ابویحیای صنعانی» میگوید: روزی در محضر امام رضا (سلام و درود خدا بر او باد) بودم، فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود آوردند: حضرت فرمود: «هذَا الْمَوْلُودُ الَّذی لَمْ یُولَدْ مُوْلُودٌ اَعْظَمُ بَرَکَهً عَلی شیعَتِنا مِنْهُ؛ این مولودی است که با برکتتر از او برای شیعیان ما زاده نشده است.»
در همان لحظهای که امام جواد به دنیا آمد، فرمود: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَاَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّه؛ گواهی میدهم که خدایی غیر از خدای یگانه نیست، و به راستی محمد صلیاللهعلیهوآله رسول خدا است.»
و در روز سوم ولادتش وقتی عطسه می کرد، می فرمود: «اَلْحَمْدُ للّهِ وَصَلّی اللّه عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلَی الاَئِمّهِ الرّاشِدین؛ ستایش مخصوص خداست و درود خدا بر محمد و امامان هدایتگر باد.»
حکیمه وقتی این جملات را از امام جواد شنید، با شتاب نزد امام رضا رفت و عرض کرد: از این طفل عجایبی دیدم.
حضرت فرمود: آن عجایب چیست؟ حکیمه جملات لحظه ولادت و هنگام عطسه حضرت را بیان نمود. حضرت رضا فرمود: «یا حَکیمهُ، ماتَرَوْنَ مِنْ عَجائِبِه اَکْثَرُ؛ ای حکیمه! در آینده عجایب بیشتری از او خواهید دید.
بقیه در ادامه مطلب....



