میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 167
:: بازدید هفته : 2042
:: بازدید ماه : 6017
:: بازدید سال : 12120
:: بازدید کلی : 12120
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 10 خرداد 1397

پیشوای دوم جهان تشیع نخستین میوه پیوند فرخنده امام علی(ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام فاطمه زهرا(س) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی(ع)  به بازخوانی بیانات رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره این امام همام می‌پردازیم.

معظم‌له در 22 فروردین سال 1369 شمسی که برابر با 15 ماه مبارک رمضان بوده است، به تشریح صلح امام حسن(ع) پرداختند که در ادامه گزیده‌ای از آن می‌آید:

*دوران امام مجتبی(ع) حادثه‌ سرنوشت‌ساز در کل روند انقلاب اسلامى صدر اول بود

-دوران امام مجتبی(ع) و حادثه‌ صلح آن بزرگوار با معاویه، یا آن چیزی که به نام صلح نامیده شد، حادثه‌ سرنوشت‌ساز و بی‌نظیری در کل روند انقلاب اسلامى صدر اول بود. دیگر ما نظیر این حادثه را نداشتیم.

-انقلاب اسلام، یعنی تفکر اسلام و امانتی که خدای متعال به نام اسلام برای مردم فرستاد، در دوره‌ اول، یک نهضت و یک حرکت بود و در قالب یک مبارزه و یک نهضت عظیم انقلابی، خودش را نشان داد و آن در هنگامی بود که رسول خدا(ص) این فکر را در مکه اعلام کردند و دشمنان تفکر توحید و اسلام، در مقابل آن صف‌آرایی نمودند؛ برای اینکه نگذارند این فکر پیش برود. پیامبر با نیرو گرفتن از عناصر مؤمن، این نهضت را سازماندهی کرد و یک مبارزه‌ بسیار هوشمندانه و قوی و پیشرو را در مکه به وجود آورد. این نهضت و مبارزه، سیزده سال طول کشید. این، دوره‌ اول بود.

-بعد از سیزده سال، با تعلیمات پیامبر با شعارهایی که داد، با سازماندهی که کرد، با فداکاری که شد، با مجموع عواملی که وجود داشت، این تفکر، یک حکومت و یک نظام شد و به یک نظام سیاسی و نظام زندگی یک امت تبدیل گردید و آن هنگامی بود که رسول خدا(ص) به مدینه تشریف آوردند و آنجا را پایگاه خودشان قرار دادند و حکومت اسلامی را در آنجا گستراندند و اسلام از شکل یک نهضت، به شکل یک حکومت تبدیل شد. این، دوره‌ دوم بود.

-این روند، در ده سالی که نبى اکرم(ص) حیات داشتند و بعد از ایشان، در دوران خلفای چهارگانه و سپس تا زمان امام مجتبی(ع) و خلافت آن بزرگوار - که تقریباً شش ماه طول کشید - ادامه پیدا کرد و اسلام به شکل حکومت، ظاهر شد. همه چیز، شکل یک نظام اجتماعی را هم داشت؛ یعنی حکومت و ارتش و کار سیاسی و کار فرهنگی و کار قضایی و تنظیم روابط اقتصادی مردم را هم داشت و قابل بود که گسترش پیدا کند و اگر به همان شکل پیش می‌رفت، تمام روی زمین را هم می‌گرفت؛ یعنی اسلام نشان داد که این قابلیت را هم دارد.

-در دوران امام حسن(ع)، جریان مخالفی آن‌ چنان رشد کرد که توانست به صورت یک مانع ظاهر بشود. البته این جریان مخالف، در زمان امام مجتبی(ع) به وجود نیامده بود؛ سال‌ها قبل به وجود آمده بود. اگر کسی بخواهد قدری دور از ملاحظات اعتقادی و صرفاً متکی به شواهد تاریخی حرف بزند، شاید بتواند ادعا کند که این جریان، حتی در دوران اسلام به وجود نیامده بود؛ بلکه ادامه‌ای بود از آنچه که در دوران نهضت پیامبر - یعنی دوران مکه - وجود داشت.

-بعد از آنکه خلافت در زمان عثمان - که از بنی‌امیه بود - به دست این قوم رسید، ابوسفیان - که در آن‌وقت، نابینا هم شده بود - با دوستانش دور هم نشسته بودند. پرسید: چه کسانی در جلسه هستند؟ پاسخ شنید که فلانی و فلانی و فلانی. وقتی که خاطر جمع شد همه خودی هستند و آدم بیگانه‌ای در جلسه نیست، به آنها خطاب کرد و گفت: «تلقّفنّها تلقّف الکرة»، یعنی مثل توپ، حکومت را به هم پاس بدهید و نگذارید از دست شما خارج بشود! این قضیه را تواریخ سنی و شیعه نقل کرده‌اند، البته ابوسفیان در آن‌وقت، مسلمان بود و اسلام آورده بود، منتها اسلام بعد از فتح یا مشرف به فتح. اسلام دوران غربت و ضعف نبود، اسلام بعد از قدرت اسلام بود.

*صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند

-این جریان، در زمان امام حسن مجتبی(ع) به اوج قدرت خودش رسید و همان جریانی بود که به شکل معاویه بن‌ ابی‌سفیان، در مقابل امام حسن مجتبی(ع) ظاهر شد. این جریان، معارضه را شروع کرد؛ راه را بر حکومت اسلامی - یعنی اسلام به شکل حکومت - برید و قطع کرد و مشکلاتی فراهم نمود؛ تا آنجایی که عملاً مانع از پیشروی آن جریان حکومت اسلامی شد.

-در باب صلح امام حسن(ع)، این مسأله را بارها گفته‌ایم و در کتاب‌ها نوشته‌اند که هر کس - حتی خود امیرالمؤمنین(ع) - هم اگر به جای امام حسن مجتبی(ع) بود و در آن شرایط قرار می‌گرفت، ممکن نبود کاری بکند، غیر از آن کاری که امام حسن کرد. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که امام حسن، فلان گوشه‌ کارش سؤال‌برانگیز است. نه، کار آن بزرگوار، صددرصد بر استدلال منطقىِ غیر قابل تخلف منطبق بود.

-در بین آل رسول خدا(ص)، پرشورتر از همه کیست؟ شهادت‌آمیزترین زندگی را چه کسی داشته است؟ غیرتمندترین آنها برای حفظ دین در مقابل دشمن، برای حفظ دین چه کسی بوده است؟ حسین‌بن علی(ع) بوده است. آن حضرت در این صلح، با امام حسن(ع) شریک بودند. صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند؛ منتها امام حسن(ع) جلو بود و امام حسین(ع) پشت سر او بود.

*امام حسین(ع)، جزء مدافعان ایده‌ صلح امام حسن(ع) بود

-امام حسین(ع)، جزو مدافعان ایده‌ صلح امام حسن(ع) بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(ع) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: «فغمز الحسین فی وجه حجر». هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمی‌گرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(ع) هم نبود و امام حسین(ع) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام می‌گرفت و صلح می‌شد.

-صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین» در این کتاب «صلح الحسن» - که من بیست سال پیش، آن را ترجمه کردم و چاپ شده است - ثابت می‌کند که اصلاً جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آنجا نبود و اگر امام حسن(ع)، در آن روز کشته می‌شدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.

در زمان امام حسن(ع) تفکر انقلابى اسلامی دوباره برگشت

راجع به صلح، از ابعاد مختلف صحبت کرده‌ایم؛ اما حالا مسأله این است که بعد از صلح امام حسن مجتبی(ع)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلوده‌‌ای که به نام خلافت - و در معنا سلطنت - به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی(ع) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام - که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود - در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند، منتها اگر نه به شکل حکومت - زیرا ممکن نبود - لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره‌ سوم اسلام است.

-اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‌ستیز، اسلام سازش‌ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از این‌که بازیچه‌ دست هواها و هوس‌ها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن(ع)، تفکر انقلابىِ اسلامی - که دوره‌‌ای را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود - دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل‌تر از دوره‌ خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ در حالی که از مذهب نبودند. مشکلى کار ائمه‌ هدی(ع)، اینجا بود.

اگر امام مجتبی صلح را انجام نمی‌داد، آن اسلام ارزشى نهضتی باقی نمی‌ماند

-در کنار این، جریان مسلمانى اصیل، جریان اسلام ارزشی، جریان اسلام قرآنی - که هیچ‌ وقت با آن جریان حاکم، اما ضد ارزش‌ها کنار نمی‌آمد - نیز ادامه پیدا کرد که مصداق بارز آن، ائمه‌ هدی(ع) و بسیاری از مسلمانانِ همراه آنان بودند. به برکت امام حسن مجتبی(ع)، این جریان ارزشی نهضت اسلامی، اسلام را حفظ کرد. اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمی‌داد، آن اسلام ارزشى نهضتی باقی نمی‌ماند و از بین می‌رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا میکرد.

وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی(ع) غلبه پیدا کند. همه‌ عوامل، در جهت عکس غلبه‌ امام مجتبی(ع) بود. معاویه غلبه پیدا می‌کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره‌ او در اسلام، چهره‌ای نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن(ع) صلح نمی‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمیگذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز به کلی از بین می‌رفت و ذکر اسلام برمی‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی‌رسید.

اگر بنا بود امام مجتبی(ع)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته میشد، اصحاب برجسته هم باید کشته می‌شدند، «حجربن‌عدی»ها هم باید کشته می‌شدند، همه باید از بین می‌رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصت‌ها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشى خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی(ع) بر بقای اسلام دارد.

این هم یک بُعد دیگر از زندگی امام مجتبی(ع) و صلح آن بزرگوار است که امیدواریم خداوند به همه‌ ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده‌ جهالت و غبار بدشناختی که تا مدت‌ها بر چهره‌ آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی(ع)، همان‌قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(ع) ارزش داشت. و همان‌قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان‌قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.


 
منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1300
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

جوانان دهه 60 و رزمندگان دفاع مقدس نجوای دلنشین دعای کمیلش را در جمع رزمندگان حاضر در مناطق عملیاتی و پادگان دوکوهه به خوبی به یاد دارند. از ابتدای دهه 70 نیز با پایان دفاع مقدس و حضور ذاکران جبهه‌دیده در حسینیه‌ها و مساجد شهرها، نام حاج منصور ارضی در کنار ذاکران شاخص درخشید و از دهه 80 تاکنون در مسجد ارک و در حسینیه صنف لباس‌فروشان، محافل‌ ماه مبارک رمضان و هفتگی شیفتگان و دلدادگان مکتب اهل بیت (ع) را پای روضه‌هایش می‌کشاند.

لحن و صدای منحصربفرد حاج منصور و «الهی العفو» گفتن‌های او در سحرگاه ماه ضیافت‌ را همه می‌شناسند. همچنین شاگردان و تربیت‌شدگان مکتب مداحی او، اکنون در شمار پرآوازه‌ترین ذاکران کشور هستند.

حاج منصور ارضی که هفته گذشته برای رونمایی از صفحه مسجد و هیئت خبرگزاری فارس در جمع اهالی رسانه قرار گرفت، در گفت‌وگویی مشروح و اختصاصی از زمان کودکی‌اش و مجالس روضه‌اش برای ما گفت که پس از انتشار این گفت‌وگو، فیلم آن نیز منتشر می‌شود.

 

 

از کودکی شیفته حضور در میان شب‌زنده‌داران بودم

*در شب‌های دو دهه محرم و صفر و شب‌های ماه مبارک رمضان با نوای گرم و عاشقانه­‌ای که شما برای مردم جاری کردید، چه دستاوردهایی برای مخاطبان فراهم شده است؟

ـ سؤال عمیق و سنگینی مطرح کردید. ولی در چند جمله عرض کنم؛ وقتی انسان به مناجات با پروردگار می­‌نشیند، خداوند او را آماده می­‌کند. چون همیشه آن طرف توفیق است و ما واقعاً بیشتر وقت­‌ها با غفلت آمده‌ایم و او ما را بیدار کرده است. مثلاً همین طور بی‌مقدمه و بدون آمادگی به هر جایی وارد شده‌ایم، ولی عنایت حق، یار ما بوده است. نکته مهمش این است که ما معلم­ان بزرگی در رشته مناجات داشتیم که مرحوم حاج سیدعلی میرهادی و عموی اینجانب (حاج حسین ارضی) از جمله آن‌ها هستند. زمان طاغوت و حکومت نظامی ما به مسجد شب‌زنده­‌داران (امین­‌الدوله) می‌رفتیم که مرحوم حق­‌شناس آنجا نماز می­‌خواندند و شب­‌های احیا را ایشان برگزار می­‌کردند، ولی غیر از سه شب احیاء بقیه را حاج سیدعلی میرهادی بودند. خدا همه آن‌ها را رحمت کند. غیر از اینکه از کودکی در عرض سال دعای کمیل می­­‌رفتیم، دوست داشتم کنار عمویم و دیگر شب زنده­‌داران باشم؛ کسانی که احساس می­‌کردم واقعاً با امام زمان (عج) گفت‌وگو و مناجات می­‌کردند، یعنی تنها نجوا نمی­‌کردند و این ارتباط یک طرفه نبود.

از سال 41 تا کنون هنوز در نازی­‌آباد زندگی می­‌کنم

ولی در مورد مسجد ارک.... یکی دو سال زمان موشک­باران در مسجد پاچنار بودیم. شبی موشک زدند. آمدیم و برنامه را در مسجد ارک برگزار کردیم. مردم هم آمدند. خیلی از هیأت­‌ها هم تعطیل کردند و نظرشان این بود که نباید زیر موشک‌باران و حملات دشمن، مردم را در معرض خطر قرار دهیم. غیر از یکی ـ دو جا که من خدمت آقاسیدعلی میرهادی عرض کردم لازم است برای بقای روضه‌ها و مناجات‌ها، مجالسی در تهران برقرار بماند.

سال 67 تمام شد و آخرین موشک را نزدیک خانه ما در نازی­‌آباد زدند. البته از سال 41 تاکنون ر نازی‌آباد زندگی می­‌کنم. من به آقای میرهادی خیلی ارادت داشتم. گفتم: آقا شما امسال برنامه­‌تان را تعطیل کردید؟ گفت: حقیقت و اصلش این بود که من خواب دیدم بلندگو جلوی من است، اما آن را از مقابل من برداشتند و گفتند: برنامه شما تمام شده است، فهمیدم آخرین سال است و من دیگر نمی­‌توانم برنامه داشته باشم. گفتم: إن‌شاءالله زنده باشید و عمر شما طولانی باشد، یک چیزی به من بگویید، می­‌خواهم راه شما را ادامه دهم. از آنجا یکی آقا ماشاءالله عابدی و یکی هم برنامه ما شروع شد. در حالی که ما قبلا در ماه رمضان هیچ برنامه و هیئتی برگزار نمی­‌کردیم. ایشان گفت: «ودوامَ فی الاتصالِ بخدمتک»، بلند شد و رفت. گفتم: آقا صبر کنید. این را برای من بگویید. گفت: اگر خدمتگزارید، متصل باشید و دوام داشته باشید. از خدا بخواهید و خودتان هم همت کنید. آن قشنگ است، وگرنه یک سال برنامه داشته باشید، یک سال برنامه نداشته باشید، به درد نمی‌خورد.

ماجرای روضه جانسوز حضرت زهرا (س) و گریه بی‌‌امان پا منبری‌ها

آن دیگر برای من درس شد. آن جمله قسمتی از جملات دعای کمیل است که منتسب به امیرالمؤمنین (ع) یا حضرت خضر (ع) است. این اصل موضوع ما بوده. بقیه برنامه­‌های شب‌­های مسجد ارک، شب­‌های واقعاً عرشی بوده و چه کسانی می­‌آمدند و توبه می­‌کردند و چه کسانی که بنده خوب خدا بودند و ارتقاء پیدا می­‌کردند. نمی­‌شود گفت کدام شب­‌ها! آنچه که برای خودم داغ و ارزشمند بود، همه شب­‌ها بود. نمی­‌توانم تفکیک کنم که یکی استثنایی بود. البته یک شب من ناراحت بودم و روضه حضرت زهرا (س) خواندم. حدود 7، 8 نفر طوری گریه کردند و ضجه زدند که آمبولانس آمد، آن‌ها را برد؛ بس که حالشان بد شد. تا ساعت­‌ها مردم آنجا بودند و همه گریه می­‌کردند. نمی­‌دانم آن شب چه خبر بود!

ویژگی مداح برتر از دیدگاه حاج منصور از دوری از دنیا تا عمل به توصیه‌ها

*اگر بخوانید یک مداح جوان و آینده­‌دار نام ببرید و بگویید این مداح چند سال بعد سرآمد مداحان کشور است یا می­‌توانیم بگوییم یکی از بهترین و مخلص­‌ترین ذاکران سیدالشهدا (ع) در سال­‌های آینده است، شما از چه کسی می­‌توانید نام ببرید؟

ـ این نمی‌­شود! چون درس­‌هایی که علما و مراجع ما بالاخص حضرت امام و آقا به ما داده‌اند، این‌گونه نبوده که مشخص کنند. البته حضرت امام (ره) اشاره­‌ای به رهبری آقا کرده‌اند، اما این‌گونه نبود که بخواهند تعیین کنند. سؤال را عوض کنیم و بگوییم این مداح چه شرایطی باید داشته باشد؟ این خیلی مهم است. آنچه را که برای بنده خدا قرار دادم که در ردیف این جمله دعای حضرت صاحب (عج) که اولش ما می­‌گوییم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَصِدْقَ النِّیَّه» تا آخر، این رشته کار و زندگی­‌اش باید بشود؛ نه در حاشیه. این اصل است. اگر این‌طوری جلو آمد و بی­‌نیاز از دنیا شد، نمی­‌خواهم بگویم در فقر زندگی کند، آن مشکلی که ما الان داریم روی آوردن به دنیا است، داشتن دنیا نه، «اَخرجت حُبَ الدُنیا لِقَلبی»، این باید خوراک روزانه­‌اش باشد و حب دنیا در وجودش نباشد.

 

 

بعد از این‌ها، علومی است که یک مداح باید یاد بگیرد. اکنون کلاس­‌هایی داریم و یک سری کتاب­‌ها را بعضی علما و روحانیون در نوشتن و پدید آمدنش کمک کردند که به درد مداحان می‌خورد. دو سالی طول کشید تا حدود 3، 4 جلد برای همه موضوعاتی که به فکر ما می­‌رسید، نوشته شد. آن که واقعاً می­‌خواهد به جایی برسد، اول باید در نظر داشته باشد که بنده خدا باشد؛ بعد نوکری در این خانه را. ستایش­گری یا مداحی، ضعیف­‌ترین کاری است که از یک نوکر بر می‌آید.نوکر، غیر از کلام اربابش اصلاً حرفی نمی­‌زند. اگر کسی می­‌خواهد شرایطی پیدا کند، این دعا را باید عملی انجام دهد.  اگر به آن رسید، نتیجه می­‌گیرد، اما اگر نه، عیوبی که آقا برای مسئولان می­‌گویند که برای خودشان و جامعه­‌شان دردسر شده است یا خدایی نکرده برای علما می­‌گویند و توصیه می­‌کنند، درباره او هم مصداق پیدا می‌کند. اگر پشت سر کار یک مداح و ذاکر، خدا نباشد، نتیجه، اشرافی­‌گری است؛ یعنی انسان را مایل به دنیا می­‌کند. به قول استاد ما، خدای‌ناکرده مداح، امام حسین (ع) را به پول می­‌فروشد. البته من همیشه گفته‌ام که این کار، خیلی هم عیبی ندارد! دنیایش را می­‌گذراند. اما او باید بداند که این ماجرا، بعد هم دارد.

استادم می­‌گفت تا آخر عمرت کاری کن امام حسین (ع) را به پول نفروشی

* سال گذشته بحث­‌های جدی­‌ای در فضای اجتماعی کشور به وجود آمد و آن این بود که بعضی مداحان در شهرستان­‌ها پاکت­‌های نجومی و رقم­‌های آنچنانی گرفته‌اند که این موضوع شما را مقداری ناراحت کرده بود و حتی تذکر داده بودید. آیا می­‌توانیم این افراد را هم در سلک مداحی قلمداد کنیم؟

ـ شما در این مؤسسه و سازمان­تان، روی تذکرات و تنبیهات و تشویق‌ها کنترل دارید و کارنامه هر فرد را در جایی محفوظ نگه می‌دارید. در مداحی این‌طوری نیست. قرار بوده دنیا به ما فروخته شود که آخرت ما تضمین شود. زمین را دادند که مزرعه آخرت کنیم، اما عده‌ای هستند که کار دیگری روی این زمین انجام می‌دهند. وقتی به شما شهرت دادند که خرج خدا شود، یعنی به قول جامعه کبیره «إلَى اللّهِ تَدْعُون وَ عَلَیْهِ تَدُلُّون» باید مردم را به الی­‌الله دعوت کنیم. در حالی که شهرت را خرج خودمان می­‌کنیم. وقتی تقاضا زیاد شد، دنیاگراها قیمت را بالا می­‌برند. به عبارتی جنسی که با قیمت ارزان خریدند، الان گران می­‌فروشند!

آدمی را سراغ دارم که جنس را با همان قیمتی که خریده می­‌فروشد، می­‌گوید ما هر وقت گران خریدیم گران می‌فروشیم. اهل بیت علیهم‌السلام ما را به ارزانی وارد این حیطه کرده‌اند و در آخرت، گران ما را می‌خرند. بندگی ما را آن‌ها نشان می­‌دهند، ولی ما دوباره خودمان را به خلق خدا می­‌فروشیم.در حالی که  خدا اعلام می­‌کند من خالق شما هستم و روزی­تان را می­‌دهم. من مشتری شما هستم. آن وقت، ما مشتری­مان را شیطان یا دنیا قرار می­‌دهیم یا اشرافی‌گری می‌کنیم. بعضی‌ها هم به قول شما پاکت نجومی می‌گیرند که البته خیلی از آن‌ها برای من ثابت نشده است، ولی من تذکراً به بعضی از آنها عرض کردم و بعضی از آن‌ها را خواستم که بعضی از آن‌ها اصلاً نیامدند. به هر حال به من هم گفتند که فلانی در فلان شهر این مبلغ را گرفته. ته و توی قضیه را که در آوردیم، دیدیم آن شخصی که پول داده، برای اینکه کارخانه­‌اش بچرخد و توفیق بیشتری در دنیا داشته باشد، این کار را کرده است!

واقعاً می­‌گویم بیشتر عزیزان و نوکران خالصی که می­‌شناسم و کم هم نیستند، در مضیقه مالی هستند، ولی مردانه دارند زندگی می­‌کنند. بعضی هم هستند که به دنیا گرایش پیدا می­‌کنند. در مسئولان هم این مشکل هست. نه تنها اشرافی‌گری که دروغ هم در آن‌ها بیداد می‌کند. اصلا عده‌ای هستند که با دروغ دارند زندگی­شان را می­‌گذرانند و خورد و خوراک­شان دروغگویی است.

خدا باید از همه ما ذاکران و مداحان قبول کند. پول نمی­‌گیریم؛ چون استادی داشتیم که می­‌گفت تا آخر عمرت کاری کن امام حسین را به پول نفروشی. این از بی­‌ادبی من است که می‌گویم امام حسین (ع) توانایی دارد تو را تأمین کند.

امام حسین (ع) یعنی خط انقلاب، انقلاب یعنی امام حسین (ع)

*در همه طیف­‌ها و مشاغل یک نفر رأس مجموعه است. در حالی که مداحان، تشکل‌ها و جریان‌های مختلفی دارند، ولی هیچ کس نیست که حرف آخر را بزند. به نظر شما، رئیس مداح­‌ها کیست؟

ـ خود خدا و امام حسین (ع)! در شب­‌های ماه رمضان در لیلة‌القدر چه می­‌خوانیم؟ اولین کسی که اهل­ بیت (ع) را مدح کرده، خود خداست. ما یکی ـ دو بار چیزی تحت عنوان چارت یا تشکیلات درست کردیم و پیش­‌نویسی خدمت آقا دادیم، اما هنوز ایشان کسی را قابل ندانسته‌اند که مسئول شود. در مسیر پیشکسوتان از ما پیرتر بوده و هستند؛ مانند مرحوم آقای آهی و آقای سازگار که بزرگ ما هستند. اینها حرف رهبری را هم گوش می­‌کنند و در خط انقلاب هم هستند. امام حسین (ع) یعنی خط انقلاب، انقلاب یعنی امام حسین (ع)، ولی واقعاً اینجا که رئیسی باشد و تشکیلاتی به وجود بیاید، فکر می­‌کنم دولتی شود. این نظر هیچ کدام از بزرگان ما نیست.

روضه حضرت رقیه (س) را می­‌خوانم، چون داغش را دیده‌ام

*خودتان به چه روضه­‌ای علاقه­‌مندید؟

ـ اگر همه عالم به من بگویند این روضه­‌ها را بخوان و بعد ‌بگویند روضه خودت را بخوان، من روضه حضرت رقیه (س) را می­‌خوانم؛ چون خودم داغش را دیده‌ام. یعنی مسیرش را رفته‌ام و می­‌دانم چه خبر است. اینقدر در جبهه‌ها و جاهای دیگر گفتند و با مزاح و شوخی و انتقاد به این موضوع پرداختند که عاقبت من یک شب خواب دیدم که ما اصلاً درست گفتیم؟ در خواب دیدم در آسمان نوشتم «فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شیبا». واقعا هول قیامت بچه­‌های کوچک را پیر می­‌کند، این است که وقتی سر بریده را برای حضرت رقیه (س) آوردند، او به یک‌باره پیر شد. آن خواب را که دیدم دیگر یقینم هزار برابر شد.

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1233
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به مرور برخی احکام روزه مطابق با استفتائات مقام معظم رهبری می‌پردازیم:

س: دخترى که به سن تکلیف رسیده، ولى به علت ضعف جسمانى توانایى روزه گرفتن ندارد و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى‏‌تواند قضاى آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا مى‏‌رسد، چه حکمى دارد؟

ج: ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى‏‌شود، بلکه قضاى روزه‏‌هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.

س: دخترانى که تازه به سن تکلیف رسیده‌‏اند و روزه گرفتن بر آن‌ها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل 9 سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آن‌ها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن براى ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار براى آن‌ها جایز است.

س: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمى‏‌دانم، از جناب عالى خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه‌ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعى تکلیف شرعى دارید، بر شما واجب است.

س: اگر دختر 9 ساله‌‏اى که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشوارى، روزه‏‌اش را افطار کند، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضاى روزه‏‌هایى که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س: اگر فردى به خاطر عذرى قوى، 50 درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟

ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایى داشته باشد، کفاره واجب نیست، ولى قضا بر او واجب است.

س: شخصى مشغول انجام خدمت سربازى است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمى‏‌تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازى بخواهد روزه این دو ماه را قضا کند، آیا کفاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضاى آن بر او واجب است و کفاره تأخیر واجب نیست.

س: اگر شخص روزه‌دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى کند، آیا روزه‌‏اش باطل مى‏‌شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى کرده است، آیا قضاى آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزه‌دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏‌اش بر او واجب نیست.

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 19
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به مرور برخی احکام روزه مطابق با استفتائات مقام معظم رهبری می‌پردازیم:

س: دخترى که به سن تکلیف رسیده، ولى به علت ضعف جسمانى توانایى روزه گرفتن ندارد و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى‏‌تواند قضاى آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا مى‏‌رسد، چه حکمى دارد؟

ج: ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى‏‌شود، بلکه قضاى روزه‏‌هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.

س: دخترانى که تازه به سن تکلیف رسیده‌‏اند و روزه گرفتن بر آن‌ها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل 9 سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آن‌ها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن براى ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار براى آن‌ها جایز است.

س: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمى‏‌دانم، از جناب عالى خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه‌ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعى تکلیف شرعى دارید، بر شما واجب است.

س: اگر دختر 9 ساله‌‏اى که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشوارى، روزه‏‌اش را افطار کند، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضاى روزه‏‌هایى که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س: اگر فردى به خاطر عذرى قوى، 50 درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟

ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایى داشته باشد، کفاره واجب نیست، ولى قضا بر او واجب است.

س: شخصى مشغول انجام خدمت سربازى است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمى‏‌تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازى بخواهد روزه این دو ماه را قضا کند، آیا کفاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضاى آن بر او واجب است و کفاره تأخیر واجب نیست.

س: اگر شخص روزه‌دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى کند، آیا روزه‌‏اش باطل مى‏‌شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى کرده است، آیا قضاى آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزه‌دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏‌اش بر او واجب نیست.

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1236
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

حاج منصور ارضی در اولین شب از ماه مبارک رمضان در مسجد ارک درباره مرحوم «قاسم افشار» گفت:

 ما سال‌ها رفیق هم بودیم و در مجالس متعددی با هم برای امام حسین (ع) گریه کردیم. امروز که خبر فوتش را شنیدم بسیار ناراحت شدم.


:: بازدید از این مطلب : 1191
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

هفته نامه «افق حوزه» در ویژه نامه ای به مناسبت نهمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی محمدتقی بهجت به انتشار سیره اخلاقی، علمی، عملی و سلوکی این سالک الی الله پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما علاقه مندان می گردد.

* آیت الله العظمی بهجت در گفت و گو با اطرافیان

* کربلا نرفته ها

آیت الله بهجت هر سال وقتی مشرف می شد برای مشهد، قبلش به زیارت حضرت عبدالعظیم در شهر ری مشرف می شد. حتی دیگران را هم سفارش می کرد. حتی یادم هست چند نفر از دوستان خواستند مشرف بشوند کربلا، چند روز در مرز مهران معطل شدند و درست نشد بروند. وقتی برمی گشتند، آقای بهجت فرمودند: «به اینها پیغام بدهید قبل از اینکه بیایند قم، بروند زیارت حضرت عبدالعظیم، که ثواب زیارت سیدالشهدا علیه السلام را به اینها بدهند».

* ذکر قیمتی

یک سفر که ایشان مشهد تشریف داشتند، خدا توفیقی به ما داد خدمت ایشان مشرف شدیم. به ایشان گفتم: آقا می شود یک ذکری به ما بدید که دائمی باشد، خیلی بزرگ باشد. من فکر کردم ایشان یک دعاهای خیلی طویل و طولانی را می فرمایند. فرمودند: «در قبال این ذکری که من دارم به شما می دهم اگر تمام گنج های عالم را جمع کنید بیاورید، بروید داخل کوه ها هر چه جواهر وجود دارد جمع کنید، بروید در دریاها هر چه مروارید وجود دارد جمع کنید با این ذکری که به شما می دهم برابری نمی کند». گفتم: آقا بفرمایید چه ذکری هست که اینقدر با همه جواهرات دنیا برابری نمی کند؟ ایشان فرمودند: «استغفار، استغفار، استغفار؛ اگر بدانید چه هست این استغفار! چه گنج هایی در این ذکر استغفار نهفته هست! باید بیابید که این استغفار چیست». ایشان فرمودند: «زبانتان وقتی به ذکر استغفار باز می شود، در حقیقت موانع همه بر طرف می شود و حوایج تان هم برآورده می شود. اصلاً استغفار صیقل دهنده روح است، شما را نزدیک می کند به خدا».

*صحبت سالها | منتخبی از خاطرات حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت


:: بازدید از این مطلب : 1054
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 07 فروردین 1397

یکی از دختران شیعه لبنانی که در حوزه علمیه تحصیل می‌کند، دلنوشته‌ای را برای رهبر معظم انقلاب ارسال کرد. پس از مدتی فهمید که نامه‌اش خوانده شده و پاسخ داده شده است، ضمن اینکه چفیه‌ای هم به‌عنوان هدیه از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد. نامه پاسخ دفتر مقام معظم رهبری به دو دختر خانم لبنانی هم تحویل داده شد.

ترجمه نامه دختر لبنانی در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله

سلام بر تو ای ولی خداوند در میان ما و عزیز ما و طبیب دردهای ما ...

امروز جناب دکتر شیخ علی رضا اعرافی به حوزه ما آمد و وقتی از منبر بالا رفت در ابتدا سلام شما را به ما رساند. اشک چشمانم جاری شد و به کلاس دویدم، این برگه را از دفترم کندم و قلم برداشتم، تا تلاش چهارم یا پنجمم باشد که برای شما می‌نویسم.

هر بار یادم می‌آید که دارم برای شما می‌نویسم، تلاش فزاینده‌ای می‌کنم که بین لزوم مختصرنویسی به‌خاطر اینکه وقت شما را نگیرم، و بین رغبت به اطاله کلام به‌علت عشق به صحبت با شما توازن برقرار کنم. همه دیدارهای شما با دانش‌آموزان و نخبگان و دانشجویان و بسیجیان و علما و دختران و فرزندان شهدا، باعث می‌شود از ته قلب به آنان غبطه بخورم و بارها تخیل کردم که من بین آن‌ها هستم، در محضر شما.

آرزویم این است که حتی یک بار شما را ببینم، صادقانه بگویم ما فرزندان شماییم در لبنان، فرزندان شما که از سختی این زندگی، به سیمای شما نگاه می‌کنیم و فراموش می‌کنیم هرآنچه بر ما می‌رود، و با شنیدن صدایتان دردهایمان را التیام می‌بخشیم، یک دارو و یک اسم خوش که همه دردهای ما را خوب می‌کند، و آن خامنه‌ای است. از خداوند می‌خواهم به من توفیق حضور در میان زیارت کنندگان شما را بدهد.

در پاسخ دفتر مقام معظم رهبری آمده است: ایشان برای این دو دختر خانم دعا کرده و چفیه‌ای برایشان فرستادند.


منبع:تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 1234
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 07 فروردین 1397

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـكُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَـكُم

به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى‏ شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى‏ شويد، مگر اين‏كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى‏ خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.

 

پی نوشت:

مشكاة الانوار، ص 157


:: بازدید از این مطلب : 1287
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 07 فروردین 1397

در مسیر بندگی، گزیده هایی از بیانات حجت الاسلام عالی است که به مسائل مهمی از مباحث اعتقادی و اخلاقی ما پرداخته است؛ حجت الاسلام عالی درباره معیارهای انتخاب همسر صحبت کرده اند.

فایل صوتی صحبت‌های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر اینجا قابل دریافت است.

 

صحبت های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر

 

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه آله وسلم از علی علیه السلام پرسیدند: همسرت را چگونه یافتی؟! حضرت علی علیه السلام بی‌درنگ فرمود: «نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ»: «بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.»

 

پی نوشت:

علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص117


:: بازدید از این مطلب : 1289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 07 فروردین 1397

امنیت و آرامش امروز ایران اسلامی مدیون رشادت‌های رزمندگان 8 سال دفاع مقدس است که با فداکاری از جان خود گذشتند تا دشمنان بر این کشور تسلط نیابند، حال و در آستانه نوروز97 مروری می‌کنیم بر نامه شهدا به خانواده‌هایشان در آستانه نوروز.

شهید ابوالقاسم صفدری در بخشی از نامه‌ای که در آستانه سال نو برای خانواده‌اش فرستاده، چنین می‌نویسد:

برای عید نوروز تنها تبریکی که می‌توانم برای شما بفرستم خبر پیروزی عملیات است. دوستان گرامی! من از شما کمال رضایت را داشته و دارم و از شما می‌خواهم که سلاح افتاده مرا بر گیرید و راه شهیدان را ادامه بدهید و ما باید آن قدر در دریای خون شنا کنیم تا به ساحل پیروزی که همان آزادسازی مظلومان عالم از دست ظالمان است برسیم...

شهید احمد غفاری نیز می‌نویسد:

مادر و پدر عزیزم سلام عرض می‌کنم. امیدوارم که حالتان خوب باشد من عید نوروز را به شما پدر و مادر و خواهران و برادرانم تبریک می‌گویم. مادر جان شاید دیگر همدیگر را نبینیم. اگر خدا بخواهد من به آرزوی خود برسم بهترین پاداش این دنیای خود را گرفته‌ام... خداحافظ احمد غفاری.

شهید امیر عشقی قوچانی نیز خطاب به مادر و پدرش نوشته است: مادر و پدرم و خانواده عزیزم عیدتان پیروز ولی این عید، عید ما نیست. روزی که اسلام به پیروزی نهایی برسد عید نوروز ماست. پدر و مادرم هدف شهدا تحقق اسلام بود و با خون شهدا انقلاب تقویت می‌شود و هر روز که اسلام پیروز شد عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

شهید قدیر خلیلی در نامه‌ای به خانواده و فرزندانش نوشته است:

چون دیدم که امروز در خانه نشستن برای من ننگ است و واجب دیدم که به امام لبیک گویم و نتوانستم که در این ایام عید نوروز بچه‌های شهدا را در خانه ببینم که عید ندارند و فرزندان من عید و شادی داشته باشند، فقط برای رضای خدا به جبهه حق علیه باطل می‌روم و اگر خداوند به من لطف فرماید که در خدمت شهدا باشم و همگی در خدمت سرور شهیدان حسین بن علی (ع) وصیت این حقیر این است که امت حزب الله اسلام را یاری کنند و امام عزیز را تنها نگذارند خانواده‌های شهدا را فراموش نکنند. هر روز که اسلام پیروز شد، عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

در وصیت‌نامه شهید رضا طاووسی آمده است:

الآن که این وصیت‌نامه را می‌نویسم درست سال نو تحویل شده و نمی‌دانم چطور شکر خدای را به جا آورم که در این زمان مقدس، در این چنین مکان مقدسی هستم. من نمی‌دانم در این حمله چه خواهد شد، ولی اگر ان‌شاءالله در این حمله راه کربلا باز شد و رزمندگان ما به پیروزی نهایی رسیدند که این آرزوی همه مسلمین جهان است. ولی اگر باز هم راه کربلا باز نشد و من توفیق زیارت کربلا را نداشتم، از شما مردم شهیدپرور و مخصوصاً مادران شهدا و پدر و مادر خودم و خواهر عزیزم تقاضا دارم برای پیروزی رزمندگان اسلام و باز شدن راه کربلا دعا کنید. هر وقت دلتان شکست، آن زمان بهترین وقت برای دعا کردن است.

شهید ظهیر شکری گرجان نیز نوشته است:

مادر! امروز که روز عید می‌باشد و سال نو می‌گردد، تمام دنیا در نظرم به ارزش یک مشت خاک کشورم و مصلحت دینم نیست و آنچه به جرأت و شهامت می‌توانم برایت و قلب پر مهرت نثار نمایم، این است که جان و روحمان در کالبد جسم مادی‌مان امانتی از جانب پروردگار است که دیر یا زود به امر الله به سویش پر می‌کشد و چه بسا بهتر است این روح در راه الهی طی طریقت کند.


منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 1431
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران