میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 123
:: باردید دیروز : 173
:: بازدید هفته : 2251
:: بازدید ماه : 5973
:: بازدید سال : 12072
:: بازدید کلی : 12072
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 18 مرداد 1398

وره طارق هشتاد و ششمین سوره قرآن است و در جزء سی ام آن قرار دارد. 

طارق به معنای ستاره است و این سوره را از آن رو طارق نامیده‌اند که در آغاز آن، به طارق سوگند یاد شده است.

سوره طارق به معاد می‌پردازد و بیان می‌کند خداوند قادر است، انسان را پس از مرگ دوباره زنده کند. این سوره سپس درباره اهمیت قرآن سخن می‌گوید و آن را سخنی قاطع و روشنگر معرفی می‌کند. آیه نهم این سوره از آیات مشهور است که قیامت را «یوم تبلی السرائر: روزی که راز‌ها فاش می‌شود» می‌خواند.

از پیامبر (ص) نقل شده هر کس سوره طارق را تلاوت کند، خداوند به تعداد هر ستاره‌ای که در آسمان وجود دارد، ده حسنه به او می‌بخشد. در نقلی دیگر پیامبر (ص) آموختن سوره طارق را وسیله‌ای برای تقرب به خداوند و عاملی برای بخشش گناهان بجز شرک می‌داند. از امام صادق (ع) نیز نقل شده است هر که در نماز‌های واجب خود، سوره طارق را بخواند، در روز قیامت در نزد خداوند مقام و منزلتی والا خواهد داشت و از همراهان انبیاء و یارانشان در بهشت خواهد بود.

در تفسیر البرهان برای قرائت سوره طارق خواصی چون جلوگیری از عفونت زخم ذکر شده است.


:: بازدید از این مطلب : 790
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 18 مرداد 1398

سدير صيرفى از امام باقر (ع) نقل مى‏ كند كه فرمود:

به چهار نفر نزديك مشو و با آنان برادرى مكن:

1. احمق، زيرا احمق مى‏ خواهد به تو سود برساند ولى به تو زيان مى‏ رساند.

2. بخيل، زيرا بخيل از تو مال مى‏ گيرد ولي به تو برنمي گرداند.

3. ترسو، زيرا به هنگامى كه به وجود او نياز داريد نه تنها از شما بلكه از پدر و مادر خود نيز مى ‏گريزد.

4. دروغگو، زيرا دروغگو راست هم بگويد ديگر نمي توان سخنش را پذيرفت.

 

پي نوشت:

الخصال، ترجمه جعفرى، ج‏1، ص365، حديث 100


:: بازدید از این مطلب : 771
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 18 مرداد 1398

حجت الاسلام والمسلمین سید علیرضا عبادی، امروز در دیدار خبرنگاران استان بیرجند، گفت: مسئولان باید پاسخگوی مشکلات خبرنگاران باشند.

وی با اشاره به لزوم حمایت قوه قضائیه از افرادی که حرف حق می زنند و گزارش و خبر مستند و درست می نویسند و بعد تحت فشار قرار می گیرند، افزود: این ها باید حمایت شوند و ما هم حمایت می کنیم، از این مشکلات خبر داریم، بی تفاوت نیستیم و نباید هم باشیم.

امام جمعه بیرجند با بیان اینکه خبرنگاران در تثبیت حق و از طرفی هم در جهت گمراهی مردم نقش مهمی دارند، گفت: آنهایی که قلم به گمراهی مردم بزنند و یا سخن به گمراهی بگویند، در گناه افرادی که گمراه می شوند، شریک هستند.

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با اشاره به اینکه خبر مانند پرونده ای است که ساخته می شود و بعد جامعه به قضاوت آن می نشیند، گفت: چنانچه این پرونده ناصالح باشد، سرنوشت جامعه چه می شود و گناه آن بر گردن چه کسی است؟

وی با اشاره به اینکه خبرنگار باید در کلام و قلم خود صراحت و دقت داشته باشد و از مشکلات نهراسد، افزود: خیلی از بزرگان مانند ابوذر غفاری به دلیل صراحت در کلام و رسوایی دشمنان حتی شکنجه شدند و تنها ماندند، اما خدا با آنها بود.

هنر یهودی ها در تحریف بوده است 

امام جمعه بیرجند با اشاره به نقش مهم خبرنگار در امانت داری و حق گویی و اینکه افرادی که حقایق را جابجا می کنند و جای جلاد و شهید را عوض می کنند، این ها در گناه منحرف شدن جامعه شریک هستند، گفت: همواره هنر یهودی ها در تحریف بوده است، آنها تورات را تحریف و آن قدر در این زمینه بی حیایی کردند که وقتی تورات فعلی را نگاه می کنیم، می بینیم پیامبران بزرگ الهی را در حد انحراف موهون قرار دادند.

حجت الاسلام والمسلمین عبادی ادامه داد: متاسفانه دشمنان حتی انجیل را هم به اعتراف خودشان تحریف کردند، انجیل حضرت عیسی(ع) یک کتاب بوده است، اما امروز بیش از صد نوع انجیل وجود دارد.

وی افزود: دشمنان چون نتوانستند به قرآن که معجزه الهی است، دست ببرند و آن را تحریف کنند، اسلام را تحریف کردند، لذا می بینیم امروز عناصری به اسم اسلام، نوکری کفار و بدتر از کفار عمل را می کنند و چهره اسلام را از هر بدی بدتر نشان می دهند.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی ادامه داد: متاسفانه دشمنان گاهی به احادیث و روایات هم دستبرد می زنند و یک سری مطالب را یهودی ها از خود ساختند و به دست افراد نادان تر از خود به اسم پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) ثبت کردند که اینها تحریف است و البته خیلی از متخصصین علم رجال زحمت می کشند و کار جداسازی آن را انجام می دهند.

تبلیغ برای افراد ظالم حرام است 

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با به نقش مهم رسانه ها در روی کار آمدن افراد ظالم در طول تاریخ اشاره کرد و گفت: ظالمانی که در طول تاریخ آمدند و بر دوش مردم سوار شدند، یک نفره که نتوانستند کاری کنند، بلکه برخی افراد برای او حرف زدند و تبلیغ کردند و او را بر کرسی نشاندند.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی به تشریح کلمه تقوا در رسانه پرداخت و افزود: تقوا یعنی اینکه وقتی فرد می خواهد چیزی را بنویسد و بگوید؛ بسنجد که خدا راضی است یا نه؟

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با اشاره به اینکه کسانی که افرادی را با قلم و زبان خود گمراه کنند، بار زیان خود و کسانی را که گمراه کردند روی دوش آنها است و در قیامت باید پاسخ بدهند، افزود: کسی که اهل ظلم و فساد است اگر از او مدح شود عرش الهی به لرزه در می آید و متزلزل می شود.

 
 

:: بازدید از این مطلب : 788
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 18 مرداد 1398

:کتاب «نقش باورهای دینی در رفع نگرانی ها» اثری از حبیب الله طاهری است که فصول چهارده گانه این کتاب در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما فرهیختگان می گردد.

 

فصل هشتم: اضطراب و نگرانی از احساس گناه و راه درمان آن (توبه درمانی)

 

احساس گناه

 

انسان هر قدر وجدانش ضعیف باشد باز در برابر گناهانی که مرتکب شده، ظلم هایی که کرده، بی وفایی ها، پیمان شکنی ها، خیانت ها، دروغ ها و آلودگی های اخلاقی دیگر احساس شرمندگی می کند، احساس می کند. که از درون جانش می سوزد، همانند شخص مجرمی که مأموران انتظامی در به در دنبالش می گردند، احساس وحشت می کند. هرچه وجدانش قوی تر باشد، این احساس در او قوی تر خواهد بود.

 

احساس گناه از نظر روان شناسان از مظاهر منفی تقدیر ذاتی به حساب می آید و احساسی بیمارگونه از ارتکاب گناه و خطاست که حتی ممکن است عمداً و یا باآگاهی مرتکب نشده باشد و یا اگر با اختیار آن را انجام داده باشد، می بایست فکر جبران و حل آن باشد، نه آن که احساس آن باعث رنج و درد او گردد.

 

از بارزترین اشکال احساس کمبود و گناه به معنای بیماری آن، ارزش یابی منفی از خود است و خود را به شدت سرزنش می کند. گاه می گوید: نباید این کار را می کردم، و یا باید کاری را که می کردم، ولی نکردم. گاه با صراحت می گوید: معلوم می شود که آدم بدی هستم، شیطان در وجودم رخنه کرده، بی شخصیت هستم، آدم بی ارزشی هستم و مانند این. (273)

 

اگر علاوه بر احساس گناه، احساس افسردگی، خجالت یا اضطراب هم باشد معلوم می شود که این شخص گرفتار یکی از پیش فرض های ذیل نیز هست:

 

1. به خاطر رفتار بدم، آدم حقیر و بی ارزشی هستم. این برداشت منجر به افسردگی می شود.

2. اگر مردم بفهمند که چه کرده ام، به دیده حقارت نگاهم خواهند کرد. این شناخت به خجالت منجر می شود.

3. ممکن است به تلافی کاری که کرده ام تنبیه شوم. این فکر موجب اضطراب می شود.

 

حال سؤال این است که بر فرض کار اشتباهی کرده است آیا به راستی سزاوار سرزنش است؟ آیا آن عمل گناه تا این اندازه وحشتناک و غیراخلاقی است؟ آیا این شخص مطمئن است که مبالغه نمی کند؟ (274)

 

علت هر نوع نگرش منفی فرد نسبت به خود را باید در سرزنش خود جستجو کرد. خواه این نگرش به صورت سرزنش باشد یا دل سوزی و ترحم و خواه مربوط به احساس کمبود باشد یا احساس گناه و یا سایر اشکال نگرش منفی نسبت به خود.

 

به هرحال احساس گناه، به صورت بیمارگونه که در افراد ظاهر می شود، یکی از عوامل پژمردگی، افسردگی، اضطراب و نگرانی است که باید برای آن فکری کرد؛ وگرنه انسان ها دایم در رنج بوده و از درون می سوزند و از بیرون به صورت یک انسان افسرده و پژمرده در جامعه ظاهر می شوند واین نوع بیماری تازمانی که از ریشه برکنده نشود وعلل آن برطرف نشود، صرفاً با مراجعه به پزشک ومصرف داروهای مربوطه قابل علاج نخواهند بود.

 

بررسی

از این که انسان دارای وجدان و فطرت انسانی و الهی است تردیدی وجود ندارد، و باز این که در انسان به تعبیر قرآن کریم «نفس لوامه» وجود دارد و او را پس از ارتکاب گناه مورد سرزنش قرار می دهد، شکی نیست، اما سخن در این است که فایده و خاصیتِ این نفس لوامه و یا به تعبیر امروزی «وجدان بیدار» انسان، چیست؟ آیا سرزنش او برای انسان نفعی دارد و بالأخره او را به راه صحیح الهی و ترک گناه می کشاند یا صرفاً او را سرزنش می کند آن هم به قدری که او را به صورت یک انسان غمگین، افسرده، مضطرب و نگران درمی آورد که دیگر به درد هیچ کاری حتی عبادات نخورد؟ روان شناسانی که احساس گناه را در کتاب هایشان به عنوان علتی برای افسردگی، رنج و درد مطرح می کنند، اغلب یک سویه به قضاوت می نشینند و احساس گناه را تنها در بعد منفی آن می بینند. در حالی که آن چه مهم است و فلسفه خلقت «نفس لوامه» است بُعد مثبت آن است که ذیلاً اشاره می شود.

 

احساس گناه مثبت و منفی

قبل از تبیین احساس گناه مثبت و منفی، لازم است بدانیم که گناه در اصطلاح روان شناسان غیر از گناه به معنای عبادی آن است. معنای عبادی گناه یعنی پشیمانی عالمانه از ارتکاب آن چه که خداوند نهی فرموده است. لکن گناه در نظر روان شناسان، احساسی بیمارگونه از ارتکاب گناه یا خطاست که عمداً، و یا باآگاهی مرتکب نشده است و یا کاری است که برخلاف آداب، رسوم و شئون انجام گرفته است، ولی مورد نهی شارع نبوده است. مثلاً در خدمت به یکی از مهمانانش کوتاهی کرده یا سهواً نسبت به دوستش اهانت کرده است. برای این کار به خود می پیچد و به جهت چنین کوتاهی و تقصیری به موءاخذه خود می پردازد و در ملامت و سرزنش خود زیاده روی می کند.

 

روان شناسان بین دو نوع احساسِ گناهِ منفی و مثبت، تفاوتی قایل نشده اند و نتیجه آن ارتکاب اشتباهاتی است که بدون شک در بهداشت روانی انسان موءثر افتاده است.

 

اما دیدگاه اسلام از یک طرف مبتنی بر تفاوت بین این دو نوع احساسِ خطا یا گناه است و از طرف دیگر مبتنی بر ترسیم نوعی احساس است که فرد مسلمان باید دارا باشد.

 

نوعی احساسِ خطاکاری وجود دارد که بی تردید بیماری است. مانند آن چه در بالا اشاره شد. شخصی که مثلاً در خدمت به یکی از میهمانانش کوتاهی کرده یا سهواً نسبت به دوستش اهانت کرده است، تمام شب را به خود می پیچد و به جهت چنین کوتاهی و تقصیری، به موءاخذه خود می پردازد و در ملامت و سرزنش خود زیاده روی می کند و از خطایی که از او سرزده گریان می شود؛ به طوری که این احساس خطاکاری جزیی از شخصیت او می شود و او را در ورطه ابتلا به بیماری های عصبی قرار می دهد (احساس گناه منفی).

 

این نوع احساس گناه و خطاکاری، بدون شک با نوع دیگر آن (احساس گناه مثبت) که بهنجار است، تفاوت دارد و آن احساسِ گناه به معنای عبادی است. مانند کسی که مثلاً عمل حرامی انجام داده، مرتکب قتلی شده یا شرابی خورده و یا مال یتیمی را برداشته و سپس پشیمان شده است. به طوری که احساساتش مصداق فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله شد که می فرمایند: موءمن احساس می کند که گناهش مانند کوهی بر سینه اش سنگینی می کند، اما احساس فاسق، به نحوی است که گویا پشه ای از جلوی صورتش عبور کرده است. در این مثال احساس گناه از نظر بهداشت روانی بسیار بهنجارتر است تا احساس آنی و گذرای آن، یعنی کاملاً مخالف حالت سابق است. (275)

 

به هرحال احساس گناه به صورت مثبت، انسان را به کمال می رساند؛ زیرا شخص از عمل بدِ پیشینِ خود پشیمان می شود و دیگر مرتکب آن نمی شود و اگر مفسده ای بر آن مترتب بود، درصدد اصلاحش برمی آید که این همان توبه در اسلام است.

 

اما احساس گناه به صورت منفی نه تنها برای شخص مفید نیست و او را اصلاح نمی کند و به کمال نمی رساند، بلکه نوعی بیماری است که شخص را از پا درمی آورد و به افسردگی و رنج دایم مبتلا می سازد.

 

در اسلام احساس گناه، خوب است به شرط این که او را وادار به توبه و اصلاح کارهای زشتِ قبلی نماید و احساس بیمارگونه گناه که منجر به خود آزاری و سرزنشِ افراطی و سرانجام ابتلا به افسردگی نماید، مورد قبول نیست؛ زیرا گناه، قابل بخشش است و رحمت خدا بر غضبِ او سابق است؛ لذا ترسِ بیهوده و خارج از حدِ اعتدال، صحیح نیست.

 

توبه دری به سوی رحمت خداوند

از جمله مشکلات مهمی که بر سر راه مسایل تربیتی وجود دارد، احساس گناه کاری بر اثر اعمال بد پیشین است. مخصوصاً زمانی که این گناهان، سنگین باشد، این فکر دایماً در نظر انسان مجسم می شود که اگر بخواهد مسیر خود را به سوی کمال، پاکی و تقوا تغییر دهد، و به راه خدا بازگردد، چگونه می تواند از مسئولیت سنگین گذشته، خود را برهاند.

 

این فکر مانند کابوسی وحشتناک بر روح او سایه می افکند و چه بسا او را از تغییر برنامه زندگی و گرایش به پاکی، بازمی دارد.

 

به او می گوید: توبه کردن چه سود!؟ چراکه: زنجیر اعمال گذشته ات هم چون یک طوق لعنت، بر دست و پای توست. اساساً تو رنگ گناه پیدا کرده ای، رنگی ثابت و تغییرناپذیر!

 

کسانی که با مسایل تربیتی و گناه کارانِ توبه کار، سر و کار دارند، آن چه را گفتیم به خوبی آزموده اند، آنان می دانند این چه مشکل بزرگی است. در چنین حالتی، اگر درهای رحمت به روی چنین افرادی بسته باشد، برای همیشه مأیوس مانده و از راه نجات باز می مانند (احساس گناه منفی)، ولی خوشبختانه در فرهنگ اسلامی، این مشکل حل شده و توبه و انابه را هر گاه با شرایط، همراه باشد به عنوان وسیله قاطعی برای جدا شدن از زندگی آلوده و نکبت بارِ گذشته و آغاز زندگی جدید و حتی تولد ثانوی می داند. کراراً در روایات اسلامی درباره گنه کارانِ توبه کار می خوانیم: «کمَنْ وَلَدَتْهُ اُمَّهُ؛ (276) او همانند کسی است که (تازه) از مادر متولد شده است».

 

در روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می خوانیم:

«أَلتّائِبُ مِنَ الْذَّنْبِ کمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ؛ کسی که از گناه توبه کند، همانند کسی است که اساساً گناه نکرده است».

 

و در آیه شریفه می فرماید: «قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَأَنِیبُوا إِلی رَبِّکمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِیکمُ العَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ». (277)

 

بنابراین، در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت فوق العاده ای مطرح است و از تمام گنه کاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته، از این در وارد شوند. در توبه، دری به سوی رحمت الهی است. لذا در قرآن کریم، «96» مرتبه ماده توبه و «230» مورد ماده «غفر و استغفار» ذکر شده است که همه این ها نشانه اهمیتِ توبه در دیدگاه الهی است.

 

امام علی بن الحسین علیه السلام در مناجات «تائبین» به پیشگاه حضرت حق چنین عرضه می دارد:

«اِلهی اَنْتَ الَّذی فَتَحْتَ لِعِبادِک باباً اِلی عَفْوِک سَمَّیتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَی اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ؛ (278) خدای من! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت به روی بندگانت گشوده ای، و نامش را توبه نهاده ای، و فرموده ای بازگردید به سوی خدا و توبه کنید توبه خالص، اکنون عذر کسانی که از ورود از این در، بعد از گشایش آن غافل شوند، چیست؟ ».

 

به قدری در روایات اسلامی نسبت به مسأله توبه، تأکید شده است تا جایی که از امام باقر علیه السلام نقل شده است که:

«اِنَّ اللهَ تَعالی اَشَدُّ فَرَحاً بُتَوبةِ عَبدِهِ مِنْ رَجُل اَضَلَّ راحِلَتَهُ وَزادهُ فِی لَیلة ظَلْمَاءِ فَوَجَدَها؛ (279) خداوند از توبه بنده اش، بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان، در یک شب تاریک، گم کرده و سپس آن را بیابد، شاد می گردد».

 

این تعبیراتِ آمیخته با بزرگواری، همه برای تشویق بندگان گنه کار به این مهم است.

به هر حال، «توبه» امری است عظیم و راهی است برای بازگشت به حق تعالی و رحمت واسعه او، و با وجود چنین راه نجاتی، دیگر جایی برای احساس گناه به صورت منفی باقی نمی ماند.

 

توبه چیست؟

«توبه» در لغت به معنای بازگشت است و در قرآن کریم، هم به خدا نسبت داده شده و هم به انسان. «توبه خدا» به معنای برگرداندن لطف و رحمت خود به سوی بندگان، و توبه انسان به معنای برگشت او از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است لذا هر توبه انسان، محفوف به دو توبه از خداست اول، خدا توبه می کند؛ یعنی لطف خود را به بندگانِ گنه کار، برمی گرداند و با این لطف، انسان متوجه بدی های خود می شود. پس از این توجه، توبه کرده و از افعال و اعمال گذشته خود پشیمان می شود و برمی گردد. پس از این حالت، بار دیگر خدا لطف کرده و توبه او را می پذیرد. آری، یک توبه انسان، میان دو توبه لطف خدا قرار می گیرد.

 

اول: خدا توفیقِ توجه به عیب ها را به انسان عطا می کند.

دوم: انسان، پشیمان شده و از آن عیب ها و فسادها، توبه می کند.

سوم: خداوند کریم و رحیم، این توبه را می پذیرد.

 

قرآن کریم، این حقیقت را چنین بازگو می کند: «ثُمَّ تابَ عَلَیهِمْ لِیتوبوا إِنَّ اللهَ هُوَالتَّوَّابُ الرَّحِیم؛ (280) خداوند لطف خودش را بر آنان شامل می کند و می فهمند که بد کرده اند، سپس آن افراد، متوجه توبه می شوند، بار دیگر خداوند رحیم، توبه آنان را پذیرفته وآنان را می بخشد».

 

علی علیه السلام «توبه» را چنین معنا می کند:

«التَّوبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وإستغفارٌ باللِّسانِ وَتَرَک بِالْجَوارحِ وإِضمارٌ اَنْ لا یعوُدَ؛ (281) توبه از چهار چیز تشکیل می گردد: اول: پشیمان شدن قلبی، دوم: آن پشیمانی در قالب استغفار به زبان جاری گردد، سوم: در کنار آن دو، ترک معاصی و رها کردن فسادهای گذشته، تحقق یابد. چهارم: تصمیم بر این که در آینده نیز آن گناهان و فسادها تکرار نگردد».

به هر حال، پشیمانی از گذشته و تصمیم بر ترک کردار زشت در آینده، و ابراز این حالت با ذکر استغفار، بدنه اصلی توبه را تشکیل می دهد.

 

آثار توبه

با مراجعه به آیات قرآن کریم و روایت اهل بیت علیه السلام درباره توبه، معلوم می شود که برای توبه، آثار بسیاری است که در این جا به بخشی از آنها در حد این نوشتار، اشاره می کنیم.

 

البته توبه ای دارای آثار ذیل است که با شرایطِ کامل و به عنوان توبه حقیقی و یا به تعبیر قرآن کریم «توبه نصوح» واقع شده باشد، نه آن که با صرف گفتن یک «استغفراللّه » این همه آثار بر آن مترتب شود. اساساً اگر شخصی توبه کند و پس از توبه، هم چنان به کردار زشتش ادامه دهد، نه تنها توبه کار نیست، بلکه به تعبیر امام باقر علیه السلام مستهزء و مسخره کننده است. «المُقیمُ علی الذَّنبِ وَهُوَ یسْتَغْفِرُ مِنهُ کالْمُستَهزِء؛ (282) کسی که نسبت به گناه پافشاری داشته و در عین حال، استغفار می کند، مانند کسی است که مسخره می کند».

 

در قرآن کریم، تنها در یک آیه پنج اثر برای «توبه» بیان شده است که عیناً متن آیه آورده می شود:

«یا أَیها الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلی اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکمْ أَنْ یکفِّرَ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَیدْخِلَکمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِها الأَنْهارُ یوْمَ لا یخْزِی اللّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یسعی بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمانِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا إِنَّک َ عَلی کلِّ شَی ء قَدِیرٌ؛ (283) ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه خالص. امید است با این کار، پروردگارتان، گناهان شما را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند؛ در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند را خوار نمی کند. این در حالی است که نور آنان از پیشاپیش آنان و از سمت راستشان در حرکت است و می گویند: پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر کار توانایی».

 

از این آیه و سایرآیات استفاده می شود که «توبه نصوح و خالص» دارای چند اثر بزرگ است:

1. بخشودگی سیئات و گناهان. که در آیات دیگر نیز وارد شده و اساساً ثمره اصلی توبه همین است: «وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی؛ (284) من بخشنده کسانی هستم که توبه نمایند و ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند (و از نظر امور سیاسی و تبعیت از رهبر الهی و لایق نیز) هدایت یافته باشند (یعنی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله از اهل بیت او تبعیت کرده باشند) ».

 

2. رسوا و مفتضح نشدن در روزی که پرده ها کنار می رود و حقایق آشکار می گردد و دروغ گویانِ تبهکار، رسوا می شوند. آری در آن روز، تنها پیامبر صلی الله علیه و آله و موءمنان، آبرومند خواهند بود؛ چرا که آن چه گفتند، به واقعیت می پیوندد: «یوْمَ لا یخْزِی اللّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ». (285)

 

3. نور ایمان و عمل آنان در پیشایش و سمت راست آنان حرکت می کند و مسیر آنان را به سوی بهشت روشن می سازد: «نُورُهُمْ یسعی بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمانِهِمْ». (286)

 

4. توجه شان به خدا بیشتر می گردد. لذا رو به سوی درگاه خدا آورده و از او تقاضای تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش می کنند: «یقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا». (287)

 

5. بالاخره، ورود در بهشت پربرکت و نعمت الهی، یکی از ثمرات آن است: «وَیدْخِلْکمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِها الأَنْهارُ». (288)

 

6. شیرین شدن زندگی تلخ و ناگوار همراه با آلودگی، چنان که می فرماید: «تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکمْ مَتاعاً حَسَناً؛ (289) هرگاه شما توبه کنید، خداوند شما را به بهره ای نیکو، کامیاب می نماید».

 

7. تبدیل سیئات به حسنات، یعنی نه تنها خداوند در اثر توبه گناه را می بخشد، بلکه گناه را تبدیل به ثواب و «سیئات» را مبدل به «حسنات» می نماید. چنان که می فرماید:

 

«إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاُّولئِک یبَدِّلُ اللّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَنات؛ (290) کسی که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد، خداوند بدی های آنان را به حسنات تبدیل می کند».

 

8. نزول برکات و توانمندی، در اثر توبه و پاک شدن از آلودگی ها، خداوند برکاتش را از قبیل باران و غیره نازل می کند و او را توانمند قرار می دهد. چنان که می فرماید: «تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَیزِدْکمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکمْ؛ (291) توبه کنید تا خداوند آسمان را برای شما به باریدن فراوان بگمارد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید».

 

9. رزق و روزی مادی و معنوی فراوان برای انسان تائب. چنان که می فرماید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَیمْدِدْکمْ بِأَمْوال وَبَنِینَ وَیجْعَلْ لَکمْ جَنّات وَیجْعَلْ لَکمْ أَنْهاراً». (292)

 

10. محبوب خدا و خلق خدا شدن؛ زیرا انسانی که خود را از آلودگی ها پاک نماید و درصدد اصلاح خود برآید و تمام همش را کسب رضای خدا قرار دهد، قهراً محبوب خدا خواهد شد. چنان که در آیه شریفه آمده است: «إِنَّ اللّهَ یحِبُّ التَّوّابِینَ؛ (293) خداوند، توبه کاران را دوست دارد».

 

در حدیثی، رسول خدا ضمن برشمردن وظایف مردم، فرمودند:

«وَیحِبّونَ التّائِب؛ (294) مردم باید کسانی را که به راه حق بازگشته و توبه کرده اند، مورد محبت قرار دهند».

 

یعنی شخص گنه کار نباید برای همیشه مورد بُغض و طعن مردم باشد. اگر از گناه خود توبه کرد و درصدد اصلاح مفاسد پیشین برآمد، مردم نیز باید رفتار خود را نسبت به او تغییر دهند و او را در جامعه پذیرا شوند تا گنه کاران دیگر نیز تشویق به توبه شوند.

 

11. پیوند با مؤمنین: منافقین و تبهکاران در اثر عقاید فاسد و اعمال ناشایسته، رابطه دینی شان از موءمنین قطع شده و دیگر به اصطلاح جزء برادران دینی به حساب نمی آیند، ولی وقتی توبه کنند و مفاسد پیشین را اصلاح و خرابی ها را جبران کنند، دو مرتبه به موءمنین می پیوندند. چنان که می فرماید: «فَإِنْ تابُوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکمْ فِی الدِّینِ». (295)

 

با توجه به توبه و آثارِ رحمت بار آن دیگر جایی برای نگرانی، اضطراب و افسردگی از احساس گناه نیست؛ زیرا توبه همانند آب زلالی است که هر نوع آلودگی و کثافت را پاک نموده و شستشو می دهد و انسان را به حالت اول خلقت برمی گرداند. «کیومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ» احساس گناه به خاطر آن است که راه نجات از عواقب اعمال گذشته خود را نمی یابد و نمی داند که چگونه آن را جبران نماید. حق دارد که در اثر احساس گناه، رنج بکشد و آزرده گردد و برای همیشه برای عاقبت دردناک خود نگران باشد، اما اگر شخصی است که پای بند به تعلیمات دینی است و در دین راه نجات را به او نشان داده اند و به او فهمانده اند که چگونه از چنگال عواقب سوء آن رهایی یابد، می تواند احساس آرامش و راحتی کند.

 

بنابراین احساس گناه برای بی دینان باعث رنج، ملال، نگرانی و اضطراب است؛ اما برای متدینان به دین اسلام که توبه یکی از ضروریاتِ آن است، ابداً مایه رنج و نگرانی نخواهد شد؛ چون راه گریز از عواقب سوء گناه در اختیار است و انسان با انتخاب آن راه گریز، خود را از عواقب سوء احساس گناه نجات می دهد.

 

منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 717
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 18 مرداد 1398

 بحث ما دربارۀ حقّ‌النّاس بود[1] و در این باره حقّ‌النّاس را منقسم کردم به دو قسم. یک قسمت مربوط به اموال مردم است. اینکه مال مردم بر ذمّۀ کسی‌ باشد. یکی‌ هم مربوط به حقوق و آبروی مردم است. اینکه حق دیگران بر گردنش باشد. دربارۀ دومی‌ مقداری‌ صحبت کردم و بالاخره فهمیدیم که غیبت،‌ تهمت، شایعه‌پراکنی، اذیت به دیگران، نمّامی و سخن‌چینی‌ و امثال اینها اگر واقع شود، دیگران به این حق پیدا می‌کنند و اگر از حق مالی‌ بدتر نباشد،‌ کمتر نیست، و حتماً باید جبران کند. راجع به جبرانش هم صحبت کردم، و من از همه تقاضا دارم مواظب باشید حق کسی‌ بر گردن شما نباشد. هرچه زودتر این حق را جبران کنید و الاّ در زندگی‌ شما تأثیر می‌گذارد.

راجع به دل شما، شما را قسیّ‌القلب می‌کند و قرآن می‌فرماید: وای‌ به کسی‌ که قسیّ‌القلب است.[2] راجع به زندگی‌ هم آن حقوق دیگران دست و پا پیچ شما می‌شود. یک زندگی‌ ناخوش و توأم با گرفتاری‌ها برای‌ شما پیدا می‌شود: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیکُمْ عَلی‏ أَنْفُسِکُمْ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا»[3]

 

ظلم شما دست‌وپاپیچ شما می‌شود. لذا در حالی‌ که از نظر امکانات در رفاهید. زندگی‌ بدی‌ خواهید داشت. عالم برزخ شما هم خیلی‌ مشکل است. کسی‌ بمیرد و غیبت‌ها و تهمت‌ها و نمّامی و سخن چینی‌ها و ظلم‌ها کرده باشد و جبران نکرده باشد، در آنجا خیلی‌ گرفتار است. اما از همه بدتر روز قیامت است. روز قیامت کسی‌ که حقّ‌النّاس به ذمّه‌اش است، به این سادگی‌ها رها نمی‌شود. دست کم اینست که اعمال خوب او را می‌گیرند و به کسی‌ می‌دهند که غیبتش شده است یا تهمت به او زده شده یا شایعه‌پراکنی‌ دربارۀ او شده و نمّامی و سخن‌چینی‌ شده یا ظلم به او شده است.

 

از جمله ظلم‌ها، این فساد اخلاقی‌ است که معمولاً زیر سر بی‌حجابی‌ها و بدحجابی‌هاست و بالاخره کارهای‌ زشت مربوط به اخلاق است و اینها ظلم است. کسی‌ که فساد اخلاقی‌ را در اجتماع ایجاد می‌کند، علاوه بر اینکه اجتماع حق به او پیدا می‌کند و باید این ظلم را جبران کند،‌ جوان‌هایی‌ که از این فساد اخلاقی‌ می‌سوزند، این ظلم به جوانان است و موجب سوء عاقبت می‌شود. روز قیامت خدا از این ظلم نمی‌گذرد. سخت است در روز قیامت کسی‌ بتواند از حقّ‌النّاس رهایی‌ پیدا کند. لاأقل اینکه اعمال خوب او را می‌دهند به کسی‌ که ظلم به او شده است. یا غیبت پشت سرش شده یا تهمت و شایعه شده یا ظلم فساد اخلاقی‌ او را سوزانده و باید مواظب این فساد اخلاقی‌ اینگونه باشیم. اگر گناهش از خوردن مال مردم بدتر نباشد، کمتر هم نیست. آدمی‌ که خیلی‌ غیبت کرده، در روز قیامت زبانش به اندازه‌ای‌ بزرگ است که روی‌ زمین کشیده می‌شود. مردم این زبان را پایمال می‌کنند. این کیفریست که خدا به این شخص می‌دهد. حال این زبان چه وقت بریده شود و چه وقت نجات پیدا کند، کار مشکلی‌ است.

 

این راجع به آبرو و حقوق بود و اما حقّ‌النّاس راجع به اموال، به اقسامی منقسم می‌شود؛ اوّلین قسم آن دزدی‌ است. دزدی‌ نه فقط اینکه به در مغازۀ کسی‌ برود و مال آن شخص را بدزدد یا در خانۀ کسی‌ برود و اموال او را بدزدد. این نوع دزدی نزد همه قبیح است و قرآن هم برایش کیفر دارد و اگر در پیش حاکم اسلامی‌ اثبات شود،‌ باید دست این دزد را ببرد: «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیدِیهُما»[4]

 

دست دزد را باید برید، چه زن باشد و چه مرد باشد. کیفر به این اندازه بالاست که خدای‌ مهربانی‌ که به همین دزد هم مهربان است، اما این کیفر را قرار داده، برای‌ اینکه در اجتماع دزدی‌ نباشد. این دزدی‌ ولو اینکه خیلی‌ هم کم باشد، هم در زندگی‌ تأثیر دارد و هم تأثیر دارد در اینکه عالم برزخش را خیلی‌ با مشکل مواجه می‌کند و هم در روز قیامت تأثیر دارد. حسنات و نماز و روزه‌هایش را می‌دهند به کسی‌ که مالش ضایع شده است و در واقع اعمالش نابود می‌گردد.[5]

 

قرآن کریم می‌فرماید: «وَ قَدِمْنا إِلی‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً»[6]

 

در روایات می‌خوانیم حقی‌ که به گردن مظلوم است، در قیامت قدرت خرید فراوانی به او می‌دهد، درحالی‌ که در دنیا اینقدر ارزش نداشت. احتمالش نیز نه تنها نیروی‌ کنترل کننده است، بلکه آدم برایش دق می‌کند. مخصوصاً اینکه اینگونه حقّ‌النّاس‌های‌ مالی‌ به ذمّۀ بسیاری از افراد هست.

 

امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در خطبه‌ای می‌فرمایند: قیامت روزی است که خداوند، همۀ انسان‌های گذشته و آینده را برای رسیدگی دقیق به حساب آنها جمع می‌کند: «وَ ذَلِکَ یَوْمٌ یَجْمَعُ اللَّهُ فِیهِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِنِقَاشِ‏ الْحِسَابِ»[7]

 

اگر انسان دست به بتۀ خار ببرد و خار در دستش فرو رود، آن تیغ کوچک را کسی نمی‌تواند با دست بیرون بکشد، بلکه باید آن را به‌وسیلۀ منقاش خارج سازند. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: حساب اموال در روز قیامت، به دقت و حساسیّت بیرون کشیدن تیغ از دست، با منقاش است.

 

چیزی‌ که باید به آن توجه داشته باشیم، اینست که بسیاری از افراد، به‌خصوص کسانی که سر و کار با مسجد و محراب و روحانیّت دارند، معمولاً دزد نیستند؛ اما برخی از آنها یک نوع دزدی‌ بدتر از آن دارند و آن اینست که در کار و شغل خود، کم‌کاری‌ می‌کنند یا در انجام وظایف کوتاهی کرده، کار خود را بد انجام می‌دهند یا در موقع کار، بیکار می‌نشینند. در حقیقت، کم‌کاری، بدکاری و بیکاری، نوعی دزدی است. مثلاً کارمند اداره، می‌تواند فوراً کار ارباب رجوع را انجام دهد، اما با اهمال، آن کار را به تأخیر می‌اندازد یا انجام نمی‌دهد. در این صورت، حقوقی‌ که دریافت می‌کند، مثل مال دزدی‌ است. از دیوار خانۀ مردم بالا نرفته که دزدی کند، اما کم‌کاری یا بیکاری‌ یا بدکاری‌ او، از دزدی‌ بدتر است. دزد کیفری‌ دارد، اما این شخص کیفر مضاعف دارد؛ زیرا در خدمت به خلق خدا کوتاهی کرده و در صورتی که می توانسته حاجات مؤمنین را برآورده سازد، امتناع کرده است.

 

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: در روز قیامت، کسی‌ که می‌توانسته به‌دست خودش یا توسط دیگران، کار مردم را انجام دهد و کوتاهی کرده را به صف محشر می‌آورند، در حالی که روی او سیاه است، چشم‌هایش کبود شده و غل و زنجیر به گردن او آویزان است. بعد خطاب می‌شود: او خائن به خدا و خائن به رسول خداست.[8] 

 

نظیر این روایت، در بین روایات اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» فراوان یافت می‌شود. از جمله مرحوم کلینی‌ در کتاب شریف کافی‌ چندین روایت در همین موضوع نقل می‌کند.[9]

 

متأسفانه کم‌کاری، بدکاری‌ و بیکاری‌ در اداره‌ها و در سایر جاها وجود دارد و افرادی که می‌توانند حاجات مؤمنین را برآورند، معمولاً کوتاهی می‌کنند. این نقص بزرگی‌ برای جمهوری‌ اسلامی‌ است و این نقص باید نباشد. خود اداری‌ها و خود افراد باید این نقص را نداشته باشند و به زور نمی‌شود آنان را وادار به رعایت حلال و حرام کرد. گرچه باید توبیخ و سرزنش شوند، اما آنچه مهم است، خودشان باید این‌گونه روایات را هضم کنند یا لااقل احتمال دهند که چنین باشد. این احتمال، مسلّم یک نیروی‌ کنترل‌کننده و یک نیروی‌ محرّک است، برای‌ اینکه به کار مردم برسند. اصلاً معنا ندارد در جمهوری‌ اسلامی‌ بگویند برو فردا بیا، درحالی‌ که پرونده‌های‌ چند ساله در این اداره‌ها موجود است و باید همۀ ما راجع به این پرونده‌ها حساس باشیم. اما متأسفانه اداری‌ها و دولت و ملت حسّاسیت روی‌ این مسائل ندارند، در حالی‌ که این روایت‌ها شوخی‌ نیست و نمی‌شود کسی‌ کار مردم را رها کند و به دنبال امر مستحبّی‌ برود. حتی‌ مثلاً نماز اول وقت اجازه می‌خواهد. حکومت اسلامی‌ نماز اول وقت را اجازه داده، اما بلافاصله باید سر کارش حاضر باشد. متأسفانه مشکل این است که اگر رئیس اداره بگوید به نماز بروید، آنگاه برخی کرمندها می‌روند و برنمی‌گردند. اینها ظلم به جمهوری‌ اسلامی‌ است و گناهش بزرگ است و بالاخره از اقسام دزدی‌ است. دزدی‌ فقط این نیست که از خانۀ مردم بالا برود، بلکه یک نوع دزدی‌ اینست که در بیت‌المال مسلمان‌ها حیف و میل کند.

 

امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» روی‌ این مطلب خیلی‌ حساس بودند. اگر می‌شنیدند یکی‌ از استاندارها، خیانتی،‌ ولو کم کرده است، آنکه مظهر رحمت خداست ‌در اینجا خیلی‌ شدت به خرج می‌دادند و نامه‌ها می‌نوشتند. در یکی از نامه‌ها به استاندارها نوشته‌اند:

 

«أَدِقُّوا أَقْلَامَکُمْ وَ قَارِبُوا بَیْنَ‏ سُطُورِکُمْ‏ وَ احْذِفُوا عَنِّی فُضُولَکُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِی وَ إِیَّاکُمْ وَ الْإِکْثَارَ فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِینَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَارَ»[10]

 

 ‌استاندار من وقتی‌ به من نامه می‌نویسی‌، قلمت را ریز کن و بین سطرها فاصله نینداز و جان کلام را بنویس و برایم قلم‌فرسایی‌ نکن؛ برای‌ اینکه بیت‌المال مسلمان‌ها تحمل این‌گونه چیزها را ندارد. یعنی‌ اگر قلم فرسایی‌ کنی، مقداری‌ کاغذ بیشتر مصرف می‌شود و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: اموال مسلمین تحمل این‌گونه چیزها را ندارد. 

 

همه باید راجع به بیت‌المال مسلمان‌ها فوق‌العاده حسّاس باشند. به غیر مسئولان، زیردستان آنها هم باید راجع به اموال مسلمان‌ها حسّاس باشند. در صدر اسلام، استانداری‌ را از مرکز به حمص فرستادند و مدت‌ها در آنجا حاکم بود. زمانی مردم از او به مرکز حکومت شکایت کردند و از مرکز او را خواستند. پیاده از حمص با کوله‌باری‌ به مدینه آمد. در مسجد رسول‌الله آمد و به او گفتند سه شکایت از تو شده است. شکایتی‌ روی‌ بیکاری‌ و کم‌کاری‌ و بدکاری‌ نبوده است، امّا سه شکایت، یکی‌ اینکه تو شب‌ها پیدا نیستی‌ و دوم اینکه در هفته یک روز غایبی و صبح‌ها نیز دیر از منزل بیرون می‌آیی. گفت هر سه درست است؛ شب‌ها پیدا نیستم، برای‌ اینکه من وقتم را بین مردم و خدا تقسیم کرده‌ام. شب‌ها مربوط به خدا و راز و نیاز با خداست و روزها مربوط به مردم است. صبح‌ها دیر می‌آیم، برای‌ اینکه کارهای خانه را با همسرم قسمت کرده‌ایم و پختن نان وظیفۀ من است و تا خمیر آماده شود، مقداری‌ طول می‌کشد، اما جبران آن را می‌کنم و نشده که کسی‌ با من کار داشته باشد و من برای‌ فردا بگذارم. در هفته یک روز از خانه بیرون نمی‌آیم، زیرا پیراهن اضافی ندارم و خانم من پیراهنم را می‌شوید و هوای‌ حمص سرد است و لذا پیراهن نمی‌خشکد و قبل از ظهر جمعه نمی‌توانم بیرون بیایم، اما برای‌ نماز جمعه خودم را می‌رسانم.

 

این ساده‌زیستی در سیرۀ امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» بوده است. ایشان را دیدند که هنگام ادای خطبۀ نماز جمعه، پیراهن خود را باد می‌زنند. بعد معلوم شد که پیراهن را شسته‌اند و نمناک بوده و چون جامۀ دیگری نداشته‌اند و وقت نماز جمعه دیر می‌شده، با همان لباس برای نماز آمده‌اند و پیراهن را باد می‌زنند تا بخشکد.[11]

 

بالأخره به استاندار گفتند: ایرادها وارد نیست، ‌بنابراین بر سر حکومتت برگرد. هزار درهم نیز به او دادند برای‌ خرج راهش. دوباره کوله بار را با این پول‌ها برداشت و پیاده به حمص آمد. قبل از اینکه به خانه برود، توسط جارچی‌ اعلام کرد که پول غیر بیت‌المال دارم و هرکه بخواهد می‌دهم. فقرا و بیچاره‌ها می‌آمدند و مشت مشت به آنها پول می‌داد. مقداری‌ از این پول‌ها باقی‌ ماند. به خانه آمد و گزارش داد. خانمش گفت کلفت نداریم و زندگی‌ برایمان مشکل است و پختن نان به عهدۀ شماست. بنابراین با این پول می‌توانیم کسی را بیاوریم تا کمک ما باشد. استاندار گفت: کار خوبیست، اما کار خوب‌تر در جلوست. طولی‌ نکشید که فقیر و بینوایی‌ پیدا شد و آنچه باقی‌ مانده بود، به او داد و بر سر کار آمد، بدون اینکه ذرّه‌ای‌ گله کند و بدون اینکه اصلا به رو بیاورد که شما چه مصیبتی‌ روی‌ گردن ما گذاشته‌اید! یعنی‌ یک استاندار نان می‌پزد و یک استاندار در وقتی‌ که هزار درهم به او می‌دهند می‌گوید پول غیر بیت‌المال می‌دهم و برای‌ خودش چیزی‌ باقی‌ نمی‌گذارد و به خانمش می‌گوید این رسیدگی‌ به فقرا بهتر نبود و خانمش هم می‌گوید بله.

 

ما باید شبانه روز به اندازۀ وسعمان به دیگران رسیدگی‌ کنیم. قرآن کریم می‌فرماید: «لِینْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[12]

 

هرکس به اندازۀ وسعش کمک کند، مسلمان است. اما اگر به جای‌ کمک‌کردن، در اداره‌های‌ ما کم‌کاری‌ حاکم باشد، نمی‌توان نام مسلمان بر آن اشخاص گذاشت. من خیلی‌ رنج می‌برم، بعضی‌ اوقات می‌بینیم پرونده چهار پنج سال مانده و بعضی‌ اوقات می‌بینم این بیچاره گرفتار است و بعضی‌ اوقات می‌بینم کار یک ساعته چند ماه طول می‌کشد و این کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ است. اما چیزی‌ که اگر همۀ ما برای آن دق کنیم و بمیریم جا دارد، ‌اینست که گاهی کارها با رشوه‌خواری‌ یا پارتی‌بازی‌ انجام می‌شود. لذا اگر پارتی‌ و رشوه باشد، کار زود انجام می‌شود و الاّ‌ باید بماند و بعضی‌ اوقات قاعدۀ مرور زمان آن را نابود می‌کند.

 

گاهی‌ دزدی‌ می‌کند و حقش را بیشتر می‌گیرد و گاهی‌ قوم و خویش خودش را در یک جا جمع می‌کند و گاهی‌ هم کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ دارد. همۀ اینها دزدی‌ است. همۀ اینها در همین دنیا روی‌ زندگی‌ تأثیر می‌گذارد. انسان را قسی‌ّالقلب می‌کند و باعث می‌شود از عبادت لذت نبرد و نماز و روزه برایش سنگین شود. این قساوت دل در اثر همین دزدی‌هاست.

 

چرا ما باید فساد اخلاقی‌ داشته باشیم؟!‌ چرا برخی دخترها با وجود پدر و مادر نماز خوان و روزه بگیر، گناهکار شده‌اند؟ چرا اینقدر بی‌حیا شده‌اند؟! چرا بعضی پسرها اینقدر بدکردار شده‌اند؟! وقتی‌ در اداره‌های‌ ما کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ باشد و وقتی‌ در اداره‌های‌ ما پارتی‌بازی‌ و رشوه خواری‌ باشد و وقتی‌ در اداره‌های‌ ما حیف و میل باشد، معلوم است این‌گونه دخترها و پسرها تحویل جامعه می‌دهند.

 

هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست، این فساد اخلاقی‌ زیر سر خودمان است. خودمان باید اصلاح شویم. خودمان باید غذای‌ حلال در خانه ببریم و مواظب کارمان باشیم.

---------------------------

پی نوشت ها:

[1]. این بیانات در تاریخ 1389.5.31 در مسجد حکیم اصفهان ایراد شده است.

[2]. الزمر، 22:«فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّه»

[3]. یونس، 23:‌ «ای مردم، سرکشی شما فقط به زیان خود شماست. [شما] بهره زندگی دنیا را [می‏طلبید].»

[4]. المائده، 38: «و مرد و زن دزد را به [سزای ]آنچه کرده‏اند، دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببُرید.»

[5] . الکافی، ج‏ 8، ص 106

[6]. الفرقان، 23: «و به هر گونه کاری که کرده‏اند می‏پردازیم و آن را [چون‏] گَردی پراکنده می‏سازیم.»

[7]. نهج البلاغة، خطبۀ 102

[8]. الکافی، ج‏2، ص367

[9]. همان، صص 367-368 و صص 196-192

[10] . الخصال، ج 1، ص 310

[11] . الغارات، ج‏1 ، ص62

[12]. الطلاق، 7: «بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند، و هر که روزی او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند.»


:: بازدید از این مطلب : 824
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 تیر 1398
حضور رهبر انقلاب در مرقد مطهر حضرت احمد بن موسی الکاظم (علیهماالسلام). ٨٧/٢/١٣
 

 

رهبر انقلاب در حرم شاهچراغ(ع)


:: بازدید از این مطلب : 808
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 تیر 1398

جلسه هیأت وزیران سعودی امروز (سه‌شنبه) به ریاست ملک سلمان در کاخ «السلام» در جده برگزار شد و پس از پایان جلسه «ترکی بن عبدالله الشبانه» بیانیه‌ای در خصوص موضوعات طرح شده صادر کرد.

به نوشته خبرگزاری رسمی عربستان (واس) در بخشی از این بیانیه آمده است که حجاج باید فضا را برای ادای مناسک حج مهیا کرده و مراعات برادران دینی خود را در اماکن مقدس بکنند و از هر چیزی که «روحانیت و آرامش حج» را مکدر کرده پرهیز کنند و هیچ شعار سیاسی یا مذهبی سر ندهند.

در ادامه این بیانیه آمده است: «به هیچ وجه انجام این قبیل کارها در هیچ شرایطی پذیرفته نیست و اقدامات لازم در حق هر شخصی که مرتکب آن شود انجام خواهد شد.»

مراسم «برائت از مشرکین» طبق عقاید فرقه وهابیت و فتوای «عبدالعزیز بن باز» بدعت محسوب شده و حرام است. دولت سعودی نیز در طول سالیان گذشته تلاش بسیاری برای ممانعت از برگزاری این مراسم و سر دادن شعار علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی کرده است.

دولت سعودی سابقه سرکوب خونبار حجاجی که در مراسم «برائت از مشکرین» شرکت کرده‌ بودند را در کارنامه خود دارد. ۱۱ مرداد، ششم ذیحجه سال ۱۳۶۶ صدها زائر ایرانی به همراه برخی از زائران دیگر کشورها راهپیمایی را در مکه انجام داده و شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل سر دادند، این راهپیمایی با حمله  نیروهای سعودی همراه شد و در آن ۴۰۲ نفر از جمله ۲۷۵ ایرانی به شهادت رسیدند.


:: بازدید از این مطلب : 828
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 تیر 1398

عقیق:آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی خطیب این هفته نمازجمعه تهران(14تیر) در خطبه‌های نماز جمعه با بیان اینکه، از خطر فتنه باید برحذر باشیم، گفت: «فتنه» بصورت امتحان به سراغ آدمی می‌‌آید. امتحان گاهی در فکر، گاهی در عمل و گاهی در ثبات قدم پیش می‌‌آید. در این انقلاب خیلی‌ها امتحان شدند و نمره صفر گرفتند که انسان‌های خوبی بودند اما از قطارانقلاب پیاده شدند.

وی افزود: رمز وفاداری مردم ما به اسلام و انقلاب این است که متمسک به ولایت هستند. قبل انقلاب از امام الهام گرفتند، بعد از انقلاب تبعیت از امام و رهبری کردند و این تبعیت از رهبری است که ملت ما را وفادار کرده است. 

خطیب نمازجمعه تهران، با تبریک ایام روز دختر اظهار داشت: توجه به دختران و فرزندان و توجه به نسلی که باید ادامه‌دهنده راه قران و اسلام و انقلاب باشد نیاز به تربیت و تعلیم دارد و نیاز به آگاهی دادن دارد و از مسئولیت‌مان نسبت به فرزندان نباید غفلت کنیم.

آیت‌الله موحدی کرمانی در ادامه خطبه‌ها، با یادآوری سالگرد حمله جنایتکارانه آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران، خطاب به رئیُ جمهور آمریکا گفت: آقای ترامپ، اقتدار آمریکا را با اقتدار ایران مقایسه کنید. در اقتدار ایران، هوش، اخلاق و انسانیت مشاهده کردی اما در اقتدار آمریکا وحشی‌گری و درندگی را دیدید. ایران پهپاد فوق‌پیشرفته رادار گریز را در ارتفاع 65 هزارپایی می‌زند در حالی که سرنوشین ندارد اما آمریکا هواپیمای مسافربری را در ارتفاع 12 هزارپایی عمداً می‌زند در حالی‌که 228 مسافر دارد.

وی افزود: در جایی دیگر آمریکا با بمباران دو شهر بزرگ ژاپن، تعداد 220 هزار کودک و زن و سالخورده را در کوره بمب اتم می‌‌سوزاند، آن‌وقت می‌گوید برای کشته نشدن 150 ایرانی حمله را لغو کرده؛ آقای ترامپ، شما ناگهان جنازه سربازان آمریکایی را در برابر چشمانت دیدی و از حمله صرف نظر کردی. با خودت گفتی وقتی پهپاد رادارگریز را می‌زنند، با ناوی که بر روی آب در مقابل چشانشان قرا دارد چه می‌کنند. 

خطیب نماط جمعه تهران تصریح کرد: ایران برای تامین انرژی به غنی‌سازی ادمه می‌دهد و  این غنی‌سازی برای ساخت بمب اتم نیست، زیرا ایران نه بمب اتم را مشروع می‌داند و نه احتیاجی دارد و اگر بخواهد به کشوری مثل اسرائیل حمله کند، کافی است نیروگاه اتمی اسرائیل را بزند. در این صورت اسرائیل توسط خودش با بمب‌های هسته‌ای که دارد چندبار شخم زده خواهد شد.

آیت‌الله موحدی ادامه داد: ما از 16 تیر اورانیوم را در هر اندازه و درجه‌ای که لازم باشد غنی‌سازی خواهیم کرد و دشمنان ما اگر مایلند رنگ آب‌های خلیج فارس از نیلی به سرخ تغییر کند، به فکر حمله باشند. 

وی با بیان اینکه مسئولان با مردم رابطه پیدا کنند، مردم را ملاقات کنند و جواب نامه‌هایشان را بدهند، اظهار داشت: نباید مسئولان در جایی زندگی کنند و مردم دسترسی به آنها نداشته باشند. اگر خودتان هم نمی‌توانید، یک نفر را تعیین کنید بین مردم بیاید و حرف مردم را بشنود نه اینکه بین خودتان و مردم حجاب قرار دهید. از رئیس محترم قوه قضائیه تشکر می‌کنم که هم بین مردم می‌آید و هم با قاضیان ناسالم برخورد می‌کند و از برنامه‌های ایشان سپاسگزارم.

خطیب نماز جمعه تهران افزود: مسئولان شاهد این گرانی‌های سرسام آور باشند و ببینند طبقه مستضعف در چه شرایطی است. دولت که دولت «تدبیر و امید» است و کلید هم که دارد! مشکلات قفل‌شده را با کلیدتان باز کنید و اگر با کلید باز نمی‌شود لااقل با چکش قفل را باز کنید. اگر تدبیرتان هم صحیح نیست، با انسان‌های با تجربه مشورت کنید و دولت با مجلس گامی به‌سوی حل معضل بردارد چراکه مستضعفان کارد به استخوانشان رسیده است.

آیت‌الله موحدی درباره افزایش اجازه بها در تهران گفت: مردم نه می‌توانند خانه بخرند و نه رهن و اجاره کنند. وضع اجاره‌بها را حل کنید چراکه مشکل سختی برای جامعه است. آمار طلاق افزایش یافته و خانواده‌ها در حال متلاشی شدن هستند و همه مسئولان و دولت و حتی قوه قضائیه باید دست به دست هم دهند و مشکل را حل کننند.


:: بازدید از این مطلب : 777
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 تیر 1398

استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که حوزه نیوز در این نوشتار، آیه 124، 125، 126 و 127 سوره مبارکه آل عمران را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می نماید.

 

- آيه 124

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَکْفِيَکُمْ أَنْ يُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلينَ‏

ترجمه             

و (بیاد آور) هنگامى كه به مؤمنان مى‏ گفتى: آیا شما را كفایت نمى ‏كند كه پروردگارتان شما را به سه هزار فرشته‏ فرود آمده یارى كند؟

- پيام ها                     

1- یكى از وظایف رهبرى، امیدوار كردن مردم و توجّه دادن آنها به امدادهاى غیبى است. «اذ تقول للمؤمنین»

2- امیدوارى به لطف خداوند براى یك رزمنده ضرورى است. «ألَن یَكفیكم»

3- ملائكه به فرمان خداوند در خدمت مؤمنان قرار مى ‏گیرند. «یُمِدّكم ربّكم بثلاثة آلاف من الملائكة»

4- در جهان بینى الهى، زندگى انسان ‏ها با جهان فرشتگان مرتبط است. «یمدّكم...»

5 - امدادهاى الهى، براساس ربوبیّت اوست. «یُمِدّكم ربّكم»

6- یكى از اسباب امدادهاى الهى در جبهه‏ ها، نزول فرشتگان است. «یُمِدّكم ربّكم بثلاثة آلاف من الملائكة»

 

- آيه 125    

بَلي‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمينَ‏

- ترجمه                     

البتّه اگر صبر و مقاومت كنید و پرهیزگارى نمایید (گرچه) دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته مخصوص مدد مى ‏رساند.

- نکته ها                    

در آیه‏ قبل، سخن از نزول سه هزار فرشته‏ امدادرسان بود و در این آیه، سخن از پنج هزار فرشته‏ مخصوص، و این در صورتِ صبر و تقواى رزمندگان است.

ذكر تعداد فرشتگان، نشان مى‏ دهد كه قدرت آنان محدود است. همان گونه كه از كلمه‏ «مُنزَلین» فهمیده مى ‏شود كه فرشتگان تحت امر خدا هستند و از پیش خود كارى انجام نمى ‏دهند. و از كلمه «مُسَوّمِین» استفاده مى ‏شود كه فرشتگان امدادى، نیروهاى ویژه ‏اى هستند.

در صحیفه‏ى سجّادیه، امام زین‏العابدین‏علیه السلام در سلام خود به فرشتگان، براى هر دسته از فرشتگان، مأموریّت خاصّى را بیان مى‏كند. (1)

- پيام ها                     

1- استقامت و تقوا، عامل نزول فرشتگان و امدادهاى غیبى است. «ان تصبروا و تتّقوا... یمددكم ربّكم»

2- امدادهاى الهى، اختصاص به زمان پیامبر ندارد. «ان ‏تصبروا و تتّقوا... یمددكم ‏ربّكم»

3- مقاومت همراه با تقوا ارزش دارد وگرنه لجاجت و یكدندگى است. «ان ‏تصبروا و تتّقوا»

4- از دشمن غافل نشویم كه هجوم او خشمگینانه و خروشان است. «یاتوكم من فورهم»

5 - هرگاه هجوم دشمن بر اهل تقوا شدید باشد، خداوند نیز برامدادهاى خود مى ‏افزاید. «یاتوكم من فورهم... بخمسة آلاف»

 

- آيه 126

وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْري‏ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَکيمِ‏

- ترجمه                     

و خداوند این (نزول فرشتگان) را جز مژده و بشارتى براى شما قرار نداد، تا دلهاى شما بدان آرام گیرد و (بدانید كه) هیچ پیروزیى نیست مگر از جانب خداوند عزیز و حكیم.

- پيام ها                     

1- آرامش و امید، نیاز رزمندگان در جبهه ‏هاست. «بُشرى لكم و لتطمئنّ»

2- تمام مقدّمات مادّى، علمى، روانى و انسانى، بدون اراده‏ خداوند كارى از پیش نمى ‏برند. «و ما النّصر الاّ من عنداللّه»

3- قدرت خداوند همراه با حكمت اوست؛ لذا ممكن است در مواردى به دلایل خاصّى مسلمانان نیز شكست بخورند. «اللّه العزیز الحكیم»

 

- آيه 127

لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا أَوْ يَکْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبينَ‏

- ترجمه                     

(امدادهاى الهى براى آن بود) تا بعضى از كفّار را ریشه كن كند یا ناكام و ذلیلشان گرداند كه ناامید برگردند.

- نکته ها                    

كلمه‏ «طَرف» به معناى انتهاى یك چیز است، نه گوشه‏ى آن. بنابراین آیه مى ‏فرماید: امدادهاى غیبى ما براى آن است كه ریشه‏ بعضى از كفّار قطع شود. البتّه بعضى مفسّران، «طَرف» را به معناى اَشراف گرفته ‏اند. یعنى هدف جنگ بدر، نابودى اَشراف كفّار بود. نظیر آیه‏ «فقاتلوا ائمّة الكفر»[2]

ناامیدى بر دو گونه است؛ اگر كسى از اوّل ناامید باشد مى‏گویند: «یأس» دارد، ولى اگر بعد از امیدوارى، ناامید شود مى‏گویند: «خائب» است.[3]

جنگ در اسلام، گاه دفاعى است و براى خنثى كردن تهاجم دشمن و گاه ابتدایى و آغازگرانه است.

- پيام ها                     

1- سران كفر، یا باید به كلّى ریشه ‏كن شوند و یا خوار و ذلیل و مأیوس گردند. با برخوردهاى ضعیف و موسمى و موضعى كه به ریشه‏ كفر لطمه نمى ‏زند، دل خوش نباشید. «لیقطع طرفاً من الّذین كفروا»

2- وحدت و قدرت و سیاست و مدیریّت مسلمانان، باید به نوعى باشد كه دشمن به ناامیدى كشیده شود. «فینقلبوا خائبین»

 

پی نوشت ها:

1. صحیفه سجّادیه، دعاى سوّم

2) توبه، 12

3) تفسیر اطیب البیان و التحقیق فى كلمات القرآن

منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 782
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 تیر 1398

عقیق:در گذشته‌ای نه چندان دور، نه فقط مردم متدین و مذهبی که اغلب ایرانیان، ساعات نخستین تولد یک نوزاد را در هیجان انتخاب فردی بودند که مهم‌ترین شعار اسلام، یعنی اذان و اقرار به یگانگی خدا، نبوت رسول اکرم (ص) و ولایت مولا امیرالمومنین علی (ع) را در گوش نوزادشان قرائت کند. پدربزرگ‌ها، امام جماعت مسجد محل، بزرگان دینی، روضه‌خوان‌های خانگی و سادات، کسانی بودند که توحید، نبوت و امامت را در بدو ورود به دنیای فانی و خاکی به آن نوزاد یادآوری می‌کردند.

سنت گفتن اذان و اقامه به گوش نوزادان از سنن نبوی است که امام چهارم، حضرت سجاد  (ع) را می‌توان یکی از راویان این سنت دانست؛ آن‌جا که در جلد ۴۳ «بحارالانوار» می‌فرمایند: چون پدرم به دنیا آمد پیامبر (ص) در گوشش اذان را تلاوت فرمود.» در جلد ۱۰۴ همین کتاب به نقل از آن حضرت نوشته شده: «زمانی که امام حسن (ع) متولد شد، پیامبر (ص) در گوش او اذان و اقامه را قرائت فرمود.»

علامه حر عاملی هم روایتی به نقل از مادر امام رضا (ع) با این مضمون دارد که «وقتی امام رضا (ع) به دنیا آمد، امام کاظم (ع) در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه». پیامبر (ص) می‌فرمود: «در گوش راست نوزاد اذان بگویید و در گوش چپش اقامه. زیرا این کار کودک را از شر شیطان حفظ می‌کند. سپس در گوش او آیةالکرسی، سوره‌های فاتحةالکتاب، اخلاص، ناس، فلق و آیات آخر سوره حشر را بخوانید».

این کار، یکی از مستحبات ترک شده یا رنگ‌باخته سبک زندگی اسلامی است که لابه‌لای مشغله‌ها و گرفتاری‌های روزمره یا به فراموشی سپرده شده یا در کم‌تر خانواده‌ای رواج دارد. در حالی که فرد اذان‌گو آن قدر برای خانواده‌ها اهمیت داشت که هر کس می‌دانست اولین بار چه کسی اذان را به گوش او گفته است. به عبارتی خانواده‌ها به فرزند خود در این باره خبر می‌دادند که فلانی اذان و اقامه تو را گفته است. به این وسیله، یک ارتباط قلبی و عاطفی بین آن نوزاد ـ که حالا به سن کودکی، نوجوانی یا جوانی رسیده بود ـ با مؤذن روزهای نوزادی‌اش به وجود می‌آمد.

امام خمینی (ره) در صفحه ۲۰۳ توضیح‌المسائل خود آورده است: در روز اولى که نوزاد به دنیا مى‌آید یا قبل از آن که بند ناف او بیفتد، در گوش راست او، اذان و در گوش چپ او، اقامه گفته شود. برخی روایات نیز نشانگر آن است که این کار باید در اولین فرصت ممکن انجام شود. چنان‌که امام علی (ع) در این باره از رسول خدا (ص) نقل می‌فرماید: «عَنْ عَلِیٍّ (ع) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْیُؤَذِّنْ فِی أُذُنِهِ‏ الْیُمْنَى وَ لْیُقِمْ فِی الْیُسْرَى فَإِنَّ ذَلِکَ عِصْمَةٌ لَهُ مِنَ الشَّیْطَان‏» کسی که صاحب فرزند شد، در گوش راست نوزاد اذان بگوید و در گوش چپش اقامه؛ چرا که این‌کار باعث مصونیت او از شیطان خواهد شد.

 

موضوع اذان و اقامه گفتن به گوش نوزاد در سطح عالمان دینی، فراتر و عمیق‌تر بوده و آیت‌الله میرزاجواد آقای ملکی تبریزی گفته است: پدرم عین چهل روزی که در گوش من اذان و اقامه می‌گفت، تلقین هم می‌خواند، «اسمع افهم یا فلان ابن فلان إنّ الموت حق ...». خیلی عجیب است این تلقین را برای بچّه یک روزه می‌خواندند و تا چهل روز ادامه می‌دادند!

سنت‌های دیگری هم در لحظات تولد فرزندان در خانواده‌های ایرانی جاری بود و آن، نوشتن نام نوزاد نورسیده در صفحه نخست کلام‌الله مجید بود. به این شکل که برای ثبت آن لحظه شکوهمند، نام فرزند و روز و ساعت قدم گذاشتنش به دنیا در قرآن کریم درج می‌شد.

 
 

:: بازدید از این مطلب : 758
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران