونه ای کار کن که گویی همین فردا خواهی مُرد. اگر طالب عزّت بی عِدّه وعُدّه و هیبت بی مُلک و سلطنت هستی از خواری و ذلّت گناه و نافرمانی خدا پرهیز کن و به اطاعت از فرمان او خود را ملزم ساز».

 

آخرین گریه امام حسن علیه السلام

نقل شده است چون زهر در بدن مبارک امام حسن علیه السلام اثر کرد و حالت احتضار بدو دست داد، ناگهان اشک از چشمان آن حضرت سرازیر شد. حاضران عرض کردند: «ای فرزند رسول خدا، آیا شما نیز با این مقام و منزلت و قرابتی که با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم دارید و با این همه عبادات و اطاعات در این لحظات گریه می کنید؟ حضرت فرمودند: «من برای دو چیز گریه می کنم: اوّل برای هیبت و وحشت روز قیامت که بسیار سخت است، دوّم به سبب فراق و دوری از دوستان که این نیز کار مشکلی است».

 

فضائل و مکارم امام حسن علیه السلام


رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مناسبت های مختلف در توصیف امام حسن مجتبی علیه السلام سخن گفته اند؛ از جمله فرمودند: «اگر قرار بود عقل به صورت یک انسان تجسم پیدا کند به صورت امام حسن علیه السلام ظاهر می شد».

 

امام حسن علیه السلام ، شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خطاب به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: «اَشْبَهْتَ خَلْقی و خُلْقی؛ تو به لحاظ صورت و سیرت به من می مانی.

 

بردباری امام حسن علیه السلام

از صفات برجسته و معروف امام حسن علیه السلام حلم و بردباری بود. به گونه ای که «الحِلْمُ الحَسَنِیَّة» در فرهنگ اسلامی ضرب المثل شده است. بردباری و سعه صدر آن حضرت به اندازه ای بوده است که سرسخت ترین دشمنان او نیز به این صفت همواره اعتراف داشتند. نقل می کنند وقتی جنازه امام حسن علیه السلام را پس از ممانعت عده ای از دفن آن درکنار مرقد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، به طرف بقیع حمل می کردند، ناگهان امام حسین علیه السلام متوجّه شدند که مروان یکی از سرسخت ترین دشمنان برادر بزرگوارش امام حسن علیه السلام یک طرف تابوت را به دوش گرفته است. امام حسین علیه السلام از این کار او متعجب شدند و سپس از وی پرسیدند: «شما که تا برادرم زنده بود همواره مایه اندوه او بودید. چه شده که اکنون در تشیع جنازه اش شرکت کرده اید؟» مروان گفت: «آری این کارها را در حق کسی انجام دادم که حلم و خویشتن داری او با کوه ها برابری داشت».

 

عبادت امام حسن علیه السلام

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «حسن بن علی علیه السلام عابدترین مردم زمان خود بودند. آن گاه که به نماز می ایستادند اعضای بدنش از شدّت خضوع در برابر عظمت پروردگار عالم به لرزه در می آمد و رنگ مبارکش دگرگون می شد». از امام باقر علیه السلام روایت شده است که امام حسن علیه السلام حدود بیست بار از مدینه به قصد زیارت خدا پیاده رفت و می فرمود از خدا شرم دارم که غیر پیاده به دیدارش بروم.

 

زهد امام حسن علیه السلام

نویسندگان تراجم به اتفاق گفته اند: حسن بن علی علیه السلام پس از جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و پدر گرامی اش علی بن ابیطالب علیه السلام از همه مردم زاهدتر بودند. شخصی به نام مُدْرِک بن زیاد می گوید: روزی در یکی از باغ های ابن عباس بودیم. غذای مناسبی آوردند. امام حسن علیه السلام دستور دادند که کارگران و خدمت گزاران را جمع کنند و آن غذای خوب را به آنها بدهند. مُدرِک می گوید: خود امام حسن علیه السلام لب به آن غذا نزدند و خود مشغول خوردن نان با قدری نمک شدند. وقتی به آن حضرت گفته شد شما خود چرا از آن غذای خوب میل نمی کنید، در جواب فرمودند: «اِنّ ذاک الطَّعام احبُّ عندی؛ این خوراک را بیشتر دوست دارم».

 

گذشت امام حسن علیه السلام

روزی امام حسن مجتبی علیه السلام از راهی عبور می کردند. مردی از اهل شام با آن حضرت روبرو شد و بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به امام علیه السلام کرد. حضرت امام حسن علیه السلام هیچ عکس العملی نشان نداد. وقتی آن مرد از ناسزا گفتن باز ایستاد، امام علیه السلام به او نزدیک تر شده، با تبسم به او سلام کردند. آن گاه فرمودند: «اگر اجازه بدهید حاضرم به شما کمک کنم. اگر چیزی لازم داری آن را برایت فراهم کنم یا اگر راه را گم کرده ای آن را به تو نشان دهم و اگر گرسنه ای ترا سیر کنم. اگر فقیری بی نیازت سازم. به هرحال اگر حاجتمندی حاضرم در برآوردن حاجت تو بکوشم». چون مرد شامی این رفتار را از امام حسن علیه السلام دید، ناگهان به گریه افتاد و گفت: «اَشْهَدُ انَّکَ خَلِیفُة اللّهِ فی ارضِهِ؛ گواهی می دهم که تو خلیفه خدا در روی زمین هستی».

 

احسان امام حسن علیه السلام

مردی خدمت امام حسن علیه السلام آمد و عرض کرد ای فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام به حقِ آن خدایی که نعمت بسیار بر شما کرامت فرموده است تو را قسم می دهم که به فریاد من برسی و مرا از دشمنی که حرمت پیران را نگه نمی دارد و به کودکان و نوجوانان رحم نمی کند، نجات دهی. امام علیه السلام پرسید دشمن تو کیست تا از او دادخواهی کنم. آن مرد گفت: فقر است. امام علیه السلام به خادم خود دستور داد: «هرچه ثروت در نزد تو هست به او بده». او پنج هزار درهم حاضر کرد و به او داد. امام علیه السلام رو به مرد فقیر کرد و گفت: «تو را به خداوند متعال قسم می دهم که هروقت این دشمن بر تو رو آورد شکایتش را نزد من بیاور تا از تو دفع شر کنم».

 

 

سخنانی کوتاه از امام حسن علیه السلام

اهمیّت سلام

قال الحَسَنُ علیه السلام : مَنْ بَدَءِ بِالکلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ؛

کسی که پیش از سلام کردن شروع به سخن گفتن کرد جواب او را ندهید.

نتیجه کنترل زبان

قالَ الحَسَن علیه السلام : الصَّمْتُ سَتْرُ العَیِّ وَ زَیْنُ العِرْضِ وَ فاعِلُهُ فی راحَةٍ وَ جَلیِسُهُ آمِنٌ؛

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: خاموشی پوشش عیب ها و مایه حفظ آبروست. هر که از این صفت برخوردار باشد همواره در آسایش است و همدم و هم نشین او نیز در امنیّت به سر می برد.

خیر و سعادت کامل

قالَ الحَسَن علیه السلام : الخَیْرُ الّذی لا شَرَّ فِیهِ الشُکرُ مَعَ النِّعْمَةِ و الصَّبْرُ عَلی النّازِلَة؛

خیری که هیچ بدی در آن نیست عبارت است از شکر در مقابل نعمت ها و صبر در برابر حوادث و رخدادهای ناگوار.

نشانه کمال عقل

قالَ الحَسَنُ علیه السلام : رأسُ العَقْلِ مُعاشَرَةُ النّاسِ بالحَمیِلِ؛

معاشرت نیکوداشتن با مردم نشانه کمال عقل انسان است.

تعریف فرومایگی

شخصی از امام حسن علیه السلام سؤال کرد: پستی و فرمایگی چیست؟ آن حضرت فرمودند: «النَّظرُ فی الیَسیرِ وَ مَنْعُ الحَقیرِ. خرده بینی و اهمیّت دادن بیش از حدّ دادن به امور کوچک و مضایقه کردن از اعطای چیزهای بی ارزش».

ترک مستحب برای واجب

قال الحَسنُ علیه السلام :... اِذا ضَرّتِ النَّوافِلُ بالفَریضَةِ فَارفَضُوها؛

هنگامی که عبادت های مستحب به اعمال و عبادت های واجب آسیب رساند آنها را ترک کنید.

اهمیّت توجّه به امور معنوی

قالَ الحَسَنُ علیه السلام : عَجِبْتُ لِمَنْ یَتَفکَّرُ فی مأکُولِهِ کَیفَ لا یَتَفَکَّرُ فی مَعْقُولِهِ فَیُجنِّبُ بَطْنَهُ ما یُؤذِیْهِ وَ یُودِعُ صَدْرَهُ ما یُرْدِیْهِ؛

تعجب می کنم از کسانی که در غذای جسم خود فکر می کنند ولی در امور معنوی و غذای روح خویش اندیشه نمی کنند؛ شکم خود را از طعام مضرّ حفظ می کنند ولی از افکار پلیدی که روان را می آلاید پرهیز نمی کنند.

توصیه درباره وصلت

شخصی به امام حسن علیه السلام عرض کرد: دختری دارم که به سنّ ازدواج رسیده است. با چه کسی وصلت کنیم؟ امام حسن علیه السلام فرمودند: «زَوِّجْها مِمَّنْ یَتَّقی اللّه عزّ و جلَّ فَاِنْ اَحَبَّها اَکْرَمَها و اِنْ اَبْغَضَها لَمْ یَظْلِمْها؛

او را به ازدواج کسی درآور که با تقوا و پرهیزگار باشد چرا که فرد باقتوا اگر او را دوست بدارد احترامش می کند و اگر او را دوست هم نداشته باشد به وی ستم نمی کند».

بیناترین و شنواترین مردم

قال الحسن علیه السلام : اِنَّ أَبْصَرَ الاَبْصار ما نَفَذَ فِی الخَیْرِ مَذْهَبُهُ وَ اَسْمَعَ الاَسْماَعَ ما وَعی التّذکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ القُلُوب ما طَهُرَ مِنَ الشُّبَهاتِ؛

بیناترین دیده ها آن است که خیربین باشد و شنواترین گوش ها آن است که پذیرای پند و اندرزها باشد و از آن سود ببرد و قلب سلیم قلبی است که از شبهات پاکیزه باشد.

معنی مجد و عظمت

سُئِلَ الْحَسَنُ علیه السلام : فَما المَجْدُ؟ قالَ اَنْ تُعْطِیَ فِی الغُرْمِ وَ اَنْ تَعْفُو عَنِ الْجُرْمِ؛

از امام حسن علیه السلام سؤال شد: عظمت و بزرگی در چیست؟ آن حضرت فرمودند: عبارتست از بخشش مال به هنگام نیاز و گذشتن از خطا.

 

سیاست از دیدگاه امام حسن علیه السلام

شخصی از امام حسن علیه السلام معنای سیاست را پرسید. آن حضرت فرمودند: «سیاست آن است که حقوق خدا و حقوق بندگان زنده و بنده های درگذشته خدا را رعایت کنی». آن گاه برای توضیح بیشتر فرمودند: «حقوق خدا آن است که آن چه را خدا از انجام واجبات و ترک محرمات تکلیف کرده به طور کامل رعایت کنی. حقوق بندگان زنده آن است که وظایف خود را نسبت به برادران دینی انجام دهی. در خدمت گزاری برادر دینی درنگ ننمایی و نسبت به رهبر جامعه اسلامی تا زمانی که نسبت به مردم اخلاص دارد اخلاص داشته باشی و هر وقت از راه راست منحرف شد، اعتراض کنی. حقوق بندگان در گذشته یاد کردن نیکی ها و چشم پوشیدن از بدی های آنهاست».



:: بازدید از این مطلب : 2657
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 21 دی 1391

بارها شنیده‌ایم که سیره و منش پیامبر اکرم(ص) برای یک انسان مسلمان حجت است و می‌تواند به آن تأسی کند، منظور از «سیره پیامبر» تمام اعمال، حرکات، سکنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی ایشان است که چون از طریق وحی انجام می‌گیرد، از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است، در نتیجه اطاعت از سنت و سیره اطاعت از خداوند است.

خداوند متعال نیز در قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ»(1)، کسی که از پیامبر اطاعت کند، همانا اطاعت خداوند را کرده است، پس بنابراین این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را می‌گوید و انجام می‌دهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نیست، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»(2)، هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است، «إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى»(3)، تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.

و چون پیامبر(ص) برای همگان اسوه حسنه است، «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(4)، پس باید آنچه که رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجرا کنند و آنچه که از او نهی کرده از آن خودداری کنند.

«ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(5)، آنچه که پیامبر(ص) برای شما آورده بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده از آن خودداری کنید، این آیه سند روشنی برای حجت بودن سنت رسول خدا(ص) است.(6)

*سیره پیامبر(ص) در قرآن

در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث گسترده‌ای است، ولی به طور اختصار به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

 

-دلسوزی نسبت به امت

پیامبر اسلام(ص) آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آن‌ها بود که قرآن آن را این گونه بیان می‌فرماید: «فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً»، (7)شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه که به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهی.

این نشان از سعی و تلاش پیامبر(ص) اسلام در هدایت امت دارد تا جایی که خود را در پرتگاه هلاکت و نابودی قرار می‌دهد تا مردم را هدایت کند.

خداوند در جایی دیگر می‌فرماید: «وَلا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلا تَکُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ»،(8) بر گستاخی کافران غم مخور، از مکر و حیله آنان بر خود فشار مده.

 

-تطهیر امت اسلامی

یکی از کارهای پیامبر(ص) این است که مطهر امت اسلامی است، چون خود پیامبر(ص) پاک و مطهر است، لذا امت خویش را پاک می‌کند: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»(9)، از اموال آن‌ها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‌شان سازی برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامش است.

زکات در این آیه به عنوان نمونه است بلکه تمام دستورات اسلامی پاک کننده است و کسی که دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت می‌رسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب می‌کند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ» وصف صدقه نیست، زیرا ضمیر «ها» به صدقه بر می‌گردد، پس ضمیر «هم» در تطهیرهم و تزکیهم به صدقه بر نمی‌گردد، با این توصیف معنای آیه این می‌شود که ای پیامبر(ص)!با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزکیه می‌کنی.(10)

 

-رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت

رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا(ص) مظهر این صفات الهی است وقتی که پیامبر از مردم زکات می‌گیرد، خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: «وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»، (11)ای پیامبر(ص) برای آن‌ها دعا کن، زیرا تو برای آن‌ها آرامشی.

به همین جهت خود پیامبر(ص) می‌فرماید: «حیوتی خیرة لکم ولی نی خیر لکم»، (12) زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است.

 

-صبر و پایداری

خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر(ص) قرار داد و فرمود: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً»،(13) ما گفتار سنگینی را به تو وحی می‌کنیم، این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممکن نیست، لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر می‌کند: «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»،(14) برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش.

«فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ»،(15) بنابراین همان گونه که فرمان یافته‌ای استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند، پس از این استفاده می‌شود این سیره پیامبر که همان صبر و استقامت است، وظیفه پیامبر(ص) به تنهایی نیست، بلکه تمام کسانی که از شرک به سوی ایمان باز گشته‌اند باید استقامت کنند.

 

-خلق عظیم

«وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»،(16) تو بر خلقی بزرگ هستی، یکی از ویژگی‌های برجسته پیامبر(ص) در قرآن به عنوان خلق عظیم است، «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»،(17) در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آن‌ها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند.

قرآن در جایی دیگر رمز نفوذ در مردم و قیام به وظایف رهبری را این گونه بیان می‌فرماید: «وَلا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»،(18) هرگز بدی و نیکی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن تا دشمنان سرسخت مانند دوستان گرم و صمیمی شوند.

 

-گذشت و عفو

یکی از خصایص رسول خدا(ص) گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قوی‌تر شود، گذشت او بیشتر خواهد شد و چون پیامبر(ص) رحمة للعالمین است و از طرفی هم خدا می‌دانست که پیامبر(ص) اهل چنین خصلتی است، لذا او را امر به عفو و گذشت کرد و فرمود: «فاعف عنهم»، پس از آن‌ها در گذر، پیامبر(ص) آن قدر اهل گذشت بود که حتی از وحشی که قاتل عمویش حمزه بود گذشت کرد، زیرا وقتی که وحشی مسلمان شد، پیامبر(ص) از او سؤال کرد: تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه کشتی؟ او جریان را برای پیامبر(ص) گفت، پیامبر(ص) گریه کرد و او را بخشید.

 

-مشورت کردن

مشورت کردن با مردم یک نوع احترام به رأی آن‌ها است، اگر شخصی با کسی مشورت کند، در حقیقت با این کارش به او می‌فهماند که تو دارای معرفت و عقل و درایت هستی که من با تو مشورت می‌کنم و اگر انسانی همچون پیامبر(ص) چنین کاری را انجام دهد، باعث افتخار آن طرف می‌شود، لذا خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: با مردم مشورت کن، «وَشاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»، به این گونه بود که پیامبر(ص) در جنگ بدر با اصحابش مشورت کرد.

 

-عبادت

وقتی که آیه «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً»، ای جامه به خود پیچیده، شب را جز کمی به پا خیز، بر پیامبر(ص) نازل تمام شب را به عبادت می‌پرداخت تا این که پاهایش متورم شد، لذا خداوند فرمود: «مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت افتی و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»، آنچه که برای شما میسر است، قرآن بخوانید، معلوم می‌شود که خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که به خودش آسان بگیرد.

با اینکه نماز شب که برای دیگران مستحب است، اما بر پیامبر واجب است، «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ»، مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان که آن خاص تو است....

 

پی نوشت در ادامه مطلب....

 



:: بازدید از این مطلب : 2309
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 21 دی 1391

همسر شهید احمدی‌روشن می‌گوید: یکبار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایشات آیت‌الله خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم.

به گزارش تسنیم ، شاید آن روزی که پنچری مینی‌بوس پدر را می‌گرفت و یا روزهای جمعه به نظافت ماشین می‌پرداخت، کسی باور نمی‌کرد که روزی این نوجوان همدانی، نقش ارزنده‌ای در صنعت هسته‌ای کشور ایفا کند و یک ملت او را با نام "مصطفای شهید" بشناسند.
 
نزدیک به یکسال از 21 دی‌ماه و شهادت مصطفی احمدی‌روشن می‌گذرد؛ گرچه همچنان به علت مسائل امنیتی ابعاد ناشناخته‌ای از این دانشمند جوان کشورمان بازگو نشده است ولی همان بخش کوچک از فعالیت‌های منتشر شده آقا مصطفی، حکایت "تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل" است.
 
عصر یک روز زمستانی و درست در زمانی که خانواده احمدی‌روشن در تدارک مراسم سالگرد این دانشمند هسته‌ای کشورمان بودند، با فاطمه کاشانی همسر مصطفی در منزل شخصی شهید احمدی‌روشن به گفت‌و‌گو نشستیم.
 
متن کامل این گفت‌و‌گو بدین شرح است:
 
* تسنیم: کمی از سختی‌های کار شهید احمدی روشن در سایت نطنز و برنامه هسته‌ای کشورمان بگوئید.
 
- همسر شهید:  تعلیق غنی سازی، مصادف شد با ازدواج ما. از همان ابتدا ایشان وارد سایت نطنز شدند. آن موقع برای از سرگیری برنامه هسته‌ای کشورمان، آقا مصطفی مجبور به ماندن دائم بر سر دستگاه‌ها بودند. 12 یا 13 روز به هیچ عنوان نمی‌توانستند منزل بیایند. 12 روز نطنز بود و یک روز تهران می‌آمد و باز  12 روز برمی‌گشت. این سیکل چندین ماه طول کشید چون باید تعلیق برداشته می‌شد و دستگاه‌ها  به نتیجه می‌رسید. تا فروردین 85 که رئیس جمهور موفقیت ما را اعلام کرد، این شیفت‌ها ادامه داشت.
 
بعد از آن پای دستگاه‌ها می‌ماند. شیفت‌ها به هفته‌ای تبدیل شد. مدت طولانی به همین منوال بود. بعد که پست‌شان بالاتر رفت و مجبور بودند تهران هم باشند، ابتدای هفته نطنز می‌رفت و سه‌شنبه منزل می‌آمد و 2 روز باقی‌مانده را در تهران بودند ولی دیر وقت منزل می‌آمدند.
 
این فشار کاری برای ایشان خیلی سخت بود؛ آقا مصطفی را که می‌دیدی، همیشه چشمانش خسته بود و قرمز، ولی هیچ وقت عصبانی و اخمو نبود و با آن خستگی وقتی 12 شب می‌رسید خانه، می‌خندید. مشکلات را که اصلاً وارد منزل نمی‌کردند، حتی موفقیت‌هایشان را هم خیلی سخت بروز می‌دادند.
 
آقا مصطفی این خستگی‌ها را برای هدفی بالاتر تحمل کردند. مسیر تهران نطنز را اگر انسان هفته‌ای یکبار تردد کند، خیلی خسته کننده خواهد بود. آقا مصطفی هفته‌ای دو یا سه بار این مسیر را می‌رفت و برمی‌گشت. تمام اینها سختی داره.
 
 
روزه گرفتن در سایت نطنز خیلی سخت بود؛ هوا آنقدر گرم می‌شد که لب‌ها ترک برمی‌داشت و خون می‌آمد؛ اگر در زمین سایت می‌ایستادی، به قول مصطفی کله آدم زیر آفتاب جوش می‌آورد. همه اینها نشان دهنده سختی‌های ایشان بود ولی هیچ وقت از سختی‌ها نمی‌گفتند؛ این چیزها را که می‌گویم، خیلی کوتاه اشاره می‌کردند.
 
این وضعیت برای خانواده هم سخت بود. من گلایه می‌کردم ولی مصطفی با وجهه خندانش سخت‌ترین مشکلات را آسان می‌کرد و من تحمل می‌کردم، اما هیچ وقت مانع ایشان برای انجام وظیفه‌شان نشدم.
 
* تسنیم: شهید احمدی‌روشن در دوران دانشجویی روی موشک کار می‌کرد. آیا اینها را در دانشگاه بروز می‌داد یا نه؟
 
- همسر شهید: نه اصلاً، البته من در آن دوران اطلاع پیدا کرده بودم. به هر حال ایشان در جشنواره سلمان فارسی سپاه مقام دوم را آوردند‌ ولی اینکه بگویند امروز فلان کار را کردم، نه؛ اینطور نبودند.
 
* تسنیم: شما گاهاً بابت فعالیت‌های مدام شهید احمدی‌روشن، گلایه داشتید؛ آقا مصطفی هم می‌گفتند که این کار را تمام کنند، از سازمان بیرون می‌آیند؛ چگونه ایشان توانستند شما را قانع کنند و فعالیت‌های هسته‌ای را ادامه دهند؟
 
- همسرشهید: من می‌دانستم که کارهای سایت هیچ وقت تمامی نداشت؛ این چند سال آخر نمودار کاری ایشان صعودی بود. برخی مواقع آقا مصطفی را 3 هفته می‌شد که پیدا نمی‌کردیم؛ شاید یک روز جمعه و کوتاه می‌توانستیم ببینیمش.
 
وقتی شکایت و گلایه می‌کردم، می‌گفت این کار را انجام بدهم، بیرون می‌آیم. دروغ هم نمی‌گفتند، آن کار را انجام می‌دادند، کاری دیگری بهشان پیشنهاد می‌شد و این سیستم ادامه داشت‌ ولی وقتی دل نگرانی آقا را برای سایت می‌گفتند، برای بنده هم این دل‌نگرانی آقا مهم بود.
 
وقتی می‌گفتند کارهایی که کردم را باید به سرانجام برسانم، قانع می‌شدم و یا اینکه یکبار پیش آیت‌الله خوشوقت رفته بودند و از آیت‌الله خوشوقت پرسیده بودند که "ظهور چقدر نزدیک است"؛ آقای خوشوقت فرموده بودند "این بستگی به این دارد که شما در نطنز چه کار می‌کنید".
 
یکبار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایشات آقای خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم چون احساس می‌کردم اگر بخواهم جلویش را بگیرم، گویی که جلوی امام زمان (ع) ایستادم. نمی‌گویم این حرف قطعی است اما به نظرم مملکت باید اصلاح بشود تا مصلح بیاید.
 
* تسنیم: رهبری در روزی که تشریف آوردند برای عرض تسلیت، فرمودند که فعالیت‌ ما برای عقب ماندن علمی نیست، ما می‌خواهیم اسلام را سربلند کنیم؛ آقا مصطفی در این زمینه چه نقشی ایفا کرد؟
 
- همسر شهید: فکر می‌کنم واژه شهدای علمی مبین این امر است. اینها کاری کردند که به سرافرازی برسیم؛ این سرافرازی به قدری برای دشمن سخت بود که بیایند جوانان ما را ترور کنند. این نشان‌دهنده ارزش آنهاست. کار اینها به قدری مهم بوده که دشمن اینها را ترور می‌کند؛ جوانانی که لقب دانشمند برازنده‌شان است؛ اینها کاری کردند که صدها دانشمند نتوانستند بکنند.
 
* خاطره‌ای از دوران تعلیق از شهید احمدی‌روشن دارید؟
 
- همسر شهید: آقا مصطفی با این که چیزی را بروز نمی‌دادند ولی کاملاً یادم هست در دوران تعلیق غنی‌سازی، حالت بطالت داشتند و خیلی غمگین بودند؛ شاید در طول این 7 سال فعالیت در سایت، تنها آن موقع ناراحتی را در چهره ایشان احساس کردم. چند بار گفتند که اگر کار درست نشود، از سازمان بیرون می‌آیم.
 
* تسنیم: در دوان تعلیق، به علت ممانعت از فعالیت دانشمندان هسته‌ای، علم بسیاری از اساتید جنبه علمی پیدا نمی‌کرد؛ علاوه بر این استعداد افرادی همچون مصطفی احمدی‌روشن شکوفا نمی‌شد؛ به نظر شما تعلیق چقدر ضرر داشت؟
 
- همسر شهید: تعلیق هر زمانی که صورت بگیرد، ضرر دارد. الان هم اگر تعلیق را بپذیریم، ضرر دارد چرا‌که با تعلیق، مملکت را 2 دستی تحویل غرب دادیم. غربی‌ها هیچ گاه حسن نیت خودشان را ثابت نکرده‌اند. اگر قرار بر تعلیق باشد، آنها نه تنها تحریم‌ها را برنمی‌دارند، بلکه همین فناوری را از ما می‌گیرند. ما برای عدم تعلیق هم هزینه علمی و هم جانی کرده‌ایم.


:: بازدید از این مطلب : 2101
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 21 دی 1391

پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تشییع پیکرهاى فرماندهان سپاه که در تاریخ 21 دی ماه 84 ایراد شد را بازنشر داد.

* آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکى این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهاى مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند!»

«فاصله‌‌ى بین مرگ و زندگى، فاصله‌ى بسیار کوتاهى است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگى هستیم و غافلیم از حرکتى که همه به سمت لقاءالله دارند. همه خدا را ملاقات مى‌کنند؛ هر کسى یک طور؛ بعضى‌ها واقعاً روسفید خدا را ملاقات مى‌کنند، که احمد کاظمى و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند. ما باید سعى‌مان این باشد که روسفید خدا را ملاقات کنیم؛ چون از حالا تا یک لحظه‌ى دیگر، اصلاً نمى‌دانیم که ما از این مرز عبور خواهیم کرد یا نه؛ احتمال دارد همین یک ساعت دیگر یا یک روز دیگر نوبتِ به ما برسد که از این مرز عبور کنیم. از خدا بخواهیم که مرگ ما مرگى باشد که خود آن مرگ هم ان‌شاءالله مایه‌ى روسفیدى ما باشد. ان‌شاءالله خدا شماها را حفظ کند.»


:: بازدید از این مطلب : 2259
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 21 دی 1391

جهت مشاهده و ذخیره تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک نمایید.


:: بازدید از این مطلب : 2123
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 21 دی 1391

شهادت پیامبر(ص)

 

نور دلگرمی ما چشمه خورشیدی ما

نرو از خانه همسایه تجریدی ما

نرو ای جان علی دلبر توحیدی ما

نرو که دست به دامان عبایت شده ایم

سوره حمدی و مشغول ثنایت شده ایم

بخدا هیچ گلی مثل شما خار ندید

هیچ کس مثل شما اینهمه آزار ندید

اینهمه دور و بر شانه خود بار ندید

سر شکستن  وسط کوچه و بازار ندید

سر تو بسکه شکسته است؛ دلم میشکند

قامتت بسکه شکسته است ؛ قدم می شکند

پدر آن روز همان جنگ احد یادت هست

گذر ازحادثه تنگ احد یادت هست

آن وفاداری کم رنگ احد یادت هست

مرد پیمان شکن ننگ احد یادت هست

پشت این در بخدا  بوی اُحُد می آید

بوی دود است که از سوی احد می آید

مردم شهر رسیده اند به تو سر بزنند

دست بر دامن الطاف پیمبر بزنند

مثل جبریل در خانه تو پر بزنند

یادشان هست که بر خانه تو در بزنند

یادشان هست که این خانه پر از تاویل است

بیت وحی است و پر از بال و پر جبریل است

چشمهایت نگرانند برای چه کسی

گریه میریزی از اینجا به هوای چه کسی

زیر لب زمزمه داری به نوای چه کسی

در سرت هست بگو کرببلای چه کسی

چشمهای نگران تو به در خیره شدند

به علی و به حسین و به حسن خیره شدند

چشم واکن که دو چشمان ترت آمده است

چشم وا کن پسر خونجگرت آمده است

جگر سوخته ی شعله ورت آمده است

پسر بی حرمت دور و برت آمده است

در سرش هست که روزی به فدایم بشود

بین یک کوچه باریک عصایم بشود

دور چشمت چقدر چشمه زمزم داری

به گمانم به سرت شور محرم داری

غصه بردن انگشتر خاتم داری

غصه غارت شدن چادر مریم داری

وعده ما سر گودال اباعبدالله

بر سر نیزه به دنبال اباعبدالله

گریه کردی و به چشمان ترم بوسه زدی

چقدر یکسره بر بال و پرم بوسه زدی

چقدر بر رخ و بر دست و سرم بوسه زدی

هی به دیوار و در و دور و برم بوسه زدی

اینهمه جان علی پیش حسن گریه نکن

اینقدر بر پسر سوم من گریه نکن

بعد تو دست به دیوار علی می گیرم

دست بر کعبه دلدار علی می گیرم

خار از دیده خونبار علی می گیرم

ریسمان از سر و رخسار علی می گیرم

تو دعا کن پسر بی کفنم را نکشند

بین آن کوچه الهی حسنم را نکشند

.................................................................................................

شهادت امام حسن (ع)

 

صبح روزي كه عزم سفر از دل و دين مردم داشت خبر داشت

از دل زهر پر كينه اي كه تشنه بود و لبي شعله ور داشت


او نه اينكه غريب است يا كه آسمان است و لشگر ندارد

بال خود را اگر باز مي كرد لشگري از ملك زير پر داشت


راه مي رفت و خيل ملائك خاك از پاي او مي گرفتند

خاك سرخ و كبودي كه مثل  تربت كربلايش اثر داشت


در حياط غريبش نشست و چشم در چشم اين مردم انداخت

مثل خورشيد در كنج خانه غصه هايي شبيه پدر داشت


رفت بالاي منبركه مردم ياد پيغمبر خود بيفتند

كه حسن از من است و من از او كه رسول خدا هم پسر داشت


آي مردم كسي هست اينجا ، ناسزا از دهانش بيفتد

لااقل كاش اين ناسزاها شرمي از پاره هاي جگر داشت


راه افتاد اما به ناگاه  بازهم بين كوچه زمين خورد

آه مادر در آن روز اي كاش طفل تو تيغ و تير و سپر داشت


آه مادر در آن روز اي كاش پشت در در كنار تو بودم

ديده بودم  گل سرخت آنجا غنچه اي بين ديوار و در داشت


زهر هم طاقتش  را ندارد ، زود باشيد طشتي بياريد

زود باشيد ، اين زهركينه از دلش هي جگر كند و برداشت


كربلايي به پا شد بيائيد خواهرش طشت و خون ديده اينجا

كند بال و پرش را بگيريد ، واي زينب چه شوري به سر داشت  ....

 

بايد از اين مدينه سفر كرد كربلا رفت و خاكي به سر كرد

کربلایی که یک طشت بود و خواهری كه به يك سر نظر داشت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2843
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 19 دی 1391

 
مقام معظم رهبری فرمودند: به نظر من، نقش زن هرچه برجسته شود، خیلى بهتر است. زن‌هاى ما مظلومند. من راجع به زن حرف‌هاى زیاد و بحث‌هاى فراوانى دارم. مسألة زن واقعاً مسألة مهمّى است. یک عدّه توجّه نمى‌کنند و به عنوان یک مسألة نمایشى که حالا مد روز است، حرف مى‌زنند. خوب؛ گرایش‌هاى فمینیستى و گرایش خاص غربىِ در مورد زن هم که به‌جاى خود محفوظ است؛ اما اصل نقش زن در خانواده، در اجتماع؛ ارزش و اهمیت زن و امورى از این قبیل، چیزهایى است که ما حقیقتاً به آن‌ها کم پرداخته‌ایم و از این کم پرداختن خسارت هم مى‌بینیم. (دیدار با مدیران صدا و سیما 15/11/81)
 
ضرورت پرداخت به مسائل زنان از جمله دغدغه‌ها و انتظاراتی است که رهبر معظم انقلاب همواره بدان گوشزد کرده‌اند. پرداخت به موضوع زنان جزو مسائل درجه یک نظام از دیدگاه رهبری می‌باشد که در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی جمهوری اسلامی توسط ایشان بیان شده است.
 
معظم له دلایل ذیل را برای اهمیت بالای موضوع زنان بیان فرمودند:
 
1. اهمیت حفظ ظرفیت زنان در مجموعه فعالیت‌های کشور، که به طور خاص به نقش ممتاز و فعال زنان در عرصه فعالیت‌های انقلابی با رهبری حضرت امام اشاره کردند.
 
2. اهمیت مسئله خانواده به عنوان ارکان و سلول نظام اجتماعی و اینکه برای پیشرفت همه جانبه، بدون خانواده سالم امکان پذیر نمی‌باشد.
 
3. بحث زنان از جمله موضوعات اعتراضی بوده است که همواره توسط دشمنان نظام و اسلام مطرح می‌شود. (برگرفته از بیانات در سومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌ 1390/10/14)
 
هرکدام از موارد بالا اهمیت موضوعات زنان را مشخص می‌کنند که می‌توان به طور مفصل در اندیشه‌های رهبری آن را پیگیری کرد. اما مسئله سوم خصوصاً در زمینه‌های رسانه‌ای و سینمایی از جمله وجوه پررنگی می‌باشد که ضرورت توجه هرچه بیشتر رسانه‌های اسلامی را در مسیر پرداختن به موضوع زنان بسیار برجسته می‌کند. آثار ضد‌اسلامی و ایرانی به وضوح هجمه و حمله‌های فرهنگی‌های خود را از طریق مستمسک قرار دادن موضوع زنان انجام می‌دهند.
 
مطلعید که به قصد نابود کردن بناى خانواده و شکستن حریم عفاف و حجابى که میراث هزاران سالة ایرانى است و کشور ما و ملت ما از دوران قبل از اسلام، از لحاظ مسائل شهوانى و جنسى، یک ملت عفیف و نجیب بوده، شبکه درست می‌کنند - همینها در زمینه‌هاى سیاسى، فیلم «بدون دخترم هرگز» را، فیلم «300» را می‌سازند که علیه حیثیت ایرانى است و سر تا پا دروغ و خباثت است؛ همان آدم‌ها ادعا می‌کنند که با ایران دشمنى ندارند، با ملت ایران دشمنى ندارند، اما شب و روز دشمنى می‌کنند. (بیانات در دیدار هنرمندان و دست‌اندرکاران صداوسیما 1389/04/12)
 
فیلم‌های بدون دخترم هرگز، سنگسار ثریا، شرایط، پرسپولیس به طور مستقیم با سوژه قرار دادن زنان در جامعة ایرانی و اسلامی به بیان مشکلات و بیان انتقاداتی می‌پردازند. حتی در مورد آثار ایرانی که در جشنواره‌های خارجی مورد تقدیر قرار گرفته‌اند. فیلم‌هایی را شاهد هستیم که با سیاه نمایی از وضعیت زنان و مصیبت بار نشان دادن شخصیت و حقوق زن مسلمان در جامعة ایرانی مورد توجه و استقبال جشنواره‌های خارجی قرار گرفته‌اند. به طور مثال فیلم‌های دایره و آفساید جعفر پناهی، جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی در راستای چنین فیلم‌هایی قرار می‌گیرند. از طرف دیگر پرداختن شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی 1، من و تو و... با توجه به الگوهای زن غربی از جمله دلایلی است که لزوم پرداخت بیش از پیش به مسائل زنان را در رسانه پر اهمیت تر می‌کند.
 
در ادامه با توجه به محور قرار دادن انتظارات و توصیه‌های مقام معظم رهبری به بعضی از شاخص‌های رسانه اسلامی در موضوع زن می‌پردازیم:
 
 
 
1. تهاجم فرهنگ عفاف و حجاب
 
بدون شک بینش همراه با حجاب و حیا تمدن‌های شرقی به ویژه کشورهای اسلامی در تقابل جدی با فرهنگ برهنگی، بدون شرم و حیا تمدن غرب می‌باشد. آن چیزی که برای جامعه ایرانی نقطه تهدید بیرونی محیطی فرهنگی از جانب تمدن غرب می‌باشد، با دقت و حرکت فعالانه با توجه به ارزش‌های والای انسانی که در فرهنگ اسلام درباره زن وجود دارد، می‌توان تهدید خارجی فرهنگ برهنگی و بدون حیا غرب، را تبدیل به فرصت حمله برای تهاجم فرهنگ عفیفانه اسلامی کرد. اگر دست اندکاران رسانه‌ای با اهتمام و همت ویژه سعی در نشان دادن شخصیت واقعی زن مسلمان داشته باشند، می‌تواند نقطه قوت و پیشروی فرهنگ اسلام نیز باشد.
 
همین فیلم‌هاى ما که به جشنواره‌هاى جهانى مى‌رود، آن نقطه‌اى که این فیلم‌ها براى داوران و تماشاچیان بیشتر جذاب است، عفّتى است که در فیلم‌هاى فارسى فعلاً هست. همین است که در دنیا گُل مى‌کند. برخلاف تصور خیلی‌ها، دنیا از این بى‌بندوبارى و ولنگارى و هرزه‌گرى خوشش نمى‌آید؛ خسته شده است. این حالت عفّت و نجابت و سلامت و حیا و این چیزى که طبیعىِ ایرانی‌ها هم هست، اسلام هم همین را توصیه کرده است. همان چیزى خواهد شد که شما مى‌گویید براى رفتن به مصاف تهاجم فرهنگى، بایستى متمسّک به فرهنگ خودى شویم و کاملاً درست است. (بیانات در دیدار با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى 04/11/1376)
 
نابودی و انحطاط خانواده یکی از ضعف های اساسی غرب می باشد. شاخصه‌های حاکم بر فرهنگ جوامع توسعه یافته اصالت لذت (Hedonism) و اصالت منفعت (Utilitaranism) می‌باشد. فرد منتشر شده‌ی تمتع طلبی که به همه چیز پیرامون خود به عنوان سوژه ای برای منفعت طلبی خود می نگرد، نظام خانواده از جمله همسر و فرزندانش مانعی برای بهره مندی هرچه بیشتر از لذت های مادی می باشد. انسان عصاینگر و راحت طلب دنیای غرب در یک سیر قهقرایی خودخواهی برای پاسخگویی به تمنیات و نفسانیات ناسوتی همه موانع را از پیش روی خود بر می‌دارد. انسان اباحه گر مدرن تن به قیودات، محدودیت‌هایی خانواده نخواهد داد و بدون پذیرفتن مسئولیتی به دنبال بهره گیری بی قید شرط از لذت طلبی های جنسی و مادی خواهد بود. این لذت طلبی و عیاشی که روز به روز در مدرنیته در حال گسترش است، بدون شک باعث فروپاشی این تمدن خواهد شد. همانطور که در ادوار تاریخی گذشته شاهد فروپاشی تمدن یونان و روم باستان بودیم که یکی از نشانه‌های آن از هم پاشیدگی خانواده و به تبع آن جامعه می‌باشد.
 
توجه به نقطه ضعف غرب که مسئله از هم پاشیدگی خانواده می‌باشد و برنامه ریزی برای حرکت فعالانه در عرصه جهانی از راهبردهای تهاجمی رسانه‌ای باید باشد که از فرمایشان رهبری می‌توان بدان دست یافت. به تعبیری پاشنه آشیل غرب برای فروپاشی؛ «مسئله خانواده» می‌باشد چرا که بنای جامعه در امور مختلف فرهنگی و اجتماعی و... بر پایه خانواده شکل می‌گیرد. برای مقابله با فرهنگ غرب در مسئله زنان همانگونه که آنان به شبه افکنی و تضییع حقوق زن در جوامع اسلامی می‌پردازند، باید در رسانه‌ای اسلامی حقوق از دست رفته افراد در خانواده و به طور کلی از هم پاشیدگی خانواده یک مطالبه اصلی قلمداد شود.
 
غرب رندانه از زیر بار طرح مسئلة خانواده در میرود. توى همة بحثهائى که اینها میکنند، بحث زن هست، اما اصلاً بحث خانواده نیست. خانواده، نقطة ضعف غرب است. مسئلة زن را مطرح میکنند، اما اصلاً اسم خانواده را نمى‌آورند؛ با اینکه زن از خانواده جدا نیست. بنابراین رسیدن به این مسئله، لازم است. نباید در مقابل این فرهنگ غلط انفعال داشت. غرب در قضیة زن و خانواده، در یک گمراهى و ضلالت عمیقى به سر میبرد. فقط خانواده نیست؛ بلکه در مورد شخصیت زن، هویت زن، غرب در یک گمراهى عجیبى است.( بیانات در سومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌ 1390/10/14)
 
 
 
2. نگاه انسانی، نه جنسیتی
 
نگاه جنسیتی یکی دیگر از مشکلات اساسی زنان در فضای رسانه است. نگاه حاکم بر زن در دنیای امروز نگاه جنسیتی است و نه انسانی. نگاه انسانی به زن یعنی که زن را صرفا از دریچه جذابیت ها و قابلیت های مادی مورد توجه قرار ندهیم و ویژگی‌های جنسیتی او را پر رنگ نکنیم، خصوصا در رسانه که با اجتماع و جامعه سر و کار دارد.اصالت زن تنها به خاطر جسمش نیست بلکه به روحانیت و خلقیات اوست که باعث شکل گیری شخصیت او نیز می شود. اگر زن تنها از منظر زیبایی و جذابیت‌های مادی زنانه‌اش نگاه شود ، خواسته یا ناخواسته دیگر وجوه شخصیتی زن که ارزش انسانی بیشتری دارد، سانسور می شود. در فضای اجتماعی و رسانه‌ای جامعه باید فضای انسانی حاکمیت داشته باشد. پوشش و حریم ارتباطی که اسلام برای زن در اجتماع وضع کرده است، برای آن است که آن جلوه‌گری و ارتباطی که زن در خانه در بین محارم خود دارد، با محدودیت‌های بیشتری در جامعه حضور پیدا کند که تنها وجوه اجتماعی زن برجسته باشد و نه مسائلی که در حریم امن دیگر اتفاق می‌افتد.
 
برای رسانه‌ای که در خدمت ارزش‌های اسلامی باشد، باید نقشی متفاوت با جلوه‌های فریبنده و اغواگر زنان تعریف کرد. نباید از جاذبه‌های جنسیتی زن استفاده کرد، جاذبه‌هایی که بر ضعف‌های بشری دست می‌گذارد. انسان رسانه‌ای امروز میل به غفلت طلبی، لذت طلبی‌های مادی، سکس و... دارد و استفاده جنسیتی از زن، بهترین ابزار برای رسیدن به چنین جذابیت‌های کاذبی می‌باشد. اما جذابیت در رسانه اسلامی باید بر محور نیازهای کمال طلبانه و پرورش و شکوفایی ابعاد مادی و معنوی انسان، توامان باشد. احترام به شخصیت باطنی و روحی خدا جوی انسان می‌تواند اصلی‌ترین منبع توجه برای مورد خطاب قرار گرفتن آن در رسانه باشد و در مورد زن به جای برجسته کردن طنازی‌ها، کلوزآپ‌های مکرر و اشوه‌گری‌های زنانه، رفتارها و گفتارهای اروتیک؛ بر حیا، عفت، متانت، وقار و... زن تاکید شود.
 
حضرت آقا با اشاره به فیلم حضرت یوسف(ع) آن را یکی از نمونه‌های موفق در این زمینه دانستند. سریالی که علی رغم همة ضعف‌های فنی‌ای که داشت، توانست بیشترین مخاطب را در میان تولیدات رسانه‌های ایران در سطح داخل و خارج داشته باشد.
 
همین سریال «یوسف پیامبر». سریالى ساخته شده که تمام جهات شرعى و رعایت‎هاى گوناگون در آن ملاحظه شده. شرح حال یک پیغمبر هم هست. مبناى کار هم مبناى عفاف است. نه مبناى رائج در فیلم‌هاى دنیا؛ عشق و شهوت و این چیزها. ( بیانات در دیدار هنرمندان و دست‌اندرکاران صداوسیما 1389/04/12)
 
پیش فرض‌های بدیهی که برای این فرمایش مقام معظم رهبری مترتب است، در سریال حضرت یوسف با اینکه محوریت سریال بر نقش زن تاکید داشت و بسیاری با تمرکز قرار دادن زنان در قاب تلوزیون و سینما به طور مبنایی مخالفت دارند، این فرمایش به عنوان فصل الخطاب برای افرادی که می‌خواهند رسانه‌ای انقلابی و اسلامی با توجه به خواسته‌های رهبری داشته باشند، دلیل محکم و تایید شده‌ای می‌باشد که می‌تواند در این مسیر با اطمینان بیشتری قدم بردارند.
 
البته این تمجید رهبری به معنای قله و الگوی تمام بودن سریال حضرت یوسف برای تولیدات اسلامی نباید قلمداد شود، چرا که این سریال جزو تجربه‌های ابتدایی تولید‌های اسلامی بود و ضعف‌هایی هم چه در بخش فنی کار و چه در بخش محتوایی به ویژه بحث زنان در آن مشاهده می‌شد. به طور مثال همسر حضرت یوسف(ع) را در این سریال خانم الهام حمیدی بازی کردند، که چهره پردازی این شخصیت متناسب با یک همسر پیامبر نمی‌باشد، حال آنکه همین بازیگر در فیلم ملک سلیمان نقش همسر حضرت سلیمان را نیز بازی کردند. تصویری که در فیلم ملک سلیمان از این بازیگر داریم، به نظر نگارنده با معیارها و ضوابط شرع مقدس اسلام بسیار همراستایی بیشتری دارد تا الگوی زنی که در سریال حضرت یوسف نمایش داده شد.
 
 
 
3. تصویر زن در رسانه
 
مخالفت زنان در فعالیت‌های اجتماعی به ویژه رسانه‌ای از دیگر مشکلاتی است که برای کسانی که دغدغه ارزش‌های اسلامی و انقلابی را دارند همواره بوده است. گروهی به شکل مبنایی با تصویر زن در سینما و تلوزیون مخالف هستند و استفاده از زنان را مفسده انگیز می‌دانند. حال آنکه برای پیروان خط رهبری چنین موضوعاتی نباید اصلا مطرح باشد. البته در این مسیر نباید افراط و تفریط کرد. نکته مهم تر این است که شاخصه‌ها و مولفه‌های اسلامی به طور خاص برای نقش زنان از قبیل عفت، حیا، حجاب و... با توجه به موازین شرع رعایت شود.
 
رهبر معظم انقلاب دو اشکال اساسی را بری صدا و سیما قبل از انقلاب بیان می دارند . اول ارزش حجاب از بین رفته بود . دوم، نقش های پست و بی ارزش به زنان داده می شد. (برگرفته از دیدار: اعضای شورای سیاستگذاری صداوسیما 14/12/1369 ) به نظر می آید همان دو مشکلی قبلی با نقاب و ظاهری جدید هنوز در فعالیت های رسانه ای مشهود است.
 
دلیل اصلی از بین رفتن ارزش حجاب و مشکل بد پوششی در سینما و تلوزیون ایران نبود باور و اعتقاد اصیل به این موضوع می باشد و متاسفانه نقش های پست و بی ارزش نیز را همچنان شاهد آن هستیم. می توان زنان بدبخت ،مظلوم ، ستمدیده در سینمای ایران را همواره زنانی دانست که ویژگی های زنان دینی و سنتی را دارا می باشند همانند نقش راضیه در فیلم جدایی نادر از سیمین و بالعکس زنان موفق ، الگو و خوشبخت با پوشش های و ویژگیهای مدرن و غربی ارائه می شوند، البته در این زمینه تحقیقات و پژوهش های جدا گانه ای صورت گرفته است.(برای مطالعه بیشتر رک به پایان نامه کارشناسی ارشد بررسی عفاف و حجاب در پر بیننده ترین فیلم ها،کتابخانه دانشکده صدا و سیما تهران)
 
جدای از آن حتی ظاهر چادر سر کردن و پوشش اسلامی نیز گاهی اوقات به دلایل متعدد درست نشان داده نمی شود.بیشتر زنان سینما و تلوزیون چادر را به زحمت همانند شنل به این ور آن ور می‌کشند. چادر‌ها همیشه بر سر بازیگران اضافی می‌نمایاند و بیشتر یاد زورو می‌افیم تا زن مومنی که پوشش اسلامی داشته باشد. اگر هم زنی در مدیوم تلوزیون و سینما با چادر ظاهر می‌شود در مجلات و روزنامه ها، سایت‌های اینترنتی پر است از عکس‌های مدل اباحه‌گرایانه‌ای که کاملا با چادر و پوشش‌های مذهبی در تضاد است.
 
دوستی می‌گفت چطور است که نقش زن سانتیمانتالی بازی می‌شود، مخاطب آن شخصیت را باور می‌کند، اما در خصوص نقش زن مومن و با حیا به گونه‌ای کاملا تصنعی و غیر قابل باور جلوه می‌کند؟ جواب سوال آن دوست در خود سوالش موجود بود. مشکل در باور بازیگر می‌باشد، وقتی بازگیری ارزش‌های نقش را باور نکند و نفهمد، قطعا نخواهد توانست چنین شخصیتی را باور‌پذیر به مخاطب ارائه دهد. متاسفانه نزدیک شدن به شخصیت و باور یک زن مومن و معتقد به دلایل فرهنگ حاکم بر فضای رسانه‌ای حال حاضر، بسیار امری مشکل می‌باشد.
 
اولین ویژگی یک هنرمند این است که به حرفی که میزند معتقد و باورمند باشد. نباید از جماعتی که دل به ارزش‌های غربی سپرده‌اند توقع داشت، مبلغ ارزش‌های اسلامی و انقلابی ایران باشند، چرا که اصلا به ارزش‌های اسلامی معتقد نیستند. حال اگر عرصه از افراد معتقد و متدین خالی باشد ، بدون شک افرادی در فضای رسانه ای ایران وجود دارند که نه تنها قدمی در راستای تبیین درست ارزشهای الهی گام بر نخواهند داشت ، بلکه بالعکس نیز عمل خواهند کرد. لذا ضرورت دارد حتی زنان متدین و مومنه نیز در این عرصه ورود پیدا کنند.
 
البته نباید ورود زنان به عرصه فعالیت‌های رسانه‌ای، اجتماعی و سیاسی بدون ملاحظات و بی‌مهابا انجام شود. بلکه نقش زن در جامعه یک سری شرایطی را دارا می‌باشد. مقام معظم رهبری ورود زنان بر عرصه‌های مختلف اشتغال را امری لازم و ضروری می‌دانند، اما شرایطی را نیز برای آن قائل هستند.
 
1. تحت شعال قرار نگرفتن وظایف اصلی زن از قبیل همسر داری، نقش مادری و...
 
2. جدی گرفتن مسئله محرم و نامحرم (برگرفته از بیانات در سومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌ 1390/10/14)
 
این دو شاخصه را نه تنها برای زنانی که خواهان فعالیت و مشارکت‌های بیشتر اجتماعی هستند، بلکه برای زنانی که در شخصیت‌های نمایشی قرار می‌گیرند نیز لحاظ شود. نکتة مهم‌تر این است که این دو وظیفه زن باید بسیار جدی قلمداد شود.
 
همواره در بین دو موج افراط و تفریط بوده‌ایم. موج اول به طور مطلق مخالف حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی هستند و موج دوم بدون در نظر گرفتن نقش‌ها و وظایف زن در خانواده، اصل را بر حضور زن در اجتماع گرفته‌اند. به نظر نگارنده بعد از انقلاب نیز بیشتر غلبه بر موج دوم بوده است. ورود بی‌رویه و بی‌ضابطه زنان به فضای اشتغال خود معایب و مشکلاتی را دارد که این مقاله در مقام پاسخ بدان نیست.
 
مسألة ارتباط زن و مرد هم مسألة مهمّى است. بین زن و مرد یک حجاب گذاشته شده است: با هم حرف مى‌زنند، معامله مى‌کنند، دعوا مى‌کنند، دوستى مى‌کنند؛ اما با یک حجاب و حفاظ. این در اسلام هست و بایستى رعایت شود. ارتباط زن و مرد را در این مکالمات و محاورات بایستى رعایت کرد. گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‌ها طورى نزدیک و خودمانى است که آدمى که پاى تلویزیون نشسته واقعاً خجالت مى‌کشد؛ ما که پیرمردیم، درعین‌حال خجالت مى‌کشیم! هر چه بتوانید، اینها را مراعات کنید. ظاهرسازى هم لازم نیست. (دیدار با مدیران صدا و سیما 15/11/81)
 
مسلئه محرم و نامحرم نیز بسیار نکته مهم و اساسی می‌باشد که معظم له بارها بدان اشاره فرمودند. مطلبی که نه باید با تساهل و تسامح و روشنفکرمابانه شدن آن را بی اهمیت تلقی کرد و نه با دگماتیزم و منطق دیوار کشی بین زن و مرد اشتباه گرفته شود. در مسئله محرم و نامحرم آن چیزی که بیش از هرچیز می‌تواند راهنما و کارگشا عوامل رسانه‌ای باشد، اول توجه به احکام و استفتائاتی باشد که شارع مقدس وضع می‌کند. دوم تقویت اخلاق و تقوا رفتاری دست اندرکاران رسانه‌ای می‌باشد. سوم ایجاد رابطه بین معارف اسلام و تکنیک‌های نمایشی می‌باشد. آن چیزی که در وضعیت‌های نمایشی هنر مدرن شاهد آن هستیم، نوعا بر مبنای گناهان کبیره می‌باشد. (برای مطالعه بیشتر ر.ک. به کتاب سی وشش وضعیت نمایشی / ژرژ پولتی / انتشارات سروش) حال آنکه هنرمند مسلمان نباید در همین وضعیت‌های نمایشی خود را محدود کند و به خرق وضیعت‌های جدید نمایشی مطابق با معنای تبلیغی خود دست پیدا کند.
 
 
 
4. زن برای رسانه‌ یا رسانه برای زن......
 

 


:: بازدید از این مطلب : 2790
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 19 دی 1391

 محیط شغلی، ممکن است هم نقش سازندگی داشته باشد و هم نقش تخریبی

 محیط شغلی، ممکن است هم نقش سازندگی داشته باشد و هم نقش تخریبی، این در ربط با نفس شغل است و ما در روایاتمان هم این مطلب را داریم. شغلی انتخاب کنید که بر روی روح شما نقش تخریبی نداشته باشد، بلکه بر عکس، شغلی انتخاب کنید که بر روی روح شما نقش سازندگی داشته باشد.
 
شغلم بد نیست، محیط شغلی‏ ام بد است
 
شغلم بد نیست، محیط شغلی ام بد است. این محیط، روی انسان نقش دارد. دقیقاً در معارف ما اینها آمده است. حالا من به عنوان نمونه عرض می‏ کنم که ما هم از نظر محیط شغلی و هم از نظر شهری در انتخاب شهر، به روایاتی برخورد می‏ کنیم که عجیب است. ما روایاتی داریم که از سعادت شخص این است که شغل او در شهر خودش باشد. روایت از زین‏ العابدین(صلوات‏ الله‏ علیه) است: «قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فِي بَلَدِهِ وَ يَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يَكُونَ لَهُ وُلْدٌ يَسْتَعِينُ بِهِم» از سعادت فرد این است که محل کسب و کارش در شهر خودش بوده و با نیکان رفت و آمد داشته باشد و فرزندانی داشته باشد که کمک‏ کارش باشند.
 
جابه ‏جایی شغلی مخرب است!
 
به طور غالب این‏ طور است که اگر انسان در همان محیطی که زندگی کرده است، شغل او باشد، یک سنخ تقیّدات دارد. گاهی تقیّدات انسان در ربط با اعتقادات دینی‏ اش است، گاهی نه خیلی متدیّن نیست، امّا در آن محیط، حساب آبرویش را می‏کند. یک سنخ از خلاف‏کاری‏ ها را نمی‏ کند برای‏ این‏که از محیط زندگی‏ اش شرم می‏کند. اگر شغلش در محیط‏ زندگی‏ اش باشد، یک سنخ خلاف‏کاری را نمی‏ کند، این قید و بندها وجود دارد.
 
شغل در شهر خود مانع پرده دری است
 
از سعادت شخص این است که کارش در شهر خودش باشد و از شهرخودش بیرون نرود. روی این حساب نشده است. آیا می‏ توان هرکس را به هرجا فرستاد؟ می‏ دانید این کارها منشأ فساد است؟ برخی افراد از معارف دینی بی  خبر هستند و با این کارهایشان جامعه را هم به فساد می‏ کشند. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: ثَلَاثَةٌ مِنَ السَّعَادَةِ الزَّوْجَةُ الْمُؤَاتِيَةُ وَ الْأَوْلَادُ الْبَارُّونَ وَ الرَّجُلُ يُرْزَقُ مَعِيشَتَهُ بِبَلَدِهِ يَغْدُو إِلَى أَهْلِهِ وَ يَرُوح» سه چیز مایه خوشبختی است؛ همسر همراه، فرزندان نیکوکار و شغلی که در شهر فرد باشد و فرد پس از کار، نزد خانواده ‏اش رفته و با آنها خوش باشد. چنین شخصی، صبح‏ ها چشمش در خانواده‏اش باز می‏ کند و بعد به سر کار می‏ رود. شب هم سر خانه و زندگی‏ اش بر می‏ گردد. آیا باز هم ممکن است خطا کند و به بیراهه برود؟
 
محیط کاری، شما را فریب ندهد
 
گفتیم بحث ما درباره محیط شغلی است. شغل هم که می‏ گوییم، یعنی شخص می‏ خواهد معیشتش را با این کار و حرفه بگذراند. سر و کارش با مسائل مادّی است. جایی که برای مسائل مادّی آماده شده، خیلی باید مراقبت شود که جلوات مادّیت زیادی نداشته باشد و انسان را فریب ندهد. محیط کاری، شما را فریب ندهد و -نعوذ بالله‏- ریشه ‏های رذایل اخلاقی را در شما زنده نکند، زیاده طلبی نیاورد، حرص و آز نیاورد.
 
حواست را باید در این محیط جمع کنی!
 
به تعبیری که در روایات است، در محل کسب که جایی است که انسان پول در می‏آورد، عوامل شیطانی برای تحریک ابعاد شیطانی انسان فراهم است؛ حواست را باید در این محیط جمع کنی!... ما در باب محیط کسب، روایات متعدده داریم. به عنوان نمونه روایتی است از پیغمبر که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: شَرُّ بِقَاعِ الْأَرْضِ الْأَسْوَاقُ» شرترین جا در میان قطعه‏ های زمین، مرکزی است که می‏ خواهی با مسائل مادّی رو به رو شوی و مال به دست بیاوری.
 
پاداش یاد خدا در کار
 
باز روایتی دیگر از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «رُوی عن رسول الله(صل ‏الله‏ علیه ‏و آله ‏و سلم) قال: السوقُ دارُ سهوٍ و غفله» محل کسب، جایی است که آدم در آن غفلت می‏ کند، «فمن سبَّحَ فیها تسبیحهً کتب له بها الف الف حسنه» اگر انسان در این محیط، یک سبحان الله بگوید، یک میلیون حسنه برایش نوشته می‏ شود. یعنی اگر آدم به جایی برود که مظاهر مادّیت او را جذب می‏ کند و از خدا بی خبر می‏ شود و به یاد خدا باشد بسیار ارزش دارد.
 
ممکن است که خودِ شغل خوب باشد، امّا فضا، فضای مسمومی باشد
 
ممکن است که خودِ شغل خوب باشد، امّا فضا، فضای مسمومی باشد و یا بالعکس. به تعبیرساده ‏تر، بحث ما جوِّ غالب و فضای حاکم بر محیطی است که انسان در آن مشغول به کار است.اگر این جوّ و این فضا، فضای مادّیّت باشد، از نظر طبیعی این‏ طور است که آن عواملِ درونی انسان که با امور دنیوی و مادّی مرتبط است، زنده می‏شوند. این درون ما وجود دارد وهیچ شبهه‏ای نیست. به طور کلّی، هواهای نفسانی، وهمی، شیطنت و همه اینها در ما وجود دارد. اگر فضای حاکم، فضای مادّی باشد، هواهای نفسانیِ درون من را زنده می‏ کند و این را بدانید که شیطان، چه درونی و چه بیرونی، فرصت طلب است. در روایت داریم که شیطان فرصت طلب است. این فرصت طلبی در هر فضایی برای انسان کاربرد ندارد. اگر فضا با اهداف شیطانی، مساعد باشد، این فرصت طلبی خوب کاربرد دارد. اما اگر مساعد نباشد، آنجا است که شیطان به زحمت می‏افتد.
 
شیطان شکارچی باحوصله ‏ای است!
 
روایتی ازامام صادق(علیه‏السلام) نقل شده است که حضرت فرمودند: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يُدِيرُ ابْنَ آدَمَ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ» در بعض روایات به جای «یُدیر»، «یُدبّر» هم دارد«فَإِذَا أَعْيَاهُ جَثَمَ لَهُ عِنْدَ الْمَالِ فَأَخَذَ بِرَقَبَتِهِ». شیطان در هر چیزی دور انسان می‏ چرخد تا او را به دام اندازد و هنگامی که خوب خسته اش کرد، او را به سینه روی زمین می‏ خواباند و گردنش را می‏ گیرد.
 
وقتی که انسان خسته شود ...
 
حالا این فرصتی که شیطان به دست می‏ آورد، چه وقتی است؟ حضرت فرمودند: «فَإِذَاأَعْيَاهُ» یعنی وقتی که خسته ‏اش کرد، «جَثَمَ لَهُ عِنْدَ الْمَالِ» او را به سینه روی زمین می‏ خواباند. وقتی بحث پول و مال است، بهترین فرصت است. در این زمان «فَأَخَذَ بِرَقَبَتِهِ» از پشت گردنش را می‏ گیرد و دیگر او نمی‏ تواند تکان بخورد، همانجا شکارش می‏ کند.
 
جو کار، زمینه ساز اسارت شیطان است
 
در فضا و محیطی که جوّآن مادّیّت است، در فضایی که تو برای کسب معیشت رفتی و می‏ خواهی کار کنی و زندگی ‏ات را بگذرانی، چون بحث مال مطرح است، بهترین فرصت برای شیطان است. محیطِ شغلی بهترین محیط است برای این که تو صید شیطان باشی. شیطان اینجا صیدت می‏ کند. هر جا نتوانست تو را از پا در بیاورد، اینجا تو را از پا در می‏ آورد. لذا جوّ حاکم بر محیط که جوّ مادّیّت است، خود به خود زمینه ‏ساز است برای این که انسان اسیر شیطان شود. خود جوّ، که باید با آن مبارزه کنی.
 
کارنکردن غلط است، در کارت هم دینداری کن!
 
پس آیا بگوییم حالا که این طور است، نمی‏ رویم کار کنیم؟ نخیر؛ سنگر را که نباید خالی کنی، باید بایستی. اصلاً دین‏داری کار مشکلی است. دین‏داری خیلی کار مشکلی است، ظاهر سازی کارآسانی است امّا دین‏داری کار مشکلی است.
 
محیط‏ های سازنده
 
ما از نظر جو عکسش را هم داریم. همان‏طور که راجع به نفسِ شغل گفتم، همان راه را می‏ روم. راجع به شغل گفتیم یک صنف شغل‏ ها است مثل زراعت و چوپانی که اصلاً خود شغل سازنده است؛ در روایت هم داشتیم که این مشاغل مستحب هم هستند. عکسش هم وجود دارد، شغل‏ هایی داریم که مکروه هستند و از آنها نهی تنزیهی شده است. فضاها هم به همین صورت است که برخی فضاها تخریبی است، یعنی باید حواست را جمع کنی! و بر عکس، فضاهایی داریم که سازنده است. فضاهایی که با بُعد معنوی انسان هم‏سو هستند، نقش سازنده دارند؛ چون آن بُعد معنوی درونی را زنده می‏ کنند.
 
تأثیر محیط بر انسان
 
روایت دیگری از پیغمبر اکرم است که فرمودند:«قال رسول الله(صلی الله ‏علیه ‏وآله ‏و سلم): يَا أَبَاذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُعْطِيكَ مَادُمْتَ جَالِساً فِي الْمَسْجِدِ بِكُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّسْتَ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ» پیغمبر اکرم خطاب به ابوذر می‏ فرمایند: تا موقعی که در مسجد هستی، هر نفسی که می‏کشی خدا یک درجه در بهشت تو را بالا می‏ برد. «وَ تُصَلِّي عَلَيْكَ الْمَلَائِكَةُ» ملائکه برایت درود می‏ فرستند. «وَ تُكْتَبُ لَكَ بِكُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّسْتَ فِيهِ عَشْرُ حَسَنَات» هر نفس که می‏کشی ده حسنه برایت ثبت می‏ شود.
 
همه اینها برای محیط است. همان‏طور که برای اسباب داشتیم این هم راجع به محیط است. می‏خواهد بفرماید: محیط‏ هایی هست که انسان را از نظر بُعد انسانی‏ و الهی‏، زنده می‏ کند، توصیه می‏ شود که به این محیط‏ ها بروید و از آن طرف محیط‏ هایی هست که باید حواست جمع باشد یک وقت شیطان فریبت ندهد.
 
نوع برخورد هم‏کار با مراجعین، تأثیر می‏ گذارد!
 
من مطالب را خیلی جزئی می‏ گویم تا خیال نکنی مسأله هم‏کار شوخی بردار است. باید حواسم باشد که هم‏کارم با مردم به چه سبکی عمل می‏ کند؟ اینها خواه نا خواه اثر گذار است، یعنی خواه نا خواه از او روش می‏ گیرم... 
در معارف ما از نظر تربیتی، یعنی روش گرفتن انسان همه اینها حساب شده است. او با زبان بی‏ زبانی دارد به من روش می دهد و من هم بدون توجه روش می‏ گیرم. بعد از یک مدّتی این شخص دیگر آن شخص اوّل نیست، چون در این محیط کار می‏ کند. همان‏ طور که محیط تحصیلی و آموزشی، مؤثر است، همان‏ طور که محیط خانوادگی اثر می‏ گذارد، محیط شغلی هم مؤثر است. این محیط‏ ها روی انسان اثر می‏ گذارد، البته محیط‏ های خانوادگی و آموزشی قوی‏تر است.
 
مراقب مراجعین هم باش!
 
بعد می‏ رویم سراغ مراجعین که این‏جا مصیبت بالاتر است، چون رابطه، رابطه مستقیم است. چه مراجعینی به من مراجعه می‏ کنند؟ از چه طایفه‏ ای هستند؟ با چه شکل و قیاف ه‏ای می ‏آیند؟ بیش از این اشاره نمی‏ کنم. خودتان می‏توانید تطبیق دهید. آیا این مراجعین دیدارشان من را به یاد خدا می ‏اندازد یا من را به یاد شیطان می ‏اندازد؟ چه با قیافه‏ اش، چه با سخن گفتنش و امثال اینها کدام نیروی درونی من را تحریک می‏ کند؟
 
مراجعه کنندگانی که پیشِ انسان می‏ آیند، او را فاسد نکنند!
 
انسان حداقل باید آن محیطِ شغلی یا شغلی را انتخاب کند که مراجعینِ آن زنده کننده بُعدِ شیطانیِ انسان نباشند. گفتم حداقل؛ یعنی آن بُعد شیطانی را زنده نکند؛ لازم نیست که مراجعه کننده، بعدِ رحمانی و الهی را در انسان زنده کند. مثلِ معروفی است که می‏گویند: «مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان!» اصل و مهم این است... آنچه در محیط شغلی باید به عنوان معیار حداقلی رعایت شود این است که مراجعه کنندگانی که پیشِ انسان می‏ آیند، او را فاسد نکنند! این دعوت به انزوا نیست؛ این دعوت به رعایت حدود الهی است.قرآن می‏ گوید: «بگو: از روابط مخرِّب به خدا پناه می‏برم!»
 
بحثِ تربیت، یک بحثِ تدریجی‏ الحصول است و یکی پس از دیگری اثر دارد. خدا در آخرین سوره قرآن، یعنی سوره ناس که خطاب به خودِ پیغمبر هم هست، می‏فرماید: ‏«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ؛ مَلِكِ النَّاسِ؛ إِلهِ النَّاسِ؛ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذي يُوَسْوِسُ في ‏صُدُورِ النَّاسِ؛ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» این سوره به طورِ کلی برای روابطِ اجتماعی است. ای پیغمبر بگو: به خدا پناه می‏ برم که با افرادی که به من شر می ‏رسانند، مواجه نشوم.
 
حالا من از شما سؤال می‏ کنم شرّ چیست؟ «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذي يُوَسْوِسُ في ‏صُدُورِ النَّاسِ» شرّی که بُعدِ درونیِ شیطانی من را زنده می‏کند. در تفاسیر می‏گویند: خناس، شیطان است. توجه کنید این شیطان درونی است، حالا می‏خواهد پنهانی باشد یا آشکار. 
 
 اثری که این رابطه روی من می‏ گذارد، نباید نقشِ تخریبی داشته باشد
 
خدایا از این روابطی که من را خراب می‏کنند، به تو پناه می‏برم. من این بحث را به طور کلّی، یعنی اثر برخوردِ انسان با انسان مطرح کردم؛ روابطِ شغلی یکی از مصادیقِ آن می‏ شود. اثری که این رابطه روی من می‏ گذارد، نباید نقشِ تخریبی داشته باشد. بعدِ درونیِ شیطانیِ و هواهای نفسانی من را شکوفا و زنده نکند؛ این یک قانونِ کلّی است که یک مصداقِ آن محیطِ شغلی است. شما باید شغلی را انتخاب کنید که مراجعینی که به شما مراجعه می‏ کنند، بُعدِ شیطانی‏تان را تحریک نکنند. لازم نیست که قصدی در کار باشد؛ نخیر! اصلاً و ابداً قصد تأثیرپذیری مهم نیست.
 
انسان به راه ‏های جلب توجه آگاه است!
 
روایتی از علی(علیه ‏السلام) است که فرمودند: «صِيَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا».این‏که زن خود را بپوشاند و حفظ کند برای خودش و زیبایی ‏اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می‏فهمند که در این روابط شغلی و کاری که مراجعه کننده دارند، رابطه‏ شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده ‏دری است؟! طرفین خوب می‏داند که مراجعه‏ کننده جنسِ مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می‏ دانند که فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد. از نظرِ رفتاری و حرکاتشان هم، هر دو خوب می‏فهمند که به دنبال چه هستند.
 
کم‏ کم رابطه با نامحرم برایت عادی می‏ شود
 
اگر این حداقل رعایت نشود، کم‏ کم رابطه با نامحرم برایت عادی می‏ شود و نعوذبالله یک سنخ محرمات اصلاً قباحتش از بین می‏ رود. به خاطر مراوده با نامحرم‏ ها به اقتضای شغل خود، دیگر قبحی سرت نمی ‏شود. البته فرض من در جایی است که همه جهاتِ شرعی به طورِ ظاهری حفظ می‏ شود والّا آنجاهایی که شرع رعایت نشود، دیگر وا مصیبت است


:: بازدید از این مطلب : 2278
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 19 دی 1391

پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد(ص) می‌فرمایند: "هر که شب و روز خود را سپری کند و از سه چیز برخوردار باشد نعمت دنیا بر او تمام شده است: کسی که صبح و شامش را در تندرستی و آسایش خاطر گذراند و خوراک روز خود را داشته باشد و اگر چهارمین نعمت را هم داشته باشد، نعمت دنیا و آخرت را کامل دارد و آن(چهارمین) نعمت ایمان است.

 

 
همچنین آن حضرت خطاب به اباذر فرمودند: "ای اباذر! دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن غافل می‌شوند، یکی نعمت سلامتی و دیگری فراغت و فرصتی است، که برای انسان در ایام مناسب فراهم می‌شود2!
 
امام صادق(ع) نیز در حدیثی زیبا می‌فرمایند: "نعمت دنیا، امنیّت و تندرستی است و نعمت کامل در آخرت، وارد شدن به بهشت است و بنده‏‌ای‏ که به بهشت نرود هرگز نعمت بر او کامل نشده‏‌ است3".
 
مولای متقیان حضرت علی(ع) با بیان این‌که «چون نشانه‌های نعمت پروردگار آشکار شد، با ناسپاسی نعمت‌ها را از خود دور نسازید» می‌فرمایند: "دو نعمت برای ما مجهول و قدر و منزلت آنها ناشناخته است، یکی سلامتی و دیگری امنیت4".
 
1- تحف‌العقول: 36 منتخب میزان الحکمة: 564
 
2- میزان الحکمة جلد 14
 
3- معانی الأخبار: 408 / 87 منتخب میزان الحکمة: 564
 

 

4- نهج البلاغه؛ حکمت


:: بازدید از این مطلب : 2242
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران