نام شريف آن بزرگوار، فاطمه و القاب ايشان معصومه، ستّي و فاطمه کبري است. پدرش حضرت موسي بن جعفر و مادرش نجمه خاتون، مادر حضرت رضا است. آن حضرت در اول ذي القعده سال 173 هـ . ق در مدينه منوره به دنيا آمدند و در سن 28 سالگي در روز دهم يا دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هـ . ق در شهر قم از دنيا رفتند. فاطمه معصومه (ع) که خود پرورش يافته مکتب ائمه طاهرين و يادگار صاحبان آيه تطهير است نمونه عاليه از طهارت و پاکي است به حدي که خاص و عام او را به عنوان معصومه لقب داده اند. حضرت رضا (ع) مي فرمايند: کسي که فاطمه معصومه را رد قم زيارت کند مثل آن است که مرا زيارت کرده باشد .

در يکي از فرازهاي زيارت دوم حضرت آمده است. اَلسَّلام عَليکَ اَيتَّهَا الطّاهرَة الحَميدَة البَرَّة الرَّشيدَةالتَّقيَّة النَّقيَّة الرَّضيَّة المَرضيَّة سلام بر تو اي پاک سرشت و پاک روش، اي ستوده نيکوکار، و اي بانوي رشد يافته و پاک و پاکيزه و شايسته و پسنديده چنانکه ملاحظه مي کنيد، در اين فراز، هشت لقب براي حضرت معصومه (ع) ذکر شده که هر کدام به يکي از ابعاد ملکوتي آن حضرت اشاره مي کند و بيانگر اجتماع همه ارزشهاي کمال در وجود پربرکت آن خاتون دو سراست. در واقع هر يک از اين اوصاف، مانند آيينه صاف، نشان دهنده ويژگي هاي گوناگون کمال و جمال معنوي آن حضرت مي باشد.
نتيجه اخراج خادم حضرت معصومه (ع)
آقاي اصغر خادم ، که از کفشداران با سابقه و در حال حاضر از نيروهاي انتظامات حرم مطهر هستند ، نقل مي کند : تعدادي از کارکنان حرم از جمله بنده را اخراج کردند . من به مسئول ذي ربط گفتم : اگر ممکن است ، از بين کارگراني که اخراج کرده ايد ، آقاي رضا جانلو را مجدداً به کار دعوت کنيد : چون نيروي فعال و زحمتکشي است و عيالوار است . مسئول ما گفت : متأسفانه امکانش وجود ندارد . اين صحبتها در ايوان اتابکي ( زير ساعت ) مطرح شد . در اين حال ، من رو به حضرت کرده ، عرض کردم ( من به خاطر اينکه يکي از خادمين مظلوم و مؤمن شما به ناحق اخراج شده است ، از حرم شما مي روم : مگر اينکه ايشان هم به سر کار برگردند . بعد رو به مسئول مربوطه کرده ، گفتم : اگر ما مقصر هستيم ، حواله ما به خدا و اين بي بي : و اگر شما مقصريد ، حواله شما به خدا و اين بي بي ! طولي نکشيد من و آقاي رضا جانلو به سر کار برگشتيم ، و آن مسئول را به واسطه مسائلي اخراج کردند.

ماجراي کفش مرد پاکستاني
آقاي علي مرداني يکي از خادمين کفشدار نقل مي کرد : در کفشداري شماره 3 مشغول کار بودم ، جواني آمد و گفت : شماره کفشم را گم کرده ام ، بعد از اينکه نشاني کفش را داد ، به او گفتم : برو دفتر کفشداري نامه بگير ، تا کفشت را بدهم. رفت و نامه اي آورد که کفشش را بگيرد ، اما به او گفتم : برو شايد شماره کفشت را پيدا کني . رفت و مجدداً برگشت ، در نهايت کفش ها را به او دادم . اندازه پايش بود ، پوشيد و رفت . ساعتي گذشت ، شخصي که تبعه پاکستان بود ، مراجعه کرد و شماره کفش را داد. وقتي شماره را نگاه کردم ، متوجه شدم همان کفشي است که به آن جوان تحويل داده ام . جريان را به ايشان گفتم ، ولي قانع نشد و گفت : قيمت کفش من هشت هزار تومان است . يا بايد پول کفشم را بدهي يا کفشم را پيدا کني . يک جفت دمپايي به او دادم و گفتم : شما برويد ، اگر کفشتان پيدا نشد ، پولش را به شما مي دهم . جريان را به مسؤولين کفشداري اطلاع دادم . آنها با آنکه نامه داده بودند که اگر کفشها اندازه پاي آن جوان بود و نشاني دقيق داد ، تحويلش دهم ، مسؤوليت آن را عهده دار نشدند و گفتند : خودت بايد خسارت آن را بپردازي . حقوق ماهيانه من شش هزار تومان بود و اگر مي خواستم پول کفش را بپردازم بايستي مبلغ دو هزار تومان ديگر قرض مي کردم . دلم شکست و خيلي گريه کردم . نزد ضريح مطهر رفتم و عرض کردم : بي بي جان ! خدا را خوش مي آيد که من ، هم خدمت کنم ، هم در اثر بي توجهي مسؤولين ديگر خسارت بدهم ، بدون اينکه تقصيري از من سرزده باشد . فرداي آن روز ، به هر حال به هر زحمتي بود ، مبلغ هشت هزار تومان تهيه کردم و کار در کفشداري را شروع کردم . قدري بعد ، جواني که کفشها را از من تحويل گرفته بود ، آمد کفشهايش را در حالي که داخل يک پلاستيک مشکي ، محکم بسته بود ، به من تحويل داد و شماره گرفت و به حرم داخل شد . وقتي نگاه کردم ، متوجه شدم کفشهاي آن مرد پاکستاني است. چند دقيقه بعد ، جوان مراجعه کرد ، شماره اش را گرفتم ، ولي کفش او را تحويل ندادم . هر چه سر و صدا و پرخاش کرد ، توجه نکردم . مسؤولين دفتر کفشداري آمدند و و قتي متوجه جريان شدند ، جوان را دستگير کردند و کفشهاي زائر پاکستاني ، صحيح و سالم به او برگردانده شد ...

تذکري به حضرت آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره)
آقاي اصغر خادم ، از خادمين کريمه اهلبيت (ع) نقل مي کردند : در زمان حيات حضرت آيت ا... مرعشي نجفي (ره ) ، هر وقت که ايشان به حرم مشرف مي شدند ، به خادمين امر و نهي مي کردند و مي گفتند : کار کنيد ! نظافت کنيد ! بيکار نباشيد ! شبي مرحوم آقاي نجفي خانم حضرت فاطمه معصومه (ع) را به خواب مي بينند که به ايشان مي فرمايند : شهاب ! اينقدر به خادمين ما ايراد نگير ! آنها در حال کار هستند . از بين دو انگشت من نگاه کن و ببين ! آقاي نجفي نقل کردند : وقتي نگاه کردم ، ديدم تمام خدام در حال کار هستند . پس از آن زمان ديگر آيت ا ... مرعشي نجفي (ره ) به خادمين چيزي نمي گفت .
هديه آيت ا... العظمي گلپايگاني

مقام خادم از زبان آيت ا... بهجت
آقاي سيد علي مير يونسي يکي از خدمتگزاران حرم مطهر مي گويد: آقاي شريفي يکي از مسؤولين دفتر کفشداري نقل مي کردند: حضرت آيت ا... بهجت (حفظه الله) صبحها به حرم مشرف مي شدند. افرادي به ايشان مراجعه مي کردند و تقاضاي استخاره مي کردند. يک بار به خاطر دارم که ايشان بعد از تضرع و گريه و راز و نياز در حرم مطهر و تلاوت قرآن و زيارت خانم حضرت معصومه (س) به کفشداران فرمودند: قدر خودتان را بدانيد ! خدمت در اين مکان لياقت هر کسي نيست.
عنايت حضرت به خادمين کفشدار
آقاي حسين فراهاني از خادمين بزرگوار نقل مي کردند: در کفشداري شماره دو - درب ورودي صحن عتيق - مشغول کار بودم ، که به لحاظ خستگي خوابم برد . در عالم رؤيا ديدم سه سيد عَلَم به دست، وارد کفشداري شدند . جلوي پاي آنها بلند شدم و صورت يکي از آنها را بوسيدم . ناگهان از خواب بيدار شدم ، با خود گفتم: اين سه سيد که به حرم مشرف شدند و اين حقير را مورد لطف قرر دادند ، توجه و عنايت بي بي به خادمين خويش را نشان مي دهد.
عزت و آبروي خادم نزد بي بي
شفاي کامل
ذاکر اهلبيت (ع) آقاي قسمت شريفي نيا، که پيرمردي افتاده حال و زحمتکش است نقل مي کردند : يک بار در اثر حادثه اي در حرم مطهر ، پايم لغزيد و به شدت ضرب ديد : طوري که وقتي مي نشستم، قادر به بلند شدن نبودم و موقع راه رفتن ، دست به ديوار مي گرفتم . حدود چهل شبانه روز خواب و خوراک من گريه و زاري بود: تا اينکه روزي به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) مشرف شدم و در بالاي سر حضرت ، گريه زيادي کردم و به خانم گفتم : يا بايد مرا شفا بدهي، يا مرگ مرا از خدا بخواهي . چون من در خانه تو زمين خوردم و خودت هم بايد عنايتي کني. همين که از حرم بيرون آمدم ، هيچگونه ناراحتي در پايم احساس نکردم .
مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی - قدّس سره - بارها برای طلاب می فرمودند:
علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین (ع) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی (ع) را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟
عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.
عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟
حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها- عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه ی زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - برود.
مرحوم صدر المتألهین شیرازی (ملاصدرا)، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» که یکی از شاهکارهای مهم در زمینه ی علم فلسفه به شمار می رود - در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، به قم آمد و در روستای کهک - از توابع این شهر - مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان نقل کرده است:
هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم.
آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی (ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه (س) رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم:"آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟"
حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی - رحمة الله علیه - برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم(5). که این رؤیای صادقه، مؤیّد حدیثی از امام صادق (ع) است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه (س) - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»
مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، براي رفتن به زيارت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ بسيار جديت داشتند و با داشتن مرض قلب هر روزه به حرم مشرف ميشدند.
شيخ عبدالجليل قزويني، مينويسد تكريم و زيارت حضرت معصومه، اختصاصي به شيعه نداشت، بلكه اهل سنت و علما و دانشمندان آنان نيز به زيارت آن بانو ميرفتند و فرمايش او در اين مورد چنين است: و اهل قم به زيارت حضرت معصومه روند كه ملوك و امرا و علماي حنفي و شافعي به زيارت آن تربت، تقرب نمايند.
مرحوم محدث قمي ميگويد: «... و امّا از ميان فرزندان موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ، افضل آنها حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ است كه مزار شريفش در بلده طيبه قم است. و روشني چشم اهل قم و همه مسلمانان است، افتخارات سرزمين قم فراوان است از آن جمله آرامگاه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ ميباشد.
