میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 6
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 337
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2640
:: بازدید ماه : 8554
:: بازدید سال : 14756
:: بازدید کلی : 14756
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

هنوز 24 ساعت از خبر ارتحال آیت‎الله نگذشته که گفت‎و‎گوی ما با حاج سعید، برای ساعت 1 نیمه شب هماهنگ می شود. هر دو برای گفتن و شنیدن درباره معلم اخلاق و معرفت،  اشتیاق داریم. حرفهای زیادی برای گفتن دارد و بعضی جاها ضبط را متوقف می‎کند تا راحت‎تر از عارف بالله بگوید. می‎گوید بعضی حرفها را هم می‎گوید بعد از آن‎که محاسنش سفیدتر شد منتشر کنیم! حاج سعید حدادیان در گفت‎وگو با پنجره از عشق و ارادت آیت‎الله خوشوقت به دستگاه سیدالشهداء (علیه السلام) سخن گفت و برخی خاطرات سال‎های همراهی با آیت‎الله را بازگو کرد.

یک عکس نسبتا قدیمی از شما با آیت‎الله خوشوقت دیدم.  خیلی قدیمی هم نیست. مربوط به سال 73 یا 74 است.  یعنی آشنایی شما با آیت الله خوشوقت به قبل‎تر  برمی‎گردد؟
بله.

به چه سالی؟
در دوران جنگ تحمیلی، بازار مراجعه به علمای ربانی فوق‎العاده گرم بود. بچه‎هایی که از کاروان شهدا عقب می‎افتادند دنبال بزرگ‎ترهایی بودند که تا بالا سرشان باشند و این‎ها را در وادی معنویت و اخلاق حفظ کنند؛ لذا در شهرهای مختلف هر رزمنده ای که توجه به این مطالب داشت، به دنبال علمای ربانی می‎گشت تا از نفس آن‎ها استفاده کند. این دستوری بود که به جا ماندگان شهادت می‎دادند لذا از همان اوایل دهه 60 و با همین هدفی که عرض شد، محضر آیت‎الله خوشوقت و آیت‎الله حق‎شناس رسیدم.

همان موقع هم محل اصلی حضور حاج‎آقا، مسجد امام حسن بود؟
بله، آیت الله خوشوقت از این بابت برای ما جالب بود که سخت‎گیر بودند و هندوانه زیر بغل کسی نمی گذاشتند. من روحانی سراغ دارم که 40 سال است حسرت یک طیب‎الله از حاج آقا دارد؛ این قدر ایشان در امور مختلف احتیاط داشتند و نگاه‎شان در تربیت به‎گونه‎ای بود که نسبت به مریدانی که به محضرشان می‎رسیدند سختگیر بودند.



منظورتان از سختگیری چیست؟
این‎که می‎گویم سخت‎گیر بودند، نه این‎که دینداری را سخت کنند، بلکه سخت‎گیر بودن یعنی اگر کسی مرحله اول را طی نمی‎کرد، از مرحله دوم خبری نبود و احتیاطا همه کسانی که با آیت الله خوشوقت ارتباط داشتند.
در همان مرحله اول...
بله، ایشان یک کلمه داشت به نام «تقوی الله» و می‎گفت حالا هر که در تقوا مستقر شد، بیاید بگوید. آن را هم اگر می‎گفتید، می‎گفتند که اگر شما در تقوا مستقر شوید، خود خدا به شما می‎گوید.

ویژگی مباحث حاج‎آقا به لحاظ محتوایی چه بود؟
ایشان افراد را از لحاظ کلامی و دفاع از شیعه بسیار بسیار تقویت می‎کردند؛ یعنی اگر کسی محضر ایشان نشست و برخاست داشت، به ادوات لازم برای دفاع از کیان فکری و اعتقادی‎اش مسلح می‎شد.

یعنی مباحث‎شان صرفا اخلاق اجتماعی و فردی نبود؟

اینها که مکرر بود ولی صرفا نه. من اینطور بگویم در این سی سال عمری که ما خدمت ایشان رسیدیم در 15 سال اول ایشان چند دوره ختم قرآن داشتند؛ یعنی قرآن را تفسیر می‎کردند.  بعد از آن، صحیفه سجادیه و نهج‎البلاغه را درس می‎دادند. این‎ها به‎صورت مکرر در مسجد برگزار می‎شد. و ایشان به جمعیت زیاد هم کاری نداشت. جلسات، آن اوایل واقعا غریب بود. در مسجد 10 نفر می‎ماندند اما 10 نفر کیفی؛ کسانی که جاهای مختلف رفته بودند و حالا به این نتیجه رسیده بودند که باید بیایند از محضر ایشان تلمذ کنند. ایشان خیلی غریب بود. در یک مسجد خیلی کوچک می‎آمدند و می‎رفتند و خیلی‎ها ایشان را نمی‎شناختند؛ مخصوصا در دهه 60. در دهه 70 یک مقدار بیشتر ایشان را شناختند و دهه80 دیگر اوج شناخت مردم از ایشان بود در حالی که در همان اوایل، آیت‎الله بهجت گفته بودند که در تهران از آقای خوشوقت استفاده بشود.

بله، خیلی از بزرگان و علما با احترام از ایشان یاد کرده اند.

چون ایشان آدم کتومی بود، چیزی بروز نمی داد. ما نوجوان بودیم و متوجه نمی‎شدیم. آنچه باعث شد ما تلنگر بخوریم، این بود که برای شب های احیا منبر می‎رفتند. من چند خطی می‎خواندم و می‎رفتم و ایشان قرآن سر می‎گرفتند. یک‎بار ایشان از من پرسیدند که از اینجا کجا می‎روی؟ گفتم می‎روم پیش آقای خوشوقت. آقای فاطمی نیا شوکه شد و اشک در چشمش حلقه زد و گفت حاج عزیز‎الله؟ همان زمان آقای فاطمی‎نیا معروفیت داشت، با آن شخصیت ویژه‎ای که آقای فاطمی‎نیا داشت، اشک در چشمش حلقه زد و گفت می روی بگو «سید گنهکار التماس دعا دارد» من رفتم خدمت آقای خوشوقت. روضه را خواندیم و گفتم که آقای فاطمی‎نیا این‎طور گفتند.

 ایشان خندیدند و گفتند که من به ایشان گفتم که طلبه شود؛ ایشان سرباز بود. اینکه بزرگان اینقدر به ایشان ارادت داشتند عجیب بود. به همین پیامی که حضرت آقا درباره آیت‎الله خوشوقت دادند دقت کنید استفاده از واژه اهل معنا را ببینید. این واژه‎ای نیست که ایشان به سادگی بگویند.

پیام خیلی عجیبی است و فکر می‎کنم نیاز به تحلیل دارد؛ به‎خصوص برخی واژه‎ها و تعابیر.

البته صدور چنین پیامی برای آیت اله خوشوقت، از نظر ما غریب نیست. مگر مثل آقای خوشوقت چند تا داریم؟ من چند خصوصیت از ایشان می‎گویم؛ اگر جایی پیدا کردید.

چه ویژگی هایی؟
شرح صدر، طمانینه در جواب و ارادت ویژه به روضه سیدالشهداء. وقتی از ایشان سوال می‎کردید اینطور نبود که سریع جواب بدهند. ایشان یک دفعه چهار ساعت رو به قبله در محراب می‎نشستند؛ ساعت به ساعت چهره‎شان بازتر می شد؛ انگار رو به دریا نشسته‎اند. شما چه کسی را سراغ دارید که سه ساعت رو به قبله بنشیند، بدون اینکه احساس خستگی کند؟

این چند ساعت در سکوت بود ؟
بله. حالا برنامه های مختلف روضه یا هر چیز دیگری، اما ایشان توان این را داشتند. بعد حالا دور ایشان می‎نشستند و سوال هم می‎پرسیدند. من دو سه نکته بگویم. من سئوالی نداشتم که ایشان بی جواب بگذارد؛ یعنی سخت‎ترین سؤالات در مباحث کلامی را به آسان‎ترین وجه و با استخدام ساده ترین واژگان جواب می‎داد. این جای خودش ولی خضوع و خشوع ایشان در دستگاه اهل بیت (علیهم السلام) و رابطه ایشان با مادحین سیدالشهدا (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام)  واقعا قابل توجه است.

چطور؟
عرض می‎کنم خدمتتان. ایشان کل محرم و صفر صبح و ظهر و شب برنامه روضه داشتند. یعنی منبری ده شب و مداح ده شب. ظهر هم همینطور برنامه داشتند. یک خاطره بگویم. آن سال که امام از دنیا رفتند، از چندین شب مانده به ماه رمضان همین‎طور ما آمدیم و خوردیم به ماه رمضان و ماه رمضان تمام شد و 30 شب من خواندم.

سه شب که سحرش هم آمدم خواندم، آقای خوشوقت گفتند امام مریض احوالند؛ به نیت شفای ایشان شما شب‎ها روضه بخوانید. چهارده یا پانزده شوال امام از دنیا رفتند ایشان فرمودند تا چهلم امام در مسجد روضه بخوانید چهلم امام که تمام شد، بیست شب مانده بود به ماه محرم.

گفتند شما که دو دهه محرم اینجا هستید، این بیست شب را هم اضافه کنید. من حساب کردم دیدم 120 شب آقا روضه داشت. کل ماه مبارک رمضان و فاطمیه مکرر و مرتب ایشان روضه داشت و بعد هم خوش اشک و بسیار ارادتمند بودند و وقتی خودشان حرف می زدند با یک بغض ملیح و جان‎گدازی می‎گفتند که یک آب و جارویی بزنیم و روضه برپا باشد. حتی اصرار داشتند وقتی نیستند چراغ روضه خاموش نباشد. ببینید 28 صفر ایشان کنار گریه برای اهل بیت (علیهم‎السلام) یک گریه دیگر هم داشتند.

  ایشان بغض می‎کردند که این سیاهی‎ها را می‎خواهند جمع کنند و می‎فرمودند تا این پرچم‎ها هست گناه‎ها خیلی کم می‎شود. ایشان برای چای روضه سیدالشهدا (علیه‎السلام) هم جایگاه قائل بودند. یکی دو بار پیش آمد که ایشان خودشان پنجشنبه‎ها از قم می‎آمدند، اما به نماز و روضه نمی‎رسیدند آخر کار می‎آمدند مسجد و آن چای روضه را می‎خوردند و می‎رفتند. ایشان خودش را نوکر امام حسین (علیه‎السلام) تلقی می‎کردند اصلا بحث آیت‎الله و این عناوین مطرح نبود.

 نکته دیگر این‎که ممکن بود در بعضی از موارد نظر آقای خوشوقت چیز دیگری باشد اما با خواندن مداح بر اساس نظرات دیگر مخالفت نداشت. ایشان می‎گفت همین که شما بگویید به این سند کفایت می‎کند. حتی ممکن بود نظر ایشان چیز دیگری باشد اما اصلا اعتراضی به روضه‎خواندن مداح نمی‎کردند و گریه هم می‎کردند. مثلا من خودم در این30  ساله شاید هزار بار روضه حضرت رقیه (علیهما السلام) را در مسجد ایشان خوانده‎ام و ایشان گریه کرده است.

ظاهرا در سفر اخیر ایشان به کربلا هم حضور داشتید.

ایشان بعد از انقلاب فقط یک‎بار به کربلا رفتند که همان ماه رجب گذشته بود. اینقدر عقب انداختند تا من بتوانم در خدمت‎شان باشم. در همان سفر شب جمعه در خیمه‎گاه ما کمیل خواندیم و مفصل روضه خواندیم. بعدش همه رفتند اما آقای خوشوقت مانده بود. خانواده‎شان را جمع کردند و گفتند یک روضه دیگر بخوان! یک وقتی به آیت‎الله خوشوقت اعتراض کرده بودند که آقای حدادیان دیشب روضه خواند و دو سه تا خانم غش کردند. فکر کردند که آقا الان با من دعوا می‎کند آقا فرمودند که قدیم از مجالس امام حسین جنازه می‎بردند. یکی دیگر هم گفت آقا ایشان روضه سنگین می‎خواند. ایشان فرمودند که روضه سنگین، اثر سنگین دارد. خود ایشان از روضه دل نمی‎کند و گاهی از اینکه روضه کوتاه خوانده شود گله می‎کردند. یک وقت‎هایی ایشان از سینه‎زنی‎های خودشان در جوانی تعریف می کردند.
با این وصف، اهتمام ویژه و درس آموزی به روضه سیدالشهدا   داشتند.
من یک نکته به شما بگویم. یک هفته چند شب است؟
7شب

بهترین شبش کدام شب است؟
شب جمعه
خوب حالا بگذارید این را برایتان بگویم. ایشان به عنوان یک امام جماعت الگو بودند. امام جماعتی نبودند که مسجدشان را ترک کنند این خیلی مهم است که پاکار مسجد بود و اینطور نبود که نماز بخواند و زود برود خانه. نکته جالب اینجاست که ایشان شنبه و یکشنبه و دوشنبه و سه‎شنبه و چهارشنبه صحبت می‎کردند. خوب گل وقت برای صحبت کردن شب جمعه است اما ایشان شب جمعه می‎گفتند: روضه! همه شب‎های جمعه در این بیش از ربع قرن می رفتم مسجد ایشان روضه می‎خواندم. ایشان موقع روضه روی دو زانو که نشسته بودند، یک مقدار حالت خم داشتند. سال‎ها گذشت که من فهمیدم اگر جایی را ما اشتباه گفتیم ایشان اگر حالت خم بودند یکدفعه محکم می‎نشستند. ما از آنجا می‎فهمیدیم که این شعر یک ایرادی داشته و بعد اصلاحش می‎کردیم. البته آدمی هم نبودند که مرتب بخواهند راجع به این مسئله خیلی گیر بدهند و روحیه خواننده را خراب کنند بلکه در حین خواندن در توسلات‎شان بودند.

از مشورت‎هایی که احیانا با ایشان داشتید بفرمایید.
یک‎بار به ایشان عرض کردم که آقا جلسات زیادی به ما پیشنهاد می‎شود ما چه‎کار کنیم؟ خلوت را کم کنیم و به جلوت بپردازیم؟ فرمودند: «اگر جلوت زیاد شود یعنی این‎که اگر شما زیاد قول دهید ولی خودت خلوتت کم شود خدایی نکرده به نفاق مبتلا می‎شوی.» خوب الان ما این را چگونه به مداح جوان بگوییم.
دور و برم از این همه خلوت شلوغ شد
کی می‎کنند خلوت و جلوت برابری

شعر از خودتان بود؟
بله
درست است که ایشان کتوم بودند. اما به هر حال سی سال استفاده از محضر ایشان ممکن است شما را با برخی کرامات و حالات خاص معنوی مواجه کرده باشد.
کرامت اصلی یک عالم ربانی، علم است. علم، کرامت است. قرار است عالِم، مریضی‎های دل‎مان را شفا بدهد. عالم هم نسخه می‎پیچد و بنا نیست یک نظر کند شما یک دفعه خوب بشوید. نسخه می‎پیچد و شما باید بروید نسخه را عمل کنید. منتها علاوه بر این کرامات مختلفی از ایشان دیدیم. اما گفتنش چند ایراد دارد. یکی این‎که وقتی من می‎گویم معنایش این خواهد بود که من اهل دیدن هستم و این برای ما یک بدی دارد که تعریف از خود ما حساب می شود.

اگر نمی‎خواهید بگویید، ایرادهای گفتنش را هم نگویید، به موضوع دیگری بپردازیم!
دوتایش را که خود ایشان گفتند، می‎گویم. یکی این که خیلی سال پیش که رفتند مدینه، فکر کنم در دهه هفتاد بود ایشان پادرد داشتند. تا نزدیک قبر پیامبر رفتند اما در آن‎جا دیگر جان نداشتند. به حضرت می‎گفتند یا رسول الله من تا اینجا آمدم اما پاهایم دیگر رمق ندارد، شما بزرگواری کنید و این چند قدم را شما تشریف بیاورید و خوب همین اتفاق افتاد. من که این حرف‎ها را بلد نیستم اما بروید از اهلش بپرسید، در مکاشفه، خود رسول‎الله را دیدن، فضیلتی مافوق رویت دیگر معصومین است. در مورد دیگر به جوانی ایشان بر می‎گردد که امیرالمومنین (علیه‎السلام) عسل به ایشان می‎دادند که ایشان می‎گفتند، نه تنها زبان و کامم شیرین شد که احساس کردم تمام سلول‎هایم لذت بردند.
 


خیلی ممنون     

موفق باشید. دم آخر لازم میدانم بگویم انصافا ایشان به منزله پدر ما بود
 
دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

 


:: بازدید از این مطلب : 2913
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

محسن اسلام‌زاده از مستندسازان و برگزیدگان جشنواره مردمی فیلم عمار که در دیدار دست‌اندرکاران جشنواره عمار با مقام معظم رهبری حاضر بود در گفت‌و گو با فارس درباره این دیدار گفت: مهمترین نکته برای من، وقت دیداری بود که رهبری دادند.
 
وی افزود: در میان درخواست‌های بسیاری که برای جلسه می‌شود چرا عمار انتخاب می‌شود و این فیلمسازهایی که با دغدغه دین و انقلاب اسلامی کار می‌کنند اجازه حضور در محضر رهبری را می‌یابند؟ به نظرم این نشان‌دهنده تاکید رهبری برای استفاده و بکارگیری رسانه توسط حزب‌الهی‌هاست و حضور آنها چه در عرصه مستند و چه در عرصه داستانی است که چه در جشنواره‌ها و چه در شبکه‌های تلویزیونی قابل پخش است.

اسلام‌زاده مهمترین نکته در این دیدار برای خودش را معنویت این دیدار دانست و تاکید کرد: این دیدار به من کمک می‌کند که سال‌های بعد که می‌خواهم کار کنم یک انرژی مضاعفی داشته باشم.
 
وی افزود: نخستین نکته این دیدار آن بود که بچه‌های فیلمسازی در این جلسه آمده بودند که با مشتقات زیادی دارند فیلمسازی می‌کنند مثلاً افغانستان می‌رود خانواده‌اش تنهاست؛ یکی سوریه می‌رود و مترجمش جلوی چشمانش شهید می‌شود و استرس زیادی به خانواده‌ها وارد می‌شود و این نکته که آقا فرمودند شما مشغول جهاد کردن هستید این انرژی زیادی برای من و دیگر دوستانم بود که بتوانند ادامه کار را محکم‌تر دنبال کنند.

این مستندساز با بیان اینکه احساس من این بود که یکسری دوستان بحث «اسب چموش» در سینما را خیلی بزرگ می‌کنند و حتی در اختتامیه ققنوس یکی از اساتید حرف‌های تندی علیه سینما زدند، تصریح کرد: رهبری خیلی ساده با این مساله برخورد کردند و گفتند شما در محیط آلوده با لباس ضدگلوله وارد شوید.
 
وی افزود: بحث دیگر عدم پرداختن به رسانه در سند چشم انداز بود که آقا متواضعانه قبول کردند که در این زمینه غفلت شده است.
 
اسلام‌زاده با اشاره به توصیه رهبری به جشنواره عمار برای داشتن اتاق فکر و اتاق سیاستگذاری، گفت: این نکته خیلی مهمی بود که ما جشنواره‌هایی داریم که نسبت به فیلم‌هایی که نیاز دارند پیشنهاد فیلم می‌دهند و رهبری فرمودند که این اتاق فکر در جشنواره عمار شکل بگیرد.

وی افزود: برخی اساتید درباره ریزش بیشتر صحبت می‌کردند که رهبری خیلی معمولی و معقول برخورد کردند که این خیلی طبیعی است اما مهمترین بحث ایشان این بود که حضرت عمار سرلوحه شما باشد و این صحابه دلیل اینکه سقوط نکرد این بود که لذت مناجات را درک کرده بود و تبعیت از ولایت داشت هرچند این را رهبری ذکر نکردند.
 
اسلام‌زاده که در کشورهای بیداری اسلامی مستندسازی کرده است درباره سخنانی رهبری معظم انقلاب درباره سینمای غرب گفت: ما الان در شرایطی هستیم که با آمریکایی‌ها پنجه در پنجه هستیم که در این بین دشمن دشمنی‌اش‌ را می‌‌کند و آقا فرمودند من تعجب می‌کنم که فیلم «آرگو» دیر ساخته شده و حتی رهبری به آبراهام لینکلن اشاره کردند که از این شخصیت ضعیف قهرمان ساختند و این یعنی هنرمندان هم باید بروند فیلم بسازند.

وی افزود: آقا همچنین فرمودند چون سلایق شما با هم فرق می‌کند نقاط ضعف یکدیگر را دنبال نکنید و وحدت حفظ کنید و همدیگر را متهم نکنید.
 
اسلام زاده در بخش دیگری از این گفت‌و گو گفت: من دو مطلب داشتم که می‌خواستم مطرح شود که حالا آنها را عرض می‌کنم اول اینکه ما بالاخره به عنوان مستندساز دوست داشتیم خدمت رهبری عرض کنیم که نقد درون گفتمانی توسط بچه‌های معتقد به نظام که حاضرند درباره فلان سازمان کار کنند و کارشناسش را هم همراه داشته باشیم در همین حد فرصت نمی‌یابند و ما در قبال برخی مسائل داخلی سکوت کردیم و دشمن هرچه می‌خواهد در این زمینه می‌گوید و می‌خواستیم نظر آقا را بدانیم که اگر وارد چنین صحنه‌ای شویم منتظر برخورد هستیم حضرت آقا چه صلاح می‌دانستند.
 
وی افزود: نکته دوم این بود که ما در جهان اسلام افتخارمان این است که پیرو مقام معظم رهبری هستیم که بر وحدت شیعه و سنی تأکید دارند اما یک جریان تندروی شیعه هست که اقداماتی همزمان هفته وحدت انجام دادند که بازتاب بسیاری در جهان اسلام داشت و ما می‌خواستیم از رهبری بخواهیم که با این افراد برخوردهای سنگین‌تری شود.

مشرق


:: بازدید از این مطلب : 2176
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

مراسم هفتمين روز خاكسپاري شهيد سرتيپ حسن شاطري با حضور جمع كثيري از مردم و مسئولان در محل دفن آن شهيد در امامزاده يحيي(ع) سمنان برگزار شد.

در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين شيرازي نماينده ولي فقيه در قرارگاه خاتم الانبيا(ص) در سخناني با اشاره به ولايتمداري و سخت كوشي شهيد شاطري در راه آرمانهاي امام و انقلاب گفت: وقتي خبر شهادت ايشان را به رهبر معظم انقلاب داديم فرمودند: «خوشا به حال حاج حسن، جواني اش در مسير خدمت به دين و انقلاب و امام بود و در پايان با نوشيدن شربت شيرين شهادت بهترين پايان را براي زندگي خود رقم زد.»
وي افزود: رهبر معظم انقلاب با درخواست براي پذيرش خانواده شهيد شاطري در ملاقات با آنها خطاب به فرزندان وي فرمودند: از اين پس من پدر شما هستم.
شيرازي گفت: برخي در ميانه راه مي مانند و از امتحان الهي رد مي شوند اما شهيد حاج حسن شاطري جانانه از همه امتحانهاي الهي سربلند بيرون آمد و در اين راه البته سختي هاي فراواني متحمل شد.
وي اظهار داشت: شهيد شاطري عليه نظام پليد شاهنشاهي و طاغوت فعالانه حضور يافت و پس از پيروزي انقلاب در اطاعت از امام خميني(ره) به جهاد سازندگي و خدمت به محرومان شتافت و با شروع جنگ نيز همواره تسليم خواست فرمانده كل قوا بود.
وي سراسر تاريخ را صحنه مبارزه ميان جبهه حق و باطل دانست و افزود: در زمان حاضر از جنگ سخت عبور كرده ايم و رويارويي فعلي جنگ نرم و فرهنگي است.در اين مراسم چند تن از همرزمان شهيد در لبنان حضور داشتند.

مشرق


:: بازدید از این مطلب : 2016
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

 خانواده شهيد مصطفي احمدي روشن در پيامي رحلت عالم رباني حضرت آيت الله خوشوقت را به محضر رهبر معظم انقلاب و بستگان و ارادتمندان اين عالم فقيد تسليت گفتند.

به گزارش رجانيوز، خانواده شهيد احمدي روشن در اين پيام با اشاره به ارتباط بسيار شهيد احمدي روشن با مرحوم آيت الله خوشوقت آورده‌اند: اين عالم رباني و عارف الي الله همواره ملجاء و پناه مصطفاي ما بود و نقش بي‌بديل اين استاد برجسته اخلاق در شكل‌گيري شخصيت ولايي و انقلابي شهيد ما، قابل انكار نيست.
 
خانواده شهيد احمدي روشن در ادامه پيام خود تصريح كرده‌اند: بعد از شهادت مصطفي، آيت الله خوشوقت براي ما همواره چون پدري مهربان مرهم داغ فقدان شهيد احمدي روشن و راهنماي رفتاري ما براي چگونه تربيت كردن عليرضاي كوچك اين يادگار شهيد احمدي‌روشن بودند.


:: بازدید از این مطلب : 2217
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

حجت الاسلام پناهیان گفت: باید فضای سیاسی انتخابات را با محور تقوا کنترل کنیم تا جامعه هیچ آسیبی نبیند.

حجت الاسلام پناهیان در گفت و گو با "ندای انقلاب" در مورد انتخابات و اخلاق انتخاباتی گفت: ما بیش از اخلاق امروز به تقوا نیاز داریم زیرا  اخلاق به تشکیک است و ممکن است که معانی مختلفی از آن برداشت شود ولی وقتی راجع به تقوا صحبت می کنیم چون که صد آید نود هم پیش ماست.
 
وی اظهار داشت: دیگر نمی توانیم مسئولینی را در عرصه سیاست تحمل کنیم که از تقوا فاصله داشته باشند و باید صریحا این شعار مطرح شود که مسئولین باید تقوایشان از مردم بیشتر باشد. تقوا خودش گویایی لازم را دارد و مهم ترین توصیه قرآن است.
 
حجت الاسلام پناهیان ضمن یادآوری رحلت آیت الله خوشوقت گفت: خدا رحمت کند آیت الله خوشوقت، ایشان مدام بر تقوا تاکید داشتند و رحلت ایشان باید موجب شود که ما به یادگارهای معنوی ایشان بیشتر توجه کنیم.
 
وی در مورد فضای سیاسی انتخابات خاطر نشان کرد: باید فضای سیاسی انتخابات را با محور تقوا کنترل کنیم تا جامعه هیچ آسیبی نبیند. 
 

حجت الاسلام پناهیان با توجه به ذکر این موضوع که در فتنه آینده با دین به جنگ دین خواهند آمد، خاطرنشان کرد:وقتی اقدامی برای گرفتن حق به روش ناحقی صورت بگیرد، این فتنه پیچیده تر از آن خواهد


:: بازدید از این مطلب : 2126
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

آئین مطلا کردن ضریح مطهر آقا امام حسین (ع) انجام شد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2041
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 03 اسفند 1391


اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.


حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.


مرغ دلم راهی قم می شود   در حرم امن تو گم می شود
 

عمه سادات سلام علیک       روح عبادات سلام علیک


کوثر نوری به کویر قمی          آب حیات دل این مردمی


عمه سادات بگو کیستی      فاطمه یا زینب ثانیستی


از سفر کرب بلا آمدی        یا که به دیدار رضا آمدی



مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: ?آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.?

مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.


فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: ?هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست?.

 
برگزيدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: ?بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد» مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 


زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
يکي از ويژگي‌هاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شيعيان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 
امام رضا (ع) و لقب معصومه
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.


القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  


محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است».

فضيلت بي نظير
شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
 

غروب غمگين
حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

 


:: بازدید از این مطلب : 2390
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 03 اسفند 1391


دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، بیانات رهبر معظم انقلاب در بیت مرحوم آیت‌الله خوشوقت و در جمع بستگان و علاقه‌مندان ایشان را منتشر کرد.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با بستگان آیت‌الله خوشوقت فرمودند: تسلیت عرض می‌کنیم به آقازاده‌ها و خانواده و همه‌ شماها و به همه‌ اهل معنا و اهل معرفت و اهل سلوک درگذشت جناب آقای خوشوقت را.

در واقع اگر کسی متأثر می‌شود، گریه می‌کند، ناراحت می‌شود، باید برای خودش باشد. ایشان که خب یک عمر طولانی با برکتی را گذراندند، و همه‌اش هم در راه خدا، همه‌اش برای خدا؛ زندگی پاکیزه، نورانی. از اول جوانی، ایشان در همین راه توحید و راه معرفت و راه سلوک بودند. تا آخر این عمر طولانی، ایشان در این راه ظاهراً لحظه‌ای توقف نکردند و پیش رفتند. خب خدای متعال هم انشاءالله عملش با ایشان عمل بندگان صالح خواهد بود، عمل اولیاء خواهد بود انشاءالله. گفت: پس عزا بر خود کنید ای خفتگان!

امیدواریم انشاءالله برکات آقای خوشوقت منقطع نشود از ماها، از شما جوانها، و برکات ایشان استمرار داشته باشد. بعد از رها شدن از قید مادی و مادیت، ارواح بندگان خوب خدا توانایی‌های بیشتری دارند؛ دعا می‌کنند، دستگیری می‌کنند، هدایت می‌کنند. رابطه را بتوانیم با اینها حفظ کنیم و نگه بداریم به نفعمان است، بتوانیم رابطه‌مان را با اینها حفظ کنیم، منتفع بشویم از دعایشان، از توجهاتشان، از برکاتشان انشاءالله. خدا انشاءالله درجات ایشان را عالی کند، و جایشان هم خیلی خالی است در این اتاق.

خیلی متشکر!


:: بازدید از این مطلب : 2079
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 03 اسفند 1391

به نقل از تسنیم، آیت‌الله خوشوقت از جمله اساتید برجسته اخلاق است که سال‌ها مجلس وعظش در تهران و قم از مسئولان و مقامات کشوری گرفته تا دانشجویان و طلاب جویای حق را به سمت خود کشانده است. آنچه در پی می‌‌آید بخشی از گفت‌وگوی خواندنی حجت الاسلام و المسلمین رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با آیت‌الله خوشوقت شامل بخش‌هایی از جمله بایسته‌های اخلاق اسلامی، هدف از تشکیل حوزه‌های علمیه، خاطراتی از دوران مصدق و ارادت توده‌ای‌ها به سید الشهدا(ع) و حضرت امام(ره) و بیان زوایایی کوتاه از مشی شخصی رهبر انقلاب اسلامی است که در نشریه حاشیه به صاحب امتیازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است.

از روزی که در ازدحام جمعیت به سختی خود را به آ یت الله خوشوقت رساندم و برای نوشتن شرح حال‌شان کمک خواستم بیش از یک سال می‌گذرد، اگرچه ایشان از این امر استقبال نکردند و گفتند که تمام زندگی من یک صفحه بیشتر نمی‌شود اما به مساعدت معظم له این گفتگو انجام شد.

متن ذیل منتخبی از گفتگوی مبسوط صمیمی و پرباری است که میان حجت الاسلام و المسلمین رشاد و آیت الله خوشوقت صورت پذیرفته است که تقدیم حضورتان می شود.
آیت الله عزیز خوشوقت در سال 1305ش در تهران به دنیا آمد، دروس مقدماتی حوزه را از مسجد معز الدوله آغاز کرد و در مدرسه لرزاده ادامه داد. سپس برای بهره بردن از اساتید بنام به حوزه علمیه قم آمد و در آنجا در دروس آیات عظام سید حسین بروجردی، سید محمد حسین طباطبایی، امام خمینی، شهید محمد صدوقی، محمد مجاهدی تبریزی، سید مجد الدین قاضی دزفولی و... شرکت کرد.

بعد از 13 سال تحصیل در قم به تهران بازگشت و تاکنون در تهران حضور دارد و شاگردان و علاقه‌مندان از محضر پربارشان استفاده می‌کنند. امامت جماعت در مسجد امام حسن مجتبی- علیه السلام- در تهران و جلسه درس اخلاق ایشان که هر دو هفته یک بار در مسجد اعظم قم تشکیل می‌شود؛ از جمله اموری هستند که ایشان به آن‌ها اشتغال دارند.

چه مسیری می‌تواند جویندگان سلوک الهی را به مقصد برساند؟

واجبی ترک نشود و حرامی را مرتکب نشویم. این است که ایمان را بالا می‌برد. ایمان که بالا رفت، بصیرت پیدا می‌شود.

یعنی ما ریاضتی فراتر از واجبات و محرمات شناخته شده در اسلام نداریم؟

نه. ریاضت سالم همین انجام واجب و ترک حرام از سن بلوغ تا آخر عمر است. این ریاضت اسلام است. ادامه این ریاضت ایمان را بالا می‌برد و ایمان که بالا رفت انسان بصیرت پیدا می‌کند و حجاب‌ها برطرف می‌شود.

پس این دستورات ریاضتی که بعضی به دیگران می‌دهند مشروع نیست؟

باید منشأ آن همین دو  آیه باشد: "یا اَیُهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوالله" َواجبات و محرمات را مراعات کنید تا ایمان بالا برود و "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا" برای درجات بعد هم ذکر کثیر لازم است؛ این دو آیه اساس اخلاق و رشد است.

اگر کسی بگوید که مثلا وقتی شما یک چله می‌گیرید و در یک محیط آرام تمرکز دارید، حالت ذکر شما تقویت می‌شود و قدرت ذکر و تذکر شما قوت پیدا می‌کند؛ این در همان مسیر است، البته منوط به اینکه خلاف شرع نباشد.

فقط با اطاعت فرمان است که می‌توان به طرف خدا رفت؛ بنابراین در تمام مراحل، چه در قسمت اول باشیم و چه در قسمت دوم -که واجب نیست ولی برای حرکت به طرف هدف الزامی است- این مساله لازم است، یعنی اطاعت فرمان باید آنجا باشد.

من از این بیان حضرتعالی این جور برداشت می‌کنم که گویی ما چیزی به نام سلوک عرفانی نداریم و هرچه هست، همان دستورات شرعی واجب و حرام و مستحب و مکروهی است که در فقه بیان شده و دستورهایی که در قالب اخلاق ذکر شده است.

بله همان آیه است. منتها مردم می‌خوانند ولی عمل نمی‌کنند. کم هستند افرادی که در طول عمر تقوا را رعایت کنند. کار خیر زیاد می‌کنند و کنار آن هم مرتکب گناه می‌شوند و همین گناهان حجاب می‌آورد. اینها افراد نادری هستند که کار حرام انجام نمی‌دهند و این می‌شود که ایمان مرتب در تزاید باشد و ایمان که در تزاید باشد، حرکت در مرحله دوم آسان‌تر می‌شود.

شما پیشتر فرموده بودید که مرحوم علامه می‌گفتند طی طریق و مراتب کمال پله پله است. چه مراحل دیگری برای سیر و سلوک الی الله وجود دارد؟

بله، پله شریعت و پله رشد ایمان، این دو آنجا ادامه دارد. منتها در آنجا دستورالعمل‌هایی به صورت ذکر مطرح است که باید عمل شود که یاد خدا باید بیشتر باشد، کمتر نمی‌شود باشد، چون خدا گفته "کثیرا" زیاد و کم نه؛آنجا به ادامه تقوا عمل می‌شود به ادامه ذکر کثیر هم عمل می‌شود. این آدم را جلو می‌برد و با این دو گام، فرد بصیرت پیدا می‌کند و چیزهایی می‌بیند و می‌فهمد که دیگران نمی‌فهمند.

مرحوم علامه طباطبایی مراتب و منازلی برای سلوک قائل نبودند؟

مرتبه سلوک همین است. اول باید یاد بگیرد که چه چیز واجب است و عمل کند و بعد هم وارد "ذکر کثیر" شود. اگر این را ادامه بدهد وارد مرحله دوم می‌شود.

درخصوص نظم حوزه، اخلاق در حوزه، نظام آموزشی حوزه و زیّ طلبگی مورد توجه طلبه‌ها اگر مطالبی دارید بفرمایید، ممنون می‌شویم.

هدف از تشکیل حوزه‌های علمیه دینی از اول این بود که چون می‌خواهیم اسلام‌شناس داشته باشیم، عده‌ای باید ممحض در تحصیل باشند که در نهایت دین‌شناس شوند. چون همه مردم که نمی‌توانند هم کار کنند و زندگی را تأمین کنند و هم درس بخوانند، آنچه را که مقدمه‌ی دین‌شناسی است، مطرح کردند.

منبع دین ما، قران و حدیث عربی است، اول باید طالب علوم دینی که عرب نیستند از صرف و نحو و لغت و معانی شروع کنند تا با فهم اینها بتوانند قرآن و اخبار را بفهمند و به دیگران منتقل کنند. این شد شغل روحانیت. حوزه را هم به همین منظور درست کردند که نسل جدید بیاید و ادامه داشته باشد. اساس کار این است.

منتها کنار حوزه‌ها جریان دیگری هم در حال رشد است و آن اطلاعات جدید غربی است. قدیم این حرف‌ها نبود و نیازی نبود این چیزها را یاد بگیرند. مردم هم عوام و بی‌سواد بودند و همان دین خالص را به آنها یاد می‌دادند. اما الان مسأله طور دیگری است، اکثر جمعیت‌های کشورهای اسلامی تحصیل کرده و دانشگاه رفته هستند و در غرب درس خوانده‌اند، باید حوزه‌ها طوری باشند که هم کتاب و عترت را بفهمند و هم این قضایا را با لعاب و رنگ علم دین به مردم منتقل کنند.

این هنر را باید داشته باشند که همان دیروزی را بتوانند به سبک امروز ترویج کنند و به مردم بدهند. هدف حوزه‌ها همین است و باید این مقدمات فراگیری شود تا بفهمند افعال قرن و حدیث چیست، اتصالات نحوی و لغوی آن چیست و خودشان عمل کنند و به دیگران هم یاد بدهند. اما اگر این را امروز بخواهیم یاد بدهیم با سؤالات بسیار مواجه هستیم.

امروز باید تجهیزاتی داشته باشیم که بتوانیم آن شبهات را جواب بدهیم. لذا این فکر خوبی است که اول دیپلم بگیرند و بعد به حوزه بیایند تا مقداری با مسائل روز آشنا شوند. بیگانه نباشند که خدای ناکرده حرف‌هایی بزنند که مردم بیشتر از دین زده شوند. این دو مسأله را باید امروز جمع کنیم.

نظر شما درباره لزوم آشنایی طلاب با علوم روز چیست؟

حوزه‌ها باید حوزه‌هایی باشند که در علم و عمل پیش‌قدم باشد. علم خالی کافی نیست، چون در عمل کارهایی می‌کنند که مردم از دین زده می‌شوند. باید اخلاق قرن و حدیث مطرح شود. طلبه‌ها باید خودشان آراسته شوند به مسائل عقیدتی و اخلاق اسلامی، بعد این را در قالب‌های مناسب به مردم هم یاد بدهند که اگر شبهه‌هایی هم ایجاد شد بتوانند جواب بدهند. اساساً این که آقای طباطبایی شروع کرد به درس فلسفه و نه عرفان جهت همین بود.

متأسفانه زمان مصدق توده‌ای‌ها خیلی رواج پیدا کردند، دسته‌های طولانی چهار نفره، از دخانیات تهران تظاهرات کردند. حتی در زمان آقای بروجردی یک روز دیدم سوار دوچرخه شده‌اند و توده‌ای‌ها خیابان‌ها را پر کرده‌اند. آقای بروجردی وحشت کرد و گفت من نمی‌دانم مصدق می‌خواهد چه کار کند.

یعنی مصدق به توده‌ای‌ها میدان داد؟

بله، برای این که جمعیتش زیاد شود، آنها هم استفاده کردند و تأیید کردند و بعد کارهای خود را انجام دادند. روزنامه داشتند، حرف‌های ضد دین و انبیا می‌زدند. یک روز هم اینها در مقابل پیشنهاد مصدق، تغییر خط را پیشنهاد دادند.آ قای بروجردی اجازه داد طلبه‌ها تظاهرات کنند. گاز اشک آور را اولین بار آنجا دیدم که اصلاً قابل تحمل نبود؛ چند نفر هم زخمی شدند، بعد علما به عیادت آمدند و سروصدا زیاد شد. بعد هم آ قای بروجردی گفت باید علیه مصدق طرح دعوا کنند، به طلبه‌ها بی‌حرمتی کردند. چند تا از وکلای پیرمرد کاری را دعوت کردند که گفته شد صلاح نیست شما به تهران کشیده شوید و بروید و بیایید؛ مناسب نیست، خلاصه ایشان هم گذشتند؛ در زمان مصدق چنین اتفاقاتی افتاد. ایشان در آن زمان خیلی ناراحت بودند.

یادم می‌آ‌ید بعد از نماز به مدرسه‌ی حجتیه می‌رفتم، دیدم تعداد زیادی اتوبوس در خیابان صف کشیده‌اند. احساس کردم از تهران می‌آ‌یند یا از جای دیگری به تهران می‌روند. در همین حین از در صحن بزرگ، سربازان با عده‌ای بیرون می‌آ‌یند. پرسیدم چه خبر است؟ گفتند اینها همان توده‌ای‌هایی هستند که در ارتش نفوذ کرده بودند، شاه گرفته و تعدادی از آنها را اعدام کرده و اینها را هم به بندرعباس تبعید می‌کند. در این حین، یک آقایی به اسم سید محمد غزلخوان که زورخانه‌ای هم بود، یک روضه‌ی علی‌اکبر برای توده‌ای‌ها خواند که همه این توده‌ای‌ها گریه می‌کردند.

در واقع اینهایی که توده‌ای یا مارکسیست می‌شدند، نمی‌دانستند به چه چیز دارند گرایش پیدا می‌کنند. بیشتر از روی احساسات و جوهای اجتماعی بود و جنبه اجتماعی مارکسیست مد نظر بود، اما عقاید دینی‌شان در باطن وجود داشت.

رفته بودیم امامزاده داوود و آنجا مرتب تعزیه‌خوانی بود، یک توده‌ای آنجا مثل ابر بهار گریه می‌کرد. داستان امام حسین عاطفی است و دیدم همه اینها هم گریه می‌کردند. یادم می‌آید وقتی مردم پادگان ولیعصر را ترک کردند، یک نفر طرف من آمد، دیدم دستش خونی است، هرکسی از پادگان یک چیزی برداشته و همه را غارت کرده بودند. گفتم چه آ وردی؟ گفت که یک هفت‌تیر آورده‌ام من خدا را قبول ندارم، اما شاهرگم را برای خمینی می‌دهم.

از سوابق آشنایی خود با مقام معظم رهبری بفرمایید؟

ایشان مدرسه‌ی حجتیه بودند و در طبقه‌ی بالایی حجره ما حجره داشتند.

با هم رفاقت داشتید؟

نه. ایشان زود به مشهد رفتند، چون پدرشان نابینا شد، و به او گفتند به مشهد برود و ایشان هم رفتند. زیاد با هم آشنا نشدیم. بیشتر در تهران با هم آشنا شدیم.

آقا به اعتبار نسبت فامیلی به منزل شما می‌آ‌‎یند؟

بله. آقای حداد می‌گفتند ظاهرا عروس آقا که دختر ایشان است، برای زیارت مشرف شده بود وقتی برگشته بودند، ایشان می‌گفت یک مرتبه دیدیم که بدون اطلاع قبلی شب‌هنگام ایشان دق‌الباب کردند و برای دیدن عروس‌شان تشریف آوردند که همه خوشحال شدند. ایشان سرکشی به بستگان و منسوبین دارند.

بله دارند. ارتباط عاطفی زیادی با اطرافیان‌شان دارند. ایشان با همین عاطفه و جاذبه همه را جذب کرده‌اند.

مثل اینکه شما المراقبات میرزا جواد آقا ملکی را تصحیح کردید؟

من یک وقت شنیدم ایشان کتابی به نام اسرارالصلاه دارند، درس اصول ایشان هم می‌رفتیم. بعد می‌خواستم این را چاپ کنم، نمی‌دانستم المراقبات هم دارد. رفتم سراغ مرحوم امام که تقریظی به اسرارالصلاه بزنند. ایشان گفتند کتاب بهتر از این هم ایشان دارد به نام المراقبات. من هم ندیده بودم که گفتند من و مرحوم سیداحمد زنجانی تصحیح کرده‌ایم. من رفتم پیش مرحوم سیداحمد زنجانی، گفت کتاب را محدث ارموی برده تهران تا چاپ کند.

من درس گرفتم و تهران پیش این بنده خدا رفتم، دیدم معمم است؛ البته شب‌ها معمم می‌شد ولی روز شاپو به سر داشت. گفتم چرا؟ گفت من در این لباس روزها احساس ناراحتی می‌کنم و به این شکل راحت‌تر کار می کنم. پرسیدم چاپ کتاب به کجا رسید؟ گفت من دیدم اگر بخواهم چاپ کنم باید تغییراتی در آن بدهم و صلاح ندانستم. گفتم بدهید من ببرم و چاپ کنم. آوردیم و چاپ کردیم.

یعنی تصحیح و تقریر امام و مرحوم سیداحمد زنجانی را شما منتشر کردید. خود شما تصحیح نکردید؟

مختصری دست بردم و در تهران منتشر شد. دو هزار جلد در چاپخانه حیدری چاپ کردم.
امام خیلی تحت تأثیر میرزاجواد آقای تبریزی است. سرالصلاه ایشان به نحوی تقریری از اسرار الصلاه است.

بله ایشان خیلی ارادت داشت. شنیدم اواخر عمر احساس ندامت کردند که من چرا خدمت ایشان در قم زیاد نمی‌رفتم.

کتاب‌های دیگری هم در دست چاپ دارید؟

نه خیر.

خود شما تقریرات دروس اساتیدتان یا تعلیقاتی ندارید؟

من همه را نوشته بودم، دزد آمد از حجره برد.


:: بازدید از این مطلب : 2486
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 02 اسفند 1391

به نقل از باشگاه خبرنگاران، یکی از تلاش های بی نتیجه دشمنان اسلام که طی 14 قرن اخیر همواره با شکست مواجه شده، اقدام برای تحریف قرآن بوده است که این موضوع طی سالهای اخیر و با گسترش تکنولوژی های مختلف، رشد کرده است.

به تازگی نیز برخی رسانه های غربی گزارش داده اند که نسخه ‌ای از یک نرم ‌افزار تحريف شده قرآنی شامل متن عربی و ترجمه انگليسی قرآن كريم در بازار محصولات ديجيتال منتشر شده است. نکته قابل تامل درباره این نرم افزار که پایگاه اطلاع رسانی hopeitw به آن اشاره کرده این است که اين نرم‌افزار در حال حاضر از سوی آمازون به فروش گذاشته شده و در بخش «آی ‌تونز» پايگاه اينترنتی «اپل» قابل دانلود است.



بر اساس اطلاعات منتشر شده متن عربی نسخه قرآن اين نرم‌ افزار كه قابل نصب بر روی گوشی‌های اپل و گوشی‌ های دارای سيستم‌ عامل اندرويد است، دارای اشتباهات فاحش است و تعدادی از مسلمانان با راه اندازی کمپین های اطلاع رسانی، از همدینان خود خواسته اند ضمن اطلاع رسانی و اعتراض به آمازون و اپل، از دانلود کردن این نرم افزار خودداری کنند.

 


:: بازدید از این مطلب : 1679
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران