میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 551
:: باردید دیروز : 257
:: بازدید هفته : 2456
:: بازدید ماه : 7813
:: بازدید سال : 13949
:: بازدید کلی : 13949
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 فروردین 1394

«خداوند می‌خواهد رابطه بین او و بنده‌اش و این رابطه قطع نشود. اگر از ناحیة بنده خطای عملی سرزده و اگر از نظر معرفتی جاهل است، هر چه که باشد،‌ اینها مانع نشود که این رابطه قطع شود. اصلاً بزرگی و کرامت او اقتضا می‌کند که نگذارد این رابطه قطع شود»

عقیق:همیشه لحظه شماری می‌کردم برای اینکه آخرین جلسه قبل ماه رجب فرا برسد. چون هر سال در این جلسه، وقتی صحبتهایش درباره موضوعِ مورد بحث تمام می‌شد، برای چند دقیقه آخر به فرا رسیدن ماه رجب اشاره می‌کرد و در حالی که لحن صحبتهایش عوض شده بود، برای بهره گیری از برکات عظیم این ماه تذکراتی می‌داد. از جمله تلاش برای اصلاح و تهذیب خلقیاتی که مانع بهره‌گیری از ماه مبارک رمضان می‌شد. مثل همیشه به تداوم ذکر «اَسْتَغفرُ الله وَ اَسّئَلُهَ التّوبة» در این ماه تأکید می‌کرد و می‌گفت بزرگداشت این ماه،‌ اختصاصی به اسلام ندارد:

آنطور که دیدم، در زمان جاهلیت، مردم به انتظار ماه رجب می‌نشستند تا حاجاتشان را از روی همان عقیده‌ای که داشتند در این ماه طلب کنند. عقیدة آنها این بود که اگر در ماه رجب، حاجات خود را طلب کنند، به اجابت می‌رسد. در زمان جاهلیت که از اسلام خبر نبود، ماه رجب در بین مردم چنین سابقه‌ای داشته است.

خیلی بر مداومت به دعاهای این ماه تأکید می‌کرد و جمله جمله دعای «خابَ الوافِدونَ علی غَیرِک»‌ را می‌خواند و توضیح می‌داد. می‌گفت: این ماه، ماه گرفتن حاجتهاست و در این زمینه به دعای «یا مَن یَملِکُ حَوائِجَ السّائلینَ و یَعلَمُ ضَمیرَ الصّامِتین» در بعد از هر نماز، اشاره می‌کرد. و من فکر می‌کردم چرا در تمام مساجد و نمازهای ما، تنها وتنها دعای «یا من ارجوه لکل شیء» تکرار می‌شود و همه جا مردم را از دیگر دعاهای زیبا و پر مغز دیگر این ماه محروم می‌کنند!

بعد شروع می‌کرد به نصیحت کردن. جملاتی از این دست که: دوستان! از این فرصت استفاده کنید؛ خوب استفاده کنید. می‌گفت: «این همه سفارش به استفاده از موقعیتهای زمانی و مکانی برای این است که خدا نمی‌خواهد ما را به جهنم ببرد. ما خودمان هستیم که بد می‌کنیم. لذا به دوستان سفارش می‌کنم از ماه رجب غفلت نکنید؛ زیاد استغفار کنید. اینهاست که انسان را تطهیر می‌کند و ما را از آن عذابهایی که این جسمها طاقتش را ندارد، دور می‌کند». اینجا بود که صدای گریه از همه جای مجلس بلند می‌شد و بعد در میان نصیحتهایش خودش هم می‌زد زیر گریه ...

خودش یک بار از درس اخلاق استادش امام خمینی گفته بود که آنچه امام می‌گفت عمدتاً همان چیزهایی بود که ما خودمان خوانده بودیم یا شاید از دیگران هم شنیده بودیم، اما وقتی از زبان این مرد بیرون می‌آمد تمام جلسه تکان می‌خورد و هیچ کس نمی‌توانست جلوی گریه‌هایش را بگیرد. حالا شده بود حکایت خود حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) که همان حرفها یا حدیثهایی را که بارها خوانده یا شنیده بودیم را تکرار می‌کرد اما وقتی از زبان او می‌شنیدیم گویی برای اولین بار است که می‌شنویم و تکان می‌خوردیم.

باز ادامه می‌داد: «خداوند می‌خواهد رابطه بین او و بنده‌اش و این رابطه قطع نشود. اگر از ناحیة بنده خطای عملی سرزده و اگر از نظر معرفتی جاهل است، هر چه که باشد،‌ اینها مانع نشود که این رابطه قطع شود. اصلاً بزرگی و کرامت او اقتضا می‌کند که نگذارد این رابطه قطع شود؛ لذا به پیغمبرش هم همین را امر می‌کند و می‌گوید: تو موجودی هستی که باید همان روش که من با بندگانم دارم داشته باشی؛ یعنی خداگونه عمل کنی. یعنی ای پیامبر! تو باید از بندگان خدا دستگیری کنی و دست رد به سینة کسی نزنی! این روش، روش من است.

این روش، روش الهی است. این روش را مؤمن هم باید در آداب معاشرتی‌اش حفظ کند. به یک معنا «طرد» در آداب معاشرت اسلامی وجود ندارد. طرد کردن، نادر است؛ هر چه هست دستگیری است. اگر خطای عملی است، باید اغماض شود و اگر خطا از نظر درونی و عدم کشش است، آن هم باید اغماض شود؛ برای اینکه دستگیری و به صراط مستقیم هدایت شوند».

بعد اضافه می‌کرد: خدایی که به پیغمبرش می‌فرماید که دیگران و خطاکاران را طرد نکن و این کار جزو ادب اسلامی نیست، آیا ممکن است خودش ما را به خاطر اشتباهاتمان طرد کند؟

حاج آقا هر سال در این شب، به حدیث مشهور «داعی» اشاره می‌کرد که همان فرشته‌ای است که پیغمبر اکرم «ص» در روایتی می‌فرمایند:

« اِنَّ اللهَ تَعالی نَصَبَ فِی السَّماءِ السّابِعَةِ مَلَکاَ»؛ خداوند در آسمان هفتم فرشته‌ای نصب فرموده است که

«یُقالُ لَهُ الدّاعی»؛ به او «داعی» گفته می‌شود.

 «فَاِذا دَخَلَ شَهرُ رَجَبٍ یُنادی ذلِکَ المَلَکُ کُلَّ لَیلَةٍ مِنهُ اِلی الصَّباح»؛ پس هنگامی که ماه رجب وارد می‌شود، این فرشته هر شب تا به صبح ندا می‌دهد:

«طوبی لِلذّاکرینَ، طوبی لِلطّائِعین»؛ خوشا به حال اهل ذکر! خوشا به حال اهل طاعت!

«وَ یَقولُ اللهُ تَعالی»، این ملک می‌گوید: ای مردم! امشب خدا می‌گوید:

«اَنَا جَلیسُ مَنْ جالَسَنی»؛ من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد،

«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی». (چه تعبیر عجیبی!) من از کسی که از من اطاعت کند، اطاعت می‌کنم. یعنی هر چه بخواهی به تو می‌دهم.

«وَ غافِرُ مَنِ اسْتَغفَرَنی»؛ هر که از من طلب غفران و بخشش کند،‌ او را می‌آمرزم.

«اَلشَّهْرُ شَهری»؛ این ماه، ماه من است؛ ماه رجب ماه خداست.

 «وَالعَبْدُ عَبدی»؛ بنده هم، بندة من است،

«وَالرّحْمَةُ رَحْمَتی»؛ رحمت، رحمت من است؛ رحمت من فراگیر است.

«فَمَنْ دَعانی فِی هذالشَّهرِ اَجبْتُهُ»؛ هر که در این ماه مرا بخواند، جوابش را می‌دهم.

«وَ مَنّ سَئَلَنی آَعْطَیْتُهُ»؛ و هر کس در این ماه از من چیزی درخواست کند، به او عطا می‌کنم.

«وَ مَنِ اسّتَهّدانی هَدَیْتُهُ»؛ هر کس از من هدایت بخواهد، هدایتش می‌کنم.

«وَ جَعَلّتُ هَذاالشَّهْرَ حَبْلآً بَینی وَ بَینَ عِبادی»؛ این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‌ام قرار دادم.

«فَمَنِ اعّتَصَمَ بِهِ وَصَلَ اِلَیَّ». چه تعبیر بالایی است! اگر کسی در ماه رجب به این حبل و ریسمان اعتصام پیدا کند، به من خواهد رسید.

راستش من احساس می‌کردم درست از ابتدای ماه رجب، لحن و ادبیات حاج آقا مجتبی گرایش عجیبی به سمت «امید» و «رجا» پیدا می‌کرد و این لحن و این ادبیات همین طور ادامه و افزایش پیدا می‌کرد تا اینکه در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان و شب قدر سوم،‌ به اوج خودش می‌رسید...

 

منبع:فارس

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2050
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 فروردین 1394

به گزارش مشرق، آيت الحق مرحوم حاج ميرزا علي قاضی طباطبائی درباره ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فرمود:


هان!‌اي برادران عزيز و گراميم؛ آگاه باشيد! متوجّه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه زماني (ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ايم!

و همان‌گونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در جايي جرم نيست، امّا در حرم جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شوند، چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد و به‌‌ همان نحو كه در قرقگاه مكاني كه حرم است، انسان به كعبه نزديك مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي‌رسد. پس چقدر نعمت‌هاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است.

پس حال كه چنين است، قبل از هر چيز، آنچه كه بر ما واجب و لازم مي‌باشد، توبه ايست كه داراي شرايط لازم و نمازهاي معلومه است۱ و پس از توبه، واجب‌ترين چيز بر ما، پرهيز از گناهان صغيره و كبيره است تا جايي كه توان و قدرت و استطاعت داريم!.

پس به راستي، هر كسي كه در صدد متذكّر شدن به ذكر حقّ و در مقام خشيّت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد، مي‌تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذكّر گردد!.

پس از اين مرحله، با دل‌هاي خود، به خداوند رو آورده، بيماري‌هاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و به وسيلۀ استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را كاهش دهيد و بپرهيزيد از اينكه حريم الهي را بشكنيد و پرده‌هاي حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتك نمائيد!

زيرا به راستي چنين شخصي در نظام تكوين بي‌آبرو و مهتوك است؛ گرچه خداوند كريم از روي كرمش، به حسب ظاهر، آبروي او را حفظ نمايد و همين جزاي اوست و نيازي به مجازات پروردگار ندارد!.

و امّا دستورالعمل اين سه ماه:
۱. بر شما باد به اينكه نمازهاي فريضۀ خود را با نوافل آنكه مجموعاً پنجاه و يك ركعت است، در بهترين اوقاتشان انجام دهيد و اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت آن را به جا بياوريد.

۲. و امّا در مورد نافلۀ شب، به خصوص بايد بدانيد كه: انجام دادن آن در نظر مؤمنان و سالكان حضرت معبود، از واجبات است و هيچ چاره‌اي جز به جا آوردن آن نيست.

۳. بر شما باد به قرائت قرآن كريم در نافله‌هاي شب! كه انسان را حركت داده، سير او را سريع مي‌نمايد و براي او بسيار مفيد است. پس تا مي‌توانيد در شب‌ها قرائت قرآن كنيد، زيرا قرائت قرآن شراب مؤمنان است.

۴. بر شما باد به انجام دادن اوراد و أذكاري كه هر يك از شما به عنوان دستور در دست داريد و بر شما باد به مداومت سجدۀ يونسيّه و گفتن ذكر يونسيّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانكَ إني كُنْتُ مِن الظالمين۷» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.

۵. بر شما باد به زيارت مشهد اعظم، كه مراد‌‌ همان حرم مطهّر اميرمؤمنان (ع) و قبر نوراني آن بزرگوار است و نيز ساير مشاهد مشرّفۀ اهل‌بيت (ع) و مساجد معظّمه، مانند: «مسجد الحرام»، «مسجدالنّبي»، «مسجد كوفه»، «مسجد سهله» و به طور كلّي هر مسجدي از مساجد؛ زيرا مؤمن در مسجد، همانند ماهي است در آب دريا!

۶. هيچ‌گاه پس از نمازهاي واجب خود، تسبيحات حضرت صدّيقه (س) را ترك ننماييد؛ زيرا اين تسبيحات، يكي از انواع «ذكر كبير» شمرده شده است.

۷. يكي از وظايف مهم و لازم براي سالك إلي‌الله، دعا براي فرج حضرت حجّت (عج) در قنوت «وَتْر» است. بلكه بايد در هر روز و در همۀ اوقات و همۀ دعا‌ها، براي فرج آن بزرگوار دعا نمود.

۸. يكي ديگر از وظايف لازم و مهم، قرائت زيارت جامعه، معروف به «جامعۀ كبيره» در روز جمعه است.

۹. لازم است كه قرائت قرآن حتماً كمتر از يك جزء نباشد.

۱۰. تا مي‌توانيد بسيار به ديدار و زيارت برادران نيكوكار خود بشتابيد؛ زيرا به راستي آن‌ها برادراني هستند واقعي كه در تمام مسير، همراه انسانند و با رفاقت خويش، آدمي را از تنگنا‌ها و عقبات نفس عبور مي‌دهند!.

۱۱. به زيارت اهل قبور ملتزم باشيد؛ ولي نه به صورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، يك روز انجام بگيرد) و نبايد زيارت قبور در شب واقع گردد.


پي‌نوشت‌ها:
۱. مقصود‌‌ همان دستور توبه‌اي است كه رسول خدا (ص) در ماه ذي‌قعده داده‌اند و در كتب ادعيه، مثل «مفاتيح الجنان» آمده و چهار ركعت نماز دارد.


منبع: ماهنامه موعود شماره ۱۶۱

:: بازدید از این مطلب : 2247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 فروردین 1394

به گزارش مشرق، آيت‎الله عبدالله جوادي آملي امروز در مسجد اعظم در ادامه تفسير سوره مباركه فصلت با قرائت آيه «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ﴿۲۶﴾»، گفت: مشركان خواستند در برابر تحدي قرآن حرفي بياورند، نتوانستند، حداكثر سبعه معلقه را آوردند، بعد تصميم گرفتند با بي‌ادبي با قرآن مقابله كنند و هم به خود قرآن و هم به آورنده قرآن توهين كردند، هم به لحاظ درون‌مايه‌اي گفتند شعر و شعبده و سحر و كهانت است و هم از نظر ارتباط با فاعل گفتند فريه و دروغ است.

وي افزود: هم گفتند افترا است، وجود مبارك پيامبر (ص) را هم گفتند شاعر و ساحر و مجنون است، اين‌ها اعمال لغو درباره قرآن كريم و آورنده قرآن كريم است، اين‌ها كه به ديگران دستور دادند با هوچي‌گري جلوي قرآن را بگيريد، پيروان آنان مي‌گويند اين‌ها را نشان ما بدهيد تا زير پايمان له كنيم.

مفسر برجسته قرآن كريم با اشاره به آيه «فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲۷﴾»، بيان كرد: در جريان عذاب ذائق، مذوق را هضم مي‌كند، اما يك وقت است انسان آب گوارا را هضم مي‌كند و يك وقت آب تلخ و گدازنده را هضم مي‌كند، اگر انسان يك بار عذاب بچشد، نظير مرگ تمام مي‌شود اما وقتي كه عذاب مستمر و مانند آن است، اين‌ها دائما در حال هضم كردن داروي تلخ و سم هستند، هضم كردن غير از حلاوت است.

وي گفت: فرمود بدترين كار آنان را پاداش مي‌دهيم، اين كه عذاب را به آنان مي‌چشانيم، اين چشاندن همان عذاب شديد است، و نوشيدن عذاب چيز ديگري است، همين كه لب مي‌زنند عذاب شديد است، ذق اين است كه در ماه مبارك رمضان روزه‌دار مي‌تواند غذا را بچشد، اين چشيدن در ماه رمضان فضاي زبان قرار مي‌گيرد و انسان بيرون مي‌اندازد.

آيت‌الله جوادي آملي با قرائت آيه «ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿۲۸﴾»، ابراز كرد: كيفر اينان آتش است، اين‌ها از آن جا بيرون نمي‌آيند، براي اين كه هر وقت در دنيا به آنان مي‌گفتيد به راه راست بياييد، مي‌گفتند براي ما تفاوتي ندارد كه به ما موعظه كني يا موعظه نكني، ديگر بيمار شده‌اند و كار از كار گذشته است.

وي ادامه داد: قرآن كريم به مريضي كه با پرهيز خوب مي‌شود دستور تقوا داده است اما به كساني كه كار از كارشان گذشته است، مي‌گويند هر چه مي‌خواهيد انجام دهيد، ديگر مريضي همه جا را فراگرفته است، پرهيز مال بيماري است كه در صراط درمان است.

مؤلف كتاب مفاتيح‌الحيات با اشاره به آيه «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ ﴿۲۹﴾»، گفت: همين گروهي كه زيرمجموعه رهبران كفر بودند مي‌گويند يك عده دستور مي‌دهند و يك عده اجرا مي‌كنند، آن محاوره در سوره مباركه سبأ و سوره مباركه اعراف سر جاي خود محفوظ است، قرآن در سوره مباركه اعراف مي‌گويند شما خودتان حرف آنان را اطاعت كرديد، براي هر دو گروه عذاب دوچندان است، تابع و متبوع هر دو دوعذاب دارند.

بركات نزول فرشتگان بر مؤمنان

وي با قرائت آيه «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۳۰﴾»، اظهار كرد: در قبال گروهي كه خداوند فرمود قرين سوء همنشينشان خواهد شد، اين گروهي است كه خداوند وعده مي‌دهد كه فرشتگان بر آنان نازل مي‌شود، كساني كه از نظر ايمان منطق و رفتار و گفتار و سيره‌شان و سريره‌شان اين است كه ايمان دارند و برابر ايمان عمل كردند و استقامت ورزيدند، فرشتگان بر اين‌ها نازل مي‌شود.

حضرت آيت‌الله جوادي آملي با اشاره به بركت نزول فرشتگان ادامه داد: چندين بركت در تنزل فرشته‌ها هست، يكي نجات از هراس و ديگري نجات از غم و اندوه و بشارت بهشت و اعلام ولايت است كه ما با يكديگر تحت ولايت الله به سر مي‌بريم، اين ولايت هم در دنيا و هم در آخرت هم هست، اين ولايت مستمر خواهد بود.

وي با بيان آيه «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ﴿۳۱﴾»، اظهار كرد: آن چه بدن شما مي‌خواهد در بخش‌هاي اكل و شرب و مانند آن وجود دارد، آن چه جان شما مي‌خواهد وجود دارد، آن چه كه مربوط به مشتهيات است براي شما حاصل است و آن چه كه مربوط به مدعيات است براي شما حاصل است، شما در نعمت الهي غرق هستيد.

مفسر برجسته قرآن كريم با قرائت آيه «نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ ﴿۳۲﴾»، خاطرنشان كرد: اين‌ها تازه، اولين چيزي است كه خداوند براي مهمان تازه‌رسيده مي‌آورد، مهمان كه آمد بعد از تعارف لفظي يك شربت و ميوه‌اي مي‌دهند تا طعام حاضر شود، مي‌فرمايد اين هفت هشت چيزي كه داديم تازه نزل است، يك سري چيزهايي است كه اصلا شما نمي‌دانيد تا دعا كنيد و بخواهيد.

وي ابراز كرد: دعاي هر كس و آرزوي هر كسي و پيشنهاد هر كسي محدود به معرفت او است، اگر كسي معرفتش محدود است، دعا و آرزوي او هم محدود است، هيچ كشاورزي در تمام عمر آرزوي نمي‌كند كه اي كاش من نسخه خطي تهذيب شيخ طوسي را داشتم، در بهشت چيزهايي هست كه نمي‌دانيم كه بخواهيم.

آيت‌الله جوادي آملي با تأكيد بر اين كه آرزوي هر كسي به قدرت درك او است، ابراز كرد: خداوند فرمود «و لدينا مزيد»، اجمالا بدانيد هر چه شما بخواهيد هست، اما «فلا تعلم نفس من قره اعين»، شما نمي‌دانيد تا از خداوند بخواهيد، اين هفت هشت نعمتي كه خداوند مي‌دهد تازه نزل و ابتداي پذيرايي است، مهماني كه براي مائده دعوت شده ابتدا يك استكان چاي و شربتي به او مي‌دهند.

وي گفت: ذات اقدس اله رب عالمين است، انسان جهان فرشته و شياطين و همه نعمت‌هاي الهي مخلوق خداوند هستند، چون رب عالمين هست، ولي عالمين و اله عالمين هست، لكن ولي و اله بودن براي مؤمنان با مهر و صفا همراه است و براي مشركان با قهر و عقاب همراه است، ما دو تا ولي نداريم كه ولي اهل ايمان خدا باشد و اولياي كافران، طاغوت باشند، آنان عبد خداوند هستند، آنان كلب معلم هستند.

تمام شبهات و مغالطات ضد دين منشأ شيطاني دارد

مؤلف كتاب مفاتيح‌الحيات ابراز كرد: اگر بخواهيم اين كلب معلم را به سمت كسي بفرستيم، اين كار را انجام مي‌دهيم، اگر اين‌ها اوليا كافران هستند اين‌ها دارند رسالت الهي را انجام مي‌دهند، اوليا طاغوت به اذن الهي كار انجام مي‌دهند، اين اوليا جزو مأموران قهر ذات اقدس اله هستند، هر كس باشد در نظام تشريع ممكن است معصيت بكند اما در نظام تكوين بنده خداوند است.

وي با اشاره به سنت خداوند كه ابتدا جامعه بشري را هدايت كرد، ادامه داد: اما آنان به سوء اختيار خود راه را اشتباه رفتند، راه همچنان باز است اما دو عامل است كه سبب كيفر آنان مي‌شود، يكي عامل انديشه است، تمام شبهه‌ها و مغالطات و اشكال‌هاي ضددين يك منشأ شيطنت دارد، كه در سوره مباركه انعام به اين مطلب اشاره شده است.

آيت‌الله جوادي آملي ابراز كرد: تمام شبهات و مغالطات منشأ شيطنت دارد، شيطان تحريك مي‌كند تا عليه دين عده‌اي قلم‌فرسايي بكند، اين در بخش انديشه است و در بخش عملي هم كه افرادي شكاك و سوفيست وجود دارد، اين كه اين‌ها اين كار را انجام مي‌دهند به اذن خداوند كار انجام مي‌دهند.

وي خاطرنشان كرد: فرشته‌ها نيز تحت ولايت مطلق ذات اقدس اله است، اين كه فرمود فرشتگان را خداوند نازل مي‌كند تا با مؤمنان همراهي كند، اين دستور خداوند است، انساني كه هراسناك است و مي‌ترسد و گرفتار غم و اندوه است، فرشتگان او را تطهير مي‌كنند و او را به صبر و امثال صبر موفق مي‌دارد.

درس و بحث گوشه‌اي از كار است

مفسر برجسته قرآن كريم به تبيين ولايت «الله»، درباره مؤمنان پرداخت و گفت: ولايت ذات اقدس اله درباره مؤمنان اين است كه فرشتگان را براي مؤمنان نازل مي‌كند، هم در دنيا و هم در حال احتضار و هم در برزخ و هم در ساهره قيامت و هم در بهشت، نسبت به كل جهان هم مي‌فرمايد اگر راه را درست برويد ما باران و آفتاب و ابر را به موقع روزي‌تان مي‌كنيم.

وي افزود: اگر بيراهه نروند انسان‌ها خداوند باران رحمتش را نازل مي‌كند، اما اگر ببينند كه رحمت‌هاي الهي را هدر مي‌دهند به اين ابرها دستور مي‌دهند كه در كويرها يا در درياها ببارد كه نصيب مردم نشود، اما صريح وعده قرآن اين است كه اگر مردم در راه مستقيم باشند، باران پر و فراوان مي‌آيد.

آيت‌الله جوادي آملي تأكيد كرد: اما اگر كم‌فروشي و اختلاس و بدرفتاري باشد و انتظار داشته باشيد سدها پر بشود، اين چنين نيست، فرشته آمدن و باران آمدن منوط به استقامت ما است، در بخش‌هاي ديگر هم فرمود اگر اهل قريه‌ها تقوا داشته باشند، همه روزي‌ها تأمين مي‌شود و درباره اهل كتاب هم اين چنين فرمود، يك مدير كل است كه عالم و جهان را اداره مي‌كند.

وي گفت: فرمود براي ما فرقي نمي‌كند، هر كس در هر زمان و زميني به دين خود عمل بكند ما نعمت‌هاي خودمان را بر آنان نازل مي‌كنيم و اين اختصاصي به مرگ ندارد، ماه مبارك رمضان انسان جزو ضيوف الرحمان هستند، حاجيان جزو ضيوف الرحمان هستند، كساني كه راه را درست بروند هميشه جزو ضيوف الرحمان هستند، اما ماه رمضان و مكه مظهر قوي‌تر اين ضيوف الرحمان هستند.

مفسر برجسته قرآن كريم با اشاره به فرارسيدن ماه مبارك رجب بيان كرد: ماه پربركت رجب در پيش است، تا مي‌توانيد در ماه رجب روزه بگيرد، مخصوصا كساني كه قدرت جواني دارند، از روزه‌هاي اين ايام و مبعث و ايام اعتكاف فراموش نشود، درس و بحث گوشه‌اي از كار است، اساس كار جاي ديگر است، اگر اين اساس كار را رعايت بكنيم، آن وقت لذت علم و طهارت را مي‌چشيم، اگر لذت طهارت را بچشيم هيچ چيزي جاي آن را نمي‌گيرد، اگر عالم را به وي بدهيم، برايش گزنده است.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2257
|
امتیاز مطلب : 136
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 فروردین 1394

پاسدار شهید محسن کمالی روز جمعه در دفاع از حرم اهل بیت (ع) به شهادت رسید.

پیکر این شهید بزرگوار هنوز به ایران اسلامی منتقل نشده و قرار است پس از انتقال پیکر پاسدار شهید محسن کمالی، پیکر مطهر ایشان با حضور مردم ولایی استان البرز تشییع و در گلزار شهدای امامزاده محمد (ع) به خاک سپرده شود.
مجتبی ذوالنور مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شامگاه جمعه با حضور در منزل این شهید بزرگوار به خانواده معظم وی تسلیت گفت.
وی در گفت‌وگویی از ویژگی‌های اخلاقی این پاسدار شهادت گفت.
ذوالنور در پاسخ به این پرسش که آیا با شهید کمالی آشنا بوده است، گفت: این شهید بزرگوار از جوانان ولایی شهرستان کرج بود و علیرغم سن اندک و جوانی ایشان، از روحیه والایی برخوردار بود.
وی مهمترین ویژگی شهید محسن کمالی از مدافعان حرم اهل بیت (ع) را تقید به نماز اول وقت توصیف کرد و گفت: ایشان تاکید داشت که نماز را باید در اول وقت و به صورت جماعت اقامه کرد و تلاش بسیاری داشت تا لحظه‌ای در اقامه نماز جماعت غفلت نکند.
مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپس به خاطره‌ای از پاسدار شهید محسن کمالی اشاره کرد و گفت: چند بار پیش از آنکه برای ماموریت و خدمت به مردم مظلوم و بی دفاع سوریه اعزام شود، با او دیدار داشتم.
ذوالنور تصریح کرد: همواره پیش از سفر از من می‌خواست که برای شهادت ایشان دعا کنم و می‌گفت، دعا کنید تا این سفر آخرم باشد و در راه دفاع از حرم شریف اهل بیت (ع) به شهادت رسیده و دیگر باز نگردم.
وی بیان داشت: این شهید بزرگوار سپاه اسلام عاشق شهادت و پیوستن به امام شهدا (ره) و قرار گرفتن در شمار شهدای اسلام و انقلاب بود و در نهایت نیز به آرزوی خود رسید.
ذوالنور گفت: اگر چه از دست دادن جوانانی غیور، مومن، متعهد، مخلص و ولایی چون شهید محسن کمالی سخت و دردناک است، اما افتخار می‌کنیم که در ایران اسلامی چنین جوانانی حضور دارند و مدافع راه ولایت هستند.
وی تاکید کرد: به طور قطع با وجود چنین جوانانی، احدی توان و جسارت تعرض به ایران اسلامی را نداشته و نخواهد داشت.

 

منبع: تابناک


:: بازدید از این مطلب : 2227
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 فروردین 1394
«محسن کمالی» از اعضای پایگاه مقاومت بسیج شهیدان جهازیها مسجد جامع رجایی‌شهر کرج از مدافعان حرمی است که روز جمعه 28 فروردین‌ماه توسط تکفیری‌ها به درجه شهادت نایل شد.

قرار است پیکر مطهر این رزمنده رشید سپاه اسلام پس از انتقال به ایران اسلامی در گلزار شهدای امامزاده محمد کرج به خاک سپرده شود.

بر همین اساس مراسم تشییع پیکر مطهر این شهید روز سه‌شنبه اول اردیبهشت‌ماه با حضور خانواده معظم شهدا و ایثارگران رأس ساعت 9 از فلکه اول رجایی‌شهر کرج آغاز خواهد شد.


شهید کمالی دومین شهید مدافع حرم استان البرز است.

شهید رضا کارگربرزی در 11 مرداد سال 92 در سوریه و شهید محسن کمالی 27 فروردین 94 به شهادت رسیده‌اند.
 
منبع: تسنیم

:: بازدید از این مطلب : 2006
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 فروردین 1394

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حبیب جنت‌مکان، رزمنده اهوازی گردان جعفر طیار(س) در دوران جنگ تحمیلی در سامرا به شهادت رسید.

مراسم تشییع شهید حبیب جنت‌مکان در کرج برگزار می‌شود و مراسم تدفین این شهید در امام‌زاده طاهر کرج صورت می‌گیرد.

حبیب جنت‌مکان را در عراق به نام ابوالمکارم می‌شناختند. این شهید از جانبازان دفاع مقدس بوده که به‌صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) به عراق رفته بود و در درگیری با تروریست‌های تکفیری به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

 

عکس/«جنت‌مکان»ی که خُلد آشیان شد

 

تصویر سمت چپ.حاج حبیب جنت مکان می باشند.


:: بازدید از این مطلب : 1951
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 فروردین 1394
روزی که خبر شهادت بسیجی بی ادعای حرم "حاج حبیب جنت مکان" را از شمال شهر الرمادی عراق آوردند، در خود شکستم...!
گروه جهاد و مقاومت مشرق- حکایت مظلومیت یاران خمینی کبیر داستانی پایان ناپذیر است. آنها نه فقط مظلوم شهر و شهید جبهه بودند بلکه قصه حضورشان در جبهه های جنگ هم قصه ای عجیب و غریب بود و حال شاید بازگو کردنش و باورش هم برای خیلی از جوانان و ملت عزیزمان که آن ایام را از نزدیک لمس نکرده اند، سخت باشد.

 

  آن زمان که امام همیشه مظلوم امت فرمودند : جنگ در راس امور است هیچ گاه آنگونه که باید در راس امور قرار نگرفت و الا اثری از صدام و اذنابش نمی گذاشتیم اما متاسفانه برخی ادارات دولتی کارشکنی هایی در رفتن به جبهه بسیجیان می کردند که واقعا" دردناک بود.

گاهی بسیجی خسته از جنگ برای استراحت به شهر می آمد در حالیکه اداره متبوعش، حقوق و مزایایش را قطع کرده بود و بایستی می دوید و این و آن را می دید تا حقوقش را به خانواده بدهند تا حداقل با خیالی نسبتا آسوده به جنگ بازگردد و ...

یا بسیجی شیمیائی مان را در آزمایشگاه اداره و درست در جائی که نفس کشیدن در آنجا برایش زهری کشنده بود، به بهانه کمبود پست مشغول به کار می کردند که هیچ دشمنی با دشمنش چنین نمی کرد! ولی این اتفاقها افتاد و جان و دلمان را سوزاند و برای نظام و انقلام و امام عزیزمان دم فرو بردیم و عذاب ها کشیدیم و هیچ نگفتیم و جبهه های عزت و شرف را به عشق مولایمان خمینی عزیز گرم نگاه داشتیم .

روزی که خبر شهادت بسیجی بی ادعای حرم "حاج حبیب جنت مکان" را از شمال شهر الرمادی عراق آوردند، در خود شکستم و یاد این مصیبت هائی که محل کارش بر سرش آوردند و هیچ نکرد و هیچ نگفت و تحمل کرد، افتادم. حاج حبیب حالا دیگر جنت مکان شده است و به آرزوی دیرینه اش که پیوستن به یاران مظلوم شهیدش بود رسیده است. او که از بسیجیان قدیمی مسجد امام سجاد(ع) کوی انقلاب بود، تقریبا در تمام جنگ حضوری فعال و موثر داشت. حبیب عضو گردان همیشه پیروز جعفرطیار (س) اهواز بود و در اکثر عملیات های غرب و جنوب شرکت داشت و چندین نوبت مجروح تیر و ترکش و مجروح شیمیائی شد اما هنوز بیقرار بود.

 
 هیچ گاه حاج حبیب جنت مکان را بدون حواشی خاص شخصیت شوخ طبع و شعرهای فی البداهه اش برای مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نمی یافتیم. در جنگ خود منبع روحیه و طنزپردازی بدیع برای تجدید روحیه رزمندگان اسلام بود. حبیب اگر چه بازنشسته از شرکت دولتی محل کارش شد که هزاران شکوه و گله از آزارها و اذیت هائی که برسرش آوردند، داشت ولی از تکاپو نیافتاد و همواره روح بلندش در عالم بالا سیر و سیاحت داشت .

موقع صبحگاه گروهان ها برای بردن او جهت دادن شعار و روحیه دادن به رزمندگان دعوا بود. یادش بخیر‪ !

به گمانم سال 66 بود. به مناسبتی مانوری توی رودخانه کارون اطراف پل معلق ترتیب داده بودند. عده ای از بچه های گردان به عنوان نیروهای غواص شرکت داشتند (دوستانی که بودند تکمیل کنند) در ابتدای کار اینطور به یادم میاد که توی قایق بودیم. حاج حبیب هم بود. ایشان شروع کردن به نوحه خوانی. اشتباه نکنم بوشهری می خواند. نوحه دلچسبی بود. بیسیم کوچک مکعب مستطیلی آنتن داری توی دست من بود. روشن کردم و جلو ایشان را گرفتم تا برای همه قایق ها هم پخش شود. بعد از اندکی صدای مسئولین درآمد که فرماندهان می خواهند فرمان آغاز مانور را اعلام کنند،خاموش کنید. همین قدر یادم هست و خوش صدایی برادر و مجاهد نستوه حاج حبیب جنت مکان را ... البته فرید خمیسی هم تازه از دوران نقاهت مجروحیتش تا حدودی خارج شده بود و به جمع دوستان پیوسته بود.
 حبیب اهل شعر بود و معمولا" اشعار طنز می گفت و روحیه بچه ها رو عوض می کرد و خنده رو روانه لب ها می نمود.

اول صبحی بود و برای نماز داشتیم وضو می گرفتیم که کنار تانکر آب ایستاد و یک دوبیتی خنده دار گفت. بعد خودش توضیح داد این شعر دیشب قبل از خواب به ذهنم اومد. حالا باید تکرارش کنم تا فراموشم نشود و بعدا" بنویسمش. خداوند روحش را آرام و جایگاهش را خرم گرداند. آمین یارب العالمین
 توی هور در گرمای تیر و مرداد که گرما بیداد می کرد و پشه ها امان بچه ها رو بریده بودند، حبیب می گفت اگه پشه ها تکه تکه ام کنند آرزوی گفتن یه آخ رو به دلشان می گذارم.
«جنت مکان» جنت مکان شد

 اواخر جنگ که عراق دوباره تاپادگان حمید آمده بود جلو وسیل نیروهای داوطلب به سوی جبهه روان شده بود. هر گردان چهارگروهانه شده بودن وهر گروهان چهار دسته. گردان درمنطقه کوشک مستقر شده بود. حمید باچند نفر از دوستان شرکتی آمده بود وهر کدام تیربار گرفته بودند و تا به منطقه رسیدن. همه باهم گفتن عراقی ها کجان؟ تابراشون گیتار بنوازیم که منظور تیر بار بود! خدایش رحمت کند.

جنت مکان نام و وجودش جنت مکان شد. اساتید می دانند که معنی این 2کلمه :یعنی جایگاهش در بهشت است و چه نام با مسمایی است که عمل بر لفظ  برتری جوید.  اورا خوب می شناختم. صدای گیرایی داشت. خصوصا" آن هنگامی  که بچه ها سینه بوشهری می زدند با چه حماس هایی به حال می رفت. خداند اورا با شهدای کربلا محشور کند.
به آرزویش رسید .خیلی دوست داشت برای امام حسین نوحه بخواند و خسته نمی شد.

 سال 63 پادگان شهید مصطفی خمینی بودیم و همجوار ما پادگان 28 صفر. یک شب 2 گردان خاتم و ایثار که این شهید هم گردان ایثار بود، دعوت کردن پادگان 28 صفر. شب جهت مراسم نوحه خوانی که حبیب مداح بود که فکر کنم قریب به 2 ساعت خواند تا از حال رفت...

مثل همه محله های هر جای دنیا، مثل همه ی شهرهای دیگری که شهر نامیده می شوند، مردمان محله ها و شهر من هم؛ چیزی بودند مثل هرکس در هرجایی. جنگ؛ هیچ چیزش شبیه هیچ چیزی از همه چیزهایی که قبل از خودش وجود داشت؛ نبود... و نیست! خوردن؛ خوابیدن؛ کار کردن؛ وقت؛ روز و ماه و سال؛ تقویم و... زندگی و مرگ... همه چیزش؛ چیز دیگری است!
...
از سال 59؛ مفهوم داشتن و یا از دست دادن دوست و دشمن و خویش و همراه و ... هم عوض شد.

یک روز از پدرم در برابر پرسشش که : چرا اینقدر درهمی و بی انگیزه و در فکر و...!؟ پرسیدم: تا حالا چند دوست خوب و برادر بسیار نزدیک و صمیمی... مثل کسی که هیچ کس مثلش نباشد را از دست داده ای!؟

... و منتظر جوابش نماندم و کمکش کردم که: یکی!؟ دو تا!؟ ده تا!؟

...  و ادامه دادم : من در همین بیست و چندسال عمر اندکم؛ به قدر مردان یک شهر؛ برادر از دست داده ام... من یک پیرمردم ... سالخورده نه... زخم خورده به عدد سالیانم!

شاعر مسلک بود و بسیار شوخ طبع و بذله گو... و بزرگ منش... حتی در آن سال هایی که هنوز؛ جوانی بیش محسوب نمی شد.

بعد از جنگ روزی؛ دوستانی که در منطقه هور؛ خط مرزی را مراقب بودند؛ به در خانه ما آمدند و گفتند در خط قرار است گوسفندی قربانی کنیم و... چون نخواستیم تک خوری کنیم؛ به دنبالت آمدیم تا به همراهمان به خط بیایی!

درنگ نکردم و همراه شدیدم با آن تویوتاهایی که؛ در همه قصه های جنگ؛ ردی ازشان هست و یک پای ماجراها هستند... من پشت وانت نشستم.

از میان ترافیک خیابان نادری اهواز که رد می شدیم؛ دیدمش که در حال خرید از دست فروش هاست. صدایش کردم. برگشت و نگاهم کرد. فقط گفتم بیا! شاید ترکیب همرزم ها و تویوتا؛ و جمعی بسیجی پشت آن؛ مجال فکر کردن را از او گرفت... و سوار شد!
به هور رسیدیم ... و با قایق به پاسگاه مرزی رفتیم... و منتظر قربانی کردن گوسفند!
هوا تاریک شد. نه از بچه های دیگر خبری شد... و نه از گوسفند!

شام؛ نان و ماست و سبزی خوردیم... و همه خوابیدند... جز من و او!

پشه های هور مشهور زمین و آسمانند و عجیب که؛ بچه ها راحت خواب بودند و پشه ها کاری با آن ها نداشتند... چون من و او تازه وارد بودیم و خوش بر و بو و خوش طعم!... صدها پشه دور و بر و سر وصورت و دست وپایمان را جولانگاه خود کرده بودند.
نیم ساعتی با چفیه؛ می پراندیمشان... و ویدیوی دوستان شهیدمان را می نگریستیم و اشک می ریختیم اما؛ مقاومت بی فایده بود... پشه ها را حریف نبودیم.
از سنگر بیرون زدیم و قدری دویدیم... بی ثمر بود!

مدام خاطره می گفتیم و می خندیدم و او؛ حرفهای مقفا و موزونش را؛ به شکل شعر حماسی برای پشه ها می خواند. بارها این جمله ی دکتر شریعتی را که زیرشکنجه به ساواکی ها گفته بود که: حسرت یک آخ را بر دلتان خواهم گذاشت را برای هزاران پشه؛ تکرار کرد... و ناگهان؛ چفیه را ازصورت باز کرد و پیراهنش را درآورد و دستانش را گشود و با صدای بلند گفت: حالا فهمیدم که قربانی امشب؛ ما بوده ایم ... و رو به پشه ها گفت : فیا سیوف؛ خذینی!
...
امروز شمشیرها؛ حبیب را در سامرا؛ در برگرفتند!
جنگ به من فهماند که صدسال پس از اتمامش؛ هنوز هیچ چیزش شبیه هیچ چیز نیست
و هنوز باید زخم خورده ی سالیان باشی و برادر بدهی
و بغض دردناک دلمه شده در گلو را، از چشم دختر و پسرت بدزدی!
...
بچه های گردان نور تعریف می کردند که حبیب؛ بی سیمچی گردان بود در شب عملیات بستان... همه منتظر رمز عملیات؛ تا به خط بزنند که ناگهان؛ صدایی روی همه بی سیم ها آمد... " گردان ها؛ یگان به یگان/ گوش به من و به فرمان/ حبیب جنت مکان!  (نوشته آقای دوبری)

  وقتی یکی از یادگاران دفاع مقدس خبر داد که حاج حبیب در شمال شهر الرمادی به محاصره داعشیان وحشی افتاده است و احتمال شهادتش هست اما متاسفانه پس از ساعاتی خبر شهادتش تائید شد، دل هزاران بسیجی همرزمش را شکست! حقیقتا" از شهادت حبیب هیچ کس تعجب نکرد! زیرا او همیشه روحی ناآرام داشت و بیقرار بود. او در حقیقت مزد مجاهدت ها و ایثارگری هایش را در سن حدود 60 سالگی گرفت تا در بستر حقارت نمیرد و به جایگاه رفیعی که حقش بود یعنی شهادت در راه خدا و به دست کثیف ترین و پلیدترین وحشیان، رسید . حبیب عزیز  ردای زیبای شهادت در راه خدا و دفاع از حرم مولای شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر وجود نازنینت مبارک باد . روح عزیزش شاد و همنشین با مولای شهیدان باد ...
*فاش نیوز

:: بازدید از این مطلب : 1952
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 فروردین 1394

... وقتی پدر شهید رضا کارگربرزی خاطره ای از سفر پدرش با پای پیاده از کرمان به کربلا را تعریف می کرد، ناگهان حاج قاسم با حالت تعجب از پدر شهید پرسید: مگر شما اهل کرمان هستید؟

گروه جهاد و مقاومت مشرق - پس از شهادت شهید رضا کارگربرزی در سوریه، حاج قاسم سلیمانی به منزل این شهید رفت و بر سر مزارش حاضر شد. برادر شهید در بیان خاطره ای از روز دیدار، به مشرق چنین گفت:
شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود
... وقتی پدر شهید رضا کارگربرزی خاطره ای از سفر پدرش با پای پیاده از کرمان به کربلا را تعریف می کرد، ناگهان حاج قاسم با حالت تعجب از پدر شهید پرسید: مگر شما اهل کرمان هستید؟

پدر شهید پاسخ دادند: بله، اصلیت ما مال کرمان است و ما چندسالی است به اینجا آمده ایم.

حاج قاسم با حالت تعجب رو به فرمانده یگان محل کار رضا کرد و گفت: «چرا به من نگفته بودید که رضا همشهری ماست؟»

فرمانده یگان پاسخ داد: حاج آقا! رضا خودش خواسته بود که این موضوع هیچ جا مطرح نشده و مخصوصاً به حضرتعالی گفته نشود.

آری او اخلاص را در جزئیات هم می دانست...
شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود

شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود



شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود

:: بازدید از این مطلب : 1571
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 فروردین 1394

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم

خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم

به امداد محمد تا محمد یک دعا کردم

گرفتم دامن پاک اباجعفر نوا کردم

صدا کردم دعا کردم نوا کردم چها کردم

که ناگه دیده وا کردم بنور چارده معصوم

خدا را شکر این سائل نشد از لطف حق محروم

در این ماه خدا عبد خدا محبوب داور شد

چه عبدی؟ بنده ای که بابِ شهراللهِ اکبر شد

به یک معنا امام امّا به یک معنا پیمبر شد

همان که باقر هر علم، اول تا به آخر شد

ز اسم اعظمش اینک دلم از بس منور شد

رسیدم تا بجایی که خدا را در بغل دارم

در این ماه خدا من با خدا ماه عسل دارم

من از روز ازل گم بودم و راهم فتاد اینجا

معلّق ذره ای بودم که ناگه ایستاد اینجا

ز ((یَهدِی اللهِ نورِه)) بَر گرفتم اعتماد اینجا

شدم از روز میلادم غلامی خانه زاد اینجا

ز بختم حضرت زهرا مرا دستور داد اینجا

شناساندند قرآن را و عترت را بجان من

همین شد تا ابد از هر بدی خط امان من

خدا را شکر دلهامان بدست باقر افتاده

گدایان را سر و سامان بدست باقر افتاده

و دستان تمنّا مان بدست باقر افتاده

عبادات سحرهامان بدست باقر افتاده

سفرهای مُعلّامان بدست باقر افتاده

چه آقایی که بابایش پدر زن چون حسن دارد

سفر در پیش ، با جدش ، حسینِ بی کفن دارد

چه آقایی چه زیبا پا در این منظومه بگذارد

چه رفتار دل انگیزی عجب خلق خوشی دارد

چه زیبا در مدینه سر قدم آهسته بر دارد

برای کربلا رفتن زمان را لحظه بشمارد

که تا دستور زهرا را بخاطر خوب بسپارد

به یمن گریه بر جدّ غریبش نور می تابد

همه اسرار عالم را به نور روضه بشکافد

سه ساله با سه ساله همسفر از شهر یثرب شد

رسید آندم که در صحرای تف نزدیک مغرب شد

به روی نیزه سرهای بنی هاشم که غالب شد

بخون خورشید و ماه و انجم و خیل کواکب شد

همه دار و ندار خیمه ها را کوفه صاحب شد

فرار عمه ها بود و نگاه حسرت باقر

امان از گریۀ سجاد و آه حضرت باقر

از آنجا عهد با خود کرد تا دین را کند یاری

همه احکام که ، مانده معطّل را کند جاری

کند آیات قرآن را روایاتی شنیداری

دهد با نهضت روضه به اهل درد بیداری

منا را کربلا کرد و همه عمرش عزاداری

و فرمود آن امام راستین با مردم دنیا

خدا رحمت کند آنکس که امر ما کند احیا

چه امری؟امرِ دین احیاء گردد با حسین و بس

همه احکام ما اجراء گردد با حسین و بس

عدالت در جهان احصاء گردد با حسین و بس

و محوِ منکر و فحشاء گردد با حسین و بس

شهادتنامه ها امضاء گردد با حسین و بس

یقین احیای امر دین بجز امر ولایت نیست

هر آنکس نیست در این ره دل او را هدایت نیست

حیات طیبه آری صفات منکران هرگز

عطای فاطمه آری لقای دشمنان هرگز

ولای مرتضی آری لوای مشرکان هرگز

گلاب دوستان آری گل بیگانگان هرگز

شکست دشمنان آری گسست دوستان هرگز

نه آن تحریم می خواهیم نه این تکریم می خواهیم

که تنها تحت فرمان علی تسلیم می خواهیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی حاج محمود ژولیده


:: بازدید از این مطلب : 2404
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 فروردین 1394

امام زمان(عج)-مناجات-پیشواز ماه رجب

 

لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است

سر این سفره زمین‎گیری ما خوبتر است

آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست

هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست

هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم

ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است

ما به اینجا نه پی نان و نمک آمده‎ ایم

با کمی آب تصدُّق به گدا خوبتر است

حُسن سجاده به این گریه‎ی نیمه شبهاست

اهل طاعت بشود اهل بُکا خوبتر است

گر چه خوب است همین قدر که محتاج توام

بپذیرید در این خیمه مرا خوبتر است

حیف این خاک که تنزیل مقامش بدهند

خاکِ پای تو اگر نیست طلا، خوبتر است

جمکران سنگ نشانی‎ست که ره گم نشود

خانه با بودن یک قبله‎نما خوبتر است

دارد از را ه رجب می‎رسد و آن شب‎ها

گریه‎کن که برسد کرب‎وبلا خوبتر است

 

سیدپوریا هاشمی


:: بازدید از این مطلب : 2123
|
امتیاز مطلب : 164
|
تعداد امتیازدهندگان : 34
|
مجموع امتیاز : 34

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران