میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 220
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2523
:: بازدید ماه : 8437
:: بازدید سال : 14639
:: بازدید کلی : 14639
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 03 آذر 1391

 

 

یک مشک ، یک غیرت که از آن روبرو آمد   

طفلی صدا زد بچه ها گویا عمو آمد

باید به استقبال آب و آبرویش رفت 

وقتی عمو از جنگ آب و آبرو آمد 

ای بچه ها اول عمو تشنه است، پس باید   

اول بنوشد آب، وقتی که سبو آمد

شش ماهه را دور سرش باید بگردانیم 

وقتی که بر رخسار اصغر رنگ و رو آمد 

دیگر عمو را بعد ازاین سقا نمی خوانیم   

دیدید خواندیم و چه اشکی از عمو آمد

نذر عمو این گوشوارها ، النگوها 

باید به دستش داد ، وقتی دست او آمد 

*** 

حالا زمین کربلا چشمان تر دارد   

حالا پس از این خیمه های دربه در دارد

دستان او را از سر زینب بُریدند 

حالا بگو که خیمه آیا بال و پر دارد؟ 

عباس را از علقمه آقا نیاورده   

آوردنش تا خیمه گویا دردسر دارد

حتی زجسم  إرباً إربای علی اکبر 

جسمی زهم پاشیده و آشفته تر دارد 

در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید 

هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد 

دارد لباسش را به غارت می برد این قوم 

حالا دگر ام البنین حالی دگر دارد...

 


:: بازدید از این مطلب : 3194
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 آذر 1391

سعد بن عبداللّه قمي حکايت نمايد:
روزي متجاوز از چهل مسئله از مسائل مشکل را طرح و تنظيم نمودم تا از سرور و مولايم حضرت ابومحمّد امام حسن عسکري صلوات اللّه عليه پاسخ آن ها را دريافت نمايم.
از شهر قم به همراه بعضي دوستان حرکت کرديم، هنگامي که وارد شهر سامراء شديم به سوي منزل آن حضرت روانه گشته؛ و پس از آن به منزل رسيديم و اجازه ورود گرفتيم، داخل منزل رفتيم.
همين که وارد شديم، ديدم مولايم همچون ماه شب چهارده در گوشه اتاق نشسته است و کودکي خردسال را - که چون ستاره مشتري مي درخشيد - روي زانوي خود نشانيده بود.
امام عسکري عليه السلام به ما اشاره نمود که جلو بيائيد و در نزديکي ما بنشينيد.

پس طبق فرمان حضرت، جلو رفتيم و نشستيم و سپس مسائل خود را به طور کلّي مطرح کرديم.

امام حسن عسکري صلوات اللّه عليه پس از شنيدن سخنان و مسائل ما، اشاره به کودک نمود و اظهار داشت: اي فرزندم! جواب شيعيان خود را بيان کن.
پس ناگهان، آن کودک لب به سخن گشود و تمامي سؤ ال هاي ما را يکي پس ‍ از ديگري جواب کافي داد.
و بعضي سؤال ها را پيش از آن که مطرح کنيم، خود کودک مطرح مي نمود و جواب آن را مي داد، به طوري که همه ما مبهوت و متحيّر گشتيم که اين کودک خردسال چگونه در همه علوم و فنون شناخت کافي دارد و با بيان شيوا تمامي سؤ ال هاي ما را پاسخ داده و همه افراد را قانع مي نمايد؟!
پس از آن، امام حسن عسگري صلوات اللّه عليه متوجّه من شد و فرمود: اي سعد بن عبداللّه! براي چه از قم به اين جا آمده اي؟
عرضه داشتم: ياابن رسول اللّه! چون عشق زيارت و ديدار شما را داشتم، بدين جا آمده ام.

حضرت فرمود: پس بقيّه سؤال هائي را که تهيّه و تنظيم نموده بودي، چه شد؟

پاسخ دادم: آماده و موجود مي باشد.
فرمود: از فرزندم و نور چشمم مهدي موعود عليه السلام آنچه مي خواهي سؤال کن.

و من بعضي از سؤال هاي باقي مانده را مطرح کردم، از آن جمله عرضه داشتم: ياابن رسول اللّه! تأويل و تفسير کهيعص چيست؟

کودک در حالي که روي زانوي پدر نشسته بود، فرمود: اين حروف، رموز و اخبار غيبي الهي است که خداوند متعال در رابطه با حضرت زکريّا پيغمبر عليه السلام بيان نموده است؛ چون زکريّا از خداوند متعال درخواست نمود تا اسامي خمسه طيّبه - پنج تن آل عبا عليهم السلام - را تعليم او نمايد.
لذا جبرئيل عليه السلام نازل شد و آن اسامي مقدّس را به او تعليم داد؛ و هر زمان حضرت زکريّا عليه السلام يادي از آن اسامي: «محمّد، عليّ، فاطمه، حسن، حسين عليهم السلام» مي کرد، هر نوع مشکل و ناراحتي که داشت، حلّ و بر طرف مي گرديد.
امّا هرگاه نام حسين عليه السلام بر زبان جاري مي نمود و به ياد آن حضرت مي افتاد، غم و اندوه فراواني بر او عارض مي شد؛ و افسرده خاطر مي گرديد.
پس روزي اظهار داشت: خداوندا! علّت چيست که هر موقع چهار نفر اوّل را يادآور مي شوم، دلم آرام مي گيرد؛ و چون پنجمين نفر را ياد مي کنم محزون گرديده و در چشمانم اشک حلقه مي زند؟!
خداوند متعال کهيعص را در جواب حضرت زکريّا عليه السلام برايش ‍ فرستاد؛ و تمامي اخبار و جرياناتي را که بر امام حسين عليه السلام مقدّر شده بود، به وسيله آن رموز کلّي برايش بيان نمود:

«کاف» يعني؛ کربلاء و حوادث آن، «هاء» اشاره به هلاکت و شهادت اهل بيت سلام اللّه عليهم، «ياء» يزيد - بن معاويه است - که بر امام حسين عليه السلام ظلم نمود، «عين» اشاره به عطش و تشنگي آن حضرت و اصحاب مي باشد؛ و «صاد» صبر و استقامت آن حضرت خواهد بود.

سپس آن کودک در ادامه فرمايشات گهربارش فرمود: چون حضرت زکريّا عليه السلام اين خبر را - از فرشته الهي يعني؛ جبرئيل امين عليه السلام - دريافت نمود، وارد مسجد شد و به مدّت چند روز در مسجد ماند و مرتّب گريه و زاري مي کرد.
و در پايان افزود: حضرت يحيي
پيغمبر و امام حسين عليهماالسلام هر دو به مدّت شش ماه در رحم مادر بودند؛ و در شش ماهگي به دنيا آمدند.


بحارالانوار ج52ص78-88


:: بازدید از این مطلب : 3186
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 آذر 1391

 

این مراسم از هفتم تا یازدهم محرم (۱۴۳۴ ه. ق) برابر با پنج‌شنبه ۹۱/۹/۲ تا دوشنبه ۹۱/۹/۶، به مدت ۵ شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء، احكام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.


از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شركت فرمایند.


برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:


 
منبع:khamenei.ir


:: بازدید از این مطلب : 2071
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 آذر 1391

 

 
 
حضرت آيت الله خامنه اي بخش مهمي از سخنانشان در اين ديدار را به حوادث هفته اخير نوار غزه اختصاص دادند و تأكيد كردند: وحشيگريهاي صهيونيستها در حمله به مردم بي گناه و غيرنظامي غزه، بايد وجدان دنياي اسلام را تكان دهد و حركت عظيم ملتهاي مسلمان روح تازه اي پيدا كند.
 
ايشان در تبيين ابعاد حركت رژيم صهيونيستي در حمله به غزه افزودند: سبعيت شگفت آور سردمداران رژيم اشغالگر در حمله به غزه نشان داد اين عناصرِ كاملاً وحشي، هيچ بويي از انسانيت نبرده اند.
رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: جنايات صهيونيستها در غزه همچنين ماهيت دشمنان جهان اسلام و ماهيت مدعيان جمهوري اسلامي در مجامع بين المللي، را بخوبي آشكار كرد.
 
حضرت آيت الله خامنه اي با انتقاد شديد از حمايت واضح سردمداران نظام استكبار از جنايات صهيونيستها خاطرنشان كردند: امريكا، انگليس و فرانسه به رژيم سنگدل و بي رحم صهيونيستي حتي يك اخم نكردند و با حمايت و تشويق و تقويت اين جنايتكاران، نشان دادند كه دشمنان خشن و منفور امت اسلام چقدر از اخلاق و انسانيت به دورند.
 
ايشان افزودند: سردمداران استكبار از جمله امريكا كه از فجايع صهيونيستهاي وحشي در غزه حمايت مي كنند چگونه با وقاحت مضاعف از حقوق بشر دم مي زنند و خود را در موضع محاكمه كننده ملتها و كشورهاي ديگر قرار مي دهند؟
رهبر انقلاب افزودند: رفتار كشورهاي عربي و اسلامي نيز در قبال حوادث غزه رفتار مناسبي نبود  چرا كه برخي فقط به حرف اكتفا كردند و برخي حتي در حرف نيز صهيونيستها را محكوم نكردند.
 
ايشان افزودند: كساني كه داعيه دعوت به وحدت و هدايت دنياي اسلام را دارند در مسائل ديگري كه تأمين كننده اغراض سياستي آنهاست به صراحت وارد مي شوند اما در اين ماجرا چون طرف آنها امريكا و انگليس است از محكوم كردن صريح و واقعي صهيونيستها خودداري و حداكثر به حمايت لفظيِ كم ارزش بسنده كردند.
 
حضرت آيت الله خامنه اي تأكيد كردند: كشورهاي اسلامي و بخصوص دولتهاي عربي بايد در حركتي متحد، ضمن كمك به مردم مظلوم غزه براي برداشته شدن محاصره اين منطقه تلاش كنند.
 
ايشان با تجليل از استقامت عزت آفرين مردم و جوانان نوار غزه افزودند: آنها به توفيق الهي، يك بار ديگر ثابت كردند كه با ايمان و ايستادگي و سخت كوشي،‌ مي توان بر مجموعه هاي بزرگ، مسلح، پيچيده و حمايت شده از سوي مستكبران نيز غالب آمد.
 
رهبر انقلاب با اشاره به دستپاچگي رژيم صهيونيستي براي آتش بس خاطرنشان كردند: كساني كه خباثت و ددمنشي را آغاز كردند ضربات بيشتري نيز دريافت كردند به شكلي كه اكنون براي آتش بس، از جمع كوچك مردم نوار غزه، دست پاچه تر شده اند.
 
حضرت آيت الله خامنه اي افزايش قدرت مادي و معنوي و دفاع جانانه و مقتدرانه در مقابل دشمنان اسلام را پيام حوادث غزه براي امت اسلامي خواندند و افزودند: ماجراي غزه نشان داد كه براي غلبه بر توطئه ها، خباثتها و نامرديها هيچ راهي جز دفاع مقتدرانه نيست.
 
ايشان خاطرنشان كردند: دنياي اسلام بايد براي آسيب ناپذيري در مقابل دشمنان، هم قدرت ايماني و عزم و اراده خود را افزايش دهد و هم با پيشرفت علمي و فناوري به توانايي ساخت تجهيزات زندگي اعم از سلاح و غيرسلاح دست يابد.
 
رهبر انقلاب افزودند: البته ملت ايران اين درس را از دوران دفاع مقدس خود درك كرده است و به همين علت، مردم، جوانان و دانشمندان اين سرزمين براي پيشرفت و اقتدار كشور در حال تلاشند.
 
رهبر انقلاب ضرورت اتحاد امت اسلامي و نيز اتحاد دروني هر ملت مسلمان را از ديگر درسهاي حوادث اخير ناميدند و خاطرنشان كردند: اين واقعيت در مورد ملت ايران نيز، صادق است.
 
ايشان از همين زاويه، به تبيين فلسفه دعوت مكرر خود به وحدت و همدلي پرداختند و افزودند: توصيه مداوم به صاحبان قلم و زبان، و فعالان مطبوعاتي و پايگاههاي اينترنتي، جناحهاي سياسي و مسئولان اجرايي و غيراجرايي براي اتحاد به اين دليل است كه وحدت، در اقتدار و پيشرفت كشور و حفظ جايگاه جمهوري اسلامي در جهان داراي تأثيراتي عظيم و حياتي است.
رهبر انقلاب با تجليل از وحدت و همدلي ملت، به پاسخ مثبت سران سه قوه به دعوت ايشان براي همدلي اشاره كردند و افزودند: از پاسخ مثبت و با ارزش مسئولان قوا و تأكيد آنان بر وحدت در عين برخي اختلاف نظرها و سليقه ها، تشكر مي كنم و لازم است اين حركت خوب با مراقبت در اظهارنظرها و اقدامات، استمرار يابد.
 
ايشان در همين بحث به موضوع سؤال مجلس از رئيس جمهور پرداختند و خاطرنشان كردند: اين حركت تاكنون از دو جنبه قابل تحسين و تمجيد است.
 
رهبر انقلاب در تشريح اين ابعاد مثبت، سؤال از رئيس جمهور و ساير مسؤلان اجرايي را نشان دهنده احساس مسؤليت نمايندگان ملت در قبال مسائل كشور دانستند و افزودند: مسئولان اجرايي نيز با اعتماد به نفس و شجاعت براي توضيح و پاسخ اعلام آمادگي كرده اند.
 
رهبر انقلاب افزودند: اقدام قوه مقننه در عمل به وظيفه و نيز اعتقاد قوه مجريه به صحت و صداقت اقدامات خود، امتحان خوبي براي دو قوه بود اما معتقدم اين حركت تا همين جا كافي است و ديگر ادامه نيابد.
ايشان افزودند: مردم هم با بصيرتند و تشخيص مي دهند كه ادامه اين كار، همان چيزي است كه دشمن مي خواهد.
 
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به نياز كامل كشور به آرامش خاطرنشان كردند: ممكن است عده اي از دو طرف تحت تأثير احساسات و با استفاده از وسائل تبليغ از جمله روزنامه ها و پايگاههاي اينترنتي فضا را شلوغ كنند در حاليكه همه مسئولان براي عمل به وظايفشان نياز به آرامش دارند و مردم نيز خواستار آرامش هستند و ادامه نيافتن اين مسئله نشان خواهد داد كه قواي مقننه و مجريه بيش از هر چيز به وحدت و آرامش احترام مي گذارند.
 
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين در سخنانشان در جمع مسئولان و فعالان شجره طيبه صالحين بسيج، تقارن هفته بسيج با حادثه عظيم عاشورا را درس آموز دانستند و افزودند: اگر حادثه جگرسوز اما عبرت آموز كربلا نبود از حقيقت اسلام چيزي باقي نمي ماند به همين علت ماجراي عاشورا بايد همواره به عنوان يك درس و يك پرچم هدايت در مقابل چشمان جامعه اسلامي باشد.
 
ايشان دوران دفاع مقدس را تداعي كننده گوشه هايي از فداكاري اصحاب سيدالشهدا (ع) خواندند و خاطرنشان كردند: بسيج از برجسته ترين و مهم ترين مظاهر اين فداكاريها بوده است.
رهبر انقلاب اسلامي، تشكيل بسيج را از مظاهر ژرف انديشي و حكمت الهي امام خميني (رض) برشمردند و افزودند:‌ بسيج در دفاع مقدس داراي عيار بالاي خلوص بود كه امروز نيز همان عيار بالا، بايد حفظ و متجلي شود.
 
ايشان حفظ خلوص در دوران دفاع مقدس را آسانتر از خالص ماندن در ميدانِ پيچيده اما غيرنظاميِ مقابله با دشمنان دانستند و تأكيد كردند: بسيج در مجموعه هاي خود مراقب ايمان، ‌توكل، معنويت و روحيه فداكاري باشد.
رهبر انقلاب پرهيز از آفاتي نظير غرور، تظاهر و رياكاري را ضرورت بسيجي بودن و بسيجي ماندن خواندند و با اشاره به استمرار عمق بخشي و ارتقاي مستمر كيفيت فعاليتها افزودند: بايد از هرگونه سطحي نگري در ابعاد مختلف پرهيز كرد.
 
ايشان طرح شجره طيبه صالحين را به عنوان اقدامي براي عمق بخشي معرفتي و تربيتي،‌مورد تحسين قرار دادند و افزودند: بايد به گونه اي عمل كنيم كه بسيج به عنوان الگو و دستورالعملي زنده، پويا و قابل پيروي، در دنياي اسلام تثبيت شود.
 
حضرت آيت الله خامنه اي تقويت و توسعه فعاليتهاي بسيجي به همه ابعاد زندگي را از وظايف اساسي دست اندركاران اين نهاد برشمردند و افزودند: در بحث سبك زندگي نيز بسيج و بسيجيان مي توانند با عيارسنجي رفتار خوددر خانواده، محيط كار،‌و اجتماع، به نوعي خودشناسي و اصلاح دست بزنند.
 
ايشان با تقدير از حضور موفق بسيج در زمينه هاي علمي، فناوري، خدمات اجتماعي و نظريه پردازي در زندگي اجتماعي افزودند: اگر روزي كشور و انقلاب به دفاع نظامي در مقابل دشمن نيازمند شود بي ترديد همين مجموعه هاي بسيجي و همه جوانان شجاع ايران، دلاوري و اقتدار و شكست ناپذيري ملت ايران را به تمام دنيا نشان خواهند داد.
 

 


:: بازدید از این مطلب : 2685
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 آذر 1391

آیت الله جوادی آملی با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد: مسئله اسلامی کردن دانشگاه یک صورت مسئله است، معنای اسلامی کردن دانشگاه این نیست که دخترها از پسرها جدا بشوند، نماز اول وقت داشته باشیم، نمازخانه داشته باشیم، دعای کمیل شب جمعه داشته باشیم، دعای توسل شب چهارشنبه داشته باشیم، اینها مسلمان تربیت کردن است همه ما مسلمانیم این کارها را باید بکنیم اینها کار دانشگاه نیست اما اگر دانشگاه این کارها را بکند موفق‌تر است ولی معنای اسلامی شدن دانشگاه این نیست.

مهر نوشت: یکی ار مراجع تقلید شیعیان با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد: اسلامی کردن دانشگاه غیر از تربیت دانشجوی مسلمان است.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با جمعی از اعضای هیئت علمی و مسئولان دانشگاه علامه طباطبایی به موضوع اسلامی شدن دانشگاه از طریق اسلامی شدن دانش پرداخت و بیان کرد: دانشجویان این کشور امانت‌های فکری این مملکت‌اند.

این مرجع تقلید با بیان این مطلب که یکی از بهترین راه‌های تحقیق، تقریر صورت مسئله است اذعان داشت: اگر کسی موضوع را خوب بررسی کند، محمول را بررسی کند، ربط موضوع و محمول را بررسی کند، آنگاه از چند جهت می‌تواند برهان اقامه کند.

اسلامی شدن دانشگاه غیر از پرورش دانشجوی مسلمان است

 وی در ادامه با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد:  مسئله اسلامی کردن دانشگاه یک صورت مسئله است، معنای اسلامی کردن دانشگاه این نیست که دخترها از پسرها جدا بشوند، نماز اول وقت داشته باشیم، نمازخانه داشته باشیم، دعای کمیل شب جمعه داشته باشیم، دعای توسل شب چهارشنبه داشته باشیم، اینها مسلمان تربیت کردن است همه ما مسلمانیم این کارها را باید بکنیم اینها کار دانشگاه نیست اما اگر دانشگاه این کارها را بکند موفق‌تر است ولی معنای اسلامی شدن دانشگاه این نیست.
 
آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: اسلامی شدن دانشگاه غیر از پرورش دانشجوی مسلمان است. چهار موضوع باید کاملاً از حریم این بحث بیرون برود، هر علمی که برای اداره کشور ضروری است تحصیلش واجب است چون این علم جزء واجبات نظامی است آدم فرا می‌گیرد می‌شود اسلامی این نیست! هر استادی برای رضای خدا باید درس بگوید این یک عمل دینی است نه علم دینی، هر دانشجویی باید برای رضای خدا درس بخواند نه برای مدرک این یک عملِ دینی است نه علمِ دینی، کاربرد و خروجی علوم باید در نفع جامعه باشد نه به زیان جامعه این کار خوب است و واجب است و دینی است ولی یک عمل دینی است نه علم دینی.

وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش اسلامی شود

  وی در ادامه افزود: وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش اسلامی شود و باید دانش ثابت شود که اسلامی است؟ که این را باید از فلسفه سؤال کرد.

 آیت الله جوادی آملی با بیان این مطلب که فلسفه وقتی وارد صحنهٴ علمی می‌شود اول سکولار است بیان کرد: سکولار یعنی بی‌تفاوت نه نفی دین، یک فیلسوف وقتی که می‌خواهد وارد بحث بشود و بحث کند که آیا جهان خود ساخته است یا مبدیی دارد این آزادانه بحث می‌شود اول عاری از هر دو تفکّر است نه الهی است نه الحادی مبادی بدیهی دارد.
 
وی ادامه داد: اجتماع نقیضین دارد، اصل تضاد دارد، اصل تناقض دارد، اصل دور دارد، اصل تسلسل دارد، اصل علیّت دارد که با این ابزار وارد بحث می‌شود اگر کج‌راهه رفت و الحادی شد آن وقت تمام علوم زیرمجموعه خودش را الحادی می‌کند فیزیک می‌شود الحادی، زمین‌شناسی می‌شود الحادی، طب می‌شود الحادی، داروسازی می‌شود الحادی، برای اینکه وقتی خدایی نیست و آغاز و انجامی نیست و قیامتی نیست الحادِ محض است همه می‌شود الحادی آن وقت آنچه در خارج است به نام طبیعت است ماورای طبیعت هم فسون و فسانه است طبیعت هم رهاست و هیچ متولّی ندارد لذا به شانس اکتفا می‌کنند و می‌گویند شانس آوردیم یا شانس نیاوردیم چون مبدأ فاعلی را نتوانست ثابت بکند.
 
 مفسر قرآن کریم اذعان داشت: ولی اگر فلسفه کج‌راهه نرفت و به لطف الهی به راه صحیح رفت اوّلین خدمتی که می‌کند به خودش خدمت می‌کند و فلسفه الهی می شود و بعد همه زیرمجموعه خودش را می‌کند دینی، برای اینکه ثابت می‌کند این نظمی که در عالم هست ناظمی دارد حکیمی دارد آفریدگاری دارد که این را اداره کرده و آفریده است و  آن خدایی که عالَم را آفرید این صحنه می‌شود فعل خدا، می‌شود خلقت، ما دیگر چیزی به نام طبیعت نداریم ممکن است کسی بگوید ما علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی داریم ولی وقتی می‌گوید طبیعی یعنی خلقت‌شناسی، چیزی در جهان به نام خلقت وجود دارد  که حکیم مدبّری آن را آفریده، چنین کسی هم آفریدگار است هم پروردگار.


 این مرجع تقلید ادامه داد: بنابراین علم دینی این شناسه خود را از معلوم می‌گیرد مستحضرید که علم ارزش خود را از معلوم می‌گیرد و روش خود را از معلوم می‌گیرد و شناسه خود را از معلوم می‌گیرد و همچنین ارزش خود را از معلوم می‌گیرد، حال آیا این علم دینی است یا غیر دینی نیست معلوم ما باید چه باشد جواب را باید از معلوم بگیریم معلومِ ما فعل خداست زیرا فعل خدا را تفسیر می‌کنیم چون فعل خدا را تفسیر می‌کنیم یقیناً دینی است.
 
 وی با اشاره به این نکته که سرّ اینکه مرحوم آقای قاضی و امثال قاضی توانستند علامه طباطبایی و این بزرگان را تربیت کنند این بود که اینان بندگیشان در زندگی مندرج بود ادامه داد: این آقایانی که با اصول آشنا هستند و شما هم آشنایید می‌دانید که عقل، حجّت الهی است و هیچ فرقی عقل و نقل ندارند اگر خبر زراره است روایت زراره است حجّت شرعی است اگر برهان عقلی است چه از راه تجربه، چه نیمه‌تجربی، چه تجرید کلامی، چه تجرید فلسفی، چه تجرید عرفان نظری همه اینها اگر برهانی شد حجّت شرعی می شود، حجّت شرعی یعنی عمل برابر آن واجب است و هیچ فرقی ندارد که این را زراره از امام نقل بکند یا کسی با تجربه بفهمد به شرطی که قیاس و خیال و گمان و وهم نباشد که منطق می‌خواهد ثابت کند که چه چیزی علم است و چه چیزی خیالِ علمی اگر علم بود و باور بود و حقیقت بود این می‌شود حجّت شرعی آن وقت مبادا کسی خیال کند که عقل در برابر وحی است، عقل در برابر نقل است نه در برابر وحی، عقل در برابر دین نیست، عقل در برابر نقل است ما دین را از دو راه می‌فهمیم یا می‌گوییم فلان راوی از امام چنین نقل کرد که این می‌شود نقل یا خودمان با کشف، تجربه یا تجرید به این مطلب رسیدیم عقل و نقل زیرمجموعه وحی‌اند و عقل در برابر وحی نیست، عقل در برابر شرع نیست و این تعبیر هم نارساست که این مطلب عقلی است یا شرعی باید بگوییم عقلی است یا نقلی و اگر عقلی شد عمل به آن واجب است.

آیت الله جوادی آملی عقل را در برابر نقل دانست و بیان کرد:عقل در برابر وحی نیست بلکه عقل در برابر نقل است یعنی آ‌ن وحی الهی که به وسیله انبیا آمده ما از دو راه می‌توانیم بفهمیم که خدا به پیغمبر چه فرمود یا از راه عقل می‌فهمیم یا از راه نقل می‌فهمیم بنابراین چه از راه عقل بفهمیم که دانشگاه اساسش این است چه از راه نقل بفهمیم که حوزه‌های اساسش این است هر دو می‌شود شرعی، هر دو می‌شود دینی و هر دو می‌شود امانت الهی دیگر نمی‌گوییم ما خودمان فهمیدیم برای خود ماست اگر ما برای خودمان بود برابر آن می‌توانستیم مختار باشیم عمل بکنیم یا عمل نکنیم در حالی که واجب است به آن عمل بکنیم اگر علم شد انسان واجب است که برابر علم عمل بکند.

 


:: بازدید از این مطلب : 2889
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 آذر 1391

حاج مهدی سلحشور از مداحان برجسته کشور که موضوع شهدا و دفاع مقدس جزء لاینفک مجالسش می باشد و تا کنون اشعار و نوحه های متعددی را در این خصوص سروده است، در خصوص سیاسی بودن مجالس اهل بیت (ع) به جریان سازی هیئات در جامعه اشاره می کند و با بیان اینکه سکولاریزم خطر بزرگی بود که هیئات عزاداری را تهدید می کرد در این باره می گوید: به اعتقاد من خطر اصلی زمانی بود که عده ای با نقشه قبلی و خیلی رنگ و لعاب دار و حرفه ای، موضوع جدایی دین از سیاست را در مداحی ها حاکم کردند. این جریان از سال 75 ـ 76 شروع شد.

این مداح برجسته کشور در قسمت دیگری از این مصاحبه با بیان اینکه ما عاشورایی را قبول داریم که امام خمینی(ره) آورد، می گوید: عاشورای ما عاشورایی بود که وصل به عاشورای مورد نظر امام(ره) بود؛ عاشورایی که جریان ایجاد می کرد. باید ببینیم تکلیف مان چیست و کدام بعد وجودی آن حضرت وظیفة ما را نشان می دهد.

مشروح مصاحبه با حاج مهدی سلحشور را در ادامه ملاحظه می کنید:

 

ـ به نظر شما تفاوت الگوی مداحی در دوران دفاع مقدس و بعد از آن چیست؟

توی جنگ، این سبک و سیاق فعلی مداحی نبود. ما یک سبک سنتی داشتیم که از قدیم رایج بود. نقطه آغاز سبک های جدید مداحی را می توان سال های 62 و 63 دانست که افرادی مثل حاج منصور ارضی و محمدرضا طاهری مبلغ آن بودند. در زمان جنگ فرصتی به آن صورت نبود که به مداحی تخصصی و نظام مند نگاه شود. 

سبک حماسی بعد از جنگ شروع به رشد کرد. حتی آقای آهنگران هم بعد از جنگ خواندن را کنار نگذاشت، اما شروع کرد به تغییر سبک. ایشان آن موقع محور بود و الان هم اسطوره ای است در باب سبک حماسی دفاع مقدس ما. ایشان در زمان جنگ شور و احساس خاصی در رزمنده ها و مردم ایجاد می کرد. که کم نظیر بود.

ایشان هم بعد از جنگ روش هایش را عوض کرد؛ چون اقتضائات زمان جنگ دیگر نبود. این تغییر روش به این معنا نیست که بگویم روح حماسه دیگر در روضه ها و مداحی هایمان نیست. نوعش عوض شده است. زمان جنگ به صورت مصداقی می رفت سوی خود جنگ، اما بعد از جنگ رفت سوی ابعاد وجودی حضرت امام حسین(ع) و امر به معروف و نهی از منکر اقتضائات جامعة امروز که هرچه باشد. عرصة جهان آن روز با جهان امروز تفاوت پیدا کرده است. روضه ها و مداحی ها و حماسه خوانی هم مطابق با اقتضائات امروز شده است.

بعد از جنگ، فرهنگ غالبی که بر مداحی ها حاکم شد، سبک و سیاق خاصی بود. برخی حماسی بودند و برخی حالت مناجاتی داشتند. حماسه در همة ابعاد وجودی امام حسین(ع) موج می زد. البته در خواندن های قدیمی ها ما زیاد می بینیم. مثلاً شروع می کردند قصیده ای را می خواندند، ابعاد وجودی حضرت را می گفتند، ابعاد حماسی را می گفتند، سینه هم می زدند. روح حماسی خوانی در خواندن های آنها موج می زند و هیچ وقت تغییر نکرد. الان هم این روند را دارند.

ـ چرا عده معدودی از هیئت ها و مداح ها سعی می کنند به گونه ای جلوه کنند که از انقلاب و نظام و شهدا جدا هستند؟

به اعتقاد من خطر اصلی زمانی بود که عده ای با نقشه قبلی و خیلی رنگ و لعاب دار و حرفه ای، موضوع جدایی دین از سیاست را در مداحی ها حاکم کردند. این جریان از سال 75 ـ 76 شروع شد.

اینها مثلاً سیاسی بازی را با اصل سیاست قاطی کردند!؟ آمدند اول یک استقلالی برای هیئت ها قائل شدند و برخی هم پرچمدار این قصه شدند و یک استقلالی قائل شدند و سعی کردند رابطه هیئت با نظام و انقلاب را کمرنگ کنند. احساس می کنم این فضا برایشان موجود شد! چون تا فضا موجود نباشد، یک تفکر و اندیشه نمی تواند رشد بکند. بسترش هم، بد عمل کردن ما بود. کم کم امام را دعا نمی کردند! آقا را دعا نمی کردند! از شهدا هیچ نمی گفتند!  وقتی از آنها سؤال می کردند که مثلاً چرا از امام و آقا و شهدا چیزی نمی گویید، می گفتند: ما مجلس را سیاسی نمی کنیم. این نقطه انحراف (به اعتقاد من) آنجا بود.

ما عاشورایی را قبول داریم که امام خمینی(ره) آورد؛ عاشورایی که امام خمینی(ره) نیاورد را ما اصلاً قبول نداریم.

عاشورایی را که جریان ایجاد نکند، بگذار در کوزه آبش را بخور. همان قضیه اذان گفتن و آن انگلیسی است که گفت: اگر برای ما ضرری ندارد، بگذار اذان بگوید. البته در نقطه مقابل این عده، خیلی از مداح ها هستند که یاد و نام شهدا در مجالس شان زنده است و اول و آخر مجلس با نام و یاد شهدا کلید می خورد.

ـ دوران جنگ، با هیئت ها چطور مرتبط بودید؟ 

من در زمان جنگ، کردستان بودم و بعد هم تیپ 110 خاتم الأنبیا، بعدهم لشکر 10 سیدالشهدا بودم. بعد از جنگ هم قبل از این که حاج احمد کاظمی غائله کردستان را حل کند، می رفتیم آنجا. مراسم مداحی بود. عملاً زمان جنگ فرصتی برای مداحی در شهر پیش نیامد. در سال 67 اولین فاطمیه بعد از جنگ، در مدرسة امام علی(ع) مداحی را شروع کردم.....


:: بازدید از این مطلب : 2853
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 آذر 1391

شب هفتم


 

 

یک پر، دو پر ، نه ! سهم تو تیرسه پر شده

سهم تو از بقیه کمی بیشتر شده

 

تیری که از سه جای گلویش دریده است

بیرون کشیدنش چقدر دردسر شده

 

لشگر نگفت : حرمله پیش پدر نزن!!

شش ماه بیش نیست که آقا پدر شده

 

آنقدر بی هوا سر تو ذبح تیر شد

که تازه بُهت باور من باخبر شده

 

دیگر گلوت نیزه نشینی نمی کند

از بسکه رشته رشته و زیر و زبَر شده

 

حالا چگونه خیمه روم با چه کودکی ؟!

با کودکی که ذبح عظیم پدر شده !

 

شب هفتم

 

نيزه اي از گلوي يك غنچه

از سه جا انشعاب مي گيرد

از يكي خون و از يكي شير و

از يكي سهم آب مي گيرد

 

مادر آفتابگردانها

 به اهالي آسمان مي گفت :

بنگريد آه ؛ روي دست پدر

غنچه اي آفتاب مي گيرد  

 

تشنه لب نيست ، او خودش درياست

كودك آب و باد و باران است

او نه اينكه به خيمه غش كرده

تشنگي را به خواب مي گيرد

 

تا كه تير ((  سه پر )) به طفل رسيد

دست و پايي زد و به رقص آمد

مثل رقصِ ميانه ي  ميدان

به خودش پيچ و تاب مي گيرد

 

تير را از گلوي بي آبش

تا خداوند آب در آورد

ابر غريد و گفت : (( واي

 اينك آسمان را عذاب مي گيرد ))

 

دارد آهسته باز مي گردد

از جواب دوباره مردم

پاي هستي دوباره مي لرزد

كوفه را اضطراب مي گيرد

 

تا خدا منعكس كند او را

دارد آئينه وار مي گريد

عكس شش ماه آسماني را

توي اين چشمه قاب مي گيرد

 

پشت خيمه كه مي رود ناگاه

شرم دريا به جوش مي آيد

ماهي سرخ و بي سر خود را

از نگاه رباب مي گيرد

 


:: بازدید از این مطلب : 65
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 آذر 1391

 

حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام


 

 

 

 این اسبها از این بدنم  پا نمی کشند

 

جانم درآمد از کفنم پا نمی کشند

 

 

 

تا که گلاب ناب مرا در نیاورند

 

از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند

 

 

 

این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند

 

چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند

 

 

 

می خواستم دوباره صدایت کنم ولی

 

یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند

 

 

 

موی مرا به دست گرفتند و می کشند

اما زدست و پا و تنم پا نمی کشند


****



 

 

چگونه تو خوش قد وبالا شدی

 

به یک لحظه اینقدر زیبا شدی

 

 

 

مکش اینقدر پا به روی زمین

 

مکش پا که هم قد طوبا شدی

 

 

 

تو نیمت حسن بود و نیمت حسین

 

چرا اینقدر شکل زهرا شدی

 

 

 

چنان از سر اسب انداختند

 

که از نصفه های کمر تا شدی

 

 

 

چنان پيچ خوردي در این تیغ ها

 

گل پيچك آسمانها شدي

 

 

 

ملائک گلاب تو را می برند

 

گلاب غم انگیز دنیا شدی

 

 

 

دل ماه خیمه برایت گرفت

 

صدایم نکن که صدایت گرفت

 

 

 

چرا دستهایت کشیده شدند

 

گمانم که دیشب دعایت گرفت

 

 

 

چه دشنام هایی به تو داده اند  

 

که اینگونه حال و هوایت گرفت

 

 

 

کمی صبر کن تا بیاید پدر

 

که گویا دل مجتبایت گرفت

 

 

 

سرت را به سینه گذارم که تو

 

ببینی دل کربلایت گرفت


 


:: بازدید از این مطلب : 89
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 30 آبان 1391

امام خمینی(ره) :

 الان هزار وچهارصد سال است که با این منبرها، روضه ها و مصیبت ها، ما را حفظ کرده اند.


 آیت الله قاضی(ره):

در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مسامحه ننمایید.روضه هفتگی ولو دوسه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر هفتگی هم نشد دهه اول محرم ترکنشود.

 آیت الله بروجردی(ره):

ایشان مبتلابه درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداریامام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به دردچشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!


آیت اله بهجت(ره):

گریه بر سید الشهدا(ع) از نماز شب بالاتر است.


حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره):

محبت و عزاداری برای امام حسین(ع) انسان را زود به مقصد می رساند.


 آیت الله بهاءالدینی(ره) :

دستگاه امام حسین(ع) فوق فقه است... نباید به دستگاه امام حسین(ع) اهانت شود،  این عزاداری ها احیا کننده نماز و مساجد است.


 آیت الله گلپایگانی(ره):

دلم می خواهد نام مرا هم جزء روضه خوان های حضرت سید الشهداء(ع) ثبت نمایند.


 آیت الله علامه طباطبایی(ره):

هیچ کس به هیچ مرحله ای از معنویت نرسید، مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت.


 آیت الله عبدالکریم حائری(ره):

روضه خوانی و گریه بر سیدالشهدا(ع) عمل مستحبی است که هزار واجب درآن است.


 آیت الله محمد حسين غروى اصفهانى(ره):

در مجلس روضه خوانی که داشتند، مقید بودند که خودشان پای سماور بنشینند  و خودشان همه کفش ها را جفت کنند.


:: بازدید از این مطلب : 3192
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 30 آبان 1391

سردار خیبر «شهید محمدابراهیم همت» فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) متولد 12 فروردین 1334 در شهرضا است؛ وی از مهر 59 تا دی ماه 60  فرماندهی سپاه پاسداران پاوه را بر عهده داشت و عملیات‌های پیروزمندانه‌ای در زمینه پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث انجام داد؛ سرانجام 17 اسفند 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید.
 
شهید همت که در آبان ماه 1359 در سنگر جهاد و مقاومت غرب کشور حضور داشت، طی نامه‌ای برای خانواده‌اش نوشت:
 
 

سلام بر عاشورا  میعادگاه عاشقان راه خدا
 
سلام بر حسین و یاران حسین
 
سلام بر زینب الگوی همیشه جاوید زنان مسلمان
 
سلام بر پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم باد که همیشه برای من زحمت کشیده‌اند؛ باری بسیار دلم می‌خواست بتوانم عاشورا را شهرضا باشم و عجیب علاقه به سینه‌ زدن و عزاداری در این روز بزرگ را داشتم ولی به علت اینکه در اینجا کسی نبود و در ضمن کار بسیار زیاد بود، لذا نتوانستم بیایم به آقا بگویید به جای من هم سینه بزند.
 
من صحیح و سالمم و ان‌شاءالله در فرصتی دیگر که توانستم مرخصی بگیرم، به شهرضا سری می‌زنم؛ سلام مرا به همه فامیل و آشنایان برسانید خصوصاً به حبیب‌الله و همسرش، آقا منصور و همسرش و ننه جان عزیز.

 
همه شما را به خدا می‌سپارم شاد و سربلند باشید.
 حقیر و مخلص شما محمدابراهیم همت.

 

برای مشاهده و ذخیره تصویر در سایز اصلی برروی آن کلیک نمایید.


:: بازدید از این مطلب : 2784
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران