میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 45
بازدید دیروز : 1064
بازدید هفته : 6118
بازدید ماه : 57240
بازدید کل : 482893
تعداد مطالب : 3378
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3378
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 45
:: باردید دیروز : 1064
:: بازدید هفته : 6118
:: بازدید ماه : 57240
:: بازدید سال : 482893
:: بازدید کلی : 482893
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

 یکی از رویدادهای مهم در تاریخ زندگانی اهل‌بیت علیهم‌السلام مربوط به ماجرای مصالحه امام حسن (ع) با معاویه بود. پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی امر خلافت مسلمین به امام حسن (ع) رسید، معاویه بر آشفت و خود را در مقام مبارزه با آن حضرت قرار داد و به این ترتیب آرایش نظامی به خود گرفت. در نهایت با تطمیع و تهدید برخی یاران نزدیک امام(ع) و با استفاده از جنگ روانی، اطرافیان آن حضرت را پراکنده کرد.

او حتی با استفاده از افراد نفوذی، سبب هرج و مرج بین سپاهیان امام مجتبی شد. امام که وضعیت را اینگونه دید و سست‌عنصریِ یاران برای همگان آشکار شد، از نبرد با معاویه دست کشید، این در حالی بود که سپاهیان تا مدائن پیشروی کرده بودند. منافقان از این فرصت استفاده کرده، شروع به شایعه‌پراکنی کردند که حسن با معاویه صلح کرده است. این فتنه حتی صحابه و نزدیکان حضرت را سردرگم کرد. یکی از خوارج به نام «جراح بن سنان اسدی» از فرصت استفاده کرد و در حالی که فریاد می‌کشید که تو همانند پدرت علی کافر شده‌ای، با خنجری به آن حضرت حمله برد و رانش را زخمی کرد که از آن خون بسیاری رفت. او توسط یکی از یاران امام حسن کشته شد.

امام حسن مجتبی (ع) نیز به مصحلت الهی، تن به معاهده و مصالحه با معاویه داد و این برای امت اسلامی که اینچنین دچار ریزش در عقاید و ایمان شده بود، بهترین راهکار بود، تا هم جان آنها حفظ شود و هم معاویه بیشتر در کنترل امام باشد. این قرارداد چند شرط داشت که از مهم‌ترین آنها، عمل بر اساس کتاب خدا و سنت نبوی، ترک سبّ بر امیرالمؤمنین، منع معاویه از تعیین جانشین پس از خود، خودداری از توطئه علیه امام حسن (ع) و حفظ جان مسلمانان بود. با این حال، معاویه به هیچ‌یک از شرط‌ها عمل نکرد. او نه در دوران حکومت، بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر خدا، عمل کرد و نه پس از خود، زمام امر را به شورا و یا صاحب واقعى آن سپرد؛ نه دشنام و ناسزا به امیرالمؤمنین را موقوف کرد و تقدس منبر را از این بدعت ننگین مصون داشت و نه خراج تعهد کرده را پرداخت و نه مسلمانان متعهد و یاران امیرالمؤمنین را از آسیب حملات ناجوانمردانه‌‏اش مصون داشت.

پس از انجام صلحنامه، برخی از یاران، امام را ملامت کردند که چرا با معاویه صلح کردی. حضرت فرمود: وای بر شما، نمی‌دانید مقصود من چه بود؟ صلح من با معاویه از آن چه آفتاب بر آن می‌تابد و غروب می‌کند، برای شیعیانم بهتر است. نمی‌دانید که من امام شما هستم و اطاعت از فرمانم برای شما واجب است و به فرمودۀ رسول خدا(ص) یکی از دو آقای اهل بهشت هستم؟ گفتند: می‌دانیم. وَیْحَکُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیْرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیْکُمْ وَ أَحَدُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَی‏َّ.

فرمود: آیا نمی‌دانید، چون خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و آن بچه را به قتل رسانید و دیوار را استوار کرد، باعث خشم موسی بن عمران(ع) شد، زیرا که حکمت آن کار بر او پوشیده بود؛ اما نزد خداوند، عمل خضر کار حکمت آمیز و درستی بود؟ آیا نمی‌دانید [چنین مقدر شده است] که هر یک از ما ائمه سازش با سلطان زمانش را به گردن می‌گیرد، جز قائم ما که عیسی روح الله پشت سر او نماز می‌گزارد و خداوند، ولادت او را از مردم پوشیده می‌دارد و خود وی از نظر ها پنهان خواهد شد تا چون ظهور کند بیعت هیچ کس در گردن وی نماند [و مجبور نشود در برابر سلاطین زمانش سکوت و با آنها بیعت و سازش کند]. او نهمین فرزند برادرم، حسین پسر فاطمه بانوی بانوان است. خداوند در طول غیبت، عمر او را طولانی کند، آنگاه با قدرت کاملۀ خود به صورت جوانی که کمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر کند. این برای اینست که همه بدانند خداوند بر همه چیز توانا است؛ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کَانَ ذَلِکَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِیَ عَلَیْهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ حِکْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِکَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِی الْحُسَیْنِ ابْنِ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِی صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِینَ سَنَةً ذَلِکَ لِیُعْلَمَ‏ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. (کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق، ج‏1، ص316)

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

شهید لاجوردی اصرار داشت که روی منافقین کار فرهنگی صورت گیرد و در این باره از من کمک خواست. من معتقد بودم علاوه بر سخنرانی، برگزاری دعای کمیل هم بسیار مناسب است و اثر زیادی دارد. جلسات چندی در زندان اوین و قزل حصار برگزار شد. این فعالیت‌های فرهنگی در روح و جان آن افراد گول خورده اثر عمیقی برجای گذاست و بسیاری موفق به توبه و بازگشت به صراط مستقیم شدند و از زندان خلاص یافتند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399
 
 

عنایت امام رضا (ع) به تازه‌ مسلمان ساکن آمریکامحمد عرب یکی از مستبصرانی است که به لطف و عنایت امام رضا علیه السلام هدایت و به دین اسلام مشرف شده و سبک زندگی اسلامی را برگزیده است. او مانند تمام شیعیان و مردم آزاده خوی جهان، امام رضا علیه السلام را به عنوان امام مهربان می‌شناسد. هر بار که از آن حضرت یاد می‌کند از مهربانی‌هایش می‌گوید.

محمد عرب، جوانی است که در خانواده مسلمان به دنیا آمد اما سال‌ها زندگی در ایالت متحده امریکا و در میان مردمی که یادی از خدا در گفتار و کردارشان نبود، موجب شد که او هم فاصله زیادی از دین اسلام بگیرد و هیچ آموزه‌ای از اسلام دریافت نکند. اما یک اتفاق و تلنگری در سفری که به برزیل داشت، او را به یگانگی خدا و زیبایی‌های مذهب تشیع راهنمایی کرد.

این تازه‌مسلمان در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم می‌گوید: وقتی بعد از دوباره مسلمان شدن به ایران سفر کردم، چندین مرتبه به زیارت امام رضا علیه السلام رفتم تا روح و جانم را در بارگاه آن حضرت شست‌وشو بدهم. می‌دانستم امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است و به خواست خدا بر هر خیری تواناست، به همین دلیل از آن حضرت می‌خواستم تا من را در این مسیر راهنمایی و هدایت کند.

ماجرای لطف‌های امام رضا علیه السلام در حق این مستبصر ایرانی به همین‌جا ختم نمی‌شود. نمونه‌ای از این الطاف را می‌توان در داستان ازدواج او پیدا کرد. محمد عرب از دختر ایرانی مسلمان و محجبه‌ای از خانواده‌ای اصیل که در امریکا زندگی می‌کردند، درخواست ازدواج کرد. اما رضایت دختر چند سالی طول کشید.

حالا همسر محمد عرب در این باره می‌گوید: ازدواج ما هم به لطف و راهنمایی امام رضا علیه السلام صورت گرفت. ماجرا از این قرار بود که به دلیل اینکه همسرم را در دوره قبل از ازدواج نمی‌شناختم، راضی به ازدواج با او نبودم. این در حالی بود که پدرم به او علاقه داشت و ایمان و اخلاق او را پسندیده بود.

او ادامه می‌دهد: حدود چهار سال گذشت و من هنوز قلب مطمئنی برای این ازدواج نداشتم. همراه مادر و اقوامم به ایران آمده بودیم. به راهنمایی یکی از علمای دینی به امام رضا علیه السلام متوسل شدم تا من را در این انتخاب یاری کند. به مشهد و حرم امام رضا علیه السلام رفتم و از آن حضرت درخواست کردم تا راه صحیح را به من نشان بدهد.

همسر محمد عرب توضیح می‌دهد: در میان همین دعاها و توسلات بود که نور امیدی از جانب آن حضرت به قلبم تابید و من در میان بهت و ناباوری دیگران از اینکه چهار سال جواب مثبت به این جوان نداده بودم، راضی به ازدواج شدم. حقیقت این بود که امام رضا علیه السلام امکان ازدواج ما را فراهم کرد و قلب من را برای این تصمیم مهم، مطمئن و راضی کرد. راضی شدم به رضای او و این ازدواج به خوبی انجام شد.

محمد عرب، حرف‌های همسرش را این طور به پایان می‌رساند که: هنوز هم هر زمان گرفتاری و مشکلی برایم ایجاد می‌شود به آن حضرت متوسل می‌شوم و حتی اگر در امریکا باشم، خودم را به مشهد می‌رسانم و به زیارتش می‌روم.

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن لم یَقدِرْ على ما یُکَفِّرُ بهِ ذُنوبَهُ فَلْیُکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ على محمّدٍ وآلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً.

هر که نمى تواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشه کن مى کند.

الأمالی شیخ صدوق: ۱۳۱/۱۲۳

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل و موضوعاتی که نقش بسیار مهم و چشمگیری در سعادت و خوشبختی انسان دارد، انتخاب الگو و اسوه نمونه است. افرادی که در حیات مادی و دنیوی خود توانسته‌اند با درایت و هوشمندی اسوه‌های برتر خوشبختی را شناسایی کرده و سبک و سیاق زندگی آن‌ها را چراغ راه زندگی خود قرار دهند، به خوبی توانسته‌اند خود را به قله‌های سعادت و خوشبختی نزدیک کنند.

زیباترین و برترین اسوه زندگی در دنیای مدرن

در دنیایی که بسیاری سعی دارند در قالب‌هایی همچون سلبریتی (Celebrity) خود را الگو و نماد برتر زندگی موفق و نمونه معرفی کنند، بیش از ۱۴۰۰ سال قبل خدای متعال آب پاکی را روی دست همه انسان‌ها ریخته و پرده از چهره‌ای برداشت که تبعیت و پیروی از سبک و سیاق زندگی او ضامن سعادت، کمال و خوشبختی در حیات دنیوی و اخروی است. خدای متعال در قرآن کریم این شخصیت ممتاز و نمونه را این چنین به همگان معرفی می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً»؛(۱) مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آن‌ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‌کنند.

جلوه‌ای از ویژگی‌های برترین الگوی زندگی

۱ـ عبودیت و بندگی حق تعالی

یکی از بهترین و زیباترین ویژگی پیامبر مهربانی‌ها، که موجب لزوم پیروی از ایشان شده شاخص عبودیت و بندگی ایشان است. پیامبراکرم (ص) به معنای واقعی عبد باری تعالی به شمار می‌آید و عبودیت و بندگی حق تعالی را در زندگی خود آشکار کرده است. در دنیایی که انسان‌ها روی زمین تنها بت‌ها و مستکبران عالم را شایسته پرستش می‌پنداشتند، رسول مهربانی‌ها خط بطلان روی این تفکر جاهلی کشیده و حق تعالی را یگانه معبود عالم هستی معرفی کرده و او را شایسته پرستش می‌دانستند:

«قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ»؛(۲) بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است. همتایى براى او نیست و به همین مأمور شده‌‏ام و من نخستین مسلمانم!

۲ـ بهره‌مندی از مدل اخلاق‌مداری

در دنیایی که سلبریتی‌ها در فضای مجازی و حقیقی به رنگ و لعاب‌های مادی و دنیوی خود می‌نازند و هر چهره‌ای به خاطر داشتن موقعیت‌هایی همچون ثروت، مقام و جایگاه دنیوی، خود را شایسته برتری و الگو بودن معرفی می‌کند، خدای متعال برترین الگوی زندگی را با چهره اخلاق‌مداری به جامعه انسانی معرفی می‌فرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»؛(۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌‌اى دارى‏.

به واقع گمشده مهم دنیوی امروزی نیز عنصر اخلاق‌مداری در دنیای مدرن است؛ موضوعی که اگر جامعه بشری می‌توانست آن را پیدا کرده و در زندگی فردی و اجتماعی خود آن را به کار ببندد، هیچ حقی در بین مردم مورد اجحاف و دست درازی قرار نمی‌گرفت و انسان‌ها طعم شیرین عدالت و آسایش را به معنای واقعی تجربه می‌کردند.

۳ـ دلسوز و مهربان نسبت به جامعه انسانی

بسیاری از افراد در جامعه نسبت به نجات دیگران بی‌تفاوت و خنثی هستند و رستگاری دیگران برایشان هیچگونه اهمیتی ندارد. این در حالی است که دغدغه نجات جامعه انسانی از جهالت و نادانی یکی مهم‌ترین خصوصیات ممتاز و طلایی پیامبر گرامی اسلام به شمار می‌آید. ایشان با دلسوزی و مهربانی تمام، به دنبال نجات جامعه انسانی بودند تا اینکه جامعه بشری در مسیر هدایت و رستگاری قرار گیرد.

حضرت محمد (ص) در این مسیر بیشترین سختی‌ها و مشقت را متحمل شدند تا اینکه افراد از تاریکی جهالت و نادانی نجات پیدا کنند و به جاده سعادت و خوشبختی پای بگذارند: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ»؛(۴) به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.

۴ـ خوشخو و خوش‌برخورد

یکی از عناصر موفقیت و پیروزی پیامبر گرامی اسلام در امر تبلیغ، بهره‌مندی از ویژگی نرم‌خویی بود. خدای متعال در قرآن کریم این چنین از این ویژگی ممتاز پیامبر می‌گوید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»‏؛(۵) به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان (مردم‏) نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏‌شدند.

«فظ» در لغت به معنى کسى است که سخنانش تند و خشن است و غلیظ القلب به کسى می‌گویند که سنگدل است و عملاً انعطاف و محبتى نشان نمى‏‌دهد. بنابراین، این دو کلمه گرچه هر دو به معنى خشونت است، اما یکى غالباً در مورد خشونت در سخن و دیگرى در مورد خشونت در عمل به کار مى‏‌رود و به این ترتیب و با سلب این موارد خداوند اشاره به نرمش کامل پیامبر (ص) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهکار می‌کند.

۵ـ صبر و استقامت

انسان برای دستیابی به قله‌های رفیع سعادت و خوشبختی در تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نوعاً با مشکلات، موانع و سختی های فراوانی مواجه می‌شود. از این رو بدون بهره‌مندی از عناصری همچون صبر و استقامت نمی‌تواند به موفقیت مورد انتظار دست یابد.

این عنصر ارزشمند همواره در زندگی قرآنی پیامبر گرامی اسلام نمودار بوده است، در اهمیت و ارزش این ویژگی ممتاز همین بس که یکی از سفارش‌های مهم خدای متعال همین موضوع است: «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ»(۶) پس همان‏گونه که فرمان یافته‌‌اى، استقامت کن و همچنین کسانى که با تو به سوى خدا آمده‌‏اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام مى‌‌دهید، مى‌‏بیند.

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ سوره احزاب، آیه ۲۱.
۲ـ سوره انعام، آیات۱۶۲ و۱۶۳.
۳ـ سوره قلم، آیه ۴.
۴ـ سوره توبه، آیه ۱۲۸.
۵ـ سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
۶ـ سوره هود، آیه ۱۱۲.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

متن سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم و عضو کجلس خبرگان رهبری را ملاحظه می کنید.

یاری خداوند به نبی اکرم در توطئه همسران حضرت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. بحث در جلسات گذشته در باب طرحی بود که جبهه نفاق و کفر و دشمنان حضرت در مقابل وجود مقدس نبی اکرم دارند. حضرت یک نقشه بزرگ و یک طرح با عظمتی برای اداره یک امت دارند و خدای متعال ایشان را برای ایجاد و ساخت یک امت بزرگ مبعوث کرده است «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة»(جمعه/2) یعنی رسولی را از بین امیین برانگیخته است و کار این رسول تعلیم کتاب و حکمت است و دنبال این است که تجمع و یوم الجمعه ای باشد و مردم جمع بشوند و به ذکر الهی برسند و از آنجا جامعه و امت ساخته بشود.

جبهه مقابل هم در مقابل حضرت طرح هایی دارد. بعضی از نقشه های جبهه مقابل را عرض کردیم. یکی از سوره هایی که در قرآن مورد توجه مفسرین هم بوده و در آنجا بعضی از طرح ها و نقشه های دشمن ذکر شده سوره مبارکه تحریم است. بعضی آیاتی که در آغاز سوره مبارکه تحریم است از ابهام برخوردار است و گویا اصلاً خصوصیات ماجرا را قرآن نمی‏خواسته توضیح بدهد و به هر دلیل در صدد توضیح خصوصیات داستان نبوده است؛ ولی یک داستانی است که خدای متعال به آن اشاره و از آن عبور می‏کند.

«أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ پیغمبر»(تحریم/1) ای رسول ما! چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده بر خودت حرام می‏کنی و به دنبال راضی کردن همسرانتان هستی؛ خدای متعال بخشنده و آمرزنده و صاحب رحمت است؛ هم می‏بخشد و هم رحمتش را بر شما نازل می‏کند. کأنه نبی اکرم اسلام یک مطلبی را که برای خودشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی خانواده بر خودشان تحریم کردند؛ از ناحیه داخل خانه به حضرت یک امری تحمیل شده بود و حضرت هم این بار را روی دوش خودشان گذاشتند و حلال خودشان را برای خودشان حرام کردند و خودشان را در سختی انداختند برای این که مسائل داخلی شان را اداره بکنند و همسرانشان راضی باشند. خدای متعال کأنه با لسان توبیخ که البته توبیخ حضرت نیست و توبیخ همسران است، می­فرماید که چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده به خاطر رضایت آنها بر خودت حرام می‏کنی؛ جایی ندارند و شما لازم نیست مراعات آنها را بکنید. خدای متعال برای شما جبران می‏کند؛ اینکه مسئله چه بوده را قرآن توضیح نمی‏دهد و پیداست که مسئله مهم نبوده و لازم نیست آدم خیلی دنبال کند؛ یک مسئله ای پیش آمده که حضرت به خاطر جلب رضایت همسران خودشان یک امری که برای شان حلال بوده حرام کردند.

چطور حلال، حرام می‏شود؟! یکی این است که انسان یک عهد و یمینی داشته باشد و قسم بخورد. آدم می‏تواند با قسم بعضی از حلالها را برای خودش حرام کند؛ مثلاً قسم می‏خورد که این کار را انجام ندهد و اگر قسم خوردید دیگر برای شما جایز نیست. پیداست حضرت از این جنس بوده و قسم خورده بودند که یک امری را به خاطر همسرانشان ترک و مراعات کنند، آنها این امر را بر حضرت تحمیل کرده بودند. خدای متعال می‏فرماید: که شما چرا این کار را کردید و بعد هم در آیه دوم می‏فرماید «قَدْ فَرَضَ اللَّـهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمَانِکُمْ وَ اللَّـهُ مَوْلَاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ»(تحریم/2) ، خدای متعال با این حکم بر شما جایز کرده و می‏توانید قسم های خودتان را باز بکنید. او شما را براساس علم و حکمت اداره می‏کند و اجازه داده در مواردی شما حل قسم بکنید. کأنه حضرت یک قسمی خورده بودند که بعضی از اموری که بر ایشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی و خانوادگی شان را ترک بکنند و خدای متعال می‏فرماید که لزومی ندارد و به شما اجازه دادیم کفاره بدهید و حل یمین کنید و لازم نیست به این قسمتان عمل کنید. آنها به حضرت تحمیل کردند و فشار آوردند و حضرت هم می‏خواستند رضایت آنها را جلب کنند اما کار به یک نقطه ای رسیده که خدای متعال به میدان آمده و مسئله را علنی می‏کند و وقتی قرآن نازل شد دیگر همه پیگیری می­کنند که چه اتفاقی افتاده است. این نقل های متفاوت هم برای آن پیگیری ها است.(1)

نقلهایی شده و بعضی ها هم مجعولات است؛ برای این که مسئله را پنهان کنند. خیلی جاها اینگونه است که شأن نزولهایی که در بعضی از مجامع و کتب تفسیری است شأن نزول های مجعولی است که دنبال گم کردن ردپای اصل مسئله بودند؛ چون یک مسئله جدی بوده برای این که آن مسئله گم بشود یک شأن نزولهایی درست کردند؛ البته نه آن که در روایات اهل بیت است بلکه آنچه را دیگران درست می‏کنند.

به عنوان مثال در داستان منافقین هرکجا یک مسئله مهمی است خدای متعال منافقین را توبیخ می‏کند؛ فوری عبدالله بن ابی را که در مدینه و جزو سرکرده منافقین بوده را نام می­برند و رد پاها را گم می‏کنند. به این مساله حتماً توجه داشته باشید و مواظب باشید که گرفتار نشوید. این شأن نزول هایی که خیلی ها می‏گویند برای رد گم کردن داستانی است که در آیه دنبال می‏شده است.

در اینجا هم یک شأن نزول هایی گفتند که برای گم کردن ردپای داستان است. اصل ماجرا این است که خدای متعال می‏فرماید: پیغمبر ما! شما برای رعایت حال خانواده و همسران خودتان، حلال خدا را بر خودتان حرام می‏کنید؛ البته تشریع نیست؛ بلکه با یمین و قسم بر ترک یک حلال آن حلال بر آدم حرام می‏شود؛ یعنی اگر کسی قسم خورد و نکته ای در این قسم واقع شد نباید دیگر این کار را نجام بدهد. خدای متعال به عنوان مولای نبی اکرم اعمال ولایت می‏کنند و می‏گویند که شما حل قسم کنید.

اصل ماجرای توطئه و افشای سر رسول نسبت به خلافت

بعد می­فرماید «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَی بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ»(تحریم/3) بعضی از عناوینی که در احادیث مربوطه آمده است، شاید یک مقداری می‏خواهد داستان را ادامه بدهد و کمی هم باز می‏کند که پیامبر گرامی اسلام با بعضی از همسران خودش یک مطلبی را در سر و خلوت گفتند؛ چون محیط خانه است و ممکن است خیلی اسرار گفته بشود؛ اینکه چرا گفتند را هم باز قرآن توضیح نداده است. این همسر حضرت رفتند و مسئله را فاش کردند و با دیگری در میان گذاشتند؛ یعنی یک مسئله ای را حضرت به عنوان سر به او گفتند و او به دیگری گفته است. خدای متعال هم مسئله را برای پیامبر واضح و آشکار کردند. یک بخشی از آن مطلب و سری را که افشا کرده بود حضرت به او گفتند اما قسمت دوم ماجرا را که شما رفتید و این مطلب دوم را هم گفتید را نگفتند. این ها هم لطایفی دارد که چرا حضرت نفرمود که شما دو مسئله را افشا کردی در حالی­که بنا نبود بگویی.

مفسرین اینطور معنا کردند که وقتی حضرت او را با خبر کردند که تو رفتی این مسئله را افشا کردی او گفته است «فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ»(تحریم/3) یعنی این همسر حضرت عرض کرده که منبع این خبر از کجاست و از کجا این مطلب به شما رسیده است. فرمودند که خدایی که هم عالم است و هم اسرار امور را می‏داند من را با خبر کرد. پیداست یک مسئله کاملاً جدی است که همین که آنها می‏روند و بحث را افشا می‏کنند، خدای متعال هم از این طرف وارد میدان می‏شود و به پیامبر خبر می‏دهد و بعد هم به صورت وحی نازل می‏شود.

داستان آن منازعه و اختلاف چه بود که حضرت حلال را بر خودشان با قسم حرام کرده بودند و خدای متعال هم بر علیه همسران حضرت وارد میدان شد و فرمود که حل قسم کنید و حلال را بیخودی بر خودتان حرام نکنید. بعضی روایات دارد که اینها نگران اوضاع بعد از رحلت حضرت بودند، چون حضرت از هیچ کدام از اینها فرزند نداشت و فقط از حضرت خدیجه فرزند داشتند و از ماریه قبطیه هم فرزند داشتند که در زمان حیات حضرت فوت کرد. از هیچ کدام از اینها فرزند نداشتند. بعد از حضرت هیچ امکاناتی هم برایشان باقی نمی‏ماند و تمام امکاناتشان یک اتاقی بود که در آن زندگی می‏کردند؛ گلایه کرده بودند که بعد از حیات شما چه می‏شود و ناراحت بودند. بعضی نقلها این است که حضرت به یکی از اینها فرمودند: شما وضعتان خوب می‏شود و پدران شما رئیس می‏شوند.(2)

تقریباً مفسرین متفق هستند و عامه و خاصه هم دارند که این دو نفری که در این آیات از آنها صحبت است چه کسانی هستند. یکی از ازواج پیامبر که بعد به دیگری هم گفته و بعد هم طرح توطئه ریختند. خدای متعال می‏فرماید «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) اگر توبه کنید، بعید است و اگر هم توبه هم نکنید و پشت به پشت با حضرت بجنگید، خدای متعال و ملائکه و صالح المومنین و جبرئیل پشتوانه نبی اکرم هستند. یعنی این صف آرایی که دارد اتفاق می‏افتد در توطئه دو نفر از همسران حضرت است و تقریباً همه قبول دارند که این دو نفر حفصه و عایشه هستند و محل خلاف نیست که این دو طرحی ریختند.(3)

پیامبر یک مطلب سری را به یکی از اینها گفت و او هم به دیگری گفت. مثلاً حضرت به عایشه فرمودند که شما بعداً به ریاست می‏رسید و بعد از رحلت من پدر شما موقعیت پیدا می‏کند و وضع شما خوب می‏شود، نگران اوضاع اقتصادی تان نباشید، این هم رفت و به دیگری گفت. حال بر چه اساسی حضرت این مطلب را گفتند، نمی‏دانم.

یکی دختر اولی و دیگری دختر دومی است، که رفت به او گفت که یک چنین خبری را پیامبر به من دادند و فرمود که پدران شما بعداً به موقعیت می‏رسند. در یک نقلی است که این مسئله به پدرانشان منتقل شد و بعد جدی شد؛ حضرت فرمودند که شما چرا مسئله را افشا کردید؟! خدای متعال به من خبر داده که شما مسئله را افشا کردید و بخشی از مطلب را هم حضرت فرمودند اما مابقی خبر که دست به دست و بعد به یک طرح توطئه تبدیل شد را حضرت افشا نکردند.

این آیات را باید به دقت باز کرد. من قصدم تفسیر نیست و فقط می‏خواهم آن مسیر طراحی دشمن را اجمالاً اشاره بکنم. پیداست یک جریانی در خانه پیامبر گرامی اسلام و بین همسران حضرت اتفاق افتاده و در این ماجرا سر پیامبر افشا شده است و به دنبال این سر یک توطئه ای شکل گرفته است.

حضرت به خاطر تأمین رضایت آنها امری را بر خودشان حرام کردند بعد هم آنها به جای این که قدر این کار را بدانند حضرت را تحت فشار قرار دادند و سر حضرت را افشا کردند و این به یک طرح توطئه تبدیل شد. خدای متعال هم به نفع حضرت به میدان آمده و فرمود «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) که دیگر اصلاً رعایت اینها را نکنید و لازم نیست بر خودتان سخت گیری کنید و طرح توطئه آنها را هم افشا کرده و می‏فرماید که اگر توبه کنید به محضر خدای متعال که البته قلوب شما منحرف شده و خیلی بعید است که بتوانید توبه کنید و از توطئه تان برگردید؛ اما اگر به توطئه تان ادامه بدهید و شما دو همسر بر علیه وجود مقدس نبی اکرم پشت به پشت هم بدهید، در این صف آرایی خدای متعال و وجود مقدس امیرالمومنین و ملائکه هم پشتیبان نبی اکرم و حامی او هستند.

بنابراین این مسئله به یک توطئه بزرگ و یک صف آرایی تبدیل شده که در این صف آرایی عظیم یک طرف حضرت و یک طرف آنها هستند. شبیه این در ماجرای وحی است که قوم یهود معتقد بودند که وحی باید به آنها می‏رسید و یکی از آنها پیامبر می‏شدند. خدای متعال می‏فرماید: اینطور نیست و اگر شما خیال می‏کنید که جبرئیل این کار را کرده اینطور نیست بلکه دستور من و صف آرایی من است و آن صف آرایی را توضیح می‏دهند. این جا هم پیداست یک مسئله مهمی است. آنجا مسئله وحی و نبوت است که تبدیل به صف آرایی می‏شود، اینجا یک مسئله دیگری است که تبدیل به صف آرایی شده است. شبیه این عبارات آنجا هم هست. آنجا بین یهود و حضرت در مسئله نبوت نزاع بود و خدای متعال یک صف آرایی را معین می‏کند.

اینجا هم یک مسئله مهم و یک طرح توطئه ای است که به یک صف آرایی بزرگ تبدیل شده است. بعد هم خدای متعال یک تهدیدی نسبت به همسران حضرت می‏کند و می­فرماید «عَسَی رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا»(تحریم/5) اگر یک موقعی شما را طلاق بدهد خدای متعال بهتر از شما روزی اش می‏کند و به عنوان کنایه نسبت به این همسران خصوصیات آنها را می‏گوید که مسلمات مومنات و بهتر از شما هستند؛ گویا کأنه می‏خواهد بفرماید که شما اسلامتان هم محل تردید است. خدای متعال بهتر از شما نصیبش می‏کند و چندین صفت فوق العاده بیان می­کند. نبی اکرم با شما می‏سازد اما خیال نکنید او محتاج شما است.

بنابراین خدای متعال این همسران را توبیخ می‏کند و می‏گوید شما و بخصوص این دو نفر اینطور نیستید و حضرت با شما زندگی می‏کند؛ اگر شما توطئه کنید حضرت این قرارها را بهم می‏زند و همسرانی از این جنس خدای متعال برای او فراهم می‏کند که شأن حضرت است. همسران حضرت باید «مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا» باشند و شما اینگونه نیستید و این هم یک کنایه ای نسبت به بعضی دیگرشان است.

جایگاه اهل بیت و همسران نبی اکرم در برنامه حضرت

سپس مسیر عوض می‏شود و می­فرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ»(تحریم/6) یعنی یک توطئه بزرگی واقع می‏شود؛ شما باید خودتان را حفظ کنید. اینها یک آتشی به پا کرده اند که بنزین و آتش­گیرانه آن خود آدم ها هستند. شما مواظب باشید در این آتش نیافتید؛ خودتان را جمع کنید؛ چون یک توطئه بزرگ اجتماعی است. یک جهنمی به پا می‏شود مواظب باشید شما در این جهنم نیافتید.

حضرت یک جریان اهل بیت دارند یک جریان همسران که از هر دو در قرآن صحبت شده است. حضرت می‏خواهند یک کاری را در عالم با اهل بیتشان جلو ببرند که در آیه مباهله و آیه تطهیر و جاهای دیگر آمده است. یک طرحی هم دارند که آن طرح را می‏خواهند با همسرانشان جلو ببرند و این دو طرح فرق می‏کند. این همسران حضرت آدم های فوق العاده ای نیستند و مکرر کارشان با پیامبر به اختلاف کشیده شده است که در سوره احزاب توضیح داده شده؛ ولی اهل بیت فوق العاده هستند و این از خود قرآن فهمیده می‏شود.

در سوره احزاب در آیه بیست و هفت به بعد در چند آیه قرآن همسران حضرت را توبیخ می‏کند و می‏فرماید «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا»(احزاب/28) یعنی به این همسرانت بگو شما دنبال حیات دنیا و زینت هستید، این پیامبر یک کار بزرگ در عالم می‏کند و خودش دنبال حیات دنیا نیست. حضرت می‏خواهد عالم را هم از حیات دنیا عبور بدهد و دیگران را هم رشید و بزرگ کند. برنامه حضرت بیش از حیات دنیاست و حالا شما یکی از حلقات نزدیک به حضرت هستید که حضرت می‏خواهد برای عبور دادن عالم از طرح حیات دنیا که طرح شیاطین است از شما همسران هم یک استفاده ای بکند و با شما یک برنامه ریزی دارد. پیامبر «کَافَّةً لِّلنَّاسِ»(سبا/28) است و آمده که عالم را اداره کند؛ لذا ازدواج حضرت هم مثل ازدواج ما نیست؛ حالا این خیلی بیان زشتی است اما دیدید این گروهکی ها که ازدواج های حزبی می‏کردند ازدواجشان برای این بود که بتوانند مبارزات خودشان را جلو ببرند. قبل از انقلاب این گروهک ها بودند و ازدواجشان در مسیر مبارزاتشان بود و نوع خانواده ای که تشکیل می‏دادند جزئی از مبارزاتشان بود. آدمی که وارد یک میدان مبارزه جدی می­شود در این مبارزه خانواده ای درست می‏کند که متناسب با اهداف مبارزاتیش است.

وجود مقدس نبی اکرم برای اداره کل عالم آمده اند و در فرصت کوتاه بیست و سه ساله بعثتشان سنگ بنای یک جامعه و یک امت بزرگ توحیدی را گذاشتند؛ آیا اینکه ایشان بخش عمده ای از زندگی شان را خرج یک زندگی عادی ‏کنند اصلاً معنی دارد؟ نمی‏گویم موحدین اما شما بزرگان سیاسی عالم را ببینید که اصلاً نوع تشکیل خانواده و اهداف و آرمان های بزرگ اجتماعی شان با هم گره خورده است. تشکیل خانواده پیامبر و این نوع ازدواج هم در مسیر آن اهداف بزرگ است و باید دنبال کرد که حضرت کدام هدف را برای عبور عالم از حیات دنیا و ایجاد یک امت الهی دنبال می­کنند.

در مقابل هم دستگاه شیطان است که می‏خواهد یک امتی حول لهو ولعب و دنیا بسازد که حتی ازدواج ها هم برای لهو و لعب باشد؛ چنانچه دشمن یک طرحی دارد از جمله اینکه مفهوم خانواده را عوض می‏کند. خانواده ای که آنها درست می‏کنند متناسب با مقاصد دنیایی شان است که یک روزی خانواده یک مفهومی دارد و یک روز هم متناسب با مقصدشان اصلاً چیزی به نام خانواده و بنیان های خانوادگی در تمدن مادی غرب باقی نمی‏ماند.

به عکس در برنامه حضرت یکی از نقطه های سلولی و کانونی جامعه و امتشان خانواده است و یکی از نقطه های مبارزه بین این دو طرح در معنی خانواده است. در دستگاه شیطان اصلاً خانواده آن معنایی را که در دستگاه نبی اکرم دارد، ندارد و یکی از اصلی ترین موضوعات درگیری حضرت با جبهه نفاق و کفر بر سرخانواده است. بنیان های خانواده و روابط خانوادگی در امت حضرت یک معنی دارند و خانواده یک هدفی برای مقاصد تربیتی دارد؛ ولی در دستگاه شیطان اصلاً خانواده برای آن مقاصد نیست و شکل آن هم تبدیل به خانواده سلولی و خانواده تک عضوی می‏شود. یکی از اصلی ترین کانون های مبارزه حضرت در طرح خانواده است.

در امتی که حضرت می­سازند، به خلاف امت مقابل خانواده یک نقش ویژه دارد؛ و حضرت یک قسمت این طرح ویژه را از طریق خانواده و اهل بیت و همسران خودشان می‏خواهند جلو ببرند. اتفاقاً از قرآن استفاده می‏شود که بر خلاف حرفهایی که زده می‏شود اصلاً آدم های فوق العاده ای نیستند؛ دو نفر از آنها که می‏بینید خدای متعال این طور توبیخشان می‏کند و طرح توطئه سنگینی بر علیه حضرت دارند. البته حضرت خدیجه سلام الله علیها حسابشان جدا است و وقتی حضرت در سن بیست و پنج سالی ازدواج کردند، بیست و پنج سال از عمرشان که جوانی شان است با حضرت خدیجه بودند و در جزیره العرب با آن فضا همین یک همسر را داشتند. در دوران مدینه هم که تقریباً یازده سال است و حضرت ازدواج های متعدد در این دوران کردند که از هیچ کدام هم فرزند ندارند. این ها تصادف نیست بلکه مشخص می­شود که قصد از این تشکیل خانواده فرزند نیست، یک مقصد دیگری است که کاملاً واضح است.

قرآن خطاب به همسران پیامبر می­فرماید «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلا»(احزاب/28) یعنی اگر دنبال دنیا هستید بیایید، مهریه تان را می‏دهم و بدون آزار شما را رها می‏کنم و متمتع تان می‏کنم و امکانات هم بیش از آن چه حق شماست می­دهم و بسیار زیبا و جمیل شما آزاد هستید تا بروید. اگر نمی‏خواهید با من همکاری کنید و دنبال دنیا هستید، من خودم دنبال دنیا نیستم اشکالی ندارد که بروید.

«وَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّـهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا»(احزاب/29) اما اگر واقعاً در کنار پیامبر و به دنبال دارالآخرت هستید و قصدتان حضرت حق است و خود حضرت برای شما موضوعیت دارد و دار آخرت مقصدتان است - که حالا یا عالم آخرت است و یا آن دارالآخره ای است که حضرت در مقابل دار دنیا می‏خواهند بسازند؛ یعنی یک دار دنیایی هست که سردمداران تمدن یا جوامع و امت های مادی دارند و یک دار آخرتی هم حضرت در مقابل آنها دارند - اگر شما هم دنبال آن دار هستید و می‏خواهید آن کار به انجام برسد و حاضر هستید کنار پیامبر بایستید و سختی راه را تحمل کنید که یک امتی ساخته بشود، خدای متعال برای محسنات تان اجر عظیم در نظر گرفته اما باید تحمل کنید که پشتوانه آن اجر عظیم است.

بعد می‏فرماید «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَ کَانَ ذَلِکَ عَلَی اللَّـهِ یَسِیرًا»(احزاب/30) این توبیخ است و خیلی واضح است که اینها اهل عصمت نبودند؛ می­فرماید ای همسران حضرت، اگر یک موقعی یک فاحشه علنی از شما سر زد عذابتان مضاعف و دو برابر می‏شود؛ و البته مقصود دو برابری ریاضی نیست، بلکه یعنی اضافه می‏شود؛ زیرا شما وقتی به پیامبر گره می‏خورید جرم تان یک جرم دیگری است؛ یک زمان، یک جرم خصوصی دارید و علنی نمی‏شود که اینجا گناهتان مضاعف نیست؛ اما فاحشه مبینه یعنی آنجایی که گناه و خطایتان آشکار می‏شود، چون شما به حضرت وابسته هستید جرم تان مضاعف می‏شود و این کار هم بر خداوند متعال آسان است که بسنجد این جرم چقدر سنگین است و به اندازه سنگینی آن شما را مجازات کند. سنگینی جرم شما با کسی که با پیامبر مرتبط نیست فرق می­کند.

«و مَن یَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّـهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِیمًا»(احزاب/31)؛ یعنی اگر در مقابل خدا و رسول متواضع باشید و عمل صالح هم انجام بدهید مزدتان هم دو برابر می‏شود و برای شما یک رزق کریم آماده می‏کنیم که خیلی فوق العاده و با بقیه متفاوت است. بنابراین اگر خطای علنی بکنید مجازات تان مضاعف و سنگین است زیرا کار شما اثر بیشتری دارد و اگر هم کار خوب انجام بدهید و در کنار حضرت ایشان را یاری بکنید، مزدتان هم مزد مضاعف است و اجرتان با بقیه فرق می‏کند و رزقتان هم متفاوت است.

«یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32)؛ خطاب بعدی این است که اگر اهل تقوا باشید، مثل بقیه نخواهید بود زیرا این باری که بر می‏دارید و کنار حضرت ایستاده اید و در این طرح حضرت را کمک می‏کنید، مثل دیگران نیست؛ چون دیگران این کار را نمی‏کنند؛ دیگران تشکیل خانواده می‏دهند وآن خانواده هم در طرح حضرت است؛ ولی آنها مستقیم نمی‏خواهند حضرت را کمک کنند و به خاطر برنامه ای که حضرت دارند و طبق آن زندگی تشکیل ‏دهند؛ اما خود حضرت در تشکیل زندگی اش دنبال یک کار بزرگی است و شما اگر در این کار بزرگ کنار حضرت ایستادید با بقیه متفاوت هستید.

چه کسی می‏فهمد پیامبر برای چه ازدواج می­کنند و خانواده تشکیل می‏دهند. پیامبری که در وصف ایشان است «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان» و حتی جبرئیل را جا می‏گذارند و بالا می‏روند، ایشان چه کار با این همسران دارد.

مرحوم علامه طباطبایی فرموده بودند که استاد ما به ما یک دستوری دادند و فرمودند: مشغول ذکر که هستید به حوادثی که برایتان پیش می‏آید، اعتنا نکنید. بعد خود ایشان فرمودند: مشغول ذکر بودم یک حوریه ای از جانب راست با یک جام آمد و من روی خودم را برگرداندم و او رفت و از طرف چپ آمد باز هم برگرداندم؛ او ذائقه اش تلخ شد و رفت؛ من هنوز آن تلخی یادم هست.

اگر علامه طباطبایی اینطور هستند، پیغمبر خدا که کاری در عالم می‏کند و فرصتش خیلی کوتاه است چطور باید باشند؟! تمام فرصت مدینه یازده سال است که در این مدت هم هشتاد غزوه و سریه و بعد دعواهای داخلی و جبهه نفاق بود؛ مگر حضرت بیکار بودند؛ و اصلاً این تلقی راجع به نبی اکرم تلقی اشتباهی است که می­گفتند: چرا حضرت اینها را اسیر می‏کند، حضرت می‏گوید که اگر دنبال دنیا هستید من نمی‏خواهم اسیر کنم؛ و اگر می‏خواهید به طرح من کمک کنید و در کنار من باشید رزقتان رزق کریم است. آن کسی که کنار حضرت کمک می‏کند، رزقش با بقیه متفاوت است.

بعد هم می‏فرماید «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32) شما اگر با تقوا هستید، پسندیده حرف بزنید و با تواضع و طنازی در مقابل نامحرم حرف نزنید. پس پیداست همسران حضرت، عصمت و این فوق العادگی که برای آنها درست کردند ندارند؛ چون مخاطب قرآن همه آنها هستند زیرا سر یک ماجرایی حتی ظاهراً خوب هایشان هم فریب خوردند و حضرت هم یک ماه آنها را تحریم کردند که این آیات نازل شد.

«وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»(احزاب/33) شما که می‏خواهید در طرح حضرت باشید مثل زمان جاهلیت تبرج نکنید. در این طرح حضرت با همسرانش یک روابطی در جامعه بین زن و مرد بوده و حضرت می‏خواهد این روابط را از طریق خانواده خودش کنترل کند و بعد هم می‏فرماید شما اگر نمی‏خواهید کنار من بایستید، من اصراری ندارم و خیلی به زیبایی شما را رها می‏کنم و نام بد روی شما نمی‏گذارم و کاملاً آبروی شما محفوظ می‏ماند؛ ولی اگر می‏خواهید کنار من بمانید مثل زنان جاهلیت اولی تبرج نکنید. پیداست یک جاهلیت اولی است و یک جاهلیت دومی هم می‏آید که در آن هم تبرج است. حضرت می‏گویند که مثل آن جاهلیت تبرج نکنید. «وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آتِینَ الزَّکَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ»(احزاب/33) اگر می‏خواهید کنار من باشید باید اهل اقامه صلات و ایتاء زکات باشد.

تفاوت طرح و جایگاه اهل بیت علیهم السلام و همسران پیامبر

در وسط صحبت با همسران و توبیخ آنها و خط کشی با آنها که مجبور نیستید در طرح کنار من بایستید و اگر کنار من می‏ایستید باید حواستان جمع باشد و گناهتان مضاعف است و اگر در این طرح به من کمک کنید ثوابتان هم مضاعف است و گناهتان به طرح من ضربه می‏زند و مواظب باشید اگر کنار من می‏ایستید نباید تبرج و تظاهرات مثل زنان جاهلی بکنید، یک دفعه لحن برمی­گردد و می­فرماید «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»(احزاب/33)، لسان عوض می­شود و در وسط گفتگوی با زنان نمی‏گوید که خدا می‏خواهد شما زنها را تطهیر بکند بلکه خطاب و لحن عوض می‏شود.

خطاب به همسران این است که شما معصوم نیستید. شما همسرانی هستید که ممکن است بلغزید و البته اگر بلغزید عذابتان مضاعف است و اگر هم کنار حضرت بایستید، ثوابتان مضاعف است و رزق کریم پیدا می‏کنید. مواظب باشید که تبرج نکنید، اقامه صلات بکنید و زکات بدهید؛ این که با عصمت سر و کار ندارد.

بعد می‏فرماید که یک اهل بیتی خدای متعال دارد که آنها را خدا معصوم قرار داده است. پس دو کار حضرت می‏کند: یک اهل بیت دارد و یک کارهایی را با اهل بیت جلو می‏برد؛ یک همسران دارد و یک طرحی را هم با همسران که فوق العاده نیستند، جلو می­برد. از این آیات استفاده می‏شود و احتیاج به قرائن بیرونی ندارد که بعضی از آنها خوب هستند ولی فوق العادگی در کار نیست. منهای حضرت خدیجه که جزو آن چهار زن معروف عالم هستند؛ در ما بقی آنها فوق العادگی ای نیست.

طرحی که با همسران جلو می‏برند غیر از طرحی است که با اهل بیت جلو می‏برند. حضرت می‏خواهد یک بیتی درست کند؛ اهل البیت و بیت النبوه دارد. و می‏خواهد یک بیت نبوت در عالم ایجاد کند و این ها اهل بیت نبوت هستند. همسران اهل بیت نبوت نیستند و فقط در خانواده حضرت هستند. حضرت یک برنامه ای دارند و برای جامعه ای که می‏سازند، خانواده اینجا جایی دارد و آن طرح را می‏خواهند با این همسران جلو ببرند؛ البته اینها تحمل همینقدر را هم ندارند و همین قدر را هم تحمل نمی‏کنند و آنقدر گلایه می‏کنند که خدای متعال این آیات را نازل می‏کند.

یک کار بزرگی را هم با اهل بیت می‏خواهند جلو ببرند؛ و یک باری را روی دوش آنها بگذارند و مثل عاشورا و احراق بیت را روی دوش وجود مقدس امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین گذاشتند که بار امت سازی و ایجاد بیت النبوه است. آنها باید مطهر و معصوم باشند  چون می‏خواهند که بیت النبوه بر مدار آنها شکل بگیرد. آنقدر هم این بار پیدا شدن بیت النبوه در عالم و آمدن مردم در بیت نبوت سنگین است که کاری مثل عاشورا و آدمی مثل سیدالشهداء می‏خواهد. حضرت می­خواهند که یک امتی را بیاورند در این بیت زندگی بکنند. حال این به آن تکلیفی که خدا از همسران حضرت خواسته، چه ربطی دارد؟!

اصلاً همراهی پیامبر برای آنها شرافتی بود و حضرت اگر اینها را رها می‏کرد کسی با اینها کاری نداشت. کنار حضرت بودن غنیمت آنها بود نه غرامت آنها؛ چنانچه اصحاب سیدالشهداء شهادت در رکاب حضرت و سختی های روز عاشورا را غنیمت می‏دانستند و التماس می‏کردند. آنها که آن سختی ها را هم ندارند؛ البته حضرت، پیغمبر خداست و در خانواده او آمدن یک سختی هایی دارد. حضرت یک کار بزرگی می­خواهند انجام دهند و ازدواجشان هم در مسیر همان کار است. زندگی بعضی از این غربی ها و سرمایه دارها را ببینید، مثلاً یکی از کارخانه دارهای بزرگ فرانسه و صاحب کارخانه اتومبیل می‏گوید که من بیست و پنج سال است ازدواج کردم اما یک مسافرت خانوادگی نرفتم. آنها اینطوری هستند؛ یعنی برای این که یک کارخانه را اداره کند و ثروتش را افزایش بدهد و موفق باشد می‏گوید من بیست و پنج سال است یک سفر خانوادگی نرفتم؛ و زندگی خانوادگی شان را با کار اجتماعی شان گره می‏زنند؛ حالا کار اجتماعیش این است که می‏خواهد یک فعالیت اقتصادی موفق داشته باشد.

حالا نبی اکرم خانواده درست می‏کند آیا العیاذبالله مثل ماست و دنبال بازی و دنبال عواطفش و غرایضش است؟! قطعاً این نیست؛ ایشان پیغمبر خداست و بار عالم روی دوش او است. بخشی از این کار را می‏خواهد روی دوش خانواده خود بگذارد و یک کاری را با اینها جلو ببرد؛ البته اصراری هم ندارد و می­فرماید «إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا» اگر تحمل نمی‏کنید شما معصوم نیستید و همسران معمولی هستید؛ اگر دنبال دنیا هستید، بیایید من به شما امکانات بدهم و بروید؛ اما اگر می‏خواهید کنار من بایستید، حواستان باشد که خطایتان مضاعف و ثوابتان هم مضاعف است. نباید اهل تبرج باشید؛ بلکه اهل اقامه صلات باشید. اینها دستورهایی است که به آنها داده می‏شود.

یک کار دیگری را هم با اهل بیت می‏خواهم جلو ببرم که آنها غیر از شما هستند و کار هم کار دیگری است لذا «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» آنها باید معصوم باشند. چون می‏خواهند محور بیت النبوه باشند و حقایق وحی به آنها عطا بشود و بعداً این وحی را به مردم برسانند لذا داستان متفاوت است.

منبع:مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 21 شهريور 1399

حجت‌الاسلام مسعود عالی استاد حوزه علمیه قم و کارشناس مسائل دینی در مراسمی که به مناسبت ایام عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام برگزار شد، گفت: در شهر کربلا عالِمی بود، شب جمعه‌ای خواب دید همین الان جوانی وارد صحن امام حسین شد و جلوی ضریح حضرت ایستاده است، امام حسین هم از داخل بیرون آمد، این جوان سلام کرد و امام حسین هم با لبخند جواب سلام او را داد، او از لبخند امام حسین نیز تبسّم کرد.

وی افزود: این عالِم از خواب بلند شد و فهمید این رؤیا صادقه است و همین الان در صحن حضرت خبری باید باشد. به سرعت به صحن امام حسین علیه‌السلام آمد و گوشه‌ای نشست، منتظر بود ببیند چه می‌شود. چند دقیقه بعد دید جوانی از یکی از درب‌ها بیرون آمد، دقت کرد و دید همان جوانی است که در خواب دیده است.

«دید آن جوان درست آمد جلوی ضریح در حیات ایستاد؛ اما در بیداری دیگر امام حسین را نمی‌بیند که به استقبال او می‌آید و فقط آن جوان را می‌بیند. آن جوان سلام داد و بعد تبسّم کرد؛ فهمید خواب کاملاً درست است. نزد آن جوان رفت و گفت: تو چه کرده‌ای که امام حسین علیه‌السلام به استقبالت می‌آید و به تو لبخند می‌زند؟ آن جوان گفت: ما در روستاها و قبیله‌های اطراف کربلا زندگی می‌کنیم، از چند ماه قبل با پدر و مادر پیرم قرار گذاشتم هر هفته یکی از آنها را به زیارت بیاورم؛ مرکبی داریم که ضعیف است و نمی‌توانم دو نفر را با خود ببرم.»

حجت‌الاسلام عالی خاطرنشان کرد: یکبار که نوبت پدرم بود و داشتیم حرکت می‌کردیم به سمت حرم، دیدم مادرم گوشه‌ای نشسته، ما را نگاه می‌کند و می‌گرید، جلو رفتم و گفتم مادرجان چرا گریه می‌کنی؟ گفت: دلم هوای زیارت کرده، گفتم: مادرجان نوبت شما هفته بعد و این هفته نوبت پدر است، گفت: می‌دانم اما شاید هفته بعد من زنده نباشم؛ گفتم: مادرجان روی سرم شما را می‌برم.

وی اضافه کرد: او را روی دوشم گذاشتم، یک مقدار که رفتیم، نفسم بند آمد و نشستم، وقتی به صحن حضرت رسیدیم، همینطور که مادرم روی دوشم و سرم پایین بود، رفتم داخل و روبروی ضریح ایستادم، دیدم امام حسین علیه‌السلام به استقبالم آمد، سلام کردم و ایشان نیز با لبخندی جواب سلامم را دادند.

«الان دو سه ماه است که پدر و مادرم هر دو از دنیا رفته‌اند، اما هر وقت به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌آیم، ایشان هر بار به استقبالم می‌آید و جواب سلامم را با همین لبخند می‌دهد.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 45
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 21 شهريور 1399

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه شب گذشته در برنامه «روایت هیأت» که به همت جامعه ایمانی مشعر از شبکه افق پخش شد، طی سخنانی اقامه عزای امام حسین(ع) را اقامه امر اهل‌بیت(ع) دانست و عنوان کرد: محرم امسال هیأت‌های مذهبی به شیوه مطلوب، توانستند دستورالعمل‌های بهداشتی را رعایت کنند و جلوه‌های متفاوتی را به نمایش گذارند، هر چند نسبت به این دستورالعمل‌ها انتقاداتی وجود دارد.

وی با اشاره به اینکه در شب‌های قدر نیز شاهد برخی از سخت‌گیری‌ها بوده‌ایم، گفت: ممنوعیت استفاده از تبل، سنج، و برپایی دسته‌های عزا، سخت‌گیری اضافه بود، هر چند ما متخصص این حوزه نیستیم اما نظر کارشناسان حوزه سلامت و درمان را بازگو می‌کنیم.

حجت‌الاسلام پناهیان از دیر اعلام شدن و تغییر در برخی از دستورالعمل‌های محرم امسال گلایه کرد و گفت: اگر زودتر از محرم، شرایط را اعلام می‌کردند، می‌توانستیم مجالس مطلوب‌تری را برای میزبانی از عزاداران برپا کنیم هر چند برپایی محافل عزاداری در فضاهای باز و کنار مزار شهدا نیز آثار و جلوه مطلوبی نیز به دنبال داشته است.

وی ضمن تقدیر از تلاش هیأت‌های مذهبی برای رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی و رعایت نظم در برپایی مجالس عزاداری افزود: رزمایشی برگزار کردن مجالس، وجه رزمی و نظامی هیأت‌های مذهبی را برای همگان به نمایش گذاشت و امسال هیأت‌ها توانستند الگوهای مطلوبی در این حوزه ارائه دهند.

اگر اربعین کربلا نرفتیم، موکب‌ها در شهرها برپا شود

وی نسبت به باز شدن مسیر اربعین امسال ابراز امیدواری کرد و گفت: اگر اربعین امسال در کربلا برپا نشود باید در شهرهای مختلف کشور با همان شکوه رقم زده شود و اگر هم محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا اجازه برگزاری تجمع‌های گسترده را نداد موکب‌ها باید برپا اقامه عزا را در فضاهای باز دنبال کنند.

حجت‌الاسلام پناهیان منبر هیأت را محل برانگیختن اندیشه، احساس و رفتار عزادار دانست و عنوان کرد: یادآوری شهادت‌ها و ایثارهای کربلا منجر به تغییر در افراد می‌شود، حکمت‌ها و آموزه‌های کربلا نیز باید احساس افراد را برانگیزد و اندیشه عزاداران نیز باید با ایجاد سئوال‌ها و پرسش‌ها برانگیخته شود.

وی با بیان اینکه افشاگری رسالت یک سخنران نیست، گفت: امکان دارد ما در یک منبر محرم به نمونه‌هایی اشاره کنیم تا مشخص شود که ما امام حسینی و به دنبال رفع دغدغه‌های مردم هستیم. سخنرانان باید به نگاه تمدنی رهبر معظم انقلاب اسلامی توجه و موضوعات کلیدی را از سخنرانی‌های ایشان استخراج و به تشریح آن‌ها بپردازند.

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه سخنرانان هیأت‌های مذهبی باید به نقش‌آفرینی‌های یک عزادار در حوزه‌های اجتماعی توجه داشته باشند، گفت: طی سخنرانی‌هایی که در دهه اول محرم داشتم برخی گلایه کردند که چرا از موضوع عدالت‌خواهی عبور کردید، ما شعار عدالت خواهی را به شیوه مطلوب در جامعه ترویج کرده‌ایم و اکنون باید به شعارهایی از جمله مواسات که منجر به تحقق عدالت‌خواهی می‌شود، بپردازیم.

«تا زمانی که مسئولان کشور اهل مواسات نباشند عدالت‌خواهی تحقق نخواهد یافت؛ ما که از مسئولان انتقاد می‌کنیم که چرا باید تامین آب یک روستا به این میزان به تاخیر بیافتد، یکی دو سال قبل رفته و پول جمع کرده و مواسات و کمک مؤمنانه را در قالب پویش یا ساقی العطاشا رقم زده‌ایم.»

او با تأکید بر اینکه کشور قرار نیست فقط با کمک مؤمنانه اداره شود، تصریح کرد: مسئولان باید مدیریت امور کشور و رفع مشکلات مردم را دنبال کنند و یک هیأتی فقط باید در کنار مسئولان مشارکت داشته باشد نه اینکه رسالت اصلی را بر عهده گیرد، اکنون هم هیأت‌ها جبران کم‌کاری مسئولان را دنبال می‌کنند.

وی با اشاره به لزوم محاکمه کردن مسئولانی که آب و نان را به مردم نمی‌رسانند، گفت: آب‌رسانی هیچ ربطی به دین و مکتب ندارد، یعنی امکان دارد برخی در نقاط دور دست کشور مذهبی غیر از شیعه داشته باشند اما آب رساندن به آن‌ها اهمیت بسیاری دارد. هیأت الگوی تمدن اسلامی برای اداره کشور است و این هیأت نیز به یک مواسات محدود نمی‌شود و مواسات نیز فقط به یک کمک خیریه محدود نمی‌شود. 

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه الگوی مدیریت هیأت الگوی مناسبی برای مدیریت کشور در برخی از عرصه‌ها است، خاطرنشان کرد: جوانانی که در آینده قرار است، پرچم مدیریت کشور را به دست گیرند از اکنون باید تمرین هیأت‌داری کنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 43
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

حاج سعید حدادیان مداح اهل بیت (ع) در گفت‌وگویی اظهار داشت: در ابتدای شیوع ویروس کرونا که هنوز برخی از کادردرمانی با این بیماری آشنا نبودند، جمعی از هیأتی‌ها مانند رزمندگان خط‌شکن دوران دفاع مقدس به بیمارستان‌ها رفتند و شروع به خدمت‌رسانی کردند و این ابتکار عمل است.

هیأتی‌ها در هر شرایطی باید تهدید را به فرصت تبدیل کنند

وی با اشاره به اینکه ابتکار عمل همواره باید دست پیروان حضرت زینب (س) باشد و مانند ایشان بحران را تبدیل به فرصت کنند، تصریح کرد: ایشان در مجلس یزید که بنا بود جشن پیروزی برپا شود و سفرا آمده بودند تا تبریک بگویند، ورق را با یک خطبه برگرداند. در این بحران نیز هیأتی‌ها وارد عمل شدند تا جایی که پزشکان اعلام کردند که این افراد هم به ما و هم به بیماران روحیه دادند و کمک این‌ها موجب شد تا ما ارتقای کمی و کیفی در رسیدگی به بیماران داشته باشیم و برخی از همکاران خودمان نیز که در مرخصی بودند، خود را به خیل خدمت‌رسان‌ها اضافه کنند.

زیبا نیست مسئولان بعد از ماه رمضان از کنترل بیماری با تعطیلی مساجد گزارش دهند

حدادیان با بیان اینکه در ماه رمضان که ماه محافل انس با قرآن و اهل بیت (ع) و ذکر دعا و مناجات است، باید پیشتاز باشیم و براساس پروتکل‌های وزارت بهداشت برنامه‌ها را برگزار کنیم، گفت: برخی از مسئولین وزارت بهداشت مانند آقای حریرچی جزو افرادی است که در صف اول نماز دانشگاه تهران حاضر بود، سجده شکرش اشک داشته و تا صدای صلی الله علیک یا اباعبدالله را می‌شنید هم اشک می‌ریخت. بنابراین قصد جسارت و توهین به مسئولین را نداریم زیرا آن‌ها نیز بزرگ‌شده مکتب سیدالشهدا (ع) هستند و شاید براساس اخبار و اطلاعاتی این تصمیمات را در خصوص حرم‌ها و مجالس می‌گیرند، اما به آن‌ها تذکر می‌دهم از جایگاه وعظ و نصیحت خودم تذکر می‌دهم که زیبا نیست آخر ماه رمضان اعلام کنید به حمدالله موفق شدیم ۳ هزار مسجد تهران را در شب‌های احیا تعطیل کنیم.

برگزار نشدن جلسات شب‌های قدر لطمه روحی برای مردم دارد

این مداح اهل بیت (ع) افزود: برگزار نشدن مجالس به خصوص در شب‌های قدر و مانند جلسه دانشگاه تهران لطمه روحی برای جوانان است. این مسئولان اعلام می‌کنند پروتکل ارائه کنید، خودتان ارائه کنید و کمک دهید تا این مشکل برطرف شود.

فرصت ۲ هفته‌ای تا شب‌های قدر را مغتنم شمارید

وی افزود: علما اهل ورع و تقوا و نماز اول وقت هستند. ما چرا پشت سر آن‌ها نماز می‌خوانیم؟ دلیل آن است که وقتی امام حسین (ع) آنان را می‌خرد ما نیز پشت سرشان باشیم و به این وسیله خریداری شویم. ما از سفره بزرگان و علما داریم محروم می‌شویم و هنوز شب‌های اول ماه رمضان است و حدود ۲ هفته تا اولین شب قدر فرصت داریم و می‌توان تمهید و برنامه‌ای برای برگزاری مراسم‌ها اندیشید. من شنیدم کلیساها در کشورهای غربی به همین سبک پارکینگی که مراسم «شب‌های دلتنگی» در حال برگزاری است، مراسم برگزار کرده‌اند.

مسئولین در تصمیم برای حرم‌ها و مساجد خود را بری‌الذمه کنند

حدادیان اضافه کرد: من نمی‌خواهم بار ناشدنی روی دوش مسؤلان بگذارم. اگر نشد و مقدور نیست لااقل تلاش کنید تا در آن زمان میان خود و خدا و امام زمان (عج) بری‌الذمه باشید؛ زیرا اگر راهی وجود داشته باشد و با استفاده از علم و تجهیزات و قدرت جوانان بتوان این مشکل را برطرف کرد و نکنیم، خطاست.

تعطیلی نماز جماعت مقام معظم رهبری و مراجع در رمضان یک درد است

این مداح اهل بیت (ع) با اشاره به اینکه درد اول مسئولین ما باید مسجد باشد که البته اینگونه هم هست، تصریح کرد: اگر مسئولین جزء و کل کشور مسجدی باشند، در این ایام قطعاً دلشان خواهد سوخت. نباید دست کم گرفته شود که نماز جماعت مراجع عظام تقلید و بالاتر مقام معظم رهبری در این ماه رمضان برگزار نمی‌شود. این‌ها درد است. مسئولین را مقصر نمی‌دانیم اما وظیفه دارند تا اندیشه کنند تا این مشکل برطرف شود.

جلسات را می‌توان با جمیعت کمتر برگزار کرد

وی افزود: من بنا ندارم تعیین تکلیف کنم؛ بلکه مکلف هستیم تا حضرت آقا امر کنند و ما عمل کنیم، اما درد را دارم بیان می‌کنم. می‌توان جلسات و نماز جماعت‌ها را با جمعیت‌های کمتری برگزار کرد و سریع سراغ تعطیلی نرویم.

حدادیان گفت: بلا برای همه است که برای کافر کیفر و برای مومن امتحان و ارتقا است، اما می‌توان جلسات مذهبی و حرم‌ها را با تمهیداتی مثل کنترل حضور مردم با تب سنج و ... و یا مدیریت کردن جمعیت با روش‌هایی که اگر جلسه‌ای با ۵ هزار نفر جمعیت بود، امسال با ۵۰۰ نفر باشد که بتوان جلسات را برگزار کرد.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 184
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

از مباحث جدی و جنجال‌ساز مجلس شورای بازنگری قانون اساسی،  این بود که آیا می‌توان برای رهبری, مدت تعیین کرد یا خیر؟ به این نکته، در مجلس تدوین قانون اساسی توجهی نشده بود و بینش سنتی ولایت فقیه چنان بود که (فقیه) تا وقتی که دارای شرایط باشد، ولایت او پا برجاست و امکان برکناری و یا تحدید به مدت خاص نیست. اما در مجلس شورای بازنگری ۲ دیدگاه مطرح شد:

دیدگاه نخست: گروهی از نمایندگان مجلس بر این نکته تأکید داشتند که «جعل توقیت» تعیین محدوده زمانی، نادرست است. این گروه از زوایای گوناگون به مخالفت با تعیین زمان برای رهبری پرداخته‌اند. از جمله:

۱ـ تعیین زمان برای رهبری، اعتبار مردمی مقام ولایت و رهبری را از بین می‌برد. به این نکته، چند تن از مخالفان استناد کرده‌اند. از جمله آیت‌الله طاهری خرم آبادی گفته است:

«مقام ولایت و رهبری، یک مقام دولتی اسلامی است. قضاوت مردم، در مورد رهبری این است که این به جای ولی عصر نشسته است. نایب امام زمان است و مردم با یک عشق و علاقه و محبتی به رهبر نظر می‌کنند و یکی از امتیازات مسأله رهبری ما، همین است که اطاعتشان از رهبر، بر اساس همین عشق و علاقه است ... ولی همین قدر که در بین مردم, الان منعکس و گفته شود که این آقا را برای ۱۰ سال به رهبری انتخاب کرده‌اند! ۱۰ سال نایب امام زمان است! بعد از ۱۰ سال از نیابت می‌افتد،‌ این، ولو از نظر قانون خشکی که ما داریم روی آن بحث می‌کنیم ... هیچ اشکالی نداشته باشد ... در بین مردم نسبت به رهبری یک نوع تزلزل ایجاد می‌شود». (مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی ص ۱۲۱۰)

روشن است که ایشان از باب مفاسدی که توقیت ولایت فقیه به دنبال دارد به مخالفت برخاسته است و به اصطلاح فقیه در ناحیه امتثال و انجام یک حکم شرعی قرار گرفته و چون انجام این حکم، مفاسدی به دنبال دارد، از آن صرف نظر شده است.

ریاست مجلس شورای بازنگری، آقای مشکینی نیز از همین زاویه به مخالفت برخاسته و گفته است: «در بین مردم هم انعکاس عجیبی پیدا می‌کند. حال همین قانون را که تصویب کردید، فردا انعکاسش را شما باید جواب بدهید».

اساساً اینکه این دقت‌های اینچنینی مدنظر فقها قرار گرفته است، به لحاظ منهج فقهی بسیار مغتنم است. 

۲ـ تعیین مدت برای رهبری با ادله ولایت فقیه سازگاری ندارد. این نکته، چشم‌انداز دیگری از سخن و بحث بود. از جمله آیت‌الله مشکینی گفته است: «مقام رهبری و مرجعیت از آن مقام‌های والا و بس مقدس است و نیابت انبیا و ائمه (ع) است و عرض کردم به اینکه: لم نر نبیاً به اینکه عزل عن مقامه یا ولیاً عزل عن مقامه.(یعنی ما هیچ نبی یا ولی‌ای را ندیدیم که از مقام خود عزل شود).(همان)

همچنین آقای مهدوی‌کنی از همین زاویه مخالفت کرد: «من اعتقادم این است: اصلاً توقیت خلاف شرع است... به خاطر اینکه ما با کسی بیعت کردیم و صلاحیت داشت... وقتی یک کسی صلاحیت دارد، با او بیعت کردیم تا مادامی که صلاحیت دارد، او اولی الامر است.(همان،ص ۱۲۷۹)

۳ـ گروهی دیگر از مخالفان بر روی این نکته تأکید داشته‌اند که رهبری در مدت سالیان زعامت، کاردان‌تر و در اداره جامعه قوت بیشتری خواهد یافت. بنابراین تا زمانی که فاقد شرایط رهبری نشده است، ما با جعل و تعیین مدت، جامعه را از وجود رهبری که قوت و کاردانی بیشتر یافته، محروم نسازیم.(همان، ص ۶۸۱)

همزمان با طرح بحث‌های تعیین محدوده زمانی برای رهبری، نامه‌ای از جامعه مدرسین به امضای آقای فاضل لنکرانی به مجلس شورای بازنگری ارسال می‌شود و با جعل مدت، مخالفت می‌شود. در بخشی از این نامه آمده است: «امید است که اعضای محترم شورا، مسأله ولایت فقیه را که منصبی است الهی و ادامه ولایت ائمه معصومین (ع) است، محدود به زمان نکنند که بدون تردید، محدودیت، موجب تضعیف مقام ولایت فقیه خواهد بود.(همان،ص ۱۲۴۷)

دیدگاه دوم، گروهی دیگر از نمایندگان مجلس شورای بازنگری به گونه‌ای جدی و پیگیر از مسأله محدوده زمانی مدت رهبری جانبداری می‌کردند و با سخنان و تعبیرهای گوناگون حمایت خود را از آن ابراز می‌داشتند. از جمله می‌توان به زوایای نگاه زیر اشاره داشت:

۱ـ مرحوم آیت‌الله امینی به این مطلب, اشاره داشته و گفته است: «شما یک کسی را انتخاب کردید به عنوان ولی فقیه رهبر، خوب مدتش را معلوم نکردید. ممکن است این بیست سال، سی سال، کم و زیاد ... در طول این مدت یک افرادی پیدا بشوند بسیار بهتر، مقبول‌تر، دارای شرایط بهتری, آن وقت بگوییم که همه آن‌ها بمانند. اما اینکه انتخاب شده تا آخر بماند؟ (همان،۶۵۷)

۲ـ ایشان در ادامه و از منظر فقهی تلاش کردند که توقیت ولایت را بر مبنای فقهی استدلال کنند: «ما نمی توانیم بگوییم که تمام مجتهدان واجد شرایط، ولایت بالفعل دارند. چون در این صورت، بایستی صدتا رهبر و ولی فقیه داشت و در نتیجه هرج و مرج پدید خواهد آمد. بنابراین ولایت فقیه برای فقهای واجد شرایط, از طریق خبرگان (که کانالی برای بیعت مردم است) صورت می‌گیرد و در نتیجه، ولایت برای فرد خاص فعلیت پیدا می‌کند؛ از این روی، فعلیت ولایت مشروط به تصدی و یا انتخاب خواهد بود و با توجه بدین مبانی، (بیعت) مختلف است. گاه برای همیشه بیعت صورت می‌گیرد و گاه به گونه موقت... و خبرگان می‌توانند بیعت موقت را انجام بدهند. از سوی دیگر نمی‌توان مورد ولایت فقیه را به ولایت معصوم قیاس کرد. زیرا ولایت معصوم, برخاسته از لیاقت ذاتی است و تنها برای اجرا، احتیاج به کمک مردم دارد. اما در مورد فقیه، فعلیت ولایت، متکی به (بیعت) است و در بیعت، جعل حدود و شرایط و از جمله شروط زمانی، مشروع و ممکن است.(همان،ص۱۲۵۳)

بحث دامنه‌دار جایگاه اراده مردم در مشروعیت ولی فقیه را ایشان مطرح کرده‌اند که یکی از جدی‌ترین مباحث فقهی ما در دوران بعد از انقلاب است که دامنه آن از این یادداشت فراتر است. 

حسین کاظم‌زاده

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , امامت و ولایت , ,
:: بازدید از این مطلب : 192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

عقیق:احکام بقای بر «جنابت» در ایام روزه‎داری از جمله مسائل بسیار رایج در ماه مبارک رمضان است که در ادامه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری به برخی سؤالات پاسخ داده می‌شود.

س 772: اگر فردی به سبب برخی از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقی بماند آیا روزه گرفتن در آن روز برای او جایز است؟
ج: در غیر ماه رمضان و قضای آن اشکال ندارد، ولی نسبت به روزه ماه رمضان و قضای آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‌‏اش صحیح نیست.

س 773: اگر شخصی در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحّت‏ روزه است، آیا کفّاره روزه‌‏هایی که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضای آنها کافی است؟

ج: در فرض مرقوم قضا کفایت می‏‌کند.

س 774: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

ج: اگر عمداً تا طلوع فجر بر جنابت باقی بماند، روزه ماه رمضان و قضای آن از او صحیح نیست، ولی اقوی صحت‏ روزه‏‌های دیگر به‌خصوص روزه مستحبی است.

س 775: شخصی در ماه رمضان در جایی مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‌‏های شب محتلم شد و چون مهمان بود و با خود لباسی نداشت، برای فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزی بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفّاره هست یا خیر؟

ج: اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز برای سقوط کفّاره از او کافی نیست.

س 776: کسی که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهای دیگر غیر از تنگی وقت نمی‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمداً خود را در شب‌های ماه مبارک رمضان جنب کند؟

ج: اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده، وقت کافی برای تیمم داشته باشد، این کار برای وی جایز است.

س 777: شخصی در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابیده و در اثنای اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا می‌‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمی دارد؟

ج: اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‌‏اش صحیح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه برای غسل کردن بیدار می‏‌شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟

ج: در فرض سؤال که خوابِ اول است روزه‌اش صحیح است ولی اگر دوباره خوابید و تا صبح بیدار نشد باید قضای آن روز را بجا آورد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه، ولی به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمی دارد؟

ج: اگر بعد از بیداری اول اثری از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزی بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است، هرچند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصی در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمی دارد؟

نمازش باطل و قضای آن واجب است، ولی روزه‌‏های او محکوم به صحّت‏ است.

س 781: شخصی مبتلا به بیماری بیرون آمدن مستمر قطرات بول به‌صورت موقت است، یعنی بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج می‌شود. با توجه به اینکه وی در بعضی از شب‌ها جنب شده و گاهی یک ساعت قبل از اذان بیدار می‏‌شود و احتمال می‌‏دهد که بعد از آن منی با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‌‏اش چه تکلیفی دارد؟ وظیفه او برای اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟

ج: اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است، هرچند بعد از آن بدون اختیار از او منی خارج شود.

س 782: اگر شخصی قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتی برای غسل کردن وقت دارد؟

ج: در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمی‏زند، ولی واجب است که برای نماز غسل کند و می‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.

س 783: اگر غسل جنابت برای روزه ماه رمضان یا روزه‏‌های دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمی دارد؟

ج: اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏‌اش باطل است و احوط این است که قضای روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولی در سایر روزه‌‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمی‏‌شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

عقیق:مدیر مسوول سایت انتخاب از رسانه های حامی دولت در توئیتی نوشت: ‏⁧روحانی⁩ در جلسه اخیر هیات دولت ضمن اسم بردن از هیات حاج ⁧ منصور ارضی⁩، به وزیر کشور ماموریت داده تا جلسات مسجد ارک مثل دیگر مساجد تعطیل شود.

.
دو شب پیش ماموران انتظامی با دستور وزارت کشور مانع از برگزاری مراسم مناجات مسجد ارک شدند.
.
گفتنی مراسم مناجات خوانی در مسجد ارک تهران از نخستین شب ماه مبارک رمضان با رعایت شدید پروتکل های بهداشتی اعم از تونل ضد عفونی ، چیدمان دقیق افراد برای رعیت فاصله اجتماعی ، ارائه ماسک به تمامی شرکت کنندگان برگزار می شد.
.
حجت الاسلام حامد کاشانی در برنامه سحرگاهی تلویزیون گفت: مومنین و اهل هیئت تابع قانون هستند ، اما متولیان امر نیز باید برای افکار عمومی پاسخ قانع کننده ای داشته باشند که چرا تمامی اماکن عمومی با تدابیر اندیشیده شده بازگشایی شده ولی همچنان هیچ فکری برای بازگشایی حرم ها و اماکن مذهبی نشده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 179
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

از سؤالات رایج در ماه مبارک رمضان، حکم روزه برای دخترانی است که تازه به سن بلوغ رسیده‌اند. با توجه به آنکه معمولاً سن بلوغ برای دختران از 9 سالگی آغاز می‌شود، روزه‌داری آنها با چالش‌هایی همراه است؛ چه اینکه در این سن کم، ضمن آنکه با مشقت‌های روزه‌دارای مواجه می‌شوند، سؤالات متعددی از احکام روزه‌داری ذهن آنها را درگیر می‌کند. طبیعتاً والدین در چنین شرایطی نقش مهمی در توضیح و تبیین ضرورت روزه‌داری برای کودکان خود خواهند داشت.

در ادامه به گزیده‌ای از احکام روزه‌داری برای دختران تازه‌بالغ بر اساس مجموعه استفتائات رهبر معظم انقلاب، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صافی گلپایگانی اشاره می‌شود.

رهبر معظم انقلاب

س 731: دختری که به سن تکلیف رسیده، ولی به علت ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمی‌تواند قضای آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا می‏‌رسد، چه حکمی دارد؟ 

ج: ناتوانی از گرفتن روزه و قضای آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضای روزه نمی‌شود، بلکه قضای روزه‌های ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است.

س 732: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‌اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال 9 سال قمری است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

س 734: اگر دختر 9 ساله‌‏ای که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشواری، روزه‌اش را افطار کند، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضای روزه‌هایی که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، 50 درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.

آیت‌الله مکارم شیرازی

پرسش : وظیفه دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده اند اما به علّل ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن را ندارند، چیست؟

پاسخ : دختران با تمام شدن نه سال قمری (8 سال و 8 ماه و 25 روز شمسی) بالغ می‌شوند، ولی چنانچه قادر بر انجام برخی از تکالیف مثل روزه نباشند، انجام آن برای آنها واجب نیست. و اگر تا ماه رمضان سال بعد قادر بر قضای آن هم نباشند، قضا نیز ندارد، ولی برای هر روز باید فقیری را سیر کنند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی

س: سن بلوغ زن 9  سال در رساله ذکر شده است و تکلیف بر او واجب است در حالی که دختر این قدر کوچک است که اگر روزه بگیرد مریض می‌شود بلکه نمی تواند روزه بگیرد و علامت بلوغ دیگر هم ندارد، تکلیف ایشان چیست؟
ج: سن تکلیف دختران نه سال کامل قمری است و در عین حال قدرت شرط تکلیف است، آنچه قدرت انجامش را دارد باید انجام دهد و آنچه قدرتش را ندارد تکلیف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نباید روزه بگیرد و هر وقت قدرت یافت قضای آن را به‌جا آورد ولی نماز و حجاب و امثال اینها را که قدرت دارد باید انجام دهد.

س: برای دختر بچه‌ها در سن 9 سالگی روزه گرفتن مشقت دارد آیا می‌توانند به‌خاطر ضعف و ناتوانی روزه نگیرند؟ تکلیف آنان چیست؟
ج: در فرض سؤال اگر مشقت به عسر و حرج یا خوف عرفی مرض باشد می‌توانند افطار کنند و بعد از زوال عذر قضاء‌ آن را به‌جا آورند.

س: دخترى در سن 9 سالگى از روى نادانى روزه خود را در ماه رمضان افطار مى‌نماید آیا کفّاره تعلق مى‌گیرد؟
ج: در فرض سؤال چنانچه 9 سال قمرى را تمام کرده و توانایى روزه گرفتن را دارد و با اینکه مى‌داند روزه خوردن براى او حرام شده است، روزه را مى‌خورد کفّاره دارد هرچند نداند که روزه خوردن علاوه بر حرمت کفّاره هم دارد.

 

منبع:تسنیم

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: احـــــــــــکـــام , ,
:: بازدید از این مطلب : 173
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

آیت‌الله جوادی آملی در یکی از سخنرانی‌های خود به موضوع صبر و استقامت و آثار آن دربرابر مشکلات و سختی‌ها اشاره می‌کند.

این صبر و استقامت و بردباری ستون دین است. اینکه فرمود: (وَ استَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاه)، ما نمی‌دانیم کارگردان عالم کیست و چیست، ما را دارد امتحان می‌کند، دیگری را دارد امتحان می‌کند؛ یک‌ کاری که به مذاق ما درست در نیامده، حتماً اعتراض می‌کنیم. اعتراض به معنای نهی از منکر، امر به معروف، نقد، هدایت.

اینها همه چیز خوبی است اما انسان برنجد از نظام هستی که این چه نظامی است؟ نخیر نظام خوبی است، دارد امتحان می‌کند. کل جهان که به کام ما نیست، ما هم یک قطره‌ایم در این عالم و این عالم پر از امتحان است! نماز، ستون دین است، صبر هم ستون دین است. فرمود: اگر برای شما یک حادثه‌ای می‌آمد، خودت را محکم به این ستون بچسبان که نیفتی!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی مطلق استاد اخلاق و سخنران مذهبی در گفت‌وگویی با اشاره به شیوع ویروس کرونا در کشور و توصیه‌های معنوی ارائه شده در فضای مجازی برای در امان ماندن از این بیماری اظهار داشت: ما برای دردها هم درمان مادی و هم درمان معنوی داریم. درمان مادی و ظاهری همان توصیه‌های پزشکان و متخصصان است که باید آن‌ها را برخود واجب بدانیم و عمل کنیم و الحمدلله همه در کشور در حال اجرای آن‌ها هستند.

وی با اشاره به دستورالعمل‌های معنوی جهت شفای دردها گفت: خداوند شافی است که در آیه ۸۰ سوره شعراء داریم «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ؛ و زمانی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد» همچنین قرآن کریم نیز شفاست که در آیه ۸۲ سوره اسراء داریم: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل می‌کنیم».

موسوی مطلق ادامه داد: تربت سیدالشهدا (ع) نیز شفاست لذا به این‌گونه امور نیز باید متوسل شد. امیرالمومنین (ع) و صدیقه طاهره (س) زمانی که فرزندانشان بیمار شدند، نذر کردند تا روزه بگیرند بنابراین نشان می‌دهد که درمان‌های معنوی مطلوب اهل بیت(ع) بوده است.

این سخنران مذهبی گفت: در ماه مبارک رجب مردم می‌توانند بیشتر دعا، مناجات و استغفار که از اعمال سفارش شده این ماه است، انجام دهند. پیامبر(ص) فرمود: «أَلا أُخْبِرُکمْ [أُنَبؤُکمْ] بِدآئِکمْ مِنْ دَوآئِکمْ؟ دَآؤُکـمُ الذنُـوبُ، وَ دَوآؤُکـمُ الإِسْتِغْفارُ؛ آیا درد و درمان شما را به شما خبر ندهم؟ درد شما گناهان، و دوا و درمانتان استغفار است». اسغفار دران همه دردهاست لذا این روزها باید بیشتر هم برای خود و هم دیگران استغفار کنیم.

وی افزود: دعایی در مفاتیح‌الجنان به نام دعای نور وجود دارد که سلمان از فاطمةالزهرا (س) آموخته است که ایشان به او فرمودند: اگر می‌خواهی هیچ‌گاه تب تو را فرانگیرد، شب و روز مداومت به این دعا کن و سلمان می‌گوید: من این دعا را به بیش از هزار نفر از اهل مکه آموزش دادم و همگان خواندند و اثر آن را هم دیدند.

متن این دعا به این شرح است:

بِسْمِ اللهِ النُّورِ بِسْمِ اللهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ بِسْمِ اللهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى کِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِی مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ مَشْکُورٌ وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.
به نام خداى نور، به نام خداى نور نور، به نام خداى نور بر نور، به نام خدایى که تدبیرگر امور است، به نام خدایى که نور را از نور آفرید، و سپاس خدایى را که نور را از نور آفرید، و نور را در کوه طور فرو فرستاد در کتابى بر نوشته، در ورقه‏اى گشوده، با اندازه‏اى درخور، بر پیامبرى‏ آراسته، سپاس خداى را که به عزّت یاد شود، و به عظمت مشهور است، و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاکش.

موسوی مطلق تصریح کرد: اخیراً نیز شنیدم که یکی از مسئولان نیز از مقام معظم رهبری طلب دستورالعملی کردند و یکی از دستورات ایشان قرائت همین دعای نور بوده است.

این سخنران مذهبی افزود: در گذشته مرسوم بوده است که زمان وقوع بلایا که امری طبیعی نیز است، بزرگان به‌اتفاق قرائت زیارت عاشورا را توصیه می‌کردند و توصیه به قرائت حدیث کساء و استغاثه به حضرت ولی‌عصر(عج) داشتند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 266
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

گاه شرایطی پیش می آید که در مواقع احتمال ضرر، اجتناب از یک امر واجب و حتی مستحب موکد ضروری می شود. این روزها هم با توجه به شیوع بیماری کرونا توصیه هایی از سوی کارشناسان مبنی بر حضور نیافتن در تجمعات خاص و رعایت نکات بهداشتی مطرح می شود.

در همین ارتباط توصیه امام خمینی (ره) به برادر بزرگشان آقای پسندیده نسبت به رعایت دستورات پزشک و متخصص امر را بخوانید:

بسمه تعالی

برادر بزرگوارم، قربانت شوم

شما را به خدای متعال قسم می ‏دهم به حرف‌های دکتر ترتیب اثر دهید. چرا موجب نگرانی همه می ‏شوید؟ خداوند لازم نموده است که در مواقع احتمال ضرر، انسان از آنچه موجب است اجتناب کند، اگرچه ترک حج و صوم و صلاة باشد.

شما می‏ خواهید موافق حکم خدا عمل کنید، کاری نکنید که خداوند نعوذباللّه‏ از شما ناراضی باشد. این احتیاطات شما برخلاف شرع است و لازم است از آن اجتناب فرمایید. والسلام.۶۵/۱/۱۳

روح اللّه‏ الموسوی الخمینی/ صحیفه امام، ج ص ۲۰، ص ۳۰

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

شورای هیات مذهبی کشور در راستای پیشگیری از شیوع ویروس کرونا اطلاعیه‌ای را صادر کرد.

در این اطلاعیه آمده است: باتوجه به شیوع ویروس کرونا و جهت جلوگیری و پیشگیری، براساس اطلاعیه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درخصوص پیشگیری از ویروس فوق و تاکید بر جلوگیری از اجتماعات و مراسم عمومی در حد امکان، بدینوسیله نکاتی را به اطلاع مدیران هیات مذهبی می‌رساند:

درصورت امکان و جهت حفظ سلامتی آحاد ملت مومن، متدین، بزرگوار و علی الخصوص اعضای هیات حسینی، تاحدامکان فعالیت برنامه‌های هیات مذهبی را در مساجد، حسینیه‌ها، بقاع متبرکه، تکایا، منازل و اماکن عمومی، موکب‌ها و ایستگاه‌های صلواتی تا فروکش شدن ویروس کرونا را تعطیل کنند و اگر تعطیلی هیات، بنا به ضرورت مقدور نیست، موارد و نکات بهداشتی که وزارت بهداشت بر آن تاکید دارد، رعایت کنند.

ازجمله نکات بهداشتی که در هیات حسینی می‌توان رعایت کرد، به شرح زیر است:

۱- استفاده از لیوان و ظروف یکبارمصرف بهداشتی
۲- عدم روبوسی و دست دادن
۳- عدم حضور افراد مبتلا به سرماخوردگی و آنفلولانزا در هیئات
۴- رعایت فاصله مناسب افراد از یکدیگر، هنگام نشستن در هیأت
۵- استفاده کادر پذیرایی از دستکش‌ها و روپوش‌های یکبارمصرف و موارد دیگر بهداشتی
۶- هیئات مذهبی، نسبت به تهیه و توزیع ماسک به‌صورت رایگان بین مردم اهتمام داشته باشند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

 

پیامبر اکرم (ص):

عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمِی مِنَ الطَّعَامِ مَخَافَةَ الدَّاءِ کَیْفَ لَا یَحْتَمِی مِنَ الذُّنُوبِ مَخَافَةَ النَّار.

در شگفتم از کسی که از بیم مرض، از غذا پرهیز می‌کند، چگونه از ترس آتش، از گناهان پرهیز نمی‌کند!؟

 

من لایحضره الفقیه، ۲/۳۵۹

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 264
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

حجت‌الاسلام والمسلمین «علیرضا پناهیان» به مناسبت ماه رجب در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس به سخنرانی پرداخته و گفت: کسی که لطف الهی را قبول نکند دیگر به او عطا نمی‌شود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: خداوند کسانی  را که هدایت می کند اما آنها هدایت را نمی‌پذیرند، گمراه می کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان با استناد به فرمایشی از امام باقر(ع) بیان کرد: خداوند در قرآن کریم بندگان خود را دعوت کرد که توبه کنند تا بدی‌های آنها را به خوبی تبدیل کند، و این مهم را به فریاد رسایی که هیچ وقت قطع نمی‌شود، فریاد زد.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه رحمت الهی بر غضب او پیشی دارد، تاکید کرد: تقوا راه رسیدن به مهربانی‌های خداوند است، بهترین کار در سه ماه پیش رو (رجب، شعبان و رمضان) تقوا است.

وی ادامه داد: کسانی که می‌خواهند از این سه ماه بهره‌برداری کنند تقوا پیشه کنند، در جامعه ما توصیه به تقوا بسیار ضعیف است، در حالی که خداوند اعمال صالح را از متقین قبول می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان با بیان اینکه تقوا سطح پایین و بالا دارد، ابراز کرد: تقوای سطح پایین همین مراقبت در زمینه بهداشت است، اما تقوا در سطح بالا حس معنوی همراه با پرهیز از گناه است که در همه اعضای وجودی انسان جاری باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در ماه رجب تمرین تقوا کنید، گفت: اگر تقوا پیشه کنید با نورانیت وارد ماه مبارک رمضان می‌شوید، این سه ماه توشه تقوا بردارید.

وی افزود: در آغاز ماه رجب چله گرفتن بسیار خوب است وقتی شما چهل روز روی تقوا تمرین کنید به طور قطع تغییر می‌کنید نفس اماره شما سرکوب می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان در پایان خاطرنشان کرد: روز اول ماه رجب اگر می‌توانید کربلا بروید که نورانی شوید، امام حسین(ع) بسیار کرم دارند.

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

کتاب «تو شهید نمی‌شوی» روایت‌هایی از حیات جاودانه شهید مدافع حرم، شهید محمودرضا بیضایی، از جمله آثار انتشارات راه یار است که از سوی مخاطبان در ماه‌های گذشته با استقبال خوبی همراه بوده است. این اثر اخیراً از سوی این ناشر به چاپ هجدهم رسید.

«تو شهید نمی‌شوی»، روایت‌های احمدرضا بیضای، برادر شهید از فراز و فرودهای یک زندگی با برکت، کودکی و نوجوانی، مسجد و مدرسه تا دانشگاه و پادگان، تبریز تا تهران و از تهران تا شام است.

در معرفی این کتاب آمده است: «تو شهید نمی‌شوی»، روایت‌هایی از حیات جاودانه شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی به قلم برادرش احمدرضا است. محمودرضا که به آرمان جهانی امام خمینی(ره) یعنی تشکیل حکومت جهانی اسلام می‌اندیشید، مطالعات دینی و سیاسی‌اش تعطیل نمی‌شد و با زبان عربی و لهجه‌های عراقی و سوری آشنایی داشت. با آغاز جنگ در سوریه از سال 1390 برای یاری جبهه‌ مقاومت و دفاع از حریم آل‌الله(ع) عازم سوریه شد. او در آخرین اعزامش که دی 1392 بود، به یکی از یاران نزدیکش گفته بود این سفرش بی‌بازگشت است.

سرانجام در 29 دی 1392 همزمان با سالروز میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام جعفرصادق(ع) در منطقه «قاسمیه» دمشق در مقابله تروریست‌های تکفیری به شهادت می‌رسد.

شهدای مدافع حرم , کتاب و ادبیات ,

در یکی از این خاطرات درج شده در این کتاب، روحیه شهید برای خدمت‌رسانی به محرومین چنین توصیف شده است:

میدان انقلاب سر خیابان کارگر جنوبی با هم قرار داشتیم. یک پراید سفید رنگ داشت که آن روز با همان آمد سوار شدم و راه افتادیم سمت اسلامشهر. همیشه می‌نشستم توی ماشین و بعد روبوسی می‌کردیم. آن روز موقع روبوسی دیدم چشم‌هایش سرخ است و سر و ریشش پر از خاک از زور خواب به سختی حرف می‌زد؛ حتی کلمات را اشتباه ادا می‌کرد. مرتب دستش را می‌کشید روی سرش. به زور چشم‌هایش را باز نگاه داشته بود.

گفتم: چرا اینطوری هستی؟

گفت: سه چهار روز است درست نخوابیده‌ام و خانه هم نرفتم.

گفتم: بیابان بودی؟

گفت: آره

می‌دانستم دوره آموزشی برگزار کرده است، گفتم خوب این طوری درست نیست زن و بچه هم حق و حقوقی دارند. چرا خانه نرفته‌ای؟

-گفت بعضی از اینهایی که مهمان ما هستند(منظورش نیروهای مقاومت بود) خیلی مستضعف هستند. طرف کاپشنش را فروخته آمده چطور اینها را ول کنم بروم توی خانه بخوابم؟ ...

در پشت جلد این کتاب آمده است: ماندن در تهران برایش به معنی ماندن در میانه میدان و برگشتن به تبریز، به معنی پشت میز نشینی و از دست دادن فرصت خدمتی بود که برای آن، نیروی قدس را انتخاب کرده بود… بعد از اینکه در تهران، تشکیل خانواده داد، در جواب برادری که به او پیشنهاد کرده بود خانواده‌اش را بردارد و برود تبریز زندگی کند، گفته بود: «تو شهید نمی‌شوی».

احمدرضا بیضایی پیش از این درباره نگارش این کتاب گفته بود: کار نگارش این کتاب به فاصله چهار روز بعد از شهادت این شهید بزرگوار، شروع شد. ابتدا قرار نبود که یاداشت ها به صورت مکتوب گردآوری شود، بلکه هدف انتشار به صورت یادداشت‌های کوتاه در شبکه‌های اجتماعی و با نیت زنده نگاه‌داشتن یاد و نام شهید و تبلیغ جبهه مقاومت و همچنین آگاه‌سازی افکار مردم از وقایع جنگ سوریه بود.

کتاب «تو شهید نمی‌شوی» در 150 صفحه و تیراژ 1500نسخه از سوی انتشارات «راه یار» عرضه شده است و علاقمندان جهت تهیه آن علاوه بر کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند به واحد فروش دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی واقع در میدان انقلاب اسلامی، خیابان 16آذر، روبروی پورسینا، پلاک 60، حسینیه هنر یا سایت‌های manvaketab.ir و bookroom.ir  مراجعه و یا نام کتاب را به شماره 09199038270 پیامک کنند.

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 275
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

بر کسی پوشیده نیست که دعا یکی از ابزارهای مواجهه با مسائل مختلف زندگی است؛ چه آن کس که طالب رشد و پیشرفت معنویت است و چه آن کس که طالب رفع سایر نیازمندی‌های خود؛ چرا که دعا و نیایش از بهترین ابزارهای ارتباط روح انسان با خداوند متعال است.  این عمل به قدری اهمیت دارد که خداوند در آیاتی از قرآن به صورت مستقیم و غیر مستقیم انسان‌ها را دعوت به انجام آن کرده است؛ به عنوان نمونه در بخشی از آیه60 سوره غافر می‌فرماید: «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ پروردگار شما می‌گوید بخوانید مرا تا برای شما استجابت کنم.» 

یکی از آثار دعا، دفع بلا و آفات است. رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «وقتی ما به درگاه حق متعال دعا می‌کنیم، در حقیقت وسیله‌ای برای رسیدن به حوائج خودمان می‌جوییم و راهی به سوی این حوائج می‌پیماییم و از آن استفاده می‌کنیم. امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، نقل شده است که فرمود: «ادْفَعُوا أَمْوَاجَ‏ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاء؛ پیش از آن‌که بلا بر شما وارد شود، با دعا، بلا را دفع کنید.» اینها واقعیت است. این، البته بدان معنا نیست که هرچه شما خواستید و هر طور آن را با خدای متعال در میان گذاشتید، برآورده خواهد شد؛ نه. شرایطی دارد، آدابی دارد؛ مثل همه‌ی اسباب عادی و مثل همه‌ی خواستنها.»

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 267
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

در بخشی از کتاب «سلیمانی عزیز» که روایتگر خاطراتی متفاوت و خوانده‌نشده از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است، ابراهیم شهریاری ماجرای نماز شهید سلیمانی را که در کاخ کرملین اقامه کرد، تعریف کرده است.

در این خاطره آمده است:

وقت نماز بود، زدیم بغل، گفتم: «حاجی قبول باشه.»
‌گفت: «خدا قبول کنه، ان‌شاءاللّه.»
نگاهم کرد و ‌گفت: «ابراهیم!»
ــ نمازی خواندم که در طول عمرم در جبهه نخواندم.
به حاج قاسم گفتم: حاج‌ آقا، شما همه‌ی نمازهایتان قبول است.

قصه‌ی نماز خوانده‌شده حاج قاسم فرق ‌می‌کرد، به کاخ کرملین رفته بود و با پوتین قرار داشت. تا رئیس‌جمهور روسیه برسد وقت اذان شد. حاجی هم بلند شد. اذان و اقامه‌اش را گفت. صدایش ‌در سالن پیچید، بعد هم به نماز ایستاد. همه نگاهش ‌می‌کردند. می‌گفت در طول عمرش چنین لذتی از نماز نبرده بوده است.
پایان نماز پیشانی‌اش را روی مهر گذاشت، به خدای خودش ‌گفت: «خدایا، این بود کرامت تو، یک روزی در کاخ کرملین برای نابودی اسلام نقشه ‌می‌کشیدند، حالا منِ قاسم سلیمانی آمدم اینجا نماز خواندم.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 254
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

تاریخ اسلام مستندات فراوانی از رفتار و گفتار افراد یا گروه‌های تندرویی در خود نهفته دارد که با اقدامات شنیع خود و به اسم دین زمینه‌های تخریب چهره اسلام را فراهم آوردند.  

در اقدام اخیری که به دنبال گسترش ویروس کرونا در جامعه رخ داد، دو نفر معلوم‌الحال اقدام به زبان‌سایی بر درب حرم و ضریح مطهر حضرت امام رضا (ع) می‌کنند تا از این رهگذر به زعم خود اثبات کنند آستان قدس رضوی آلوده به ویروس کرونا نیست!

با کمی جستجو در شبکه‌های اجتماعی رد پای یکی از این افراد در فرقه شیرازی‌ها منسوب به «شیعه انگلیسی» آشکار می‌شود.

ویروس کرونا ,

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

یکی از مسائلی که این روزها جهان را به خودش مشغول کرده، موضوع ویروس کروناست که متأسفانه در جامعه ما نیز شیوع پیدا کرده و سبب نگرانی‌هایی برای مردم جامعه شده است. از این‌ رو مسؤولان بهداشتی توصیه‌هایی برای جلوگیری از این بیماری به آحاد ملت کرده‌اند.

شیوع بیماری کرونا در ایران، هم‌زمان با ایام البیض ماه رجب و اعتکاف این ماه شده و این دغدغه برای قشر مذهبی جامعه وجود دارد که بر اساس مبانی دینی، شرکت در این اجتماع بزرگ مؤمنانه چه حکمی خواهد داشت و با تأکیدات فراوانی در روایات درباره آن شده، آیا می‌شود اعتکاف را تعطیل کرد؟

در اندیشه اسلامی هیچگاه بن بستی وجود ندارد

قبل از بررسی این موضوع لازم است به این نکته اشاره کنیم که در اندیشه اسلامی هیچگاه بن بستی وجود ندارد، بلکه دین اسلام در مقابل حوادث بسیار منعطف است و این موضوع یکی از رازهای خاتمیت دین مبین اسلام است.

از دیدگاه اسلام هر زمان که در اجرای دستورات دین با یکدیگر تزاحم ایجاد شود، باید بر اساس قاعده اهم و مهم که مورد تأکید عقل است و از دیدگاه شرع نیز تأیید شده است، موضوع مهم‌تر مقدم شود. به همین خاطر در فرض تزاحم بین موضوع اعتکاف و حفظ جان، لازم است که جان اشخاص حفظ شود، زیرا خود انجام اعتکاف عمل مستحبی است ولی حفظ جان از دیدگاه اسلام واجب محسوب می‌شود.

به همین خاطر در قرآن تأکید شده که اگر شخصی، جانش در خطر بود جایز است که حتی فعل حرام نیز انجام دهد؛ آن چنان که خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (بقره/۱۷۳)؛ خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. (ولی) آن کس که مجبور شود، در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهی بر او نیست؛ خداوند بخشنده و مهربان است.

حتی بالاتر از آن اینکه، اگر شخصی در خطر بود می‌تواند اظهار کفر کند؛ آن چنان که آیه «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (نحل/۱۰۶)؛ هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد، عذابى سخت خواهد داشت‌؛ مگر آن کس که مجبور شده ولى‌ قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه‌اش به کفر گشاده شود، خشم خدا بر اوست است و برایش عذابى بزرگ خواهد بود.

اعتکاف در این زمان به مصلحت عموم مردم جامعه نیست

اما آنچه لازم است به آن توجه شود، این است که تزاحم میان دو عمل را خود مکلف باید تشخیص دهد، یعنی خود فرد باید ببیند که انجام این تکلیف برای وی با خطر همراه است یا خیر؟ و این موضوع نیز با رجوع به سوی افرادی که متخصص این امر هستند و در این زمینه تعهد دارند، حاصل می‌شود. 

بنابراین بعد از توصیه‌های متعدد پزشکان متعهد و همچنین تأکید مراجع تقلید بر اینکه به این توصیه‌ها توجه شود، به خوبی می‌توان به این اطمینان رسید که اعتکاف در این زمان به مصلحت مکلفین و عموم مردم جامعه نیست.

سخن پایانی اینکه ستاد ملی مبارزه با کرونا به خاطر شرایط خاص جامعه، این فریضه مستحبی را لغو کرده است که این نکته می‌تواند خود شاهدی باشد بر اینکه انجام این عمل در این برهه از زمان صحیح نیست.

البته نباید فراموش کرد که براساس روایات متعددی که از ائمه معصومین (ع) برای ما به یادگار رسیده است (۱)،‌ اگر شخصی مشتاق حضور در کار نیکی مانند اعتکاف باشد، ولی به خاطر وجود مشکلاتی نتوانست آن را انجام دهد، به طور قطع از ثواب این عمل بهره برده است و آنچه بیشتر از همه باید به آن توجه شود این است که انسان باید بر طبق وظیفه خویش عمل کند و این وظیفه گاه اقتضا می‌کند که در اعتکاف حضور پیدا کنیم و گاه سبب ترک آن می‌شود.

پی‌نوشت
۱- نقطه‌هاى آغاز در اخلاق عملى، آیت الله مهدوی کنی، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، ۱۳۸۴ ه. ش‏ ص: ۳۷۹

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 275
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398
حجت الاسلام حیدری گفت: با برنامه‌ریزی و جدیت تهدید کرونایی را تبدیل به فرصت طلایی کنیم و هم‌زمان با حضور فعال در کنار افراد خانواده، همچنان که ویروس جسم را به‌زانو درمی‌آوریم؛ درصدد مبارزه با ویروس‌های ایمان و عقیده خود نیز باشیم.
 

عقیق:کشور ایران یکبار دیگر کاملا درگیر شده است، درگیر جنگ تحمیلی؟ خیر؛ درگیر مشکلات سیاسی؟ خیر، درگیر مشکلات اقتصادی؟ خیر، این دفعه کشور ایران یکپارچه درگیر شیوع  ویروسی به نام «کرونا» شده است، شاید اگر سال و ماه های گذشته به مردم ایران و حتی جهان می گفتیم که آیا می‌شود زندگی یک ملت و کشورهای به اصطلاح توسعه یافته جهان به علت شیوع یک بیماری و ویروس در این بازار داغ تکنولوژی و پیشرفت های پزشکی کاملا قفل شود، همه با پوزخندی تمسخر آمیز جواب منفی می دادند.

اما این بار می خواهیم به بحث شیوع ویروس کرونا از منظری جدای از فضای پزشکی و سیاسی بپردازیم، پاسخ به شبهات مطرح شده در فضای مجازی از رسالت های رسانه صدیق و انقلابی است، از این رو به سراغ حجت الاسلام جواد حیدری، کارشناس کلام و عقاید نمایندگی مرکز ملی پاسخگویی اصفهان رفتیم که این چنین باب سخن را باز کرد.

ایامی که هم‌زمان با کشورهای دیگر؛ کشور ما هم درگیر ویروس کرونا شده است، در فضای پاسخگویی و مخصوصاً در مرکز ملی پاسخگویی با سؤالات و شبهات جالبی روبرو می‌شویم.

بد نیست به این بهانه، یکی از شبهات را که غرض در آن «شهر مقدس قم» و در رتبه‌ بعد، عقاید مردم عزیز کشورمان است؛ اشاره‌ کنم و مطالبی پیرامون آن تقدیم حضور کنیم، مگر در روایات ما شهر مقدس «قم» به‌ عنوان شهر امن معرفی نشده است که در بلاها باید به آنجا پناه برده شود؟ اگر چنین است؛ این روایات با شیوع ویروس «کرونا» در «قم» چگونه قابل‌ جمع است؟

وی در پاسخ به سؤال فوق بیان کرد: نکته‌ نخست اینکه در مقاطع زمانی مختلف و با اهداف متفاوت و توسط افراد متعدد؛ برای شهرهای گوناگون فضائلی در قالب حدیث و روایت بیان‌شده است که بسیاری از این فضیلت‌ها ساختگی و تعداد قابل‌ توجهی از روایات دارای مشکل سندی هستند.

از باب نمونه به روایتی که در سؤال بدان اشاره رفته است، نگاهی داشته باشیم «عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا عَمَّتِ‏ الْبُلْدَانَ‏ الْفِتَنُ فَعَلَیْکُمْ بِقُمَّ وَ حَوَالَیْهَا وَ نَوَاحِیهَا فَإِنَّ الْبَلَاءَ مَدْفُوعٌ عَنْهَا»؛ «هنگامی‌ که فتنه‌ها همه شهرها را فرابگیرد به قم و اطراف آن پناه ببرید که بلا از قم دفع شده است».(1) همان‌طور که ملاحظه می‌شود، سند این روایت «مرسله» بوده و فاقد اعتبار است.

این کارشناس دینی ادامه داد: نکته‌ دوم آنکه فارغ از بحث‌های سندی، در متن روایت می‌فرماید، هنگام فتنه‌ها به «قم» پناه ببرید، منظور از فتنه‌ها؛ شبهات و اختلافات دینی و ایجاد فضایی است که انسان در تشخیص حق و باطل دچار سردرگمی می‌شود، خیلی روشن است: «قم» به جهت پایگاه معارف قرآنی و دینی و حضور علمای ربانی در آن، مکانی است برای مراجعه و حفظ خود از فتنه‌ها؛ این معنا هیچ ارتباطی با مشکلات برآمده از ویروس و میکروب و بلاهای طبیعی ندارد.

حجت الاسلام حیدری افزود: نکته‌ سوم اینکه قوانین حاکم بر طبیعت چنین اقتضا دارد که اساساً هیچ شهر و هیچ فردی از آسیب و بلا و مصیبت در دنیا در امان نیست و هر لحظه به خاطر عوامل طبیعی و غیرطبیعی امکان هر گونه اتفاقی در آن دور از انتظار نیست.

وی عنوان کرد: البته با دعا و توسل، می‌توان برخی از بلاها را دور کرد، اما دنیا محل ابتلا و امتحان است و اگر بنا بود کسی در دنیا گرفتار رنج و مصیبت نشود، سزاوارترین افراد اهل‌بیت(ع) بودند.

حجت الاسلام حیدری خاطرنشان کرد: نتیجه اینکه با چشم‌پوشی از بررسی سندی روایات «اخبارالبلدان» و فضائل شهرها؛ وجود معارف اهل‌بیت(ع) و حضور بابرکت علما، «قم» را مأمن و پناهگاه شیعیان در فتنه‌ها و آشوب‌ها تبدیل کرده است و این مسأله به معنای دفع بلاهای طبیعی و بیماری‌های مُسری از این شهر نیست.

این کارشناس مرکز ملی پاسخگویی تصریح کرد: روزهایی را پشت سر می‌گذاریم که بسیاری در منزل به سر می‌برند، با برنامه‌ریزی و جدیت این تهدید کرونایی را تبدیل به فرصت طلایی کنیم و هم‌زمان با حضور فعال در کنار افراد خانواده، همچنان که ویروس جسم را به‌زانو درمی‌آوریم؛ درصدد مبارزه با ویروس‌های ایمان و عقیده خود نیز باشیم.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

شنیدن و خواندن روایت‌های مختلف از یک ماجرا، اتفاق خوبی است که نگاه جامع‌تر و متنوع‌تری از آن موضوع به ما می‌دهد. علاقه و توجه رهبر انقلاب به کتاب و اهمیتی که ایشان به مطالعه و کتابخوانی می‌دهند، در توصیه‌هایشان نمایان است، اما خواندن شرح این علاقه و دوستی صمیمانه با کتاب، از زبان افرادی که دغدغه‌کار فرهنگی دارند و با رهبر انقلاب هم در ارتباط هستند، لطف دیگری دارد.

بخشی از این خاطرات را در ادامه می‌خوانید: 

* رضا امیرخانی: قدم زدن در راسته کتابفروشی‌ها

یک بار آقا در جلسه‌ای گفتند: «یکی از چیزهایی که همیشه حسرتش را می‌خورم و به خاطر اقتضائات رهبری نمی‌توانم به سراغش بروم،‌ قدم زدن در همین راسته کتابفروشی‌هاست! کاش می‌شد...».

* حجت‌الاسلام مهدوی راد: هزار رمان خوانده‌ام

روزگاری که در مشهد، افتخار حضور در محضر رهبر انقلاب را داشتیم، یک بار فرمودند: «من حدود هزار رمان خوانده‌ام»، این گذشت تا پس از انقلاب اسلامی و در دوران رایست جمهوری،‌در مصاحبت خدمت ایشان عرض کردم، قبل از انقلاب از حضرت عالی شنیدم که فرمودید هزار رمان خوانده‌اید، فرمودند: «عدد یادم نیست اما هر آنچه در حوزه‌ای که اشاره کردید نشر یافته و شایسته خواندن بوده، چه ترجمه و چه اصل، خوانده‌ام.»

* صادق کرمیار: همه کتاب‌ها را خوانده بودند

آقای شجاعی تعریف می‌کرد که: «من کتاب شما را با یک سری از کتاب‌های «متون مفاخر» در جلسه‌ای به رهبری دادم، هفته بعد که برای جلسه دیگر خدمت ایشان رفتم، ایشان تمام کتاب‌ها را خوانده بودند و نظرشان را راجع به تمام کتاب‌ها گفتند. راجع به «نامیرا» هم فرمودند: «کار بسیار خوبی است؛ نگاه درستی به عاشورا دارد و جذابیت داستانی دارد. دو صفحه از کتاب را که خواندم احساس کردم داستان جذابی دارد و ادامه دادم.»

* محسن مومنی شریف: کرایه کتاب، شبی یک ریال

با ورود آقا به حوزه علمیه، پایشان به کتابخانه آستان قدس رضوی نیز باز می‌شود. در کنار مطالعه کتب تاریخی و حدیثی، با گونه‌ای از ادبیات نوین به نام «رمان» آشنا شدند که دنیای آن برایشان شگفت‌آور بود. جاذبه مطالعه رمان در حدی بود که کتابخانه آستان قدس نیز نمی‌توانست کفاف این اشتیاق را بدهد و از طرفی در آن روزگار خانواده ایشان تهی‌دست‌تر از آن بود که همه کتاب‌های مورد علاقه ایشان را بخرند. لذا تصمیم گرفتند از کتاب‌فروشی محل، رمان‌های جدید را از قرار شبی «یک ریال» کرایه کنند و برای این که کتاب امانی به شب دوم نکشد و یک ریال دیگر نپردازند، با هر سرعتی بود، آن را به اتمام می‌رساندند.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 256
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

روزنامه شهروند گفت‌وگویی با علیرضا مرندی، رئیس تیم پزشکی رهبر انقلاب داشته که در جریان این گفت‌وگو او از زندگی شخصی رهبری، رابطه خود با فرزندان ایشان، سبک غذایی رهبر انقلاب و... جزئیاتی را ارائه کرده است.

متن گفت‌وگو به این شرح است؛

«گفتگو با ۳۵دقیقه تأخیر شروع می‌شود. برای این ۳۵دقیقه، سه بار عذرخواهی می‌کند. کاج مطبق بزرگی در اتاق دارد. این کاج یک‌سالی می‌شود که همراه اوست. اتاق نسبتا ساده‌ای دارد؛ درست مثل پیراهن معمولی‌ای که بر تن کرده و انگار سال‌ها از عمر آن می‌گذرد. مدت‌هاست که گفت‌وگوی مفصلی با رسانه‌ها نداشته است. می‌گوید اهل مصاحبه نیست، اما این‌بار تصمیم گرفته حرف بزند و برای دو ساعت هم که شده «پزشک کم‌حرف رهبری» نباشد.

علیرضا مرندی پزشکی است که ۱۴سال از عمرش را در آمریکا گذراند و قبل از پیروزی انقلاب دانشیار دانشگاه رایت استیت بود، اما سال ۵۸ به ایران برگشت و ترجیح داد در کشورش بماند؛ حضوری که باعث شد خیلی زود مورد توجه مسئولان قرار بگیرد و در ۴۵سالگی وزیر بهداشت دولت چهارم شود. او در ادامه به‌عنوان سرتیم پزشکی رهبری انتخاب شد. مرندی از نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای است و هفته‌ای چندبار با ایشان ملاقات می‌کند. این دیدارها باعث شده تا او روایت‌های دست اولی از زندگی، روحیات و منش ایشان داشته باشد. دو ساعت از گفت‌وگو که می‌گذرد، همچنان گرم حرف زدن است تا این‌که صدای اذان را می‌شنود و تمام. سطرهایی که در ادامه می‌آید، بخشی از گفت‌وگوی دوساعته ما با پزشک کم‌صحبت بیت رهبری است. او در این گفت‌وگو برای نخستین‌بار خاطراتی از همراهی با مقام معظم رهبری تعریف می‌کند.

خودتان دوست دارید با چه عنوانی معرفی شوید؟ وزیر بهداشت یک دوره خاص؟ رئیس تیم پزشکی مقام معظم رهبری؟ رئیس فرهنگستان علوم پزشکی؟

دکتر سید علیرضا مرندی.

فقط؟

کافی است دیگر؛ چیزی غیر از این نیست. بقیه عناوین را بعضی وقت‌ها به آدم می‌دهند و خیلی وقت‌ها هم ممکن است آنها را نداشته باشی. نه این‌که حالا اسم من هم اسم مهمی باشد ولی به هر حال من را با این نام می‌شناسند. نمی‌دانم سوال‌تان را درست جواب دادم یا نه؟

بله؛ جواب سوال‌مان را گرفتیم.

همه عناوینی که گفتید برای من افتخار است. انقلاب اسلامی اگر برای همه مردم نعمت بزرگی بود، برای من و خانواده‌ام میلیون‌ها برابر ارزش بیشتری داشت. هویتی که در جمهوری اسلامی به دست آوردیم منت بزرگی بر سر ماست و مورد توفیق خداوند قرار گرفتیم و بچه‌هایم خدا را شکر مشکلات آقازادگی ندارند.

اتفاقا این نکته جالبی در مورد زندگی شخصی شماست، قبل از این‌که برای مصاحبه خدمت شما برسیم، به این مورد توجه کردیم که بچه‌های شما درگیر مواردی که اخیرا در مورد بعضی از فرزندان مسئولان و آقازاده‌ها زیاد می‌شنویم، نشدند.

بله الآن من بچه‌هایم را حمایت مالی می‌کنم. اصلا علت این‌که هنوز در ۷۹سالگی به مطب می‌روم برای حمایت مالی و نیازهای آنهاست. برای این‌که بچه دارند، نوه‌هایم بیکار هستند و خود من هم اصرار دارم که زودتر ازدواج کنند. به هر حال زندگی‌های‌شان هزینه دارد و بچه‌هایم یک عضو هیأت‌علمی بیشتر نیستند؛ محمد پسرم در دانشگاه تهران است و دخترانم یکی‌شان در دانشگاه الزهرا و یکی دیگر هم در دانشگاه آزاد. بنابراین نیاز به کمک دارند و آقازادگی نمی‌کنند.

این نشان می‌دهد فرزندان شما با مقام معظم رهبری ارتباط خوبی دارند؛ با ایشان و خانواده‌شان رفت‌وآمد خانوادگی دارید؟

نه؛ رفت و آمد خانوادگی نداریم ولی کل خانواده‌ام یعنی همسرم و ۳ تا بچه‌ها و عروس و دامادها و نوه‌ها ولایتمدار هستند و از فرمایشات ایشان تبعیت می‌کنند و هر چیزی که بگویند واجب‌الاجرا است. البته یک‌بار از مقام معظم رهبری خواهش کردم که در گوش بچه‌هایم اذان بگویند و خدمت‌شان رسیدیم. یک‌بار هم ایشان خیلی لطف کردند و پذیرفتند که من همسرم و بچه‌ها و نوه‌ها و نتیجه‌ها و پدر و مادرهای عروس و دامادهایم که تعداد قابل توجهی شدیم، خدمت‌شان برسیم.

شما با رهبری همسن‌وسال هستید. اگر اشتباه نکنم ایشان ۸ ماه بزرگتر هستند. چقدر آیت‌الله خامنه‌ای به سلامت خودشان اهمیت می‌دهند؟

خیلی زیاد.

ما معمولا در تصاویر تلویزیونی چند سال پیش کوهپیمایی مقام معظم رهبری را می‌دیدیم که از اخبار پخش می‌شد.

هنوز هم می‌روند. ممکن است حالا هفته‌ای باشد که نرود اما در برنامه‌شان است.

چه موارد دیگری برای حفظ سلامتی در برنامه‌های‌شان است؟

برنامه غذایی ایشان مطابق نظر پزشکان است. ممکن است بعضی چیزها را از ما نپذیرد اما اگر چیزی را بپرسند و ما جواب دهیم، عین همان را انجام می‌دهند. اگر هم نپرسند و ما بگوییم بازهم عین آن عمل می‌کنند. البته توضیح از ما می‌خواهند؛ مثلاً اگر به ایشان بگوییم امروز به این دلیل روزه نگیرید یا بااین‌که خودشان مرجع هستند، دلایلش را از ما می‌پرسند و به نظرات کارشناسی خیلی اهمیت می‌دهند. حتی یادم می‌آید آقای فلاح‌زاده که الان رئیس موسسه موضوع‌شناسی احکام فقهی در قم هستند سال‌ها در ماه رمضان بین نماز ظهر و عصر و در حضور آیت‌الله خامنه‌ای احکام فقهی می‌گفتند. کار سختی است که مرجع تقلیدت نشسته باشد و تو بخواهی درس احکام را در حضور ایشان مثل درس پس بدهی. به هر حال یک روز در بین جمعیتی که در حسینیه نشسته بودند، راجع‌به روزه گرفتن گفتند: «حالا که شیر خشک است، مادرها برای روزه گرفتن نگران نباشند.» من بعد از نماز به آیت‌الله خامنه‌ای گفتم: «حرفی که ایشان می‌زند، اشکال دارد و من قبول ندارم. خیلی مهم است که بچه شیر مادرش را بخورد و روزه گرفتن اگر شیر مادر را کم می‌کند نباید روزه بگیرد.» ایشان فرمودند: «من هم موافق هستم و به بچه‌هایم هم توصیه کردم عین آن چیزی که تو می‌گویی، عمل کنند. از قول من به آقای فلاح‌زاده بگو که باید چیزی که تو می‌گویی را بگوید.» همان روز هم من با آقای فلاح‌زاده گفتم و ایشان هم گفت فردا در جلسه اصلاحش می‌کند. منظورم این است که تا این حد آیت‌الله خامنه‌ای به مسأله سلامت جامعه اهمیت می‌دهند و جایی که فکر می‌کنند یک نفر مطلب کارشناسی پزشکی دارد، حرف او برای‌شان معتبر است.

در مورد سبک و رژیم غذایی مقام معظم رهبری هم می‌گویند که ایشان نمک هم استفاده نمی‌کنند؛ درست است؟

بله؛ ما به ایشان توصیه کردیم یک کم نمک بخورند. اصولا مقام معظم رهبری کم‌غذا هستند و تا همان اندازه که برای سلامتی‌شان توصیه می‌کنیم، غذا می‌خورند؛ ایشان سال‌ها حتی یخچال هم نداشتند.

چه موضوع جالبی است این‌که در بیت مقام معظم رهبری یخچال نبوده، درباره این ماجرا روایتی دارید؟

نمی‌دانم دقیقا تا چند سال پیش بود که ایشان یخچال نداشتند ولی این موضوع را آقای رفیق‌دوست تعریف می‌کرد که یک‌بار در عید قربان گوسفندی را که قربانی کرده بودند، برای آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرستند اما از آن‌جا برگردانده بودند. دومرتبه آقای رفیق‌دوست گوسفند را می‌فرستد و می‌گوید که مال خودم است و خمس‌اش را هم داده‌ام و این‌بار یک تکه از گوشتش را برداشته و دوباره بقیه‌اش را برمی‌گردانند. بعد که او از اطرافیان ایشان پرسیده بود که چرا آقا این کار را کردند؟ آنها گفته بودند ایشان یخچال ندارند و به اندازه روزشان برمی‌دارند.

ظاهرا این رویه زندگی و ساده‌زیستی مقام معظم رهبری در زمان ریاست‌جمهوری‌شان هم مصداق‌های فراوان داشته است؛ مثلا چند سال پیش حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی اکبر حسینی دریکی از مصاحبه‌های‌شان نقل کرده بودند که در زمان ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای به ایشان گفته بودند که تهیه‌کنندگان برنامه‌های اخلاق در تلویزیون مایل هستند گفت‌وگویی با شما و خانواده حضرتعالی داشته باشند. ایشان فرموده بودند: «در این زمینه مشکلی وجود دارد، اگر دوربین زندگی ساده و معمولی مرا برای مردم نشان دهد، ممکن است مردم باور نکنند که من یک زندگی ساده دارم.» شما در آن دوران این سبک زندگی و ساده‌زیستی رهبری را دیده بودید؟

سال‌های ۶۱ و ۶۲ من و معاون دکتر هادی منافی در وزارت بهداری (وزارت بهداشت فعلی) بودم و چند باری از ایشان روایت‌هایی دراین‌باره شنیدم. آیت‌الله خامنه‌ای آن موقع رئیس‌جمهوری بودند و من از قول آقای دکتر منافی شنیدم که ایشان در دو تا از اتاق‌های ساختمان ریاست‌جمهوری زندگی می‌کردند و یکی والور (بخاری‌های کوچک نفتی) برای پخت‌وپز داشتند و روی آن خانم‌شان غذا می‌پختند و هر روز دو سیر گوشت می‌گرفتند و ایشان روی همین والور می‌پختند و همین غذای یک خانواده رئیس‌جمهوری بوده است یا حتی در سال‌های بعد هم یخچال داشتند، می‌رفتند سر یخچال برای ناهار یا شام فرض کنید یک بادمجانی که از دو روز قبل مانده یا نان و ماست می‌خوردند. گوشت خیلی کم می‌خوردند تا این‌که چند سال پیش من به ایشان گفتم که به هر حال الان شما پا به سن گذاشته‌اید و در این سن و سال بدن تحلیل می‌رود و باید گوشت بخورید اما ایشان همیشه دنبال این بودند و هستند که مطابق مردم پایین جامعه زندگی کنند و هنوز هم خیلی مقید به این رویه هستند؛ مثلا من خیلی اصرار می‌کنم شما باید میوه هم بخورید و ایشان از بچه‌هایی که برای‌شان خرید می‌کنند قیمت میوه‌ها را می‌پرسند و ارزان‌ترین میوه را نه با کیفیت خوب برای‌شان تهیه می‌کنند.

وسایل و اسباب و اثاثیه زندگی‌شان هم ساده است؛ درست است؟

بله؛ ایشان در همه موضوعات بسیار مقید هستند. یادم می‌آید که وقتی بچه‌های‌شان کوچک بودند و مریض می‌شدند به خانه‌شان می‌رفتم، می‌دیدم کف خانه موکت بود، گوشه‌اش هم یک سماور گذاشته بودند و یا خود ایشان یا همسرشان چایی می‌ریختند و برای من می‌آوردند. همسرم هم می‌گفت که وقتی به خانه‌شان می‌رفته یک پتو بالای اتاق انداخته بودند که برای میهمان‌ها بود و همسرشان به من تعارف می‌کردند که روی آن بنشینم و فکر می‌کردم که آن طرف پتو خودشان می‌نشیند؛ چون جا برای نشستن بود اما همسرشان می‌رفتند و پای در می‌نشستند و دختران‌شان هم پذیرایی می‌کردند، نه این‌که حالا یک خدمتگزاری بیاید و از میهمان پذیرایی کند، نه خدمتگزاری نبود.

روایت‌های زیادی از ایثار کمک‌های خانم خجسته باقرزاده، همسر رهبری به قشر پایین جامعه وجود دارد. شما از کارهای خیر ایشان در مناطق محروم چه میدانید؟ مثلا تا به حال در حوزه سلامت و پزشکی از شما کمک گرفته‌اند؟

وقتی وزیر بودم راننده که یک پیکان داشت، ایشان را برده بود به یکی از مناطق محروم اطراف تهران و راننده به من زنگ زد و می‌گفت خانم امروز یک خانواده‌ای را ملاقات کرده که مثلا پدر یا مادر یا فرزند این خانواده یک بیماری دارند و می‌خواهند تو کمک‌شان کنی که مشکل‌شان حل شود. بعد که بررسی می‌کردم، متوجه می‌شدم که ایشان به خانواده افراد محروم سرکشی می‌کند؛ بدون این‌که کسی بداند ایشان چه کسی هستند.

دکتر یک موردی که در خاطرات‌تان نقل کرده بودید این بود که همسر مقام معظم رهبری یک‌بار به مطب شما مراجعه می‌کنند البته به‌عنوان ناشناس و خودشان را خانم حسینی معرفی می‌کنند.

سال ۵۹ که معاون وزارتخانه بودم، سکته قلبی کردم و مجبور شدم از وزارت بهداری بروم و فقط در دانشگاه تدریس کنم. پزشکان به من اجازه داده بودند که بعدازظهرها ۲ ساعت هم مریض ویزیت کنم؛ چون مطب نداشتم در بیمارستان شهید مصطفی خمینی که نام سابقش میثاقیه بود، روزی دو ساعت مریض می‌دیدم. یک‌روزی من مریضی را دیدم که خانم چادری بودند و به من گفتند خیلی از شما وقت گرفتن مشکل است برای این‌که می‌گویند ساعت یک زنگ بزنید و وقت بگیرید و ما تا یک که زنگ می‌زنیم کسی جواب تلفن نمی‌دهد. ساعت یک هم که زنگ می‌زنیم، تلفن اشغال است و ساعت یک و دودقیقه هم که می‌شود تلفن آزاد می‌شود اما می‌گویند وقت‌شان پر است. گفتم متأسفانم و من چون روزی دو ساعت می‌توانم کار کنم، این اتفاق می‌افتد. در همین حین که گفت‌وگو می‌کردیم، من چشمم به صورت‌شان افتاد و با این‌که روی‌شان را گرفته بودند، شکل عینک‌شان در ذهنم ماند. از در که بیرون رفتند و مریض بعدی که آمد، گفت خانم خامنه‌ای بچه‌اش را می‌آورد اینجا؟ گفتم نه. گفت چرا؛ خلاصه از من انکار و از ایشان اصرار. گفتم نه مریض قبلیام فامیلی‌اش حسینی بود. گفت نه من می‌شناسم‌شان خانم رئیس‌جمهوری بودند. بلاخره این‌قدر سر این موضوع بحث شد که به عنوان یک سوال در ذهنم مانده بود. چند هفته گذشت و بعد دوباره ایشان به مطبم آمدند و من درحالی‌که داشتم فرزندشان را معاینه می‌کردم، پرسیدم شما همسر آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهوری، هستید؟ گفت بله چطور؟ گفتم من نمی‌دانستم و دفعه پیش گفتید که سخت وقت می‌گیرید، از این به بعد هر زمان خواستید تشریف بیاورید تا من بدون وقت قبلی کار شمارا انجام دهم. ایشان بسیار ناراحت شدند و گفتند نه روال همین است و من هم مثل بقیه مردم که ساعت‌ها منتظر می‌مانند، زنگ می‌زنم و اگر وقت داشتید، نوبت می‌گیرم. حتی چند سال پیش هم به من زنگ زدند و گفتند دکتر مرندی دخترم که وقتی بچه بود و شما معاینه‌اش می‌کردید، الان خود صاحب فرزند شده است؛ می‌خواستم خواهش کنم که بپذیری‌اش. این مناعت طبع و کلام ایشان خیلی قابل‌ستایش است، فکر کنید همسر رهبر یک کشور از یک نفر درخواست کند که بپذیرد؛ در حالی که در کل دنیا عادی است که همسران رئیس‌جمهوری‌ها یا رهبران کشورها به پزشک دستور دهند ولی ایشان به من زنگ زدند و خواستند که نوه‌شان را بپذیرم.

الان شما پزشک نوه‌های مقام معظم رهبری هم هستید؟

بله و وقتی به مطبم می‌آیند، هیچ‌کس فکر نمی‌کند که اینها فرزندان مقام معظم رهبری هستند؛ مگر اینکه با لباس روحانی بیایند چون وقتی می‌آیند مثل بقیه مریض‌ها می‌نشینند تا نوبت‌شان شود و من هم خیلی وقت‌ها متوجه نمی‌شوم که آمده‌اند و وقتی داخل اتاق می‌آیند، می‌فهمم که بچه‌ها و نوه‌های رهبری هستند.

یعنی فرزندان رهبری با محافظ یا راننده رفت‌وآمد نمی‌کنند؟

جالب است که بگویم گاهی اوقات بچه‌های‌شان مریض می‌شوند و چون آخر شب است و من در مطب نیستم، آنها را به خانه‌ام می‌آورند تا ببینم. چند ماه قبل که یکی از همین آقازاده‌ها بچه‌اش را آورده بود، خودش پشت فرمان یک پیکان نشسته بود و ضمن صحبتی هم که می‌کردیم گفت ماشین را از یکی از دوستانم قرض گرفته‌ام و آمده‌ام؛ منظورم این است که فرزندان رهبری حتی برای ترددشان هم نه ماشین شخصی دارند و نه راننده. فقط یک شخصی همراه‌شان بود که بچه را به او داده بودند که او را نگه دارد.

آقای دکتر! برویم سراغ دوران وزارت شما در دوره ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای. اصلا نخستین‌بار دیدارتان چطور اتفاق افتاد؟ کجا ایشان را دیدید؟

نخستین‌بار وقتی‌که من معاون بهداشت در دوره وزارت آقای دکتر منافی بودم. یک شب ساعت یک‌ونیم صبح بود که از روستای اخلمد خراسان به تهران آمدم و در فرودگاه به من گفتند که آقای دکتر منافی در مجلس رأی نیاوردند. آن موقع قانون اساسی این بود که وزرا در چهار سال باید دو نوبت رأی اعتماد می‌گرفتند؛ یک‌بار وقتی رئیس‌جمهوری عوض می‌شد و دولت جدید تشکیل می‌شد و یک‌بار هم وقتی مجلس تغییر می‌کرد، وزرا باید رأی اعتماد می‌گرفتند. بنابراین چون مجلس تغییر کرده بود، نمایندگان دوره جدید به آقای دکتر منافی رأی نداده بودند. من هم معمولا ۵ صبح به وزارتخانه می‌رفتم، آن روز وقتی که به دفتر رفتم، دیدم که فکسی آمده مبنی بر این‌که من سرپرست وزارتخانه شده‌ام! چون انتظارش را نداشتم جا خوردم و ساعت اداری را که شروع شد، شنیدم که شایعه شده که می‌خواهند من را به عنوان وزیر انتخاب کنند. این‌جا بود که به من بلافاصله با تلفن از دفتر مهندس موسوی که نخست‌وزیر بودند، وقت گرفتم و بعد هم از آیت‌الله خامنه‌ای که رئیس‌جمهوری بودند، وقت ملاقات گرفتم. بنابراین این نخستین دیدار شخصی من با ایت‌الله خامنه‌ای بود که در این دیدار هم به ایشان گفتم من نه تیزهوشی و نه تقوای لازم را دارم، اگر این شایعه درست است اصلا این کار را نکنید؛ اما به‌هرحال بر اساس تصمیماتی که گرفته شده بود، من وزیر بهداشت شدم. با همه اینها باید بگویم در همه این سال‌ها روال من همین است؛ یعنی پستی نیست که از کوچک تا بزرگش به من پیشنهاد شود و من مقاومت نکرده باشم. به غیراز همین ریاست فرهنگستان علوم پزشکی که آن‌هم من از صداوسیما شنیدم. یعنی با همسرم پای تلویزیون اخبار نگاه می‌کردیم که یک‌دفعه شنیدم که در اخبار گفتند دکتر مرندی رئیس فرهنگستان شد.

در دوران ریاست‌جمهوری مقام معظم رهبری رابطه‌تان با ایشان چطور بود؟

یادم می‌آید وقتی من وزیر شدم و ایشان رئیس‌جمهوری بودند، با هم در ریاست‌جمهوری قدم می‌زدیم و من یک‌بار راجع به خانمم صحبت می‌کردم و مثلا شکرگذاری کردم که چنین همسری دارک و ایشان هم راجع به همسر خودشان شرح دادند و از زمان تبعیدشان در زمان شاه گفتند که هیچ پولی نداشتند و در آن شرایط همسرشان چقدر برای بچه‌ها زحمت‌کشیده است. خلاصه اولین برخوردها و صحبت‌های ما در همین حدود بود.

دکتر از چه زمانی شما رئیس تیم پزشکی آیت‌الله خامنه‌ای شدید؟

بین سال‌های ۷۲ و ۷۶ من وزیر بودم. درست سال آن را به خاطر ندارم. در آن سال‌ها یک روز آقای محمدی گلپایگانی با من تماس گرفتند و گفتند که بیا این‌جا با تو یک کاری دارم. وقتی به آن‌جا رفتم، گفتند آقا می‌خواهند که کارهای پزشکی‌شان را تو به عهده بگیری؛ و یک حکمی هم همان روز به من دادند.

یعنی حکمی مبنی بر رئیس تیم پزشکی؟

بله؛ درواقع سرپرستی تیم پزشکی

انتخاب بقیه تیم پزشکان با شما بود؟

بقیه تیم را من تعیین می‌کردم اما به هر حال من وقتی می‌خواستم پزشکی را انتخاب کنم، ایشان را در جریان می‌گذاشتم ولی هیچ‌وقت نگفتند آره یا نه.

آن موقع بیشتر در تماس بودید یا تماس‌های‌تان با مقام معظم رهبری همچنان استمرار دارد؟

من الان هم هفته‌ای ۲، ۳بار خدمتشان می‌رسم و هروقت در بیت رهبری نماز باشد، من هم حتما می‌روم که موقع نماز ایشان را از نزدیک ببینم.

دکتر یک فرد دیگری که به‌عنوان پزشک در کنار رهبری هستند، آقای ولایتی است. تابه‌حال پیش آمده که برای کارهای درمانی یا مشورت در قبال سلامت ایشان، با آقای ولایتی صحبت یا همکاری داشته باشید؟

هرگز.

بحث بیت رهبری پیش آمد. من یک متنی را در سایت‌های ضد انقلاب خواندم که می‌خواهم برای‌تان بخوانم و شما به‌عنوان رئیس تیم پزشکی ایشان نظرتان را راجع به این شایعات بگویید. دکتر مرندی وزیر بهداشت سابق هماهنگ‌کننده تیم پزشکی آیت‌الله خامنه‌ای است. پزشکان دیگر را مرندی برمی‌گزیند و به وقت لازم به بالین ایشان می‌آورد. در زیرزمین بیت رهبری یک بیمارستان خصوصی با چهار دکتر کشیک در طول ۲۴ساعت مراقب هستند. (دکتر مرندی می‌خندد) ادامه دارد دکتر صبر کنید؛ در سفرهای زمینی یک بیمارستان سیار همراه رهبری است، همچنین یک اتوبوس بیمارستان که دارای اتاق عمل اس، همواره همراه‌شان است. برای سفرهای هوایی نیز یک هواپیما بیمارستان با دو اتاق عمل وجود دارد.

معلوم است که همه این نوشته مزخرف است. (می‌خندد) البته بخش اولش که گفته بود من رئیس تیم پزشکی مقام معظم رهبری هستم، خوب بله درست است، اما بقیه‌اش واقعیت ندارد، ایشان اگر در خانه‌شان زیرزمین هم دارد، من خبر ندارم و اصلا ساختمان به نسبت قدیمی است و جایی برای بیمارستان ساختن ندارد. هیچ‌کدام از این حرف‌ها درست نیست؛ ایشان اگر نیازی باشد که از بیمارستان استفاده کنند که به بیمارستان دولتی می‌روند. اگر قرار باشد که معاینه چشم‌شان معاینه شود، بازهم به یک جای دولتی می‌روند. جز یک‌بار که برای معاینه به مطب یک پزشک رفتند، تابه‌حال حتی از یک بیمارستان خصوصی استفاده نکرده‌اند. ایشان موکت همان جایی را که روسای‌جمهوری می‌آیند و می‌روند را اجازه نمی‌دهند که عوض کنند تا مبادا اصراف شود و خیلی روی این هزینه‌ها حساسیت دارند، بعد آن‌وقت بگذارند که چنین تجهیزاتی برای‌شان فراهم شود؟! آن‌قدر این شایعات می‌تواند بی‌حد و مرز باشند که واقعا اهمیتی ندارد.

اگر بخواهیم بارزترین ویژگی و روحیه‌ای که مقام معظم رهبری دارند و شما در طی سال‌ها همراهی‌تان با ایشان به این ویژگی شخصی‌شان پی برده‌اید را بگویید. چه ویژگی است؟

تقوا، بزرگترین ویژگی مقام معظم رهبری است که من جای دیگری نمونه‌اش راندیده‌ام. برای همین خداوند همه‌چیز را به ایشان داده است. تقوایی که دارند، باعث شده تا روحیه خیلی قوی داشته باشند؛ با این‌که من هیچ‌وقت راجع به مشکلات و مسائل با ایشان صحبت نمی‌کنم اما بالاخره می‌بینم و متوجه می‌شوم که در زمان مشکلات هم آرام و محکم هستند.

چرا می‌گویید هیچ‌وقت راجع به مسائل و مشکلات با ایشان صحبت نمی‌کنید؟

برای این‌که خودم وقتی سال ۵۹ سکته قلبی کرده بودم، دکترم به هم گفت هیچ استرسی نداشته باشی و باید یا دانشگاه درس بدهی یا مطلب بروی و خلاصه خیلی سختگیری می‌کرد، اما خودش هر روزی که می‌آمد من را ببیند، می‌نشست لب تختم و مدام از مشکلات می‌گفت و من که تازه آنفاکتوس کرده بودم، استرس پیدا می‌کردم. از همان زمان تصمیم گرفتم که هیچ‌وقت با بیمارانم راجع به مسائل استرس‌زا صحبت نکنم، بنابراین وقتی هم مسئولیت سرپرستی تیم پزشکی رهبری را قبول کردم، این موضوع دوباره به ذهنم آمد که هرگز نباید در رابطه با مسائل و مشکلات با ایشان صحبت کنم. وزیر هم که بودم، مشکلات وزارتخانه را نمی‌گفتم، الان هم نمی‌گویم. اگر یک‌وقت ایشان سوال ‌کنند، با کوتاه‌ترین جمله جواب می‌دهم، چون من وظیفه دارم وسیله سلامت و آرامش‌شان را فراهم کنم.

دکتر در این سال‌ها که هفته‌ای چند بار پیش ایشان می‌روید، پیش‌ آمده که کار مشترکی با مقام معظم رهبری انجام دهید؟ منظورم سرگرمی و تفریح مشترک است.

هر چند سرکارم خیلی جدی هستم اما خارج از کار آدم شوخی هستم. گاهی در جمع‌هایی که تیم پزشکی هستند، در حضور ایشان شوخی می‌کنم تا برایشان یک نشاطی بیاورد. در همین حد. نمی‌دانم حالا جواب سوال شمارا دادم یا نه؟

بله؛ دکتر، حساسیت شما نسبت به سلامتی رهبری بیشتر است یا حساسیت ایشان نسبت به‌سلامتی‌شان؟

ایشان چون تقوا دارند، حتما نسبت به‌سلامتی خودشان هم حساس هستند ولی من می‌دانم که درونم نسبت سلامتی ایشان چه می‌گذرد و چون احساس مسئولیت می‌کنم و نگران هستم که نکند یک‌وقت جایی کم بگذارم. به هر حال می‌دانم که مقام معظم رهبری به خاطر مردم و نظام جمهوری اسلامی به مسائل سلامتی‌شان بها می‌دهند.

درباره ایده‌های رهبری در حوزه سلامت صحبت کنیم. مثلا از قول شما نقل‌شده که طرح ریشه‌کنی فلج اطفال توسط ایشان مطرح و عملیاتی شده است.

نه، من چنین چیزی نگفته‌ام. این طرحی بود که خود من داشتم؛ اما برای اجرای آن مشکلاتی وجود داشت، چون می‌خواستیم ظرف یک روز انجامش بدهیم، اما نیروی انسانی کافی نداشتیم. من این فکر را کردم که با کمک بسیج سریع‌تر می‌توانیم کار را انجام دهیم. نامه‌ای خدمت ایشان نوشتم و ایده‌ام را مطرح کردم. ایشان هم خیلی پسندید و به بسیج رسما نامه نوشتند و گفتند که با من همکاری کنند. این‌طور شد که بسیج با ۴۵۰هزار نفر به میدان آمد. اگر از قول من چنین چیزی نقل شده، درست نیست؛ چراکه ایشان این‌قدر با جزییات در کارهای کارشناسی وارد نمی‌شدند.

در مورد دیگر نظرات رهبری در حوزه بهداشت و درمان چه نظری دارید؟ موردی بوده که ایشان بخواهند به‌طور ویژه پیگیری کنند؟

وقتی که من وزیر بودم، روزی از زنجان آمدم و به ایشان گفتم که «امام‌جمعه و استاندار به رئیس دانشگاه گفته‌اند که تو باید جلوی مطب‌های دندانپزشکی را بگیری تا خانم‌ها در مطب آقایان و آقایان در منطقه خانم‌ها نروند.» من به ایشان گفتم که مخالفت خودم با این مسئله را اعلام کرده‌ام، اما چون حرف امام جمعه بود نخواستم زیاد ورود پیدا کنم. ایشان هم گفتند «کار درستی کردید. تو و دانشگاه وظیفه‌تان این است که آن‌قدر پزشک خانم و آقا تربیت کنید که آدم‌ها انتخاب داشته باشند.» نمی‌شود جلوی آدم‌ها را گرفت. اگر خانمی خواست پیش آقا برود، میل خودش است. در این مورد نباید با جبر تصمیم گرفت.

درباره موضوع کنترل جمعیت چطور؟ چون این موضوع در زمان ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای مطرح‌شد.

درباره مسأله کنترل جمعیت و هم همان‌طور که من در هیأت دولت موضوع تنظیم خانواده را به تصویب رساندم، خدمت ایشان که رئیس قوه‌مجریه بودند و آقای هاشمی (رئیس قوه‌مقننه) و آقای موسوی اردبیلی (رئیس قوه‌قضائیه) رفتم و گفتم که موضوع تصویب شده و خیلی محرمانه است. جمعیت به سرعت داشت زیاد می‌شد و اعتبارات‌مان کافی نبود. من به آقای نخست‌وزیر گفتم که چند نامه درباره رشد جمعیت به شما نوشته‌ام، اما جوابی نداده‌اید. ایشان هم گفتند که حالا وقت این صحبت‌ها نیست و بحث‌مان چیز دیگری است. بالاخره با اصرار من بحث را انجام دادیم. کسی از بین وزرا در موافقت با من صحبت نکرد، اما در مخالفت چرا. مدام هم می‌خواستند که بحث را تمام کنم. اصرار کردم که رأی بگیریم تا بدانم موضع دولت جمهوری اسلامی درباره جمعیت و رشد آن چیست. با اصرار من رأی گرفتند و اتفاقا رأی هم آورد؛ در حالی که همه در مخالفت با من حرف زدند. اما اینها ابلاغ نمی‌شد. وقتی هم که ابلاغ شد، یک پاکت سیاه با مُهر خیلی محرمانه زدند که چنین چیزی در دولت تصویب شد. اما با سیاست خیلی محرمانه که نمی‌شد جمعیت را کنترل کرد. لذا من این نامه را نزد سران سه قوه می‌بردم و می‌گفتم که من راهی برای اجرای مصوبه خیلی محرمانه ندارم. آنها هیچ موقع نمی‌خواستند وارد بحث شوند و آقای موسوی اردبیلی به من گفتند که «فلانی من استناد تو را می‌پذیرم، اما به این بحث ورود پیدا نمی‌کنم. تنها قولی که می‌توانم به تو بدهم این است که در نماز جمعه دیگر درباره افزایش جمعیت صحبت نکنم.» اما گفتند که کاری برای تنظیم خانواده نخواهند کرد. وقتی به امام(ره) نامه نوشتم، ایشان گفتند که مطالب مهمی است و باید در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها مطرح شود. این‌جا بود که بحث کنترل جمعیت شروع شد. لایحه‌ای تهیه شد و مجلس و شورای نگهبان آن را تصویب کرد. اگر این سیاست خلاف بود، هیچ موقع تصویب نمی‌شد. یکی دوبار هم فردی از بیت رهبری به من گفتند که آقا با این کار شما مخالفند و فلان جا چیزی گفته‌اند. خدا می‌داند که هر دو دفعه‌ای که به من گفته شد، با سرعت هر چه تمام خدمت ایشان رفتم. آن موقع آقا همه‌روزه نمازهای جماعت را در بیت می‌خواندند. سراغ ایشان رفتم و ماجرا را نقل کردم. یک‌بار آقای هاشمی رفسنجانی هم کنار ایشان نشسته بودند و هنوز اذان ظهر گفته نشده بود. هر دوبار به من گفتند که شما کار خودت را بکن. یک‌بار به ایشان گفتم که من به خاطر مشکل قلبی که دارم، پایم لب گور است و نمی‌خواهم کار خلاف شرعی انجام دهم. اگر شما ذره‌ای فکر می‌کنید که این کار درست نیست، من همین الان به وزارتخانه می‌روم و فتیله این کار را پایین می‌کشم. باید بگویم که ایشان به مسائل سلامت همه می‌دادند و از کارهای این حوزه حمایت می‌کردند. یادم می‌آید اولین روزی که می‌خواستیم برنامه واکسیناسیون همگانی را راه بیندازیم، برنامه‌ای به نام بسیج سلامت کودکان در دوره ریاست‌جمهوری ایشان در نظر گرفتیم. برنامه‌ای در بیمارستان فیروزگر گذاشتیم. اولین قطره فلج اطفال به دست ایشان دردهان یک کودک ریخحته شد. ایشان همیشه به مسائل سلامت اهمیت می‌دادند. یادم می‌آید یک‌بار در هیأت دولت راجع به کارهای بهداشت گفتند. وقتی بحث تمام شد، به خدمتکار گفتند که چای بیاورد. معمولا وقتی با اعضای دولت صحبت می‌کردند، اول موعظه‌ای در باب مسائل اعتقادی می‌دادند و بعد وارد سیاست‌های اصلی می‌شدند. در آن جلسه ایشان توصیه ویژه‌ای درباره صرفه‌جویی کردند. در پایان فرمایشات یک‌بار دیگر گفتند چای بیاورند، اما بازهم خبری نشد. بار سوم پرسیدند که «چرا چای نمی‌آورند؟» من هم در پاسخ گفتم: «حضرت آقا شما گفتید صرفه‌جویی کنید، آقایان هم دارند صرفه‌جویی می‌کنند.» بعد یک‌دفعه همه خندیدند و ایشان گفتند: «تقصیر من است که این‌قدر دارم از بهداشت حمایت می‌کنم.»

در زمان ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای چه کارهای دیگری با حمایت‌ها و تلاش ایشان در حوزه سلامت انجام شد؟

ایشان از طرح‌هایی مثل شبکه بهداشت و درمان و ادغام دانشگاه‌های علوم پزشکی در وزارت بهداری سابق و تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تأسیس دانشگاه‌های علوم پزشکی در هر استان خیلی تعریف می‌کردند. بعضی از وزرا می‌خواستند این طرح را به هم بزنند، اما این‌یک دستاورد بود. برای همین، من بلافاصله خدمت آقا رفتم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند: «کاری که مُبدع آن ما بودیم و تأییدیه جهانی هم دارد را حالا می‌خواهند به هم بزنند.» ایشان گفتند که «همین الان از قول من به دکتر هاشمی بگو که مطلقا به این طرح دستی نزند و خودم هم به او پیغام می‌دهم.» منظورم این است که بعضی وقت‌ها به مسائل حوزه سلامت آن‌قدر مطمئن‌اند که موانع در این راه را فورا برطرف می‌کنند.

وقتی اسم شما را در پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری سِرچ کردیم، به یک‌سری از موارد رسیدیم. یکی از آنها این بود که در سال ۶۹ در دیدار با رهبری ایشان گفتند که «دکتر مرندی و امثال اینها بودند که در برابر آن موج باطل ایستادند.» قبل‌تر ایشان در مورد سازمان نظام پزشکی وقت صحبت کرده بودند. دوست دارید در این مورد و ماجرایش حرف بزنیم؟

واقعیتش خیلی یادم نمی‌آید. نظام پزشکی با تشکیل وزارت بهداشت مخالف بود. افراد خیلی انقلابی‌ای هم در بین این بین آنها نبودند. بعضی‌های‌شان فوت کرده‌اند و نمی‌خواهم درباره‌شان حرف بزنم. خلاصه این‌که با آنها درگیر بودیم. حتی قوه‌قضائیه هم وار شد و بعضی از این افراد را تبعید کرد. چنین ایستادگی‌هایی می‌کردیم. بارها تا صبح با این افراد کلنجار می‌رفتیم تا مشکلات را حل کنیم. جبهه‌گیری بعضی از آنها با انقلاب بود. بیشتر از این چیزی یادم نمی‌آید.

در سال ۹۳ و بعد از عمل جراحی رهبری هم در پایگاه اطلاع‌رسانی رهبری درباره شما نوشته شده: «دکتر مرندی مثل همیشه محبت داشتند. از طرف من هر جور که صلاح می‌دانند و با هر زبانی که می‌دانند از ایشان (پزشکان) تشکر کنند.» شما چطور این کار را کردید؟

این اتفاق افتاد. من همان‌جا در بیمارستان بودم و از کارکنان تشکر کردم. ببینید، لازم نیست من چیزی بگویم. وقتی‌ خود ایشان تشکر می‌کنند و از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، و دیگر نیازی به حرف من نیست.

شما جمله‌ای دارید که زمانی تیتر خبرگزاری‌ها شد: «در این ۴۰سال مثل آیت‌الله خامنه‌ای ندیده‌ام.» چه چیزی در آیت‌الله خامنه‌ای دیدید که به چنین برداشتی رسیدید؟

باید بگویم که «چه چیزی ندیدم؟» بالاخره هر انسانی ویژگی‌های مثبت، منفی و غیرویژه‌ای دارد. انسان مجموعه‌ای از این صفات است. ایشان واقعا با تقوا هستند. حضرت امام(ره) هم این‌طور بودند، اما همه افراد خاندان ایشان الزاما چیزی نشدند که امام می‌خواستند. بعضا یک‌سری از عکس‌ها هم پخش می‌شود که همه می‌بینند، اما در مورد ایشان این‌قدر خود خانواده به شأن اعتقاد دارند که درست مثل آقا رفتار می‌کنند. این خیلی مهم است که اعضای خانواده آن‌قدر فرد را قبول داشته باشند که از او تبعیت کنند. در سراسر بیت هم همین‌طور است. مورد دیگر، متانت تحمل و صبوری‌شان در برابر مخالفانشان است. این میزان تحمل و با اغراض شخصی کار نکردن واقعا ویژه است. من آقا را بیشتر از بقیه می‌شناسم و در هفته چندبار ایشان را می‌بینم. من هرگز مثل آقا ندیده‌ام. با بزرگان کارکرده‌ام، اما حقیقتا مثل ایشان ندیده‌ام. این حرف من به‌تنهایی نیست، حرف علما هم است. از الطاف الهی می‌دانم که در چنین زمانی زنده بوده‌ام و زیر پرچم نظام و رهبری زندگی می‌کنم.

شما جمله معروفی هم دارید که گفته‌اید «زندگی کردن در جمهوری اسلامی برای من و خانواده‌ام مثل بهشت است.»

واقعا همین‌طور است.

اصلا چطور شد که بعد از مدت‌ها زندگی در آمریکا به ایران برگشتید؟ سخت نیست؟

این لطف خداست. با همسرم بارها در این ۴۰سال حرف زده‌ایم که خداوند چه منتی بر ما گذاشت که به ایران برگشتیم و ماندگار شدیم. هرگز نفهمیدیم چه کردیم که چنین لطفی شامل حالمان شد (گریه). دو سال از او برگشت ما نگذشته بود که پسرم به جبهه رفت. او ۱۶ سالش بود. فارسی درست بلد نبود. اولین‌بار برای ۵ماه به بوکان کردستان رفت. آن موقع تلویزیون در اخبار درجه حرارت کوه‌های کردستان را اعلام می‌کرد که مثلا در شب‌های منهای ۳۰ تا ۳۵ درجه می‌شد و هر شب تعدادی از رزمندگان یخ می‌زدند و شهید می‌شدند. محمد فرزند من در کربلای ۴ جانباز شد. وقتی اینها را با همسرم حساب می‌کنیم، می‌بینیم که لطف الهی بوده است. من واقعاً عاشق مردم ایرانم و دوست دارم نوکری‌شان را بکنم.

نکته‌ای در کار زندگی شما هست: مردم در مورد شما و خانواده‌تان هیچ شایعه‌ای در کار نیست. فرزندان‌تان آقازاده نشده‌اند. مردم در برابر شما گارد ندارند. این سبک زندگی خیلی مراقبت می‌خواهد.

باخانمم که بحث می‌کنیم، آخرش به این نتیجه می‌رسیم اگر هم ما کار مثبتی کرده‌ایم، کار خدا بوده است. کار خدا بوده که به فکر ما انداخته که به ایران بیاییم. من فقط دوست داشتم در دانشگاه درس بدهم. همه این اتفاقات را خدا خواسته است. علیرغم این‌که سال‌هاست سکته قلبی کرده‌ام، هنوزم زنده‌ام. دلم می‌خواست به مردم خدمت کنم. خدا هم راهش را برایم باز کرد. چیزی به خودم برنمی‌گردد. خوشحالم که مردم درباره‌ام بد نمی‌گویند. اگر هم بگویند، حق دارند. شاید باید من خدمت بیشتری می‌کردم.»

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 300
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

حجت‌الاسلام مصطفی کرمی کارشناس مسائل دینی در گفت‌وگویی گفت: یکی از فلسفه‌های ابتلاء به بلاها و بیماری‌ها، توجه بیشتر بندگان به ذات اقدس الهی است. امروز در جامعه شاهد سردرگمی‌ها و ترس زیادی هستیم که این رفتار مطلوبی نیست.

وی افزود: خدا با برپایی صحنه‌های مختلف از جمله بیماری کرونا، می‌خواهد بگوید که «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» است. اوست که با اراده‌اش این بیماری در سطحی جهانی منتشر شد و فقط هم با اراده اوست که آتش این بیماری فروکش خواهد کرد.

این کارشناس مسائل دینی اضافه کرد: بهترین ابزار در چنین موقعیتی، دعا، تضرّع و توسل است. خدای متعال برای دعا ثمرات بسیاری قرار داده است؛ به عنوان مثال، امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «ادْفَعُوا أَمْوَاجَ‏ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاء؛ پیش از آنکه بلا بر شما وارد شود، با دعا، بلا را دفع کنید.»

حجت‌الاسلام کرمی گفت: همانطور که در نظام علّی و معلولی، عواملی هستند که در پدیده‌ها تأثیرگذارند، توان و قواهایی غیبی نیز وجود دارد که چه بسا اثرات آنان بسیار بیشتر هم باشد. مؤمنان باید همواره مجهّز به اسلحه دعا باشند. امام صادق علیه‌السلام فرمود: «أَنَّ اَلدُّعَاءَ سِلاَحُ اَلْمُؤْمِنِ؛ به راستی که دعا سلام مؤمن است.»

«اکنون تجمعات مذهبی و هیئات کشور با وجود آثار معنوی و حال و هوای خوبی که در کشور ایجاد می‌کردند، تعطیل شده است، این موضوع در سایر مکاتب هم مطرح بوده و از آن به عنوان یک مُسَکِّن و آرامش‌بخش استفاده می‌شد؛ چیزی که در کنار شدائد موجب تسکین آدمی می‌شد. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که اجتماعات مهم‌ترین بستر شیوع این بیماری است، لذا باید به حکم شرع و عقل از آنچه که موجب تشدید این مسأله می‌شود پرهیز کرد.»

وی با بیان مطلب فوق گفت: در این موقعیت باید توسلات و توجهات‌مان را به ذوات مقدس اهل‌بیت علیهم‌السلام بیش از پیش کنیم. امیدواریم این بیماری موجب تنبّه و بیداری بیشتر در هر یک از ما بشود.

حجت‌الاسلام کرمی یادآور شد: باید همچنانکه مراقبت‌های پزشکی لازم را می‌کنیم، به زندگی روزمره خود برسیم، به خدا توکل کنیم و همه چیز را از خدا بدانیم. مهم‌ترین موضوعی که دل‌ها را آرام می‌کند، پناه بردن به اهل‌بیت علیهم‌السلام و استفاده از سلاحی همچون دعا و راز و نیاز با پروردگار عالم است.

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 278
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398
مسئول هیأت حداث الحسین(ع) شمیران گفت: این هیأت روزانه در دو نوبت میان وعده غذایی بیماران کرونایی بستری در بیمارستان مسیح دانشوری را تأمین می‌کند. جوانان این هیأت همچنین شب‌ها معابر عمومی را ضدعفونی می‌کنند.
 

عقیق:مجتبی قره‌گزلو، مداح و مسئول هیأت حداث الحسین (ع) در گفت‌وگویی اظهار داشت: هیأت حداث الحسین (ع) در منطقه شمیرانات تهران واقع است که در برنامه‌ها و اتفاقات مختلف کشور مانند سیل و زلزله به کار جهادی و کمک‌رسانی به مردم می‌پردازد.

وی با بیان اینکه بعد از شیوع بیماری کرونا در کشور، این هیأت تصمیم به ورود در عرصه کمک‌رسانی برای مبارزه با این بیماری گرفت، تصریح کرد: از طریق یکی از مسئولین بیمارستان مسیح دانشوری اعلام آمادگی خود را برای کمک‌رسانی به بیماران کرونایی اعلام کردیم که دریافتیم این بیمارستان در زمینه بسته‌بندی پک غذایی میان وعده بیماران، نیازمند کمک است؛ زیرا بنا داشتند این پک را خارج از محیط بیمارستان بسته‌بندی کنند.

 قره‌گزلو افزود: روزانه اقلام غذایی بیماران از بیمارستان به این هیأت ارسال می‌شود و جوانان در دو نوبت صبح و عصر، مجموعاً ۸۰۰ پک میان وعده شامل میوه، کیک و شیر را بسته بندی می‌کنند که به صورت آتش به اختیار نیز اقلام فرهنگی شامل دعای رفع بلای امام سجاد علیه‌السلام و همچنین دست نوشته‌ای حاوی این شعار را که «ما همراه شما هستیم، مقاوم باشید» نیز در این بسته‌ها قرار می‌دهیم تا به دست بیماران کرونایی برسد.

این مداح و مسئول حداث الحسین (ع) افزود: همچنین با هماهنگی صورت گرفته با مسئولین وزارت دفاع، جوانان هیأتی هر شب برای ضدعفونی معابر عمومی، سطح شهر حضور پیدا می‌کنند. به صورتی که روزانه ۲۲۰ لیتر ماده ضدعفونی از وزارت دفاع به هیأت ارسال می‌شود و جوانان هیأتی با بهره‌گیری از سم‌پاش‌های خانگی در قالب گروه‌های ۴ نفره هر کدام ۴۰ لیتر ماده ضدعفونی را برای شست‌وشوی عابربانک‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس، صندلی پارک‌ها و غیره در اختیار می‌گیرند و به مناطق مختلف اعزام می‌شوند.

 

وی با ابراز خرسندی از اعلام آمادگی هیأت‌های مذهبی و مداحان برای کمک‌رسانی در جهت مبارزه با بیماری کرونا خاطرنشان کرد: هیأت‌ها از جمله نهادهایی هستند که از بدنه مردم و در ارتباط با آن‌ها هستند و برخلاف سازمان‌ها، فاصله‌ای با مردم ندارند زیرا تمام امور آن‌ها، مردمی اداره می‌شود بنابراین در اتفاقات مختلف می‌توانند خدمت‌رسانی‌های بسیار موثری به مردم داشته باشند. البته نباید هیأت‌ها منتظر بروکراسی‌های اداری بمانند و باید آتش به اختیار با بهره‌گیری از ارتباطات و دسترسی‌های خود در امور مختلف وارد شوند و خدمت رسانی داشته باشند.

قره‌گزلو در پایان خاطرنشان کرد: آماده ارائه مواد ضدعفونی کننده سطوح به هیأت‌های مذهبی برای ارائه خدمت‌رسانی به مردم هستیم.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 259
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

با توجه به شیوع ویروس کرونا و برای جلوگیری و پیشگیری، براساس اطلاعیه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درخصوص پیشگیری از ویروس فوق و تاکید بر جلوگیری از اجتماعات و مراسمات عمومی، هیأت ثارالله زنجان جهت حفظ سلامتی آحاد ملت مومن، متدین و بزرگوار مراسم هیأت را به صورت مجازی برگزار می‌کند.

مراسم مناجات‌خوانی در لیالی پربرکت ماه رجب از دوشنبه ۱۲ اسفندماه به مدت چهار شب و با مداحی مهدی رسولی مداح اهل بیت (ع) به صورت مجازی و پخش زنده از صفحه رسمی اینستاگرام هیأت به این نشانی برگزار می‌شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 113 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه