میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 59
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2362
:: بازدید ماه : 8276
:: بازدید سال : 14478
:: بازدید کلی : 14478
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 01 مهر 1391

روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند....

 

- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بعد از امام رضا علیه‌السلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گران‏سنگ‏ترین آنها به شمار می‏آید.

۲- موقعیت معنوی

امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

۳- فقاهت

روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند.

۴- اهل حدیث(محدث)

در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

۵- تولد و وفات

حضرت معصومه علیهاالسلام در روز یکم ذوالقعده سال ۱۷۳ هجری قمری در شهر مدینه تولد یافت و پس از ۲۸ سال زندگی پر برکت در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر بزرگوارشان امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه بیمار شد و سرانجام در روز دهم ربیع‏الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در شهر قم به جوار حق تعالی شتافت.

۶- پدر و مادر

پدر گرامی حضرت معصومه علیهاالسلام امام هفتم شیعیان جهان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و مادر مکرمه‏شان نجمه خاتون از بانوان با فضیلت و اهل تقوا و مادر امام رضا علیه‌السلام می‏باشد.
امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

۷- زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

از امام رضا علیه‌السلام نقل شده کسی که حضرت معصومه علیهاالسلام را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت می‏شود.

شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر
حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.

۸- تنها برادر تنی

امام رضا علیه‌السلام تنها برادر تنی حضرت معصومه علیهاالسلام است. مادر آن بزرگواران نجمه خاتون است. آنها تنها فرزندان این بانوی مکرم هستند. حضرت معصومه علیهاالسلام ۲۵ سال بعد از تولد برادر گرامیش پا به عرصه وجود گذاشتند.

۹- مسافرت

حضرت معصومه علیهاالسلام به منظور دیدار برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام با کاروانی متشکل از پنج تن از برادران و تعدادی برادرزادگان و گروهی دیگر، راهی خراسان شدند. در بین راه در شهر ساوه، آن حضرت بیمار شد. پس از آگاهی اهالی قم از ورود کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام به ساوه، گروهی از آنان به این شهر آمدند و حضرت را با احترام به شهر قم بردند.

۱۰- محراب عبادت

هم اکنون محراب عبادت حضرت معصومه علیهاالسلام در زمان اقامت ۱۷ روزه‏اش در شهر قم، به نام بیت‏النور موجود است و زیارتگاه مردم و دوستان آن حضرت می‏باشد....

 


 


:: بازدید از این مطلب : 2165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 01 مهر 1391

 

به نقل از خانه ملت، آیت‌الله حسین نوری‌همدانی در دیدار با اعضای فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی با تبریک ایام فرخنده دهه کرامت به روحانیون مجلس، بر اهمیت نقش علما و روحانیون در جامعه اسلامی تأکید کرد.

*خدمت به مردم و مبارزه با دشمنان دین مهمترین وظیفه روحانیت است

وی در ادامه با بیان اینکه در آیات و روایات هیچ قشری به اندازه علما تکریم نشده‌اند، گفت: روحانیون وظیفه سنگینی بر عهده دارند و کار انبیاء را ادامه می‌دهند.

این مرجع تقلید همچنین گفت: خدمت به مردم و مبارزه با دشمنان دین مهمترین وظیفه روحانیت است.

*روحانیون مرزبانان امور فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه اسلامی هستند

وی سپس با بیان اینکه روحانیت در زمان غیبت امام معصوم وظیفه تکفل امور مردم را بر عهده دارد، یادآور شد: علمای شیعه مرزبانانی هستند که آن سوی مرز، ابلیس و ابلیسیان ایستاده‌اند، روحانیون مرزبانان امور فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه اسلامی هستند که در برابر تهاجمات ممالک غیراسلامی می‌ایستند.

*گرانی مردم را در مضیقه قرار داده است

این استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم با بیان اینکه مسائل اقتصادی از مسائل مهم کشور است و نتایج آن به زودی نمایان می‌شود، تصریح کرد: گرانی مردم را در مضیقه قرار داده است.

*اینکه قیمت‌ها در هیچ کجا ثابت نیست ضعف مدیریت است

وی تصریح کرد: این ضعف مدیریت است که قیمت‌ها در هیچ کجا ثابت نیست و باید این مسئله حل شود.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه در آیات و روایات از حرام بودن ربا سخن رفته است، گفت: در بانک‌های ما این مسئله به راحتی در جریان است.

*جریمه‌های تأخیر بر پرداخت اقساط بانک‌ها حرام در حرام است

وی سپس مسئله تعیین جریمه و دیرکرد اقساط وام‌های بانکی را متذکر شد و تأکید کرد: در اسلام اصل بر کار است و نه پول، بنابراین تعیین نرخ پول بر اساس زمان بر پول ربا است، جالب این است که در بانک‌های ما بر دیرکرد پرداخت اقساط نیز جریمه تعیین می‌شود که این مسئله حرام در حرام است.

آیت‌الله نوری‌همدانی با بیان اینکه مسائل و مشکلات اقتصادی اخیر اروپا به دلیل بانکداری ربوی در اروپا و جمع شدن پول در دست عده‌ای اندک است، متذکر شد: در جمهوری اسلامی ایران از نمایندگان مجلس انتظار داریم تلاش کنند ربا از بانکداری حذف شود.

*انتقاد آیت‌الله نوری‌همدانی از عدم رعایت حجاب در برخی برنامه‌های سیما

وی در ادامه با اشاره به رعایت نشدن حجاب و عفاف در برخی برنامه‌های نمایشی سیما، از اعضای فراکسیون روحانیون مجلس خواست تا به مسئولان این سازمان برای رعایت ارزش‌های اسلامی تذکر دهند.

این استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم سپس چاپ عکس‌های موهن و توهین به ساحت پیامبر گرامی اسلام در مجله‌ای فرانسوی را یادآور شد و این اقدام فرانسه را محکوم کرد.

*سفیر فرانسه از کشور اخراج شود

وی با بیان اینکه این اقدام ننگین مجلّه فرانسوی در زمانی اتفاق افتاده که کل جهان اسلام به خاطر نمایش فیلمی توهین‌آمیز به ساحت پیامبر (ص) در حال اعتراض هستند، گفت: به نظر من باید به دولت فرانسه گوش‌مالی داده شود و سفیر فرانسه نیز از کشور اخراج شود.

آیت‌الله نوری‌همدانی با بیان اینکه ارتباط مجلس و حوزه باید بیشتر شود، گفت: روحانیون مجلس نقش مهمتری در این نهاد قانونگذاری دارند و باید برای رفع نواقص تلاش کنند.

وی همچنین از تشکیل اتاق فکری از میان حوزه و مجلس صحبت کرد و ادامه داد: قوه مجریه نیز باید با حوزه هماهنگی بیشتری داشته باشد.

در ابتدای این جلسه وحید احمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که همراه با علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان برای شرکت در نشست مشورتی حل بحران سوریه به قاهره سفر کرده بود، گزارشی از این نشست به آیت‌الله نوری‌همدانی ارائه داد.

همچنین رضا آشتیانی‌عراقی رئیس فراکسیون روحانیون مجلس و سید محمدحسن ابوترابی‌فرد نایب رئیس مجلس شورای اسلامی گزارش‌هایی از اوضاع فرهنگی و اقتصادی کشور به این مرجع تقلید ارائه کردند.


:: بازدید از این مطلب : 2325
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 01 مهر 1391

آیت الله مجتبی تهرانی با اشاره به روایتی از امام رضا(ع) در مورد رفع گرفتاری ها گفت: ما روایات مختلفی در این باب داریم که وقتی انسان در گرفتاری قرار می‏گیرد، چه ذکری بگوید‌ که حضرت(ع) در این حدیث بر ذکر «یارئوف و یارحیم» تأکید می فرماید.

به مناسبت دهه کرامت و ایّام ولادت امام رئوف علی بن موسی الرضا(ع) حدیثی از امام هشتم(ع) به شرح آیت الله مجتبی تهرانی در پی می آید:
 
 
رُوِی عن اباالحسن الرضا(علیه ‏السلام) قال: رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏ السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ
 
در روایتی از امام هشتم(ع) منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی‏ بن‏ جعفر(ع) را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(ع) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «یَا بُنَیَّ»؛ ای فرزند من، «إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ»؛ آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، «فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ»، زیاد این ذکر را بگو : «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ».
 
 
بعد حضرت می ‏فرماید: «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ امام هشتم(ع) به قول ما، دفع دخل مقدّر می‏ کند که نگویی: آقا خواب دیده. لذا حضرت می‏ فرماید: آنچه را که ما در خواب می‏ بینیم مثل آن چیزی است که در بیداری می‏ بینیم. تعبیر عجیبی است. «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ یعنی شبهه ای در آن نیست.
 
 
ما روایات مختلفی در این باب داریم که وقتی انسان در گرفتاری قرار می‏ گیرد، چه ذکری بگوید. ‌یکی از آن‏ها همین ذکر است. حتّی حضرت برای این ذکر سقف هم نمی ‏گذارد که چه تعدادی بگو. بلکه می‏ فرماید: خطاب به خداوند زیاد بگو: «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ». یعنی اگر خدا را به این نام بخوانی،‌ شدّت و سختی‏ات بر طرف می ‏شود.
 
 
در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) منقول است که حضرت فرمودند: در  شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم. چه بسا به قول ما در این دو روایت یک جنبه ‏های ذوقی هم باشد که چون یکی از القاب امام هشتم(ع)، رئوف است، پدر بزرگوارش به پسرش سفارش می‏ کند که وقتی در شدّت گرفتار شدی، ذکر «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ» را بگو. لذا چون یکی از القاب امام هشتم(ع) رئوف است، «یَا رَئُوفُ» را بر «یَا رَحِیمُ»، مقدّم می دارد و می ‏فرماید موجب گشایش در کارهایتان می‏ شود.


:: بازدید از این مطلب : 1913
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 شهریور 1391

آدمها مي­ آيند و مي­ روند. بعضي ها حاضرند آخرتشان را به هر چيزي بفروشند وبعضي ديگر عطاي دنیا را به لقايش مي بخشند.

تا حالا فکر کردیم که چقدر خودمون رو شناختيم و چقدر خداي خودمون رو .چقدر دست افتاده اي رو گرفتيم و يا ...


انسانهایی که روی دو پایشان راه می روند و زبان می چرخانند ؛ روزي روی اين سنگ سرد خواهند خوابيد.

و چه حكيمانه فرمودند مولايمان علی (ع) كه بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید، چشم بیاندازید و دل مبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.


:: بازدید از این مطلب : 2188
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 شهریور 1391

 

به گزارش همراهان نیوز ، فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین ساخته ی اصغر فرهادی  هشتاد و چهارمین اسکار بهترین کارگردانی فیلم خارجی زبان را از آن خود ساخت.


فیلم جدای نادر از سیمین که به سیاه نمایی جامعه ایرانیان می پردازد ، مورد نقد های مختلفی از سوی کارگردان ها و فعالان سینما قرار گرفت.


یک خبر نگار از آقای علی اشتون پرسید نظرتان درباره کاندید شدن فرهادی در اسکار چیست؟اایشان در جواب گفتند: اگر کسی در جهت امریکا و اسرائیل حرکت نکند به او جایزه نمی دهند. شک نکنید که فیلم ایشان در عمل به عقاید آن کشور است. این سخنان را از یکی از بهترین فیلمساز های آمریکایی می خوانید نه ایرانی!


از همه ای این سخنان بگذریم حرکت های زننده آقای فرهادی به عنوان کسی که نماینده فرهنگ جمهوری اسلامی بود بعید بود! و باید به دین داریشان تسلیت گفت !


پس از ماجرای دست دادن آقای فرهادی با یک زن در جشن شب قبل مراسم که با عکس العمل برخی رسانه ها همراه شد، امید آن بود که جناب فرهادی بعنوان نماینده کشورمان با رعایت عرف جامعه اسلامی ، رفتارهای خود را اصلاح کند که با انتشار عکس و فیلم روز مراسم این امید به ناامیدی گرایید و حتی به جای بهتر شدن بدتر شد! 

 
وقتی که اعلام کردند که اسکار برای فیلم ایشان انتخاب شده ، به نظر می آید آقای فرهادی جو کاذب جیزه اسکار گرفت! و با اکثر زنان برای بیشتر مطرح شدن خودش روبو سی کرد(که به علت رعایت مسائل شرعی از پخش آن معذوریم) و نهایتا موجب شادی  و روشنفکران غربی شد و دین خودش را زیر پایش گذاشت.

البته جای تعجب ندارد که سید محمد خاتمی که خود سابقه دست دادن با زنان نامحرم و بی حجاب را در پرونده خود دارد بعد از هنجارشکنی اصغر فرهادی در پیامی عنوان نموده (به جنابعالی و همه همکاران عزیزتان دست مریزاد می گویم)!!


از یک طرف فردی مانند مهرداد کرم زاده قهرمانه غیور ایرانی ، که نشان داد نه کمبود امکانات و محرومیت‌های و محدودیت های کشور می تواند جلویش را بگیرد نه ضعف جسمی .

او  در استان بوشهر و ایران مدال هایش می درخشد ، این بار توانست در پرتاب دیسک به مدال نقره دست یابد و فقط به خاطر شاد شدن مردمش و ایرانیان پا به پارالمپیک گذاشت نه به خاطر مطرح شدن و ...


همه این افتخار های به جای خود ، اما با اقدام متعهدانه و دین مدارانه در دست ندادن با همسر شاهزاده انگلیس ، هنگام دریافت مدال نقره به وی گفت: چون مسلمانم و از کشور ایران  آمده‌ام و در فرهنگ ماست که نمی توانم با خانم ها دست بدهم معذور هستم و کریم زاده با این اقدام جلب رضایت خداوند و شادی مردم را از آن خود کرد و رسانه های غربی در واکنش به این اقدام به آن فحاشی و هتک حرمت کردند.


امام خمینی (ره)فرمودند: اگر دیدید که دشمن دارد از شما تعریف می کند بدانید راه رو اشتباه رفتید و دارید تو زمین دشمن بازی می کنید.

 


با این اوصاف در پایان بهتر است بگوییم ، آقای فرهادی بهتر از این جوان بوشهری یاد بگیرید ! شما برای شهرت بازیگران روشنفکر ، غرب زده دست داده اید  و با برخی از بازیگران فیلم های مستهجن روبوسری کردید، اما مهرداد کرم زاده با همسر شازاده انگلیس در هنگام دریافت مدال به علت مسلمان بودن و فرهنگ ایرانی ، دست نداد.


:: بازدید از این مطلب : 2692
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 شهریور 1391

 

شهریار شاعر معاصر ایران زمین را به جرئت می توان یکی از اسطوره های ادبیات فارسی دانست اما شهرت و آوازه این شاعر ایرانی تنها با شعر فارسی برای جهانیان شناخته شده نیست بلکه به این دایره شعری باید اشعار آذری وی را نیز افزود.

به گزارش مهر ، سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای خشگناب بخش قره چمن آذربایجان شرقی به دنیا آمد.
 
خانواده مومن و متدین استاد شهریار در تربیت این کودک همت خود را مصروف داشت و بساط تعلیم و تربیت قرآنی و عرفانی او را فراهم کرد.
 
سید هادی بهجت تبریزی فرزند استاد شهریار می گوید: شهریار بر سر سفره مردی کریم (پدرشهریار) بزرگ شد که در خانه اش به روی همه باز بود.
 
سید محمد حسین با قد کشیدن در آغوش طبیعت آذربایجان و کوه "حیدربابا" نخستین گام هایش را در دامن دنیای شعر و شاعری بر داشت و همین طبع روان و روزگار باعث شد تا نخستین شعر او در سن چهار سالگی متولد شود.
 
شهریار خود درباره دومین شعرش گفته است:" روزی به همراه پدر و چند تن از دوستانش به کوه عون بن علی (سرخاب) تبریز رفته بودیم که فضای دلنشین طبیعت آنجا باعث شد تا شعری فی البداهه در قالب غزل بر زبانم جاری شود و پدرم بعد از شنیدن این شعر مرا بوسید و این کار من موجب حیرت دوستان پدر شد."
 
دست روزگار این شاعر جوان را برای ادامه تحصیل از تبریز به تهران و مدرسه دارالفنون کشاند و دنیای جدیدی پیش چشمان او گشوده شد.
 
تهران با تمام غربتش چیزهایی داشت که می توانست محمد حسین جوان را چند صباحی در خود آرام دهد.
 
همنشینی با ملک الشعرای بهار ، جلیل شهناز ، صبا ، فیروزکوهی و دیگر چهره های بارز شعر و هنر باعث شد تا شالوده دیوان شهریار محکم و محکمتر شود.
 
اما دوران تحصیل استاد شهریار نیمه تمام ماند و به ناچار خدمت دولتی را برگزید و بانک کشاورزی جسم او را مهمان شد اما روحش بیرون از این محیط اداری مثل مرغی پر کنده در آسمان خیال به پرواز در می آمد و شعرهای او مجال سروده شدن می یافتند .
 
روح شهریار در کالبد جانش زبانی دیگر می طلبید تا فریادش را به آن برآورد و چه بهتر از زبان مادری که روزگار خوش کودکی را با آن به سر آورده بود.
 
مراجعت شهریار به تبریز و روستای دوران کودکی اش شاهکار " حیدربابایه سلام" را پدید آورد و گنجینه زبان و ادبیات ترکی آذری شد.
 
این مجموعه ادبی تاریخی و روایی ، زندگی پاک روستائیان و صفای آنها را به تصویر کشیده و موجب شده است احساسات هر انسان آذری زبان تحریک و اشک از گوشه چشمانش جاری شود.
 
سید هادی بهجت تبریزی می گوید: " روزی خبر تدریس حیدربابا در یکی از دانشگاه های ترکیه را به شهریار دادند و شهریار وقتی این مطلب را شنید جا خورد و گفت: یعنی الان ترک ها هم در دانشگاه خود با لهجه آذری ما ، حیدربابا را می خوانند."
 
وی می گوید: "پدرم به دور خود دیواری کشیده بود و در این حصار تنهایی و خلوت خویش کار خودش را می کرد و شعرش را می سرود و البته شعر هایش را برای نان نمی گفت اما شهرت شهریار این دیوار را ترک داد و دیگران به خلوتش وارد شدند هر چند او علاقه ای به این شهرت نداشت."
 
شهریار را البته در زبان و ادبیات ترکی با شاهکار سهندیه هم می توان به جهان معرفی کرد. شعری نو در زبان آذری که پرنده خیال خواننده اش را به دامنه های سهند می برد و از آنجا به سوی بهشت پر می دهد و با مولای متقیان همنشین می کند و دستان شاعر را در دستان خیالی خدا می گذارد و تو چاره ای جز گریستن بر دامن یگانه معبودت نمی یابی.
 
اشعار شهریار از احساسات پاک شاعرانه شهریار و باورهای دینی او سرچشمه می گیرد و باعث می شود تا "علی ای همای رحمت" او بر زبان هر ایرانی ای زمزمه شود.
 
شهریار به گفته فرزندش سیدهادی بهجت تبریزی اهل شهرت نبود و شاید بتوان حدیث امیرالمومنین را در مورد او صادق دانست که دنیا همیشه از پی کسانی می دود که نسبت به آن بی توجهی کنند.
 
شهریار سر انجام در 27 شهریور سال 67 در تهران بر اثر بیماری قلبی دار فانی را وداع گرفت.


:: بازدید از این مطلب : 2785
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 شهریور 1391

 

 
ایشان با تاکید بر اینکه بدون رهبری امام (ره) انقلاب به جایی نمی رسید و هزاران بار سرنگون شده بود، بیان داشت: کسانی که دست در مسائل مدیریتی کلان ندارند این مطلب را درک نکرده و قبول این مسئله برای آنان بسیار سنگین می باشد.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان اینکه خداوند متعال پس از رحلت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری را به ما عطا کرده است، گفت: مقام معظم رهبری جانشین خلف امام (ره) می باشند و به تعبیری روح حضرت امام (ره) در ایشان حلول کرده است.
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به اینکه اگر قدر و نعمت حضور رهبر را ندانیم، خداوند ما را کیفر خواهد کرد، اظهار داشت: مراجع تاج سر و افتخار ما هستند اما ویژگی هایی که خداوند به مقام معظم رهبری عطا کرده، بی شمار است.
 
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه حفاظت از کشتی انقلاب توفیقی است که به مقام معظم رهبری داده شده است، گفت: این شخصیت بزرگ الهی بدون شک این توفیقات را از توسل به امام زمان (عج) دریافت کرده اند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه برای کمک به حرکت در مسیر الهی کارهای بزرگی می توان انجام داد، خاطرنشان کرد: اگر هیچ کاری که انجام ندهیم باید پس از نمازها برای سلامتی و توفیق در کارهای مقام معظم رهبری دعا کنیم.
 
وی افزود: ارزش این نعمت ها به قدری است که یک عمر فکر کردن امثال بنده کافی نیست تا ارزش آن را بسنجیم.
 
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه هر شخص با انصافی با کمی تفکر به بزرگی شخصیت های الهی همانند مقام معظم رهبری می رسد، اذعان داشت: این تاثیرگذاری به خاطر این است که یک شعاعی از حضرت ولی عصر(عج) به ایشان تابیده که این چنین ارزش  هایی را بیافرینند و اینچنین حراستی از ارزش ها انقلاب داشته و جامعه را حفظ کنند.
 
عضو خبرگان رهبری در ادامه با تاکید بر اینکه  اگر این مطلب را متوجه نشویم، نقص از شخص ما است، بیان داشت: خدای متعال نعمت زیادی به انسانیت داده است که انوار پاکی را مثل وجود پیامبر و ائمه معصومین(ع) به ما عنایت کرده که باب هایی را به روی مردم باز کرده اند؛ یکی از آن هدایت تشریعی است و باب های بسیاری است که ما آن ها را درک نمی کنیم.
 
وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف می کنم پس از اینکه بیش از 60 سال مشغولیت با کتاب ها و درس ها داشته ام، چیزی را متوجه نمی شوم.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه همه وجود ما از پیامبر(ص) است، اذعان داشت: همه وجود ما از پیامبر بوده و سزاوار است که مشکلات و نیازهایمان را با ایشان درمیان بگذاریم.
 
وی با اشاره به اینکه ائمه(ع) فرموده اند که ما شما را از یاد نمی بریم و برای گناهان شما طلب بخشش می کنیم، ابراز داشت: همه چیز ما از برکت حضرت ولی عصر(عج) می باشد ولی ارتباط و توجه مان کمتر به ایشان است.
 
وی افزود: انسانیت و فطرت انسانی اقتضا می کند که اگر هیچ چیز دیگری نبود، عنایاتی که به برکت این حضرات خداوند به انسان ها عطا کرده است، بیشتر از این حرف ها شایسته توجه بودند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه سعی کنیم که بیشتر در مقام ارتباط و توسل با حضرت باشیم، گفت:باید کارهای روزمره زندگی را طوری برنامه ریزی کنیم که حضرات معصومین می خواهند.
 
وی افزود: اگر زمانی از عمر باقی مانده است، باید غنیمت شمرده و توجه مان را به این ذوات مقدسه بیشتر کنیم و بدانیم که آنان واقعا مجرای فیض الهی هستند.
 
عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه در آغاز سال تحصیلی برای عالم اسلام آرزوی خیر و برکت می کنیم، گفت: کارهایی که در زندگی انجام می دهید، سعی کنید آگاهانه و از سر نیاز باشد.
 
وی افزود: سوالاتی در خصوص اصل خلقت، خداوند، وحی، نبوت، چرا پیامبر انسانی، تشکیک در مسائل وحی و نبوت از جمله شبهاتی می باشد که در بین جوانان شایع است.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان این سوال که آیا اکتفا به مسائل کوچک امام زمان(عج) را راضی می کند، گفت: باید نیاز جامعه را در انتخاب رشته تحصیلی و علاقه شخصی اولویت قرار دهیم.....
 
 

 


:: بازدید از این مطلب : 2659
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 27 شهریور 1391

آقا در بین صحبت هایش فرمود:
 
«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»
 
وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.
 
دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
 
«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»
 
سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»
 
که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.
 
کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
 
آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.
 
عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
 
«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»
 
ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.
 
چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...
 
به آقا گفتم:
 
«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»
 
آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
 
« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»
 
با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:
 
« الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »
 
دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.
 
 
تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم

بقیه در ادامه مطلب....

 


:: بازدید از این مطلب : 2933
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 26 شهریور 1391

 


ای بهار همیشه های خدا ؛ ای که از آسمان شدی جاری

 

از چه این روزها شکسته شدی ؛ بغض داری ولی نمی باری

 

 

 

لااقل صبر کن مسافر شب ؛ گریه کن گریه در معابر شب

 

صبح صادق بجز تو کیست بگو ؛ کیست جز تو امام بیداری

 

 

 

گاه گاهی که حرف هم داری  ؛ شهر در خواب می رود انگار

 

آه آقا چه می کشی با این  ؛ استخوانی که در گلو داری

 

 

 

تو بگو از کدام طایفه ای ؛ که همیشه خدای عاطفه ای

 

لطف ها می کنی برای کسی  ؛ که برایت نمی کند کاری

 

 

 

پس کجایند نافله خوان ها که دل نافله شبانه شکست

 

کِی به درد  تو می خورد آقا ! نافله های سرد و تکراری

 

 

پس کجایند عالمان سحر یک نفر از چهار هزار نفر

 

که شبانه امام را بردند  پا برهنه به خفّت و خواری

 

 

 

کوچه ای در مدینه منتظر است ؛ تا که روضه بخوانی از دیوار

 

تا تو هم مثل مادرت آنجا  ؛حس کنی بین درب و دیواری

 

 

 

تا که کوچه به کوچه پخش شود ؛ هم صدایی غربتت با او

 

تا بفهمند فاطمی هستی  ؛ مثل مادر به غم گرفتاری

 

 

 

تا که دست تو را نبندند و هی به یاد علی نخندند و

 

نَکِشندت پیاده اینگونه هی به قصد امام آزاری

 

 

 

تا به تو زهری از جفا ندهند  ؛ تا به پیش تو ناسزا ندهند

 

تا مگرشرمی از رسول کنند نبرندت به بزم مِی خواری

 

 

 

شب شد و یک عبا و عمامه  باز هم بین کوچه افتاده

 

باز هم اهل خانه می ریزند  ؛ پشت پای تو گریه و زاری

 

 

 

می برند به قصر سرخ بلا  ؛ کوفه یا شام یا که کرب و بلا

بهتر است یک کمی با خود  ؛ تربت از قتلگاه برداری

 


:: بازدید از این مطلب : 2671
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 26 شهریور 1391

به قلم حجت الاسلام و المسلمين شيخ حسین انصاریان
 

شكر نعمت‏

معاوية بن وهب مى‏گويد: من در مدينه با حضرت امام صادق عليه السلام بودم و آن حضرت بر مركبش سوار بود. ناگاه پياده شد، ما قصد رفتن به بازار يا نزديك بازار داشتيم ولى حضرت به سجده رفت و سجده را طولانى نمود، من به انتظار ماندم تا سر از سجده برداشت، گفتم: فدايت شوم ديدم پياده شدى و سجده كردى؟ فرمود: به ياد نعمت خدا بر خود افتادم، گفتم:نزديك بازار، آن هم محلّ رفت و آمد مردم؟! فرمود: كسى مرا نديد ”1”.
 
كمك به غير شيعه‏

معلّى بن خنيس مى‏گويد: حضرت امام صادق عليه السلام در شبى كه نم نم باران مى‏آمد براى رفتن به سايبان بنى ساعده از خانه بيرون رفت. من حضرت را دنبال كردم، ناگهان چيزى از دستش افتاد، پس از گفتن بسم اللّه گفت:
خدايا! آن را به ما برگردان، پيش آمدم و به آن حضرت سلام كردم، فرمود:معلّى! عرضه داشتم، بله فدايت شوم، فرمود: با دستت به جستجو برآى اگر چيزى را يافتى به من بده.

ناگهان من به قرص‏هاى نانى برخوردم كه روى زمين پراكنده بود، آنچه را يافتم به حضرت دادم، آنگاه در دست حضرت هميانى از نان ديدم، گفتم: به من عنايت كنيد تا براى شما بياورم، فرمود: نه، من به بردن اين بار سزاوارترم ولى همراه من بيا.

به سايبان بنى ساعده رسيديم، در آنجا به گروهى برخورديم كه خواب بودند، حضرت زير لباس هر كدام يك گرده نان يا دو گرده پنهان كرد، آخرين نفر را كه كمك كرد باز گشتيم، به حضرت گفتم: فدايت گردم اينان حق را مى‏شناسند؟ فرمود: اگر مى‏شناختند هر آينه با نمك هم به آنان كمك مى‏كرديم‏”2”.
 
كمك به خويشاوند

ابوجعفر خثعمى مى‏گويد: حضرت امام صادق عليه السلام يك كيسه زر به من داده، فرمود آن را به فلان مرد از تيره بنى‏هاشم برسان و از اينكه من آن را براى او فرستاده‏ام خبر نكن.

ابوجعفر مى‏گويد: كيسه زر را به آن مرد رساندم؛ گفت: خدا دهنده اين كيسه زر را پاداش خير دهد، هر ساله اين پول را براى من مى‏فرستد و من تا سال آينده با آن زندگى مى‏كنم ولى جعفر صادق با دارايى فراوانش به من كمكى نمى‏دهد ”3”!
 
اوج اخلاق‏

مسافرى از ميان حاجيان در مدينه به خواب رفت، وقتى بيدار شد گمان كرد هميان پولش به سرقت رفته، به جستجوى هميان برآمد، حضرت امام صادق عليه السلام را در حالى كه نمى‏شناخت در نماز ديد، به حضرت آويخت و گفت: هميانم را تو برداشتى!! حضرت فرمود: در آن چه بود؟ گفت: هزار دينار، حضرت او را به خانه برد و هزار دينار به او داد.

هنگامى كه به جايگاهش باز گشت هميانش را يافت، عذرخواهانه همراه با هزار دينار به خانه حضرت برگشت، امام از پذيرفتن مال امتناع كرده، فرمود: چيزى كه از دستم خارج شده به من باز نمى‏گردد، پرسيد: اين شخص با اين كرم و بزرگوارى‏اش كيست؟ گفتند: جعفر صادق عليه السلام است، گفت: اين كرامت به ناچار كار چنين كسى است‏ ”1”.
 
درخواستت را بگو

اشجع سلمى بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شد، امام را بيمار يافت، كنار حضرت نشست و از سبب بيمارى حضرت پرسيد، امام صادق عليه السلام فرمود: از پرسيدن علت بيمارى منصرف شو، درخواستت را بگو، شعرى در طلب سلامتى براى آن حضرت از خدا خواند، حضرت به خدمتكارش فرمود: چيزى همراهت هست؟ عرضه داشت: چهار صد دينار، فرمود: آن را به اشجع بده‏ ”4”.
 
مهربانى بى‏نظير

سفيان ثورى بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شد، آن بزرگوار را رنگ پريده ديد، سبب آن را از حضرت پرسيد؟ فرمود: همواره نهى مى‏كردم كه اهل خانه روى بام نروند، وارد خانه شدم ناگهان كنيزى از كنيزانم را كه عهده‏دار تربيت يكى از فرزندانم مى‏باشد ديدم كه از نردبان بالا رفته و كودك همراه اوست، چون چشمش به من افتاد لرزيد و متحير شد، كودك از دستش به زمين افتاد و مُرد، تغيير رنگم به خاطر مرگ كودك نيست بلكه به خاطر ترسى است كه كنيز را فرا گرفت، حضرت دو بار به او فرموده بود: تو در راه خدا آزادى، گناهى بر تو نيست‏ ”5”!
 
همه امورت را به مردم مگو

مفضل بن قيس مى‏گويد: بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شدم، نسبت به برخى از مسايل زندگى و حالاتم به حضرت شكايت كردم و از آن بزرگوار درخواست دعا نمودم. حضرت به كنيزش فرمود: كيسه‏اى كه از ابوجعفر به ما رسيده بياور، كيسه را كه آورد، فرمود: اين كيسه‏اى است كه چهارصد دينار در آن است، از آن براى رفع مشكل و پريشانيت استفاده كن، گفتم:فدايت شوم به خدا سوگند قصد پول گرفتن نداشتم، فقط براى درخواست دعا آمده بودم، فرمود: دعا را رها نمى‏كنم ولى همه آنچه را دچار آن هستى به مردم خبر نده كه نزد آنان سبك و خوار مى‏شوى‏ ”6”.
 
احترام مهمان‏

عبداللّه بن يعفور مى‏گويد: مهمانى را نزد حضرت امام صادق عليه السلام ديدم، روزى مهمان براى انجام پاره‏اى از امور برخاست، حضرت او را از دست زدن به كارى بازداشت و خود آنچه را مى‏بايد، انجام داده، فرمود:
پيامبر صلى الله عليه و آله از اينكه مهمان به كار گرفته شود نهى كرده است‏ ”7”.
 
برخورد با دو فقير

مسمع بن عبدالملك مى‏گويد: در منا با جمعى از شيعيان در خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بوديم، در مقابل ما مقدارى انگور بود كه از آن مى‏خورديم، فقيرى آمد و از حضرت چيزى خواست، امام خوشه‏اى انگور به او عطا كرد، فقير گفت: مرا به اين انگور نيازى نيست، اگر درهمى باشد مى‏گيرم، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى فراهم آورد.

فقير رفت، سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى آورد و چيزى به او نداد!

فقيرى ديگر آمد، حضرت صادق عليه السلام سه حبه انگور به او داد، فقير سه حبه را از دست حضرت گرفت، سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: بايست، پس دست مباركش را پر از انگور كرد و به او داد، فقير از دست حضرت گرفت سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: غلام چه مقدار درهم نزد توست؟ آن مقدار كه ما حدس زديم حدود بيست درهم بود، حضرت آن را هم به فقير داد و او هم گرفت‏سپس گفت: خدايا! سپاس اين عنايت هم از تو بود اى خدايى كه شريكى براى تو نيست.

حضرت فرمود: به جايت بايست، سپس پيراهنى كه بر تن مباركش بود به او داد و فرمود: بپوش، او هم پوشيد و گفت: خدا را سپاس كه مرا لباس پوشانيد، اى اباعبداللّه! خدا جزاى خيرت دهد. تا اينجا كه رسيد امام را رها كرد و برگشت و رفت. ما گمان كرديم كه اگر حضرت را رها نمى‏كرد پيوسته به او عطا مى‏فرمود: زيرا هرگاه به او عطا مى‏كرد او هم خدا را به عطاى حضرت سپاس مى‏گفت‏ ”8”!
 
دعا و راز و نياز

عبداللّه بن يعفور مى‏گويد: شنيدم حضرت امام صادق عليه السلام در حالى كه دست به سوى عالم بالا برداشته بود مى‏گفت:رَبِّ لَاتَكِلْنى إلَى نَفْسى طَرفَةَ عَينٍ أبَداً لَاأقَلَّ مِن ذَلِكَ وَلَا أكثَرَ . پروردگارا! مرا يك لحظه نه كمتر از آن و نه بيشتر به خود وا مگذار.

پس به سرعت اشك از اطراف محاسنش جارى شد سپس رو به من كرده، فرمود: اى پسر يعفور! خدا يونس بن متى را كمتر از يك لحظه به خود وا گذاشت، پيامد سخت را به وجود آورد، عرض كردم: كارش به ناسپاسى نسبت به خدا هم رسيد؟ فرمود: نه، ولى مردن در چنين حالتى هلاكت است‏”9”!
 

 


:: بازدید از این مطلب : 2626
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران