میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 18
:: باردید دیروز : 167
:: بازدید هفته : 2056
:: بازدید ماه : 6031
:: بازدید سال : 12134
:: بازدید کلی : 12134
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 03 دی 1396

متن زیر گفتاری از آیت الله میرباقری است که در ادامه می خوانید؛

‌«انسان، فقیر است. نمی‌توانیم فقیر نباشیم. فقیر بودن چیز خیلی خوبی برای ماست؛ «یا ایها الناس أنتم الفقراء إلی الله». 

ولی اگر این فقر را به جایی تکیه دادی، به زمین، به زبانَت، به گوشَت، به چشمَت، به آب، به خورشید، ماه، پدر، تجارت، خانه، کتاب، استاد و... [تکیه دادی،] به همین اندازه مشرک می‌شوی. در این حالت وقتی زمین زیر پایت سفت است، آرام هستی و وقتی زلزله شد، می‌ترسی. طبیعی است آدمی که به سفتیِ زمین، آرام است، وقتی زمین متزلزل شد، می‌ترسد. چرا نترسد؟ ولی کسی که اتکائش به سکونت زمین نیست و می‌داند اوست که دارد زمین را آرام نگه می‌دارد، چنین کسی وقتی زمین هم می‌لرزد، نمی‌ترسد. می‌گوید: مگر تو قبلاً من را نگه می‌داشتی که حالا تکانم می‌دهی، بترسم؟

کسی که اتکائش به آب نیست، همه آب‌های زمین هم خشک بشوند، طوری نمی‌شود و اتفاقی نمی‌افتد! [می‌پرسد] مگر تا به حال شما ما را سیراب می‌کردید، که حالا شما که نباشید ما تشنه بمانیم؟!

معنی اطمینان نفس این است: «ِأَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب». یعنی اگر کسی به مقامی رسید که خدای متعال به او توجه پیدا کرد و متوجه او شد و او هم متوجه خدا شد، این شخص به مرحله آرامش می‌رسد. قبل از آن، آرامشی نیست. آدمی که روی موج، خانه می‌سازد، او، آرام نیست. خب، موج است دیگر. موج زیر پای انسان می‌لغزد.»


منبع:مهر


:: بازدید از این مطلب : 1152
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 29 آذر 1396

 

سرلشكرسليمانی، امروز: اين نوشته در مقابل آن دست‌خط مخلص، عارف حكيم،ولی و رهبرم و عشقم ارزشی ندارد.

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1428
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 29 آذر 1396
علی خوش‌لفظ هم به کاروان شهدا پیوست. او که خود را بسیجی متوسلیان می‌دانست، بعد از جنگ سال‌ها سختی‌های شیمی‌درمانی را تحمل کرده بود، اما در دیدار با رهبر انقلاب از دردهای امروز جامعه می‌گوید: اختلاس و حقوق‌های نجومی.
علی(جمشید) خوش‌لفظ، از جانبازان هشت سال دفاع مقدس، بر اثر جراحات شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس به یاران شهیدش پیوست. «وقتی مهتاب گم شد»؛ یکی از یادگاری‌های ماندگاری است که از خوش‌لفظ برای ملت ایران به میراث گذاشته شده است. اثری که رهبر معظم انقلاب در تقریظی این کتاب را چنین توصیف کردند: «کام دل مشتاق را غرق لذّت میکند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر میسازد».

«وقتی مهتاب گم شد» نوشته حمید حسام، خاطرات علی(جمشید) خوش‌لفظ از دوران کودکی تا سال‌های دفاع مقدس را در خود دارد و از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. کتاب، با خاطرات شیرینی از دوران کودکی یکی از رزمندگان همدانی در جنگ تحمیلی آغاز می‌شود و تا روزهای حضور در جبهه ادامه می‌یابد. «وقتی مهتاب گم شد» با شیطنت‌های کودکانه‌ راوی در کوچه پس‌کوچه‌های محله شترگلو در همدان شروع می‌شود، شیطنت‌هایی که خانواده را گرفتار مشکلات متعددی می‌کند و بعد، به تحول جامعه در آستانه انقلاب و پس از آن جنگ می‌پردازد. شخصیت اصلی کتاب در این مسیر همانند بسیاری دیگر بزرگ می‌شود و همین موضوع به‌همراه خاطرات شیرینی از جنگ، کتاب را به یک اثر خواندنی تبدیل کرده است.  

سال گذشته تقریباً حوالی همین ایام بود که یادداشت مقام معظم رهبری بر اثر حسام منتشر شد و خوش‌لفظ به‌واسطه همین کتاب دو دیدار با معظم‌له داشته است. اولین دیدار در تاریخ شانزدهم‌ دی‌ماه و دومین نیز به‌همراه خانواده در 26 دی‌ماه دست داد. جلسه نخست با حضور تعدادی از نویسندگان برگزار می‌شود و پس از آنکه خوش‌لفظ از علاقه خانواده برای دیدار با رهبر معظم انقلاب سخن می‌گوید، جلسه بعد به تأکید مقام معظم رهبری، به‌همراه خانواده برگزار می‌شود. در این دیدار جمعی از خانواده از جمله ژاله ایمانی و محمدصالح خوش‌لفظ، همسر و فرزند خوش‌لفظ نیز او را همراهی می‌کردند. حرف‌های شهید خوش‌لفظ در این دیدار، تلنگری است به مسئولان، اگر گوش شنوا داشته باشند. او با وجود آنکه سال‌ها دردهای مجروحیت و سختی‌های شیمی‌درمانی را تحمل کرده بود، اما در این دیدار از دردهای جامعه‌اش می‌گوید: اختلاس و حقوق‌های نجومی.

سال گذشته به همین مناسبت با این جانباز دفاع مقدس به گفت‌وگو پرداختیم. این گفت‌وگو جزو معدود مصاحبه‌هایی است که از خوش‌لفظ منتشر شده است. عوارض شیمی درمانی و مجروحیت‌های به یادگار مانده از جنگ تحمیلی، صحبت کردن را از او گرفته بود. به سختی صحبت می‌کرد. همسر فداکارش این گفت‌وگو را تکمیل کرد. پاسخ‌های خوش‌لفظ را با حوصله یادداشت‌برداری و تایپ کرده و در اختیار خبرگزاری قرار داد. خوش‌لفظ که جانباز 70 درصد بود و گاه برای شیمی‌درمانی به تهران می‌آمد، با مشکلات متعددی مواجه بود. خانواده خوش‌لفظ در تمام این سال‌ها با صبوری و فداکاری در کنار این قهرمان ایستادند. 

این گفت‌وگو به مناسبت شهادت علی خوش‌لفظ، یکی از هزاران قهرمان ایران در جنگ تحمیلی، بازنشر می‌شود. او در این مصاحبه، دیدار با مقام معظم رهبری را مایه آرامش تمام دردهایش توصیف کرد و گفت: ایشان تقریظی با دست مبارکشان در کتاب نوشتند و این سرباز بی‌مقدار را شرمنده فرمودند.

آرزوی گفت‌وگوی دوباره با خوش‌لفظ آن هم در شرایطی که او سلامتی دوباره‌اش را به دست آورده باشد، دیگر هرگز دست نداد و متاسفانه دیگر مجالی برای شنیدن حرف‌های این قهرمان پیدا نشد. حرف‌های خوش‌لفظ از دیدارش با رهبر معظم انقلاب و سختی‌هایی که در سال‌های پس از جنگ کشیده را در ادامه می‌توانید بخوانید:

بسیاری از جانبازان آرزو دارند که با مقام معظم رهبری دیدار کنند. وقتی به شما بعد از مدت‌ها این دیدار دست داد و به شما اطلاع دادند که چنین دیداری دارید، چه حسی داشتید؟

اصلاً باورم نمی‌شد که رهبر عزیزم از بنده حقیر دعوت به عمل آورده باشند. انگار در رؤیا به سر می‌بردم. برای این دیدار لحظه‌شماری می‌کردم. به‌علت کسالتی که دارم، با تعدادی از نویسندگان که حدود 10 نفر می‌شدیم، با آمبولانس از همدان عازم تهران شدیم. در بیت مقام معظم رهبری ساعت 16:30 پنجشنبه، شانزدهم دی‌ماه، در انتظار دیدن ایشان به سر می‌بردیم که حضرت آقا وارد شدند، بی‌اختیار اشک از چشمانم جاری می‌شد، سؤال فرمودند "خوش‌لفظ تویی؟" و مرا در آغوش گرفتند. حس بسیار خوبی داشتم. آرامشی به من دست داد که غیر قابل وصف است. تمام‌ دردها و آلامم تسکین پیدا کرد و به آرزوی دیرینه‌ام که آرزوی تمام رزمندگان و جانبازان بود، رسیدم.

با ایشان درباره موضوعات مختلف صحبت کردم. رهبر معظم انقلاب فرمودند که در کتابخانه ایشان چند صد جلد کتاب وجود دارد و همان‌طور که قدم می‌زدند، چشم مبارکشان به کتاب «وقتی مهتاب گم شد» می‌افتد، ابتدا مقدمه را می‌خوانند و بعد مشتاق می‌شوند کتاب را تا آخر بخوانند. ایشان خطاب به من فرمودند که "بدون ریش و در پانزده‌سالگی به جبهه رفتید و با ریش پیش ما آمدید". تمام جزئیات کتاب را ایشان به‌ذهن داشتند و یادآوری می‌کردند. از فوت برادرم که او هم رزمنده بود تا شهادت برادر کوچکم، جعفر و بسیاری از موارد دیگر را که نویسنده محترم، سردار حسام در کتاب نوشته بود، همه را متذکر می‌شدند.

سپس ایشان تقریظی با دست مبارکشان در کتاب نوشتند و این سرباز بی‌مقدار را شرمنده فرمودند. دست‌نوشته ایشان روح تازه‌ای در من دمید. تن رنجورم جان دوباره‌ای گرفت. ایشان به آقای امیری اسفندقه فرمودند که "اگر شما این کتاب را بخوانید، می‌توانید 10 غزل و قصیده از این کتاب بسرایید". ایشان چندبار بنده را در آغوش گرفتند و چفیه، انگشتر و تسبیح مبارکشان را به حقیر هدیه دادند که بهترین و مهمترین هدیه‌ای بود که در عمرم گرفته بودم. عرض کردم "آقا، دعا کنید شهید بشوم"، آقا فرمودند "ان‌شاءالله 120 سال عمر کنید". عرض کردم "آقا، دردهایم زیاد است"، فرمودند "چندتا بچه دارید و چرا نیاوردید؟" جواب دادم "آقا، مرا تنها دعوت کردند"، مسئولان گفتند که ملاقات خصوصی و با تعدادی از نویسندگان است. مقام معظم رهبری یکی از کارکنان بیت را صدا زدند و فرمودند که برای خانواده من دیداری دیگر در وقت نماز در نظر بگیرند. این دیدار بیش از دو ساعت طول کشید.

 

با تفقدی که مقام معظم رهبری داشتند و اشتیاق خانواده‌ام برای دیدار با ایشان، خیلی خرسند شدم از اینکه خانواده‌ام که در تمام درد و رنج‌ها و بیماری‌ام لحظه به لحظه شریک من بوده و خیلی برایم زحمت کشیده بودند، از این توفیق بی‌نصیب نماندند.

گویا دیداری دیگر نیز با حضور خانواده شما برگزار شد. درباره دیدار دوم بفرمایید، در این دیدار چه گذشت؟

وقتی خبر ملاقات با مقام معظم رهبری را به خانواده‌ام دادم، از شوق دیدار اشک‌هایشان جاری شد و بی‌صبرانه منتظر روز دیدار شدند. بالاخره یکشنبه، 26 دی ماه سال جاری، دیدار و ملاقات مجدد بنده به‌همراه خانواده‌ام (همسرم، مادرم، دو تن از فرزندانم، خواهرهایم، داماد و شوهرخواهرم) میسر شد. تنها دخترم که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران است، به‌خاطر تداخل امتحانش با ساعت دیدار نتوانست همراه با ما حضور پیدا کند.

ابتدا فکر می‌کردم حداقل این‌بار خانواده‌های دیگر ایثارگران حضور داشته باشند، اما ظاهر امر نشان می‌داد تنها من و خانواده‌ام میهمان ایشان هستیم. در این فاصله با چای از ما پذیرایی شد؛ چای در استکان و نعلبکی‌هایی  سنتی و قدیمی.

مقام معظم رهبری که وارد شدند، همگی صلوات فرستادیم. همان حس و حال دیدار اول به‌سراغم آمد. می‌دانستم درون خانواده‌ام چه می‌گذرد. بعد از سلام و علیک مختصری، نماز ظهر و عصر را به‌امامت ایشان اقامه کردیم. بعد از نماز به اتاق رهبر معظم انقلاب راهنمایی شدیم؛ اتاقی کوچک با مبلمانی ساده با میزی که چند برگ کاغذ، دفتر و کتاب روی آن بود.

رهبر معظم انقلاب که آمدند ایشان را در آغوش گرفتم و همدیگر را بوسیدیم. جان دوباره‌ای گرفتم. آشوب دلم از بین رفت. پسر کوچکم محمدصالح که از هنگام حرکت و عزیمت به تهران معلوم بود دل توی دلش نیست، با دیدن حضرت آقا جلو رفت. آقا ایشان را بوسید. به آقا گفت: "رهبر عزیزم! من سلامتی شما را از خدا و امام زمان(عج) خواستارم. آرزوی دیدن شما را داشتم".

مقام معظم رهبری با تک‌تک اعضای خانواده سلام و احوالپرسی کردند و سؤالاتی می‌پرسیدند. ایشان به همسرم گفتند که "شما همسر آقای خوش‌لفظ هستید؟" همسرم جواب مثبت دادند. بعد ایشان خطاب به مادر و همسرم  فرمودند که اگر مادران و همسران می‌خواستند گریه و زاری کنند و همسران رزمندگان مانع رفتن عزیزانشان به جبهه می‌شدند، سرنوشت مملکت به‌غیر از این می‌شد. ایشان با اشاره به مقاومت و صبر خانواده‌های رزمندگان در دوران دفاع مقدس نکاتی را در این رابطه فرمودند و تأکید داشتند که صبوری مادران و همسران رزمندگان بود که این عزیزان را راهی جبهه‌ها می‌کرد و این خود تشویقی برای مادرها و همسران دیگر رزمندگان بود. در آخر نیز فرمودند که "خدا را در نظر داشته باشید، خدا جواب صبر شما را می‌دهد" (صحبت‌های مقام معظم رهبری تلویحاً ذکر شده است).

صدای گریه خواهرهایم را می‌شنیدم. هیچ کس قدرت و توان صحبت و درددل نداشت. همه آنها حرف‌هایی داشتند که به رهبرشان بزنند. همسرم حتی نتوانست از ایشان برای تسبیحی که اهدا کرده بودند، قدردانی کند. همسرم بعد از آن جلسه بارها گفته است که انگار در رؤیا بوده است. رهبر معظم انقلاب با پسر و دامادم نیز صحبت کردند و از امورات روزانه، کارها و تحصیلاتشان سؤالاتی کردند. سپس ایشان درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» صحبت فرمودند و اشاره کردند که مطالب مفصلی در مورد این کتاب نوشته‌اند.

خدا را سپاس می‌گویم که این چنین توفیقی نصیب من و خانواده‌ام شد. با وجود گذشت چند سال از اتمام جنگ، ایشان سربازان باوفا و جانبازان را فراموش نکرده‌اند.

 آقای خوش‌لفظ، شما جانباز 70درصد هستید. بعد از تحریم‌ها جانبازان به‌ویژه جانبازان شیمیایی با مشکلات بسیاری در زمینه دارو و تهیه آن مواجه شدند. شما چقدر با این قبیل مشکلات دست و پنجه نرم کردید؟ آیا رفع تحریم‌ها در این زمینه اثری گذاشته است یا خیر؟

به‌خاطر بحث درمانی‌ام و اینکه به مراکز درمانی نزدیک باشم مجبور شدیم به‌سختی آپارتمانی را در محدوده خارج از تهران اجاره کنیم و برای اقوام و دوستان که در مدت بیماری‌ام نشان دادند چقدر لطف دارند، مزاحمت ایجاد نکنیم. بیماری که شیمی‌درمانی می‌کند، به‌خصوص در نوع  بیماری من، بعد شیمی‌درمانی حال مساعد روحی و جسمی ندارد و فضای اسکانش حدالمقدور باید استریل و پاک باشد؛ به همین دلیل بهتر بود تا اجاره‌نشین تهران شویم تا ابراز دردها، ناخوش‌احوالی، بی‌حوصلگی‌ها و بهانه‌های پی‌درپی‌ام فقط در خانه‌ خودم و  برای خانواده‌ام، به‌ویژه همسرم که سنگ صبور همیشگی‌ام است، باشد.

مرکزیت امکانات برای درمان جانبازان شیمیایی در تهران قرار گرفته و جانبازانی که در شهرهای دیگر هستند، مشکلات عدیده‌ای دارند. بحث رفت و آمد و آلودگی هوای تهران، بر این مشکلات افزوده است. در رابطه با مشکلاتی از این دست توضیح بفرمایید.

زندگی در تهران مشکلات خودش را دارد. رفت‌وآمد برای همسرم سخت است و محمدصالح، پسرم هم دانش‌آموز است؛ به همین دلیل ترجیح دادیم دوباره به همدان برگردیم و منزل اجاره‌ای تهران را داشته باشیم. برای روزهای معالجه و ویزیت تهران هستیم. هرچند رفت و آمد و پرداخت اجاره سخت است، اما خدا را شاکریم.

تهیه دارو مخصوصاً داروهای شیمی‌درمانی که طی چند دوره استفاده کردم بسیار سخت بود. گاه پیش می‌آمد همسرم ساعت‌ها از این داروخانه به داروخانه دیگر می‌رفت تا یکی از این داروهای خاص را پیدا کند. در ماه مبارک رمضان با زبان روزه و در گرمای تابستان این سختی چند برابر می‌شود. یقین دارم این مصائب و مشکلات امتحانی از جانب خداست و از او می‌خواهم به ما توان بدهد تا سربلند باشیم.

منبع:تسنیم

:: بازدید از این مطلب : 1328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

برخی زائران ایرانی با حضور در موکب خبری خبرگزاری فارس اظهار داشتند، علیرغم قولها ی متعدد وزیر ارتباطات مبنی بر نصب وای فای و اینتر نت در مسیر پیاده روی نجف به کربلا، اما هر چه آمدیم خبری از اینترنت نیست.

یکی از زائران گفت: برای استفاده از اینترنت مجبورم به قهوه خانه ها و قلیان سراها بروم و دود قلیان تحمل کنم، تا چند لحظه با استفاده از وای فای آنها به اینترنت وصل شوم و با خانواده، دوستان و همسفران مرتبط شوم. 

وی گفت: وزیر ارتباطات بارها وعده داد در مسیر پیاده روی اربعین وای فای وجود دارد، ولی ما هرچه گشتیم نیافتیم، وای فای فقط در قهوه خانه ها بود.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1247
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

 سارا منجزی‌پور  با اشاره به عظمت پیاده‌روی اربعین اظهار کرد: وقتی عظمت حضرت اباعبدالله(ع) و این جمعیت را می‌بینیم که به عشق امام حسین (ع) در پیاده‌روی اربعین حضور یافته‌اند به شیعه بودن افتخار می‌کنیم.

 

وی بیان کرد: وقتی مردم را می‌بینیم که اینچنین به ائمه اطهار(ع) عشق می‌ورزند حس بسیار خوبی به انسان می‌دهد.

این هنرپیشه سینما و تلویزیون تصریح کرد: اربعین تبدیل به مانور عظمت شیعیان شده و باعث غرور و افتخار شیعیان است.


:: بازدید از این مطلب : 1401
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان ظهر امروز در همایش مبلغان اربعین که در سالن همایش غدیر برگزار شد، با اشاره به ضرورت شناخت حماسه اربعین اظهار کرد: کسانی می‌توانند در این حماسه خدمت‌رسانی کنند که حماسه اربعین را بشناسند.

وی ادامه داد: نهادهای حوزوی باید بیش از هر فعالیت‌ فرهنگی دیگر به مراسم زیارت اربعین توجه کنند، در روایات ثواب زیادی برای رفتن پیاده به زیارت اربعین بیان شده است.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: باید اصل مراسم زیارت اربعین با عظمت دیده شود، اسلام توسط امام حسین (ع) حفظ شد و کسی توان تحریف این امام معصوم را ندارد، روضه امام حسین (ع) در همه زمان‌ها عملیات ظلم‌ستیزی است و کسی نمی‌تواند زیارت اربعین را به سویی ببرد که اسلام آمریکایی انتظار دارد.

پناهیان با اشاره به جایگاه مراسم زیارت اربعین اظهار کرد: اکنون عزت مسلمانان وابسته به این مراسم شده، دل‌های مردم متوجه زیارت اربعین است و هر سال تعداد افرادی که در این مراسم شرکت می‌کنند، زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: این پیاده‌روی یک اتفاق ساده نیست، تاریخ بشریت به سوی ظهور امام زمان (عج) حرکت می‌کند و پیاده‌روی اربعین مقدمه‌ای برای ظهور است. مدیران کشور در مجامع بین‌المللی باید به مراسم زیارت اربعین استناد کنند و این مراسم یک قدرت نرم در جهان است.

استاد دانشگاه و حوزه افزود: باید عظمت مراسم زیارت اربعین را دریابیم، امام خمینی (ره) فرمودند که هیچ کس مثل امام حسین (ع) نمی‌تواند مردم را متحد کند.

پناهیان با اشاره به نگاه مقام معظم رهبری به مراسم زیارت اربعین اظهار کرد: ایشان بیش از هر کس دیگری به ارزش این مراسم توجه کردند، مراسم زیارت اربعین یک مناسک است و این مراسم باید سرشار از ادب باشد.

وی ادامه داد: نباید تنها به بُعد محبت زیارت اربعین توجه کرد، بلکه باید بُعد ادب این مراسم هم مورد توجه قرار بگیرد، زیارت قبر امام حسین (ع) حقی است که این امام معصوم بر گردن شیعیان دارد، عالی‌ترین نوع تقوا، رعایت ادب در مقابل ائمه معصومین (ع) است.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: در روایات اهل بیت (ع) آداب زیارت بیان شده است و باید این آداب در میان زائرین احیا شود، باید در زیارت اربعین، ادب برجسته شود، برخی با یک بی‌ادبی عاقبت به شر شدند و باید به مفهوم ادب بسیار پرداخته شود.

پناهیان با اشاره به مفهوم ولایت اظهار کرد: یکی از مفاهیم غریب در روضه‌ها، بحث ولایت است، باید کسانی که به مراسم زیارت اربعین می‌روند، بیشتر ولایتمدار شوند، امام حسین (ع) امام زمان خود بود و باید معرفت مردم به امام بیشتر شود، نباید صرفاً جنبه خانوادگی به روضه‌های شهادت امام حسین (ع) داده شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا در هر موقعیتی گریه می‌کرد، این امام معصوم حتی با دیدن غذای گرم هم اشک می‌ریخت، سپاهیان یزید پس از به اسارت بردن فرزندان امام حسین (ع) غذای گرم را در برابر آن‌ها می‌پختند، اما از این غذا به فرزندان این امام معصوم نمی‌دادند.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1351
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان صبح امروز با حضور در موکب سیدالشهدای استان قزوین در نجف اشرف اظهار داشت: دور حرم جمع شدن مسلمانان در ایام اربعین قدرت سیاسی ایجاد می‌کند؛ همچون آب بارانی که همه را خیس می‌کند.

 

وی افزود: تجمع ما برای ولی خدا یک احترام جهانی ایجاد می‌کند و معنای این تجمع این است که با ظهور ولی خدا قدرت ده‌ها میلیونی برایشان وجود دارد و دارای یک احترام جهانی است.استاد حوزه و دانشگاه گفت: سیاست یکی از نتایج طبیعی اربعین است و محبت به ولی خدا قدرت سیاسی ایجاد می‌کند که این قدرت سیاسی عامل پیروزی شیعه در جهان می‌شود.

 

پناهیان اضافه کرد: از سال‌های گذشته با هجوم داعش به عراق، تحلیل‌گران تجزیه عراق را قطعی می‌دانستند اما حضور شیعیان در تجمع بزرگ اربعین بدون اینکه سلاحی در دست داشته باشند، اثر نظامی داشت و عامل شکست داعش در مناطق مختلف عراق شد.

 

این استاد حوزه مطرح کرد: گران‌ترین ثواب معنوی در دین زیارت سیدالشهداست و با این حجم ثواب حتما آثار و برکات فراوانی دارد و حتما زمینه‌ساز ظهور است.پناهیان ادامه داد: در اربعین ما وارد زندگی بزرگی شده‌ایم و تغییر در حالت روحی و معنوی مؤمنان بی دلیل نیست که باید قدر آن را بدانیم.

 

وی با بیان اینکه اربعین و حضور گسترده مردم در این پیاده‌روی قدرت عظیمی تولید می‌کند، عنوان کرد: این قدرت زمینه اصلی شکل‌گیری حکومت جهانی امام زمان(عج) است.

 

استاد حوزه و دانشگاه تشریح کرد: هر تجمعی قدرت تولید نمی‌کند بلکه عشق سیدالشهدا(ع) عامل قدرت می‌شود حال اگر امام زمانی که زنده است و ولی جهانی ماست، ظهور کند، لشکر و یارانش امروز در اربعین ساخته و پرداخته می‌شود.

 

پناهیان با ذکر این سؤال که آیا ممکن است در این موکب‌ها اختلاس شود؟ اضافه کرد: امروز عاشقان سیدالشهدا(ع) همه هستی خود را در راه خدمت‌رسانی به زوار امام گذاشته‌اند و هیچ‌کس هم آن‌ها را مجبور به کاری نکرده است بلکه با عشق خود پای کار آمده‌اند بنابراین هیچ قانون نظارتی در اینجا نیاز نیست بلکه با عشق و محبت امام حسین(ع) حل می‌شود.

 

وی یادآور شد: امروز خبرگزاری‌های عالم در حال سانسور کردن مراسم اربعین هستند و دلیل این موضوع تشکیل یک قدرت جهانی پشت این پیاده‌روی است که باب میل دشمنان اسلام نیست.

 

استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: امروز امام حسین(ع) با عشق و محبت دنیا را مدیریت می‌کند و در اربعین شاهد هستیم بدون قانون، ضابط قانون و نظارت خاص همه عاشقان حسینی در میدان حضور دارند و در حال خدمت به زوار اربعین هستند.

 

پناهیان با بیان اینکه تکلیف ما در اربعین چیست، ادامه داد: کمک ما این است که محبتی که سیدالشهدا(ع) و امامان به ما ارزانی داشتند را باید بیشتر کرده و این محبت را گسترش دهیم تا سال به سال جمعیت پیاده‌روی اربعین افزایش یابد؛ تکلیف ما این است تا ظهور باید دل‌های مردم را برای عشق امام حسین(ع) جذب کرده و محبت ایجاد کنیم.

 

این استاد دانشگاه گفت: باید فکر و فرهنگ اربعین را در زندگی شخصی و اجتماعی خود به کار گیریم و اطرافیان خود را برای حضور در این اجتماع عظیم تشویق کنیم.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ثواب زیارت امام حسین(ع) مطرح کرد: امام صادق(ع) می فرمایند اگر مردم می‌دانستند ثواب زیارت امام حسین(ع) به چه میزانی است برای زیارت ایشان باهم جنگ می‌کنند.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1351
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

عقیق:سمیه پارسادوست/ به قول مادرش «انگار اصلا مدافع به دنیا آمده بود .» چند روز پیش سالگرد شهادتش بود؛ دومین سال آسمانی شدن مردی که «مدافع حرم» بود. پهلوانی نه از نسل قدیم که از همین نسل جدید که مثل همه دهه شصتی ها چیز زیادی از دفاع مقدس و حال و هوای جبهه ها به یاد نداشت اما به جایی رسید که فرمانده دلها ؛ حاج قاسم سلیمانی، از او با عنوان «همت» جبهه های سوریه نام برد و می گفت «رشادت های این جوان من را به یاد شهید همت می اندازد.» به «عمارحلب» مشهور شده بود. رشادت هایش زبانزد بود. شهامت و شجاعت در کنار خلوصی که داشت و اینها همه با هم جمع شد و «شهید محمدحسین محمدخانی» را به آسمان رساند در روزگاری که پرواز سهم دل از دنیا بریده هایی چون اوست و بس. شهید محمدخانی «مداح» هم بود. هیئت «علمدار» را در زمان دانشجویی در یزد به راه انداخت و خودش هم مداحی می کرد. مادرش می گوید عاشق امام حسین(ع) بود و عاشقانه ترین خلوت هایش را وقتی داشت که برای حضرت ارباب بی کفن، اشک می ریخت و ضجه می زد. به بهانه دومین سالگرد شهادت این شهید با مادر شهید(خانم سالاری) که در سنگر مدرسه مشغول فعالیت هستند، گفت و گویی داشتیم. مادرشهید با روی باز پذیرای سوالاتمان شد و با عشق از فرزندی گفت که حالا مایه مباهات و سربلندی پدر و مادرش شده؛ مادری که می گوید آماده است تا همه فرزندانش را در این راه فدا کند.

در ادامه گزیده گفت و گوی ما با مادر این شهید سربلند والامقام را می خوانید:

*محمدحسین مهندسی عمران در دانشگاه یزد و تهران قبول شد ولی دانشگاه یزد را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. بعد هم در تهران در رشته کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی درس خواند. دوستان و همکلاسی های محمدحسین بعد از شهادتش برای ما زیاد از اخلاق و روحیات او حرف زدند و خاطرات زیادی تعریف کردند که در کتاب زندگینامه پسرم هم منتشر شده است. ما بر سر مزار محمدحسین حتی افرادی با لباس روحانیت را می دیدیم که می آمدند و می گفتند آشنایی با محمدحسین مسیر زندگیشان را عوض کرد و قبل از آشنایی با او در فضاهای دیگری و در دنیای دیگری زندگی می کردند ولی پس از آشنایی با محمدحسین به قدری عوض شدند که تصمیم گرفتند طلبه بشوند . یا همکلاسی هایش تعریف می کردند که در دانشگاه و خوابگاه افرادی بودند که به قول معروف اهل همه خلافی بودند و سیگار می کشیدند، مشروب می خوردند، دزدی می کردند اما رفاقت با محمدحسین آن ها را از دنیای خلاف و گناه به هیئت امام حسین کشاند و امام حسینی شان کرد. 

*محمدحسین عجیب اهل روضه و هیئت بود. عاشق حضور در هیئت بود. مداح هم بود و خیلی جدی مداحی را دنبال می کرد. موقع مداحی حال عجیبی داشت. مثلا یک شب وقتی می خواست روضه حضرت علی اصغر(ع) بخواند، یک ماهی را از آب گرفته بود و آورده بود به جلسه تا تلذی کردن را عینی تر و ملموس تر به مستمعین نشان بدهد. یا شب «حر» کفشی را به گردنش انداخته بود تا حالت حر بن ریاحی وقتی محضر امام رسید را بهتر نشان دهد. این اواخر هم مقتل خوانی را شروع کرده بود. بیشتر هم «شور» می خواند.

*دوماه محرم و صفر را هرروز در هیئت می گذراند. قبل از آغاز محرم هم چله داری ترک گناه می کرد و می گفت باید برای محرم پاک و خالص شوم. دوستانش تعریف می کنند که در یزد، اتاقی درست کرده بود و نامش را «ضجه گاه» گذاشته بود. این اتاق را با تصاویر شهدا و پرچم و بیرق تزئین کرده بود و در آن نماز و روضه می خواندند. دورهم جمع می شدند و خلوت عاشقانه ای داشتند. هیئت شان را با سه، چهارنفر در یزد راه انداخت. حالا همان هیئت، به یکی از معروف ترین و شلوغ ترین هیئت های یزد تبدیل شده است.

*محمدحسین بخش عمده ای از زندگیش را صرف شهدا کرد. عجیب با شهدا مانوس و رفیق بود و هرچه در این زمینه بگویم کم گفته ام. دائم درحال مطالعه کتاب های مربوط به شهدا بود و در دانشگاه محل تحصیلش هم تلاش زیادی برای برگزاری یادواره های شهدا داشت. زمانی که با خاکسپاری شهدای گمنام در دانشگاه ها مخالفت کرده بودند، آن قدر پافشاری کرد تا بالاخره مسئولان مجوز خاکسپاری 8 شهید گمنام در دانشگاه سراسری یزد را صادر کردند. خیلی برای شهدا و خانواده هایشان مایه می گذاشت . عاشق شهدا بود.

*از دوران دبیرستان به اردوی راهیان نور می رفت. مدتی هم در منطقه «شرهانی» جزء تیم تفحص بود. به همه شهدا علاقه داشت اما به چندشهید به طور «ویژه» علاقمند بود؛ یکی «شهید همت» بود که محمدحسین عاشق او بود . به شهید همت خیلی ارادت داشت و برای خود ما هم خیلی جالب بود که پس از شهادتش ، سردار سلیمانی درباره محمدحسین گفتند: «من همت خودم را با این شهید در منطقه پیدا کردم.» و گفته بودند محمدحسین برایشان مثل همت بود. و این سخن سردار سلیمانی، من را به یاد این جمله انداخت که « هرچیز که در جستن آنی، آنی»

شهید دیگری که محمدحسین به او ارادت ویژه داشت، شهید «محمدعابدی» بود که بازهم جالب است برایتان بگویم عکسی که از این شهید پس از شهادت در حجله اش گذاشتند ، دقیقا شبیه به تصویری بود که از محمدحسین در حجله اش گذاشته بودند . شهید بعدی هم شهید «دین شعاری» است که روحانی بودند و محاسن بلند و زیبایی داشتند.

*احترام ویژه ای برای من و پدرش قائل بود. پدر محمدحسین سپاهی و از جانبازان جنگ تحمیلی هستند. محمدحسین پدرش را «حاج آقا» صدا می زد و وقتی خواهرانش می گفتند چرا بابا را اینطوری صدا می زنی، می گت که پدرمن «شهید زنده» است . تا من یا پدرش غافل می شدیم، خم می شد و پای ما را می بوسید. در انجام واجبات و ترک محرمات لحظه ای غفلت نداشت. خیلی اهل مستحبات بود و به خواندن نمازهای نافله و ویژه نافله شب مقید بود. نمازهای با حالی می خواند؛ آن قدر باحال که من که مادرش بودم، خیلی وقت ها حسرت می خوردم و می گفتم خوش به حالت که از ما هم جلوتر زدی حتی از من که مادرت هستم. 

*می گویند در جبهه سوریه خیلی خوش درخشیده است. این را همرزمانش تعریف می کنند و یک بار در میزگردی که در شبکه افق در رابطه با تحولات جنگ سوریه و داعش برگزار شد، شنیدم که نام محمدحسین را آوردند و گفتند امثال او در موفقیت ها در این جنگ چه نقش درخشانی داشته اند. به خاطر همین جانفشانی هایش هم به او القاب زیادی داده بودند ؛ از جمله «مالک اشتر» و «همت مقاومت» و «عمار حلب» .

* یک بار از زبان دومستندسازی که درباره شهدا برنامه می سازند (از آسمان) شنیدم که می گفتند چرا الان می روند و در تاریخ دنبال «همت» و «خرازی» و «باکری» و «چمران» می گردند؟ بروند زندگی «حاج عمار» (شهید محمدحسین محمدخانی) را بررسی کنند تا ببینند روح همت ها و خرازی ها و باکری ها در وجود این جوانان نسل امروزی حلول کرده است . با این تفاوت که آن زمان دوران جبهه و جنگ بود و ارزشها برای مردم چیز دیگری بود و همه با هم بودند ولی الان فضا عوض شده و در چنین شرایطی مثل عمارها زندگی کردن هنر می خواهد. 

*محمدحسین علاقه عجیبی به امام حسین(ع) داشت. برنامه گذاشته بود دانشجویان را به کربلا ببرد. در بین الحرمین دورهم جمع می شدند و روضه می خواندند. یکی از روحانیون یزد که کارفرهنگی هم انجام می دهد، تعریف می کرد که محمدحسین خستگی ناپذیر بود. کربلا که بودیم، مدام به حرم می رفت. هنوز به هتل برنگشته، دوباره می گفت می خواهم بروم حرم...

*موقع خواستگاری به همسرش گفته بود زندگی با من سخت است. هر جای دنیا که فریاد مظلومی را بشنوم برای کمک خواهم رفت .

*به حاج آقا آیت اللهی از علمای بزرگ یزد  گفته بود: «دعا کنید شهادت نصیب و روزیمان بشود ». حاج آقا گفته بودند از خدا می خواهم که مثل حبیب بن مظاهر شوید  و محمدحسین پاسخ داده بود: لذتی که علی اکبر سید الشهدا از شهادت برد، هرگز حبیب نبرد...

*ما هیچ وقت با رفتن محمدحسین به سوریه مخالفت نکردیم . محمدحسین مهندسی را که خواند و تمام کرد، وارد سپاه شد. پدرش سپاهی بود و ما در این فضاها زندگی کرده بودیم. از قبل از دوران نوجوانی عاشق سپاه بود. بچه که بود می گفت دلم می خواهد لباس هایم مثل لباس های بابا باشد! وقتی درسش را تمام کرد، به او گفتیم می توانیم سرمایه در اختیارت بگذاریم تا یک شرکت مهندسی به راه بیندازی و کار کنی اما درجواب گفت من اگر دکترا هم داشته باشم، بازهم می روم سپاه . 5 سال قبل از شهادتش وارد سپاه شد و بعد هم درگیری های سوریه شروع شد. نزدیک سه ماهی در کاظمین بود و آنجا نیروها را آموزش می داد و بعد هم 4 مرحله به سوریه رفت و هربار 2ماهی آنجا بود و برمی گشت تا این بار آخری که آمدنش خیلی به درازا کشید و ما چشم انتظارش بودیم. 98 روز طول کشید و ازمحمدحسین خبری نشد. چون فرمانده بود و خیلی در قرارگاه نبود، امکان تماس هرروزه و مرتب را نداشتیم و سخت می شد او را پیدا کنیم.  شب قبل از شهادتش که با قرارگاه تماس گرفتیم، همرزمانش گفتن قرار است فردا پس فردا برگردد ایران اما خیلی طول نکشید که خبر شهادتش را شنیدیم . من معلم هستم . مدرسه بودم و ظهر بود که به خانه برگشتم و تا برگشتم، دیدم حاج آقا سر ظهر خانه هستند و تعجب کردم که این موقع روز آنجا چه می کنند که بعد فهمیدم صبح تماس گرفته اند و خبر داده اند که محمدحسین شهید شده است. محمدحسین من عاقبت بخیر شد. این همان چیزی بود که خودش می خواست و من افتخار می کنم که فرزندم در راه امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) فدا شد.

*افتخار ما این است که پرچمدار راه حضرت زینب (س) باشیم. اگر همه فرزندان من بخواهند راه شهیدم را ادامه دهند آمادگی دارم. شهید من متعلق به همه مردم است. اورفت تا ما با ارامش و امنیت زندگی کنیم و راه شهدا ادامه دارد و سعی کنید پیرو خون شهدا و ولایت باشید.


:: بازدید از این مطلب : 1774
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

عقیق: سمیه پارسادوست/ «دکترمحمدحسین رجبی دوانی»؛ نامی آشناست برای همه آن هایی که این مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام را بارها از قاب شیشه ای تلویزیون دیده و پای سخنان او نشسته اند. سخنانی که با بیانی شیوا و با مستندات دقیق ادا می شود و مخاطبان بسیاری هم دارد. خیلی ها هنوز هم لذت تماشای سریال«مختار» را با تحلیل های پس از پایان این سریال که با حضور دکتر رجبی دوانی برگزار می شد، به یاددارند. بهانه ما برای گفت و گو با این استاد دانشگاه ، موضوع خاص دیگری بود که درنهایت حرف به هیئت ها و  دورشدن از روحانیت محوری هیئات و میثم مطیعی کشید. رجبی دوانی معتقد است هیئت ها هراندازه هم پرمحتوا باشند، بازهم بدون «روحانی» به اهداف اصلی و تاثیرگذاری عمیق نمی رسند.

***

این روزها گویا دشمن سنگر مداحان را نشانه گرفته است و هجمه ها به سمت هیئت های عزاداری رفته است

در جریان دفاع مقدس و انقلاب جوانان ما از دل همین مجالس و عزاداری ها توانستند حماسه آفرینی کنند. سال ها بعد در جریان فتنه 88 نیز ثابت شد که همین هیئت ها و عزاداری هاست که می تواند نقشه دشمنان را نقش برآب کند. لذا دشمن به این نتیجه رسید که اگر می خواهد بر ما فائق بیاید، باید مردم را از این جلسات و این ارزشها دور کند. این طور شد که هجمه ها به بهانه های گوناگون به سمت مداحان و واعظان رفت. مشخص است که این هجمه ها از روی بغض و کینه و خباثت مطرح می شود نه اصلاح و پاک کردن ضعف ها.

فکر می کنید هیئت های ما درحال حاضر همچنان تاثیرگذاری سال های جنگ و دفاع مقدس را دارند؟

بله . قطعا دارند. البته از یک نکته مهم نباید غافل شد و آن هم اینکه هیئت ها در گذشته توسط علم و روحانیون اداره می شد و واعظان بنام شهر این هیئت ها را مدیریت می کردند. درحال حاضر اما متاسفانه روز به روز نقش علما و روحانیون در هیئت های ما کمرنگ تر می شود و هیئت ها حالت مداح محوری پیدا کرده اند. ضمن احترام به اکثریت قریب به اتفاق مداحان ولی در بعضی موارد شاهدیم که مداحی می آید که فاقد صلاحیت لازم از نظر علمی و معرفتی است و همه کاره هیئت می شود. وقتی کار به طور کامل به این دسته از مداحان سپرده شود، مشخص است که روی کیفیت کار مجالس و هیئت ها هم اثرمنفی می گذارد و بهانه به دست بدخواهان داده می شود. ما باید هدفی بالاتر و والاتر از تخلیه انرژی جوان ها در هیئت ها داشته باشیم . اینگونه نباشد که خیل عظیمی تنها برای مداحی و سینه زنی جمع شوند بلکه باید تلاش شود تا سطح معرفتی این جمعیت هم بالا برده شود و این مجالس آن قدر تاثیرگذار باشند که به یک سنگر مهم مقابل تهاجم فرهنگی دشمنان تبدیل شوند.

و فکر می کنید چطور این اتفاق می افتد؟ مداح محورشدن هیئت های ما می تواند در این راستا کمک کند یا نتیجه عکس خواهدداشت؟ به نظر می رسد درحال حاضر جوان های ما از مداح بیشتر از سخنران حرف شنوی دارند

هرچقدر که مداحان ما باسواد باشند و رتبه علمی شان بالا باشد و نسبت به مسائل اعتقادی و شرعی مطالعات بالایی داشته باشند و همین طور در ارتباط با شناخت مقاتل و منابع تاریخی اهل بیت شناخت کافی داشته باشند ، تاثیرگذاری کارشان بالا می رود و می تواند خلاء روحانی و واعظ را تا حدودی پر کند که البته بازهم کافی نیست و من معتقدم حتی موفق ترین هیئت ها هم بدون روحانی عالم و عامل از اهداف اصلی و اثرگذاری عمیق دور خواهندشد و لذا لازم است که هیئت ها مثل قبل با محوریت روحانیون بنام و خوشنام شکل بگیرند و در کنارش شورعاطفی و حماسی که مداح ایجاد می کند هم مکمل خوبی است تا یک هیئت تراز و استاندارد شکل بگیرد. امسال در ایام دهه اول محرم هیئت های خوبی مثل هیئت آقای مطیعی و آقای کریمی را داشتیم که دیدید چه جمعیت عظیمی به این هیئت ها آمدند و چطور منظم و باهدف عزاداری کردند و در روز تاسوعا و عاشورا نیز دسته های بزرگ عزاداری به راه انداختند و در شمال شهر تهران جمع شدند که این تجمع در آن نقطه شهر هم خودش دارای پیام های اثرگذار خوبی بود. یکی مثل آقای مطیعی را سال هاست می شناسم و می دانم آدم های کاردرست به هیئت ایشان می رود و کارهایی که می کنند بدون هدف و اثرگذاری نیست. 

شما یکی از کسانی بودید که در جریان شعرخوانی عیدفطر هم حمایت قاطعی از مطیعی کردید

بله و خوشحالم که با انتشار بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در حمایت از آن شعر و آن مداحی، روی سیاهی به زغال ماند . شعری که بسیار عالی ، به جا و بحق بود و با اخلاص قرائت شد. همان زمان هم حدس می زدم که وادادگان سیاسی و سرسپردگان غرب در برابر این شعر ارزشمند که زبان حال و بیان موقعیت فعلی برخی سیاسیون بود موضع گیری کنند و با واکنش های تند روبرو شود و عده ای هتاک بی ادب این جوان انقلابی و مومن را مورد فحاشی و سرزنش قراردهند و به همین خاطر هم همان روز پیامی برای ایشان فرستادم و گفتم که مبادا از این سخنان سخیف و یاوه گویی نوکران اجنبی ناراحت شود که گفتن حرف حق تاوان دارد و خوشحالیم که حضرت آقا هم کاملا از شعر قرائت شده در آن روز حمایت کردند و اعلام کردند که با آن موافق هستند. حالا شاید باید دید آن هایی که آن زمان حمایت نکردند و یا سکوت کردند و علت این عدم حمایت خود را نارضایتی رهبری و هزینه تراشی برای ایشان عنوان کردند، چه حرفی برای گفتن دارند!


:: بازدید از این مطلب : 1265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 14 آبان 1396

پس از آنکه میثم مطیعی در روز عید فطر و قبل از اقامه نماز توسط رهبر معظم انقلاب ، شعری انتقادی و صریح را قرائت کرد؛ واکنش های مختلفی از طرف احزاب و گروه های مختلف سیاسی و رسانه های آنها منتشر شد.

این واکنش ها را میتوان به سه دسته مثبت ، منفی و محافظه کار تقسیم کرد ، اما به تازگی نظر رهبر انقلاب اسلامی نیز درباره این شعر در فضای مجازی منتشر  شده است.

نشریه خط حزب الله در شماره جدید خود به دیدار  رهبر انقلاب با مداحان مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین در بیت رهبری و بیان نکات مهمی به آنان  اشاره کرد و در پی آن  حجت الاسلام سید کمیل باقر زاده استاد دانشگاه امام صادق (ع) با انتشار سلسله توئیت هایی در صفحه شخصی خود نظر رهبر انقلاب را درباره شعر میثم مطیعی در عید فطر امسال، این گونه بیان کرد:

"بعد از مراسم شام غريبان بيت رهبرى، آقا خطاب به ميثم مطيعى نكات مهمى فرمودند كه بیش از آنکه شخصی باشد بیانگر شاخص‌های مداحی انقلابی است.

آقا فرمودند: می‌دانم بعد از عید فطر خیلی شما را اذیت کردند و فشار آوردند، هم به شما و هم به شعرا؛ اما مطلقا اعتنا نکنید.

شما یک حرف کاملا درست و محکمی زدید. تردید نکنید. من نظرم را همان موقع به اطرافیان هم گفتم. کار شما کاملا درست بود.

اصلا محل نگذارید به این حمله‌ها و بدانید کار شما مؤثر است. شما روی این جوان‌ها تاثیر دارید. این جمعیتی که امشب آمده بود تاثیر می‌پذیرد از شما.

در آن شعر هم هیچ اهانت نبود. مسؤولان رده بالای دولتی آمدند پیش من و گفتند توهین شده؛ من گفتم خیر، هیچ اهانتی نبوده.

خود بنده هم صف اوّلی هستم. صف اوّل یک نفر نیست که؛ ما هم مدعى بوديم و هم صف اوّلى.

در آن شعر هم هست: "ما مدعیان صف اول بودیم"، ولی معلوم شد خبرها جای دیگری است؛ دیگرانی را بردند و ماها جا ماندیم.

هیچ خسته نشوید. اگر بنای بر خسته‌شدن بود آنهایی که قبل از انقلاب زندان رفتند و کتک خوردند و تبعید شدند باید خسته می‌شدند.

سفت بايستيد و خسته نشوید. اگر خسته نشوید خداوند به کارتان برکت می‌دهد، و برکت داده است. راه درست همین است که شما دارید می‌روید.

من همیشه شما را دعا می‌کنم، اما سر قضیه عید فطر فقط دعا نبود؛ هم دعا می‌کردم، هم حمایت کردم و نکاتی را به آنهایی که باید می‌گفتم گفتم.

حمایت قاطع رهبر انقلاب از شعر عید فطر میثم مطیعی نشان داد خیلی از مدعیان ولایت‌مداری، از فهم ولیّ زمان خویش فرسنگ‌ها فاصله دارند.

از دیوار سفارت بالا رفتن را انقلابی‌گری دانستند، آقا آن را محکوم کردند. شعر عید فطر را افراطی‌گری خواندند، آقا از آن حمایت کردند


:: بازدید از این مطلب : 1528
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران