میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1048
بازدید دیروز : 1064
بازدید هفته : 7121
بازدید ماه : 58243
بازدید کل : 483896
تعداد مطالب : 3378
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3378
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1048
:: باردید دیروز : 1064
:: بازدید هفته : 7121
:: بازدید ماه : 58243
:: بازدید سال : 483896
:: بازدید کلی : 483896
نویسنده : گمنام
شنبه 21 مرداد 1391
شمشیر ایمان چیست/ نویدی که آیت‌الله شاه‌آبادی به امام خمینی(ره) داد
 

 مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه با بیان اینکه انسان با ایمان به شک و شبهه نمی‌افتد، با اشاره به روایتی از امام علی(ع) گفت: شمشیر ایمان این است که انسان یک آراستگی در باطن و ظاهر خود پیدا ‌کند.

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ وَ لَجَئِی إِلَى الْإِیمَانِ بِتَوْحِیدِکَ»

 

ایمان؛ محبوب و زینت بخش قلوب

قرآن کریم و مجید الهی پر از آیاتی است که بحث ایمان و مؤمنین در آن تشریح شده است و راجع به ایمان و این که انسان بداند همه کارها براساس ایمان شروع می‌‌شود، آیات متعدّدی دارد.

از جمله این آیات، آیه شریفه 7 سوره حجرات است. پروردگار عالم نسبت به مؤمنین می‌‌فرماید: «وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُمْ». خدا ایمان را محبوب شما قرار داد. لذا اگر ایمان محبوب انسان‌ها نباشد و دل‌های آن‌‌ها آراسته به ایمان نباشد، موحّد نمی‌‌شوند.

پس ایمان اصل است. اگر ایمان بود، به حقیقت توحیدشناسی به وجود می‌‌آید. انسان می‌‌داند که ذوالجلال و الاکرام یگانه است، پس همه کارهایش هم یگانه است. تفاوت پروردگار عالم با انسان‌ها و با هر مخلوق پروردگار عالم همین است که اصلاً ذوالجلال و الاکرام یگانه است. لذا همه مطالبش، رحمتش، مغفرتش، صادق الوعد بودنش، کرمش و ... یگانه و استثنائی است. برای همین است که باید ایمان، محبوب دل‌ها و زینت قلوب باشد، تا یگانگی توحید را درک کند.

.......

توطئه اسلام آوردن ظاهری عدّه‌ای از یهودیان شیراز

یک بار گروهی از زرتشتی‌ها در یزد اعلان اسلام کردند و گروهی هم از یهودی‌های شیراز با روحانیون خودشان آمدند و اسلام آوردند. این مطلب در تاریخ یهود است و من این‌ها را مطالعه کردم. در این‌جا نکته‌ای برداشت کردم که چرا اسلام آوردن این دو گروه باید در همان زمان به وجود آمدن فرقه بابیّه باشد. من در مباحث یهودشناسی که در ماه محرّم و صفر داشتیم، عرض کردم که اصلاً ما قائل به این هستیم که هر فتنه‌ای در عالم می‌شود، زیر سر یهود است.

لذا ششصد نفر از زرتشتی‌ها و حدود سیصد الی چهارصد نفر از یهودی‌ها آمدند به ظاهر اسلام آوردند. امّا شش ماه بعد گروه بابیّه به وجود آمد که بیان شد: بعضی‌ها از مسلمانان به پیامبری باب ایمان آوردند. امّا من مطالعه کردم، دیدم این‌هایی که ایمان آوردند، درست همین زرتشتی‌ها و یهودی‌های تازه مسلمان شده بودند و إلّا از خود مسلمین هیچ‌کدام به علی محمّد باب ایمان نیاوردند.

می‌دانید این یعنی چه؟ یعنی این که یهود این‌ها را پرورش دادند و از اوّل دسیسه بود که شما بیایید اعلان کنید ما مسلمانیم و از آن طرف زرتشتی‌ها هم بگویند ما مسلمانیم. بعد از این بابیّه را به وجود بیاوریم و بگوییم: از خود مسلمان‌ها هم قبول دارند که او پیامبر است. لذا این توطئه‌ای بود که همه این‌ها زیر دست یهود است.

نفوذ ایمان در قلب

البته الآن بحث من این نیست. بحث ما بحث ایمان هست که امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام) در این روایت شریف فرمودند: پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: «یَا عَلِیُّ اکْتُبْ»، ای علی! بنویس، گفتم: یا رسول الله! چه بنویسم؟ «فَقَالَ اکْتُبْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْإِیمَانُ مَا وَقَرَ فِی الْقُلُوبِ وَ صَدَّقَتْهُ الْأَعْمَالُ» ایمان آن است که در قلب، جایگاه دارد. «وقر» به معنی شکافنده بودن و نافذ بودن هم هست. یعنی ایمان، قلب را می‌شکافد و در قلب انسان نفوذ دارد. به تعبیر دیگر سرسری نیست.

نشان آن هم اعمال انسان است؛ یعنی اعمال انسان دلالت بر این است که راست می‌گوید مؤمن است.

ایمان آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری و حضرت امام(ره) به مسائل غیبی

این جاست که حضرت سیّدالسّاجدین(علیه الصّلوة و السّلام) می‌فرمایند: من امید دارم و با عمل خودم هم نشان می‌دهم که پناه آوردم، «وَ لَجَئِی إِلَى الْإِیمَانِ بِتَوْحِیدِکَ»؛ یعنی واقعاً قبول دارم که تو یگانه هستی و این ایمانم باعث شناخت یگانگی توست و همین است که می‌دانم تویی که یگانه‌ای، می‌توانی مرا ببخشی؛ چون تو صادق الوعدی و گفته‌ای: «اُدْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُم» و من خلاف این را نمی‌بینم.

از وقتی حضرت سلطان‌العارفین(اعلی اللّه مقامه الشّریف) به آیت‌الله العظمی شیخ فضل‌الله نوری(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفتند: تو را در تهران به دار می‌زنند؛ دیگر به این قضیّه ایمان داشتند.

آیت‌الله سیّد عبدالله بهبهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) به ایشان نامه دادند و گفتند: آقا! این بیرق روس‌ها را بالای خانه‌ات بزن. گفتند: من زیر پرچم این‌ها نمی‌روم و بعد گفتند: آقا سیّد عبدالله این‌ها من را به دار می‌زنند. این نامه در دفتر اسناد انقلاب اسلامی با دست‌خط خود ایشان موجود است. از کجا می‌دانستند؟ چون ایمان داشتند.

لذا ایمان این خیلی مهم است. «الْإِیمَانُ مَا وَقَرَ فِی الْقُلُوبِ» چون ایمان در قلوب جا کرده و نفوذ پیدا کرده است. در انقلاب هم آن زمانی که همه می‌گفتند معلوم نیست چه بشود، امام (اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند: ما پیروزیم.

خانم حدیدچی (دبّاغ) می‌گفت: از لبنان به دیدار امام (اعلی اللّه مقامه الشّریف) رفتم و علی‌رغم موانع، ایشان را دیدم. گفتم: وضع خیلی ناجور است. امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: نه، پیروزیم. وقتی بیرون آمدم، با خودم گفتم: ایشان خبر ندارند، یک کنج نشسته‌اند و در نجف دارند درس می‌دهند، اصلاً در ماجرا نیستند؛ چون سال‌هاست امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را از کشور بیرون کردند.

امّا امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌دانستند؛ چون آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) به ایشان وعده داده بودند که تو پیروز می‌شوی و امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) به این مطلب ایمان داشتند. به این ایمان می‌گویند؛ یعنی درون قلب نافذ است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , عقــــــــــــایـــد , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله قرهی , رایه الهدی , دعای ابوحمزه ثمالی , آیت الله شاه آبادی ,
:: بازدید از این مطلب : 1703
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : گمنام
سه شنبه 17 مرداد 1391

مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه گفت: منظور از اجابت خود انسان است؛ یعنی این که اگر انسان به یقین آمدو باورش شد که هیچ احدی جز حضرت حقّ، شنونده خوبی نیست اجابت را می‌‌فهمد و خودش درک می‌‌کند....

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ»

عامل امید به کرم خدا

عرض کردیم پروردگار عالم خود عامل دعاست و اجابت مِن ناحیه الله تبارک و تعالی است. گرچه بنده مذنب از بس گناه کرده است، مستحق این نیست که پروردگار عالم صدای او را بشنود و اگر به تعبیری خود، منصف باشد، می‌‌فهمد استحقاق این را ندارد که پروردگار عالم صدای او را بشنود و او را مستوجب عفو خود کند امّا آنچه، ثقه انسان است و عامل می‌‌شود که انسان به سمت دعا برود، کرم خداست، «بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ».

امید به کرم برای چیست؟ علّت این است که پروردگار عالم صادق الوعد است، «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعاد» او تخلّفی نمی‌‌کند و اگر وعده داد حتماً عملی می‌‌کند.

حال، خدا وعده داده است: اگر بنده من بیاید، من با کرم و لطفم با او برخورد می‌‌کنم. او در قرآنش وعده داده است: «اُدْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُم» و حتّی فرموده است: «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ» شما هستید که دورید من، نزدیکم، «أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» آن موقعی که مرا بخوانید اجابت می‌‌کنم.

یعنی خود خواندن دعا و اجابت آن، وعده خودش است. پس من می‌‌دانم با همه بدی‌‌هایم او باید کرم کند. ولی از این باب به کرم حضرت حقّ دل می‌‌بندم که او صادق‌‌الوعد است.

یک نکته بسیار مهم این است که اگر کسی جدّی خدا را خواند، اجابت را می‌‌بیند؛ چون وعده خدا حتمی است. منتها جدّی خواندن هم این است که انسان امیدش از همه جا قطع شود و باورش بیاید که جز حضرت حقّ، کسی نمی‌‌تواند استجابت دعا را داشته باشد و او فقط حلّال مشکلات است.

اجابت دعا در خود انسان!

یک جمله بسیار زیبا را آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار بیان فرمودند که این را آیت‌‌الله العظمی مرعشی نجفی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، استاد عظیم الشّأنمان به نقل از ایشان بیان می‌‌فرمودند که در دعا، اجابت خود انسان است.

بعد فرمودند: منظور از اجابت خود انسان است؛ یعنی این که اگر انسان به یقین آمد و از همه جا منقطع شد و باورش شد که هیچ أحدی جز حضرت حقّ، شنونده خوبی نیست و نمی‌‌تواند اجابت دعا داشته باشد، آن موقع هر کس باشد، و لو کسی که پر از گناه باشد، اجابت را می‌‌فهمد و خودش درک می‌‌کند.

پس اجابت در خود انسان است اگر انسان با یقین و انقطاع از همه خلق و امید به کرم ذوالجلال و الاکرام جلو برود، کما این که در همین دعای ابوحمزه دائم به بحث صدق وعد پروردگارعالم اشاره می‌‌شود و در فرازی دیگر بیان می‌‌شود: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْقَائِلُ وَ قَوْلُکَ حَقٌّ وَ وَعْدُکَ صِدْق» که إن‌‌شاءالله به شرط حیات به آن فراز می‌‌رسیم.

وقتی انسان بداند ذوالجلال و الاکرام صادق‌الوعد است، فقط می‌‌پرسد: خدا کجاست؟

حضرت سلطان‌العارفین، آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی بزرگ(اعلی اللّه مقامه الشّریف) یک تعبیر خوبی را راجع به این موضوع دارند. می‌‌فرمایند: منظور از «إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ» این است: وقتی انسان از همه جا می‌برد، حالا سائل می‌شود و سؤال می‌کند: خدا کجاست؟ چون می‌داند دیگر هیچ احدی نمی‌تواند جواب بدهد.

«إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏» و خود خدا هم می‌فرماید: من اجابت می‌کنم منتها زمانی که از من پرسیدند «إِذا سَأَلَکَ». دلیلش این است که در آن زمان، از همه جا بریده و دنبال منجی می‌گردد. لذا حتماً در آن اجابت است.

پس اجابت در خود انسان است، به شرط این که هنوز امید به کسی در وجودش نباشد.

جواب وهابیّت ملعون در مورد توسّل به حضرات معصومین(ع)

البته ما این را در مباحث دیگر عرض کردیم که اگر وهابیّت ملعون بگویند: پس چرا شما توسّل به حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) دارید؟ عرض می‌کنیم به خاطر این است که خود خدا بیان فرمود: «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ» ، ما آن‌ها را وسیله می‌دانیم، نه اصل. اصل، خود باری‌تعالی است.

و عرض هم کردیم که به عنوان مثال ما در دعای توسّل می‌گوییم: «یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ»، یعنی از آن آبرومندان در نزد خدا، تقاضای شفاعت، باز هم در نزد خدا می‌‌کنیم.

البته آن‌ها این مطالب را نمی‌فهمند و نباید هم بفهمند. وهابیّت که ید یهود است و اصلاً خودش یهود است - بهائیّت هم همین‌طور، از یهود هستند. همان‌طور که می‌بینیم قبر آن ملعون در تل آویو است - امّا آن‌ها که هیچ، اهل جماعتش هم نمی‌فهمند که وقتی پروردگار عالم می‌فرماید: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً» ، یعنی امور را به خلیفه خود واگذار کرده است....

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: عقــــــــــــایـــد , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله قرهی , رایه الهدی , دعای ابوحمزه ثمالی ,
:: بازدید از این مطلب : 1440
|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : گمنام
جمعه 13 مرداد 1391

رزق کریمانه خداوند شامل چه کسانی می‌شود?

مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه گفت: پروردگار عالم در دعا با بندگانی که بفهمند همه چیز به دست پروردگار عالم است کریمانه برخورد می‌کند لذا اگر کسی فقط برای خدا کار کند رزق کریم الهی به او خواهد رسید.

 

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ»

 

کرم خدا و توفیق دعا

عنایات پروردگار عالم به بندگانش این است که براساس لطف و کرمش آن‌ها را به دعا کردن، موفّق می‌دارد. لذا انسان هم باید بداند اگر توفیق دعا به او مرحمت شد، به واسطه کرم پروردگار عالم است و جز لطف و کرم پروردگار عالم، چیز دیگری نیست.

برای همین است اولیاء خدا، خصّیصین و عرفای عظیم‌الشّأن در هنگام دعا همیشه به این مطلب اذعان دارند که خدایا من استحقاق این دعایی را که دارم انجام می‌دهم، ندارم «وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی».

اوّل این‌گونه است که من به واسطه این دعا توسّل جستم، در حالی که استحقاق ندارم که تو صدای من را بشنوی و مستوجب عفو تو نیستم که از من بگذری «وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی»، منتها مهم این‌جاست که می‌دانم همه این‌ها از کرم توست «بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ».

این حال همیشگی اولیاء خداست، یعنی همیشه می‌دانند اگر موفّق به دعا شدند، حتّی اگر به فرض عوام‌النّاسی اجابت ظاهری هم در دعا نباشد، باز کرم خدا بوده است.

.....

قول کریمانه با پدر و مادر

عرض کردیم یکی دیگر از مواردی که انسان کرامت پروردگار عالم را در همه عبادات و به خصوص دعا - که به قول اولیاء الهی دعا، قرآن صاعد است - بفهمد، زمانی است که به پدر و مادر احترام بگذارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» جز پروردگارعالم را عبادت نکنید، فقط خداپرست باشید و نفس امّاره و شیطان جنّ و انس را عبادت نکنید، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما» و بعد هم به پدر و مادر خود نیکی کنید. بالاخره آن‌ها پیرمرد و پیرزن می‌شوند و حوصله‌شان کم می‌شود. امکان دارد به تعبیر من و تو یک نِق و غری هم بزنند امّا نکند بگویی: اَه! خسته شدم. «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» مسئله دیگر این است که نه تنها باید با آن‌ها اُف هم نگویی، بلکه باید با قول کریم حرف بزنی. قول کریم چیست؟

مگر بنده لئیم نیست امّا پروردگار عالم با او کریمانه رفتار می‌کند، نمی‌گوید باشد، برو، من گذشتم بلکه کریمانه رفتار می‌کند. طوری می‌شود که «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ». پروردگارعالم جبّار است و گذشته‌های ما را به نحو احسن جبران می‌کند و به خوبی تبدیل می‌کند.

حالا پروردگارعالم می‌فرماید: شاید به تعبیر شما غر زدن‌های پدر و مادر سبب شود که حوصله شما سر برود و امکان دارد چیزی به تو بگویند امّا تو نه تنها نباید یک به اصطلاح اُف و اَه بگویی، یا بگویی ای بابا ...، بلکه حتّی نباید عادی صحبت کنی و بگویی: باشد، چشم، پس چگونه باید رفتار کنی؟ «قَوْلاً کَریماً». باید بگویی: بله، جانم، هرچه شما بفرمایید، امر، امر حضرتعالی است. یعنی یک قول کریمانه با آن‌ها باشد تا انسان این مقام کریمی را درک کند و این نکته بسیار مهمّی است.

....

رزق کریمانه

بعد پروردگار عالم چه کار می‌کند؟ «وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریماً» خدا رزق کریمانه می‌دهد. رزق کریمانه چیست؟

یک موقع یک چیزهایی به انسان مرحمت می‌کند، انسان اصلاً در عمرش به قوه مخیّله‌اش هم نمی‌رسد.

عرض کردیم این که شما می‌گویید: «اللّهم ارزقنی حج بیتک الحرام» و یا چند روز پیش در دعای روز هشتم گفتید: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ» خدایا! تو رزقم کن که من برای ایتام رحمت داشته باشم و بتوانم اطعام طعام داشته باشم؛ نشان می‌دهد رزق فقط مادّی نیست، رزق معنوی هم هست.

خدا به شما رزق مادی و معنوی می‌دهد، آن هم رزق کریمانه؛ یعنی اصلاً پروردگار عالم طوری مرحمت می‌کند که به هیچ کس این‌طوری نداده است.

وقتی انسان مطیع خدا باشد، می‌گوید: خدا گفته ظلم نکنید. ما آن آیه شریفه را خواندیم که پروردگار عالم بیان می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً» امّا اگر کسی این ظلم و دشمنی را نکرد، خدا به او عنایت می‌کند، «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً».

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که آقای قرائتی - خداوند حفظشان کند - گفته بودند: یک کسی در کاشان ما حافظ کل قرآن شده بود، من می‌دانستم این اهل این نیست که بخواهد قرآن را حفظ کند. تعجّب کردم چطور شده این حافظ قرآن شده! یک مرتبه تنهایی او را پیدا کردم و از او پرسیدم چطور شد حافظ قرآن شدی؟ گفت: هیچی. آن‌قدر اصرار کردم که در آخر گفت: می‌گویم ولی به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی.

گفته بود: ما یک شب در خانه یکی از بستگان مهمان بودیم، کرسی گذاشته بودند، همه زیر کرسی خوابیده بودیم. صاحب خانه رفت آب بیاورد، من دل درد داشتم و روده‌هایم خراب بود - عذرخواهی می‌کنم - یک بادی از من بیرون آمد و زیر کرسی بو گرفت. وقتی صاحبخانه آمد، لحاف را که برداشت، متوجّه بوی بد شد. یک بچه کوچک داشت، فکر کرد او این کار را کرده است، تا آمد یک سیلی محکم به این بچه بزند که مثلاً جلوی مهمان آبروریزی کردی؛ گفتم: نزن، من بودم، من وضع روده‌هایم خراب است.

یعنی یک لحظه معامله کرد! از آبرویش گذشت، یک لحظه آبروی خودش را به ظاهر ریخت امّا اجازه نداد ظلم شود و نگذاشت بچّه بی‌جهت سیلی بخورد، خدا هم این‌طور به او لطف کرد و او حافظ قرآن شد.

رزق کریم همین است، اگر ظلم نشود و عدوان و دشمنی نباشد، این‌طور مورد عنایت واقع می‌شود......

بقیه در ادامه مطلب......

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , ,
:: برچسب‌ها: رایه الهدی , دعای ابوحمزه ثمالی , آیت الله قرهی ,
:: بازدید از این مطلب : 1512
|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 113 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه