میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 11
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 251
:: باردید دیروز : 318
:: بازدید هفته : 2066
:: بازدید ماه : 7272
:: بازدید سال : 13392
:: بازدید کلی : 13392
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 خرداد 1394

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اینکه برخی از مسئولان صراحتا می گویند آب خوردن مان با اراده غرب است محصول آموزش و پرورش و درس خواندن در مکتب غرب است. امروز حتی نخبگانمان متاسفانه با این تفکر بزرگ شده اند.

عصر دیروز نشست تخصصی کمیسیون تعلیم و تربیت با موضوع گفتمان انقلاب اسلامی با حضور حاج بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش و حسن رحیم پورازغدی در سالن بصیرت ساختمان لانه جاسوسی برگزار شد.

 در این برنامه حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به حوزه اهداف در کشورمان گفت: کمتر کشوری در حوزه فلسفه به اندازه ما حرف برای گفتن و دارای منابع غنی بوده باشد ما در بحث خانواده، مدرسه، حوزه رسانه، ارتباطات و شبکه های مجازی فلسفه های گوناگونی داریم و باید بدانیم به کدام سمت حرکت می کنیم.

 وی گفت: آیات و روایات و راهبردها در قالب دعاهای گوناگون حتی در مورد اینکه چگونه با خدا صحبت کنیم با اشاره به ریز ترین حوزه تربیت اشاره شده است.

 رحیم پورازغدی با ذکر دعایی از صحیفه سجادیه از حضرت سجاد (ع) اظهار داشت: ایشان در دعای 25 صحیفه می فرمایند «خدایا فرزندان ما را تن سالم، عقایدی درست و از اخلاقی انسانی برخوردار گردان» این بیانات نشان می دهد که در سه ضلع ابدان، ادیان و اخلاق مسئولیت های سنگینی داریم.

 وی افزود: در حوزه تعلیم قرار نیست که بدون هیچ مداخله تنها از خدا بخواهیم که فرزندان ما را تربیت کند چرا که باید در این امر مهم دستی داشته باشیم.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به سخنی دیگری از معصوم تاکید کرد: توصیه ادب و رسم آن به فرزندان مان از دیگر موارد مهم در سیره بزرگان مان است تمام مشکلات مان امروز در سطح جامعه محصول نداشتن ادب در زندگی است که البته بخش بزرگی از آن به عهده آموزش و پرورش می باشد.

 وی اضافه کرد: تربیت دینی – مذهبی و تربیت مدنی و عرفی در همه دنیا مرسوم است اگر جامعه ای لائیک باشد تربیت مذهبی را زائد و امری شخصی می داند و بر طبق همان نظام آموزشی لائیک طراحی می شود چرا که معتقدند مسئله دین مشکل جامعه را حل نمی کند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه این در حالی است که این دو با یکدیگر رابطه معناداری دارند اظهار داشت: این شاید در ظاهر ارتباط خاستگاهی وجود نداشته باشد ولی باید جداولی در نظام آموزشی ترسیم شود تا بتواند به این دو مولفه هدف بدهد.

 وی بیان داشت: در فرهنگ اسلامی و شیعی طبق سخن معصوم هر چه حرام گشت به دلیل ضربه به خود فرد بود اگر آموزش و پرورش بتواند بین جامعه مدنی و جامعه دینی رابطه برقرار کند موفق است.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه متفکران بسیاری با گرایش های مختلف در مسئله تربیت نظریه پردازی کرده اند گفت: متاسفانه این نظریه ها در دو سه قرن اخیر متوقف شده است و اگر به هزار سال پیش برگردیم خیلی از فیلسوف ها در مورد تعلیم و تربیت نظرات گوناگونی را بیان کردند.

 وی اضافه کرد: حتی در باره زنگ ورزش، موسیقی و ریاضی نظریه پردازها به مباحثه پرداختند حتی حدود تربیت کودک نیز مشخص شده است.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه انفصال و انقطاع نظریه پردازان باید مجدد احیا شود تصریح کرد: آنها حتی نسبت تربیت با اخلاق را هم بررسی کردند که آیا تربیت همان اخلاق است؟ رابطه تربیت با روانشناسی چیست؟ کشورهای خارجی حتی برای بی محتواترین مبانی در حوزه نظری آموزش و پرورش کار کرده اند.

 وی ادامه داد: نمی دانم چرا ما در کشورمان برای نظام آموزشی برنامه خاصی نداریم؟ با کدام ترازو مبانی های اسلامی  را می سنجیم؟ اگر می خواهیم گفتمانی درست در جامعه داشته باشیم باید به راهبردهای اسلامی در کشورمان تامل کنیم ..افرادی که افسار تعلیم در جهان راامروز به دست گرفته اند در ابتدا از کلیات به جزئیات رسیده اند حتی اگر غلط بوده باشد

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه تمام نظام آموزشی دنیا طبق غرب کپی شده است تاکید کرد: تقریبا همه نظام مدارس امروزه جهان از نظام های انگلیس و آمریکا کپی برداری شده و حتی ما هم بدون بررسی آن در کشورمان اجرا می کنیم.

 وی اضافه کرد: من معتقدم در حوزه روش ها باید دین و بی دین را در کنار هم قرار دهیم. هر کس در هر حوزه ای بخواهد نظام سازی کند می بایست این روش را به کار ببند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه متاسفانه هدف های بسیار عالی را ذکر می کنیم ولی در این راستا راهکاری نداریم گفت: هنوز نمی دانیم معلم را چگونه باید تربیت کنیم. این در صورتی است که هزاران سال پیش در این راستا صحبت شده است. فیلسوف های غربی معتقدند که باید از نفی علیت به خداوند رسید این در صورتی است که فیلسوفان مسلمان بر این باورند که از علیت می توان به خداوند نزدیک شد ما اگر قائم به فلسفه مادی برای انسان ها هستیم می توانیم از این راه به فلسفه علم و تاریخ پی ببریم.

 وی با اشاره به سخن یکی از مسئولین مبنی بر اینکه آب خوردن ما نیز امروز به تحریم و مسئله غرب مربوط است گفت: مسئولان اجرایی ما صریحا می گویند همه مشکلات مان کلیدش به دست آمریکاست. حتی برای مسئله آب خوردن نیز باید به آنها وابسته باشیم این در صورتی است که غربی ها زمام تربیت را به دست گرفته اند.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه غربی ها از سنین کودکی به فرزندان شان ما می توانیم را آموزش می دهند ادامه داد: از کلاس دوم و سوم در گوش کودکان شان در سراسر اروپا می خوانند که غربی ها بر شرقی ها برترند و از اوایل قرن بیستم در تمام مدارس جهان شرق که به دست غرب افتاد آموختند که شما نمی فهمید که این یعنی مصداق شما نمی توانید.

 وی اظهار داشت: اینکه برخی از مسئولان صراحتا می گویند آب خوردن مان با اراده غرب است محصول آموزش و پرورش و درس خواندن در مکتب غرب است امروز حتی نخبگان مان متاسفانه با این تفکر بزرگ شده اند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه امروزه بچه هایمان حسرت قرار گرفتن در موقعیت غرب را دارند گفت: این امر مانند زهری است که در حلق آموزش و پرورش مان ریخته شده و متاسفانه مسئله «ما می توانیم» به درستی بیان نشده است.

 وی ادامه داد: یکسری از افراد باور دارند که مشکلات را تنها غرب حل می کند البته باید گفت این گونه افراد در این مدارس درس خوانده اند باید بدانیم در مدارس مان چگونه برخورد کنیم. امروز نخبگان مان بر این باورند و می گویند ما نمی توانیم این مشکل به دست آموزش و پرورش است که به آنان یاد نداده چرا که حضرت امام همیشه بر این باور بودند که ما می توانیم این شعار را آموزش و پرورش غرب از کودکی به فرزندان شان یاد داد.

 رحیم پورازغدی بابیان اینکه غرب در تلاش است تاریخ جعلی بسازد تا به کودک شان بگوید «شما می توانید» در پایان خاطر نشان کرد: ما متاسفانه نمی توانیم در آموزش و پرورش گفتمان سازی کنیم مگر اینکه فرزندان مان بعد از 12 سال درس خواندن پس از بیرون آمدن از محیط آموزشی بتوانند بگویند که چه کسی هستند؟ در برابر چه کسانی مسئول هستند؟ چه حقوقی دارند یا ندارند؟ و چه توانی برای حل مشکلات جامعه دارند و بر این باور باشند که می توانیم.

 

 

:: بازدید از این مطلب : 1752
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 خرداد 1394

رفیقدوست درباره خاطره‌گویی هاشمی‌رفسنجانی از امام معتقد است: فقط باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید و هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است.

محسن رفیقدوست متولد 1319 در محله قدیمی میدان خراسان است و از جمله افرادی که نقشی برجسته در مبارزه مذهبی‏‌ها به رهبری امام خمینی (ره) با رژیم پهلوی داشته و بلافاصله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران وارد صحنه شده و هر جایی که توانسته به خدمت‌گذاری به مردم  و نظام پرداخته است.

وی پیش از انقلاب از اعضای نسبتاً رده بالای جمعیت موتلفه بود ولی پس از ورود به سپاه پاسداران از جمعیت موتلفه خارج شد.

رفیقدوست که در بهمن 1357 راننده خودرو امام خمینی در بدو ورود به ایران بوده است،‌ در زمان دفاع مقدس ابتدا مسوول تدارکات سپاه و بعد وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دولت میرحسین موسوی بوده است. بعد از دفاع مقدس مدتی در بنیاد مستضعفان و جانبازان حضور داشت و هنوز هم عضو هیات امنای بنیاد مستضعفان است.

وی که در این مصاحبه به تبیین ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی حضرت امام می‌پردازد تاکید دارد که رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مانند همان رهبری امام حتی در شرایط سخت‌تر است.

رفیقدوست که در این گفت‌و‌گو تاکید دارد برای جلوگیری از تحریف اصول امام (ره) نباید به خاطره ‌گویی‌ها توجه کنیم و فقط باید به مستندات رجوع کرد، و با رد بحث مطرح شدن اعدام برخی فرماندهان که از سوی آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شده بود آن را تعجب برانگیز دانست.

وزیر سپاه با مقایسه فضای تحریم فعلی و تحریم زمان جنگ معتقد است: راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است و ما این را در جنگ ثابت کردیم.

آقای رفیق‌دوست! یکی از مواردی که رهبر انقلاب امسال و در مراسم ارتحال حضرت امام هشدار دادند انحراف از خط اصلی امام بود، رهبری ناظر به چه شرایطی و با توجه به چه اتفاقاتی به صورت صریح نسبت به فاصله گرفتن از خط اصیل امام تذکر دادند؟

امام از سال 41 که حرکت خود را آغاز کردند تا زمان رحلت روی یک مطلب همیشه در رأس مطالب خود تأکید داشتند و می‌فرمود ما غیر قال‌الله، غیر رسول‌الله و غیر قال باقر (ع) و قال صادق(ع) چیزی دیگری نمی‌گوییم.

این را از اول مبارزه گفتند، زندان رفتند و تبعید شدند و وقتی سال 47 در نجف به منظور آماده‌سازی 22 بهمن درس ولایت فقیه را شروع کردند، سیستم حکومتی که می‌خواستند در ایران روی کار بیاورد را ترسیم کردند.

امام در عین حال که این مطالب را می‌فرمود، توجه‌اش کاملاً به سه اصل و پایه‌ای بود که باعث پیروزی انقلاب شد و تا الان نیز باعث بقای انقلاب شده و برای آینده هم انقلاب را نگه خواهد داشت. یک دسته فکر می‌کنند ولی فقیه احتیاجی به مردم ندارد و حاکم مطلق است در حالیکه امام این را نمی‌خواست امام، حکومت اسلامی را با مردم می‌‌خواست.

*امام تاکید داشت روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم

امام می‌توانست روز 12 بهمن در بهشت زهرا بگوید من با اختیاری که اسلام و سلسله مراتب ولایت به من داده تا دولت تعیین کنم و به دهان این دولت می‌زنم اما امام گفت من با اجازه این ملت دولت تعیین می‌کنم. این تفکر را در سراسر زندگی مردم می‌بینیم و یک اصل کلی هم در اسلام این است که «حلال محمد حلال الی یوم‌القیامه و حرامه، حرام الی یوم‌القیامه.»امام از همان اول فریاد برآوردند که باید روی پای خود بایستیم، با دنیا جنگ نداریم اما روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم.

بهترین شاگرد امام، مقام رهبری است و بهترین شاگرد قبل ایشان نیز شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. ما آمده‌ایم بعد از قرن‌ها و از زمانی که قدرت‌های بزرگ پیدا شدند دنیا را تقسیم کردیم. اگر شما به قبل انقلاب نگاه کنید می‌بینید که یک غرب و شرق است و این وسط یک جهان سوم هم به وجود آمده بود. اما اگر همه این جهان سومی‌ها را مطالعه کنید، هیچکدام بدون وابستگی به غرب یا شرق نبودند. تا اینکه برای اولین بار توسط امام و با وقوع یک انقلابی که با همه حرکت‌ها در یکی دو قرن اخیر که در فرانسه، شوروی، الجزایر و مصر رخ داد و برخی کودتاهایی که به اسم انقلاب جا زدند، فرق می‌کرد.

اولا دقیقا انقلاب ما ماهیت ضد شرق و غرب و ماهیت و ایدئولوژی داشت. زمانی که وزیر بودم، وقتی گورباچف روی کار آمد، سفیرش به ملاقات من آمد و گفت: که من نیامده‌ام با وزیر سپاه ملاقات کنم، آمده‌ام با یک انقلابی ملاقات کنم.

به او گفتم اگر آمریکا با ما دشمن است طبیعی است چون پایگاه به این خوبی که ژاندارم منطقه هم شده بودیم از دست آمریکا گرفته‌ایم و بین 60-35 هزار مستشار آن را بیرون کرده‌ایم و منافعش را قطع کرده‌ایم و حقش است با ما دشمن است، به او گفتم ما که در این انقلاب به نفع شما کار کردیم، آنها (آمریکا) در بهشهر تجهیزاتی درست کرده بودند که تا عمق شوروی را می‌دیدند ما اول آنجا را خاموش کردیم. سفیر گورباچف گفت اتفاقا دشمنی ما با شما معنادارتر و اصلی‌تر است،‌چرا که ما 80 سال است دنیا را به عنوان اینکه دین افیون توده ماست فریب داده و بی‌خدا کرده‌ایم اما شما با یک انقلاب همه فلسفه ما را از بین بردید، ما اگر باشیم به زودی شاهد فروپاشی آمریکا هم خواهیم بود.

کما اینکه انقلاب اسلامی یکی از علت‌‌های غایی فروپاشی شوروی بود، فروپاشی آمریکا هم علل زیادی دارد ولی اگر درباره جنبش 99 درصد بپرسیم که ریشه 99 درصد مقابل یک درصد از کجا شروع شده قطعا می‌گویند از انقلاب ایران.من خودم بعد از انقلاب مصر از یک مصری که به ایران آمده بود پرسیدم که شما درست 30 سال بعد از انقلاب ما انقلاب کردید، شباهت‌هایی هم بین انقلاب ما با یکدیگر وجود دارد بنابراین می‌توانید بگویید انقلاب شما تا حدودی از انقلاب ما متأثر است؟ او گفت مگر شک دارید. قطعا انقلاب اسلامی در انقلاب مصر تأثیر دارد. من گفتم پس چرا 30 سال دیر انقلاب کردید؟ گفت ما فکر نمی‌کردیم شما تا الان بتوانید بمانید. اتفاقا همان فرد درباره فتنه 88 می‌گفت ما سال 88 حرکت‌های کشور شما را رصد می‌کردیم و وقتی نخست‌وزیر اسرائیل می‌گفت که امید ما سبزها هستند، ناراحت می‌شدیم، آن فرد استاد دانشگاه هم بود و تعریف کرد ما وقتی دیدیم که شما بر فتنه 88 پیروز شدید فهمیدیم می‌شود.

*ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد

هرکسی در هر پستی وکیل یا وزیر و مسئولان همه قوا باید درک کنند که ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد، نه اینکه ما نخواهیم با آنها بسازیم، آنها اگر با ما بسازند، هویت خود را از دست داده‌اند، مثل شب و روز که هیچگاه به هم نمی‌رسند. آقا همان حرف‌های امام را می‌فرمایند، نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، همان حرف‌هایی که امام زد، مردم باید همه کاره باشند و همه کار باید دست مردم باشد نه اینکه دولت به نیابت از مردم بخواهد همه کار کند و مردم هیچکاره باشند.

فارس:‌ دقیقاً یکی از هشدارهای رهبری درباره همین نکته بود که برخی سعی دارند یک چهره محترم و لیبرال از امام (ره) ارائه دهند. این هشدار رهبری درباره تناقض نمایی از امام (ره) را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من سعی می‌کنم در پاسخ نبش قبر نکنم.

نبش قبر نکنید اما روشنگری که می‌توانید داشته باشید.

با زرنگی نمی‌توانید حرف‌هایی که من نمی‌خواهم بزنم را از من بگیرید. (خنده) اما جواب اینهایی که امروز در مقابل رهبری راجع به امام (ره) صحبت می‌کنند یک پاسخ محکم است.

این پاسخ محکم چیست؟

جواب این سوال را با ذکر یک خاطره می‌گویم.

*رهبر انقلاب گفتند که احمد آقا رفیق گرمابه و گلستان من است

شاید در رسانه‌ها نگفته‌ام، یک روز آقای هاشمی مرا خواست و گفت «به این رفیق خود بگو آنقدر با احمد آقا بد نباشد و با احمدآقا بسازد. من نزد آقای خامنه‌ای رفتم و عرض کردم که بنده پیش آقای هاشمی بودم و به من گفت خدمت شما بیایم و بگویم با احمد آقا بهترتا کنید. ایشان ناراحت شد و گفت من با احمدآقا مشکل ندارم، اگر سازش در برابر اصول است که اصلاً امکان ندارد و اگر رفیق گرمابه و گلستان است که ما با هم رفیق هستیم.»

چه شده بود که آقای هاشمی این صحبت را به شما گفت؟

من آنچه را دیده و شنیده‌ام می‌گویم.. اینها را من نمی‌دانم اما بعد از رحلت امام و دو سه ماه قبل رحلت حاج احمدآقا، ما جلساتی داشتیم و اعضای سابق حزب مؤتلفه 15 نفر بودیم که هر ماه جلسه‌ای داشتیم و مطالبی که می‌خواستیم به عرض امام برسانیم یا امام فرمایشاتی داشته حاج‌احمدآقا می‌آمدند و رد و بدل می‌شد.

*احمدآقا گفت یکی از دلایل تاکید امام برای رهبری آقای خامنه‌ای صلابت رأی ایشان است

یکی دو جلسه قبل از رحلت احمدآقا، من این خاطره را در جلسه نقل کردم که احمدآقا گفتند یکی از دلایل اینکه امام آقای خامنه‌ای را برای رهبری مناسب دیدند، همین صلابت رأی آقای خامنه‌ای بود.

همه می‌دانیم روابط شخصی امام با جناب آقای هاشمی‌‌رفسنجانی تا قبل از رحلتشان از مقام معظم رهبری بیشتر و نزدیک‌تر بود ولی امام (ره) با درایت و آینده‌نگری وقتی می‌خواهند کسی را معرفی کنند، آقای خامنه‌ای را معرفی می‌کنند، یعنی نزدیک‌ترین طرز تفکر به امام انتخاب شد. اگر امام هر فرد دیگر در اطراف خود نزدیک تر از آقای خامنه‌ای می‌دید از نظر تفکر سیاسی، اجتماعی و فقهی او را معرفی می‌کرد لذا هر کس دیگری هر زوری می‌زد، بی‌خود است.

امروز اگر کسی اهل تحقیق و مطالعه باشد، فرمایشات امام در آن 10 سال فرمایشات آقا در این 26 سال را جلوی خود بگذارد و ببیند چقدر در این فرمایشات شباهت می‌بیند و چقدر تفاوت. جملات و الفاظ فرق می‌کند اما مفاهیم و معانی همان است.

خب تناقضی که اشاره داشتیم دقیقاً درباره همین نکته است مثلاً خاطراتی که از امام به نسل جوان ارائه می‌شود با آنچه در این 26 سال بوده و هست تناقض دارد.

نگران این نباشید که دوباره یک جریان سبز پیدا شود. ممکن است پیدا شود اما من همیشه می‌گویم که 25 خرداد 88 در راهپیمایی سبز شرکت کردم مخصوصا رفتم تا ببینم چه کسانی هستند.چون آدمی هستم که کسی در ماهیت سیاسی من شک نمی کند.خیلی‌ها را دیدم و با خیلی‌ها نیز بحث کردم، گذشت تا روز 9 دی که دیدم بسیاری از کسانی که روز 25 خرداد آمده بودند روز 9 دی نیز در آن راهپیمایی بودند. به آنها گفتم شما بالاخره کدام طرفی هستید؟ گفتند ما تغییری در سیستم اداره نظام می‌خواستیم اما کوچکترین خدشه را به اصل نظام تحمیل نمی‌کنیم. هر کسی که می‌خواهد باشد، از این بحث‌ها که می‌شود اولا بخشی از آن به آزادی ملت باز می‌گردد و نمی‌شود جلوی همه اشخاص را گرفت اما آن حرفی که در نهایت پیروز می‌شود هشدار و حرف رهبری است. توجه بیشتر از حد لازم به حرف‌های غیر حرف آقا کمک به همان حرف‌ها می‌کند و باید از کنار آن رد شد.

شما در صحبت‌های خود اشاره به بحث ایستادگی حضرت امام (ره) داشتید، اینکه خط و اصولشان مشخص بود اما امروز بعضا شاهدیم برخی‌ها به دنبال جایگزین کردن خط سازش به جای مقاومت هستند؛ مثلاً می‌گویند امام در اواخر عمر خود به دنبال صلح و حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند یا اینکه می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح‌اند. درباره تحریف‌هایی که نسبت به گذشته صورت می‌گیرد تا چهره دیگری از امام(ره) نشان داده شده توضیح دهید.

اولاً به جرأت می‌توان گفت که حضرت امام (ره) با یک شخصیت بی‌نظیر استثنایی و کاریزمای قدرتمند در این کشور حاکم شد و 10 سال با آن قدرت حکومت کرد و هر زمان که حس می‌کرد می‌گفت اگر فلان کار را نکنید یک کلمه خواهم گفت که این یک کلمه را هم هیچ‌گاه نگفتند.

*امام تکلیف را روشن کرده است

اما مقام معظم رهبری روزی که در خبرگان مطرح بود بحث شورای رهبری و فردی و بالاخره مطرح شد که امام فرد خاصی را توجیه کرده است و معلوم شد آن فرد،‌آقا هستند؛ آقا اول به شدت مخالفت کرد و پشت تریبون آمدند و اسم دو نفر را که هر دو به رحمت خدا رفته‌اند مورد خطاب قرار داد و گفت «شما از من اطاعت می‌کنید؟» رو به آقای خلخالی و آقای احمد آذری قمی گفت آیا شما از من اطاعت می‌کنید؟ یعنی وقتی مقام معظم رهبری هنوز رهبر نشده بودند و یک ساعت بعد رهبر شد، هیچگاه با کاریزمای امام نیامدند.ولی می‌بینید که امروز در جهان اسلام و جهان با همان کاریزمای امام با یک درجه تفاوت هستند. لذا اینهایی که امروز می‌خواهند تاریخ را تحریف کنند باید بدانند که خود امام تکلیف را روشن کرده است که اقوال من همان‌هایی است که خودم گفتم و در صدا وسیما ضبط است. هیچکس از قول من چیزی نگوید.

خاطره گویی هم نکنند.

خاطره‌گویی هم که بکند با اینها تطبیق می‌دهند و کسانی که با امام ملاقات داشته‌اند، ضبط شده است.

ولی علی‌رغم تأکیدات برای تطبیق خاطره‌های شفاهی با مستندات و مکتوبات این اتفاق صورت نمی‌گیرد، آقای انصاری از مسئولان دفتر حفظ و نشر آثار امام گفت که اگر کسی خاطره شفاهی از امام تعریف کند مسئولیتش به عهده ما نیست!

می‌دانید چرا؟ من خودم دو بار این تجربه را داشته‌ام. کسی پیدا نمی‌شود که این را تکذیب کنم، من خودم دو بار با امام ملاقات داشتم و مطمئن هستم این دو بار ضبط نشده است.یعنی در جنگ احتیاج داشتم که ماشین‌ها و کفی‌های مردم را بگیریم و به کرمانشاه بفرستیم و آنجا تانک و نفربر و بولدوزر بار بزنند و به اهواز ببرند و حداقل باید هزار تا از اینها را از مردم می‌گرفتیم.

*4 شرط امام برای رفیقدوست

من برای این کار خدمت امام رفتم و از ایشان اذن ولایی گرفتم که این کار را بکنم یعنی زمانی که معلوم شد چاره‌ای نیست و دولت نمی‌‌تواند و ما مجبوریم و زمان هم نداریم و ظرف 15 روز مجبور بودیم این کار را انجام دهیم، به من گفتند با 4 شرط اجازه می‌دهم.

آن 4 شرط امام چه بود؟

اول گفتند که به اندازه نیاز خود ماشین‌های مردم را بگیرید، دوم اگر راننده‌اش نخواست بیاید، او را نبرید، سوم اینکه بیش از حد معمول به او کرایه دهد و چهارم اگر وسیله‌اش عیبی پیدا کرد به بهترین صورت جبران کنید.

من هم به برادری که بعدها شهید شد، شهید صنیع‌خانی حکم دادم و او هم در همه پاسگاه‌های پلیس آدم گذاشت و هر کس که رد می‌شد شماره ماشین او را می‌کندیم و می‌گفتیم با این نامه به کرمانشاه می‌روید تا پلیس راه جلوی شما را نگیرد، سپس یک تانک نفربر بار کنید و به اهواز ببرید و آنجا هم شماره‌تان را بگیرید و هم کرایه‌تان را. بعد که توجه کردم دیدم زمانی که نزد امام رفته بودم نه دوربینی بود و نه ضبطی و امام داشت وضو می‌گرفت و من در این حال با او صحبت کردم. اینکه آقای انصاری می‌گوید ما در آن دخالت نداریم، این طور اقوال است. اما مثلا بگویم من در فلان جلسه به ملاقات امام رفتم و امام چنین مطلبی فرمود...

خب همین نکته مهم است، می‌گویند امام (ره) به ما گفته که قطعنامه برای من شیرین شد.

خیر این جزء مطالبی است که می‌توان استنباط کرد که ما دیدیم برخی آقایان خدمت امام بودند و کسی آن را ضبط نمی‌کرد. باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید.

من خودم طرفدار ادامه جنگ بودم یعنی از جمله کسانی که بعد از فتح خرمشهر معتقد بودم باید جنگ را به داخل خاک عراق ببریم. هم تحلیل نظامی داشتیم و هم تحلیل سیاسی داشتیم، بعد امام هم موافقت کردند ولی در زمان پذیرش قطعنامه من خودم موافق پذیرش قطعنامه بودم یعنی از نظر خودم آن کاری که امام می‌خواست را انجام شده می‌دیدم و آن کار همان وضعی است که شما امروز می‌بینید. یعنی امروز کشور ما از نظر دفاعی در جایی قرار گرفته که هیچ قدرت نظامی و حتی اتمی هم تهدیدش نمی‌کند، این امر در آن شش سال اتفاق افتاد البته بعد تطور پیدا کرد و رسید به اینجا که خیلی از تجهیزاتی که ایران تولید می‌کند هم‌پایه آمریکایی‌هاست.

لذا من دیدم که دیگر زمان زمانی است که چشم فتنه از نظر نظامی کور شده است و کاملا هم نمایش دادیم که به چه ابهتی می‌رسیم. من این سوال را از شما نسل امروز می‌پرسم اینکه امام بعد از دو ماه از پذیرش قطعنامه خوشحال شد یا نه چه چیزی گیر ما می‌آید؟ چه گمشده‌آی داریم که بخواهیم در آن پیدا کنیم؟

بحث ما تصویری است که از امام به نسل جدید ارائه می‌شود، یعنی امام که بود و امامی که هست. آن طور که ما خوانده‌ایم و شنیده‌ایم امام بعد از پذیرش قطعنامه دیگر هیچ ملاقات عمومی نداشتند و حجت‌الاسلام توسلی هم گفتند که دیگر لبخند را بر لبان امام ندیدند.

من می‌گویم در آن زمان جنگی بین هر طرز تفکری است که هر کدام می‌خواهد دیگری را بکوبد اما ما معتقدیم که خیلی از این حرف‌ها از نظر من نوعی بی‌توجهی به حرف آقاست. من می‌خواهم بگویم که برای برخورد با آقای هاشمی آیا کسی بهتر از آقا هست؟ آقا قیم می‌خواهد؟ ایشان رودربایستی دارد؟ این آقایی که من می‌شناسم از امام هم بی‌رودربایستی‌تر است به قدری این مرد ثابت‌‌رأی و محکم در عقیده خود است که اگر ایشان حرف‌هایی که دیگران درباره آقای هاشمی می‌زد را قبول داشت دوباره ایشان را برای مجمع تأئید نمی‌کرد و هیچ رودربایستی و رفاقتی هم نداشت.

*هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام (ره) با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است

ما در راستای روشنگری این سؤال را می‌پرسیم که اصول اندیشه و منظومه فکری حضرت امام چه بود؟

هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، آنها گمراه هستند و اشتباه می‌روند. یعنی ما می‌بینیم که ایشان با همان طرز تفکر در جهانی سخت‌تر نه تنها انقلاب اسلامی را اداره کرد بلکه بیداری اسلامی را هم ادره کرد و آینده را نیز اداره می‌کند. 

می‌دانید که امام سه مقطع برای حرکت تعریف کرده بودند. من این را از قول آقای عسکراولادی می‌گویم که از سال 35 با امام آشنا شده بودند، ایشان می‌گوید که امام قبل از طلوع رحلت آیت‌الله بروجردی سه مرحله برای حرکت آینده خود ترسیم کرده بود.

اول انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم ستم‌شاهی و ایجاد حکومت اسلامی در ایران.دوم بیداری اسلامی و سوم جهانی شدن اسلام؛ بیداری اسلامی در زمان امام اتفاق نیفتاد اما امام خطاب به کویت گفت که شما اولین قربانی عراق خواهی بود.

امروز رهبرمان می‌گوید ما به نام جمهوری اسلامی از حماس یمن و حزب‌الله حمایت می‌کنیم و از هرکسی که مقابل آمریکا بایستد حمایت می‌کنیم. این افکار و اندیشه امام است نه سازش.

ممکن است برخی بخواهند امام را یک چهره لیبرال نشان دهند و آقا هم به خاطر همین نکته هشدار دادند.

من برای شما مثالی می‌زنم، اواخر حیات امام- من این مطالب را در محافل خصوصی زیاد گفته‌ام و در جواب کسانی که سعی دارند امام را نوعی اصلاح‌طلب قلمداد کند می‌گویم-البته خودم معتقدم که ما و دسته اصلاح‌طلب داریم، اصلاح‌طلبان ولایتی که پیرو امام است و اصلاح‌طلب برانداز که خیلی‌ها هستند. 

امام در اواخر حیات خود مصلحت دیدند که قانون اساسی بازنگری شود.شما دقت کنید می‌بینید که شورای 25 نفره‌ای که امام تشکیل داد چگونه شورایی بود، امام می‌گوید 5 نفر را مجلس انتخاب کند و 20 نفر را هم خودشان انتخاب می‌کنند. از این 20 نفر دقیقاً 13 نفر اصولگرا و 7 نفر اصلاح‌طلب هستند. حتی در آن 5 نفری که مجلس انتخاب کرد 3 نفر اصولگرا و 2 نفر اصلاح‌طلب بودند.

*اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب شورای بازنگری قانون اساسی را اصولگرا نمی‌بستند

اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب این شورا را برعکس می‌کردند. این جز حرف‌هایی است که گفته نشده است. لذا امام اصلاً به قدری در عقاید خود محکم و استوار بود که هیچگاه ندیدیم در طول این مدت کلمه‌ای حرفشان عوض شود، هرچه می‌گویند باید از صدا و سیما و مسئولان دفتر نشر آثار امام سؤال کنند که آیا برای این حرف‌هایی که از قول امام زده می‌شود، مدرک دارید یا خیر؟ اگر ندارید، که آن را به سینه دیوار بزنید چون اصلاً حرف امام نیست اگر در صدا و سیما و صحیفه نیست، این حرف حرف امام نیست.

ما این موضوع را با مؤسسه آثار امام مطرح کردیم اما گفتند باید مستند آن را از خود کسانی که منتشر کرده‌اند بپرسید.

آنها بگویند اما ملاک مردم باید این باشد که اگر حرفی درباره امام زده می‌شود یا باید این حرف در صدا و سیما موجود باشد یا در صحیفه نور.

رهبری در سالگرد ارتحال امام تأکید کردند که شاگردان قدیمی امام و علاقه‌مندان به انقلاب باید مانع از تحریف امام بشوند و اصول مکتب امام راستین کنند، مهم‌ترین مؤلفه‌های منظومه فکری امام در ساحت شخصی و اجتماعی چگونه بود؟

امام در زندگی خصوصی یک فرد کاملا آزاد بودند. آقای عسکراولادی به نقل از امام تعریف کردند وقتی در هواپیما می‌آمدیم، موقع نماز شب امام رفتند نماز شب خود را خواندند و هنگامی که نماز صبح شد همه به نماز ایستادیم و احمدآقا خوابیده بود، خواستند بروند احمدآقا را صدا کنند که امام گفتند از کدامیک از شما خواست که او را صدا کنید؟ اگر نخواست که نباید او را صدا کنید. این حرف یک مرتجع نیست حرف یک روشنگر مذهبی است که می‌گوید اگر کسی نگفته برای نماز او را صدا کنید نباید این کار را انجام داد.

یا در سلوک خانوادگی خود می‌بینیم که بهترین برخورد را در تعامل با فرزند و همسر از نظر نوع آزادی که خیلی جوامع می‌پسندند، داشتند. امام یک خطوط قرمزی داشتند که هر مسلمانی دارد از نظر حکومتی و اجتماعی امام روز 12 بهمن روز ورود خود وقتی می‌گوید جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد آنهایی که امروز دست و پا می‌زنند یک عده‌ای هستند در جامعه ما از متدینین قشری که می‌گویند اگر حکومت اسلامی بود، بهتر بود.

حکومت اسلامی نه مجلس و نه دولت می‌خواهد. یک بار دکتر شایگان در دهه فجر به مدرسه علوی آمد و ما با عزت و احترام او را به ملاقات امام بردیم، موقع بازگشت خیلی صریح گفت که حرف‌های این آقا (امام) برای اداره مملکت نه ممکن و نه کافی است و قبول نداشت. با درکی که امام از حرف‌های آنها داشت فرمود جبهه مرتد ملی. اگر امروز سیاستمداران ما دنبال جبهه ملی و نهضت آزادی هستند هر دوی آن سیستم فکری را امام دور ریخته است.

*امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم حرفی نزنند

 آنها اصلا ایدئولوژی اسلامی نداشتند. آنها در مرامنامه خود گفته بودند که ما ایرانی مسلمان هستیم اما سیستم اسلام‌شان همان سیستم اسلامی است که خیلی‌ها فریاد می‌زدند که باید رفت و با آمریکا ساخت. این اصلا با منطق امام جور در نمی‌آید. امروز هر کسی برای اینکه مشکلات کشور را حل کند و احتیاج دارد که برای این مشکلات از امام مایه بگذارد خائن به امام و انقلاب است. شما حرف خودتان را بزنید. امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاید نه حرفی گفته و نه از حرکات ایشان چیزی استنباط می‌شود.

از صحبت‌های شما یک سوال؛ در بحث بازنگری قانون اساسی و شورایی شدن رهبری پیش می‌ آید ...

در قانون اساسی قبلی نوشته بود که رهبر یا شورای رهبری و نخست‌وزیر داشتیم یا رئیس‌جمهور و دو سه مورد دیگری بود که در زمان حیات حضرت امام (ره) به این نتیجه رسیدند که اینها برای آینده نظام مشکل درست خواهد کرد. بنابراین در قانون جدید پست نخست‌وزیری برداشته شد و رئیس‌جمهور کابینه نخست‌وزیری را بر عهده گرفت و دوم به این نتیجه رسیده بودند که رهبری شورایی اصلا امکان ندارد و می‌بینیم که وقتی این مجلس 25 نفره برای بازنگری قانون اساسی تشکیل شده بود هنوز تمام نشده بود که امام فوت کردند لذا در جلسه‌ای که برای انتخاب رهبری بود هنوز قانون اساسی قبل مطرح است؛ اول بحث شورای رهبری را کردند که به قول آقای هاشمی 45 مقابل 35 رای بود. یعنی 45 نفر با شورایی شدن مخالف بودند و 35 نفر موافق. 

رهبری اول موافق بودند ولی بعد که این قانون اساسی تصویب شد بحث شورایی شدن رهبری از بین رفت. لذا بحث این بود که به دستور خود امام برای حل مشکلات آینده بازنگری در قانون اساسی انجام شود.

*رهبری شورایی امکان ندارد

باتوجه به اینکه درحال حاضر مجدداً بحث شورایی شدن رهبری را مطرح می‌کنند و می‌گویند که در آینده می‌توانیم از این شیوه استفاده کنیم، چطور ارزیابی می‌کنید؟

قطعا در یک حکومت اسلامی همانطور که تجربه نشان داده است رهبری شورایی امکان ندارد.

اینکه می‌گویند می‌شود؟

بی‌خود می‌گویند که می‌شود. ما می‌گوییم نمی‌شود و تجربه این را نشان داده است از سوی دیگر 26 سال گذشته نشان داده که رهبری فردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با قدرت توانسته نظام را در تمام مشکلاتی که داشته اداره کند.

آقای هاشمی صحبتی داشتند و درباره پذیرش قطعنامه صحبت کرد و گفته بودند سیاست‌های پشت پرده هست که نمی‌توان آن را به مردم گفت و ما قطعنامه را پذیرفتیم. اخیراً هم بحث‌هایی درباره گروه‌هایی که برخی از کشورهای حامی آمریکا در زمان جنگ به ایران پیشنهاد دادند مطرح بود که قرار بود اگر ایران صلح کند و قطعنامه را بپذیرد به ایران پرداخت شود و رهبری نیز در مراسم ارتحال امام به این کمک‌های مالی که امام نپذیرفتند، اشاره کردند.

اینکه من برداشت خودم به عنوان یک عضو مؤثر و حساس در رأس جنگ این است که ما در آن زمان به مشکلی برخورده بودیم که اتفاقا جلسه‌ای در استانداری تهران تشکیل شده بود و از بنده به عنوان وزیر سپاه دعوت کرده بودند، وقتی به آنجا رفتم تصور کردم برای کارکنان استانداری است اما دیدم اکثر وکلای تهران و برخی از وزرا در آن حضور دارند؛ وقتی که پیشت میکروفن رفتم گفتم متاسفم که زیر این آسمان کبود فقط دو نفر به شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» اعتقاد دارند، یکی امام است و دیگری صدام. این صحبت من مورد اعتراض بزرگان هم قرار گرفت ولی همانجا به وزرا خطاب کردم که کدام یک از شما جنگ جنگ تا پیروزی را قبول دارید و برای آنها مثال زدم که آقای وزیر من که از شما فلان امتیاز را خواستم برای جنگ به من دادید؟ چیزی که من خودم با 7 هزار و 500 تومان ساختم شما می‌خواستید 75 هزار تومان  از من پول بگیرید.

*هاشمی توپ جنگ را در زمین دولت انداخت

یعنی خود آقای هاشمی نیز به این نتیجه رسیده بود، ایشان مرا صدا کرده و گفت «حاج محسن شما در راس جنگ افروزها خودت قرار داری. الان مدت‌هاست که آقای رضایی یک طرحی را تهیه می‌کند و به شما می‌دهد و شما هم یک سری چیزها را فراهم می‌کنید و 10 قدم جلو و دوباره 10 قدم عقب می‌روید. لذا به من گفتند لذا به من گفتند شما دنبال کار خودتان بروید. دولت شعار جنگ می‌دهد اما تمام قد در جنگ نمی‌آید. من می‌خواهم توپ را به زمین دولت بیندازم.»

ایشان فرمانده جبهه بودند. بنابراین بلافاصله نخست‌وزیر را رئیس ستاد کردند، آقای نبوی را مسئول لجستیک یعنی جایگزین من، آقای زنجانی را مسئول مالی و آقای خاتمی را مسئول تبلیغات کرد و به این ترتیب ستاد جنگ را دولتی‌ها تشکیل دادند. دولتی‌هایی که تیپی بودند که من هر وقت از جبهه می‌آمدم و در دولت توضیح می‌دادم آقای نبوی به من می‌گفت که جنگ را چه زمانی تمام می‌کنید.

طرز تفکر چنین چیزی بود حالا این فردی که همیشه معتقد بود جنگ باید تمام شود مسئول لجستیک جنگ شده است. این‌ها از فرمانده سپاه سؤال می‌کنند که این جنگ کی تمام می‌شود. می‌گویند وقتی که ما بغداد را بگیریم، می‌گویند بغداد را چه زمانی می‌توانیم بگیریم می‌گویند وقتی صدام ساقط شود. برای این کار چه می‌خواهیم؟ گفتند این چیزها را می‌خواهیم.

همان نامه‌ای که آقای محسن رضایی به آقای هاشمی نوشت.

بله نیازهای خود را آنجا اعلام کردند؛ من اگر در پست خودم بودم می‌گفتم که اینها را به شما خواهم داد. یعنی در آن زمانبندی که اعلام شده بود چرا که آقای رضایی آن امکانات را در یک زمانبندی خواسته بود و همه را در یک زمان درخواست نکرده بود و می‌شد هم آنها را تهیه کنیم. لذا گروهی که می‌خواستند جنگ را تمام کنند این نامه را که بین فرمانده و رئیس ستاد جنگ بود خدمت امام بردند و گفتند که این امکانات را از ما می‌خواهند و ما هم نمی‌توانیم تامین کنیم. بعد هم پیشنهاد می‌کنند که آتش‌بس پذیرفته شود. به نظر من خوب زمانی جنگ تمام شد، ما همه سرزمین خود را آزاد کرده و در اوج قدرت نظامی و بسیج مردمی بودیم. ما که نمی‌خواستیم صدام را ساقط کنیم و عراق را  نگه داریم و باید آن را به مردم عراق می‌دادیم. ما وقتی خرمشهر را گرفتیم عراق در اوج قدرت قرار داشت. من سال 62 موافق ادامه جنگ بودم نه در سال 68.

*فضای تحریم الان و زمان جنگ شبیه است

در صحبت‌های خود اشاره کردید که می‌توانستید امکاناتی را که فرمانده وقت جنگ درخواست کرده بود را تامین کنید؛ یکی از مواردی که مطرح می‌شود اقدامات شما برای تهیه تجهیزات و امکانات در اوج تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی است. اگر بخواهید این فضا را با فضای فعلی تحریم‌ها مقایسه کنید ارزیابی شما چیست؟

اتفاقا این فضا کاملا شبیه است و راه حل آن نیز یک چیز است. ما دیدیم برای اینکه بتوانیم جنگ را تا آن مرحله‌ای که ادامه داده‌ایم یعنی ما در عملیات کربلای 4 و 5 که در عملیات کربلای 4 شکست خوردیم و در کربلای 5 پیروز شدیم . بیش از 12 میلیون گلوله توپ و خمپاره در داخل کشور خود ساختیم و در جنگ استفاده کردیم. اما اینها را در کارخانه‌های نظامی نساختیم، من بارها گفته‌ام که ما 3 هزار دستگاه کپی تراش از خارج وارد کردیم به قیمت هر دستگاه هزار دلار و آن را به 3 هزار تراشکار در سراسر کشور دادیم و به هر کدام نیز 2 تا 3 هزار پوکه توپ و خمپاره دادیم و گفتیم که با این کپی‌تراش اینها را بتراشید، این کپی‌تراش هم هدیه به شما و مزد این کار خود را بگیرید هم مهمات بزرگ برای جبهه تهیه شد و هم صنعت تراشکاری در ایران 30 سال جلو افتاد و هم ما توانستیم دشمن را شکست دهیم. امروز هم اگر دولت به جای چانه‌زنی و التماس کردن برای برداشتن تحریم‌ها- که تحریم‌ها را باید بردارند- راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است.

ما دو نوع اقتصاد داریم، یکی اقتصاد واقعی و یک اقتصاد مالی؛ اقتصاد واقعی یعنی تجارت، صنعت، کشاورزی و مسکن و خدمات. اقتصاد مالی شامل بانک، بیمه، بورس، لیزینگ و شبیه اینهاست. این دومی را در عین حال که باید دست مردم باشد اما دولت باید کاملا آن را کنترل کند. امروز بانک‌ها خون مردم را در شیشه می‌کنند و قانون هم دست قوه قضائیه را بسته است. من زمانی که سال 62 تازه به دولت رفته بودم بحث اقتصاد مردمی و دولتی مطرح بود و زمانی که رای‌گیری شد 9 نفر موافق و 9 نفر مخالف بودند و من نیز رای نداده بودم که نخست‌وزیر پرسید رای شما چیست و من نیز گفتم هفته دیگر. از همان جا خدمت امام رفتم و از امام سؤال کردم این بحث دولتی و ملتی به نظر شما تجارت و صنعت و کشاورزی باید دست چه کسی باشد که امام فرمودند صنعت، مسکن، تجارت و کشاورزی باید دست مردم باشد.

امام یک جمله‌ای گفتند و شما بروید این جمله را تحلیل کنید، زندگی مردم را به دست کارمند ندهید، اما امروز زندگی مردم صد در صد به دست کارمند است. دست قانون و دولت هم نیست. دست مجلس هم نیست، طرف آنجا نشسته و نمی‌خواهد مجوز بدهد. دولت باید قانون را مشخص و اعلام کند،‌ ما در زمان جنگ فکر کردیم برای دفاع چه چیزی لازم داریم و هر چه که لازم داشتیم درست کردیم، کشوری که با روش آبیاری قدیم کارشناسان می‌گفتند می‌تواند به 150 میلیون نفر غذا بدهد و حالا می‌گویند می‌تواند 600 میلیون را می‌تواند غذا بدهد چرا باید گندم وارد کنیم. چرا باید گوشت گاو، علوفه و روغن بیاوریم. الان اگر واقعا دولت می‌خواهد که در مذاکرات موفق شود و خود به خود تحریم‌ها بی‌خاصیت شود باید در داخل اعلام کند که مردم چه مشکلی در راه تولید دارید و به طور مثال بگوید ما یک هیأت 50 نفره را مستقر می‌کنیم تا همه مشکلات مسیر تولید را آنها حل کنند نه اینکه طرف 3سال بدود برای اینکه کارخانه‌ای درست کند و زمانی مجوز بگیرد که مزیت نسبی آن از بین رفته است و اصلا دیگر برای این طرف صرف نمی‌کند. الان همه به دنبال تجارت رفتند چرا که راحت‌ترین کار است. این باید سختگیری شود نه صادرات. در حالی که الان واردات بسیار آسان و صادرات بسیار سخت است. بنابراین تنها راه گذر از تحریم ها اعتماد به مردم، دادن امکانات به مردم و دقت دولت بر روی مؤسسات اقتصاد مالی است و خودش هم نباید بانکداری کند.

مثل اینکه در این راستا خودتان هم برنامه‌ای دارید؟

انشاءالله اگر شروع شود خبردار می‌‌کنمتان.

*مقایسه مذاکرات با کربلای 4 را قبول ندارم

یکی از موضوعاتی که خواستیم نظر شما را بدانیم درباره اظهارات آقای آشنا مشاور رئیس‌جمهور است که اخیرا گفته است نباید اجازه داد عملیات 11 تیر مانند عملیات کربلای 4 لو برود. چقدر شما این مقایسه را قبول دارید؟

هیچ قبول ندارم.

چرا در شرایطی که از رسانه‌های ضدانقلاب به دلایل شکست عملیات کربلای 4 دامن می‌زنند چنین مقایسه‌ای صورت می‌گیرد؟

من مطمئنم حضرت آقا در برابر خطوط قرمزی که برای مذاکرات معین کرده‌اند قاطعانه می‌ایستند و اگر از این خطوط قرمز عبور یا توافق کنند ایشان نخواهد پذیرفت و این را رسما اعلام کردند. در همان چارچوب. تا زمانی که جنگ تمام نشد من نمی‌گفتم که یکی از منابعم که در سطح بالا مهمات تهیه می‌کردم از کشور بیطرفی همچون سوئیس است و آن زمان کانال خود را لو نمی‌دادم چرا که اگر این کار را می‌کردم آمریکا جلوی آن را می‌گرفت.  بخشی از سلاحی که از زمان رژیم سابق دست ما بود، سلاح‌های غربی بود و باید مهمات آن را نیز از غرب می‌آوردیم و هیچ کشور غربی هم آن را به ما نمی‌فروخت. از این رو ما امکانات آنها را از سوئیس تهیه می‌کردیم. اینکه در مذاکرات ژنو و وین مطرح می‌شود از همین مقولات و زیر خط قرمز می‌خواهند بده بستان کنند نباید از حالا آن را فریاد بزنند. چرا که مهم نرسیدن به خط قرمز است و اگر بخواهند عبور کنند بی‌خود می‌کنند و اصلا حق ندارند.

یکی از بحث‌هایی که این روزها دوباره مطرح شده عملیات کربلای 4 به واسطه تفحص پیکر پاک 175 شهید غواص است و رسانه‌های ضد انقلاب سعی دارند در این زمینه خود را دایه مهربانتر از مادر نشان دهند و مسولان وقت را متهم کنند.  نظر شما را درباره این عملیات و بازگشت پیکر شهدای غواص می‌خواستیم که بدانیم.

در کربلای 4 ما کمتر از یک پنجم از نیروهای خود را وارد جنگ کرده بودیم و همه عملیات کربلای 5 حدود 15 روز پس از عملیات کربلای 4 آغاز شد. لذا در این مدت نه برای اعزام نیرو وقت بود و نه برای تجهیز نیرو. لذا امکانات، عِدء و عُده را بیش از 5 برابر آن چه که در کربلای 4 وارد کردیم در منطقه داشتیم، آن مقداری که وارد جنگ شدند و ما دیدیم که دشمن توانست عده‌ای را شهید و عده‌ای را اسیر کند آن را متوقف کردیم. به ما سند نداده بودند که در تمام عملیات‌ها پیروز می‌شوید ما در والفجر مقدماتی هم پیروز نشدیم. در والفجر 1 هم پیروز نشدیم و بعد از والفجر مقدماتی و فجر 1 خیلی علیه ما شلوغ کردند و ما مجبور شدیم با فرماندهان اصلی جنگ خدمت امام شرفیاب شویم و امام نیز با یک جمله مسئله را حل کردند.

*امام بعد از دو شکست به ما گفتند شما عدم‌الفتح داشته‌اید، نگویید شکست

گفتند چه کسی گفته که شما شکست خورده‌اید، شما عدم‌الفتح داشته‌اید و شما هیچ گاه شکست نمی‌خورید. در همان ملاقات نیز گفتند که من دست و بازوی شما را که دست و بازوی خدا بالای آن است را می‌بوسم و بر این بوسه افتخار می‌کنم.  یعنی بعد از دو عملیات شکست خورده امام چنین ادبیاتی داشتند. اینهایی که امروز این حرف‌ها را می‌زنند خیلی‌شان آن زمان در کوچه‌ها بازی می‌کردند و هنوز به دنیا نیامده بودند و یا از همان اول جزو کسانی بودند که الذین فی قلوبهم مرض. حالا وقت گیر آورده بودند تا عقده دل خود را باز کنند. زمانی که جنگ تمام شد ما از 11 ملیت اسیر و از بیش از 30 کشور غنیمت جنگی یعنی همه دنیا پشت این بی‌دین بودند اما با همه این حرف‌ها اجازه ندادیم یک وجب از خاک کشورمان برود و در مقایسه با جنگ‌های دنیا، البته هر شهید به اندازه یک تاریخ می‌ارزد ولی می‌بینیم که ملت الجزایر با 8 میلیون نفر جمعیت برای آزادی خود یک میلیون شهید یا کشته داد. ما همه شهید زمان جنگ‌مان به 140 هزار نفر نمی‌رسید. در حالی که در همین 8 سال 212 هزار نفر در جاده‌ها کشته شده‌اند.

ما کلا از 15 خرداد 42 تا پذیرش قطعنامه حدود 200 هزار شهید داده‌ایم و بنیاد شهید هم همین آمار را ارائه می‌کند.

*بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود

آقای رفیقدوست شما در صحبت‌های خود اشاره داشتید که امام بعد از شکست در عملیات والفجر به رزمندگان گفته بود که شما عدم‌الفتح داشتید یعنی امام با وجود شکست از چنین ادبیاتی استفاده می‌کند اما برخی می‌گویند که امام بعد از شکست فاو مسئله اعدام برخی فرماندهان را مطرح کرده است واین از همان تناقضاتی است که خاطره‌سازی‌ها به وجود می‌آورند و شخصیت دوگانه‌ای از امام نشان می‌دهند.

البته من به عنوان یک قدیمی سپاه باید بگویم که اصلا این حرف‌ها را آن زمان نشنیدم.

یعنی بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود.

من اصلاً نشنیدم و نمی‌دانم. من اخیرا هم که شنیدم تعجب هم کردم.

این تناقضات در ارائه چهره امام به نسل جوان را چگونه باید حل و فصل کرد و دوباره اینجا به موضوع تحریف امام می‌رسیم.

باید به صحیفه امام و سخنرانی‌های ایشان در صدا و سیما رجوع کنید.

*هزینه‌های جمهوری اسلامی در دفاع از مستضعفان موثر بوده است

با توجه به هزینه‌کردهای جمهوری اسلامی در بحث دفاع از مستضعفان و مظلومان چقدر این هزینه‌کردها در کمک به کاهش آتش جنگ در یمن مؤثر بوده است؟

خیلی مؤثر بوده است ما در این که اعلام کردیم از ملت سوریه حمایت می‌کنیم واقعا این طور است که اگر ما نبودیم سوریه سقوط کرده بود و مرزهای اسرائیل تا عراق و لبنان  آمده بود چرا که اولین کشوری که در نوار مقاومت به عنوان کشور مقاومت می‌کند، سوریه است لذا هر چه آنجا تلاش کردیم تلاش به حقی بود و جبهه مقاومت را پایدار نگه داشتیم و با کمک حزب‌الله و حماس اسرائیل را قطعا برای آینده تاریخ نابود کردیم. اصولا اسرائیل بدون توسعه‌طلبی ماندگار نیست و هویت ندارد. الان می‌خواهد دور خود را دیوار بکشد و مهاجرت معکوس نیز در سرزمین‌های اشغالی یک مسئله اساسی شده که به شدیدترین وجه جلوی آن را می‌گیرند. طوری که هر کسی بخواهد از اسرائیل به سرزمین خود برگردد باید هر چه دارد در اسرائیل بگذارد و برود. جمهوری اسلامی با کمال افتخار با کمک به حزب‌الله و حماس افسانه شکست‌ناپذیری یک قدرت پوشالی را مشخص کرد و چه بخواهیم چند سال آینده اسرائیل از بین می‌رود و به هیچ عنوان ماهیت حکومت ندارد و یک حکومت جعلی است لذا هر چه هزینه کردیم بهره خوب برداشته و از انقلاب اسلامی دفاع کرده‌ایم.

یکی از شبهاتی که ایجاد می‌کند این است که می‌گویند ما باید امتیازاتی را به کشورهای منطقه از جمله سوریه،؛ لبنان و یمن بدهیم تا جنگ را از کشور خودمان دور کنیم و می‌گویند اگر ما با آمریکا سازش داشته باشیم نیازی نیست این هزینه‌ها را بپردازیم.

این یک خیال باطلی است، لازمه‌ اینکه ما با آمریکا سازش کنیم این است که اول اسرائیل را به رسمیت بشناسیم. دوم دست از حمایت همه محرومان برداریم. سوم افکار امام را هم کنار بگذاریم. آیا چنین چیزی امکان دارد؟

می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح هستند.

اگر این طور می‌گویند باید بیایند 22 بهمن و روز قدس را نگاه کنند که هر سال پرشورتر می‌شود هر چندکه آنها نمونه مردم بوده و همه مردم نیستند. کسانی که چنین حرف‌های می‌زنند افرادی هستند که دستشان به مطبوعات می‌رسد و حرف هم خوب می‌زنند اما از چیز دیگری ناراحت هستند. همان زمان صحبت بود این ثروتمندانی که با انقلاب مخالفند یک نیم سانت چربی روی برنج‌شان کم شده است. لذا آقایانی که امروز درباره سازش با آمریکا حرف می‌زنند ایرانی می‌خواهند که خیابان‌های آن مانند لس‌آنجلس و نیویورک همه چیز آزاد باشد و خیلی از آنها نیز وقتی فشار وارد شد به همان جا رفتند. کسانیکه دائم صحبت از آمریکا می‌کند واقعا انقلاب را قبول ندارند که اینگونه می‌گویند ما هم آنها را قبول نداریم. ما نسل اول انقلاب خوشحال هستیم که می‌بینیم نسل سوم و چهارم با همه مسائلی که گفته می‌شود پشت انقلاب هستند. بنابراین مردم می‌بیند که در این انقلاب به حساب آمده‌اند.

*ماجرای گم شدن آقازاده مسئولان در زمان جنگ در جبهه

شاید یکی از موضوعاتی که مردم را ناراحت کند بحث تبارسالاری است که به  نوعی بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری این موضوع بودیم که کاملا با منظومه فکری امام تناقض دارد.

البته ما می‌بینیم که خیلی هم این مسئله را حس نمی‌کنم اتفاقا در زمان جنگ یک اتفاقی رخ داده بود که بد نیست آن را بگویم، یکی از پسرهای مقام معظم رهبری یکی از پسران آقای هاشمی، یکی از پسران آقای ناطق و یکی از پسران بنده و دیگری پسر آقای بجنوردی  گروهی در لشکر 10 سیدالشهدا بودند و در منطقه مهران یک مرتبه گم شدند و من وقتی که خدمت آقا رسیدیم ایشان فرمودند که دعا کنیم اینها شهید شوند و اسیر نشوند، این یک واقعیتی بود که فرزندان مسئولان مانند سایر مردم در جبهه‌ها حضور داشتند اما اسامی آنها متفاوت از پدرانشان بود مثلا فرزند مقام معظم رهبری با نام حسینی، فرزند آقای هاشمی با نام آقای بهرمانی و پسر من نیز با نام تهرانی و پسر آقای ناطق به اسم نوری  در جبهه‌ها حضور داشت و اسم مشهور روی خود نگذاشته بودند. نهایتا نیز مشخص شد که آنها در جایی بین دشمن و خودی‌ها گیر کردند و زمانی که نیروهای خودی حمله کردند آنها نیز برگشتند.

امروز اگر این آقازاده‌ها یا به قول شما تبارزاده‌ها در جهت انقلاب حرکت کنند شاید برای مردم مقبول باشد و اگر نه الگوی امام و رهبری بهترین الگو است. امروز تلاش‌های می‌شود که در ماهیت مجلس خبرگان تغییر ماهوی ایجاد کند که نخواهد شد. وقتی که همیشه 85 نفر کسانی که کمتر امکان هوای نفس و اشتباه محاسبه درباره آنها می‌توان کرد لذا تبارسالاری در این موارد معنایی ندارد.

در این سطح کلان این مسئله را مطرح نکردند بلکه در سطح خردتر مدنظرم قرار دارد.

آن عده‌ای که امروز در برخی موارد حرکاتی نشان می‌دهند در جهت تبارسازی کمک می‌کند.

چه کسانی کمک می‌کنند؟

یک عده که بی‌خود شعار می‌دهند و فلان آقا که می‌خواهد صحبت کنند اجازه نمی‌دهد. چرا باید اینگونه باشد. باید اجازه داد که صحبت کند و راحت نیز نقد شود که می‌شود.

با توجه به در پیش بودن انتخابات تصمیمی برای کاندیداتوری ندارید؟

خیر سن من از این چیزها گذشته است. من مال قبل از جنگ جهانی دوم هستم.(خنده)

برنامه تشکیلاتی چطور؟

من برنامه تشکیلاتی ندارم و بازنشسته هستم.

به عنوان آخرین سؤال؛ سؤالی درمورد موضوع فتنه داشتم با توجه به اینکه برادر شما با آقای تاج‌زاده نسبت فامیلی دارد می‌خواستم بپرسم در زمان فتنه آیا شما با این آقایان صحبتی داشتید؟

ما از اول اختلاف سلیقه داشتیم البته ایشان خیلی از بنده کوچکتر است. ایشان تحصیلکرده خارج بود و افکارش کاملا لیبرالیستی و چیزی کاملا شبیه به بهزاد نبوی بود. ما اصلا در زمان فتنه یکدیگر را ندیدیم. من فقط با خود موسوی یکی دو بار پیام رد و بدل کردم و به او پیغام دادم اینکه اطرافیانت گفته‌اند تقلب شده دروغ است و خودشان هم می‌دانند و به او پیشنهاد کردم این 13 میلیون رای را به خودش نگیرد و اگر می‌خواهید ببینید چقدر رای واقعی دارید پیام تبریک بدهید و نتیجه انتخابات را بپذیرید مانند کاری که آقای ناطق کردند و به او تاکید کردم از کمیسیون احزاب درخواست تشکیل حزب کند تا کسانی که به او رای دادند اگر می‌خواهند به آن حزب بپیوندند اقدام کنند. به او گفتم که زیر یک میلیون و 500 نفر از این 13 میلیون پاسخ شما را خواهند داد. چرا که از این 13 میلیون تنها 2 میلیون رای به شما و 11 میلیون رای نه به احمدی‌نژاد بود.

من برای او اسم بردم و گفتم اگر با اصلاح‌طلبان ولای همچون عارف، جهانگیری، زنگنه، آخوندی درخواست حزب کنید 150 هزار نفر در حزب شما ثبت‌نام می‌کنند و تازه بزرگترین حزب اپوزیسیون تاریخ ایران می‌شوید. اما او هیچ جوابی نداد.

با توجه به اینکه من با احمدی‌نژاد مخالف بودم و برای این مخالفت منطق هم داشتم مشهور شده بود با توجه به این مخالفت آیا حاضرین از موسوی حمایت کنید که من هم گفتم اگر ایشان با اصلاح‌طلبان ولایی ستاد خود را تشکیل دهد بله اما وقتی دیدم چه کسانی در ستاد او هستند پیغام دادم حاضر نیستم از شما حمایت کنم و هر کسی از من می‌پرسید به چه کسی رای می‌دهی می‌گفتم به کسی رای می‌دهم که نه آن باشد نه این. (خنده) آن وسط بالاخره به یکی رای دادیم.

اگر صحبت و نکته پایانی دارید بفرمایید؟

من این روزها بیشتر بر بازگشت دولت به اقتصاد مردمی برای حل مشکلات تاکید دارم. واقعا اگر دولت این حرف ما را قبول دارد ما را صدا کند تا توضیح دهیم چگونه می‌شود. بالاخره ما تجربه موفق در جنگ داشتیم تا نشان دهیم در بخش کشاورزی آماده هستیم کشور را حداکثر ظرف سه سال خودکفا کنیم. ادعا می‌کنیم.

 
منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1917
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 خرداد 1394

گروه جنگ نرم مشرق- زمانی که صحبت از جاسوس می‌کنیم، بسیاری تصور می‌کنند که جاسوس‌ها يعني افرادي چون "جيمز باند" که کارهاي عجيب و غريب مي‌کنند و توانايي و قدرت غيرمتعارف دارند. چنين تصوري درباره جاسوسي در عصر حاضر از اساس غلط و اشتباه است. جاسوس‌ها طبيعي‌تر و معمولي‌تر از آن هستند که مورد توجه قرار بگيرند و يا انگشت‌نما شوند. اين جماعت به قدري "شبيه همه" هستند که تفاوت و تمايزشان ازديگران دشوار و سخت است. شخص جاسوس نیز برای اینکه به اهدافی که مدنظرش است، برسد، به صورت طبیعی در پوشش‌های مختلفی وارد می شود و به همين دليل این افراد هزار شغل و هزار عنوان دارند و به طور عمومی با مشاغل و عناويني چون توريست، ورزشکار، روزنامه‌نگار، هنرمند، دانشمند، محقق، پژوهشگر، بازرگان و... همزيستي دارند. هيچ‌کس در هيچ کجاي دنيا به نام و عنوان جاسوس پاسپورت نمي‌گيرد. هويت‌ها چيزي ديگري را نشان مي‌دهند اما در واقع آنها کار ديگري مي‌کنند.

سرویس‌های جاسوسی همواره سعی دارند افراد مختلفی را به استخدام خود درآورند تا مخفیانه‌تر و مطلوب‌تر به اطلاعات مهم مد نظر خود دست پیدا کنند که در این میان، خبرنگاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعمل‌های اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی وارد کشور هدف می‌شوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق می‌کند.

پس از انقلاب اسلامی و کینه‌ای که غرب از ملت و حکومت ایران به دل گرفت و ایران را به دلیل "استقلال‌طلبی" خود به عنوان یکی از دشمنان خود معرفی کرد، همواره به دنبال ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران بود که این امر به اطلاعات درست و دقیق از داخل ایران نیاز داشت. به همین منظور از خبرنگاران کشور خود یا از افرادی ایرانی که تابعیت کشورهای غربی را نیز دارند و در داخل ایران به کار خبری مشغول هستند، به عنوان یکی از بازوهای جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌کنند.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران که همواره در حال رصد تهدیدات علیه کشور هستند، فعالیت خبرنگاران نماینده کشورهای خارجی به خصوص غربی را نیز تحت نظر دارند تا آنها نتوانند در پوشش خبرنگاری به فعالیت‌هایی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دست بزنند که در غیر این صورت آنها را دستگیر کنند. یکی از جدیدترین نمونه‌های این دستگیری نیز "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» است که موجب فشار زیاد تبلیغاتی و رسانه‌ای غربی‌ها به خصوص آمریکایی‌ها علیه کشورمان شده است.

به بعضی از این افراد که در قالب خبرنگار و محقق اقدام به جاسوسی و فعالیت‌ علیه امنیت ملی کشور کردند و به دام افتند، توجه کنید:

 

جیسیون رضائیان

اواخر تیرماه سال 93 "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» به همراه همسرش "یگانه صالحی"، و يک عکاس خبری و همسر این عکاس که با رضاییان همکاری می‌کردند، توسط ماموران امنیتی در تهران به جرم جاسوسی بازداشت شدند. زوج دوم مدتی بعد آزاد شدند و همسر جیسیون رضائیان که خبرنگار روزنامه انگلیسی‌زبان "نشنال" مستقر در امارات متحده عربی نیز بود، در اوایل مهرماه همان سال به قيد وثيقه آزاد گردید.

خبرنگار ۳۸ ساله "واشنگتن پست"، که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد، تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی دارد و همسرش یگانه صالحی نیز برای اقامت در آمریکا اقدام کرده بود. البته رضاییان با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک ایران شده است.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

«نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامه‌های ضدتحریمی ایران» بخشی از اتهامات "جیسون رضاییان" است

علی رغم جوسازی شدید رسانه‌های غربی به خصوص مقامات آمریکایی مبنی بر بی‌گناهی جیسیون رضائیان، اتهامات سنگین امنیتی متوجه وی شده است. از جمله مهم‌ترین اتهامات ضدامنیتی رضاییان، نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامه‌های "ضدتحریمی ایران" از جمله هویت واسطه‌های تجاری و ماهیت شرکت‌های همکار ایران در پروسه دور زدن تحریم‌ها و جاسوسی از برنامه هسته‌ای کشورمان است. رضاییان در ایران و آمریکا ارتباطات وسیعی با افراد مختلف دارد که می‌توان به دوستی با "توماس اردبرینک" خبرنگار نیویورک‌تایمز مقیم ایران که با یک خانم ایرانی ازدواج کرده تا لابی "نایاک" که مرتبط با وزارت دفاع آمریکا است و.... اشاره کرد.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

حمایت مستقیم "اوباما" از "جیسون رضائیان"، نشان از اهمیت این فرد برای دولت آمریکا و دستگاه‌های اطلاعاتی این کشور است

کیفرخواست رضاییان در آخر فروردین امسال از سوی دادستانی تهران صادر شد که وی را به جاسوسی از طریق جمع‌آوری تصمیمات کشور در خصوص مسائل سیاست داخلی و خارجی و قراردادن آن در اختیار افراد غیر صالح متهم کرده است. بر اساس کیفرخواست صادره، «دسترسی و جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده، همکاری با دول متخاصم و نوشتن نامه به اوباما رئیس جمهور آمریکا و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» از دیگر اتهامات جیسون رضائیان است که بزودی دادگاه وی تشکیل می‌گردد. استفاده اوباما در ضيافت شام سالانه با اتحاديه خبرنگاران کاخ سفيد از کلماتی نظیر "تمام توانم را به کار خواهم بست"، "تا آزادی او از پا نخواهم نشست" و "آرام نمی‌گیرم" برای جیسون رضائیان، نشان از اهمیتی است که این فرد برای دولت آمریکا و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشور دارد.

 

رکسانا صابری

بازداشت رکسانا صابری در بهمن ماه سال ۱۳۸۷ نیز یکی ار پر سر و صداترین پرونده‌های جاسوسی در ایران به شمار می‌رفت. صابری که تابعیت ایرانی- آمریکایی دارد، از پدری ایرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی متولد شده است و از سال 83 حدود شش سال قبل از دستگیری، در ایران و با مجوز دولت برای رسانه هایی چون "رادیوی عمومی آمریکا" (ان پی آر) و بی بی سی مشغول به کار بود. مجوز فعالیت وی از یک سال قبل از بازداشت توسط دولت تمدید نشده بود اما وی فعالیت خود را ادامه داد. 

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"رکسانا صابری" به عنوان مترجم در مجمع تشخیص مصلحت، در پی جمع‌آوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بود

رسانه‌های غربی ادعا کردند که صابری در حال مطالعه برای تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات ایران و روابط بین‌الملل در سطح فوق لیسانس و همچنین نوشتن کتابی در باره ایران بوده، اما این درحالی است که وی به عنوان "مترجم" در مجمع تشخیص مصلحت نظام کار می‌کرده و در پی جمع‌آوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بوده است.

 

"رکسانا صابری" به عنوان مجری در کنسرت ضدانقلاب «امید برای ایران» در برلین ایفای نقش کرد

رکسانا صابری برای جاسوسی به نفع ایالات متحده، توسط دادگاه به هشت سال زندان و پنج سال تعلیق از فعالیت خبرنگاری محکوم شد اما این مجازات در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی تخفیف داده شد. وی پس از گذراندن چهار ماه در زندان به اتهام جاسوسی در اردیبهشت سال 88 از زندان آزاد و به همراه پدر و مادر خود ایران را به سمت آمریکا ترک کرد. رکسانا صابری بعد از آزادی همچنان فعالیت خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه می‌دهد و به عنوان نمونه در کنسرتی که در آستانه انتخابات سال 92 در برلین توسط سازمان‌ اطلاعاتی آلمان برای "حمایت از سران فتنه و اغتشاشات" برگزار شد، به عنوان مجری ایفای نقش کرده بود.

مازيار بهاری

مازيار بهاري خبرنگار «نشریه نیوزویک» که تابعیت ایرانی و کانادایی دارد، سال 88 به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری وارد ایران شده بود که در اواخر خرداد ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

از اتهامات "مازیار بهاری" می‌توان به «جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی» شده نام برد

بهاری كه فارغ‌التحصيل رشته‌هاي علوم سياسي و سينما از دانشگاه كاناداست، از سال 1373 فعاليت مستند سازي و خبرنگاري را آغاز كرد، و در طول سال‌هاي گذشته در رسانه‌هاي مختلف و در كشورهاي گوناگون در منطقه خاورميانه، آفريقا و آسياي جنوب شرقي به فعاليت خبري مشغول بوده و با آنكه تاكيد مي‌کرد كارمند BBC و شبكه 4 تلويزيون انگليس نيست، فيلم‌هايي را براي اين رسانه‌ها تهيه ‌كرده بود. 

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"مازیار بهاری" در کنار عوامل فیلم ضدایرانی «گلاب»، که بر اساس کتابی که وی پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد

دادگاه انقلاب ایران مازیار بهاری را به جهت جرائم «اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی شده، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبر انقلاب و رئیس جمهور و اخلال در نظم عمومی» به بیش از ۱۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. وی که با وثیقه سه میلیارد ریالی آزاد بود، قبل از اعتراض به حکم دادگاه از کشور به صورت غیرقانونی گریخت و همچنان به فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد. فیلم ضدایرانی «گلاب» نیز توسط "جان استوارت" بر اساس کتابی که "بهاری" پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد.

کلوتید ریس

کلوتید ریس قبل از انتخابات سال 88 به عنوان دانشجوي جغرافياي سياسي و همچنین يك استاد زبان فرانسه برای یک فرصت ۶ ماهه مطالعاتی در دانشگاه اصفهان به ایران سفر کرده بود. اما یکی از اهداف سفر وی "جمع‌آوری اطلاعات" در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران بود که در این رابطه در فواصل ماه‌هاي ژوئن تا سپتامبر 2007 يك دوره "كارورزی" را درباره فن‌آوري هسته‌اي در «كميساريای انرژي اتمي» فرانسه ‌گذراند تا بابت ماموريتش با آشنايي بيشتري اقدام كند.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"کلوتید ریس" يك دوره كارورزی درباره فن‌آوری هسته‌ای در فرانسه به جهت جاسوسی ‌گذرانده بود

ریس از جمله مهره‌هاي سفارتخانه فرانسه بود که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق حضور در تجمعات و اغتشاشات 25 و 27 خرداد ماه سال 88 و همچنين جمع‌آوري اخبار، اطلاعات و تهيه تصاوير از اين اغتشاشات و ارائه آن به وابسته علمي سفارت فرانسه توسط نيروهاي امنيتي دستگير شد. زمانی كه وی بازداشت شد و در دادگاه تهران به جرايم خود اعتراف كرد، وزير خارجه وقت فرانسه برنارد كوشنر، در مصاحبه‌اي گفت: «كشورش آنقدر احمق نيست كه يك دختربچه را براي جاسوسي به ايران اعزام كند و او فقط يک معلم ساده زبان است.»

 

 

نشریه‌های فرانسوی پس از آزادی "ریس" اعلام کردند که وی دارای "کد امنيتي" و درخدمت دستگاه اطلاعاتي فرانسه بوده است


بر اساس حکم اولیه دادگاه ریس به تحمل ۱۰ سال حبس در ایران محکوم شد که در جلسات تجدیدنظر این حکم به پرداخت جریمه نقدی معادل ۲۸۵ هزار دلار کاهش یافت
. وی بعد از پرداخت جریمه نقدی و پس از قریب به ده ماه بازداشت در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد. چند روز پس از آزادی ریس، نشریه‌های فيگارو و ليبراسيون فرانسه اعلام کردند که کلوتيد ريس دارای "کد امنيتي" و درخدمت دستگاه اطلاعاتي فرانسه بوده و به اين دليل تاکنون صحبتي از اين مسئله نشده که نگران جان او در ايران بودند.

خبرنگاران آلمانی

دو خبرنگار آلمانی در مهرماه سال 89 برای راه انداختن یک کمپین بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران، به خانواده یک زن ایرانی در تبریز که به اتهام قتل و ارتکاب زنا محکوم به مرگ شده بود، نزدیک شده بودند تا از آنها برای اهداف خود استفاده کنند؛ اما با هوشمندی ماموران امنیتی قبل از هرکاری دستگیر شدند. این دو فرد که در نشریه‌ "بیلد ام زونتاگ" آلمانی فعالیت می‌کردند، با ویزای توریستی وارد ایران شده بودند و نه به عنوان خبرنگار، اما در این پوشش با شبکه‌های ضد انقلاب خارجی در ارتباط و همکاری می‌کردند.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

دو خبرنگار آلمانی نشریه‌ "بیلد ام زونتاگ" در زمان بازداشت با مادران خود دیدار کردند

این دو فرد در دادگاه برای جرم «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور جمهوری اسلامی ایران» ابتدا به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم گردیدند که در نهایت این حکم به جزای نقدی تبدیل شد و این دو آلمانی با پرداخت جریمه و پس از 4 ماه بازداشت در ابتدای اسفند 89 به همراه وزیر خارجه‌ وقت آلمان (گیدو وستروله)، به کشورشان بازگشتند.

کوهنوردان آمریکایی

اوایل مرداد 1388 سه کوهنورد آمریکایی که یکی از آنان خبرنگار نیز بود، در حالی که از عراق وارد خاک ایران شده بودند، به اتهام جاسوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد شامل "شِین بائر" که در رسانه‌های غربی خبرنگار آزاد معرفی شد، به همراه "سارا شورد" که دانش‌آموختهٔ رشته ادبیات انگلیسی بود، در دمشق زندگی می‌کرد. شورد در آنجا به تدریس زبان انگلیسی و یادگیری زبان عربی مشغول بود. همچنین به همراه این دو نفر "جاش فَتال" که فعال محیط زیست معرفی گردید نیز جزو بازداشتی‌ها بود.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

در میان سه کوهنورد آمریکایی، "شِین بائر" (نفر سمت چپ) خبرنگار بود که ادعا می‌کرد در پی کسب خبر برای انتخابات کردستان عراق بوده است

ایران سارا شورد را در شهریور ۱۳۸۹ و پس از چهارده ماه، قبل از صدور حکم دادگاه، به دلایل پزشکی با قرار وثیقه 500 هزار دلاری که از طرف شاه عمان تامین شد، آزاد گردید و به آمریکا رفت. یک سال بعد دادگاه شِین بائر و جاش فَتال را به اتهام جاسوسی مجموعاً به تحمل 16 سال حبس محكوم کرد؛ سپس دادگاه تجدید نظر برای هریک از این دو نفر قرار وثیقه 500 هزار دلاری تعیین کرد که باز پادشاه عمان با پرداخت این هزینه زمینه آزادی این دو نفر را فراهم کرد و آنان نیز ایران را ترک کردند. این افراد بعد از خارج شدن از ایران به اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند.

رضا رفیعی فروشانی

رضا رفیعی روزنامه‌نگار و نماینده سابق «مجله تایم» در ایران بود که در اوایل تیرماه سال 88 توسط نیروهای امنیتی به اتهام جاسوسی دستگیر شد. وی به اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان و اجانب، تلاش در جهت راه‌اندازی شبکه‌های غیرقانونی ماهواره‌ای خصوصی برای "حزب اعتماد ملی" و برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی متهم شده بود.

رفیعی بعد از انتخابات با حضور مستقیم در اغتشاشات 88، گزارش لحظه به لحظه حوادث و شلوغی‌های تهران را از طریق عکس‌برداری و تصویربرداری به وسیله تلفن ماهواره‌ای، ایمیل و سایت فیس بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویس‌های جاسوسی آمریکا و امارات متحده عربی منتقل می‌نمود. همچنین وظایفی از جمله جمع‌آوری اطلاعات آثار اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا درایران و انتخابات برای شبکه‌های ماهواره‌ای و نفوذ دراحزاب سیاسی و تاسیس NGO با هدف تاثیرگذاری و استحاله چهره‌های سیاسی در راستای براندازی نرم را به عهده داشت.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

 

"رضا رفیعی" (در تصویر، در حال دفاع از خود در دادگاه) نماینده سابق «مجله تایم» با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی همکاری داشت


این جاسوس به مدت دوسال به عنوان "منبع کد دار" با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که به طور مستقیم با سرویس اطلاعات آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند، فعالیت می‌کرد که دادگاه بدوی برای این اتهامات، او را به 
۷سال زندان محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه و نیم سال حبس قطعی تعزیری کاهش یافت. وی پس از حدود دو سال حبس در خرداد سال 90 از زندان آزاد شد.

پیوند جاسوسی با مسائل عاطفی برای فرار از شکست

رسانه‌هاي غربي جزء لاينفك از ماشين سرمايه‌داري و حكومت‌هاي ليبرال دموكراسي غرب هستند و يك خبرنگار غربي كه به ايران مي‌آيد، مانند يك دولت‌مرد و سياست‌مدار يا متخصص و يا صاحب سرمايه ‌غربي در مجموعه غرب مي‌گنجد و براي او بيشتر منافع ملي غربي‌ها كه در هر برهه براي مقابله با ايران در قالب يك موضوع تعريف مي‌شود، مهم است. البته کشورهای غربی نیز اهمیت زیادی به این جاسوس‌های خود می‌دهند و به محض اینکه دستگیر می‌شوند، با جار و جنجال رسانه‌ای و فریاد بلند اعتراض می‌کنند تا خبرنگاران جاسوس آزاد شوند و ایران را به نقض حقوق خبرنگاران متهم می‌کنند.

در بسیاری از موارد نیز این شکست امنیتی را با مسائل عاطفی و احساسی پیوند می‌زنند و «مامان و بابا»‌ها را گسیل ایران می‌کنند تا آنها اعلام کنند که بچه ما جاسوس نیست و ایران جهنم خبرنگاران است؛ گويي كار كردن در سازمان‌های اطلاعاتی شغلي است كه حتما پدر و مادرها در جريان آن هستند!

جاسوسی از بین نمی‌رود، فقط از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود

دشمنی جریان صهیونیستی که حکومت‌های غربی را تحت اراده خود درآورده با ایران همچنان ادامه دارد و این یعنی نیروهای امنیتی همیشه باید مراقب باشند. غربی‌ها و هم‌پیمانان عربی آنها با از دست دادن جاسوس‌های خود در ایران، کار جمع‌آوری اطلاعات جهت ضربه زدن به منافع ملی ایران را متوقف نمی‌کنند و افراد جدید را جایگزین می‌کنند. وظیفه "نیروهای امنیتی" دستگیری آنها و وظایف رسانه‌های داخلی اطلاع رسانی دقیق به مردم و دفاع دربرابر هجمه سنگین دستگاه تبلیغاتی غرب است تا مردم ایران هر روز برای مقابله با این دشمنان، با "بصیرت‌"تر به "مقاومت" خود ادامه دهند تا بتوانند "استقلال" خود را در تمام زمینه‌ها نهادینه کنند.


:: بازدید از این مطلب : 1814
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 خرداد 1394

گروه بین‌الملل مشرق- گراهام فولر کارشناس ارشد سابق سازمان سیا در یادداشتی به تحولات و تغییرات ژئوپلتیک در منتطقه خاورمیانه می پردازد و می نویسد این احتمال وجود دارد که در نتیجه تلاش های ایران و تحولات یمن، ائتلافی رسمی و یا حتی غیر رسمی میان ایران، ترکیه و پاکستان در منطقه به وجود بیاید که هم راستا با روسیه و چین در مقابل آمریکا عمل کند. 

آیا مفهوم "کمربند شمالی" در دوران جنگ سرد را به یاد دارید؟ کشورهای منظور نظر در کمربند شمالی، ایران، ترکیه، پاکستان، و در برخی موارد هم افغانستان هستند که در مرزهای جنوبی شوروی سابق واقع هستند. در غرب، در آن دوران به این کشورها به عنوان "خاکریز دفاعی" جهت مقابله با تجاوز روسیه به خاورمیانه نگاه می‌شد. آیا امروز دوباره می‌توان شاهد احیای این سد و خاکریز باشیم؟ اما این بار، دیگر این کمربند شمالی علیه روسیه نیست. درست برعکس، این سه کشور دیدگاه‌های مطابقی از حیث ژئوپلتیک با روسیه، چین، و اوراسیا دارند.
 بحران یمن را می‌توان قابله این فرزند نوخوانده دانست. لذا، این ایران است که سعی در چیدن قطعات این پازل تا رسیدن به ائتلاف قدرت در خاورمیانه دارد.

تلاش اخیر عربستان برای تشکیل ائتلاف ده کشور سنی علیه ایران و خطر شیعه در یمن و خلیج فارس، توفیقی برایش در بر نداشت و ضربه‌ای محکم را به سعودی‌ها وارد کرد: ترکیه و پاکستان –به عنوان دو ریش‌سفید جهان اهل سنت- به این ائتلاف نپیوستند و این در حالی بود که آنها در ابتدای راه اعلام کرده بودند که به ائتلاف سعودی خواهند پیوست. 

 

باید توجه داشت که ایران، ترکیه، و پاکستان هیچکدام جزئی از کشورهای عرب خاورمیانه نیستند و اگر می‌گوییم کمربند شمالی، دقیقا منظورمان این نیست که یک بلوک غیر عرب در مقابل یک بلوک عرب ایستاده است. تفاوت میان دو طرف البته ژئوپلتیکی و ایدئولوژیکی است. دید آنها نسبت به آینده با هم تفاوت دارد و همین امر می‌تواند نقشه ژئوپلتیک خاورمیانه را دستخوش تغییر نماید. کشورهای کمربند شمالی، قادر هستند که قدرتی را به وجود آورند که مانع از به ثمر رسیدن آرزوهای نو و ارتجاعی عربستان در خاورمیانه شود.

 

در مورد یمن نیز دو روایت وجود دارد:

سعودی‌ها برای جلوگیری از گسترش امپریالیسم ایرانی و شیعی که سوریه، عراق، لبنان، و اخیرا یمن را در بر گرفته است، در طبل تشکیل ائتلاف بزرگ و فراگیر جهان اهل سنت کوبیدند. دولت ریاض، به شدت از خروج عنقریب ایران از تحریم‌های اعمال‌شده و ظهور دوباره به عنوان بازیگر مشروع (کدخدای) منطقه نگران است. علاوه بر این، دولت واشنگتن هم دیگر به عنوان یک نیروی ضد ایرانی، برای عربستان قابل اتکا نیست.

روایت دوم اما مربوط به اختلافات مذهبی بین دو کشور نیست. این مورد، مربوط به اهداف سیاسی انقلاب ایران است: انقلاب، سرنگونی قدرت‌های پابرجا، جامعه ضد پادشاهی، حمایت از ساختارهای دموکراتیک کارآمد (آری، مجلس ایران به نسبت مجلس کشورهای عرب، بسیار فعال‌تر و مستقل‌تر است)، مقابله مستقیم با چیره‌گی نظامی و سیاسی دیرینه آمریکا در خاورمیانه، حمایت قدرتمندانه از جنبش فلسطین، و ملی‌گرایی تند و جاندار. خیلی از کشورهای عرب، در حال حاضر ایران را بخاطر شجاعت و استقلال‌اش در قبال آمریکا، تحسین می‌کنند. 

 

البته باید اشاره کرد که ترکیه دارای بهترین، مستحکم‌ترین، و کارآمدترین دموکراسی منطقه است؛ اگرچه گاهی نسبت به جامعه خود از رویکردهای تند استفاده می‌کند. پاکستان نیز، با وجود ظاهر دینی، دهه‌هاست که وارد فرایند دموکراسی شده است؛ اگرچه سال‌هاست که به نوعی تحت حکومت نظامی است. به هر حال، هر سه کشور در دیدگاه علم سیاست از حیث ساختارهای طبقاتی، و اقتصاد کاملا توسعه‌یافته و متنوع، مدرن محسوب می‌شوند.

 

سه کشور کمربند شمالی، در یک وجه دیگر نیز با کشورهای عرب تفاوت دارند. ایران و ترکیه، دارای هویت ملی قوی هستند. پاکستان نیز در تلاش برای ایجاد یک شخصیت قوی در منطقه برای خویش است. هر سه، کشورهای چند قومیتی هستند و اساسا هم با چالش مشروعیت مفهوم دولت در این رابطه مشکلی ندارند؛ هر چند که نیاز به تلاش برای رفع نارضایتی اقلیت‌های خود دارند. مفهوم آینده و مرزهای این سه، اکنون مورد بحث نیست (اگرچه پاکستان از تبعات حمله آمریکا به افغانستان به شدت متضرر شد).

 

حال اطلاق ااین صفات به کشورهای عرب‌زبان مشکل است. در میان آنها، فقط مصر از هویت منطقه‌ای با مرزهای ژئوپلتیک کلاسیک برخوردار است –و البته پتانسیل‌اش به عنوان کشور مدرن به دلیل حکومت‌داری ضعیف دستخوش اسیب شدید شد تا جایی که امروزه در نظر جهان عرب شامل اسلام‌گرایان، ناسیونالیست‌ها، دموکرات‌ها، و سوسیالیست‌ها چندان اعتباری ندارد- چند کشور دیگر در جهان عرب از حیث سیاسی دارای پتانسیل کارکرد هستند. از این دست، می‌توان به عراق اشاره کرد که تمدن بین‌النهرین را داراست. هر چند که جنگ از این پتانسیل به شدت کاسته و آینده قابل‌ پیش‌بینی را پیش روی‌اش نهاده است. کشورهای کوچک خلیج فارس نیز که دارای اقتصاد نفتی بوده، دارای هویت تاریخی هستند و ساختار سیاسی و اجتماعی آنها دفاعی است. ثبات در جهان عرب، توسط پادشاهان و روسای جمهور دائمی تامین می‌گردد. 

 

حال، چه اتفاقی موجب پشت کردن ترکیه به ائتلاف عربستان شد؟ وقتی در ماه مارس، اردوغان طی حمایت اولیه خود ار کمپین عربستان به انتقاد شدید از نقش ایران در منطقه پرداخت، به این حمایت خوش‌بین بودم. این حمایت کوتاه مدت ترکیه از عربستان در تضاد با سیاست‌های بلند مدت این کشور قرار داشت. من در کتاب اخیرم تحت عنوان "ترکیه و بهار عربی" به این اشاره کردم که ترکیه و عربستان در حال قطب‌بندی ایدئولوژیک هستند: بر سر موضوعاتی چون فرقه‌گرایی، دموکراسی، جهانی‌سازی، سکولاریسم، چند فرهنگ‌گرایی، مدرنیته، و اخوان‌المسلین. هر دو، فقط بر سر سرنگونی بشار اسد نظر واحد دارند. 

 

بهترین تعبیر برای تصمیم اولیه اردوغان را می‌توان فرصت‌طلبی وی دانست -اما همین نگرانی را با خود داشت که با پدیده‌ای به نام "نیروی جدید عرب" روبرو شود. اما دیدار بی‌درنگ او با دولت تهران در اوایل آوریل، وی را از انتقادهای بعدی و ورود به ائتلاف عربستان باز داشت- و نهایتا سیلی محکم وی بر صورت حکومت ریاض نشست. ایران، به دلیل شرایط ژئو پلتیک، بحث انرژی، و سودمندی اقتصادی، هنوز مهم‌ترین کشور منطقه از دید ترکیه است. و دولت آنکارا هم باید بسیار مراقب اقلیت درخور علوی (شبه شیعه) خود باشد. براستی تاثیر ایران در این تغییر عمیق ناگهانی اردوغان چه بوده است؟

 

این تاثیر در مورد پاکستان نیز کم نبوده است. در ابتدا، دولت اسلام آباد به دعوت عربستان برای حمایت نظامی پاکستان در یمن لبیک گفت. اما نواز شریف –نخست وزیر پاکستان- که ارتباط نزدیک و خوبی هم با ریاض دارد، و البته از مخالفت جامعه پاکستان با حضور ارتش این کشور در مناقشه کشوری دور به نام یمن نیز با خبر است، مخالفت مجلس کشور خود را برای عدم پیوستن به ائتلاف عربستان بهانه کرد. "ظریف" -درست در زمانی که فراخوان مشارکت اسلامی جهت رفع مناقشات را ارائه داده بود- بطور ناگهانی به پاکستان سفر کرد. براستی تاثیر ایران در روی گرداندن پاکستان از ائتلاف سعودی چقدر بود؟

 

شاید هنوز هم آن کمربند شمالی به طور کامل شکل نگرفته باشد. شاید هنوز این سه کشور دچار تضادهایی در دیدگاه‌ بر سر موضوعات مختلف باشند. ائتلاف غیر رسمی کمربند شمالی به نسبت ائتلاف تفرقه‌افکن، ایدئولوژی‌گرا، مخرب، و فرقه‌گرای سعودی، بسیار مترقی‌تر، معتدل‌تر، و آینده‌نگرانه‌تر است. منطقه، هم اکنون نیاز به یک ائتلاف مترقی‌تر تا ائتلاف ارتجاعی سعودی/سنی برای آینده دارد. حمایت روسیه و چین از سیاست‌های ژئوپلتیک غیر مداخله‌گرایانه "کمربند شمالی"، به این سه انرژی و امید مضاعف جهت تحقق امر نهایی داده است. ائتلاف غیر عربی کمربند شمالی، در بحبوحه‌ای که جهان عرب در رهبری سازنده منطقه مستاصل و عاجز است، می‌تواند سازنده و تعیین‌کننده آینده‌ای به واقع مدرن برای خاورمیانه باشد. 

 

ممکن است که عرب‌ها خواهان گوش فرا دادن به غیر عرب نباشند. اما حالا آنها خود خواستار یک پیشنهاد متناوب (به عنوان چاره کار) برای چشم‌انداز تاریک جهان عرب شده‌اند. و باید گفت که خوشبختانه آمریکا با توجه به سیاست آتی خود که در منطقه برگزیده، خود را در چاه این ائتلاف عربی "ضد انقلابی" نیانداخت.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1980
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 خرداد 1394
سرویس های امنیتی آمریکا معتقدند که همسران سرکردگان و اعضای داعش نقش بسزایی در این گروه تروریستی و تکفیری ایفا می کنند.

شبکه سی ان ان در گزارشی اعلام کرد :  آمریکا ماه مه گذشته در عملیاتی هوایی ابوسیاف را که مسؤول امور مالی داعش بود ، در سوریه به قتل رساند و همسرش را نیز بازداشت کرد و معتقد است که همسر وی اطلاعات خوبی درباره عملکرد و ارتباطات داعش دارد.

بر اساس این گزارش آمریکا همچنین از مخفیگاه ابوسیاف لوح های فشرده ای به دست آورد که با استناد به اطلاعات موجود در آن توانست یکی دیگر از سرکردگان داعش را در سوریه به قتل برساند.
ارتش آمریکا مطمئن است که نیمی از درآمدهای نفتی داعش صرف عملیات نظامی و مسلحانه می شود، و نیمی دیگر را نیز صرف عوامل خود و ترمیم مراکز تخریب شده خود می کند .

سی ان ان اعلام کرد : اطلاعات موجود در موبایل ابوسیاف نشان می دهد که وی مدتی مستقیماً با ابوبکر البغدادی سرکرده داعش ارتباط داشت .
 
منبع: العالم

:: بازدید از این مطلب : 1749
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394

آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه ،سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»را به طور مستمر می خواند.

عارف گرانمایه و استاد بزرگوار حاج شیخ عبد القائم شوشتری می فرمودند: آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه، سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»[1] را به طور مستمر می خواند.
گویا قلب مبارک حضرت از این غیبت طولانی گرفته که تا اذان صبح این آیه شریفه را می خواند؛چرا که مضطر واقعی خود اوست.هنگام اذان صبح جبرئیل به خدمت حضرت می آید و سر مبارک حضرت را از سجده بر می دارد و می گوید:«ای حجت خدا،از این حالت ملائکه ی الهی به گریه افتادند،برخیز که خداوند دعایت را مستجاب و فرج را امضاء نمود.»[2]

مولا بخوان تو آیه ی «أمَن یُجیب» را
زیرا که می رسد به اجابت دعای تو
اول بیا مدینه و بنما که در کجاست
گم گشته قبر مادر درد آشنای تو

 ما هم به یاری امام زمان خود بشتابیم و از هم اینک در سجده های خود آیه ی«أمَن یُجیب...» را برای فرج حضرتش بخوانیم.
 

 
پی نوشت ها:
1.نمل/62
2.به نقل از کتاب شریف نوائب الدهور،علامه میر جهانی و بحار الانوار،ج51،ص48
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2359
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394

رسول گرامی اسلام(ص) درباره فضیلت خدمت کردن زن به شوهر فرموده است: هر زني که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چيزي را جا به جا کند، خداوند به او نظر افکند.

 امام جعفر صادق(ع) فرمود: ام سلمه از رسول خدا(ص) درباره فضيلت خدمت کردن زنان به شوهرانشان پرسيد، آن حضرت فرمود: هر زني که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چيزي را جا به جا کند، خداوند به او نظر افکند و هر که را خداوند به او نظر کند، عذابش نمي‌كند.

متن حدیث:

قال الإمام الصادق - عليه السلام - : سألت ام سلمة رسول الله - صلي الله عليه و آله - عن فضل النساء في خدمة أزواجهن، فقال: أيما امرأة رفعت من بيت زوجها شيئا من موضع إلى موضع تريد به صلاحاً ، نظر الله عز وجل إليها ، ومن نظر الله إليه لم يعذبه.


پی نوشت:
«بحار الأنوار،جلد 103صفحه 251»

:: بازدید از این مطلب : 2435
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394

فرا رسیدن سالروز رحلت حضرت زینب کبری (س) به عنوان اسوه صبر و مقاومت که در پی پایداری های ایشان بر مصائب، پشت دشمن خم و روسیاه تاریخ شد، فرصتی را فراهم آورد تا به مفهوم شناسی صبر از نگاه دین مبین اسلام و نیز چرایی، چیستی و دستاوردهای آن بپردازیم.
خداوند در آیه 46 سوره مبارکه انفال می فرماید: «از خدا و رسول او فرمان بريد و با هم كشمكش مكنيد كه سست مى شويد و شُكوه و اقتدارتان از بين مى رود و شكيبا باشيد كه خداوند با صابران است»
علاوه بر آیات متعددی از قرآن که بر اهمیت مسئله صبر و برکات آن همچون دوست داشته شدن انسان صابر از جانب خدا تاکید و تصریح دارند، در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) نیز که تفسیر کلام وحی است بر صبر تاکید بسیار شده و برکات فراوانی برای آن برشمرده می شود.
پيامبر خدا (ص) می فرمایند: «شكيبايى بهترين مركب است. خداوند به هيچ بنده اى روزي اى بهتر و فراختر از صبر نداده است.»
همان حضرت (ص) فرموده اند: «شكيبايى، سر پناهى در برابر گرفتاري ها است و ياور در برابر مشكلات است.»
علاوه بر این، صبر دارای چنان جایگاهی در زندگی آدمی است که از آن به سر در بدن تشبیه می شود یعنی هدایت کننده امور حیات است.
امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرمایند: «صبر در كارها ، به منزله سر در بدن است. همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن فاسد مى گردد، صبر نيز هر گاه از كارها جدا شود، كارها تباه مى گردد.»
این جایگاه مهم برای صبر در زندگی قطعا برای دستاوردهای بزرگی است که با خود به همراه دارد که معصومان (ع) به آنها تصریح داشته اند.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «صبر در برابر دردِ اندوه ها، موجب دست يافتن به فرصت ها مى شود.»
و نیز فرموده اند: «شكيبايى، بينىِ دشمنان را به خاك مى مالد.»
ایشان همچنین می فرمایند: «خرد، دوست آدمى است و بُردبارى، دستيار او و مدارا، پدرش و صبر از بهترين لشكريانش.»
و نیز از امام علی (ع) روایت است که فرمودند: «با شكيبايى خواسته ها دست يافتنى مى شوند.»
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «با شكيبايى، انتظار گشايش مى رود و كسى كه پيوسته درى را بكوبد [عاقبت] آن در به رويش باز مى شود.»
امام صادق (ع) فرموده اند: «هر يك از شيعيان ما كه گرفتار شود و شكيبايى ورزد، اجر هزار شهيد دارد.»
البته مرور روایات و سخن معصومان (ع) نشان می دهد که صبر درجات و مراتبی دارد.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «برترين صبر، صبر بر تلخى مصيبت است.»
و نیز می فرمایند: «برترين شكيبايى، شكيبايى كردن در برابر چيزى است كه محبوب [دل] است.»


پی نوشت ها:ش
غررالحکم
بحارالانوار
میزان الحکمه
منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 2389
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394

ما از درگاه الهى حاجت تو را خواستیم [انشاءاللَّه] به زودى دو پسر نیكوكار روزیت خواهد شد.‌

16رجب روز بزرگداشت عالم جلیل القدر شیعه مرحوم شیخ صدوق نام گذاری شده است.
این عالم برجسته شیعی خالق آثار بسیاری است که برجسته‌ترین آنها «من لایحضره الفقیه» است و به عنوان یکی از منابع چهارگانه حدیثی و فقهی.
كتاب «من لایحضره الفقیه» تألیف شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى (متوفی 381 ه. ق)، از چهره هاى برجسته علماى شیعه در قرن چهارم هجرى مى باشد كه بر اثر دعاى حضرت حجّت علیه السلام متولد شده است.
این كتاب كه امروزه در 4 جلد به مشتاقان عرضه شده، مجموعه اى از روایات اهل بیت (ع) درباره مسائل فقهى و احكام شرعى و مسائل مورد نیاز عموم را در خود جمع كرده است.
شیخ صدوق در این كتاب، روایاتى را كه از دیدگاه خود صحیح و معتبر بوده جمع آورى نموده. او در این مورد مى گوید: من در این كتاب فقط روایاتى را نقل مى كنم كه آنها را صحیح و معتبر مى دانم و به آن فتوا مى دهم و عقیده دارم كه میان من و خداوند حجت است.‌ (1)
این كتاب، عظیم ترین و ارزشمندترین اثر شیخ صدوق از میان بیش از 245 كتاب او مى باشد و یكى از مهم ترین منابع روایى شیعه و از كتاب های أربعه محسوب مى شود كه در طول 9 قرن گذشته محل مراجعه فقها، دانشمندان و سایر مشتاقان معارف اهل بیت (علیهم السلام) بوده،  به طورى كه هیچ مجتهد و محققى از رجوع به آن بى نیاز نیست. (2)
«من لا یحضره الفقیه»، در عین حال كه براى خواصّ، مجموعه اى فقهى است، نكته هاى اخلاقى، تربیتى، عقیدتى، تاریخى و درس هاى زندگى فراوانى در بر دارد كه همانند گوهرهایى ناب در این گنجینه معنوى جلوه نمایى مى كند كه آشنایى با آنها براى عموم مردم به ویژه مبلّغان دینى مفید و راهگشاست.
در این مجموعۀ گرانقدر، 5963 حدیث، گرد آمده كه 3913 حدیث، مُسْنَد و 2050 حدیث، مُرْسَل مى باشد. فقهاى بزرگ ما به مرسلات صدوق همانند مسنداتش در این كتاب اعتماد كرده و عمل مى كنند.
شیخ صدوق در مورد انگیزه خود از تألیف این كتاب مى گوید: در مسافرتى كه به سرزمین بلخ داشتم با یكى از اولیای خدا آشنا شدم. رفاقت با او احساس آرامش، شادمانى، فرح و نشاط خاصّى را براى من فراهم مى نمود؛ چرا كه وى فردى متّقى، متعهد، عالم به احكام دین و معروف به «سید نعمت» بود. «سید نعمت» روزى به من گفت: «محمد بن زكریاى رازى» براى كسانى كه در موقع احتیاج به طبیب، طبیب در دسترس ندارند، كتابى در علم طب نگاشته و آن را «من لا یحضره الطبیب» نام نهاده است؛ آن كتاب در موضوع خود با وجود حجم كم، جامع و وافى و كافى و پرفایده است و همگان در حدّ نیاز خود از آن بهره مند مى گردند؛ و از من خواست كه من هم كتابى در موضوع فقه ، شرایع و احكام به گونه اى جامع و كامل بنویسم و نامش را «كتاب من لا یحضره الفقیه» (كتاب براى كسانى كه به فقیه دسترسى ندارند) بنامم. (3)

موضوعات كتاب
مسئله آب ها و بهداشت فردى و اجتماعى، نماز، روزه، زكات و سایر مسائل مالى، احكام قضاوت و دادگسترى و شرائط قاضى، انواع مشاغل، مكاسب و معاملات، احكام ازدواج و طلاق و سایر مسائل خانواده، احكام ارث و میراث، حج و سفرهاى زیارتى و آداب سفرهاى واجب و غیرواجب، بحث گناهان كبیره و صغیره، حدود و مجازات هاى شرعى، وصیت و... از موضوع های مطرح شده در این كتاب گرانسنگ مى باشد.

نظر بزرگان
علامه بحرالعلوم بعد از تجلیل فراوان از مقام بلند شیخ صدوق مى گویند: برخى از اصحاب بزرگوار ما احادیث كتاب «من لا یحضره الفقیه» را بر سایر كتب أربعه مقدم مى دارند و این به علت این است كه:
1. مؤلف آن حافظۀ قوى و كم نظیرى در زمینه حفظ احادیث داشته است؛
2. بعد از كتاب كافى و با تأملات بیش ترى تدوین شده است؛
3. شیخ صدوق صحت روایات آن را تضمین كرده. به همین دلائل، مراسیل آن را همانند مسانید پذیرفته اند. (4)

مشیخة الفقیه
شیخ صدوق در آخر این كتاب، بخشى را به نام «مشیخة الفقیه» آورده و در آن اسناد خود را بیان كرده؛ به این صورت كه در متن كتاب فقط نام راوى اولى را كه روایت را از امام (ع) نقل مى كند، آورده و در بخش «مشیخه» سند خود را به آن راوى نقل مى كند تا روایات از حالت ارسال خارج شده و مُسند شوند.
این بخش از كتاب بسیار مورد توجه علماى شیعه قرار گرفته و شرح هاى فراوانى نیز بر آن نگاشته اند كه خود از منابع غنى و پربار علم رجال به شمار مى آید. «ترتیب مشیخه من لا یحضره الفقیه» نوشته صاحب معالم از معروف ترین آنهاست.

نگاهى كوتاه به شخصیت مؤلّف
شیخ صدوق شخصیتى است كه به دعاى امام زمان (علیه السلام) متولد شد. نجاشى، شخصیت نگار برجسته در این باره مى نویسد: پدر صدوق صاحب فرزندى نشده بود؛ به محضر امام (ع) نامه نوشته و التماس دعا كرد. از ناحیه مقدسه برایش پاسخ آمد كه: «قَدْ دَعَوْنَا اللَّهَ لَكَ بِذَلِكَ وَ سَتُرْزَقُ وَلَدَینِ ذَكَرَینِ خَیرَین» (5) ما از درگاه الهى حاجت تو را خواستیم [انشاءاللَّه] به زودى دو پسر نیكوكار روزیت خواهد شد.‌
محمد بن على بن بابویه «شیخ صدوق» در سال 306 ق. در شهر مقدس قم متولد شد و در سال 381 ق. در شهر رى وفات یافت. او در عرصه علم و دانش به درجه اى رسید كه موافق و مخالف را به تحیّر واداشت.
شیخ طوسى در معرفى شیخ صدوق مى گوید: او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، كاملاً آگاه و در عرصۀ احادیث، نقادى عالى مقام به شمار مى آمد. در میان بزرگان قم از نظر حفظ احادیث و كثرت معلومات، مانند نداشت و در حدود سیصد كتاب نوشته است.‌ (6)
 


پی نوشت ها:
1) من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، دار الاضواء، بیروت، 1413 ق، ج 1، ص 90.
2) مقدمه من لا یحضره الفقیه، حیاة الرئیس المحدثین، جمعى از محققین، ص 58.
3) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 90.
4) الفوائد الرجالیه، سید بحرالعلوم (سید مهدى طباطبائى)، نشر مكتبة الصادق، تهران، 1363 ش، ج 3، ص 300.
5) رجال نجاشى، احمد بن على نجاشى، نشر جامعه مدرسین، قم، 1407 ق، ص 261.
6) الفهرست، شیخ طوسى، نشر المرتضویه، نجف، ص 156.
ماهنامه آموزشی مبلغان شماره 110. عبد الكريم پاك ‏نيا
 

منبع:حوزه

:: بازدید از این مطلب : 2320
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394

آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سئوالی در خصوص وظیفه مادران در دوران بارداری، دستورات مستحبی برای نیک بودن فرزندان را بیان کردند.

آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سئوالی در خصوص وظیفه مادران در دوران بارداری، دستورات مستحبی برای نیک بودن فرزندان را بیان کردند.

متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است؛

سوال: مادری که باردار است چه کارهایی را باید انجام دهد تا فرزند خوب و صالح و خداشناس نصیب او شود؟

 

پاسخ معظم‌له:

۱- در هنگام بارداري حالات مادر تأثير بسزائي روي جنين دارد، براي اينكه انشاءالله فرزند صالح و باخدائي داشته باشيد در درجه اوّل از انجام معاصي و گناهان پرهيز نمائيد.

۲- واجبات را انجام دهيد. براي صلاح فرزند خود از همين ابتداء دعا كنيد.

۳- هر روز مقداري از قرآن تلاوت نمائيد.

۴-صبحها بعد از نماز صبح و شبها قبل از خواب ۱۱ مرتبه سوره توحيد را بخوانيد و ثوابش را هديه كنيد به محضر امام زمان عليه السلام.

۵- هر روز صبح دعاء عهد را بخوانيد.

۶-حتي الامكان خواندن سوره « يس » در هر روز ترك نشود و ثواب آن را در هر روز به يكي از ۱۴ معصوم علیهم السلام هديه کنيد.

 

پی نوشت:

(استفتاء/۱۰۶۷۰)

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 2204
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران