میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 278
بازدید دیروز : 3991
بازدید هفته : 9570
بازدید ماه : 46247
بازدید کل : 471900
تعداد مطالب : 3378
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3378
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 278
:: باردید دیروز : 3991
:: بازدید هفته : 9570
:: بازدید ماه : 46247
:: بازدید سال : 471900
:: بازدید کلی : 471900
نویسنده : گمنام
چهار شنبه 1 شهريور 1391

اواخر سال 1366 بود که فشار جنگ به اوج رسید و موشکباران پایتخت مردم را وحشت‌زده کرده بود. در این ایام و برای رفع بلا، آیت‌الله حق‌شناس به خواندن 40 روز زیارت عاشورای دسته‌جمعی مبادرت کرد...

 

به نقل از فارس، فشار جنگ در سال 1366 به اوج رسیده بود، تهران در معرض موشک‌های «اسکاد بی» صدام از جمعیت خالی شده و صدها کشته و زخمی به جای مانده بود و اکثر جمعیت شهر به دهات و شهرستان‌ها پناه برده بودند. در این شرایط، مرحوم آیت‌الله حق‌شناس طبق هدایت یک رؤیای صادقانه،‌ برای رفع آن بلا، به خواندن زیارت عاشورا همت گماشتند.

این زیارت خوانده شد و به نتیجه رسید و موشک‌باران قطع شد، البته بسیاری از یاران در اواسط امر، زیارت را رها کردند، اما مرحوم آیت‌الله حق‌شناس تا پایان چهل روز پایداری کرد و کار را به سرانجام رسانید، مطالبی که در این مبحث می‌آید به این جریان اشاره دارد که استاد در تاریخ هفت اسفند سال 1366 ایراد فرمودند:

باید با اخلاص دعا کنید تا مستجاب شود

باید با اخلاص خودتان، با واقعیت خودتان، با اتکا به پروردگار که فرموده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»، این عمل را انجام بدهید. پروردگار هیچ‌گاه به روی سیاه من نگاه نمی‌کند، اما خواهش می‌کنم این چند روزه که مشغول خواندن زیارت هستید، اگر یک کسی به شما فحش داد، در جواب بگو قربانت بروم! همین! خودت را در تمام جهت تسلیم پروردگار کن؛ در حال مراقبه باش. می‌خواهی روزی یک ساعت و نیم، دو ساعت وقت صرف دعا کنی که - ان شاء‌الله فقط یگانه کسی که در مقابل این پلنگ تیز دندان - یعنی صدام - است، اباعبدالله (ع) است. امام صادق (ع) می‌فرماید: بروید به اباعبدالله (ع) توسل بجویید، حضرت ثامن الحجج (ع) هم همین طور است، مبادا در این مدت معترض کسی بشوی، به کسی چیزی بگویی، یا اگر او چیزی گفت، جوابی بدهی!

ببین جونم! یک چیزی به شما بگویم: بعضی‌ها می‌گویند اصلاً دعا برای چه؟ خود مسئولین می‌گویند جنگ باید باشد، چرا ما دعا کنیم؟ به این کارها کار نداشته باش آقا جون من! تو همت کن و مردم را از این قضایا و گرفتاری جنگ نجات بده! مگر حضرت اباعبدالله (ع) نمی‌تواند جنگ را به نفع اسلام خاتمه بدهد؟ عزیز ‌الله است، آقا!

یکی از مهم‌ترین آداب دعا

مبادا مرا تنها بگذارید! چون در آن خواب گفته شده است که ایشان - یعنی بنده - در معیت افرادی زیارت را می‌خوانند، از این معلوم می‌شود که باید دسته جمعی به در خانه‌ خدا برویم! شما هر وقت می‌خواهید بخوانید، بخوانید؛ اما آن چیزی که به نظر بنده اهمیت دارد این است که از خودت بگذری تا نتیجه بدهد، اگر در داخل خانه، اهل بیت فحش داد، نصیحتش کن! جواب را نده؛ در بیرون فحش شنیدی، مثل این باشد که او گفته باشد قربانت بروم، «المدح و الذم فیه سیّان» یعنی متورع، شخص با ورع- یعنی پارسا - مدح و ذم در موردش علی السواء است؛ چون خودش را در برابر پروردگار حساب می‌کند، مگر کسی گفت خر، تو خر می‌شوی؟ بگوید بی‌شرف، بگوید فلان ...؛ اصلاً این چند روزه مثل یک محرم باش.

بنده وقتی می‌روم به زیارت ثامن‌الحجج (ع)، از نظر روحی و مراقبت محرم می‌شوم، مثل این که آدم برای مکه محرم شده است. یک کسی به من گفت، آقای میرزا خواب دیده‌ام محرم شدی! گفتم درسته، هیچ من گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست که مثلاً اگر می‌روم حرم ثامن الحجج ضریح را نگاه کنم! چقدر باشکوه است، طاق را نگاه کنم چطور ساخته شده! نه بابا، بلکه من این همه به ارض اقدس مشرف شده‌ام، توجه به نقش جغرافیایی آنجا هم نکردم! فایده‌ای برای من ندارد، اینها اصلاً چی چی هست؟ پس زبان تو، چشم تو، گوش تو باید مراقبت بشود و اگر می‌خواهی یک قدم بلندی برداری، خیالاتت را هم کنترل کن، وقتی که توجه به پروردگار می‌کنی، ابتلائات قلبی، غم و غصه‌ها کم می‌شود، «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» قلب‌ها آرام می‌شود. آن وقت یک طمأنینه‌ای، یک خاطر جمعی، یک متانت، یک آرامش وجودی پیدا خواهی کرد! اصلاً زیارت عاشورا، زیارت و دعای مهذب است، یعنی تو را تهذیب می‌کند، با خواندن این زیارت واقعاً دلت نمی‌خواهد غیبت بکنی، توهین و اهانت بکنی.

خدمت یکی از رفقا عرض کردم، یک وقت زیارت عاشورا را برای روا شدن مقاصد شخصی خودت می‌خوانی، آن را باید هیچ کس نفهمد؛ اما این را حالا دیگر اعلامیه صادر شده و اعلامیه چسباندند که این عمل برای رفع این غائله است - ان شاء‌الله - و مانعی ندارد. من می‌دانم پشت سر ما می‌گویند اینها جنگ را می‌خواهند تمام بکنند! شما اصلاً گوشت به این حرفها بدهکار نباشد؛ اظهار عقیده نکن! من و شما چه کاره هستیم که اظهار عقیده بکنیم؟ آنکه جلودار و رهبر است، او وظیفه خودش را می‌داند با پروردگار؛ به شما چه؟ به من چه؟ ما فعلاً طرفمان حضرت اباعبدالله (ع) است.

جایگاه دعا در زندگی

حالا من یک حدیث قشنگی برایتان می‌خوانم تا ببینید چقدر خوب است: «قال النبی صلی الله علیه وآله: ألا أدلّکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم و یدرّ أرزاقکم؟ قالوا: بلی؛ قال: تدعون ربّکم باللّیل و النّهار. فإنّ سلاح المؤمن الدّعا»، پیامبر اکرم (ص) فرمود:....

 

بقیه در ادامه مطلب.....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: مـــردان خــــدا , عقــــــــــــایـــد , ,
:: برچسب‌ها: دعا , آیت الله حق شناس , رایه الهدی ,
:: بازدید از این مطلب : 1989
|
امتیاز مطلب : 34
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : گمنام
سه شنبه 17 مرداد 1391

حجت‌الاسلام والمسلمین جاودان گفت: شاید صد بار این حرف را از حاج آقای حق‌شناس شنیده بودیم که از محبوب‌ترین بندگان خدا کسی است که خدا او را در جنگ با خودش کمک می‌کند. 99 درصد ما متاسفانه اصلا با خودمان جنگی نداریم!

 

خودخوری برای پرهیز از شهوات

شاید صد بار این حرف را از حاج آقای حق‌شناس شنیده بودیم. فرمودند که از محبوب‌ترین بندگان خدا آن بنده‌ای است که خدای متعال او را در جنگی که علیه خودش دارد، کمک می‌کند. 99 درصد ما متاسفانه اصلا با خودمان جنگی نداریم! بعد فرمودند: «خَلعَ سرابیلَ الشَّهَوات» لباس شهوت را از تن به در آورده است.

حرف بسیار بزرگی است. مگر با یک روز شدنی است؟! مگر اصلا اگر خدا کمک نکند می شود؟ ما به شهوات عمل می‌کنیم و هیچ مشکلی هم نداریم و راحتیم، هرچه میلمان است و دوست داریم می‌خوریم و می‌گوییم و نگاه می‌کنیم. مشکلی هم برایمان پیش نمی آید.

کم‌خوری شهید مطهری

مشکلات جمع می‌شود و یک مرتبه می‌آید و انسان را خفه می‌کند. شهوات را یکی یکی باید کنار گذاشت. شاید افراد بسیار بزرگ بتوانند یکجا همه شهوات را کنار بگذارند. اما برای افراد معمولی باید کم کم شروع کرد. اول از کجا باید شروع کرد؟ از شکم.

بچه‌های مرحوم آقای مطهری می‌گفتند ایشان سر سفره که می آمد یک تکه نان جدا می کرد و همان را می‌خورد و دیگر کم و زیادش نمی‌کرد. اگر باز هم میل داشت، دیگر نمی‌خورد. از همین جا می‌توان شروع کرد. بیست سال است که ما داریم همین کار را می‌کنیم و مدام شکست می‌خوریم.

وای از آن وقتی است که انسان هیچ به فکر خودش نیست. این یک ذره کنترل میل و غذا در مقابل هزار هزار هوا و هوسی که من دارم هیچ چیز نیست. «خَلعَ سرابیلَ الشَّهَوات» اینجا می‌گوید تمام شهوات را از تنش در می آورد. آیا غذا نمی‌خورد؟! خیر غذا می‌خورد اما چون لباس شهوت را از تنش درآورده بهترین غذای عالم را هم که برایش بیاورند دیگر برایش هیچ خطری ندارد.

محبت درجه دو!

«وَ تخَلـّی مِنَ الهُموم إلا هَمّاً واحِداً» فقط یک غصه دارد. آن چیست؟ در آیه 165 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «وَالـّذینَ آمَنوا أشَدّ حُبّا للهِ» کسانی که به خدا ایمان دارند (یعنی ایمانشان قبول است و کارشناسان عالم آخرت امضا می کنند که ایمان دارند) آن کسی است که خدا را از همه چیز دیگر بیشتر دوست دارد. پس تنها این آدم می‌تواند فقط یک غصه داشته باشد. فقط این آدم. زیرا یک محبت درجه اول دارد پس یک غصه درجه اول دارد. غصه‌های دیگرش غصه‌های درجه دوم محسوب می‌شوند.

انسان غصه درجه دوم را فدای غصه درجه اول می‌کند. شما می‌بینی گرسنه‌ای و غذا هم نداری. می‌روی دنبال غذا یا نماز؟ غصه غذا را فدا می‌کنی و دنبال نماز می‌روی. بفرمایید محبت درجه دوم را برای محبت درجه اول فدا می‌کند.

داستان امام حسین علیه السلام را می‌دانید دیگر. زمانی که حضرت علی اکبر آمد و اجازه خواست ایشان بلافاصله اجازه داد. آیا ایشان به پسرشان محبت نداشتند؟ چرا محبت داشتند. اما آن را فدا می‌کنند و این محبت درجه دوم است.

بفرمایید که محبت فرعی است. یک محبت اصلی دارد و یک محبت فرعی. اگر محبت فرعی را نداشته باشد که انسان نیست. اگر بچه اش را دوست نداشته باشد که انسان نیست، اگر اینطور است، چنین آدمی می‌تواند به همّ واحد برسد. اگر شما چهل سال غصه یک چیز را خوردید، آیا می‌شود خدای متعال غصه‌ات را برطرف نکند؟! می گوید دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.

غصه بزرگ پدر ابوذر

داستان ابوذر را برایتان عرض کرده‌ام. بر سر قبر پسرش گفت پسرم یک غصه‌ای برایت دارم که آن غصه آنقدر بزرگ است اصلا نمی‌گذارد غصه مرگت را بخورم. آن غصه بزرگ آن است که نمی‌دانم خدا می‌خواهد با تو چه کند. تو را می‌بخشد یا می خواهد سخت‌گیری کند. آخر یک دقیقه سخت‌گیری‌اش را هم نمی توانیم تحمل کنیم. فقط آن لحظه‌ای که می‌خواهند جان را بگیرند سخت نیست. بقیه‌اش هم سخت است. گفت من آنقدر آن غصه تو را دارم که غصه مرگت را یادم رفته. ببینید غصه اولش، غصه آخرتش بود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , ,
:: برچسب‌ها: کم خوری , خودخوری , آیت الله حق شناس , شهیدمطهری ,
:: بازدید از این مطلب : 1457
|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : گمنام
دو شنبه 9 مرداد 1391

مرحوم آیت‌الله حق‌شناس با بیان اینکه گناهان انسان در ضعیف شدن حافظه او نقش دارند، با استناد به روایتی از پیامبر اکرم(ص) علمی را نافع دانست که به قلب انسان راه پیدا کند و روح او را منور سازد.

آنچه در پیش‌رو دارید سلسله مباحث اخلاقی آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس است که در تاریخ 5 تیرماه سال 1366 در مسجد امین‌الدوله ایراد کردند:

آنچه در پیش‌رو دارید سلسله مباحث اخلاقی آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس است که در تاریخ 5 تیرماه سال 1366 در مسجد امین‌الدوله ایراد کردند:

*اهمیت علم و احیای آن

«رحم الله عبداً أحیا العلم»، خدا رحمت کند و بیامرزد آن کسی را که علم و دانش را زنده کند، بعد سئوال شد که: «و ما إحیاؤه؟ قال أن یذاکر به أهل الدّین و أهل الورع»، خوب زنده کردن یعنی چه؟ عرض کردند: یابن رسول‌الله زنده کردن علم به چه شکل است؟، فرمودند: دینداران، افراد با تقوی از راه مذاکره و گفتگوهای علمی، وقتی که مذاکره کردند، علم را احیا کرده‌اند و مورد دعای حضرت واقع می‌شوند.

*عالمان امت دو گونه‌اند

اما باز برای اینکه همکاری‌های بنده یک قدری دقت پیدا بکنند، این مطلب را هم عرض بکنم که و قال صلی الله علیه وآله: «علماء هذه الأمة رجلان، رجل آتاه الله علماً فبذله للنّاس»: «دانشمندان این امت دو دسته هستند: یک دسته علمایی هستند که پروردگار علم را در دسترس آنها گذاشته و آنها هم آن را به مردم بذل کردند؛ «و لم یأخذ علیه طعماً و لم یشر به ثمناً»، در برابر آن غذایی از مردم درخواست نکردند و ما به ازایش ثمنی قرار ندادند؛ بینی و بین‌الله برای پروردگار، خالصاً لوجه الله، علمش را در دسترس مردم گذاشت: «فذلک یستغفر له حیتان البحر و دوابّ البرّ و الطّیر فی جوّ السّماء و یقدم علی الله سیداً شریفاً حتی یرافق المرسلین»، ماهی‌های دریا و جانواران خاک و پروندگان در آسمان، استغفار و طلب آمرزش برای چنین عالمی می‌کنند، گناهان او آمرزیده می‌شود و وارد به پروردگار می‌شود، در حالی که سید و شریف خواهد بود و با پیامبران و فرستادگان خدا همنشین است، با آنها همدم می‌شود، با آنها هم صحبت می‌شود.

آن وقت در قبال این آدم، «رجلٌ آتاه الله علماً فبخل به عن عباد الله و أخذ علیه طعماً و شری به ثمناً فذلک یلجم یوم القیامه بلجامٍ من نارٍ و ینادی منادٍ: هذا الذی آتاه الله علماً فبخل به عن عباد الله و أخذ علیه طعماً و اشتری به ثمناً و کذلک حتّی یفرغ من الحساب»، عالمی است که خداوند به او علم اعطا کرده، ولی از بذل آن به بندگان خدا بخل می‌ورزد و در برابر آن بها طلب می‌کند؛ این کسی که در روز قیامت به دهانش لجامی از آتش زده می‌شود و یک منادی ندا می‌کند: این همان کسی است که خداوند به او علم داده، ولی در نشر آن به بندگان خدا بخل ورزیده و در برابر آن مزد خواسته و آن را به قیمت فروخته است. این شخص در محشر همین گونه می‌ماند تا خداوند از حساب خلق فارغ شود.

*اسم اعظم در آیات پایانی سوره حشر

عصری داشتم، آیات آخر سوره حشر را مطالعه می‌کردم: «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» ای حبیب من اگر این قرآن را، ما، بر کوه بخوانیم و او فهمی داشت - که شما دارید!- هر آیینه متلاشی می‌شد! مدتها فکر می‌کردم که چه طور شده است؟ قرآن به قلب من خوانده می‌شود و من خاشع نمی‌شوم؛ چرا؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند که: اسم اعظم در همین آیات سوره‌ حشر است، بعد فرمودند: اگر مریض بخواند، البته شفاء نصیب او خواهد شد، در فکر این بودم که چرا قلب ما خاشع نمی‌شود و حال اینکه فرمودند: « لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»، اگر بر کوه نازل شود خاشع می‌شود! چرا قلب من خشوع نمی‌کند؟ بعد از ذکر مقدمه‌ای باید بگویم: از آن اول که وارد این درس‌های مقدماتی می‌شدیم این شعر:

شکوت الی وکیعٍ سوء حفظی/ فأرشدنی الی ترک المعاصی

*چاره خرابی حافظه

به وکیع جراح که یک عالم اخلاقی بوده است، شکایت کردم از اینکه من سوء حفظ دارم، یعنی حافظه‌ام بد است، او مرا به ترک گناه راهنمایی کرد!

و قال لأنّ حفظ العلم فضل/ و فضل الله لا یؤتاه عاصی

بعد فرمود: علم و دانش، فضل پروردگار است و فضل پروردگار، به عاصی داده نمی‌شود.....

بقیه در ادامه مطلب...

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله حق شناس , رایه الهدی , علم نافع , دلیل سوء حافظه ,
:: بازدید از این مطلب : 1575
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : گمنام
جمعه 9 تير 1391

ملاقات با ملک‌الموت

 
 
ملک‌الموت، اول‌ملک پروردگار است، ابتدا که بر محتضر وارد می‌شود، آنهایی که مؤمنند، باید یک چشم‌روشنی برای او آماده کرده باشند: «واعدّ القری لیومه النّازل به»، خوب شما چه آماده کرده‌اید؟ در قبر خطاب می‌آید: «عبدی ماذا صنعت فی امانتی؟»، می‌توانیم جواب دهیم؟ من ریاست کردم، من دنبال مقام بودم، من مشغول داد و ستد بودم، من مشغول فلان بودم، وامصیبتا! لا نجاة، اینها جواب نیست و نجاتی در کار نیست، قال رسو‌ل‌الله صلی‌الله علیه وآله: «أیما عبدٍ اطاعتی لم اکله الی غیری و أیما عبدٍ عصانی و کلته إلی نفسه ثمّ لم أبال فی أی وادٍ هلک».
 
 
*نفس دائماً خواستار آسایش و راحت طلبی است
 
 
این دل باید متوجه باشد، اما دائماً رو به راحتی، رو به آسایش، رو به عذرهای غیر موجه می‌آورد، «أن القلوب تزیغ»، در این صورت دل کج می‌شود، یعنی هی می‌خواهد، عمرت را به حالت تردید بگذرانی، «و تعود الی عماها و رداها». آن وقت به سوی کوری و گمراهی اولیه‌اش باز می‌گردد، همان‌طور که اولش کور بود، اولش از حقایق چشم‌پوشی کرده بود، حالا هم به کوری و ضلالت باز گشته و همه‌اش تو را به وادی هلاکت راهنمایی می‌کند، «إنّه لم یخف الله من لم یعقل عن ‌الله»، کسی که افکار و عقایش را از خدا نگیرد، کسی که تعقل نکند و صفات پروردگار را نشناسد، از خدا نخواهد ترسید. - البته فرموده‌‌اند: «لا تتکلموا فی ذات الله»، در افعال خدا، توحید عبادتی تعقل کنید - و کسی که برنامه پروردگار را یعنی دینش را نفهمید و تعقل نکند، به معرفت درست و ثابت نمی‌رسد: «و من لم یعقل عن‌‌الله لم یعقد قلبه علی معرفة‌ ثابتة».
 
 
* یکی از رموز مستجاب نشدن دعاها
 
 
وقتی از امام صادق علیه‌السلام سئوال شد: یابن‌ رسول‌الله چرا دعاهای ما پذیرفته نمی‌شود؟ حضرت فرمودند: «لأنکم تدعون من لا تعرفونه»، زیرا شما کسی را می‌خوانید که نمی‌شناسید و از برنامه‌هایش خبر ندارید، داداش جون!
 
در یک روایت دیگر دارد: آن کسی بر معرفت صادق است که قولش به فعلش مطابق باشد، سرّش با علانیه‌اش یکی باشد، دو تا نباشد، داداش جون!
 
بی‌خود نگفت که: «فیا طوبی للثّابتین علی أمرنا»، زمانی که امام (عج) در پس پرده غیبت است، بیاید و در آن زمان خوشا به حال کسانی که به راه و رسم ما ثابت و پایدار می‌مانند، در بعضی از روایات 5 مرتبه، در بعضی از روایات 7 مرتبه دارد: «طوبی لهم ثمّ طوبی لهم»، خوشا به حال آنها...
 
پس معلوم شد که ما باید از خدا بخواهیم که فکر و عقاید ما را حفظ کند: «ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب»، پروردگارا! بعد از اینکه خودت توفیق معرفت به ما عنایت فرمودی، خود تو هم کمک بکن که قلب ما به کوری بر نگردد، خوب این دعا؛ اما چیزی که هست باید جدیت بکند داداش جون!
 
باید راه برود و حرکت بکند، اگر بخواهی راه را بروی، فعلاً این ماه وقت سیر کردن و راه رفتن است: «طوبی للذّاکرین، طوبی للطّائعین»، خوشا به حال ذکر کنندگان، خوشا به حال اطاعت کنندگان از خدا، «أنا جلیس من جالسنی و مطیع من أطاعنی و غافر من استغفرنی»؛ اگر بخواهی خودت را درک بکنی، اگر بخواهی خودت را دریابی، همین ماه! ماه رجب، که فرمود: »ان لربکم فی ایام دهر کم نفحات الا فتعرّضوا لها»، برای شما در ایام روزگار و دهر شما کشش‌هایی است، افاضاتی است، پروردگار، شما را تکان می‌دهد؛ اما «طوبی للمتعرّضین»! آن اشخاصی که خودشان را در معرض قرار بدهند.
 
 
*کنترل نفس، بهترین کار
 
 
یکی از رفقا اظهار کرد: همان شب اول که تو گفتی چه عملی در این ماه بهتر است، شایسته‌تر است؟ گفتی: نفس اماره را لجام کردن از همه کارها بهتر است که در باب نفس فرمود: «إنّ النّفس لأمارة بالسوء إلّا ما رحم ربیّ و لا حجاب أظلم و أوحش بین العبد و بین الرّبّ من النّفس و الهوی»، این حجاب را من اول باید بردارم، در این میدان باید مبارزه کنم و برای از بین بردن این دو «و لیس لقتلهما و قطعهما سلا و آلة مثل الافتقار الی الله و الخشوع و الجوع و الظمإ بالنهار و السّهر بالیل»، یعنی برای مقابله و مبارزه با نفس، باید نیمه شب بلند بشود، باید بلند بشود، من را بخواند؛ ببین رمز موفقیت همین است که انسان کسی را کاره‌ای نداند، توجهش فقط به خدا باشد و بس!
 
وقتی که سئوال می‌کنند: یا رسول‌الله، توکل را برای ما بیان بفرمایید؟، می‌فرماید: «العلم بأنّ المخلوق لا یضرّ ولاینفع ولایعطی ولایمنع و استعمال الیاس من الخلق»، خیلی مهم است؛ وقتی انسان علم پیدا کرد که مخلوق صد درصد هیچ کاره است، نه نفعی می‌رساند و نه ضرری:
 
گر گزندت رسد به خلق مرنج / که از نه رحات رسد ز خلق و نه رنج
 
از خدا دان خلاف دشمن و دوست/که دل هر دو در تصرف اوست
 
 
علم، منع از نقیض می‌کند، یعنی صد درصد؛ دیگر یک ذره هم احتمال بر خلاف نمی‌دهد؛ اگر تو به این مرحله رسیدی، توکل پیدا کرده‌ای و متوکلی.
 
آن وقت ببین حالا ما این افعال را چه طور انجام می‌دهیم؟! همان‌طور که امام می‌فرماید: شما با زبانتان توکل را بیان می‌کنید، اما لقلقه‌ لسان است! من می‌گویم که «توکلت علی‌الله»؛ اما باز می‌گویم فلانی نگذاشت معامله‌ ما به آخر برسد!، فلان کس نگذاشت معامله خانه درست بشود، فلان کس مشتری من را منصرف کرد، اینها شهادت فعلی و عملی است، کاشف فعلی و عملی بر عدم توکل گوینده است، «فاذا کان العبد کذلک لا یعمل لاحدٍ سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احدٍ سوی الله»، وقتی که این طور شد، بنده دیگر امید و رجاء غیر از پروردگار ندارد، باید هر کاری که ما می‌کنیم، همین ماه بکنیم.
 
آن رفیق گفت: همان شبی که تو آن حرف را زدی، تصمیم گرفتم با استعانت از پروردگار امیال نفسانی را خاموش کنم، گفت: همان شب دیدم، نشان دادند، گفتند: این افعی یا اژدها خود تو هستی، این نفس تو است؛ بعد یک چوب بلندی به من دادند و گفتند: بکن در دهان این اژدها! اطراف دهانش را من سوراخ کردم و همان شب فرمودند که پروردگار - ان‌شاءالله - تو را مورد عنایت و تفضل خودش قرار می‌دهد.
 
 
با عنایت نظری کن که من دل شده را/ نرود بی‌مدد لطف تو کاری از پیش

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , عقــــــــــــایـــد , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله حق شناس , رایه الهدی ,
:: بازدید از این مطلب : 1535
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : گمنام
پنج شنبه 25 خرداد 1391

 

مباحثی اخلاقی از آیت الله عبدالکریم حق‌شناس

حضرت امیر(ع) فرمود: آی مردم بدانید، من حقی بر شما دارم و شما هم حقی بر من دارید؛ اما آن حقی که شما بر من دارید این است که من برنامه‌های دینی شما را برای شما بیان کنم، اما آن حقی که من بر شما دارم، اطاعت از من است، بدانید که حب ما اهل بیت بدون عمل بی‌ثمر است، عمل بدون حب ما هم بیهوده است، باید فعالیت کنید، عمل کنید. اگر با اتکاء بر حب آل محمد(ص) عمل نکنید، نتیجه بخش نیست، آقاجون من!

ماه رجب است، ترجیب به معنی تعظیم است، یک تکان به خودت بده! تصمیم بگیر که بر اعمال خیرت اضافه شود؛ آیا شما حب من را ادعا می‌کنید، اما کوشش ندارید؟ در نزد ما برائت از نار نیست، «من کان‌الله مطیعاً فهو ولی‌ و من کان لله عاصیاً فهو لنا عدو»، اگر کسی اوامر ما را اطاعت کرد، ولی آل محمد(ص) است و کسی که مخالفت کرد، عدو آل محمد است

الاولیاء تمتعوا بک فی‌الدجی / بتهجد و تخشع و حنین

داداش جون! فراموش نکنید، بگو پروردگار به اندازه وسعم، خودم را، حیثیتم را، همه چیزم را بذل در راه رضای تو کردم، پروردگار عزیزم! پروردگارا تو را به عصمت زهرا (س) ما را نجات بده.

یک کسی گفت: من می‌خواستم بروم جبهه موعظه کنم، وقتی که رفتم -ببینید چه جوان‌هایی در جبهه هستند- دیدم آنها باید برای من موعظه کنند! از 3 بعد از نیمه شب، تمام برای نماز شب بلند شدند! آخر نماز شب یک رشته‌ای بین خداوند عزوجل و بنده است.......

بقیه در ادامه مطلب....

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله حق شناس , ماه رجب , اخلاق , کلاس اخلاق , رایه الهدی , البرز , کرج ,
:: بازدید از این مطلب : 1793
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : گمنام
چهار شنبه 10 خرداد 1391

به نقل از فارس ، مـراسم پنجمین سالگرد ارتحال عارف ربانی آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس امروز (سه شنبه 9 خرداد) در مسجد دانشگاه تهران از ساعت 15:30 تا 17:30 با حضور علما،‌طلاب و دانشجویان برگزار شد.
 

حجت‌الاسلام فاطمی‌نیا با اشاره به زمان آشنایی خود با آیت‌الله حق‌شناس، بیان داشت: من ایشان را در سال 42 یا 43 هنگامی که تازه معمم شده بودم و هنوز موی صورتم در نیامده بود، دیدم، متاسفانه مردم ما بیشتر این علما را به زهد و تقوا می‌شناسند، پسر مرحوم آیت الله بهجت دردودلی را پیش من کرد و گفت: مردم عامه بیشتر، پدر من را به زهد و تقوا می‌شناسند، در حالی که آیت الله بهجت از کبائر حوزه به مدت 40 سال در فقه و اصول بود.

وی با بیان اینکه آیت الله حق‌شناس از مجتهدین شیعه و از کبائر علمی حوزه بودند، ادامه داد: ایشان در «مسجد امین الدوله» هنگامی که هنوز دور و بر ایشان شلوغ نشده بود، به من گفتند: «داداش جون، چهار تا اجازه اجتهاد دارم.

ذکری که همپای نماز شب است!

وی با اشاره به اینکه مجهز شدت انسان به صفات عالیه منجر به کسب معرفت الهی می‌شود، افزود: درست است که خواندن نماز شب با کیفیت 11 رکعت، 70 بار استفغار و 40 انسان مومن را دعا کردن، وارد شده است،‌ اما همین اسلام می‌گوید، اگر دانشجویی فردا امتحان داشت یا زن کارمندی که کارهای خانه را انجام می‌دهد، شب خسته است و نمی‌تواند برای نماز شب بلند شود، اگر فرزندش از خواب بیدار شد و خواست شیر بخورد، یا باد دری را باز کرد و او بیدار شد،‌ ذکر «یا اکرم الاکرمین» را بگوید و دوباره بخوابد.


 

حجج اسلام فاطمی نیا و جاودان

 

بقیه در ادامه مطلب....

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: مـــردان خــــدا , ,
:: برچسب‌ها: حجت الاسلام جاودان , حجت الاسلام فاطمی نیا , آیت الله حق شناس , رایه الهدی ,
:: بازدید از این مطلب : 1471
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : گمنام
چهار شنبه 10 خرداد 1391

آيت ا... حاج ميرزا عبدالكريم حق‎شناس تهراني در سال 1298 شمسي در خانواده اي متدين در تهران متولد شدند. نام پدرشان علي و نام خانوادگي‎شان صفاكيش بود. پدر در فرمانداري آن روز تهران صاحب منصب بود و به همين جهت به علي‎خان شهرت داشت. او سه فرزند داشت: ولي، كريم و رحيم. منزل مسكوني پدریشان در خيابان عین الدوله يا ايران كنوني قرار داشت كه جزو محلات نجيب تهران حساب می شد. پدر در ايام صباوت فرزندان خويش وفات يافت؛ ولي مادرشان تا آن زمان كه ايشان به سن پانزده شانزده سالگي برسند در قيد حيات بود.......

حضرت ولي عصر عجل‎الله در خواب آیت الله حق شناس / توصیه اخلاقی حضرت ولي عصر به حاج آقا
 
ظاهراً حاج آقاي حق‎شناس بعد از دبيرستان همان‎طور كه كار مي كردند، به جديت تمام به تحصيل علوم ديني نيز مشغول بودند، و اين علوم را با علاقه و شدت دنبال می كردند.
چندین بار از ایشان شنیده شد: «در اوايل دوران درس وتحصيل، به ناراحتي سينه دچار شده بودم، حتي گاه از سينه‎ام خون مي آمد. سل، مرض خطرناك آن دوران بود، و بيماري من احتمال سل داشت، و دكتر و دارو تأثير نمي‎كرد. يك روز تمام ذخيره هاي خود را كه از كار برايم باقي مانده بود، (حقوق، روزي يك ريال مي شد؛ نيمي از آن را خرج و نيم ديگر را ذخيره مي كردم) صدقه دادم. شب هنگام در عالم رؤيا حضرت ولي عصر عجل‎ا... تعالي فرجه را زيارت كردم، و به ايشان التجا بردم. دست مبارك را بر سينه‎ام كشيد، و فرمود: اين مريضي چيزي نيست ، مهم مرض‎هاي اخلاقي آدم است، و اشاره به قلب مي فرمود. بيماري سينه بهبود يافت. بعد كه به خدمت آيت الله مير سيد علي حائري رسيده و جريان را بازگو كردم، اولین بار بود که لبخندی بر لبان ایشان دیده شد.خيلي تشويق فرمود، و اضافه كرد؛ اما مواظب باش كه ناپرهيزي نكني.خربزه وانگور نخوری! این عین همان چیزی بود که حضرت ولی عصر در خواب به من فرموده بودند.
 
معجزه برای فرار از سربازی در عصر سیاه رضا خان!
 
جريان سربازي پيش مي آيد، ايشان بايستي به سربازي مي رفتند، و اين چيزي نبود كه در آن روزگاران ـ عصر اختناق سیاه رضا خاني ـ كسي به آن رضايت بدهد ، و همه اگر مي توانستند از سربازي فرار مي كردند، هر کس برای فرار بهانه ای می جست. به همين جهت با كمك بعضي از آشنايان، شناسنامه را تغيير مي دهند، و كريم به عبدالكريم و صفاكيش به حق‎شناس تبديل مي شود ، سن هم ده، دوازده سال يا حتي بيشتر افزايش مي‎يابد؛ لذا تولد ايشان در شناسنامه 1285 شمسي مي‎باشد، و بااين مقدمه و عنايتي كه همراهي كرد، مسئله سربازي حل شد.
 
می فرمودند: به محل آزمایشات پزشگی ارتش رفته بود -م تا تکلیف سربازیم مشخص شود. وقتی از پله های آن بالا می رفتم، قلبم به سرعت به تپیدن در آمده بود. پیش خودم می گفتم :من که نمی ترسم پس چرا قلب این چنین به تپش در آمده است!؟در محل معاینه، پزشگان ارتش قلبم را معاینه کردند. معاینه کننده به دیگری گفت: زودتر معافیت این را بنویس برود. دیگری علت سوال کرد:آخر چرا؟ او گفت : این جوان دو روز بیشتر زنده نیست. در هر صورت معافیت صادر شد ، ومن بیرون آمدم. پائین پله ها ضربان قلب به حال عادی باز گشت......
 
 
 
 
بقیه در ادامه مطلب.....
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: اخلاق و عرفان , مـــردان خــــدا , ,
:: برچسب‌ها: آیت الله حق شناس , رایه الهدی , تهران , امام زمان (عج) ,
:: بازدید از این مطلب : 1563
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 113 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه