میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2315
:: بازدید ماه : 8229
:: بازدید سال : 14431
:: بازدید کلی : 14431
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب عصر دیروز (يكشنبه) در ديدار صدها نفر از اساتيد، محققان و پژوهشگران دانشگاهها، جهان را در حال گذر و تحول به سمت يك «ساختار و هندسه جديد سياسی، اقتصادی و اجتماعی» خواندند و با تبيين جايگاه و نقش‌آفرينی ويژه‌ی ملت ايران در اين تحول عظيم تاريخی تأكيد كردند: نخبگان كشور از جمله دانشگاهيان می‌توانند با عمل به وظايف بسيار مهم خود در اين برهه‌ی بسيار حساس تاريخی، به ارتقای جايگاه ايران در ساختار جديد جهان،‌ كمك تعيين كننده‌ای كنند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌ای اوضاع در حال گذر جهان را از لحاظ ظاهری با مرحله تحولات پس از جنگ جهانی اول و دوران پيدايش استعمار اروپا قابل مقايسه دانستند اما تأكيد كردند: جهت گيری تغييرات آتی جهان برخلاف دورانهای ياد شده، در جهت تبادل قدرت و توانايی‌های عمومی بخشی از ملتهای جهان با بخشهای ديگر است.
 
ايشان،‌ در تبيين نشانه‌ها و شواهد بروز تحولات و تغييرات عميق جهانی به بيداری اسلامی اشاره كردند و افزودند: احساس هويت و بيداری متكی بر اسلام در ميان ملتهای مختلف اسلامی، نشانه‌ی بی‌سابقه‌ای است كه از عمق تحول در ساخت و هندسه‌ی آتی جهان، خبر می‌دهد.
 
رهبر انقلاب شكست غرب به رهبری امريكا در تسلط بر منطقه غرب آسيا را نشانه‌ی ديگری از «دوران تحول كنونی» برشمردند و افزودند: خيز ناموفق امريكا برای تسلط بر اين منطقه‌ی مهم و حساس كه در قضيه عراق و افغانستان آشكار شد از ديگر نشانه‌های تغييرات عميقی است كه جهان با آن روبروست.
 
حوادث جاری در اروپا و آينده‌ی مبهم كشورهای قدرتمند اين قاره از ديگر شواهدی بود كه رهبر انقلاب برای اثبات حركت جهان كنونی به‌سمت يك ساختار جديد، به آن استناد كردند.
 
ايشان افزودند اوضاع كنونی اروپا كه سرانجام آن را به زمين خواهد زد، ناشی از خطاهای تاكتيكی يا راهبردی نيست بلكه ناشی از خطای بنيانی در جهان بينی است.
 
حضرت آيت الله خامنه ای افول وجهه امريكا در جهان را چهارمين نشانه ای دانستند كه اثبات می كند جهان، در حال گذر به يك وضع جديد است.
 
ايشان خاطرنشان كردند: امريكا به عنوان قدرت اول ثروت و علم و فناوری نظامی و غيرنظامی، چندين دهه در ميان ملتها دارای وجهه عمومی بسيار خوبی بود اما اين كشور امروز نه تنها هيچ وجهه ای ندارد بلكه در افكار عمومی جهان به سمبل زورگويی، ظلم، دخالت در امور ملتها و جنگ افروزی تبديل شده است.
 
رهبر انقلاب پس از تشريح نشانه های بروز تحولات عميق در ساختار و هندسه جهان آتی،‌به تبيين اين واقعيت پرداختند كه كشور و ملت ايران در اين دوران گذر از جايگاه مهم و حساسی برخوردارند كه درك آن، وظايف سنگينی را متوجه ملت، نخبگان و مسئولان می كند.
 
حضرت آيت الله خامنه ای بيداری نشأت گرفته از انقلاب اسلامی و استواری و استحكام بی نظير شالوده نظام بر مبنای اعتقاد،‌ايمان، عقل و عاطفه را از جمله دلايل جايگاه ويژه ايران در تحولات كنونی جهان خواندند.
 
ايشان افزودند: علاوه بر اين دلايل ثروت و منابع عظيم و خدادادی ايران از جمله منابع انرژی و نيروی انسانی برخوردار از استعداد بالا، به ايران در موقعيت در حال تحول جهان،‌ويژگی های قابل توجهی بخشيده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی در همين زمينه با اشاره به سترون و نازا بودن غرب در ارائه انديشه های نو و ايده های جديد برای بشريت، تأكيد كردند: جمهوری اسلامی بر خلاف غرب عقيم، در ابعاد مختلف سياسی، حكومتی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی برای جامعه بشری حرفهای نوين و موج آفرينی دارد.
 
ايشان مردم سالاری دينی، ابتنای تمدن بر معنويت و آميختگی دين و زندگی در عرصه های سياسی و اجتماعی و اقتصادی را از جمله حرفهای نو ملت ايران و نظام اسلامی برای ملتهای جهان دانستند.
 
رهبر انقلاب اسلامی در ارائه آخرين دليل برای اثبات جايگاه خاص ايران در روند تحولات جهانی به پايداری و سرسختی ملت ايران و نظام اسلامی در مقابل شيوه های سلطه غرب اشاره كردند و افزودند: ايران، مردمش، نخبگانش و مسئولانش در مقابل تهديد،‌جنگ آفرينی، ترور، كشتار و اختلاف افكنی غرب، ايستادگی می كنند و اين واقعيت نيز، به اين كشور بزرگ ويژگی خاصی بخشيده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی بعد از تبيين نشانه های ورود دنيا به مرحله يك تحول اساسی و تشريح جايگاه ويژه جمهوری اسلامی ايران در اين تحول، اين سوال را مطرح كردند كه آيا دانشگاهها و حوزه های علميه در قبال اين حوادث بسيار مهم مسئوليتی دارند يا نه؟
 
حضرت آيت الله خامنه ای يك سوال ديگر نيز مطرح كردند: آيا دانشگاهها و حوزه های علميه می توانند در اين تحولات مهم، تماشاگر باشند و برای خود نقشی تعريف نكنند؟
 
ايشان در پاسخ به اين سوال ها خاطرنشان كردند: توفيق و نقش آفرينی ملت ايران در اين برهه بسيار مهم و تاريخی، در درجه اول بعهده دانشمندان كشور است و يقيناً دانشگاهها يكی از عناصر رتبه اول برای تأثيرگذاری در اين تحولات هستند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نقش بسيار حساس و عظيم دانشگاه در اين تحولات، افزودند: دانشگاهها می توانند با عمل به مسئوليت های خود بگونه ای نقش آفرينی كنند كه كشور، ملت و تاريخ ايران در اين تحولات برنده باشند و اين مسئله، نشان دهنده نقش بسيار حساس نخبگان و دانشگاهيان در اين مقطع تعيين كننده است.
 
حضرت آيت الله خامنه ای در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به پيشرفتهای كشور در عرصه های مختلف از جمله بخشهای علمی،‌خاطرنشان كردند: در كنار اين پيشرفتها، نقاط منفی نيز در زمينه مديريت های علمی و برنامه ريزی ها وجود دارند كه تنها راه برطرف كردن آنها، تمركز ذخيره علمی و كارشناسی دانشگاهها برای حل اين مشكلات است.
 
شبهه لزوم بی طرف بودن علم و دخالت ندادن آن درسياست، موضوع ديگری بود كه رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره كردند.
 
حضرت آيت الله خامنه ای تأكيد كردند: علم در مرحله كشف حقايق بيطرف است اما هنگامی كه علم در خدمت يك جهت گيری قرار گيرد،‌به هيچ وجه بی طرف نيست و اين وضع كنونی جهان شاهد اين مسئله است.
 
ايشان افزودند: چگونه است كه قرنهای متمادی، علم در خدمت سلطه گری و استعمار ملتها، توليد سلاح و كشتار انسانها و جنگ افروزی قرار گرفته است اما نبايد در خدمت عدل، ارزشها و پيام اسلام قرار گيرد.
 
رهبر انقلاب اسلامی به يك مغالطه ديگر و آنهم تقسيم بندی دستگاه علمی كشور به دولتی و غيردولتی اشاره و خاطرنشان كردند: برخی تلاش می كنند تا مفاهيم «دانشجو، استاد و تشكل دولتی» را به عنوان يك دشنام مطرح كنند در حاليكه حمايت دانشجو، استاد و يا يك تشكل دانشگاهی از نظام و حكومتی كه بر پايه مبانی اسلامی و الهی شكل گرفته، يك افتخار است.
 
ايشان افزودند: بايد فرهنگ تلاش و مجاهدت برای جبهه حق در دانشگاهها گسترش يابد كه البته نقش اساتيد در اين زمينه بسيار برجسته است.
 
رهبر انقلاب اسلامی تأكيد كردند: گسترش فرهنگ تلاش و مجاهدت برای جبهه حق،‌در واقع همان فرماندهی جنگ نرم است كه به عهده اساتيد دانشگاهها قرار دارد.
 
حضرت آيت الله خامنه ای در پايان سخنان خود، ضرورت تأمل مسئولان درخصوص ايجاد نظام ملی نوآوری را مورد تأكيد قرار دادند و خاطرنشان كردند: خلاء نبود نظام ملی نوآوری كه در واقع شبكه ای از ارتباط های زنجيره ای كلان و خرد دستگاههای علمی كشور است، به شدت احساس می شود كه بايد برای آن چاره انديشی كرد.
 
ايشان تأكيد كردند: مهمترين وظيفه نظام ملی نوآوری، رصد و هدايت جريان علمی و نوآوری در كشور است....

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2697
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

21 مرداد سال 61؛ کوچ خونین شهیدان طاهری،میرجلیلی،طهماسبی

 

پرونده سازمان منافقين بقدري ننگين است كه حتي بازخواني يكي از جنايتهاي اين سازمان، ننگ و نفرت ابدي را متوجه آن مي كند. يكي از اين جنايتها شكنجه سه تن از پاسداران انقلاب اسلامي به نام طالب طاهری،محسن میرجلیلی،شاهرخ طهماسبی است كه در 21 مرداد سال 61 به وقوع پيوست. متن زير شرح دلخراش اين جنايت است كه توسط يكي از شكنجه گران اعتراف شده است. خواندن اين اعتراف همانقدر كه انسان را از منافقين و حمايت كنندگان خبيث آنها متنفر مي كند، قدر و ارش انقلاب اسلامي را در پيش چشم او بالا مي برد.

شکنجه نیروهای انقلابی و حتی عناصر سازمان به وسیله تیم های ویژه بود. مرکزیت منافقین براین گمان بود که بدون نفوذ عناصر وابسته به حکومت درمیان اعضا و هواداران سازمان که امکان دست گیری های پی در پی و کشف خانه های تیمی در تهران و شهرستان ها وجود ندارد. بنابراین به عنوان یکی از وظایف – یا به اصطلاح خطاها – مقرر شده بود که عناصر مشکوک ربوده شوند و در خانه های تیمی مورد شکنجه قرار بگیرند تا بتوان به ماهیت عناصر وابسته به حکومت در بدنه سازمان پی برد.
 
در این مورد برای مسئله دار نشدن اعضا و هواداران، گفته می شد که این روش موقت است و پس از رسیدن به اهداف، کنار گذاشته خواهد شد. یکی از شکنجه گران منافق – مهران اصدقی – در این باره گفته است "به کلیه خانه های تیمی این خط را داده بودند که اگر در اطراف خانه افراد مشکوکی را دیدید، آن ها را بگیرید و سریع اقدام کنید. آن ها را بدزدید و به خانه تیمی ببرید و شکنجه کنید و اطلاعات بگیرید." بعد از اینکه این خط به ما داده شد تعداد زیادی حکم های جعلی کمیته و سپاه به ما داده شد و از طرف مسوولم مسعود قربانی با نام مستعار تقی به ما گفته شد که حسین ابریشمچی با نام مستعار رحمت خانه اش را برای این کار اختصاص داده و این مسئله آنقدر مهم است که او خانه خودش را در اختیار گذاشته، آدرس خانه به مصطفی معدن پیشه (رحمان) داده شد و او به همراه دو نفر دیگر به نام های شهرام روشن پناه و محمدرضا به خانه فوق رفتند. قرار بود آنها برطبق دستورالعملهایی که از بالا به ما گفته بودند خانه را آماده کنند و وسایل لازم برای شکنجه را تهیه کنند.
 
بعد از چند وقت جریان دزدیدن پاسداران کمیته پیش آمد و این جریان این طور بود که در خانه تیمی دیگری که در خیابان کارون داشتیم افراد مرکزیت بخش ویژه که مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی  بودند جمع شده بودند فردی که مسوول حفاظت این خانه بود جواد محمدی با نام مستعار طاهر بود. طاهر حین مراقبت از خانه و دیده بانی از داخل خانه مشاهده می کند که فردی بیرون از خانه ایستاده است به او مشکوک می شود و طبق خط داده شده اقدام به شناسایی وی می کند. طاهر به خیابان می رود و از این فرد سوال می کند که مغازه ای که لوازم یدکی اتومبیل داشته باشد کجاست. وی آدرس یک مغازه لوازم یدکی را می دهد و طاهر فکر می کند وی بچه همین محل است و شکش برطرف می شود و به خانه برمی گردد.
 
روز بعد مشاهده می کند که همان فرد دیروزی به همراه یک جوان دیگر در خیابان ایستاده اند طاهر کاملا به آنها مشکوک می شود و به افراد بالا که در خانه بودند اطلاع می دهد آنها بعد از اینکه این جوانها را مشاهده می کنند به طاهر می گویند این دو نفر را بدزدید طاهر به همراه دو نفر دیگر که در آن خانه بودند اقدام به دزدیدن این دو جوان می کنند و به خیابان می آیند و با ماشین جلوی آنها می پیچند و به آنها می گویند که ما کمیته ای هستیم که به شما مشکوک شده ایم و با زور و تهدید این دو نفر را به داخل ماشین می اندازند و به ساختمانی که از قبل آماده شده بود می برند و به همراه افراد دیگر که در خانه بودند شروع به شکنجه آنها می کنند.
 
 
روايتي از يك شكنجه قرون وسطايي
 
مهران اصدقی در اعترافات خود نحوه شکنجه دو برادر پاسدار طالب طاهری و محسن میرجلیلی گفته: "جواد محمدی، رضا هاشملو و نبی ضیایی برادران پاسدار را با ماشین در حالیکه آنها را به پایین صندلی ماشین دولا کرده بودند وارد خانه کردند چون به برادران پاسدار گفته بودند ما کمیته ای هستیم و به شما مشکوک هستیم درخانه نیز می خواستند با همین وضع با آنها برخورد کنند ولی وقتی آنها را داخل اتاق وارد کنند برادران پاسدار عکس موسی خیابانی که به دیوار چسبیده بوده را می بینند متوجه می شوند که به وسیله چه کسانی ربوده شده اند. به همین خاطر از همان ابتدا سکوت می کنند و جواد به همراه افرادی که در خانه بودند همان ابتدا سکوت می کنند و جواد به همراه افرادی که در خانه بودند دست به شکنجه می زنند  برادران پاسدار را روی صندلی نشانده و با طناب دست ها و پاهای آنها را می بندند و با کابل به کف پا و سر و صورت و بدن پاسداران می زنند و سپس جواد محمدی مدارک و کارت های پاسداری را از جیب برادران پاسدار درآورده و می برد تا به مسوولان بالا نشان دهد.
 
در همین روز از طریق مسعود قربانی که مسوول من ، مهران اصدقی بود به من اطلاع داده شد که چنین افرادی دزدیده شده اند و مسعود قربانی به من گفت: مسوولیت بازجویی از اینها به عهده توست و همین امشب سوالاتی در زمینه شیوه های شناسایی خانه های تیمی در می آوریم و تو به خانه خیابان بهار برو. من پس از تنظیم سوالات صبح به آن خانه رفتم و با ورود به خانه به دیدن افراد دزدیده شده رفتم نقابی پارچه ای به صورتم زدم و ابتدا وارد حمام شدم محسن میر جلیلی یکی از پاسداران در حمام بود و در حالیکه پاهایش تاول هایی زده بود که خون داخل آنها مرده بود با زنجیر دستها و پاهایش بسته شده بود. با ورود من به حمام، او متوجه شد که من فرد جدیدی هستم.
 
 حدودا 26- 25 ساله بود و لاغر و قد بلند بود و فقط به من نگاه می کرد بعد از اینکه از حمام بیرون آمدم وارد اطاق شدم تا پاسدار دیگر را که طالب طاهری نام داشت ببینم او نیز دست ها و پاهایش با زنجیر بسته شده بود و پاهایش  متورم و کبود و تاول زده بود وی قدی نسبتا کوتاه داشت و حدود 17 ساله بود . از اتاق بیرون آمدم. من به همراه مصطفی و شهرام و محمدرضا کار شکنجه را شروع کردیم ابتدا آنها را روی صندلی بستیم و سپس صندلی را خواباندیم من کابل می زدم و مصطفی معدن پیشه دهانشان را با  پارچه گرفته بود تا صدا بیرون نرود و وقتی مصطفی میزد من دهانشان را می گرفتم آنها مرتب مطالب راتکذیب می کردند و هنگامی که خیلی از فشار ضربات دردشان میامد الله اکبر می گفتند.
 
در اثر زدن با کابل تاول هایی که روی پاهای آنها بود ترک می خورد و خون جاری می شد و به مصطفی گفتم پاهایش را باند پیچی کند تا بتوانیم مجددا آنها را بزنیم. در اثر ترکیدن تاولها خون کف حمام راه افتاده بود و وقتی شکنجه محسن تمام می شد او را بیرون می آوردیم و طالب را داخل حمام می بردیم. تا عصر ما شکنجه را ادامه دادیم وقتی خودمان خسته می شدیم آنها را از روی صندلی باز می کردیم و دست ها و پاهایشان را با زنجیر به میز داخل اطاق می بستیم.
 
روز بعد باز دست به کار شدیم در حمام من و مسعود قربانی نزد محسن میر جلیلی که روز صندلی بسته شده بود رفتیم مسعود قربانی خطاب به محسن گفت: شنیده ام تو اطلاعات نمی دهی میدانی ما با دشمنانمان چطور رفتار می کنیم؟ اگر اطلاعات ندهی ترا می پزیم سپس به من گفت اتو بیاور من اتو آوردم مسعود اتو را به برق زد و اتو را در حالیکه چراغش روشن شده بود و داغ می شد از فاصله بین تکیه گاه صندلی و محل نشستن آن به کمر محسن نزدیک کرد طوریکه او احساس می کرد که اتو داغ است و فقط به من خیره شده بود و هیچ حرفی نمی زد مسعود قربانی مجددا سوال کرد حرف میزنی یا نه؟ که به دنبال این حرف ناگهان اتو را به کمر محسن میر جلیلی چسباند که محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز کرد سپس از هوش رفت.
 
 
سپس مسعود قربانی به محمدرضا گفت آب سرد رویش بریز تا به هوش بیاید . من از حمام بیرون رفتم و وارد اتاقی که جواد محمدی و مصطفی معدن پیشه در آن بودند شدم. جواد خطاب به طالب می گفت زندگی و نجاتت دست خودت است یا باید اطلاعات بدهی یا پوستت را می کنم سپس به مصطفی گفت: برو چاقو بیاور مصطفی چاقو را آورد و به جواد داد. جواد دو بار چاقو را روی بازوی طالب کشید که خون نیامد بار سوم چاقو را محکم کشید که بازوی طالب را برید ناگهان طالب بر اثر درد شدید تکان خورد و خون از بازویش جاری شد می خواست حرف بزند که جواد گفت: خفه شو دوباره خواست حرفی بزند جواد گفت خفه شو و با مشت توی دهان طالب کوبید طوریکه دندان هایش شکست و دهانش خونی شد باز که خواست حرفی بزند جواد گفت الان حالیت می کنم و سپس میله ای سربی را برداشت و به دهان و فک و چانه و دندان های او زد مصطفی نیز با میله سربی دیگر که در دستش بود به جاهای مختلف بدن طالب می زد و این ضربات آنقدر محکم بود که طالب از ناحیه دنده هایش احساس درد شدید می کرد.
 
سپس به حمام رفتم دیدم محسن به هوش آمده است مسعود قربانی گفت: باید با آب داغ حال اینها را جا آورد و سپس من آب داغ آوردم و مسعود به من گفت: آب داغ را یواش یواش بریز تا بیشتر زجر بکشد.
 
طوری که تمام تاول های پایش ترکید و حال خیلی وحشتناکی پیدا کرده بود و از جای باندها خون آبه راه افتاده بود و پوست پاها از بدن جدا می شد. محسن بیهوش شد و وقتی به هوش آمد مسعود قربانی که آب داغ را روی دست های محسن ریخت که دستهایش پف کرد و چروک شد و حالت پختگی داشت. من در حالیکه عرق کرده بودم از حمام خارج شدم و به اتاقی که جواد و مصطفی بودند رفتم با صحنه دلخراشی مواجه شدم:
 
پوست سمت راست سرطالب به همراه موهایش کنده شده بود.
 
وقتی طالب به هوش آمد مصطفی سر او را محکم گرفت و جواد با عصبانیت گوش و بینی طالب را برید. طالب بیهوش شد جواد محمدی چاقو را کنار چشم طالب گذاشت و فشار داد که خون از چشمش بیرون ریخت  وقتی طالب به هوش آمد مصطفی با کابل به سینه و پاهای طالب می زد.
 
به حمام رفتم و با کابل شروع به زدن محسن کردم محمدرضا هم دهان محسن را گرفته بود. سپس محسن را که دیگر رمقی در بدن نداشت باز کردیم و داخل اتاق دیگر بردیم و با زنجیر به میز بستیم.
 
من مجددا به اتاقی که طالب در آن شکنجه می شد رفتم. طالب بیهوش، در حالیکه خون در جاهای مختلف صورتش خشکیده بود روی صندلی همچنان در حال شکنجه شدن بود و جواد محمدی در حالیکه انبردست در دستش بود مشغول کشیدن دندان های طالب بود. طالب که به هوش آمد جواد از او اطلاعات می خواست و در مورد یکسری کارت و مدارک پاسداری که از جیب طالب به دست آورده بود سوال می کرد و می گفت: آدرس دوستانت را به ما بده که طالب جوابی نمی داد. جواد گفت: اینطوری نمی شود باید این را کبابش کرد و مصطفی به آشپزخانه رفت و یک گاز پیک نیک و یک سیخ به همراه خودش آورد و به جواد داد.
 
 
شب آمپول سیانور به بدنشان تزریق کردیم که بعد از تزریق سیانور صدای خر خر از گلوی آنها خارج می شد و ما در حالیکه هنوز زنده بودند و در حال جان دادن بودند بدن آنها را طوری طناب پیچ کردیم که داخل صندوق عقب جا شود و حین طناب پیچ کردن دیدم داخل لباس های طالب خرده شیشه است به طرف خیابان نظام آباد به راه افتادیم تا ماشین را تحویل خروزندی و محمد جعفر هادیان برای دفن بدهیم.
 
بخشی از سوالات دادستان از مهران اصدقی
 
باتوجه به اینکه اجساد شکنجه شده توسط شما، سه تن از برادران پاسدار بوده اند و شما در رابطه با جزییات شکنجه به دو نفر از آنان اشاره نموده اید، در مورد سومین پاسدار شکنجه شده توضیح کافی دهید؟
 
پاسدار سوم که شاهرخ طهماسبی نام دارد به وسیله واحدهای دیگر بخش ویژه که تحت مسوولیت فردی به نام محمد شعبانی با نام مستعار نادر و حمید از مسوولان نظامی بخش ویژه بوده اند ربوده می شود. شاهرخ طهماسبی در یکی از خانه های تیمی بخش ویژه مورد شکنجه قرار می گیرد و پس از مقاومت زیادی که در قبال شکنجه می کند به شهادت می رسد و سپس وی را در محلی دفن می کنند.
 
هدف شما از اعمال این گونه شکنجه های وحشیانه چه بود؟
 
این خط جدای از سایر خطوط ما نبود چون بعد از ضربه 12 اردیبهشت خط شکنجه داده شد و در تحلیل سازمان نسبت به شکنجه گفته می شد که ما ضربه نظامی با رژیم زیاد زده ایم ولی تا به حال کار اطلاعاتی نکرده ایم کار اطلاعاتی موفقیتش خیلی بالا است و از طرفی ماهر نوع شیوه ای اعم از ترور، به آتش کشیدن منازل را انجام داده ایم ولی نتیجه ای نداده بنابراین باید به کار اطلاعاتی رو بیاوریم و با شکنجه افرادی که عضو شبکه های اطلاعاتی رژیم هستند می توانیم براحتی خطمان را جلو ببریم و جلوی ضرباتی که به خودمان وارد می شود بگیریم و به عبارتی حیات و موجودیت سازمان تنها و تنها با ادامه شکنجه امکان پذیر است.
 
این جنایات فجیع توسط چه کسانی طراحی و هدایت می شد؟
 
ضربه 12 اردیبهشت که به مرکزیت سازمان وارد شده بود کیفی ترین و بالاترین نیروهای سازمان را پشت جریان شکنجه کشاند چون مسئله مهم بود و خط سیر عملیاتی سازمان روی شکنجه قرار گرفته بود لذا مرکزیت سازمان در راس این جریان قرار داشت و بطور خاص افرادی از مرکزیت که در هدایت این جریان نقش داشتند عبارتند از مسعود رجوی، علی زرکش یزدی، محمود عطایی، مهدی افتخاری و افرادی که در داخل کشور مسوول اجرای آن بودند مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی... بودند و ما نیز عاملین اجرایی جریان فوق بودیم.
 
برادران در مقابل شکنجه وحشیانه شما چه عکس العملی از خود نشان می دادند؟
 
پاسداران در مقابل اقدامات ما هیچگونه اطلاعاتی ندادند و مقاومت کردند و در مقابل شکنجه های ما مدام الله اکبر می گفتند و هر چه قدر به آنها فشار می آوردیم تا آدرس دوستانشان و نحوه کشف خانه ها را به ما بدهند جواب نمی دادند و اظهار بی اطلاعی می کردند.
 
چه نتیجه ای از شکنجه عاید شما شد؟
 
با آن اهدافی که وارد این جریان شدیم چیزی از آن اهداف نصیبمان نشد و هنوز نتوانسته بودیم کانال ضربات را در بیاوریم و روز به روز ضربات بیشتری از جانب رژیم دریافت می کردیم لذا سازمان تصمیم به خارج کردن آخرین بازمانده های تشکیلات خود که ضربه نخورده بودند را گرفت و برای این که بتواند براحتی این کار را انجام دهد. خطر انجام روزی 30 عملیات به واحدهای عملیاتی داده شد تا جو شهر را متشنج کنند. از طرف دیگر افشای جریان شکنجه سازمان را زیر علامت سوال برده بود و حتی بچه های خودمان نسبت به این جریان مسئله دار شده بودند و سوال می کردند که این کار کیست و ما چون توجیهی برای کار نداشتیم و نتیجه مناسبی هم کسب نکرده بودیم ناچارا می گفتیم کار ما نیست.
 
پس از افشای جریان شکنجه و انعکاس آن در رسانه های گروهی، عکس العمل مرکزیت سازمان تروریستی منافقین چه بود؟
 
ضربات 12 اردیبهشت آنقدر برای سازمان سنگین بود که مانند فردی که غرق می شود و برای نجات خود به هر چیزی دست میاندازد ما نیز برای نجات خود از نابودی تنها به این فکر بودیم که حتی اگر شده برای چند روزی موجودیت سازمان را حفظ کنیم و لذا جنون آمیز دست به شکنجه زدیم و خودمان حتی پیش بینی این مسئله را نکرده بودیم که در صورت فاش شدن این قضیه چه کار کنیم این مسئله نشان دهنده دستپاچگی ما و بی برنامه بودن سازمان و نداشتن تحلیل درت از جریانات بود و وقتی خسرو زندی بعد از این جریان در عملیات دستگیر شد و محل دفن اجساد شکنجه شده و قضیه شکنجه گری سازمان لو رفت سازمان تصور نمی کرد که فاش شدن این جریان اینقدر برایش گران تمام شود و وقتی با انبوه شرکت کنندگان در تشیع جنازه این پاسدار و مسئله دار شدن بچه ها در داخل تشکیلات رو به رو شد و دید تمامی اذهان عمومی بر علیه اش بسیج شده اند مجبور به موضع گیری شد و به ما که در این عمل دست داشتیم گفتند چیزی به افراد تشکیلات نباید بگویید و اگر سوالی کردند بگویید کار خود رژیم است.
 
 
اعتراف فرانسوي!
 
اجساد سه تن از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی که به دست عناصر سازمان مجاهدین خلق ربوده شده و پس از شکنجه های فراوان به قتل رسیده بودند، امروز 25 مرداد با شرکت صدها هزار تن از مردم تهران تشیع شد. روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی از این مراسم نوشت: پیکر مطهر سه تن از پاسداران مظلوم کمیته انقلاب اسلامی که به فجیع ترین وضع به دست منافقین ضد خلقی به شهادت رسیدند صبح امروز در میان انبوه هزاران تن از امت عزادار تهران با حضور شخصیت های سیاسی و مذهبی کشور از مقابل کمیته انقلاب اسلامی تشیع و در قطعه  26 شهدای بهشت زهرا به خاک سپرده شد. ساعت 9 صبح امروز در حالی که میدان بهارستان و خیابان های اطراف آن مملو از جمعیت عزادار تهران با چهره های برافروخته شان بود، پیکرهای مطهر شهیدان طالب طاهری، محسن میر جلیلی و شاهرخ طهماسبی، سه شهید مظلوم کمیته انقلاب اسلامی که پس از اسارات به دست منافقین و تحمل هولناک ترین شکنجه های ددمنشانه از سوی مزدوران امریکا، به شهادت رسیدند، طی مراسمی باشکوه در حالی که دسته موزیک مارش عزا می نواخت، به میان جمعیت انتقال داده شد.
 
تشییع کنندگان با گفتن الله اکبر، لا اله اله الله شعار می دادند: مرگ بر منافق، مجاهدین بر سنگر حق می ستیزند، منافقین در پشت جبهه خون می ریزند، ای پاسدار قرآن شهادتت مبارک، دادستان، دادستان به خاطر مکتب من، شکنجه های تن من، القصاص القصاص، شهیدان زنده اند الله اکبر، این جان و تن ما هدیه به رهبر ماست.
 
خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی این مراسم، اقدامات سازمان مجاهدین خلق و مقابله جمهوری اسلامی با آن سازمان را مورد توجه قرار داده است که گزیده ای از آن بدین شرح است: با اجتماع هزاران تن از مردم تهران برای تشییع جنازه سه پاسداری که به وسیله منافقین شکنجه شده بودند، مبارزه ای که مقامات ایرانی از چند روز قبل علیه تروریسم داخلی شروع کرده بودند، مشخص تر شد. اجساد این سه تن در حالی که در پلاستیک پیچیده شده بود بر سر دست های هزاران تن، از کمیته مرکزی مرکز تهران تشییع شد. صدای گنگ دست هیای که با یک نوحه به شدت به سینه ها می خورد با فریاد مرگ بر منافق در حالی که مشت ها به هوا می رفتند جا عوض می کرد...

 


:: بازدید از این مطلب : 2514
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

بر اساس آمار پايگاه استنادی اسکوپوس، ايران از اول سال ميلادی تا اوت 2012 برابر با 21 مردادماه 1391 با توليد 19 هزار و 559 مقاله در جايگاه شانزدهم توليد علم جهان ايستاد.

دکتر جعفر مهراد، سرپرست پايگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) در گفت‌وگو با ايسنا، با اعلام آخرين آمار توليد علم توسط دانشگاه ها وموسسات پژوهشی و فناوری کشور گفت: ثبت و نمايه سازی مقالات دانشمندان و پژوهشگران ايران در پايگاه استنادی اسکوپوس از اول سال ميلادی تا اوت 2012 برابر با 21 مردادماه 1391 نشان می دهد که ايران در اين بازه زمانی 19 هزار و 559 مقاله توليد کرده که از نظر طول زمان يعنی تقريبا هفت ماه و 10 روز در تاريخ آموزش عالی ايران بی نظير و منحصر به فرد است.

وي ادامه داد: سياست های موثر دولت باعث ايجاد انگيزه قوی در اعضای هيات علمی و پژوهشگران دانشگاه ها و موسسات تحقيقاتی و فناوری شده و اکنون دانشگاه ها با علاقه وافر در جهت توسعه علمی از نظر کمی و کيفی گام های بلندی را به جلو بر می دارند که تبلور آن در تربيت بيش از چهار ميليون دانشجو در دانشگاه های دولتی و غير دولتی، افزايش دوره های تحصيلات تکميلی و پرداختن به پديده های نوين علمی در قلمرو نانوفناوری، بيوتکنولوژی، هوا و فضا، سلول های بنيادی و توليد علم است.

سرپرست پايگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) تصريح کرد: رتبه توليد علم ايران در پايگاه اسکوپوس در سال 2011، هفدهم بود كه با تلاش های بی وقفه مجموعه عوامل شامل اعضای هيات علمی، مديريت ها و سرمايه گذاری در عرصه آموزش عالی طي هفت ماه نخست سال 2012 به شانزدهم ارتقا يافته است.

مهراد با تبريک اين موفقيت غرور آفرين به جامعه علمی گفت: ترکيه که همواره از نظر توليد علم در سال های مختلف بر ايران پيشی داشت نه تنها در سال 2011 ميلادی از جمهوری اسلامی ايران عقب افتاده، بلکه در سال جاری نيز با اختلاف سه رتبه پس از ايران قرار گرفته است. رتبه توليد علم ترکيه در حال حاضر 19 است که همين رتبه را در سال 2011 ميلادی نیز بدست آورده بود.

به گفته مهراد، طی دوره هفت ماهه ياد شده، ايالات متحده با حدود 282 هزار و 665 مقاله در رتبه اول جهان است و رتبه های دوم تا پنجم به ترتيب به چين (197 هزار و 537 مقاله)، انگلستان (81 هزار و 853 مقاله)، آلمان (75 هزار و 635 مقاله) و ژاپن (60 هزار و 446 مقاله) تعلق دارد.

سرپرست پايگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) افزود: هندوستان از قاره آسيا، پس از ژاپن در جايگاه هفتم توليد علم جهان نشسته است و ميزان توليدات علمی اين کشور 47 هزار و 82 مقاله است. رتبه های ششم، هشتم، نهم و دهم جهان نيز مربوط به فرانسه، کانادا، ايتاليا و اسپانيا می باشد. کره جنوبی، سومين کشور قاره آسيا است که از نظر توليد علم بعد از ژاپن و هندوستان با توليد 350 هزار و 9 مقاله، مقام دوازدهم توليد علم را از آن خود كرده است. از ساير کشورهای نوظهور علمی می توان به برزيل و تايوان اشاره کرد که به ترتيب با توليد 24 هزار و 951 و 212 هزار و 18 مقاله، رتبه های چهاردهم و پانزدهم جهان را کسب کرده اند.

مهراد در گفت‌و‌گو با ايسنا افزود: نگاه اجمالی به توليدات علمی ساير کشورها نشان می دهد که بسياری از کشورهای پيشرفته و در حال توسعه جهان رتبه ای بعد از جمهوری اسلامی ايران به دست آورده اند؛ مثلا کشورهای سوئيس، روسيه و سوئد به ترتيب با 19 هزار و 242 مقاله، 18 هزار و 156 مقاله و 16 هزار و 552 مقاله بعد از جمهوری اسلامی ايران در رتبه های 17، 19 و 20 قرار دارند.

وی تصريح کرد: مالزی که به دلايل مختلف موفق شده جمعيت زيادی از کشورهای جهان را به عنوان دانشجو در دانشگاه های خود بپذيرد و سهم قابل توجهی از اين دانشجويان به دانشجويان ايران تعلق دارد، تنها هشت هزار و 837 مقاله توليد كرده و رتبه 27 جهان را احراز کرده است. رتبه رژيم اشغالگر قدس هم با توليد 9 هزار و 149 مقاله، بيست و ششم جهان است.

رييس مرکز منطقه‌يي اطلاع رسانی علوم و فناوری در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: عربستان سعودی و مصر به ترتيب با پنج هزار و 787 مقاله و پنج هزار و 629 مقاله دارای رتبه های 38 و 40 توليد علم جهان می باشند.

مهراد خاطرنشان كرد: ارتقاي مرتبه ايران در توليد علم در شرايطی حاصل شده است که تحريم های مختلف نه تنها بر کليت جمهوری اسلامی ايران بلکه بر دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و فناوری کشور نيز تحميل شده، طوری که کشورهای غربی حتی از فروش برخي مجلات به دانشگاه‌ها و مراکز تحقيقاتی امتناع می ورزند، با اين حال از آنجا که دانشمندان جمهوری اسلامی ايران راه ترقی و پيشرفت علمی را با توجه به سند چشم انداز ايران 1404 و نقشه جامع علمی کشور به خوبی شناخته اند اکنون هيچ حرکتی نمی تواند روند پيشرفت های علمی ايران را کند كرده و به تاخير اندازد.

سرپرست پايگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) تاكيد كرد: با اصلاح آئين نامه ارتقا که در آن به موازات توليد علم به شکل انتشار مقالات در مجلات معتبر بين المللی به کاربردی کردن علم نيز توجه ويژه ای شده، می توان انتظار داشت که در آينده نه چندان دور بخش مهمی از مقاله های علمی دانشمندان کشور در عرصه های تجاری جنبه کاربردی پيدا کرده و بخش صنعت کشور نيز از اين حرکت مهم علمی استقبال و در تجاری سازی يافته های علمی به نحو مطلوب بهره جويي کند.


:: بازدید از این مطلب : 2639
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

به نقل از مهر، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی بعدازظهر یکشنبه در ادامه تفسیر سوره احزاب که در شبستان بزرگ امام خمینی(ره) حرم حضرت معصومه(س) برگزار شد اظهار داشت: منافقان بر اثر ضعف ایمان و یا نداشتن ایمان فکر می‌کردند هر لحظه ممکن است لشکر احزاب به آنها حمله کرده و زنان آنها را به اسارت ببرند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه هر چه ایمان انسان قوی‌تر باشد شجاعت او بیشتر است، به سرنوشت برخی از اصحاب امام علی(ع) اشاره کرد و گفت: اگر تاریخ اصحاب امام علی(ع) جمع شود یک کتاب خواندنی می‌شود.

وی ادامه داد: امام علی(ع) چه مردانی را پرورش داد که هر کدام آنها از نظر دانش، سخاوت، ساده زیستی، ایمان و عشق به خاندان پیغمبر الگو بودند.

آیت‌الله مکارم شیرازی پیغمبر اسلام را الگویی برای همه مسلمانان دانست و تاکید کرد: شجاعت پیامبر در میدان جهاد عجیب بود و ایشان در میدان ساده‌زیستی سرمشق ما هستند.

وی با اشاره به ساده زیستی پیامبر در جشن ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) اظهار داشت: پیامبر دستور داد مقداری خرما و روغن تهیه کردند و آستین مبارک را بالا زد و با دستان خودش حلوا درست کرد و دستور داد میان میهمانان توزیع شود اما اکنون بعضی از جشن‌های عروسی آنقدر پرخرج است که شب جشن عروسی، عزای آنها محسوب می‌شود.

این استاد برجسته حوزه تاکید کرد: بعضی‌ها می‌گویند اگر مراسم کم خرج باشد آبروی آنها می‌رود. آبرویی که به این مسائل بند است هر چه زودتر برود بهتر است.

آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از مهم‌ترین موانع ازدواج را پرخرج بودن و پر رزق و برق بودن مراسم جشن و جهیزیه یاد کرد و گفت: در مراسم خواستگاری هم گفته می‌شود اتومبیل داماد از چه نوع اتومبیلی است؟ آیا خانه شخصی دارد؟ درآمدش چقدر است؟ در حالی که مراسم ازدواج باید ساده برگزار شود.

این مرجع تقلید از بالابودن هزینه پرداخت دستمزد به برخی ورزشکاران انتقاد کرد و گفت: ورزش امر ساده‌ای است و اگر در حد خود باشد باعث سلامتی می‌شود و باید در همه شهرهای کشور برنامه‌های ورزشی برای جوانان باشد اما وقتی ورزش تبدیل به حرفه‌ای می‌شود آسیب‌های به همراه دارد.

وی افزود: چه حقوق‌های کلانی به برخی از ورزشکاران می‌دهند و در جراید نوشته‌اند، اما اگر جوان دانشمندی در آزمایشگاه داروهایی که جلوی بیماری‌های خطرناک را گرفته کشف کند و ما را از کشورهای دیگر بی‌نیاز کند حقوق او قابل مقایسه با ورزشکاران نیست.

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه تا کی می‌خواهیم چشم و گوش بسته دنبال غربی‌ها باشیم، اظهار کرد: ریخت و پاش‌هایی که می‌شود نشان می‌دهد که تا رسیدن به حقیقت خیلی راه است.


:: بازدید از این مطلب : 2577
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

راه شناسایی رضایت خدا از بنده/ ویژگی مؤمن از نظر امام جواد(ع)
 

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: اگر در مصیبت‌ها و نداری‌ها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدا راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد.

 

* دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان

«اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین»

خدایا در این روز از تو درخواست می‌کنم آنچه را که رضای تو در اوست، و به تو پناه می‌برم از آنچه تو را پسند است و از تو توفیق می‌خواهم که در این روز به فرمان تو باشم و هیچ نافرمانی نکنم، ای عطا بخش سوال‌کنندگان!

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ترجمه این دعا می‌گوید: در این دعا رو به پروردگار می‌گوییم؛ «‌ای خدا، من از تو چند چیز را در ماه رمضان سؤال می‌کنم، اول اینکه تو از من راضی شوی و زندگی من طوری باشد که از من رضایت داشته باشم. این توفیق است که آدم کارهای خود را به گونه‌ای انجام دهد که خدا از او راضی باشد و پناه می‌برم به تو از چیزهایی که تو را اذیت می‌کند، یعنی از گناه و اطاعت از شیطان و اطاعت از نفس.»

وی می‌گوید: اگر می‌خواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟ اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است.

این عالم ربانی می‌افزاید: حدیث داریم که شما مانند بیمار هستید و خدا مانند دکتر و طبیب. همان‌طور که دکتر هر چه بگوید، بیمار می‌پذیرد، خدا هر چه به ما داد، ما هم باید رضایت داشته باشیم.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی ادامه می‌دهد: اگر در مصیبت‌ها و نداری‌ها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد. اما خیلی سخت است که انسان ذره‌ای گله‌ از خدا نداشته باشد.

وی در شرح فراز «وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ» دعای روز بیست و چهارم ماه رمضان می‌گوید: خدایا از تو توفیق می‌خواهم که در ماه رمضان اطاعت تو را کنم و گناه انجام ندهم! روایت داریم از امام نهم (ع) که فرمود: ‌مؤمن باید 3 خصلت داشته باشد. اول توفیق داشته باشد، دوم خودش را موعظه کند و سوم اینکه نصیحت دیگران را قبول کند.

این استاد اخلاق با اشاره به مال‌‌اندوزی برخی از مردم برای وراث، گفت: وارثان خود را به خدا بسپارید و نه به پول. حدیث داریم که اگر وارث خوب هستند، خدا خودش نگهبان آنهاست و اگر بد و دشمن خدا هستند؛ چرا برای دشمنان خدا زحمت می‌کشید؟

آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: در پایان دعا برای استجابت دعا می‌گوییم؛ ای خدایی که به هر کسی که از تو چیزی سؤال می‌کند، تو جود می‌کنی و نسبت به او بخشش داری، دعای ما را استجابت کن! ما گاهی سائلین را رد می‌کنیم؛ اما خدا درخواست همه را می‌دهد و رد نمی‌کند؛ ولی گاهی چیزی که صلاح ما نیست را از خدا می‌خواهیم و خدا نمی‌دهد؛ البته آن خواسته را هم در قیامت برآورده می‌کند.

وی در پایان می‌گوید:‌در قیامت بندگان می‌پرسند؛ خدایا اینها که به ما می‌دهی، چیست؟ خطاب می‌آید که در دنیا خواستی صلاح نبود بدهیم و الان آن را برآورده می‌کنیم


:: بازدید از این مطلب : 2606
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 مرداد 1391

 آیت‌الله تهرانی می‌گوید: وقتی می‌خواهی از خدا تقاضا کنی، نگاهی هم به سوابق گذشته‌ات بکن و بگو: خدایا! مرا ببخش. بعد با صدق نیت، استغفار کن...

 

أعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ؛ بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیمِ؛

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَی إِذَا نَاجَیتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیکَ وَ وَقَفْتُ بَینَ یدَیکَ»

مروری بر مباحث گذشته

جملاتی که اوّل بحثم در مباحث دعا مطرح می‌کنم از علی(ع) است و از مناجات‌های ایشان است. بحث ما این بود که ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است؛ دعای به خیر برای خود و دیگران، حال چه مادّی باشد و چه معنوی و به‌ خصوص در لیالی قدر که به آن سفارش شده است.

عرض شد، در روایت موثّقّه زراره داریم که شب نوزدهم، لیله تقدیر بود. یعنی شبی که مسائل موجودات را نسبت به سال آینده بررسی و اندازه‌گیری می‌کنند و در آن روایت داشت که شب بیست و یکم لیله ابرام است؛ یعنی در امشب آنچه را نسبت به شخص بررسی و اندازه‌گیری کرده‌اند، ثبت و ضبط می‌کنند و بعد آنچه را که نسبت به سال آینده مناسب دیده‌اند، در شب بیست و یکم  قرار می‌دهند. عرض کردم اگر بنا باشد که بررسی و اندازه‌گیری‌ها بر محور سوابق باشد، یعنی براساس آنچه سال گذشته انجام داده‌ایم، سال آینده را برای ما ترسیم کنند، مصیبت است؛ لذا عرض کردم شب نوزدهم شب شرمندگی است.

ترمیم گذشته و ترسیم آینده

اینجا جمع شده‌ایم و خیلی ساده چه می‌خواهیم؟ بنده فکر می‌کنم که شما هم همین‌طور باشید. دو تا چیز می‌خواهیم. یک: ترمیم نسبت به گذشته، دو: ترسیمِ خوب نسبت به آینده.

چقدر بد بودیم! آیا می‌بخشی؟

ترمیم گذشته؛ به این معنا که ما بد کردیم و این قابل انکار نیست. سال گذشته این‌قدر گناه و خطا کردیم که خودمان نمی‌توانیم خطاهایمان را بشماریم، پس اوّلین چیزی که می‌خواهیم درخواست کنیم ترمیم گذشته است و آن اینکه: خدایا عفو کن! به تعبیری که در قرآن هم وجود دارد، «صفح جمیل» کن. خیلی ساده بگویم: خدایا! ندیده بگیر؛ امشب این‌طور با ما برخورد کن. صحیفه اعمالِ ما را که «نعوذ بالله»، به خطاهایمان آلوده شده است، پاک و تمیز کن، تا روی اینکه برای سال آینده تقاضا کنیم را داشته باشیم. اوّل باید تقاضای ترمیم گذشته را داشته باشیم؛ همان تعبیری که در روایات و از پیغمبراکرم برای لیله قدر وجود دارد: از خدا طلب عفو کنید و به تعبیر اهل معرفت ستّاریتِ ناشی از غفّاریتِ خدا را بخواهیم. به طوری که هیچ‌گونه تبعاتی نسبت به خطاهای گذشته‌مان برای ما نباشد.

چه مقدار از گناهانم بخشیده می‌شود؟

بعد آن‌ وقت سراغ ترسیم می‌آییم. به این معنا که: خدایا! سال آینده را سال خوبی برای ما ترسیم کن، یعنی امر کن که سال خوبی باشد. در اینجا مطلب مهمّی است و به ذهن همه‌مان می‌آید که: ما ترمیم را از خدا تقاضا می‌کنیم و طلب عفو می‌کنیم؛ حالا سؤال پیش می‌آید: چون من یک موجود کوچک و محدود و کوته نظر هستم، پس تا چه حد خدا عفو می‌کند؟ بنابراین اوّل سؤال این است که آیا عفو می‌کند یا نه؟ و دوّم هم چقدر؟

سؤال: چرا خدا به دعا پاسخ نمی‌دهد؟

روایتی است که عثمان‌بن‌عیسی از امام صادق(ع) نقل می‌کند.  راوی می‌گوید: «قُلتُ»؛ یعنی به حضرت عرض کردم: «آیتَانِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا»؛ دو آیه در قرآن است که می‌خواهم ببینم مصداقی در خارج دارند یا ندارند؟ گشتم و مصداقی هم پیدا نکردم، «قَالَ وَ مَا هُمَا»؛ حضرت به او می‌گوید: آن دو آیه کدام است؟ در نقلی است که، «لا اَدری ما تَأویلُه»؛ نمی‌دانم که تأویل این دو آیه چیست؟ «وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ این آیه که من را بخوانید، از من درخواست کنید و من جوابگوی درخواست شما هستم، «فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً»؛ از خدا حاجت می‌خواهم امّا از اجابت خبری نیست و به تعبیر ما می‌خوانم ولی پاسخی نیست. امام صادق(ع) فرمود: «قالَ(ع) أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ»؛ تو فکر می‌کنی که خدا خلف وعده می‌کند؟ یعنی وعده می‌کند و بعد به آن عمل نمی‌کند؟ «قُلْتُ لَا»، نه! چنین چیزی نیست، «قَالَ فَمِمَ ذَلِکَ»؛ بگو پس چه‌طور شده که می‌خواهی و بعد هم می‌بینی به اجابت نرسید و می‌گویی چنین چیزی نیست؟ علّت آن چیست؟ حضرت به او می‌گوید: من علّت آن را به تو می‌گویم. «قَالَ لَکِنِّی أُخْبِرُکَ»؛ به تو خبر می‌دهم.

استجابت دعای مطیعین

در اینجا حضرت انسان‌ها را دو گروه می‌کند، «مطیع‌ها» و «عاصی‌ها». گروه اوّل: «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ»؛ حضرت فرمودند: کسی که خدا را در آن امری که کرده اطاعت کند و بعد از خدا در آن جهتی که با او هم سو باشد، تقاضا کند، خدا جوابش را می‌دهد. «قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ»؛ امّا جهت دعا چیست؟

برای اجابت دعا چه کنیم؟

حضرت در اینجا مطیعین را کنار می‌گذارد و آن چیزی را که مبتلا به همه است و مربوط به عاصین است وسط می‌کشد. حضرت میفرماید: «تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْکُرُ نِعَمَهُ عِنْدَکَ»؛ ابتدا نسبت به نعمت‌هایی که به تو عنایت کرده ثناگو باش، «ثُمَّ تَشْکُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّی عَلَى النَّبِی(صَلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم)»؛ از خدا نسبت به نعمت‌هایش تشکّر کن و به پیغمبر درود بفرست، «ثُمَّ تَذْکُرُ ذُنُوبَکَ». مهم اینجا است. سراغ گناهانی که کردی برو، «فَتُقِرُّ بِهَا»؛ اعتراف کن. بگو: خدا! بد کرد. تک‌تکِ معصیت‌ها را در ذهن خود بیاور، «ثُمَّ تَسْتَعِیذُ مِنْهَا»؛ پس با این خطاهایت به خدا پناه ببر، «فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ». بعد دارد: «تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِکَ»؛ تک‌تکِ گناهانی که به یادت می‌آید، «أَوْ بِمَا ذَکَرْتَ مِنْهَا»؛ هر چقدر که یادت آمد، «وَ تُجْمِلُ مَا خَفِی عَلَیکَ مِنْهَا»؛ و اجمالاً آن‌هایی که در نظرت نیست، «فَتَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَعَاصِیکَ»؛ و بعد هم از تمام گناهانت توبه کن.

بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2340
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 مرداد 1391

کشوری گفت بیخود می‌کنی نقشم را بازی نکنی/برای بازی ریشم را نمی‌زنم

خبرگزاری فارس: سیدجواد هاشمی که خودش را معلم می‌داند و نه مجری و بازیگر و کارگردان و آهنگساز، می‌گوید برای بازی در یک فیلم ریش‌هایش را نمی‌زند...

 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «سیدجواد هاشمی» هنرمندی است که بازیگری، اجرا، نویسندگی، آهنگسازی و کارگردانی همه در کارنامه‌اش جمع‌‌اند، اما از او که بپرسی چه‌کاره‌ای، خودش را تنها یک معلم می‌داند و بس.

 وی که این روزها به گفته خودش از ابتدای ماه مبارک رمضان شاید یک شبانه روز کامل نخوابیده، هم اجرای تئاتر دارد، هم پخش زنده برنامه تلویزیونی؛ خواب نیز برایش دست ‌نیافتنی شده به فراخور. اما با همه این اوصاف در این تنفس‌های چند ساعته بین کارهایش، برایمان وقتی خالی کرد تا با هم گپی بزنیم.

مشروح گپ‌وگفت فارس با سیدجواد هاشمی در ادامه می‌آید:

 

* خودتان رو معرفی کنید؟

سیدجواد هاشمی  پو‌راصل.

 

* اهل کجائید؟

 من تهران به دنیا آمدم، صادره از تهران. اما اصلیتم تالشی است، آن طرف بندرانزلی.

 

* پدرتان چه کاره بود؟ 

 پدرم قبل از انقلاب آهنگساز و بعد از آن وکیل دادگستری.

 

* شغل خودتان؟

 معلم هستم.

 

* چند سال است که معلم هستید؟

 29 سال. 

 

*  خودتان چند سال دارید؟ 

 من 47 سالم است به شرطی که زمستان بیاید.

 

* ازدواج کردید؟ 

 بله

* فرزند هم دارید؟ اسم‌هایشان چیست؟‌

 دو فرزند، محسن و فاطمه

 

 همیشه درس زبان را از روی دست سعید آقاخانی می‌نوشتم

 

* در مدرسه چه درسی می‌دهید؟

 من جز ریاضی و فیزیک و زبان انگلیسی همه چیز درس داده‌ام.

 

* چرا؟ 

 من در دانشگاه همیشه زبان را از روی دست «سعید آقاخانی» می‌نوشتم. البته با اجازه استاد! چون اهل تقلب نبودم. جالب اینجا بود که یک بار سعید برگه‌اش را با من عوض کرد من شدم 17 و او 16؛ چون وقت نکرد برگه خودش را پر کند!

همیشه می‌گویم «سعید آقاخانی» در پاس کردن زبان، خیلی در زندگی‌ام نقش داشته. من ضرب‌المثل بودم در کلاس زبان، اگر استاد ساده‌ترین سوال‌ها را می‌پرسید و کسی بلد نبود می‌گفت: «واقعا که! این که ‌جوابش رو هاشمی هم بلده!» من ضرب‌المثلی بودم، برای خودم.

 

یک سال است که در تعلیقم

 

* هنوز بازنشسته نشدید؟ 

 (کمی مکث می‌کند) خیر اما یک سالی است که در تعلیقم.

 

* چرا؟ 

 من به شدت از مسئولان آموزش و پروش منطقه 11 دلخورم، به خاطر اینکه بعد از 28 سال خدمت، تازه یادشان آمد که من را از کار تعلیق کنند.

 * شاید کلافه‌شان کردید؟

نه این طوری نیست، چون من اوایل کارم که زیاد مدرسه نمی‌رفتم، همه‌اش جبهه بودم. بعد از جنگ هم، مدرسه که تمام می‌شد می‌رفتم سر فیلمبرداری.

  

سالی 600 پیشنهاد مجری‌گری دارم

 

* به نظرتان این طور کار کردن، کمی عجیب نیست؟ 

خب، من در کانون‌ها کار می‌کردم و آموزش موسیقی و سرود و تئاتر می‌دادم. من بچه‌هایم را از 6 عصر تا شب آموزش می‌دادم و کسری‌ها جبران می‌شد.

فکر می‌کنم با من لج کردند و از آن‌ها گله‌مندم، مخصوصا از رئیس آموزش و پروش منطقه 11 سرکار خانم ماجد. من فکر می‌کنم ایشان می‌توانست قدر و منزلت این همه آدم‌های بزرگ‌ را که در عرصه هنر تربیت کردم را در نظر بگیرد و بعد این کار را کند. البته حقوق آموزش و پرورش برایم هیچ اهمیتی نداشت. این را می‌گویم و با افتخار می‌گویم که من با ماشین آخرین سیستم وارد محل کارم در میدان راه‌آهن می‌شدم.

 

* حقوق آموزش‌ و‌ پرورش در یک ماه، یک چهارم یک ساعت حقوق مجری‌گری من است

 

شما فکر کنید، حقوق آموزش و پرورش در یک ماه، یک چهارم یک ساعت حقوق مجری‌گری من است. من اگر من فقط مجری‌گری کنم میلیاردر می‌شوم! سالی 600 پیشنهاد برای اجرا دارم. به طور متوسط روزی 2 تا، به هیچ کس این قدر مجری‌گری پیشنهاد نمی‌دهند. 

 

* اولین فیلمی که بازی کردید چه بود؟ 

 فیلم «پرواز در شب» رسول ملاقلی پور در سن 19 سالگی.

 

* تئاتر، سینما، تلویزیون کدام را ترجیح می‌دهید؟ 

 تئاتر

 

* چرا؟ 

 من سالی دو تئاتر کار می‌کنم، اما سالی دو فیلم بازی یا کارگردانی نمی‌کنم؛ بنابراین تئاتر را بیشتر دوست دارم.

 

* جنگ رفتید؟

 بله.

 

* در کدام گردان و لشکر یا دسته؟ 

لشکر 27 محمد رسول‌الله، گردان مقداد. در تبلیغات هم بودم، اما برای اولین بار که به جبهه رفتم در تیپ قدس لشکر خوزستان بود، من 15 سالم بود و چون قدم کوتاه بود، شنیده بودم که بچه‌های کوتاه را هم در شادگان اعزام می‌کنند، برای همین به شادگان رفتم و با بچه‌های آن‌ها اعزام شدم. 

 

* چه سالی بود؟

سال 61

 

پدرم حاضر بود برایم «بی‌.ام.‌و» بخرد تا جبهه نروم

 

* پدرتان راضی بودند که به جبهه بروید؟

 نه، اصلا. حاضر بود یک «بی.‌ام‌.و» زیر پایم بگذارد که من نروم جبهه، البته پدرم هم دوست دارم‌، او واقعا بزرگوار است.

 

* ایشان را راضی کردید یا در شناسنامه‌تان دست بردید؟ 

 پدر و مادرم از هم جدا شده بودند، مادرم من را به اصرار راهی جبهه کرد. البته اصرار که نه تشویق، چون خودم هم خیلی دوست داشتم.

 بقیه در ادامه مطلب...


:: بازدید از این مطلب : 2724
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 مرداد 1391

حضرت علی(ع) می‌فرماید: ای جوینده علم! عالم سه نشانه دارد: علم و حلم و سکوت و برای متظاهر به علم سه نشانه: با برتر از خود به ناروا نزاع می‌کند و به فروتر از خود به چیرگی ستم می‌کند و حامی ستمگران است.

کسب علم و برپایی جلسات علمی از جمله مواردی است که همواره از سوی ائمه اطهار علیهم‌السلام  مورد توجه قرار گرفته است به طوری که پاداش عالمان دینی، برتر از عبادت کنندگان ذکر شده است از این رو در شب قدر نیز می‌توان علاوه بر عبادت به کسب علم نیز پرداخت.

به همین مناسبت این نوشتار ما به بیان ارزش علم و پاداش گرامی داشتن علما از کتاب «مفاتیح‌الحیات» علامه جوادی آملی می‌پردازد.

ارزش علم و عالم

خدا درباره ارزش علم و عالم در قرآن می‌فرماید: بگو آیا کسانی که خدا و دین او را می‌شناسند با کسانی که خدا و دین او را نمی‌شناسند یکسانند؟ تنها خردمندان‌اند که حقایق را درمی‌یابند.

رسول گرامی (ص) نیز فرمود: برتری عالم بر عابد همچون برتری ماه شب چهاردهم بر دیگر ستارگان است. در سخنی دیگر فرمود: از جبرئیل پرسیدم: آیا عالمان نزد خدا گرامی‌ترند یا شهیدان؟ گفت: یک عالم نزد خدا از هزار شهید گرامی‌تر است. زیرا پیروی عالمان از پیامبر(ص) است و پیروی شهیدان از عالمان.

یکی از عبادت‌های پرفضیلت تکریم عالمان است. در این بخش ذیل سه عنوان ارزش عالم، فضیلت طلب علم و تعلیم آن روایاتی عرضه می‌شود:

فضیلت نگاه به عالم و پاداش آن

پیامبر اکرم (ص) فرمود:‌ نگاه به چهره عالم عبادت است و نیز فرمود: نگاه به چهره عالم برای تو برتر از آزاد کردن هزار برده است.

فضیلت زیارت عالم و پاداش آن

حضرت رسول (ص) فرمود: هر کس دوست دارد به آزاد شدگان خدا از آتش بنگرد، به طالبان علم نگاه کند پس به آن که جانم در دست اوست، سوگند هیچ طالب علمی به خانه عالم (محل تحصیل) آمد و شد نمی‌کند،‌ مگر اینکه خدا برای هر قدمش یک سال عبادت می‌نویسد و برای هر قدم او شهری در بهشت بنا می‌کند و چون بر روی زمین راه می‌رود زمین برایش آمرزش می‌طلبد و شب و روز او در حالی سپری می‌شود که مورد مغفرت الهی قرار گرفته است و فرشتگان برای آنان شهادت می‌دهند که اینان آزاد شدگان خدا از آتش‌اند.

پاداش گرامی داشتن عالمان

رسول خدا (ع) فرمود: هر کس عالمی را گرامی بدارد مرا گرامی داشته است و هر کس مرا گرامی بدارد خدا را گرامی داشته و هر کس خدا را گرامی بدارد پایان کارش بهشت است.

از امام صادق (ع) روایت شده است که می‌فرماید: هرکس عالم دین‌شناس مسلمانی را گرامی بدارد در روز قیامت، خدا را در حالی ملاقات می‌کند که از وی راضی است.

ویژگی عالمان مورد احترام در قرآن

خشیت الهی: از میان بندگان خدا تنها عالمان‌اند که از خدا می‌هراسند و در برابر او خشوع می‌ورزند.

ابلاغ رسالت و نترسیدن: هم آنان که پیام‌های خدا را ابلاغ می‌کردند و از خدا می‌ترسیدند و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند و حسابرس بودن خدا را بس می‌دانند پس بایسته است که تنها از او پروا شود.

فروتنی و تسلیم در برابر قرآن: به آنان که علم داده شد باید بدانند که قرآن حق و از جانب خدای توست و به آن ایمان آورند و دل‌هایشان در برابر آن فروتن ونرم می‌شود.

گریه و مناجات: کسانی که پیش از آن به آن ها علم ارزانی شده است چون قرآن بر آنان خوانده شود به زمین می‌افتد و سجده می‌کنند و می‌گویند پروردگارمان منزه است. وعده پروردگارمان عملی خواهد شد. سجده می‌کنند و می‌گریند در حالی که بر خشوع آنها افزوده می‌شود.

رسول خدا (ص) با استناد به این آیه فرمود: آن که به علمی دست یافته که سبب گریه او نمی‌شود در حقیقت به علم غیر نافع رسیده است.

زمان شناسی و خود شناسی: امام صادق (ع) در معرفی عالمان مورد احترام می‌فرماید: صاحب فقه و خرد، دارای اندوه و حزن و بیداری در شب است. سر در جامعه بندگی نهاده و در تاریکی شب برپا می‌خیزد و در حالی به عمل می‌پردازد که خشیت الهی او را فرا گرفته و بیمناکانه خدا را می‌خواند و به شان خود توجه دارد ومردم زمان خود را می‌شناسد و از مطمئن‌ترین برادرانش وحشت دارد. خدا ارکان اینگونه عالم را استوار می‌کند و روز قیامت به او ایمنی می‌بخشد.

امیر مومنان (ع) همواره می‌فرمود: ای جوینده علم! عالم، سه نشانه دارد: علم و حلم و سکوت و برای متظاهر به علم سه نشانه: با برتر از خود به ناروا نزاع می‌کند و به فروتر از خود به چیرگی ستم می‌کند و حامی ستمگران است.


:: بازدید از این مطلب : 2334
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 مرداد 1391

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: باید خودمان را شست و شو بدهیم تا لیاقت حضور در مهمانی خدا را داشته باشیم، پس اگر می‌خواهید از روزه ماه رمضان استفاده کنید، باید از گناه شست و شو پیدا کنید.

 

* دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان

«اللّهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین»

«خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه و پاکم کن در آن از عیب‌ها و آزمایش کن دلم را در آن به پرهیزکارى دل‌ها، اى چشم پوش لغزش‌هاى گناهکاران»

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللّهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ» می‌گوید: در این دعا ‌از خدا می‌خواهیم تا ما را از گناهان شست و شو دهد. اگر قصد رفتن به میهمانی داشته باشیم خودمان را شست و شو می‌دهیم و تمیز می‌کنیم، حالا ماه رمضان میهمان خدا هستیم آیا خودمان را و دلمان را از گناه تمیز کرده‌ایم؟

وی می‌افزاید: ماه رمضان ماهی است که شما را دعوت کرده‌اند به میهمانی خدا و رفتن به میهمانی مقدماتی دارد از جمله شست و شو دادن؛ اما در ماه رمضان کسی به فکر این نیست که خودش را تمیز کند.

راه‌پاک شدن انسان از گناهان

این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: باید خودمان را شست و شو بدهیم تا لیاقت حضور در مهمانی خدا را داشته باشیم، پس اگر می‌خواهید از روزه ماه رمضان استفاده کنید باید از گناه شست و شو پیدا کنید.

این مجتهد و عالم ربانی در ادامه می‌گوید: برای اینکه از خدا بخواهیم تا ما را پاک کند، باید نیمه شب از خواب برخیزیم و مانند کودکان اشک بریزیم و گریه کنیم و چون خدا مهربان است ما را می‌بخشد.

وی در ادامه در شرح فراز «وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ» اظهار می‌کند: خدایا من را از عیبم پاک کن! عیب‌ها عبارتند از: تهمت، غیبت، دروغ، ریا، تکبر، حسد و ... بدانید که اگر عیب داشته باشیم، ثواب کامل اعمالمان نوشته نمی‌شود.

معنای چراغ قرمز و چراغ سبز دین

استاد بزرگ اخلاق در ادامه شرح دعای روز بیست و سوم در توضیح فراز «وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ» می‌گوید: در این بخش از دعای روز بیست و سوم ماه رمضان می‌گوییم؛ خدایا، دلم را آزمایش کن تا با اهل تقوا هماهنگ شوم! آنهایی که تقوای دل دارند، تقوای دل از تقوای زبان بهتر و ارزشمندتر است. ما گاهی زبانمان ترس خدا را اعتراف می‌کند، اما در دلمان ترس خدا نیست.

وی ادامه داد: در دین، چراغ قرمز به معنای حرام و چراغ سبز به معنای حلال است. حال خدا ترس کسی است که پشت چراغ قرمز بایستد و هنگامی که چراغ سبز شد، حرکت کند. البته نباید برای ترس از جریمه شدن پشت چراغ قرمز توقف کرد، بلکه باید برای احترام به قانون از آن عبور نکرد که این دو دارای ارزش‌های متفاوت هستند.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین» می‌گوید: ای خدایی که همه لغزش‌های گناهکاران را اقاله می‌کند! این دعاها را درباره ما اجابت کن، اقاله یعنی اینکه شما از یک کاسبی جنسی را خریداری کرده‌اید و بعد از مدتی می‌خواهید آن را پس بدهید و مستحب است که آن کاسب جنس را پس بگیرد. این را اقاله می‌نامند، به خدا هم می‌گوییم خدایا گناهان ما را اقاله کن و ما را مفتکی و بدون هزینه بیامرز.


:: بازدید از این مطلب : 3051
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 مرداد 1391

آیت‌الله جاودان از علمای اخلاق تهران می‌گوید: شب قدر شبی است که یک شب معادل هزار ماه است. اگر یک مقدار صدقه دادم مثل این است که هشتاد سال صدقه دادم. برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که ارزشش بسیار بیشتر می‌شود.

فردی از اصحاب حضرت صادق علیه السلام خدمت امام رسیدند و حضرت فرمودند: شب بیست و یکم و شب بیست و سوم چکار می‌کردی؟ عرض کرد خواب بودم. مگر خبری بود؟ حضرت فرمودند خوب این شب‌ها، شب بیداری و عبادت است. عرض کرد من خواب بودم. حضرت فرمودند نه تو یک کاری کردی که از همه برتر بود. گفت یادم نیست. فرمودند تشنه بودی و از خواب بیدار شدی. ظرف آب را که برداشتی یاد تشنگی امام حسین علیه السلام افتادی. یک قطره اشک از چشمت چکید. آن یک قطره اشکی که از سر اخلاص تمام و بی‌هیچ چشم‌داشتی از چشمانت چکید از تمام اعمالی که آن شب دیگران انجام دادند، برتر بود!

این بسیار قیمتی است. برای شب قدر صد رکعت نماز وارد است که بسیار خوب است و آثار مفصلی دارد. اما ممکن است اگر کسی یک لحظه‌ای دلش واقعا به خدا متصل شود، از صد هزار رکعت برتر باشد.

اگر کسی دلش برای امام حسین علیه السلام سوخت بسیار قیمتی است. هر کاری برای امام حسین علیه السلام انجام دهید به درد می‌خورد. قدیمی‌ها در روضه بر پیشانیشان می‌زدند. حالا این رسم برداشته شده است. حالا مثلا در یک روضه‌ای دو مشت بر سینه‌ات زدی؛ قیمتی است. فقط با اخلاص باشد. اگر اخلاصش درست باشد بسیار قیمتی است. اگر در ترازو بگذاریم ممکن است از همه اعمال ما برتر باشد.

در شب قدر به لطف و مرحمت خدا زیارت امام حسین را بخوانید. امیدواریم خدا از همه بپذیرد، مرحمت کند. قبلش هم توبه کنید و العفو گویید و مناجات بخوانید که امیدواریم ان‌شاء‌الله همه این کارها برایتان تا فردای محشر باقی بماند.

شب قدر شبی است که یک شب معادل هزار ماه است. یعنی هشتاد سال. اگر من امشب دو رکعت نماز خواندم مثل این است که هشتاد سال نماز خواندم. اگر یک مقدار صدقه دادم مثل این است که هشتاد سال صدقه دادم. برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که ارزشش بسیار بیشتر می‌شود. یک صلوات فرستادم مثل این است که هشتاد سال صلوات فرستادم. ارزش این را فراموش نکنید.

شاید این شب هشتاد ساله امشب باشد. سعی کنید به خواب و کسالت نگذرد، حوصله‌تان سر نرود. تحمل کنید. یک شب است. یک عمل با نشاط، صد هزار برابر عملی که از سر خستگی و بی‌حوصلگی باشد، ارزش دارد.

 


:: بازدید از این مطلب : 2807
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران