میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 17
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 379
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2902
:: بازدید ماه : 9505
:: بازدید سال : 15725
:: بازدید کلی : 15725
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

 آنچه خواهید خواند خلاصه ای از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان با موضوع «تنها مسیر»- راحت‌طلبی اولین گرایش انسان - است:

 

اگر تفسیر دقیقی از زندگی نداشته باشیم، نمی‌توانیم از دینداری و بندگی هم تفسیر دقیقی داشته باشیم/ گرفتاری‌های فردی و اجتماعی به خاطر نقص ما در تلقی از زندگیست

  • ما باید تفسیر دقیقی از زندگی داشته باشیم، اگر تفسیر دقیقی از زندگی نداشته باشیم، طبیعتاً نمی‌توانیم از دینداری و بندگی هم تفسیر دقیقی داشته باشیم. این اشتباه است که ما زندگی را نشناسیم و بعد تصور کنیم که بندگی و عبادت را می‌شناسیم؛ مثلاً فکر کنیم که «دینداری یعنی صرفاً داشتن همین چند اعتقاد و رفتارهای خوبی که ما داریم»! در این صورت با مشکلات زیادی در مسیر بندگی و دینداری مواجه خواهیم شد.
  • اینکه تفسیر ما از زندگی چیست، در پذیرش و فهم دین و در متقاعد شدن به دینداری و موفق شدن در دینداری کردن، خیلی تعیین‌کننده است. هر کسی هر ضعف یا رفتار غلطی داشت، اول باید ببیند آیا «تفسیر او از زندگی» درست است یا نه؟ اگر تفسیر ما از زندگی درست و دقیق باشد، همین‌مقدار ایمان ما و همین‌مقدار محبت ما به اهل‌بیت(ع) خیلی می‌تواند ما را نجات بدهد و حتی می‌تواند ما را فوق‌العاده تعالی ببخشد و رشد دهد.
  • در اندازه‌های اجتماعی هم هرچه گرفتاری اجتماعی داریم به خاطر این است که ما در تلقی خودمان از زندگی نقص داریم. برای اغلب مردم جامعه شفاف نیست که واقعاً زندگی چیست؟ زندگی چیست که ما می‌خواهیم با بندگی و دینداری کردن، این زندگی را اصلاح کنیم، رشد دهیم یا آن را با خداوند متعال معامله کنیم و به سوی خدا حرکت کنیم. چه بخواهیم دینداری حداقلی داشته باشیم و چه چه بخواهیم دینداری حداکثری داشته باشیم، به این وابسته است که تفسیر دقیق زندگی را بدانیم.

تفسیر زندگی انسان، «مدیریت علاقمندی‌ها» است

  •   بر اساس آنچه در جلسات گذشته گفته شد، زندگی انسان شامل علاقمندی‌هایی است که باید با برخی از آنها مخالفت کرد و فقط با بخشی از آنها باید موافقت کرد. به تعبیر دیگر، زندگی درگیری انسان با علاقمندی‌های خود و برآوردن بخشی از علاقمندی‌هاست. اما در بین علاقمندی‌های ما، غالباً باید به کدام یک از آنها توجه کرد که برآورده بشوند؟ علاقمندی‌هایی که نوعاً پنهان‌تر هستند. البته معنایش این نیست که علاقمندی‌های آشکار خود را کلاً کنار بگذرایم. نام این «مخالفت و موافقت» یا «بیدارساختن و خواباندنِ علاقه‌ها» را «مدیریت علاقه‌ها» می‌گذاریم. پس تفسیر زندگی «مدیریت علاقمندی‌ها» است. باید این را بفهمیم و بپذیریم.
  • هرچه در خانه‌ها، خیابان‌ها، جوامع بشری و در تک‌تک آدم‌ها می‌بینیم، همین مدیریت علاقمندی‌هاست؛ هر چه در اولیاء خدا می‌بینیم همین است و هرچه در اراذل و اوباش عالم می‌بینیم، همین است. یعنی همه دارند علاقه‌های خودشان را مدیریت می‌کنند البته اینکه غلط مدیریت می‌کنند یا درست مدیریت می‌کنند، موضوع دیگری است.
  • فهمیدن و یادگرفتن نیز در خدمت مدیریت این علاقه‌هاست. یعنی به خاطرعلاقه‌هایت می‌روی یک چیزهایی را یاد بگیری و بفهمی. و هر چیزی را هم که یاد می‌گیری، اثرش در علاقه‌های تو معلوم خواهد شد.

خداوند به جریان مدیریت علاقه‌های ما نگاه می‌کند که ببیند در مدیریت علاقه‌های‌مان به کجا رسیده‌ایم؟

  • وقتی از کسی می‌پرسیم: «حالت چطور است؟» در واقع دو معنا دارد، یکی وضعیت جسمی و یکی وضعیت روحی که حال اصلی ما همین وضعیت روحی ماست. ریشۀ حال روحی ما برمی‌گردد به اینکه با علاقه‌هایمان چکار می‌کنیم؟ به چه چیزهایی علاقه داریم و چقدر قدرت مدیریت علاقه‌هایمان را داریم؟
  • می‌دانید خداوند وقتی به ما نگاه می‌کند، در اصل به چه چیزی در وجود ما نگاه می‌کند؟ به جریان مدیریت علاقه‌های ما نگاه می‌کند که ببیند ما در مدیریت علاقه‌های خودمان به کجا رسیده‌ایم؟ یعنی چه چیزهایی را دوست داریم؟ کدام یک از علاقه‌های خود را تقویت کرده‌ایم و کدام یک را تضعیف کرده‌ایم؟ تمام مقدراتی هم که خداوند بر سر ما نازل می‌کند، - اعم از نعمت و نقمت- سرِ همین مدیریت علاقه‌هاست. و در نهایت هم از ما این را می‌خواهد: «إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیم»(شعراء/89)خدا می‌خواهد ما در مدیریت علاقه‌های خود موفق شویم و به «قلب سلیم» برسیم؛ قلب سلیم هم از قلب سالم بالاتر است، یعنی خیلی سالم.
  • قلب انسان آن‌قدر باعظمت است که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «زمین و آسمان جای من نیست، اما قلب بندۀ مؤمن، جای من است؛ لَا یَسَعُنِی أَرْضِی‏ وَ لَا سَمَائِی‏ وَ لَکِنْ‏ یَسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِیَ الْمُؤْمِن‏»(عوالی اللئالی/ج4/ص7) یعنی قلب بندۀ مؤمن از آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر است. لذا وقتی مشغول مدیریت کردن علاقه‌های خود بشوید، اگر عمر حضرت خضر(ع) را هم داشته باشید، این مدیریت علاقه‌ها کار مستمری است که تا آخر عمر ادامه دارد و تمام نمی‌شود.
  • هیچ کسی از این بازی مدیریت علاقه‌ها استثنا نیست. چه آدمهای بد و چه آدم‌های خوب. مثلاً وقتی خداوند می‌بیند که حضرت ابراهیم(ع) به فرزندش اسماعیل(ع) خیلی علاقه‌دارد، به او می‌فرماید: حالا این فرزند خودت را قربانی کن تا ببینم می‌توانی از او دل ببُری یا نه؟

 

تفسیر بندگی ما این است: «برنامه‌ای که از خدا می‌گیریم برای مدیریت علاقه‌ها»/ دین، برنامه‌ای است برای مدیریت علاقه‌ها

  • وقتی فهمیدیم که تفسیر زندگی، مدیریت علاقمندی‌هاست، حالا باید ببینیم، تفسیر بندگی چیست؟ تفسیر بندگی و دینداری ما این است: «برنامه‌ای که از خدا می‌گیریم برای مدیریت علاقه‌ها». یعنی دین برنامه‌ای است برای مدیریت علاقه‌ها. آیا بدون خدا می‌شود علاقه‌ها را مدیریت کرد؟ نه! بدون خدا اولاً نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، و ثانیاً علاقه به خدا، خودش اصلی‌ترین علاقۀ انسان است و این علاقۀ کلیدی(حب الله) باید بیاید و در مدیریت علاقه‌های ما نقش ایفا کند تا ما آرام و متعادل بشویم.
  • ملاک و معیار رشد این است که انسان علاقه‌های نو و عالی به دست بیاورد. انسان در جریان مدیریت علاقه‌های خود، هم علاقه‌هایش را افزایش و کاهش می‌دهد، هم علاقه‌های جدید را کشف می‌کند، و هم در جریان پاسخ یافتن و نیافتن علاقه‌هایش لذت و رنج می‌برد. اصلاً زندگی یعنی درگیری با علاقه‌ها، پاسخ دادن و پاسخ ندادن به علاقه‌ها، زیاد و کم کردن علاقه‌ها.
  • اصل ماجرا در جریان مدیریت علاقه‌های خود، آن‌جایی است که شما می‌خواهی با برخی از علاقه‌های خودت مخالفت کنی. و الا آن جایی که انسان می‌خواهد با علاقه‌های خودش موافقت کند که هنر نکرده و اتفاق خاصی نیفتاده است. اصل زندگی آن چیزهایی که به‌دست آمده‌اند نیست، اصل زندگی همان علاقه‌هایی است که به دست نیاورده‌ای یا علاقه‌هایی که می‌خواهی با آنها مخالفت کنی. اصل زندگی در آن بخش تلخ ماجراست. به همین دلیل گفتیم که «نخ تسبیح همۀ فضائل، مخالفت کردن با هوای نفس است» امیراالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «نظام دین، مخالفت با هوای نفس است؛ نِظَامُ‏ الدِّینِ‏ مُخَالَفَةُ الْهَوَى‏»(غررالحکم/ص721)

مهمترین بخش مدیریت علاقه‌ها، مخالفت کردن با هوای نفس است

  • مهمترین بخش مدیریت علاقه‌ها مخالفت کردن با هوای نفس است. یعنی یک فهرستی از علاقه‌ها را جلوی ما می‌گذارند تا با آنها مبارزه کنیم و البته این فهرست تمام نمی‌شود چون هر علاقۀ بد و مزاحمی را کنار بزنی، یک علاقۀ بد و مزاحم دیگر رو می‌آید. پیامبر(ص) فرمود: «هر عیبی را از خودت دور کنی، یک عیب دیگر در خودت می‌یابی؛ فَإِنَّهُ لَا یَنْفِی مِنْهَا عَیْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیْبٌ؛ کافی/ج2/ص148) اگر هم بعد از یک مدتی همۀ علاقه‌های بد ما از بین برود و تمام شود چه اتفاقی می‌افتد؟ حالا نوبت به علاقه‌های خوب می‌رسد که باید با آنها مبارزه کنیم تا به علاقه‌های عالی‌تر‌ برسیم. اینکه حضرت ابراهیم(ع) فرزندش اسماعیل(ع) را دوست داشت، مگر علاقۀ بدی بود که خدا فرمود باید از این علاقه دل ببُری؟
  • یا باید خودت با علاقه‌های بدت درگیر شوی، یا اینکه خداوند – از طریق مقدرات و اتفاقات زندگی‌ات- به تو کمک می‌کند تا با علاقه‌های بدت مبارزه کنی. مثلاً یک چیزی را دوست داری، ولی خدا آن را از جلوی تو بر می‌دارد و کنار می‌کشد. باید بدانی آن موقعی که به علاقه‌ات نمی‌رسی مصلحت بوده که به آن نرسی تا رشد کنی. آن موقعی هم که خداوند اجازه می‌دهد به یکی از علاقه‌های خودت برسی و جواب بدهی، در واقع مصلحت دانسته که تو به آن برسی، و این هم برای جریان کلی رشد تو لازم بوده است.

«راحت‌طلبی» یکی از مصادیق هوای نفس است که مدیریت آن از نظر فردی و اجتماعی اهمیت دارد

  • از ابتدای بحث تنها مسیر تا به اینجا، به طور کلی دربارۀ مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان صحبت کردیم، حالا می‌خواهیم دربارۀ یکی از مصادیق هوای نفس و یکی از علاقه‌های مهمی که باید آن را مدیریت کرد، کمی صحبت کنیم. و آن علاقه «راحت‌طلبی» است. این علاقه، علاقۀ بسیار کلیدی و مهمی است که هم دارای «اولیت» است و هم از جهاتی دارای «اولویت» است؛ یعنی یکی از علاقه‌هایی که ابتدائاً باید با آن مبارزه کنیم و خیلی هم اهمیت دارد، «راحت‌طلبی» است.
  • راحت‌طلبی اولین علاقه‌ای است که انسان در بدو تولد آن‌را تجربه می‌کند و تا آخر هم با انسان باقی می‌ماند. مدیریت کردن این علاقه، هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی اهمیت دارد. اینکه در جامعۀ ما، نگرش‌ها و نگاه‌های بسیار مثبت نسبت به راحتی وجود دارد، واقعاً یک فاجعه برای رشد و تعالی است. در حالی که این «راحتی» سمّ مهلک است و باید آن را کنار بزنیم. کمتر کسی توجه دارد به اینکه راحت‌طلبی را به عنوان یکی از مصادیق هوای نفس باید مدیریت  وکنترل کرد.

انسان‌های راحت‌طلب، زود به زود ناراحت می‌شوند/ راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از گرفتاری‌های روحی و مشکلات ما در سبک زندگی است

  • بعضی‌ها عقاید و علاقه‌های خیلی خوبی دارند، ولی با این مسأله (مبارزه با راحت‌طلبی) درست کنار نیامده‌اند. کسانی که راحت‌طلب هستند، زود به زود، ناراحت می‌شوند. لذا به جای اینکه به چنین کسی بگوییم: «چقدر عصبانی و بداخلاق هستی!» باید بگوییم: «چقدر راحت‌طلب هستی!» چون تا یک‌مقدار از راحتی فاصله می‌گیری، خیلی زود ناراحت و عصبانی می‌شوی.
  • راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از گرفتاری‌های روحی ماست. لذا اگر راحت‌طلبی خودمان را از بین ببریم برخی از بیماری‌های روحی دیگرمان هم در کنارش خود به خود درست می‌شود.
  • راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از مشکلات ما در سبک زندگی و مبدأ بسیاری از پذیرش‌ها نسبت به فرهنگ منحط غرب هم است.

 

راحت‌طلبی غیر از لذت‌طلبی است/ ما با راحت‌طلبی به دنیا آمده‌ایم ولی باید این علاقه را مدیریت کنیم

  • راحت‌طلبی غیر از لذت‌طلبی است. با اینکه راحتی هم نوعی لذت دارد، ولی لذت، غیر از راحت است. آدم وقتی راحت شد، تازه به دنبال لذت بردن می‌شود. مثلاً اینکه انسان می‌خواهد گرسنگی نکشد، از راحت‌طلبی است ولی اینکه انسان می‌خواهد غذای خوشمزه بخورد، از لذت‌طلبی است. و طبیعتاً این دو با هم فرق می‌کند.
  • بچه‌ای که به دنیا می‌آید در ابتدا دنبال راحتی است نه دنبال لذت. لذا وقتی گرسنه می‌شود شروع می‌کند به گریه کردن. و بعد از اینکه سیر شد، آمادۀ بازی کردن می‌شود. آدمی‌زاد با راحت‌طلبی به دنیا می‌آید و این راحت‌طلبی تا آخر عمر با او می‌ماند. راحت‌طلبی حداقل درخواست‌های انسان است ولی همین درخواست حداقلی می‌تواند آدم را بدبخت و بیچاره کند.
  • درست است که ما با راحت‌طلبی به دنیا آمده‌ایم ولی از آنجا که «تفسیر زندگی، مدیریت علاقه‌هاست» باید این علاقه را مدیریت کنیم. امام زین‌العابدین(ع) می‌فرماید: «لا تَطلُبْ ما لَم یُخلَقْ»چیزی که خلق نشده تقاضا نکن! پرسیدند: آن چیست؟ فرمود «الراحَةُ لَم تُخلَقْ فی الدنیا» راحتی در دنیا خلق نشده؛(خصال صدوق/1/64) راحتی کامل در این دنیا خلق نشده و همیشه در کنار هرمقدار راحتی، مقداری ناراحتی و رنج هست. لذا هم مدیریت کنی و بگویی: همین‌قدر راحتی که دارم بس است، نمی‌خواهم خیلی راحت باشم و راحتی کامل داشته باشم و علاوه بر این خودت هم باید از برخی از راحتی‌هایی که فراهم است فاصله بگیری، تا رشد کنی و قوی شوی.

ترک راحتی، آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس است/برای مدیریت علاقه‌ها، اولین علاقه‌ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت‌‌طلبی است

  • امام صادق(ع) می‌فرماید: «تَفْسِیرُ الْعُبُودِیَّةِ بَذْلُ‏ الْکُلّ» تفسیر عبودیت این است که همۀ وجودت را به خدا بدهی. حتی اگر یک ذره از وجودت را بخواهی برای خودت نگه‌داری، دیگر عبد نیستی. شرط و شروط نباید بگذاری. «وَ سَبَبُ ذَلِکَ مَنْعُ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى وَ حَمْلُهَا عَلَى مَا تَکْرَهُ» سبب و عامل اینکه بتوانی این کار را انجام دهی، این است که نفس خودت را از هوای نفس منع کنی و نفس خود را وادار کنی به کاری که دوست ندارد(البته این کار باید طبق برنامۀ دین باشد) «وَ مِفْتَاحُ ذَلِکَ تَرْکُ الرَّاحَةِ» آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس، ترک راحتی است.(مصباح‌الشریعه/7) بنابراین اگر ترک راحت نکنی، نمی‌توانی مبارزه با هوای نفس کنی. یعنی اگر خواستیم با هوای نفس خود مبارزه کنیم و علاقه‌های خود را مدیریت کنیم، اولین علاقه‌ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت‌‌طلبی است.

محبت خدا علاقۀ به راحتی را از آدم می‌گیرد/علاقۀ انسان به راحتی، فقط در لقاء الله جواب پیدا می‌کند

  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «الْقَلْبُ الْمُحِبُّ لِلَّهِ یُحِبُ‏ کَثِیراً النَّصَبَ لِلَّهِ» قلبی که خدا را دوست دارد و عاشق خداست دوست دارد زیاد در راه خدا سختی بکشد «وَ الْقَلْبُ اللَّاهِی عَنِ اللَّهِ یُحِبُّ الرَّاحَةَ» و قلب بی‌خود  و بی‌خبر از خدا، راحتی را دوست دارد(و انگار هنوز بالغ نشده است)؛ (مجموعۀ ورّام/ج2/ص87) محبت خدا یکی از چیزهایی است که حب علاقۀ به راحتی را از آدم می‌گیرد. دیگر آدم دوست ندارد راحت باشد. «حب الله» با آدم این‌ کار را می‌کند.
  • حب راحت با انسان زاده می‌شود اما راحتی در دنیا وجود ندارد. خداوند در این دنیا راحتی تو را مدیریت می‌کند. باید این را بفهمی و بپذیری و هر وقت راحت شدی، خودت را جمع کنی و الا جمعت می‌کنند! یعنی خدا با مقدرات کاری می‌کند که مجبور شوی خودت را جمع کنی! چون راحتی در این دنیا خلق نشده است.
  • ما چه موقع به این راحتی می‌رسیم؟ از پیامبر(ص) پرسیدند: «مَا الرَّاحَةُ» راحتی چیست؟ «قَالَ لِقَاءُ اللَّهِ‏ تَعَالَى» حضرت فرمود: راحتی، لقاء خداوند متعال است(‏بحارالانوار/35/383) یعنی تو فقط آنجا راحت می‌شوی؛ در ملاقات پروردگار عالم است که می‌توانی مزۀ واقعی راحتی را بچشی. این علاقۀ انسان به راحتی، فقط آنجا جواب پیدا می‌کند، در دنیا جواب پیدا نمی‌کند.
  • می‌خواهید یک جایی را به شما نشان بدهم که در آنجا یک شمّه‌ای از این راحتی را احساس کنید؛ احساسی که از جنس لقاء الله است؟ بروید بهشت زهراء قطعۀ شهدا، در بین قبور شهدا قدم بزنید، چون آنها در بهترین صورت، لقاء الله را تجربه کرده‌اند، بدن‌های مطهرشان آنجا را نورانی کرده، در آنجا نور لقاء الله هست. نور رؤیت وجه الله است. یک نوع راحتی خاصی به وجودت می‌‌دهد که آرام می‌گیری.

یک جلوه از معرفت نفس این است که راحت‌طلبی را در وجود خودمان بشناسیم

  • ان‌شاء الله خدا به ما توفیق بدهد که راحت‌طلبی را در وجود خودمان بشناسیم. و این یک جلوه از معرفت نفس است؛ که پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه»(مصباح‌الشریعه/13) و امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «مَعْرِفَةُ النَّفْسِ أَنْفَعُ‏ الْمَعَارِف‏» (غررالحکم/9865) همین‌که کسی واقعاً بفهمد که راحت‌طلب است، خودش یک توفیق است و نیاز به دعا و استعانت از خداوند دارد. از خدا بخواهیم که راحت‌طلبی ما را به ما نشان بدهد؛ هرجلوه‌ای از راحت‌طلبی که در وجود ما هست به ما نشان بدهد. چون هر کسی راحتی را در یک چیزی می‌خواهد و می‌داند.
  • از خدا مدد بگیریم که راحت‌طلبی را در خودمان و در خانواده‌های خود از بین ببریم. این‌قدر دربارۀ بچه‌های خود، نگویید: «بگذار بچه راحت باشد!» با این ‌کار در واقع بچۀ خودتان را راحت‌طلب بار می‌آورید و او را خراب می‌کنید.

باید راحتی را مدیریت کنیم نه اینکه کلاً آن را قلع و قمع کنیم!/ گاهی باید راحتی باشد و گاهی نباید باشد؛ این است که کار ما را سخت کرده است!

  • البته نباید راحتی را به طور مطلق حذف کنیم، حتی برای برخی از انواع راحتی‌ها باید اقدام کنیم. مثلاً رفتن به خارج شهر و استفاده صحیح از راحتی و تفریح در یک حدّی خوب است. اینکه ما باید علیه راحتی اقدام کنیم، معنایش این نیست که خودمان را غرق در عدم راحت کنیم.
  • اتفاقاً اگر می‌گفتند به طور کلی راحتی را کنار بگذارید، مبارزه با آن زیاد سخت نبود، بدون بحث کلاً آن را کنار می‌گذاشتیم. ولی مسأله این‌جاست که گاهی باید این راحتی باشد و گاهی نباید باشد. این است که کار ما را در مدیریت «راحتی» سخت می‌کند. باید آن را مدیریت کنیم نه اینکه کلاً قلع و قمع کنیم. آن جاهایی که انسان زیادی و بی‌خودی راحت‌طلبی می‌کند، باید خودش را جمع کند. اما یک جاهایی هم باید استراحت کنیم.
  • جالب اینجاست که گاهی اوقات ما برعکس عمل می‌کنیم! یعنی جاهایی که باید راحتی را کنار بگذاریم، به دنبال راحتی می‌رویم و جاهایی که باید راحت باشیم خودمان را ناراحت می‌کنیم و به دنبال برخی از لذت‌ها می‌رویم که راحتی ما را از بین می‌برند. مثلاً گفته‌اند: «موسیقی گوش نکن چون موسیقی در درازمدت تو را ناراحت می‌کند و اعصابت را به هم می‌ریزد.» ولی موسیقی گوش می‌دهیم.
  • برخی از راحتی‌ها را باید برویم و به دست بیاوریم. حتی وقتی آنها را به دست می‌آوریم، ثواب هم می‌بریم. ولی برخی از آنها را باید ترک کنیم. مهم این است که روحیۀ راحت‌طلبی خودمان را از بین ببریم و آماده باشیم که هر جا لازم بود راحتی را کنار بگذاریم.
  • برای تحقق این هدف باید این بیماری راحت‌طلبی در فرهنگ ما شناخته شود، و در تفکر ما این بیماری جایگاه منحوسی پیدا کند و به آن نگاه بدی داشته باشیم.

معیار «راحت‌طلبی» در انتخاب همسر

  • در بحث انتخاب همسر هم به این مسأله توجه کنید. چون زندگی کردن با انسان راحت‌طلب واقعاً یک مصیبت است! ببینید طرف مقابل شما سخت‌کوش بوده یا نه؟ ثروتمند یا فقیر بودنش در مقابل این روحیۀ مهم و کلیدی اصلاً مهم نیست. مثلاً ممکن است یک کسی ثروتمند باشد ولی راحت‌طلب نباشد، یا فقیر باشد ولی راحت‌طلب هم باشد. آنچه مهم است این است که راحت‌طلب نباشد.

 

منبع: گروه معارف رجا نیوز


:: بازدید از این مطلب : 1433
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

حاج منصور ارضی صبح امروز با حضور خانه مداحان اهل بیت (ع) در هیئت هفتگی خانه مداحان شرکت کرد.

به نقل از تسنیم وی در این مراسم در سخنانی به جایگاه مداحان در جامعه و در بیانات مقام معظم رهبری اشاره کردو گفت: امروز دانش و فرهنگ در دست ماست آقا می‌فرمایند این مداحان غوغا می‌کنند،پس طوری نباشد که زندگی ما و رفتار و کردار ما  با آنچه می‌خوانیم تعارض داشته باشد مردم اینها را می‌بینند، مداحی همه‌اش روضه خواندن نیست،عبا انداختن و کلاه گذاشتن و اینها یک حسن است اما همه چیز نیست.

حاج منصور ارضی ادامه داد:حسن دیگر و اصلی ما این است که مردم را با محبت به حق دعوت کنیم که خود اهل بیت(ع) فرمودند مردم را با اعمال و رفتار خوبتان به حق دعوت کنید ما که خود را نوکر امام حسین(ع) می دانیم باید این گونه باشیم و این مسائل را مد نظر قرار دهیم و ببینیم اربابمان چه می‌گوید.

وی افزود:اگر حضرت را از سر معرفت صدا بزنیم سریع جواب می‌دهد اگر در محافل ما در کنار شور،شعور نباشد این شور می رود و سر از جاهای دیگر درمی‌آورد.

این مداح اهل‌بیت(ع) خطاب به ذاکرین با بیان این که باید رنگ وبوی‌ حسینی بگیریم تا خواندمان و ذکرمان اثر داشته باشد،گفت: این مداحان بودند که الحمدالله در تغییر وتحولات عوض نشدند این مداحان بودند که در اتفاقات 88 عوض نشدند دیگران عوض شدند به قول آقای صدیقی که می‌گفت خیلی از ماها در آن جریان عوض شدند اما شما مداحان عوض نشدید.

حاج منصور ارضی تاکید کرد:طبق روایات،ائمه(ع) دارند اعمال ما را می‌بینند. باید خیلی مراقب باشیم و بدانیم با برخی کارها نمی‌شود نوکری کرد این که برخی دوستان ما سوار ماشین های آنچنانی شوند و مجالس آنچنانی بگیرند با نوکری امام حسین(ع) منافات دارد و جور درنمی‌آید.

در این مراسم که از سوی خانه مداحان اهل البیت(ع) برگزار شد ذاکرین و مادحین و پیشکسوتان عرصه ستایشگری خاندان عصمت وطهرات(ع) همچون حاج علی آهی،حاج سعید حدادیان،حاج غلام رضا سازگار،حاج علی ترابی،حاج محمود ژولیده،حاج محسن طاهری،حاج جواد حیدری،حسن آهی و... حضور داشتند.


:: بازدید از این مطلب : 1346
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
 
چکیده ای از سخنرانی حجت الاسلام جعفری را بخوانید:
 
*بند بند زیارت جامعه کبیره قابل تامل و تدبر است و ایمانمان را نسبت بخدا و پیغمبر و ائمه معصومین مستحکم می کند.
 
*خداوند متعال در قرآن آیات متعدد و فراوانی را دارد که خدا دارای اسمی الحسنی است

*در بیان مسائل شرعی باید اول ارشاد کنیم و حکمت باید و نباید ها گفته شود

*مردم را باید با موعظه حسنه دعوت به خدا کرد.
 
*خداوند  در سوره ی حجرات می فرماید: ای کسانی که ایمان آوردید از ظن و گمان بد دوری کنید چون این ظن و گمان بد باعث می شود حتی تا یکسال در حالت ظن و گمان باشید و تمام این دوران برایتان گناه نوشته می شود .

* گناه نعمت را تغییر می دهد بعد می گویند نمی دانم چیکار کردم که زندگی ام به این روز افتاده است . دلیل اش هم این است که شما نسبت به برادر یا خواهر مومن خودت ظن و گمان بد داشتید.
 
*خداوند در قرآن می فرماید: شما هیچ حقی ندارید نسبت به زندگی همدیگر تجسس کنید.

 


:: بازدید از این مطلب : 1249
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

 گزیده ای از سخنان حجت الاسلام معتمدی را بخوانید:

* یک عبارت از حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بخوانم، این یک روایت کلیدی است، یک طوری دستورالعمل و برنامه برای زندگی من و شماست، حضرت می فرمایند: «مَنْ أصعَدَ الي اللهِ خالِصَ عبادَتهِ اهبطَ اللهُ لَهُ افضَلَ مصلَحَةِ» هر کس که خالص ترین بندگی اش را به درگاه خدا بفرستد، بالا بفرستد، یعنی خالصانه بندگی بکند برای خدا، بندگی هم به معنای تمامش، چه نماز، چه روزه، و چه اخلاق اجتماعی اش، این ها همه جلوه هایی از بندگی است. اگر خالصانه به درگاه خدا بندگی کردی، خدا بهترین مصلحتت را برایت پائین می فرستد.

* خداوند ما را مخلوقی خلق کرده است که ضعیف هستیم و احتیاج داریم به اینکه خدا روزیمان را بدهد. آب من و شما را برساند، نان من و شما را برساند، این وظیفه اوست، تو وظیفه و بندگی ات را خوب انجام بده، او وظیفه خودش را خوب انجام می دهد، تو غصه وظیفه خدا را نخور. تو درست بندگی بکن، او وظیفه خودش را انجام می دهد، به قول حافظ که بندگی درست یعنی:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن   /  که خواجه خود روش بنده پروری داند

* امام صادق علیه السلام می فرمایند: اولین صفت مومن این است که در دینش قوی است، مومن از کوه ایمانش سخت تر است، کوه ممکن است گوشه اش خراب شود ولی ایمان مومن ذره ای تکان نمی خورد، دومین صفتی که می فرمایند: مومن در عین نرم خویی و نرمی، دوراندیش و عاقل و احتیاط کننده است.

 

* پیامبر صلوات الله علیه می فرمایند: آیا می دانید بدن شخص نرم خو و آسان گیر و خوش برخورد بر آتش حرام است. در بعضی روایات هم داریم که: مومن بد اخلاق بدتر از کافر خوش اخلاق است.


:: بازدید از این مطلب : 1573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

مراسم رونمایی از کتاب اشعار محمد مهدی سیار  با عنوان "رودخوانی" ویژه برنامه این هفته این هیئت بود.

به گزارش عقیق در این مراسم که با اجرای نجم الدین شریعتی مجری برنامه سمت خدا برگزار شد ابتدا حاج میثم مطیعی ضمن ارائه توضیحاتی از سابقه آشنایی خودش و محمد مهدی سیار گفت: زمان آشنایی ما برمیگردد به اولین روزهای حضورم در دانشگاه امام صادق(ع) که ما با هم در یک کلاس مشغول به تحصیل بودیم. الحمدلله ذوق و قریحه آقای سیار خدادادی است و آشنایی و رفاقت ما با هم روز به روز بیشتر شد. 

 

حاج میثم مطیعی درباره اشعار آیینی و نوحه های سیار گفت: با تمام احترامی که برای همه هیئت ها و شیوه های عزاداری قائلیم اما اشعار و نوحه های ما تفاوت و تمایزی با دیگران دارد که همه این ها مرهون تلاش های ایشان و دوست عزیزمان میلاد عرفان پور است.

بنده فشار و استرس زیادی را در ایام محرم و مناسبت ها به ایشان وارد کرده ام که جا دارد از ایشان قدردانی کنیم.

این مداح اهل بیت (ع) درباره کتاب "رودخوانی" گفت: این کتاب وزین همه اشعارش هم آیینی نیست و اشعار سیاسی ، اجتماعی، عاشقانه  و با موضوع طبیعت هم دارد. والحمدلله خوشحالیم که معرفی و رونمایی از این کتاب در هیئت انجام می گیرد.

حاج میثم مطیعی درباره نظرات رهبر معظم انقلاب درباره این کتاب گفت: بنده هیچ وقت بنای اینکه ملاقات هایی که با رهبر انقلاب داشته ام را و سخنان مطرح شده را بیان کنم نداشته ام با اینکه تمام نکات ایشان را ریز به ریز یادداشت بردای می کنم ،  اما سخنانم را با ذکر خاطره ای به پایان می برم.

 

نسخه اولیه و کامل این کتاب در روز اربعین که با دانشجو ها خدمت رهبر انقلاب بودیم به ایشان تقدیم شد.

مدتی بعد از دفتر رهبر انقلاب با آقای سیار تماس گرفته شد که آقا می فرمایند کتابتان خوب و بالاتر از خوب بود.

در ایام فاطمیه که خدمت آقا رسیدیم و محمد مهدی سیارصبح آن روز از نجف رسیده بود صحبت هایی مطرح شد که برخی از بزرگان از جمله آیت الله هاشمی شاهرودی ، حجت الاسلام رفیعی و حجت الاسلام فلاح زاده نیز حضور داشتند و شاهد بودند.

در آن جلسه آقا به آقای سیار فرمودند کتابتان را کامل خواندم و بسیار خوب بود. حتی به جزئیات کتاب هم اشاره می کردند. مثلا در رابطه با شعر نیمایی فرمودند که چه خوب از شعر نیمایی با وزن و قافیه استفاده کرده بودید. شعری در کتاب رود خوانی هست درباره برف که با "کولاک کرده ای" تمام می شود. مقام معظم رهبری پس از تعریف های زیادی که از کتاب کردند فرمودند در یک کلام آقای سیار کولاک کرده ای...

حاج میثم  مطیعی ادامه داد: به نظرم همین یک جمله رهبر انقلاب برای اینکه خستگی را از تن این شاعر جوان و توانا بزداید کافیست و بنده توان تشکر از زحمات ایشان را ندارم جز اینکه دعا کنم در روز جزا و کنار حوض کوثر به دست امیرالمومنین(ع) سیراب شود. 


:: بازدید از این مطلب : 1488
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

نکاتی از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید؛

*جریانی که در کربلا به وقوع پیوست از سه جهت حائز اهمیت است و می بایست هر سه مطلب را مورد نظر قرار داد و اگر یک جنبه این ها فقط مورد نظر باشد حق کربلا ادا نمی شود. در اولین مطلب باید علل و عوامل این رخداد را با دقت بررسی کرد. چه عواملی دست به دست هم داد و امت پیامبر اجتماع کردند و فرزند پیغمبرشان را با علم به این که فرزند پیغمبر است با بدترین وضع ممکن به شهادت رساندند؟

*علل و عوامل بسیاری منجر به این رخداد شد. کربلا را مشرکین و کفار رقم نزدند بلکه امت بی بصیرت پیامبر که تصور می کردند در مسیر و طریق حق هستند رقم زدند. آنها با علم به این که می دانستند ایشان حسین بن علی است این همه بلا را سر ایشان آوردند. در ظهر عاشورا یک عده از حضرت ابی عبدالله فاصله گرفتند. و تنهایی اباعبدالله را دیدند و باز هم از ایشان فاصله گرفتند. اینان در چند قدمی عاقبت به خیری، عاقبت به شر شدند. کسانی هم در چند قدمی عاقبت به شری بودند و با یک نگاه ولایی عاقبت به خیر شدند.این نکته در زمینه های پیدایش  کربلا بسیار مؤثر است. نزدیک شدن به ولایت و دور شدن از ولایت، قرب به ولایت و دوری از ولایت که در روشنگری کربلا بسیار مؤثر است.

*دشمن در جلسات دینی ما این قدر سرمایه گذاری می کند. به دلیل این که مؤثرترین عاملی که در مقابله با دشمن قد علم کردند و نگذاشتند که مؤثر باشند همین هیئات و جلسات دینی است. جوانی که می تواند به لذات دنیوی خود بپردازد ولی با آمدن به این جلسات باعث رعب و وحشت دشمن می شود.

*نور ابی عبدالله اگر به درستی در دل کسی رخنه کرده باشد خودش راه درست را می تواند تشخیص بدهد.نگاه ولایی اگر به دل بیفتد زمینه را برای رشد و کمال ایجاد می کند. جوان امروز که ساعت ها در جلسات می نشیند باید بداند که اگر آن روز امام حسین را تشنه لب کشتند نباید بگذارد که آن واقعه تکرار شود. تکرار آن واقعه به دو صورت است. که یک صورتش آن کاری است که آنها انجام دادند و صورت دیگر این است که ارزش های عاشورا را از بین ببرند و ترتیب اثر ندهند.

*جلسه امام حسین باید من و شما را به نماز مقیدتر کند و باید انس با ابی عبدالله را بیشتر کند. چون مرید ابی عبدالله هستیم. گناه انسان را از خیمه ابی عبدالله دور می کند. مرید ابی عبدالله نمی تواند نسبت به نماز و قرآن و استغفار و دعا بی توجه باشد.خیمه امام حسین خیمه بصیرت سازی است.

*ادعای ما این است که در مسیر اهداف ابی عبدالله که دشمن را به ترس بیندازد و وهابیت را به لرزه در بیاورد حرکت کنیم. پس باید به زمینه های وجود عاشورا توجه کنیم.

*اتفاقاتی که روز عاشورا افتاده است باید گفته شود. زیباترین نکات اخلاقی را می شود از دل مقتل بیرون بیآوریم. بیرق امام حسین، حضرت زهرا، حضرت زینب اینقدر که در ایران بلند است هیج کجا نیست و حضور چشمگیر جوان ها در این جلسات بسیار زیاد است. نباید غفلت کنیم.

*کلام حضرت آقا در مورد  کربلا این چنین است که کربلا را چند عنصر در برگرفته است یک عنصر عقلانیت است هیچ کار در کربلا خارج از عقل نیست. دوم عنصر حماسه و عزت که هیچ ذلتی در کربلا دیده نمی شود بلکه عین عزت است. سوم عاطفه و عشق که حسین از عاطفه و عشق هم صحبت کرده است. که این ها نباید فدای هم شود.

سومین مسئله این است که پیامدهای واقعه عاشورا چیست؟ حسین بذل کرده است. یعنی حسین علیه السلام تمام سرمایه های خودش را داد. برای این که عباد از جهل و ضلالت بیرون بیایند.

*باید به چیزی که برای شیعه آبرو می آورد دامن بزنیم. ما خیلی ارزشها و پتانسیل ها داریم. باید بصیرت بچه هیئتی ها بالا برود که این پیامد کربلا است. ما قدرت عظیمی داریم. که می توانیم با این قدرت برای جذب همه کار کنیم حتی مخالفین را می توانیم به راه بیاوریم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1488
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393

 در جلسه هم اندیشی مداحان اهل بیت که در خانه مداحان برگزار شد، حاج منصور ارضی به بیان نکاتی پیرامون تبیین جایگاه مداحان پرداختند، که به مهم ترین سرفصل های سخنان ایشان به طور اختصار اشاره می گردد:

 

_ تمسک مومن باید به اهل بیت(ع) و قرآن به طور همزمان باشد و سنجش او باید با این دو ثقل انجام بپذیرد.
_ 
امام زمان (عج) می فرمایند "الاغنیاء بالتواضع وسعه" منظور این است که از مجالست با ثروتمندان دوری کن مگر آن که اهل تواضع باشند و در توصیه ای هم به فقیری او را به صبر و قناعت راهنمایی فرموده اند.

_ بزرگان و متخصصین مداحی باید جمع شوند و به نقد بپردازند.

_ شور باید همراه شعور باشد، شور باید به شعور ختم شود.

_ برای تاثیر گذاری بر مجلس علاوه بر سلاح دعا باید صاحب نفسِ تاثیر گذار و جاذب به نفع اهل بیت باشیم، چرا که در این محله ها و شهرهایمان کسانی هستند که هم پای منبر اهل بیت (ع) می نشینند و هم پای منبر غیر اهل بیت (ع) حتی دشمن اهل بیت (ع) پس چاره ای نیست که در تقابل تکنولوژی و فطرتِ پاک آدمی، شما صاحب نفس تاثیرگذار باشید.

_ به دور از مباحث عرفانی قبل از ورود به مجلس 150 بار ذکر "السلطان" بگویید که نام خداست و قبل از شروع به مداحی و روضه خوانی ذکر "یا عالم الغیب و الشهاده"را از یاد نبرید.

_در تعقیبات نماز عصر آمده "اعوذ بک من نفس لا تشبع" برای مشکلاتی که بر شما وارد می شود این دعا را بخوانید این سری از حکمتهای امامان شیعه است که این دعا را برای تعقیبات نماز عصر می خواندند.

_ مداحی امام حسین (علیه السلام) شغل خداوند است، بارها گفته ام در شبهای قدر قرآن را قسم می خوریم و به سر می گیریم و می گوییم "مدحته فیه" آن مدحی که ما کردیم آنهایی را که مدح کردیم که اول از همه اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) هستند سپس انبیاء دیگر و اولیای خدا، پس مداحی کار پر مسئولیتی است برای همین کسانی که مداحی را تازه شروع کرده اند حواسشان باشد.
_ 
این جوانانی که می آیند از ما درس بگیرند خوب است اول از خانواده خود شروع کنند "قوا انفسکم و اهلیکم النار" 
_ 
شیخ محمود نجفی استاد بنده می فرمودند امام حسین (ع) عرضه دارد تو را تامین کند خودت را به امام حسین (ع) بفروش.

_ مداحی آنقدر قدرت دارد که بتواند فرهنگ را بیمه کند. مقام معظم رهبری چند روز پیشتر فرمودند: تمام قدرتهای فناوری های جدید را کنار هم  بگذارند و یک نیرو بشود در برابر منبری که تعلق به مداح و وعاظ دارد نمی توانند مقاومت کند.

_ بر قدرت مداحی واقفیم ولی باید از این قدرت به جا و درست استفاده کرد، امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: کسی که در نمازش بگوید "اللهم لعن جبت و الطاغوت" هزار هزار ثواب و حسن برای او است، یعنی چی؟ یعنی در پوشش باشد نه آن که در شب میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) مجلس را به جایی برسانند که شور بگیرند و سینه بزنند و بگویند اللهم فلان ....
_ 
امام صادق (علیه السلام) می فرماید صبح هر دعایی را فراموش کردید این دعا را فراموش نکنید و بخوانید در مفاتیح هفتمین ادعیه صبح و شام  است  اولش هم "اللهم انی اصبحت  استغفرک فی هذا الصباح والیوم" در این دعا از جمله اموری که اشاره شده برائت است می فرماید اللهم لعن فلاناً فلاناً، یعنی چی؟ یعنی سّر نگهدارید!
_ 
امام حسین (علیه السلام) فریاد می زنند و می فرمایند "یابن الدعیه" این حرف را به من هم می زند که من هم رویه ام را عوض نکنم، من هم نمیکنم رفقای من هم نمی کنند؛ این آدرس آن زمان گفت تا بماند  برای ما که حلال و حرام جایشان عوض شود.
_ 
نباید مداح و روضه خوان زندگی اش با آنچه می خواند تناقض داشته باشد نمی شود بگوید ارباب من را ول نکن ولی کف قهوه خانه باشد در سفر هر کار دلش خواست انجام دهد، باید مواظب خودش باشد تا ارباب دستش را بگیرد.
_ 
انداختن عبا و گذاردن کلاه حُسن است ولی اصلی ترین حُسن مداح اصول مداحی دعوت به سوی اهل بیت (ع) است، با محبت چون خود اهل بیت (ع) همین گونه بوده اند مگر در جامعه کبیره نمی خوانیم ما را دعوت به حق می کنند "الی الله تدعون وعلیه تدلون" مداح هم باید به همین شکل عمل کند.
_ 
مداحی که مشتری و سینه زن برای امام حسین (علیه السلام) می آوری آیا تو هم بوی سینه زنی و سینه زن گرفتی یا نه؟ نیایند و به تو بگویند من به نفس تو رسیدم به حق رسیدم به امام حسین (علیه السلام) تو خودت کجایی؟!
_ 
درست است که شعر خوب و زیبا عامل مناسبی برای جذب و توجه قلب و احساس سینه زن ها است، ولی برای مداح باعث ایجاد انگیزه رقابت می شود و هر چه این انگیزه رقابت بیشتر خلوص کمتر و با کم شدن خلوص تاثیر نفس کمتر می شود.
_ 
با بدن و چشمی پاک و با خلوص نیت به مداحی بپردازیم و اگر احسانی هم شد باید توجه داشته باشیم در دام احسان ها نیفتیم، اتفاق افتاده که بیشتر ار آنچه که احسان کرده اند اعلام کرده اند و یا بدتر اصلاً پاکت درشت می دهند برای خراب کردن وجهه مداحی خاص، چشم ها باید باز باشد.

 

منبع: قدیم الاحسان


:: بازدید از این مطلب : 1437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 08 اردیبهشت 1393
نکاتی از سخنرانی دکتر حشمت الله قنبری را بخوانید:
 
*اولیای خدا شب های پر ماجرایی دارند و روزها را درچارچوب مناسبات می گذرانند، کسانی که روزهای شلوغی دارند شب های خلوتی دارند.

*یک اخلاق بدی که ما داریم این است که نوعا از خدا طلبکار هستیم و از خدا طلب خود را میخواهیم.

*چون احساس نمی کنیم در این دستگاه با عظمت و پیچده خلق طلبکاری داریم لذا تکلیفی هم احساس نمی کنیم.

*یک زمانی کسی پنجاه، شصت سال قال صادق و قال باقر گفته است، خودش را طلبکار از خداوند می بیند.

*مرحوم مجلسی در جد 73 بحار از امام سجاد(ع) نقل میکند، کسی از ایشان پرسید یابن رسول الله دیشب شما چطور صبح شد؟ حضرت می فرماید: من شبم به صبح رسید درحالی که هشت طلبکار طلب های خود را از من مطالبه می کردند بدون هیچ نوع مدارایی.

*امام صادق فرمود: كونوا لنا زینا و لا تكونوا علینا شینا

*یکی از طلبکارها، ذات اقدس حق تعالی بود، خداوند متعال فرائض را از من خواستار شد.

*یکی دیگر از طلبکارها، عیال ما بود، که از ما روزی می خواست، زمانی که روزی میدهیم هم باید بی منت بدهیم و هم باید حلال بدهیم.


:: بازدید از این مطلب : 1371
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 فروردین 1393

غزلی تقدیم به روح پاک علی خلیلی شهید کوچه ی عشق غیرت......

دوباره غیرت و پاکی به درد سر افتاد .

و باز جان علی نیز در خطر افتاد .

دوباره در دل این کوچه های بی غیرت .

پلاک غیرت و مردانگی ز در افتاد 

علی خلیل شدو رفت تا که بت شکند.

ولی میان همان راه با تبر افتاد.

کسی خبر نگرفت از علی .... نه در کوچه.

نه توی بستر دردی که بی خبر افتاد.

شهید کوچه غیرت برو که فاطمه نیز ....

به یاد کوچه و آه تو بیشتر افتاد.

شاعر: سعید دشتی


:: بازدید از این مطلب : 2042
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 24 اسفند 1392

زمزمه محبین اهل بیت عصمت و طهارت(ع)  در ایام نوروز که مقارن است با ایام شهادت مادرمان حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها


بهار اومد اما چه عید نورزی!


وقتی که تو مادر تو شعله می سوزی


تو شعله می سوزی چه عید نوروزی  2بار


مادر ، حبیبه ی خدا ،  مادر ، شهیده ی ولا  2بار

مادرِ من ، مادر

مادرِِ کربلا، مادر  2بار


سینه می زنم پشت در
، ناله می زنم وای مادر 2بار

 

جهت دانلود سبک شعر فوق (بانوای حاج رحمان نوازنی) بر روی گزینه دانلود ، کلیک نمایید.

 

 

دانلود

 


:: بازدید از این مطلب : 2706
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران