میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 9
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 109
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2541
:: بازدید ماه : 8672
:: بازدید سال : 14888
:: بازدید کلی : 14888
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 فروردین 1392

 

دانلود مداحی میثم مطیعی به مناسبت تقارن فاطمیه و نوروز

دانلود روضه سلام من به مادری که حاجتش شهادت است حاج منصور ارضی

دانلود روضه ایام فاطمیه حاج منصور ارضی

دانلود مداحی فاطمیه حاج محمود کریمی

دانلود مداحی فاطمیه مهدی سلحشور

دانلود مداحی فاطمیه مهدی میرداماد

:: بازدید از این مطلب : 3492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 فروردین 1392

 

بازخوانی 20 سال هشدار پیرامون اقتصاد غیر نفتی;

من سال‌ها پیش این را گفتم که یکى از آرزوهاى من این است که یک روزى ما بتوانیم کشور را جورى اداره کنیم که حتى اگر لازم بود، یک قطره نفت هم صادر نکنیم و کشور اداره شود. این چیزى است که تا امروز پیش نیامده است. البته کار آسانى هم نیست.

منشور بیانات مقام معظم رهبری که در ادامه ملاحظه می ‏فرمایید شامل جست‌وجوی کلید واژه‌ی «نفت» در «تمامی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی و پیام‌های ایشان» می‌باشد که 258 رکورد جست‌وجو را شامل شد. چیدمان مطالب بر حسب تاریخ می‏ باشد.


اگر نفت در اختیار غربی‌ها بود...

یک وقت خطاب به بعضى از سیاسیونى که در کشورهاى دیگر تولید کننده‌ی فعال نفت هستند، نکته و سؤالى مطرح کردم و گفتم: «ما امروز نفت داریم. کشورهاى حاشیه‌ی خلیج فارس، بعضى کشورهاى آفریقایى و بعضى کشورهاى آسیایى هم، نفت تولید می کنند. این نفت گران قیمت را به قیمت‌هاى ارزان و به بشکه‏ اى چندین برابر کم‌تر از قیمت حقیقى آن، از این‌ها می خرند. این کشورها هم چون به پولِ فروشِ نفت احتیاج دارند، بالاجبار آن را با قیمت پایین می ‏فروشند. آن‏گاه مستکبرین می روند و از این نفت، حداکثر استفاده را می کنند.» سؤالى که مطرح کردم این بود. گفتم: «حالا فرض کنید به جاى کشورهاى عربستان، ایران، اندونزى، امارات، کویت و غیره، نفت در اختیار آمریکا و انگلیس و ایتالیا و بعضى کشورهاى دیگر اروپایى بود و ما می خواستیم از آن‌ها نفت بخریم.

شما را به خدا، حاضر بودند حتى یک قطره نفت به ما بدهند؟! اگر شما می خواستید یک بشکه نفت از آن‌ها بگیرید، صد گونه شرط و شروط می گذاشتند و بعد هم به هر قیمتى که دلشان می خواست، آن را به شما می دادند! امروز همان نفت، یعنى همان مایع ذى‏قیمت را، با استفاده از خیانت بعضى از دولت‌هاى تولید کننده‌ی نفت، که دستشان در دست آن‌هاست، به کم‌ترین قیمت ممکن می خرند و در واقع غارت می کنند و می برند و از آن، همه اساس مدنیّت صنعتى کنونى را بر پا می دارند. روشنایی شان از نفت ماست؛ گرمایشان از نفت ماست؛ حرکتشان از نفت ماست؛ کارخانه و مصنوعاتشان هم از نفت ماست!»

بیانات مقام معظم رهبرى در صحن «آستان قدس رضوى»، 1373/01/01

قطع وابستگی به نفت؛

نفت ما که می گویم، منظور نفت کلّ این منطقه و دیگر مناطق نفت‏ خیز دنیاست. این منطقه بخش عمده‏ اى از نفت جهان را داراست. یعنى همان دولت‌هایى که دستشان با دزدان غارتگر بین‏ المللى یکى است، متأسفانه بخش عمده‏ اى از نفت را صاحب‌اند. امروز جنسِ به‌این ارزشمندى به‏ منزله‌ی ابزارى در دست مصرف‏ کنندگانى است که شدیداً به آن احتیاج دارند. آن‏ها چنین سیاستى را از ده‌ها سال پیش تا به امروز، طراحى و اجرا کرده‏ اند و متأسفانه همواره عده‏ اى از سیاستمداران خائن کشورهاى وابسته نیز، با آن‏ها همکارى می کنند. در چنین وضعیتى اگر ملت ایران- اعم از کارگر ایرانى، جوان ایرانى، تولید کننده‌ی ایرانى و معلم ایرانى- با همه تلاش و غیرت خود وارد عمل شود و این کشور را به گونه‏ اى بسازد که به خاطر صادرات و واردات و نیازهاى مصرفى، محتاج فروش‏ نفت خود، آن هم با این قیمتِ پایین نباشد، ببینید چه خدمت بزرگى به امروز و آینده‌ی این کشور خواهد بود!

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار کارگران و معلمان، در «روز کارگر» و «هفته‌ی معلم»، 1373/02/13

آرزویی که ممکن است به‌این زودی‌ها قابل تحقق نباشد

آرزوى واقعى من- که البته ممکن است به‌این زودی‌ها قابل تحقق نباشد- این است که ما درِ چاه‌هاى نفت را ببندیم و اقتصاد خود را براساس کالاها و محصولات غیرنفتى بنیاد نهیم. یعنى فرض کنیم این کشور، کالایى به نام نفت ندارد. البته ‌این کار ممکن است در این سال‌ها و به‌این زودی‌ها عملى نباشد. زیرا دشمنان ایران در دوران رژیم وابسته و فاسد پهلوى، بیش از حدّ تصور خراب‏کارى کرده‏ اند و چنان ملت و کشور ما را به نفت وابسته نموده‏ اند که نشود به‌این آسانى چنین کارى را کرد. اما روزى باید این کار بشود و آن روز، روزى است که ملت ایران بدون این که سرمایه‏ هاى خود را مفت و مجّانى به دست کسانى بدهد که با کمال خباثت از ثروت ملى کشورها استفاده می کنند، با تکیه بر امکانات ذاتى، روى پاى خودش بایستد.

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار کارگران و معلمان، در «روز کارگر» و «هفته‌ی معلم»، 1373/13/02

دولت چه روزی اعلام می کند در چاه های نفت را می بندم

البته دولت ما امروز حداکثر استفاده را از نفت می کند و باید هم بکند. اما باید کارى کند که بتواند روزى به دنیا اعلام نماید که از امروز تا شش ماه دیگر، تا یک سال یا چهل روز دیگر، می خواهیم درِ چاه‌هاى نفت را ببندم. می خواهم یک قطره نفت صادر نکنم. دولت باید بتواند تصمیم بگیرد. باید به نفت احتیاج نداشته باشد. ما ثروت،نابع طبیعى و تولیدات داخلى زیاد داریم. امکانات تولید ثروت در داخل کشور، خیلى زیاد است. روزى به خاطر جنگ، این کارها عملى نبود، ولى بحمدالله امروز عملى است. باید هم انجام گیرد و انجام دهند. دولت هم این کار را می کند، باید هم بکند. ما هم اخیراً اعلام و ابلاغ کرده‏ ایم که‌این کار شروع شود و مقدمات کار، در حال انجام است. ممکن است این طرح در مدت یک سال، دو سال، سه سال یا پنج سال نتیجه بدهد. اگر به فضل پروردگار، چنین شود، بسیارى از مشکلات این کشور کاهش پیدا خواهد کرد. البته به شرط این که همه‌ی ملت؛ همه‌ی کسانى که بازوى توانا، فکر و قلم فعال، زبان گویا و دل بیدار دارند، پشت در پشت، با همین وحدتى که امروز در میان این ملت است، تلاش کنند و نگذارند مردم تقسیم شوند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با مردم مشهد و زائران حضرت عل ابن موسی الرضا(علیه‌السلام)، در صحن حضرت امام خمینى، 1375/01/04

اقتصاد و ملت ایران باید از نفت جدا شود؛

البته من یک نگرانى مختصرى دارم- که مربوط به امروز هم نیست؛ سال‌هاست که‌این نگرانى را دارم- و آن این است که باید اقتصاد و ملت ایران از نفت جدا شود. این مسأله را اخیراً به دولت خدمت‌گزار ابلاغ کرده‏ ایم که برایش برنامه‏ ریزى کند و در حال برنامه‏ ریزى است و کارهایى هم انجام داده است. ما باید کارى کنیم که ملت و دولت ایران، وابسته به نفت خود نباشند. چون متاسفانه، امروز در دنیا نفت به سیاست‌هاى بین‏ المللى، کمپانی‌ها و غارتگران بزرگ و جهان‏ خواران و مستکبران وابسته است. در حقیقت، نفت در مشت آن‏ هاست. هرگاه بخواهند، قیمتش را پایین می آورند، تولید را کم یا زیاد می کنند، یکى را از دور خارج یا وارد دورْ می کنند! نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه‏ اى مایه‌ی دردسر است.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با مردم مشهد و زائران حضرت عل ابن موسی الرضا(علیه‌السلام)، در صحن حضرت امام خمینى، 1375/01/04

نفت را مفت می‌فروشیم؛ آمادگی برای روزی که نفت تمام شود؛

من یک‏ وقت عرض می کردم که اگر یک روز نفت منطقه‌ی خاورمیانه تمام شود- که ممکن هم هست چنان روزى پیش آید- دولت‌ها باید به فکر باشند. این که ما این قدر روى اقتصاد بدون نفت تکیه می کنیم و اصرار داریم که هرچه ممکن است، درآمد کشور را از نفت به درآمدهاى دیگر ببریم، به همین خاطر است. امروز بعضى از کشورها- از جمله خود آمریکا- نفت خودشان را استخراج نمی کنند؛ نفت وارد می کنند، چون به‌این قیمتى که نفت را می خرند، یعنى در واقع مفت! نفت صادر کنندگان این منطقه، با استخراج هرچه بیش‌تر و فروختن هرچه بیش‌تر به‌این ثَمن بَخس، بعد از گذشت چند سال تمام می شود؛ ولى چاه‌هاى آن‏ها هنوز نفت خواهد داشت.

البته چاه‌هاى نفت آمریکا، به برکت وفور چاه‌هاى نفت ما نیست- چاه‌هاى متوسطى است- ولى به‏ هر حال نفت هست. آن روزى که آن‏ها نفت داشته باشند و کشورى مثل ما العیاذُ باللّه نفت نداشته باشد و بخواهد از آن‏ها نفت بخرد- که امیدوارم چنین روزى پیش نیاید- آن‏ها بابت هر شیشه نفتى که به ما بدهند، ده برابر قیمت یک بشکه نفت از ما پول خواهند گرفت! آن‏ها به ما نفت می دهند؟ کسانى که جلوی چشمشان، ملت‌ها از گرسنگى می میرند، ولى گندمشان را در دریا می ریزند و به ملت‌هاى گرسنه نمی دهند، براى این که قیمت گندم پایین نیاید، به کسى نفت خواهند داد؟!

بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ی‌تهران، 1375/10/28

نفت ابزار توسعه و قدرت سیاسی کشور باید باشد؛

نفت، ذخیره‌ی همیشگى این ملت است و می ماند. اولاً از آن براى ساخت زیربناهاى ماندگار و دیگر سرمایه‏ هاى اساسى کشور استفاده می شود. ثانیاً به وسیله‌ی قدرت نفت، ملت ایران می تواند در صحنه‌ی سیاست بین‏ المللى، ابراز قدرت کند. یک‏ وقت اعلام کند که من مى‏خواهم نفتم را شش ماه نفروشم! همه‌ی دنیا را تحت تأثیر قرار می دهد؛ همه‌ی سیاست‌ها را تحت تأثیر قرار می دهد. یا بگوید می خواهم این قدر کم کنم، یا این قدر زیاد کنم! این در طول زمان انجام می گیرد. پس از این طرف، ملت ایران ضرر می کند، از آن طرف هم مسؤولین کشور، همین پول نفت را به خاطر نیاز کشور می دهند و گندم وارد می کنند! بعد وقتى‏که ‌این گندم وارد می شود، وقتى‏که آرد می شود، نان می شود و پا به سفره‌ی من و شما می گذارد، آنجا ضایع می شود! امروز ما آن مقدارى که از ضایعات نان ضرر می بینیم از هیچ ضایعه‌ی مادی اى ضرر نمی بینیم! یعنى همین نان خشکى که از خانه‌ی من و شما خارج می شود که به نظر ما هم هیچ نمی آید معادل بخش عظیمى از قیمت گندم وارداتى ماست! این مطلب را دولتی ها، مسؤولین می گویند؛ امناى من و شما می گویند!

اقتصاد وابسته به نفت، میراث رژیم پهلوی؛

چند سال است که‌این مطلب را به مسؤولین گفته‏ ایم؛ مسؤولین هم چه در دولت قبل و چه در دولت فعلى جدّاً این قضیه را دنبال کردند و می کنند که شاید بتوانند؛ اما کار دشوار است. این خشت کجى است که در زمان رژیم پهلوى گذاشته شده است. آن جوانانى که نمی دانند رژیم گذشته با این کشور چه کرده است، بدانند یکى از ده‌ها کار خیانت‏ آمیزى که کردند، این است! اقتصاد این کشور را متّکى به نفت کردند که به آسانى هم نمی شود آن را تغییر داد و دگرگون کرد! این ملت اگر بتواند، باید با صادرات گوناگون، صادرات میوه، صادرات معادن گوناگونى که در این کشور هست، تولیدات صنعتى، کشاورزى و خدمات این کشور را اداره کند.

اقتصاد منهای نفت؛

بنده از چند سال قبل، دو، سه سال قبل شعار تکیه بر «اقتصاد منهاى نفت» را با مسؤولین کشور در میان گذاشتم؛ آن‏ها هم انصافاً استقبال کردند. البته کار آسانى نیست. این کار در طول یک سال و دو سال و پنج سال، انجام نمی گیرد؛ باید به مرور و به تدریج انجام گیرد که ما براى اداره‌ی امور کشور، براى کارهاى گوناگون کشور، براى واردات و خدمات کشور، براى آموزش و پرورش و بودجه‌ی جارى کشور، مجبور نباشیم نفت را که ذخیره‌ی ماست، بفروشیم و گندم، یا شیر خشک وارد کنیم! این غلط است.

ضربه‌ی اقتصادی نفت به ایران؛

نفت، ثروت ملت ایران و ثروت دولت است که نماینده‌ی ملت است اما درآمد دولت تولید کننده‌ی نفت، کم‌تر از درآمد دولتى است که کمپانی‌هاى نفتى آن، نفت ما را می خرند و آن دولت از آن‏ها مالیات می گیرد! شما ببینید چه ظلم بزرگى در دنیا انجام می گیرد و اتفاق می افتد! یعنى تجار و کارخانه‏ داران فلان کشور صنعتى که نفت را از خلیج فارس می خرند و به آنجا می برند، دولت از آن‏ها مالیات می گیرد به خاطر نفتى که آن‏ها می خرند و وارد می کنند آن مالیاتى که او به‏ خاطر این نفت می گیرد، بیش‌تر از آن قیمتى است که دولت تولید کننده و صادر کننده‌ی نفت، به خاطر فروش نفت خودش می گیرد! آیا این ظلم نیست؟! این ظلمى است که کشورهاى صنعتى می کنند؛ اعمال نفوذى است که می کنند. این یک ضرر!

آمادگی برای کاهش درآمد نفتی؛

مسؤولین اقتصادى دولت، برنامه‌ی کشور را طورى تنظیم می کنند که هیچ‏گونه ضربه‏ اى بر مسایل اساسى کشور وارد نیاید. این کار را کرده‏ اند و می کنند؛ خیلى هم خوب است. قیمت نفت، در دوران جنگ از این هم کم‌تر بود، ولى به خوبى گذراندیم. در زمان ریاست جمهورى بنده، قیمت نفت که امروز هر بشکه‏ اى حدود 12 دلار است از 18 دلار به 12 دلار رسیده است به 8 دلار، به 7.5 دلار رسید و گذراندیم! وقتى مسؤولین بر کار خودشان مسلط باشند و مردم را پشت سر خودشان داشته باشند، می توانند انجام دهند. ما آن روز، جنگ را هم داشتیم که خرج جنگ هم خرج خیلى عظیمى بود، پس این کافى نیست. در کنار این، مسأله‌ی صرفه‏ جویى مطرح است.

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام)، 1377/01/01

در چاه‌های نفت را ببندیم؛

من دو، سه سال قبل از این گفتم که آرزو می کنم یک روزى درِ چاه‌هاى نفتمان را ببندیم و به دنیا اعلام کنیم که می خواهیم یک مدت نفت نفروشیم. البته ‌این آرزوى دوردستى است؛ دسترسى به آن بسیار مشکل است و آسان هم نیست. خدا لعنت کسانى را که از اولِ پیدا شدن چاه‌هاى نفت در این کشور به خصوص آن وقتی که قیمت نفت مقدارى گران شد اساس و بناى کار را در این کشور بر روى درآمد نفت گذاشتند که بعد از انقلاب هم به‏ خاطر گرفتاری‌هاى متعدد، همان وضع کم‏ و بیش ادامه پیدا کرد. سال‌هاست که دولت‌هاى ما هم این دولت فعلى، هم دولت‌هاى قبلى درصدد بودند که وابستگى به نفت را کم کنند؛ تلاش‏هایى هم کردند، اما کارِ سختى است. فعلًا وضعیت این است که درآمد دولت کم است.

قیمت‌گذاری نفت به دست غربی‌ها است؛

ماده‌ی ارزشمندى که امروز دنیا جانش به آن بند است یعنى نفت، به ملت‌هاى خاصى متعلق است. عمدتاً در همین منطقه‌ی خود ما، مقدارى هم در جاهاى دیگر اما سرنوشت این ماده، قیمت‏ گذارى و مصرفش، دست دیگران است و صاحبان اصلى در آن کم‌ترین نقش را دارند! یک روز سیاست‌هاى آن‏ها به نحوى اقتضا می کند که قیمت را اندکى بالا ببرند، تا فلان دولت پول‏دار شود و برود جنس‌هاى آن‏ها را بخرد؛ لذا مقدارى قیمت را بالا می برند. یک‏وقت سیاست‌ها اقتضا می کند که چند کشور را دچار تنگناى اقتصادى کنند، پس قیمت نفت باید پایین بیاید؛ لذا قیمت نفت پایین می آید؛ از داخل «اوپک» هم به آن‏ها کمک می شود! دولت و ملت ما باید یک فکر اساسى براى این مشکل بکنند.

بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ی‌تهران، 1377/10/04

وابستگی به نفت،‌میراث رژیم پهلوی است؛

کیفیت بناى هندسه‌ی اقتصاد کشور، از دوران رژیم وابسته‌ی پهلوى، کیفیّت غلطى بوده که تغییر دادن آن تا امروز، کار دشوارى بوده است. به خصوص در دوران جنگ که فرصت سازندگى و تولید هم نبود، همان روش وابستگى به نفت، ادامه پیدا کرد؛ روز به روز تشدید شد، یا لااقل همان‏طور ادامه یافت. مسؤولین کشور، دولت خدمت‌گزار و علاقه‏ مندان به سرنوشت این کشور می توانند این روش را عوض کنند و ان‌شاء‌اللّه عوض خواهند کرد. این خواب خوشى است که کمپانی‌هاى نفتى و وابستگان به آن‏ها در دنیا دیده‏ اند که خیال می کنند این ملت، همیشه خودش را وابسته نگاه خواهد داشت! عزیزان من! البته ‌این تصمیم‌ها نیاز به فضاى برادرانه دارد.

سرنوشت نفت به دست بیگانگان است؛

من از سه، چهار سال پیش به‌این طرف، به خصوص تأکید کرده‏ ام تا آنجایى که می توانند، باید وابستگى اقتصادى کشور را به نفت، کم کنند. نفت، کالایى است که ما داریم. البته ارزشمند است و باید از این هم استفاده شود؛ منتها امروز سرنوشت این کالا به دست صاحبانش که ما باشیم نیست، به دست بیگانگان است! طبیعى است اقتصادى که بر پایه‌ی کالایى است که قیمت‏ گذارى آن در دست دیگران است، همین مشکلات را هم دارد؛ یک روز می شود بشکه‏ اى 18 دلار و 20 دلار، یک روز هم ناگهان به 7.5 دلار و 8 دلار تنزل می کند! ما احتیاجى نداریم به ‌این که ‌این کالا را این‏طور مصرف کنیم. ما می توانیم در داخل کشور، از منابع فراوان و عظیمى که وجود دارد، استفاده کنیم و دولت، امروز در فکر این مسایل است.

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) ، 1378/01/01

استقلال اقتصادی با قطع وابستگی به نفت؛

ما امروز دنبال استقلال اقتصادى هستیم؛ دنبال رها شدن کشور از وابستگى به نفت هستیم. امروز می خواهیم در وضع اقتصادى کشور ترتیبى داده شود که پایین آمدن فلان مقدار از قیمت یک بشکه نفت، نتواند در کشور ما این همه تأثیر بگذارد. این کارها چگونه ممکن است؟ اگر ما بخواهیم خودمان را از نفت بی نیاز کنیم، غیراز این است که باید به محیط کار، به جامعه‌ی کارگرى، به مسأله‌ی کارگاه‌ها و به مسأله‌ی آموزش کارگران، اهتمام ویژه‏ اى بشود؟

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار جمع کثیرى از کارگران و معلّمان، به مناسبت «روز کارگر» و «هفته‌ی معلم»، 1378/02/15

آمادگی برای قطع نفت؛

این مسأله‌ی قطع یک ماهه‌ی نفت که ما گفتیم، یک مسأله‌ی اساسى است. با این مسأله نمی شود سطحى برخورد کرد. البته یک مسأله‌ی نمایشى هم نیست که دولتى تنها بایستد و بگوید من نفت خود را قطع می کنم؛ معلوم نیست چه طورى قطع می کند یا نمی کند. این یک مسأله‌ی جدّى و واقعى است و باید همه تصمیم بگیرند.

آمدند گفتند که قطع نفت به ضرر کشورهاى قطع کننده است؛ در حالى که‌این طور نیست؛ این خطاى در محاسبه است. قطع نفت به ضرر ملت‌ها نیست؛ به سود آن‌هاست. همین الان شما می بینید در نوسانات قیمت نفت، چند صباح قیمت به 24 دلار، 25 دلار می رسد؛ اما بعد از چند روز به 15 دلار، 16 دلار کاهش پیدا می کند. از بالا رفتن و پایین آمدن قیمت‌ها ملت‌ها این همه ضرر می بینند؛ چون اختیار در دست دیگران است. با قطع یک ماهه‌ی نفت، این قدرت تصمیم‏ گیرى در ملت‌هاى اسلامى آشکار خواهد شد.

بیانات در دیدار جمع کثیرى از کارگران و معلمان به مناسبت «روز کارگر» و «هفته‌ی معلم»، 1381/02/11

نفت را مفت می‌فروشیم؛

من یک وقت راجع به نفت گفتم، اگر این نفتى که دست کشورهاى این منطقه است، در دست اروپایی‌ها بود و بنا بود آن‌ها به شما مردم ایران و مردم سایر کشورهایى که امروز نفت تولید می کنند، بفروشند، براى هر استکانش جانِ شما را می گرفتند! حالا میلیون‌ها بشکه را به قیمت ثمن‏ بَخس می خرند و پولى که بابت آن می دهند، مثل ندادن است.

بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام، 1381/08/11

نفت سرمایه است؛

سرمایه را باید به سرمایه تبدیل کنیم. شما در باب مسایل اقتصاد کلان کشور مى‌گویید نفتِ استخراج شده، سرمایه‌ی‌ملى است و نباید آن را خرج خوراک روزمره بکنیم؛ باید به یک سرمایه‌ی ماندگار تبدیل کنیم.

دیدار با نمایندگان مجلس، 1383/03/27

نفت تمام می‌شود؛

یاوه‏ گوها و یاوه‏ باف‌ها بی‌خود سعى نکنند این‏ طور بپراکنند که چه لزومى دارد این کار و چرا دنبالش می کنند؛ نه، این نیاز ملت ایران است. امروز کشورهاى پیشرفته‌ی دنیا بیش‌ترین یا سهم مهمى از انرژى برق خودشان را از نیروگاه‌هاى هسته‏ اى تولید می کنند، نه از نفت که هم سرمایه‌ی دود زاست و هم تمام شدنى و هم قابل تبدیل به چیزهاى بسیار ارزشمندتر از سوخت. آن‌ها که می خواهند ملت‌هاى داراى نفت را از این موهبت محروم کنند، می گویند شما که نفت دارید، دیگر به انرژى هسته‏ اى چه نیازى دارید؟ مگر باید نفت را تمام کنیم، بعد دست به طرف شما حتماً دراز کنیم! سرنوشت ملت‌ها نیاز به شماست؟ آن‌ها می گویند نفت را مصرف کنید، بعد دستتان که خالى شد، محتاج ما شوید؛ بیایید درِ خانه ما.

بیانات در دیدار هیأت علمى و کارشناسان جهاد دانشگاهى، 1383/04/01

نفت تحت تأثیر قدرت‌های جهانی است؛

این‌ها می خواهند انرژى کشور همیشه وابسته به نفت باشد که نفت هم تحت‏ تأثیر سیاست‌هاى قدرت‌هاى جهانى است. می خواهند ملت‌ها را با ریسمان‏ هاى نامرئى همیشه در مشت خودشان نگه‏ دارند؛ ملت ایران این را قبول نمی کند.

بیانات‌ در دیدار مردم پاکدشت در سالروز عید سعید غدیر، 1383/11/10

اروپایی ها اگر نفت داشتند ارزان نمی فروختند؛

من چند سال پیش در یکى از سخنرانی‌هاى اول سال در مشهد گفتم اگر نفتى که امروز تولید کشور ما و منطقه‌ی خاورمیانه است، اروپایى‌ها و غربى‌ها مى‌داشتند و بنا بود ما از آن‌ها نفت بخریم، هر بشکه‌ی نفت را از قیمتى که امروز از این منطقه مى‌خرند، گران‌تر مى‌فروختند و حاضر نبودند به ما نفت بدهند. آن‌ها از هر چیزى که ملت‌هاى این منطقه را مستغنى و مستقل کند و آن‌ها را روى پاى خودشان نگه دارد، نگرانند.

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، 1384/01/01

نفت باید برای نسل‌های بعدی بماند؛

براى ما مسأله‌ی هسته‏ اى، مسأله‌ی علمى و اقتصادى است. در مسأله‌ی هسته‏ اى، راهى را که تا الان آمده‏ ایم و بحمداللَّه به طور کامل هم موفق بوده‏ ایم، اگر بتوانیم در آن پیش برویم و به آخر برسانیم، این یک پیشرفت علمى براى کشور است. جوانان ایرانى در این میدان، مهارت و استعداد و توانایى علمىِ خودشان را ثابت کرده‏ اند؛ این از لحاظ علمى خیلى براى ما باارزش است. از لحاظ اقتصادى هم مقرون به صرفه است. آن‌ها می گویند شما از همین نفت و سوخت‌هاى فسیلى - یعنى منابع تجدید ناپذیر و تمام شدنى - استفاده کنید.

این مثل این است که شما بخواهید در باغچه‌ی خودتان سبزى بکارید یا میوه تولید کنید و بفروشید و زندگی تان را از آن اداره کنید؛ کسى بگوید نه آقا، شما برو اشیایى که در خانه‏ ات هست - آن یادگارهاى قدیمى، آن نگین تاریخى، آن فرش زیر پایت - بفروش و بخور. ما می خواهیم منابع تجدید ناپذیرمان براى نسل‌هاى دیگر بماند. این‏طور نباشد که 20 سال دیگر، 25 سال دیگر، این کشور نفت نداشته باشد؛ مجبور باشیم نفت خود را از آمریکا یا از عوامل آمریکا بخریم. ما می خواهیم جایگزین نفت داشته باشیم و آن، انرژى هسته‏ اى است. آن‌ها می گویند نه، نداشته باشید؛ همان نفتتان را مصرف کنید تا تمام شود.

بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ی‌تهران، 1384/05/28

اروپا و آمریکا می خواهند که کشورهای دیگر به آنها محتاج باشند

من یک وقتى در همین مشهد در حضور جمعیت عظیم مردم گفتم، اگر این نفتى که امروز در اختیار ماست، در اختیار اروپا و آمریکا بود، ما براى هر بشکه‌اش باید در مقابل آن‌ها سجده مى‌کردیم تا یک بشکه‌ی نفت به ما بدهند؛ مگر مى‌دادند؟! این‌ها مى‌خواهند 15 سال، 20 سال آینده‌ی ملت ایران براى نیاز صنعتى و کشاورزى خود و براى جریان حیات در کشور خود، محتاج آن‌ها باشد؛ برود درِ خانه‌ی‌آن‌ها؛ اهمیت انرژى هسته‌اى این است.

نفت یک روز تمام می‌شود؛

نفت یک منبع تمام شدنى و تجدید ناپذیر است. نفت تا ابد که باقى نمى‌ماند؛ اگر این‌طور که امروز مصرف مى‌شود، مصرف شود، تا 20 سال، 25 سال دیگر نفت ملت ایران تمام خواهد شد. دنیا به جاى نفت به سراغ انرژى‌هاى جایگزین رفته است که از همه مهم‌تر و قابل اطمینان‌تر، انرژى هسته‌اى است. اگر کشور ما 20 سال دیگر انرژى هسته‌اى نداشته باشد، براى راه‌اندازى یک کارخانه، دستش به سمت کسانى دراز است که پیشرفت ملت ایران را به هیچ قیمتى نمى‌پسندند. آبرو و عزت ملت را مى‌گیرند تا یک مختصرى از آنچه که در اختیار دارند، به‌این ملت بدهند.

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، 1385/01/01

نفت را هدر می‌دهیم؛

شما ببینید نفت چه قدر در سرنوشت یک کشور اثر دارد. کشف کردن نفت و استخراج کردن نفت یعنى یک ذخیره‌اى را از زیر زمین درآوردن و در واقع به یک معنا هدر دادن؛ این بلایى که ما امروز داریم سر نفت در مى‌آوریم، هدر دادن نفت است؛ والا استفاده‌ی‌بهینه از این ماده ممکن است هزار برابر ارزش مادى و معنوى‌اش بیش‌تر از آن چیزى باشد که امروز ما داریم خرج مى‌کنیم.

بیانات در دیدار مسؤولان سازمان انرژی اتمی و کارشناسان هسته‌ای،‌1385/03/25

سوخت، بدترین استفاده از نفت است؛

من 10، 12 سال پیش به مسؤولان آن روز گفتم، آن روزى انسان در قضیه‌نفت احساس رضایت مى‌کند که کشور قادر باشد با اختیار خودش اعلام کند که من مصلحت مى‌دانم امروز تولیدم را فلان قدر کم کنم؛ امروز سر فلان تعداد چاه کشور را طبق مصلحت کشور مى‌خواهم ببندم؛ امروز مى‌خواهم صادرات نفتم را این قدر کم کنم و نفت را در کارهاى غیرسوخت مصرف کنم - سوخت، بدترین استفاده‌از نفت است و دنیا الى‌ماشاءاللَّه استفاده‌هاى بهتر از سوخت نفت را کشف مى‌کند و پیش مى‌رود - آن روز ما مى‌توانیم خوشحال باشیم و به نفت خشنود باشیم.

بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى، 1385/03/29

نفت را ضایع می‌کنیم؛

از نفت هم باید استفاده‌ی‌بهینه کنیم. کارشناس‌ها مى‌گویند - من خودم وارد نیستم؛ آمار و ارقام از کارشناس‌هاست - این 50، 60 میلیاردى که ما از طریق فروش نفت به دست مى‌آوریم، با 900 میلیارد دلار صادرات و معامله و تجارت به دست مى‌آید؛ این خیلى مهم است. ما این درآمد را که از طریق نفت به دست مى‌آوریم، صرف مسایل روزمره‌ی‌زندگى مى‌کنیم؛ این، معنى ندارد؛ بایست این‌ها با محاسبه‌ی‌صحیح انجام بگیرد. ما این نفت را ضایع مى‌کنیم؛ البته ‌این، کارِ امروز و دیروز نیست؛ ده‌ها سال است که بناى اقتصاد و پیشرفت کشور روى این روش گذاشته شده است و یک شبه هم نمى‌شود آن را عوض کرد.

بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى، 1385/03/29

با هزار تحمیل هر بطرى‌ نفت را گران‌تر از بشکه آن به ما مى‌فروختند

آن کسانى که توانسته‌اند انرژى هسته‌اى را به دست بیاورند، در آینده‌ی نه ‌چندان دورى خواهند توانست سرنوشتِ انرژى دنیا را در دست داشته باشند. حالا آن‌ها نفت را ندارند، ولى اگر همین نفت - فعلاً انرژى کنونى ما نفت و گاز است - که در اختیار کشور ما و کشورهاى این منطقه‌ی خلیج فارس هست، در دست دیگران بود و بنا بود آن‌ها به ما بدهند، من بارها گفته‌ام که نه بشکه‌اى، هر بطرى‌اش را گران‌تر از قیمتى که ما امروز به آن‌ها یک بشکه را مى‌فروشیم، به ما مى‌فروختند؛ با هزار تحمیل. آن‌ها مى‌خواهند فردا که نفتى وجود نداشت در دنیا - نفت که تا ابد نمى‌ماند، تمام مى‌شود - اختیار انرژى در دست آ‌ن‌ها باشد. ملت‌هایى که مى‌توانند خودشان تولیدِ انرژى کنند، نکنند؛ این را مى‌خواهند، دنبال این هستند.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، 1385/11/28

نهی وابستگی به نفت؛

امروز نفت را برداریم مصرف کنیم؛ یک روزى این نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ایران براى برق خود، براى کارخانه‌ی‌خود، براى گرماى خود، براى روشنایى خود، براى حرکت زندگى خود، دست نیاز دراز کند به سوى کشورهاى دیگر تا به او انرژى بدهند؟ این براى مسؤولینِ امروز کشور جایز است؟ عده‌اى حرف دشمن را تکرار مى‌کنند. همان‌هایى که ملى شدن نفت را که به وسیله‌ی دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانى انجام گرفت، امروز تمجید مى‌کنند - که آن کار، نسبت به‌این کار کوچک بود؛ این از او بزرگ‌تر است – همان‌ها امروز نسبت به انرژى هسته‌اى همان حرفى را مى‌زنند که مخالفین مصدق و کاشانى آن روز مى‌گفتند. این‌ها قابل قبول نیست. ما در این راه پیش رفتیم، با ابتکار خودمان پیش رفتیم.

بیانات‌ مقام معظم رهبری در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى،‌ 1386/01/01

به فکر روزی باشیم که نفت تمام شود؛

ما امروز داریم فکر روزى را می‌کنیم که کشور ما نفت نداشته باشد؛ انرژى، انرژىِ بدون نفت. کشورى که نفت ندارد، شاید در منابع دنیا هم نفت باقى نماند. دنیا دارد فکر انرژى آن روز را می‌کند. ما هم با این دردسرهایى که ملاحظه می‌کنید، ایستاده‌ایم براى این که آن آینده را، امروز تأمین کنیم. اگر نکنیم، آن روزى که نفت تمام می‌شود، ما نیستیم، اما اثر سوء این عمل ما آن روز خواهد بود. ما مسؤول خواهیم بود.
‌بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلغان و پژوهشگران حوزه‌هاى علمیه‌ی کشور، 1386/09/08

نفت، استقلال اقتصادی نمی‌آورد؛

استقلال یک کشور، وابسته به کار است. هیچ کشورى و هیچ ملتى با بیکارى و تن‌پرورى و بى‌اعتنایى به کار به جایى نخواهد رسید. ممکن است از یک بخش الهى یا غیر الهى - مثل نفتى، چیزى - درآمدى داشته باشند، زندگى را به حسب ظاهر خوش بگذرانند، محصولات خارجى بیاید فضاى زندگى آن‌ها را پر کند؛ اما استقلال نخواهند داشت. عزت یک ملتى که داراى استقلال است، جز به وسیله‌ی کار به دست نخواهد آمد.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگران و کارآفرینان، 1387/02/04

ارزش آینده‌ی نفت، بیش از ارزش فعلی آن است؛

ما امروز نفت را می‌سوزانیم؛ ممکن است در آینده، بهره‌مندى‌هایى از نفت براى بشر به دست بیاید و به قدرى ارزشمند بشود که هیچ عاقلى حاضر نباشد یک قطره‌نفت را بسوزاند؛ به جاى آن از انرژی‌هاى دیگر استفاده کنند. شما ببینید، امروز از زباله‌ی‌شما بازیافتِ مواد باارزش می‌کنند. خب، زباله، زباله است؛ این یک مثال خیلى کوچک است. خیلى از چیزها هست که ممکن است از آن‌ها استفاده بشود؛ به چه وسیله می‌شود آن‌ها را فهمید؟ به چه وسیله می‌شود به راه‌هاى دَه توى طبیعت پى برد و راه برد و از آن‌ها استفاده کرد؟ به وسیله‌علم.

با مصرف نفت، گنجینه‌مان را تخلیه می‌کنیم؛

آن روزى که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانش‌مان به‌ دست بیاوریم و درِ چاه‌هاى نفت را پلمپ کنیم، آن روز براى ما روز خوبى است. امروز ما داریم از ذخایرمان می‌خوریم. بیش‌تر بودجه‌ی کشور از نفت است. نفت ذخیره‌ی ماست. گنجینه‏مان را داریم تخلیه می‌کنیم؛ از روى ناچارى. باید روزى برسد که‌این ملت بتواند از دانش خود ثروت تولید کند. آن وقت خودِ آن ثروت به پیشرفت دانش کمک خواهد کرد ... دائماً هم‏ افزایی به ‌وجود مى‏آید. البته جهت‌گیری‌ها، باید جهت‌گیری‌هاى درست و معنوى و الهى باشد.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان جوان دانشگاهى، 1387/06/05

نفت روزی تمام خواهد شد؛

در قضیه‌ی‌هسته‌اى آنچه که‌ ایران به دنبال آن است، دانش مورد نیاز است؛ دانشى که اگر امروز ملت ایران آن را دنبال نکند، فردا دیر خواهد بود؛ فردایى که نفتى به کار نباشد و همه‌ی‌چرخ‌هاى اقتصادى دنیا بر اساس نیروى هسته‌اى حرکت کند و ملت ایران دستش خالى باشد؛ بنشیند منتظر که دیگران به او کمک کنند؛ آن‌ها این را می‌خواهند. مسأله‌ی‌ هسته‌اى ما این است؛ من بارها گفته‌ام.

ما امروز براى دانش هسته‌اى که براى ما مهم است، کار می‌کنیم که 20 سال دیگر، 30 سال دیگر، فرزندان ما، جوانان ما، نسل آینده، ملت بزرگ ایران، آن روز دستش به طرف غربی‌ها دراز نباشد. غربی‌ها امروز که نفت مال ماست، از زمین ما نفت استخراج می‌شود و به آن‌ها داده می‌شود، دارند براى همین نفت به ما زور می‌گویند! - امروز این نفتى که از چاه‌هاى این منطقه بیرون مى‌آید، سودش براى دولت‌هاى غربى از سودش براى کشورهاى نفت‌خیز بیش‌تر است! - امروزى که نفت مال ماست، در اختیار ماست، دست ماست، زورگویى می‌کنند، فردا که ما بخواهیم انرژى هسته‌اى را از خود آن‌ها بگیریم، شما ببینید چه بر سر ملت‌ها مى‌آید. نظام جمهورى اسلامى فکرِ آن روز را می‌کند. لذا امروز اصرار می‌کند که ما بایستى این علم را، این فن‌آورى را، این دانایى را، این تمکّن را براى خودمان کسب کنیم. آن وقت جنجال راه مى‌اندازند در دنیا که چرا می‌خواهید شما این را کسب کنید؟ و تهمت می‌زنند، افکار عمومى را گمراه می‌کنند که ‌این‌ها دنبال بمب اتم‌اند، این‌ها فلان‌اند.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم به مناسبت عید غدیر، 1388/09/15

لزوم رشد صادرات غیرنفتی برای کاهش وابستگی به نفت؛

من سال‌ها پیش این را گفتم که یکى از آرزوهاى من این است که یک روزى ما بتوانیم کشور را جورى اداره کنیم که حتى اگر لازم بود، یک قطره نفت هم صادر نکنیم و کشور اداره شود. این چیزى است که تا امروز پیش نیامده است. البته کار آسانى هم نیست، کار بسیار مشکلى است. افزایش صادرات غیرنفتى موجب می‌شود که ما به‌این هدف نزدیک شویم؛ و این کار دارد انجام می‌گیرد. سال 89 گام بلندى در این راه برداشته شد.


استفاده از درآمد نفتی در بودجه، روش غلطی است؛

از جمله‌کارهایى که باز همت مضاعف را در زمینه‌ی‌اقتصاد نشان می‌داد، افزایش صادرات غیرنفتى است. بودجه‌ی‌کشور ما متأسفانه از ده‌ها سال پیش به‌این طرف، وابسته‌به نفت است. این روش را همه‌ی‌اقتصاددان‌هاى دلسوز رد می‌کنند؛ این روش در کشور ما عادت شده است. نفت را استخراج کنند، بفروشند، از پول آن کشور را اداره کنند؛ این شیوه‌ی‌غلطى است.

بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90


امکان قطع صادرات نفت در شرایط ضروری؛

من چند سال قبل از این گفتم - البته آن وقت مسؤولین دولتى از این حرف هیچ استقبال نکردند - ما باید به جایى برسیم که اگر یک روزى به خاطر قضایاى سیاسى، اقتضائات سیاسى، یا اقتضائات اقتصادى در دنیا، اراده کردیم که صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم. شما ببینید این کار چه قدرت عظیمى را براى یک کشور تولید کننده‌نفت به وجود مى‌آورد که یک وقت اگر اراده کرد، بگوید آقا من از امروز تا بیست روز نفت صادر نمی‌کنم. ببینید چه حادثه‌اى در دنیا به وجود مى‌آید. امروز ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم، چون به‌این درآمد احتیاج داریم. اگر یک روزى اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامى در ایران به دست خواهد آورد؛ که تأثیرگذارى‌اش در دنیا فوق‌العاده است. ما باید به ‌اینجا برسیم. خب، این حمایت می‌خواهد؛ باید از صادرات حمایت بشود.


وابستگی به نفت، بلیه اقتصادی ما است؛

ما باید به ‌اینجا برسیم و بتوانیم خودمان را از درآمد نفت واقعاً بى‌نیاز کنیم. یکى از بزرگ‌ترین بلیات اقتصاد ما و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومى کشور، وابستگى ما به درآمد نفت است.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فعالان بخش‌هاى اقتصادى‌کشور، 1390/05/26

استقلال در سیاست‌های نفتی؛

کشورهایی که نفتشان را براساس نیاز و سیاست‌گذاری کمپانی‌های غربی می‌فروشند و تلاشی برای دست‌یابی به دانش پیشرفته و صنعت بومی انجام نمی‌دهند شاید جیب حاکمانشان پرشود اما سودی حقیقی به دست نمی‌آورند چرا که روزی که نفتشان تمام شود، فقط یک کشور بایر و غیرآباد هستند ... لازم است به گونه‌ای عمل کنیم که در هر موقعیت، هرگونه تصمیم‌گیری درباره‌ی میزان تولید و فروش نفت، به دست خودمان و براساس منافع خودمان انجام شود که البته در این مسیر تا حد زیادی پیش رفته‌ایم و انشاءالله این هدف در آینده، به طور کامل محقق خواهد شد و جمهوری اسلامی در این زمینه نیز به الگویی برای دیگر کشورها مبدل خواهد شد.

بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه توانمندی‌های صنعت نفت و گاز کشور، 1390/12/22

قطع وابستگی بودجه به نفت؛

براساس برنامه‌ی توسعه، نفت باید از منبع درآمد و محل تأمین بودجه‌ی کشور خارج و به منبعی برای پیشرفت و اقتدار اقتصادی ایران تبدیل شود و مسؤولان باید این سیاست صحیح و مدبرانه‌ی نظام را، با قوت ادامه دهند ... خرج کردن درآمدهای نفتی برای کارهای روزمره‌ی کشور، غیر عاقلانه و ضرری حقیقی است ... باید درآمدهای نفتی را به عنوان ذخایر و میراث کشور و ملت، به سرمایه‌ای ماندگار تبدیل کنیم که در این صورت منابع و ذخایر نفتی، واقعاً به نقطه‌ی قوت کشور تبدیل خواهد شد.

بیانات در دیدار كارگزاران نظام 1391/05/03

يكى از الزامات اقتصاد مقاومتى كاهش وابستگى به نفت است

كاهش وابستگى به نفت يكى ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. اين وابستگى، ميراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانيم از همين فرصت كه امروز وجود دارد، استفاده كنيم و تلاش كنيم نفت را با فعاليتهاى اقتصادىِ درآمدزاى ديگرى جايگزين كنيم، بزرگترين حركت مهم را در زمينه‌ى اقتصاد انجام داده‌ايم. امروز صنايع دانش‌بنيان از جمله‌ى كارهائى است كه ميتواند اين خلأ را تا ميزان زيادى پر كند. ظرفيتهاى گوناگونى در كشور وجود دارد كه ميتواند اين خلأ را پر كند. همت را بر اين بگماريم؛ برويم به سمت اين كه هرچه ممكن است، وابستگى خودمان را كم كنيم.

بیانات در حرم مطهر رضوی 1392/01/01

هر وقت اراده کردیم باید بتوانیم در چاه های نفت را ببندیم

اقتصاد ما دچار اين اشكال است كه وابسته‌ی به نفت است. ما بايد اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنيم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسيِ خودشان اين را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم كاری كنيد كه ما هر وقت اراده كرديم، بتوانيم درِ چاههای نفت را ببنديم. آقايانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر ميشود؟! بله، ميشود؛ بايد دنبال كرد، بايد اقدام كرد، بايد برنامه‌ريزی كرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی يك كشور به يك نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمركز پيدا ميكنند.

:: بازدید از این مطلب : 2343
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 فروردین 1392

حجت‌الاسلام احدی از اساتید حوزه علمیه قم در یکی از خاطرات خود به ماجرای مراجعه همسر رهبرمعظم انقلاب به پزشک اشاره می‌کند و می‌گوید:

روزی در حسینیه جماران منبر رفتم و خاطراتی از زندگی مقام معظم رهبری بیان کردم. بعد از سخنرانی، شخصی که خود را پزشک معرفی می کرد به من مراجعه کرد و گفت: اجازه بدهید من هم یک خاطره برای شما بگویم: روزی در مطب بیمارستان نشسته بودم، بیماران را ویزیت می کردم که خانم بسیار محجبه ای به همراه فرزندش به عنوان بیمار به من مراجعه کردند. پس از معاینه، قیافه فرزند مرا به فکر فرو برد، چون به مقام معظم رهبری شباهت فراوانی داشت.

از مادر آن نوجوان سؤال کردم که آیا شما با آیت الله خامنه ای نسبتی دارید؟ گفت: بله، من همسر ایشان هستم. تعجب وجودم را فراگرفت، به خانم مقام معظم رهبری عرض کردم: مگر شما پزشک خصوصی ندارید؟

ایشان گفتند : خیر، آقا چنین کاری را اجازه نمی دهند و می گویند شما باید مانند سایر مردم، به بیمارستان مراجعه کنید. زمانی که رفتند. من دیگر نتوانستم به کارم ادامه بدهم. سرم را روی میز گذاشتم و بسیار گریه کردم. من این خاطره را از زبان آن پزشک شنیدم. تمام مشخصات وی را به یاد دارم، اما با این حال از عالم بزگواری هم پرسیدم، ایشان نیز موضوع را تأیید فرمودند.

منبع:مشرق


:: بازدید از این مطلب : 3523
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 فروردین 1392
 
 این روزها همه در ماتم از دست رفتن والاترین بانوی دو عالم هستند و برای آن حضرت عزاداری می کنند. اما تا به حال از خودمان پرسیده ایم که چقدر با فاطمیه و حضرت فاطمه (س) آشنا هستیم؟ خواندن کتاب های مختلف راهی برای آشنایی با اهل بیت پیامبر اکرم(ص) است. ما نیز برای شما بسته ای نرم افزاری برای راحتی بیشتر آماده کرده ایم که می توانید از آن استفاده کنید.

نرم افزار یاس کبود ویژه رایانه - دانلود

نرم افزار کبوتر حرم ویزه رایانه - دانلود

نرم افزار فاطمیه ویژه موبایل های جاوا - دانلود

:: بازدید از این مطلب : 2410
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 فروردین 1392

کلیپ صوتی «مصحف فاطمی» با موضوع بیانات رهبر معظم انقلاب درباره حضرت فاطمه (س)

لینک دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2470
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

 

آیت الله جوادی آملی در یکی از دروس تفسیر خود در تاریخ ۱۲/۷/ ۱۳۸۸ به یکی از شبهات جدید وهابیت درباره مصائب حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ پرداختند، و بر مظلومیت ایشان اشک ریختند.

ايشان که در اين درس به آيه ۶ سوره مبارکه مريم (يرِثُني و يرِثُ من آل يعقوب) رسيده‏ بودند اين آيه را يکي از پاسخ‏هاي حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ به غاصبان فدک برشمردند و در ضمن آن، به شبهه ‏اي قديمي که بتازگي از سوي برخي وهابيون افراطي مطرح شده است پاسخ گفتند. اخيراً «عثمان الخميس» روحاني بشدت افراطي وهابي، در برنامه خود در "شبکه ماهواره‏اي الصفا" به حديث جعلي «نحن معاشر الانبياء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ ندانست. وي در اين برنامه‏ به زعم خود تلاش کرد تا با دلايل متعدد ثابت کند که منظور آيات قرآن از ارثي که انبياء باقي گذاشتند تنها "علم و نبوت" است.
در پاسخ به اين اظهارات بي‏ پايه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آيت‏ الله عبدالله جوادي آملي با توضيح خطبه فدکيه حضرت زهرا و نيز وداع اميرالمؤمنين علي ـ عليهما السلام ـ با ايشان، به ايراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلوميت آن حضرت اشک ريختند.
آنچه در پي مي ‏آيد متن بيانات ايشان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حضرت علامه جوادی آملی است.
-------------------------------------------------------------------------------

نبوت ارثي نيست. «الله أعلم حيث يجعل رسالته»[۱]. رسالت، نبوّت، امامت، اينها به عصمت برمي‏گردد، اينها ارثي نيست. اين ميراث کتاب ـ به معناي نبّوت ـ را ارث بردن نيست.
کتاب را پيامبر به امت ارث مي‏دهد. مثل اين‏که فرمود: «إنّي تارکٌ فيکم الثّقلين». از ارث به "ترکه" و "ماتَرَک" ياد مي‏کنند. در تعبيرات ديني، به "ترکه" ياد شده است. ما هم تعبير عرفي‏مان اين است که: تَرَکه ميّت چيست؟ حضرت (ص) هم فرمود: «ميراث من قرآن و عترت است؛ "إنّي تارکٌ فيکم الثَقَلَين"، اين ترکه، اين إرث در بين شما هست». به اين معنا ، همه چيز براي همه امّت، چه ظالم، چه صالح، چه طالح ارث است.
وقتي که وجود مبارک زکريا (ع) از ذات اقدس إله فرزند مي‏خواهد، چون طبق دو آيه، دو خصيصه‏ي تلخ براي فرزندها ذکر شده، براي اينکه به آن دو خصيصه مبتلا نشود هم در آيه سوره مبارکه آل عمران به خدا عرض کرد: «و اجعله مِن لدُنکَ ذرّيةً طيبة» يعني فرزند طيب؛ هم در آيه مبارکه سوره مريم عرض کرد: «و اجعله ربِّ رضيا».
در مسأله ارث [ارث گذاشتن انبياء در آياتي مثل "يرثني و يرث من آل يعقوب" و "ورث سليمان داود"] اقوال متعدّدي است. گفته‏اند:
منظور از ميراث، نبوّت است.
منظور از ميراث، علم و حکمت است.
منظور از ميراث، مال است.
اين اقوال سه‏گانه در قالب کتاب‏هاي تفسيري ـ مخصوصاً در جامع قُرطبي ـ آمده.
بررسي اقوال سه‏گانه :
اول : منظور ، نبوّت نيست؛ براي اين‏که نبوّت امر ارثي نيست؛ بر اساس آيه‏ي «الله أعلمُ حيثُ يَجعَلُ رِسالَتَه» ارثي نيست. هيچکدام از انبياء ، نبوّت را از نبي قبلي ارث نبردند. سلسله انبياء ابراهيمي ـ عليهم ‏السلام ـ از وجود مبارک حضرت ابراهيم(ع) و انبياء بعدي، اين‏ها هر کدام بر اساس "اعطاء الهي" به نبوت رسيدند، نه اين که ارث برده باشند.
دوم : درباره علم و حکمت ـ که [فرموده‏اند:] «العلماء ورثة الأنبياء» ـ اين سر جايش محفوظ است؛ که اينها وارثان انبياء هستند. براي اين‏که انبياء معلم کتاب و حکمت‏اند و اين‏ها هم علم و حکمت را از انبياء به ارث مي‏برند. اين هم اختصاصي به هيچ پيغمبري ندارد.
سوم : مي‏ماند مسأله مال. در جريان مسأله مال که قول سوم است اختصاصي به ما شيعه‏ها ندارد، عده‏اي، هم از اهل سنت و هم از قدما و از اصحاب ـ مثل «ابن ‏عباس» و ديگران ـ اين ارث را ارث مال دانسته‏اند. ما بايد ببينيم که اين ارث، ارث مال است يا غير مال:
روايتي را «مرحوم کليني رضوان الله عليه» در کافي نقل مي‏کند که: انبياء درهم و دينار را به ارث نمي‏گذارند، اين‏ها علم را به ارث مي‏گذارند. اين روايت را که مرحوم کليني نقل کرد حق است. يعني بناي انبياء بر اين نيست که اين‏ها مال جمع بکنند؛ مال را به ديگري منتقل بکنند؛ اين‏ها نيست.
آنچه که محور نزاع بين دو فرقه است آن ذيلي است که جعل شده ؛ [يعني] "ما تَرَکناه صدقة". اين "ما تَرَکناه صدقة" را که آن‏ها نقل کردند سند ندارد و جعلي است و در جوامع روايي معتبر نيامده و در کتاب شريف کافي هم نيست. آنها اين را جعل کردند تا بگويند اين "فدک" و امثال فدک صدقه است؛ وقتي صدقه عمومي شد به بيت ‏المال مي‏رسد؛ وقتي بيت‏ المال شد به حاکم وقت منتقل مي‏شود؛ و همين کار را هم کردند.
ما براي اين‏که ببينيم اين روايت درست هست يا نه، اولاً در سند اين روايت: متن اين روايت به همين جمله ختم مي‏شود که مرحوم کافي در کليني نقل کرده است که «الانبياء لا يوَرِّثون درهماً و لا دينارا». اين ها علم را ارث مي‏گذارند. آن «ما تَرَکناه صدقة» در جوامع روايي معتبر نيست. اين يک.
و ثانياً در حجيت روايت: چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد، اولاً و بالذّات بايد بر کتاب خدا عرضه شود. اين دو طايفه روايات است که هر دو را مرحوم کليني نقل کرد، بزرگان ديگر هم در جوامع روايي آورده‏اند:
يک طايفه مربوط به عنوان "نصوص علاجيه" است که در کتاب‏هاي اصولي فراوان مطرح است، که اگر دو خبر معارض بودند چه بکنيم؟ حضرت فرمود که: "ما وافَقَ کتابَ الله" مي‏شود حجت، و "ما خالَفَ کتاب الله فاضربوه علي الجدار" و مانند آن. اين‏ها به عنوان "نصوص علاجيه" است که روايت‏هايي که معارض هم‏ هستند، معيار حجّت و لاحجّت يا ترجيح إحدي ‏الحجّتين، عرض بر قرآن کريم است.
طايفه ديگر رواياتي است که مطلق است چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد. وجود مبارک پيغمبر ـ عليه و علي آله آلاف التحية و السلام ـ و هم‏چنين ائمه ـ عليهم ‏السلام ـ فرمودند: «به نام ما حديث جعل مي‏کنند؛ ولي به نام خدا آيه قرآن را نمي‎‏توانند جعل بکنند»... به نام ما روايات جعلي زياد هست. هر روايتي که از ما به شما رسيد بر کتاب خدا عرضه کنيد. اگر مطابق با کتاب خدا نبود و مخالف کتاب خدا بود، اين حجت نيست و حرف ما نيست.
خدا غريق رحمت کند «علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه» را ؛ ايشان مي‏فرمود: طبق همين روايت معلوم مي‏شود که چيزهايي را به نام پيغمبر جعل کرده‏ اند. براي اين‏که اين روايت «ستکثر عَلَيّ القالَة» [۲]يا صادر شده و يا صادر نشده. اگر صادر شده و پيغمبر(ص) فرمود به نام من دروغ جعل مي‏کنند معلوم مي‏شود احاديث موضوع داريم. و اگر اين روايت صادر نشده باشد همين دليل بر جعل است، براي اين‏که همين را از پيغمبر(ص) نقل کردند. لذا ايشان فرمود: اين روايت چه صادر شده باشد چه صادر نشده باشد مضمونش حق است. يعني معلوم مي‏شود که به نام پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ احاديثي جعل مي‏کنند.
پس هر روايتي چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد بايد بر قرآن کريم عرضه شود. لذا اول ما بايد خطوط کلي قرآن را ارزيابي کنيم، بعد روايت را بر قرآن عرضه کنيم.
وقتي آيات قرآن را بررسي مي‏کنيم، مي‏بينيم عموماتي دارد، اطلاقاتي دارد و خصوصياتي. هم عموم و اطلاقش شامل أنبياء و غير أنبياء مي‏شود، هم آن‏چه که مخصوص أنبياء است. تمام اين اطلاقات از «أقيموا الصلاة»، از «کُتِبَ عليکم الصيام»، از مسأله جهاد، از مسأله حج، از مسائل امر به معروف و نهي از منکر، همه‏ي تکاليف شامل أنبياء و معصومين ـ عليهم ‏السلام ـ مي‏شود. البته آنها احکام مختصه هم دارند نظير وجوب نماز شب بر پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و مانند آن.
ولي:
يک : «يوصيکم الله في اولادکم»[۳] اين‏گونه از عمومات مسأله ارث را تبيين مي‏کند و شامل پيغمبر [هم] مي شود. همه اينها مشمولند...
دو : آيه سوره مبارکه احزاب که «اولوا الأرحام بعضُهُم اولي ببعض» که طبقات ارث را تبيين مي‏کند شامل أنبياء هم مي‏شود.
سه : قصه «وَرِثَ سليمانُ داود»[۴] درباره خصوص نبوّت است.
چهار : اينجا هم «ولياً يرِثُني و يرِثُ من آل يعقوب»[۵] ظاهرش، مال است. براي اين‏که "ارث نبوّت" يا "ارث علم" يا "ارث حکمت" قرينه مي‏خواهد.
وقتي عرفاً گفتند ارث، يعني "مسأله‏ مال". فلان کس ارث برد، فلان کس وارث است يعني مال. درست است که مي‏شود گفت فلان شخص وارث علم فلان کس است، وارث حکمت فلان کس است ولي مع القرينه است. با قرينه مي‏شود ارث را در مسائل علم و حکمت مطرح کرد؛ ولي بي‏ قرينه همان مسأله ارث مال است . لغةً اين‏طور است، عرفاً اين‏طور است، اعتبار عقلاء اين‏طور است.
پس اين چهار دليل نشان مي‏دهد که أنبياء همانند افراد ديگر مشمول اين عموم و اطلاقات‏اند.
مهم‏تر از همه استدلال صدّيقه کبري ـ سلام ‏الله عليها ـ در حضور همه مهاجر و انصار با اطّلاع وجود مبارک امام زمانش يعني علي بن ابي‏طالب ـ سلام الله عليه ـ است. حضرت باخبر بود که وجود مبارک صديقه کبري (س) چگونه دارند احتجاج مي‏کنند. يکي از کساني که اين خطبه را حفظ کرد و نقل کرد زينب کبري ـ سلام الله عليها ـ بود که اين خطبه را حفظ کرده بود و براي ديگران نقل کرد. يکي از روات اين خطبه زينب کبري ـ سلام ‏الله ‏عليها ـ است.
الان شما ملاحظه بفرماييد اين خطبه نوراني حضرت (س) از چند بخش تشکيل مي‏شود و از چند جهت حضرت استدلال مي‏کنند... بعد از حمد و ثنا و توحيد الهي و وحي و نبوت و... به مسأله ارث مي‏رسند که خطاب به مهاجر و انصار ‏فرمود: «اَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ اُغْلَبُ عَلى اِرثي؟ يا بن أبي‏قحافه! أفي كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث أبي»؟ تو قرآن آمده که تو ارث مي‏بري ولي من از پدرم ارث نمي‏برم؟ «لقد جئت شيئاً فريا. أفعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم؟ اذ يقول: "و ورث سليمان داود"؟ و قال فيما اقتصّ من خبر يحيي بن زكريا اذ قال: «فهب لى من لدنك وليا، يرثني و يرث من آل يعقوب»؟ پس اين آياتي است مربوط به انبياء که ارث مي‏برند.
و همچنين «و قال: "و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض في كتاب الله"[۶] و قال: "يوصيكم الله في اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين"[۷] و قال: "ان ترك خيراً الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقاً على المتقين"[۸] و زعمتم أن لا حظوة لى و لا أرثُ من أبى؟! و لا رحم بيننا؟! أفخصّكم الله بآية اخرج أبي منها»؟ يک آيه‏ي خاصي داريم يا دليل مخصوصي داريم که پدرم ارث نمي‏گذارد؟
بعد هم آن جمله جگر سوز را فرمود که مسأله در و پيکر زدن با [مصيبت و دردناک بودنِ] اين جمله اصلاً قابل قياس نيست (تأثر و گريه استاد) ..
فرمود: شما هيچ دليلي نداريد که مرا از ارث، محروم کنيد مگر اينکه بگوييد معاذ الله ... نقل نکنم. ۸
خوب، بعد در جمله‏هاي بعدي خطبه را ادامه مي‏دهند تا آنجا که به مردم خطاب ‏کردند: «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبي وَ اَنْتُمْ بِمَرْأىً مِنّي وَ مَسْمَعٍ وَ مُنتَدىً وَ مَجمَع» همه‏تان حاضريد مي‏بينيد که ارث مرا دارند "هضم" مي‏کنند.
شما در خطبه ۲۰۲ نهج‏ البلاغه مي‏بينيد وجود مبارک حضرت امير (ع) وقتي مي‏خواستند حضرت زهرا(س) را دفن کنند رو کرد به قبر مطهر پيغمبر (ص) و عرض کرد: «السلام عليک يا رسول الله عني و عن ابنتک النازلة في جوارک و سريعة اللحاق بک، قلّ يا رسول الله عن صفيّتک صبري ...» تا به اين جمله که: «و ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علي هضمها...»
اين هضم همان است که در خطبه حضرت زهرا آمده ؛ «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبي وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّي » همه‏تان مي‏بينيد در روز روشن دارند ارث مرا مي‏برند؟ اينجا هم حضرت فرمود: «ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علي هضمها ، فاحفها السؤال و استخبرها الحال...»
بنابراين اطلاقات حاکم است ؛ عمومات حاکم است ؛ دليل خاص درباره ارث انبياء حاکم است ؛ مهم‏تر از همه: تفسير و تبيين و تشريح صديقه کبري (س) حاضر است. و قبلاً هم گذشت که اگر وجود مبارک حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ يک مطلبي را بفرمايد مثل اين است که اميرالمؤمنين فرمود، امام باقر فرمود، امام صادق فرمود. معيار حجيت، عصمت گوينده است نه امامت او. اگر کسي معصوم بود قولش حجت است ديگر.

بنابراين اين تفسير که منظور از ارث، ارث مال است مي‏شود محکَّم. عمومات و اطلاقات هم حاکم‏اند و دليل خاص هم تأييد مي‏کند و تفسيري که از حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ شده است تبيين مي‏کند.

پي‏نوشت‏ها :
۱. سوره انعام ـ آيه ۱۲۴
۲. يا «ستکثر بعدي القالة عليّ» يعني: « پيامبر اکرم ـ صلى الله عليه و سلم ـ فرمود: پس از من کساني که دروغ بر من مي‌بندند فراوان خواهند شد».
۳. سوره نساء ـ آيه ۱۱
۴. سوره نمل ـ آيه ۱۶
۵. سوره مريم ـ آيه‏هاي ۵ و ۶
۶. سوره انفال ـ آيه ۷۵.
۷. سوره نساء ـ آيه ۱۱
۸. سوره بقره ـ آيه ۱۸۰
۹. آن جمله جگرسوز که استاد نقل نکردند اين است که: «أم تقولون: إنّ اهل ملّتين لا يتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة؟» يعني «مگر اينکه بگوييد من مسلمان و بر دين پدرم نيستم» معاذ الله

:: بازدید از این مطلب : 2522
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

در وصف حال دختر پیامبر سلام الله علیهما آورده‏اند. "ما زالت بعد ابيها مُعصبة الرأس، ناحِلة الجسم، منهدّة الركن، باكية العين" (بحار الانوار جلد 43) شهید مطهری در توصیف این عبارت می‏گوید: "زهرا را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابه‏ای ( پارچه‏ای که از به خاطر سر درد به سر می‏بندند) را که به سر بسته بود از سر باز کند، روز به روز زهرا لاغرتر و ناتوان‌تر می‏شد. بعد از پدر همیشه زهرا را با چشمی گریان دیدند.

سخنرانی مکتوب
والاترين فضيلت حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان حضرت امام(ره)
راجع به حضرت صديقه عليهاالسلام، خودم را از هر ذكرى قاصر مى‏دانم. فقط به اين روايت شريف که با سند معتبر نقل شده است، اكتفا مى‏كنم. حضرت صادق عليه السلام مى‏فرمايد: فاطمه عليهاالسلام بعد از پدرش، 75 روز در اين دنيا نبودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت. جبرئيل امين مى‏آمد و به ايشان تعزيت عرض مى‏كرد و مسايلى از آينده نقل مى‏فرمود. ظاهر روايت، اين است كه در اين 75 روز مراوده‏اى بوده است؛ يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است.
گمان ندارم كه غير از طبقه‏ى اول از انبياى عظام درباره‏ى كسى اين طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين چنين رفت و آمدى داشته باشد. جبرائيل، مسايل واقع در آتيه و آنچه را كه به ذريه ى فاطمه عليهاالسلام مى رسيده است، ذكر مى كرده و حضرت امير هم آنها را مى نوشته است. حضرت امير، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است- و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول خدا، تمام شد- كاتب وحى حضرت صديقه در اين 75 روز نيز بوده است.
مسأله‏ى فرود آمدن جبرئيل، يك مسأله‏ى ساده نيست؛ خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى امكان دارد بيايد و يك تناسب كامل بين روح آن كسى كه جبرئيل بر او وارد مى شود و مقام جبرئيل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قايل شويم كه قضيه ى تنزل جبرئيل، به واسطه ى روح خود ولى يا پيغمبر است كه روح ولى، جبرئيل را تنزيل مى دهد و تا مرتبه ى پايين وارد مى كند يا همچون بعض اهل ظاهر، بگوييم حق تعالى او را مأمور مى كند كه برو و اين مسايل را بگو، تا تناسبى بين روح اين كسى كه جبرئيل به نزد او مى آيد و بين جبرئيل كه روح اعظم است، نباشد اين معنا امكان ندارد. اين تناسب، تنها بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه ى اول بوده است؛ مثل رسول خدا، موسى، عيسى، ابراهيم و امثال اينها. اين تناسب براى همه كس نبوده است و بعد از اين هم، براى كس ديگرى واقع نشده است، حتى درباره ى ائمه هم من نديده ام كه چنين امرى وارد شده باشد.
طبق آن چيزى كه من ديده ام فقط براى حضرت زهرا عليهاالسلام وارد شده است كه جبرئيل به طور مكرر در طول 75 روز وارد مى شده و مسايل آتيه را كه بر ذريه ى او مى گذشته است، مى گفته و حضرت امير هم ثبت مى كرده است، شايد يكى از مسايلى كه گفته است، راجع به مسايلى بوده است كه در عهد ذريه ى بلندپايه ى او حضرت صاحب عليه السلام واقع مى شود كه مسايل ايران هم جزو آن مسايل باشد؛ ما نمى دانيم، ممكن است. در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه ى فضايل عظيمى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده اند، بالاتر مى دانم؛ فضيلتى كه براى غير انبيا عليهم السلام، آن هم نه همه ى انبيا، بلكه براى طبقه ى بالاى انبيا عليهم السلام و بعضى از اوليايى كه در رتبه ى آنها مى باشند، براى كس ديگرى حاصل نشده است. و با اين كيفيت كه جبرئيل در طول هفتاد و چند روز مراوده داشته باشد، براى هيچ كس تاكنون واقع نشده است. اين فضيلت، از مختصات حضرت صديقه عليهاالسلام است.
امام خمينى در ديدار با گروهى از خواهران به مناسبت روز زن، تازيخ 11/ 12/ 62. صحيفه ى نور: ج 19، ص 278. با اندكى ويرايش.
صوت//
 
 
 
تحليل جالب آيت الله بهجت از وصيت حضرت زهرا ـ عليهاالسّلام ـبه اين كه شبانه دفن شود
 
اين كه حضرت زهرا ـ عليهاالسّلام ـ بعد از آن همه مظلوميت، در حال احتضار وصيت نمود كه شبانه دفن گردد،(1) كار عجيبى بود كه نظير كار پيغمبران ـ عليهم السّلام ـ است؛ زيرا كار كسى كه نزاع كند و مغلوب شود و كشته و شهيده گردد و عليه او قضاوت بشود و آن همه بلاها را ببيند، و با اين حال راهى را پيدا كند كه خود را مثل غالب جلوه دهد و غالب بودن خود را به ديگران نشان دهد، به كار پيغمبران و اعجاز شباهت دارد، راهى كه فكر بشر از فهم آن عاجز بود و آن اين كه وصيت نمود بدون تشييع شبانه دفن گردد.
اگر دستگاه حكومت و خلافت به فكرشان مى رسيد كه حضرت زهرا ـ عليهاالسّلام ـ چنين كارى را مى خواهد بكند، به منزل آن حضرت وارد مى شدند و از انجام آن جلوگيرى مى كردند.
بعد از دفن نيز راهى جز نبش قبر آن حضرت نبود كه حضرت امير ـ عليه السّلام ـ از آن جلوگيرى نمود و نتوانستند كارى بكنند.
پي نوشت:
1.بحار الانوار، ج 49، ص 192؛ اقبال الاعمال، ص 623؛ عيون اخبار الرضا، ج2، ص187؛ نهج الحق، ص270؛ رسالة حول حديث « سخن معاشر الانبياء لانورّث »، ص 28.
صوت//
 
 
حجت‌الاسلام پناهیان در نخستین شب عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) در حسینیه امام خمینی(ره) به موضع آبرو و جاه پرداخت و با بیان راه‌های کسب آبرو از طریق نیت نامشروع و عمل نامشروع گفت: کسانی که نه طرف حق را می‌گیرند و نه طرف باطل را اعتبار کسب می‌کنند.
وی در اینباره به جایگاه ابوموسی اشعری و میانه روی او در بین امام علی (ع) و معاویه اشاره کرد و گفت: این رفتار ابوموسی اشعری موجب اعتبار یافتن او نزد کوفیان شد و در جنگ صفین به عنوان حکم به امام علی(ع) تحمیل شد.
پناهیان با بیان اینکه لذت عزیز شدن در بین منافقین و کفار کورکننده و مست کننده است، افزود: جهنم مژده باد بر کسی که نهادهای بین‌المللی او را تایید کنند!
وی با اشاره به داستان‌هایی از اسرای جنگ تحمیلی در اینباره گفت: آن اسیری که به خبرنگار گفت تا حجاب نداشته باشی به تو پاسخ نمی‌دهم می‌توانست به بهانه جذب کردن محکم نایستد.
پناهیان با بیان داستانی از اسارت مرحوم ابوترابی مشهور به «سیدالاسراء» افزود: صلیب سرخ از ایشان چند بار پرسید که آیا شما شکنجه می‌شوید و او جواب نداد، سپس فرمانده بعثی او را احضار کرده بود و گفته بود تو که از ما نمی‌ترسی، بیشترین کتک را از ما خورده‌ای، چرا نگفتی و مرحوم ابوترابی گفته بود ما دو مؤمن هستیم شکایت را پیش کافر نمی‌بریم.
وی ادامه داد: من از طرف کارگردانان عذرخواهی می‌کنم که چنین اسوه‌های را معرفی نکردند چرا که این داستان‌ها عنادهایی که این روزها در میان مسلمانان وجود دارد را بر طرف می‌کند.
پناهیان در ادامه سخنرانی خود در جمع عزاداران حسینیه امام خمینی(ره) از مسئولیت آبرو بر روی دوش آبروداران، سخن گفت و تاکید کرد: همانگونه که مال و جان زکات دارد، آبرو هم زکات دارد اما برخی جان دادن برایشان بهتر از آبرو دادن است.
وی با بیان اینکه خرج کردن اعتبار از خرج کردن مال و جان سخت‌تر است، با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) افزود: اگر کسی از طریق آبرو از کسی کمک نکرد، خداوند 3 حاجت از منافقین را جلوی تو قرار می‌دهد که آبرویت را برای آنها خرج می‌کنی و سپس آنها به تو نارو می‌زنند و در پیش خدا هم اجر نداری.
پناهیان همچنین با نقل روایتی از امام علی(ع) درباره گزیده شدن دو نفر گفت: یکی از آنها را عقرب زده بود بعد از دو ماه آنها را آوردند و امام علی(ع) به او گفت می‌دانی که حکمت نیش عقرب چه بود؟ در فلان جلسه دوستت یک طعنه‌ای بر سلمان فارسی تو سکوت کردی که مبادا اعتبار دوستی‌تان از بین نرود در حالی که نه مالت و نه جانت در خطر بود و تنها رودربایستی کردی؛ آبروی سلمان [دوست ما] را حفظ نکردی.
وی افزود: اگر قومی در راه خدا آبرو قربانی کردند مومنانی «کالجبل الراسخ» می‌سازد و موجبات ظهور فراهم می‌شود.
حجت‌الاسلام پناهیان در ادامه سخنان خود با اشاره به فرازی از خطبه فدک حضرت زهرا(س)، گفت: حضرت زهرا(س) در این فراز رو به انصار کردند که شما که آبرو دارید چرا بر ظلمی که رفته چشم‌پوشی می‌کنید؛ نخبگان چرا اقدامی نمی‌کنید.
وی افزود: در روایت آمده است انصار همه سرها را پایین انداختند، گریه کردند اما کمک نکردند و غاصب حق حضرت علی و زهرا(س) جری‌تر شد و چون نخبگان آن هزینه‌ها را نکردند و آبروداران از آبروی خود مایه نگذاشتند درب خانه حضرت زهرا(س) را آتش زدند.
صوت//
 
روضه مکتوب
برگرفته از کتاب منتهی الآمال شیخ عباس قمی
بدان که در روز وفات آن حضرت، اختلاف بسیار است واظهر نزد احقر آن است که وفات آن حـضـرت در سـوم جـُمـادى الاخـره واقع شده چنان‌که مختار جمعى از بزرگان علما است واز بـراى مـن شـواهـدى است بر این مطلب که جاى ذکرش نیست.(۱) پس بقاى آن حـضـرت بـعد از پدر بزرگوار خود، نود وپنج روز بوده. واگرچه در روایت معتبر وارد شـده اسـت کـه مـدت مـکـث آن مخدّره بعد از پدر خود در دنیا هفتاد وپنج روز بوده لکن توان وجـهـى بـراى آن ذکـر کـرد بـه بـیـانـى کـه مـقـام ذکـرش در ایـنـجا نیست ولکن خوب است عـمـل شـود بـه هـر دو طـریـق در اقـامـه مـصـیـبـت و عـزاى آن حـضـرت چـنـانـ‌کـه فعلاً معمول است.
بـه هـرحـال؛ بعد از پدر بزرگوار خود در دنیا چندان مکث نکرد و پیوسته نـالان و گـریـان بـود، در آن مـدت قلیل، آن قدر اذیّت و درد کشید که خداى داند و اگر کسى تـأمـل کند در آن کلمات که امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از دفن فاطمه علیهاالسلام با قـبـر پیغمبر صلى اللّه علیه وآله وسلّم خطاب کرد، مى‏داند که چه مقدار بوده صدمات آن مظلومه. واز آن کلمات است:
«سـَتُنَبِّئُکَ اِبْنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِکَ عَلى هَضْمِها فَاحْفِهَا السُّؤ الَ وَاسْتَخْبِرْهَا الْح الَ فـَکـَمْ مـِنْ غـَلیـلٍ مُعْتَلَجٍ بِصَدْرِه ا لَمْ تَجِدْ اِلى بَثِّهِ سَبیلاً وَسَتَقُولُ وَیْحَکُمُ اللّهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ.» (۲)
حـاصـل عـبـارت آنـکـه امـیـرالمـؤمـنـیـن عـلیـه السـّلام بـا رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه وآله و سـلّم مـى‏گـوید: «و به زودى خبر خواهد داد تو را دختر تـو بـه مـعـاونت و یارى کردن امت تو یکدیگر را بر غصب حق من و ظلم کردن در حق او، پس از او بـپـرس احـوال را چه بسیار غم‏ها ودردهاى سوزنده که در سینه فاطمه علیهاالسّلام بر روى هـم نـشـسـتـه بـود کـه بـه کـسى اظهار نمى‏توانست بكند و به زودى همه را به شما عرض خواهد کرد و خدا از براى اوحکم خواهد کرد واو بهترین حکم کنندگان است.»
شـیـخ طـوسـى بـه سـنـد مـعتبر از ابن عباس روایت کرده است که "چون هنگام وفات حضرت رسـول صلى اللّه علیه وآله وسلّم شد، آن قدر گریست که آب دیده‏اش بر محاسن مبارکش جـارى شـد. گـفتند: یا رسول اللّه! سبب گریه شما چیست؟ فرمود: گریه مى‏کنم براى فـرزنـدان خـود و آنچه نسبت به ایشان خواهند کرد. بَدانِ امّت من بعد از من، گویا مى‏بینم فـاطـمه دختر خود را بر او ستم کرده باشند، بعد از من و او ندا کند که یا اَبَتاه، و اَحدى از امـت مـن اورا اعـانـت نـکـنـد؛ چـون فـاطـمـه عـلیـهاالسّلام این سخن را شنید، گریست. حضرت رسول صلى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که گریه مکن اى دختر من، فاطمه علیهاالسّلام گفت: گریه نمى‏کنم براى آنچه بعد از تو با من خواهند کرد، ولیکن مى‏گریم از مفارقت تـو یـا رسـول اللّه صـلى اللّه علیه وآله وسلّم. حضرت فرمود که بشارت باد تو را اى دخـتـر مـن کـه زود بـه مـن مـلحـق خـواهـى شـد و تـو اول کـسـى خـواهـى بـود کـه از اهل بیت من به من ملحق مى‏شود." (3)
در کـتـاب (روضـه الواعـظـیـن) وغـیره روایت کرده‏اند که حضرت فاطمه علیهاالسّلام را مرض شدیدى عارض شد و تا چهل روز ممتد شد. چون دانست موت خود را اُمّ اَیْمَن واَسماء بنت عُمَیسْ را طلبید و فرستاد ایشان را که حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام را حاضر سازند، چون حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام حاضر شد، گفت: "اى پسر عم! از آسمان خبر فوت من به من رسید و من در جناح سفر آخرتم، تو را وصیت مى‏کنم به چیزى چند که در خاطر دارم."
حـضـرت فـرمـود: "آن‏چـه خـواهـى وصـیـّت کـن اى دخـتـر رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه وآله وسلّم" پس بر بالین آن حضرت نشست وهرکه را در آن خـانـه بـود، بـیرون کردند. پس فرمود که اى پسر عم! هرگز مرا دروغ‌گو و خائن نیافتى و از روزى کـه بـا مـن معاشرت نموده‏اى، مخالفت تو نکرده ام. حضرت فرمود که معاذ اللّه تـوداناترى به خدا و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و کریم‏تر و از خدا ترسان‏ترى از آنکه تو را سـرزنـش کنم به مخالفت خود و بر من بسیار گران است مفارقت تو و لیکن مرگ امرى اسـت کـه چـاره از آن نـیـسـت، بـه خـدا سـوگـنـد کـه تـازه کـردى بـر مـن مـصـیـبـت رسول خدا صلى اللّه علیه وآله وسلّم را و عظیم شد وفات تو بر من، پس مى‏گویم: اِنّا ا للّه وَ اِنـّا اِلَیـْهِ راجِعُون براى مصیبتى که بسیار دردآورنده است مرا و چه بسیار مرا و چه بـسیار سوزنده و به حزن آورنده است مرا، به خدا سوگند که این مصیبتى است که تسلى دهـنـده نـدارد و رَزیـّه اى اسـت کـه هـیـچ چـیـز عـوض آن نـمـى‏تـوانـد شـد؛ پـس سـاعتى هر دوگـریـسـتـنـد، پس امیرالمؤمنین علیه السّلام سر حضرت فاطمه علیه السّلام را ساعتى بـه دامـن گـرفت و آن حضرت را به سینه خود چسبانید فرمود که هرچه مى‏خواهى وصیّت بـکن که آنچه فرمايى به عمل مى‏آورم و امر تو را بر امر خود اختیار مى‏کنم؛ پس فاطمه عـلیـهـاالسـّلام گـفـت کـه خـدا تـو را جـزاى خـیـر دهـد اى پـسـر عـم رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه وآله وسـلّم، وصـیـّت مـى‏کـنـم تو را اول که بعد از من اُمامه را به عقد خود درآورى؛ زیرا که مردان را چاره از زن گرفتن نیست. او براى فرزندان من مِثْل من است. پس گفت که براى من نعشى قرار ده زیرا که ملائکه را دیـدم که صورت نعش براى من ساختند. حضرت فرمود که وصف آن را براى من بیان کن؛ پـس وصـف آن را بـیـان کـرد و حـضـرت از بـراى او درسـت کـرد و اول نـعشى که در زمین ساختند، آن بود. پس گفت که باز وصیّت مى‏کنم تو را که نگذارى بـر جـنـازه مـن حـاضـر شـوند یکى از آنهايى که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایـشـان دشـمـن مـن و دشـمـن رسول خدا صلى اللّه علیه وآله وسلم هستند و نگذارى که احدى از ایـشـان و اتـبـاع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنى، در وقتى که دیده‏ها در خواب باشد.(۵)
---------------------------------
۱ـ عـلامـه مـجـلسـى؛ در (جـلاء العـیـون) ایـن قول را اصح واَشْهَر میان علماى امامیه دانسته است. ر.ک: (جلاء العیون) ص ۲۷۹.
۲ـ (الکـافـى) ۱/۴۵۹، بـاب (مـولد الزهرا علیهاالسّلام)، حدیث سوم؛ (روضه الواعظین) ۱/۱۵۲.
3ـ (الخصال) شیخ صدوق ۱/۲۷۲، باب الخمسه، حدیث ۱۵.
4ـ (روضه الواعظین) فتال نیشابورى ۱/۱۵۱.
 
صوت//


:: بازدید از این مطلب : 2894
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

 مردی همسرش را به نزد حضرت فاطمه(س) فرستاد تا از ایشان سوال کند که آیا او از پیروان و شیعیان آن حضرت محسوب می شود یا نه که حضرت فاطمه(س) در پاسخ فرمودند: به شوهرت بگو اگر به آنچه خواسته و هدف ماست عمل می کنی و از آنچه ما نهی می کنیم، بیزاری می جویی، بدان که از شیعیان ما خواهی بود. در غیر این صورت از شیعیان ما نخواهی بود.

زن جواب را به اطلاع شوهر خود رساند. مرد از این پیام بسیار ناراحت شد و فهمید که مسوولیت شیعه بسیار حساس و سنگین است.
مرد سپس با خود گفت: وای بر من! در امان ماندن از گناه بسیار مشکل است. پس من اهل جهنم هستم و همیشه در آن خواهم ماند.

آن زن جریان اندوه شوهر خود را برای فاطمه زهرا(س) تعریف کرد و آن حضرت فرمودند: به او بگو آن طور که تو فکر می کنی نیست. زیرا پیروان ما بهترین اهل بهشت هستند اما هر کسی که ما و دوستان ما را دوست داشته و با دشمنان ما دشمن باشد و قلب و زبانش نیز با ما همراه باشد، ولی امر ما را اطاعت نکند و از آنچه نهی نموده ایم پرهیز نکند، جزو رهروان ما محسوب نمی شود.

حضرت فاطمه زهرا(س) در ادامه فرمودند: با این وجود، شیعیان ما در بهشت هستند اما پس از آنکه گناهان و آلودگی های آنان بواسطه زحمت و رنج فراوان در دنیا یا در قیامت پاک شود. پس به وسیله محبتی که به ما دارند، در بهشت به حضور ما می رسند.

منبع: ایرنا


:: بازدید از این مطلب : 2233
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392

آیت الله العظمی حاج‌آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه در مراسم شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان سال گذشته در رابطه با شهادت حضرت صدیقه کبری(س) بحثی را مطرح کردند و پس از آن روضه‌ حضرت را خواندند:

توسل من معلوم است و همه‌تان هم می‌دانید؛ توسلم به باطن لیلة‌القدر است. اوّل چند جمله از خود زهرا(سلام‌الله علیها) نسبت به آن حادثه نقل می‌کنم. «وَ رَکَلَ‌ الْبَابَ‌ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ‌ عَلَیَ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛ چنان لگدی به آن درِ نیم سوخته زد و آن را بر روی من انداخت، در حالی که من باردار بودم. «وَ النَّارُ تُسْعَرُ»؛ آتش زبانه می‌کشید. زهرا(سلام‌الله علیها) می‌گوید: لگدی زد و در را بر روی من انداخت، «وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت بر روی زمین افتادم. آتش زبانه می‌کشید و چهرة من را می‌سوزاند. «فَیَضْرِبُ‌ بِیَدِه»؛ با دست به من سیلی زد. امّا سیلی چگونه بود؟ «حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی»؛[1] چنان سیلی محکمی زد که گوشواره‌های من پراکنده شد.
1. بحارالانوار، ج 30، ص 349

*********************

همچنین آیت الله العظمی مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه در یکی از جلسات خود به ذکر مصیبت شهادت حضرت صدیقه کبری(س) پرداختند که در فیلم زیر می توانید مشاهده کنید:


:: بازدید از این مطلب : 2641
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 05 فروردین 1392
آیت الله خاتمی با بیان اینکه خط قرمز همه سلایق سیاسی برای حضور در انتخابات قرار گرفتن آن‌ها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است، گفت: برخی از سخنان نوروزی رهبر انقلاب درخصوص حضور همه سلایق سیاسی سوء استفاده کرده و به دلخواه خود این معنا را برداشت کردند که جریان های ساختارشکن و قانون گریز هم می توانند کاندیدا معرفی کنند که این برداشتی از اساس نادرست و بر خلاف روح کلی سخنان ایشان است.
به گزارش مشرق، آیت الله سید احمد خاتمی عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفتگو با مهر در خصوص نامگذاری امسال توسط رهبر انقلاب با عنوان "حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" با بیان اینکه نامگذاری های سال از ابتکارات هوشمندانه مقام معظم رهبری است، گفت: این ابتکار صرفاً یک تشریفات نیست بلکه تبیین استراتژی و برنامه راهبردی سال جمهوری اسلامی ایران است.

آیت الله خاتمی افزود: رهبری امسال را به نام "حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" نامیدند که بخش دوم این شعار یعنی حماسه اقتصادی در حقیقت به معنای تاکید ایشان بر تداوم مسیر نامگذاری سال گذشته است که بر محور تولید ملی در کشور تاکید داشت.

وی به انجام رساندن و تکمیل طرح های عمرانی، ملی و زیربنایی را از تاکیدات همیشگی رهبری برشمرد و تصریح کرد: تاکید بر تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی موضوعی است که به صورت مداوم باید مورد توجه مسئولان قرار داشته باشد، که با توجه به لزوم ادامه این مسیر در سال جاری و همزمانی آن با تحریم های ناجوانمردانه نظام سلطه، رهبری با تعبیر حماسی از آن نام بردند.

امام جمعه موقت تهران در خصوص عبارت "حماسه سیاسی" در شعار سال گفت: رهبر انقلاب در سخنرانی مشروح خود در رواق امام خمینی(ره) حرم رضوی بر حضور حماسی مردم در انتخابات تاکید ویژه ای داشتند و به نوعی با این تاکید محور اصلی حماسه سیاسی در سال را مشخص کردند.

وی افزود: رهبر انقلاب فرمودند، حضور مردم در این انتخابات بسیار مهم و تاثیرگذار بر سرنوشت کشور و حتی حوزه اقتصاد و تولید است.

آیت الله خاتمی با بیان اینکه تاکید ویژه رهبری بر حضور همه سلیقه ها در انتخابات و قانون مداری همه جریان ها و گروه هایی که در انتخابات شرکت خواهند کرد از نکات مهم مورد تاکید ایشان است.

وی افزود: رهبر انقلاب بر این موضوع تاکید داشتند هیچ جریانی حق ندارد این تصور را ایجاد کندکه انتخابات مختص به اوست و همه جریان های درون نظام که در چارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند می توانند و باید در انتخابات شرکت کنند.

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: گمان نمی کنم جریانی از جریان های درون نظام و دلسوز انقلاب باشد اما بر حضور گسترده مردم در انتخابات و حضور همه جریان های سیاسی درون نظام تاکید نداشته باشد.

وی گفت: آنچه رهبری در این خصوص تاکید دارند دقیقاً همان تاکید حضرت امام(ره) مبنی بر حضور همه سلایق و آرا و میزان بودن رای مردم است.

آیت الله خاتمی با بیان این که این موضوع ریشه در بینش اعتقادی ما دارد تاکید کرد: حق تعیین سرنوشت و اختیار انسان ها در مشارکت اجتماعی موضوعی است که به مسلمانان هم اختصاص ندارد و حتی اقلیت های دینی هم حق دارند در انتخابات حضور داشته باشند چه رسد به سلایق گوناگون و جریان های فکری و سیاسی درون نظام اسلامی.

وی با اشاره به فرازی از نامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر گفت: علی (ع) در توصیه خود به مالک می گوید با همه مردم مهربان باش زیرا آنها یا برادر دینی تو هستند و یا برادر انسانی تو.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه کشور آنگاه سامان می یابد که تک تک مردمی که در جامعه حضور دارند خود و فکر و رای شان را در سرنوشت کشور شریک بدانند، تصریح کرد: راز تاکید حکیمانه رهبری بر حضور گسترده مردم و همه سلایق سیاسی در همین موضوع نهفته است.

وی گفت: در گذشته گفته‌ایم و باز هم می گوییم که نمی توان اصل آزادی را پذیرفت اما سلایق مختلف در چارچوب نظام اسلامی را تحمل نکرد.

آیت الله خاتمی در بیان حد و مرزهای در چارچوب نظام بودن سلایق سیاسی گفت: خط قرمز همه سلایق سیاسی برای حضور در انتخابات قرار گرفتن آنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است و طبیعی است کسانی حق دارند در این جشن بزرگ مشارکت داشته باشند که در سوابق خود این موضوع را به اثبات رسانده باشند که این چارچوب را با همه بایدها و نبایدهای آن پذیرفته اند.

وی ادامه داد: نظام در این جا یعنی قانون اساسی ، نظام یعنی ولایت که از مهمترین اصول قانون اساسی است، نظام یعنی جمهوریت و پذیرش رای مردم و نظام یعنی پذیرش عملی خط امام(ره) که روح قانون اساسی و خط کلی انقلاب است.

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت: برخی از این صحبت های رهبری سوء استفاده کردند و به دلخواه خود این معنا را برداشت کردند که بر این مبنا جریان های ساختارشکن و قانون گریز هم می توانند در انتخابات شرکت کرده و کاندیدا معرفی کنند که این برداشتی از اساس نادرست و بر خلاف روح کلی سخنان ایشان است.

وی ادامه داد: فتنه گرانی که در سال 88 ساختارشکنی کردند و به مصاف کلیت نظام اسلامی آمدند دیگر با هیچ نگاه و سلیقه ای، درون چارچوب نظام تعریف نمی شوند و به صورت طبیعی سخن رهبری درخصوص حضور همه سلایق فکری و سیاسی برای کاندیداتوری در انتخابات شامل حال آنها نیست.

امام جمعه موقت تهران افزود: هیچ عقل سلیمی نمی تواند سخن رهبری را اشاره به این موضوع بگیرد که جریان های ساختار شکن نیز می توانند در انتخابات حضور داشته باشند بلکه خواست مردمی و همه دلسوزان انقلاب است که سران فتنه و حامیان آنها برای جرایم متعددی که مرتکب شده اند باید در دادگاه افکار عمومی پاسخگو باشند.

آیت الله خاتمی در خصوص تاکید رهبر انقلاب بر مخفی بودن رای خود تصریح کرد: رهبر انقلاب در سخنرانی خود عنایت ویژه ای بر تبیین این مطلب داشتند که نشان از اهمیت این موضوع در دیدگاه ایشان دارد.

وی ادامه داد: فکر می کنم دلیل این موضوع به اعتقاد راسخ رهبر انقلاب بر تشریفاتی نبودن رای مردم است چرا که اگر از سوی فرد یا جریانی چنین القا شود که نظر رهبری بر روی کاندیدای خاصی است ممکن است همان جریان ها چنین وانمود کنند که این موضوع برای مردم تکلیف را مشخص کرده است و چنین شایعه و دیدگاهی باعث کاهش تاثیرگذاری رام مردم در انتخابات خواهد شد.

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت: بینش رهبر انقلاب در این خصوص مبتنی بر نگاه امام(ره) است که میزان را رای ملت می دانستند. بنابراین گروه ها و جریان ها حق ندارند در نفی و یا اثبات کاندیدایی مطلب و یا سخنی را به رهبری منتسب کنند و در این خصوص تفاوتی هم نمی کند که بگویند رهبری بر روی کاندیدا نظر دارد یا با فلان کاندیدا مخالف است.

آیت الله خاتمی در پایان با بیان اینکه چه بسا در اوج هیجانات انتخابات چنین دروغ هایی را در تیراژ گسترده به وسیله ابزارهای ارتباطی چون موبایل به صورت میلیونی پیامک کنند گفت: این خود مردم هستند که باید با توجه به سخن رهبری به کذب بودن این شایعات توجه کنند.

:: بازدید از این مطلب : 2166
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران