میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 231
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2534
:: بازدید ماه : 8448
:: بازدید سال : 14650
:: بازدید کلی : 14650
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آذر 1391

دانلود فایل صوتی، نماهنگ پخش شده  رضا هلالی از برنامه همنشین با خورشید شبکه تهران محرم 91



:: بازدید از این مطلب : 5784
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 14 آذر 1391

سرّ اين كه سفارش كرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل‏ بيت(عليهم ‏السلام) تولّي داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستيد و از دشمنانشان تبرّي بجوييد، براي آن است كه طرز فكر معاندان ايشان منفور شود وگرنه هم ‏اكنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت كنيم. نام و ياد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نيز زباله ‏داني بيش نيست، الآن سخن از فكر و راه يزيد و يزيديان عصر است[1]. زن فرعون وقتي كه به درگاه الهي دعا كرد، نگفت خدايا مرا فقط از فرعون نجات بده بلكه گفت: ﴿ربّ ابْنِ لي عنْدك بيتاً في الجَنّة ونجّني من فرْعوْن وعمله ونجّني من القوْم الظالمين﴾[2] يعني مرا از فرعون و فرعونيان، كه طرفداران سنّت سيّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفكرّ براي هميشه باقي مي‏ ماند هر چند كه اسم و عنوانش تغيير پيدا كند.

بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنهٴ حيات و زندگي، به علي‏ بن ابي‏طالب(عليهماالسلام) عرض شد: اين مقدس ‏هاي خشك از بين رفتند. فرمود: «كلاّ والله إنّهم نُطَف فى أصْلاب الرجال وقرارات النساء كلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّي يَكون آخرهم لُصوصاً سَلاّبين»[3]؛ اينها نطفه ‏هايي هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداري از اينها از بين بروند، عده اي ديگر ظهورمي كنند تا اين كه سرانجامِ كار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

اكنون نيز، هم راه سالار شهيدان زنده است و هم‏ مرام و مسلك اموي و مرواني و عباسي وجود دارد. اين كه سفارش فراوان به اشك ريختن و عزاداري كردن نموده ‏اند براي آن است كه اشك بر شهيد اشتياق به شهادت را به همراه دارد، خوي حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا مي‏ گرداند. چون اشكْ رنگ كسي را مي گيرد كه براي او ريخته مي ‏شود و همين رنگ را به صاحب اشك نيز مي‏دهد. از اين‏رو انسان حسيني‏ منش، نه ستم مي‏ كند و نه ستم مي‏ پذيرد. اين كه عده‏ اي به فكر ظلم كردن يا ظلم‏ پذيري هستند براي آن است كه خوي حسيني در آنها نيست وگرنه شيعهٴ خاص حسين‏بن علي(عليهماالسلام) نه ظلم مي كند و نه ظلم مي‏پذيرد. آن كسي كه ظلم‏پذير است اموي مسلك است چنان‏كه ظالم هم اموي صفت است، هر چند كه زمزمهٴ «يا حسين» بر لب داشته باشد. و در قيامت كه هر كسي را به نام زمامدارش صدا مي زنند: ﴿يوْم ندْعوا كلَّ أُناسٍ بإمامهم﴾[4]، شخص ستمگر در صف امويان شركت مي كند. لذا اگر انسان بخواهد بفهمد كه راهيِ راه حضرت حسين ‏بن علي(عليهماالسلام) است يا راهيِ راه امويان، بايد ببيند كه در او خوي ستم‏پذيري يا سلطه ‏گري وجود دارد يا نه. اگر گرايش به اين خصلت‏ هاي زشت را در خود ديد بايد در اخلاق خود تجديدنظر كند.

 

 گريه بر امام حسين (عليه ‏السلام)[5]

براساس نقلي معروف از حضرت سكينه (عليه‏ السلام) بالاي بدن مطهّر امام حسين (عليه‏ السلام)، ايشان به اين اصل كلي سفارش كردند كه هر حادثهٴ تلخي پيش آمد كرد، آن را بهانه كنيد و براي من اشك بريزيد: «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبونى»[6]؛ «هرگاه داستان غريب يا شهيدي را شنيديد، براي مظلوميت من گريه كنيد»؛ زيرا اگر امام حسين (عليه‏ السلام) به خلافت مي‏ رسيد، ديگر غريب يا شهيدي وجود نداشت.

بنابراين، اصل كلي اين است كه هر حادثهٴ تلخ و ناگواري را بايد بهانه كرد و براي سالار شهيدان اشك ريخت؛ نه آن‏ كه افراد داغديده براي تسكين عواطف و احساسات خود آن حضرت (عليه ‏السلام) را بهانه كنند و براي التيام زخم خويش اشك بريزند و ندبه نمايند و بين اين دو گونه عزا داري فرق وافر است؛ زيرا محصول يكي تعزيت براي حضرت امام حسين (عليه‏ السلام) است و نتيجهٴ ديگري تسليت براي خود؛ هر چند ممكن است بهانه قرار دادن واقعهٴ جان سوز كربلا هم بي‏اثر نباشد.

وجود مبارك سيدالشهداء (عليه‏ السلام) فرمودند: «أنا قتيل العبرة»[7]؛ يعني من كه به هدف اِحياي حق و اِمحاي باطل كشته شدم، بايد عَبَرات داشته باشم؛ به طوري كه چشمان علاقه‏ مندان به سالار شهيدان پر از اشك شود و آن اشكْ فراوان از شبكهٴ چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور كند تا عَبَرات بشود. 

اين سنّت حسنه، آثار فراواني دارد، از جمله اين كه محبت اهل بيت (عليهم‏ السلام) در قلب شيعيان حضور پيدا مي ‏كند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (عليهم ‏السلام) هرگز فكر و راه و روش آنان را رها نمي ‏كند؛ زيرا رهبري جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداري قلب را محبت به عهده مي‏ گيرد و دلِ دوستان حسين بن‏ علي (عليه ‏السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقيم رهنمود مي ‏شود. 

منابع :

 [1] ـ مي دانيد كه لعن و نفرين و فرياد از بيداد بني اميّه لعنةالله‏ عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنّم رهسپار شده اند، فرياد بر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن اين فرياد ستم شكن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمهٴ حق(عليهم سلام الله) به طور كوبنده فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود...(وصيت ‏نامهٴ امام‏خميني قدّس ‏سرّه، مقدمه).

[2] ـ سورهٴ تحريم، آيهٴ 11.

[3] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ 60.

[4] ـ سورهٴ اسراء، آيهٴ 71.

[5] . شكوفايي عقل در پرتو نهضت حسينی، ص 233

[6] ـ مستدرك الوسائل، ج 17، ص 26.

[7] ـ بحارالأنوار، ج 44، ص 280.

 حماسه و عرفان، ص 310



:: بازدید از این مطلب : 2678
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 14 آذر 1391

1391

حجت‌الاسلام آقا تهرانی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، شب ششم محرم در ادامه بحث سبک زندگی اسلامی، مبنای تربیت در اسلام را ارتباط با خداوند و پذیرش مسؤولیت در مقابل خدا تا هنگامی که به مقام خلیفة اللهی برسد دانست و افزود: این خواسته خداوند است که انسان خلیفه‌اش در زمین باشد، انسان نیز این استعداد را دارد ‌که آیینه تمام نمای حق شود، استعداد مقامی  انسان بالاتر از آن چیزی است که امروز برای خود برنامه ریزی کرده است.

 وی کرامت را به دو نوع موهبتی و اکتسابی تقسیم کرد و اظهار داشت: خلقت انسان، کرامت موهبتی است که به بهترین شکل انجام گرفته است اما وظایف ما مربوط به کرامت اکتسابی است و به واسطه کسب یا عدم کسب آن است که ما را تشویق یا توبیخ می‌کنند.

 این استاد اخلاق، امام زمان(عج) را نمونه یک انسان کامل معرفی کرد و ابراز داشت: هدف این‌است که در نهایت به این مقام برسیم، ایشان نمونه‌ی به فعلیت رسیده ما انسانهاست، باید برای رسیدن به این مقام تلاش کنیم.

 وی نتیجه عدم حرکت به این سمت را حرکت به سمت پستی عنوان کرد و ابراز داشت: انسان در پستی تا جایی گناه روی گناه انجام می‌دهد که به قول قرآن جرأت می‌کند آیات خدا را تکذیب کند و به أسفل السافلین سقوط کند.

 حجت‌الاسلام آقا تهرانی با توصیه به محاسبه برای مشخص شدن جایگاه نفس در مدار بزرگ بین اعلی علیین و أسفل السافلین ادامه داد: دراین باره غرب برنامه‎ای ندارد و همچون منافقین فقط به استهزاء کفایت می‌کند، در اصل آن‌ها خلقت را مسخره و لهو و لعب می‌دانند و زندگیشان به بازی می‌گذرد.

 وی نسبت به مطالب انحرافی که  دشمن سعی دارد بین مسلمین رواج دهد و اصول اعتقادی شیعیان را سست کند هشدار داد و افزود: اجازه ندهید به مقدسات شما توهین شود، آن‌ها برای شما کلیپ درست می‌کنند، مواظب باشید که با انتقال بعضی کلیپ‌ها و بعضی انحرافات حتی به عنوان شوخی و خنده شریک جرمشان نشوید چرا که امکان دارد کسی با مشاهده آن تحت تأثیر قرار گیرد و منحرف شود.

 این استاد اخلاق حوزه گذران عمر به لهو ولعب را خصوصیت برنامه زندگی غربی معرفی کرد و ادامه داد: کاری نکنید که همه‌اش لغو باشد، برنامه ما با غرب فرق دارد، اسلام برای زندگی ابدی برنامه دارد و غرب فقط برای همین 60 ، 70 سال دنیا برنامه ریزی کرده است.

 وی با اشاره به آیه شریفه «أفحسبتم أنما خلقناکم عبثاٌ» که خلقت را هدفدار معرفی می‌کند، هدف از خلقت را رسیدن انسان به سعادت عنوان و اضافه کرد: در استعدادهای خود دقت کنید که چرا ما در هر چیز بهترین و کامل ترین را طلب می‌کنیم؟ مثلاً در علم می‌خواهیم به علم بی نهایت برسیم، آیا رسیدن به این خواسته‌ها در این دنیا ممکن است؟

 حجت‌الاسلام آقا تهرانی جاودانگی خواهی و کمال طلبی را علت وجود زندگی ابدی در جهان دیگر دانست و افزود: از ادامه آیه که می‌پرسد «خیال کردید به سوی ما باز نمی‎گردید؟» به حیات پس از مرگ یعنی زندگی در جوار الهی ـ که در آن بی نهایتِ استعدادهای انسانی اشباع می‌شود ـ رهنمون می‌شویم .

 وی دیدگاه غرب در این باره را تساهل و تسامح عنوان کرد و اظهار داشت: در دوران اصلاحات که این تفکر ترجمه و ترویج می‌شد آقای هابر ماس یکی از نظریه پردازان این تفکر به ایران آمد و گفت «این اشتباه است که شما به یک سری اصول مقید باشید و به خاطر آن جلوی دیگران بایستید، بهتر است جدی نگیرید»، این قضیه تا جایی جلو رفت که یکی از نمایندگان آن زمان گفت «از جهت دموکراسی ما به جایی رسیده‌ایم که اگر امام زمان هم بیاید می‌توانیم استیضاحش کنیم».

 این استاد اخلاق با اشاره به این‌که تساهل و تسامح بیماری اهل کوفه بود و غرب با ترویج آن می‌خواهد مسلمین دست از اصولی که به آن پایبند هستند بردارند گفت: مشکل عمر سعد همین بود که خیال کرد با تساهل و تسامح می‌تواند از جنگ میان حق یعنی حسین(ع) و باطل جلوگیری کند، برای همین با قصد میانجیگری به کربلا آمد و بین سپاه یزید و امام(ع) خیمه زد.

 وی با اشاره به آیه شریفه «فماذا بعد الحق الا الضَّلال» حق را خطی معرفی کرد که هرکس از آن خارج شود گمراه می‌شود و گفت: حضرت علی(ع) حتی به صورت ظاهری پا روی حق نگذاشت ، برای همین وقتی گفتند اگر به قرآن و سنت رسول و سنت خلیفه مقتول عمل کنی به تو رأی می‌دهیم فرمودند«به قرآن و سنت رسول عمل می‌کنم اما به سنت خلیه نه» و خلافت را از دست داد.

 حجت‌الاسلام آقا تهرانی تربیت را فنِ تشکیل عادات خوب و دور کردن عادات بد ذکر کرد و ادامه داد: خداوند وقتی قلب را خلق کرد آیینه ای صاف بود که خدا در آن منعکس می‌شد ولی کم کم زنگار گرفت و کدر شد، امیرمومنان(ع) می‌فرمایند «نفست را به وسیله ادب تزکیه کن همانطور که چوب به وسیله آتش تزکیه می‌شود.»

 وی با اشاره به گفتار حضرت امیر که فرمودند «اگر عمویم حمزه را به جای عمویم عباس و برادرم جعفر را به جای برادرم عقیل داشتم داستان حمله به خانه‌ام و جسارت به همسرم پیش نمی‌آمد» تصریح کرد: برای خود شخصیت قائل باشید، جعفر چون برای خود شخصیت قایل بود قبل از اسلام هم نه شراب خورده و نه به نامحرم نگاه کرده بود.

 وی افزود: وقتی علت شراب نخوردن و نگاه نکردن به نامحرم قبل از حرام شدن توسط اسلام را از جعفر پرسیدند پاسخ داد: دیدم وقتی کسی شراب می‌خورد از خود بی‌خود می‌شود و کارهای خلاف ادب انجام می‌دهد خوشم نیامد و چون دوست نداشتم کسی به ناموسم نگاه کند برای همین حریم ناموس دیگران را نگه داشتم.

 این استاد اخلاق با اشاره به حدیثی از امام علی(ع) درباب ادب گفت من این حدیث را در حالی که با خط بسیار زیبایی نوشته شده بود بر دیوار اتاق کار مقام معظم رهبری دیدم که « من نَصبَ نفسه اماما للناس فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره» یعنی هرکس قصد رهبری بر مردم را دارد باید قبل از تعلیم دادن دیگران آموزگار قلب خود باشد، به عبارت دیگر رفتارش برگفتارش مقدم باشد.

 وی با اشاره به داستان پسرکی که مادرش او را نزد پیامبر آورد تا حضرت او را به نخوردن خرما نصیحت کنند و چون خود حضرت خرما خورده بودند این کار را به روز بعد موکول کردند گفت: حضرت امیر(ع) در ادامه حدیث کسی که مشغول تأدیب خودش شده را قابل تشویق تر از کسی که مشغول تأدیب دیگران است می‌داند، برخی عالمند اما عامل نیستند که این خیلی بدآموزی دارد.

 


:: بازدید از این مطلب : 2749
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 14 آذر 1391

1391

حجت‌الاسلام مرتضی آقا تهرانی در شب چهارم محرم در ادامه مبحث«سبک زندگی، سبک بندگی»، مسأله نظام خانواده در اسلام را بسیار مهم دانست: دیدگاه اسلام با غرب درباره نظام خانواده متفاوت است یعنی اسلام به خانواده به شکل گسترده نگاه می‌کند، حال آن‌که غرب مرکزیت زندگی را مبتنی بر زن و شوهر می‌داند.

وی محرمیت میان زن و شوهر را مخصوص آنان دانست و ادامه داد: ارتباط و محرمیت میان زن و شوهر به نحوی است که مرد و زن نمی‌توانند با دیگری آن رابطه را داشته باشند.

این استاد اخلاق این رابطه خاص را رابطه‌ای که انسان حتی با خود هم نمی‌تواند داشته باشد عنوان و اضافه کرد:اگر انسان چنین رابطه‌ای باخود برقرار کرد خود ارضایی می‌شود که ممنوع و حرام است.

حجت‌الاسلام آقا تهرانی کمال انسان را در گرو ازدواج دانست و اضافه کرد: در روایات آمده است انسان با ازدواج نصف دینش کامل می‌شود و در برخی از روایات آمده ثلث و در برخی هم دو سوم آمده است.

وی ادامه داد: کامل شدن در دین بستگی به زوج دارد یعنی بعضی ازواج نصف دین انسان را کامل می‌کنند مثل شلوار که نصف بدن را می‌پوشاند و برخی ثلث و بعضی دو سوم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی سن ازدواج در این دوران را خیلی بالا دانست و اظهار کرد: پیامبر می‌فرمایند « شرارُ أمتی عُزّابُها» بدترین امت من مجردها هستند، ازدواج در سن نزدیک به چهل به چه دردی می‌خورد وقتی می‌گوییم ازدواج کنید، سنت پیامبر است، می‌گویند پول نداریم، گفتیم زن بگیر نگفتیم پول پیداکن.

 

حجت‌الاسلام آقا تهرانی جامعه امروز ایران را که دارای اکثریت جوان است، در بهترین دوران خود معرفی کرد و اضافه کرد: این دوره کمال و باروری هر جامعه است که  غربی‌ها به آن دوران پنجره طلایی می‌گویند.

ایشان با تاکید بر کاربرد سبک زندگی دینی، از شهدا به عنوان الگوهای عینی در این زمینه یاد کرد و گفت: شهید ردانی پور از دوستان خوب من بود. یک روز دیدم بسیار ناراحت است. علت را جویا شدم، گفت: من مجردم و خوش ندارم وقتی شهید و با پیامبر (ص) رو به رو می شوم بگویند او مجرد است.

وی افزود: پس از چندی شهید ردانی پور ازدواج کرد، من شب عروسی ایشان مبلغی پول به عنوان هدیه ازدواج از بین طلاب جمع کردم و صبح زود به خانه ایشان رفتم تا این هدیه را تحویل دهم. درب منزلشان را که زدم مادرش در را باز کرد، گفتم با مصطفی کار دارم. گفت: مصطفی پس از نماز صبح عازم جبهه شد. همانجا یاد داستان حنظله غسیل الملائکه افتادم و اشک در چشمانم حدقه زد.

 

حجت الاسلام آقاتهرانی افزود: مصطفی یک کارت عروسی هم برای حضرت معصومه فرستاده بود و در آن از ایشان دعوت کرده بود تا در عروسی اش شرکت کند، خودش می گفت چند وقت بعد از عروسی به حرم کریمه اهل بیت(س) مشرف شدم و از آن حضرت گلایه کردم که چرا در عروسی من شرکت نکردید. همان شب آن حضرت را در خواب دیدم که به من گفت چرا گلایه می کنی؟ از کجا می دانی به عروسی ات نیامدم. من آمدم.

 

وی با ابراز تأسف از خود انتحاری ناشی از عدم توالد هشدار داد: به ما القا شده کاری کنیم که نسل بعد همه پیر باشند، آن‌وقت اسلام تشیع ولایت و نظام در مخاطره قرار می‌گیرد.

 

این استاد اخلاق توجه به تربیت فرزند را توجه به کیفیت در فرزند‌آوری دانست و اظهار داشت: اگر ده تا علامه طباطبایی داشته باشید بد است؟ بله اگر معتاد و تریاکی و دزد باشد یکی اش هم زیاد است.

وی با اشاره به این که تشکیل خانواده خواسته اسلام است و باید سبک و سمت زندگی را به سمتی که اهل بیت(ع) خواسته‌اند ببریم اضافه کرد: جالب است که امروز مال مهم است نه خانواده، برای همین تا بچه به سن فهمیدن می‌رسد ابتدا او را به مهد می‌فرستند، بعد پیش دبستانی، بعد مدرسه و بعد دبیرستان، پس این بچه پدر و مادر را کی ببیند؟ ما بچه را به دیگران می‌سپاریم و توقع داریم که با کیفیت رشد کند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی توجه به تربیت فرزند و رابطه پدر و مادر با فرزند را بسیار مهم دانست و تصریح کرد: وقتی علت تعطیلی پنج شنبه برای دانش ‌آموزان را از وزیر آموزش و پرورش پرسیدم پاسخ داد «برای اینکه بچه ها پدر و مادر را ببینند، معلم و مربی که پدر و مادر نمی‌شود».

وی توجه بزرگان به تربیت فرزند را الگوی پدر و مادر دانست و عنوان کرد: فرزند مرحوم کاشف الغطاء می‌گوید «پدر قبل از اذان برای نماز شب برمی‌خواست و نمازش را در حرم امیرالمومنین می‌خواند و بعد از طلوع آفتاب به خانه می‌آمد، ایشان مقید بود هر موقع که بیدار می‌شود ما را هم صدا کند، هرچند ما جوان بودیم و گاهی خواب را شیرین تر میدیدیم».

این استاد اخلاق نماز شب و سحر خیزی را راه رسیدن به کمال عنوان کرد و گفت: اگر می‌خواهید به جایی برسید اهل سحر خیزی باشید، حضرت اباعبدالله(ع) شب عاشورا به حضرت عباس فرمودند «برادر جان امشب را مهلت بگیر خدا می‌داند من چقدر نماز و استغفار و قرآن خواندن را دوست دارم».

وی با تأکید بر این که، تجربه نماز شب خواندن را داشته باشید و اگر سخت است خلاصه اش کنید تصریح کرد: این قدر مشکلاتتان را به مسؤولین می‌نویسید دوتا از مشکلاتتان را هم به خدا بگویید، کسانی که می‌گویند روزی ما تنگ است اهل نماز شب نیستند، یکی از نشانه های نماز شب وسعت رزق است.

حجت‌الاسلام آقا تهرانی بعضی را به ظاهر مسلمان و در واقع بنده پول دانست و اضافه کرد: مشرک بودن کار درستی نیست پول که خدا نیست، بعضی می‌گویند پول نیست پس زن نمی‌گیرم.

وی افزود: خیلی از اوقات می‌نالیم که این هم زن و فرزند پس رزق کو؟ در حالی که ما بر سر سفره فرزندانمان نشسته ایم یعنی از رزق آنهاست که سفره ما پربرکت شده است.

این استاد اخلاق پست دانستن شهوت جنسی را رهبانیت مسیحیان دانست و عنوان کرد: بعضی می‌گویند من و شهوت جنسی؟ بله اگر حلال باشد و خدا بخواهد چرا که نه، آیا این را عبادت نمیدانید که در کنار همسر خود بنشینید؟

آقا تهرانی به نقل داستانی از برخود با رهبانیت در اسلام پرداخت و گفت: امام صادق می‌فرماید« عثمان از عظمت آیات عذاب درباره شهوت به وحشت افتاد و از خانواده دوری کرد و مشغول عبادت شد، همسرش خدمت رسول اکرم رسید و عرض کرد یا رسول الله عثمان روزها روزه میگیرد و شبها به عبادت مشغول است.

وی افزود:حضرت غضبناک شدند و برخواستند به طرف محل عبادت عثمان تا چشم عثمان بن مظعون به رسول اکرم افتاد عبادت را رها کرد و رسید خدمت رسول اکرم حضرت فرمودند عثمان خدا برای رهبانیت من را نفرستاده است.

حجت‌الاسلام آقا تهرانی عثمان بن مظعون را از خواص اصحاب رسول خدا و چهاردهمین نفری که به پیامبر ایمان آورد معرفی کرد و افزود: از بس عثمان مورد علاقه حضرت امیر بود حضرت نام فرزندش را عثمان نهاد.

 وی افزود: حضرت در نهج البلاغه بلندی درباره عثمان بن مظعون فرمودند«کان لی فیما مضی أخ فی الله یعظم فی عینی صغر الدنیا فی عینه» ببینید اگر دنیا در چشمان شما بزرگ باشد شما کوچکید و اگر دنیا در چشم شما کوچک باشد شما بزرگ هستید. از بس این تعابیر بلند است بعضی فکر کردند درباره حضرت رسول اکرم است.

این استاد اخلاق ازدواج را سنت پیامبر عنوان کرد و افزود : رسول اکرم فرموده‌اند«فمن رغب عن سنتی فلیس منی» هرکس از این سنت روگردان است از من نیست، سعی کنیم سنت رسول اکرم را به حرام مخلوط نکنیم.

وی مثال اجر بر جنابت حلال را غسل ملائکه بر بدن حنظله دانست و افزود: وقتی رفتند سراغ بدن حنظله دیدند بدنش خیس است، وقتی به حضرت گزارش دادند ایشان فرمودند ملائکه حنظله را غسل دادند.

حجت‌الاسلام آقا تهرانی در پایان سخنان خود سه اصل در اسلام و یک مثال برای سبک زندگی غرب عنوان کرد و ابراز داشت: بنابر اصل اول خانواده اساس است درحالی که غرب خانواده را به شکل سنتی مضر می‌داند.

وی اصل دوم را گستردگی نظام خانواده در اسلام به حدی که گاهی پدران و مادران زوجین هم در این حیطه قرار می‌گیرند دانست و گفت: در نظام خانواده غربی، خانواده هسته‌ای است یعنی همین دو نفرند و بقیه مزاحمند که متاسفانه به نظر می‌آید در عمل، ما هم غربی زندگی می‌کنیم.

این استاد اخلاق شیوه اسلامی در ارتباط خانوادگی بر مبنای ایثار گذشت و دلدادگی زن و مرد به همدیگر را اصل سوم بیان کرد و ادامه داد: در غرب اصل لذت جویی حاکم است یعنی اگر این شخص لذت را تأمین کند و گرنه با دیگری.

آقا تهرانی داستان عجیبی از سبک زندگی غرب و ازهم پاشیدگی خانوادگی و جایگزین‌های دیگر به جای خانواده بیان کرد و گفت: در کشور کانادا در همان آپارتمانی که ما بودیم پیرزنی بود که به محوطه دانشگاه می‌آمد و برای پرندگان غذا می‌ریخت این پیر زن سگی داشت که همه جا همراه خودش می‌برد.

وی ابراز محبت به حیوانات افراد در غرب را نشانه احترام به شخصیت صاحب حیوان عنوان کرد و  گفت: یک بار من با این خانم در آسانسور برخورد کردم، وی سگش را رها کرد سمت من تا به او محبت کنم، دیدم الان خوش را به لباسم می‌مالد و برای‌نماز مشکل ساز می‌شود.

از پیرزن خواهش کردم او را بگیرد، پیرزن صدا زد پسرم بیا، با تعجب پرسیدم این پسر شمااست گفت از پسر، پدر و شوهر بهتراست.

 این نتیجه سبک زندگی غرب و دوری از نظام خانواده است که متأسفانه در حال رواج در کشور ما است.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 3464
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 14 آذر 1391

ای کاش در رکاب امامم شوم شهید

من سحت بر دعای فرج بسته ام امید.....

 

در ابتدای این فایل تصویری ، صحبت های مادر شهیدی را می شنویم که هنوز چشم به راه  فرزندشهیدش است....

 


:: بازدید از این مطلب : 2735
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 14 آذر 1391

این کلیپ تصویری باصدای رضا هلالی توسط بچه های  هیئت الرضا تهیه شده

 

 دوباره با اذن زهرا(س) این دل شده بی تاب.....

 

جهت دانلود این فایل تصویری زیبا روی تصویر بالا کلیک نمایید.


:: بازدید از این مطلب : 3031
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 آذر 1391

شهید مدرس 75 سال پیش در تبعیدگاه خود واقع در شهرستان کاشمر به شهادت رسید. آرامگاه وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تجدید بنا و در سال 1367 توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افتتاح شد.

 آیت‌الله سیدحسن مدرس در سال 1287 هجری قمری به دنیا آمد، او تحصیل خود را در علوم دینی در اصفهان، سامرا و نجف در محضر بزرگانی چون آیت‌الله میرزای شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آن گاه به اصفهان مراجعت کرد و مشغول تدریس فقه و اصول شد.
 
 
 
 
 
 
وی در جریانات مربوط به نهضت مشروطه به سمت سیاست روی آورد، فعالیت سیاسی شهید مدرس با عضویت در انجمن ایالتی اصفهان آغاز می‌شود و با انتخاب او به عنوان یکی از 5 تن علمای منتخب برای دوره دوم قانون‌گذاری مجلس در تاریخ 1289 شمسی، چهره‌ سیاسی او شناخته‌تر می‌شود، همچنین مدرس از چهره‌های سرشناس کمیته دفاع ملی بود که جهت جلوگیری از پیشرفت نیروهای روسیه تزاری به سمت پایتخت به قم مهاجرت کردند.
 
با امضای قرارداد 1919 وثوق‌الدوله، مدرس به مخالفت برخاست و با این قرارداد ننگین به شدت مخالفت کرد و اجازه نداد ایران بین اجانب تقسیم شود. پس از کودتای رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی در سوم اسفند 1299، مدرس همراه بسیاری از مبارزان دستگیر شد و تا پایان عمر کابینه سیاه سید ضیاءالدین طباطبایی در قزوین زندان بود.
 
 
 
 
 
 
پس از آزادی به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نایب رییس مجلس و رهبری اکثریت مجلس برگزیده شد. دوره پنجم مجلس که همراه با تغییر سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس رهبری اقلیت مجلس را بر عهده داشت.
 
رضاخان که به دنبال حذف قاجار و حاکمیت خود بود، طرح جمهوری را مطرح کرد، اما وجود مدرس و رفقای او در مجلس که فراکسیون اقلیت را تشکیل می‌دادند، مانع از به سرانجام رسیدن طرح جمهوری رضاخانی شد.
 
 
رضاخان هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفتم، اجازه نداد مدرس به مجلس راه یابد، ابتدا مدتی او را خانه‌نشین کرد و سپس در 16 مهر 1307 دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد.
 
 
شهید مدرس 7 سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در 22 مهر 1316 از خواف به کاشمر منتقل شد. در این زمان رضاخان دستور قتل مدرس را به رییس شهربانی کاشمر داد، ولی او به این کار تن نداد و در نتیجه این مأموریت به جهانسوزی، متوفیان و خلج واگذار شد، آن‌ها در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمری سراغ آن عالم ربانی رفتند و او را به شهادت رساندند و جنازه را مخفیانه به خاک سپردند.
 
قبر شهید مدرس پس از شهریور 1320 و خروج رضاخان از ایران، توسط اهالی محل شناسایی و مشخص شد.
 
در سال 1367 آرامگاه شهید مدرس(ره) به مساحت 1250 مترمربع زیربنا و 3000 متر مربع محوطه و فضای سبز احداث و توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب که در آن زمان ریاست جمهوری اسلامی ایران را داشتند، افتتاح شد.
 
مقام معظم رهبری در سال 1373 طی حکمی، تولیت آرامگاه شهید آیت‌الله مدرس در کاشمر را به آیت‌الله واعظ طبسی واگذار کردند.
 
هم‌اکنون در شهرستان کاشمر از توابع خراسان رضوی، مجاور آرامگاه شهید مدرس کتابخانه بزرگی با 250 هزار جلد کتاب و مجتمع فرهنگی و فضاهای رفاهی ایجاد شده است.
 
همچنین در موزه کوچکی به مساحت 200 مترمربع، بخش‌هایی از آثار و اسناد شهید مدرس در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است.



:: بازدید از این مطلب : 2780
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 آذر 1391

 سید هاشم حداد می‌گفت: خوب است قنداقه نوزادان را تا چند ماهگى در مجالس ذکر، علم و محافل عزادارى سید الشهداء(ع) ببرند؛ چرا که نفس طفل همچون مغناطیس بوده، علوم، اذکار و قُدوسیت روح امام حسین(ع) را جذب می‌کند.

 

داستان واقعه کربلا، داستان بسیار غامض و پیچیده‏اى، عیناً مانند سکه دو رو است: یک روى آن عشق و شور و نیل و فوز حضرت سید الشهداء علیه‌السلام به آن عوالم، و روى دیگر آن غصه و اندوه و عذاب و شکنجه و گریه است. اما کسى می‌تواند آن روى سکه را تماشا کند که این رو را دیده و تماشا کرده و از آن عبور کرده باشد.

علامه طهرانی درباره استاد سلوکی خویش، مرحوم حداد بیان می‌کند: «حاج سید هاشم حداد تربیت شده دست مبارک مرحوم حاج سید میرزا على آقاى قاضى بود. او می‌دانست دست پرورده‌‏اش چیست، و درجات و مقاماتش کدام است، ایقان و عرفان او در چه حد اعلاىی از ارتقاء و سُمُو راه یافته است. من چه می‌‏فهمم؟ خبره و خریت این فن آن بزرگ مرد الهى است.

من از حداد فقط عبادتى، توجهى، مراقبه‌‏اى، التزامی‌ به دستورات شرع، متانت، وقار، تمکین و صبر و تحمل و امثال ذلک را درمى‏یابم، ولى از منشأ و مصدر این خصائص و آثار خبرى ندارم. من نورى را مشاهده می‌کنم ...».

حاج سید هاشم حداد (1404 – 1318 ق) از شاگردان سلوکی مرحوم علامه قاضی بود. بخشی از حالات این ولی الهی در ادامه می‌آید:

* حالات مرحوم حداد در مجالس سید الشهداء(ع) وصف ناشدنى است‏

در جلد دوم کتاب «اسرار ملکوت» تألیف آیت‌الله سید محمد محسن حسینی طهرانی، فرزند علامه طهرانی می‌خوانیم: وقتى یاد و ذکر سیدالشهداء(ع) مى‌آمد چنان حالت انقلاب و وجد و شعفى بر سیماى آیت‌الله حداد نقش مى‏‌بست که وصف ناشدنى است.

در ایام محرم چنانچه ذکر این واقعه را خود علامه طهرانی در کتاب «روح مجرد» ذکر کرده‏‌ است، آثار وجد و عشق و شور و حال کاملًا از وجنات سید هاشم حداد مشهود بود. گویى حلول این ماه دور جدیدى را در حیات و زندگى او به وجود می‌‏آورد و حال و هواى او را به کلى عوض می‌‏کرد، گرچه او تماماً و مستمراً با محبوبش حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام اتحاد و معیت داشت، اما ورود در این ماه براى او جاذبیت و تلألؤ دیگرى را به همراه می‌‏آورد.

صبح‌ها در منزلش زیارت عاشورا و شب‌ها سخن از حالات و عوالم و حقایق توحیدى متجلیه از نفس آن حضرت بود.

در روزهاى تاسوعا و عاشورا به شاگردانش دستور مى‌‌داد به خیابان بروند و در دستجات عزادارى شرکت کنند، و خود نیز در انقلاب عجیبى به سر می‌‏برد. اشک بدون اختیار مانند ناودان بر چهره‌اش جارى می‌شد و قدرت تکلم و معاشرت را از وی سلب مى‌کرد. ولى آرام و بى‏سر و صدا و به دور از هیا و هو، در درون خود با معشوق به راز و نیاز و نجوا مى‏پرداخت.

* تشریح وقایع عاشورا که عشق محض بوده است‏

مرحوم علامه طهرانی در کتاب «روح مجرد» حالات استاد سلوکی خویش، حاج سید هاشم حداد را چنین بیان می‌کند: در دهه عاشورا آقاى حداد بسیار گریه می‌کرد، ولى همه‌‏اش گریه شوق بود. و بعضى اوقات از شدت وَجد و سرور، چنان اشک هایش متوالى و متواتر مى‏‌آمد که گویى ناودانى است که آب رحمت باران عشق را بر روى محاسن شریفش می‌ریزد.

این استاد وارسته می‌فرمود: مردم خبر ندارند، چنان محبت دنیا چشم و گوششان را بسته که بر آن روز تأسف می‌خورم که همچون زن فرزند مرده می‌‏نالند. مردم نمی‌دانند که همه آنها فوز و نجاح و معامله پر بها و ابتیاع اشیای نفیسه و جواهر قیمتى در برابر خَزَف بوده است. آن کشتن مرگ نبود؛ عین حیات بود. انقطاع و بریدگى عمر نبود؛ حیات سرمدى بود.

آرى، مرگ براى سیدالشهداء، سید مظلومان عالم(ع) عین درجه، ارتقا و فوز و نجاح است. از این رو در روایت وارده در مبحث «معاد شناسى» آمده است که در روز عاشورا هر چه آتش جنگ افروخته‏تر مى‏شد و مصائب آن حضرت افزون‌تر، چهره منورش بر افروخته‏تر و شاداب‏تر مى‏شد.

علامه طهرانی خاطرنشان می‌کند: باید دانست که آنچه را که مرحوم حداد فرموده‏، حالات شخصى خویش در آن أوان بوده است که از عوالم کثرات عبور نموده و به فناى مطلق‏ فى الله رسیده بود و به عبارت دیگر: سفر إلى الله به پایان رسیده، اشتغال به سفر دوم که فى الله بود، داشته‌ است.

اما سایر مردم که در عالم کثرات گرفتارند و از نفس برون نیامده‌‏اند، حتماً باید گریه و عزادارى و سینه زنى و نوحه خوانى کنند تا بدین طریق بتوانند راه را طى کنند و بدان مقصد عالى نائل آیند. این مجاز قنطره‏اى است براى آن حقیقت. همچنان که ما در روایات بسیاری به عزادارى امر شده‌ایم تا به این وسیله، جان خود را پاک کنیم و با آن سروران در طى این سبیل هم آهنگ شویم.

چنانکه عین خود این حالات در حضرت آقاى حداد در اواخر عمر مشاهده مى‏شد که توأم با همان عشق شدید، در مجالس سوگوارى، گریه و عزادارى ناشى از سوز دل و حرقت قلب وی مشهود بود. خود حضرت سید الشهداء علیه السلام هم به حضرت سکینه دختر عزیزشان فرمودند:

لا تُحْرِقى قَلْبى بِدَمْعِکِ حَسْرَةً             مادامَ مِنى الروحُ فى جُثْمانى‏

«قلب مرا با سرشکت آتش مزن، این سرشکى که از روى حسرت‏ مى‏ریزد؛ تا وقتیکه جان در بدن دارم!»

 

* تاثیر پذیری اطفال از محافل نورانی

علامه طهرانی همچنین می‌نویسد: استادم سید هاشم حداد می‌گفت: براى احترام کودکان نوزاد، خوب است قنداقه نوزادان را تا چند ماهگى در مجالس علم و محافل ذکر و حسینیه و محال عزادارى که نام حضرت سید الشهداء(ع) برده مى‏‌شود ببرند؛ چرا که نفس طفل همچون مغناطیس است و علوم و اوراد و اذکار و قُدوسیت روح امام حسین(ع) را جذب می‌کند. طفل گرچه زبان ندارد ولى ادراک می‌کند، و روحش در دوران کودکى اگر در محل یا در حال معصیت برده شود، آن جرم و گناه او را نیز آلوده خواهد کرد؛ و اگر در محل و یا حال ذکر و عبادت و علم برده شود، آن پاکى و صفا را به خود می‌گیرد.

همچنین توصیه می‌کرد: شما اطفال خود را در کنار اطاق روضه خوانى یا اطاق ذکرى که دارید قرار دهید! علماء سابق این طور عمل می‌‏کردند زیرا آثارى را که طفل در این زمان، کسب می‌کند تا آخر عمر در او ثابت مى‌ماند و جزو غرائز و صفات فطرى وى می‌شود. چرا که نفس بچه در این زمان، قابلیت محضه است؛ گرچه این معنىِ مهم و این سر خطیر را عامه مردم ادراک نکنند.

 


:: بازدید از این مطلب : 2826
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 آذر 1391

استاد پناهیان در شب ششم محرم در دانشگاه امام صادق (ع) به شرح زیر گفت: 

اما اگر عقل انسان به فطرت برسد، ابزار تمسخر از دست کفار گرفته می‌شود؛ ریشه تمسخر باید کنده شود، البته اگر بخواهید ریشه تمسخر کنده شود، راهش این است که عقل انسان به فطرت برسد.
 
ابزار و ریشه تمسخر آن‌ها چیست؟ آنها دین را باری می‌دانند که بر تو تحمیل شده است، در مقابل، خودشان را آزاد می‌انگارند پس به خودشان اجازه می‌دهند تو را تمسخر کنند، بعد از تمسخر خواهند گفت: ما آزادیم، شما نیز آزاد باشید و هر کاری دل‌تان می‌خواهد بکنید.
 
اگر عقل شما به فطرت برسد، دین را یک بار تحمیلی به خود نخواهید دید بعد، در مقابل آنها خواهید گفت: اتفاقاً تو خودت باش تو آزاده باش. ما چون به فطرت خودمان بازگشتیم، احساس آزادی می‌کنیم این تو هستی که اسیر ابلیس و هوای نفس خود شده‌ای.
 
تمام سخنانی که آنها برای تمسخرمان می‌گویند را باید ما بگیریم و به آنها بگوییم؛ گاهی، غیر فطری از دین دفاع می‌کنیم؛ البته عاقلانه است، ولی دلیلی غیرفطری است، این دلیل اشتباه است. آن قدر با زبان فطرت سخن نگفته‌ایم که راه را برای تمسخر دیگران باز کرده‌ایم، در حالی که ما باید خودشان را به یاد خودشان بیندازیم، باید یادشان بیاوریم که در ذات خود فطرتی دارند و اگر به آن برسند احساس آزادی خواهند کرد.
 
اگر به زبان عاقلانه منهای فطرت بخواهیم برای دین علت بیان کنیم، خواهیم گفت، بالاخره قیامتی هست و بالاخره خدایی نیز هست؛ این خدا گفته است اگر اعمال دینی را انجام ندهید چوبش را در روز قیامت خواهید خورد؛ یعنی همه چیز را به قیامت محول می کنید.
 
طریقه دیگری که سعی می‌کنند دین را عقلانی اثبات کنند، این است که اگر دینداری کنید، برای دنیای خودتان نیز بهتر است، خدا ما را بهتر می‌شناسد، از همین جهت برنامه‌ای را در اختیار ما گذاشته تا زندگی بهتری داشته باشیم؛ من نیز باید برنامه‌ای را که به من تحمیل شده انجام دهم تا به سعادت دنیا و آخرت برسم.
 
البته من نمی خواهم بگویم این ادله اشتباه است، حرف من این است که این دلایل کافی نیست؛ پاسخ عاقلانه‌تر که فطری نیز هست، این است که دین با ذات و دل من سازگار است، اگر دینداری نکنم با دلم چه کنم؟ من هر لحظه احساس نیاز می‌کنم که به دین پایبند باشم با چنین پاسخی دیگر نمی‌توانند مسخره‌ات کنند.

آیت الله شاه‌آبادی جمله ای دارد که می‌گوید: شما اگر به این انگیزه که پاسخ نیاز فطری‌تان را دهید دینداری کنید بالاتر از این است که به قصد صلاح و فلاح دینداری کنید.
 
هالیوود جهان را با ابراز تمسخر کنترل کرده و می‌کند، آیا شما فکر می‌کنید که یک احساس روانی کوچک و زودگذر است که برای مدت کوتاهی درگیر آن می‌شوید؟ تمسخر ابزاری است که ته دل شما را خالی می کند تا دست از دینداریتان بردارید.
 
فکر می‌کنید تنها شما هستید که درگیر تمسخر بی‌دین‌ها هستید؟ خیر جهان با تمسخر اداره می‌شود، تمام برنامه‌سازی‌های علیه دین ناب، از ابزار تمسخر استفاده می‌کنند، در مقابل تمامی این تمسخرها، فطرت قرار می‌گیرد، تو می‌گویی دلم می‌خواهد که دین را ارج می‌گذارم؛ این در حالی است که تو راست می‌گویی، نه آن کسی که می‌گوید دلم می‌خواهد همجنس بازی می کنم.
 
آنها سال‌هاست تحت فشار رسانه‌ها مجبور به همجنس‌بازی هستند، مثلاً در برنامه‌ای تلویزیونی کشیشی را می‌آموزند که بگوید همجنس گرایی کاری زشت و مشمئزکننده است بعد همجنس بازی می‌گوید من که از آن مشمئز نمی‌شوم، شاید این کشیش درون خود از این عمل بدش می‌آید، اما ما که بدمان نمی‌آید، چند بار که بحث به همین شکل گشت، از کلیت آن جلسه این نتیجه‌ گرفته ‌شد که همجنس‌گرایی چیز خوبی است، بعد می‌روند قانون همجنس گرایی را تصویب می‌کنند، پس او هم در ذات خود همجنس گرایی را دوست ندارد.
 
چند سال قبل دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحقیقی کرده بودند که نتیجه‌ای که به من ارائه دادند، این گونه بود که 70 درصد کسانی که حجاب را کنار گذاشته بودند، از ترس تمسخر دیگران آن را کنار گذاشته اند و دلشان نمی‌خواست حجاب را کنار بگذارند، اما از ترس تمسخر، از آنچه که دلشان می‌خواست، گذشتند.
 
در جامعه امام زمان از مهندسی معکوس تمسخر استفاده می‌کنند، می‌گویند: روی ذهنت چه کار کردند که گناه کردی؟ پالان به روی دوشت انداخته‌ و حمارت کرده‌اند که گناه کردی؟ دیگر کسی که این حرف‌ها را می‌شنود، جرات نمی‌کند در جامعه گناه کند.
 
سطح دینداری فطری بسیار بالاتر از سطوح دیگر است، ما در عصر نزدیک به ظهور به ابزاری‌ قوی مثل فطرت نیاز داریم. ما باید به بی‌حجاب‌های عالم بگوییم راحت باش، خودت باش چرا با بی‌حجابی خود را اذیت می کنی؟
 
اما به امام حسین (ع) برگردیم؛ چرا مردم با هر شأنی به خیابان‌ها می‌آیند و به سر و سینه می‌زنند؟ و اگر همه عالم هم مسخره‌شان کنند باز هم از حسین دست برنمی‌دارند؟ زیرا حسین آن بخشی از فطرت است که به آن دست پیدا کرده‌ اند.
 
رابطه طبیعت نیز با امام حسین (ع) فطری است، اصلاً جلوه عالی فطرت، حسین است و بس. امام رضا (ع) می فرماید: در کربلا که آن اتفاق افتاد، آسمان‌ و سنگ‌ها نیز خون گریه کردند، منظور فطرت آسمان و سنگ‌هاست که با حسین ارتباطی فطری گرفته‌اند
 
رابطه ما با خدا از جنس فطرت است، ارتباطمان با امام حسین (ع) نیز از همین جنس است، پس اگر ما فطرت را بشناسیم راحت‌تر می‌توانیم عقل را جمع و جور کنیم.
 
یک نکته دیگر نیز این است که هر کسی، با فطرت جذب نمی‌شود، خب نشود، به جهنم که جذب نمی‌شود، کسی که با براهین فطری جذب نمی‌شود با هیچ چیز دیگری نیز جذب نمی‌شود. می‌خواهید چه کار کنید؟ خود جهنم را بیاورید به آنها نشان دهید باز هم حرفت را قبول نمی‌کنند، خدا در قرآن فرموده که اگر به جهنم هم بروند و سپس به دنیا بازگردند باز هم همه چیز را انکار خواهند کرد.
 
حال از این مقوله طولانی که بگذریم به این می رسیم که ارزش بیداری به 10 نکته است.
 
1- با سهولت و سرعت پذیرفته می‌شود.

2- دین‌داری عاشقانه شروع می‌شود، عاشقانه دینداری کردن فقط در گرایش فطری وجود دارد نه گرایش‌های اکتسابی.
 
امام رضا(ع) در پایان سخنی طولانی به «ابن شبیب» می‌فرماید: بر تو باشد که دست از ولایت ما برنداری، اگر مردی یک سنگ را دوست داشته باشد، روز قیامت با آن سنگ محشور خواهد شد.
 
چرا این گونه است؟ می‌دانید دوست داشتنی‌های تو مهم‌ترین دارایی‌های تو هستند؟ حالا ببینید حب الحسین با تو چه می‌کند؟
 
این مسائل در ذات محبت است و اثر ذاتی محبت را در عالم نگاه کن.
 
محبت امام حسین(ع) را در دلتان تقویت کنید، دستورالعمل آن‌ هم این است که وقتی محبت داشتی نگو آن محبت در صندوقچه‌ دل سینه‌مان هست و هر وقت دلمان برای این محبت تنگ شد به روضه‌ها سرمی‌زنیم. شما اگر گوهری داشته باشید آن را بی‌جهت رها می‌کنید؟ باید آن را آبیاری کنید و هر هفته به آن برسید.
 
3- عاقلانه است.
4- لذت بخش است.
5- همه جانبه انسان را رشد می‌دهد.
6- به اوج دین‌داری می‌رساند.
7- پایداری در دین به همراه خود می‌آورد.
8- آفاتی مثل عجب و ریا را از بین می برد.
9- نفاق را از بین می برد.
10- ادله‌ای همگانی و فراگیر است.
 
ما در جلسات قبل گفتیم که فطرت با تهذیب و تماشا شکوفا می‌شود، معنای تهذیب چیست؟ برای آن که کشش‌های فطری خود را شکوفا کنید، کشش‌های غیرفطری را که خودت می‌فهمی نیازهای واقعی نیستند، باید کنار بگذارید.
 
هیچ بلایی سرت نمی‌آید اگر به کشش‌های غیرفطری توجهی نکنی و بگویی برو گمشو. خیالتان راحت باشد، باز هم برمی‌گردد. اسیر کشش‌هایی که فطری نیستند، نشو. این می‌شود معنای تهذیب نفس. اگر تهذیب نفس کردی، عشق ذاتی ات شکوفا می‌شود.
 
ادب یعنی یک برنامه مداوم با هوای نفس، تا این برنامه به نتیجه برسد، طول می‌کشد، سخت نیز هست، ولی کشش‌های ذاتی‌ات را شکوفا می‌کند.
 
راه دیگر شکوفا کردن فطرت، تماشا است اما حواستان باشد تهذیب را به بهانه تماشا رها نکنید. اشک برای امام حسین(ع) خوب است، ولی حتماً باید با تهذیب همراه باشد، آن زمان است که اثر دارد.
 
فردی که در خانه آیت الله بهجت هفت سال خدمت می‌کرد، می گفت که یک بار به سفر مشهد رفتم، آیت الله بهجت از من پرسیدند به زیارت که رفتی خود امام رضا(ع) را زیارت کردی؟ من گفتم: نه فرمودند، حتی خواب حضرت را نیز ندیدی. عرض کردم: نه باز هم سوال کردند یعنی هر زمان که به زیارت می‌روی، امام را زیارت نمی‌کنی؟ من هم جواب دادم: نه، ایشان با حالت تعجبی عمیق گفتند: عجب.
 
زیارت که نوعی تماشاست، فطرت را شکوفا می‌کند، اما باید با تهذیب همراه باشد.


:: بازدید از این مطلب : 2723
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 آذر 1391

دروغ در اسلام یکی از گناهان کبیره و کلید بسیاری از دیگر گناهان می‌باشد و به شدت از آن نهی شده و نجات را در صدق و هلاکت را در دروغ دانسته است.

 

پیامبر خدا(ص) درباره این‌که آیا به شوخی دروغ گفتن اشکال دارد؟ می‌فرمایند:" دروغ، چه جدّی و چه شوخی آن، درست نیست. همچنین درست نیست که مرد به فرزند خود وعده‏‌ای بدهد و به آن عمل نکند. همانا راستگویی، به نیکی رهنمون می‏‌شود و نیکی به بهشت هدایت می‏‌کند2".

همچنین آن حضرت در پاسخ به این پرسش که آیا دروغ گفتن برای خنداندن دیگران اشکال دارد؟ فرمودند:" وای بر کسی که برای خنداندن مردم دروغ بگوید، وای بر او، وای بر او3".

امام سجّاد(ع) نیز درباره این‌که چرا باید دروغ کوچک و به شوخی را هم ترک کرد؟ فرمودند:" از دروغ کوچک و بزرگش، جدّی و شوخیش بپرهیزید؛ زیرا انسان هر گاه در چیز کوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا می‏‌کند4".

منبع:

 

1- بحارالأنوار : 72 / 259 / 23 منتخب میزان‌الحکمة: 484

2- کنزالعمّال: 8217 منتخب میزان‌الحکمة: 486

3- کنزالعمّال: 8215 منتخب میزان‌الحکمة: 486

4- بحارالأنوار: 72 / 235 / 2 منتخب میزان‌الحکمة: 486

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث


:: بازدید از این مطلب : 2861
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران