میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 9
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 109
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2541
:: بازدید ماه : 8672
:: بازدید سال : 14888
:: بازدید کلی : 14888
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

شهید شهریاری ثابت کرد که بی شک علم و عمل دو بال سعادت آدمی است و خداوند متعال انسان سعادتمند را با زیباترین حال نزد خود برمی گرداند و در دل مردم نیز جایگاهی خاص می نهد.

رسول خدا (ص) می فرمایند : هر مومنی بمیرد و یک ورق کاغذ از او بماند که دانشی بر آن باشد آن ورقه روز قیامت میان او و دوزخ حائل و مانع شود و خدای تبارک و تعالی به هرحرفی که در آن کاغذ نوشته شهری در بهشت به او دهد که هفت برابر دنیا باشد.

مطمئن باشید شهید شهریاری در بهترینِ حالات است.
مقام معظم رهبری: «شهادت دکترشهریاری، آبرویی داد به جامعه علمی کشور. شهادت همچنین شخصیت برجسته و مورد قبولی، به دشمن نشان داد که در محیط علمی جمهوری اسلامی، اینجور شخصیت‌ها و انگیزه‌هایی وجود دارد،مهم‌ترین تسلایی که انسان در اینجور حوادث به خودش می‌دهد این است که می‌داند خدای متعال برای این جانفشانی‌ها و این شهادت‌ها و این خون‌های به ناحق ریخته شده، ثواب‌هایی را معین و مدون کرده که به ذهن ما هم خطور نمی‌کند! به قدری این مقامات و درجات الهی، عالی و غیرقابل توصیف است که ما اصلاً نمی‌توانیم درک کنیم؛ و مطمئن باشید ایشان الان در بهترینِ حالات است، که هر مؤمنی و هر انسان صالحی، اگر چنانچه اندکی از آن مراتب را بتواند با دیده‌ی بصیرت خودش ببیند، آرزو می‌کند که ای‌کاش ما به همین سرنوشت دچار بشویم. و الحمدلله رب‌العالمین ایشان (شهید شهریاری) وضعشان اینطور است؛ و بزرگ‌ترین تسلی این است. لکن تسلای دومی هم وجود دارد و آن قدردانی مردم است. دیدید که مردم ما چه قدردانی و چه ارزش‌گذاری کردند از این شهید بزرگوار.

 


 


با دو دست پر به بارگاه الهي راه يافت
پیام آيت‌الله جوادي آملي در مراسم چهلم شهید شهریاری: "همسر و خانواده شهيد شهرياري مطمئن باشند كه وي در روح و ريحان است. اگر با دو دست پر به بارگاه الهي راه يافت، نه تنها مشكل خودش را حل مي‌‌كند بلكه مشكل ديگران را هم برطرف مي‌‌كند و از ديگران شفاعت خواهد كرد.

 

سبک زندگی شهید دکتر شهریاری از بعد دینی
 


صدای الهی العفو شبانه او همچنان در گوش من زنگ می زند
اوایل ازدواجمان بود نیمه های شب از خواب بیدار می شدم می دیدم مجید نیست می رفتم می دیدم در اتاق مشغول نماز شب است این رویه مجید بود ، بسیار به ندرت اتفاق می افتاد نماز شب مجید قضا شود ، بویژه در ماههای اخیر به شدت در نماز شب گریه می کرد و صدای الهی العفو شبانه او همچنان در گوش من زنگ می زند.

همسرم در انجام واجبات و ترك محرمات نيز به اندازه‌ جديت در مسائل علمي جدي بود.
همسر شهيد : همسرم در انجام واجبات و ترك محرمات نيز به اندازه‌ جديت در مسائل علمي جدي بود. شهيد شهرياري مطالعه تفسير قرآن را هرگز رها نمي‌كرد و تفسير آيت‌الله جوادي آملي را به صورت كتاب و نرم‌افزار هميشه همراه خود داشت. در خانه بخش‌هايي از تفسير قرآن را به من و فرزندان بيان مي‌كرد و همچنين ارادت خاصي به حافظ داشت.

بنده قوت علمی ایشان را از قوت دینی اش می دانم
همسر شهید: مقید به نماز جماعت بود و حقوق همسایگی را رعایت می کرد و بنده قوت علمی ایشان را از قوت دینی اش می دانم.

ارادت خاص ایشان به حضرت زهرا (س)
‏ به خاطر ارادت خاص ایشان به ائمه اطهار (علیهم السلام) و به خصوص حضرت زهرا (س) در روز شهادت خانم ،هر ساله در منزل ما مجلس روضه مردانه ای بر پا می شود و ذکر فضایل و مصائب حضرت بیان می شود.

رسیدگی به امور ایتام و سرپرستی آنها
ایشان در ماه مبارک رمضان تقید خاصی به افطار دادن داشتند ودر رسیدگی به امور ایتام و سرپرستی آنها تلاش فراوانی داشتند. در محل زندگی قبلی مان به اتفاق روحانی مسجد، گروهی را تشکیل داده بودند وصبح روز های جمعه بین خانواده های مستمند و بی بضاعت ارزاق پخش می کردند و تقید داشتند که حتما خودشان در پخش ارزاق حضور داشته باشند. پس از برگشت از این کار تا ساعتها منقلب بودند.

خیلی از رفتار های ایشان برای بچه ها ملکه شده است
بسیار مقید به انجام آداب اسلامی بودند تا جایی که به یاد ندارم هیچ وقت ایشان بی وضو بوده باشند. قبل از خواب، قبل از خروج از منزل وضو می گرفتند. به سبقت در سلام بسیار پایبند بودند. متواضعانه حتی در برخورد با بچه ها ابتدا ایشان سلام می کردند وخیلی از رفتار های ایشان برای بچه ها ملکه شده است. همواره، دغدغه نماز اول وقت را داشتند تا جایی که تقید به ادای نماز اول وقت در مسجد و حتی حین مسافرت در کنار جاده از ویژگی های ایشان بود.

 


 


خیلی وقتها در منزل چهار نفره نماز را به جماعت می خواندیم
خیلی وقتها در منزل چهار نفره نماز را به جماعت می خواندیم. در نمازحالت عرفانی، سجده های طولانی، اشکهای سوزان، قنوت های عرفانی داشت و بعد از نماز بسیار دعا می کردند که همه این حالات به ویژه در نماز شب بیشتر جلوه داشت.

هميشه و همه جا امام عصر ارواح‏العالمين له الفداء را حاضر و ناظر مي‏دانست و غفلت از ياد او را غفلتي بزرگ مي‏دانست.
رئيس دانشگاه صنعت نفت: تذکر اکيد ايشان اين بود که تا مي‏توانيد ارادت و اخلاص خود را نسبت به خاندان رسالت و امامت بيشتر کنيد. از زيارت ائمه هدي غافل نباشيد که به گفته بزرگان بهترين اعمال در تقرب الي‏ا... پس از انجام واجبات و ترک معاصي زيارت معصومين عليهم‏السلام است.هميشه و همه جا امام عصر ارواح‏العالمين له الفداء را حاضر و ناظر مي‏دانست و غفلت از ياد او را غفلتي بزرگ مي‏دانست. مي‏گفت ما بايد بدانيم او زنده است او در بين ماست و هم اکنون کائنات از مسير وجود او فيض الهي را مي‏گيرند. اگر انسان بداند که امام زمان صلوات‏الله و سلامه‏ عليه عمل و کردار و نيات و خطورات قلبي‏اش را مي‏بيند آيا گناه خواهد کرد؟ پس يا اين واقعيات مسلمه را نعوذبالله مهمل مي‏گذار‏يم و يا آنکه در غفلتي مافوق اين حرف‏ها بسر مي‏بريم.
به علماي رباني که چراغ هدايت را فروزان نگه داشته‏اند ارادات کامل داشت و مجالست با علماء و صلحاء و نيکان را در تربيت صحيح انسان موثر مي‏دانست. شرکت در مجالس لهو و لعب و بطالت را مضر و و موجب در پي داشتن برگشت رحمت الهي مي‏دانست.

 

سبک زندگی شهید دکتر شهریاری از بعد اخلاقی
 

اگر مجید شهید نمی شد عجیب بود
همسر شهید: تواضع و حجب و حیای او را مثال زدنی است، به جرات می گویم در تمام زندگی مشترکمان کلمه ای از مجید دروغ نشنیدم بهمین دلیل است که میگویم اگر مجید شهید نمی شد عجیب بود.

چادری شدن دختران دانشجو
شاگرد شهید:رفتار دکتر به گونه‌ای بود که آدم‌ها را به مسائلی راغب می‌کرد. خیلی از دختران دانشجو که هنگام ورود به دانشگاه با مانتو بودند بعد از یکی دو سال که با ایشان آشنا می‌شدند چادری می‌شدند.

شهریاری های فراوانی تربیت خواهند شد
همسر استاد شهریاری :مجید آنقدر انسان با اخلاقی بود که علاوه بر بعد علمی از نظر اخلاقی هم همکاران و دانشجویان از او درس می گرفتند و من چون همکار مجید بودم این مطلب را عملا در دانشگاه مشاهده می کردم به همین دلیل اگر یک مجید شهریاری از دست ما رفت در آینده ای نزدیک شهریاری های فراوانی تربیت خواهند شد.

حتی اجازه نمی‌دادند سر کلاس‌هایشان از اختلافات صحبت کنیم
شاگر شهید :یک مقطعی احساس کردیم بین اساتید تضادها و دسته‌بندی‌هایی وجود دارد. معمولاً چنین گروه‌بندی‌هایی در دانشکده‌های مختلف وجود دارد؛ اما احساس کردیم این تیپ اساتید را در دانشکده زیاد تحویل نمی‌گیرند. دکتر شهریاری و دوستانش می‌خواستند دانشکده فیزیک تبدیل به دانشکده مهندسی هسته‌ای شود، اما جبهه مقابلشان در برابر این کار مقاومت می‌کرد. طیف دکتر شهریاری و دوستانش حزب‌اللهی بودند. طرف مقابلشان هم در ظاهر مذهبی بود؛ اما به راحتی درباره دیگران حرف و تهمت می‌زدند. اما دکتر شهریاری و دوستانش حتی اجازه نمی‌دادند سر کلاس‌هایشان از اختلافات صحبت کنیم. منش و اخلاقشان این بود.

دانشجوها عائله ما هستند. پدر و مادرشان اینها را به ما سپرده‌اند
همکار شهید :درباره دانشجوها می‌گفت این‌ها عائله ما هستند. پدر و مادرشان اینها را به ما سپرده‌اند. اگر مریض می‌شدند یا مشکل مالی داشتند، رسیدگی می‌کرد. به سؤالات دانشجویان اساتید دیگر پاسخ می‌داد.

با محوریت دکتر و معنویتی که بر فضای کار حاکم می‌کرد، همه نیروها با تمام وجود کار می‌کردند.
همکار شهید: علاقمندی و پشت کارش سبب می‌شد که نیروهای رشته‌های تخصصی دیگر هم جذبش شوند. برای گردآوری افراد با تخصص‌های مختلف قدرت عجیبی داشت. با محوریت دکتر و معنویتی که بر فضای کار حاکم می‌کرد، همه نیروها با تمام وجود کار می‌کردند.

امکان نداشت دکتر سر ماه فراموش کند حق‌الزحمه ما را بدهد.
شاگرد شهید: به زندگی شخصی دانشجوها به شدت اهمیت می‌داد. دوستی داشتم که موقع ازدواج، به مشکل مالی برخورد. استاد کمکش کرد تا زندگی‌اش را شروع کند. گفته بود هروقت داشتی، برگردان. آن بنده خدا هم ماهیانه مبلغی را برمی‌گرداند. همیشه نگران شغل و آینده دانشجوها بود. اگر می‌دید دانشجویی سال قبل فارغ‌التحصیل شده، ولی هنوز شغل ندارد، برایش شغلی پیدا می‌کرد یا در پروژه‌های خود، از او استفاده می‌کرد. این نگرانی همیشه در ذهنش بود. دانشجوهایی که با دکتر پروژه‌ داشتند، می‌گفتند امکان نداشت دکتر سر ماه فراموش کند حق‌الزحمه ما را بدهد. حواسش بود اگر یکی از بچه‌ها متأهل است و درآمدی ندارد، به او کمک کند.


شهید شهریاری با افرادی که از نظر مقام اجتماعی پایین‌تر بودند هرگز برخورد یک فرد بالادست با پایین دست نبود
فرزند شهید: ظاهراشهید شهریاری به همراه تعدادی از همکاران از مقابل ساختمان نیمه کاره دانشکده رد می‌شدند که ناگهان کارگری با لباس‌های خاکی می‌آید پدرم را بغل می‌کند و بابا نیز با او خوش و بش می‌کند. برخورد شهید شهریاری با افرادی که از نظر مقام اجتماعی پایین‌تر بودند هرگز برخورد یک فرد بالادست با پایین دست نبود.

با اینکه نفر اول هسته‌ای کشور بود اما هیچگاه خود را برتر از بقیه نمی‌دید. هر هفته دو ساعت در اتاقکی که خودش برای سرایدار مسجد محل ساخته بود، بدون توجه به تفاوت جایگاه علمی‌اش با دیگران با او گرم صحبت می‌شد و درددل وی را گوش می‌داد. هر روز قبل از اذان صبح در مسجد حاضر بود و نماز صبح را به جماعت می‌خواند.

ما آن شب آبگوشت را بدون نان خوردیم.
از ویژگی های بسیار جالب ایشان این بود که هرگز دست تقاضا به سوی کسی دراز نمی کرد، اما در عین حال هرگز دست نیاز کسی را نیز رد نمی کرد. یادم می آید شبی در خوابگاه آبگوشت درست کرده بودم، طبق عادت در تمام طول زندگی حتی تا آخرین شب و شب پیش ازشهادت ایشان، تا هر وقت که طول می کشید برای صرف شام منتظر دکتر می ماندم. ساعت 0 ‏ا شب آقای دکتر آمدند . گفتم:« نون نداریم برو از سرایداری نون بگیر». گفت:« عزیز ! حاضرم تمام شهر را این وقت شب برای نون بگردم، ولی منو در خانه کسی نفرست و ما آن شب آبگوشت را بدون نان خوردیم.

رابطه پدرانه و برادرانه با دانشجويان
حل مشكلات خانوادگي دانشجويان، كمك به تسهيل امر ازدواج آنها، رابطه پدرانه و برادرانه با دانشجويان از خصيصه‌هاي ايشان بود. چه بسيار دانشجوياني كه من و دكتر موجب سر گرفتن ازدواجشان شديم و اكنون زندگي خوبي در كنار همسر و فرزندانشان دارند. بچه‌ها دكتر را محرم رازهايشان مي‌دانستند و اين نبود مگر در پرتو همدلي، رأفت، اهتمام به حل مشكلات و روابط صميمانه‌اي كه دانشجويان در دكتر مي‌‌ديدند.

این آقا استاد دانشگاه است که او را به کار گرفتی
رفتار دکتر آنقدر عادی بود که متوجه نمی شدید با استاد دانشگاه طرف هستید.یک بار دیدم که یکی از دوستان عصبانی است.گفت پیک موتوری پنجاه کتاب آورده بود و برای جابجا کردنشان از دکتر شهریاری که از آنجا رد می شد، کمک خواست. ایشان هم بدون اینکه حرفی بزند،به کمکش رفت.آن شخص گفت رفتم با عصبانیت به پیک گفتم این آقا استاد دانشگاه است که او را به کار گرفتی!
شاگرد شهید: هیچ وقت کارهایش را عقب نمی انداخت. همه کارهایش برنامه ریزی شده بود. اگر ساعت 3 با یک دانشجو برای یک سوال درسی قرار داشت، خودش را آماده می کرد و وقت می گذاشت.

چنین انسانی را دشمن نمی‌تواند تحمل کند
سید امیرحسین فقهی :دکتر شهریاری، انسانی افتاده، دانشمند و عارفی برجسته بود که علم و اعتقادات را با هم داشت دکتر شهریاری از تمکن مالی خوبی برخوردار بود ولی در لباس و خودرو و امکانات وی این تمکن دیده نمی‌شد، چرا که اعتقاد داشت خداوند برخی از روزی‌های انسان‌ها را در انفاق و کمک به دیگران قرار داده است.دکتر شهریاری از بهره هوشی بسیار بالایی برخوردار بود، ادامه داد: دکتر شهریاری اعتبار ملی و بین‌المللی زیادی داشت و به اندازه خود در این کشور کارکرد، شاگردان زیاد و کارآمدی را تربیت کرد، وی همه مراتب تخصص خود را در داخل کشور طی کرده بود و این‌گونه است یک چنین انسانی را دشمن نمی‌تواند تحمل کند.

 

سبک زندگی شهید دکتر شهریاری از بعد خانوادگی
 

شاخه های گل مریم
تاعمر دارم شاخه های گل مریم را که همراه با یک دنیا محبت و پشتگرمی به من هدیه می داد فراموش نمیکنم.

دوستی صمیمی و واقعی
همسر شهيد :خیلی مقید بود که در مناسبت‌ها حتماً هدیه‌ای برای اعضای خانواده بگیرد؛ حتی اگر یک شاخه گل بود. با بچه‌ها بسیار دوست بود. دوستی صمیمی و واقعی و تا حد امکان زمانی را به آنها اختصاص می‌داد. بچه‌ها به این وقت شبانه عادت کرده بودند.

بیشتر با عمل خود به ما آموزش می‌داد
فزرند شهید: پدرم هیچ گاه مستقیم به من نمی‌گفت این کار را انجام بده یا نه بیشتر با عمل خود به ما آموزش می‌داد.

ما تقسیم کار کردیم.آماده کردن افطار با من است و شستن ظرف ها با آقای دکتر
دوست شهید: افطار منزلشان مهمان بودیم. افطاری منزلشان در عین کامل بودن،ساده بود.گرم و صمیمانه،بدون هیچ گونه تجمل.محور این دور هم جمع شدن ها خانواده دکتر بود.می گفتند ما به هم نیاز داریم. ؛برای شستن ظرف های بعد از افطار بلند شدیم ؛همسرشان اجازه ندادند.گفتیم مهمان ها زیادند و این تنها کاری است که از دست ما برمی آید.خانم دکتر اجازه نداد.گفت ظرف ها سهم آقای دکتر است.گفتیم این طوری بیشتر شرمنده می شویم.همسرشان گفتند ما تقسیم کار کردیم.آماده کردن افطار با من است و شستن ظرف ها با آقای دکتر.خانم دکتر می گفت حتی دکتر شهریاری در خانه جاروبرقی هم می کشد .روابط خانوادگی بسیار خوبی داشتند ؛این را از گفتگوهایی که بین خانواده رد و بدل می شد متوجه شد.
مراسم ازدواج من و شهيد شهرياري در سلف‌سرويس اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار شد و به ياد دارم كه پس از آن با لباس عروس به خوابگاه رفتيم و زندگي بي‌تكلف خود را آغاز كرديم.
به هیچ وجه به دنیا و ظواهر آن دلبستگی نداشت. ما بعد از ازدواج در خوابگاه متاهلی و با حداقل امکانات زندگی می کردیم در آن خانه محقر از زندگی خود بسیار لذت می بردیم و نه تنها ما بلکه اطرافیان هم به زندگی ما افتخار می کردند.گران ترین تابلویی که خودمان برای خانه خریدیم همین تابلوی ساعت خاتم است که منقش به سوره «ان یکاد» است که در مشهد به مناسبت میلاد حضرت زهرا (سلام ا... علیها) که مصادف با روز زن بود برایم هدیه خریدند.


اگر مشکلی پیش می آمد به بهانه های گوناگون ایشان پا پیش می گذاشتند و رفع کدورت می کردند
در زندگی بسیار به رضایت من اهمیت می داد به گونه ای که اگر هم اختلاف سلیقه ای وجود داشت تا جایی که با اصول منافات نداشت ایشان کوتاه می آمدند. با من بسیار مهربان بودند اگر مشکلی پیش می آمد به بهانه های گوناگون ایشان پا پیش می گذاشتند و رفع کدورت می کردند.

بسیار به صله رحم توجه می کردند
درباره رابطه با اقوام معتقد بودند هر جایی که حرام خدا حلال بشود نباید حضور پیدا کنیم و این امر برای ما و نیز اقوام جا افتاده بود. بسیار به صله رحم توجه می کردند . به اقوام سر می زدیم و روابط گرمی داشتیم.

 

سبک زندگی شهید دکتر شهریاری از بعد علمی
 

شهيد مجيد شهرياري؛ دانشمند متعهدي که گفت جمهوري اسلامي "مي‌تواند" و "بايد بتواند"
وی با کسب رتبه دو در سال ۶۳ در آزمون ورودی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در رشته الکترونیک پذیرفته شد.سپس در سال ۶۷ باکسب رتبه نخست در رشته مهندسی هسته‌ای پذیرفته شد.و در نهایت در سال ۷۷ موفق شد که دکترای خود را رشته تکنولوژی فناوری هسته‌ای را از دانشگاه امیر کبیر دریافت کند. وی پس از استعفا از دانشگاه امیرکبیر به خاطر نبود بستر مناسب برای همکاری وی در سال ۱۳۸۰ به دانشگاه شهید بهشتی پیوست. و در سال ۸۵ با راه‌اندازی دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی به عضویت هیئت علمی آن درآمد.

ايشان حتي يک ريال هم دستمزد نگرفت. حتي وقتي من خواستم دستمزد ايشان را پرداخت کنم، ناراحت شدند و گفتند که من اين کار را براي کشورم انجام دادم.
علي اکبر صالحي، وزير کنوني امور خارجه و رئيس پيشين سازمان انرژي اتمي ايران: براي ساخت صفحات سوخت، ما نياز به تکنولوژي جديدي داشتيم. اصلا ما چرا تقاضاي سوخت کرده بوديم؟ براي اين‌که بلد نبوديم بسازيم! و خب در محاسبات هسته‌اي کسي را نداشتيم و همچين محاسباتي نيز پيش از اين انجام نشده بود. اما شهيد شهرياري با اعتماد به نفسي که داشت، و ما هم با اعتقادي که به ايشان داشتيم، اين کار را به ايشان واگذار کرديم و ايشان هم به خوبي آن را انجام دادند. يعني اگر در آن زمان شهيد شهرياري مي‌گفت که من مثلاً 10 ميليارد تومان دستمزد مي‌گيرم تا اين کار را انجام دهم، ما مجبور بوديم که بدهيم؛ هر چه مي‌گفت، مجبور بوديم که بدهيم، براي اين‌که کس ديگري نبود که اين کار را انجام دهد. تنها کسي که در مملکت مي‌توانست اين کار را انجام دهد، شخص شهيد شهرياري بود و لاغير. با اين حال، ايشان حتي يک ريال هم دستمزد نگرفت. حتي وقتي من خواستم دستمزد ايشان را پرداخت کنم، ناراحت شدند و گفتند که من اين کار را براي کشورم انجام دادم. من يک کلمه به شما بگويم. اگر شهيد شهرياري را در زمينه علم هسته‌اي نمره 100 بدانيم، به بهترين نفر بعدي در کشورمان در اين زمينه شايد بتوان نمره 50 داد. يعني واقعا ايشان روي قله ايستاده بود.

دكتر شهرياري دانشجوي قدكوتاه بيرون نداد
يكي از دانشجويان دكتري: «دكتر شهرياري دانشجوي قدكوتاه بيرون نداد» يعني آن‎قدر به دانشجويانش بها مي‌داد و آن‎قدر اعتماد به نفس آنها را پرورش مي‌داد كه از عهده سخت‌ترين كارها برمي‌آمدند. تمام دانشجويان ايشان در كارشان سرآمد هستند. كاري را كه دكتر خودش طي 7 يا 8 ماه كار فشرده ياد گرفته بود، با يك كارگاه آموزشي دوروزه در اختيار ديگران مي‌گذاشت و آن را به آنان آموزش مي‌داد. بچه‌ها را وادار به انجام پروژه مي‌كرد تا با كار عملي تسلط لازم را پيدا كنند.
 

سبک زندگی شهید دکتر شهریاری از بعد ولایتمداری
 

ولايتمداري صادق بود و ولي فقيه را راهبر ما از ظلمت فساد و گناه به دنياي حقيقت و کمال مي‏دانست. رزمنده و بسيجي مخلص و يار و ياور رزمندگان خصوصا در بعد تقويت بنيه علمي بود و در تمامي حضور دانشگاهي‏اش (دوران دانشجويي و دوران استادي) آموزش ايشان براي عزيزان رزمنده و بسيجي تعطيل بردار نبود. تا لحظه آخر پيرو راه شهداء و وفادار به آرمانهاي شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي خصوصا قافله سالار شهداء امام خميني رضوان ا... تعالي و مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) بود.
 


:: بازدید از این مطلب : 2693
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

کلیپ زیبای "اتل متل یه بابا" گوشه ای از زندگی غریبانه تنهاترین سردار شهید احمد پاریاب

16 ساله بود که "آمد" به سوی میعادگاه عشاق. زیرک بود و چابک، فرمانده گروهان شد. لیاقت‌هایش او را فرمانده گردانی کرد که به نام فرمانده جناح چپ سپاه سیدالشهدا علیه‌السلام یعنی حبیب ابن مظاهر زینت داده شده بود و مدتی بعد هم فرمانده گردان "شهادت" لشکر 27 محمدرسول الله...

در اکثر عملیات‌ها حضور داشت. با "همت" جبهه ها دم‏خور بود. یادگاری های زیادی از جنگ داشت. از تیر و ترکش تا شیمیایی! درصد جانبازی او را باید از تعداد سرفه هایش و خونی که بعد از سرفه ها دستمال همراه او را رنگین می کرد شمرد؛ مظنه نه در دستان کارکنان جنگ ندیده "بنیاد" است و نه...

این آخری‏ها داروهایش او را "تحریم" کرده بودند. آنها هم برای او کلاس می گذاشتند، مثل همان کارکنان جنگ ندیده بنیاد: "مگر برای ده روز بیشتر زنده ماندن او، اینقدر باید هزینه از "بیت المال(!)" بدهیم!"

غریبانه جنگید و غریبانه زندگی کرد و غریبانه پرید؛ گمنامی را از بانوی شلمچه به ارث برده بود. به خاطر همین خیلی "مادری" بود. بیشتر از مردم، لوله های کپسول اکسیژن درد او را می شناختند و غمخوارش بودند، همان طور که صدای هق هق گریه‏های غریبش را کسی نشنید جز در و دیوار خانه اش.

"تنها"ترین سردار بود، اما سردار نبود سر "دار" بود. سر و سرّی هم با "آقا" داشت. می گفت نباشم آن روزی که زبانم لال "آقا" نباشد.

با غربتش نشان داد که می شود سردار بود اما در قرچک ورامین زندگی کرد، می توان سردار بود اما کسی در اطرافت پرسه نزند، می توان سردار بود اما تنهایت بگذارند، می توان سردار بود و کنج خانه ات جان بدهی و جنازه ات هم سه روز توی خانه ات بماند و مأموران دلسور آتش نشانی به دادش برسند!

"اتل متل یه بابا" کلیپی زیبا و تأثیرگذار ساخته شده توسط گروه نصر تی وی برگی از زندگی غریبانه این جانباز شهید در ادامه منتشر می شود؛ روحمان با یادش شاد
 

دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2911
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392
 

 

گاهی سردمداران رژيم صهيونيستی، ما را تهديد هم ميكنند؛ تهديد به حمله‌ی نظامی ميكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم ميدانند، و اگر نميدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد.


به گزارش
خبرنامه دانشجویان ایران؛ جمله بالا اول فروردین 92، تیتر یک رسانه های جهان را به خود اختصاص داد، از رسانه های آنلاین گرفته تا روزنامه های آمریکایی و اسرائیلی؛ بیان صریحی که به اعتراف رسانه‌های آمریکایی، سفر باراک اوباما به سرزمین های اشغالی را تحت الشعاع قرار داد، بطوری که این موضع صریح رهبر معظم انقلاب تیتر اول رسانه های جهان قرار گرفت.

آیت الله خامنه ای در بیانات روز نخست در مشهد مقدس در قسمتی از سخنانشان با اشاره به مسئله رژیم صهیونیستی با بیان این مطلب که " رژيم صهيونيستی در قواره و اندازه‌ای نيست كه در صف دشمنان ملت ايران به چشم بيايد"، افزود: گاهی سردمداران رژيم صهيونيستی، ما را تهديد هم ميكنند؛ تهديد به حمله‌ی نظامی ميكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم ميدانند، و اگر نميدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد.

اما سوالی که ذهن هر کس را به خود جلب می‌کند، نام بردن دوشهر مهم صهیونیست ها یعنی " تل آویو" و "حیفا" است، اینکه چرا رهبر معظم انقلاب اسمی از "حیفا" می آورند؛ اگر جستجویی در پایگاه اطلاع رسانی ایشان بیاندازیم، مشاهده می کنیم، ایشان نام "حیفا" را برای اولین بار اعلام می‌کنند، براستی "حیفا" چه موقعیتی استراتژیک برای رژیم غاصب صهیونیستی دارد؟ و اینکه رهبری "تل آویو" و "حیفا" را به عنوان دوشهری معرفی می کنند که اگر اسرائیلی ها « غلطی » کند، نابود خواهد شد؟



شهر "حیفا" را می توان از دو منظر یعنی بعد جغرافیایی و بعد مذهبی به آن نگاه کرد؛ در بعد جغرافیایی "حیفا" یک از شهرهای شمالی رژیم صهیونیستی است، شهری نزدیک به جنوب لبنان و سومین شهر بزرگ اسرائیل.

پس از آن که حزب الله لبنان با موشک های رعد2 ورعد3 ، برای اولین بار بندر "حیفا" را هدف قرار داد، همه نگاه ها معطوف به این شهر است که تا پیش از این گمان می رفت از تیر رس حزب الله دور است.
علاوه بر توریستی بودن این شهر، این شهر همچنین مرکز صنایع سبک و سنگین اسرائیل است و از آنجا که در اطراف یک خلیج کوچک برپا شده و تپه کرمل بر آن مشرف است، امکانات صنعتی و بازرگانی متنوعی دارد.

نخستین و بزرگترین پالایشگاه نفت اسرائیل در این شهر بندری قرار دارد و همچنین صنایع پتروشیمی کشور در کنار آن واقع است. صنایع برق و فلزات نیز در ساحل بندر حیفا قرار گرفته و این شهر دارای بیشترین رفت و آمد کشتی ها در بنادر اسرائیل است.

در دوران حکومت امپراطوری عثمانی بر این سرزمین، راه آهن مشهور مشرق زمین به بندر حیفا ختم می شد و پایتخت های چند کشور عربی را به دریای مدیترانه متصل می کرد.

در کنار بندر پر رفت و آمد حیفا انبارهای بزرگی برای نگاهداری کالا و همچنین یک انبار سیلو وجود دارد. کوتاه مدتی پیش از آغاز جنگ جهانی اول، سنگ بنای احداث نخستین دانشگاه پلی تکنیک اسرائیل به روی تپه های کرمل زده شد و امروز دانشگاه "تخنیون" بزرگترین مرکز فراگیری صنایع و تکنولوژی در اسرائیل است .



جمعیت حیفا بر 270 هزار نفر بالغ می شود؛ در این میان شهر "صور" را می‌توان کابوس "حیفا"یی‌ها دانست، "صور" که به عنوان یکی از جنوبی ترین شهر های لبنان و شیعه نشین است در جنگ 33روزه حزب الله به رژیم صهیونیستی، سهم زیادی در حمله به "حیفا" داشته است، که از همین منظر – بُعد جغرافیایی- "حیفا" در "تیر رس" ترین هدف برای حزب الله و به طبع آن ایران می تواند باشد.

اما یکی دیگر از جنبه‌های دیگر این شهر – بعد مذهبی- وجود "مرکز جهانی بهاییان" (بیت العدل) و "دژ فراماسونری" صهیونیست‌ها است.

یت‌العدل اعظم عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیری در فرقه ضاله "بهاییت" است؛ این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیأت 9 نفره است که هر پنج سال، یک بار انتخاب می شوند و تحت حمایت های گسترده مالی و سیاسی رژیم جعلی اسرائیل و انگلیس هستند و به تصمیم گیری درباره چگونگی گسترش بهائیت می پردازند.

کار بازسازی این بنا درشهر اشغالی حیفا دو سال و نیم به طول انجامید و تمام هزینه های بازسازی مرکز این فرقه ضاله که به گزارش آسوشیتدپرس، بالغ بر شش میلیون دلار بوده است را رژیم اشغالگر قدس و آمریکا برعهده گرفته اند.

بهائی‌ها با تأسیس رژیم صهیونیستی در سال 1948 و اشغال فلسطین از سوی این رژیم با حمایت آمریکا، سرزمین اشغالی فلسطین و مشخصا شهر اشغالی حیفا را پایگاه و مرکز اصلی فعالیت خود قرار دادند. رژیم صهیونیستی نیز فرقه ضاله بهائیت را که می توانست از طریق آن رویای دیرینه خود یعنی حمله به مسلمانان را آغاز کند، به عنوان یکی از "مذاهب قانونی!" به رسمیت شناخت.


اما دیگر شهری که رهبر معظم انقلاب دربیاناتشان به آن اشاره کردند، تل آویو است، شهری که تا قبل جنگ 8روزه صهیونیست ها علیه فلسطینی ها با داشتن «گنبد آهنین» به عنون یک شهر «آرام» و «امن» نامیده می‌شد، اما اصابت موشک های « فجر 5» ایرانی، به «قلب اسرائیل»، پایتخت این رژیم را نیز همچون حیفا ناامن کرد.

تل آویو همانطور که در شکل نشان داده است در 93 کیلومتری جنوب حیفا قرار دارد، و از این جهت اسرائیلی ها حتی فکر اینکه یک روزی موشک های ایرانی بتوانند به آن شهر برسد را پیشبینی نمی کردند، اما جنگ 8 روزه غزه این ادعای آنها را بیشتر به یک توهم تبدیل کرد، و امروز می‌بینیم که برای چه رهبر انقلاب اسلامی با موضع صریح خود اعلام می کنند " اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد".



همان بس این را هم اضافه کنید که "عاموس یادلین" رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل در آخرین موضع گیری خودش درباره توان موشکی ایران اعلام می کند: "زمان مورد نیاز برای رسیدن موشک از تهران به تل‌آویو تنها 7 دقیقه است." موشک هایی همچون "عاشورا"، "شهاب"، "قدر"، "سجیل" و حتی موشک هایی که ایران هنوز از آنها رونمایی نکرده است و منتظر «غلط» رژیم اشغالگر قدس است.
 

 


:: بازدید از این مطلب : 2146
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 فروردین 1392

سبک زندگی مطلوب قرآن کریم همان حیات طیبه یا زندگی پاکیزه است. قرآن در سوره نحل آیه 97 می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» هر کس از مرد و زن عمل شایسته کند و مؤمن باشد او را زندگى نیکو دهیم و پاداششان را بهتر از آنچه عمل مى‏کرده‏اند مى‏دهیم.

اگر بدانیم که چطور زندگی می کنیم، خواهیم دانست که به کجا خواهیم رسید. اگر مي ‏خواهيم كه زندگيِ دنيوي و اخروي با سعادتي نصيبِ همه ما شود، لازم است بدانيم كه چطور زندگي مي‏ كنيم و بر اساسِ كدامِ الگوها، معيارهاي خودمان را به وجود مي ‏آوريم. غفلت از سبک زندگی نبوی ما را به تبعیت از مؤلفه‌های زندگی غربی سوق می‌دهد. ما باید بازگشتی دوباره به سبک زندگی پیامبر اکرم(ص) داشته، اصول آن را استخراج کرده و آن را به شکل امروزی در آوریم و در حوزه فردی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، یک مدل و الگوی زیست مسلمانی ساخته و سعی کنیم تا جایی که می‌توانیم بر اساس آن زندگی کنیم.

مهم این است که این سبک زندگی به خوبی عرضه شود، انسان‌ها آگاه شوند و آگاهانه انتخاب کنند، همانطور که حضرت رسول (ص) با بعثت خود مدلی از زندگی را به مردم ارائه داد و به خوبی آن را ابلاغ کرد تا هر کسی که می‌خواهد آن را انتخاب کند.

در سبك زندگي خدا باوري، مسائلي چون قناعت، عدم حرص، خيرخواهي براي ديگران و نوع دوستي را شامل می شودکه می تواند در بسياري از منافع اجتماعي و فردي تاثیرگذارباشد. بنابراین بايد سبك زندگي اسلامي - ايراني را در جامعه ترويج داد و مردم را با مولفه هاي اين نوع زندگي آشنا نمود. دين يكي از پارامترهاي تاثيرگذار و ارزشمند در سبك زندگي بويژه سبك زندگي اسلامي ـ ايراني است و در هر جا شكل بگيرد مي تواند به كمك فرهنگ و آداب و رسوم بيايد؛ بنابراين با معرفی و ارائه يك مدل رفتاري درست و صحيح در قالب دين، مي توان تاثيرات مثبتي بر سبک زندگی افراد جامعه گذارد.

خداوند به خاطر وجود شما خيلي از بلايا را از مردم قم دور نگه مي دارد
خدمت امام رسيده بود و گفته بود مي خواهد شهر قم را ترك كند، آقا فرموده بودند: شما قم بمانيد! خداوند به خاطر وجود شما خيلي از بلايا را از مردم قم دور نگه مي دارد. بعدازظهر خاكسپاري بود كه زمين قم لرزيد. انگار نمي توانست سنگيني وجود يكي ديگر از بزرگان شيعه را تحمل كند. سنگيني كه ظهر آن روز از روي دست هاي مردم به سينه اش منتقل شده بود... زمين ظرفيت چنداني براي مردان آسماني ندارد، مي دانيد كه؟

* سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد دینی

1)اهتمام به برگزاری مراسم مذهبی در منزل
آيت الله فاضل در طول سال بالغ بر 80 مراسم مذهبی در منزل خود برگزار مى كردند. ايام برگزارى اين مراسم در منزل ايشان، عبارت بود از مراسم هفتگى كه در تمام روزهاى جمعه سال به اضافه تمام مناسبت هاى مذهبى، همچون روزهاى ميلاد يا وفات معصومين و وابستگان آنها همچون حضرت زينب(س) و بالاخص در ايام فاطميه و ديگر دهه هاى عزادارى به صورت مراسم روضه خوانى در منزل خود برگزار مى كرد.بايد دانست كه اين مراسم پرشكوه كه از دوران كودكى آيت الله فاضل، در منزل پدرى ايشان برگزار مى شده و در واقع يادگارى ارجمند از پدر بزرگوارشان نيز به حساب مى آيد، هم اكنون نيز به عنوان يك سنت ديرينه و پايدار و ارزنده در خاندان ايشان ادامه دارد و هيچ جمعه اى نيست و هيچ مناسبت مذهبى (همچون اعياد و عزادارى ها)پيدانمى شود و هيچ ايام فاطميه اى پيش نمى آيد كه اين مراسم در منزل ايشان با شكوه و جلال تمام برگزار نشود.



2)هم و غم در سوريه اين باشد كه از تشيع و مذهب بگويي
تازه از سوريه برگشته بودم كه براي توضيح اوضاع سوريه و فعاليت هايي كه در آنجا صورت گرفته خدمتشان رفتم و مطالبي را عرض كردم. حرف هايم كه تمام شد، ایشان فرمودند: "در سوريه از من اسم نبر، نمي خواهم از من نامي باشد، هم و غمت در سوريه اين باشد كه از تشيع و مذهب بگويي".

3)عبادت خالصانه و بی ریا
جنبه‎های عبادی او مانند وجوه علمی‎اش شناخته شده نیست. چرا که او از نمایان شدن این گونه مسائل دوری می‎کرد و فقط نزدیکان می‎دانستند که او به نوافل (نمازهای مستحبی) تا آنجا که قوای جسمانی یاری می‎نمود پایبند بود. اما نکته شایان توجه آن است که وی خدمت به مردم را عبادتی بزرگ می‎دانست.

4)آنچه به آن امید دارم، فقط فاطمه زهراست و فریادی که برای ایشان زدم.
آیت الله فاضل لنکرانی:"بنده هم به طلاب می‌‌گویم که اگر می‌‌خواهید به نتیجه روشنی در زندگی علمی خود برسید، رمز آن؛ همین اخلاص و ولایتمداری نسبت به امیرالمومنین(ع) و فاطمه(س) و اولاد ایشان است که تسلیم محض بودند."
آیت الله فاضل لنکرانی:" من 50 سال درس خواندم، تدریس کردم، شاگرد تربیت کردم و کتاب نوشتم، اما به هیچ کدام از اینها در آن دنیا امید ندارم. آنچه به آن امید دارم، فقط فاطمه زهراست و فریادی که برای ایشان زدم".

5)آخرین ذکر
یک ماه قبل از ارتحال از هرگونه مراوده های غیر ضروری پرهیز می کردند و از هرگونه شوخی در محضرشان ممانعت می کردند‚ بیشتر اوقات ساکت و در حالت فکر بودند و ایشان کاملا خودشان را برای سفر به آخرت آماده کرده بودند‚ در منزل یا بیمارستان‚ تقریبا هر نیم ساعت یک بار چشم هایشان را باز می کردند می گفتند "صلی اللّه علیک یا فاطمة الزهرا سلا م اللّه علیها".
در بیمارستان روزی پرسیدند چند روز به شهادت حضرت زهرا سلا م اللّه علیها باقی مانده است‚ عرض کردم‚ شش روز فرمودند; مرا به قم ببرید‚ هر چه پزشک ها ممانعت کردند‚ ایشان نپذیرفتند
به همين جهت هم ایشان روز شهادت حضرت زهرا(س) تشییع شدند چراکه پیوند قوی بین ایشان و حضرت وجود داشت.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد فرهنگی

6)سنت حسنه تأسيس مدرسه علميه
آيت الله فاضل سنت حسنه و بازمانده از پدران و پيشينيان خود را به بهترين وجهى ادامه داده، و در ميان سلسله اقدامات اجتماعى خود، به تأسيس مدرسه علميه نيز همت گماشته است.در حال حاضر مدرسه علميه تأسيس شده توسط ايشان از مهترين مدارس حوزه علميه قم به شمار مى رود كه در آن ده ها تن از طلاب و فضلاى قم مشغول تحصيل هستند و اكنون مدرسه علميه آيت الله فاضل در زمره فعالترين و پر جنب و جوش ترين مدارس علميه قم به شمار مى رود، اما در عين حال مجموعه فعاليت هاى اين مدرسه را بايد جزء كوچكى از فعاليت ها و اقدامات اجتماعى ايشان به شمار آورد و نه بيشتر.
ایشان معتقد بودند که ما در آینده با کمبود مجتهد مواجه خواهیم شد، لذا باید مرکزی برای تربیت فقهای آشنا به مشکلات روز وجود داشته باشد که الحمدالله این مرکز در مشهد، افغانستان، سوریه، لندن، مالزی و اندونزی شعبه دارد و مشغول به فعالیت است.


7)اهتمام به احیای آيين هاى حوزه فرهنگى شيعه
از سنت هاى خوب اسلام و بويژه از آيين هاى حوزه فرهنگى شيعه است كه طالب علم، براى علم اندوزى نه تنها هزينه اى را متقبل نمى شود كه هزينه هاى تحصيل و دفتر و كتاب و حتى هزينه هاى زندگى عادى خود را نيز از مدرسه اى كه در آن مشغول علم اندوزى و سوادآموزى است دريافت مى دارد چنان كه رسم مدارس اسلامى است، اين طلاب جويندگان علم و فضلاء در حوزه علميه ایشان، نه تنها براى تحصيل علم هزينه و زحمتى را متحمل نمى شوند، بلكه از طريق بنيانگذار مدرسه، هزینه هاى تحصيل و مخارج زندگى خود را نيز دريافت مى دارند.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد اقتصادی

8)ساده زیستی
روحیه طلبگی واقعی و ساده‎زیستی او زبانزد خاص و عام بوده است. ایشان این همه سادگی و بی آلایشی و فرار از تجملات را در حالی انجام می دادند که هیج اظهار نمی کردند و نشان نمی دادند که من زندگی ساده ای دارم. آقا اصلا تظاهر به این مسأله نمی کردند. آقا قدمی برای رونق زندگی شخصی بر نمی داشتند و اگر اهل خانه در امور معمولی منزل وسیله ای تهیه می کردند که به نظر ایشان لازم نبود بشدت اعتراض می کردند.

حدود 55 سال پیش، آیت الله بروجردی بابت درس هایی که ایشان نوشته بودند، 20 هزار تومان به جدمان می‌‌دهند و می‌‌گویند که با این پول برای آقای شیخ محمد منزلی بخرید. در آن زمان 20 هزار تومان به قدری زیاد بود که با آن می‌‌شد خانه ای 500 – 600 متری در قم تهیه کرد اما جد ما به پدرمان گفته بودند که شما می‌‌توانید از این پول استفاده کنید اما ما به خاطر تعداد بالای افراد خانه به این پول احتیاج داریم، در عین حال دوست نداریم که شما از پیش ما بروید لذا پدر بنده هم بدون هیچ توقعی به پدرشان می‌‌گویند که اختیار پول با شما و هر چه می‌‌خواهید با آن انجام دهید؛ این روحیه، روحیه گذشت از دنیاست که در زندگی ایشان بسیار دیده می‌‌شد.

حجت الاسلام والمسلمین بجنوردی می‎گوید: «من از گذشته با ایشان مرتبط بودم. رفت و آمد دارم و کاملاً از زندگی داخلی ایشان با خبر هستم. زندگی ایشان پس از مرجعیت یا قبل از آن تغییری پیدا نکرده است و همان زندگی سابق را حفظ کرده و در حال حاضر نیز زندگی ساده‎ای دارد.


فرزند ایشان می‎گوید: آنچه، از ابتدا تاکنون دیدیم این است که معظم له سعی دارند یک زندگی ساده و در سطح طلبه‎ها داشته باشند. ایشان سال‎های طولانی پس از تاهل حتی زمانی که تعداد فرزندان‎شان به 5 نفر رسید، در منزل پدری و در دو اطاق زندگی می‎کردندزندگی آیت الله فاضل لنکرانی تا اواخر عمر در حد متوسط طلبه ها و بلکه پایین تر بود، خاطرنشان کرد: ایشان هیچگاه در دوران حیات، خانه و حتی یک متر زمین برای خود تهیه نکرد و خانه ای که داشتند از طرف پدر مادرمان به مادرمان رسیده بود. در حالی که صدها ساختمان در قم به دست ایشان ساخته شد یا بسیاری از فضلا و علما توسط ایشان خانه دار شدند.

فرزند ایشان می‎گوید: حضرت آیت الله فاضل لنکرانی از دنیا رفتند بدون آنکه حتی یک متر خانه یا زمین یا ملک دیگری از خود بر جای گذاشته باشد. منزلی که در خیابان 19 دی در آن می نشستند ، آن منزل را پدربزرگ مادری ما برای دخترش خریده بود و متعلق به والده ماست. و دفتر آقا که در منطقه بازار است نیز ملکی است که از پدربزرگ پدری مان به همه فرزندان ایشان به ارث رسید و سهم آقا در آن دو دانگ بود. بقیه ورثه سهم خود را به آقا واگذار کردند و ایشان همه را یک جا وقف عزاداری سیدالشهداء کرد. لذا هیچ مایملکی از ایشان برجای نماند. ایشان با پنج اولاد در دو اتاق زندگی می‌‌کرد و زندگی بسیار محدودی داشت چراکه از ابتدا به دنبال علم و تقوا و بندگی خدا بود و آثاری که باقی مانده نشان دهنده ارتباط ایشان با خداست .

9)مهیا نمودن شرایط زندگی ای همانند زندگی یک طلبه ساده
در 10 سالی که از دوران مرجعیت ایشان می گذرد تابستانها به جز چند روزی که برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مسافرت می کردند بقیه ایام را علیرغم نامساعدبودن آب و هوا در قم می ماندند. این در حالی بود که اسباب آسایش در اطراف قم که آب و هوای خوبی دارد فراهم بود (و نیز بسیاری از بزرگان تابستان را در قم نمی مانند) ولی ایشان می گفتند: «من وقتی می بینم طلبه ها در قم در زیرزمین ها و اتاق های تنگ و تاریک و در فضای محدود زندگی می کنند دیگر آرامش ندارم تا به فکر راحتی خود باشم و به مناطق خوش آب و هوا بروم.آقا پس از تصدی مرجعیت به ما می گفتند برای من عبای معمولی تهیه کنید نه از جنس خیلی خوب و گرانقیمت ؛ تا طلبه ها وقتی مرا می بینند تحمل سختی و تنگدستی برایشان دشوار نباشد.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد اجتماعی

10)گشایش کار مردم
روزی به پدر اطلاع دادند که قبری پایین پای پدر شما کنده‌‌اند که پای پدر شما معلوم شده است. تا آن زمان، جد بنده حدود 9 سال بود که از دنیا رفته بودند، مرحوم پدر هم فرمودند اینکه جنازه پدر بعد از 9 سال تازه مانده است به این علت است که ایشان به مشكلات طلبه‌‌ها بسیار رسیدگی می‌‌کردند و امین درجه یک مرحوم بروجردی بودند و هر چه ایشان از آقای بروجردی می‌‌خواستند، انجام می‌‌دادند.
پدرم معتقد بود که باید در کار مردم به آنها کمک کرد، بعد از انقلاب هر کس به ایشان مراجعه می‌‌کرد و کار داشت، سفارش او را به مسئولين می‌‌کرد و برای گشایش کار مردم نامه می‌‌نوشت؛ حتی اوایل انقلاب حاج احمد آقا به ایشان اعتراض کرد که شاًن شما این نیست که برای همه نامه بنویسید اما ایشان می‌‌گفت که مردم گرفتارند و تنها کاری که از بنده بر می‌‌آید، نوشتن نامه و سفارش است، مسوول مربوطه هم اگر در توان داشت می‌‌تواند اقدام کند. البته سفارشی که خلاف شرع و قانون باشد جایز نیست و ایشان انجام نمی‌‌داد اما سفارشی که گشایشی در کار مردم ایجاد کند، اشکالی ندارد.



***خاطره آقای قالیباف از آیت الله فاضل لنكرانی
امروز دوشنبه است. بیست و هشتم خرداد. پیكر آیت‌الله‌العظمی فاضل لنكرانی را در قم تشییع كردند. یاد حرف آیت‌الله می‌افتم. آن وقت که رفته بودم خدمتشان. آن موقع در ناجا بودم. گفتند "من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده. به‌جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس
کار مردم را راه بیانداز." بعد هم گفتند "اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود".

11)احترام به مردم
در احترام به دیگران از تعابیر بسیار مودبانه ای استفاده می کردند‚ بر فضیلت های دیگران بیشتر تا›کید داشته و سعی می کردند به خطای دیگران بیش از حد توجه نشود تا فضایل تحت الشعاع قرار نگیرد. در اوج مرجعیت وقتی طلبه ای با ایشان صحبت می کرد احساس می کرد که با پدر خودش صحبت می کند. و در مجالس روضه ای که داشتیم تا زمانی که کسالت نداشتند مقید بودند برای همه اشخاصی که وارد مجلس می شوند قیام کنند. در زمان کسالت ایشان‚ وقتی صندلی ایشان را در مجلس روضه‚ بالا ی مجلس قرار داده بودیم ناراحت شدند و فرمودند صندلی من باید نزدیک در باشد که به واردین مجلس احترام بگذارم. نسبت به مردم حتی آنهایی که وارد اتاق ایشان می شدند در سلا م دادن پیش قدم می شدند در حالی که آنها وارد بر ایشان بودند. و ادب ایشان با تمام وجود برای همه مشهود بود.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد خانوادگی

12)رفتار با خانواده و نزدیکان
در جمع خانواده (برادر و خواهرها) می‎گفت و می‎خندید و شوخی می‎کرد و با همه گرم می‎گرفت.
والد راحل در محیط خانواده برخوردشان با فرزندان و والده بزرگوارمان بسیار محبت آمیز بود و آن جنبه عطوفت و کمال راًفتشان نسبت به اولادشان کاملا برای ما مشهود بود. عاطفه ایشان زبانزد فامیل بود و در جویا شدن و اطلا ع از احوال فرزندان و وابستگان خودشان بسیار دقت داشتند. در برخورد با بچه ها‚ هیچ موقع حریمی برای خود قائل نمی شدند و آنها هم خیلی راحت با ایشان صحبت می کردند و مسایل شان را در میان می گذاشتند. جلساتی که ایشان با بچه ها و فامیل داشتند علا وه بر معنویت حاکم بر جلسه‚ از صمیمیت خاصی نیز برخوردار بود. از جمله نکات قابل توجه‚ صبر و شکیبایی ایشان در محیط زندگی بود‚ در ناملا یمات و مصائبی که در محیط زندگی پیش می آمد آن چنان صبور بودند که برای دیگران جای شگفتی و تعجب داشت. سعی می کردند قناعت را به همه ما یاد بدهند و تاکیدشان بر این بود که اگر زندگی یک طلبه مقرون به قناعت نباشد زندگی صحیحی نخواهد بود. از کودکی ما را نسبت به نماز اول وقت‚ قرائت قرآن و نماز جماعت تمرین می دادند و دیگران هم از حرکت های ایشان یاد می گرفتند.

13) وصیت ایشان به فرزندان:پرهیز ار هرگونه اختلاف بویژه در امور دنیوی مالی بی ارزش
چنانچه فرزندان من بخواهند رضایت مرا در آن عالم از دست ندهند از هرگونه اختلاف بپرهیزند بالخصوص در امور مالی دنیوی بی ارزش که موجب از بین رفتن آبروی اینجانب و آبروی خودشان در میان مردم و جامعه می‌باشد
توجه به خانواده شیخ رمیثی
روزی عازم حج برای حضور در بعثه آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی بودم. مرحوم آیت الله العظمی فاضل از سفرم مطلع شد و به فرزند بزرگوارشان (آیت الله شیخ جواد فاضل) فرمودند: «شیخ رمیثی به حج می رود، به خانواده اش توجه کن و ببین به چیزی احتیاج ندارند.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد اخلاقی

14)خلوص مهمترین خصلت ایشان که همگان بر آن تاکید می نمایند
اگر از تمامی کسانی که او را می‎شناختند، سوال شود که مهم‎ترین خصوصیت او کدام بوده است، جملگی بر خلوص او انگشت تأکید می‎گذارند.
وی هیچگاه نسبت به مرجعیت خود قدمی بر نداشت و در طول 11 سال مرجعیت، ابداً حتی یک بار، نگفت در فلان جا مقلد من زیاد یا کم است و یا نپرسید رساله من چاپ شده یا خیر؟ البته نشر کتاب‎های تخصصی خود را زیاد پیگیری می‎نمود، اما در مورد رساله‎اش یک بار هم سوالی نکرد. بعد از رحلت آیت الله العظمی مرعشی نجفی به اصرار جمع زیادی از فضلا و مردم، او چندین سال امامت جماعت حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام را بر عهده داشت و مکرر می‎گفت: «برای من، این نماز که هزاران طلبه در آن شرکت می‎کنند و آن نمازی که قبلاً در مسجدی کوچک اقامه می‎کردم هیچ فرقی ندارد.

15)پرهیز از غیبت
آیت الله فاضل علاوه بر آن که خود غیبت نمی‎نمود و از آن به جد پرهیز داشت، اگر کسی در حضور او لب به غیبت می‎گشود به هر طریق ممکن از آن جلوگیری می‎کرد و حتی اگر افراد خانواده نسبت به فردی حرفی می‎زد شدیداً با آنها برخورد می‎کرد.

16)گرانی سیب زمینی و سفره نان و سیب زمینی کارگر
بسیاری مواقع بود که وقتی خدمتشان می‌‌رسیدیم، ایشان ناراحت بودند، وقتی سوال می‌‌کردیم، به عنوان مثال می‌‌گفتند که چون سیب زمینی گران شده است. می‌‌گفتیم که اگر سیب زمینی گران شده، چرا شما ناراحت هستید؟! ایشان هم می‌‌گفتند که من حساب کردم، دیدم کارگری که 6-7 بچه دارد و سر سفره نان و سیب زمینی به بچه هایش می‌‌دهد، چه باید بکند؟ برای همین ناراحت هستم.

17)دو خصیصه بارز در ایشان دیدم؛ مربی واقعی بودن و اخلاص در تمام امور
شیخ «حسن رمیثی» شاگرد لبنانی و ارشد آیت الله فاضل لنکرانی:دو خصیصه بارز در ایشان دیدم؛ یکی اینکه مربی واقعی بود و دیگر اینکه در تمام امور اخلاص داشت. مربی به این معنا که واقعا استاد بود و در درسش طلبه واقعی تربیت می شد. ایشان همواره شاگردان را بر تحصیل جدی ترغیب می‌کردند.
در تمام مراحل درسی اخلاص داشتند و این اخلاص باعث می شد آموزش هایشان از قلب به قلب باشد؛ یعنی تعلیم فقط ظاهری نبود، بلکه در رفتار و باطن هم تاثیر می گذاشت. ایشان نه تنها حسن بیان داشتند، بلکه دارای نظر و فکر روشن هم بودند. از سوی دیگر مرجعیتشان بسیار بزرگ و قدرتمند بود و در خانه شان به روی تمامی مردم باز بود و آنان بسیار زیاد به ایشان مراجعه می‌کردند.



18)اعتراف به درستی نظر یا عمل افراد ، با وجود اظهارنظری متفاوت
ایشان وقتی می‌دیدند که نظر یا عملی درست است، فورا آن را بازگو می‌کردند؛ حتی اگر قبلا خودشان نظر دیگری داشتند. روزی نظری درباره فرعی فقهی داشتم و حضرت استاد در آن باره نظر دیگری داشتند.فردای آن روز تا من وارد دفتر شدم، ایشان فرمودند: نظر شما درست بود. واقعا این ویژگی، صفتی حسنه بود. امروز شاید کمتر فردی را یافت که در نزد کوچکتر از خودش اینگونه رفتار کند.

* سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد علمی

19)اگر ایشان درسش را ادامه دهد، قطعا از دانشمندان و نوابغ زمانه خود خواهد شد
آیت الله العظمی لنکرانی بعد از کلاس پنجم وارد درس طلبگی شده بود ایشان شاگرد اول کلاس پنجم بود و مدیر مدرسه به جدمان گفته بود که اگر ایشان درسش را ادامه دهد، قطعا از دانشمندان و نوابغ زمانه خود خواهد شد اما ایشان وارد طلبگی شد و با جدیت ادامه داد تا به این مراتب عالی رسید.
آیت الله فاضل لنکرانى نگارش معارف و مسائل ارزنده علوم اسلامى را از همان بدایت جوانى آغاز مى کند ، آن گونه که عدد تألیفات معظم له بر چهل عنوان افزون مى گردد و این یعنى که در دوران مفید زندگى هر سالى از عمر را به تألیفى ماندگان زیور بخشیده اند.

سبک زندگی آیت الله فاضل لنکرانی از بعد سیاسی

20)ولایتمداری
ولایت فقیه در کلام آیت الله فاضل لنکرانی: مشروعيت و لزوم تبعيت از قوانين حكومت راهى غير از ولايت فقيه در زمان حاضر ندارد. همان طورى كه در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مشروعيت حكومت، به جهت تصدى رسول خدا بود، در زمان عيبت با تصدى فقيه جامع الشرايط، حكومت و قوانين او مشروعيت پيدا مى كند.

يكى از مهمترين فرازهاى زندگى استاد، زندگى سياسى و مبارزاتى ايشان است. از همان زمانى كه امام خمينى(رحمه الله) مبارزه وسيع و عميق مذهبى سياسى خود را آغاز كردند و عليه ظلم و فساد و كفر و استكبار قيام نمودند، ایشان به پيروى از معلم كبير خويش قدم در اين راه نهاد و مبارزات سياسى خود را شروع كرد. استاد كه از شاگردان پرشور امام و از معتقدان بى تزلزل و سرسخت ايشان بود،. از ابتداى نهضت امام خمينى(رحمه الله) تا مراحل مختلف شكل گيرى انقلاب اسلامى ايران به رهبرىآن بزرگ مرد تاريخ معاصر در همه جا و همه حال از امام راحل حمايت بى دريغ داشته اند و هيچ گاه رهبر و مقتداى خود را فراموش نكرده اند و هر آنچه را كه در توان داشته اند خالصانه و مخلصانه در اختيارشان قرار داده اند. اين مبارزات، هم به صورت فردى و هم به عنوان عضوى از اعضاى جامعه مدرسين حوزه علميه كه در آن زمان فعاليت چشمگير و پرثمرى داشت صورت مى گرفت، و به همين جهت، از همان آغاز، مسأله اتّحاد و اتّفاق و يكپارچگى و وحدت كلمه يعنى همان چيز كه رمز مهم پيروزى انقلاب اسلامى به شمار مى رفت در مبارزات استاد، نقش اساسى و تعيين كننده اى داشت.

در ارتباط با همين فعّاليّت ها و مبارزات بود كه بارها از طرف رژيم سفّاك حاكم دستگير شد; بارها به بازجويى هاى بيدادگرانه فراخوانده شد; بارها طعم زندان و شكنجه دژخيمان ساواك را چشيد و سرانجام نيز به بد آب و هواترين نقاط كشور تبعيد شد. نخستين تبعيدگاه وى بندر لنگه بود كه اوج گرماى تابستان به آنجا فرستاده شد. استاد حدود چهار ماه را در آن منطقه نفس بُر، در گرماى سوزان و شرجى خفقان آور آن سپرى كرد; چهار ماهى كه به قول خود استاد، مى توان گفت به اندازه تحمل 40 سال رنج و ناراحتى و مرارت بود. سپس استاد را به منطقه كويرى يزد تبعيد كردند و دو سال و نيم نيز از عمر شريف وى در اقامت اجبارى آنجا سپرى شد. در اين دو سال و نيم، چنان سختى ها و مصايبى را از سرگذراند كه عبارت «غير قابل توصيف» نيز براى آن كم است .امّا استاد از اين دوره تبعيد نيز به نيكوترين وجه استفاده كرد; يعنى علاوه بر تحقيقات علمى و تأليفات و نگارش هاى با ارزشى كه در آن خلوت رنج آلود داشت، كار برخوردهاى پرثمرى ترتيب داده و با روشنگرى و بيدار سازى مردم، آنان را در مسير مبارزات امام راحل قرار مى دادند، به طورى كه در روزهاى اوج انقلاب، مردم يزد از جمله پيشتازترين مبارزات شهيد پرورى بودند كه با مشت خالى به جنگ توپ و تانك و گلوله رفتند و با نثار صدها شهيد، دلاورانه در اين راه ايستادگى كردند و گام هاى بلند و مؤثّرى در راه پيروزى انقلاب برداشتند.

ایشان بعد از ارتحال امام نیز از جمله بزرگانی بود که نسبت به حمایت از حضرت آیت ا... خامنه‌ای تاکید فراوان داشتند.
شخصیت مقام معظم رهبری در بیان حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی: ایشان مصداق بسیار روشن و بسیار خوب برای این منصب هستند و مکرر تاکید داشت: برای احراز این منصب در شرایط کنونی کسی بهتر از حضرت آیت ا... خامنه‌ای نداریم.
حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی: الان حمایت از مقام معظم رهبری، از زمان امام، واجب‌تر است چرا‌؟ بالاخره همان طور که از امام، نه شخص امام، مقام امام«بما انه مقام رهبری» واجب بود، الان این معنا بیش‌تر احساس ضرورت و نیاز دارد. این مقام، واجب الاطاعه است و باید محترم شناخته بشود. ایشان (آیت ا... خامنه‌ای ) ستون خیمه مرجعیت هستند. اگر ایشان نبودند ما هم نبودیم.

پیام تسلیت مقام معظم رهبری به مناسبت رحلت آیت الله فاضل لنکرانی
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقيه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آيت‌الله آقاي فاضل‌لنكراني رضوان‌الله‌تعالي‌عليه اطلاع يافتم. اين ضايعه‌ي سنگين براي حوزه‌ي علميه‌ و ملت شريف ايران است. حوزه‌ي علميه يكي از استوانه‌هاي علمي و تحقيقي و يكي از استادان برجسته‌ي خود و ملت ايران يكي از مراجع تقليد انقلابي و بيدار و پرتحرك خود را از دست داد. ايشان در سالهاي طولانيِ دوران اختناق در شمار برجستگاني از حوزه‌ي علميه‌ي قم بودند كه در ميدانهاي گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعيد را به جان خريدند و پس از پيروزي انقلاب از جمله‌ي روحانيون نامداري بودند كه نقش هاي مهمي در همه‌ي موارد حساس ايفاء نمودند. رحمت خدا بر ايشان باد. اينجانب اين مصيبت بزرگ را به حضرت بقيه‌الله ارواحنافداه و به مراجع عظام و علماي اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ي مباركه و به عموم ملت ايران تسليت ميگويم. همچنين به خانواده‌ي مكرّم و آقازادگان ارجمند و ديگر بازماندگان و منسوبان ايشان عرض تسليت كرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مينمايم. والسلام علي عباد الله الصالحين( سيّدعلي خامنه‌اي 26/خرداد/1386)


:: بازدید از این مطلب : 2904
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392
پنج برداشت از سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در مشهد/
از تحقیر رژیم صهیونیستی تا اشاره ظریف به "ناکارآمدی تکنوکراتها"، مخفی بودن رای رهبری، لزوم انتخاب اصلح و امتداد گفتمان سوم تیر

 

امیرحسین ثابتی: بیانات مقام معظم رهبری در نخستین روز سال 92 در مشهد مقدس، حاوی نکات متعدد و مهمی بود که تفصیل همه آنها فرصت دیگری می طلبد، لذا در این مجال اندک به طور مختصر به چند مورد اشاره می شود:

1. حماسه سیاسی اول سال حماسه سیاسی، آن بخش از بیانات رهبر انقلاب بود که با اشاره به تهدیدهای نظامی رژیم صهیونیستی فرمودند: "اگر غلطی از آنها سر بزند ، جمهوری اسلامی ایران ، تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد."

این مدل سخن گفتن با جریان استکبار، فارغ از آنکه تنها از یک پشتوانه دینی و معنوی محکم بر می آید، مرهون 34 سال مقاومت و پایداری است؛ به بیان دیگر یک نظام سیاسی که تنها 3 دهه از تاسیس آن می گذرد، علیرغم همه مشکلات، تحریم ها و سنگ اندازی های داخلی و خارجی تا جایی پیش رفته است که نه تنها در برابر دو قطبی غرب و شرق در جهان می ایستد، بلکه با تبدیل شدن به یک قدرت فرامنطقه ای، چهارمین ارتش نظامی جهان را "تحقیر" می کند و این همان دیپلماسی است که بسیاری سعی کردند با "نامه 2003"، "طرح ائتلاف با طالبان در سال 80" و "پلمپ کردن همه تاسیسات هسته ای" نابودش کنند، اما به مدد الهی و پشتوانه توده های عظیم مردم، امروز جمهوری اسلامی ایران یکی از شاه کلیدهای اصلی حل معادلات منطقه و جهانی است.

2. اشاره ظریف رهبر انقلاب به ناکارآمدی و خودباختگی "تکنوکرات ها" هم در نوع خود برای امروز ما که عده ای با افتخار خودشان را تکنوکرات وصف می کنند، باید درس آموز باشد.

ایشان با یادآوری لزوم جدایی اقتصاد کشور از نفت، فرمودند: "17-18 سال قبل به دولت وقت گفتیم کاری کنید که بتوانیم چاه های نفت را که هر وقت اراده کردیم ببیندیم اما آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند زدند که مگر می شود؟"

این اظهارات از آنجا بسیار مهم است که بعد از روشن شدن آفات متعدد حاکمیت تکنوکرات ها بر کشور، باز هم عده ای که در عمل بارها پایبندی خود را به تکنوکراسی ثابت کرده بودند، در مقام نظر هم از تکنوکرات بودن خود دفاع می کنند و از قضا خود را برای اداره کشور در 8 سال آینده آماده می کنند و بدتر آنکه برخی دیگر نیز به ائتلاف با آنها ادامه می دهند. در واقع زمانی که برخی نخبگان سیاسی با هر نیتی، تلاش برای تطهیر مفهوم تکنوکراسی دارند و پس از سالها میخواهند این مفهوم نابهنجار را به یک مفهوم پذیرفته شده و هنجاری در ادبیات سیاسی کشور تبدیل کنند، رهبر انقلاب با یادآوری نمونه ای از ناکارآمدی این طیف؛ نسبت به روی کارآمدن مجدد آنها هشدار دادند.

3. نکته بسیار مهم دیگر بیانات رهبر انقلاب، تاکید ایشان بر لزوم انتخاب "اصلح" در انتخابات ریاست جمهوری بود. ایشان فرمودند: "تشخیص مردم در شناخت اصلح مهم است و مردم باید با تحقیق از افراد مورد اطمینان و دقت در کاندیداها ، به فرد اصلح برسند ."

این اظهارات خط بطلانی دوباره بر همه تحلیل هایی بود که در دوگانه "صالح مقبول و اصلح نامقبول"، الویت را به صالح مقبول می داد و در عمل اصلح را حذف می کرد؛ هر چند تجربه نیز نشان داده که همواره صالح مقبول، مقبول هم نیست و گزینه اصلح است که مقبول تر از صالح می باشد.

لذا یادآوری هشدارهای چندباره بزرگانی چون آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت در این باره نیز خالی از لطف نیست.

آیت الله مصباح یزدی همواره بر انتخاب فرد اصلح تاکید داشته و انتخاب اصلح را فقط یک مشی سیاسی، بلکه یک تکلیف الهی دانسته اند.

مرحوم آیت الله خوشوقت نیز می فرمودند که نباید از ترس رای نداشتن اصلح، سراغ صالح (مقبول) برویم و در نهایت کشور را بدهیم دست خائنین و افراد بی‌کفایت.

4. تاکید مجدد رهبر انقلاب بر سری بودن رای خود نیز پیام آشکار دیگری برای برخی جریان ها و افراد سیاسی اصولگراست که طی سالهای اخیر بارها و بارها در جمع های مختلف حزب اللهی و نیمه خصوصی، با هزینه کردن نادرست و غیر شرعی از رهبر انقلاب در صدد تراشیدن وجهه ای برای خود بوده اند.

رهبر انقلاب در این باره فرمودند: "هرگونه سخن یا اظهار نظری مبنی بر اینکه رهبری به فرد خاصی نظر دارد ، نادرست است."

5. و آخرین نکته بسیار مهم در سخنان رهبر انقلاب، اشاره ایشان بر ویژگی های رییس جمهور آینده بود. ایشان تصریح کردند: "رئیس جمهور آینده باید ضمن اینکه دارای امتیازات رئیس جمهور قبلی باشد ، از نقاط ضعف او نیز به دور باشد ."

این اظهارات شفاف، نشان می دهد مساله "ارتجاع گفتمانی" به قبل از سوم تیر 84 کاملا از نظر رهبر معظم انقلاب نیز امری مردود و مذموم است و ایشان بر این مساله تاکید وافری دارند.

تاکید معظم له بر اینکه رییس جمهور آینده دارای نقاط مثبت رییس جمهور کنونی و منهای نقاط ضعف آن باشد، یعنی انتخاب ملت در سال 84 و حاکم شدن گفتمان سوم تیر، مسیری است که باید ادامه پیدا کند و در این بین اگرچه رییس جمهور دچار ضعف ها و حواشی متعددی شد و در ادامه مسیر، بعضا پر از اشتباهات بزرگ بود، اما اصل گفتمان سوم تیر و انتخاب ملت در سال 84 یک نقطه عطف در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی است و باید آن مسیر ادامه پیدا کند.

این یعنی نباید به ارتجاع گفتمانی که تکنوکرات ها، سکولارها، توسعه گرایان و ... در صدد آن هستند دچار شد و "باید انتخاب مردم در انتخابات ریاست جمهوری نشانگر پیشرفت و تکامل و انتخاب بهترین ها در هر دوره نسبت به دوره های قبل باشد ."

منبع:رجانیوز


:: بازدید از این مطلب : 2872
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392
 

 

آیت‌الله خوشوقت در چند جمله کوتاه علت عدم موفقیت دکتر مصدق را بی‌اعتنایی وی به دین و دینداران بیان می‌کند.
 
 62 سال قبل و به لطف تلاش‌های دکتر مصدق و حمایت‌های آیت‌الله کاشانی، مجلس سنا مصوبه مجلس شورای ملی را تأیید کرد تا روز ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ به عنوان روز تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران ثبت شود.
 
17 ماه بعد یعنی در سی‌ام تیرماه 1331 به خیابان‌ها ریختند و به فرمان شخص آیت‌الله کاشانی تا پای جان برای بازگشت مصدق به نخست وزیری مقاومت کردند، خود آیت‌الله کاشانی هم در برابر تطمیع و تهدید به قتل از طرف احمد قوام مقاومت کرد و حاضر نشد هیچکس جز مصدق به نخست‌وزیری برسد.
 
اما دکتر مصدق کمتر از یک هفته از این ماجرا و رسیدن مجدد به مقام نخست‌وزیری و وزارت جنگ، دست به انتصاباتی زد که همگان را به حیرت واداشت و از همین‌جا بود که شکاف میان او با آیت‌الله کاشانی آغاز شده و مصدق در توهمی خودساخته غوطه‌ور شد.
 
بحث فعالیت‌های دکتر مصدق و ارتباط او با آیت‌الله کاشانی از بحث‌های داغ دو دهه اول انقلاب بود که در کتاب‌ها و مقالات بسیاری به آن پرداخته شده است.
 
آیت الله خوشوقت در چند جمله کوتاه علت عدم موفقیت دکتر مصدق را در بی اعتنایی وی به دین و دینداران بیان کرده و در کتاب «درّ مکنون علامه طباطبایی» چنین آمده است:
 
مصدق مردم دیندار و متدین و علما را نادیده گرفت، او خود فرد متدینی نبود - دخترها و زنش بی‌حجاب بودند - او جزو اولین کسانی بود که از دار الفنون به اروپا رفت و در فرانسه تحصیل کرد. او روشنفکر غربی بود؛ لذا به این دو دسته (علما و مردم متدین) توجهی نمی‌کرد با اینکه این دو، عنصر بزرگی در کشور ماست؛ با آیت‌الله کاشانی اختلاف پیدا کرد و ایشان را طرد کرد.
 
فدائیان اسلام به او خدمت بسیار کردند، منتها با او شرط کرده بودند که اگر نخست‌وزیر شد باید احکام اسلام را پیاده کند. ایشان هم قبول کرده بود. به همین خاطر فدائیان اسلام پای صندوق‌های رأی ایستادند که کسی رأی‌ها را ندزدد و ایشان با اینکه شاه به نخست‌وزیری او مایل نبود رأی آورد، بعد از شش ماه مرحوم نواب پیش ایشان رفت و حرف‌های پیشین را یادآوری کرد، اما او یک سال یا شش ماه دیگر مهلت خواست، به این بهانه که وضع اقتصاد خوب نیست و فعلاً نمی‌شود کارخانه‌های مشروب‌سازی را تعطیل کرد! بعد از شش ماه رابطه‌شان به هم خورد و نشد. لذا فدائیان اسلام از مصدق رو برگرداندند و عده زیادی هم با اینها برگشتند و مصدق تنها ماند و شکست خورد. در واقع عدم توجه به دین و دیندارها باعث شکست مصدق شد.
 
مردم از مصدق فاصله گرفتند، چرا که دیدند چپ و راست می‌زند، با توده‌ای‌ها ائتلاف کرد. توده‌ای‌ها هم علیه دین تبلیغ می‌کردند و مردم این را از چشم او می‌دیدند. از دخانیات تا مجلس شورای آن وقت 4تا 4تا صف میتینگ راه انداختند. لذا مراجع ترسیدند. این علامت این بود که [حکومت او] دینی و اسلامی نبود. مرحوم امام فرمودند که مصدق مسلمان نبود - صدا و سیما منتشر کرد - عملاً اینطور بودند.
 
مصدق نیرو می‌خواست، مسلمان‌ها طرفش نمی‌رفتند به سراغ توده‌ای‌ها رفت، از آن سو توده‌ای‌ها هم می‌خواستند وارد قدرت شوند؛ لذا در تمام شهرهای ایران توده‌ای‌ها راه افتادند حتی در قم که مرکز اسلامی بود، دوچرخه‌سوار کبوتر صلح به دسته‌ها زدند و در قم به نفع توده‌ای‌ها رژه رفتند.
 
او نفهمید که اینها به دردش نمی‌خورند و خطرناکند و دیندارها مفیدند. او روشنفکر غرب‌زده بود و خطر این‌ها را نمی‌دانست؛ و این‌ها هم آمدند کار خودشان را کردند خیلی خطر ایجاد شد، کمونیست‌ها ضرر زیادی زدند.
 
منبع: خبرگزاري فارس

:: بازدید از این مطلب : 1807
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392

بیانات مهم رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مورد واکنش قاطعانه ایران در صورت سرزدن هر گونه اشتباهی از سوی رژیم صهیونیستی، وحشت این رژیم را به دنبال داشت.

به گزارش مهر، انتشار بیانات مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در رسانه های جهان، اخبار مربوط به سفر رئیس جمهوری آمریکا به خاورمیانه را در حاشیه قرار داد. این سخنان که در آن رهبر معظم انقلاب درباره هر گونه اقدام نسنجیده دشمنان، به ویژه رژیم صهیونیستی هشدار داد، با نگرانی از سوی رسانه های صهیونیستی بازتاب داده شده است.

روزنامه یدیعوت آحارونوت به نقل از رهبر معظم انقلاب نوشت: رژیم صهیونیستی تهدید به حمله نظامی می کند، اما آنها می دانند در این صورت، جمهوری اسلامی تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.

بر اساس گزارش این روزنامه، تل آویو به شدت نگران ادامه برنامه هسته ای ایران بوده و به همپیمانان غربی خود برای متوقف کردن این برنامه فشار می آورد. این روزنامه در بخش دیگری از گزارش خود به سخنان رهبر انقلاب در مورد حق ایران در دستیابی به فناوری هسته ای و نیز دیدگاه ایشان در مورد مذاکره با آمریکا اشاره کرده است.

هاآرتض دیگر روزنامه صهیونیستی نیز در این رابطه نوشته است: در حالی که اوباما برای دانشجویان اسرائیلی سخن می گفت، رهبر ایران هزار مایل آن سوتر، تل آویو و حیفا را تهدید کرد. در ادامه این گزارش آمده است: سخنان قاطعانه رهبر مقتدر ایران یک روز پس از تضمین اوباما به نتانیاهو در مورد بی طرف نماندن آمریکا در صورت اقدام یکجانبه اسرائیل ایراد می شود.

بر این اساس، ایران، موضوع اصلی گفتگوهای اوباما با مقامات رژیم صهیونیستی بود و در آن ترجیح آمریکا به حل دیپلماتیک اختلافات بر سر برنامه هسته ای، نسبت به اقدام نظامی مطرح شده است.

روزنامه جروزالم پست نیز به نقل از رهبر معظم انقلاب عنوان "ایران در صورتی که مورد حمله قرار گیرد، تل آویو را نابود می کند" را برای گزارش خود انتخاب کرده است. این روزنامه صهیونیستی با اشاره به سخنان قاطعانه رهبر انقلاب اسلامی، این سخنان را در واکنش به تهدیدهای مکرر مقامات تل آویو مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران دانسته است. جروزالم پست همچنین به نقل از مقام معظم رهبری نوشته است: دشمن صهیونیستی در مقابل ملت ایران، هیچ چیز نیست.

شبکه راشا تودی روسیه دیگر رسانه ای است که بیانات مهم رهبر انقلاب را بازتاب داده و از واکنش قاطعانه ایران در صورت اقدام اشتباه تل آویو علیه این کشور خبر داده است. در این گزارش بر این موضوع که ایران برای دفاع از خود در برابر اسرائیل نیازی به بمب اتمی ندارد، تاکید شده است.

راشاتودی بیانات رهبر معظم انقلاب را پاسخ ایران به اظهارات مشترک اوباما و نتانیاهو مبنی بر لزوم مقابله با برنامه هسته ای ایران دانسته و در مورد به خطر افتادن مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 با مطرح شدن تهدیدهای اسرائیل علیه ایران هشدار داده است.

در گزارش دیگری شبکه یورونیوز از هشدار رهبر معظم انقلاب به رژیم صهیونیستی در مورد هر گونه اقدام اشتباه خبر داده است. بر این اساس هزاران نفر از مردم ایران که شنونده سخنان رهبر ایران در مشهد مقدس بودند، پس از این بیانات شعار "مرگ بر آمریکا" سر داده اند که این اقدام پاسخی به جمله "تمام گزینه ها برای مقابله با ایران روی میز است" اوباما ارزیابی می شود.

یورونیوز در ادامه به قدرت نمایی نظامی ایران در برابر این گونه تهدیدها با برگزاری رزمایش های مختلف در منطقه اشاره کرده و از ادامه مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 طی ماه آینده خبر داده است.

روزنامه اکسپرس تریبیون چاپ پاکستان نیز به پاسخ قاطع ایران به تهدیدهای نظامی رژیم صهیونیستی پرداخته و نوشته است: موشک های دوربرد ایران توان هدف قرار دادن اسرائیل را دارند. بر این اساس ایران همچنین متحدان قدرتمندی مانند حزب الله لبنان و گروههای مقاومت در غزه دارد. به نوشته این روزنامه، موضع ایران در برابر غرب با وجود فشارهایی که بر سر برنامه هسته ای متحمل می شود، تغییری نکرده است.

گزارش روزنامه واشنگتن پست نیز حاکی است: رهبر ایران، آیت الله خامنه ای، سخنرانی مبسوطی در یکی از مکان های مقدس ایران ایراد کرد، از آمادگی کشورش برای ادامه مذاکرات هسته ای خبر داد. این روزنامه آمریکایی نوشت: رهبر ایران یک روز پس از پیام نوروزی خود در مشهد به طیف گسترده ای از موضوعات مهم برای ایران در سال پیش رو پرداخت.

بر این اساس، رهبر انقلاب اسلامی ضمن پاسخ دادن به تهدیدهای رژیم صهیونیستی تاکید کرد تمام تلاش دشمنان برای منزوی کردن ایران، به شکست انجامیده است. واشنگتن پست در ادامه گزارش خود با اشاره به اظهارات رهبر معظم انقلاب در مورد بدبینی به مذاکره با آمریکا و عدم مخالفت ایشان با این امر، در مورد از سرگیری روابط دیپلماتیک دو کشور گمانه زنی کرده است.

رسانه های عربی از جمله العربیه، الجزیره، اسکای نیوز عربی به بیانات مهم رهبر معظم انقلاب به ویژه هشدار معظم له به صهیونیستها در خصوص پیامدهای خطرناک هرگونه ماجراجویی علیه ایران پرداخته و از قول ایشان اعلام کردند ایران در صورت حمله رژیم صهیونیستی، تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.


:: بازدید از این مطلب : 1937
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392

 آیت‌الله سید محمد ضیاءآبادی از شاگردان برجسته امام(ره) و آیت‌الله بروجردی است. کلاس‌های اخلاق وی دوشنبه‌شب‌ها در مسجد علی‌بن حسین(ع) منطقه دربند (خیابان شهید زمانی، کوچه شهید شفیعی) برگزار می‌شود.



در ادامه روایت جالبی از عنایت و دیدار امام زمان علیه السلام به یکی از بندگان مخلص، از زبان آیت‌الله ضیاءآبادی برای علاقه‌مندان نقل می‌شود.

«حاج علی بغدادی» از آن کسانی بوده که به زیارت امام عصر مشرف شده‌اند. این آدم از علما نبود. با سواد هم نبود. مردی بود که در بغداد کارخانه شعربافی (کارگاه پارچه‌بافی) داشت و همان جا مقیم بود. این قصه را مرحوم محدث نوری در نجم الثاقب نقل می‌کند و می‌گوید: اگر در کتاب من نبود غیر از همین جریان که صحتش برای ما روشن شده است؛ کافی بود که کتاب من به خاطر بودن این قصه در آن با شرافت باشد، او می‌گوید: 80 تومان سهم امام در ذمه‌ من آمده بود.

حالا می‌دانیم تقریبا 200 سال پیش، 80 تومان ارزش زیادی داشت. برای ادای دینم از بغداد حرکت کردم و به نجف رفتم. آنجا علما و فقهای بزرگواری را که می‌شناختم مرحوم شیخ انصاری و دو نفر دیگر بودند که نفری 20 تومان به آقایان دادم، 20 تومان در ذمه‌ام ماند. خواستم به بغداد برگردم و به کاظمین بروم و آنجا خدمت مرحوم شیخ محمد حسن کاظمینی بدهم. او هم از فقهای بزرگ بود. به کاظمین رفتم و دینم را ادا کردم و 20 تومان را به ایشان دادم و برگشتم. شب جمعه هم بود.

ایشان فرمودند: شب جمعه است در کاظمین بمان. گفتم: نه، چون کارخانه شعربافی دارم و من هر هفته، عصر پنجشنبه به کارگرها پول می‌دهم، باید برگردم. از کاظمین تا بغداد را پیاده می‌رفتم، چون فاصله‌ زیادی نیست. کمی راه را طی کرده بودم، دیدم مرد بزرگواری از پیش رو به سمت کاظمین می‌آید، وقتی به من رسید من او را نمی‌شناختم، دیدم با چهره‌ باز به من سلام کرد، بغل باز کرد و مرا در آغوش گرفت و بوسید. تعجب کردم که با اینکه او را نمی‌شناسم به این زودی با من گرم گرفت. من هم او را بوسیدم. بعد اسم مرا برد و گفت: حاج علی کجا می‌روی؟ گفتم: می‌خواهم به بغداد بروم. به من فرمود: نه امشب شب جمعه است، برگرد برای زیارت! تا گفت برگرد مثل اینکه اختیار از من سلب شد و همراهش برگشتم. همین طور که با هم می‌آمدیم و صحبت می‌کردیم، به من گفت: زیارت کن تا من شهادت دهم که تو از محبان جدم امیرالمؤمنین هستی. گفتم: شما مرا از کجا می‌شناسی که من از محبان جد شما هستم؟ سید بود، چون عمامه‌ سبز روشنی بر سرش بود. تبسمی کرد و گفت: کسی که حقش را به او می‌رسانند، رساننده‌ها را نمی‌شناسد؟

این جمله عجیب است. چون در زمان غیبت است و می‌گوید: آیا کسی که حقش را به او برسانند آن رساننده‌‌ها را نمی‌شناسد؟ کدام حق؟

فرمود: آن که بردی در نجف به وکلای من دادی و در کاظمین هم به شیخ محمد حسن، وکیل من دادی، تعجب کردم، گفتم: آنها وکلای شما هستند؟ فرمود: بله، من متحیر شدم که این آقا از کجا مرا می‌شناسد و از کار من خبر دارد و چرا می‌گوید: وکلای من؟ به رواق که رسیدیم، نزدیک در حرم ایستاد و به من گفت: اذن دخول بخوان، گفتم: من سواد ندارم. فرمود من بخوانم؟ گفتم: بفرمایید شروع کرد به اذن دخول خواندن: السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیر المؤمنین... .

همین طور اسم 14 معصوم را تا امام یازدهم ذکر کرد، بعد رو به من کرد و گفت: تو امام زمانت را می‌شناسی؟ گفتم: چرا نمی‌شناسم. فرمود: به او سلام کن: گفتم: السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان یا حجة بن الحسن! این را گفتم، رو به من کرد و فرمود: و علیک السلام و رحمة الله و برکاته.

بعد وارد حرم شدیم، فرمود: برایت زیارت بخوانم؟ گفتم: بخوانید. فرمود: کدام را بخوانم؟ گفتم: هر کدام که معتبرتر است. فرمود: امین الله را می‌خوانم. زیارت امین الله را خواند. در همین حال دیدم چراغ‌های حرم روشن شد ولی می‌دیدم که حرم به نور دیگری روشن است و این چراغ‌ها مثل شمعی در مقابل آفتاب است. بعد مؤذن‌ها اذان گفتند و نماز جماعت برپا شد. فرمود: برو در صف جماعت شرکت کن. من داخل صف شدم و دیگر او را ندیدم.

:: بازدید از این مطلب : 2559
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392

علی منیف اشمر، به سال 1355 در کویت متولد شد. پدرش «مُنيف اشمر» از اهالی روستاى «العُديسه» در جنوب لبنان بود که به قصد زندگى و اشتغال، در كويت سکونت داشت.
علی، يازده - دوازده سال بيش‏تر نداشت به «كشافه المهدى (عج)»(جمعیت جوانان و نوجوانان فعال در مقاومت اسلامی) پيوست و نامش در گردانِ «ثامن الحجج (ع)» ثبت گردید. سیزده ساله بود که رسما به مقاومت اسلامی لبنان ملحق شد و علیه اشغالگران صهیونیست، سلاح به دست گرفت.
روز چهارشنبه ، اول فروردین 1375 (29شوال 1416ه.ق، 20 مارس1996م) «على منیف اشمر»، پس از آن‏ كه در كنار تصاوير حضرت امام خمينى(ره)، مقام معظم رهبرى حضرت آيت ‏اللَّه خامنه‏ اى، شهيد سيد عباس‏ موسوى و شهيد صلاح غندور، آياتى از قرآن كريم و وصيت‏نامه‏ ى خويش را قرائت كرد، در حالى كه لباس كماندويى «ميليشياى لحدى»(نظامیان لبنانی مزدور اسرائیل) را بر تن كرده بود، با همرزمان و فرماندهان خويش خداحافظى كرد اجرای عملیات استشهادی علیه اشغاگران صهیونیست، عازم منطقه ی اشغالی در جنوب لبنان شد .
ساعت 16/30 دقيقه ، على، حدود 30 كيلوگرم مواد منفجره ی همراه خود را در مسیر کاروان نظامیان اسرائیلی در منطقه ی «رَبّ ثلاثين» منفجر کرد و جمع قابل توجهی از چکمه پوشان صهیونیست را کشته و مجروح ساخت.
در نخستین روز فروردین 1392،دوازده سال پس از آزادی جنوب لبنان و هم زمان با هفدهمین سالگشتِ عملیات استشهادی شهید «علی منیف اشمر» -که به قمرالاستشهادیون شهرت پیدا کرد- یادی از آن ماهِ شهادت طلبان کرده و وصیت نامه ی تاریخی اش را مرور می کنیم:

بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
سلام‌ بر مولا و سرورم‌ سیدالشهدا، امام‌ حسین‌(ع‌) و برادرش‌ اباالفضل‌العباس‌(ع‌).
سلام‌ بر سید و مولایم‌ حضرت‌ صاحب‌ العصر والزمان‌، امام‌ مهدی‌ منتظر(عج‌).
سلام‌ بر زنده‌ کننده‌ قیام‌ مسلمانان‌ و بنیان گذارانقلاب‌ اسلامی‌ مبارک ‌ایران‌، امام‌ خمینی‌(ره‌).
سلام‌ بر رهبر امت‌ اسلامی‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ حضرت‌ آیت‌الله‌ سیدعلی‌خامنه‌ای‌(دام‌ ظله‌).
سلام‌ بر سیدالشهدای‌ مقاومت‌ اسلامی‌ "شهید سیدعباس‌ موسوی‌" وشیخ‌ الشهدای مان‌ "شهید شیخ‌ راغب‌ حرب‌".
سلام‌ بر رهبر عزیز، حضرت‌ حجت‌‌الاسلام‌ و المسلمین‌ سیدحسن‌ نصرالله‌(دام‌ ظله‌).
سلام‌ بر مجاهدان‌ مقاوم‌ و قهرمان‌ شجاع‌ِ مقاومت‌ اسلامی‌. رحمت‌ وبرکات‌ خداوند بر آن ها.
مولای‌ من‌، یا اباعبدالله‌(ع‌)!
با خداوند پیمان‌ بستم‌ و با شما عهد، که‌ در راه‌ خداوند گام‌ بردارم‌، درحالی ‌که‌ جانم‌ را به‌ کف‌ دست‌ گرفته‌ و خونم‌ را به‌ خاک‌ جبل‌ عامل‌ آمیخته‌ام‌. همان‌طور که‌ خون‌ شما بر خاک‌ مقدس‌ کربلا ریخته‌ شد؛ و امروز به‌ عهدی‌ که‌ بسته ‌بودم‌، وفا می‌کنم‌.
مولای‌ من‌، یا صاحب‌ الزمان‌(عج‌)! چه قدر آروز داشتم‌ که‌ شهادتم‌ در مقابل‌ دیدگان‌ و وجود مبارک‌ شما باشد؛ ولی‌ طولانی‌ بودن‌ غیبت‌ شما و
اشتیاق‌ من‌ به‌ مولا و سرورانم‌ و اجداد پاکت‌، موجب‌ شد که‌ نتوانم‌ بیش‌ از این‌ در انتظار بمانم‌. از خداوند می‌خواهم‌ که‌ با این‌ شهادت‌، اجر شهادت‌ در رکاب‌ شریف‌ شما را به‌ من‌ عطا فرماید.
برادران‌ عزیزم‌، قهرمانان‌ دلیر مقاومت‌ اسلامی‌! "اگر شما از آنان‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ می‌افتید، آن ها نیز از دست‌ شما رنج‌ می‌کشند. با این‌ تفاوت‌ که‌ شما به‌ لطف‌ خدا امیدوارید و آنها امیدی‌ ندارند."
سوره‌ نساء ـ 104

برای‌ شما چند مورد را که‌ در رابطه‌ با خط‌ ما، اصول‌ اساسی‌ به شمار می‌رود، یادآور می‌شوم‌:راه‌ جهادگرانه‌ ما، سخت‌ و طولانی‌ و پر از مشقّت‌ و ابتلائات‌ است‌؛ لذا برای ‌پیمودن‌ این‌ راه‌، باید تلاش‌ کنید تا روحیه‌های‌ عالی‌ و پاک‌ داشته‌ باشید؛ باید سینه‌ها را از هر گونه‌ تیرگی‌ و حجابی‌ که‌ انسان‌ را از خدایش‌ دور می‌سازد، پاک‌ کنید؛ همان‌ گونه‌ که‌ قبل‌ از من‌، برادران‌ شهیدم‌ به‌ شما توصیه‌ کرده‌اند، به‌ این‌ خط‌ شریف‌ تمسک‌ جویید و
این‌ راه‌ را که‌ همان‌ طریق‌ مقاومت‌ است‌، بپیمائید؛ چون‌ این‌ راهی‌ است‌ که‌ خداوند فقط‌ ما را بر پیمودنش‌ برگزیده‌ است‌ و ما هم‌ نباید این‌ فرصت‌ را از دست‌ بدهیم‌، و مهم‌تر از آن‌، این‌که‌ نباید خون‌ شهدا را ضایع‌ کنیم‌ و باید امانات‌ آن ها را که‌ در نزد ماست‌، به‌ خوبی ‌پاسداری‌ کنیم‌.
بر دستورهای‌ فرماندهی‌ عزیز و فرماندهان‌ مقاومت‌ اسلامی‌ ملتزم‌ باشید. به‌ راهنمائی‌های‌ حضرت‌ رهبر ـ خامنه‌ای‌ جانم‌ به‌ فدایش‌ ـ و دبیر کل‌ حزب‌‌الله ‌لبنان‌ جناب‌ سیدحسن‌ نصرالله‌، ملتزم‌ باشید.
عکس‌های‌ شهدا را همیشه‌ مقابل‌ چشمانتان‌ قرار دهید و برای‌ محقق ‌شدن‌ اهدافی‌ که‌ آن ها به‌ خاطرش‌ به‌ شهادت‌ رسیدند، سعی‌ و تلاش‌ کنید و درخط‌ آن ها باقی‌ بمانید.
وصایای‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ به‌ فرزندانش‌ حسن‌ و حسین‌(علیهم‌السلام‌) را که‌ راه‌ و روش‌ زندگی‌ِ مورد رضای‌ خداوند را به‌ ما نشان‌ می‌دهند، و همین‌ طور وصایای‌ امام‌ خمینی‌ (قدس‌ سره‌) و راهنمائی‌های‌ ارزشمند و پر برکت‌ ایشان‌ را بخوانید، یاد بگیرید و به‌ آن‌ عمل‌ کنید.
قبل‌ از این‌که‌ در جنگ‌ شرکت‌ کنید، همان‌ طور که‌ برداشتن‌ اسلحه‌ را ضروری‌ می‌دانید، وضو گرفتن‌ را لازم‌ بدانید؛ چون‌ دستی‌ که‌ با وضو ست‌ و می‌جنگد، ممکن‌ نیست‌ شکست‌ بخورد.
خانواده‌های‌ عزیزی‌ که‌ در نوار مرزی‌ و تحت‌ اشغال‌، همچنان‌ مقاومت‌ می‌کنید!
کمی‌ بعد از نوشتن‌ این‌ جملات‌ و کلمات‌، ان‌شاءالله‌ پیکرم‌ آتشی‌ خواهد شد که‌ اشغالگران‌ صهیونیسم‌ را که‌ هر روز و هر لحظه‌ در اذیت‌ شما سعی‌ و تلاش‌ می‌کنند، خواهد سوزاند. دشمن‌ گمان‌ می‌کند که‌ شما را ذلیل‌ کرده‌، لکن‌ هیهات‌. و پایان‌ این‌ آزار و اذیت‌ به‌ دست‌ مجاهدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، نزدیک‌ خواهد بود. ان‌ شاءالله‌.

خانواده‌ ی عزیزم‌!
بدانید که‌ اشغال‌ و اشغالگران‌ به‌ زودی‌ مضمحل‌ خواهد شد و ان‌ شاءالله ‌پیروزی‌ نزدیک‌ و آزادی‌ در راه‌ است‌ و سرنوشت‌ صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان‌، کشته‌ شدن‌ و نیستی‌ است‌.
برادران‌ و خواهران‌ صابرم‌ در بازداشتگاه‌های‌ اشغالگران‌ در نوار مرزی ‌تحت‌ اشغال‌ و در فلسطین‌ اشغالی‌!
سلام‌ خدا بر شما؛ از خدا می‌خواهم‌ که‌ بر شما منت‌ گذارده‌ و شما را آزاد گرداند و من‌ نیز این‌ کار کوچک‌ را که‌ بازگو کننده‌ احساسات‌ من‌ نسبت‌ به‌ شما صابرین‌ است‌، به‌ شما هدیه‌ می‌کنم‌ و امیدوارم‌ که‌ این‌ هدیه‌ را از من‌ بپذیرید و ان‌ شاءالله‌ به‌ زودی‌ برای‌ شما و به‌ خاطر شکنجه‌‌ هایی‌ که‌ در طول‌ سال‌ها درشکنجه‌ گاه‌ها و زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها متحمل‌ شده‌اید، قیام‌ خواهم‌ کرد.
قلب‌های‌مان‌ با شماست‌ و شما را فراموش‌ نخواهیم‌ کرد. شما وجدان‌ بیداراین‌ امت‌ و مایه‌ کرامت‌ آن‌ هستند.
سلام‌ بر شهدای‌ انتفاضه‌ اسلامی‌ در فلسطین‌ اشغالی‌.
سلام‌ بر کودکانی‌ که‌ از وطن‌ دور مانده‌اند.
سلام‌ بر مجاهدان‌ انتفاضه‌ ی اسلامی‌.
سلام‌ بر پدران‌ و مادران‌ شهدا.
سلام‌ بر اراضی‌ مقدس‌.
سلام‌ بر قدس‌ شریف‌.
همانا گروه‌ گروه‌ مسلمانان‌ را می‌بینم‌ که‌ در مسجدالاقصی‌ به‌ امامت‌ حضرت‌ حجت‌ منتظر(عج‌) نماز بپا داشته‌اند.
برادرانم‌ در انتفاضه‌ اسلامی‌!
باید این‌ عمل‌ (عملیات‌ شهادت‌ طلبانه‌ خویش‌) را به‌ شما هم‌ هدیه‌ کنم‌ وان‌‌شاءالله‌ پیروزی‌ نزدیک‌ است‌ و این‌ وعده‌ای‌ است‌ که‌ خداوند به‌ ما
داده‌است‌. بر شماست‌ که‌ بدانید دشمن‌ صهیونیستی‌ رو به‌ زوال‌ است‌ و زمین ‌مقدس‌ به‌ شما باز خواهد گشت‌ و این‌ وعده‌ الهی‌ است‌.
"و ما بعد از تورات‌ در زبور داود نوشتیم‌ که‌ البته‌ بندگان‌ نیکوکار من‌ ملک ‌زمین‌ را وارث‌ و متصرف‌ خواهند شد."
سوره‌ انبیاء ـ 105

خانواده‌ ی عزیزم‌!
از خداوند متعال‌ برای‌ شما صبر و شکیبایی‌ خواستارم‌. در شهادت‌ من ‌اندوهیگن‌ نباشید و از هیچ‌کس‌ پذیرای‌ تسلیت‌ نباشید و فقط‌ تبریکات‌ افراد را بپذیرید و به‌ گونه‌ای‌ برخورد کنید که‌ روز شهادت‌ من‌، روز خوشحالی‌ و سرورم‌ باشد. برادران‌ کوچک‌تر و برادرزادگان‌ کوچکم‌ را برای‌ پیمودن‌ راهی‌ که‌ من‌ رفتم‌، تعلیم‌ و آموزش‌ دهید و به‌ آنها یاد دهید که‌ من‌ برای‌ چه‌ چیز شهید شدم‌
و "آخر دعوانا ان‌ الحمدلله‌ رب‌ العالمین‌."
"و آنان‌ که‌ در راه‌ ما به‌ جان‌ و مال‌ جهد و کوشش‌ کردند، محققاً آن ها را به‌ راه‌ هدایت‌ می‌کنیم‌ و همیشه‌ خدا یار نیکوکاران‌ است‌."
سوره‌
عنکبوت‌ ـ 69
برادرتان‌
علی‌ اشمر

روحمان با یادش شاد

 


 

 
شهید علی منیف اشمر در کنار سید حسن نصرالله


 




منبع:مشرق



 

:: بازدید از این مطلب : 2841
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 فروردین 1392

 

ارزیابی از وضعیت کنونی کشور و نگاه به گذشته و آینده:

-ارزیابی ناقص: تمرکز صرف بر نقاط ضعف (گرانی، افت تولید در برخی واحدهای تولیدی، فشارهای دشمنان) بدون مشاهده نقاط قوت و توجه به آنها

-ارزیابی کامل: ارزیابی دستاوردهای بزرگ و ظرفیت و هوشمندی ملت ایران در مقابل مشکلات و فشارها

نتیجه ارزیابی: ملت ایران، پیروز و قهرمان صحنه عظیم هماوردی با دشمن

واکنش دشمن به پیشرفت‌های ملت ایران:


- مانع تراشی برای جلوگیری از پیشرفت‌های بیشتر (تحریم، تهدید، مشغول کردن مدیران به کارهای فرعی و درجه دو)

- انکار پیشرفت‌ها و پیروزی‌های ملت ایران و پنهان کردن نقاط قوت و همچنین بزرگنمایی نقاط ضعف بوسیله‌ی شبکه عظیم تبلیغاتی در دنیا

نتیجه متوقف نشدن ملت ایران و تداوم پیشرفت‌ها: بی آبرویی دشمن

فهرست دشمنان ملت ایران:

- دولت امریکا؛ مرکز توطئه و رأس و اساس دشمنی

- رژیم صهیونیستی؛ دشمن صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست که در صف دشمنان ایران به چشم بیاید (اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی، تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد)

- دولت خبیث انگلیس؛ ایفای نقش مکمل و دنباله روی امریکا

- دولت فرانسه؛ دشمنی‌های آشکار ناهوشمندانه، غیر مدبرانه و غیر عاقلانه در چند سال اخیر

عرصه های دشمنی امریکا با ملت ایران در سال 91 و ارزیابی وضعیت:

- سیاسی:

• جهانی و منطقه‌ای:

- تلاش برای انزوای بین المللی ایران

- تلاش برای جلوگیری از گسترش سیاستهای منطقه‌ای و جهانی ایران

ارزیابی: شکست کامل دشمن و تجربه مجدد نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی

شاهد:
^ برگزاری موفق اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران با حضور دو سوم مسئولان بلندپایه این کشورها و اظهار شگفتی و تحسین آنها از پیشرفتهای کشور

^ اعتراف به غیرممکن بودن حل مشکلات و مسائل مهم منطقه بدون حضور و رأی ایران

^ اعتراف به نقش بی بدیل ایران در پیروزی مبارزان فلسطینی در جنگ غزه

• داخلی: تلاش برای ایجاد تردید در مردم و دلسرد کردن آنها و فاصله انداختن میان ملت و نظام
ارزیابی: ناکامی دشمن

شاهد: راهپیمایی متراکم و پر شور و احساس 22 بهمن

- امنیتی: تلاش برای بر هم زدن امنیت کشور

ارزیابی: عدم موفقیت دشمن

- اقتصادی: اعمال تحریم نفتی و تحریم پولی و مالی علیه کشور

ارزیابی:
اثر منفی: تأثیر منفی بدلیل وابستگی اقتصاد کشور به نفت

اثر مثبت:
1- فعال شدن نیروها و ظرفیت درونی ملت ایران و دستیابی به توفیقاتی که در فضای بدون تحریم اتفاق نمی‌افتاد.

شاهد: پیشرفت‌های بزرگ در حوزه علم و فناوری

2- شناسایی بهتر و بیشتر نقاط ضعف و قوت کشور در رزمایش تحریم‌ها

نقاط ضعف و آسیب پذیر اقتصاد کشور:

^ وابستگی به نفت

^ بی اعتنایی به سیاست‌های کلان و اتخاذ سیاست‌های روزمره و پی در پی

راه حل: سیاست اقتصادی کلان روشن، مدون و برنامه ریزی شده

3- تبدیل کردن تهدید به فرصت با بنیه قوی کشور و وحدت و مسئولیت پذیری مسئولان

واقعیت:

اثبات امکان تحقق پیشرفت‌های بزرگ برای یک ملت بدون وابستگی به امریکا و اینکه در سایه امریکا زندگی نکردن بمعنای عقب افتادگی نیست

تدبیر کلی برای مقابله با عرصه‌های متنوع دشمنی با ملت ایران:


پیش بینی نقشه‌ها و حرکات بعدی دشمن و پیش دستی و جلوتر بودن از او در برنامه ریزی‌ها (لازمه اقتصاد مقاومتی)

نمونه: پیش بینی مانع تراشی دشمن در تأمین سوخت رآکتور تهران و تدبیر متقابل برای تولید سوخت 20 درصد

پیشنهاد امریکا برای مذاکره مستقیم هسته‌ای:


هدف امریکا از بیان پیشنهاد مذاکره: تاکتیکی و بمنظور فریب افکار عمومی دنیا و ایران

هدف امریکا از انجام مذاکره: تحمیل نظر بجای گفت‌وگو

برآورد ایران از مذاکره: غیر خوش بینانه (با توجه به رفتار غیر منطقی دولت امریکا)

ادعاهای امریکا در خصوص مذاکره با ایران:


- بدنبال تغییر نظام اسلامی نیستیم/ پاسخ: توان تغییر نظام را هم ندارید

-در مذاکره منطقی و صادق هستیم/ پاسخ: چرا در حالی‌که شما تأکید ایران بر حرکت نکردن به سمت سلاح هسته‌ای را باور نمی‌کنید، جمهوری اسلامی باید این ادعای شما را باور کند؟

برآورد از جهت گیری و راهبرد امریکا در موضوع هسته‌ای ایران: عدم تمایل به حل مسئله/ دلیل: بهانه داشتن برای تداوم فشارها و دشمنی‌ها با ملت ایران

راه حل موضوع هسته‌ای: اعتراف به حق غنی سازی ملت ایران و در عین حال اعمال مقررات و نظارت‌های آژانس بین المللی انرژی اتمی

راه حل مشکلات بین ایران و امریکا: دست برداشتن امریکا از دشمنی با ملت ایران

انتخابات ریاست جمهوری:

برنامه دشمن: دلسرد و نا امید کردن مردم از حضور در انتخابات و بی رونق شدن انتخابات

چهار اصل برای انتخابات پیش رو:


1- شور انتخاباتی و حضور گسترده مردم
2-حضور همه سلیقه ها و جریان های معتقد به جمهوری اسلامی و دلسوز برای استقلال کشور و منافع ملی
3- ضرورت تحقیق مردم از افراد معتمد برای شناخت گزینه اصلح/ مردود بودن هر گونه انتساب رأی و نظر به رهبری
4- تمکین به قانون برای جلوگیری از تکرار رخدادهای تلخ سال 88 و استفاده از راهکارهای قانونی برای رفع شبهات

معیار برای گزینه اصلح:


-پایبندی به انقلاب، ارزش‌ها، منافع ملی، نظام اسلامی، عقل جمعی و تدبیر

-حفظ نقاط قوت و امتیازات رئیس جمهور قبلی و نبود نقاط ضعف در رئیس جمهور بعدی

:: بازدید از این مطلب : 2040
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران