میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 123
:: باردید دیروز : 318
:: بازدید هفته : 1938
:: بازدید ماه : 7144
:: بازدید سال : 13264
:: بازدید کلی : 13264
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 تیر 1394

 متن حدیث را از کتاب خصال منتشر می کند .
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: وَلِلحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَغتابُ إِذا غابَ وَيَتَمَلَّقُ إِذا شَهِدَ وَيَشمَتُ بِالمُصيبَةِ؛
لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غيبت مى كند، روبه رو تملّق مى گويد و از گرفتارى ديگران شاد مى شود.


:: بازدید از این مطلب : 2007
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 تیر 1394

استاد شیخ حسین انصاریان: خداوند دوازده ماه در تقویم خلقت آفرید، از این دوازده ماه تنها ماهی که در قرآن مجید نام برده شده، ماه رمضان است. بنابراین این ماه ارزش ویژه‌ای نسبت به سایر ماه‌ها برخوردار است، در ادعیه‌ای که رسول خدا (ص) دارند نیز از این ماه بسیار با ارزش یاد شده است.

زمان در ادبیات به نام «ظرف» شناخته شده است، یک روز یا شب، ظرف است که در ظرف روز یا در ظرف شب تحولات عظیم مادی و معنوی صورت می‌گیرد، ماه مبارک رمضان نیز یک ظرف است که خداوند متعال در این ظرف یک مظروف بسیار با ارزش قرار داده است.

درباره ارزش یک شب قدر در قرآن مجید می‌خوانیم: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» این یک شب به لحاظ ارزش، عظمت، اثرگذاری و اثردهی از هزار ماه بهتر است.

در هر صورت تنها ماهی که در قرآن کریم نام برده شده، ماه رمضان است و این رمضان ظرف بالاترین گوهری که پروردگار در این ظرف قرار داده «لیلة القدر» است و هر انسانی که قدر لیلة القدر را بداند،‌ یقیناً به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت خواهد رسید و کسی هم که قدر نداند، شقاوت در پرونده او رقم زده خواهد شد.

اما خود این مظروف یعنی شب قدری که در ماه رمضان و ظرف این ماه قرار دارد باز ظرف گرانبهاترین گوهر عالم آفرینش است که از ازل تا ابد پربهاترین و بالاتر از این گوهر خلق نشده و نخواهد شد و این گوهری که ظرف آن لیلة القدر است، قرآن کریم است.

خداوند می‌فرمایند که ما قرآن کریم را شب قدر فرود آوردیم. قرآن کریم یک چهره علمی دارد که علم‌الله نام دارد بدین سان که پروردگار عالم در یک شب قدر قرآن را نازل کرده است. این قرآن در آسمان بلند علم‌الله در شب قدر بر صفحه لوح محفوظ تجلی کرده و بر این صفحه باقی بوده است تا زمانی که رسول گرامی اسلام (ص) مبعوث به رسالت شده و جبرئیل امین (تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ) واسطه شدند که آیه به آیه و سوره به سوره این قرآن از صفحه لوح محفوظ قرائت شود و ابتدا به قلب مبارک پیغمبر (ص) نازل شود.

خود ماه رمضان با عظمت و با کرامت است اما لیلة القدر خیر برتر است و مظروف یکپارچه قرآن کریم است. این قرآن به قلبی نازل شده که گنجایش آن قلب یقینا از تمام هستی گسترده‌تر است به همین دلیل در روایات نیز آمده که وقتی تمام مردم و هزاران مفسر و دانشمند قرآن کریم وارد قیامت شده آنجا درک می‌کنند که در دنیا چیزی از این قرآن کشف نشده است. 

روایتی هم از اهل سنت به نقل از شیخ سلیمان بلخی حنفی داریم که می‌گوید امیرالمؤمنین (ع) به ابن عباس شاگرد قرآنی خود فرمود که اگر من آنچه از سوره حمد می‌دانم از این هفت آیه برای شما بیان کنم، بیانات من نوشته شود و از جایی به جایی حمل بکنند، هفتاد شتر جوان قوی هیکل را باید بیاورند و نوشته‌ها را بار آن بکنند.

فردی به پیغمبر (ص) عرض کرد که دعا کنید خداوند مرا مستجاب الدعوه قرار دهد، گفت: غذای خود را حلال کن مستجاب‌الدعوه می‌شوی! حتی به او نگفت نماز شب بخوان یا حج برو، بلکه تنها گفت غذایت را حلال کن! حال چه مقدار زندگی خانوادگی امروز ما با قرآن کریم هماهنگ است که اگر اینطور است چرا این همه طلاق و اختلاف داریم؟ چه مقدار از عفت و عصمت زنان و پاکدامنی با آیات سوره احزاب و نور هماهنگ است؟ حجاب الان در کنار قرآن کریم در چه وضعیتی است؟ چه شده که این اندازه مردم قرآن را کوچک کرده‌اند و آن را اندک شمرده‌اند و از عظمت آن انداخته‌اند؟!

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1944
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 تیر 1394

امام جعفر صادق عليه السلام  به شخصی فرمود كه: 
«اى حسين! آيا برادران دينى خود را دوست مى‏ دارى؟» 
عرض كردم: آرى. 
فرمود كه: «به فقراى ايشان نفع مى‏ بخشى؟» 
عرض كردم: آرى. 
فرمود: «بدان و آگاه باش! كه بر تو واجب است كه دوست دارى هر كه خدا را دوست مى‏ دارد. و به خدا سوگند كه به يكى از ايشان نفع نمى‏ بخشى تا آنكه او را دوست دارى. آيا ايشان را به منزل خويش مى‏ طلبى كه ضيافت كنى؟»
 عرض كردم: آرى، چيز نمى‏ خورم، مگر آنكه دو كس و سه كس و كمتر و بيشتر از ايشان با من است.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: «بدان كه فضل ايشان بر تو از فضل تو بر ايشان بزرگ‏تر است».
عرض كردم كه: فداى تو گردم! طعام خويش را به ايشان مى‏ خورانم و منزل و فرش خويش را پايمال ايشان مى‏ گردانم و با وجود اينها فضل ايشان بر من بزرگ‏تر است؟ 
فرمود: «آرى؛ زيرا كه ايشان چون در منزلت داخل شوند، با آمرزش گناهان تو و آمرزش گناهان زن و فرزندان و تابعان تو داخل مى‏ شوند، و چون از منزلت بيرون روند، با گناهان تو و گناهان عيال تو بيرون مى‏ روند».
حضرت صادق عليه السلام می فرمایند:
 «هر كه برادر خود را در راه خدا طعام دهد، آن قدر از اجر از براى او باشد؛ مانند آنكه فئامى از مردم را طعام دهد». عرض كردم كه: فئام چيست و چه قدر است؟ فرمود: «صدهزار نفر از مردمان».
سدير صيرفى روايت كرده است كه: حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كه: 
«چه چيز تو را منع كرده است از آنكه در هر روز بنده‏ اى را آزاد كنى؟» عرض كردم كه: مال من تاب اين را ندارد. 
فرمود كه:
«هر روز مسلمانى را طعام مى‏ دهى، چنان است كه بنده‏ اى را آزاد كرده‏ اى». 
عرض كردم كه:
آن مسلمان توانگر باشد يا پريشان؟ 
راوى مى‏ گويد كه: حضرت فرمود: «به درستى كه توانگر نيز گاهى خواهش طعام دارد».


پی نوشت:
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)، ج‏۳، ص510و511.


:: بازدید از این مطلب : 1866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی و مناجات خوانی حاج محمد رضا غلامرضا زاده و با حضور پیرغلام اهل بیت(ع) استاد حاج محمد ابوالقاسمی در مسجد جامع آستان حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی را بخوانید:

_ خیلی خوب است که از شرکت در این جلسات بهره ببریم. سعی کنید که در هر جلسه یادداشت برداری کنید. الان به دلیل گستردگی علوم و مشکلاتی که می باشد عده خاصی به حوزه می روند. اما در گذشته حوزه رفتن و نشر روایات کار ساده تری بوده است. خیلی خوب است که از هر جلسه یک حدیث تازه و یک قصه تازه را بنویسید.

_ اصحاب امام صادق(ع) همین مردم عادی بودند. یکی از اصحاب و شاگردان امام صادق(ع) عبید الله بن علی حلبی است. اولین کتابی که در شیعه تألیف شده از ایشان است . او از فقهای بزرگ شیعه بود. احکامی که الان در دست داریم از شاگردان امام صادق(ع) به دست ما رسیده است. نسل این صحابی از راویان بوده اند.

_ ماباید آداب دعا را رعایت کنیم و از خدا حاجت بخواهیم. حاجت از خدا بخواهید ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم. حواسمان باشد. ما نمی دانیم خیر و مصلحت ما در چیست. ما جلوی پای خود را نمی توانیم ببینیم چطور می توانیم پنجاه سال بعد را درک کنیم. خیلی مهم است مصلحتی که خدا برایمان رقم زده است را قبول کنیم.

_ ما انسان ها به چند دلیل حاجت هم دیگر را برآورده نمی کنیم.اولین دلیل این است که گاهی ما انسان ها خبر نداریم. دلیل دوم هم این است که گاهی ما خودمان احتیاج داریم. دلیل سوم این است که ما خودمان هم احتیاج نداریم ولی رحم و مروت نداریم. چهارمین دلیل هم این است که خبر داریم و نیاز هم نداریم ولی توانایی نداریم.

_ اما خداوند عالم است و از همه گرفتاری های انسان ها با خبر است. خداوند می تواند همه حاجات را برآورده کند. خداوند قادر است. خداوند بی نیاز و غنی است. خداوند ارحم الراحمین است. اما به دلیل حکیم بودن خدا بعضی از حاجات انسان ها برآورده نمی شود.

_ اگر باور کنیم که خدا مصلحت انسان ها را می داند آرام می شویم. باورهای دینی که در زندگی ها بیاید آرامش به زندگی ها بازمی گردد. وظیفه ای که ما باید انجام دهیم را انجام داده باشیم و کوتاهی نکرده باشیم و باز هم مشکل وجود داشته باشد را به مصلحت خدا بگذاریم. و شکایتی نکنیم. چون خدا قادر و عالم و غنی و ارحم الراحمین است.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2117
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم شب ششم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسین حسینی قمی، مناجات خوانی و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و روضه خوانی توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج ابوالفضل بختیاری در مسجد ارک برگزار شد.

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام حسینی قمی را بخوانید

 

- اوج نا امیدی، نامیدی از رحمت خداوند است و این اولین گناه کبیره است، گناهی است که خداوند می‌فرماید: "وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ )سوره یوسف آیه 87) این شرک را خداوند نمی‌بخشد.

ستر و غفران الهی برای ما اهل مناجات معنایی خاص دارد یعنی بیشتر از آنکه اهل اعتراف باشیم اهل توبه باشیم!

- امام صادق(ع) می‌فرمایند در قرآن وعده هایی برای تائبین وجود دارد که اگر آن را برای نجات همه اهل آسمانها و زمین داده می‌شد همه را کفایت می‌کرد اما وعده‌های قرآن:

وعده اول سوره فرقان آیات 68 تا 70

" وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ " ..."إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ " 

و آنان که با خدای یکتا خدای دیگری نمی‌گیرند و کسی را که خدا کشتنش، راحرام کرده مگر به حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که این کارها کند، عقوبت گناه خود را می‌بیند... مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا، گناهانشان را به نیکی‌ها بدل می‌کند.

وعده دوم قرآن سوره غافر آیه 7

" الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ "

مقرب‌ترین فرشتگان فرشتگان حامل عرش هستند که علاوه بر حمد وثنای خداوند وظیفه استغفار طلبیدن برای مومنین(مردم) را هم دارند.

وعده سوم قرآن سوره بقره آیه 222

" إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ " 

خداوند توابین را به اندازه متطهرین دوست دارد!

- توبه باید بین خود و خدا باشد یعنی خداوند به دنبال اعتراف انسانها نیست! چرا؟

امام خمینی در چهل حدیث این گونه بیان می‌دارند:

 "مبادا شیطان و نفس اماره مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف سازد "

 

امام بیان می‌دارند شیطان دو حیله برای انسان به کار می‌برد:

اول بزرگ و سخت شمردن توبه به درگاه الهی 

دوم کوچک شمردن گناه برای تکرار آن

بدانیم توبه باعث می‌شود خداوند از حقوق خود بگذرد و قرار به جبران حقوق دیگران بگذارد! ولی ورود به گناهان کبیره باعث ریشه دواندن گناه در انسان می‌شود و فیض توبه را از کف برون می‌کند.

در دعای افتتاح می‌خوانیم" یارب ندیدم مولایی کریم که این همه صبر کند بر بنده لئیمی مثل من، صدایم می‌زنی من بر نمی‌گردم، محبت میکنی من دشمنی میکنم، دوستی تو را نمی‌پذیرم خدایا من با تو طوری برخورد میکنم که انگار من بر تو نعمت دارم! "

به همین دلیل است که در آیه 50 سوره ذاریات خداوند می‌فرماید: " فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ " از من به سوی من فرار کنید! 

توبه جناب حُر باعث شد به هنگام شهادت در دامن امام زمانش ابی عبدالله الحسین علیه السلام جان دهد و حضرت علی اکبر علیه السلام برای او نوحه گری کند، این مقام توابین و پناه آورندگان به حسین علیه السلام است! ای اهل مناجات اگر در ماه رمضان آمرزیده نشوید باید تا عرفه صبر کنید!

-  چندی پیش در مشهد بزرگداشتی برای عالم بزرگوار آقا سید هاشم نجف آبادی برگزار شد. مقام معظم رهبری برای این بزرگداشت مطلبی در مقامات علمی و معنوی ایشان ارسال داشتند جالب اینجاست که با اینکه ایشان سالهای زیادی به تفسیر قرآن پرداختند ولی کتاب تفسیر قرآن ایشان توسط خودشان تالیف نشد بلکه توسط فردی که پای منبر ایشان می‌نشست و ظاهراً بازاری هم بودند گرد آوری شده است یعنی یک مستمع هم می‌تواند با همین منبر‌ها دست به گردآوری تفسیر قرآن بزند.

 

گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید

 

عده ای می خواهند ترس از قبر و مرگ را از بین ببرند

 

رحمت و نعمت باهم است، اگر توانستیم از هر دو استفاده کنیم عمل به سوال و جواب الهی هم به راحتی امکان پذیر است. بحث ورود اموات به قبر را عرض کردیم که امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه 188 نهج البلاغه می‌فرمایند:"أَوْحَشُوا مَا کَانُوا یُوطِنُونَ" به راستی از جایی که وطنشان بوده وحشت و دوری می‌کنند "وَ أَوْطَنُوا مَا کَانُوا یُوحِشُونَ" و آنجا که از آن وحشت داشتند به عنوان وطن برمی گزینند. کسی که از دنیا می‌رود دیگر اختیاری ندارد، باید غسل و کفنش کنند و برود زیر خاک و این حقیقت است. حالا این مبانی را در وادی طنز می‌آورند و جایی دیدم سوال و جواب که یکی از ارکان قبر است را مسخره می‌کردند که به این طایفه گفتند این طوری جواب داد به آن طایفه گفتند آن طوری جواب داد. این نشان می‌دهد که تلاش‌ها و فعالیت‌های دشمن کارایی دارد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند قبر و مرگ وحشت دارد، اما بعضی به گونه ای برنامه ریزی می‌کنند که مردم از مردن نترسند و وحشت از قبر و قیامت را از بین ببرند. یکی از بچه هایی که در آتش نشانی لواسان کار می‌کند به من می‌گفت که در این تصادف اخیر که در آن حوالی اتفاق افتاد همگی مست بودند که ظاهرا دو نفرشان هم از دنیا رفته اند. یعنی به مرحله ای رسیدند که دیگر اصلا برایشان ترس از مرگ و قبر و قیامت مهم نیست برعکس فرمایش امیرالمومنین علیه السلام. مرگی که حتمی است و امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند واعظ حقیقی است، این را به مسخره می‌گیرند.

 

بعضی ها در قبرستان ها هم دنبال خوش گذرانی اند

 

حضرت می‌فرمایند به قبر که وطنشان بوده است و الان در آن جای گرفته اند و از آن دوری می‌کردند و وحشت می‌کردند برگشته اند، چون اینجا به عنوان وطن بوده است نه دنیا. دنیا یک گذری بوده است برای چند سال حالا هرکسی به اندازه‌ی خودش. به راستی همان آدمی که به تازگی مرده، قبلا که در قبرستان می‌رفت وحشت داشت. الان که طوری قبرستان‌ها را می‌سازند بعضی آنجا هم که می‌روند دنبال خوش گذرانی اند، بساط می‌آورند پهن می‌کنند، این غلط است. کلی هزینه فقط برای سنگ روی قبر می‌کنند اما حاضر نیستند کمی کمک برای ازدواج دو جوان بکنند. مادران شهدا استثنا هستند که آنجا شب و روز می‌ماندند، آنها قبر را یک منزل حقیقی می‌دانستند تا وقتی که جان دادند. افرادی هم که با یک سر و شکلی می‌آیند در قبرستان که بقیه به گناه می‌افتند و آدم از دستشان زجر می‌کشد.

 

رذایل اخلاقی مثل سگ درنده داخل قبر می رود

 

زمانی که زنده بود از قبرستان وحشت داشت، اما حالا باید به همان جایی که از آن وحشت داشت برگردد. اگر به او می‌گفتی شب بیا برویم قبرستان واقعا می‌ترسید. یکی دو تا از اوتاد و عباد در مسیر بندگیشان که باید این سیر را طی می‌کردند تعریف کردند که شب رفتم در قبرستان برای مناجات، دیدم یک جنازه ای را آوردند که به دنبالش یک جوانی خوش سیما و یک سگ درنده بود که همراه با آن میت داخل قبر رفتند و در قبر بسته شد. بعد از مدتی دیدم جوان خون آلود از قبر بیرون آمد، جلویش را گرفتم گفتم چه خبر بود؟ گفت من اخلاق خوبش بودم عبادتش بودم، آن سگ هم رذایل اخلاقیش بود. چون سالها پای آن اخلاق و گناهان ایستاده بود دیگر با او ماند تا قیامت. این مکاشفه چیزی نیست که برای همه باشد، ولی این مثال واقعیت دارد. دیدند پیغبر اکرم صلوات الله علیه و آله در تشییع جنازه جوانی چند لحظه با نوک پا حرکت کردند، علت را از رسول الله پرسیدند، حضرت فرمودند چون جوان خوبی بود ملائکه برای تشییع پیکر او آمده اند. زمانی که در قبر گذاشتنش پیغبر اکرم صلوات الله علیه برایش تلقین خواندند، دیگر بهتر از این؟ یک دفعه حضرت گریه کردند، گفتند آقا جان چه شد؟ حضرت فرمودند: چون در خانه کمی بد دهن و بد زبان بود الان دچار فشار قبر شد و من از این فشار وحشت کردم. این تازه برای یک انسان خوب بود.

 

سخت‌ترین ظلمت قبر است

رذایل اخلاقی را در ماه رمضان می‌شود از بین برد. جایی که امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند "یُوحِشُونَ" جایی است که باید تو در همین دعای ابوحمزه حس کنی. تو باید در ماه رمضان بفهمی یک جایی تو را می‌برند که مسجد نمی‌توانی بیایی، زن و بچه ات را دیگر نمی‌توانی ببینی، دیگر نمی‌توانی عمل صالح انجام دهی. در دعا می‌گوید من عمل صالحی نیاورده ام تا قبرم را فرش کنم. لذا در آخر کمیل هم که می‌گویی "یا نورُ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُّلْمِ" طلب می‌کنی چون سخت‌ترین ظلمت قبر است. بعد حضرت می‌فرمایند اینها در دنیا به چی مشغول بودند که سرانجام از آن جدا گشتند و جایی را که به آن منتقل شده اند و وطنشان بوده یعنی سرای آخرت را تباه کرده اند.

 

کی گوش حرف شنو با خودش آورده؟

ما این مطالب را عرض می‌کنیم، بزرگان ما نیز همین مطالب را بهتر و واضح‌تر و کامل‌تر از این شکافته اند و بیان کرده اند، اما به قول استاد ما می‌گفت: کی گوش حرف شنو با خودش آورده؟ بعضی‌ها کر می‌آیند و کر می‌روند. شاید هم برای امام حسین علیه السلام گریه کند، تازه می‌گویند حاج آقا سالهای قبل یک حال دیگری داشتیم و دنبال بازی است. نمی‌فهمد کجا آمده و کجا خواهد رفت. وقتی که با توجه زیاد قرآن می‌خوانید، آرام آرام یک خشیتی وجودتان را دربر می‌گیرد، به خاطر همین است آن دعای نیمه شعبان را می‌گویم دستور است در نماز شبت بخوان "اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِکَ مَا تَحُولُ بِهِ بَیْنَنَا وَبَیْنَ مَعَاصِیکَ" . چقدر حضرت حق شناس بر روی این دعا تاکید داشت. برای چی؟ چون این خشیت و این ترس زیبا اگر در وجودت نباشد، ایمانت محکم نمی‌شود، الان اینجا نشستی دینداری، از اینجا که می‌روی بیرون چیز دیگری. چند شخصیتی می‌شوی که خیلی بد است.

 

ما برای دین چه زحمتی کشیده ایم؟

خدایا شب ششم است، فردا هم روز بیعت ایرانیان با امام رضا علیه السلام است، که به روایتی یک نمازی دارد که دو رکعت است و در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج توحید دارد، به شکرانه این که امام رضا علیه السلام به ایران آمدند و همه با حضرت بیعت کردند و با این نماز تو هم بیعت می‌کنی. تا کوچک‌ترین مسائل را بزرگان و علمای ما نوشته اند، مخصوصا شیخ عباس قمی که تو حواست به امام رضا علیه السلام باشد، چقدر اینها زحمت کشیدند و راحت در اختیار ما قرار دادند. ما برای دین چه زحمتی کشیده ایم؟ شهدا با خونشان زحماتشان را کشیدند، جانبازان هم که یکی یکی دارند به آنها ملحق می‌شوند. من دیدم تا آنجایی که بتوانند شبها خودشان را به اینجا با چه زحمتی می‌رسانند. اما ما چه زحمتی کشیده ایم؟ تو همین که زحمت بکشی بیای با خدا آشتی کنی با کتابش آشتی کنی با اهل بیت علیهم السلام آشتی کنی، حواست باشد دشمنان دین سرت کلاه نگذارند، هرکسی به اسم دین چیزی را به تو تلقین نکند، همین اندازه کافیست. لقمه نانی که در می‌آوری مواظب باشی که حلال و حرام را در آن رعایت شود، وگرنه روزگار می‌گذرد.

 

خدایا اگر کمک نکنی ما هم از دست می‌رویم

من حساب کردم بعضی‌ها شاید بیست و پنج سال است شب‌های ماه رمضان با ما دعا می‌خوانند، خیلی است، ای جوان الان پدر و مادر بیست و پنج سال است که برای تو زحمت کشیده اند تا به این قد و هیکل رسیده ای، قدر بدان. خدایا نمی‌دانم چکار کنم، خودم هم در کار خودم مانده ام. خدایا اگر کمک نکنی ما هم از دست می‌رویم، همین قلیل جمعیت از دست می‌رود. در مقابله با این جنایتکاران با این کسانی که کارشان فقط ضربه زدن به دین است، این جوانان چه کار کنند؟ ما که گذراندیم ما که پیر شدیم تمام شد، گول زدن ما یک سیر دیگری دارد. اما این جوانان با این همه کاری که می‌توانند انجام بدهند، شبها می‌آیند اینجا عمرشان و وقتشان را می‌گذارند تازه خودشان هم خجالت زده اند که کاری که نکردیم. خدایا یک نگاه کنی کار همه تمام است و دل همه را به دست می‌آوری، آنوقت این جمعیت وقتی عاشق تو شوند پشت این جمعیت هر کدام یک نفر را هم سمت خدا بیاورند خیلی است، باز دشمن ضربه می‌خورد، ببین کجاها را ما داریم می‌بینیم. خدایا ما خیلی دوست داریم بازار تو گرم شود، الان چقدر جوان به انحراف افتاده اند و گرفتار این ماهواره‌ها و حالات دیگر و مجالس دیگر هستند اصلا شاید یک بار هم اسم خدا به گوششان نرسد.

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب ششم ماه مبارک رمضان

 

اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

تو اگر که نظرت با منِ مسکین باشد

حیف باشد که دلم پیش تو غمگین باشد

همه شهر به بیچارگی ام خندیدند

پس چه خوب است سرم پیش تو پایین باشد

می زنی گاه تلنگر، بخورم زود ولی

وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد

وای اگر زود ببخشی و بگویی که برو

وای اگر جلوه ستاری تو، این باشد

بند ابلیس شدم هی به گناه افتادم

نکند بندگی من، به تو توهین باشد

نکند با منِ مغرور شوی سرسنگین

نکند بنده تو بنده تحسین باشد

تو اگر قهر کنی بنده تو می‌میرد

بغلم کن، فقط آغوش تو تسکین باشد

من که بد بوده و بد کرده ام اما والله 

بدتر این است که آدم به تو بدبین باشد

 

یا ببخشید مرا یا جلوی چشم حسین

مگذارید که پرونده ام سنگین باشد

دم افطار فقط تربت او می‌چسبد

هر چه هم دور و برم سفره رنگین باشد

گریه کن‌های حسینیه محشر هستیم

گریه‌های سحر ما همه تمرین باشد

بسپارید مرا دست اباعبدالله 

نوکری پیش حسین است که شیرین باشد

 

.........................................................................................

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

خزان رسید و به گلزار من شرار انداخت 

رسید هیزم و آتش به شاخسار انداخت 

میان معرکه، سلمان، خداش خیر دهد

دوید و زود عبا را روی نگار انداخت

دری که ساخته بودم به من خیانت کرد

گرفت آتش و خود را به روی یار انداخت

زن جوان من را می‌زدند نامردان

مدینه، فاطمه را به احتضار انداخت

چقدر چادر زهرا به پاش می‌پیچید

زن مرا وسط کوچه چند بار انداخت

از آن به بعد که برگشت فاطمه، زینب

دو گوشوارهء خود را دگر کنار انداخت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1932
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

در ششمین شب از ماه مبارک رمضان ، جلسه سیری در صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در مسجد جامع ازگل برگزار شد.

 

در ادامه گزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا را بخوانید: 

 

_ حضرت سجاد(ع) به خدا می فرماید که مولای من؛ معرفت من دلیل به سوی تو آمدن است. دلیل به معنای راهنماست. این معرفت اجمالی است. این معرفت من را راهنمایی می کند و به سوی تو بیشتر می کشاند.  معرفت اگر کم هم باشد ولی صحیح باشد خوب است. سوره توحید بسیار ثواب دارد زیرا معرفت را زیاد می کند. عمل به وظیفه معرفت را قوی تر می کند.

_ اول باید متمرکز به عمل به وظیفه باشیم. ببینیم که خدا از ما چه می خواهد و ببینیم که رضای خدا و امام زمان (عج) در چیست. این که در مقابل چه چیزی به ما می دهند ظاهر  است. مقام مصلحت خداوند به غیر از مصلحت انسان هاست. مصلحت ما بنا به مصالح خودمان است.  ما می خواهیم که همه اسرار بالا را بفهمیم اما این نشدنی است.غیر از عمل به وظیفه چیز دیگری از ما نمی خواهند.

_ همین که خدا از انسان راضی باشد کافی است. گاهی وقت ها مصلحت انسان نیست چیزی را داشته باشد. همین قدر که خدا را می شناسیم و همین که الان روزه می گیریم همه از خداوند است و باید از خدا ممنون باشیم. خداوند ایمان را برای انسان محبوب قرار داده است. داشتن ایمان باعث خرسندی است.برای همین نماز و روزه که می خوانیم باید منت خدا را بکشیم.

_ ماه رمضان ماه ارتباط با خداست. باید در این ماه خود را به خدا نزدیک کنیم. در این ماه به مهمانی خدا دعوت شدیم. همه در این ماه عزیز کرده خدا هستیم. از مجالست با بزرگان ادب و عفت و حفظ آبروها و ارزش ها را یاد می گیریم.

_ حقایقی که در قالب دعا آمده است برای این است که ما یاد بگیریم. مرحوم محدث قمی بیست سال در تدوین کتاب سفینةالبحار زحمت کشیدند و زمانی که این کتاب را پاکنویس می کردند مرحوم آیت الله بهجت به مرحوم قمی کمک می کردند.

_ شهید اول در تمام عمرش یک بار نماز شبش قضا شد. با خدا راز و نیاز خودمانی کرد و گفت که یعنی همه خوب بودند و من بد بودم که من را بیدار نکردی. با این که می دانست که خود عامل است.


:: بازدید از این مطلب : 1975
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

آیت‌الله رضا استادی در اولین جلسه تفسیر خود در دارالقرآن علامه طباطبایی(ره) که به بحث امامت اختصاص داشت، گفت: یکی از آیات محوری در بحث امامت، آیه 124 سوره مبارکه بقره است که می‌فرماید حضرت ابراهیم(ع) بعد از ابتلاء به مسایل مختلف به مقام امامت نایل شد.
وی با بیان اینکه کلمات «اختبار، افتنان، ابتلاء و تمحیص» با همه تفاوتشان در معنای لغوی یک معنای عام دارد و آن امتحان است، اظهار کرد: افراد در اولین برداشت از آیه 124 از کلمه ابتلاء، امتحان را می‌فهمند با اینکه این دو از لحاظ لغوی با هم فرق دارند و این نشان می‌دهد که امتحان در قرآن موضوعیت ویژه‌ای دارد.
وی با بیان اینکه علامه طباطبایی(ره) بر روی این بحث تمرکز ویژه‌ای داشته و امتحان را از ابعاد مختلف بحث کرده است، اظهار کرد: امام صادق(ع) در روایتی فرموده‌اند«اختبروا اخوانکم بخصلتین ...) که در این جا هم مراد امتحان کردن است.
استادی گفت: امام صادق(ع) در این روایت فرموده‌اند که اگر می‌خواهید کسی را به عنوان دوست خود انتخاب کنید به دو چیز او را امتحان کنید یکی نماز اول وقت و دیگری کمک به رفیق در عسر و یسر.
این عضو شورای عالی حوزه علمیه تصریح کرد: در روایت دیگری از امام حسین(ع) است که ایشان در یکی از خطبه‌های خود در کربلا گفت دین لقلقه زبان مردم است و وقتی امتحان می‌شوند دینداران اندک می‌گردند که در اینجا برای امتحان از واژه«تمحیص» استفاده شده است.
استادی با بیان این‌که «علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان امتحان را سنت جاری الهی دانسته است» تاکید کرد: از دید ایشان امکان ندارد کسی از مومن و کافر امتحان نشود زیرا این سنت الهی است بنابراین در دعاها بخواهیم که در امتحان موفق شویم نه اینکه امتحان نشویم زیرا این دعا قبول نمی‌شود.
این استاد حوزه علمیه بیان کرد: اینکه بدانیم همیشه در زندگی در امتحان قرار داریم یعنی وقتی تدریس می‌کنیم، کار می‌کنیم، تحصیل می‌کنیم و با نامحرم برخورد داریم و یا امکان خیانت در کاری وجود دارد در حال امتحان پس دادن هستیم دیگر دست به هر کاری نمی‌زنیم زیرا دوربین الهی دائما ما را مانند دوربین‌های مداربسته امروزی رصد می‌کند و می‌بیند.
وی تصریح کرد: به تعبیر علامه طباطبایی(ره) امتحان اگر در کار نباشد، غرض الهی از خلقت به هم می‌خورد و هدف آن از بین می‌رود.


:: بازدید از این مطلب : 1850
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی (کارشناس مذهبی رسانه): ویژگی‌ زن‌های قرآنی در خود قرآن کریم تشریح شده است، یک زن با سیره قرآنی فردی است مؤمن، مسلمان، قانع،‌ عابد و صالح است، یعنی به تعبیر علامه طباطبایی این زن قرآنی فردی است که در صفات خداوند سیر می‌کند.
زنان قرآنی بر اساس آیات، الگوی سایر زنان معرفی شده‌اند، یکی از این زنان آسیه زن فرعون است، زنی که بسیار فهیم بود، حتی بلقیس ملکه سبا هم انسانی با درایت و فهمیده بود به همین دلیل خدمت سلیمان نبی(ع) رسید و کشورش را نجات داد نمونه این زنان در تاریخ زیاد دیده شده‌اند، البته درباره‌شان کمتر نوشته شده است، از جمله دیگر نمونه‌های زنان معتقد و مؤمن، نفیسه خاتون در مصر است که در زندگی خود 6 هزار ختم قرآن خواند و با دهان روزه نیز از دنیا رفت.
یکی از کتاب‌هایی که درباره زنان شایسته مؤمن نوشته شده «ریاحین‌ الشریعه» نوشته ذبیح‌الله محلاتی است.
 از مهمترین راهکارهای جلوگیری جامعه از فحشا استحکام خانواده‌ها، قوی‌شدن زنان و توجه زنان و مردان به یکدیگر است.
تقویت معنویت در جامعه نیز بسیار با اهمیت است در جلد 43 بحارالانوار مرحوم مجلسی می‌گوید که امام حسن (ع) در نماز بودند که زنی را برای امری نامشروع خدمت ایشان فرستادند، ایشان نماز را سلام دادند و از زن خواسته‌اش را پرسیدند و بعد که فهمیدند زن چه درخواستی دارد، شروع به گریه کردند، این حرکت امام، زن را نیز به خود آورد و او نیز توبه کرد، به همین دلیل است که امام حسن مجتبی (ع) را «یوسف آل محمد» می‌خوانند، ایشان حتی حضرت یوسف (ع) را در خواب دیدند که حضرت را برتر از خود معرفی کرد چرا که باعث ایجاد ایمان و معنویت در آن زن بدکاره شدند.
متأسفانه بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و دینی در جامعه ما تبدیل به مسائل سیاسی شده است مردم از دغدغه‌مندان دینی انتظار دارند که معضلات فرهنگی و اجتماعی را رفع کنند ولی خودشان عامل بی‌حجابی و بدحجابی نشوند چرا که این مسائل است که ارکان جامعه و خانواده را سست می‌کند.
در نهایت باید بگویم که به طور خلاصه نخست باید کانون خانواده گرم باشد تا در جامعه فساد ایجاد نشود، دوم معنویت  و سوم حلال باید در جامعه تقویت شود، متأسفانه امروز ما برای حرام‌ها، قبح قائل نیستیم ولی برای حلال خدا قبح ایجاد می‌کنیم در حالی که ادعا می‌کنیم تابع دین و قرآن هستیم اما سخت‌گیری‌مان برای ازدواج دو جوان با هزینه اندک، زیاد است. باید این سخت‌گیری‌ها را نسبت به ازدواج و سطح جهیزیه و بسیاری مسائل دیگر کم کنیم.
یک فردی به بنده می‌گفت که 200 میلیون جهیزیه دخترش شده است، آیا این انصاف است؟ این تجملات را کنار بگذاریم تا کمتر دچار چالش شویم، ریشه مشکلات را اگر به دست آوریم سایر جزئیات رفع شدنی است.


منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2050
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی، مناجات خوانی و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و روضه خوانی توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج ابوالفضل بختیاری در مسجد ارک برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

 

راه اول عقوبت بر این است که راه خیر بر تو بسته می‌شود

 

کسی که معرفت دارد می‌داند که خدا با بی محلی بنده را ادب می‌کند. در روایت دارد که یک عده را با اضافه کردن ثروت ادب می‌کند یعنی او را مشغول به مال دنیا می‌کند که یاد خدا نیفتد، اما درباره کسی را که دوست دارد به موسی(ع) می‌گوید فقرا در نداری عشق می‌ورزند به خدا این هم یک جور ادب است. در دعای ابوحمزه می‌بینیم که حضرت سجاد علیه السلام خداوند متعال را این گونه اعلام می‌کند و عرض ادب می‌کند: "لاَ تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ" حضرت عقوبت را اینگونه معنا می‌کند: "لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ وَلا تَمْکُرْ بی فی حیلَتِکَ" چه کسی گرفتار عقوبت می‌شود؟ "مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ" هر کسی که خیر بر رویش بسته شود. یعنی هر کاری می‌کند شر می‌شود هر کاری می‌کند به بن بست می‌خورد. راه اول عقوبت بر این است که راه خیر بر تو بسته می‌شود "مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ" اصلا خیر دیگر کجاست؟ پس اگر راه خیر برمن بسته شده است خودت را بسنج، اگر خیر نمی‌توانی انجام بدهی معلوم می‌شود خدا دارد عقوبتت می‌کند. اصلا رفیق خیر نداریم معلوم می‌شود که دارد عقوبتت می‌کند. همه اش این رفیق تو را به یاد گناه و مسخره بازی می‌اندازد. حتی در وسایل هم خیر و شر داریم. می‌بینی کسی وسیله خیر می‌خرد، مثلا تلفن همراه که همه دارید. باتلفن همراه می‌خواهد یک صحبتی بکند و یک صدایی را بشنود، نمی‌آید پول اضافی بدهد، همان پول را در راه خیر خرج می‌کند، اگر دیدی پولت را برای یک دستگاه تلفن همراهی دادی که می‌توانستی از آن کمتر خرج کنی اما همان کار را کردی برای تو شر است. خودت را گول نزن چون بساط شیطان در زندگی ات بیشتر می‌شود، خوب راهش را با یک تلفن ساده ببند. پس کی عقوبت شده است؟ کسی که راه خیر بر او بسته شده است.

 

وقتی اجازه نمی‌دهی من با تو حرف بزنم این عقوبت است

 

"وَلا یوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِکَ" خودت به من بگو من کجا در خانه‌ی تو را پیدا کنم. اصلا من دیگر به تو راهی ندارم، وقتی من به تو راهی ندارم حرف من را گوش نمی‌دهی اجازه نمی‌دهی من با تو حرف بزنم این عقوبت است دیگر، هر کسی این طوری گرفتار است خودش را بسنجد. "وَمِنْ اَینَ لِی النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِکَ" اصلا خودت من را زمین زدی و دعوایم کردی راه نجات را نشان بده. یک موقع می‌آمدم در خانه امام حسین علیه السلام گریه می‌کردم من را نجات می‌دادی، این را هم دیگر نمی‌توانم. اصلا بعضی‌ها ناراحتند می‌گویند دیگر نمی‌توانیم گریه کنیم، نکند ما را داری عقوبت می‌کنی، من دیگر استطاعتی ندارم بیایم به این نجات برسم به این راه برسم به این مسیر برسم، مگر خودت کمک دهی. باز به خودش برمی‌گردانی می‌گویی من هیچ کاره ام دارم در آلودگی فرو می‌روم "وَمِنْ اَینَ لِی النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِکَ" . شاید مناجات را دوست دارد، شیطان هم که دستش بسته است، مثلا با رفیقش آمده مسجد ارک ببینند فضا چگونه است. اما یک وقت می‌بینی برایش فرق نمی‌کند قهوه خانه برود یا مسجد، چه فرقی می‌کند گناه انجام بدهی یا قهوه خانه بروی؟ در هر دو صورت داری خودت را نابود می‌کنی. البته یک روزه هم می‌گیری یک نمازی هم می‌خوانی و خم و راست می‌شوی. از قدیم همیشه در مقابل مسجد قهوه خانه بوده است، از پنجاه یا شصت سال پیش که من یادم می‌آید همین گونه بود. بعضی‌ها از صبح تا شب در این قهوه خانه‌ها مشغول بازی کردن بودند و پول حرام جابه جا می‌شد و مدام گناه می‌کردند. الان هم همین گونه است، هرکی غیرت دارد به غیرتش رجوع کند.

 

تا نور حسین علیه السلام است ما نمی‌توانیم دوستانش را گمراه کنیم

 

"لا الَّذِی أَحْسَنَ اسْتَغْنَی عَنْ عَوْنِکَ وَ رَحْمَتِکَ" اصلا تو به من راه زیبای نیکوکاری و استغنا را بگو، اگر تو کمک ندهی من را به رحمتت وصل نکنی، من کجا دارم بروم؟ همه اش برای عقوبت است. "وَ لا الَّذِی أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیْکَ وَ لَمْ یُرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" این آخریش خیلی بد است. من بدکاری کردم جرات کردم برتو، تو را هم راضی نکردم این صفت شیطان است "خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" زور می‌خواهی پول می‌خواهی مقام می‌خواهی که منم منم کنی باشد بیا شیطان همه‌ی اینها را داشت، گفت من می‌خواهم بمانم، تو از آن طرف هدایت کن من از این طرف گمراه می‌کنم، گفت باشد، تا قیامت به تو عمر می‌دهم بمانی تو گمراه کن و من هدایت. روایت داریم می‌گوید وقتی که اباعبدالله علیه السلام به شهادت رسید، شیطان و ایادی اش همه باهم خوشحالی کردند ولی وقتی دیدند بعد از شهادت، هدایت در خون حسین علیه السلام است و همه به او رجوع کردند، همگی فریاد زدند که تا نور حسین علیه السلام است ما نمی‌توانیم دوستانش را گمراه کنیم.

 

 

دل خوشی برای مومن فقط خداست

 

هرکسی را که خدا از او رضایت نداشته باشد "خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" از درگاهش بیرون می‌کند. شتر حیوان اهلی است اما یک مرتبه چموش می‌شود و هرچه صاحبش افسارش را می‌کشد نمی‌تواند مهارش کند. دیگر صاحبش رهایش می‌کند و حیوان به بیابان می‌رود. مثل بعضی از جوانان گنه کار، مثل بعضی از پولدارهای گنه کار. بعد یک مقداری در بیابان می‌گردد نه آبی گیر می‌آورد نه غذایی. به خدا بگویید خدایا افسار ما را رها نکنی. شب جمعه خواندی، افسار تو کجاست؟ "یا مَن بِیَده ناصیَتی" ای کسی که موی پیشانی من به دست توست، من را رها نکن. خدایا این همه جوان یکی از اینها هم باتو آشتی کند پرونده همه بسته می‌شود. این قدر به یک موبایل دلت را خوش نکن، به ظاهرت، به داشته هایت، به علمت، دل خوشی برای مومن فقط خداست. هنوز دهه اول تمام نشده یک جوری با خدا حرف بزن و بخواه بتوانی از این به بعد زبانت دلت چشمت و گوشت را کنترل کنی.

 

نمی‌توانی که دست از بنده ات برداری بگویی من این را خلق نکردم و پرورشش ندادم

 

من یک وقت هایی در دعای سحر به این عبارت "سُبْحَانَ مَنْ یَعْلَمُ جَوَارِحَ الْقُلُوبِ" توجه کردم. غیر از این جوارح ساده ظاهری که داری، یک سری جوارح است برای قلبهاست، آنها چیست؟ نمی‌فهمم، هنوز خودم به آن نرسیده ام. پس حضرت ادب کردن خدا را باعقوبت توضیح می‌دهد. خدایا اگر تو می‌خواهی من را عقوبت کنی، باتوجه به کلام امام سجاد علیه السلام همین الان من در عذابم. اینجاست که اسم حقیقیش را می‌بری "یا رب" . تویی که رب منی. نمی‌توانی که دست از بنده ات برداری بگویی من این را خلق نکردم پرورشش ندادم. در کمیل می‌خوانیم "اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ" آیا تو ضایع می‌کنی. اینجاست که یا رب را نمی‌گوید سه مرتبه بگو، امام می‌فرمایند هر چقدر نفس داری بگو. یک مقدار به خودت برس برای خودت وقت بگذار. خدا گفته خوراک تو در ماه مبارک رمضان قرآن است. بخوان تا دلتان پاک شود و وقتی می‌آیید با ورودتان دل چند نفر را هم زنده کنید عوض کنید نه اینکه با زبانتان افراد را دور کنید که خیلی بد است . خدا انشاءالله به ما توفیق بندگی دهد



اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب چهارم ماه مبارک رمضان


اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

با درد آمدیم امان را طلب کنیم

مهمان نوازی رمضان را طلب کنیم

ما سالهاست قسمتمان خشکسالی است

دریا کجاست اشک روان را طلب کنیم

در هیاهوی ما به خدا که خدانبود

دیگر بس است که هیجان را طلب کنیم

موسی به یُمن ضعف تکلم کلیم شد

باید که از سکوت بیان را طلب کنیم

جِرمَش کم است و جُرم گناهش بزرگ

آه بگذار اختیار زبان را طلب کنیم

حاجات ما به درد تقرب نمی‌خورد

تو یادمان بده که همان را طلب کنیم

وقتی کنار رحمت دریا نشسته ایم

حیف است آب قطره چکان را طلب کنیم

حیف است جای درد و دل همجواری اش

هی ازکریم لقمه‌ی نان را طلب کنیم

یکبار هم برای رضای خدا نشد

که حاجت امام زمان را طلب کنیم

از دستهای ضامن آهو خدا کند

تضمین این رفاقتمان را طلب کنیم

حاجات نوکرت رمضان هم محرم است

بودن کنار سینه زنان را طلب کنیم

گمنامی شهید به ما درس میدهد

ما زنده ایم نام ونشان را طلب کنیم

 

............................................................................................

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

داغش ز اشک ترش دیده می‌شود / از حال و روز محتضرش دیده می‌شود

بردارد از سرش اگر عمامه را هنوز /  آثار سوختن به سرش دیده می‌شود

کوچه به کوچه می‌رود و روی نیزه‌ها /  راس مبارک پدرش دیده می‌شود

می نالد و به ناله او خنده می‌کنند / این لات‌ها که دور و برش دیده می‌شوند

سنگی رسید و گونه اش از چند جا شکست /  داغی ز لحظه گذرش دیده می‌شود

 


:: بازدید از این مطلب : 1930
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 تیر 1394

مراسم شب پنج ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی، مناجات خوانی خاج منصور ارضی و مداحی حاج حسین سازور در مسجد ارک برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

 

بهترین و کافی‌ترین واعظ مرگ و مردگانی هستند که در اطرافمان می‌بینیم

 

در خطبه 188 نهج البلاغه زیباترین کلام امیرالمومنین علی علیه السلام که حضرت می‌فرمایند: "کَفَى وَاعِظاً بِمَوْتَى عَایَنْتُمُوهُمْ" بهترین واعظ و کافی‌ترین واعظ مرگ و مردگانی هستند که در اطرافمان می‌بینیم و به قول بزرگان واعظ خاموش. "حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَیْرَ رَاکِبینَ" آنها را به سوی قبرستان می‌برند بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشند چون بعضی‌ها می‌گویند ما چه کنیم از گرفتاری هایی که خودمان برای خودمان ایجاد کردیم در فضای دانشگاه و خانه و محل کار و مخصوصا محیط مجازی. بهترین واعظ برای این آدم‌ها که قلبشان مریض شده، همین مردگانی است که گاهی وقت‌ها انسان برود در قبرستان و از نزدیک ببیند. بعضی بزرگان به ما دستور دادند هفته ای یک مرتبه را بروید یک تشییع جنازه شرکت کنید حالا هر کسی می‌خواهد باشد، که به تو  یاد آوری شود یک روزی حتما نوبت خودت است و نه زمانش معلوم است و نه مکانش.

 

نمی‌شود انسان هم سر سفره‌ی امام حسین علیه السلام باشد و هم سر سفره یزید لعن الله علیه

بعضی‌ها هم چون آلوده شده اند تا یک مطلبی را می‌گویی، می‌گوید فلانی مجتهد شده است؟ من کلام مجتهد را خوانده ام، میرزای شیرازی حرام بودن تنباکو را اعلام کرد چون می‌دانست دست دشمن در کار است. الان هم هر کسی در این قهوه خانه‌ها برود انگار در وادی گناه رفته، چون فقط آسیب و ضرر دارد.از حدود شصت سال پیش که من یادم می‌آید همیشه در مقابل مسجد این قهوه خانه‌ها بود و اشاره کردم من این مسائل را دیده ام که به شما می‌گویم. می‌گفتیم بیا برویم مسجد می‌گفت بریم قهوه خانه ببینیم چه خبر است همه چیز هم در آن بود و هر چی هم آنجا خورده می‌شد حرام بود چرا؟ چون از پول قمار بود. حالا چرا اداره‌ی مربوطه اجازه‌ی فعالیت می‌دهد من نمی‌دانم. اینها خائنند، می‌خواهند جوان به یاد دین نیفتد که قیام نکند فریاد نزند تظاهرات نکند، پس یک مشت افیونی درست کند بهتر است جواز هم می‌دهد. همان طور که جواز آواز خوانی برای زنها می‌دهند و جوازهای نامشروع دیگر. جواز اینها که برای تو جواز نمی‌شود. رک می‌گویم با خدا بازی نکن اصلا خدا را رها کن. نمی‌شود انسان هم سر سفره‌ی امام حسین علیه السلام باشد و هم سر سفره یزید لعن الله علیه. این مسیر را من باید برای جوان بکوبم و هموار کنم، باید بداند خطرناک‌ترین مسائل مرتبطش همین هایی است که دارم عرض می‌کنم. 

 

نفس آلوده اثر می‌گذارد

چرا من هر کاری می‌کنم به مشکل می‌خورم؟ برای اینکه با خدا رو راست نیستی. یعنی می‌آیم در دستگاه امام حسین علیه السلام اما در دستگاه یزید لعن الله علیه هم می‌روم. وقتی از صبح تا شب به جای اینکه باخدا و قرآن مانوس باشی و با پدر مادرت مهربان باشی، مشغول این بازی‌ها هستی، پس این شیوه اثر می‌گذارد. پرسید چه گونه نفس آلوده اثر می‌گذارد؟ مقابل آینه ایستاد و بخار نفسش را دید. نفس اثر می‌گذارد. حضرت می‌فرمایند: "حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَیْرَ رَاکِبینَ" دارند سوی قبرها می‌برنشان بی اختیار هر چی هم فریاد بزنند کسی نمی‌شنود، تازه می‌گویند سریع‌تر ببرید تا زودتر کار جمع شود، یک سری کارهای من درآوردی هم انجام می‌دهند و میت را بالا  پایین می‌برند. روح میت لطیف است باید به آرامی تکان داده شود، یکی دو مرتبه نزدیک قبر شود و برگردانده شود. این قدر وحشت می‌کند زار زار گریه می‌کند هیچ کس هم صدای گریه اش را متوجه نمی‌شود، هیچ کسی دیگر به دادش نمی‌رسد.

 

کاریکاتور شهید را چاپ می‌کنند و هیچ برخوردی هم با آن نشده است

ای کاش یک شب خواب یکی از شهدا را می‌دیدیم، از آنها سوال می‌کردیم که موقع رفتنتان در قبر چگونه بود. این رفقایی که از دست دادیم، همین شهدایی که یک روزنامه کاریکاتور توهین آمیز از آنها چاپ کرد و هنوز هیچ برخوردی با آن نشده است. این بی احترامی‌ها را به شهدا و بچه هایی که پای جنازه اینها مرگ بر آمریکا گفتند کردند. خدا را شکر در مورد این مسئله‌ی توافقات هسته ای یک مقداری مجلس ما هوشیار شد و از غفلت بیرون آمد. حضرت می‌فرمایند اموات بر دوش مردم سوارند و به سوی منزلگاه ابدی خویش می‌روند. تصور کنید همین الان یک تابوت بیاورند در مسجد، چه کسی می‌تواند برود درون این تابوت بخوابد و به سمت قبرستان حملش کنند؟ نه مثل آن فیلم که درست کردند طرف را بشورند و از خودش فیلم بگیرد. اینها مسخره کردن مردن و قبر و قیامت و غسل است، بیدار باشید. واقعا دارند بعضی از مقدسات ما را مسخره می‌کنند.

 

 آرام آرام به مبانی دین ما رخنه می‌کنند من و تو باید حواسمان باشد

مسیر الهی این است که جوان باید بداند و در ادعیه می‌خوانیم که حال انابه و توبه پیدا کند. در این دعای"اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ" به جوان که می‌رسد می‌گوید "وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَة" باید هر مداحی برای جوان این حال را ایجاد کند، فقط روضه خواندن و سینه زدن نیست. بی اختیار آنها را سوار مرکب تابوت می‌کنند و به این سواری اجباری باید تن بدهند و به سوی قبر بروند. این کلام امیر المومنین علیه السلام است. "وَ أُنْزِلُوا فِیهَا غَیْرَ نَازِلِین" در میان قبر می‌گذارند بی آنکه بخواهند. دلش نمی‌خواهد در این قبر برود. ولی دیگر این حرفها نیست، قبر را کوچک و بزرگ می‌کنند تا میت کاملا جاشود. واقعا بر خلاف میلشان باید در خاک بروند. در بعضی از این فیلم‌ها مثلا میت را در خاک می‌گذارند و رویشان خاک می‌ریزند تا بگویند مرده است و بعد دربیاورند تا پول مردم را ندهند. آرام آرام به مبانی دین ما رخنه می‌کنند که می‌خواهند یک فیلم درست کنند. من و تو باید حواسمان باشد.

 

واقعا ما بیچاره ایم دستمان خالی است برای بیچارگیمان یک کاری کنیم وگرنه این شبها می‌گذرد

 

"فَکَأَنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا لِلدُّنْیَا عُمَّارا" چنان از دنیا بی گانه می‌شوند که گویی هرگز به آبادانی و عمران آن نپرداخته اند. این همه خرج کردیم خانه را ساختیم تمام شد. یکی از دوستان تعریف می‌کردند طرف همه کارش را کرد قصر ساخت صبح روزی که می‌خواست برود در خانه‌ی جدید مرد. "وَ کَأَنَّ الاْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً" و چنان به آخرت می‌پیوندد که گویی همیشه وطنشان بوده است. الان آقای مجیدی کجا رفت؟ سید مهدی فخارزاده و حاج مجید چمنی و خانمش با آن علم و زحمتی که برای دین می‌کشید. این شهدای مسجد ارک کجا رفتند؟ جای شما می‌نشستند و همدیگر را اذیت نمی‌کردند و گریه می‌کردند و زار می‌زدند، لابد آنها می‌دیدند که آن طور زار می‌زدند. من باید کلی روضه بخوانم تا تو یک قطره اشک بریزی. چرا؟ به امیرالمومنین علیه السلام عرض کردند چرا بعضی از چشم‌ها خشک است؟ حضرت فرمودند: از قساوت قلب و زیادی گناه. از صبح تا حالا من هر کاری شده انجام دادم حالا آمده ام در مسجد، نمی‌شود، انسان این گونه تکان نمی‌خورد. فقط وقتی آن کسی که تلقین می‌خواند تکانم می‌دهد بیدار می‌شوم."إسمَع إفهَم یَا عَبدَاللهِ" من اصلا یک لحظه هم بندگی خدا را نکردم. واقعا ما بیچاره ایم دستمان خالی است برای بیچارگیمان یک کاری کنیم وگرنه این شبها می‌گذرد. پنج شب گذشت نفهمیدیم، چند وقت دیگر به هم می‌گوییم دارد شب آخر می‌رسد اما هنوز ما غافلیم.

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب پنجم ماه مبارک رمضان

 

اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

 

الهی من بدم استغفرالله

گنه کار آمدم استغفرالله

 

نگفتم با دلم برگرد ای دل

چه کردم با خودم استغفرالله

 

ندارد ناله ام تاثیر دیگر

زخود غافل شدم استغفرالله

 

به جز کوی تو ای رب کریمم

به هر در سر زدم استغفرالله

 

خجالت می‌کشم حتی زِیاد

گناه بی حدم استغفرالله

 

اگرچه من بدم عبد رضایم

اسیر مشهدم الحمدُالله

 

خدا را شکر آقای رئوفم

نکرد از خود ردم الحمدُالله

 

من آخر از گِل کرببلایم

شهید مرقدم الحمدُالله

 

مگر آن بی کفن دستم بگیرد

که من خیلی بدم استغفرالله

 

 

.........................................................................................

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

مُهر فراغ برجگرم خورد بی حسین 

 زخم خزان به برگ و برم خورد بی حسین

می خواستم نسوزم ازین شعله‌ها ولی 

آتش به روی بال و پرم خورد بی حسین 

 من که شب سیاه ندیدم تمام عمر 

تیر سه شعبه بر قمرم خورد بی حسین

 دست تو نیست نیزه مرا راه می‌برد 

خیلی به دست و بر کمرم خورد بی حسین 

 پیرم! توان تند دویدن نداشتم

 فریادها به روی سرم خورد بی حسین 

ما را ندیده بود کسی وقت بودنت 

چشم غریبه سمت حرم خورد بی حسین 

ماییم و آستین لباسی که معجرست 

دستی به دست شعله ورم خورد بی حسین 

ما داغدیده ایم ولی ساز می‌زنند.....

خنده به اشک چشم ترم خورد بی حسین 

سنگم که می‌زدند دو دستم نقاب بود

باران سنگ بر سپرم خورد بی حسین

بی محرمم بلند شو ای محرم حرم 

من ماندم و اسیری و اشک و غم حرم
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1964
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران