میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 98
:: باردید دیروز : 173
:: بازدید هفته : 2226
:: بازدید ماه : 5948
:: بازدید سال : 12047
:: بازدید کلی : 12047
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 آبان 1391

 

 

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سخنان خود به بخشی از خاطراتش از دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: بنده در "والفجر یک" برای نخستین بار با موضوع فرزند شهید مواجه شدم و آن در وضعیتی بود که قطعهای از خاک ما در محاصره بود و حتی مجروحان را نمیتوانستیم برگردانیم، حتی آب رساندن برای مجروحان غیر ممکن بود، در این هنگام از کنار یکی از رزمندگان عبور کردیم ولی بعد که برگشتیم، آن رزمنده مجروح شده بود. البته بنده عضو آن گردان نبودم و این شهدا را طبیعتا نمی شناختم، زیرا ما از بچههای تخریب بودیم که به آن گردان برای مرحلهای از عملیات والفجر یک ملحق شده بودیم.

 

ایشان زخمی شده بود و میخواستیم او را بلند کنیم، اما مجبور بودیم که بخشهایی از بدنش را جمع کنیم. بنابراین با دو نفر از دوستان ایشان را در جایی قرار دادیم تا ایشان شهید شد، زیرا دسترسی به عقب یا بیمارستان صحرایی غیر ممکن بود. من اصلا نمیخواهم بیان کنم که این مسائل غم انگیز است، اینها حماسه است و حماسه بسیار زیبا و شکوه دارد و ما وقتی از آن فاصله میگیریم خیلی حقیر میشویم. هنگامی که مجروح را در کناری قرار دادیم، به من خیلی آرام گفت:  "راه باز نشده؟” گفتم “نه” گفت “باز می‌شه، بچه هایم منتظر من هستند” و من هر وقت با فرزندان شهدا مواجه می‌شوم یاد آن صحنه برایم زنده می‌شود؛ خیلی وقت‌ها می‌خواهم جلوی خودم را بگیرم و این خاطره را نگویم، ولی این دفعه نشد. ای کاش دستم به همه فرزندان شهدا میرسید و به آنان می گفتم که پدران شما، شما را خیلی دوست داشتند و نمی‌دانم، آن مجروح پدر کدامیک از شما‌ها بود.


وي ادامه داد:دومین باري که با فرزند شهید مواجه شدم، داماد خودمان بود. او از جبهه مرخصی آمده و البته خیلی خانواده دوست بود. پسر اولش شاید دوسالش شده بود و یک روز به او گفتم “ببین فرزندت چقدر قشنگ میگوید بابا” بعدش با فرزندش شروع به بازی کردن كرد و او را بغل کرد، اما لحظهای متوجه شدم که او را زمین گذاشت و ساکت شد و از اتاق بچه بیرون آمد، از او پرسیدم که چی شده است؟ این شهید بزرگوار گفت “خیلی شیرین بود، میترسم اجازه ندهد من برگردم” داماد ما مرخصیاش را زودتر تمام کرد و بعد از یک ماه بدن بیسرش برگشت؛ من خیلی پدرها را دیدم ولی ایشان اینقدر شیرینی بچهاش را درک میکرد.

 

وی با بيان اينكه بسیاری از پای منبریهای بنده از نظر قرب الهی از من بالاتر هستند، ولی هیچ‌گاه مخاطبانی با نشاطتر از اهل جبهه ندیده‌ام، افزود: من از همه ملت ایران عذر خواهی میکنم که تاکنون کسی نتوانسته در حد مطلوب و ممکن زیبایی روح رزمندگان را انعکاس دهد، زیرا آخرین فیلمهای دفاع مقدس متأسفانه فاصله‌ی شان با دفاع مقدس بیشتر شده است.

 

پناهیان با ذكر مثالي ادامه داد: من بیمارستان صحرایی را دوبار تجربه کرده‌ام، ولی در فیلم‌هایی که ساخته شده هیچ نشانی از آن زمان بیمارستان‌های صحرایی جبهه نیست؛ امروز معانی بلند معنوی هنوز قریب است.

 

وی با بیان این که شهدا بیشتر از همه فرزندانشان را دوست داشتند، زیرا آن ها به معنای حقیقی آدم بودند و خودخواه هم نبودند، تصریح کرد: رنج پدران ایثارگر برای پدرهای معمولی قابل احساس نیست، من فقط در صورتی می توانم بفهم که یک پدر شهید شده، چقدر به فرزندش عشق می ورزد که خودم را در مقام شهادت قرار دهم، این مقدار از خودگذشته! کسی نمی تواند این را درک کند.

 

پناهيان در ادامه به تبیین اهمیت جایگاه عشق و علاقه شهدا به خانواده و فرزندانشان پرداخت و اشاره کرد: به سازنده سریال حضرت یوسف گفتم “از سریال شما انتقاد کلیدی دارم” او تعجب کرد و بعد گفتم “راز داستان حضرت یوسف که احسن القصص است، عشق پدر به پسر است، زیرا عشق پدر عشق پنهان است” پدرها اگر عاشق فرزندانشان شوند، نمیتوانند بیان کنند و توانایی آن را ندارند. در قرآن کریم عشق یعقوب به یوسف در کنار عشق مجازی زلیخا به یوسف در مقام مقایسه دیده شده است، از این رو مخاطب فیلم هنگامی که فیلم را میدید باید اولین چیزی که به ذهنش می رسید، عشق پدر به پسر می بود، ایشان متواضعانه این انتقاد ما را قبول کردند.


اگر کسی درک کند که یک امام چقدر مأموش را دوست دارد، به معراج می رود

 

وي درباره علت پرداختن به جنبه رابطه حضرت یعقوب با یوسف بیان کرد: راز داستان حضرت یوسف عشق پدر به پسر است و راز عشق پدر به پسر، عشق امام به امت است، ماها برای امام زمان(عج) مریض نمیشویم و تب نمیکنیم و حوصله‌یمان در فراغ حضرت زیاد شده، ولی به نص کلمات حضرت علی(ع) و امام باقر(ع) که می فرمایند “اگر شما مریض شوید ما به خاطر شما مریض می شویم” ـ در شادی و حزن ما نیز اهل‌بیت عليهم‌السلام شریک هستند ـ بنابراین هیچ کس نمیتواند درک کند که یک امام، مأموم خود را چقدر دوست دارد، هرکس این را بفهمد مطمئنا به معراج خواهد رفت. از این رو شهدا اگر خانواده داشتن خیلی بیشتر از آن چه قابل تصور ما باشد، عاشق خانوادههایشان بودند، اگر پد شما شهید نمیشد و به صورت طبیعی از دنیا میرفت، چه اتفاق می افتاد؟ امام علی(ع) می فرمایند “جهاد یا شهادت، مرگ کسی را جلو نمیاندازد” پدر شما لایق بود و پایان نامه عمرش را با موضوع خوبی انتخاب کرد، خیلی باید عقلانی به این مسأله نگاه کرد.

 

پناهيان با بيان اینکه انسانها یک روزی عمرشان پایان خواهد یافت و هرکسی که به این موضوع منطقی نگاه نکند یک روزی مجبور میشود به همه آن چیزی که یک عمر منطقی نگاه نکرده، منطقی نگاه کند و بعد تأسف بخورد، اظهار داشت: شهید شدن یک فرصت استثنایی الهی برای آدم‌های زرنگ، شایسته و عاشق است که پایان نامه عمرشان را با موضوع خوبی انتخاب میکنند؛ بنابراین کسی که شهید میشود خیلی زرنگ است و من هوشمندی شهدا را تبریک می گویم. انتخاب کردن شهادت توسط خود انسان بدین معناست که انسان به اختیار خودش وسیله رفتنش را به صورت غیر مستقیم انتخاب میکند، اما آن چیزی که مهم است، آن است که نتیجه زندگی شما به شما نشان میدهد که شایستگی شهادت دارید یا خیر؟

 

وی در ادامه اظهار داشت: ایثارگران شهدای زندهای هستند که برخی از آنان بیشتر از شهدا رنج کشیده و اجر میبرند. جانبازان حداقل یک زخم در بدنشان است و روز قیامت مشخص میشود که این زخم به چه معناست، همه کسانی که زخم جنگ بر بدنشان نیست در قیامت احساس حقارت میکنند.


پسری که پدر جبهه نرفته‌اش را دوست نداشت


پناهيان با اشاره به این که برخی در دانشگاهها به دنبال تخریب خانواده ایثارگران و شاهد هستند، گفت: در چند سال قبل کاروانی به مناطق عملیاتی جنوب میروند و هنگامی که میخواهند برگردند، یکی از نوجوانان با گریه از آمدن امتناع میكرد و میگفت: “من دوست ندارم خونه بابام بروم؛ من این جا با حقایق نورانی شهدا آشنا شدم؛ چرا پدر من جبهه نرفته بود؛ من دوست ندارم که با همچین پدری زندگی کنم” این‌ها حقایقی است که هزاران از آن اتفاق افتاده و متأسفانه هیچ کس آنان را به تصویر نکشیده است، تا فرزندان ایثارگر احساس افتخار کند. 

 

وی اضافه کرد: یک جوانی پيش من آمد و بسیار از اوضاع زمانه گلایه میکرد و به او گفتم “آیا میدانی که چند درصد از جوانان به جبهه رفتند سه درصد و این در مقایسه با امروز خیلی ناچیز است” برخیها نامههای بیادبانه و غیر منطقي به مقام معظم رهبری میزنند، اما در مقایسه با دوران زمان حضرت امام(ره)، خیلی تعداد این نامه‌ها اندک شده و بهتر از آن موقع شده است.


روشن فکرهای ضد انقلابی که از سر سیری حرف می‌زنند، همه وجودشان مدیون شهدا است


اين كارشناس مسائل فرهنگي اضافه كرد: فرزندان شاهد و ایثارگر باید سر خود را بالا بگیرند، زیرا پدران آن ها ترسو نبودند. فرزندان شهدا و ایثارگران باید به پدران خودشان افتخار کنند، و این را نیز بدانند که هر موقع از خدا در خصوص این امر تشکر نکنند، معصیت کرده‌اند و بعد خدا نورش را به واسطه این ناسپاسی از آنان سلب میکند. مهم‌تر از همه چیز این است که فرزندان شاهد و ایثارگر باید احساس خوشبختی کنند.

پناهیان با طرح این پرسش که چرا در دانشگاه‌ها امتیازات ویژه‌ای برای خانواده شهدا و ایثارگر قائل هستند، ابراز داشت: علت این امتیازات ویژه به جهت این است که این ملت مدیون شهدا هستند، هرچند خیلی از شهدا و ایثارگران از امتیازاتشان استفاده نکرده‌اند، ولی افرادی که استفاده کرد‌ه‌اند وظیفه‌شان بوده که استفاده کنند و آنان به مردم لطف کرده‌اند تا مردم بتوانند دین خود را ادا کنند. همین روشن فکرهای ضد انقلابی که از سر سیری حرف می‌زنند، همه وجودشان مدیون شهدا است. فرزند شاهد اگر از تمسخر دیگران بترسد، نامرد است زیرا پیامبر را تمسخر کردند، چرا باید ترسید؟ فرآن می



:: بازدید از این مطلب : 528
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران