میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 15
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 19
:: باردید دیروز : 709
:: بازدید هفته : 2933
:: بازدید ماه : 9842
:: بازدید سال : 16074
:: بازدید کلی : 16074
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 آبان 1392

 

خطبه حضرت زینب(س) در بازار کوفه از نگاه آیت الله خامنه ای


:: بازدید از این مطلب : 2549
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 آبان 1392
 
 بکارگیری مضامین و موضوعات مرتبط با وقایع جاری کشور و جهان اسلام، از مواردی بود که امسال نیز در بین اشعار، مراثی و نوحه خوانی سید الشهداء علیه السلام، جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد به نحوی که برخی از نوحه‌های اجرا شده در ایام دهه محرم، به صورت ویژه به موضوع حضور نیروهای تکفیری در سوریه و تهدید این کشور به عنوان یکی از استوانه‌های محور مقاومت در منطقه اختصاص یافت.
برجسته کردن جایگاه سوریه در محور مقاومت، شیعی و سنی نبودن ماهیت نبرد در سوریه و نقش امریکا و اسرائیل در فتنه شام از جمله مواردی بود که شاعران جوان و انقلابی را واداشت تا اشعاری با این مضامین را برای شب‌های محرم آماده کنند.
از میان نوحه‌های اجرا شده در ایام محرم، دو نوحه به زبان عربی را می‌توان برجسته‌ترین اجرا‌‌ها در زمینه فتنه شام و مقابله با تکفیری‌ها در این منطقه دانست.
نوحه "کلنا عباسک یازینب سلام الله علیهما" که شب تاسوعا توسط میثم مطیعی در هیات میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق علیه السلام به اجرا در آمد، با شعر پر مضمون که توسط محسن رضوانی به زبان عربی سروده شده بود، به همین موضوع پرداخت و از اعلام آمادگی برای دفاع از حرم زینب کبری علیها سلام، تا ماهیت صهیونیستی اقدامات تکفیری‌ها در این منطقه را با سبکی حماسی به مخاطب ارائه کرد.
نوحه دیگری که با مضمونی عربی و البته به صورت واحد توسط حاج میثم مطیعی در هیات میثاق با شهدا به اجرا در آمد، نوحه "من الشام ناتي و من قلب بحرين" بود که ضمن توسل حزن انگيز به حضرت سيدالشهدا، با سروده عربی مرتضي حيدري آل كثير، باز هم به تلاش برای وحدت مسلمانان و مقابله با فتنه تکفیری‌ها در منطقه و خصوصا شامات پرداخت. در اين شعر مجددا برقيام مردم مظلوم بحرين كه اين روزها در فراموشي رسانه ها مورد غفلت واقع شده است تاكيد شده است.
 
در ادامه متن کامل این اشعار و نوای اجرا شده توسط میثم مطیعی را می‌شنوید:
 
واحد عربی: كلّنا عبّاسُكِ يا زَينب | شب تاسوعا محرم 92 | برادر میثم مطیعی
 
مداحي عربي حاج ميثم مطيعي در شب تاسوعا محرم 92
(خطاب به جنايات كاران سلفي و تكفيري در سوريه)
(كلّنا عبّاسُكِ يا زَينب)
نخیزد آهی از عمق نهادی
که در آخر نگردد گردبادی
نریزد اشک مظلومی به دامن
مگر ویران کند کاخ فسادی
نوای نای مظلومان عالم
بلرزاند تن آل زیادی
سرانجام تبه کاران، تباهیست
نه اخدودی به جا مانده، نه عادی
الا ای خیل خون آشام! در شام
نمانَد از شما حتی نمادی
نبردید از خرد، در شامه بویی
ندارید از خدا در یاد، یادی
شما را نیست جز شیطان ، مریدی
به غیر از ابن ملجم ها، مرادی
لکم یا زُمرةَ الإرهابِ تبّاً
أساسَ البَغيْ، رَمزاً للعِنادِ
ای جماعت تروریست! ننگ و نفرین بر شما
که پایه ی طغیان و نماد دشمنی هستید
دماءَ الناسِ أنتم تَستَبيحُون
و لاتخَشون من يومِ المَعادِ
خون مردمان را مباح اعلام می کنید
و از روز قیامت نمی ترسید
تِجاهَ الناسِ وجَّهْتم سِلاحاً
و اسرائيلُ تَسْكُنْ في البلاد
دربرابر مردم اسلحه کشیده اید
درحالیکه اسرائیل در سرزمینها(ی اسلامی) جا خوش کرده است
و لستُم مِن بنِي السّنه ولكن
بنوصَهيون و في لُجِّ الفساد
وشما نه فرزندان اهل سنت كه فرزندان صهيونيد و در گرداب فساد غوطه وريد
و إن آباؤُكم هَدْمُوا البقيعَ
فنَقطَعْ منكُم الآنَ الأيادي
اگر پدران شما بقیع را نابود کردند،
ما امروز دست شما را قطع می کنیم
و إن لاتَعرِفُونا نحنُ نارٌ
و أنتم تَنفَخُونَ في الرَّماد
اگر ما را نمی شناسید (بدانید که ) ما آتشیم
و شما در خاکستر می دمید( اصطلاحی در ادبیات عرب کنایه از کاربیهوده و خودزنی)
و لنْ تُسبى رقية مرّتين
و لا زينب و لا زينُ العباد
نه رقیه دوبار اسیر می شود
و نه زینب و زین العابدین علیهم السلام
ابد و الله لانَنسى حُسينا
هو القائد على رُغم الأعادي
به خدا سوگند تا ابد حسین را فراموش نمی کنیم
به کوری چشم دشمنان، اوست که پیشوا و مقتداست
مِن العابس تَعَلّمْنا جُنوناً
مِن العبّاس حُبّاً للجِهاد
ما از عابس(یکی از شهدای کربلا که فرمود عشق حسین دیوانه ام کرده) دیوانگی را آموخته ایم
و از عباس ، عشق به جهاد را یاد گرفته ایم
دخيلك يا ابوفاضل! أَغِثْنا
فإنّ الشّامَ إيّاكَ تُنادي
یا ابوالفضل! قسمت می دهیم که به فریادمان برس
چرا که سرزمین شام تنها تو را می خواند
شاعر: محسن رضواني
 
 
واحد عربي: من الشّام نأتي و من قلب بحرين | شب عاشورا محرم 92 | برادر ميثم مطيعي
 
 
مداحي عربي حاج ميثم مطيعي در شب عاشورا محرم 92
(در غم سيد الشهدا و همچنين خطاب به گروههاي سلفي و تكفيري در سوريه)
طَغي الحزنُ سَيلاً بِقلبي/ كأنّي بِوادِ البلاءِ
اندوه و غم در قلب من همچون سیلی طغیان کرد، چونان که گویی در وادی بلا هستم
بِجَنبِ الفراتِ فأبكِي/ عَليكَ لِحدِّ العَماءِ
پس برتو در کنار فرات تا سرحدّ کوریو نابينايي می‌گریم
هو الدّينُ دينُ الرّسولِ / وَ أحيَيتَه بالدِّماءِ
این همان دین پیامبر (ص) است و توهستی که آن را با خون دوباره زنده نموده ای
هو الماءُ مَهرُ البتول/ و أنتَ قتيلُ الظِّماء
این آب است که مهریه زهرای بتول (س) است، حال اینکه تو شهید تشنه لب هستی
فأنتَ الحُسين/ و سبط الرّسول
تو حسین هستی، تو نواده پیامبر خدایی
أبوكَ عليٌّ و إبنُ البتُولِ
پدرت علی است و فرزند زهراي بتولي
(ياحسين يابن الزهراء)
حَثَثتُ اليكَ خُطائي/ علي سِكّةِ النائباتِ
گامهای خود را بر روی جاده مصیبتها با شتاب به سوی تو حرکت دادم
تَحدَّيتُ كلَّ البلايا/ علي حبِّكَ يا نَجَاتي
در مقابل تمامی بلاها و آزمایشهای الهی مبارزه طلبی کردم، به پشتوانه دوستی و محبت تو که مایه نجات من هستی اي حسين جان
علي رَغمِ أنفِ الطُّغاةِ/ أنا لا أهابُ المَماتِ
بر خلاف خواست مستبدان و مستکبران، من از مردن هراسی ندارم
و حُبّي اليكَ مَسارٌ/به قد تَسيرُ حياتي
محبت من نسبت به تو همان راهی است که به واسطه زندگی ام در جریان است
لجأتُ اليكَ /بِكَربِ البَلاء
به سوی تو پناه آوردم، به کربلا، سرزمین بلا
رَميتُ وُجودي/ بتُربِ الولاءِ
تمام کیان و هستی ام را در خاک و سرزمین ولایت و دوستی اهل بیت پرتاب نمودم
(ياحسين يابن الزهراء)
علي بابِ أُختِ الحُسين / أري كَفَّ عبّاسِ حامي
دستان حمایتگر عباس(ع) را بر در حرم خواهر حسین (ع) يعني (زينب كبري)  می‌بینم
فمازالَ آلُ يزيدٍ / يَهابُونَ تلكَ الخِيامِ
هنوز هم خاندان یزید از آن خیمه‌ها هراس دارند
و هذا خِطابِي إليكُم/ ببُركانِ عَزمٍ تَفَجَّر
این پیام من به شما تكفيري هاست؛ با آتشفشانی در حال انفجار از عزم و اراده
جميعاً غََدَونا جُنُوداً/ ضحايا لأولادِ حَيدر
همه ما سرباز گشته ایم، ما فداییان فرزندان حیدر (ع) هستيم
فنحنُ المُواليِن/ لخيرِ الوصييّن
ما دوستداران برترین اوصیاء يعني (امام علی (ع) ) هستیم
مِن الشامِ نأتي/ و مِن قَلبِ بَحرين
از سرزمین شام می‌آییم/ و از قلب بحرین
(ياحسين يابن الزهراء)
شاعر: مرتضي حيدري آل كثير
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2959
|
امتیاز مطلب : 90
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 22
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 26 آبان 1392

شهید علی شبیب محمود یکی از برجسته‌ترین رهبران مدافع حرم حضرت زینب(س) بود که هنگام حمله خمپاره‌ای تروریست‌های سوریه به حرم حضرت زینب(س) پرچم یا زینب (س) را بر فراز گنبد عقیله قمر بنی هاشم حضرت زینب کبری(س) به اهتزار درآورد.

 

به نقل از ابنا، حزب الله و مقاومت اسلامی لبنان امروز پیکر شهید «علی شبیب محمود» با کنیه "ابوتراب" را که طی یک عملیات جهادی در منطقه حجیره سیده زینب(س) و در نبرد با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید تشییع کردند.

مراسم تشییع پیکر این شهید مجاهد با حضور خیل عظیم مردم منطقه، سران حزبی و کشوری و حزب الله و مقاومت اسلامی در حرم مطهر حضرت زینب(س) برگزار شد.

پس از انتقال پیکر این شهید به لبنان و اقامه نماز، پیکر این فرمانده مدافعان حرم در گلزار شهدای منطقه "جنانه" لبنان به خاک سپرده شد.

اهتزار پرچم  یا زینب (س) بر فراز گنبد حرم حضرت زینب توسط علی شبیب محمود

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2333
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

امر به معروف نشانه عشق به دین است، کسی که منکری را ببیند و می گوید به من چه، یعنی اگر دین بود، بود، نبود، نبود!

در سوره نمل آمده، حضرت سلیمان و لشگرش از کنار صفی از مورچه ها حرکت می کرد، یکی از مورچه ها فریاد زد آی مورچه ها، بروید به لانه هایتان، اینان سلیمان و لشکریانش هستند شما را زیر پا له می کنند در حالی که متوجه نیستند. این نشان می دهد انسانی که خلافی ببیند و فریاد نزد از مورچه هم ضعیف تر است.

متاسفانه امروز نیکوکار در جامعه تشویق نمی شود.

طبق آیه قرآن در امر به معروف سن مطرح نیست. حضرت ابراهیم به عمویش گفت این مجسمه ها چیست که می سازید!؟ پس سن مطرح نیست.

یک بچه ابتدایی نامه ای نوشت به امام گفت ای امام می خواستم در نامه ام به شما پندی بدهم، ولی دیدم شما از پدر بزرگم هم بزرگترید، خجالت کشیدم و ننوشتم. دفتر امام نامه را خواندند و خندیدند و می دهند به امام. امام نامه را خواندند و فرمودند شاید این بچه دبستانی در نیشابور عیب مرا فهمیده و شما که اطراف من هستید نفهمیده باشید. امام در پاسخ نوشتند: پسرم همه ما احتیاج به نصیحت داریم ای کاش در نامه ات پندت را می نوشتی.

ضرب المثل غلط ایرانی «نمک خوردی، نمکدان نشکن» نتیجه اش می شود جمهوری رودربایستی اسلامی! بهترین الگوی ما در این زمینه همسر فرعون است.

در یک جایی به من گفتن حاج آقا پارسال تو برنامه ما یک حرفی زدی به خیلی ها برخورد، امسال اگر می خواهید از این حرف ها بگویید لطفا نیایید! من هم گفتم بسمه تعالی؛ به درک!

بالاترین منکر اتلاف عمر است. به جای تماشای ورزش، پاشید ورزش کنید.

شعر «دید موسی یک شبانی را به راه … ما برون را ننگریم و قال را، ما درون را بنگریم و حال را » را همه شنیده اید. مثنوی کمالات بسیاری دارد ولی این شعر صد در صد ضد قرآن است. قرآن در سوره مریم آیه ۹۰و ۹۱ می فرماید «تكاد السموات يتفطرن منه و تنشق الارض و تخر الجبال هدا/نزدیک است  كه  آسمانها از هول آن متلاشى گردد و زمين بشكافد و كوهها در هم شكسته، فرو افتد» و در جایی دیگر می فرماید «ان دعوا للرحمن ولدا»   حضرت موسی طبق وظیفه اش عمل کرد و تذکر داد. «ما برون را ننگریم و قال را، ما درون را بنگریم و حال را» یعنی اینکه اصلا چرا برویم مکه، برای چه اصلا نماز را عربی بخوانیم، هر که هر جور دوست دارد نماز را بخواند.

گرده گچ منکر است، دوده هم منکر است ولی هر منکر را باید یکجور رفع کرد. گرد گچ را با ضربات دست و دوده را با فوت.

نمی شود در مقابل گناه بی خیال بود که بر طبق حدیث اگر بودید دعایتان مستجاب نمی شود و اشرار و طاغوت بر شما مسلط خواهند شد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2419
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

حضرت زینب(س)-شام غریبان-بصیرت سیاسی

 

بگذار تا این باده آتشگون بماند

همرنگ با افسانه و افسون بماند

بگذار تا در جبر ذهن كج‌مداران

این كارها بر گردن گردون بماند

رفتند یاران پرخروش و برنگشتند

این داغ تا كی بر دل كارون بماند؟

شهرت ندارد عاشقی بی نام معشوق

لیلی تجلی كرد تا مجنون بماند

آری توان یك عمر از زلفش سخن گفت

اما كجا بی لطف او مضمون بماند؟

یا رب ظهور یار را نزدیك‌تر كن

در پرده تا كی حسن روزافزون بماند؟

وقتی كه خون پیروز بر شمشیر باشد

كی نام عاشق بی نثار خون بماند؟

همراه موسی بودن این‌جا افتخار است

اما برای آن‌كه با هارون بماند

گفتی كه در زقّوم خود صهیون بمیرد

گرم از طراوت شاخه‌ی زیتون بماند

ما در تب غزّه خروشی تازه دیدیم

از انقلاب سرخ تو آوازه دیدیم

غزّه، زمینش، آسمانش، كوچه‌راهش

مردان، زنان و كودكان بی‌پناهش

هیهات مناالذله می‌گویند آری

راه شرف را در تو می‌جویند آری

آن‌جا كه دیدی با سپاهش آمده حر

می‌ریخت از لب‌های تو اندرز چون در

شكر خدا گفتی و مردم را شكایت

خواندی در آن‌جا از پیمبر این روایت:

دیدید اگر مصداق ظلم بی‌حد آمد

دیدید اگر كه جائری بر مسند آمد

فرقی نمی‌داند حلالی از حرامی

اسلام را دیگر نمانده غیر نامی

آن‌جا اگر گرم سكوت خویش بودید

تنها به فكر كسب قوت خویش بودید

حق است حق را كه شما را كور سازد

همراه آن بیداد گر محشور سازد

ای خون تو احیاگر همگامی ما

سرچشمه‌ی بیداری اسلامی ما

ای عطر تو جاری به لبخند بسیجی

نامت همیشه نقش سربند بسیجی

با من بگو داغ تو با دل‌ها چه‌ها كرد؟

هجران تو با زینب كبری چه‌ها كرد؟

شوق تو عاشق را به صحرا می‌كشاند

زینب جدایی از تو را كی می‌تواند؟

با آن‌كه آتش خیمه در خیمه به پا بود

زینب سراسیمه میان خیمه‌ها بود

تا در پس آتش عزیزی جا نماند

در خیمه زین‌العابدین تنها نماند

هر خیمه بر تن داشت چون پیراهن آتش

هر كودكی را بود دامن دامن آتش

اموال زهرا را به غارت برد دشمن

آن بهترین‌ها را اسارت برد دشمن

زیور اگر در دست مادر بود بردند

خلخال اگر در پای دختر بود بردند

دشمن به زعم خود سرود فتح می‌خواند

بر پیكر پاك شهیدان اسب می‌راند

هر هق‌هقی هر ناله‌ای فریاد گشته

مژده رباب آب فرات آزاد گشته

اما كجا یاد گل پرپر نباشی؟

یاد لب خشك علی‌اصغر نباشی

اما كجا از دل غم دیرین رود باز

آب خوشی از این گلو پایین رود باز

خواهر به دنبال برادر بود آن‌جا

در جست‌وجوی جسم بی‌سر بود آن‌جا

ناگاه شیری دید در زنجیر پنهان

جسمی به زیر نیزه و شمشیر پنهان

از نیزه و شمشیرها وقتی گذر كرد

صد بار از جان خودش صرف نظر كرد

سبط نبی را غرقه در خون دید آن‌جا

زخم از ستاره بر تن افزون دید آن‌جا

می‌گفت شرح ماجراها را گزیده

لب‌های زینب روی رگ‌های بریده

وقت وداع آمد، وداع جان چه سخت است

بر خواهر تو صبر در هجران چه سخت است

باید تو را با كشته‌ها تنها گذارد

جسم تو را بر خاك صحرا وا گذارد

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2300
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

شام غریبان

 

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان می گیرد

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2201
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

عصر عاشورا

 

اینان که طبل خاتمه جنگ می زنند

دیگر چرا به خیمۀ ما سنگ می زنند؟

باران تیر و حمله غارت شروع شد

نقشی دگر ز ننگ در این جنگ می زنند

با تیشۀ جهالت و ظلم و عنادشان

بر ریشۀ عدالت و فرهنگ می زنند

تا نام حق دگر پس از این نشنود کسی

آتش به بال مرغ شب آهنگ می زنند

غفلت نگر که نعرۀ مستی و بی غمی

پیش امام خسته و دلتنگ می زنند

غارتگران درون خیامند و کودکان

از ترسشان به دامن من چنگ می زنند

بر چهره های خسته و مات و پریده رنگ

با سیلیِ خشونت شان رنگ می زنند

قلب (حسان) به یاد اسیران کربلاست

در هر کجا که قافله ها زنگ می زنند

 


:: بازدید از این مطلب : 2321
|
امتیاز مطلب : 81
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

شب عاشورا

 

حجـاج کربلا کـه ز کعبـه سـلامشان

صحرای سرخ خون شده بیت‌الحرامشان

پــرواز می‌کننــد بــه دور امـامشان

لبریـز گشته کاسـۀ صبــر تمـامشان

در انتظار صبح گرفتند سـر بـه کف

از شوق مرگ بر لبشان خندۀ شعف

جون و زهیر و عابس و ضرغامه و حبیب

آمـاده تـا شونـد سراپـا به خون خضیب

بر خود زدند تـا دل دریـای خون نهیب

از دست داده در پی ایثـار جان، شکیب

خالی ز خویش و پر ز عطش بود جامشان

در عیـن سجـده حـال و هـوای قیامشان

ناگـه امام، غنچـۀ معجزنمـا گشود

با بهتـرین خطابـه خداوند را ستود

آنگاه رو به جـانب انصـار خود نمود

کای بر وفا و غیرت و ایثارتان درود!

ای عمـر جاودانـۀ دنیـا حقیرتــان

چشمی ندیده در همه عالم نظیرتان

اینجا حسین و مکتب خون و شهادت است

میـدان جان‌نثـاری و عشق و ارادت است

در بحر خون شنای شهادت عبادت است

بـر رهـروان عشق، شهـادت ولادت است

اینجا عروج ما همه در خون تپیدن است

جـان دادن و جمـال خداونـد دیدن است

اینجـا بغـل گشـوده شهادت برایتـان

اینجـا بــود کنــار خداونـد جایتــان

خون خداست در یم خون، خونبهایتان

لبخنـد می‌زنـد بـه خـدا زخم‌هایتان

یا سینه را به تیغ شهادت سپر کنید

یا اینکه مخفیانه از اینجـا حذر کنید

اینجا سخن ز نوک سنان و سر من است

اینجا برهنه روی زمین پیکر من است

اینجـا هـزار‌پـاره تـن اکبــر من است

اینجا قرارگـاه علـی اصغــر من است

این راه مکه، این ره شامات، این عراق

مـا تشنـۀ وصـال خداییـم، الفـراق!

آن عاشقان جان به کفِ سخت، سخت‌کوش

آمد ز فرق تا به قدم خونشان به جوش

برخواست از حقیقت‌تان بر فلک خروش

گفتند: ای به راه غمت نیشِ نیزه، نوش!

شمشیر مرگ بـا تـو حیـات مکرر است

عمری که بی‌تو باشد، از مرگ بدتر است

مـا لـذت زمانـه نخـواهیم بی‌حسین

در عرش، آشیانه نخـواهیم بی‌حسین

در چشم نور، خانه نخواهیم بی‌حسین

ما عمر جاودانـه نخـواهیم بی‌حسین

عباس گفت: یوسف زهرا! چرا رویم؟

ای کعبۀ امید! از این در کجا رویم؟

ریحـانه‌هــای دامــن گلخانــۀ عقیــل

گفتند: ای بـه دامن تـو قدسیـان دخیل

عزت اگـر نه خـار تـو گـردد، شود ذلیل

ما زندگی کنیم و تو در موج خون، قتیل؟

ما را به سینه زخم تو خوش‌تر ز مرهم است

حتـی بهشت بی‌گــل رویـت جهنـم است

یک‌سو حبیب جست ز جا گفت سیدی!

بـا پاره‌هـای آتـش دل آتشــم زدی

مـا خـار راه تـو، تـو عزیـز محمّـدی

ماییم جان‌نثـار تـو، تو جان احمدی

هفتـاد بـار اگـر که بمیـرم برای تو

برخیزم و دوباره کنم جان فدای تو

فریاد زد زهیر که ای عرش را مدار

سوزم اگر که بعـد شهادت هزار بار

خاکسترم به باد رود سوی کوهسار

گردم دوباره زنده به اعجاز کردگار

سرافکنم دوباره به پای تو یا حسین!

جانـم هـزار بـار فـدای تو یا حسین!

ای حامیان آل علی! جـان فدایتان

آغوش گرم حضرت معبود، جایتان

در گوش جـان مردم عالم ندایتان

اینک زنـد حسین، دوباره صدایتان

خیزیـد بـاز در ره او جـان فـدا کنید

خود را دوباره هدیه به خون خدا کنید

خیل ستمگران که دم از جنگ می‌زنند

بـر پیکـر امـام شمــا سنـگ می‌زنند

از خون سر به ماه رخش رنگ می‌زنند

گرگان کوفه بـر بدنش چنگ می‌زنند

ای خفتگان وادی خون کو قیام‌تان؟

بـر نیـزه رفـت رأس منیـر امام‌تان

ای خـون سیدالشهـدا خون‌بهایتان

ای بـر فــراز قلـۀ تــاریخ، پایتـان

خورشیدِ قرن‌ها سرِ از تن جدایتان

بایـد حسیـن آیـد و گوید ثنایتان

تا حشر، قـامت شهدا بـر شما خم است

سرسبز با ثنای شما نخل «میثم» است

 


:: بازدید از این مطلب : 2433
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

شب عاشورا

 

شبِ آخر بگذار این پَر من باز شود

بیشتر رویِ تو چشم تر من باز شود

حرفِ هجران مزن این قدر مراعاتم كن

دست بردار، دلِ مضطر من باز شود

جان زینب برو از كرب و بلا زود برو

مگذاری گره ی معجر من باز شود

آه! راضی نشو بنشینم و گیسو بكشم

آه! راضی نشو موی سر من باز شود

پای دشمن به روی پیكر تو باز شود

روی دشمن به روی معجر من باز شود

جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار

جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود

جان زینب برو مگذار غروب فردا

سمت گودال رهِ مادر من باز شود

حیف ازین زیر گلو نیست خرابش بكنند؟!

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

لااقل قول بده زود خودت جان بدهی

بلكه راهِ نفس آخر من باز شود

 


:: بازدید از این مطلب : 2363
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 آبان 1392

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

به نام آب، به نام فرات نام شما

 من آفریده شدم كه كنم سلام شما

 نوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر

 شما غلام حسین و منم غلام شما

 خوشا به حال پر و بال این كبوترها

 گهی به بام حسین و گهی به بام شما

 تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم

 به قامتی كه گرفتیم با قیام شما

 تو ماه بودی و نزدیك آب ها كه شدی

 تمام علقمه پا شد به احترام شما

 هزار باده، هزاران پیاله می روئید

 همینكه تیر رسید و شكست جام شما

 همینكه ناله‌ی ادرك اخایتان پیچید

 شكست قامت طوبائی امام شما

 مسیر علقمه را بوی انكسار گرفت

 چه حس بی رمقی بود در كلام شما

 به حال و روز بلندای تو چه آوردند

 تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2212
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران