میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 11
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 638
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 3161
:: بازدید ماه : 9764
:: بازدید سال : 15984
:: بازدید کلی : 15984
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

امام رضا(ع)-شهادت

 

خراسان می دهد بوی مدینه

خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟

چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل ها با رضا داشت

چه شب هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست

مزار زاده ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی

ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند

امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند

چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند

به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می سوخت

سراپا همچو نخل طور می سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده

غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی تاب و گه در تاب می شد

همه چون شمع روشن آب می شد

میان حجره ی در بسته می سوخت

نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش

دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد

جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می گشت قلبش پاره پاره

پسر می کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد

پسر هم مثل او بی تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می بست

پسر می دید و جان می داد از دست

پسر از پرده ی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1778
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

امام رضا(ع)-شهادت

 

آقایمان آمد عبا روی سرش بود

رنگ کبودی بر تمام پیکرش بود

در کوچه یاد ماجرای کوچه افتاد

یافاطمه یافاطمه ذکر لبش بود

دستی به پهلو دست دیگر روی دیوار

پهلو گرفتن یادگار مادرش بود

او در میان حجره‌ای دربسته اما

صدها فرشته در کنار بسترش بود

او دست و پا می‌زد ولی با کام عطشان

گویا که دیگر لحظه‌های آخرش بود

اما تمام فکر و ذهنش کربلا بود

یاد غریبی‌های جد بی سرش بود

مردم گریز کربلایم اینچنین است

آمد جواد و لحظۀ آخر برش بود

اما به دشت کربلا جور دگر شد

اربابمان بالای نعش اکبرش بود

باید جوانان بنی هاشم بیایند

تا این بدن را بر در خیمه رسانند

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1943
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392
آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء شنوندگان برنامه زمزم احکام رادیو معارف در مورد برخی اعمال خرافی پایان ماه صفر پاسخ داد.

متن استفتاء و پاسخ ایشان به این شرح است:

این که گفته می شود در پایان ماه صفر باید در10 مسجد را بزنند و به پیامبر گرامی اسلام(ص) آغاز ماه ربیع الاول را تبریک بگویند. آیا چنین مطلبی درست است یا خیر؟

پاسخ:

این مطلب از خرافات است که در میان عده ای ترویج شده و اول ماه ربیع الاول در مساجد را می زنند تا با این کار به پیامبر اکرم(ص) پایان ماه صفر را بشارت دهند؛ این خرافات است و مومنین و مومنات از این کار باید پرهیز کنند.

 

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 2302
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392
 عکسی که مشاهده می کنید، تصویری از سنگ مزار یکی از شهدای مدافع حرم حضرت رینب(س) در گلزار شهدای شهر اهواز می باشد. قطعه شعر زیبایی بر این سنگ مزار حک شده است که به یاد آن شهید عزیز، می خوانیم:

خفته در سینه خاک، آینه هستی یا ماه؟

کیستی؟ خادم درگاه اباعبدالله !

کربلایی ست تنت، از چه در این جایی تو؟!

پاسبان حرم دختر زهرایی تو

بوی خون شهدا می وزد از پیکر تو

سایه زینب کبراست کنون بر سر تو …

شادی روح بلندش صلوات


:: بازدید از این مطلب : 1921
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

در روایات بسیاری به اوصاف مشترک و شباهت‌های امام زمان(عج) به پیامبر اکرم(ص) اشاره شده است. ما در این نوشتار به بعضی از این ویژگی‌ها اشاره می‌نماییم:

رحمت:
خداوند متعال وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) را رحمتی برای عالمیان می‌داند؛ (وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ)؛[1] و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. امام زمان(عج) نیز به این صفت زیبنده‌اند: "السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَة"؛[2] سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گستردة الهی.

حجت الهی:
در رابطه با پیامیر چنین خطاب آمده که: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین"سلام برتو ای حجت خدا بر اولین انسان ها تاآخرین آن ها؛[3] امام زمان (عج) نیز با لقب حجة الله مورد خطاب قرار گرفته‌اند: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّه".[[4

نور خدایی:
پیامبر(ص (نور خدایی است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه‏"[5] سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.[6] در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان(عج)این گونه آمده است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون"؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می‌شوند.

دعوت کننده به سوی خداوند متعال:
خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می‌فرماید: (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً)؛[7] ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.
در مورد امام عصر(عج) نیز آمده است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه"؛[8] سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا.

خاتمیّت (حُسن ختام:(
)ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً)؛[[9محمد(ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی رسول خدا و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است.امام مهدی(ع) نیز در معرفی خود می‌فرمایند: "أَنَا خَاتِمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی"؛[10] من آخرین از جانشینان پیامبر هستم و بواسطة من خداوند بلا را از اهل و شیعیانم برمی‌دارد.

امنیت بخشی:
با وجود رسول خدا امت او در امنیت بودند: (وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ)؛[11] (ای پیامبر!) تا تو در میان آن‌ها هستی، خداوند آن‌ها را مجازات نخواهد کرد.
امام زمان(عج)نیز در وصف وجودی خویش می‌فرمایند: "إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ"؛[12] به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.

 

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 1929
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

 به طور کلی برای ترک گناه توجه به امور زیر مفید است:

1- توجه به اینکه خداوند حکیم که بیشتر از هر کس به نیاز های بشر آگاه است، بهترین برنامه را برای سعادت انسان در اختیار او قرار داده و این برنامه تنها راه رسیدن به کمال و خوشبختی و آرامش هم در این دنیا و هم در زندگی اخروی است.

2- توجه به ناظر بودن خدا همیشه و در همه حال بر اعمال و نیات ما « هو اقرب الیكم من حبل الورید ؛ او از رگ گردن به شما نزدیكتر است»، « ألم یعلم بان الله یری، آیا ‹گنهكار› نمیداند كه خدا میبیند»، « أیحسب ان لم یره احد، آیا میپندارد کسی او را نمیبیند». توجه به اینكه هر لحظه، حتی در همان لحظه گناه ممكن است مرگ فرا رسد و در آن حال خدا را ملاقات كند.

3- تلاوت روزانه ی آیات و روایات بیم دهنده از آثار گناه و سختی های برزخ و روز قیامت، و تدبر در آن.

4- مطالعه كتب مربوط به قبر و قیامت و انذار دهنده در این زمینه؛

-معاد*/شهید دستغیب 

-سرای دیگر* /شهید دستغیب 

- منازل الاخرة ( داستانهایی از سفر آخرت */محدث قمی (حاج شیخ عباس قمی)

- بازگشت به خدا/ على اكبر ناصرى

5- دعا . از خدا بخواهید شما را در طاعت و بندگی خودش یاری کند.

6- انس با مسجد و مجالس مذهبی و دوستان خوب. شرکت در مراسم نماز جماعت و دعا به طور مداوم و نیز استفاده از برنامه های معارفی که تأثیر به سزایی در رفع غفلت دارد.

7- اجتناب و دوری از زمینه های گناه و فراهم کردن شرایط اجتناب از گناه، مانند ازدواج برای کسی که به گناهان مربوط به غریزه جنسی گرفتار است.

8- توجه به آثار منفی گناه که هم زندگی دنیوی ما را خراب می کند و هم در آخرت موجب عذاب می شود. و توجه به این امر که سعادت انسان فقط در پرتو تقوا تأمین می شود.

و در پایان اگر در هر حال باز هم لغزشی حاصل شد از توبه و بازگشت هرگز ناامید نشوید چون این هم یکی از نقشه های شیطان است که انسان را از توبه ناامید کند. یکی از دامهای شیطان این است که بندۀ گنهکار را از رحمت خدا ناامید کند؛ لذا یأس از دام های شیطان و خود گناهی بزرگ است.

 

منبع:تبیان


:: بازدید از این مطلب : 1620
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392
پيکر شهيد حسين صلاح حبيب در روزهاي اول عمليات آزادسازي منطقه القصير به دست گروه هاي تکفيري افتاده بود.

این شهید در نیمه های شب با یک گروه از نیروهای جبهه النصر برخورد نموده که طی آن 5 نفر از تروریستها به درک واصل شده حسین صلاح هم شربت شهادت را نوشانده وجسد وی بدست تروریستها می افتد.

هنگام شهادت وی تصاویر جسد این عزیز توسط رسانه های مخالف بشار اسد پخش شد و در ادعایی دروغین  اعلام کردند که این جسد متعلق به  فرمانده نیروهای ویژه حزب الله می باشد.


 

منبع:مشرق


:: بازدید از این مطلب : 1729
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392
گفته است شيخ مفید - ادام اللَّه عزّه- پس طايفه اماميه بر قول به اصول امامت در مدت حيات امام رضا(ع) مستمر شدند و چون آن حضرت وفات كرد، پسر خود ابو جعفر امام محمد تقى(ع) را خلیفه کرد و آن حضرت(ع) در وقت وفات امام رضا(ع)، هفت ساله بوده است.

طايفه اماميه به سه فرقه اختلاف كردند و متفرق شدند :

يك فرقه رفتند بر طريقه مستقيم امامت و اعتقاد كردند به امامت ابو جعفر امام محمد تقى عليه السّلام و نص را بر امامت او(ع) نقل كردند و اين فرقه به حسب عدد بيش از فرقه ‏هاى ديگر بودند؛ 

و فرقه ‏اى ديگر بعد از اينكه قائل بودند به امامت امام رضا(ع) رجوع كردند از آن قول و مرتد شدند و گرويدند به قول «واقفيه»؛ 

و فرقه ‏اى ديگربه امامت احمد بن موسى كاظم(ع) قائل شدند .و گمان كردند كه حضرت امام رضا(ع) به او وصيت كرد و بر امامت او نص فرمود . 

پس گفته مى ‏شود به ايشان سواى جماعتى كه  بعد از اعتقاد به امامت امام رضا(ع) به مذهب واقفيه رجوع كردند؛ شما كه به امامت احمد بن موسى كاظم بعد از امام رضا(ع) قائل شديد چه دليل داريد بر امامت امام رضا(ع)؟

پس به درستى كه به هر دليلى كه امامت امام رضا(ع) را ايشان اثبات كنند، ما به همان دليل اثبات مى ‏كنيم براى ايشان امامت امام محمد تقى(ع) را. و به هر چيزى كه اين طايفه طعن زنند در نقل نص بر امامت امام محمد تقى(ع). پس به درستى‏ كه طايفه واقفيه به همان چيز طعن مى‏ زنند به ايشان در نقل نص بر امامت امام رضا(ع).

پس به هر چه اين طايفه رفع طعن واقفيه كنند، ما نيز به همان چيز دفع مى‏ كنيم طعن ايشان را در نص بر امامت امام محمد تقى(ع). و به درستى كه ايشان را از اين سخن مخلص نيست.

با آنكه آنچه مشتبه شده برايشان از جهت سن امام محمد تقى(ع9) فساد آن و بطلان آن نهايت وضوح و ظهور دارد؛ زيرا كمال عقل را در حجج اللَّه تعالى با وجود صغر سن انكار نمى ‏توان كرد. به درستى كه حق تعالى فرموده:

)قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا) (1) پس اللَّه تعالى خبر داده از حضرت عيسى(ع) به سخن گفتن در گهواره و همچنين اللَّه تعالى فرموده در قصه يحيى(ع) كه: (وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا) (2) 

و به تحقيق اجماع كرده‏ اند جمهور شيعه و جميع آنكه مخالف است در مذهب ايشان كه رسول(ص) دعوت فرمود على بن ابى طالب(ع) را در صغر سن و دعوت نكرد ديگرى را از اطفال و مباهله فرمود به امام حسن و امام حسين(ع) در آن حال كه هر دو طفل بودند.
پس باطل شد آنچه اين طايفه به صغر سن امام محمد تقى(ع) در اثبات مذهب خود دست زده‏ اند.

با اينكه اين طايفه اقرار كرده ‏اند به ظهور معجزات بر ائمه عليه السّلام و خرق عادت در ايشان. پس به تحقيق اصلى كه به آن اصل ابطال مى‏ كنند امامت امام محمد تقى(ع) را باطل مى‏ شود.
زيرا بيش از اين نيست كه كمال عقل آن حضرت(ع) در صغر سن معجزه و خرق عادت باشد. و بر اين خود در ائمه (ع) اقرار نموده ‏اند. و اگر به معجزات از براى ائمه(ع)  قائل نيستند پس اين طايفه مانند معتزله‏ اند كه معجزات را در غير پيغمبران(ع)  انكار نموده ‏اند. و باطل نموده ‏ايم مذهب طايفه معتزله را كه گفته‏ اند معجزات مخصوص پيغمبران است و در ائمه نمیباشد. و به درستى اين مقدار سخن در نقض مذهب ايشان كافى است

 

پی نوشت:

1- مریم/29و30.
2- مریم/12. 
3-دفاع از تشيع / ترجمه الفصول المختارة للمفيد، ص576.577.


:: بازدید از این مطلب : 2427
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

امام رضا(ع) از زبان پدران خود می فرمایند که  پيامبر خدا(ص) فرموده است : 

لا اله الا اللَّه‏ حصار من است، پس هر كس كه در حصار من در آمد از عذاب من در امان شد. 

چهار كس را من در روز قيامت شفاعت مى ‏كنم، اگر چه با گناهان اهل زمين بر من وارد شوند: 
-1 كسى را كه در پيش روى فرزندان من در جهت گرامى داشت آنان- بر عليه دشمنان آنها و اسلام- شمشير زند. 
2-كسى را كه خواست فرزندان من را برآورد. 
3-كسى را كه در رابطه با كارهاى فرزندان من تلاش و كوشش كند. 
4-كسى را كه با دل و زبان خود فرزندان من را دوست داشته باشد. 

ايمان عبارتست از، اقرار به زبان، و شناخت و عرفان به قلب، و عمل كردن به اركان دين. 
امام رضا(ع) از زبان پدران خود می فرمایند که پيامبر خدا فرموده است كه خداى عزوجل مى‏ فرمايد: 
اى فرزند آدم! آيا انصاف نمى ‏دهى؟ من تو را دوست دارم‏ و نعمت‏ها به تو ارزانى داشتم، و تو با گناهان با من دشمنى مى‏ كنى. خير و بركت من به سوى تو نازل مى‏ شود، ولى شر و زشتى(گناه) تو به سوى من بالا مى‏ آيد، و همواره فرشته‏ اى بزرگوار هر روز و شب كارهاى زشت تو را به سوى من مى‏ آورد. 
اى فرزند آدم! اگر بشنوى كه كسى از تو سخن گفته، به سوى او مى ‏شتابى و با او دشمنى مى‏ كنى، اگر چه نميدانى كه درباره تو چه سخنى گفته است. 

همچنین می فرماید: 
هيچ آفريده ‏اى، مخلوق ديگرى را سواى من چنگ نمى ‏زند، مگر آنكه اسباب آسمانها و زمين را براى او قطع مى‏ كنم .پس اگر مرا در خواست كند، او را نمى‏ بخشم، و اگر مرا بخواند، او را اجابت نمى ‏كنم. و هيچ آفريده‏ اى به من چنگ نمى‏ زند(روى نمى‏ آورد) پس از آنكه غير من را رها كرده باشد، مگر آنكه آسمانها و زمين را ضامن روزى او قرار داده‏ ام. پس اگر از من در خواست كند، به او مى‏ بخشم، و اگر مرا بخواند، او را اجابت مى ‏كنم، و اگر از من طلب آمرزش و غفران كند، او را شامل غفران خود قرار مى ‏دهم.



پی نوشت:
منبع:صحيفة الإمام الرضا عليه السلام / ترجمه حجازى، ص23تا26.


:: بازدید از این مطلب : 2220
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 دی 1392

1-ابوسعيد خراسانى حكايت كند:

روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا(ع) وارد شدند و پيرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤال كردند.
امام(ع) به يكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحيح مى باشد.
وقتى علّت آن را جويا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زيارت و ملاقات با من آمده است، سفرش مباح مى باشد؛ ولى ديگرى چون به عنوان زيارت و ديدار سلطان حركت نموده، سفرش معصيت است. 

-2در بين مسافرتى كه امام رضا(ع) از شهر مدينه به سوى خراسان داشت، هرگاه، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چيده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پيش خدمتان سياه پوست و... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را ميل مى نمود.
اطرافيان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى؟!
امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد اين چه حرفى است؟!
خداى ما يكى است، پدر و مادر ما يكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد. 

-3محمّد بن سنان گويد:
چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم(ع) رحلت نمود و امام رضا(ع) جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ايشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم: ياابن رسول اللّه! ممكن است از طرف هارون به شما آسيبى برسد و بهتر است محتاط باشيد.
امام(ع) اظهار داشت: همان طور كه جدّم، رسول اللّه(ص) فرمود: چنانچه ابوجهل، مویى از سر من جدا كند، من پيغمبر نيستم، من نيز مى گويم: اگر هارون مویى از سر من جدا كند من امام و جانشين پدرم نخواه بود. 

-4 يكى از اصحاب امام رضا(ع) به نام معمّر بن خلاد حكايت نمايد:
هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گرديد، كنار آن سفره نيز يك سينى آورده مى شد.
پس امام(ع) از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سينى قرار مى داد و به يكى از غلامان خود مى فرمود كه تحويل فقراء و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن، اين آيه شريفه قرآن: فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ(4) را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عاليه بهشت، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همين جهت، اطعام دادن و سير گرداندن افراد را وسيله اى براى ورود به بهشت قرار داده است.

 -5سليمان بن جعفر - كه يكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا(ع) است - حكايت كند:
يكى از نوادگان امام سجّاد(ع) - به نام علىّ بن عبيداللّه - مشتاق ديدار و زيارت امام رضا(ع) بود، به او گفتم: چه چيزى مانع از رفتن به محضر شريف آن حضرت مى باشد؟
پاسخ داد: هيبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گرديده است.
اين موضوع سپرى گشت، تا آن كه روزى مختصركسالتى بر وجود مبارك امام(ع) عارض شد و مردم به عيادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند.
پس به آن شخص گفتم: فرصت مناسبى پيش آمده است و تو نيز به همراه ديگر افراد به ديدار و ملاقات آن حضرت برو، كه فرصت خوبى خواهد بود.
لذا علىّ بن عبيد اللّه به عيادت و ديدار امام رضا(ع) رفت و با مشاهده آن حضرت بسيار مسرور و خوشحال گرديد.
مدّتى از اين ديدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبيداللّه روزى مريض شد؛ و چون خبر به امام(ع) رسيد، حضرت جهت عيادت از او حركت نمود؛ و من نيز همراه آن بزرگوار به راه افتادم، چون وارد منزل او شديم، حضرت مختصرى كنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود.
و پس از گذشت لحظاتى كه از منزل خارج شديم، يكى از بستگان آن شخص گفت: همسر علىّ بن عبيداللّه بعد از شما وارد اتاق شد و جايگاه جلوس ‍ حضرت رضا(ع)  را مى بوسيد و بدن خود را به وسيله آن محلّ تبرّك مى نمود.

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 2181
|
امتیاز مطلب : 88
|
تعداد امتیازدهندگان : 24
|
مجموع امتیاز : 24

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران