میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 410
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2842
:: بازدید ماه : 8973
:: بازدید سال : 15189
:: بازدید کلی : 15189
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392

 


:: بازدید از این مطلب : 2037
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392
 

 

به دو چیز معروف بود: تعبیر خواب و کار خیر. شغلش کفاشی بود اما مغازه کوچک و محقرش پیش و بیش از آنکه محلی برای کسب باشد مامنی برای حل گره ها بود.دکانش نه فقط محل تعبیر که تاویل خواب هم بود، نسخه هایش شامل آیات قرآن، ادعیه و نذورات بود، اما نه مثل بعضی که با مقدسات تجارت می کنند، که او با خدا معامله کرده بود.

به گزارش پایگاه 598، حاج اکبر کفاش (اکبر نیکزاد) پیرمرد باصفای قمی در آستانه شب های مبارک قدر دعوت حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست.
 
به دو چیز معروف بود: تعبیر خواب و کار خیر. شغلش کفاشی بود اما مغازه کوچک و محقرش پیش و بیش از آنکه محلی برای کسب باشد مامنی برای حل گره ها بود.
 
دکانش نه فقط محل تعبیر که تاویل خواب هم بود، نسخه هایش شامل آیات قرآن، ادعیه و نذورات بود، اما نه مثل بعضی که با مقدسات تجارت می کنند، که او با خدا معامله کرده بود.
 
مرد وفا بود، سالها تا توان داشت از همسر بیمارش به شخصه پرستاری می کرد در حالی که اگر می دیدیش فکر می کردی خود نیاز به مراقبت و پرستاری دارد.
 
سفارش های رجبعلی خیاط را چه خوب به یاد داشت: از برخورد با نا محرم بپرهیزید، گرد غیبت نگردید و ...
 
و حرف آخر اینکه اگر از زندانی که برای خود می سازیم بیرون بیاییم و با چشم دل مردم اطراف مان را ببینیم، امثال او را خواهیم دید، کسانی را که بیش از آنکه در بین اهل زمین معروف باشند در بین اهل آسمان ها معروفند، چرا که اهل زمین به زمینیان می نازند و اهل آسمان به آسمانی ها.
 
حجت الاسلام موسوی مطلق از خطیبان اهل دل در رثای مرحوم علی اکبر کفاش این گونه نوشت:
در این دنیای به ظاهر شلوغ گاهی افرادی یافت می شوند خلوت، یعنی از کثرت به وحدت رسیده اند، چشمانت را باز کن اطرافیانت را خوب تماشا کن از اهل خانه ات تا عالم محله ات تا بقال و قصاب و راننده و شاطر و خیاط و کفاش… عارف فرزانه مرحوم حاج آقا فخر تهرانی فرموده بودند: خداوند در هر شهری در هر صنفی ولّی  از اولیاء خود دارد که حجت بر دیگران باشد.
 
یک شب خواب عجیبی دیدم، ارادۀ تعبیر خوابهای خودم را معمولاً ندارم. معبرهای  خوب را در ذهنم مرور کردم به دلم افتاد آن کفاشی که قبلاً رفته بودم و او را ملاقات ننموده بودم مجدداً بروم، وصفش را زیاد شنیده بودم می گفتند در تعبیر خواب کم نظیر است  و بسیاری از بزرگان نیز در تعبیر خواب به او مراجعه می کنند، البته تنها هنرش این نبود، هنرش در بندگی خدا بود در دستگیری از ضعفا بود، صبح علی الطلوع بعد از زیارت کریمه اهل بیت علیهم السلام کوچه پس کوچه ها را پشت سر گذراندم مغازه او که حالا دیگر شبیه به یک موسسه خدمات رسانی به محرومین است را پیدا کردم. با محبت پذیرفت و گفت بگو چه دیده ای؟ گفتم : خواب دیده ام رفته ام حرم سیدالشهداء علیه السلام ولی مأمورین عراقی نمی گذارند کسی وارد حرم بشود. الا جنازه ها را با  تابوت اجازه ورود می دادند، در همین حین یک مأمور عراقی صدا زد:  آقا سیّدعباس ! بیا جنازه ات را بگیر و برو حرم،  خنده ام گرفت گفتم:  جنازه خودم را ؟! گفت:  بله! رفتم و زیر یک تابوت را گرفتم از زیر تابوت می دیدم جنازه ام کفن شده درون تابوت قرار دارد، به محض ورود به حرم جنازه، بلند شد دست ادب به سینه گذاشت و سلام کرد و دوباره خوابید، بنده هم در زیر تابوت یک دست به سینه و دست دیگرم زیر تابوت بود و از خواب بیدار شدم.
 
لبخندی زد و گفت: آقا سیّدعباس قربون خودت و جدّت برم خدای متعال به برکت امام حسین علیه السلام یک دختر  و با برکت به شما عنایت می کند، تعجب کردم ولی قبول نمودم و همینطور هم شد، یک هفته بعد متوجه شدیم که قرار است خدا فرزندی عنایت کند و پس از مدتی فهمیدیم دختر است… این خواب باعث شد با یک مرد کاملاً بیدار آشنا شوم و هر  از چندگاهی محضرش شرفیاب می شدم.
 
روی نماز اول وقت، دعا در حق دیگران، اقامۀ عزای اهل بیت علیهم السلام  و خدمت به خلق الله از هر طریق ممکن و درک محضر عالمان تأکید داشتند و عجب ایامی  به سمت محبوب پرکشید، فقرا و یتیمانی که وی به آن ها سرکشی می کرد دیگر از امشب حاج اکبر را نخواهند دید کما اینکه خرابه های کوفه نیز….

:: بازدید از این مطلب : 2795
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392
روش عرفان حلقه بسیار خطرناک و مبتنی بر اکسورسیزم مسیحی است/فرقه حلقه در حال دریافت مبالغ کلان از مردم به اسم درمان است

 

حجت الاسلام محرابی مدیر موسسه فرق و ادیان گفت: روش درمانی طاهری که بسیار خطرناک هست مبتنی بر رابطه با اجنه یا همان اکسورسیزم(جن گيري) مسیحی است.

محرابی در گفتگو با رجانیوز ضمن هشدار به خانواده ها اظهار داشت: شبکه شعور کیهانی که طاهری رهبر فرقه مدعی ارتباط با روح القدس بود رسما نوعی جن گیری مدرن است و بسیاری از افرادی که تحت درمان این فرقه قرار گرفته اند نه تنها خوب نشده اند بلکه دچار وسواس های ذهنی،فراموشی،رعشه،ترس،بیخوابی و حتی دیدن برخی موجودات(جن)در منازل خود شده اند.
 
محرابی یادآور شد: بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد بسیاری از افرادی که وارد این فرقه شده اند بعد از مدتی با بازگشت بیماری مواجه بودند وحتی افرادی بخاطر اطمینان به این روش از مراجعه به پزشک خودداری کرده اند که دچار تشدید بیماری شده اند.
 
وي گفت: طاهری مدعی بود که روش وی بر اساس دریافتهای شخصی وی است و این در حالیست که با تجربه های شخصی غیر علمی کسی حق ندارد با جان مردم بازی کند.
 
محرابی اظهار داشت: بیشتر مسترها(سرگروه های آموزشی)فرقه حلقه در حال دریافت مبالغ کلانی از مردم به اسم درمان و آموزش هستند که این کار نوعی کلاه برداری محسوب می شود.
 
محرابی گفت:عرفان حلقه نه تنها اسلامی نیست بلکه انحرافات فراوانی دارد.وی با یادآوری اهانتهای طاهری به رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله؛تمسخر مهدویت،اهانت به قران و پیامبران الهی و دفاع از شیطان،این فرقه را یکی از منحرف ترین فرقه ها دانست.
 

:: بازدید از این مطلب : 3143
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392

چند نكته ي مهم پيرامون سجده واجب قرآن

 

‌الف ) در چهار سوره از قرآن مجيد، آيۀ سجده وجود دارد:

 

1- سورۀ والنّجم (‌آيه 62) [سوره ي 53 قرآن است ودر جزء 27 مي باشد]

 

2- سورۀ إِقرأ (يا همان سوره علق آيه 19) [سوره ي 96 قرآن است ودر جزء 30 مي باشد]

 

3- سورۀ ألم تنزيل (يا همان سوره سجده آيه 15) [سوره ي 32 قرآن است ودر جزء 21 مي باشد]

4- سورۀ حم سجده (يا همان سوره فصلت آيه 37) [سوره ي 41 قرآن است ودر جزء 24 مي باشد]

ب) انسان چه آيه ي سجده را بخواند و چه بشنود بايد سجده كند ؛ پس در جلساتي كه قاري تلاوت مي كند و ما هم آرام تكرار مي كنيم ؛مثل اعمال ام داوود در اعتكاف و يا قرآن خواني در مساجد و جلسات،  2 سجده واجب مي شود

ج)  اگر انسان، آيۀ سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن‌را ندارد، بشنود و يا آن‌را از مثل راديو ضبط بشنود، اگر مستقيم نباشد؛ لازم نيست سجده كند (البته اگر خودش تكرار كند ، براي خواندن بايد سجده كند ، اما براي گوش دادن لازم نيست)

د) ‌در سجدۀ واجب قرآن،بايد بر چيزي سجده كند كه سجده بر آن صحيح است و نمى‌شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد، ولى ساير شرايطى كه در سجدۀ نماز لازم است، در اين سجده واجب نيست.

ه) سجده را بايد بعد از تمام كردن آيه ي سجده دار  انجام داد؛ نه بعد از قرائت كلمه سجده دار

و) هر گاه شخصى در سجدۀ قرآن، پيشانى خود را به قصد سجده بر زمين بگذارد، حتى اگر ذكرى هم نگويد، كافى است هر چند مستحب است اين ذكر گفته شود: لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ حَقَّاً حَقَّاً. لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ ايمٰاناً وَتَصْديقاً. لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ عُبُودِيَّةً وَرِقَّاً. سَجَدْتُ لَكَ يٰا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لا مُسْتَنْكِفاً وَ لا مُسْتَكْبِرَاً، بَلْ انا عَبْدٌ ذَليلٌ ضَعيفٌ خٰائِفٌ مَسْتَجيرٌ.


به توضيح المسائل مراجع از مساله 1093 تا مساله 1099 مراجعه شود


:: بازدید از این مطلب : 3778
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام  قَالَ قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ:

 

تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ

 

به امام صادق (عليه السلام) گفته شد :  . . . قول خدا ي عز و جل كه " ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم": «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم»،  اما ما او را مى‏خوانيم و اجابتى دريافت نمى‏كنيم،

 

فرمود: به نظر تو خداوند وعده خلافى مى‏كند؟

 

گفتم: نه، فرمود: پس اين از چه راه است؟ گفتم: نمى‏دانم،

 

فرمود: ولى من به تو خبر مى‏دهم، هر كه خدا عز و جل را اطاعت كند در آنچه به او فرمان داده است و سپس او را از جهت دعا بخواند، خدا اجابت كند،

 

گفتم: جهت دعا چيست؟

 

فرمود: راه دعا اين است كه

 

1.خدا را سپاسگزارى و حمد كنى و نعمتى كه به تو داده است ياد آور شوى

 

2. او را شكر گزارى

 

3.سپس صلوات فرستى بر محمد (ص) و آلش

 

4.سپس گناهان خود را ياد كنى و بدان‏ها اعتراف نمائى

5.سپس از آنها به خدا پناه برى،

اين راه دعا است،

منبع : اصول كافى ، ترجمه كمره‏اى، جلد ‏6، صفحه : 69


:: بازدید از این مطلب : 2065
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 مرداد 1392

 استاد آقاتهرانی میفرمایند: امام صادق - علیه السلام - فرمودند که حقیقت بندگی سه چیز است: اول اینکه بدانی تمام چیزهایی که داری برای خداست؛ یعنی اینکه تو هیچ مالکیتی بر خودت و بر بدن خودت نداری و اینکه دم از آزادی می زنیم این آزادی محدود است. دوم اینکه این مال را جایی خرج کنیم که خدا میخواهد؛ یعنی اینکه اگر خدا چیزی به تو داده تو حق نداری این را در راه غیر خدا خرج کنی.
وی در ادامه گفت: یکی از نشانه های نفاق این است که تو به کار شهرت پیدا کنی که نکردی.


این استاد اخلاق اضافه کرد: کار سوم این است که بنده در کار خودش تدبیر کند. یعنی من موفقم به برنامه ریزی در کار و خوب انجام دادن کار، حال نتیجه هر چی شد به من و تو ربطی ندارد.مهم این نیست که به نتیجه برسیم همین که کار را درست انجام دادی به نتیجه رسیدی. این مهم است.


آقا تهرانی افزود: یک چیزی که الان خیلی مد شده و التقاط در دین است این است که دنبال نتیجه باشیم و نه به دنبال عمل درست. برای مثال رهبری بالغ بر 5 بار در صحبت های عید نوروز گفتند انتخاب اصلح، حال بعضی ها می گویند فرد منتخب باید مقبول باشد. پس اصلح چه شد؟


وی در بخش انتهایی سخنان خود گفت: شناخت وظیفه، سخت تر از انجام وظیفه است مثلا مردم همه می دانند عرق خوری حرام است، بنابراین این گناه در جامعه کم است. ولی برخی از گناهان مانند نقل و نبات است مثل دروغ، ولی اگر شناخت پیدا کنیم دیگر کسی دروغ نمی گوید.



منبع : خبرگزاری دانشجو | SNN
 


:: بازدید از این مطلب : 1827
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 08 مرداد 1392

«وَ أَعْلَمُ أَنَّكَ لِلرَّاجِينَ‏ بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ» من این را می‌دانم و به آن رسیده‌ام که برای هر امیدواری مقام رجا هست. همین که امیدوار به تو دل ببندد، به اجابت می‌رسد. در امیدواری اجابت هست و موضع اجابت در امیدواری به توست. «وَ لِلْمَلْهُوفِينَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ» جایگاه دادرسی هر گرفتاری نیز نزد توست. تو هستی که به دادِ او می‌رسی. «و أَنَّ فِي اللَّهْفِ إِلَى جُودِكَ وَ الرِّضَا بِقَضَائِكَ» و به راستی می‌دانم که در پناه آوردن به جود تو و در خوشنودی به قضاء تو: «عِوَضا مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِينَ». بخل‌کننده‌ها هم بخل می‌کنند و کاری نمی‌توانند بکنند. من اگر به تو پناه ببرم، اگر تو را بخوانم، به جود و رضای تو و به قضای تو پناه ببرم، می‌دانم آن نقطه‌ای که آن‌جا برای من تمام است این‌جا است. من هرجای دیگری که بروم آن‌ها بخل می‌ورزند، نمی‌دهند، نمی‌توانند و یا ندارند. تنها جایی که می‌شود امید بست و تنها جایی که می‌شود جود، رضا و خوشنودی را ترغیب کرد، این است که خودم را در معرض قضای تو قرار دهم. «وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِي أَيْدِي الْمُسْتَأْثِرِينَ» این گشایشی است از این‌که حاجت خود را در دست افرادی قرار دهم که خودخواه و دنیاطلب‌اند. برای چه سراغ این‌ها بروم؟ چرا تو را با آن‌ها عوض کنم؟ تو چه کم داری؟ اصلاً آن‌ها چه دارند جز بخل؟ جز ناداری؟ جز فقر محض؟ که مردم همه‌شان همین‌طورند. تنها کسی که بی‌نیاز است خداست: «وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ». همه مردم: «فُقَرَاء إِلَى اللَّهِ». همه‌شان فقیرهای خدا هستند. هیچ چیز ندارند. حتی آن‌هایی هم که به ظاهر دارند، چیزی ندارند. اما تو این‌طور نیستی.
«وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ» کسی که به سوی تو بیاید مسافت و مسیرش کوتاه است. تو از رگ گردن به من نزدیک‌تر هستی. راهی نیست. فقط کافی است من به تو رو کنم. چرا که تو رو کرده‌ای. انسان وقتی به دیگران رو می‌کند، آن‌ها رو نمی‌کنند و روی برمی‌گردانند. اما تو قبل از من رو کرده‌ای به من.
«وَ أَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ» تو از خلقت نیز به حجاب نمی‌آیی، مگر این‌که خلق خودشان را به حجاب می‌کشند. من به وسیله اعمال خودم این کار را می‌کنم. اعمال خودم حجاب من است. خب: «حافظ! تو خود حجاب خودی، از میان برخیز»؛ برخیز، برو کنار. بگذار او را ببینی...
اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم



منبع : - استاد مرتضی آقاتهرانی -


:: بازدید از این مطلب : 1974
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 08 مرداد 1392

استاد آقاتهرانی در ادامه بحث اخلاق خود در جمع دانش پژوهان طرح ولایت به ادامه شرح حدیث عنوان بصری پرداخت و گفت: حضرت صادق - علیه السلام - می فرماید این مال مالکیتش با تو نیست، بلکه با خداست. پس هرجا خدا می گوید باید خرج شود. یک نکته مهم این است که این مال فقط منظور اموال دنیوی نیست. طلب کردن مال و منال دنیایی برای دانش آموزان کلاس اول بندگی است.

این استاد اخلاق در ادامه افزود: برای اینکه مطلب بهتر درک شود فکر کنید شما یک کارمند بانک هستید؛ اگر یک گونی تراول 50 هزار تومانی به شما بدهند شما خوشحال می شوید یا ناراحت؟ طبیعتا هیچ کدام؛ چون این مال برای شما نیست و این مال را باید به کسی بدهید و یا جایی خرج کنید که به او صاحب مال می گویند. وقتی شما اینگونه فکر کنید آن وقت به حلال و حرام اهمیت می دهید. کدام یک از مسئولین بودجه‌ای اینگونه‌اند که اگر طرف مقابلشان صدبار خود را بالا و پایین کرد نه یک قران بیشتر به او بدهند و نه یک قران کمتر.

استاد آقاتهرانی خاطر نشان کرد: حضرت صادق - علیه السلام - در ادامه به عنوان بصری می گوید تو در امور تدبیر کن و اینکه تمام گرفتاریت و دغدغه ات این باشد که خدا به چه امر کرده و از چه چیزی نهی کرده است. دیگر خط سومی وجود ندارد: یا امر خداست و یا نهی خدا. امور شامل این دو است.

وی اضافه کرد: من روزی که می خواستم عازم کانادا شوم، رفتم خدمت آیت الله جوادی آملی. ایشان گفتند: حضرت عیسی - علیه السلام - در معرفی خود می گوید: «من بنده خدا هستم و صاحب کتاب، و هر جا می روم مبارک می شود.» سعی کنید شما هم هرجا می روید مبارک شود. برای اینکه به جامعه اسلامی برسیم و به دانشگاه اسلامی برسیم، باید سعی کنیم آنجا را تحت تاثیر قرار دهیم و مبارک باشیم برای محیطی مثل دانشگاه و برای این کار یک نفر هم کافی است. مگر امام - رحمة الله علیه - خود به تنهایی قیام نکرد و مملکت را اصلاح نکرد؟


:: بازدید از این مطلب : 1940
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 08 مرداد 1392

حضرت امام خمینی(ره):

اگر اکرام قرآن و اهل بیت(ع) فقط بوسیدن جلد و ضریح مطهر  بدون عمل به دستورات آنها باشد، مقبول نبوده و شبیه استهزاء و بازیچه است(1)

  لیلة القدر و روایتى در فضیلت آن‏
(لیلة القدر) شبى است که احیاى آن، سنت الهى است و قدر و منزلت آن از هزار ماه والاتر است، شبى است که مقدرات خلق در آن‏شب پایه‏ریزى مى‏شود.(2)

از جمله روایاتى (که) در فضل «لیلة القدر» وارد شده است، (روایتى است) که عارف باللّه، سیدبن طاووس - رضى اللّه عنه - در کتاب شریف اقبال نقل (کردند؛) از پیغمبر(ص) نقل است که فرمود: «موسى گفت: الهى من قرب تو را مى‏خواهم. فرمود: قرب من از براى کسى است که بیدار باشد در شب قدر. گفت: الهى رحمت تو را مى‏خواهم. فرمود: رحمت من براى کسى است که رحم کند فقرا را در شب قدر. گفت: خدایا من گذشتن از صراط را مى‏خواهم. فرمود: این براى کسى است که تصدّق کند به صدقه‏اى در شب قدر. گفت: خدایا از درختهاى بهشت و میوه‏هاى آن مى‏خواهم. فرمود: این براى کسى است که تسبیح کند به تسبیحه‏اى در شب قدر. گفت: خدایا نجات مى‏خواهم. فرمود: نجات از آتش؟ گفت: آرى. فرمود: این براى کسى است که استغفار کند در شب قدر. گفت: خدایا رضاى تو را مى‏خواهم. فرمود: خشنودى من از براى کسى است که دو رکعت نماز بخواند در شب قدر».(3)



«لیلة القدر» کدام شب است؟

براى «لیلة القدر» چنانچه حقیقت و باطنى است، صورت و مظهرى (نیز) است، بلکه مظاهرى است در عالم طبع و چون مظاهر ممکن است در نقص و کمال فرقها کند، از این جهت ممکن است بین اقوال و اخبارى که در باب تعیین «لیلة القدر» وارد شده است، جمع نمود به این‏که تمام آن لیالى شریفه که در روایات است، از مظاهر «لیلة القدر» است؛ الّا آن‏که بعضى با بعضى در شرافت و کمال


مظهریّت فرق دارد و آن شب شریفى که تمام ظهور «لیلة القدر» و شب وصل تامّ ختمى و وصول کامل خاتمى است، در تمام سال یا در شهر مبارک رمضان یا در عشر آخر آن یا در لیالى ثلاثه مختفى است.

در روایات عامّه و خاصّه نیز اختلافاتى است و در روایات خاصه نیز به طریق تردید، در شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم، مذکور شده و گاهى تردید بین شب بیست و یکم و بیست (و) سوم شده است.

عبدالواحدبن‏المختار الانصارى گوید: از حضرت باقر(ع) سؤال کردم از «لیلة القدر»، فرمود: «در دو شب است؛ شب بیست و سوم و شب بیست و یکم.» گفتم: «یکى از آن دو را به تنهایى ذکر کن». فرمود: «چه مى‏شود که عمل کنى در دو شب که یکى از آنها لیلة القدر است».

سید عابد زاهد - رضى اللَّه عنه - در اقبال فرماید: «بدان که این شب بیست و سوم از شهر رمضان، وارد شده است اخبار صریحه به این‏که لیله قدر است به مکاشفه و بیان. از آن جمله آن است که روایت کنیم به اسناد خود تا سفیان‏بن‏السیط گفت: «گفتم به حضرت صادق(ع) تعیین فرما لیله قدر را براى من مفرداً». فرمود: «شب بیست و سوم».(4)

مقدمه ورود به لیلة القدر
قلب انسان مانند آینه، صاف و روشن است و بر اثر توجه فوق‏العاده به دنیا و کثرت معاصى کدر مى‏شود، ولى اگر انسان لااقل صوم را براى حق تعالى، خالص و بى‏ریا انجام دهد، این عبادت را که اعراض از شهوات، اجتناب از لذات و انقطاع از غیر خدا است، در این یک ماه به‏خوبى انجام دهد، شاید تفضل الهى شامل حال او شده، آینه قلبش از سیاهى و کدورت زدوده گردد و امید است که او را از عالم طبیعت و لذات دنیوى منحرف و منصرف سازد و آن‏گاه که مى‏خواهد وارد «شب قدر» شود، نورانیتهایى که در آن شب براى اولیا و مؤمنین حاصل مى‏شود، به دست آورد و جزاى چنین روزه‏اى، خدا است، چنانکه فرموده است: «الصّوم لى و انا اجزى به».(5)

مراتب کمالات انسان براى ورود به ضیافت خدا زیاد است و باید از مقدمات شروع شود و مقدمات، همان توجه به غیر نداشتن و جز خدا ندیدن و هیچ‏چیز غیر از او نداشتن است. در اینجا باید عرض کنم که از همه مردم این معنا مطلوب است و اگر مردم بخواهند در ضیافت خدا وارد شوند، باید به اندازه وسعشان از دنیا اعراض کنند و قلبشان را از دنیا برگردانند.(6)

«انا انزلناه فى لیلة القدر»
در ماه مبارک رمضان، قضیه‏اى اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن، براى ما الى الابد در ابهام مانده است و آن نزول قرآن است. کیفیت نزول قرآن بر قلب رسول الله(ص) در لیلة القدر را غیر از رسول اکرم(ص) و آنهایى که در دامن رسول اکرم(ص) بزرگ شدند، (کسى نمى‏داند).

قرآن نعمتى است که (پیغمبر(ص)) در ضیافتى که از (ایشان) شده، از آن برخوردار (گشته است) و مقدمات آن، این (بود) که سالهاى طولانى ریاضت معنوى کشیده، تا به آنجایى که لایق این ضیافت شده، رسیده است. مهم، قضیه اعراض از دنیا است. آن چیزى که انسان را به ضیافتگاه خدا راه مى‏دهد، این است که غیر خدا را کنار بگذارد.

قرآن سرّى است بین حق و ولى‏الله اعظم که رسول خدا است، به تبع او نازل مى‏شود تا مى‏رسد به اینجایى که به‏صورت حروف و کتاب در مى‏آید که ما هم از آن استفاده ناقص مى‌‏کنیم.

اگر سرّ لیلة القدر و سرّ نزول ملائکه را در شبهاى قدر - که الان این معنا براى ولى‏الله اعظم حضرت صاحب - عجل الله تعالى فرجه الشریف - هم امتداد دارد - بدانیم، همه مشکلات آسان مى‏شود. تمام مشکلاتى که داریم براى این است که ما محجوبیم از این‏که واقعیت را آن‏طور که هست و نظام هستى را به آن‏طورى که تنظیم شده، مشاهده کنیم.(7)

«لایمسّه الا المطهرون»
قرآن در یک کتاب مکنونى است که مسّ آن کتاب مکنون براى انسان امکان ندارد، مگر کسانى‏که مطهّر هستند. البته مسلّم است که آن کتاب مکنون، یک کتاب بوده که در کمال عزّت و ارتقا است، به‏طورى‏که این موجودات دنیّه طبیعى به آن نمى‏رسند و اگر کسى بخواهد خودش را به آن کتاب برساند و سرتاسرش را مسّ کند، باید سرتاسر و همه هستى وجودش مطهّر باشد. البته مراد از تطهیر همان طهارت از حجابات طبیعت و تجرد از غشاوات طبیعى و جسمانى مى‏باشد.(8)

«انَّ قَوْمِى اتَّخَذُوا هذَا القُرْآنَ مَهْجُورا»
از پیغمبر اکرم(ص) منقول است که اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود. من مى‏خواهم مظلومیت اسلام را امروز براى شما آقایان عرض کنم. در قرآن شریف هم مى‏بینیم که پیغمبر اکرم(ص) شکایت کرده است به خداى تبارک و تعالى که «انَّ قَوْمِى اتَّخَذُوا هذَا القُرْآنَ مَهْجُورا»؛ از مهجوربودن قرآن در نزد قومش و در امتش شکایت فرموده است.
قرآن و اسلام مهجور و مظلومند، براى این‏که مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است که مسائل مهم قرآنى و مسائل مهم اسلامى یا به کلى مهجور است و یا برخلاف آنها بسیارى از دولتهاى اسلامى قیام کردند.(9)

قرائت قرآن؛ لازم، نه کافى‏
اسلام امروز مظلوم است و قرآن مهجور است. احکام قرآن مهجور است به این‏که در مأذنه‏ها اذان مى‏گویید و نماز مى‏خوانید و اکثر احکام سیاسى اسلام را اعتنا به آن ندارید، قرآن از مهجوریت بیرون نمى‏رود. البته قرائت قرآن و حاضربودن قرآن در تمام شؤون زندگى انسان از امور لازم است، لکن کافى نیست، قرآن باید در تمام شؤون زندگى ما حاضر باشد. باید قرآن در همه شؤون وارد بشود، قرائت قرآن باید بشود. قرآن، ذکر، همه باید در همه‏جا باشد.(10)

باید به محتواى قرآن توجه و عمل کنیم‏
قرآن را که کتاب ما است و کتاب شما است، کوشش کنید که به حقیقت، کتاب باشد، کتاب ما به حقیقت باشد، نه فقط لفظاً بگوییم که «کتاب ما، قرآن است، نبى ما، رسول اکرم(ص) است. امام ما، على‏بن‏ابى‏طالب(ع) است». لفظ، آسان است. اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ما است، لکن هیچ صفحه‏اى از قرآن را عمل نکرده باشیم، به‏حسب واقع کتاب ما نیست.(11)

ما باید کتابمان قرآن باشد. معنایش نه این است که فقط بگوییم کتاب ما قرآن است، بلکه باید با او حرکتهاى معنوى بکنیم، به تربیت انسانى برسیم، با او اجتماع خودمان را اصلاح کنیم، با او همه جهات مادى و معنوى‏اش را طى کند. او قرآن است که کتاب ما است، این کتابى است که باید بخوانیم و بفهمیم و عمل کنیم. فقط بگوییم: «کتاب است» این، کتاب نمى‏شود. وقتى کتاب، کتاب ما است که به محتواى این کتاب عمل بکنیم. کوشش کنید که کتاب شما، کتاب خدا و قرآن باشد، توجه شما به محتواى کتاب خدا باشد.(12)

در حدیث است که جبّار عزّ و جلّ به قرآن مى‏فرماید: «به عزت و جلال و بلندى مقامم قسم که البته اکرام کنم کسى را که اکرام کرده است تو را و اهانت کنم کسى را که اهانت کرده تو را».

باید دانست که اگر احیاء احکام و معارف قرآن را به عمل به آن و تحقّق به حقیقت آن نکنیم، در آن روز جواب رسول خدا(ص) را نتوانیم داد. کدام اهانت بالاتر از آن است که پشت پا به مقاصد و دعوتهاى آن زده شود؟ اکرام قرآن و اهل آن که اهل بیت عصمت(ع) است، فقط به بوسیدن جلد آن و ضریح مطهّر اینها نیست؛ این یک مرتبه ضعیفه از احترام و اکرام است که اگر به دستورات آن و فرمایشات اینان عمل کردیم، مقبول است و الّا شبیه به استهزاء و بازیچه است.(13)

پی نوشت‌ها

1) و 2) صحیفه امام، ج 15، ص 59
3) آداب‏الصلوة، ص 333
4) آداب الصلوة، صص 331 - 332
5) جهاد اکبر، صص 43 - 44
6) صحیفه امام، ج 17، صص 491 - 490
7) صحیفه امام، ج 19، ص 285
8) تقریرات فلسفه، ج 3، ص 57
9) صحیفه امام، ج 16، صص 33 - 34
10) صحیفه امام، ج 16، صص 38 - 39
11) صحیفه امام، ج 10، صص 532 - 533
12) صحیفه امام، ج 10، ص 531
13) آداب الصلوة، ص 210


:: بازدید از این مطلب : 1867
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 08 مرداد 1392
 

:: بازدید از این مطلب : 2803
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران