میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 18
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 296
:: باردید دیروز : 257
:: بازدید هفته : 2201
:: بازدید ماه : 7558
:: بازدید سال : 13694
:: بازدید کلی : 13694
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

امام علی(ع)-مدح

 

اگـــــــر با علــــــی همنفس می شدیم

رهـــــــــــا از کمند هـــوس می شدیم

بت نفس را بــــــــــر زمین مـی زدیم

همــــــــــاورد شیطان سپس می شدیم

چـــــــو او ، بانـــــی عدل و آزادگـی

چو او ، خصم ظلم و عسس می شدیم

بــــه اوج خطــر بال و پر مـــی زدیم

رهـــــــا از حضیض قفس مـــی شدیم

جهان تــــا کـه بر خیزد از خواب کفر

همـــــــــآواز بانگ جـــرس می شدیم

بدون علـــــــی ، عشق مـــی شد شهید

و مـــــــا امتــــــی بوالهوس می شدیم

چــــــو طاووس حُسنش نمی شد عیان

هـــــــــــــوادار بـــال مگس می شدیم

اگـــــــــر مهـــر او ذره پـــــرور نبود

بــــه باغ فلک ، خار و خس می شدیم

نبــــــــودیم اگــــــــــــر بسمـل داغ او

چو ققنوس ، کــی در قبس می شدیم ؟

اگــــــر او مــــــراد دل مــــــــــا نبود

مُــــــرید جمال چــــه کس می شدیم ؟

به قــــــرآن قسم ! بـــــــی ولای علی

بــه مُلک عدم « هیچکس » می شدیم

مُحب علـــــــــــی ، همنشین خــداست

خوشا بـــا علــــــــی همنفس می شدیم

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2515
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

 

امام علی(ع)-مدح و ولادت

 

می نویسم که مرا غیر علی یاری نیست

در دو عالم به جز او سید و سالاری نیست

در دلم غیر تولّای علی کاری نیست

دو جهان غیر علی امر دگر جاری نیست

می نویسم که پناهندۀ حیدر هستم

اوست سلطانم و من بندۀ حیدر هستم

پدر و مادر من خوب امانت دارند

از ازل تا که مرا حبّ علی بسپارند

عهد کردند که دست از همه کس بردارند

بخدا غیر علی از همه کس بی زارند

یاد دادند به من هر نَفَس آن پاک دلان

لعنت آل پیمبر به فلان بن فلان

هرکه با آل علی نیست یقین با ما نیست

اوست یکتا و بجز فاطمه اش همتا نیست

حائلی بِین خدا و علی و زهرا نیست

جر عبودیّتِ حق فرقِ دگر اینجا نیست

علی آن آب حیاتی است که دل خانۀ اوست

دل توحیدیِ ما واله و مستانۀ اوست

اینک ای اهل تولّا شب یلدای شماست

شب میلاد علی سرور و مولای شماست

شب شب مستی و مجنونی و احیای شماست

وسط کعبه قدمگاه مسیحای شماست

ذات معبود علی ، ساجد و مسجود علی است

در دل کعبه همان کعبۀ مقصود علی است

همه آنان که دلی مست و پریشان دارند

سَر و سِرّ و سحری با شَه خوبان دارند

بادۀ نادِ علی بر لب عطشان دارند

لبِ خندان دلِ شادان رخِ گریان دارند

کیست تا هم نفسِ سُبحه و سجاده شود

همّ و غم ، وا نَهَد و مست ، از این باده شود

انبیایند همه عمر ، گرفتار علی

اولیایند همه مَحرم اسرار علی

حَسنینند همان حیدر کرّار علی

همۀ خلق سرِ سفرۀ افطار علی

کیست این فوقِ بشر ، ناطق قرآن خدا

نه خدا هست و نه از حضرت معبود جدا

هرکسی دینِ علی دارد و دنیای ثواب

روز را در صف حرب است و سحر در محراب

با یتیمان و اسیران و غریبان بیتاب

پیشِ طاغوت چنان موج خروشان در آب

پیش مظلوم ، علی خاضع و خوشرفتار است

در برِ ظلم ، اَشِدّاءُ علی الکفار است

در شبستانِ علی بال و پری باید ریخت

در پی هر قدمش جان و سری باید ریخت

وسط معرکه هایش سپری باید ریخت

در حمایت ز ولایت هنری باید ریخت

کربلای همۀ اهل هنر در راه است

هر کسی کرب و بلایی نشود گمراه است

□□□

گفت راوی: که پس از هلهله و حملۀ چند

ناگهان شد سرِ شاهی به سر نیزه بلند

قاری فاطمه بر نیزه به گیسوی کمند

دید اهل حرمش خسته و در اوج غمند

نظری کرد سوی قلب صبور زینب

شد سوی مقتل خون وقت عبور زینب

دید از دور که هفتاد و دو تن افتاده

هر طرف پیکر یک پاره بدن افتاده

صاحب قافله بی غسل و کفن افتاده

راهِ یک نیزه شکسته به دهن افتاده

یا رب این هدیۀ ناقابل و این قربانی

می شوم همسفرِ کعب نی از مهمانی

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2448
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(عج). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين (ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند.
امامان شيعه گاه همسراني نيكوكار و صالحه داشتند كه مي‌توانند در عين معصوم‌ نبودن، الگويي براي زنان هر عصر و دوراني باشند؛ ‌و گاه همسراني داشتند كه مانند جعده، امامشان را به شهادت مي‌رساندند.
زندگي سياسي امام هادي(ع) در خفقان و فشار شديد عباسيان بود و در دوره متوكل عباسي اين فشار بر شيعه بسيار شديد و سخت‌تر هم شد. با اين‌وجود امام(ع) از نعمت حضور و همراهي همسري نمونه و آگاه برخوردار بودند كه نه‌تنها در اين شرايط سخت،‌ همراه و هم‌قدم امام بود، كه بعد از شهادت امام نيز اين وظيفه را بر دوش مي‌كشيد.

همسر امام هادي(ع) كه بود؟
به روايت تاريخ امام هادي(ع) تنها يك همسر ام‌ولد داشته‌اند. (۱) نام ايشان در منابع مختلف با عناوين متفاوتي بيان ‌شده است؛ شيخ مفيد از ايشان با نام حديثه (۲) و در ديگر منابع با نام‌هايي چون حُديث، سليل، سمانه و سوسن ياد شده است. (۳) تعدد نام در ميان عرب‌ها، خصوصاً كنيزان،‌ امري رايج بود؛ در حقيقت ورود كنيز به خانه و شرايط جديد و در حضور مالك جديد، از عوامل نام‌گذاري و تغيير اسامي متناسب با وضعيت تازه و شرايط مكان جديد بود. ازاين‌رو به ام‌ولد بودن ايشان اشاره ‌شده است. (۴)
ايشان بعد از تولد امام حسن عسكري(ع) نيز با كنيه «ام‌الحسن» و «ام ابي‌محمد» ناميده مي‌شدند. بعد از ميلاد حضرت صاحب‌الزمان(عج) نيز از ايشان با كنيه «جدّه» ياد مي‌شد. (۵)
نسب و دودمان سوسن(ع) چندان مشخص نيست؛ اما از تعابيري چون «ام‌ولد» مي‌توان نتيجه گرفت كه او به‌عنوان «كنيز» در مدينه زندگي مي‌كرده و شايد همراه خانواده و اقوامش در يكي از جنگ‌هاي عصر حكومت بني‌عباس به سرزمين مقدس مدينه آمده است؛ همان‌گونه كه برخي منابع گفته‌اند: او در ولايت و كشور خودش، پادشاه‌زاده بود. (۶)

* ويژگي‌هاي ام‌الحسن(ع)
از قول امام هادي(ع) روايت ‌شده است كه زماني ايشان نزد امام رسيدند و امام فرمودند: «سليل»، از هر آفت و هر پليدى و نجاست بيرون كشيده شده است. (۷)
علماي بزرگ،‌ در توصيف ايشان، هر يك از واژگان و عبارات خاصي استفاده كرده‌اند. به نقل از رياحين الشريعه شيخ صدوق مي‌نويسد: اين نهايت شرف، جلال، فضل و كرامت است كه وي واسطه بين امام عج و امت بوده و شايستگي حفظ اسرار امامت و وصيت را داشته است.
علامه مجلسي مي‌گويد: وي درنهايت ورع، تقوا، عفاف و صلاح بود. (۸) شيخ عباس قمي نيز بيان مي‌كند: او از زنان بامعرفت و صالحه بود... در فضل او كافي است كه پس از شهادت امام عسكري(ع) پناه شيعيان بود. (۹)
شهيد مطهري درباره شخصيت والاي اين بانو، مي‌فرمايد: «اين زن بزرگوار به جده معروف شد؛ ولي تنها «جده بودن» سبب شهرتش نشد، مقامي دارد، عظمتي دارد، جلالتي دارد، شخصيتي دارد كه نوشته‌اند بعد از امام عسكري عليه‌السلام «مَفْزَعُ الشّيعه» بود؛ يعني ملجأ شيعه، اين بزرگوار بود. قهراً در آن‌وقت ـ چون امام عسكري(ع) ۲۸ ساله بوده‌اند كه از دنيا رفته‌اند، علي‌القاعده مطابق سن امام هادي(ع) هم حساب بكنيم ـ زني بين پنجاه و شصت بوده است. اين‌قدر زن با جلالت و باكمالي بوده است كه «شيعه» هر مشكلي برايش پيش مي‌آمد، به اين زن عرضه مي‌داشت.» ايشان بعد از نقل فرمايش حكيمه خاتون(ع) مي‌گويد: «... وصي امام عسكري(ع) در باطن، اين فرزندي است كه مخفي است؛ ولي در ظاهر كه نمي‌شد بگويد وصي من اوست؛ در ظاهر وصي خودش را اين زن با جلالت قرار داده است.» (۱۰)

* دوران همسري
در زمان زندگي مشترك ايشان، دستگاه حكومتي حاكم، براي كنترل دقيق‌تر رفت‌وآمد شيعيان و ايجاد محدوديت در فعاليت براي امام هادي(ع)، متوكل عباسي، امام را به سامرا فراخواند و دوران زندگاني امام در محوطه‌اي نظامي و تحت كنترل شديد امنيتي، آغاز شد و تا پايان عمر امام عسكري(ع) ادامه يافت. (۱۱)

* دوران زندگي پس از امام هادي(ع)
اين بانوي بزرگوار در زمان ولادت حضرت حجه(عج) حضور نداشتند و نامي از ايشان در اين ماجرا به ميان نيامده و عمه امام عسكري عليه‌السلام در پاسخ به برخي از شيعيان در مورد ولادت حضرت مهدي عليه‌السلام اين‌گونه بيان كردند كه امام عسكري عليه‌السلام به مادرش نامه نوشت و او را از ولادت امام مهدي(ع) خبردار كرد. (۱۲)
اما در مهم‌ترين برهه‌هاي سياسي تاريخ حضور داشتند و همچنان امين امام عسكری(ع) بودند؛ به‌طوري‌كه امام عسكري عليه‌السلام قبل از شهادتشان، جهت ايمن‌ساختن خانواده و استمرار ولايت، اقدامات مهمي را به‌واسطه مادرشان به انجام رساندند. امام در سال شهادتشان، مادر را به حضور خواستند و ايشان را از شهادت خود مطلع ساختند و به همراه امام زمان(عج) راهي سفر حج ساختند. ايشان بعد از حج، در مدينه بودند كه خبر شهادت امام(ع) رسيد و باعث شد كه آن‌ها به‌سرعت به سامرا بازگردند؛ (۱۳) و آتش فتنه‌اي كه مي‌رفت پررنگ‌تر شود را خاموش كنند.
ايشان بعد از رسيدن به سامرا،‌ در برابر پسرشان جعفر كذاب، كه ادعاي امامت داشت،‌ ايستادند و تمام‌قد از ولي حاضر الهي حمايت كردند و گفتند:‌ «من، وصي پسرم حسن بن علي هستم و به‌عنوان وارث، مي‌خواهم حقم را بگيرم.» جعفر و پيروانش براي باطل‌كردن اين ادعا، از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. متقابلاً آن بانوي خردمند و شجاع هم براي اثبات حق خود (در ارث و وصايت)، مدارك كتبي و شفاهي را به دادگاه تقديم كرده و درنتيجه، قاضي‌القضات پايتخت نيز به نفع وي حكم صادر كرد. (۱۴) از اين زمان بود كه شيعيان، اميدوارانه به امام غايبشان ايمان پيدا كردند.
شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد عليه‌السلام و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(ع). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين(ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند. (۱۵)

* وفات
وصيت اين بانوي مخدره آن بود كه در كنار همسر و پسر بزرگوارشان به خاك سپرده شوند، اما پس از رحلت ايشان و در روز خاك‌سپاري، جعفر كذاب ادعا كرد اينجا خانه من است و اجازه خاك‌سپاري ايشان را نمي‌داد. در اين ميانه بود كه امام مهدي(عج) از ميان جمعيت ظاهرشده و در برابر عموي خود ايستادند و گفتند:‌ »يا جَعْفَر! دارُكَ هِيَ أمْ داري؟» اي جعفر! آيا اين‌جا، خانه تو است يا خانه من؟ و سپس در ميان چشمان نيروهاي امنيتي كه به دنبال امام بودند، از انظار مخفي شدند. (۱۶)

 پي‌نوشت ها:
۱. خزعلي، موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۲. شيخ مفيد،‌ الارشاد، ج۲، ص۳۰۱.
۳. بحارالانوار، ج۵۰، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.
۴. علامه مجلسي، جلاء العيون/ رياحين الشّريعه، ج۳، ص۲۴.
۵. محدث قمي، الانوار البهيّه.
۶. منتهي الآمال، ج۲، ص ۴۴۹/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۱۳.
۷. شيخ عباس قمى‏، منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل، ج‏۳، ص۱۹۰۶‏/ موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۸. رياحين الشريعه، ج۳، ص۲۵.
۹. منتهي الآمال، ج۲، ص۷۰۱.
۱۰. شهيد مطهري، سيري در سيره ائمه، ص۲۱۸.
۱۱. مسند الامام العسكري(ع)، ص۱۳/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۷/ دايره المعارف تشيع، ج۲، ص۳۷۰/ منتهي الآمال، ج۲، ص۴۳۲.
۱۲. اكمال الدين، ترجمه كمره اي، ج۲، ص۱۷۸.
۱۳. منتهي الامال، ج۲،‌ ص۴۱۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۷۸.
۱۴. بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۳۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۴۹/ حياة الامام العسكري(ع)، ص۴۳۴ و ۴۳۵.
۱۵. بحارالانوار، ج۵، ص۳۶۳.
۱۶. كمال الدين، ج۲، ص۱۱۵ و ۱۱۶.
منبع:حج


:: بازدید از این مطلب : 2543
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

 روایتی‌‌‌ به وسیله ابی‌حمزه‌ثمالی از حضرت باقر(ع) نقل ‌شده است‌ که ‌طبق آن امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند پس از سال هفتاد گشایش پیش خواهد آمد، ولی به سبب شهادت حضرت امام حسین(ع) این مسأله تا سال 140 به تأخیر افتاد و سپس چون شیعیان رازداری نکردند، خداوند باز آن را به تأخیر انداخت، به گونه‌ای که وقتی را برای آن نزد امامان قرار نداد، آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «گفتمان مهدویت» در پاسخ به این سؤال که این حدیث با احادیث بسیار دیگر که دلالت دارند فرج موعود بعد از مدت‌های طولانی به دنبال وقوع حوادث و وقایع بزرگ واقع خواهد شد، چگونه قابل تفسیر است؟ و آیا وقوع بداء که از این خبر استفاده می‌شود، موجب این توهم نمی‌شود که چیزی بر خدا ـ العیاذ بالله ـ پس از آنکه معلوم نبوده است، معلوم شده است ؟ در هر حال تفسیر صحیح آن چیست؟ می‌گوید:

*این خبر از نظر سند ایراد دارد
اوّلاً: این خبر از نظر سند ایراد دارد، زیرا بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزة‌ثمالی از طبقه چهارم محدّثین نبوده است، وفات او در سال 150 قمری واقع شده و حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابی‌‌حمزه روایت کرده است از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج‌ سالگی ـ در سال 224 ق ـ درگذشته است.
بنابراین حسن بن محبوب در سال وفات ابی حمزه یک سال بیشتر نداشته با این حال روایت او از ابی حمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده که چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم و بعلاوه خبر واحد اگر چه صحیح باشد در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد تا چه رسد به آن که سندش هم مجهول باشد.

*تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحولات شگرف بود
ثانیاً: با وجود احادیث بسیار معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت باید منتظر تحولات شگرف و حوادث خطیر در طی زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجعول در برابر آن همه احادیث اعتماد کرد؟
به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطبه‌ها و روایات‌ زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید طی آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است، با وجود این چطور ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت وقت ظهور را سال هفتاد معین کرده است، صحیح است؟
دیگر اینکه تغییر در تقدیرات الهی امری ممکن است، ولی این بدان معنی نیست که خداوند متعال در ابتدا نسبت به امور بی‌اطلاع است، سپس به آنها علم پیدا می‌کند چنین عقیده‌ای از نظر شیعه باطل است، چون همه شیعیان خدا را از جهل و اینکه امری بر او بعد از خفا آشکار شود منزّه و مبرا می‌دانند، «بداء» به مفهومی که شیعه به آن عقیده دارد یک اصل قرآنی و اسلامی است و بخش مهمی از مسائل الهیّات و همچنین مسائل نبوّت بر آن مبتنی است.

از جمله آیات مربوطه به «بداء» عبارتند از:
«وَلَو انّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتّقُوا لَفَتحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِن السَّماءِ وَالارضِ وَلکِن کَذّبُوا فَاَخذناهُم بِما کانُوا یَکسِبُون»؛ و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم، ولی ـ آن‌ها حق را ـ تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
«ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرّ وَالبَحر بِما کَسبَت اَیدِی النّاس»؛ فساد در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است، «وَقال رَبُّکُمْ ادعُونی اَستَجِب لَکُم»؛ پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا ـ دعای ـ شما را بپذیرم، «اَستغفُروا رَبّکُم اِنّهُ کانَ غَفّاراً یُرسِلُ السّماءَ عَلَیکُم مِدراراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا باران‌های پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد؛ «وَواعَدنا مُوسی ثَلثینَ لَیلةً وَاَتمَمناها بِعَشرٍ»؛ و با موسی، سی‌‌‌‌‌‌ شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب ـ دیگر تکمیل کردیم.

*اگر «بداء» واقعیت نداشت، بسیاری از برنامه‌های دینی توجیه‌پذیر نبود
بداءئی که شیعه ضمن اعتقاد به علم و قدرت مطلق الهی بدان معتقد است معنایی است که از این قبیل آیات استفاده می‌شود، مثلاً در آن‌ها گفته می‌شود: شکر موجب زیاد شدن نعمت از جانب خدا می‌شود؛ خدا به واسطه تقوا فرد پرهیزکار را از سختی‌ها رها می‌سازد و او را از راهی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد؛ به وسیله دعا حاجت‌ها را بر می‌آورد؛ به خاطر توبه و ایمان، عذاب را از افراد دور می‌سازد و به جهت سوء استفاده از نعمت‌ها، آنها را از بندگان باز می‌ستاند.
البته احادیث فراوانی که از طریق شیعه و سنی رسیده است و همین طور حکایات بسیاری که در متون اصیل اسلامی نقل شده است بر این معانی دلالت دارند. اصولاً اگر «بداء» واقعیت نداشته باشد بسیاری از برنامه‌های دینی مثل دعا، توکّل، توبه، صدقه،‌ صله‌رحم، شکر، استغفار، موعظه، بشارت، انذار و تزکیه توجیه پذیر نخواهند بود، «بداء» یعنی ایمان به تأثیر این امور در حیات انسان.
چه ما بتوانیم با توجه به علم مطلق خدا و احاطه او به همه امور، «بداء» را تفسیر کنیم یا در فهم سر و حقیقت آن درمانیم، به هر حال باید بر طبق مفاد آیات بسیار قرآن و احادیث متواتر به مسأله «بداء» معتقد باشیم.
چرا که گاهی با اینکه همه علل و زمینه‌های تحقق یک امر فراهم می‌شود در عین حال علل دیگری باعث سلب تأثیر آن‌ها و در نتیجه مانع وقوع امر مزبور می‌شوند؛ در چنین شرایطی هم ثبوت و تحقق آن عوامل و هم تداوم آن‌ها و هم موانع تأثیر آن‌ها، همه به تقدیر الهی با نظم و ترتیبی که او مقرر کرده است، در «امّ الکتاب» محفوظ‌اند، این امور اگر چه به افعال اختیاری بشر هم ارتباط پیدا می‌کنند به اراده خدا و تقدیر او واقع می‌شوند، یعنی نه جبری در کار است و نه تفویضی، بلکه یک حقیقتی ما بین این دو تا است.

*«بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست
به عنوان مثال خداوند مقدر فرموده است که آتش بسوزاند و یا هر مخلوقی در مسیر خاص خود رشد پیدا کند، ولی اگر مانعی پیش آمد آن امر تحقق نمی‌یابد. البته باید توجه داشت که موجبات اثبات حوادث در شرایط وجود موانع تحقق آنها در مواردی مادی «بداء» خوانده نمی‌شود، تنها در مواردی که اموری نظیر صدقه و صله رحم و دعا در پیدایش و یا عدم پیدایش امری دخالت داشته باشند به گونه‌ای که بشر وجود یا عدم آن را از نظر علل ظاهری قطعی بداند، در این موارد خلاف آن را «بداء» می‌گویند، در حالی که به ظاهر این مورد دوم با اول چندان فرقی ندارد جز اینکه موضوع محو و اثبات در مسأله اول در امور محسوس است و برای بیشتر یا همه افراد قابل درک است،‌ ولی در مسأله دوم در امور غیر محسوس است، لذا بیشتر یا اغلب افراد از درک آن عاجزند، نوع دوم بر وجود و تأثیر عالم غیب و وجود خدا بیشتر دلالت می‌کند، هر چند همه امور از او است.
خلاصه مفهوم «بداء» همان مفهومی است که از این آیه قرآن که در ضمن آن خدای متعال عقیده باطل یهود را ردّ می‌فرماید به خوبی استفاده می‌شود: «وَقَالتِ الیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغلُولَةٌ غُلَّت اَیدیهِم وَلُعِنُوا بِما قَالُوا بَل یَداهُ مَبسُوطَتانِ‌ یُنفِقُ کَیفَ یَشاءُ...»؛ و یهود گفتند: دست خدا ـ با زنجیر ـ بسته است. دست‌های شان بسته باد! و به خاطر این سخن، از رحمت ـ الهی ـ‌ دور شوند!‌ بلکه هر دو دستِ ـ قدرتِ ـ او، گشاده است، هر گونه بخواهد می‌بخشد!
پس «بداء» به معنای صحیح آن نفی این اعتقاد نادرست یهود است که می‌گوید دست خدا از تصرف در امور بسته است؛ به عبارت دیگر «بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست، بدون اینکه این امر با علم مطلق او منافات داشته باشد.
یا به تعبیر دیگر حقیقت «بداء» به معنای صحیح آن به گونه‌ای که هم با علم مطلق خدا هماهنگی داشته باشد، هم با منزه بودن ذات باری از هر گونه جهل مطابقت کند و هم موافق با نظر نادرست یهود و سایر منکران مسأله «بداء» که قدرت حق را محدود می‌دانند، نباشد باید به این نحو توصیف شود که بر طبق مقدرات الهی اشیاء هر یک دارای آثار خاصی هستند که کارها بر طبق آن آثار، به مقتضای قضای الهی وجود پیدا می‌کنند.

*چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند
خلاصه حقیقت بداء این است که اسباب و مقتضیات منحصر در اسباب مادی نیست، بلکه در کنار اسباب مادی یک سلسله اسباب غیر مادی نیز بر حسب تقدیر الهی درکارند،بر این اساس باید هم به اسباب غیبی ایمان داشت و هم به اراده الهی و اینکه «کُلَّ‌یَومٍ هُوَ فی شَأنٍ» و استمرار تدبیر و تصرف او در رزق و شفا و هدایت و... بدون خواست خداوند تأثیر ندارد، هر چند ما نتوانیم تفصیلات این شئون الهی و ارتباط آن‌ها را با یکدیگر درک کنیم.
در هر صورت «بداء» یک معنی معقول و منطقی دارد و چنان نیست که گفته شود به معنی ظهور امر مخفی و مجهول بر خدا است. مقصود از بیان مسأله «بداء» به هر یک از تفاسیری که بیان شد این است که بشر از طریق درک این واقعیات توجهش نسبت به خدا بیشتر شود و در هیچ حالی خدا را فراموش نکنند، در همه امور تکیه و اعتمادش تنها به اسباب ظاهری و عادی نباشد و با فراهم شدن آن اسباب باز هم خود را به عنایت فعلی خدا محتاج بداند و اگر اسباب مادی را فراهم ندید، باز هم ناامید نشود چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند.
خلاصه مثل یهود، خدا را دست بسته نداند و به این حقیقت بزرگ توحیدی معتقد باشد که «قُلِ اللّهم مالک المُلک تُؤتی المُلک من تشاء و تنزع المُلک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء‌بیدکَ الخیر اِنّک علی کُلّ شیءٍ قدیرُ»؛ بگو:‌ بارالها! مالک حکومت‌ها تویی؛ به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛ هر کس را بخواهی،‌عزت می‌دهی؛ و هر که را بخواهی خوار می‌کنی. تمام خوبی‌ها به دست تو است؛ تو بر هر چیزی قادری.
در مسأله بداءء دو شبهه مطرح شده است:
شبهه اول: از طرف قائلین به جبر است که می‌گویند وقتی علم خدا به چیزی تعلق گرفت تخلف علم از معلوم ناممکن است. بنابراین اگر مفاد «کُلّ یومٍ هوَ فی شأن» این باشد که هر روز و در هر آن بهر چه علم او تعلق پیدا کند آن واقع می‌شود، بنابراین خلق می‌کند و روزی می‌دهد و منع می‌کند، همه افعال از او است، خارج از محدوده علم او چیزی تحقق نمی‌یابد و بلکه خارج از این محدوده صدور فعلی جایز و ممکن نخواهد بود، چنانکه تحقق افعالی که علم او به صدور آن‌ها تعلق گرفته است واجب خواهد بود، زیرا صادر نشدن آن افعال مستلزم جهل او خواهد بود، در حالی که ذات باری از همه انواع جهل و یا عیب و نقص منزه است، از اینجا شبهه مجبور بودن خدا و حتی بندگان خدا را مطرح می‌کنند.
البته این شبهه از طریق مراجعه به وجدان مردود می‌شود، چرا که هر کس به گونه‌ای روش و آشکار در کارها خود را مختار می‌بیند و این در واقع یک نوع شبهه در بدیهیات است مثل این است که کسی در سوزاندن آتش یا گرم کردن آن تردید کند.

*محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است
پاسخ دیگر از این شبهه آن است که اولاً: این شبهه به فرض که وارد باشد مسأله «بداء» و محو و اثبات را رد نمی‌کند، زیرا با اعتقاد به جبر و عدم اختیار، محو و اثبات هم که از جمله افعال الهی است در نهایت امر مانند سایر افعال به جبر یا اختیار واقع می‌شود، به عبارت دیگر قائل به جبر با این شبهه نمی‌تواند محو و اثبات را نفی کند، فقط می‌تواند بگوید محو و اثبات که هر دو از افعال الهی است حتمی الصّدور است.
ثانیاً: جواب صحیح اصل شبهه این است که محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است و مثل سایر افعال از او با اختیار صادر می‌شوند و علم خدا به صدور آن به اختیار نمی‌تواند منافاتی با اختیاری بودن آن داشته باشد، زیرا مفهومش لزوم تأثیر علم در معلوم است و این محال است و همین طور نسبت به افعال بندگان نیز خدا عالم به صدور اختیاری آن‌ها از بندگان است و چنین علمی اختیار بنده را نفی نمی‌کند.
شبهه دوم: این است که اختیار انبیا و اولیا از امور غیبی آینده به خصوص اخبار حضرت رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) با امکان «بداء» در آن‌ها چگونه قابل تفسیر و توجیه است، یعنی آنان چگونه از این همه وقایع بدون ملاحظه اینکه شاید در خبری که می‌دهند «بداء» واقع شود به طور جزم خبر داده‌اند؟
جواب: امکان وقوع «بداء» و وقوع آن در بعض موارد، ‌به معنی وقوع آن در همه موارد نیست، بنابراین خبر غیبی آن بزرگواران ـ که علم‌شان از علم خدا و تعلیم و الهام او نشأت می‌گیرد ـ به واقع نشدن «بداء» دلالت دارد و با امکان وقوع «بداء» منافاتی ندارد.
و اگر شبهه این گونه طرح شود که بر حسب بعضی از روایات در مواردی خبرهای انبیا و ائمه(ع) وقوع نیافته و علت آن را وقوع «بداء» یا اموری دیگر ذکر کرده‌اند و این امر مستلزم اخبار از خلاف واقع و متهم شدن به کذب و موجب وهن مقام نبوت و ولایت می‌شود.
به علاوه شخص نبی یا ولی که از آن خبر می‌دهد یا عالم به وقوع «بداء» است یا عالم نیست، در صورت اولی بدیهی است خبر از وقوع امری که واقع نمی‌شود با علم خبر دهنده از وقوع نیافتن آن کذب است و مقام انبیاء منزّه از آن است، در صورت دوم نیز با احتمال وقوع «بداء» خبر جزمی از امری که وقوع یافتن یا نیافتن آن به سبب احتمال «بداء» محتمل است اگر کذب نباشد، برای صاحب مقام نبوت و امامت چندان موجّه نیست.

*خبرهای ائمه(ع) از امور غیبی «بداء» پذیر نیستند
پاسخ: اولاً بر حسب اخبار معتبر آنچه خداوند از علوم و آگاهی به امور غیبی به نبی و ولی عطا می‌کند و آن‌ها را مأمور اِخبار از آنها می‌‌کند از امور حتمیه است که «بداء» در آن‌ها نیست، مثلاً‌ در خبر پیامبر(ص) از قتل عمار به دست گروه ستمگر یا خبر آن حضرت از شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و سایر مصیبت‌ها که بر اهل بیت(ع) وارد می‌شود و یا اینکه حضرت فاطمه زهرا(س) از اهل بیت اولین کسی خواهد بود که به آن حضرت خواهد پیوست و اینکه دین اسلام عالم‌گیر می‌شود و حضرت مهدی(عج) در آخرالزمان ظهور می‌کند و بیان صفات و خصایص او و ده‌ها خبر مسلم دیگر و همین طور است خبرهای غیبی حضرت امیرالمؤمنین(ع) که بسیاری از آن‌ها را اهل سنت هم روایت کرده‌اند و خبرهای سایر ائمه(ع) از امور غیبی که این خبرها «بداء» پذیر نیستند و به عبارت صحیح‌تر در این وقایع «بداء» واقع نخواهد شد و گرنه آن بزرگواران از آن خبر نمی‌دادند.
اخباری که از وجود «بداء» در خبرهای غیبی ایشان سخن گفته‌است یا بسیار نادر است یا ضعف سند دارند و یا دلالت آن‌ها کامل نیست. به عنوان مثال همین روایت ابی حمزه که بحث آن گذشت.
اگر روایت صحیح هم در این زمینه باشد آن خبر عمرو بن حمق از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که می‌گوید به حضور امیرالمؤمنین(ع) در وقتی که ضربت خورده بود شرفیاب شدم حضرت فرمودند : ای عمرو، من از شما جدا خواهم شد... تا سال هفتاد بلاهایی واقع خواهد شد ـ سه بار این جمله را تکرار فرمودند ـ من عرض کردم یا امیرالمؤمنین(ع) فرمودید:‌ تا سال هفتاد بلاهایی پیش خواهد آمد، آیا بعد از هفتاد گشایش هست؟ فرمودند: بلی ای عمرو! بعد از هر بلایی آسانی و گشایشی است، «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ»؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می‌کند و امّ الکتاب نزد او است.
این روایت خبر از ظهور و قیام امام زمان(عج) نمی‌دهد، بلکه خبر از یک سنت الهی می‌دهد که «اِنّ مَعَ العُسر یُسرا»؛ مسلّماً با ـ هر ـ سختی آسانی است، با این حال این نکته را هم متذکر می‌شود که وقوع این گشایش در صورتی خواهد بود که «بداء» پیش نیاید به علاوه حضرت با قرائت آیه «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ» در حقیقت می‌خواهند بفرمایند این امر صد در صد حتمی نیست چه بسا «بداء» حاصل شود و مانع از فراهم شدن زمینه آن شود.


منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2379
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در درس تفسیر قرآن کریم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار کرد: دنیا ظرف علم و عمل صالح است و آخرت تنها ظرف علم است ولی ظرف عمل نیست.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از اسرار در آخرت برای انسان روشن می‌شود، ولی راه اراده و عمل در آخرت بسته است.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه مومن به خدا نزدیک و کافر از خدا دور است، گفت: مشخص نیست کشتی قیامت چه هنگام لنگر می‌اندازد، زمانی‌که دریای پرتلاطم دنیا آرام شد، وارد کشتی قیامت می‌شویم.

وی یادآور شد: صحنه قیامت صحنه‌ای نیست که احتمال دهند که پس از آن چه می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان مشرک از رحمت الهی ناامید می‌شود، گفت: یاس از رحمت الهی کفر است، زمانی روی می‌دهد که انسان احساس کند که دیگر کسی نیست که مشکل ما را حل کند.

وی خاطرنشان کرد: قدرت خدا لایتناهی است هرگز راهی وجود ندارد که رحمت او منقطع شود، اگر کسی به هستی خارج اشاره کند و بگوید کسی نیست که مشکل ما را حل کند، وارد کفر می‌شود.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه اکنون انسان‌ها در عالم امتحان قرار دارند، گفت: در دنیا هر چه وجود دارد، آزمون است، برخی افراد به جای شاکر بودن نعمت‌ها، اسراف می‌کنند.

وی با اشاره به میلاد امام علی(ع) و ایام اعتکاف گفت: اعتکاف فضای نورانی و پربرکت است و اگر این رحمت و لطف الهی در حوزه و دانشگاه‌ها کشور وجود دارد، باید حداکثر بهره را از آن برد و باید همواره در نظر داشت این نعمت، امنیت و آرامش رایگان به دست نیامده است.

آیت‌الله جوادی آملی به حملات و تهدیداتی که در شرق، شمال، غرب و جنوب کشورهای همسایه را تهدید می‌کند اشاره کرد و افزود: اکنون میهمان اهل بیت(ع) هستیم و این ناله‌ها تامین‌کننده امنیت است، بنابراین باید قدر ماه رجب، دعاها و ناله‌ها را دانست.

وی ادامه داد: باید امنیت به سایر نقاط صادر شود، البته با صدور انقلاب، امنیت به کشورهای مختلف صادر می‌شود.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هیچ کس باور نمی‌کرد که عربستان که ادعای اسلام و خادم الحرمینی را دارد، به یک کشور مسلمان پیرو اهل بیت(ع) حمله کند، این اقدام با هیچ منطقی سازگار نیست و تنها به دستور کشور کفر به چنین اقدامی پرداخته است.

وی با بیان اینکه اقتدار آمریکا کاذب است، گفت: اکنون آمریکا گردن کشیده است، زیرا 70 میلیون قبر زیر پای او قرار دارد، باید آگاه بود که این قدرت را از راه آدمیت و عقل به دست نیاورده است.

آیت‌‌الله جوادی آملی یادآور شد: اکنون آمریکا نعره می‌زند و معتبر شده و به دستور او خادم حرمین به یمن حمله می‌کند.

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2513
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

مراسم جشن میلاد جواد ائمه و حضرت علی اصغر(ع) با سخنرانی حاج رضا بکایی و مداحی حاج محمد رضا طاهری، کربلایی حسین طاهری و کربلایی وحید یوسفی برگزار شد.

نکاتی از سخنان حاج رضا بکائی را بخوانید؛

_امام جواد می فرماید انسان دارای سه نیاز است که اولین آن توفیق من الله می باشد.از نعمات الهی شما می توانید بالقوه را بالفعل تبدیل کنید و این توفیق را در خودتان ایجاد کنید و از آن استفاده کنید.همیشه به دنبال توفیق خاص باشید. توفیق عام را خدا به همه ما داده است.

_  دومین نیاز واعظ من نفسه است یعنی عمل بی جهت و خنثی وجدان و نفس هشدار دهنده تو را از کار بیندازد که اگر این نفس تو از کار افتد نیاز دوم تو مهیا نمی شود. انسان گاهی باید خود را ارزیابی کند. گاهی انسانی که حد فاصل نور و ظلمتش با هم قاطی شده و اعمال مثبت و منفی یعنی عبادت و معصیتش با هم مخلوط شده باید با خودش حرف بزند.

_  حرف مؤمن آیینه شفاف است و گناه نقطه تاریک در این آیینه است. با گناه کردن این آیینه تبدیل به شیشه می شود. قلب مؤمن آیینه است و جلوه حضرت حق و حضرت حجت در این آیینه دیده می شود و اگر تاریک شد که دیگر این جلوه را در آن نمی توان دید.

_ به جای این که به دیگران کار داشته باشیم با خودمان سرو کله بزنیم که رفع نیاز شود. 

_ یکی از اعمال ماه رجب استغفار زیاد است. اثر استغفار این است که غبارهای دل را از بین می برد و انسان را متوجه نیاز می کند. انسان در وجود خود خلاء های موجود را ببیند و آن ها را رفع کند.

_ جنس ماه رمضان از ماه رجب است. یعنی ماه رجب مقدمه ماه رمضان است.یعنی ماه رجب ماه ذکر و تقریب به خداست. ماه رجب ماه ارزیابی خود است.

_ سومین نیاز انسان این است که هر کس نصیحتت می کند بپذیر. که ما ظرفیت این نیاز را نداریم. پیامبر خدا گاهی به جبرائیل می فرمودند که من را موعظه کن. موعظه جبرئیل موعظه خدا می باشد.غالب احادیث قدسی از موعظه های خدا می باشد. نصیحت چیز خوبی است.

_ ظرفیت های خود را بالا ببریم. اگر کسی شما را تذکر و نصیحت داد از دو حال خارج نیست یا این که در ما هست و یا در ما نیست. اگر در ما بود راه های مرتفع کردن آن را باید مطالعه کرد و اگر در ما نبود از باب ادب قبول می کنیم. برای نصیحت کردن هیچ منعی وجود ندارد. اگر ظرفمان وسیع بود در مقابل نصیحت مردم مقابله نمی کنیم.این به دلیل این است که ما انسان ها خود را بالا می بینیم. خود را همیشه محتاج ببینم.

_ قلب مؤمن دریا است. صبر خود را افزایش دهید و صبر را تکیه گاه خود قرار دهید. 


:: بازدید از این مطلب : 2442
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 11 اردیبهشت 1394

مراسم جشن میلاد و مولودی خوانی در حسینیه جلوه با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی و مدیحه خوانی حاج حسن خلج و حاج مهدی عزیزیان برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید؛

_ آقایی که قرار است که در روز قیامت از من و شما شفاعت کند در پرونده عملش بیشترین عمل را دارد. من و تو تکلیفمان معلوم است.ما تکلیف و وظیفه خودمان را نسبت به خدا انجام نمی دهیم. حالمان مانند پیک نوروزی است که معلم ها به دانش آموز می دهد و از سر بی میلی این پیک را انجام می دهند.

_ ما دفتر تکلیف خدا را پر نکردیم. در دفتر الهی که باید در طول عمر نوشته شود حداقل سه خط بنویسید تا پرونده را دست علی(ع) بدهند. پرونده ننوشته را دست علی(ع) نمی دهند.امام صادق(ع) فرمودند که ما از شما شفاعت می کنیم ولی شما آدم محشور شوید.

_ آنها از آدم بداخلاق که به صورت سگ محشور می شوند شفاعت نمی کنند. آدم طماع به صورت خرس محشور می شود و انبیاء از خرس شفاعت نمی کنند.ما به حقیقت پیغمبر باور نداریم.

_ ما متوهم هستیم. ما چیزی را می گوییم که خدا و پیغمبر نگفته است. آنها می گویند عمل کنید. امام حسین فرمودند که تکلیف من مشخص است و من شهید می شوم و پیش جدم می روم. ولی شما باید مراقب باشید. اما ما اینقدر حرام خوردیم که این حرف ها در ما اثر نمی کند.

_ مگر می شود سر خدا کلاه گذاشت. باید کار کرد. به فکر باشید. مردن نوبت ندارد. پیرمرد و جوان و بچه نمی شناسند. این باور دربین گذشتگان بوده است. اهرام ثلاثه را نگاه کنید. اجساد خود را مومیایی می کردند. چون بر این باور بودند که آنها به دنیای دیگری می روند و نیاز دارند. منتها آنها راه حل را اشتباه می رفتند.

_ از رسول الله پرسیدند شما که فرمودید با خودتان مونس ببرید مونس ما چیست. قرآن بخوانید. قرائت قرآن مونس انسان است. همدم اگر می خواهید درست کنید قرائت قرآن است.

_  یک کسی خدمت حصرت موسی بن جعفر(ع) رفت و گفت که من قرآن می خوانم و گاهی این قرآن را هدیه به اهل بیت می کنم . این کار من درست است و اثری دارد. حضرت فرمود که کمترین اثرش این است که در قیامت با کسی محشور می شوی که در دنیا قرائت قرآنت را هدیه به آن کردید. در طول عمر خود مشغول باشید.


:: بازدید از این مطلب : 2351
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 10 اردیبهشت 1394

 

 

 

دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2465
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 10 اردیبهشت 1394

 

 

 

دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2598
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 10 اردیبهشت 1394

 

 

 

دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2573
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران