میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 23
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 514
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2946
:: بازدید ماه : 9077
:: بازدید سال : 15293
:: بازدید کلی : 15293
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 17 مرداد 1392
 آیت‌الله تهرانی با اشاره به تأثیر عید فطر بر اجابت دعا می‌گوید: شاید سرّ آن این باشد که در این روز نماز عید تشریع شده است و مردم اصلاً برای عبادت و نماز و توجه به خدا آنجا جمع شده‏‌اند.

 به نقل از تسنیم،  وداع با رمضان برای اهل آن وداع جانکاه و دشواری است، هم‌چنان که حضرت سیدالساجدین(ع) در بخشی از دعای مشهورشان می‌فرمایند: «سلام بر تو! پیش از آنکه بیایی، ما انتظارت را می‌کشیدیم و اکنون هم که می‌خواهی بروی، ما را غمگین کرده‌ای. سلام بر این مهمان گرانقدری که به برکت آن، خداوند بسیاری از بلاها را از ما برداشت و خیلی از برکات را به ما بخشید... اکنون این ماه بعد از آنکه پایانش فرا رسید، از ما جدا شد و تنهایمان گذاشت و ما این ماه را وداع می‌کنیم».

امروز بیست و نهمین روز ماه ضیافت الهی است؛ ماه رمضان امسال با همه شور و حلاوت روحانی‌اش برای تهرانی‌ها غمی در دل نهفته داشت و آن خلأ بزم‌های معرفت و اخلاق استاد مبرز اخلاق و عرفان آیت‌الله آقامجتبی تهرانی بود. مرحوم آیت‌الله تهرانی در شش ماه رمضان پایانی عمر بابرکت خود سلسله مباحثی با موضوع دعا ایراد می‌کرد که این مباحث بنابه گفته حجت‌الاسلام شاه‌محمد‌پور، ﻣﺪﻳﺮ مؤﺳﺴﻪ ﭘﮋﻭﻫﺸﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺼﺎﺑﻴﺢ ﺍﻟﻬﺪﻱ در قالب کتاب «حقیقت بندگی» منتشر خواهد شد.

ایشان در یکی از سلسله مباحث خود و در بیان عوامل تأثیرگذار روی اجابت دعا «عامل زمانی» یکی از این عوامل برمی‌شمرد و می‌گوید: زمان مؤثر بر اجابت دعا در شبانه‌‏روز، روز خاص و شب خاص در هفته را بحث کردیم؛ همچنین ماه خاص در بین ماه‏‌ها را که ماه مبارک رمضان بود و در مرتبه متأخّره آن، ماه رجب را مطرح کردم. بعد هم گفتیم که ایام و لیالی خاصی در بین همین ماه‏‌ها هست که در ماه شعبان، نیمه شعبان بود و در ماه مبارک رمضان، لیالی قدر بود.

غیر این زمان‏‌ها، زمان‌‏هایی را هم می‏‌بینیم که در روایات مطرح می‏‌کنند. البته من نمی‏‌خواهم به‏ طور کامل این‏ها را شمارش کنم. فقط آن‏هایی را که نسبتاً مطرح هستند عرض می‏کنم.

تأثیر عید فطر بر اجابت دعا

از بین اعیاد، یکی روز عید فطر است. ما در روایات داریم که آن هم زمان مؤثر بر روی اجابت دعا است. به ذهنم این است که در گذشته من این را به مناسبت شب عید فطر مطرح کردم که علی(ع) روز عید فطر در خطبه‌‏ای این جملات را فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً وَ جَعَلَکُمْ لَهُ أَهْلًا فَاذْکُرُوا اللَّهَ یَذْکُرْکُمْ وَ کَبِّرُوهُ وَ عَظِّمُوهُ وَ سَبِّحُوهُ وَ مَجِّدُوهُ وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُمْ».(مستدرک الوسائل، 6، 157) حضرت در مورد روز عید فطر می‏‌فرماید درخواست کنید از خدا و دعا کنید و بدانید که این دعاها را خداوند به اجابت می‏‌رساند و می‏‌پذیرد. معلوم می‏‌شود این زمان خاص روی اجابت دعا اثر دارد.

تأثیر عید قربان بر اجابت دعا

عید قربان هم که به آن «عید أضحی» می‏گویند، همین‏طور است. آنجا هم از علی(ع) روایتی است که حضرت فرمود: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَخْطُبُ یَوْمَ النَّحْرِ»؛ یعنی شنیدم که پیغمبر اکرم(ص) در روز عید قربان داشت خطبه می‏خواند؛ «وَ هُوَ یَقُولُ هَذَا یَوْمُ الثَّجِّ وَ الْعَجِّ»؛ بعد خود پیغمبر «ثجّ» و «عجّ» را معنا می‏کنند؛ به «عجّ» که می‏رسند، می‏فرمایند: «وَ الْعَجُّ الدُّعَاءُ فَعِجُّوا إِلَى اللَّهِ»؛ یعنی «عجّ» همان دعا است؛ از خدا درخواست کنید.

بعد پیغمبر این جملات را فرمود: «فَوَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ».(بحارالانوار، 96، 30) قسم به آن موجودی که جان من در دست او است، کسی از اینجا نمی‏‌رود مگر اینکه مورد مغفرت خداوند قرار می‏‌گیرد. معلوم می‏‌شود دعا در آن روز مؤثر بود.

البته در روایت مربوط به عید فطر، علی(ع) در خطبه‌‏شان به خود زمان تکیه می‏‌کند و می‏‌فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً»؛ و بعد هم می‌‏فرمایند:«وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُمْ». پس معلوم می‏‌شود این زمان بر دعا مؤثر است. ولی در اینجا دارد خطبه را در آن روز پیغمبر خواند و بعد فرمود که این روز چنین‏ وچنان است. این روایت با آن روایت در همین جهت عامل «زمان» مشترک است؛ یعنی خود این روزها بر روی دعا مؤثر است.

البته در روایت عید قربان، یک موضع و مکان مشخص هم مطرح است. چون حضرت فرمود: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ امّا در روایت عید فطر موضع و مکان مطرح نیست؛ فقط زمان روز عید مطرح شده است.

سرّ نزدیکی دعا به اجابت در عید فطر و قربان

حالا نکته‏‌ای را می‏خواستم نسبت به هر دو روایت عرض کنم و آن این است که هر دو روایت مربوط به عید فطر و عید أضحی است که در این دو روز «نماز عید و خطبه» تشریع شده است. چه بسا مسئله این است که در آن روز و آن زمان، توجه به خدا بیشتر است و لذا دعا هم به اجابت نزدیک‏تر است. چون هر دو روایت بخشی از خطبه نماز عید بود؛ هم برای علی (ع)، هم برای پیغمبر اکرم(ص)، هر دو خطبه است.

لذا این نکته که در بحث دعا مطرح است که هسته مرکزی دعا از نظر پذیرش که عبارت از توجه داعی به خداوند است را تقویت می‏‌کند. یعنی هرچه توجه بیشتر باشد، تأثیر دعا هم بیشتر می‏‌شود. هر دو روایت مربوط به روز عید و خطبه و هنگام نماز عید است. یعنی در دو موقعیتی است که انسان‏ها متوجه خدا هستند؛ چون وقت نماز عید است و اصلاً برای عبادت و نماز و توجه به خدا آنجا جمع شده‏‌اند.

لذا آنچه در دعا مطرح است و نسبت به اجابت، هسته مرکزی دعا است که همان توجه إلی‏ الله‏ تعالی است، در هر دو موقعیت فراهم بوده است. می‏‌خواستم این نکته را بگویم که روز، روز عید بوده و روزی است که نماز عید می‏‌خواندند و بعد هم خطبه می‏‌خواندند؛ اصلاً برای نماز و خطبه آنجا جمع شده بودند. لذا در روایتی که برای پیغمبر است، حضرت می‏‌فرماید: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ کسی از اینجا نمی‏‌رود و متفرق نمی‏‌شود مگر آنکه آمرزیده شده است. یعنی این خصوصیّت «موضع» را هم در این روایت مطرح کرده‏‌اند.

تأثیر عید مبعث بر اجابت دعا

یکی دیگر از اعیادی که در اسلام بزرگ است، روز مبعث است. یک روایت از امام صادق (صلوات‏ الله‏ علیه) است که حضرت فرمودند: «یَوْمُ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ نُبِّئَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ صَلَّى فِیهِ أَیَّ وَقْتٍ شَاءَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَکْعَةً»؛ در روز بیست و هفتم ماه رجب که روز مبعث پیغمبر اکرم(ص) است، هرکس در هر وقت آن روز دوازده رکعت نماز بخواند؛ «ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لَا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً أَرْبَعَ مَرَّاتٍ»؛ بعد هم چهار مرتبه این جمله را بگوید؛ «ثُمَّ یَدْعُو فَلَا یَدْعُو بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ فِی کُلِّ حَاجَةٍ».(الکافی، 3، 469) بعد دعا کند، این‏طور نیست که دعایی کند مگر اینکه به اجابت می‌‏رسد؛ نسبت به هر حاجت مشروعی که داشته باشد.

در اینجا دوباره زمان را مطرح کرده است؛ فرمود: «أَیَّ وَقْتٍ»؛ یعنی هر وقت از این روز که بخواهد؛ چه صبح باشد، چه بعد از ظهر باشد. بعد هم دقت کنید که اینجا هم نماز مطرح است. اول می‏‌فرماید دوازده رکعت نماز بخواند، بعد دعا کند. در آن دو مورد قبلی چون عید أضحی و عید فطر خودش نماز داشت، دیگر نماز جداگانه‏‌ای مطرح نبود. آنجا خطبه هم داشت؛ ولی اینجا نه، روز مبعث نماز ندارد. لذا می‏‌گوید دوازده رکعت نماز بخواند و بعد دعا کند. دوباره این همان نکته‏‌ای است که من در بحث دعا گفتم و آن این است که مسئله بر محور همان توجه عبد به ربّ است. اوّل بهترین عملی که کُرنش و پرستش نسبت به معبود است را انجام بده، و بعد از او درخواست کن.

تأثیر روز عرفه بر اجابت دعا

ما روایات بسیار زیادی داریم که در آن، زمان‏‌ها را مطرح کرده‏‌اند و این زمان‏‌هایی که ما تا حالا گفتیم را ردیف کرده‏‌اند که یک مجموعه است. در بین زمان‏‌هایی که مطرح شده، غیر از این سه عیدی که من عرض کردم یعنی عید فطر و عید أضحی و عید مبعث‏ـ روز خاص دیگری هم هست که «روز عرفه» است و درباره آن خیلی روایت داریم که این زمان هم بر روی دعا مؤثر است. روایات متعددی داریم که من فقط به یکی دو مورد اشاره می‏‌کنم. روایتی از پیغمبر اکرم(ص) است که حضرت فرمودند: «أفْضَلُ الدُّعَاءِ دُعَاءُ یَومِ الْعَرَفَۀِ».(کنزالعمال، 5، 66) روایت خیلی کوتاه و گویا است. بافضیلت‏‌ترین دعاها، دعای روز عرفه است.

هم زمان، هم مکان

در اینجا من مسئله‏‌ای را مطرح کنم؛ یک بحث تأثیر زمان روی اجابت دعا است، یک بحث تأثیر مکان بر روی دعا از نظر اجابت است. البته من حالا نمی‏‌رسم وارد این بحث شوم؛ اما این یک مورد را اشاره می‏‌کنم. خود روز «عرفه»، یعنی این زمان در اجابت دعا مؤثر است؛ اما نسبت به اجابت دعا در «عرفات» هم روایاتی داریم که این مکان را مطرح کرده است. پس ما یک زمان داریم که می‏‌گوییم «عرفه» و یک مکان داریم که عبارت است از «عرفات»، به اعتبار اینکه حجاج به آن زمین می‏‌روند. هم زمان مؤثر است و هم مکان مؤثر است.

مثل این می‏‌ماند که بگویی لیله قدر مؤثر است؛ مسجد هم مؤثر است. ما در روایات نسبت به مکان‏‌ها داریم که مسجد، مکان مؤثر در اجابت است. روایاتی داریم که اگر کسی حاجتی داشته باشد، وضو بگیرد و برود در مسجد دو رکعت نماز بخواند. می‏‌خواستم این را عرض کنم که یک‏وقت این‏ها با هم خَلط نشود. هم زمان مؤثر است، هم مکان مؤثر است که مکان خودش بحث دیگری دارد که بعداً عرض می‏‌کنم.

هم عرفه، هم عرفات

در خصوص «عرفه»، چون مسئله مکان در ذهن‏ها بوده، چه بسا بعضی‏‌ها یکباره به ذهنشان می‏‌آمده که این عرفه‏‌ای که در روایت وارد شده، نکند همان مسئله دعا در عرفات باشد؛ لذا من روایتی را می‏‌خوانم که می‏‌گوید نه، مسئله این نیست؛ اینجا تکیه روی «زمان» است و «مکان» را نمی‏‌خواهد مطرح کند. بحث مکان، بحث جداگانه‏‌ای است. من می‏‌خواستم این را تفکیک کنم. در یک روایتی است از علی(ع) که حضرت فرمود: «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَکَّةَ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ».(وسائل الشیعه، 13، 560) آن‏هایی که طلبه هستند خوب حرف‏های من را گوش کنند تا اینها را بتوانند تفکیک کنند.

ببینید حضرت چقدر زیبا جداسازی کردند؛ می‏‌فرماید اشکالی ندارد که در شهرهای دیگر هم که هستید، روز عرفه جمع شوید و دعا بخوانید. «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَکَّةَ»؛ ما در دنیا چند جا عرفات نداریم؛ یک‏جا داریم آن هم پشت مکه است. آنجا زمین عرفات است. امّا «لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ». یعنی درست است که «عرفات» فقط یک‏جا است؛ ولی شما «روز عرفه» در جاهای دیگر جمع شوید و دعا کنید. چقدر زیبا این‏ها را از هم جداسازی می‏‌کنند که زمان خودش مؤثر است و تأثیرش غیر تأثیر مکان است.

هرکس در ماه رمضان مورد مغفرت واقع نشود...

در مورد مکان یعنی عرفات‏ ما روایتی داریم که در باب خصوص ماه مبارک رمضان از امام صادق(ع) است که حضرت فرمود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مَا یُغْفَرُ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».(بحارالانوار، 93، 375) این روایت را گفته‏اند ظهورش در این است که ـ‏نعوذبالله‏، خدا نکند، خدا برای ما نیاورد‏ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، او دیگر در آینده بعید است که مورد مغفرت خدا قرار بگیرد چون بهترین زمان‏ها این زمان بود. یعنی ماه رمضان برای اینکه انسان مشمول مغفرت الهی قرار بگیرد، بهترین زمان بود. حالا اگر کسی در این زمان مورد مغفرت واقع نشد، او دیگر در آینده مورد مغفرت قرار نخواهد گرفت، مگر اینکه عرفه را درک کند؛ «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».

اینجا از نظر طلبگی دو احتمال وجود دارد؛ احتمال اول این است که «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» یعنی «روز عرفه»؛ چون قبلش زمان مطرح است و بحث بر سر ماه مبارک رمضان است که خودش زمان است. احتمال دوم این است که منظور از «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» این باشد که مگر اینکه این موفق شود به «عرفات» برود؛ یعنی احتمال مکان را مطرح کرده‏اند. البته اگر عرفات هم مراد باشد، این‏طور نیست که هر روزی که خواست به عرفات برود؛ بلکه آن هم مربوط به «روز عرفه» است. غرضم این بود که یکی از زمان‏هایی که اثرگذار است روی اجابت دعا و روایات بسیار هم راجع به آن داریم، روز عرفه است.

پنج شب مخصوص دعا

روایاتی هم که بین این‏ها را جمع کرده زیاد داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(ص) است که فرمودند: «خَمْسُ لَیَالٍ لَا تُرَدُّ فِیهِنَّ الدَّعْوَۀُ أوَّلُ لَیْلَۀٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَیْلَةُ نِصفٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَیْلَۀُ الْجُمُعَۀِ وَ لَیْلَۀُ الْفِطْرِ وَ لَیْلَۀُ النَّحْرِ». یعنی همین‏‌هایی که ما همه را قبلاً گفتیم. ما روایات زیادی داریم که این زمان‏‌ها را یک‏جا جمع کرده‏‌اند. البته در یکی چهار مورد دارد، یکی پنج مورد دارد. این روایت پنج مورد در آن مطرح شده بود که ما اینها را یکی‌‏یکی بررسی کردیم.

این مربوط به زمان‏ها بود. آن وقت مکان‏ها را هم ما داریم و روایاتی که مسئله مکان‏‌ها را مطرح کرده است. حالا اگر شد من یک جلسه مکان‏ها را هم مختصراً بررسی می‏‌کنم. چون من به اصل بحثم که می‏‌خواستم بروم سراغ دعاهای مأثور نرسیدم. آنچه تا اینجا گفته‌ایم به طور کلی نسبت به دعاهای غیرمأثور بود.

دعاهای غیرمأثور یعنی آن دعاهایی که خودمان از خدا می‏‌خواهیم حاجت‏‌هایمان را طلب کنیم. این بحث ما تا اینجا این بود. تا بعد إن‏شاءالله برویم، سراغ مکان‏‌ها و من کمی در مورد آن‏ها هم صحبت کنم و بعد هم اگر موفق شوم، می‏‌روم سراغ مسئله دعاهای مأثور که در آنجا یک بحث لطیفی هست که إن‏شاءالله وارد آن بحث می‏‌شوم.

:: بازدید از این مطلب : 1996
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 17 مرداد 1392



لینک دانلود
 


:: بازدید از این مطلب : 2764
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 16 مرداد 1392

امام سجاد علیه السلام در فرازهایی از دعای وداع با ماه مبارک رمضان فرموده‌اند:

بدرود، اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد (روز جشن و شادى) دوستان خدا.
بدرود، اى گرامي‌ترين وقتهائى كه (با ما) مصاحب و يار بودى، و اى بهترين ماه در روزها و ساعت‌ها.
بدرود،  ای ماهى كه آرزوها در آن نزديك است (حاجت‌ها در آن روا ميشود، زيرا براى اجابت و روا شدن خواسته‌‏ها بزرگترين اوقات است) و كردار شايسته در آن پراكنده و فراوان است‏.
بدرود، ای همنشينى كه احترام و گرامى داشتنش بزرگست هنگاميكه بوده باشد، و نبودنش بدرد آورد هنگامى كه پنهان گردد، و مرجع اميدى كه جدائيش رنج رساند.
بدرود، ای ماهي كه دلها در تو نازك شد،
بدرود، اي ماهي كه گناهان در تو كم شد..

 متن حدیث:


السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ، وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْآمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرِينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فِيهِ الذُّنُوب



«دعای 45 صحیفه سجادیه علیه السلام»
 


 


:: بازدید از این مطلب : 1817
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 16 مرداد 1392

* زکات فطره بر چه کسانی واجب است؟

اگر کسی موقع غروب شب عید فطر (که فردای آن شب، روز عید است) بالغ، عاقل و هوشیار باشد و همچنین فقیر نباشد باید برای خود و همه کسانی که نانخور او هستند (یعنی در نظر مردم تحت سرپرستی اقتصادی او هستند و روزگارشان از دارایی او تامین می‌شود) زکات فطره پرداخت کند.

حتی اگر نامسلمان هم نانخور مسلمان باشد باید به ازای او هم زکات فطره پرداخت شود.

* قصد قربت در پرداخت زکات فطره

چون زکات فطره از عبادات مالی است، باید با قصد قربت به پروردگار پرداخت شود.

* زکات کسانی که سرپرست خود را از دست داده‌اند

زکات فطره به قدری اهمیت دارد که اگر سرپرست خانواده‌ای بعد از غروب آفتاب از دنیا برود فطره او و نانخورهایش را از مال او پرداخت می‌کنند. اما اگر قبل از غروب آفتاب وفات کند لازم نیست فطره شخص وفات شده یا نانخورهایش را از مال او بدهند ولی اگر ورثه، فقیر نباشند فطره هر یک از آنها بر خودشان واجب است.

* مقدار زکات فطره

زکات فطره به ازای هر نفر سه کیلو (یک صاع) گندم یا جو یا خرما یا برنج یا کشمش یا ذرت و مانند آن است.

البته بهتر است موردی را از میان اینها انتخاب کند که اکثر مردم آن منطقه یا شهر از آن بیشتر تناول می‌کنند. (برخی از مراجع تقلید، مقدار یک صاع را بیش از سه کیلو می‌دانند که مقلدین آنها باید مراعات کنند.)

انسان می‌تواند پول یکی از این اجناس را به فقیر بدهد که امسال (1392 خورشیدی) با توجه به تفاوت قیمت گندم آزاد در استانهای مختلف برای هر نفر، حدود سه هزار تومان است.

اما نظر تفصیلی مراجع معظم تقلید:

حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌‌ای

میزان زکات فطره امسال بر مبنای گندم، برای هر نفر حداقل 3 هزار و 500 تومان است.

آیت‌الله وحید خراسانی

زکات فطریه امسال بر اساس قوت غالب گندم برای هر نفر مبلغ 3 هزار و 500 تومان، معادل 3 کیلوگرم گندم و براساس قوت غالب برنج، کشمش، جو، خرما و مانند آن بستگی به قوت محلی هر کس دارد.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی

بر مبنای قوت غالب گندم مبلغ 3 هزار تومان، و در تهران 3500 تومان و بر اساس قوت غالب برنج، مبلغ 15 هزار تومان اعلام می‌شود.

آیت‌الله لطف‌‌الله صافی گلپایگانی

مؤمنان مبلغ معادل 3 کیلوگرم گندم را به عنوان قوت غالب بپردازند.

آیت‌الله سیدعلی سیستانی

میزان زکات فطره امسال بر مبنای گندم، برای هر نفر حداقل 3 هزار و 600 تومان است.

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی

میزان زکات فطره امسال بر مبنای گندم، برای هر نفر حداقل 3 هزار تومان و بر مبنای برنج بر اساس قیمت برنج مصرفی و یا مبلغ متعارف بازار به هر قیمتی که می‌توانند مبلغ 3 کیلو برنج را پرداخت کنند.

* وقت پرداخت زکات فطره

پرداخت فطره در ماه رمضان صحیح نیست (دقت شود!)

پس اگر کسی در ماه مبارک رمضان، زکات فطره پرداخته است، باید دوباره بعد از اتمام ماه مبارک رمضان پرداخت کند.

در روز عید اگر کسی می‌خواهد نماز عید بخواند باید احتیاطاً قبل از نماز عید، زکاتش را پرداخت کرده باشد اما اگر قصد ندارد نماز عید بجای آورد تا اذان ظهر روز عید فطر وقت دارد تا زکاتش را بپردازد.

اما اگر کسی در این مدت زکاتش را پرداخت نکرد باید در اولین وقت ممکن، پرداخت کند ولی نیت اداء یا قضا نکند.

* فقیر کیست؟

چنانکه گفته شد پرداخت زکات فطره بر فقرا واجب نیست و همچنین بی‌نیازان هم باید زکات خود را به فقرا بپردازند، پس باید فقیر را از نظر شرعی شناخت.

فقیر کسی است که خرج متعارف یک ساله خود و اهل و عیالش را (به صورت یک‌جا یا بطور متناوب) ندارد.

بنابراین اگر کسی هم اکنون خرجی یک سال را ندارد ولی بی‌کار هم نیست و ماهانه درآمد دارد فقیر حساب نمی‌شود اما کسی که به اندازه خرج یک سال دارایی ندارد و بیکار هم هست فقیر محسوب می‌شود ولی شخص بیکاری که خرج یک سال آینده را دارد فقیر حساب نمی‌شود.

* نان خور (عیال) کیست؟

نانخورهای یک نفر تمام کسانی هستند که از لحاظ اقتصادی و خورد و خوراک، وابسته به دارایی او هستند یعنی امور اقتصادی و خورد و خوراک آنان از دارایی او تامین می‌شود.

در نانخور بودن فرقی ندارد که نانخور بزرگ یا کوچک، مسلمان یا غیر مسلمان، عاقل یا غیر عاقل باشد.

* فطره بچه در شکم مادر

بچه‌ای که در شکم مادر است فطره ندارد یعنی در واقع، نانخور کسی حساب نمی‌شود.

* فطره مسافران، بیماران، سرباز و کارگران

اگر نانخور کسی در مسافرت باشد سرپرست او باز هم باید فطره او را بدهد مگر آنکه در محل مسافرت چندین روز مهمان کسی باشد که نانخور او محسوب شود که در این صورت فطره بر میزبان واجب است.

فطره بیمارانی که در بیمارستان‌ها هستند بر عهده سرپرست اقتصادی آنهاست.

سربازانی که در پادگان‌ها و مرزهای کشور مشغول خدمت به اسلام و وطن هستند نانخور دولت حساب نمی‌شوند و فطره آنها بر کسی واجب است که سرپرستی آنها را بر عهده دارد مثلا بر عهده پدر آنهاست. اما اگر سرپرست ندارند و فقیر هم نیستند بر خودشان واجب است و اگر فقیر باشند فطره آنها بر کسی واجب نیست.

کارگرانی که از طرف کارفرمای خویش، غذا دریافت می‌کنند یا پرستارانی که در بیمارستانها کار می‌کنند و همه کسانی که شرایط مشابه دارند، زکاتشان برعهده کارفرما یا بیمارستان نیست چون غذا قسمتی از حقوق آنها محسوب می‌شود.

* فطره نوزاد و دختری که تازه به خانه شوهر می‌رود

اگر دختری قبل از غروب آفتاب به خانه شوهر برود یعنی بعد از گذران دوران عقد رسما زندگی مشترک را در خانه شوهر آغاز می‌کند فطره‌اش برعهده شوهر است چون نانخور پدرش حساب نمی‌شود. اما اگر بعد از غروب آفتاب ماه مبارک رمضان به خانه شوهر برود زکاتش بر پدر (سرپرست قبلی) واجب است.

نوزاد اگر قبل از غروب آخرین روز ماه مبارک رمضان به دنیا آمده زکاتش بر عهده پدرش است اما اگر پدر ندارد کسی که خرجی مادرش را می‌دهد باید زکات او را بدهد.

فطره نوزادی که بعد از غروب آخرین روز ماه رمضان، به دنیا آمده در آن سال بر عهده هیچ کس نیست.

* فطره کسی که سرپرستش فطره نمی‌پردازد

کسی که نانخور دیگری است واجب نیست فطره خودش را بدهد بلکه اگر بدون اجازه سرپرست پرداخت کند سرپرست هم دوباره باید پرداخت کند اما اگر با اجازه سرپرستش بپردازد، همان یک بار که خودش پرداخته کافی است.

اگر سرپرست کسی زکات فطره او را پرداخت نکند در نظر مبارک امام خمینی (قدس سره) فطره بر خودش واجب نمی‌شود. (البته در نظر برخی از علما اگر فقیر نیست فطره خود را احتیاطا بپردازد.)

* فطره مهمان شب عید فطر

آراء مراجع معظم تقلید در مورد مهمانی که قبل از غروب شب عید فطر وارد منزل صاحب خانه می‌شود متفاوت است.

برخی از علمای فعلی، مهمانی را که برای همان یک وعده افطار در خانه صاحب‌خانه است، نانخور حساب نمی‌کنند و زکاتش را بر خودش واجب می‌دانند نه بر میزبان اما فتوای مبارک امام خمینی(رحمت الله علیه) این است که فطره مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نانخور او حساب مى‌شود، بر او (یعنی بر میزبان) واجب است.

اما اگر مهمان بعد از غروب آخرین روز ماه مبارک رمضان وارد خانه میزبان شود زکاتش به عهده صاحبخانه نیست.

اگر کسی چند روز قبل از عید فطر، وارد خانه میزبان شده (مثل مسافری که در خانه اقوامش ساکن می‌شود) و مهمان آنهاست و تا غروب آفتاب هم همچنان مهمان آنان محسوب می‌شود در نظر همه علما نانخور میزبان است و فطره‌اش بر عهده میزبان است.

* فطره سادات و غیر سادات

کسی که سید نیست نمی‌تواند فطره خود یا نانخورهایش را به سید بپردازد.

ملاک، سید بودن یا نبودن سرپرست خانواده است بنابراین اگر کسی که سید نیست عهده‌دار مخارج مادر سیده‌اش هست باید تمام زکات فطره‌اش را به غیر سادات بدهد. همچنین اگر کسی که سید نیست فرزند یتیم سادات را به فرزندی قبول کرده باشد باید فطره را به غیر سادات بدهد.

اما سادات می‌توانند فطره خود و عیالشان را به سادات و یا غیر سادات بپردازند. در مورد ایشان هم ملاک سرپرست خانوار است حتی اگر اشخاص غیر سید تحت تکفل او باشند.

* فطره کسی که از فقرا طلبکار است

اگر کسی هنگام غروب آفتاب از فقیری طلبکار باشد می تواند طلب خود را بابت زکات فطره حساب کند.

* مصرف زکات فطره

بنابر نظر امام راحل و برخی مراجع معظم تقلید می‌توان زکات فطره را در همه هشت موردی که زکات مال در آن مصرف می‌شود مصرف کرد. ( دقت شود زکات مال غیر از زکات  فطره است و بر صاحبان گندم،  جو، خرما، کشمش، گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره واجب می‌شود)

آن موارد عبارتند از1.فقرا 2.مساکین یعنی کسانی که وضعشان از فقرا هم بدتر است 3.مسافرانی  که در راه مانده و خرج بازگشت را ندارند 4.بدهکارانی که نمی‌توانند قرض خود را بدهند 5.فی سبیل الله یعنی در همه کارهای خیر که نفع آن به عموم مسلمین برسد مانند ساخت و تعمیر مسجد، راه، پل، مدرسه و بیمارستان و غیر اینها 6.کافرانی که با دادن زکات به اسلام ترغیب می‌شوند یا در جنگ به مسلمانان کمک می‌کنند 7.پرداخت به نائب امام یا  کارمندان حکومت اسلامی که مامور جمع آوری زکات و رساندن آن به نیازمندان است.

البته پرداخت آن به فقرای شیعه بهتر است.

برخی از مراجع تقلید عقیده دارند که زکات فطره مخصوص فقرا و مساکین شیعه است و نمی‌توان آن را در شش مورد دیگر مصرف کرد. بنابراین خوب است همه مومنین زکات فطره خود را صرف فقرای شیعه مذهب بکنند.

مستحب است انسان زکات فطره را ابتدا به خویشان فقیر بدهد و اگر آنها فقیر نباشند به همسایه فقیر یا اهل علم و فضیلت و تقوا که فقیر هستند بدهد.

* زکات دادن به گناهکار

فقیری که زکات می‌گیرد لازم نیست عادل باشد و به فقیر فاسق هم می‌شود زکات داد. (فاسق کسی است که یک بار گناه کبیره کرده و توبه هم نکرده است یا بیش از یک بار گناه صغیره مرتکب شده ولی هنوز توبه نکرده است.)

* پرداخت زکات به شرابخوار و کسی که آشکارا گناه می‌کند

پرداختن زکات به شرابخوار یا کسی که آشکارا و در میان همگان گناه می‌کند (هر گناهی) صحیح نیست هرچند که زکات را در معصیت هم خرج نکند همچنانکه برخی از علما، دادن زکات به بی نماز را صحیح نمی‌دانند.

* پرداخت زکات به کسی که آن را در گناه مصرف خواهد کرد

اگر انسان بداند که فقیر زکات را در راه معصیت خرج خواهد کرد نباید به او زکات بدهد و اگر بدهد باید دوباره به فقیر دیگری بپردازد.

بنابراین دادن زکات به فقیری که آنرا صرف مواد مخدر یا پرداخت هزینه‌های گناهانش  می کند جایز نیست.

* مقدار زکاتی که به یک فقیر می‌توان داد

نباید مقداری کمتر از زکات یک نفر یعنی کمتر از سه کیلو یا قیمت آن را به یک فقیر داد بنابراین نباید مثلا دو کیلو از زکات را به یک فقیر و یک کیلوی دیگر را به فقیر دیگر بدهند. از طرف بیشینه هم نباید بیش از خرج یک سال را به یک فقیر داد.

* پرداخت زکات فطره به غیر فقیر

اگر بعد از پرداخت فطره بفهمد که گیرنده زکات اصلا فقیر نبوده، اگر عین آن زکات هنوز باقی مانده می‌تواند آنرا پس گرفته و به فقرا بدهد اما اگر زکات در دست آن شخص از بین رفته یا مصرف شده باشد یا به هر علت آنرا پس نگیرد باید دوباره زکات را به فقرا بپردازد.

* عوض کردن پول یا جنسی که برای زکات کنار گذاشته شده

انسان نمی‌تواند پول یا جنسی را که برای زکات کنار گذاشته با پول یا جنس دیگری عوض کند بلکه باید همان را بپردازد.

البته اگر به هر علت آن جنس یا پول از بین برود مثل اینکه فاسد شود یا دزد آن را ببرد باید مال دیگری، جایگزین آن کند.

* انتقال زکات به شهر دیگر

در نظر بسیاری از علما انتقال زکات فطره از شهر پرداخت کننده آن به شهر دیگر صحیح نیست.


:: بازدید از این مطلب : 3499
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 16 مرداد 1392

:: بازدید از این مطلب : 3069
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 مرداد 1392

 به گزارش مشرق، سید محمود علوی، وزیر پیشنهادی اطلاعات برای دولت یازدهم در گفتگو با روزنامه خورشید نظرات خود را درباره مسایل مهم کشور از جمله ارادت خود به آقای هاشمی رفسنجانی را تشریح کرد.

وزیر پیشنهادی اطلاعات در این گفتگو در خصوص شخصیت هاشمی رفسنجانی گفت: آقای ‌هاشمی فقط یک سیاستمدار نیست، او معمار یک تفکر سیاسی- مذهبی است. آقای‌هاشمی همیشه به تکلیف می‌اندیشد. اگر شرایط به او اجازه انجام تکلیف را دهد او از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. اگر هم تکلیف از روی دوشش برداشته شود اعتراض نمی‌کند.

محمود علوی همچنین نظر خود درباره حضور هاشمی رفسنجانی را اینگونه بیان کرد:حضور ‌هاشمی در نماز جمعه مایه برکت است. امروز مردم جایگاه ‌‌هاشمی را نسبت به گذشته بهتر درک می‌کنند و تا آنجایی که من می‌دانم مانعی هم بر سر راه ایشان در نماز جمعه نباید باشد. ما امیدواریم که بار دیگر جامعه از جوشش چشمه پرفیض ایشان بهره‌مند شود.

وزیر پیشنهادی اطلاعات همچنین درباره رد صلاحیت هاشمی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری گفت: شورای نگهبان در این انتخابات حضرت آیت‌ا...‌هاشمی رفسنجانی را رد صلاحیت کرد که صلاحیتش از همه کاندیداهای محترم برای اداره کشور بالاتر بود. عامه مردم هم قبول دارند که آیت‌ا...‌هاشمی رفسنجانی قابلیت‌شان بیشتر از تمام عزیزانی است که مورد تأیید واقع شدند. 


:: بازدید از این مطلب : 2099
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 مرداد 1392

 


در روايات اسلامي رمضان ماهي كه ابتدايش رحمت و ميانه اش مغفرت و پايانش آزادي از آتش جهنم است معرفي شده و تصريح گرديده است كه درهاي آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مي‌شوند و تا آخرين شب بسته نمي‌شوند؛ ماهي كه خداوند در آن حسنات را مي‌افزايد و گناهان را پاك مي‌كند. (۱)

يكي از بافضيلت‌ترين ايام و ليالي، دهه آخر ماه مبارك رمضان است. طبق روايات رسيده از اهل بيت (ع) پيامبر اكرم (ص) اين دهه را به اعتكاف گذرانده و به عبادت و شب زنده داري مشغول بودند. امام رضا (ع) هم مي‌فرمايد: كانَ أَبى عليه ‏السلام يَزيدُ فى الْعَشْرِ الأَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ فى كُّلِ لَيْلَةٍ عِشْرينَ رَكْعَةً؛ پدرم در دهه آخر ماه رمضان در هر شب بيست ركعت به نمازهاى مستحبّى شبهاى ماه رمضان مى‏افزود.

همچنين امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام لايَنامُ ثلاثَ ليالٍ: لَيلةَ ثلاثٍ وعِشرِينَ مِن شَهرِ رَمَضانَ، ولَيلةَ الفِطرِ، ولَيلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ، وفيها تُقسَمُ الأرزاقُ والآجالُ وما يَكونُ في السَّنَةِ؛ امير المؤمنين عليه السلام سه شب را نمى‏خوابيد: شب بيست و سوم ماه رمضان، شب عيد فطر و شب نيمه ماه شعبان؛ در اين شبها، روزيها تقسيم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد، تعيين مى‏شود. (۲)

يكي از اعمال مهمي كه در طول ماه مبارك رمضان مورد تأكيد قرار گرفته، افطارى دادن به روزه داران است. در اين زمينه روايتي در عيون اخبار الرضا (ع) نقل شده كه اهميت اين موضوع را مي‌رساند. طبق اين روايت پيامبر اكرم (ع) در خطبه معروف شعبانيه مى ‏فرمايد: «مردم بيدار باشيد! كسى كه از شما به روزه‏ دار مؤمن در اين ماه افطارى دهد، پاداش آزاد نمودن يك برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: اى رسول خدا! ما توان افطارى دادن نداريم. حضرت فرمود: بترسيد از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهيزيد! گر چه با دادن شربت آب باشد.» (۳)

امام رضا (ع) در روز عيد فطر از محلي عبور مي‌كردند كه عده اي مشغول خنده و سرگرمي بودند. امام (ع) در بياني زيبا رمضان را به ميدان مسابقه اي براي بندگان خدا تشبيه كرده به اصحاب خود فرمود: همانا خداوند صاحب عزت و جلال، ماه رمضان را ميدان مسابقه اي براي بندگانش آفريد تا در اين ماه با پيروي از خداوند به سوي بهشت پيشي گيرند. پس گروهي پيشي گرفتند و به پيروزي دست يافتند و كساني ديگر باز ماندند و محروم گشتند. شگفتا (و شگفتا) از كسي كه سرگرم خنده و بازي است (آن هم) در روزي كه نيكوكاران ثواب و اجر مي‌برند و كوتاهي كنندگان محروم مي‌شوند. به خدا قسمت اگر پرده و حجاب‌ها كنار رود، هر آينه نيكوكار به كردار نيك خود و گناهكار به گناهش مشغول مي‌شود. (۴)

امام رضا عليه ‏السلام همچنين عيد فطر را روز تضرع و دعا به درگاه خداوند دانسته مي‌فرمايد: إنَّما جُعِلَ يَومُ الفِطرِ العِيدَ لِيَكونَ لِلمُسلِمينَ مُجتَمَعا يَجتَمِعُونَ فيهِ و يَبرُزونَ لِلّهِ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيهِم؛ بدان جهت روز عيد فطر عيد قرار داده شده است تا در آن روز مسلمانان جمع شوند و به خاطر خداي بزرگ به صحنه آيند و خدا را در برابر نعمتهايش به شكوه و بزرگي ياد كنند تا هم روز عيد باشد و هم روز اجتماع، هم روز بالندگي باشد و هم روز زكات دادن، هم روز رغبت و توجه به نعمتهاي الهي بادشد، هم روز تضرع و دعا به درگاه خدا. (۵)

امام رضا (ع) همچنين فرا رسيدن عيد فطر پس از يك ماه بندگي را هديه اي به خداوند برشمرده مي‌فرمايد: در روز قيامت، چهار روز را به پيشگاه خداوند هديه مي‌برند، گويي كه عروس را به خانه بخت مي‌برند، پرسيدند: اين چهار روز چه روزهايي است؟ حضرت رضا (ع) فرمود: روز عيد قربان و عيد فطر و روز جمعه و عيد غدير. (۶)

و در مورد علت تكبيرهاى زياد در روز عيد فطر مى‏فرمايد: تكبير، تعظيم و بزرگداشت‏ خداوند متعال است و نوعى تشكر از هدايت‏ها و نعمت‏هاى پروردگار جهانيان مى‏باشد. (۷)

************************
پی نوشت ها:

۱_(بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۰۴۳، ح ۵)

۲_(بحارالانوار: ۹۷ / ۸۸ ۱۵)

۳_(عيون اخبار الرضا عليه‏السلام، ج ۱، ص ۲۳۰.)

۴_(الكافي، ج ۴، ص ۱۸۱)

۵_(من لا يحضره الفقيه، ج ۱، ۵۲۲)

۶_(اقبال الاعمال، ۴۶۴)

۷_(عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج‏۱، ص‏۱۲۲.)

:: بازدید از این مطلب : 2079
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 مرداد 1392

 سرلشکر خلبان شهید «عباس بابایی» به سال 1329 در شهر قزوین به دنیا آمد و با گذشت زمان باعث افتخار هر ایرانی شد؛ او الگویی بود که از کودکی تا واپسین نفس‌های عمر گرانبارش همواره با ارزش‌های اسلامی و انقلابی زیست و سرانجام 15 مرداد 1366 که مصادف با روز عید سعید قربان بود، به شهادت رسید.

خاطره‌ای که در ادامه می‌خوانید به روایت سرهنگ خلبان فضل‌الله‌نیا است که ارادت خالصانه شهید عباس بابایی را به سرور و سالار شهیدان نشان می‌دهد:

                                                               ***

از ساختمان عملیات که بیرون آمدیم راننده منتظر ما بود اما عباس به او گفت: «ما پیاده می‌آییم شما بقیه بچه‌ها را برسانید». دنبالش راه افتادم جلوتر که رفتیم صدای جمعیت عزاداری شنیده می‌شد. عباس گفت: «بریم به دسته عزاداری برسیم»، به خودم آمدم و دیدم عباس کنارم نیست، پشت سر من نشسته بود روی زمین، داشت بند پوتین‌هایش را گره می‌زد و بعد آن را آویزان گردنش کرد.

 

عباس وسط جمعیت رفت و شروع کرد به نوحه خواندن و سبنه زدن، جمعیت هم سینه‌زنان و زنجیرزنان راه افتاد به سمت مسجد پایگاه، تا آن روز فرمانده پایگاهی را ندیده بودم که این طور عزاداری کند. پای برهنه بین سربازان و پرسنل، بدون اینکه کسی او را بشناسد. 


:: بازدید از این مطلب : 2379
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 14 مرداد 1392

جوان با قیافه اى جدى و گفتارى محکم بدون اینکه لباس ما دو نفر را که لباس پیامبر(ص) است لحاظ کند، گفت : مشروب ناب خارجى در یخچال حاضر دارم و تریاک خالص افغانى در بساطم موجود است تا چاى و میوه میل کنید هرکدام را مى خواهید براى شما حاضر کنم....

 

 حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، در کتاب«معاشرت» که از تألیفات او است به بیان خاطره‌ای پرداخته‌است که خواندنی است:
 
از طرف یکى از دوستان که در عشق به امام زمان(ع) زبان زد اهل ایمان در نیشابور است و با شنیدن نام آن حضرت و یاد آن یادگار انبیاء و امامان (علیهم السلام) چون باران بهار از دیده اشک مى بارد ، در دهه دوم ماه ذو الحجه به مناسبت عید ولایت جهت تبلیغ دعوت شدم .
 
چند شبى از مجلس نورانى تبلیغ گذشته بود که یکى از دوستان روحانى ام که در مشهد زندگى مى کند به دیدنم آمد و به تقاضاى من بنا شد تا آخرین شب اقامتم در نیشابور نزد من باشد .
 
در آن زمان مشغول نوشتن تفسیر صحیفه سجادیه امام زین العابدین(ع) بودم ، روزى هنگام عصر دوست روحانى ام جهت رفع خستگى به من پیشنهاد پیاده روى در بلوار کمربندى شهر را داد ، خواسته او را پذیرفتم ، قلم بر زمین گذارده ، همراه او وارد بلوار که نزدیک محل اقامتم بود شدیم .
 
از پیاده روى ما دو نفر چیزى نگذشته بود که جوانى همراه با ماشینى لوکس کنار ما ترمز کرد و با لحنى محبت آمیز از ما خواست تا مقصدى که در نظر داریم سوار ماشین شویم . دوستم با اشاره دست و چشم از من خواست که او را از خود برانم و از سوار شدن به ماشین او که معلوم نبود صاحبش کیست و چه هدفى دارد خوددارى کنم .
 
من با توجه به وضع جوان که چهره اى امروزى و مناسب با وضع غربیان داشت و لباسى رنگى و آستین کوتاه بر تن او بود و نشان مى داد صد در صد در فرهنگ بیگانه استحاله شده و خلاصه ، بیمارى است که نیاز به طبیب مهربان و همنشین اثرگذار و رفیقى دلسوز و دوستى خیرخواه ، دارد سوار ماشین شدم و از دوست روحانى ام خواستم که او هم با من همراه شود .
 
دوست روحانى ام در کمال بى میلى آن هم در زمانى که رزمندگان با کرامت اسلام در جبهه جنوب و غرب مشغول جنگ با صدامیان کافر و حامیانش بودند و منافقان کور دل هم هر روز در گوشه و کنار شهرها به جان مردم آتش مى زدند و خانواده ها را داغدار مى کردند با ترس و لرز سوار ماشین شد .
 
راننده از من پرسید : کجا مى روید تا شما را برسانم ؟ گفتم : هر کجا دلخواه تست . از جواب من خوشش آمد ، پرسید اهل کجایى ؟ گفتم : تهران ، گفت : در این شهر چه مى کنى ؟ گفتم : براى دیدار و زیارت تو آمده ام . از چنین برخوردى آن هم از یک روحانى که هرگز برایش پیش نیامده بود و طبیعتاً معهود هم نبود ، فوق العاده خوشحال و در ضمن بهت زده شد .
 
به من گفت : من از وضع مالى مناسبى برخوردارم و خانه اى دو طبقه دارم و در آن خانه مجرّد و تنها زندگى مى کنم ، دوست دارم چند لحظه اى در آن خانه مهمان من باشید .
 
رفتن به خانه او را پذیرفتم ، ولى دوست روحانى ام که از اوضاع آشفته کشور نگران بود با اشاره و فشردن دست من از من خواست که از رفتن به خانه او چشم پوشى کنم ولى من با تکیه به لطف خدا و یارى آن منبع رحمت و بر اساس وجوب امر به معروف و نهى از منکر تصمیم به رفتن خانه او قطعى بود .
 
به خانه رسیدیم ، ما را به اطاق پذیراییش راهنمایى کرد ، چهار دیوار اطاق از انواع عکس هاى مستهجن و تابلوهاى سکس و عکس انواع زنان هنرپیشه نیمه عریان غربى پر بود ، دوست روحانى ام که برخوردار از تقدس و تقوا بود معترضانه به من گفت : این چه دوزخى است که به آن وارد شده ایم ؟ در این اطاق جز اینکه چشم به زمین بدوزیم یا دیده بر هم نهیم چاره اى هست ؟!
 
به او گفتم حوصله کن ، استقامت ورز ، شاید سفر به این شهر از نظر اراده حق به این خاطر بوده که ما با این جوان آشنا شویم و ساعاتى با او همنشین و دوست گردیم تا از این منجلاب فساد به خواست خدا که به همه بندگانش مهربان است ، و درب توبه را به روى همه گناهکاران باز گذاشته است نجات پیدا کند همچنانکه در دعاست :
 
« أَنْتَ الَّذِى فَتَحْتَ لِعِبادِکَ بَاباً إِلى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ، فَقُلْتَ : تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ »
 
پروردگارا ! تو کسى هستى که درى را براى بندگانت به سوى عفو و چشم پوشى ات باز کرده اى و نام آن را توبه گذارده اى ، پس فرموده اى : همه به سوى خدا بازگردید بازگشتى خالصانه ، در نهایت براى کسى که از ورود به این در پس از گشوده شدنش غفلت ورزد چه عذر و بهانه اى خواهد بود ؟
 
جوان پس از چند لحظه وارد اطاق پذیرایى شد و پس از خوش آمد گفتن با قیافه اى جدى و گفتارى محکم بدون اینکه لباس ما دو نفر را که لباس پیامبر(ص) است لحاظ کند ، و در بى خبرى کامل از وضع ما دو نفر و بدون هیچ شرم و حیایى و به خیال اینکه ما هم مانند خود او در بى قیدى و بى مهارى به سر مى بریم گفت : مشروب ناب خارجى در یخچال حاضر دارم و تریاک خالص افغانى در بساطم موجود است تا چاى و میوه میل کنید هرکدام را مى خواهید براى شما حاضر کنم!!
 
او با این پیشنهاد به طور جدى فکر مى کرد که بهترین نوع پذیرایى از دو دوست جدیدش گرچه روحانى هستند باید به این صورت باشد .
 
به مغرب شرعى یک ساعت مانده بود ، به او گفتم دوست مهربانم من در ابتداى شب با دوستى بسیار عزیز و رفیقى با کرامت و یارى مهربان ، ملاقات دارم که او به شدت از مشروبات الکلى و مواد مخدر متنفر است ، چنانچه بوى مشروب یا بوى مواد مخدر از من استشمام کند مى ترسم براى همیشه از من جدا شود و از دست دادن او براى من حادثه اى غیر قابل جبران وفراقش براى من قابل تحمل نیست .
 
تو مرا به خاطر محبوب و معشوقم از این برنامه معذور بدار ، او هم با کمال مهربانى پذیرفت و بنا شد با چاى و میوه از ما پذیرایى کند .
 
دوست روحانى ام با اشاره دست و چشم از من خواست از خوردن میوه و چاى خوددارى کنم ، به او آهسته گفتم : به اندازه اى که استفاده مى کنیم خمسش را مى پردازیم تا جاى شبهه نباشد .
 
جوان نزدیک مغرب به من گفت : با دوستت در کدام نقطه شهر وعده دارى ؟ گفتم : کنار مسجد جامع نیشابور ، گفت : من شما را به محل وعده مى رسانم .
 
هنگامى که کنار مسجد توقف کرد و با ما پیاده شد پرسید : دوستت آمده یا نه ؟ گفتم : آرى محبوبم حاضر است ، گفت : او را هم به من نشان بده ، گفتم : محبوبم خداست که وقت اذان به وسیله نماز با او قرار ملاقات دارم و این وقت قرار ملاقات است که آمده ام .
 
جوان فوق العاده یکّه خورد ، سر به گریبان فرو برد ، و شرمسار شد ، به او گفتم : آرى ; او محبوب من است که به شدت از مشروب و مواد مخدر و قمار و رابطه نامشروع و مال حرام متنفر است و من حاضر نیستم با آلوده شدن به این امور با من ترک رابطه کند .
 
جوان گفت : من در آن خانه هیچ شبى را بدون مشروب و مواد مخدر و گوش دادن به انواع نوارها و دیدن انواع فیلم هاى مبتذل نگذرانده ام ولى با این برخورد تو از الان تصمیم گرفتم که همه این امور را ترک کنم اما از تو مى خواهم که فردا را با من بگذرانى ، پیشنهادش را پذیرفتم و ساعت ده صبح فردا را کنار مسجد جامع با او وعده ملاقات گذاشتم .
 
ساعت ده آمد ، من و دوستم را به چند زیارتگاه شهر از جمله قدمگاه برد و درخواست داشت شب را با من باشد ، از حسن اتفاق پیشنهاد او مصادف با شب جمعه بود و از طرف مجلسى که سخنرانى داشتم مردم به حضور در جلسه دعاى کمیل دعوت شده بودند و او نمى دانست من در شهر منبر مى روم . 
 
آدرس جلسه را به او دادم ، پیش از شروع دعاى کمیل به جلسه آمد ، از کثرت جمعیت راه ورود به مجلس نبود ، به او اشاره کردم نزد من آمد ، او را به طرف قبله نزد خود نشاندم ، تمام چراغ ها را خاموش کردند ، در تاریکى مطلق ، دعاى کمیل را خواندم .
 
آتش عجیبى از حال و قال و گریه و سوز در مجلس بود ، پس از پایان دعاى کمیل دیدم دو چشم آن جوان از کثرت گریه و شدت اشک ریختن چون دو کاسه خون است به او گفتم : خدا همه گناهانت را بخشید ، زندگى پاکى را شروع کن و سپس با او خداحافظى کرده ، همان شب از نیشابور خارج شدم .
 
تا سه سال از او خبر نداشتم ، در سفرى به مشهد مقدس به دیدار دوست روحانى ام نایل شدم که گفت : شبى در حرم مطهر امام رضا(ع) آن جوان را دیدم ، جویاى حال شما شد ، گفتم : در تهران به سر مى برد ، یادى از آن سفر پر معنویت کرد و گفت : توبه واقعى کردم و از نیشابور براى زندگى به مشهد آمدم و در اینجا با شفاعت امام رضا(ع) همسرى مؤمن نصیب من شد که در هدایت و بیدارى بیشتر من اثر مطلوبى داشت !
 
آرى ; یک ساعت همنشینى سالم و رفاقت مطلوب و دوستى صحیح و معاشرتى که اندکى از حقایق عرشیه و معارف الهیه را به گمراهى انتقال مى دهد ، با چنین نتیجه مثبتى روبرو مى شود.
 
بنابراین دوستى با گمراهان و فاسقان و فاجران اگر بر انسان آثار منفى گذارد ، و آدمى را در گردونه و خلق و خوى آنان اندازد ، از نظر اسلام حرام و اگر انسان داراى مصونیت ایمانى باشد، دوستى با آنان براى هدایتشان و قرار دادنشان در صراط مستقیم حق ، لازم و بلکه بر پایه وجوب امر به معروف و نهى از منکر واجب است .
 
شایان ذکر است،‌کتاب«معاشرت» تألیف استاد حسین انصاریان در سال ۱۳۸۴ برای نخستین بار منتشر شده است و به موضوعاتی همچون اسلام آیین کامل، جایگاه معاشرت، مسئولیت عظیم مربیان، دوستان حقیقی و دشمنان دوست نما، انتخاب آگاهانه، همنشینان پاک و ناپاک، معاشرت با اهل بیت و حقوق معاشرت می‌پردازد.


:: بازدید از این مطلب : 2376
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 14 مرداد 1392

 آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر مدرسه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در ایام ماه مبارک رمضان به شرح دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که متن پیاده شده آن در ادامه می‌آید:

*نزدیک‌ترین راه اتّصال انسان به خدا

پروردگار عالم عنوان اتّصال خود به خلق را از طریق قرآن صاعد، دعا قرار داد.

دعا، به تعبیر اولیاء خدا، نزدیکترین راه اتصّال انسان به خداست. آن قدر این مطلب مهم است که اولیاء خدا و انبیاء و صلحا یک علّت شب‌خیزی را برای دعا می‌دانستند.

*نوافل و روزه‌های مستحبّی، نماز و روزه نیستند؛ بلکه دعا هستند!

نوافل هم ولو صورت ظاهر آن صلاه است، امّا حقیقت آن، دعا است. یعنی نوافل، نماز نیست، فقط صورت ظاهر آن نماز است، امّا دعاست. این نکته، نکته خیلی مهمّی است.

آن‌ها که واجب است، صلاه است، امّا آن‌ها که نافله است، دعاست؛ یعنی پروردگار عالم، به واسطه این‌ها، انسان را اوج می‌دهد و به خودش متّصل می‌کند. اگر این مطلب را متوجّه شویم، غوغاست. غیر از واجبات، دیگر هر آنچه که هست، دعاست، ولو صورت ظاهر آن، صلاه یا صوم است. یعنی روزه‌های مستحبّی، هم دعاست که دعا، نزدیکترین راه اتّصال انسان به خداست.

*عشقی چندین برابر عشق خدا به اولیایش!

خصوصیّت ماه مبارک رمضان این است که پروردگار عالم، حال ما را هم یک طوری مانند حالی که اولیاء دارند، قرار می‌دهد. در این جلسه نکاتی را می‌خواهم بگویم که نکات قدریّه است. حتّی پروردگار عالم یک موقعی به بنده‌اش می‌نازد، آن هم به خصوص در شب‌های جمعه و شب‌های قدر که دیگر همه می‌آیند. خصوصیّت دعا، این است. خدا دوست دارد همه بیایند. «أدعونی أستجب لکم»، شما، همگی با هم، مرا بخوانید؛ من هم اجابت می‌کنم. لذا «لکم» آورده؛ یعنی می‌خواهد ما همه با هم او را بخوانیم.

پروردگار عالم آن ‌قدر که به اولیاء و عرفای عظیم‌الشّأن، عشق می‌ورزد و فخر می‌کند، چندین برابر آن موقعی افتخار می‌کند که جمع و گروه بیایند دعا کنند.

لذا آن قدر مهم است که ما را دعوت کرده جمعی بیاییم. ملّا حسینقلی همدانی، آن عارف بالله، یک تعبیر بسیار زیبا و عالی را دارد. ایشان می‌فرماید: این «أستجب لکم»، دلالت بر این دارد: اگر خواستید دعایتان به هدف اجابت برسد، جمعی بیایید؛ چون اوّلاً راه اتّصال به خدا، از طریق دعا است و ثانیاً جمعی است. پروردگار عالم خیلی دوست دارد که جمع بیاید. عرفا یک شب، دو شب، سه شب، هزار شب می‌آیند، امّا شاید من و شما فقط یک شب برویم. ولی وقتی می‌آییم، او هم عجیب می‌آید و عجیب تحویل می‌گیرد.

*غبطه عرفا به گنه‌کاران!

عرفای عظیم‌الشّأن یک نکته‌ای را بیان فرمودند - که شاید ما (من و امثال من) نفهمیم - می‌گویند: عرفا، به حال گنه‌کارانی که جمعی می‌آیند و درب خانه خدا را می‌زنند، غبطه می‌خورند.

اتّفاقاً عرفا و اولیاء خدا دوست دارند ببینند کجا جمعی می‌روند، در آن جمع شرکت کنند. امّا وقتی می‌بینند ما جمع نمی‌شویم، آن‌ها هم مجبورند تنها بروند. امّا اگر جمع شویم، آنها هم به آن‌جا می‌آیند؛ چون می‌دانند خدا به آن‌جایی که جمع است، عجیب نگاه می‌کند.

*نوافل، قرب‌آور است

پروردگار عالم از طریق دعا، آن هم دعای جمعی، اتّصال ایجاد می‌کند. در باب قرب داریم که پروردگار عالم فرمود: نوافل، قرب‌آور است. روایتی داریم که موسی ‌بن‌ عمران عرضه می‌دارد: خدایا! قربت را می‌خواهم. حضرت حقّ می‌فرماید: نافله بخوان.

لذا نوافل، قرب‌آور است؛ چون نوافل، دعا و خواستن است و خدا دلش این را می‌خواهد.

*نوافل؛ امر مخفی حبّی!

واجبات، تکلیف است و تکلیف، دیگر خواستن از ناحیه خدا است؛ چون خودش هم بیان کرده: «الهی هذه صلاتی صلیتها لا لحاجةٍ منک إلیها وَلا رغبةٍ منک فیها إلّا تعظیماً وطاعةً واجابةً لک الی ما أمرتنی به»، درست است نیاز نداری، امّا چون امر کردی، من دارم می‌خوانم. امّا نوافل، امر تکلیفی نیست. عندالاولیاء، امر مخفی حبّی است. خدا چون بنده‌اش را دوست دارد، امر می‌کند نافله بخوان.

*مستحبّات؛ عشق‌بازی با پروردگار عالم

لذا برای اولیاء و عرفا، مستحبّات، عین واجبات می‌شود؛ چون طریق اتّصال است، ولی حقیقتش استحباب است.

اصلاً استحباب یعنی چه؟ استحباب از حبّ و دوست داشتن می‌آید. چون دوستت دارد، گفته: بخوان. این طرف، محبّت به این است که من حبّ به نماز دارم. امّا آن طرف (تکلیف)، امر بود، «لک الی ما امرتنی به»، امّا در نوافل، عشق و حبّ و اعلان این است که من می‌خواهم است که با واجبات فرق می‌کند. هرچه مستحبّ بود، یعنی عشق و عشق‌بازی با پروردگار عالم.

*مکروه عندالاولیاء، حرام است!

حرام که حرام است، امّا مکروه عند الاولیاء، عین حرام است. چرا؟ چون اگر ببینم یک کاری انجام بدهم، مولایم کمی اخم در چهره‌اش بیفتد، شاید به ظاهر کراهت داشته باشد، ولی برای من، حرام است.

مگر می‌شود کسی که محبّ مولاست کاری را انجام دهد که مولا از آن کار بدش بیاید و کراهت داشته باشد؟!! لذا برای عرفا و اولیاء خدا مکروه،  عین حرام می‌شود.

یک مطلب خیلی عالی بگویم. ابوالعرفا، آیت‌الله ادیب فرمودند: مگر می‌شود کسی مستحبّ را انجام دهد، بعد اهل مکروه هم باشد؟! چون آن که حبّ را دارد، دیگر کاری نمی‌کند اخم در چهره مولایش بیاید. کسی که مستحبّ را انجام می‌دهد؛ یعنی کاری را انجام می‌دهم که تو دوست داری.

مگر می‌شود کسی، کسی را دوست داشته باشد و عاشقش باشد و یک کارهایی را برایش انجام بدهد، امّا یک مواقعی هم یک کاری را بر عکسش انجام دهد؛ یعنی هم مولا را بخنداند و هم به اخم بیندازد، هم مولا را خوشحال کند و هم ناراحت کند؟! محال است.

*چرا ما هم مستحبّ انجام می‌دهیم و هم مکروه؟!

پس چرا ما انجام می‌دهیم؟! چرا ما گاهی مستحبّ انجام می‌دهیم و گاهی مکروه؟! یعنی اتّفاقاً مستحب هم انجام می‌دهیم، ولی مکروهاتمان هم خیلی زیاد است!

برای اینکه ما حقیقت و فلسفه مستحبّات و مکروهات را درک نکردیم؛ چون نفهمیدیم مستحبّ و مکروه بودن یعنی چه. برای همین، هم اعمال به ظاهر مستحبّی انجام می‌دهیم و هم اعمال مکروه! امّا عند الاولیاء این‌طور نیست، ما نفهمیدیم، امثال من باید اقرار کنیم که نفهمیدیم. مستحبّی انجام می‌دهیم، نافله می‌خوانیم و یک مواقعی روزه مستحبی هم می‌گیریم؛ امّا مکروه هم زیاد انجام می‌دهیم!

*رابطه جهل و مراقبه!

حالا بعضی‌ها که وامصیبتا، پا را فراتر می‌گذارند و کارهای نعوذبالله و نستجیربالله حرام انجام می‌دهند، حالا چه عمد و چه جهل. عمد که وامصیبتا است، هیچ و اصلاً بحث مراقبه را نمی‌شود روی آن گذاشت، امّا جهل یعنی اینکه مراقبه نکردیم. چون مراقبه نکردیم، جاهلیم، امّا کسی که مراقبه می‌کند، مواظب است، مدام می‌گوید: کجا؟ چطوری؟ این را انجام بدهم یا خیر؟ آن را انجام ندهم، یا بدهم؟ و ... . پس جهل یعنی اینکه ما مراقبه نکردیم و بدبخت شدیم.

*دلالت تعداد بیشتر مستحبّات، نسبت به واجبات چیست؟

حال اولیاء و عرفا، حال اتصال است و حبّ. پروردگار عالم در دعا، از من و تو، این را می‌خواهد. یعنی راه اتّصال به خدا، درخواست عاجزانه از پروردگار عالم، اعلان فقر، اعلان نیاز و اعلان هیچ بودن است؛ چون او، بی نیاز مطلق است.

خیلی قشنگ است، همان ‌طور که واجبات، پنج نوبت است، حالا غیر از نافله نماز شب که اوج دارد، در خود همان واجبات، نوافل است. مثل نافله صبح که دو رکعت است. نافله ظهر، چهار تا دو رکعت، هشت رکعت است. نافله عصر، هشت رکعت است.

می‌دانید نوافل، به خصوص نماز شب که خودش نافله است، بیش از واجبات است. یعنی پروردگار عالم، حبّ را بیشتر می‌خواهد، نه تکلیف را. نه اینکه بگویم تکلیف را انجام ندهیم، نه، امّا حبّ را بیشتر می‌خواهد. نافله، مستحبّ است دیگر؛ یعنی حبّ را بیشتر می‌خواهد، اعلان حبّ را از بنده‌اش می‌خواهد، برای همین، نافله، بیشتر است.

برای همین حتّی هر ساعت نماز دارد - که حاج شیخ عباس قمی، آن مخلَص الهی در مفاتیح آورده  است - یعنی «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ». ساعت اوّل، ساعت دوم و ... . خوب انسان که دائم بیکار نیست، خیر، یعنی هر موقع که دلت گرفت و عشق‌بازی با پروردگار عالم را خواستی، برایت فرجه و وقت گذاشتند و به تو اجازه دادند نماز بخوانی. این‌ها اعلان حبّ است. مستحبّات بیشتر است، نوافل بیشتر است. ضمن اینکه با هر واجبی هم نوافل گذاشتند. 

لذا در روایت داریم که پروردگار عالم فرمود: من از طریق نوافل به تکالیف بندگانم (یعنی واجبات) نگاه  می‌کنم. این‌قدر پروردگار عالم نوافل و مستحبّات را دوست دارد.

*نافله عظمی چیست؟

حالا دعا، عندالعرفاء آن نافله عظمی است و نوافل عند‌العرفاء، دعاست. بنازم خدا را! چطور اجازه می‌دهد که بندگانش با او عشق ‌بازی کنند. دیگر واقعاً عین بی‌انصافی است که این‌قدر طرق و ابواب رحمت الهی را باز گذاشته، بعد انسان نیاید! دیگر چه می‌خواهیم؟! همه چیز را مرحمت و لطف کرده است.

*آخرین شب جمعه ماه مبارک؛ شب قدری بعد از شب‌های قدر!

حسب روایات خواندیم که در شب جمعه، تازه در غیر ماه مبارک رمضان، درب‌های رحمت الهی از غروب باز می‌شود. در ماه مبارک رمضان که از اوّلش، در هر لحظه‌اش، دعا، مستجاب است «دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ». امّا اگر شب جمعه ماه مبارک رمضان شد، دیگر ببین چه خبر است، نورٌ علی نور، نورٌ فوق کلّ نور!

لذا قبل از ورود به شب‌های قدر عرض کردیم که اسم شب جمعه ماه مبارک را قدر زودرس گذاشتند. حالا در این شب جمعه هم - که آخرین شب جمعه ماه مبارک رمضان است - پروردگار عالم از این شب‌های قدر که بیرون آمدیم، بلافاصله که یک قدر دیگری گذاشته است. چطور می‌خواهی از این بهره‌برداری کنی؟

خدایی که این ‌قدر دعا را سفارش کرده و می‌گوید: بندگان من، به خصوص همدیگر را بخوانند و برای همدیگر دعا کنند. چون دعا خیلی تأثیر دارد و بالاخره هم تأثیر خود را می‌گذارد. دعا صددرصد اثر دارد و اصلاً بی‌تأثیر نیست.

*سه عمل خدا در مقابل دعای بنده!

پیغمبر اکرم، خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ دَعَا اللَّهَ تَعَالَى بِدَعْوَةٍ لَیْسَ فِیهَا قَطِیعَةُ رَحِمٍ وَلَا اسْتِجْلَابُ إِثْمٍ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهَا إِحْدَى خِصَالٍ ثَلَاثٍ». هر مسلمانی که خدا را به دعایی بخواند، هر نوع دعایی، ولی آن دعا برای قطع رحم، یا رسیدن به گناه نباشد، خدا یکی از این سه کار را در حقّ او انجام می‌دهد.

پس معلوم شد خدا برای قطع رحم، دعا را مستجاب نمی‌کند. یا اگر کسی دعا کند که به خواسته گناهی برسد، خدا عنایت نمی‌کند. ولی اگر غیر از این‌ها باشد، پروردگار عالم یکی از این سه کار را برای او انجام می‌دهد:

1. «إِمَّا أَنْ یُعَجِّلَ دَعْوَتَهُ» یا اینکه دعایش را همان موقع، سریع به تعجیل می‌اندازد و به اجابت درمی‌آورد.

2. «وَإِمَّا أَنْ یَدَّخِرَ لَهُ فِی الْآخِرَةِ» یا اینکه خدا دعایش را به تأخیر می‌اندازد و برای آخرتش ذخیره می‌کند.

3. «وَإِمَّا أَنْ یَدْفَعَ عَنْهُ السُّوءَ مِثْلَهَا» یا به واسطه آن، یک بدی، سوء و گزندی را از او دور می‌کند. یعنی دعایش را مستجاب نکرد، ذخیره قیامت هم نکرد، امّا بنا بود به واسطه یک عملی که انجام داده بود؛ چون عالم، عالم اثر و مؤثّر است (این یکی از کدهایی است که بارها عرض کردیم و باید همیشه در ذهنمان باشد) برایش یک مشکل و گزندی پیش بیاید که خودش متوجّه نبود، امّا حالا که دعا می‌کند، می‌بیند دعایش مستجاب نشد و تعجّب می‌کند، امّا بناست قبلاً به خاطر آن عمل زشتی که داشت، گزندی به او برسد، امّا حالا نمی‌رسد.

پس معلوم است پروردگار عالم وقتی می‌فرماید: «أُدعونی أستجب لکم»، حتمی است. فقط شرطش این است که در راه گناه نباشد و إلّا یا همان موقع استجابت می‌شود، یا برای آخرت ذخیره می‌شود و یا به واسطه این دعا، اثر آن عملی را که قبلاً انجام داده بود و بنا بود ببیند، آن اثر و ضرر را دفع کرد.

پس دعا را کم نگیریم، دعا، راه اتّصال است. دعا، کاملاً اثربخش است.

*خدا از چه چیزی حیا می‌کند و شرم دارد؟!

پیامبر یک مطلبی را بیان کردند که خیلی عجیب است. فرمودند: «إنَّ رَبَّکم حَیِیٌّ کریمٌ، یَستَحیِی أن یَبسُطَ العبدُ یَدَیهِ إلَیهِ فَیَرُدَّهُما صِفرا»، پروردگار عالم، خدای شما، با حیا و بخشنده و کریم است؛ خدا، شرم دارد، حیا دارد، یک بنده‌ای دو دست گدایی‌اش را بالا بیاورد، خدا! خدا! بگوید و خدا، آن را خالی برگرداند و «صِفرا» هیچ چیزی به او ندهد.

خدا با حیا است، آن کسی که حیا را امر کرده، خودش اوّل با حیا است. با حیای کریم است. خود خدا حیا می‌کند، شرم دارد، از اینکه بنده‌اش دو دست گدایی‌اش را بالا بیاورد، بگوید: خدایا! من هیچ ندارم، گدایم؛ بعد دستش را خالی برگرداند.

اینکه من می‌گویم دو دست‌ها را بالا ببرید، برای همین است. خدای کریم و عزیزی داریم، خدا عنایت می‌کند.

*تنها دعایی که خدا مستجاب نمی‌کند / نحوه برخورد با ظلم (دعا یا لعن و نفرین؟)

فقط خدا فرموده: یک جا من دعایتان را اجابت نمی‌کنم و خیلی هم از آن مورد بدش می‌آید. فرمود: فقط وقتی که برای ستمکار و کافر دعا کنید، مستجاب نمی‌شود. خدا اصلاً خوشش نمی‌آید.

پیامبر فرمود: «مَنْ‏ دَعَا لِظَالِمٍ بِالْبَقَاءِ فَقَدْ أَحَبَ‏ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ فِی أَرْضِه‏» هر که برای بقای ستمگر دعا کند؛ یعنی دوست دارد که خدا در زمینش نافرمانی بشود.

اتّفاقاً ما برعکس دعا، لعن و نفرین برای ستمکار و کافر داریم. برای یهود، برای صهیونیسم جهانی و ... که دیگر نمی‌شود دعا کرد که بگوییم: دعا کنیم این‌ها برگردند. این‌ها بر نمی‌گردند. بر عکس خدا می‌گوید: باید این‌ها را لعن و نفرین کنیم. مثل فردا در راهپیمایی قدس باید نشان بدهیم که نه تنها برای ظالم دعا نمی‌کنیم، بلکه تنفّر داریم.

در غیر آن، برای سایر موارد، دعا کن. امشب دست‌ها را بالا ببریم، بگوییم: خدا! تو کریمی، عنایت داری، ما هم دست‌هایمان را بالا آوردیم، پس مرحمت کن.

*بشارت فرصت برای تغییر مقدّرات، بعد از شب‌های قدر!

آه! شب، شب جمعه است، شب جمعه آخر ماه مبارک رمضان! باورمان نمی‌شود این‌ طور به سرعت گذشت! به ظاهر روزهای طولانی هم بود، امّا چطور گذشت؟!

ای‌ خدا! وضعم خراب است، حالم، حال خوشی نیست، نمی‌دانم شب قدرم چگونه بود؟! فقط یک مژده بدهم و آن اینکه اولیاء حسب روایات می‌گویند: تا ماه مبارک رمضان هست، اگر این چند شب آخر مصرّ بشویم، احتمال دارد بتوانیم هنوز هم مقدّراتمان را تغییر دهیم.

شاید به خاطر همین است که حضرت بیان می‌فرمایند: در دهه آخر بسترهایتان را جمع کنید. چون تا ماه مبارک رمضان هست، باز هم می‌توانیم، با اصرار، با ناله، با فغان، با گریه، با دعا از خدا بخواهیم که مقدراتمان را طور دیگری رقم زند.

از آقاجانمان بخواهیم که عنایت کنند. یک مواقعی آقا امضاء کمرنگ بکند، بد نیست. اگر کارمان قوی‌تر شد، پررنگش می‌کند. اگر کارمان خراب بود، خوب استغفار کنیم و دوباره آقایمان امضاء را برمی‌گرداند و طور دیگر امضاء می‌کند. دو نوع امضاء است دیگر. دیدید مثلاً می‌گفتند بعضی‌ها وقتی می‌خواستند امضاء بکنند، نوع خودکارهایشان فرق می‌کرد، باید ببینیم با کدام خودکار امضاء کردند؟! امضاء قبولی داریم، یا نعوذبالله امضاء مردودی؛ یعنی گفته دیگر امسال بسش است، دیگر برود. مقدرامان چگونه رقم خورده؟! ما گرفتاریم، آقا جان! باید عنایت کنید. خدا عنایت می‌کند، آقاجان امضا کند.

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 2176
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران