میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 103
:: باردید دیروز : 318
:: بازدید هفته : 1918
:: بازدید ماه : 7124
:: بازدید سال : 13244
:: بازدید کلی : 13244
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم پنجمین روز ماه مبارک رمضان از نماز ظهر و عصر با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و حجت الاسلام انصاریان در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد.

گزیده از سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید

_ این که ما عمل خود را می بینیم دلیلش این است که عمل ما در این دنیا آخرت ما را می سازد. انسان ها از اعمال سوءشان بدشان می آید. در سوره مبارکه آل عمران آمده است که روزی هر انسان و موجود زنده ای که محشور می شود  عمل خوب و بدش را می یابد. آن هایی که عمل بد انجام دادند آرزو می کنند ای کاش بین عمل بد و ما فاصله ای بود. ما در گرو اعمال خود هستیم و هیچ تردیدی هم در آن نیست.

_ در سوره مبارکه غافر آیه 40 آمده است که آن چیزی که قیامت ما را می سازد عمل صالح است.  کسی که عمل صالح انجام می دهد فرقی نمی کند که زن باشد و یا مرد باشد .  بهشت من و شما را عمل صالح می سازد. عذاب قیامت سنگین است. 

_ بنا به فرمایش امام صادق(ع) بسیاری از اعمال در پیشگاه حق رد می شود اما خدا ارحم الراحمین است. جایگاه انجام عمل صالح دنیا است. ترک دنیا در مکتب پیامبر عظیم الشأن معنی ندارد اما کیفیت زندگی در دنیا نقشه و دستور دارد.

_ طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین(ع) مؤمن کسی است که دو روزش یکی نباشد. در نصیحت لقمان به پسرش آمده است که پسرم در دنیا دنبال درآمد به اندازه کفایت باش. پسرم دنیا را به آخرت نفروش. صددر صد دنیا را ترک نکن.

 

گزیده از سخنان حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان را بخوانید:

 

_ حضرت ابراهیم از خداوند خواست که می خواهم کیفیت زنده شدن مردگان را با چشم خود ببینم. تا دلم آرامش پیدا کند. چگونه زنده کردن در اختیار خداوند است. اطمینان نسبت به حقایق عالم از اعظم نعمت های پروردگار عالم به بندگان مؤمنش است. تردید و شک و دودلی نسبت به حقایق اگر برطرف نشود ما را در مرز شقاوت دنیا و آخرت قرار می دهد.

_ از امام باقر (ع) راجع به اطمینان و آرامش دل مطلب مهمی آمده است. ایشان می فرماید من با پدرم زین العابدین از مدینه به نجف آمدیم. آن زمان قبر امیرالؤمنین(ع) مخفی بود. غیر از اهل بیت کسی از جای قبر نداشت. پدرم کنار قبر این زیارت را خواند که دو سه خط بیشتر نیست. امام سجاد بعد از السلام علیک وارد گدایی عاشقانه حکیمانه از پروردگار می شود(1).

_با توجه به اینکه انبیاء خدا و ائمه تا آخر عمر دست گداییشان به طرف خدا دراز بود معلوم می شود انسان یک موجود گسترده ای از نظر باطن است که گسترده تر از او در عالم وجود ندارد. انبیا و ائمه چیزی را می خواستند که یقین داشتند خدا برآورده می کند و وجودشان گنجایش گرفتن آن را دارد.این گستردگی انسان است.

_ قرآن یک اسم قیامت را یوم الحسرة بیان می کند که در آن روز تمام خوبان عالم حسرت می خوردند از این که جا داشتند و خود را پر نکردند و بدها هم حسرت می خوردند که چرا سر این سفره ننشستند. ائمه ما دعا را افضل عبادت و صلاح مؤمن بیان می کنند . دعا گره ای است که خدا با قدرتش محکم به قضا و قدر انسان زده است. این عظمت دعا است.


:: بازدید از این مطلب : 1834
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم شب ششم ما مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام نخچی و مناجات خوانی حاج مهدی سماواتی در حسینیه آیت الله حق شناس برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام نخچی را بخوانید:

_ در قرآن کریم می فرماید که هر چه ثواب است به صبر انسان می دهند. قرآن ثواب را اجر صابران می داند. صبر مقاومت نفس است. این ها عالم مفاهیم است. صبر یک حقیقت در عالم دارد. تمام معارف دین و فضائل اخلاقی غیر از این که یک مباحث اخلاقی دارند، یک حقیقتی هم در عالم دارند که اگر جان ما از آن حقیقت فضائل اخلاقی بهرمند نشود این گفتن ها و شنیدن ها فایده ای ندارد. این گفتن ها و شنیدن ها باید مقدمه رسیدن به این حقیقت باشد.

_ انسان صابر جانش از این حقیقت بهرمند می شود و صبور می شود. راه رسیدن به این فضایل اخلاقی التزام به احکام شرعی است. راه دیگری وجود ندارد. یکی از خصوصیات دوران و روزگاران ما این است که دستورالعمل های قلابی و فریبکارانه زیاد است و همه ادعا می کنند که می توانند یک زندگی برتر را برای ما بسازند.

کسانی که در مکتب امام صادق(ع) کار کردند و زحمت کشیدند راه رسیدن به معارف انسانی و رشد اخلاقی را التزام به احکام شرعی می دانند . ما در این احکام شرعی بندگی را به خدا نشان می دهیم و در سایه این بندگی جان ما رشد می کند و وجود ما از فضایل بهره مند می شود.احکام را نباید سرسری و دست کم گرفت. جایگاه احکام شرعی در زندگی ما بسیار والا است.

_ ما انسان ها دو نوع رشد داریم که یک رشد طبیعی است و مانند سایر حیوانات است و دست خود ما نیست. این رشد به طور منظم حرکت می کند و مراحل رشد را انسان طی می کند. اما یک رشد انسانی داریم که در اختیار خود است. هر کس هر چقدر که بخواهد و برایش هزینه کند به آن می رسد که این مهم تر است.

_ برای رسیدن به این رشد باید از عمر هزینه کرد و لااله الاالله را در زندگی پیاده کرد . باید به خدا متعال آری گفت و به غیر خدا باید نه گفت. این اطاعت و بندگی باعث می شود انسان در مسیر انسانی رشد کند.این دارویی است که انسان باید در تمام عمر مصرف کند و محدود به زمان مشخص نیست.

_ انسان ها یک بار پا به دنیا می گذارند و یک بار زندگی می کنند و در مسیر این زندگی کردن هم اختیار وجود دارد. وعده های زیبا و حقی که به مؤمنین داده شده برای کسانی است که به این سبک زندگی می کنند و این راه را طی می کنند. آنها این راه را انتخاب می کنند و پایش می ایستند و هزینه می کنند. هزینه این راه هم این است که از چیزی که رضای خدا در آن نیست خودداری می کنند. 


:: بازدید از این مطلب : 1719
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

 

دانلود فایل روضه حاج مهدی سلحشور

دانلود فایل غزل سلام ماه مبارک سلام ماه خدا / حاج رحمان نوازنی

دانلود فایل روضه حضرت زهرا سلام الله علیها / حاج رحمان نوازنی

دانلود فایل زمینه / از بارون زنده میشه زمین / حاج رحمان نوازنی

دانلود فایل زمینه بسیار عالی / ماها به نابودیه یهود ایمان داریم ، کنار رهبرمون صدتا سلمان داریم / حاج رحمان نوازنی

دانلود فایل شور / کربلائی میثم رعیتی

 

منبع: نوای کرب و بلا


:: بازدید از این مطلب : 2020
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 30 خرداد 1394

حاج منصور ارضی؛

 

مرگ برای کسی که بندگی خدا را کرده ناگهانی نیست

در خطبه 188 نهج البلاغه از مولایمان امیرالمومنین علیه السلام، حضرت می‌فرمایند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" ، حضرت یاد مرگ را سفارش می‌کنند چون یک مسیر انتقالی است و انسان بعد از مرگ انتقال پیدا می‌کند به عالمی دیگر و این یاد مرگ اگر در غفلت بگذرد، مرگ ناگهانی می‌شود لذا می‌بینید دیگر در اعلامیه‌ها می‌زنند ناگهانی یا ناکام. ولی برای کسی که بندگی خدا کرده کام برده ناگهانی هم نبوده چون همیشه به یاد خدا بوده است. در روایت هم دارد که وصیتتان را بنویسد و همیشه همراه داشته باشید، بعضی‌ها فرمودند زیر سرتان قرار دهید یا سفارشاتی را به خانواده و دوستان بکنید، سفارش کردن و وصیت قسمتی از یاد کردن مرگ است، در قبرستان بروید بدانید آنجا جایگاه من و تو هم است حالا دور یا نزدیک. واقعا بعضی‌ها غفلتشان خیلی زیاد است. در بهشت زهرا سلام الله علیها هم می‌بینی بعضی‌ها اصلا حواسشان نیست که کجا آمده اند. شما یک جور غفلت دارید من هم یک جور غفلت دارم، اما یکی اصلا برایش مهم نیست اگر بمیرد با حجاب است یا بی حجاب چون اصلا مرگ را آنگونه که خدا و قرآن می‌گوید قبول ندارد و بعد هم مثلا به تعبیر خودشان می‌گویند فلانی تصادف کرد مرد.

 

مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد

حضرت خودشان به ما وصیت کرده اند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ" ذکر مرگ مثل یاد آوری است. نماز کی باید بخوانیم؟ ماه رمضان کی باید با خدا حرف بزنیم؟ انفاق کی باید بکنیم؟ الان شب ها با اینکه عزیزان اطلاع می‌دهند ولی باز هم حواس‌ بعضی‌ها نیست. پول برای صدقه و جهیزیه باید بدهی حالا هر کدام که قسمتت باشد. با این پول هایی که جمع می‌شود هم  گرهی باز می‌کنیم هم حواست هست می‌دانی که این کاری که می‌کنی موقع مرگ یک امتیاز داری. کسی که صدقه می‌دهد کسی که انفاق می‌کند کسی که برای جهیزیه پول می‌دهد کسی که کار یک مومن را راه می‌اندازد همه اینها جمع می‌شود هنگام مرگ، همان طور که گناهان جمع می‌شود و اثرش را می‌گذارد. برای کسی که توبه نکرده هنگام مرگ گناهانش همه در مقابل او حاضر می‌ شوند. حضرت می‌فرمایند سعی کنید که غفلتتان را کم کنید"وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" آدم غفلت می‌کند اما کمش کنید. خیال کن نماز آخری است که خواندی، خیال کن شب آخری است که آمده ای، خیلی از دوستان یادشان بخیر از دنیا رفته اند، بودند در ماه رمضان سالهای قبل از اینجا برگشتند تصادف کردند مردند. مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد، سال و ماه و روز مرگ قوانینش دست خداوند است و بعد حضرت عزرائیل است.

 

یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد

حضرت می‌فرمایند: "وکَیفَ غَفلَتُکُم عَمّا لَیسَ یُغفِلُکُم" چگونه شما یادتان می‌رود؟ از چیزی غافل می‌شوید که نباید شوید. و سریعا این کار عمل می‌شود امروز نه فردا، فردا نه یک روزدیگر. "وطَمَعُکُم فیمَن لَیسَ یُمهِلُکُم" و چگونه طمع می‌ورزید در صورتی که هیچ وقت فرشته‌ی مخصوص اشتباه نمی‌کند و به شما مهلت نمی‌دهد حالا شما هر جایی که باشی. وقتش که برسد روح از بدنتان جدا می‌شود، نمی‌شود بگویی اجازه بده ما نمازمان را بخوانیم بعد جان ما را بگیر. به خاطر همین حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند: یک عده ای چشمشان باز است و می‌میرند و یک عده ای با چشم بسته می‌میرند یک عده ای یک چمشان باز است به همین اندازه که چشم دوم را ببندد اجازه نمی‌دهد عزرائیل. حالا بگو مگر این جوان چه کرده بود که باید الان بمیرد؟ این پیر چه کرده؟ یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد. کسی که می‌گوید یاد مرگ انسان را به انزوا می‌کشاند نمی‌فهمد چون با مرگ داری مهلتی که داری را می‌بینی "بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ"(سوره لقمان آیه 34) جزء علم خداست. وقتی کسی همیشه یاد مرگ است همیشه آماده است هیچ چیزی را جمع نمی‌کند. الان بعضی‌ها چندتا خانه دارند؟ چندتا ویلا دارند چندتا مغازه دارند؟ به چند نفر کمک کرده اند؟ بعضی‌ها سفره پهن می‌کنند برای دنیا، اما تو می‌آیی اینجا برای آخرتت سفره پهن می‌کنی حالا از فردا شب که ابوحمزه می‌خوانیم می‌گوییم "جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی" تو برای آخرت سفره پهن کردی امیدی زیبا نه امید و آرزوی واهی.

 

مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد

حضرت می‌فرمایند که: باید برای مرگ همیشه آمادگی داشته باشید. کسی که آماده است کار می‌کند، معلم است خوب درس می‌دهد، مداح است خوب می‌خواند، بی دلیل وقتش را نمی‌گذراند . الان خیلی‌ها دشمن مداح هستند. دوستانی دور او را می‌گیرند و مداح را زمین می‌زنند و آلوده می‌کنند و فضای گناه برایش تهیه می‌کنند، اینها خیلی خائن اند، مداح هم باید حواسش جمع باشد، مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد. کی گفته هرکسی تو را هر مجلسی دعوت کرد باید بروی؟ دروغ است که می‌گویند فردای قیامت دامنت را می‌گیرند. هر کاری می‌کنیم عزرائیل بالای سرمان است ببیند امشب نوبت کیست، همه را می‌بیند ولی همه بی خیال اند. آدمی که یاد مرگ است هیچ وقت بی خیال نیست، چه کار می‌کند؟ نمازهایی که قضا شده را می‌خواند، استغفار می‌کند، انفاق می‌کند. خدا شاهد است زمان طاغوت یک آقایی از قم تشریف می‌آورد سی شب ماه رمضان. سی شب برنامه اش که تمام شد در راه برگشت در نزدیکی قم تصادف کرد مرد. شخصی که مامور بود بالا سرش آمده بود گفت این حتما منبر بوده پول دارد جیب هایش را خالی کنیم، برای یک ماه سی تومان به او داده بودیم. وقتی هرکسی پولش را در جیبش گذاشت و به یاد مرگ هم نباشد می‌گوید نگه دارم شاید فردا به دردم بخورد.

 

این شبها برای بیدار شدن است

یاد مرگ جوان و پیر و بچه ندارد، کسی که مانوس با مرگ است قشنگ کار می‌کند و این علامتش است، اما آن که می‌گوید مرگ ما را به انزوا کشانده و دیگر دستمان به کار نمی‌رود این معنی مرگ را نفهمیده، چون مرگ را امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند انتقال است از این دنیا به آن دنیا. هرکه باشی به هرجا برسی آخرین منزل هستی این است. خلاصه این شبها برای بیدار شدن است نه بیدار بودن. بیداری در یازده ماه دیگر است. واقعا خوب درس بخوانید و خوب تلاش کنید چقدر مقام معظم رهبری درباره‌ی جوانان سازنده صحبت کرده اند. واقعا مرگ برای ما سازنده است. سیری است که باید برویم. اما امشب که شب توسل به امام زمان علیه السلام هست و دقت داری و می‌دانی که شب سوم است که خیلی برای ما عزیز است و خیلی‌ها گره کارشان باز می‌شود توسط کسی که گرچه سه سالش بود و مادر نداشت و عمه اش بزرگش کرد اما آنقدر مقام داشت و اهل مبارزه بود که هر چه یزیدیان ساخته بودند او با یک ناله اش خراب کرد و بدان دست پربرکتش دل میلیون‌ها انسان را آباد کرد و آباد می‌کند، خانم خیلی بزرگوار و عزیز است.

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب سوم ماه مبارک رمضان



اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

باز هم توبه کنان پشت درت آمده ام

شب به امید عطای سحرت آمده ام 

نظری کن که پی یک نظرت آمده ام 

نفس آلوده به سوی گذرت آمده ام

 

یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم

زشت این است رخ از روی تو برگردانم

 

نعمتم دادی و با نعمت تو بد کردم 

مهلتم دادی و تقصیر مجدد کردم

لطف کردی عوضش غفلت بی حد کردم

بارها آنچه ز من بر نمی‌آمد کردم

 

چه کنم عذر مرا گر نپذیری امشب 

کاش از این بی سرو پا دست بگیری امشب

 

چشم من خشک شده حال بکا نیست که نیست

جرأت معصیتم هست، حیا نیست که نیست

دست بی خیر مرا اذن دعا نیست که نیست 

خبری در دلم از نور خدا نیست که نیست

 

تا بخواهی تو در این قلب هوس هست که هست

حس وابستگی ام بر همه کس هست که هست

 

بار عام از تو رسیده است که دعوت شده ام 

یکی از سفره نشینان ضیافت شده ام

خوب شرمنده این رسم رفاقت شده ام 

باز بد جور هوایی زیارت شده ام

 

کربلا قبله دلهاست دلم تنگ شده! 

شاهد حال من آقاست دلم تنگ شده

 

پدری آمده آرام کند دختر را 

زینب اینجاست که بوسه بزند حنجر را 

آمده زنده کند خاطره مادر را 

آخر دم رفتن زده محکم گره معجر را

 

چقدر خواسته با گریه از او، تا نرود 

می دود پشت سر شاه که تنها نرود

 

............................................................................................


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

گر مصیبت اعظم است اغراق می‌خواهد چه کار؟ 

با تصور می‌کشد، مصداق می‌خواهد چه کار 

گیرم آمد ابری از فصل کبودی بررخش 

ذات خورشید است او، اشراق می‌خواهد چه کار 

از دویدن‌های پی در پی میان سلسله 

او خود افتاد از نفس، شلاق می‌خواهد چه کار 

عنچه ای که با نسیمی ساقه اش خم می‌شود 

ضربه‌های بی هوای ساق می‌خواهد چه کار

شوق سوغاتی ندارم ای پدر زحمت نکش 

موی از دم سوخته سنجاق می‌خواهد چه کار


:: بازدید از این مطلب : 1788
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 30 خرداد 1394

مراسم شب سوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ در هیچ زمانی و موقعیتی خودتان را مستغنی از نکات اخلاقی ندانید و پیوسته در حال یاد گرفتن نکات اخلاقی باشید. شاید عمل کوچکی برای شما درس اخلاق شود. شأن معصومین بالا است. هر کسی در هر شرایطی باشد و هر مقامی داشته باشد را نباید با معصوم مقایسه کنید.

_ برای پر کردن خلأ درون باید به فوق متخصص مراجعه کرد. استاد طریق را کسی نمی تواند تشخیص دهد. انسان باید از خدا مدد بگیرد  و از معصومین یاری بخواهد تا در مسیر اخلاق کسی را نشان ما دهند.

_ قرآن می فرماید در مسیر سیر الی الله متوسل به وسیله شوید. اهل بیت(ع) وسیله هستند. پیش هر کسی نباید رفت و هر برنامه ای را نباید اجرا کرد و هر ذکری را نباید گفت.  اگر در زدید و در بر روی شما باز نشد ناامید نشوید. در گدایی سمج باشید. خدا که به انسان نگاه کند انگار دنیا را به او داده است.

_ برای امتحان معرفت که اگر سمج باشید فوق رحمت گیرتان می آید. این ها خاندان کرم هستند. سمج باشید تا در بر روی شما باز شود. معرفت هر چه از طریق سخت تر به دست بیاید قدرش بیشتر است. در این وادی اگر مقداری سماجت داشته باشید خودشان دست شما را می گیرند.

_ اگر دائم الذکر باشید دل محکم می شود. زیارت عاشورا و نماز اول وقت ذکر است. دل انسان هر جایی نمی شود. اگر احساس کردید که دلتان می لرزد ذکر بگویید. از خدا بخواهید که ما را محتاج مخلوق نکند. خدا را داریم همه چیز داریم و هیچ غمی نداشته باشیم. همه چیز را از خدا بخواهیم. خدا دل ها را به سمت آدم معطوف می کند. خدا همه کاره است به دنبال راه های بیهوده نروید.

_ یکی از مصادیق ذکر کثیر تسبیحات حضرت زهرا است که خیلی مؤثر است. معصوم می فرماید تعجب می کنم از کسی که گرفتار است و متوسل به ذکر یونسیه نمی شود. که این ذکر برای ظلمات شب است. هر چه قدر می توانید بگوید. برای بهترین ذکر وقت بگذارید. اول نماز اول وقت و بعد قرآن بهترین ذکرها هستند. با ذکرها مأنوس باشید.


:: بازدید از این مطلب : 2592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 30 خرداد 1394

مراسم شب اول ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

 گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ برای پیشرفت و سلوک و نیل به هر مطلبی چه در امور مادی و چه در امور معنوی افراد باید از دو مورد بهره ببرند. اول داشتن برنامه جامع و کامل و هدفمند و دوم الگوی مناسب. بدون بهره بردن از این دو مطلب رسیدن به مطلوب و این که انسان در امور معنوی از ولایت شیطان خارج شود و به ولایت حق دربیاید به طور یقین ممتنع است.

_ ثمره برنامه جامع و کامل و هدفمند این است که انسان را از تحیر نجات می دهد. انسان بی برنامه مبتلا به درد چه کنم چه کنم می شود. نشانه این که فرد در وادی سیرالی الله نیست و از برنامه جامع بهره نبرده است تحیر افراد است. دین ما کامل ترین و جامع ترین برنامه را در پیش روی افراد دارد و انسان با بهره گیری از این برنامه ها در این دام ها و آسیب ها قرار نمی گیرد.

_ انسان برای سیر باید تأسی به الگوی مناسب کند. از رهگذر الگو انسان انگیزه برای ادامه طریق پیدا می کند. هر دستورالعملی نمی تواند برای ما قانون زندگی باشد. حیات انسان بالاترین سرمایه است. این سرمایه را باید جایی خرج کند که صددرصد به انسان سود بدهد.

_ عمر انسان می گذرد. ماه رمضان با این روزهای طولانی گرم که در بیان خاتم انبیاء کسی که در روز گرم روزه بگیرد جهاد است. از طرفی به واسطه سختی روزه داری گناه از وجود انسان سوخته می شود و از بین می رود. با این روزه داری انسان می تواند به فکر و تفکر بپردازد.

_ انسان باید از برنامه ای استفاده کند انسان را به مدینه فاضله برساند. دستورالعملی برای ما قابل اجرا و اعتناست که اولاً مستند به قرآن باشد و ثانیاً ذیل قرآن مستند روایات باشد. در قرآن دستورالعمل داریم و در روایات هم جامع ترین و کامل ترین سلوک را داریم و با این دستورات نیازی به دستورات از ناحیه غیر نداریم.

_ امیرالمؤمنین(ع) به امام مجتبی(ع) در حکمت 38 نهج البلاغه می فرماید از چهار مطلب غفلت نکن. چهار مطلب به عنوان توصیه و چهار مطلب به عنوان هشدار بیان شده است. ایشان فرمودند که این ها را حفظ کن. مقصود از برکردن نیست بلکه دانستن این دستورات و باور کردن و عمل کردن است.

_ در همه اعصار زندگی معصومین الگو  هستند . یک نقطه ظلمانی در زندگی آنها نمی بینیم. کسانی که طالب سیر هستند در قدم اول باید عطش درونی داشته باشند. بدون این طلب و عطش نمی شود. اگر کسی حالت بی نیازی از روایات و آیات و ذکر به سراغش بیاید شروع گمراهی و ظلالت او است. بعضی ها این عطش را دارند و بعضی ها این عطش را ندارند.

_ در شب اول ماه رمضان از امام زمان(عج) عاجزانه التماس کنیم که برای ما دعا  کنند که دوست آنها باشیم. ماه رمضان ماه مسابقه در مسیر بندگی خداست. با طیب خاطر وارد این ماه باعظمت شوید. هر زمانی که از شبانه روز در خانه مادر را بزنید این در به رویتان باز است. از بانو بخواهیم که دست ما را بگیرد و وارد شهر رمضان کند.


:: بازدید از این مطلب : 1948
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 30 خرداد 1394

مراسم اولین روز ماه مبارک رمضان همزمان با نماز ظهر و عصر در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام علوی تهرانی و حجت الاسلام انصاریان سخنرانی کردند.

  • گزیده از سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید:

_ یکی از صفات فعلی خداوند حکیم بودن است. در بیان معنای حکیم چهار نظریه ارائه شده است. حکیم گاهی به این معنا است که  موجودی که کار زشت و نا شایست انجام نمی دهد. خداوند به این معنا حکیم است. معنای دوم این است که حکمت به معنای شناخت و معرفت حقایق امور است.

_ گاهی شناخت ما به ظواهر امور است و گاهی شناخت به حقیقت است. ذات اقدس چون دارای علم مطلق است دارای شناخت حقایق اشیا هم است پس به این معنا خداوند حکیم است که اینجا حکیم به معنای علیم است.

_ معنای سومی که بیان می کنند این است که حکمت موجب می شود که کاری انجام می دهید دارای دو خصوصیت است که اولاً  محکم است و دوماً برتر است  که خداوند به این معنا حکیم است. خداوند هم دارای کمال و علم مطلق است.

_ در معنای چهارم حکیم که خیلی برای ما مهم است  این است که حکیم کسی است که کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد. هر کاری که انجام می دهد بر اساس برنامه و هدف است. در سوره مبارکه دخان آیه 38 می فرماید که ما بدون هدف خلق نکردیم آنچه در کهکشان ها است.در سوره مبارکه مؤمنون آیه 115 می فرماید که گمان می کنید که ما شما را بیهوده خلق کردیم. و بازگشت شما به سوی ما است.

_ وجود حضرت رضا علیه السلام  فرمودند که اگر پرسشگری سؤال کرد که آیا امکان دارد خداوندی که حکیم است ما را به فعلی تکلیف کند و کاری از ما بخواهد بدون دلیل و این که غرضی در آن وجود نداشته باشد. خداوند حکیم ماه رمضان و نماز و حج و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر را تکلیف کرده است.

_ اگر کسی مبادرت به تکلیف نمی کند یعنی خداوند را در مقام حکیم بودن قبول ندارد و خدا را حکیم نمی داند. خداوند حکیم است. و کار عبث انجام نمی دهد. این که من و شما نمی دانیم دلایل متفاوت وجود دارد. از وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام  آمده است که خداوند خلقتش عبث نیست و مخلوقات را بی جهت خلق نکرده است. بلکه خلق کرده تا قدرتش را ظاهر سازد. و خلقت را وادار به اطاعتش کند تا به واسطه اطاعت خشنودی خدا حاصل شود. خدا را ما را خلق نکرده که سودی ببرد. ما برای خدا کاری انجام نمی توانیم بدهیم.

سه هدف را خداوند از خلقت بیان می کند که این سه هدف در طول هم هستند که به هدف ابتدایی و وسطی و انتهایی معروف است. در سوره نازعات آیه 56 بیان می کنند که ما خلق نکردیم ثقلین و جنیان و انسیان را جز برای عبودیت و بندگی کردن که این هدف ابتدایی خلقت است. در سوره مبارکه ملک آیه 2 آمده است که آن خدای آنچنانی که مرگ و زندگی را خلق کرد تا این که شما را بیازماید و کدام از شما دارای عمل بهتری هستید. که این هدف میانی است.

_ هدف غایی خلقت در سوره مبارکه هود آیه 119 آمده است که مگر کسانی که پروردگار آنها را مورد رحمت قرار می دهد. برای این که مورد رحمت و قرب الهی بشویم ما را خلق کرده است. ما خلق شدیم برای بندگی تا بهترین عمل را انجام داده باشیم و به قرب خدا برسیم. یعنی ما مسافر هستیم و مقصدی داریم. سیر ما در سوره مبارکه انشقاق آیه 6 آمده است که ای انسان تو با تلاشت به سوی پروردگارت حرکت می کنی و او را ملاقات می کنی. کیفیت ملاقات اهمیت دارد.

_یکی از عواملی که مارا کمک می کند در این راه به مقصد برسیم راه شناسی است. در مسیر سیر به سوی حق باید عوامل سیر و موانع سیر را باید شناخت و اگر این شناخت را نداشته باشیم دچار روزمرگی می شویم. یکی از موانع سیر دشمنان انسان یعنی این سه چیز هستند: نفس و شیطان و دنیا.

 

  • گزیده ای از سخنرانی شیخ حسین انصاریان را بخوانید

_  رحمت پروردگار دریایی است که برای هیچ محقق و دردمندی و قایقی کشیدن آب این دریا امکان ندارد. ما هر چه قدر زحمت بکشیم و در آیات و روایات و دعاها تحقیق کنیم گوشه ای از این دریا را به دست می آوریم. که همین مقدار کم حجت کامل پروردگار است.

_ رحمت در قرآن کریم در حدود 276 بار ذکر شده است. وقتی در آیات قرآن دقت می شود این نتیجه را به دست می دهد که رحمت خدا یک شعاع تجلی در کل طبیعت است. قرآن گوشه هایی از این تجلی را بیان می کند که این خیلی شیرین است. تجلی رحمت برای همه انسان ها است.

_ البته انسان ها از زمان آدم تا زمان ما دو گروه شده اند. گروهی این رحمت ارائه شده را پذیرفتند و گروهی هم قبول نکردند و یا باور نکردند. موانع سختی برای خودشان مثل رویکرد مطلق به وجود آوردند و با اختیار و انتخاب خودشان را از پذیرفتن این رحمت محروم کردند.

_ کلمه نظر با روءیت در زبان عرب فرق می کند. روءیت به معنای نگاه معمولی و تماشای اجسام و عناصر است. اما نظر به معنای نگاه کردن با کمک عقل و فکر می باشد. همه مردم عالم روزمره مورچه را می بینند اما دقتی درباره مورچه ندارند. در نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع) به مورچه نظر انداختند  و با این نگاهی که عقل را به همراه داشتند درمورد مورچه خطبه ای را دارند که این خطبه از طریق مورچه آدرس خدا را دارد.

_ در آیه شریفه امر می کند که با کمک عقل و فکر نگاه کنید. اندیشه کردنی که رسول خدا(ص) می فرماید یک ساعت اندیشه کردن درباره خودتان و عاقبت و آخرت خودتان از یک سال عبادت کردن بالاتر است. با یاری عقل به نتیجه ها و جلوه های رحمت خدا نگاه کنید.

_ رحمتی که وقتی از ناحیه مقدس خداوند ارائه می شود نتایج و آثاری دارد که از آثار این رحمت می توان به زنده کردن زمین بعد از مرده بودن خاک اشاره کرد. با حیات نگرفتن زمین خیمه حیات تمام موجودات زنده برچیده می شد. انسان در مقابل مرده بودن زمین زمینگیر می شود که این ها همه آدرس رحمت خداوند است.

_ کارگردان آفرینش دارای رحمت بی نهایت است و هزینه هم می کند و کاری به دین داری و دین نداشتن ما ندارد. خداوند خیلی رحیم است. و الا به واسطه گناهان این رحمت نباید شامل حال ما می شد.

 


:: بازدید از این مطلب : 1575
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 30 خرداد 1394

مراسم شب دوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام مومنی، مناجات خوانی و قرائت دعای کمیل توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج حسین سازور در مسجد ارک برگزار شد.

گزیده از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا" این عبارت نشان می‌دهد به قدرتی که در رحمت هست یک عده ای با آرامش در کنار صالحین خدا قرار می‌گیرند. این نشان می‌دهد که همیشه صالحین با آن بنده‌ی خدا هستند. این معنی همان "مع" است که شما همیشه در زیارت عاشورا می‌خوانید "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ". این که رحمت را بعضی‌ها بیان داشتند اباعبدالله علیه السلام است، این که قسم به رحمت خدا آگاهی کامل بنده است، معرفت بنده است، "اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" یعنی این کسی که این کلام را می‌گوید همه‌ی کل شی را در رحمت خدا می‌بیند و کسی را خارج نمی‌بیند. کلام امیر المومنین علیه السلام است. اما چرا در ماه رمضان اعلام "فَأَدْخِلْنَا" می‌کنی؟ و در مرحله دوم "وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا"؟ این را باید اشاره کنیم.

 

همه عبادات و عزاداری‌های ما برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم

 

در خطبه 188 نهج البلاغه که دیشب شروع کردیم، امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید که چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما امت پیغمبر صلوات الله علیه و آله قرار داد و شما را مشمول رحمت خاص خود کرد. دیگر بالاتر از این؟ ولی شما با معصیت معایب خود را آشکار کردید. به جایی رسیدی که عیب‌های خودت را آشکار کردی اما خدا شما را در رحمت خاص خود قرار داد. شما همین نعمت شهدا را حساب کنید و نه بیشتر، چند هزار شهید پای این انقلاب ما خونشان را ریختند؟ ما قاتل را لعن می‌کنیم"وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ" و به همه شهدا این بیان را داریم مانند همین بیان را نسبت به اباعبدالله علیه السلام داریم. یک نعمت ویژه است اما امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما قرارداد، شما را مشمول رحمت خاص خود کرد اما شما به گناهتان مشغول بودید. ولی باز او پوشاند چون در رحمت هستید، خود پیغمبر صلوات الله علیه رحمت است، امتش هم مورد رحمت قرار می‌گیرند. شما خودتان را در معرض آتش قرار دادید اما او به شما مهلت داد. حالا یک یک نعمت‌ها و رحمت‌ها را خودت بشمار. از وجودت، از زندگیت و یا از فضایی که ساخته شده برایت. همین گناهانی که در خیابان می‌بینید، بی عفتی‌ها، بی عصمتی‌ها، بی حجابی‌ها و روزه خواری‌ها، چقدر درون خودت می‌روی که خدایا من بدم ولی ممنونتم که من را در این رحمت خاص قرار دادی و ولایت امیرالمومنین علیه السلام را شامل حالم کردی. واقعا نمی‌توان امیرالمومنین علیه السلام را وصف کرد فقط ما می‌توانیم بگوییم که من علی علیه السلام را دوست دارم و دنباله رو آقا هستم. همه عبادات و عزاداری‌های ما در ماه رمضان و محرم و صفر برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم.

 

اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام آب می‌خواهیم

 

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا" مقام علیین خیلی بالاست. ما می‌خوانیم شاید به آن هم نرسیم اما آرزویش که اشکال ندارد. حتی آرزوهای ما در ماه رمضان شکلش فرق می‌کند. دیگر چه می‌خواهی؟ از آن دست عباس علیه السلام "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا" اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام می‌خواهیم. او کسی است که تشنگان کربلا را سیراب کرد، اگر هم تشنه بمانند از بزرگ و کوچک تا طفل شش ماهه حاضرند از تشنگی بمیرند اما از دستی غیر از دست عباس علیه السلام آب نگیرند. بعد عاشورا هم اگر دستور امام سجاد علیه السلام و زینب کبری سلام الله علیها نبود هیچ کدام آب نمی‌خوردند. مقامی که ما داریم آرزو می‌کنیم این است که از همان ظرفی که برای طفلان حرم آب می‌آورد سیراب شویم "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا".

 

یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند

 

اما ما کی هستیم؟ آقا می‌فرمایند: چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه شما قرار داد، مانند ولایت، محبت اباعبدالله علیه السلام، نزول پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این عالم و از همه زیباتر نزول امام رضا علیه السلام که در روز ششم این ماه به نیشابور می‌آیند و همه با او بیعت می‌کنند. اینها کم نعمتی نیست "بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" اینجاست که می‌بینیم عالِم وارسته و مراجع تقلید و ولی فقیه این دل سوخته‌هایی که در این عالم هستند که گل سرسبدشان مقام معظم رهبری هستند، همه چیز را زیبا می‌بینند اما من و تو ظرفمان کوچک است زود صدایمان در می‌آید. تااعلام می‌کنند بانوان می‌خواهند به ورزشگاه‌ها بروند بهم می‌ریزی و آن کسی هم که اعلام می‌کند در نفهمی و تاریکی کامل به سر می‌برد. او اصلا نمی‌خواهد با ماه رمضان آشتی کند. یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند، دنبال کمربندی هستند. از مسیر دیگری می‌روند و اصلا نمی‌فهمند در این شهر رمضان چه خبر است.

 

در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی

 

مولا می‌فرمایند: خود را در معرض آتش قرار دادی اما او به شما مهلت داد. "وَ تَعَرَّضْتُمْ لِأَخْذِهِ فَأَمْهَلَکُمْ". ببینید اینکه مهلت به ما داده تا وارد ماه مبارک رمضان شویم اگر استفاده نکنیم همه در معرض آتش قرار می‌گیریم. زود خودت را می‌رسانی به امام حسین علیه السلام همه هم راهش را بلدید تا می‌گوییم الی الله، دلها را روانه می‌کنید کربلا. در دعای شب‌های ماه مبارک بعد از این که مقام‌های بهشتیان و مقربین به اباعبدالله علیه السلام و مقربین به خدا را بیان می‌کنی، می‌گویی: "وَ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ فَاکْتُبْ لَنَا" ، "وَ مَعَ الشَّیَاطِینِ فَلَا تَجْعَلْنَا" یک عده ای هم در این دنیا و هم در آن دنیا مع الشیاطین هستند. تو که همیشه سر به خاک می‌گذاری و می‌گویی "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"، ولی در اینجا بیان می‌شود بعضی‌ها مع الشیاطین هستند. بعضی‌ها شیطانند از شب اول هم مسجد می‌آیند اما هم خودشان را گمراه می‌کنند و هم دیگران را. برای چیست که می‌گوید روزه دار سعی کند اول زبانش را حفظ کند و بعد چشمش و گوش و قلبش را؟ چون گناهان زبان خیلی خطرناک است. دقت کنید که ما با حرکات زشت فقط شیطان را خوشحال می‌کنیم، در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی.

 

همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم

برای برپایی این چنین مراسمی چندین نفر شبانه روزی زحمت کشیدند تا این محفل آمده شود و ما در خانه‌ی خدا بیاییم اما باز می‌آییم و بدون توجه و تغییر می‌رویم و حتی در سحر هم که برای توبه آمدی برای ساعاتی به انقطاع از دنیا نمی‌رسیم. اگر در درونت حتی کم، انقطاع از دنیا نباشد، دشمن از دستگاه امام حسین علیه السلام تو را جدا می‌کند. بعضی‌ها از بس آلوده شده اند نمی‌خواهند دیگر صدای خدا را بشنوند. ضیافت الله صاحب دارد و صاحب آن خود خداست و در این ماه ما را صدا می‌زند اما ما جوابی نمی‌دهیم. پس فضایی که امیرالمومنین علیه السلام برای ما قرار داده را باید بفهمیم. چند نفر از این ماه رمضان آدم بیرون می‌روند؟ وقتی کسی خودش نمی‌خواهد به من مداح و واعظ ربطی ندارد. از قبل ورود به مسجد، به نیت توبه و تغییر بیایید. از امام زمان علیه السلام کمک بخواهید و دعا کنید اعمال بد ما را بپوشاند. مردی آمد وارد مسجد شود، شیخ رجبعلی فریادی زد که وارد نشو، شخص همان پشت در مسجد ملتمس شد به اباعبدالله علیه السلام شیخ سرش را پایین انداخت، مرد جلو آمد و سلام کرد، شیخ به او گفت چه کار کردی آن آتشی که تو را در برگرفته بود از بین رفت؟ گفت فقط یک سلام به امام حسین علیه السلام دادم و گفتم آقا آبرویم را بخر. رحمت الله واسعه است حسین علیه السلام. سریعا خدا "مبدل السیئات بالحسنات" کرد طرف یک مرتبه دلش عوض شد. تا لحظه ای قبل کسی دیگر در دلش بود تا متوسل شد اباعبدالله علیه السلام در دلش نشست. همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم.

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب دوم ماه مبارک رمضان


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

به مقامات بیشتر نرسید

نیمه شب آن که پشت در نرسید

 

بُرد آنکس که زودتر آمد

باخت آنکس که زودتر نرسید

 

کل یک هفته غصه خواهدخورد

هرکه وقت کمیل سر نرسید

 

چیزی ازبندگی نفهمیده است

هرکه بر گریه سحر نرسید

 

نان شُبهه به من اثر کرد و

بردلم ازتو یک اثر نرسید

 

همه اش خرج مال دنیا شد

زحمتم سوخت و به ثمرنرسید

 

آنقدر معصیت زمینم زد 

که به من فیض بال و پر نرسید

 

نظرم خیره شد به این و آن

و زآقا به من نظر نرسید

 

تلخ شد کام من ز غیبت ها 

گر به شیرینی شِکر نرسید

 

بی لیاقت شدم ضرر کردم

درد دین هم به این جگر نرسید

 

بهتر آنکه به روی دار رود

سر به خاک نجف اگر نرسید

 

منم و آرزوی کرببلا

به گدا رزق یک سفر نرسید

 

با اسیران دور سر نیزه

بوی آقا رسید سر نرسید

           

............................................................................................

 

از نخل گذر کرد ولیکن پرش افتاد 

دل شوره و رشکی به دل مضطرش افتاد

 

آن تیر که زد حرمله خیر ندیده

در چشم ترش رفته و در پشت سرش افتاد

 

از چهار طرف تیر به هر جای تنش خورد

آن قدر که دیدند همه پیکرش افتاد

 

گفتند ابوالفضل زمین گیر شد و بعد

دل شوره سختی به تن خواهرش افتاد

 

با ناله صدا زد عمو جان کمکم کن

یک مرتبه یک دخترکی معجرش افتاد

 

بالای سرش ام البنین نیست چه بهتر

چون فاطمه آنجا عوض مادرش افتاد


:: بازدید از این مطلب : 2123
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 خرداد 1394

دکلمه ای تقدیم به 175 شهید غواص ، عملیات کربلای 4

لینک دانلود صندوق بیان 

لینک غیر مستقیم


:: بازدید از این مطلب : 2755
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 خرداد 1394

 

به یاد شهدای غواص-بصیرت

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند. و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجودشان باعث توقف حرکت است، صحنه ای عجیب را به نمایش می گذارند! آرام طناب را رها می کردند و خودشان را به امواج اروند می سپردند و می رفتند.

 

 

سکوت وارم و دانی که حرف‌ها دارم

بسا حکایت ناگفته با شما دارم

پر از شکایتم از کربلای چار به بعد

و از شکفتن گل های بی قرار به بعد

مرا مبین که چنین  آب رفته لبخندم

هنوز غرقه امواج سرد اروندم

هنوز در شب والفجر هشت مانده دلم

که از رها شدن دست همرهان خجلم

در این شبانه که غواص درد مواجم

به دستگیری یاران رفته محتاجم

اگرچه دور گمانم نبود دیر شوید

قرار بود شهیدانه دستگیر شوید

جهان همیشه همین است موج از پی موج

گذشتنی است شهیدانه فوج از پی فوج

اگر چه حلقه آن دست‌های خسته گسست

گذشته اند ز دنیا به رقص، دست به دست

زمانه چیست؟ همین هیچ، ازدحام بلاست

زمینه اَتن جامیان جام بلاست

زمین زمینه رقصی است مست و دست به دست

همین میانه میدان، در این مجال که هست

در این جهان که به جز های و هو صدایی نیست

به جز میانه میدان جنگ، جایی نیست

به جز دو راهی تسلیم و جنگ راهی نه

به جز نگاه خدا، هیچ سو نگاهی نه

تویی و قبضه شمشیرت و رهایی ها

وگرنه کاسه چشمی پر از گدایی ها

نه مهربان تری از نطق ذوالفقار علی

بمان چو مالک و عمار او کنار علی

نه رحم می کند آن را که بهره‌اش زخم است

نه زخم می زند آن را که چاره‌اش اخم است

ولی ولی ست ولی تو اسیر دل‌دله‌ای

اسیر خشم و خشوعی، شکایت و گله‌ای

قسم به حرمت عمری که عهد نشکستم

که در شنای جهان با شهید همدستم

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

من از مذاکره با نفس خویش می ترسم

زهول روز جزا پیش پیش می ترسم

نه غیر نفس تو در هستی اژدهایی هست

نه غیر عربده‌ات در جهان صدایی هست

خروش دیو به جز وهم و خوف و خاطره نیست

دلت سکوت کند دیو غیر مسخره نیست

من از بهشتم و شیطان نصیحتی است به من

و هر مواجهه البته فرصتی است به من

مباد این بگذارم به مکر و آن بشوم

در این معامله‌ها مفت رایگان بشوم

اگرچه بزم‌نشینم، به رزم شهره‌ترم

سکوت کرده‌ام، اما به عزم شهره‌ترم

شکوه پنجه رزم حریف ایمانی

به خاکریز ظفر قاسم سلیمانی

دلی مقدس چون تیغ خونچکان علی

و یا نه تیغ بلیغی است چون زبان علی

ز شور زندگی است این که مرگ می‌جوید

مگر به اذن ولی جمله‌ای نمی‌گوید

علی به معرکه هم تیغ در هوا نزده است

به یک فراری هم زخم نابجا نزده است

نه کشته است کسی را که زخم، کافیِ اوست

نه زخم کرده تنی را که اخم، نافیِ اوست

چنین حریفِ ظریفی خدا نصیب کند!

چنین ظریف حریفی خدا نصیب کند!

ز خیمه دل به یکی لانه کبوتر کند

علی که خیمه ابلیس را ز بُن برکند

گذشت و خیمه و خرگاه را به صحرا ماند

پرید و خیمه دنیا ز بال او جا ماند

دلم علی ست، علی ذکر لحظه های من است

چه باک هر چه؟ خدای علی خدای من است

ز بندگان علی پیر ما یکی علی است

به بندگان علی، بنده علی ولی است

منم که بیرق ایثار روی دوش من است

جهان پر از خبر غیرت و خروش من است

به خوان نشسته‌¬ام اما ز هفت خوان رَسته

فریب نان نخورد کاو ز بند جان رَسته

به خوان نشسته‌ام اما به چشم و دل سیرم

نه قورباغه‌ام از هر چه آب و گل سیرم

به غیر لقمه عزت، مرا صلا مزنید

تعارفم به مگر خاک کربلا مزنید

که کربلایی ام و از بلا نپرهیزم

اگرچه راه ببندد یزید و چنگیزم

به  جنگ و حیله و تحریم، من نمی‌شکنم

به هیچ قیمت، قدر وطن نمی‌شکنم

زبان تیغ مرا هوشتان شنیده بسی

ز دست غیرت من گوش تان کشیده بسی

شما کرید و سخن با شما اشاره بس است

برای کور همین سوسوی ستاره بس است

وگرنه سینه من شعله شعله خورشید است

تمام عمر بهارم، که هر دمم عید است

به شوق جلوه آن صبح لایزال خوشم

به بوی آمدنش با همین خیال خوشم

چه بیمِ تیغ شما، آن سوار آمدنی است

سوار آمدنی، غمگسار آمدنی است

مگر نه دستِ تهی، خیمه‌های کِی کندم؟

مگر نَه تان چو مگس از وطن پراکندم

به بانگ وزوزتان باز دل نخواهم باخت

گُلی که یافته¬‌ام را به گِل نخواهم باخت

بهشت مردم شرقم، به غرب کی نگرم؟

دخیل کرببلایم، کجا به ری نگرم؟

چرا که مشق کنم، خط تیغ حرمله را ؟

چرا به گندم ری بازم این معامله را ؟

هزار بار اویسم، یمن یمن عشقم

خیانت و من؟ آخر چگونه؟ من عشقم!

منم که بیرق این مردمان شیفته‌ام

مباد این که ببیند کسی فریفته‌ام

منم که بیرق این خیل منتظر شده‌ام

کجا به بند شوم؟ عطر منتشر شده‌ام!

مرا که شیشه عطرم ز سنگ باکی نیست

هزار نام خدا را ز ننگ باکی نیست

طنین نام خدایم، اذان بندگی‌ام

به هر کجا که دلی هست شور زندگی‌ام

من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده‌نواز

به چشم بستن از این خوان عبور خواهم کرد

به پایداری و ایمان عبور خواهم کرد

که دیده مردم جانباز، دل به نان بازند؟

که شیرهای خطر، نرد استخوان بازند؟

مرا به وعده این، آن شدن محال بود

به یک دو وسوسه شیطان شدن محال بود

به موج‌های شهیدان قسم که می‌مانم

در این خروش خروشان همیشه می خوانم

اگر چه دور، ندارم گمان که دیر شوند

مرا به لطف شهیدانه دستگیر شوند

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

 


:: بازدید از این مطلب : 2306
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران