میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 19
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2529
:: بازدید ماه : 9132
:: بازدید سال : 15352
:: بازدید کلی : 15352
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

قاریان و حافظان بین المللی شرکت کننده در سی ویکمین دروه مسابقات بین المللی قرآن کریم و علاقه مندان به کلام وحی شاهد قرائت حیرت انگیز و جالب "حامد شاکرنژاد" از قاریان بین المللی و صاحب سبک کشورمان بودند که تلاوت با تشویق های مکرر آنان همراه شد.

 
این تلاوت  شب گذشته در قایقی پایانی روز پنجم سی و یکمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم از آیات 1 تا 36 سوره مریم  و 1 تا 4 سوره مبارک الحاقه انجام شد و حال و هوای خاصی به سالن محل برگزاری این مسابقات بخشید به طوریکه در هر بار فرود و وقف در تلاوت زیبای شاکر نژاد حاضران و به ویژه مهمانان خاجی از صندلی های خود بلند شده و با فریاد "الله اکبر" " احسنت" و... او را تشویق می کردند.همچنین قاریان وحافظان شرکت کننده در این مسابقات با گوشی های همراه خود از نحوه تلاوت زیبای شاکرنژاد فیلم می گرفتند.
 
صوت و فیلم تلاوت زیبای حامد شاکرنژاد در جمع مهمانان و قاریان بین المللی حاضر درسی ویکمین دروه مسابقات بین المللی قرآن کریم را در زیر بشنوید و ببینید:
حامد شاکر نژاد از قاریان نام آشنا در عرصه فن قرائت قرآن و متولد سال 1362هجری شمسی است.
وی نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم اوقاف و امور خیریه در سال 1374 و نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی در رشته قرائت و حفظ 5 جزء در سال 1374است.او همچنین در محضر مقام معظم رهبری تلاوت کرده و مأموریت های قرآنی در خارج از کشور همچون سفر به کشورهای عربستان سعودی، پاکستان، قطر، امارات متحده عربی، سوریه - لبنان -ترکیه – آلمان – آفریقای جنوبی و تانزانیا جهت تبلیغ را تجربه کرده است.

:: بازدید از این مطلب : 1776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

امام خمینی(ره) 

شبی که بوی شراب از دهان تو گل کرد

هزار چشمه ی آب حیات غلغل کرد

بگو بگو که به هنگام ذکر نیمه شبت

کدام لعل لبی بوسه زد به لعل لبت

چگونه سینه ی صاف تو درخروش آمد

که از کلام تو خمخانه ها به جوش آمد

به گوش تشنه ی دریا چه سوره ای خواندی

که آب را به شکار کویر شوراندی

کنون که باغ دل از داغ لاله می سوزد

بریده باد دو دستی که آتش افروزد

قسم به چشم پر از اشک پیر کنعانی

که سر نهیم به فرمان یوسف ثانی

عنان دیده ی خود را به خاک نسپاریم

ندای رهبر خود بی جواب نگذاریم

هزار قافله مجنون به شوق لیلاییم

بلال ماذنه ی لا به سمت الاییم

در آسمان جنون پر کشد ستاره ی ما

مباد لحظه ی خاموشی شراره ی ما

 

ای بر بلندای شهادت ایستاده

داغ رهایی را به پیشانی نهاده

ای والی مستولی شرق خرابات

تنهاترین سوزی به هنگام مناجات

تا بازگردانی در این صحرا سحر را

در کف گرفتی در مسیر تیغ سر را

تا وارهانی یک جهان را از اسارت

شد در تو جاری جرات و جهد و جسارت

در منبر آشوب خواندی خطبه ی داد

پشت ستم از غرشت در لرزه افتاد

تو بی تبر در التهاب روز موعود

در هم شکستی پیکر بت های نمرود

استاد نایی در نوازش چیره دستی

بی نی، نوا خوان نیستان الستی

گفتی مباد این نی ز زیر و بم بیفتد

در دست نا اهلانِ نامحرم بیفتد

این نی بیابان زاد دامان حجاز است

بی پرده گویای هزاران رمز و راز است

این نی شرار از درد و داغ لاله دارد

یک لب ولیکن صد نیستان ناله دارد

گفتی مبادا امتم بی روح گردد

این کشتی بی بادبان بی نوح گردد

مرغان دریایی به آب و گل نشینند

کشتی نشینان در لب ساحل نشینند

اهریمنانی کز کفت خاتم گرفتند

از مرگ خود در سوگ تو ماتم گرفتند

اهریمنانی کژ دل و بیگانه اندیش

غافل ز یارانت به فکر سفره ی خویش

چندی ست تا با ایستادن خو گرفتند

مرداب گون ماندند و بر خود بو گرفتند

آهنگ رفتن را به خاموشی سپردند

دین را به چنگال فراموشی سپردند

هر چند می گفتند شب گردند با تو

کردند با تو آن چه را کردند با تو

بر عاشقان صادقت منت نهادند

وقتی که جام زهر بر دست تو دادند

باد صبا نعش تو را بر دوش دارد

وادی به وادی تا نجف ره می سپارد

ای شعله زار خشم طوفان جوشی ما

هرگز مبادا بی شما خاموشی ما

ای بت شکن رفتی ولی ما را نبردی

زین داغ باغ سرخ گل ها را فسردی

در نا امیدی شیشه ی غم را شکستیم

اما پس از تو دل به اسماعیل بستیم

 


:: بازدید از این مطلب : 1616
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

امام خمینی(ره)-ارتحال

 

ز هجر پیر جماران به غم گرفتاریم

ز درد دوری او ناله ها ز دل داریم

به یمن دلبری آن نگار شهر آشوب

مرید ساقی عشقیم مست دلداریم

تمام عزت ایران تصدق سر اوست

ز اقتدار خمینی ست آبرو داریم

هنوز هم به خدا سر در حسینیه ها

میان قاب وفا عکس یار بگذاریم

میان ما همه عهدیست تا ابد باقی

که پای عهد خود از جان خویش بیزاریم

به جان فاطمه سوگند تا قیامت هم

ز حب آل علی دست بر نمی داریم

برای حفظ ولایت شهید باید شد

که همچنان شهدا بی قرار دیداریم

کلام سید علی بر زمین نخواهد نماند

که در رکاب علی از تبار عماریم

الا سقیفه تباران شعار ما این است

برای یاری رهبر همیشه بیداریم

به خاک چادر زهرا قسم که ما شیعه

شهید آن در و دیوار و خون مسماریم

خبر ز صلح حسن نیست حرف کرب و بلاست

که ما بلای زمان را به جان خریداریم

 


:: بازدید از این مطلب : 1352
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393
رفتی و می گذرد بعد تو سال از پی سال
 
رفتن نام تو از یاد محال است محال
 
 
چشمه ای بود سکوت تو لبالب از عشق
 
کوزه ای بود دلم پیش تو لبریز سوال
 
 
کاش می شد که تو برگردی و خود را بینیم
 
قدر یک لحظه در اینه ان روح زلال
 
 
شوق پروازی اگر بود به اعجاز تو بود
 
آسمانا چه کنم بعد تو با این همه بال
 
 
عهد بستیم که با ماه بمانیم همه
 
از شب هجرت خورشید تو تا صبح وصال
 
 
منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

حاج حسین سلیمانی که بین سال‌های 61 تا 68 محافظ امام راحل بوده است از حال و هوای روزهای پایانی عمر پربرکت ایشان و لحظات ناب نمازهای آخر امام راحل خاطرات زیبایی دارد. وی در گفتگو با خبرنگار مهر از خاطرات سالهای نه چندان دور خود می‌گوید:

 
زمانی که حفاظت امام (ره) را برعهده گرفتید چند سال داشتید؟
 
من در سال 61 عهده‌دار حفاظت از امام خمینی(ره) شدم که در آن زمان 18 سال داشتم.
 
با توجه به اینکه در آن زمان سن کمی داشتید چگونه وارد بحث حفاظت شده و در این سن نیز عهده‌دار حفاظت از رهبر انقلاب شدید؟
 
من در سال 59 به عضویت سپاه در آمدم و ورود به سپاه همزمان با جنگ تحمیلی همراه بود که با عضویت در سپاه آموزش‌های مقدماتی را فراگرفته و در جبهه نیز حضور داشتم و بعد از برگشت به قم بخاطر ترورهایی که انجام گرفته بود بحث حفاظت از شخصیت‌ها و دوره‌های حفاظت را برگزار می‌کردند که من نیز در این دوره‌ها شرکت کردم و بعد از آن که قرار شد که یک تیم محافظتی برای امام تشکیل شود که به پیشنهاد حاج احمدآقا چند نفر را از قم معرفی کنند من نیز جزو نفرات بودم که در سال 61 وارد جماران و تیم حفاظتی امام شدم.
 
زمانی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند شما نیز همراه ایشان بودید؟
 
بله من از همان ابتدا که امام در بیمارستان بستری شدند تا خرداد تا آخرین لحظه در بیمارستان و بالای سر ایشان حضور داشتم و فقط چند ساعتی برای استراحت از اتاق خارج می‌شدم ولی در ساعات پایانی عمر ایشان تا آخرین لحظه من در بیمارستان حضور داشتم.
 
حال و هوای امام در لحظات پایانی عمر چگونه بود؟
 
من از شب قبل از رحلت بالای سر امام بودم و حالت ایشان به شکلی بود که انگار به ایشان الهام شده بود، ایشان حتی در لحظات آخر با اینکه وضعیت جسمانی خوبی نداشتند اما دائما مراقب نماز اول وقت بودند و با اینکه پزشکان توصیه می‌کردند بخاطر وضعیت جسمانی نماز را روی تخت و نشسته بخوانند ایشان نمی‌پذیرفت و با کمک دیگران نماز را ایستاده اقامه می‌کردند.
 
حتی در روزی که ایشان رحلت کردند نماز ظهر و عصر را وضو گرفته و در اول وقت به جا آورند و از ساعت 3 بعد از ظهر 12 خرداد بود که ایشان به حالت نیمه کما رفتند و یادم می‌آید که برای نماز مغرب و عشا حجت الاسلام محمد انصاری که در اتاق بود به ایشان نزدیک شد و گفت وقت نماز است و ما دیدیم در این هنگام ابروها و لب ایشان تکان می‌خورد و من مطمئنم که ایشان در آن حالت کما نیز نماز را به با حرکات صورت به جا آوردند.
 
 
زمان فوت امام چه ساعتی بود و در اخرین لحظات چه کسانی در اتاق ایشان بودند؟
 
ساعت 10 و 30 دقیقه پزشکان بالای سر امام خمینی(ره) آمدند و فوت ایشان را اعلام کردند که در این هنگام شیون و غوغایی به پا شد و یادم هست که آن زمان سران قوا، مقام معظم رهبری آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله موسوی اردبیلی در اتاق و بالای سر ایشان بودند.
 
بعد از اعلام فوت وضعیت بیمارستان و حضور مسئولان در بیمارستان چگونه بود؟
 
بعد از اعلام فوت اقوام و خانواده امام بالای سر ایشان حاضر شدند و سپس حاج آحمد آقا از همه خواستند که از اتاق خارج شوند و به من هم اعلام کردند که از اتاق بیرون بروم چون ایشان می‌خواستند با امام تنها باشند و من نیز از اتاق خارج شده و در پشت در ایستادم و بعد ایشان از مقام معظم رهبری، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی خواستند که وارد اتاق شوند و من نیز به نبال آنان داخل اتاق شدم.
 
موضوع گفتگوی آنان چه بود؟
 
ایشان با مقام معظم رهبری صحبت کردند و به ایشان گفتند شما که در جریان هستید که امام در مسئله رهبری نظرشان با شما بود و تنها کسی هم که می‌تواند جانشین ایشان باشد شما هستید و همه افراد حاضر شاهدند که امام در مسئله رهبری نظر خاصی به شما داشتند و شما از یاران نزدیک امام هستید که در این هنگام مقام معظم رهبری چره شان دگرگون شد و گفتند حاج احمد آقا لطفا این صحبت را نکنید من این توان را ندارم و لطفا جایی هم مطرح نشود ولی حاج احمد آقا مجددا تأکید کردند.
 
غسل پیکر امام در کجا انجام شد؟
 
ساعت نزدیک دو نیمه شب بود که ما پیکر امام را از بیمارستان تحویل گرفته و به داخل منزل ایشان در جماران منتقل کردیم و در حیاط منزل وسایل غسل فراهم و با حضور حاج احمد آقا و آقایان توسلی، صانعی، انصاری کرمانی، امام جمارانی، سید حسن آقا فرزند حاج احمد آقا و مسیح بروجردی نوه امام و یکی دو نفر دیگر که در خاطرم نیست پیکر ایشان غسل و کفن شد و بعد حاج احمد آقا با امام خداحافظی کردند.
 
 
مراحل خاکسپاری امام و نحوه انتخاب محل برای دفن پیکر ایشان چگونه بود؟
 
هنگام مطرح شدن این موضوع هر کسی محلی را پیشنهاد کردند برخی حرم حضرت معصومه(س) را پیشنهاد دادند. برخی حرم امام رضا(ع) برخی جمکران و مدرسه معصومیه قم و بهشت زهرا را و خود حاج احمد آقا گفتند من حدود یکسال در 40 کیلومتری قم محلی را برای احداث موسسه نشر اثار امام(ره) در نظر گرفته‌ام و حال نظرم این است که امام در این محل دفن شوند اما برخی اعلام کردند که چون در این محل امکانات مناسب برای حضور مردم وجود ندارد و از طرفی پیش بینی حضور میلیونی می‌شد در نهایت محل فعلی که نزدیک بهشت زهرا بود را تعیین کردند و هنگام عصر همراه با حاج آحمد آقا با بالگرد محل را بازدید کردیم.
 
نحوه انتقال پیکر امام به مصلی برای خداحافظی مردم به چه شکل بود؟
 
بعد از اینکه پیکر مطهر امام غسل داده شد یخچالی شیشه‌ای تعبیه و در مصلی قرار گرفت تا پیکر امام برای خداحافظی به مصلی برده شود و پس از غسل نزدیک ساعتهای 6 صبح بود که پیکر امام در یک ون که شیشه‌های آن نیز با پرده پوشیده شده بود و در آن من، حاج آحمد آقا، حجت الاسلام رسولی محلاتی و حجت الاسلام توسلی و آقای مسیح بروجردی بودیم گذاشتیم و به سمت مصلی بردیم و در مسیر منتهی به مصلی جمعیت موج می‌زد و بسیاری در حال سینه زنی و نوحه سرایی و عزاداری به سمت مصلی در حرکت بودند و نمی‌دانستند پیکر امام در یک قدمی ایشان است و ما بعد از عبور از جمعیت پیکر امام را داخل یخچال قرار دادیم تا مردم با ایشان خداحافظی کنند و پیکر ایشان 24 ساعت در مصلی بود.
 
 
نماز بر پیکر ایشان توسط چه کسی اقامه شد و نحوه انتخاب چگونه بود؟
 
مقرر شد نماز به امامت آیت الله گلپایگانی اقامه شود و حاج احمد آقا با فرزند ایشان تماس گرفت و گفتند که ما برای بردن شما به قم می‌آئیم و ما به قم رفته و آیت الله گلپایگانی را به تهران آوردیم و ایشان شب را در تهران ماندند و فردا صبح برای اقامه نماز به سمت مصلی رفتند و بعد از اقامه نماز با اینکه اطراف پیکر امام نزدیک به 500 یا 600 کانتینر بزرگ برای جلوگیری از هجوم مردم قرار گرفته بود ناگهان مردم از این کانتینرها بالا رفته و خود را با سمت دیگر پرتاپ می‌کردند و هجوم جمعیت به گونه‌ای بود که دیگر وضعیت غیر قابل کنترل شد و در این هنگام حاج آحمد آقا به من گفتند که شما آیت الله گلپایگانی را از داخل جمعیت عبور داده و به قم برسانید که دیگر من همراه با ایشان به قم رفتم.
 
ولی بعد شنیدم بعد از قرار دادن پیکر امام در بالگرد و انتقال به محل دفن هنگامی که جمعیت 10 میلیونی تشیع کننده پیکر امام را در برمی‌گیرند، تعدادی از تشیع کنندگان کفن امام را برای تبرک بردند که این باعث می‌شود بدن امام نمایان شود و به این صورت دوباره بدن امام را با هلیکوپتر به جماران منتقل و دوباره کفن کرده و به محل دفن بازگردانده بودند.
 
من وقتی از قم بازگشتم دیگر مراسم تشیع پایان یافته و پیکر امام در خاک آرمیده بود.
 
رفت و آمدها به جماران بعد از رحلت امام به چه شکل بود؟
 
تا اولین سالگرد رحلت امام بخصوص تا چهلم رفت و آمدهای فراوانی از شخصیت‌ها و مسئولان از اقصی نقاط جهان به جماران صورت می‌گرفت و من یادم است یک روز سه جوان آفریقایی که گویا دانشجو هم بودند به شکل خودجوش و با هزینه خودشان به ایران آمده بودند تا به جماران بیایند و محل زندگی امام را ببینند و وقتی که به جماران آمدند یکی از افراد که در محل حضور داشت مرا به آنها نشان داد و گفت: این فردی نزدیک به امام و از محافظان ایشان بود و آنها در جواب گفتند ما به امام نزدیکتر بودیم چون امام در قلب ما بود.
 
حال و هوای حاج احمد آقا به چه شکل بود؟
 
امام برای حاج احمد آقا تنها یک پدر نبود بلکه رهبری دلسوز بود که ایشان سالهای متمادی در کنار و همراه ایشان فعالیت‌های مختلفی را داشتند و از دست دادن چنین پدری برایشان بسیار اندوهگین بود و من از ایشان شنیده بودم که کفته بودند من تاکنون کاری را که بر خلاف نظر امام باشد انجام نداده‌ام و حتی اگر نظرم هم مخالف بود باز هم نظر امام را اعمال می‌کردم.
 
یادم هست که تا چهل روز بعد از فوت هر شب حاج احمد آقا به حرم امام می‌رفتند و از فاصله 500 متری از قبر مطهر، که به شکل محوطه‌ای باز بود پتویی را می‌انداختند به شکل ناشناس بر روی زمین می‌نشستند از ما می‌خواستند که ایشان را تنها بگذاریم و ما نیز از ایشان دور می‌شدیم تا بتوانند به پدر و رهبر خود راحت درد و دل و راز و نیاز کنند و پس از آن نیز حاج احمد آقا تا زمان رحلت هر شب جمعه در مرقد امام حضور می‌یافتند.
 
بعد از رحلت امام شما کجا رفتید؟
 
بعد از رحلت امام من به مدت یک سال و نیم دیگر در جماران بودم و اما بعد به علت تغییر وضعیت شغلی دیگر از آنجا بیرون آمدم و البته بعد از آن نیز تقریبا دو سال در تیم حفاظت مقام معظم رهبری بودم.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1479
|
امتیاز مطلب : 64
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

میثم مطیعی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، شعر زیبایی را مداحی کرده است. نوای میثم مطیعی در وصف امام خمینی(ره) اینچنین آغاز می‌شود:

 ای امام شهیدان خمینی/ ای علمدار راه حسینی
 
یاد حسین‌ات گرفته جهان را / شعله زد کاخ مستکبران را
 
شد از خروشت جاری/ این شور و این بیداری/ تو نور حیدر داری
 
ما پیرو این راهیم/ بر عهد روح اللهی
 

 

دانلود


:: بازدید از این مطلب : 1493
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

محمد بن على علوى حسنى - كه از شيعيان ساكن مصر بود - مى گويد: گرفتار مشكلى بزرگ شدم و از اين امر اندوهگين شدم، زيرا از من نزد حاكم مصر؛ احمد بن طولون، بدگويى كرده بودند. از ترس جانم به بهانه حج از مصر خارج شدم.

پس از اتمام حج از حجاج به عراق رفتم، حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) را زيارت كرده و به قبر شريفشان پناهنده و متوسل شدم همانجا مجاور شدم و جرات بازگشت به مصر را نداشتم، زيرا حاكم مصر مردى سخت گير و ظالم بود. پانزده روز تمام در گرماى تابستان شب و روز مشغول دعا و تضرع بودم.

عصر جمعه اى در حالت خواب و بيدارى امام زمان (عج) را زيارت نمودم. ايشان با كمال لطف و مرحمت فرمود:پسرم! از فلانى مي ترسى؟

عرض كردم: آرى آقا جان! مى خواهد مرا بكشد به همين خاطر به شما پناه آوردم و به خاطر قصد سوئى كه دارد، از او شكايت دارم.

امام (ع) فرمود: چرا به طريقى كه انبياء گذشته (ع) هنگامى كه دچار مشكلى مى شدند، بدان روش دعا مى كردند و خداوند اندوهشان را برطرف مى ساخت، به درگاه پروردگار خويش و پروردگار پدران خويش دعا نمى كنى؟ 

عرض كردم: آن دعا چيست؟

فرمود: همين شب جمعه بعد از اينكه غسل كردى و نماز شب را ادا نمودى، سجده شكر بجاى آور، آنگاه دو زانو بشين و اين دعا را بخوان.آنگاه دعايى برايم خواندند، تا شب پنج شنبه پنج شب ديگر در همان حالت خواب و بيدارى به همان وقت به زيارت حضرت (ع) مشرف مى شدم، و ايشان همين سخن و همين دعا را تكرار مى فرمودند، تا اينكه كاملا آن را حفظ كردم.

فرداى آن شب كه جمعه بود پس از غسل و تطهير لباس و استعمال عطر، نماز شب را ادا نموده و همانطور كه فرموده بودند پس از سجده شكر دو زانو نشستم و همان دعا را خواندم.عصر جمعه دوباره توفيق تشرف يافتم.

حضرت (ع) فرمود: اى محمد! دعايت مستجاب شد و دشمنت همان كه از تو نزد او احمد بن طولون بدگويى كرده بود، هنگامى كه دعايت به پايان رسيد، كشت!صبح هنگام آخرين زيارت را به جاى آوردم، و با اباعبدالله الحسين (عليه السلام) ودا كرده و به طرف مصر به راه افتادم.

پس از عبور از اردن، در راه مصر مردى را ديدم كه در مصر همسايه من بود. او مرد مومنى بود. وقتى از اوضاع مصر پس از خروجم پرسش نمودم، تعريف كرد كه چگونه احمد بن طولون دستور داده او را دستگير كرده و گردن بزنند و بدنش را به نيل بيفكنند.بعدها معلوم شد كه بنا به قول جمعى از بستگان و برادران شيعه - قتل او درست در همان لحظه كه من از دعا فارغ شده بودم صورت گرفته بود.

 

 پی نوشت :

 مهج الدعوات، ص 334 و 335، ادعيه الامام العسكر؛ بحار الانوار، ج 51، ص ‍ 307.


:: بازدید از این مطلب : 1260
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

وبلاگ رهسپار قدیمی نوشت: یک کوله پشتی، یک تفنگ و یک کتاب در دستان نوجوانی که سخت مشغول خواندن است.

 
او کیست؟ چه می‌خواند؟ چه می‌خواهد ؟ به کجا می‌رود؟ در این کوله بارش چیست؟ چرا با خود سلاح برداشته است؟ این چهره مصمم و معصوم چه چیزی را در سطر سطر این کتاب می‌جوید؟ گویی غافل از جهان اطراف خود است و جایی دیگر سیر می‌کند...
 
شاید این تصویر را بسیاری از ما بر پشت جلد کتاب درسی دانش آموزان دبستانی (کتاب قرآن ششم ابتدایی ) دیده‌ایم اما هیچگاه ندانسته‌ایم و نپرسیده‌ایم که کیست ؟! 
 
او شهید «غلامحسین تازه عصاره» یکی دیگر از ستارگان آسمان ذخیره سپاه دزفول است که در سن 15 سالگی به جایی رسیده بود که بشارت شهادت را به دوست خود می‌دهد! «محمود جان من رفتم و اگر برنگشتم در آن دنیا منتظرت هستم! خداحافظ. تو هم شهید می‌شوی و در بهشت جاودان مرا ملاقات خواهی کرد ...»
و سرانجام غلامحسین در غروب روز پنجم خرداد 1360 در جبهه طلاییه بر اثر اصابت ترکش‌های خمپاره 120 دشمن وارد بهشت جاودان الهی شده، تا عملیات والفجر مقدماتی منتظر شهید محمود پوررکنی  مانده و محمود همانطور که غلامحسین به او بشارت داده بود در تاریخ 21 بهمن 1361 او را ملاقات کرد.
 
آن روز نبودیم که این قافله می‌رفت
 
با ما که نبودیم بگویید کجایید
 
ماندیم و نراندیم نشستیم و شکستیم
 
رفتید و شنیدیم شهیدان خدایید

:: بازدید از این مطلب : 1884
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) فرمودند: مسواك زدن دوازده فايده دارد: دهان را پاكيزه، خداوند را خشنود، دندان‌ها را سفيد، جرم دندان‌ها را پاك، بلغم را كم، غذا را مطبوع، حسنات را چندين برابر مى‌كند، به سنت عمل مى‌شود، فرشتگان حضور پيدا مى‌كنند، لثه محكم مى‌شود، بر گذرگاه تلاوت قرآن مى‌گذرد و دو ركعت نماز با مسواك، نزد خداوند محبوب‌تر است از هفتاد ركعت نماز بى مسواک.
متن حدیث:
قال النبی صلي الله عليه و آله: فِى السِّواكِ اِثْنَتَى عَشَرَةَ خَصْلَةً: مَطْهَرَةٌ لِلْفَمِ، و مَرضاتٌ لِلرَّبِّ وَ يُبَيِّضُ الاَْسْنانَ وَ يَذْهَبُ بِالْحَفَرِ وَ يُقِلُّ الْبَلْغَمَ وَ يُشَهِّى الطَّعامَ وَ يُضاعِفُ الْحَسَناتِ وَ تُصابُ بِهِ السُّنَّةُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلائِكَةُ وَ يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ هُوَ يَمُرُّ بِطَريقَةِ الْقُرآنِ وَ رَكْعَتَيْنِ بِسِواكٍ اَحَبُّ اِلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً بِغَيْرِ سِواكٍ؛

 

پی نوشت:

« خصال، صفحه 480، حدیث52»


:: بازدید از این مطلب : 1435
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 16 خرداد 1393

در میان احادیث و روایات اهل بیت علیهم‌السلام، اخباری یافت می‌شود که می‌توان با استفاده از آن‌ها بر برخی مسائل فائق آمده و یا با عدم توجه به آن‌ها مغلوب اسرار خلقت شد. امام معصوم با علمی که از سوی خداوند نزد خود دارد، به سر و نهان اشیا و آثار خلقت آگاهی کامل داشته و هرچه که به زبان می‌آورد عین حقیقت است.

با این توضیح، آنچه که در ادامه می‌آید تعدادی از عواملی است که باعث بروز فقر در زندگی می‌شوند و از میان کتب معتبر اسلامی جستجو شده‌اند. شایسته است عدم انجام امور زیر را به عنوان بخشی از سبک زندگی اسلامی در دستورکار روزانه خود قرار دهیم و به آن‌ها عادت کنیم:

 

1. درخواست نکردن از فضل پروردگار

2. برهنه از بستر خواب برای ادرار به دستشویی رفتن

3. قطع رابطه با فامیل کردن

4. قسم دروغ خوردن

5. ظروف نشسته در منزل باشد

6. با دندان ناخن گرفتن

7. کمک نکردن به دیگران

8. عدم قرض دادن نان و خمیر

9. خود را فقیر جلوه دادن

10. تکبر

11. اسراف

12. بدون در بودن ظرف آب

13. در حال ایستاده شانه کردن مو

14. جارو کردن خانه در شب

15. با حال جنابت غذا خوردن

16. نشستن بر آستانه در

17. بی‌حرمتی به خرده‌های نان

18. نشستن دست هنگام غذا

19. سوزاندن پوست سیر و پیاز

20. نماز را سبک شمردن

21. با عجله از مسجد بیرون آمدن

22. به وسیله لباس خانه را جارو کردن

23. حمام کردن در مستراح

24. ادرار کردن در حمام

25. با دامن و آستین لباس، بدن را خشک کردن

26. نان را از فقیر خریدن

27. باقی گذاشتن تار عنکبوت در خانه

28. صبح زود به بازار رفتن و دیر وقت به خانه برگشتن

29. لعن و ناسزا گفتن به اولاد

30. دروغ گفتن

31. لباس پاره را در حال پوشیدن دوختن

32. خاموش کردن چراغ با فوت دهان

33. با حرص غذا خوردن

34. در حال غذا خوردن به اطراف نگاه کردن

35. بین نماز مغرب و عشا خوابیدن

36. قبل از طلوع خورشید در خواب بودن

37. گوش کردن به موسیقی غنایی

38. ول‌خرج بودن در زندگی

 

پی نوشت:

گردآوری شده از کتب طب‌النبی، طب‌الصادق و طب‌الرضا علیهم‌السلام


:: بازدید از این مطلب : 1291
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران