میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 656
بازدید دیروز : 2012
بازدید هفته : 7904
بازدید ماه : 7904
بازدید کل : 236526
تعداد مطالب : 3370
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3370
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 656
:: باردید دیروز : 2012
:: بازدید هفته : 7904
:: بازدید ماه : 7904
:: بازدید سال : 236526
:: بازدید کلی : 236526
نویسنده : گمنام
دو شنبه 19 تير 1391
نقش انجمن دانشگاه تهران، تاج زاده و فائزه هاشمي در آشوبهای ۱۸ تیر/ وقتي وزارت كشور خاتمي به بسيج مجوز راهپيمايي نداد

 

امير حسين ثابتی: 13 سال پس از كودتاي نافرجام 18 تير، همچنان بسياري از ابعاد اين حادثه تلخ در هاله اي از ابهام به سر مي برد و این در حالیست که بسیاری معتقدند ریشه حوادث 88 به راحتی در ماجرای سال 78 قابل جستجو و پیگیری است. در اين ميان جريان ضد انقلاب با انواع پروپاگانداي تبليغاتي سعي در فرار به جلو و بهره برداري از اين اتفاق عليه جمهوري اسلامي را دارد.

در اين زمينه، به سراغ سيد نظام الدين موسوي از دانشجويان انقلابي و فعال دهه 70 رفتيم تا روايت وي از زمينه هاي شكل گيري 18 تير و حوادث بعد از آن را بشنويم.

وي در اين برهه مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران بوده و اكنون نیز مدیر عامل خبرگزاری فارس است و به‌واسطه حضور در بسیاری از وقایع حساس و مهم آن سال‌ها، خاطرات جذاب و ناگفته‌ای از دوران دانشجویی‌اش دارد.

گفتني است متن حاضر برگرفته از گفتگوي تفصيلي رجانيوز با موسوي در آذرماه سال 90 است كه در سالروز اين واقعه، رجانيوز بخشهايي از آن را منتشر مي سازد:

بعد از دوم خرداد فضای دانشگاه تهران چگونه بود؟

خيلي فضاي فعاليت براي دانشجويان انقلابي مهيا نبود، يعني جريان انقلابي در دانشگاه عملاً سركوب شده بودند. در این برهه من نیز بيشتر وقت خودم را در بسيج دانشگاه گذاشتم كه تازه شكل گرفته بود و به عنوان مسئول سياسي بسيج دانشگاه تهران فعال بودم.

سال 77 اصلاح طلبان حملاتي را به برخي نهادهاي نظام از جمله سپاه و بسيج را شروع كردند. اولين تجمعي كه بسيج داشت تحت عنوان "دفاع از امنيت ملي" شكل گرفت كه جلوي مسجد دانشگاه بود. از آن به بعد، تجمعات بسیج دانشجویی اصلی ترین وزنه نیروهای انقلابی برای فعالیت ها و تجمعات دفتر تحکیم وحدت شد که سال به سال از آرمان ها بیشتر فاصله می گرفت و تبدیل به اپوزیسیون می شد. حسن اين كار اين بود كه جماعتي از خود دانشجوها در برابر جريان انحرافي دفتر تحکیم ايستادند.

در تمام دانشكده‌ها، بسيج دانشجویی فعال شد چون تا قبل از آن بسيجي‌ها را به عنوان افراد منفعل مي‌شناختند ولي بعد ديدند كه نه، بسيجي‌ها اهل گفت‌وگو و مناظره هستند. يعني يك انرژي جدید آزاد شده بود. و جالب بود که در سال‌هايي مثل 78-77 تجمعات ما با آنها برابري مي‌كرد.

اما در بدنه اساتيد اين جنب و جوش نبود و يك سكوتي مشاهده مي‌شد كه شايد به دليل محافظه‌كاري و يا فشار دانشگاه بود. چون ما جوان‌ها در برابر فشارها مقاومت مي‌كرديم ولي اساتيد اين گونه نبودند. ما آن زمان تحت فشار بوديم. مثلاً در دانشكده، اساتيد نمره كم مي‌كردند يا نمي‌دادند و امثال اين. اما در كلاس‌ها فشار رواني عليه ما زياد بود، يعني مدام كنايه و تعريض بود كه اينها انصار حزب‌الله هستند و دانشجو نيستند، خشونت طلب هستند، حتي يادم هست در كتابخانه كوي عليه من شعار نوشته بودند كه فلانی خشونت طلب است! چنين فضايي بود اما بچه‌ها محكم در صحنه بودند و هر چه فضاي ضدارزشي و مخالفت با نظام توسط جريان مقابل پررنگ‌تر مي‌شد بچه‌هاي بيشتر به حقانيت خود پي مي‌بردند.

از مقطع 18 تیر و وقایع آن برهه هم بگویید.

ابتداي سال 78 طرح اصلاح قانون مطبوعات پيش آمد و روزنامه سلام مطرح كرد كه اين طرح پيشنهاد سعيد امامي بوده است. با شكايت وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی روزنامه سلام تعطيل شد. بعد از تعطيلي سلام، فضاسازی ها علیه این اقدام شروع شد. مثلاً یکی از روزنامه های‌شان صريحاً نوشت كه روزنامه سلام قلعه فتح نشدني جناح چپ بود كه با تعطيلي آن بدنه اجتماعي جريان چپ و اتحاديه دانشجويان دفتر تحكيم وحدت وارد صحنه خواهد شد.

کدام روزنامه؟

توس یا جامعه. يا مثلا روزنامه صبح امروز نوشت با اين اتفاقي كه به وقوع پيوست (تعطيلي سلام) سياست‌ورزي به پايان رسيده است. در همین فضا پنجشنبه شب، 17 تير در كوي دانشگاه تجمع برگزار شد. و قبل آن نیز يك تراكتي در كوي پخش شده بود مبني بر اينكه ما در اعتراض به تعطيلي روزنامه سلام تجمع مي‌كنيم. شخصي هم كه اين برگه‌ها را پخش كرد، آقای شفيعي نام داشت كه آن زمان اصلاً دانشجو نبود، بلكه كارمند جهاد كوي دانشگاه بود و جالب است همين فرد بعداً شد دبير كميسيون ماده 10 احزاب در وزارت كشور آقای خاتمی! يعني آقاي تاج‌زاده به او مسئوليت داد و هيچ برخوردي هم با او نشد.

تجمع از جلوي ساختمان 22 شروع شد. از طرفی چون ايام امتحانات بود، خيلي اقبالي به اينها نشد. يادم هست آن‌قدر از كم بودن جمعيت عصباني شدند كه شروع كردند به شعار دانشجوي بي‌غيرت، حمايت حمايت. نهايتاً حدود 150 نفر كه شدند و ديدند در كوي نمي‌توانند كاري كنند، بيرون رفتند. ما هم رفتيم ببينيم چه خبر است. اسم تجمع به نام انجمن نبود ولي فعالين آن، عناصر انجمن تهران و دفتر تحكيم بودند.

در خیابان نیز تا خيابان كارگر و سر چهار راه جلال رفته و دوباره برگشتند. نيروي انتظامي آمد و آنها را به سمت كوي هدايت كردند. روال هم هميشه همين بود كه وقتي تجمعي مي‌شد، مسئولين كوي با كلانتري محل تماس مي‌گرفتند. حدود ساعت 11:30، 12 شب بود. نيروي انتظامي تقاضا كرد برويد داخل كه عده‌اي رفتند و عده‌اي حدود 30-20 نفر بيرون ايستاده بودند و خيابان را بسته بودند كه عناصر انجمن اسلامي هم در بين اينها بودند.

اصرارهاي نيروي انتظامي نتيجه نداد تا اينكه چند سرباز نيروي انتظامي آمدند و خواستند به زور اين افراد را به داخل كوي هدايت كنند، چون خيابان را بسته بودند و يك حالت غيرعادي پيش آمده بود. و از همین جا بود كه فضا متشنج شد چون يكي از سربازها را گرفتند، كتك زدند كه ما و يكسري از بچه‌ها او را از دست آنها رها كرديم ولي كلاهش را ندادند و با حالت تمسخر به هوا پرت مي‌كردند. بعد از آن هم شروع كردند به سنگ پرت كردن به سوی نیروی انتظامی. اولين شيشه‌اي هم كه شكسته شد، ساعت بزرگ و شيشه‌اي سر در كوي بود. آن زمان آقاي كوهي مسئول كوي دانشگاه بود كه رفت با نيروي انتظامي صحبت كرد و دعوايي بين اينها اتفاق افتاد. اینطوری فضا باز هم متشنج‌تر شد. البته من معتقدم كه آنجا نيروي انتظامي مي‌توانست مدبرانه‌تر عمل كند يعني اگر آن زمان نيروي انتظامي مي‌رفت، شايد آن اتفاقات نمي‌افتاد اما بالاخره آنها مقصر اصلی بودند که به نیروی انتظامی حمله کردند. در آن شرایط ما حتي با يكسري از بچه‌ها رفتيم پيش فرمانده آنها و گفتيم كه اگر شما برويد اينها هم مي‌روند که به ما گفت نه و برخورد بدي هم با ما كرد. ما گفتيم بچه‌هاي بسيج هستيم ولی او با لحن تندی گفت اگر اصرار کنید، بازداشت می شوید!

لذا تنش ها هم ادامه یافت و بعد هم آقاي داود سليماني عضو حزب مشارکت كه معاون دانشجويي آن زمان دانشگاه بود، آمد و متاسفانه حضورش هم بيشتر تحريك‌كننده بود، چون مثلا به جای اینکه فضا را آرام کند، خطاب به دانشجویان می گفت اينها ما را كه نشسته‌ايم كتك مي‌زنند، واي به حال شما كه ايستاده‌ايد!

يعني ظاهر قصه اين بود كه مي‌خواهند قضيه را جمع كنند ولي باطن آن تحريك‌كننده بود. یا مثلاً يادم هست كه گفتند تجمع تمام است و برویم ولي‌ یکی از اعضای انجمن ساعت يك، يك و نيم نصف شب بلندگو آورد و قطعنامه‌اي را تحت عنوان قطعنامه پاياني تجمع خواند. بعدها ما مي‌گفتيم شما (انجمني‌ها) كه مي‌گوييد تجمع مال ما نيست پس چرا قطعنامه پاياني خوانديد؟ چون قطعنامه را باني تجمع مي‌خواند اما پاسخی نداشتند که بیان کنند چون رسما تجمع به نام آنها نبود، اما در عمل خودشان سازماندهی می کردند.

 

یا مثلا يكي از حرف‌هايي كه آن شب به دروغ مطرح شد این بود که انصار حزب‌الله آمده است، در حالي كه واقعاً آن موقع شب انصار حزب‌الله در كار نبود بلکه نیروهای اطلاعات نيروي انتظامي و... آمده بودند. هر چه زمان می گذشت سنگ‌پراني‌ها بيشتر شد و بعد يك عده آمدند وسط خيابان آتش روشن كردند. اين ديگر طبيعي نبود و بتدريج افرادي مي‌آمدند كه احساس مي‌شد حضورشان با هماهنگي و برنامه است. چون ما قبلاً هم تجريه تجمعات صنفي و سياسي را داشتيم و حتي در تجمعات سياسي دوم خردادي‌ها تا آن زمان نه شعار تند مي‌دادند و نه آتش روشن مي‌كردند. اما در اين تجمع احساس مي‌كرديم كه دارد از حالت عادي خارج مي‌شود و مي‌ديديم كه افرادي مي‌روند چوب و جعبه مي‌آوردند و آتش روشن مي‌كنند.

شعارها تندتر شد و جمعيت هم به حدود 400-300 نفر رسيد و به تذكرات نيروي انتظامي كه با بلندگو بيان مي‌شد، توجهي نمي‌شد. اين درگيري و كش و قوس‌ها تا سحر ادامه پيدا كرد و عده‌اي از مردم هم بيرون آمده بودند که ببینند چه خبر است. نزدیک سحر دیگر فضا بحراني و جنگي شده بود. اينجا بود كه نيروي انتظامي اعلام كرد اگر داخل كوي نرويد، ما با شما برخورد مي‌كنيم كه آمدند و برخورد كردند. تعدادي از دانشجویان و حتی افراد غیر دانشجو هم كه فرار كردند، داخل خوابگاه‌ها رفتند. مثلاً عده‌اي به خوابگاه‌ 15 و 14 رفتند و نیروی انتظامی هم پشت سرشان رفت به داخل خوابگاه. اين وسط اتفاقي كه افتاد و خوب نبود اين بود كه بي‌گناه و با گناه كتك خوردند و چه بسا آنهايي كه بي‌گناه بودند، بيشتر كتك خوردند. چون آنهايي كه در تجمع بودند و نقش اصلی آشوب ها را برعهده داشتند فرار كرده بودند ولي آنهايي كه مانده بودند تماشا مي‌كردند فكر چنين برخوردي را نمي‌كردند.

حتی جالب اينجا بود، خيلي از كساني كه آن شب كتك خوردند، بچه بسيجي‌ها و رزمنده‌ها بودند، چون ساختمان 15 و 14 عموماً بچه‌هاي ايثارگر بودند. آنهایی هم که چه مقصر و چه غیر مقصر از دست نیروی انتظامی فرار می کردند هم مي‌رفتند داخل اتاق اينها كه بعداً ما اينها را تحت عنوان "آسيب‌ديدگان اصلي كوي دانشگاه" به مراجعه قانونی مختلف معرفی کردیم تا حق تضییع شده شان را اعاده کنند.

با توجه به روایات نقل شده، گویا چند نفر از سربازان نیروی انتظامی توسط اوباش در کوی به گروگان گرفته می شوند. این صحت دارد؟

بله، سه نفر از سربازهاي آنها داخل ماندند و عده‌اي اينها را گرفته بودند و بار دوم براي پيدا كردن اينها، نيروي انتظامي به داخل کوی آمد و چون احساس كردند سه نفر گروگان دست داخل دارند اعمال‌شان تندتر شد. حالا شما اين را هم تصور کنید که عده ای از همان فرصت طلبان در داخل محوطه کوی، ميزها و يخچال‌ها و وسايل را آورده بودند و آتش مي‌زدند. افرادي كه اصلاً خیلی‌های‌شان دانشجو نبودند. مثلاً يك نفر از افرادي را كه در مسائل كوي از محورهاي اصلي خشونت‌ها و آتش‌زدن‌ها بود، مي‌شناسم كه دانشجوي اخراجي دانشكده علوم قضايي بود.

شما در نظر بگيريد كوي جايي است كه هميشه 10% الی 20% ساكنانش مهمان و غير دانشجو هستند اما جالب اينجاست دفتر مهمانان كه اسامي هر شب در آن ثبت مي‌شد، آن شب گم شده بود! یا مثلاً آقاي عزت ابراهيم‌نژاد كه به عنوان تنها كشته كوي از او ياد مي‌شود اصلاً در 18 تير كشته نشد، بلكه شب بعد از آن يعني 19 تير كشته مي‌شود. آن هم با سلاح كمري و در جريان درگيري‌ها و تازه ايشان اصلاً دانشجو نبوده، سرباز بوده كه بعضي مواقع مي‌آمده كوي پيش دوستانش و جالب است روز شنبه كه روزنامه همشهري عكس آشوب‌ها را منتشر مي‌كند، عكس ايشان جزو كساني است كه دارد سنگ پرت مي‌كند! و این عکس هنوز هم در آرشیو روزنامه همشهری موجود است. یا مثلاً احمد باطبي که عکس او همان موقع با یک پیراهن خونی به طور گسترده منتشر شد و الان هم مثلا به عنوان نماد کودتای 18 محسوب می شود، اصلاً دانشجوي دانشگاه تهران نبوده است و یا منوچهر محمدي كه اسمش مطرح شد، دانشجوي اخراجي رشته اقتصاد بود كه به دليل مشروط شدن اخراج شده بود.

در عوض خیلی از کسانی که نيروي انتظامي كه دفعه دوم داخل كوي آنها را بدون دلیل بازداشت كرد، بچه بسيجي‌ها بودند. مثلاً قائم مقام بسيج دانشكده تربيت بدني جزو كتك خورده‌ها بود كه می گفت از زير ميز، مرا بيرون كشيدند و با اينكه گفتم بسيجي هستم، كتكم زدند و يا مسئول بسيج دانشكده الهيات جزو بازداشتي‌ها بود.

روز 18 تیر چه اتفاقی افتاد؟

در صبح روز جمعه 18 تير، دوباره عده‌اي شروع به جمع شدن كردند. يك عده ساكنين كوي بودند كه آمدند جلوي مسجد تجمع كردند، در مقابل هم يك دسته از جريان‌هاي دفتر تحكيم و عناصر ضدانقلاب به تدريج شروع به تجمع كردند. جالب آنکه خیلی‌های‌شان اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبودند. به تدریج که شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب مثل عبدالله نوري، اكبر گنجي، مصطفی معين، سيدهادي خامنه‌اي، مصطفی تاج‌زاده، فائزه هاشمي و... آمدند، فضا ملتهب‌تر مي‌شد چرا که در اين فاصله، جريانهاي ضدانقلاب هم آمدند و احساس كردند مي‌توانند از فضا سوءاستفاده كنند.

تاج‌زاده هم در آن چند روز به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور دائما سوار ترك موتور بين وزارت كشور و كوي در حال رفت و آمد بود. واقعا يكي از سخت‌ترين روزهاي زندگی من همان صبح 18 تير بود. فضا ملتهب بود و بايد بچه‌ها را توجيه مي‌كرديم. يادم هست بچه‌ها مي‌گفتند سيد چرا؟ و دائما از من می خواستند تا علل همه وقایع را برای‌شان توضیح دهم. ما يك ستادي با دیگر بچه های بسیج تشكيل داديم تا حداقل بچه‌هاي خودمان را توجيه کنیم و واقعا هم کار سختی بود، چون هم باید فضا و مسئله را تبيين می کردیم و هم اينكه منصفانه قضاوت كرده باشیم. بعد از جلسه، اولين اقدام‌مان اين بود كه به بچه‌ها گفتيم شما كوي دانشگاه و مسجد كوي و حضور بين دانشجويان را رها نكنيد، ولو به قيمت اينكه كتك بخوريد. دوم اينكه ما باید مطالبه‌گر باشيم نه آنها.

از بعد از ظهر آن روز بود که تحكيمی ها مي‌خواستند سوار موج شوند. يكي از ايرادهاي جدي كه به اينها وارد بود، اين بود كه به دروغ اسامي كشته‌شدگان را منتشر كردند. اينها قرار بود شنبه جلوي سردر دانشگاه تجمعي داشته باشند و تراكتي كه پخش كردند عنوانش بود: «بِأيّ ذَنبٍ قُتِلَت؟» در حالي كه آن موقع كسي كشته نشده بود. شوراي صنفي دانشكده حقوق و علوم سیاسی نیز 13 نفر را به عنوان كشته شده های کوی دانشگاه مطرح كرد كه همان شب راديو اسرائيل اين خبر را بازتاب داد. از قضاي روزگار برخي از اين اسامي كه به عنوان كشته‌شدگان مطرح شده بودند، بچه‌هاي بسيج دانشجویی بودند. بعد ما زنگ زديم و پيگيري كرديم ديديم كه اصلاً ايشان تهران نيستند. همه آن 13 نفر را پيگيري كرديم و ديديم همه‌اش دروغ است و سریع هم صدا و سیما را در جریان گذاشتیم و صدا و سیما هم اعلام کرد كه اسامی 13 کشته حادثه کوی دانشگاه دروغ است.

به هر حال، از بعد از ظهر 18 تير، جريان‌هاي ضدانقلاب آمدند و تيپ‌هاي عجيب و غريبي مثل پيرمردهاي كراواتي را مي‌ديدي كه مشخص بود، دانشجو نيستند. اتفاق جالب اين بود كه آقاي موسوي لاري وزير كشور آمد و تلويزيون هم نشان داد كه شيشه ماشينش را شكستند و عمامه را هم از سرش برداشتند. اين نشان مي‌داد اين جرياني كه وارد ماجرا شده، جرياني است كه ديگر چپ و راست نمي‌شناسد.

روز یکشنبه 20 تیرماه بود که انجمن اسلامي دانشگاه اعلام كرده بود كه ما جلوي سر در دانشگاه تجمع داريم. تجمع شروع شد و جمعيت حدود سه هزار نفر دانشجو و غير دانشجو جلوي سر در دانشگاه و خيابان جلوي آن آمده بودند. آنجا اولين شعاري كه بچه‌هاي تحكيم شروع كردند اين بود كه "فرمانده كل قوا، پاسخگو پاسخگو". ببينيد خط را به كجا ‌بردند؟ یادم هست این شعار را برای اولین بار یکی از اعضای شورای مرکزی آن زمان تحکیم شروع کرد. ما رفتيم و با برخي‌شان صحبت كرديم كه اين قضيه چه ربطي به فرمانده كل قوا دارد؟ نيروي انتظامي زير نظر وزارت كشور است. با اين شعار، زمينه را براي ساختارشكني فراهم كردند و همانجا هم بيانيه دادند و چند شرط تعيين كردند كه اولا اجساد کشته شدگان کوی دانشگاه تحويل داده شود تا ما تشييع کنیم و فرمانده نيروي انتظامي وقت، آقاي لطفيان عزل شود و نهایتا هم نیروی انتظامی باید رسما عذرخواهی کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , ,
:: برچسب‌ها: 18تیر78 , اغتشاشات تهران , رایه الهدی ,
:: بازدید از این مطلب : 1563
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : گمنام
یک شنبه 18 تير 1391

 به نقل از مهر، از آنجا که در مورد حادثه 18 تیر از همه تریبونها و بخشها اعلام نظر شده و کمتر به سخنان سردار نظری توجه شده ، برای احیای حق ایشان مصاحبه را منتشر می کند.

سردار فرهاد نظری که این روزها برای پیگیری پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی به خانه ملت مراجعه می کند، در راهروی مجلس درباره شکایت از سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و نتیجه آن، متذکر شد که هنوز پیگیر این پرونده است، گرچه تاکنون به نتیجه مطلوبی نرسیده است.

وی در تشریح جزئیات پرونده خود در کمیسیون اصل نود مجلس هفتم اظهار داشت: رئیس کمیسیون اصل نود در نامه ای به رئیس جمهور سابق اعلام کرد این کمیسیون شکایت بنده را کاملا وارد دانسته و آقای خاتمی باید در این زمینه پاسخگو باشد و خسارات مادی و معنوی وارده به اینجانب، جبران و به نحو متقضی از اینجانب اعاده حیثیت شود.

فرمانده انتظامی اسبق تهران افزود: هنوز مسئوولان سیاسی و اجرایی دولت گذشته اقدام عملی در جهت تحقق خواسته کمیسیون اصل نود انجام نداده اند و این پرونده در کمیسیون مذکور در دوره های ششم و هفتم مجلس بر حقانیت بنده تاکید کرده و مکاتبات جهت قرائت گزارش کمیسیون در خصوص حادثه 18 تیر و شکایت بنده از آقای خاتمی در صحن علنی به نتیجه نرسیده است.

"بنده درخواست ارجاع پرونده شکایت خود از رئیس جمهور سابق به دستگاه قضایی را طرح کرده ام تا این مساله در دادگاه صالحه برابر با قانون خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد و از رئیس قوه قضاییه نیز می خواهم زمینه محاکمه مسوولان مربوطه در دولت سابق را جهت روشن شدن همه ابعاد حوادث کوی دانشگاه فراهم کند تا با صدور حکم عادلانه، عدالت عینی تحقق یابد".

از سردار نظری در خصوص علت به نتیجه نرسیدن شکایت او از رئیس جمهور سابق سئوال شد که او در پاسخ اظهار داشت: این نکته قابل تامل است که برخی مسئولان در گذشته بنده را در حوادث کوی دانشگاه قربانی این قضایا کردند . به اعتراف صریح خود آنها باید توجه کرد به خصوص نامه 9/11/80 سید محمد علی ابطحی معاون وقت حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور که خطاب به آقای خاتمی نوشته است "سردار فرهاد نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان متهم اول مطرح شد و ... در نتیجه به دستور جنابعالی توبیخ و عزل گردید" و در سپس سطر دیگر نامه ادامه داده است "... در جریان کوی دانشگاه 5 نفر افسر ارشد دیگر از نیروی انتظامی در محل حاضر بودند که به دلایلی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی وارد آن حوزه نشدند؛ لذا در حق وی (فرهاد نظری) ظلم شده است".

وی افزود: در این مسائل کسی قربانی می شود که دارای پشتوانه سیاسی و وابستگی به حزب یا جریان خاصی نباشد و یا شاید بتوان گفت که علت اینکه پیگیری های اینجانب به نتیجه نمی رسد تنها بودن بنده در این قضایا و عدم حمایت جریان خاصی سیاسی می باشد.

به اعتقاد فرمانده انتظامی اسبق تهران، اصل موضوع کوی دانشگاه ناشی از جنگ قدرت بین دولتمردان و برخی جریانات سیاسی وقت بوده و آنها در یک معامله پشت پرده " سربازی که سال ها به عشق خدمت به مردم کشورش سرب های داغ را با جان خود سرد کرده تا خدشه ای به امنیت مردم وارد نشود و ثمره آن 7 بار مجروحیت، 16 مرتبه عمل جراحی سنگین و 70 درصد جانبازی مادام العمر بوده را قربانی کردند."

سردار نظری ادامه داد: آنها محاکمه ای صورت دادند که حتی اتهامی که متوجه ما به عنوان نیروهای پلیس کشور شد، بر اساس قانون گذشته و حال جرم محسوب نمی شود و بعد از سال 78 نیز در ادوار مختلف با شیوه های قوی تر وارد این عرصه شدند و از سوی دیگر در سیاستی دوگانه دولت مردان سابق و مسئولان وقت دبیر خانه شورایعالی امنیت ملی نه تنها فرماندهان ناجا را مورد مواخذه قرار ندادند، بلکه برای آنها تشویقاتی در نظر گرفتند اما هنوز حقایق به مردم گفته نشده و تصور می کنند مردم ایران آگاه نیستند.

از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره اعتراف ابطحی به بی گناهی او و نظر سید محمد خاتمی در این زمینه سئوال شد که وی پاسخ داد: اسناد و مدارک و مکاتبات زیادی نزد بنده وجود دارد که آقایان به بی گناهی من اعتراف کرده اند؛ آقای خاتمی در تاریخ 27/11/80 طی نامه ای تاکید کرد "سابقه سردار نظری روشن و درخشان است و هیچ مسئله ای نباید باعث خدشه دار شدن آن سابقه شود" و ادامه می دهد "من هم معتقدم آنطور که باید و شاید ادای حق نشد، اما این به هیچ وجه به معنای تقصیر و گناه سردار نظری نیست و ما باید رای دادگاه در مورد ایشان مورد احترام قرار بدهیم."

سردار نظری در عین حال بر این نکته تاکید کرد آنچه که در سطور فوق گفته شده، صرفا در حد مکاتبات داخلی و آن هم به خاطر مکاتبات و پیگیری های او بوده و هیچگاه مسئولان دولت سابق حاضر به بیان این حقایق و واقعیت ها به صورت علنی نشده اند.

وی همچنین از اینکه رئیس جمهور سابق به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی که مسئولیت بخش های فرهنگی و دانشگاهی در تمام ابعاد را بر عهده داشت و در برابر مردم برای دفاع از ارزش های این مرز و بوم سوگند خوره بود اما در خصوص حوادث کوی دانشگاه از حقایق دفاع نکرد، به شدت انتقاد کرد.

"با کمال تاسف آقای خاتمی نه تنها در برابر قانون پاسخگوی عملکرد خود نبود، بلکه حتی برای تحقق بخشیدن به شعار گفتگوی تمدن ها و پایبندی به گفتمانی که خود مطرح کرده بود قدمی پیش نگذاشت و اکنون نیز از حضور در کمیسیون اصل نود مجلس یا مجامع عمومی برای مناظره در جهت تنویر افکار عمومی خودداری می کند".

این فرمانده اسبق ناجا تاکید کرد: امروز دست محبت به سوی آقای خاتمی دراز می کنم و از او می خواهم بر اساس پیمانی که با مردم بسته بود، یک بار برای همیشه به شعار خود برای گفتگو جامه عمل بپوشاند و به جای آنکه دوستان او مستقیم و غیر مستقیم با استفاده از تریبون های مختلف خادمین ملت را نزد مردم به عنوان مجرم معرفی کنند، حقایق را برای مردم روشن کنند.

وی افزود: مسئولان دولت گذشته از طرفی دانشجو و دانشگاه را ابزار سیاسی کرده و سکوی پرتابی جهت سهم خواهی بیشتر از قدرت قرار دادند اما رئیس جمهور سابق و سید بزرگواری که آن زمان سکاندار اصلاحات بود، بداند که به هرحال باید پاسخگوی وجدان خود و مردم باشد و فردا نیز در قیامت به عنوان تضییع کننده حق الناس پاسخگوی این جانب خواهد بود.

سردار نظری در بخش دیگری از این گفتگوی تفصیلی در واکنش به برخی مطالب که در روزهای اخیر به بهانه کالبد شکافی وقایع کوی دانشگاه در برخی رسانه ها مطرح شد، اظهار داشت: اولین سئوالی که در این زمینه مطرح می شود، این است که چرا کسانی که مدعی بازخوانی حوادث کوی دانشگاه هستند، بر 18 تیر تاکید دارند و از 17 تیر 78 هیچ سخنی نمی گویند؟
 

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , ,
:: برچسب‌ها: سردار نظری , رایه الهدی , اولین افشاگری‌ سردارنظری درباره 18تیر , 18تیر78 , اغتشاشات تهران ,
:: بازدید از این مطلب : 1413
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 113 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه